برچسب: دولت

  • ضربه تورم تولید به زنجیره اقتصاد ایران

    ضربه تورم تولید به زنجیره اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، دکتر علینقی مشایخی در دنیای اقتصاد نوشت:

    وقتی هزینه‌های دولت بیشتر از درآمدهای آن است، دولت عمده کسری بودجه خود را به طور مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی تامین می‌کند. روش مستقیم، استقراض دولت از بانک مرکزی است. روش غیرمستقیم، فروش اوراق قرضه به بانک‌های تجاری یا اخذ وام از آنهاست. بانک‌های تجاری اوراق خریداری‌شده را به بانک مرکزی واگذار کرده و از بانک مرکزی وجه آن را دریافت می‌کنند یا به پشتوانه طلبشان از دولت از بانک مرکزی استقراض می‌کنند. نتیجه تامین مالی مستقیم و غیرمستقیم از بانک مرکزی افزایش پایه پولی و نقدینگی در کشور است. با افزایش نقدینگی، قیمت‌ها افزایش یافته و تورم ایجاد می‌شود. در نتیجه تورم هزینه‌های دولت افزایش می‌یابد و دولت با کسری بودجه بیشتری مواجه می‌شود. کسری بودجه جدید نیاز به تامین مالی بیشتر از نظام بانکی و بانک مرکزی را افزایش می‌دهد و دایره شوم با ادامه تولید تورم بسته می‌شود.

    کار کرده دایره شوم بالا و ادامه تورم چندین پیامد مخرب به شرح ذیل دارد:

    اول- دولت برای کنترل افزایش کسری بودجه در هر دور از دایره شوم بالا، حقوق کارکنان خود و کارگران را کمتر از تورم افزایش می‌دهد. در نتیجه قدرت خرید کارمندان دولت و کارگران با هر دور از دایره شوم بالا سالانه کاهش می‌یابد. کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران طی سه دهه گذشته به جایی رسیده است که یک معلم یا یک متخصص یا کارگر فنی با حقوق دریافتی خود نمی‌تواند در شهرهای بزرگ زندگی خود را تشکیل دهد و اداره کند. در نتیجه سختی معیشت، مهاجرت نیروهای متخصص و حتی کارگران فنی به خارج از کشور زیاد می‌شود و سرمایه‌های انسانی کشور تحلیل می‌رود و به تولید و رشد اقتصادی لطمه وارد می‌کند. همچنین کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران و ایجاد مشکلات معیشتی برای آنها بروز و شیوع فساد و رشوه را در سازمان‌های دولتی و حتی تولیدی افزایش می‌دهد.

    با افزایش فساد فضای کسب‌وکار تخریب می‌شود و بهره‌وری کاهش می‌یابد. به علاوه، از آنجا که صندوق‌های بازنشستگی توان پرداخت حقوق بازنشستگان را ندارند بار اصلی پرداخت حقوق بازنشستگان بر عهده دولت است. کسری بودجه و کمبود منابع مانع افزایش حقوق بازنشستگان متناسب با تورم می‌شود و زندگانی بازنشستگانی که متکی به حقوق بازنشستگی است سخت می‌شود و اعتراضات و شکایت‌هایشان بالا می‌گیرد، آنچنان‌که در سال‌های اخیر شاهد اعتراض روزافزون بازنشستگان بوده‌ایم.

    کاهش ارزش پول ملی سیاستگذاران ارزی را به سمت کنترل و سرکوب قیمت ارز در تعاملات رسمی هدایت می‌کند. از آنجا که دولت نمی‌تواند ارز مورد تقاضا در قیمت‌های رسمی را تامین کند وضعیت ارز چندنرخی و حداقل دونرخی به وجود می‌آید. یکی نرخ ارز رسمی دولتی و دیگری نرخ ارز در بازار آزاد است. وجود بازار چندنرخی ارز موجب بروز فشارهای سیاسی و اداری برای دریافت ارز با نرخ رسمی برای امور بازرگانی می‌شود. فشار‌های مزبور منشأ فسادهای ریز و کلان می‌شود که قصه چای دبش یک نمونه آن است.

    همچنین چنانچه دولت صادرکنندگان را مجبور کند ارز حاصل از صادرات را با نرخ رسمی به دولت واگذار کنند، این کار موجب سرکوب صادرات می‌شود چون قیمت تمام‌شده کالاهای تولید داخل با افزایش هزینه‌ها و با نرخ ارز رسمی بیشتر از آن است که بتواند در خارج از کشور به فروش برسد. عدم رشد صادرات از یک طرف درآمدهای ارزی کشور را کاهش می‌دهد که خود موجب افزایش بیشتر قیمت ارز آزاد می‌شود و از طرف دیگر بخشی از ظرفیت‌های صادراتی کشور را بلااستفاده می‌کند. علاوه بر این، سیاست‌های ارزی که قیمت ارز را سرکوب می‌کند، قیمت کالاهای وارداتی با ارز رسمی را پایین‌تر از قیمت کالاهای تولیدی در داخل قرار می‌دهد و موجب سرکوب بیشتر تولید داخل می‌شود.

    دو گروه از ادامه ارز چند‌نرخی بهره‌مند می‌شوند؛ یک گروه افرادی که با دریافت ارزهای دولتی کالای اساس و دارو وارد می‌کنند و گروه دیگر افرادی که در سیستم دولتی اختیار تخصیص ارز را دارند و با نوعی فساد، با تخصیص ارز به افراد گروه اول، در منافعی که حاصل می‌شود شریک می‌شوند. هر دو گروه مزبور از سیاست‌های چندنرخی ارز به طور مستقیم و غیر‌مستقیم حمایت می‌کنند.

    سوم- با استمرار تورم، بی‌ثباتی در قیمت‌ها و قیمت ارز و فضای نامناسب کسب‌وکار سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت برای ایجاد ظرفیت‌های تولیدی نامطمئن می‌شود. سرمایه‌گذاری بخش خصوصی کاهش پیدا می‌کند و خروج سرمایه از کشور افزایش پیدا می‌کند. کسری بودجه روز‌افزون نیز بودجه‌های عمرانی و سرمایه‌گذاری دولتی را کاهش می‌دهد. در نتیجه سرمایه‌گذاری کل در اقتصاد که شامل سرمایه‌گذاری خصوصی و دولتی است کاهش پیدا می‌کند، آنچنان‌که سرمایه‌گذاری در سال‌های اخیر کاهش پیدا کرده است. با کاهش سرمایه‌گذاری و خروج سرمایه از کشور موجودی سرمایه‌های کشور در بخش‌های زیربنایی مثل حمل‌ونقل و انرژی و تولیدی رشد نمی‌کند. وقتی موجودی سرمایه به عنوان یک عامل تولید افزایش پیدا نکند رشد اقتصادی مختل و متوقف می‌شود آن‌چنان‌که در دهه گذشته مختل و متوقف بود.

    چهارم- با استمرار تورم و کاهش قدرت خرید حقوق‌بگیران و عامه مردم و نیز کاهش سرمایه‌گذاری، تقاضای کل کاهش می‌یابد و رکود اقتصادی ایجاد می‌شود. کاهش تقاضا برای کالاهای مصرفی، حتی اقلام خوراکی مانند لبنیات، میوه، گوشت و حبوبات در سال‌های اخیر توسط بنگاه‌های بزرگ کشور به‌خوبی احساس شده است. کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات مرتبط با سرمایه‌گذاری نیز توسط مشاوران و پیمانکاران و تولیدکنندگان کالاهای سرمایه‌ای در سال‌های اخیر به‌خوبی احساس شده است. رکود اقتصادی باعث ورشکستگی برخی بنگاه‌ها و خالی ماندن قسمتی از ظرفیت‌های تولیدی می‌شود. هر دو عامل خالی ماندن ظرفیت‌های تولیدی و ورشکستگی انگیزه‌های سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد و بیکاری را افزایش می‌دهد یا حداقل اشتغال در فعالیت‌های تولیدی را کاهش می‌دهد.

    پنجم- وقتی تقاضای داخلی به علت کم شدن قدرت خرید کاهش می‌یابد و بخشی از ظرفیت‌های تولیدی بلااستفاده می‌ماند و از طرف دیگر ارزش پول ملی نیز به علت تورم کاهش می‌یابد قاعدتا باید امکان صادرات کالاهای تولید داخل افزایش یابد. ولی متاسفانه چند عامل مانع رشد صادرات می‌شوند. عامل اول قیمت‌گذاری ارز و اجبار صادرکنندگان برای واگذاری ارز حاصل از صادرات به بانک مرکزی با قیمت‌های رسمی است که کمتر از قیمت‌های بازار آزاد است. عامل دوم تحریم‌ها و روابط خارجی نامناسب برای روابط اقتصادی با کشورهای خارجی است که دسترسی بنگاه‌های داخلی را به بازارهای خارجی بسیار مشکل می‌کند. عامل سوم محدودیت‌های تعاملات بانک‌های داخلی با بانک‌های خارجی (محدودیت‌های FATF) است. هر سه عامل مزبور صادرات کشور را به بند می‌کشند و صادرات را در سطحی پایین‌تر از پتانسیل‌های صادراتی کشور نگه می‌دارند سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهند و به رشد اقتصادی لطمه وارد می‌کنند.

    وجود تحریم‌ها و عدم وجود ارتباط بین بانک‌های کشور با بانک‌های خارجی زمینه فعالیت‌هایی برای دور زدن تحریم‌ها و نقل‌وانتقال وجوه به خارج از کشور فراهم می‌آورد. دور زدن تحریم‌ها و نقل‌و‌انتقال پول به داخل و خارج از طرق غیربانکی واسطه‌هایی برای واردات و صادرات و انتقال پول وارد فعالیت می‌کند که بابت انجام وظیفه واسطه‌گری و پذیرش ریسک مربوطه منتفع می‌شوند. این واسطه‌ها اولا هزینه تعامل با خارج را افزایش می‌دهند. کالاها و خدمات وارداتی گران‌تر برای کشور تمام می‌شوند و هزینه کالاها و خدمات صادراتی افزایش پیدا می‌کند و صادرات مشکل‌تر می‌شود. از ادامه این شرایط مردم ضرر می‌بینند و واسطه‌های نقل‌و‌انتقال پول و فعالان در حوزه دور زدن تحریم‌ها سود می‌برند. افراد و گروه‌هایی که خارج و داخل سازمان‌های دولتی از این شرایط بهره‌مند می‌شوند به طور مستقیم و غیر‌مستقیم با تغییر سیاست‌ها برای یک‌نرخی شدن قیمت ارز مخالفت و کارشکنی می‌کنند.

