برچسب: دولت

  • دولت تا خرخره غرق در بدهی به تأمین اجتماعی!!!

    دولت تا خرخره غرق در بدهی به تأمین اجتماعی!!!

    به گزارش اقتصادران، سال ۱۴۰۴ برای جامعه کارگری با امید‌های تازه آغاز شد، اما با گذشت زمان و افزایش فشار‌های اقتصادی، سفره کارگران کوچک‌تر شد. از اخراج‌ها تا تورم سنگین، شرایط معیشتی کارگران شاغل و بازنشسته را به چالش کشید. با وجود تلخ‌کامی‌های فراوان، تصمیماتی در زمینه افزایش حقوق، روزنه‌های امید را برای طبقه مزدبگیر گشود. با این حال، سیاست‌های اقتصادی دولت‌ها و تحریم‌ها همچنان سایه سنگینی بر امنیت شغلی و رفاه کارگران انداخته است.

    حسن صادقی، قائم‌مقام خانه کارگر و عضو هیأت‌مدیره کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی تهران به مرور وضعیت کارگران در سال ۱۴۰۴ پرداخت و گفت: «کارگران سال ۱۴۰۴ را در شرایطی آغاز کردند که افزایش حقوق نسبتاً معقولی داشتند و در ابتدای سال وضعیت کارگران نسبتاً بهتر بود. همچنین اجرای متناسب سازی حقوق بازنشستگان منجر به رضایت نسبی برای کارگران بازنشسته شد.»

    شروع کوچک شدن سفره کارگران از خرداد ماه

    وی با اشاره به شرایط سخت جامعه کارگری در پی جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی ۴۰ روزه اخیر و افزایش فشار معیشتی بر سفره کارگران بیان کرد: «از خرداد ماه ورق برگشت و روی بد خود را به جامعه کارگری نشان داد. از اخراج‌ها تا تورم سهمگینی که در اقتصاد نمایان شد، سفره کارگران شاغل و بازنشسته را به طور ملموس کوچک کرد. روند معکوسی که آغاز شد تا امروز استمرار داشت. در شرایط کنونی نیز درگیر جنگ نامتقارنی هستیم که امنیت شغلی کارگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.»

    قائم مقام خانه کارگر با اشاره به افزایش امید‌ها در پی رشد ۶۰ درصدی حقوق کارگران در سال ۱۴۰۵ خاطرنشان کرد: «نباید فراموش کرد که در این شرایط سخت روزنه امیدی را شاهد بودیم که شامل تصمیم شورای عالی کار مبنی بر افزایش حقوق ۶۰ درصد حداقل دستمزد و افزایش حقوق ۴۵ درصدی برای سایر سطوح مزدی بود و جالب است که کارفرمایان و دولت با رغبت و میل این تصمیم را گرفتند.»

    وی افزود: «مکمل این تصمیم، قرار بر افزایش دستمزد در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ است که قرار است در صورت افزایش تورم ترمیم مزد صورت بگیرد. با اینحال در سال ۱۴۰۴ تلخی‌ها برای جامعه کارگری کشور بیش از شیرینی‌ها بود.»

    وضعیت کارگران در ایام جنگ

    این عضو هیأت‌مدیره کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی تهران بیان کرد: «متاسفانه این وضعیت سخت به ابتدای سال جاری هم منتقل شده؛ در ایام جنگ کارگران در صنایع و شهرک‌های صنعتی جانشان را از دست دادند. در اصفهان، استان مرکزی و آذربایجان شرقی، جان کارگران طی حملات هوایی به مناطق صنعتی گرفته شد و موج انفجار به کارگرانی که در اتوبوس‌ها در حال برگشت از کار بودند آسیب زد.»