    ششم- با استمرار تورم، سرمایه در گردش مورد نیاز واحدهای تولیدی برای تامین مواد اولیه و تولید و توزیع محصولات افزایش می‌یابد. تامین سرمایه در گردش برای ادامه فعالیت‌های تولیدی نیاز به تامین مالی دارد. در شرایط تورمی، معمولا بانک مرکزی برای کنترل رشد نقدینگی ظرفیت وام‌دهی بانک‌ها را محدود می‌کند د‌رحالی‌که بنگاه‌ها برای تامین سرمایه در گردش خود به وام‌های بانکی احتیاج دارند. محدودیت اعتبارات بانکی، بنگاه‌ها را تحت فشار بیشتر مالی قرار می‌دهد و منجر به کاهش تولید می‌شود. کمبود منابع مالی بنگاه‌ها نیز یکی از عوارض مخرب تورم است.

    هفتم- تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور به مشکلات ناشی از تورم می‌افزاید. نسبت جوانان کشور به کل جمعیت رو به کاهش است. متولدان دهه‌های ۵۰ و ۶۰ که دوران رشد زیاد جمعیت بود به بازنشستگی می‌رسند. به خاطر ساختار سنی جمعیت و کاهش سرمایه‌گذاری تعداد شاغلان به کل جمعیت رو به کاهش است. دریافت صندوق‌های بازنشستگی از کسورات حقوق شاغلان و سود سرمایه‌گذاری‌های قبلی تامین می‌شود. پرداخت‌های صندوق‌ها به تعداد بازنشستگان و حقوق بازنشستگی آنها بستگی دارد. چند سالی است که صندوق‌ها دچار ناترازی شده‌اند و به علت کاهش نسبت تعداد شاغلان به بازنشستگان دریافتی آنها بابت حق بازنشستگی شاغلان کمتر از پرداخت‌های آنها به بازنشستگان است. متاسفانه صندوق‌ها سپرده‌های قبلی خود را زمانی که دریافت‌ها بیشتر از پرداخت‌ها بود به‌خوبی مدیریت و سرمایه‌گذاری نکرده‌اند که بازده سرمایه‌گذاری کفایت بخش زیادی از حقوق بازنشستگان را بدهد. کسری روزافزون صندوق‌های بازنشستگی از محل بودجه دولت باید تامین شود. افزایش تعداد بازنشستگان از یک طرف و انتظار بحق آنها برای افزایش حقوق بازنشستگی به خاطر تورم، بار روزافزونی را به بودجه دولت تحمیل می‌کند و کسری بودجه را افزایش می‌دهد و پیچیدگی مدیریت اقتصاد کشور را افزایش می‌دهد.

    هشتم- کسری بودجه و کمبود منابع دولت سبب می‌شود که دولت نتواند در ایجاد و توسعه زیرساخت‌ها و صنایع بزرگ سرمایه‌گذاری کند. سرمایه‌گذاری در ظرفیت‌های تولید و توزیع نفت، گاز و برق و صنایع بزرگ نظیر پتروشیمی‌ها و فولاد‌ی‌ها و مس عمدتا به عهده دولت یا سرمایه‌گذار خارجی یا اعتباردهندگان خارجی بوده است. همین‌طور سرمایه‌گذاری در توسعه و نگهداری راه‌ها، راه‌آهن، بنادر و فرودگاه‌ها و شبکه درمانی کشور عمدتا توسط دولت انجام می‌شده است. سرمایه‌گذاری لازم در نفت و گاز پتروشیمی از ۲۵۰میلیارد دلار برای نگه داشتن موقعیت فعلی تا ۶۰۰ میلیارد دلار برای کسب جایگاهی متناسب با دخایر کشور در چند سال آینده برآورد شده است.

    از یک طرف تحریم‌ها و روابط خارجی نامناسب اعتبارات و سرمایه‌گذاری خارجی در ظرفیت‌های تولیدی نفت و گاز و پتروشیمی و زیرساخت‌های مزبور را تقریبا به صفر رسانده است. از طرف دیگر کسری بودجه و کمبود منابع دولت نیز امکان سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را بسیار محدود کرده است. بخش غیردولتی به دلایلی که در بالا ذکر آن رفت توان و انگیزه سرمایه‌گذاری در زیر‌ساخت‌ها را ندارد. در نتیجه سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها کمتر از استهلاک آنها شده است و خالص سرمایه‌گذاری منفی شده است. با ادامه شرایط از یک طرف و قیمت‌های پایین انرژی و رشد مصرف انرژی در بخش‌های خانگی و خدماتی از طرف دیگر، کشور با کمبود انرژی شامل گاز، برق، و فرآورده‌های نفتی مواجه شده یا می‌شود. برق صنایع تولیدی به طور برنامه‌ریزی‌شده یک یا دو روز در هفته در تابستان‌ها قطع می‌شود، در زمستان‌ها گاز صنایع انرژی‌بر مانند پتروشیمی‌ها و فولاد‌ی‌ها قطع می‌شود. شرایط مزبور که در سال‌های آینده می‌تواند بدتر شود موجب کاهش تولید و بهره‌وری در صنایع شده و انگیزه‌ها سرمایه‌گذاری را بیشتر کاهش دهد. ادامه کارکرد دایره شوم کسری بودجه و تحریم‌ها و عدم امکان جذب اعتبارات و سرمایه‌های خارجی زیرساخت‌های اقتصادی کشور را به وضع اسفناکی می‌رساند. با تضعیف زیرساخت‌ها و کاهش یا عدم افزایش سرمایه‌گذاری، امکان رشد اقتصادی و افزایش بهره‌وری وجود نخواهد داشت.

    نهم- دولت‌ها برای تقویت برخی فعالیت‌ها نظیر تولید مسکن (به‌خصوص برای اقشار کم‌درآمد) و کشاورزی یا تسهیل ازدواج جوانان در شرایطی که نرخ تورم بالاست به بانک‌ها تکلیف می‌کنند که وام بانکی با بهره پایین اعطا کند. اعتبارات تکلیفی از یک طرف موجب زیان بانک‌ها شده و ناترازی دارایی‌ها و بدهی‌های آنها را افزایش می‌دهد و از طرف دیگر از ظرفیت بانک‌ها برای تامین مالی واحدهای تولید می‌کاهد و فشار بر واحدهای تولیدی با محدودیت دسترسی به اعتبارات بانکی افزایش می‌دهد و به تولید و سرمایه‌گذاری آسیب بیشتری وارد می‌شود.

    دهم- یکی از نتایج تاسف‌بار کسری بودجه، تداوم تورم و کمبود منابع دولت شرایطی است که برای آموزش‌و‌پرورش کشور به وجود آمده است و آثار بلندمدت بسیار خسارت‌آمیزی دارد. با تورم قدرت خرید حقوق معلمان و دبیران آموزش‌و‌پرورش مانند سایر کارکنان دولت کاهش یافته است. حقوق معلمان کفاف زندگی معمولی آنها را نمی‌دهد. معلمان مجبورند برای تامین معیشت خود به کارهای دیگری علاوه بر معلمی، مانند مسافرکشی، بپردازند و این شرایط از تمرکز آنها بر آموزش و تربیت کیفی دانش‌آموزان می‌کاهد. چنین شرایط امکان جذب نیروهای کیفی را به عنوان نسل بعدی معلمان از آموزش‌وپرورش سلب می‌کند. به علاوه بنابر اظهارات معاون وزارت آموزش‌و‌پرورش ۹۷.۷درصد بودجه آموزش‌وپرورش هزینه‌های حقوق و دستمزد کارکنان است. سهم ناچیزی از بودجه برای تعمیر و نگهداری مدارس، تهیه تجهیزات کمک‌آموزشی نظیر کتابخانه، وسایل ورزشی و آزمایشگاهی و فعالیت‌های فوق‌برنامه دانش‌آموزان باقی می‌ماند. با وضع موجود در آموزش‌و‌پرورش کشور، کیفیت و تربیت نسل بعدی کشور نگران‌کننده است. نسلی تربیت می‌شود که از دانش و توان فکری و تحلیلی کمی برخوردار است و هویت و شخصیت محکمی ندارد و نخواهد توانست بار توسعه و پیشرفت کشور را به دوش بکشد. سهم ناچیز مدارس دولتی که حدود ۸۵درصد دبیرستان‌های کشور را تشکیل می‌دهند در قبولی کنکور برای ورود به دانشگاه‌های خوب کشور نشان از کیفیت پایین آموزش‌وپرورش در مدارس دولتی است. از آنجا که نتایج تاسف‌بار ضعف آموزش‌وپرورش در بلندمدت ظاهر می‌شود و جبران آن به‌آسانی میسر نیست، باید از هم‌اکنون با اولویت با استفاده از راه‌هایی که برای بهبود وضع بودجه در قسمت بعد پیشنهاد می‌شود به بهبود وضع آموزش‌و‌پرورش پرداخت.

    پیامدهای بالا و پیامدهای دیگری که می‌توان برشمرد، عواقب مخرب و دردناک دایره شوم کسری بودجه و تامین آن با اتکا به نظام بانکی از یک طرف و تحریم‌ها و محرومیت کشور از تعامل اقتصادی با خارج و استفاده از سرمایه و اعتبارات خارجی برای توسعه زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های تولیدی از طرف دیگر است. برای رهایی از این شرایط و قطع کارکرد دایره شوم تولید تورم، حداقل اقدامات ذیل ضروری به نظر می‌رسد.