    صادقی با انتقاد از سیاست شوک درمانی دولت‌ها و تاثیر آن بر معیشت کارگران و با اشاره به سیاست دولت مبنی بر حذف ارز ترجیحی گفت: «از دولت آقای هاشمی تاکنون دولت‌ها عموماً به شوک درمانی روی آورده‌اند. این شوک‌ها تبعات سنگینی را بر زندگی کارگران تحمیل کرده است. در سال ۱۴۰۴ نیز شوک حذف یکباره ارز ترجیحی مشکلات معیشتی زیادی را موجب شد و تورم به طور فزاینده‌ای افزایش یافت.»

    وی افزود: «این سیاست طیف وسیعی از طبقه مزدبگیر را دربرگرفت. ما در زمان حذف یارانه‌ها بار‌ها متذکر شدیم که پرداخت یارانه بسیار بهتر از پرداخت ارز ترجیحی است. اما بدون توجه به توصیه‌ها حذف یارانه‌ها در کشور رقم خود و مبالغی در قالب یارانه نقدی به مردم پرداخت شد که در سال‌های بعد کاملاً بی‌اثر شد.»

    سیاست مثبت کالابرگ در قبال کارگران

    قائم مقام خانه کارگر سیاست جدید دولت مبنی بر تخصیص کالابرگ را سیاست درستی خوانده و گفت: «کار درستی که این دولت انجام داد تعریف سبد کالا‌های اساسی برای مردم در قالب کالابرگ بود که بسیار بهتر از پرداخت نقدی به مردم بود. حتی اگر بتواند کل یارانه‌ها را قطع کرده و آن را در قالب سبد کالا به مردم بدهد، آثار بهتری برای کارگران خواهد داشت. نفع بیشتری هم به جامعه هدف خواهد رساند. این امر تقویت صنایع و خط تولید داخلی را به همراه دارد. متأسفانه در دولت‌های قبل شوک را با شوک جواب می‌دادند و با توزیع نقدینگی در جامعه آثار تورمی بیشتری ایجاد می‌کردند. ما بار‌ها تاکید داشتیم که شوک درمانی و اقدامات خلق‌الساعه در اقتصاد جواب نمی‌دهد.»

    وی ادامه داد: «دولت‌ها از آنجا که نمی‌توانند نفت بفروشند، دستشان را به صورت نامرئی در جیب مردم می‌کنند. در فروش ارز خود دولت نقش دلال را پیدا می‌کند تا بتواند این پول را هزینه دستگاه عریض و طویل خود کند از جمله هزینه سازمان‌های بیمه‌ای که الان در مرز ورشکستگی هستند. در واقع تحریم است که علت العلل مشکلات معیشتی کارگران بود.»

    صادقی در بخش دیگری به وضعیت سازمان تامین اجتماعی اشاره کرد و گفت: «سازمان تامین اجتماعی تقریباً ۵۳.۷ درصد جمعیت کشور را در حوزه‌های درمان و حقوق مدیریت می‌کند. این سازمان نقش بسزایی در کشور دارد، اما متاسفانه تقریباً ۶ تا ۷ سال است که در وضعیت نامناسبی قرار گرفته و دلیل آن همین شوک درمانی است که دولت‌ها انجام داده‌اند. دولت تعهدات خود را سال‌ها نسبت به تأمین اجتماعی پرداخت نکرده است و دائماً برای سازمان هزینه هم ایجاد می‌کند. طبیعی است که در این شرایط تأمین اجتماعی به سمت ناکارآمدی پیش می‌رود.»

    تامین اجتماعی؛ ابرثروتمندی که فاقد نقدینگی است

    وی با اشاره به اینکه سازمان تامین اجتماعی ابرثروتمندی است که فاقد نقدینگی است، گفت: «این سازمان شرکت، دارایی و بانک دارد، اما پول نقد ندارد. دولت اکنون چیزی در حدود یک تریلیون و ۵۰۰ هزار میلیارد تومان به سازمان تامین اجتماعی بدهکار است و تقریبا ۱۲۰ هزار میلیارد تومان کارفرما‌های بخش خصوصی به این سازمان بدهکار هستند. از این رو سازمان مجبور است که از بانک رفاه در قالب خط اعتباری پول قرض کند.»