    جذب سرمایه خارجی به صورت سرمایه‌گذاری یا اعتباری ضرورت اول است. ابعاد سرمایه‌گذاری لازم بالاست. در بخش‌های نفت و گاز و پتروشیمی از ۲۵۰میلیارد دلار بر حفظ جایگاه فعلی تا ۶۰۰میلیارد دلار برای کسب جایگاهی متناسب با ذخایر کشور برآورد شده است. این حجم سرمایه‌گذاری از عهده اقتصاد ملی خارج است. عدم توجه به سرمایه‌گذاری لازم در صنایع نفت و گاز می‌تواند به‌زودی کشور را از یک صادرکننده نفت و گاز و فرآورده‌های مربوطه به یک واردکننده تبدیل کند. با توجه به سودآور بودن سرمایه‌گذاری در این بخش، جذب سرمایه و اعتبارات خارجی ممکن و ضروری است. برای تحقق ضرورت باید تحریم‌ها رفع شود و بازسازی روابط اقتصادی کشور با دنیا و منابع سرمایه انجام شود. البته سرمایه‌گذاری خارجی برای رفع عقب‌افتادگی سایر بخش‌های زیربنایی و تولیدی، جذب تکنولوژی و توسعه بازارهای صادراتی نیز ضروری است که آن هم با بازسازی روابط خارجی و رفع تحریم‌ها امکان‌پذیر می‌شود.

    از کار انداختن دایره شوم اتکای تامین کسری بودجه از نظام بانکی با فعال‌سازی سازوکارهای دیگر کسب‌و‌کار درآمد برای دولت ضرورت دوم است. اگرچه استقلال بانک مرکزی برای قطع اتکای مزبور مهم است، ولی تا وقتی سازوکارهای دیگری برای کاهش هزینه‌های دولت و افزایش درآمدها در جهت کاهش کسری بودجه تدارک دیده نشود، بانک مرکزی برای تامین حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان و یارانه‌بگیران مستقیم و غیرمستقیم چاره‌ای جز تسلیم در مقابل فشارهای دولت مستاصل ندارد. اگر بانک مرکزی تسلیم نشود، نظام اداری و اجرایی کشور به هم می‌ریزد و عواقب سیاسی و اجتماعی غیرقابل‌کنترلی نتیجه می‌شود و لذا با تغییر رئیس بانک مرکزی بانک وادار به تسلیم می‌شود. پس باید سازوکارهای دیگری برای تامین کسری بودجه به‌تدریج ولی با سرعت فعال شود و کسری بودجه را کاهش دهد.

    اصلاح و بهبود نظام مالیاتی و افزایش درآمدهای مالیاتی یکی از سازوکارهاست که باید تقویت شود. تقویت این سازوکار در چند سال اخیر و به‌خصوص در دو سال اخیر مورد توجه و تاکید دولت قرار گرفته است. اگرچه بهبود نظام مالیاتی و شناسایی دریافت مالیات‌های قانونی از فعالان اقتصادی جهت‌گیری درستی است ولی تحقق کامل آن زمانگیر است. افزایش درآمدهای مالیاتی باید با بهبود نظام تشخیص و دریافت مالیات اتفاق بیفتد. تندروی در افزایش درآمدهای مالیاتی جلوتر از بهبود نظام تشخیص و دریافت می‌تواند باعث تشخیص‌های نادرست و فشارهای غیرموجه به فعالان اقتصادی در دوره رکود شود و فضای کسب‌وکار را ناامن کند و فعالیت‌های اقتصادی را کاهش دهد.

    یک سازوکار مهم دیگر کاهش تدریجی سوبسید پرداختی به انرژی در کشور است. در حال حاضر برآورد می‌شود معادل ۲.۱میلیون بشکه نفت خام انرژی در روز به صورت‌های مختلف در کشور مصرف می‌شود. منشأ این انرژی نفت خام و گاز است که مجانی به شبکه‌های پالایش و توزیع تزریق می‌شود. بهای دریافتی بابت انرژی از مصرف‌کنندگان نهایی هزینه‌های پالایش، تبدیل و توزیع را هم پوشش نمی‌دهد و برای بخشی از آن هزینه‌ها نیز دولت باید سوبسید پرداخت کند. از طرف دیگر چون قیمت انرژی برای مصرف‌کننده نسبت به کشورهای منطقه بسیار پایین است (مثلا در سال ۲۰۲۲ قیمت بنزین در عربستان ۶برابر، در امارات ۲۷برابر و در ترکیه ۴۰برابر ایران بود) و در نتیجه پایین بودن قیمت نسبی انرژی در ایران، مصرف انرژی در کشور به ازای هر واحد تولید بر اساس دلار با قدرت خرید معادل ۳.۵برابر ترکیه است. با ادامه تورم و کاهش قیمت واقعی انرژی با ریال ثابت (برای یک سال پایه) مصرف سرانه انرژی روزافزون بوده و سوبسید پرداختی برای انرژی نیز افزایش می‌یابد. برآورد می‌شود که در سال ۲۰۲۲ حدود ۱۶۰میلیارد دلار سوبسید انرژی پرداخت شده است.

    از آنجا که سوبسید مزبور تقریبا به همه به طور یکنواخت پرداخت می‌شود گروه‌های درآمدی بالاتر که انرژی بیشتری مصرف می‌کنند سوبسید بیشتری دریافت می‌کنند. یکی از سازوکارهایی که باید برای کاهش کسری بودجه فعال شود کاهش سوبسید پرداختی به انرژی مصرفی است. باید به‌تدریج ولی با سرعت از ۱۶۰میلیارد دلار پرداختی به عنوان سوبسید کاست و با استفاده از آن کسری بودجه را کاهش داد. باید قیمت انرژی برای گروه‌های پردرآمد را در مرحله اول به‌سرعت افزایش داد و سپس به‌تدریج سوبسید پرداختی انرژی مصرفی برای سایر گروه‌ها را نیز کاهش داد و برنامه‌ها و مشوق‌های کاهش مصرف انرژی را فعال کرد و تهیه و تامین وسایل و روش‌های صرفه‌جویی در انرژی را حمایت و تشویق کرد. از آنجا که تعدیل و اصلاح قیمت‌های انرژی و کاهش سوبسید پرداختی به انرژی از کسری بودجه می‌کاهد و مانع از افزایش نقدینگی به خاطر کسری بودجه می‌شود، تورم نیز کنترل می‌شود. کشورهای زیادی هستند که در آنها قیمت انرژی بیشتر از ده برابر قیمت انرژی در ایران است و تورم بسیار پایینی دارند.

    از منابع حاصل از کاهش سوبسید انرژی می‌توان سبد حمایتی گروه‌های کم‌درآمد را تقویت کرد و آموزش‌وپرورش را برای فرزندان آنها بهبود بخشید تا سرمایه انسانی گروه‌های کم‌درآمد به نحوی افزایش یابد تا در آینده منجر به کسب درآمد بیشتر برای آن گروه‌ها بشود.

    با کاهش سوبسید انرژی و اصلاح قیمت نهاده انرژی و نزدیک شدن آن به کشورهای منطقه، از مصرف انرژی کاسته می‌شود، بهره‌وری استفاده از انرژی افزایش می‌یابد، قاچاق انرژی از کشور کمتر می‌شود، امکان صادرات بیشتر نفت و گاز فراهم می‌شود، درآمدهای ارزی کشور افزایش می‌یابد، و توان دولت برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، بهبود وضع آموزش‌و‌پروش، و حمایت هدفمند از گروه‌های کم‌درآمد افزایش می‌یابد.

    بالاخره سازوکار دیگری که باید فعال شود کاهش سوبسید پرداختی به کالاهای عمومی به صورت نقدی یا تخصیص ارز ترجیحی است. در عوض باید پرداخت سوبسید هدفمند به گروه‌های کم‌درآمد برای تامین نیازهای اساسی آنها افزایش یابد. سوبسیدهای هدفمند می‌تواند به طور نقدی یا از طریق کالابرگ به آنها پرداخت شود. همچنین به طور غیرمستقیم و از طریق بیمه‌ها آنها را در تامین هزینه‌های درمان و دارو کمک کرد. خوشبختانه دولت اقدامات خوبی در این زمینه شروع کرده است. هدفمند شدن سوبسید پرداختی موجب می‌شود کل سوبسید پرداختی کاهش پیدا کند و بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های دولت کم شده و کسری بودجه را کاهش دهد.

    بدیهی است که از راه‌حل‌های بالا با توجه به پتانسیل منابعی که تامین می‌کنند، بهبود روابط با دنیا، رفع تحریم‌ها و جذب سرمایه و اعتبار خارجی اهمیت اول را دارد. دومین راه‌حل از نظر اهمیت کاهش سوبسید پرداختی به انرژی و مصرف آن برای تقویت کیفیت دستگاه اجرایی و سرمایه‌گذاری در زیر‌ساخت‌ها و آموزش‌وپرورش است. بالاخره بهبود نظام مالیاتی و افزایش درآمدهای مالیاتی از اولویت بعدی برخوردار است. البته پیاده‌سازی و عملیاتی کردن تمام اقدامات پیشنهادی مستلزم برنامه‌ریزی و طراحی اجرایی از نظر روش‌ها، دستورالعمل‌ها، سیستم‌های اطلاعاتی و سازمان و نیروی انسانی کیفی اجرایی است که باید در ساختار دولت مهیا شود. مهیا کردن شرایط مزبور در دولت نیز با بهبود نظام سیاسی برای جذب و انتخاب نیروهای کیفی بااستعداد و تحصیل‌کرده و خبره در سازمان دولت میسر است.

     

  • سیاست‌های دولت و بانک مرکزی نفس بورس را برید!

    سیاست‌های دولت و بانک مرکزی نفس بورس را برید!

    به گزارش اقتصادران، بازار سرمایه در حالی امروز کار خود را پس از تعطیلات نوروزی به شکل جدی آغاز کرد که در ساعت‌های اولیه روز در مسیر ریزشی قرار گرفت. این در شرایطی است که سال ۱۴۰۲ برای بازار سرمایه چندان خوشایند نبود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بازار سهام ابتدای سال ۱۴۰۲ سبزپوش بود و توانست اواسط اردیبهشت‌ماه قله ۲ میلیون و ۵۳۵ هزار واحدی را فتح کند. با این وجود هر چه به فصل تابستان نزدیک شدیم، از طراوت روزهای ابتدایی سال در معاملات بورس کاسته شد و بازار بیشتر در باتلاق رکودی فرو رفت. با وجود این، تصور می‌شد نیمه دوم سال برای بورس نیمه متفاوتی با نیمه نخست باشد، اما همچنان رمق بازار گرفته شد و بازار سرمایه کم‌توان وارد دور جدیدی از رکود و نااطمینانی شد.