    قائم مقام خانه کارگر در پایان خاطرنشان کرد: «بانک رفاه عصای دست سازمان تامین اجتماعی است و دارایی‌های آن متعلق به سازمان تامین اجتماعی و کارگران است. این بانک نقش موثری در تامین کسری منابع تأمین اجتماعی ایفا می‌کند؛ لذا سازمان وضعیت مناسبی ندارد و نباید فراموش کرد که بیمه بیکاری که در شرایط بحرانی جنگ، باید دست کارگران بیکار شده را بگیرد از منابع صندوق بیمه بیکاری ذیل سازمان تامین اجتماعی تامین می‌شود.»

  • اقتصاد متورم، دولت متورم / روایت ۵۰ سال سومدیریت و کارمندانی که فقط آب و برق مصرف می‌کنند / ۲۵ سال دیگر ایران به بیابان برهوت تبدیل می شود!

    اقتصاد متورم، دولت متورم / روایت ۵۰ سال سومدیریت و کارمندانی که فقط آب و برق مصرف می‌کنند / ۲۵ سال دیگر ایران به بیابان برهوت تبدیل می شود!

    به گزارش اقتصادران، احتمالاً صحبت‌های رئیس‌جمهور درباره علت‌العلل تورم افسارگسیخته در اقتصاد کشور را شنیده‌اید؛ این‌که اگر اقتصاد چنین گرفتار تورم شده، به این دلیل است که دولت خود متورم است. مسعود پزشکیان هفته گذشته در جمع اعضای شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان اردبیل گفت: «مهم‌ترین عامل تورم، دولت است. دولت زیادی بزرگ شده، پول و درآمد هم ندارد؛ چراکه هرچه داریم خرج خود این دولت بیش از اندازه بزرگ می‌کنیم. وقتی هم که کم و کسری می‌آوریم، پول چاپ می‌کنیم و هنگامی هم که پول چاپ کنیم، طبیعتاً تورم افزایش می‌یابد!»

    آن‌چه در ادامه سخنان پزشکیان حتی بیش از این اعتراف اولیه اهمیت داشت، اشاره او به مذاکرات خود با رهبری و مجلس بود؛ جایی که گفت:
    «کارمندان ساعت ۹ صبح بیایند و ساعت یک بعدازظهر هم بروند؛ چراکه کاری انجام نمی‌دهیم و کاری هم نداریم که انجام دهیم. فقط گاز و برق و آب مصرف می‌کنیم.»

    به نظر می‌رسد مهم‌ترین انگیزه‌ای که باعث شد پزشکیان بر تورم و فربگی بیش از اندازه دولت انگشت بگذارد، همان بحران ناترازی انرژی است که در یک سال گذشته به نخستین دغدغه ذهنی او تبدیل شده است.

    ای‌کاش این دغدغه چند دهه پیش، مثلاً در زمان ریاست‌جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی و دولت «سازندگی» به ذهن رئیس جمهور می‌رسید؛ زمانی که سردار سازندگی به‌جای قرار دادن کشور بر ریل توسعه پایدار و متوازن، همه‌چیز را بر ساخت‌وساز و زیرساخت‌های عمرانی همچون سدسازی متمرکز کرد.

    هرچند بحران توسعه نامتوازن در این مملکت تنها ناشی از عملکرد آن دولت خاص نیست و آن‌چه تاسف در این رابطه را دوچندان می‌کند، این است که دولت‌های بعدی هم یکی پس از دیگری عنان کار را به دست گرفتند و بی‌توجه به مفاهیم بنیادین توسعه پایدار که از بیش از نیم قرن پیش در محافل علمی و متعاقباً مدیریتی جهان به گفتمان مسلط تبدیل شده بود، کشور را در مسیری قرار دادند که امروز رئیس‌جمهور حتی تعطیلی دولت را به‌صرفه‌تر از برقرار بودن آن می‌داند و معتقد است یک‌چنین دولتی همان بهتر که اصلاً نباشد.

    چرا کارمندان دولت بی‌کارند؟

    پزشکیان به دو نکته مهم اشاره کرده است؛ اولاً چرا کارکنان این دولت‌های متورم و ناکارآمد کاری انجام نمی‌دهند و ثانیاً چرا کاری ندارند که انجام بدهند؟

    رئیس‌جمهور می‌گوید کارکنان دولت که ازقضا بسیار هم پرشمارند، در عین حال کم‌بازده هم هستند و کاری انجام نمی‌دهند. اما آیا این نقص بنیادی هیچ راه‌حلی ندارد؟ آیا این کارکنان پرشمار  بلدند کارشان را انجام بدهند و انجام نمی‌دهند؟ به بیان دیگر این کارکنان پرشمار، آیا به این دلیل کارشان را انجام نمی‌دهند که ناکارآمد و نابلندند یا به آنان یاد نداده‌ایم که باید چکار کنند؟

    اگر مشکل آموزش ضعیف است که باید بجای تعطیل کردن زودهنگام کارکنان دولت، برایشان فوق‌برنامه‌های آموزشی ترتیب داد تا دست‌کم وقتی به محل کار می‌آیند و این انرژی گران‌بها را به باد می‌دهند، باری هم از در حد توانشان از دوش ملت بردارند و وظایفشان را انجام بدهند.

    اما اگر مشکل با چنین آموزش‌هایی حل نمی‌شود و علت ناکارآمدی کارکنان دولت، توانایی هوشی و تخصصی و فردی آنهاست، سوال این است که چرا استخدام شده‌اند؟

    چرا این دولت فربه کاری برای انجام ندارد؟

    پزشکیان همچنین تأکید کرده که کارکنان دولت اساساً کاری برای انجام دادن ندارند. این نکته خود پرسش تازه‌ای ایجاد می‌کند: نکند ما ملت سوئیس و نروژیم و در کشوری زندگی با حداقل مشکلات و مصائب زندگی می‌کنیم؟ به بیان دیگر، مگر نه این‌که ما در این کشور با هزار و یک مشکل دست به گریبانیم و به هر سو که می‌نگیریم، با افق یک بحران مهلک روبرو می‌شویم.  مگر نه این‌که کارویژه دولت‌ها، رفع همین مشکلات و مصائب و  بحران‌هایی است که کشور را به چالش می‌کشند؟ اگر چنین است_ که هست_ پس چطور ممکن است دولت با این حجم نیرو و امکانات، کاری برای انجام دادن نداشته باشد؟

    همین‌جا البته باید اضافه کنیم که اگر قرار بر حل مشکل به‌طور ریشه‌ای باشد، عقل و تجربه بشری می‌گوید باید به‌سمت خصوصی‌سازی واقعی رفت؛ چه آن‌که این بخش خصوصی است که به‌دلیل رقابت واقعی، هرگز در شرایطی همچون آن‌چه رئیس‌جمهور در وصف حال دولت و کارکنانش گفته، گرفتار نمی‌شود. اما وقتی این راه‌حل ساده و عملی را مطرح می‌کنیم، نمی‌شود به این واقعیت انکارناپذیر اشاره نکنیم که رئیس‌جمهور در شرایط کنونی نه‌تنها قادر به تعدیل نیروهای پرشمار و کم‌بازده دولتش نیست، بلکه همچنین قادر نیست اقدام به خصوصی‌سازی واقعی کند؛ در عملیات ناممکن نخست، نگرانی از بحران‌های امنیتی و نارضایتی اجتماعی مانع می‌شود، در دومی، مافیای امنیتی به‌دلیل رانتی که در این چند دهه گذشته به دست آورده و در رقابتی نابرابر با بخش خصوصی واقعی، هر روز بر ثروت و قدرتش افزوده، نخواهد گذاشت.