    کارشناسان اعتقاد دارند بازار سرمایه یک سال رکودی را پشت سر گذاشت. در بررسی علل رکود حاکم بر بازارها می‌توان سیاست‌های دولت و بانک مرکزی را یکی از عوامل موثر عنوان کرد که اقتصاد را به ورطه رکودی کشاند و بنگاه‌های تولیدی را با چالش جدیدی مواجه کرد.

    سه پارامتر اثرگذار روی بورس

    در همین خصوص، همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه با اشاره به وضعیت بورس، می‌گوید: سه پارامتر روی بورس اثرگذار بوده است. یکی، قیمت‌گذاری دستوری است که بخشی از صنایع را زیان‌ده کرده است. بخش دوم، به نرخ بهره بسیار بالا برمی‌گردد و این‌که ما الاکلنگی به نام نرخ بهره و شاخص داریم. وقتی ما نرخ بهره را بالا می‌بریم، در واقع شاخص بورس و دارایی‌های دیگر ریزش پیدا می‌کند.

    وی می‌افزاید: با توجه به فروش اوراق‌های ۳۰ درصدی در پایان سال، این مساله تشدید شد. موضوع دوم هم اختلاف‌های شدید ارز دولتی و ارز آزاد است که در پایان سال به حدود ۳۰ درصد رسید. یعنی شرکت‌های صادرکننده در حدود ۳۰ درصد دارایی و درآمد خود را دودستی تقدیم واردکنندگان می‌کنند. به همین دلیل هم چندان استقبالی از صادرات نمی‌شود.

    این کارشناس بازار سرمایه متذکر می‌شود: مسایل مختلف دیگری از جمله دست‌اندازی دولت به درآمد شرکت‌ها را اضافه کنید و قوانین خلق‌الساعه و یا تغییراتی چون نرخ خوراک پتروشیمی و نرخ گاز و یا عوارض صادراتی، همه‌گی باعث می‌شود که شرایط بازار سرمایه مطلوب نباشد.

    دارابی عنوان می‌کند: در سال ۱۴۰۳ هم این مسایل دارد ادامه پیدا می‌کند و اگر تغییراتی در این زمینه اعمال نشود، شرایط نمی‌تواند خیلی تغییر کند.

    وی تصریح می‌کند: البته در ابتدای سال مرحله دوم انتخابات مجلس را داریم که تشکیل این مجلس و نیز در فصل پاییز، انتخابات آمریکا، اهمیت خاص خود را دارد.

    این کارشناس بازار سرمایه یادآور می‌شود: با توجه به این شرایط انتظار نداریم که اقتصاد ایران بتواند نفسی بکشد. وقتی اقتصاد ایران نفس نکشد، نمی‌توانیم در واقع شاهد تغییرات جدی در بورس باشیم، چون بورس، آینه بخش اقتصاد است و بدون همراهی بخش واقعی اقتصاد، تنها امید به تورم است که تورم هم با توجه به قیمت‌گذاری دستوری و نرخ ارز، در حساب‌های شرکت‌ها منعکس نمی‌شود و شرکت‌ها به شدت تضعیف شده‌اند.

     

    بورس همچنان درجا می‌زند؟

    دارابی در پاسخ به این پرسش که با این شرایط بورس در سال جدید درجا خواهد زد؟ می‌گوید: این‌ها بستگی دارد به این‌که بتوانیم از مثلث قیمت‌گذاری دستوری، نرخ بهره و نرخ ارز، بازار را نجات دهیم. همچنین تصمیماتی که دولت در سال جدید برای اقتصاد کشور می‌گیرد.

    وی با اشاره به نرخ ارز در سال ۱۴۰۳، عنوان می‌کند: نمی‌توان پیش‌بینی کرد. نرخ ارز به مقدار زیادی به سیاست‌های دولت برمی‌گردد، اما در حال حاضر نرخ ارز دولتی به دلیل این‌که فاصله زیادی با نرخ ارز بازار آزاد دارد، یک صف ارزی برای واردات شکل گرفته است. از آن طرف هم صادرکنندگان انگیزه‌ای برای صادرات ندارند.

    این کارشناس بازار سرمایه تصریح می‌کند: کسری تراز تجاری کشور به بالای ۱۵ میلیارد دلار رسیده است. ما تقریبا ۳ سال درگیر انتقال ۶ میلیارد دلار مطالبات‌مان از کره‌جنوبی بودیم.

    دارابی متذکر می‌شود: حالا که ۱۵ میلیارد دلار کسری تراز تجاری آوردیم، این نشان می‌دهد که چه دردسر بزرگی دارد بازار ارز را تهدید می‌کند و هر چه زودتر باید این نرخ‌ها اصلاح شود.

    وی تاکید می‌کند: اگر نرخ‌ها اصلاح نشود، شوکی که بعدا رخ می‌دهد، خیلی شدیدتر خواهد شد و به همین دلیل باید هر چه زودتر تدبیری کنیم.

    این کارشناس بازار سرمایه خاطرنشان می‌کند: اگر نرخ ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی ادامه پیدا کند، همان بلایی بر سر اقتصاد می‌آید که ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی بر سر اقتصاد آورد و در نهایت منجر به خروج منابع و همچنین کالاها از کشور شد.

  • با مساله دولت گرسنه و فقیر مواجه هستیم / ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده است

    با مساله دولت گرسنه و فقیر مواجه هستیم / ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده است

    به گزارش اقتصادران، یک کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه سال 1402، شاخص کل حدود 12درصد، سکه تمام 27درصد، صندوقهای درآمد ثابت 28درصد و دلار 26درصد رشد داشتند، ضمن بررسی چشم انداز بازار سرمایه در سال 1403 گفت: اینکه آبان سال 1403 چه کسی رئیس جمهور آمریکا خواهد شد، کاملا روشن نیست، هر چند که احتمال برد ترامپ بیشتر به نظر می رسد، اما صرف حضور ترامپ در انتخابات باعث التهاب بازارها خواهد شد و بحث فروش و صادرات نفت را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

    سال 1402، یکی از بدترین سالهای بازار سرمایه بود

    امین بیگانی با بیان اینکه سال 1402، یکی از بدترین سالهای بازار سرمایه بود، تصریح کرد: از پایان سال 1401، با توجه به رشد قیمت دلار و زیر ارزش بودن سهام شرکتها، بازار رشد خوبی داشت، این وضعیت ادامه پیدا کرد تا اینکه متاسفانه در 16 اردیبهشت، عملا ترمز این رشد کشیده شد؛ به طوری که فروش هماهنگ کدهای خاص، بازار را منفی کرد و و دو ماه بعد هم با اعلام خبر تغییر فرمول نرخ خوراک پتروشیمی ها براساس مصوبه هیات وزیران وضعیت در بازار تغییر کرد.

    عده ای در تیم اقتصادی دولت، به رشد بازار بورس بسیار بدبین هستند / شاخص کل 12درصد، سکه 27درصد، صندوقهای درآمد ثابت 28درصد و دلار 26درصد رشد داشت

    بیگانی با بیان اینکه در تیم اقتصادی دولت، عده ای به رشد بازار بورس بسیار بدبین هستند، در حالی که به لحاظ اقتصادی، این مساله می تواند برعکس و به نفع اقتصاد کشور باشد، گفت: سال 1402، شاخص کل حدود 12درصد، سکه تمام 27درصد، صندوقهای درآمد ثابت 28درصد و دلار 26درصد رشد داشتند. در واقع، سیاست انقباضی بانک مرکزی و دولت تاثیر خود را بر کل بازارهای مالی گذاشته است. با اینکه عملا سال 1402 وارد رکود تورمی شده بودیم، سیاست عدم رشد نقدینگی و حفظ سیاست انقباضی، باعث رکود در بازارهای مختلف شد.

    با مساله دولت گرسنه و فقیر مواجه هستیم / همچنان ریسک دستکاری دولت در بازارهای مختلف وجود دارد

    این کارشناس بازار سرمایه تاکید کرد: تا زمانی که کسری بودجه ادامه دارد و با مساله دولت گرسنه یا دولت فقیر مواجه هستیم، همچنان ریسک دستکاری دولت در بازارهای مختلف وجود دارد و افزایش مالیاتها، کاهش مشوقها و ادامه دست درازی به جیب شرکتها به عنوان بزرگترین ریسک بازار سرمایه تداوم خواهد داشت.

    مشوقی برای بازار باقی نمانده، اما دولت همچنان در پی اعمال فشار است

    وی اظهارداشت: عملا مشوقی برای بازار سرمایه باقی نمانده، نرخ خوراک گاز از کشورهای همسایه و میانگین جهانی بالاتر است، رشد قیمت برق برای صنایع مختلف ادامه داشته و عملا یارانه و مشوقی برای شرکتها در صنایع مختلف باقی نمانده که دولت بخواهد براساس آنها منتی بر سر شرکتها بگذارد و آنها را تحت فشار قرار دهد، اما با این حال هنوز هم این اقدامات می توانند ادامه پیدا کنند. گرچه از نظر منطقی، دیگر جایی برای اعمال نفوذ دولت باقی نمانده است.

    دولت هنوز شرکتهای خصوصی شده بازار سرمایه را زیرمجموعه خود می داند

    بیگانی با بیان اینکه اختلاف دلار نیمایی و دلار آزاد نشان می دهد که دولت هنوز عملا شرکتهای خصوصی شده بازار سرمایه را زیرمجموعه خود می داند و هر زمان نیاز داشته باشد، با برداشتن از سود شرکتها که اقدامی شبیه به اخاذی است مشکلات خود را حل می کند، مواضع تیم اقتصادی دولت را ناهماهنگ دانست و گفت: متاسفانه شاهد تناقض در مواضع تیم اقتصادی دولت هستیم؛ وزیر اقتصاد از حمایت از بازار سرمایه صحبت می کند اما در یک سال گذشته، شاهد بودیم که دولت انواع فشارها را به بازار سرمایه وارد کرد!