    حکمرانی الگوهای واپسگرای «خودکفایی» در عصر «توسعه پایدار»

    مفهوم «توسعه پایدار» که چند دهه پیش از آغاز به کار دولت سازندگی و حتی پیروزی انقلاب اسلامی، مشخصاً از اوایل دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی کم‌کم در محافل علمی و دانشگاهی جهان مطرح شد و هنوز دهه ۸۰ میلادی به پایان و انقلاب اسلامی به فرجام نرسیده بود که به محافل سیاسی و اتاق کار روسای جمهور و وزیران دولت‌های مختلف نیز رسید، تاکید دارد که توسعه اقتصادی بدون توجه به دو عامل محیط زیست و جامعه بی‌معنا و حتی خسارت‌بار است. در مثلثی که تحت عنوان «ابعاد اصلی توسعه پایدار» مطرح است، همزمان به بر عوامل «محیطی»، «اقتصادی» و «اجتماعی» تاکید دارد و می‌گوید اولاً رشد اقتصادی آن‌گاه ارزشمند است که با کاهش نابرابری، توزیع عادلانه منافع اقتصادی و شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها همراه باشد، ثانیاً حفظ تنوع زیستی، کاهش آلودگی، مدیریت منابع طبیعی و مقابله با تغییرات اقلیمی را مدنظر قرار دهد و ثالثاً فراموش نکند توسعه اقتصاد بدون مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌ها، تحقق عدالت اجتماعی، رعایت حقوق بشر و افزایش آگاهی عمومی موجب ارتقا و پیشرفت واقعی نمی‌شود.

    اولیت‌هایی که چنان‌که اشاره شد از دهه ۶۰ میلادی در محافل علمی و دانشگاهی مطرح شد و در سال ۱۹۸۰، یعنی تقریباً همان روز‌هایی که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید، چنان عمومیت یافت که اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت، برنامه‌ای به نام «استراتژی حفظ جهانی» را منتشر کرد که با تاکید بر توسعه پایدار به‌عنوان اولویت جهانی، از این اصطلاح در سطح جهانی رونمایی کرد.

    ۲۵ سال تا تبدیل ایران به بیابان برهوت

    امروز دیگر کمتر کسی در ایران از اهمیت تغییرات اقلیمی و بحران منابع بی‌خبر است. با این حال، مسئولان همچنان با بی‌توجهی به این بحران‌ها برخورد می‌کنند.

    مسعود پزشکیان در همین سخنرانی اخیر در نشست شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان اردبیل به بحث فرونشست زمین در اقصی نقاط کشور نیز اشاره کرده؛ طبق گزارش‌های علمی بین‌المللی، تا سال ۲۰۵۰ میلادی – یعنی تنها ۲۵ سال دیگر – بسیاری از مناطق خاورمیانه و آفریقا به‌دلیل افزایش دما غیرقابل سکونت خواهند شد. نام ایران نیز در این فهرست قرار دارد.

    این یعنی بسیاری از شهرهای کشور ممکن است طی دو دهه آینده غیرقابل سکونت شوند. با وجود چنین هشدارهایی، رئیس‌جمهور همچنان نگران پیامدهای اجتماعی تعطیلی ادارات ناکارآمد است، درحالی‌که بحران‌های اقلیمی به‌مراتب تهدید جدی‌تری برای بقا و امنیت ملی محسوب می‌شوند.

  • مردم، به حال خود گریه کنید! / یک مرد در ایران پیدا نمی‌شود که تورم و قیمت ارز را کنترل کند!

    مردم، به حال خود گریه کنید! / یک مرد در ایران پیدا نمی‌شود که تورم و قیمت ارز را کنترل کند!

    به گزارش اقتصادران، فریدون همتی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، درباره شرایط بازار ارز و تورمی که هر روز بالاتر می‌رود گفت: مردی در ایران پیدا نمی‌شود که این تورم و قیمت ارز را کنترل کند. نه وزیر، نه نمایندگان مجلس، نه دولت. اصلاً انگار در این کشور اقتصاددانی که بتواند راه‌حلی برای این مشکلات پیدا کند وجود ندارد.

    *با توجه به افزایش بدون کنترل قیمت ارز چه راهکاری برای این وضعیت اقتصادی وجود دارد؟

    مردی در ایران پیدا نمی‌شود که این تورم و قیمت ارز را کنترل کند. نه وزیر، نه نمایندگان مجلس، نه دولت. اصلاً انگار در این کشور اقتصاددانی که بتواند راه‌حلی برای این مشکلات پیدا کند وجود ندارد. مردم باید به حال خود گریه کنند.

    *مردم که کاری از دست‌شان برنمی‌آید، به نظر می‌رسد دولتمردان باید به حال خود گریه کنند.

    در هیچ دولتی کاری نکردند. همه آمدند و همه هم دروغ گفتند. هیچ دولتی نتوانست از بار مشکلات مردم کم کند.

    *اکنون با وجود این شرایط باید چه‌کار کرد؟ بالاخره باید راهکاری وجود داشته باشد؟

    در هیچ دولتی این وضعیت اقتصادی کنترل نشد. همه آمدند و وعده و وعید دادند اما هیچ کدام نتوانستند شرایط را برای مردم درست کنند.

    *برخی می‌گویند مافیا و قاچاقچیان پشت بازار ارز هستند و بازار را آنها کنترل می‌کنند؟ این از نظر شما درست است؟

    من می‌ترسم خیلی‌ها خودشان دست‌شان در این کار باشد.

    *خیلی‌ها یعنی چه کسانی؟

    اگر دُم این مافیا و قاچاق به جاهای بزرگ وصل نبود باید این شرایط زود جمع می‌شد. همین، توضیح نمی‌خواهد.

    *خب الان باید چه‌کار کرد؟ باید بنشینیم و به وضعیت نگاه کنیم؟

    ان‌شاءالله مجلس از خواب بیدار شود یکی دو اقدام اساسی انجام دهد تا دل مردم شاد شود.

    *مجلس اقدام کند یعنی دقیقاً چه کاری انجام دهد؟ وزرا را استیضاح کند؟ با کنار گذاشتن وزرای اقتصادی این مشکل حل می‌شود؟

    همین که گفتم را بزنید. مشخص می‌شود معنی آن چیست.

  • آوار بانك‌های ناتراز بر بودجه دولت / چرا بانك‌ها دست از بنگاه‌داري بي‌رويه بر نمی دارند؟

    آوار بانك‌های ناتراز بر بودجه دولت / چرا بانك‌ها دست از بنگاه‌داري بي‌رويه بر نمی دارند؟

    به گزارش اقتصادران، اين روزها كلمه «ناترازي» زياد به گوش‌تان خورده و قطعا بخش زيادي از آن را در بخش انرژي تجربه كرده‌ايد، اما بايد توجه داشت كه ناترازي فقط در بخش انرژي و برق و گاز و حتي آب نيست. ناترازي مهم ديگري كه اقتصاد ايران را رنج مي‌دهد، بخش پولي است كه به واسطه خلق پول و بالا رفتن ميزان نقدينگي رخ مي‌دهد. اتفاقي كه درنهايت منجر به تورم و كاهش ارزش پول ملي مي‌شود.