    وی توضیح داد: در آخرین اقدام، رئیس بانک مرکزی، در نامه ای به بانکها، خواست تسهیلات اعتباری داده شده به کارگزاریها کاهش پیدا کند، در حالی که کل تسهیلات اعطا شده به کارگزاریها 40همت است و بانک مرکزی فقط در سال 1402 به بانک ها اجازه داده 150 همت به کارمندان خود تسهیلات اعطا کند و کل تسهیلات بانکی 6هزار و 600 همت است ودر واقع 6هزارم درصد از کل اعتبارات بانکها، به کارگزاری ها داده شده که عددی نیست که بانک مرکزی بخواهد روی آن دست بگذارد.

    ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده است

    این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه وزیر اقتصاد، صحبت از کنترل نرخ سود بانکی و بین بانکی در محدود 20درصد می کند، اما در عمل این نرخ اکنون به بالای 24 و 25درصد رسیده است! اضافه کرد: نرخ سود صندوقهای درآمد ثابت به 28 و 29درصد و نرخ سود سپرده ها به بالای 30درصد رسیده و رئیس بانک مرکزی، برخلاف اظهارات وزیر اقتصاد، عملا کار فروش اوراق 30درصدی به بانکها به مقدار 280 همت را انجام داد. این ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت، قطعا به بازار سرمایه و بازارهای اقتصادی دیگر ضربه خواهد زد. اگر چه اختلاف میان رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد، شاید طبیعی به نظر برسد، اما این همه ناهماهنگی در تیم اقتصادی دولت از حالت طبیعی خارج شده و نمی توان آن را توجیه کرد.

    صندوقهای طلا، کالا و بعضی سهامی، برندگان سال 1402 بازار سرمایه بودند

    به گفته بیگانی؛ در بازار سرمایه 1402، صندوقها برنده بودند. در واقع؛ صندوق‌های طلا، کالا و بعضی سهامی برندگان سال 1402 بازار سرمایه بودند. جمع صندوق های فعلی به 444 صندوق رسیده که شامل 141 صندوق درآمد ثابت و 128 صندوق سهامی، 28 صندوق مختلط و 15 صندوق کالایی است. صندوقهای طلا، رشد مناسبی داشتند و نسب به رشد بازار سرمایه بهتر بودند. صندوقهای کالایی مانند «سحرخیز» و «نهال» رشد بهتری نسبت به تمام بازارها و حتی بازارهای موازی ثبت کردند. البته تعدادی از صندوقهای سهامی نیز عملکرد خوبی نسبت به شاخص کل و شاخص هم وزن داشتند.

    شاهد بالاترین اختلاف میان دلار آزاد و دلار نیما هستیم / دلار نیمایی آرام آرام تا محدوده 48 تا 50 هزار تومان رشد خواهد کرد

    وی ضمن تشریح وضعیت بازارهای سرمایه گذاری برای سال 1403، اختلاف میان دلار نیما و آزاد است  را از جمله عوامل تاثیرگذار در بازار سرمایه برشمرد و خاطرنشان کرد: در حالی که دلار آزاد در محدود 60 هزار تومان معامله می شود، دلار نیمایی در محدوده 40 هزار تومان قرار دارد. این اختلاف در محدوده 50 درصد، رانت بزرگی برای عده ای خاص ایجاد کرده و دوباره شاهد بالاترین اختلاف میان دلار آزاد و دلار نیما هستیم. انتظار داریم سال آینده شاهد کاهش این اختلاف باشیم و دلار نیمایی آرام آرام به محدوده 48 تا 50 هزار تومان رشد خواهد کرد.

    بیگانی ادامه داد: این حرکت می تواند باعث شود شرکتهای صادراتی و دلارمحور، کفهای خود را تا حدود حداقل 20درصد بالا ببرند و این می تواند بازار بورس را به بالا حرکت دهد. فروش دارایی ها توسط بانکها و واگذاری گروه ایران خودرو به کروز و احتمالا تجدید ارزیابی خودرویی ها در نیمه اول 1403، می تواند در بازار سرمایه تاثیرگذار باشد.

    حضور ترامپ در انتخابات تمام بازارهای مالی ایران را تحت تاثیر قرار می دهد

    وی با بیان اینکه سال 1403، انتخابات آمریکا تاثیراتی را در بازار سرمایه در ایران خواهد داشت، گفت: حضور ترامپ در انتخابات عملا می تواند تمام بازارهای مالی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. اینکه آبان سال 1403 چه کسی رئیس جمهور آمریکا خواهد شد، کاملا روشن نیست، هر چند که احتمال برد ترامپ بیشتر به نظر می رسد، اما صرف حضور ترامپ در انتخابات باعث التهاب بازارها خواهد شد و بحث فروش و صادرات نفت را تحت تاثیر قرار خواهد داد. هر چند که اکنون رئیس بانک مرکزی از صادرات و فروش نفت ابراز رضایت می کند و از کنترل قیمت دلار با ذخیره ارزی خوب سخن می گوید، اما باید توجه داشت که بازگشت ترامپ، به معنای تشدید تحریمها و افزایش فشارها به خریداران نفت ایران است و این پیامد منفی برای درآمد ارزی کشور خواهد داشت و می تواند بر رشد قیمت دلار تاثیرگذار باشد.

    سال 1403 می تواند برای بازار سرمایه سال خوبی باشد

    این کارشناس بازار سرمایه افزود: سال 1403 می تواند برای بازار سرمایه سال خوبی باشد، اگر شاهد دست درازی و بخشنامه های غیرمنطقی از سوی دولت نباشیم. دست درازی دولت و بخشنامه های غیرمنطقی و یک باره می تواند تاثیر منفی زیادی روی بازار داشته باشد، هر چند که بازار سرمایه عملا دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و تمام ضربه ها را خورده است. از طرفی، همین دستکاری دولت می تواند عامل منفی برای بازار سرمایه در سال 1403 باشد، با همه این مسائل، جمع بندی درخصوص وضعیت بازار سرمایه در سال 1403، مثبت است؛ چرا که اتفاقات پیش رو و بحث رشد دلار آزاد و به تبع رشد قیمت دلار نیما می تواند همه اخبار منفی پیرامون بازار سرمایه را تحت تاثیر قرار دهد و خنثی کند.

    70درصد شرکتهای کوچک در بازار سرمایه ارزش سهامشان به طور جدی کاهش داشته

    بیگانی یادآورشد: بازار سرمایه در وضعیتی قرار گرفته که 70 درصد شرکتهای کوچک که شامل گروه هایی مانند صنایع غذایی، دارویی و حمل و نقل، سیمان و غیره می شوند، با دلار 60 هزار تومانی، ارزش سهام آنها حدودا به 12 میلیارد دلار رسیده است! این عدد غیرقابل قبول و برای بازار سرمایه عجیب است که نشان می دهد بسیاری از سهم های بازار زیر ارزش ذاتی خود معامله می شوند. به راستی بسیاری از شرکت ها چنان زیر ارزش معامله می شوند که اگر فردی بخواهد یک شرکت مانند آن را تاسیس کند ، اگر شرکت های مانند آن را در بازار سرمایه به اصطلاح «تیک آور» ، کند و اکثر سهام شرکت را بخرد و صاحب هیئت مدیره شود، قیمت برایش بسیار پایین تر تمام می شود.

    با این مدیریت، برای حفظ حقوق سهامداران دچار مشکل هستیم

    این تحلیلگر بازار سرمایه در ادامه درخصوص چشم انداز بازار برای 1403، ضمن بیان انتقاداتی نسبت به عملکرد مدیران بازار سرمایه، گفت: با این مدیریت بازار سرمایه، مشخص است که نسبت به حفظ منافع و حقوق سهامداران این بازار که وظیفه اصلی آن است، دچار مشکل هستیم. رئیس سازمان بورس نسبت به نرخ خوراک پتروشیمی ها و دستکاری در فرمول نرخ خوراک پالایشی ها و افزایش بهره بانکها و کاهش تسهیلات اعطایی به کارگزاریها واکنش مناسبی نشان نداد و حتی شده در ظاهر هم صحبت های حمایتی نکرد. همین واکنش می توانست با ایجاد جو رسانه ای به بهتر شدن اوضاع کمک کند.

    وی به وضعیت رشد قیمت دلار برای سال آینده اشاره کرد و اظهار داشت: طبق جدول منتشر شده در دو سال گذشته که به سازمان برنامه و بودجه کشور منتسب شده بود، و در آن دو سناریوی رفع تحریمها و تداوم آنها را برای ارزیابی قیمت دلار در نظر گرفته بودند، در محدوده 1403 عدد 70 هزار تومان ادعا شده و برای سال 1404 عدد 110 هزار تومان را ارزیابی کردند، عملا می توان محدوده 70 تا 110 هزار تومان طی یکسال پیش رو بر اساس این جدول ادعایی را مد نظر قرار داد. ضمن اینکه محدوده های تکنیکالی دلار هم این ارقام را نشان می دهند. در واقع متاسفانه این عدد به لحاظ شاخص های اقتصادی، رشد نقدینگی و کاهش رشد اقتصادی کشور و تحریم ها محتمل به نظر می رسد. این شرایط باعث رشد فروش شرکتها و رشد سودآوری شرکتها و رشد قیمتها می شود.

    تحولات مثبت بازار سرمایه 1403 / تاثر واگذاری ایران خودرو بر بازار سرمایه

    بیگانی با اشاره به اتفاقات مثبت در پایان سال برای گروه خودرویی ها، اضافه کرد: خودرو در بازار به گونه ای عمل کرده که به عنوان لیدر بازار شناخته می شود، البته در بیشتر بازارهای سهام کشورهای دنیا این وضعیت وجود دارد که شرکتی را به عنوان لیدر بازار می شناسند. البته این لیدر می تواند در حوزه احساسات تصمیم گیری لحظه ای بازار باشد، اما در هر حال تاثیرگذار است. واگذاری مدیریت ایران خودرو به شرکت «کروز» می تواند نکته مثبتی باشد و حداقل از حوزه تصمیم گیری و فشارهای دولت خارج می شود و می تواند باعث کاهش هزینه های شرکت و تاثیر مثبت در کاهش زیان شرکت شود. از سویی پیگیری برای تجدید ارزیابی شرکت نکته مهمی است که می تواند در نیمه اول 1403 اتفاق بیفتد تا شرکت به بازار پایین تر منتقل نشود.

    این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه بحث فروش زیر مجموعه های شرکت های خودرویی می تواند در کاهش زیان این شرکت ها تاثیر گذار باشد ، گفت: باید در نظر بگیریم که دخالت دولت برای کنترل قیمتها در بازار سرمایه ادامه دارد. اگر چه در همین دولت هم شاهد بودیم عملا نتوانستند در شرایطی که دلار رشد داشت، مانع رشد بازار سرمایه شوند، هر چند که در نهایت ترمز رشد بازار را کشیدند، اما در محدوده آبان 1401 تا اردیبهشت 1402 بازار رشد خوبی داشت. پس می توان دوباره انتظار تکرار این چنین اتفاقی را داشت.

    بازار راه خود را پیدا می کند

    بیگانی تاکید کرد: بازار راه خود را پیدا می کند و نمی توانند در برابر تقاضایی که به خاطر رشد سودآوری شرکت اتفاق می افتد، ایستادگی کنند و نقدینگی عملا به سمت بازاری می رود که زیر ارزش واقعی خود و البته تا حدودی ایمن تر است. اگر چه رشد بازار سرمایه به عوامل مختلفی بستگی دارد اما در بلندمدت خود را با تورم و رشد نقدینگی مطابقت می دهد.

    بازار سرمایه تورم محور شده است

    وی توضیح داد: مقایسه 8 سال گذشته بازارها نشان داده که بازار سرمایه نسبت به رشد قیمت دلار ، عملکرد بسیار بهتری داشته است به طوری که در مقطعی که دلار 17 برابر شده، شاخص کل بورس 24 برابر ، گروه دارو 31 برابر و گروه فلزات 38 برابر و گروه زراعت 53 برابر شده است! در نظر بگیرید که بسیاری از شرکت ها در کنار رشد قیمت ها از اهرم رشد تولید با طرح های توسعه بهره مند هستند ، برای مثال طی همین مدت در حالی که رشد اقتصادی کلی کشور در عمل صفر درصد بوده، رشد تولید گروه زراعت به طور متوسط سالیانه 5 درصد بوده است. اما متاسفانه طی دو سال گذشته با دست درازی دولت در جیب شرکت ها و دستبرد به سودها ، شاهد کاهش رشد تولید در اکثر شرکت ها هستیم و تولید سود خالص شرکت ها صرفا همراه با تورم حرکت می کند که زنگ خطری برای رشد اقتصادی کشور است.

    تیر یا مرداد ماه 1403، بازار در انتظار تحول مثبت است

    وی با بیان اینکه در دولت رئیسی شاهد بودیم که بازار سرمایه از نظر ارزش دلاری کاهشی بوده و پا به پای بقیه بازارها رشد نکرده و شاید سال 1403 این عقب ماندگی جبران شود، ادامه داد: بررسی نمودار شاخص کل بازار سرمایه در 30 سال گذشته نشان می دهد سیکلهای چند ساله معمولا در بازار سرمایه تکرار شده و معمولا اصلاح 3 تا 4 سال را در بازار شاهد هستیم و بعد شاهد همین دوره رشد بین 3 تا 4 سال هستیم. اکنون می توان گفت در تیر یا مرداد ماه 1403، وارد چهارمین سال اصلاح بازار سرمایه می شویم. براساس این سیکل زمانی احتمال اینکه شاهد شروع سیکل زمانی رشد بازار در میان مدت و بلندمدت باشیم وجود دارد. این سیکل زمانی تا کنون تکرار شده و به نظر می رسد باز هم می تواند تکرار شود و می توانیم شاهد آغاز سیکل زمانی رشد باشیم.

    سهامداران سبدشان را متنوع کنند

    بیگانی در پایان توصیه کرد سهامداران سعی کنند سبدشان را متنوع کنند. نسبت متنوع کردن برای هر فرد به توجه به آگاهی، ریسک و استراتژی اش می تواند متنوع باشد؛ اما سرمایه گذاری در صندوقهای کالایی، طلا و سهامی به عنوان بخشی از سبد سرمایه گذاری باید مورد توجه قرار گیرد.

  • اقتصاد ایران رو به اضمحلال است

    اقتصاد ایران رو به اضمحلال است

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی، تحلیلگر مسائل اقتصادی و استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس تفکر غلط تصمیم گیران را دلیل اصلی بحران اقتصادی خوانده است. او در این گفت‌وگو مانع‌های رشد و توسعه اقتصادی در کشور را بررسی کرده است. بخش‌های اصلی این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید؛

    *چند مانع کلیدی و اساسی در کشور داریم که این موانع موجب شده‌اند، شرایط لازم برای توسعه فراهم نباشد. پیش نیاز پیشرفت اقتصادی و بهبود وضعیت مردم، سرمایه گذاری است.  وقتی سرمایه گذاری خوبی انجام شود، رشد محقق خواهد شد. رشد حاصل شود، درآمد جامعه بالا می‌رود، رفاه مردم زیاد می‌شود، اشتغال افزایش پیدا می‌کند و فقر هم از بین می‌رود. اهداف اصلی اقتصاد با رشد تحقق پیدا می‌کند. رشد هم تابع سرمایه گذاری است.

    *عواملی در اقتصاد ایران، مانع سرمایه گذاری است؛ مهمترینش تفکر و اندیشه غلط حاکمان است. تصمیم گیران اصلی کشور درک درستی از سرمایه گذاری و رشد اقتصادی ندارند در نتیجه پس شرایط و زمینه‌های لازم را فراهم نمی‌کنند. از سوی دیگر، سیاست‌گذاران اصلی کشور هدف‌هایی دارند که آن را به رشد اقتصادی ترجیح می‌دهند؛ نتیجه این سیاست‌ها، تحریم اقتصادی است که این هم مانع مهمی در راه جذب سرمایه‌های خارجی و همینطور از مانع بزرگی برای سرمایه گذاری داخلی است. حتی سرمایه‌داران داخلی هم به واسطه تحریم نمی‌توانند فعالیت توام با سود داشته باشند و در نتیجه سرمایه گذاری نمی‌کنند.

    اقتصاد کشور رو به اضمحلال است

    *کاهش درآمد ملی کم و رشد اقتصادی، توام با تحریم ها، کاهش سرمایه گذاری و محدودیت‌هایی که در ارتباط اقتصادی با دنیا، به ویژه کشور‌های دارای سرمایه و تکنولوژی وجود دارد، موجب شده وضعیت اقتصادی کشور به سمت اضمحلال حرکت کند. با کم شدن درآمد مردم، درآمد دولت کاهش پیدا می‌کند. صادرات نفت به واسطه تحریم افت کرده، درآمد دولت کم شده و دولت در تصمیم گیری، تنظیم امور اقتصادی، سیاست گذاری‌های کلان، سیاست گذاری‌های پولی و بهبود فضای کسب و کار ناتوان است. در این وضعیت فضای کسب و کار راکد و فساد گسترش می یابد و به این ترتیب موانع سرمایه گذاری تشدید می‌شوند.

    *اوضاع به هم ریخته اقتصادی، سرمایه گذاری را فلج و سیاست‌های پولی را ناکارا کرده است. در چنین شرایطی، دولتی که درک صحیحی از بحران ندارد، اولین دغدغه اش، حل معضل کسری بودجه است که بالاجبار به مردم فشار می آورد. دولت برای حل این معضل مالیات را افزایش می‌دهد؛ مالیات بیشتر، وضعیت کسب و کار را بدتر می‌کند. زمانی که وضعیت کسب و کار مساعد نباشد، تولید کاهش پیدا می‌کند.

    *وقتی دولت از نظر مالی در تنگنا قرار بگیرد برای رفع ناترازی بودجه، سیاست‌های نامناسبی در بخش پولی به کار می‌برد؛ از بانک‌ها وام می‌گیرد و پول چاپ می‌کند تا بخش قابل توجهی از منابع پولی دولت را تامین کند. همین سیاست منابع بخش خصوصی و سرمایه گذاری را کاهش خواهد داد. مجموعه این تصمیمات موجب می‌شود وضعیت تولید و به دنبال آن، وضعیت رفاهی و اشتغال نابسامان‌تر شوند. این وضعیت اقتصاد کشور در ۱۰ سال گذشته است و روز به روز هم بدتر می‌شود.

    برای اصلاح اقتصاد، باید فکر حاکمان را اصلاح کرد

    *اصلاح باید از همان نقطه‌های اولیه رخ بدهد. یعنی باید تفکر صاحبان فکر را اصلاح کنیم. اگر اندیشه حاکم درست شود، وضعیت نابسامان می‌تواند به سامان برسد. اما تا زمانی‌که تصمیم‌گیران همچنان اصرار به روند فعلی داشته باشند، نمی‌توانیم انتظار سرمایه گذاری منتهی به رشد داشته باشیم. همچنین نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم، سیاست‌های پولی و مالی دولت به سمت توسعه اقتصادی باشد.

    *تفکری که درکی از نیروی انسانی متخصص،  سرمایه و سرمایه گذاری و اثر آن در رشد اقتصادی ندارد، نمی‌تواند موجب سیاست‌گذاری منتهی به رشد اقتصادی در کشور شود.

  • اقتصاد ایران در 1403 به کدام سو خواهد رفت؟

    اقتصاد ایران در 1403 به کدام سو خواهد رفت؟

    به گزارش اقتصادران، سال گذشته سال رشد تولید و مهار تورم نامیده شد، در گفت‌وگویی با حبیب آرین وضعیت تورم و تولید در اقتصاد ایران و عوامل اثر گذار بین المللی بر آن را بررسی کرده ایم:

    آقای آرین برای اولین سوال، فرایند تورم در سال گذشته را تحلیل کنید؛

    تورم در سال ۱۴۰۲ روندهای متفاوتی را طی کرد. در اوایل سال ۱۴۰۲ رکوردهای تاریخی در تورم نقطه به نقطه به ثبت رسید. مثلاً این تورم در فروردین ماه این سال بعد از جنگ جهانی دوم رکورد ساز شد. اما روند تورم در ادامه سال با توجه به سیاست‌های که بانک مرکزی روندی نزولی را آغاز کرد.

    بر اساس گزارش مرکز آمار تورم سالیانه به ۴۲.۵ درصد رسیده و نسبت به تورم بهمن ماه در سال گذاشته ۵.۲ درصد کاهش پیدا کرده؛ تورم نقطه به نقطه و ماهیانه هم در بهمن امسال به ترتیب ۳۵.۸ و ۱.۴ درصد گذارش شده است.

    آیا سیاست‌های پولی بانک مرکزی موفق بود؟

    سیاست‌های پولی بانک مرکزی در این سال نیز ادامه سیاست انقباض ترازنامه بانک‌ها یا به عبارتی کنترل مقداری ترازنامه بانک‌ها بود. سیاستی که در کنترل نقدینگی به طور خاص موفق عمل کرد و رشد نقدینگی رو از بالای ۴۰ درصد به صورت نقطه‌ای به زیر ۲۷ درصد رساند.

    هرچند که تورم‌های نقطه‌ای اکنون الان به زیر ۴۰ درصد رسیده است که از تورم‌های نقطه‌ای بالای ۵۰ درصد ابتدای سال در واقع پایین‌تر است؛ منتهی زمانی که به تورم سالانه نگاه می‌کنیم حدود ۴۳ درصدی که تفاوت معنی داری با سال‌های قبل نمی‌کند. این اصلی ترین نقد وارد بر سیاست‌های بانک مرکزی است؛ مضاف بر این باید این نکته را نیز قید کنیم که در صورت ادامه دار بودن این سیاست می‌توانیم امیدوار باشیم که روند تورم حداقل افزایشی نشود اما با توجه به ماهیت تورمی که در ایران وجود دارد مخصوصاً در کوتاه مدت؛ از سمت بازار ارز می‌تواند تحت تأثیر قرار بگیرد و این امر برای ۱۴۰۳ کار را سخت و دشوارتر می‌کند. چرا که افق ارزی که برای کشور در سال ۱۴۰۳ متفاوت‌تر از ۱۴۰۲ است و تثبیت ارز در کانال‌های ۵۰ هزار تومان بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

    نقد وارد بر سیاست کلان اقتصادی دولت چیست؟

    همه اینها در حالی رخ می‌دهد که سیاست‌های اقتصادی دولت در بازار ارز با ابهامات و پیچیدگی‌های زیادی در سال گذشته همراه بود. از تغییر نرخ خوراک پتروشیمی‌ها، تغییر در سیاست‌های نرخ‌های ترجیحی، تغییرات تعرفه‌های وارداتی و صادراتی، الزامات جدید تحویل ارزهای صادراتی، پیچیدگی دریافت ارزهای وارداتی، تخصیص ارز مسافرتی و … همگی اینها مجموعه نا همگون از سیاست‌های اقتصادی بود که توانست در بازار ارز بود اثرات متفاوتی را ایجاد کند. اینها در شرایطی است که در شرایط کنترل نرخ ارز همچنان مبهم هست و به نظر می‌رسد جهش‌های ارز در سال پیش رو نیز تدام یابد.

    این در شرایطی است که ایران  در سال ۱۴۰۲ توانست بیشترین میزان فروش نفت را از سال ۱۳۹۷ به این سو به ثبت برساند. افزایش فروش نفت که بیش از هرچیزی با کاهش سختگیری‌های آمریکایی‌ها حاصل شده است از سویی توان سیاستگذار پولی برای کنترل نرخ ارز را افزایش داد. همچنین توانسته است از بیشتر شدن ناترازی هایی ارزی را کاهش دهد. این میزان افزایش فروش نفت همچنین عامل اصلی رشد اقتصادی ۴.۵ درصدی در ۹ ماهه نخست سال جاری هم بود.

    با همه این موارد همچنان انتظارات تورمی به شدت بالاست یعنی هم مردم و هم فعالان اقتصادی انتظار دارند سطح عمومی قیمت‌های در سال آینده باز هم افزایش یابد. یکی از دلایل بالا بودن این انتظارات تورمی تغییر شرایط ریسک‌های ژئوپلوتیک در اقتصاد ایران بوده است.

    ایران در سال ۱۴۰۲ بیش از پیش به دو تنش مهم بین المللی نزدیک شده است. جنگ اسرائیل و حماس در خاورمیانه و جنگ روسیه علیه اوکراین در شمال ایران. به نظر می‌رسد این تنش‌ها همچنان ادامه دار خواهد بود و به نوعی در هر کدام از این تنش‌ها احتمال درگیری ایران افزایش یافته است. پروکسی‌های نزدیک به ایران بیش از پیش وارد درگیری‌های نظامی با اسرائیل و متحدانش در لبنان، سوریه، عراق و یمن شدند. در آن سو نیز ایران از سوی غرب متهم به تجهیز تسلیحاتی روسیه به وسیله پهبادهایش شده است. همه این موارد افزایش تنش‌های ایران و غرب و حتی احتمال درگیری نظامی را به عنوان یکی از مهمترین ریسک‌های ژئوپلوتیک افزایش داده است.

    ریسک‌های ژئوپلوتیک که بر اقتصاد تأثیر می‌گذارد، برای سال آینده کدام موارد هستند؟

    از طرف دیگر به نظر می‌رسد نشانه‌های ممکنی برای راه حل های دیپلماتیک برای گشایش‌های اقتصادی و برداشته شدن تحریم‌ها از میان رفته است. اکنون فعالان اقتصادی اساساً امیدواری خود را نسبت به حل این مناقشات از طریق راه حل های دیپلماتیک از دست داده اند. در ماه‌های اخیر برای بسیاری از افراد مسجل شده است که اولاً احیای توافق برجام در شرایط جدید تقریباً ناممکن است و حتی در صورت احیا نیز نمی‌تواند اثرگذاری ویژه ای داشته باشد.

    افزایش اختلاف نظرهای ایران با آژانس بین المللی اتمی و یا منتفی شدن پیوستن ایران به FATF و گزاره‌های از این دست نشان می‌دهد سطوح اختلافات ایران و غرب وارد سطوح تازه ای شده و نمی‌توان انتظار داشت که حداقل در کوتاه مدت گزینه‌های همچون برداشته شدن تحریم‌های مالی و اقتصادی برای اقتصاد ایران ممکن نباشد. توافقات صورت گرفته با عربستان نیز اگرچه می‌تواند ابزاری در خدمت کنترل تنش‌ها بین دو کشور باشد، اما نتوانسته از سطوح اولیه خارج و وارد مناسبات عملیاتی شود و این نکته مثبت ارزیابی می‌شود.

    ضمن اینکه ریسک‌های ژئوپلوتیک دیگر جهان نیز در سال ۱۴۰۲ در ایران افزایش یافت. حملات سایبری به نهادها و شرکت‌ها و فروش اطلاعات شهروندان و فضای وب از دیگر ریسک‌هایی بود که به کرات و با شدت بیشتری رخ داد. حملات تروریستی نیز هم از نظر کثرت حملات و هم از نظر میزان تلفات انسانی به عنوان یکی دیگر از ریسک‌های ژئوپلوتیک افزایش یافته است. حملات به زیرساخت‌های انرژی نیز بخش دیگری از حملات را شامل شده است.

  • گویا طرف حساب گروه کارگری، دولت است نه کارفرمایان!

    گویا طرف حساب گروه کارگری، دولت است نه کارفرمایان!

    به گزارش اقتصادران، علی خدایی، فعال کارگری و عضو حذف شده‌ی شورایعالی کار، در ارتباط با نشست‌های مزدی شورایعالی کار و رفتار دولت در نشست روز گذشته (۲۷ اسفند) به خبرنگار ایلنا گفت: اول از همه، باید از هوشمندی اعضای کارگری تشکر کرد؛ دوستان کارگری واقعاً خوب کار می‌کنند اما دولت کماکان رویه سال قبل را در پیش گرفته است.

    وی افزود: وزیر کار مدام دم از اطاعت از قانون می‌زند و اعضای کارگری را خطاب قرار می‌دهد که شما قانون را قبول ندارید! این در حالیست که با توجه به تجربه سال گذشته‌ی شورایعالی کار، می‌دانیم سال قبل هم با همین ترفند به آن نتیجه‌ی ناعادلانه برای دستمزد رسیدند و مسلماً امسال هم تا جایی که به نفع‌شان باشد دم از قانون می‌زنند. بسیار خوب است که اعضای کارگری مراقب هستند تا در تله‌ی سال قبل دوباره گرفتار نشوند.

    خدایی با بیان اینکه «دولت سال قبل بذر بی‌اعتمادی را در دل کارگران و اعضای کارگری شورایعالی کار کاشت و حالا دارند میوه‌های همان بذر مسموم را برداشت می‌کنند» تاکید کرد: تمام مواضع گروه کارگری در جلسات، کاملاً علمی و کارشناسی است.

    این فعال کارگری در ادامه به رفتارهای معاونت روابط کار وزیر کار انتقاد کرد و گفت: رفتاری که ایشان با آقای میرغفاری از نمایندگان کارگری در نشست دیروز داشتند و همچنین رفتارهایی که قبل از آغاز مذاکرات مزدی در زمینه تعیین نمایندگان کارگری داشتند، نشان می‌دهد که معاون روابط کار وزیر، به هیچ‌وجه رویکرد درستی ندارد و فقط بر طبل اختلاف‌اندازی و تفرقه میان تشکل‌های کارگری می‌کوبد؛ متاسفانه در در دو سال و نیم گذشته که آقای رعیتی‌فرد در مقام معاون روابط کار فعالیت داشته‌اند، شورایعالی کار هیچ مصوبه قابل قبولی جز مصوبه مزدی ۱۴۰۱ نداشته است.

    خدایی اضافه کرد: جای تاسف بسیار است که معاون روابط کار، بی‌تدبیری و ناتوانی خود در رساندن گروه کارگری و کارفرمایی به اجماع را به مسائل حاشیه‌ای و بی‌ربط ارتباط می‌دهند؛ به اعتقاد من، در حوزه معاونت روابط کار، بحران داریم؛ تا امروز سابقه نداشته در نشست شورایعالی کار تعیین کنند چه کسی صحبت کند و چه کسی صحبت نکند! متاسفانه آقایانی که مدعی دفاع از قانون و عمل به قانون هستند، تنها جایی که به قانون آنهم با سوءاستفاده و خوانش غلط استناد کردند، اخراج بنده از شورایعالی کار بوده است.

    او با تاکید بر اینکه «رفتار اعضای کارگری کاملاً صحیح و کارشناسی است»؛ ادامه داد: مذاکرات مزدی پخش تلویزیونی می‌شود و در این بین، آقایان دولتی مخصوصاً شخص وزیر کار تریبون را دست گرفته‌اند و گویا فقط برای اقناع افکار عمومی صحبت می‌کنند. به اعضای کارگری انگ می‌زنند که به قانون پایبند نیستید در حالیکه خود دولت غیرقانونی رفتار می‌کند و نمی‌خواهد هیچ اتفاق خوبی برای کارگران بیفتد.

    خدایی تصریح کرد: به آقای وزیر کار پیشنهاد می‌کنم همه‌ی مدت تریبون را در دست نداشته باشند و تقسیم کار کنند؛ لازم نیست همه جواب‌ اعضای کارگری را خود ایشان بدهند؛ یک مقداری به کارفرمایان فرصت بدهند که جواب کارگران را بدهند؛ همه در رسانه می‌بینند که وزیر کار، متکلم وحده است و دولت اجازه نمی‌دهد گروه کارگری و کارفرمایی با هم بحث و چانه‌زنی کنند؛ آخر این چه مدل مذاکرات مزدی‌ست؟ گویا طرف حساب گروه کارگری، دولت است نه کارفرمایان! مگر قرار نیست دولت صرفاً نقش میانجی و واسط داشته باشد؟!

    او با بیان اینکه «بازهم همان سناریوی سال گذشته را پیش می‌برند»؛ افزود: دولت بازهم تلاش می‌کند سبد معیشت را به نرخ دلخواه خود برساند و در مرحله‌ی بعد، با همان تکنیکِ «درصدی از سبد معیشت» یک عدد و رقم ناکافی را تصویب کنند. دولت و آقای وزیر باید بدانند این رویکرد، اصلاً سه‌جانبه‌گرایی نیست و معاون روابط کار بداند با تفرقه‌اندازی میان گروه کارگری به جایی نمی‌رسد.

    این عضو حذف شده شورایعالی کار بازهم در پایان تاکید کرد: از عملکرد گروه کارگری رضایت کامل داریم؛ تا اینجای کار کاملاً هوشمندانه رفتار کرده‌اند و تجربیات سال قبل را به خوبی به کار بسته‌اند؛ خوشبختانه تاکتیک‌های روشن و قابل قبولی را پیش گرفته‌اند و امیدواریم به خوبی کار را پیش ببرند.

  • دولت، مهمترین مخالف افزایش دستمزد کارگران است

    دولت، مهمترین مخالف افزایش دستمزد کارگران است

    به گزارش اقتصادران، جلسات تعیین دستمزد کارگران همچنان پرچالش در حال برگزاری است و تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است. دولت حداقل حقوق ۱۰ میلیون تومانی را پیشنهاد داده و بر آن پافشاری می‌کند و معتقد است افزایش حقوق و دستمزد‌ها تورم‌زا است و باید جلوی آن را گرفت. اخیرا هشتگی تحت عنوان «حداقل حقوق ۱۵ میلیون تومانی» در فضای مجازی ترند شده است و جامعه کارگری خواهان تعیین حقوق با این مقدار هستند.

    اعدادی که دولت و کارفرمایان پیشنهاد می‌کنند به هیچ‌عنوان قابل پذیرش نیست

    *درخصوص سبد معیشت در جلسات بحث جدی داریم و دوستان کارفرما اعم از دولت، اعدادی را پیشنهاد می‌دهند که به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست و ما نیز به عنوان نمایندگان کارگری، تحت هیچ شرایطی پیشنهادات آن‌ها را نمی‌پذیریم. عدد پیشنهادی ما برای سبد معیشت ۲۱ میلیون ۶۶۸ هزار تومان است. آن‌ها عدد ۱۵ میلیون و ۲۰۰ را مطرح می‌کنند. یعنی اگر عدد سبد معیشت سال گذشته که ۱۳ میلیون ۹۰ هزار تومان بود و به هیچ عنوان هم مورد قبول جامعه کارگری نبود را اگر همین را هم در نظر بگیریم، با هیچ منطقی نمی‌توانیم به عدد ۱۵ و ۱۶ میلیون تومان برای سال ۱۴۰۳ برسیم.

    *متاسفانه با یک دیدگاه سرکوب مزدی از سوی دولت و سایر کارفرما‌ها برای پایین نگه‌داشتن حقوق و دستمزد مواجه هستیم و متاسفانه اعدادی که پیشنهاد می‌دهند موجب آسیب‌رسیدن به بدنه جامعه کارگری می‌شود و ما نیز برای دفاع از خواسته مشروع جامعه کارگری به هیچ عنوان به این عدد تن نخواهیم داد.

    *ملاک تعیین رقم دستمزد، رقم سبد معیشت است که تاکنون هیچ توافقی روی آن صورت نگرفته است.

    *آن‌ها می‌گویند افزایش حقوق‌ها تورم زا است و باعث ایجاد تورم است و طبق مطالعات داخلی و خارجی، اصلا این ادعا را ثابت نمی‌کند.

    *اولین و مهمترین مخالف ما، دولت به عنوان کارفرمای اصلی است و سایر کارفرما‌ها نیز پشت سر دولت خودشان را قایم می‌کنند و طرف اصلی ما مشخصا دولت و کارفرماهایش است.

    حقوق ۱۵ میلیون تومانی را می‌توان پلکانی اجرا کرد

    *ترند هشتگ «حداقل حقوق ۱۵ میلیونی» کارزاری است که خودم آن را به راه انداختم و استدلالم این بود که عدد سبد معیشت ۲۱ میلیون و ۶۶۸ هزار تومان است که با توجه به تورمی که از سوی بانک مرکزی اعلام شده و با توجه به اینکه معتقدیم عملکرد دولت در سال آینده باعث افزایش تورم خواهد شد؛ براساس میزان تورم در سال آینده، عدد ۲۷ میلیون تومان خارج شده است. ما عدد ۱۵ میلیون تومان را براساس افزایش قیمت‌های سرسام در سال جاری و تورم و با توجه به سبد معیشت خارج کرده‌ایم.

    *از آنجایی که جبران فاصله سبد معیشت و نرخ دستمزد‌های فعلی به صورت آنی امکان‌پذیر نیست، به صورت پلکانی پیشنهاد عدد ۱۵ میلیون تومان را برای گام اول دادیم و کمتر از این را امضا نمی‌کنیم.

    *پیشنهاد ما منطقی و بسیار خوبی است و امیدواریم دولت قبول کند، اما با توجه به جلسات قبلی، تا به الان کاملا مخالف بوده‌اند و احتمال سرکوب مزدی را خواهیم داشت.

    تعهد می‌دهم پیشنهاد زیر ۱۵ میلیون را امضا نکنم

    *من در جایگاه خودم، متعهد شدم به عنوان نمایندگان کارگری، که کمتر از ۱۵ میلیون تومان را امضا نخواهیم کرد. ما نمایندگان ۳ حق رای داریم و امیداریم آن دوستان هم پای حرفشان باشند. البته، چون مصوبات با اکثریت آرا لازم‌الاجرا می‌شود، حتی با امضا نکردن ما بازهم این مصوب می‌شود.

  • تبعیض آشکار دولت بین کارمندان و کارگران

    تبعیض آشکار دولت بین کارمندان و کارگران

    به گزارش اقتصادران، چندی پیش بود که رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور در خصوص تغییرات مربوط به حقوق دستمزد کارمندان دولت در بودجه سال آینده گفته بود که حداقل حکم کارگزینی از 7 میلیون به 10 میلیون تومان افزایش پیدا کرده است.

    با توجه به این عدد می‌توان گفت که حداقل حقوق کارمندان دولت حدود 40 درصد افزایش پیدا خواهد کرد. با وجود مطرح شدن این عدد در خصوص افزایش حقوق کارمندان دولت در سال آینده اما شاهد هستیم که بحث‌های جدی پیرامون افزایش حقوق حدود 20 درصدی کارگران شکل گرفته است.

    پیشنهاد عجیب وزیر برای افزایش حقوق کارگران/ افزایش 40 درصدی حداقل حقوق کامندان در برابر افزایش 23 درصد کارگران

    در حال حاضر حداکثر عددی که برای افزایش حداقل حقوق کارگاران مطرح می‌شود 25 تا 27 درصد است. این در حالی است که شرایط کاری و مشکلات کارگران بعضا از کارمندان دولت بیشتر است. با وجود این شرایط و افزایش 40 درصدی حقوق حداقل بگیران دولتی، صولت مرتضوی, وزیر کار پیشنهاد افزایش 22 درصدی حقوق کارگران را مطرح کرده است.

    وزیر کار اظهار کرده است که برای کارگران همان افزایش حقوق کارمندان به‌علاوه 2 درصد را درنظر بگیریم. قانون مرکز آمار ایران را مرجع تعیین کرده است اما شما نمایندگان کارگری هیچ یک آن را قبول ندارید، هر آنچه دولت برای کارمندان مشخص کرده است به‌علاوه 2 درصد برای سختی کار را با ساعت کار یکسان برای دستمزد کارگران در نظر بگیریم، این عیناً مرّ قانون است!

    در این اظهارات اما اشاره‌ای به حداقل حقوق کارمندان دولت نشده و عدد 22 درصدی که وزیر کار به آن اشاره می‌کند مربوط به افزایش میانگین حقوق کلیه کارکنان دولت است نه حداقلی بگیران. باید توجه داشت بسیاری از کارگران شامل همین حداقلی بگیران هستند.