    بانك مركزي به تازگي عنوان كرده كه رشد نقدينگي آبان‌ ماه ۲۸.۶درصد و رشد پايه‌ پولي ۲۰.۷درصد بوده است. اين خبر خوبي براي نماگرهاي پولي اقتصاد ايران است كه پس از سال‌ها در كانال 20درصدي قرار گرفته. اما آيا كافي است؟

    ضريب فزاينده نقدينگي معياري است كه نشان مي‌دهد نظام بانكي چند برابر سپرده‌اي كه دراختيار داشته، پول بانكي خلق كرده است يا اينكه چگونه پايه پولي (پول پرقدرتي كه مستقيما توسط بانك مركزي توليد مي‌شود) به نقدينگي در كل اقتصاد تبديل مي‌شود. اين ضريب به ميزان و سرعت گردش پول در سيستم بانكي و اقتصادي نيز بستگي دارد. به عقيده برخي كارشناسان ضريب نقدينگي اهميت زيادي در كنترل تورم دارد و در شش ماهه ابتدايي سال جاري روندي افزايشي داشته و به عدد ۸ نزديك شده است. اين عدد به معناي ۸ واحد خلق اعتبار در شبكه بانكي به ازاي يك واحد خلق پول در بانك مركزي است. آمارها حاكي از آن است كه شوك‌هاي اقتصادي و سياسي در روند صعودي ضريب فزاينده نقدينگي بسيار تاثيرگذار بوده‌اند. گروهي ديگر از كارشناسان كه به خلق نقدينگي درون‌زا باور دارند، نقش ضريب فزاينده نقدينگي را در مساله تورم چندان موثر نمي‌دانند. نقدينگي كه اصلي‌ترين متغير تورم‌ساز محسوب مي‌شود از مجموع دو متغير پول و شبه‌پول به دست مي‌آيد.

    صعود ضريب فزاينده نقدينگي پس از تحريم‌ها

    براساس گزارشي كه «اكو ايران» از آمارها منتشر كرده است؛ پس از شروع تحريم‌هاي بين‌المللي در سال ۹۰، روند ضريب فزاينده پولي صعودي شده است، به ‌طوري كه ضريب فزاينده از ۴.۳ در فروردين سال ۹۰ به ۶.۴ در آذر ماه سال ۹۳ افزايش يافته است. در واقع در اين بازه زماني شبكه بانكي به ازاي يك واحد پول خلق شده، اعتبار بيشتري خلق كرده است.

    روند صعودي ضريب فزاينده پس از انعقاد توافق برجام و رفع تحريم‌ها صعودي باقي ماند. به بيان دقيق‌تر در تير ماه ۹۴ كه ضريب فزاينده برابر با ۶.۲ بوده تا اسفند ۹۶ به ۷.۱ افزايش يافته است. با اين وجود روند ضريب فزاينده بعد از خروج امريكا از برجام و بازگشت مجدد تحريم‌ها باثبات بوده است.

    شيوع ويروس كرونا در اواخر سال ۹۸ موجب شد تا در دوره پاندمي كرونا، ضريب فزاينده افزايش شديدي را تجربه كند. به اين صورت كه در شهريور سال ۹۹، ضريب فزاينده به بالاترين ميزان خود در دهه ۹۰ برسد. در اين ماه مقدار ضريب فزاينده معادل ۷.۷ برآورد شده است. پايين‌ترين ميزان ضريب فزاينده در ارديبهشت سال ۹۰ و معادل ۴.۳ محاسبه شده است.

    ثبت بالاترين ضريب فزاينده پس از ۱۴ سال

    حذف ارز ۴۲۰۰ توماني در ارديبهشت ماه سال ۱۴۰۱ و شوكي كه به اقتصاد ايران وارد شد منجر به ثبت بالاترين ضريب فزاينده در حداقل ۱۴ سال اخير شده است. به زبان اعداد در شهريور ماه همين سال مقدار ضريب فزاينده به ۸.۱ رسيده است. پس از تخليه شوك جراحي اقتصادي دولت سيزدهم، ضريب فزاينده به ۷.۱ در ارديبهشت ماه سال گذشته كاهش يافت.

    آمارها حاكي از آن است كه در نيمه اول امسال روند ضريب فزاينده افزايشي بوده و از ۷.۴ در فروردين ماه سال جاري به ۷.۹ در شهريور رسيده است. به عبارت ديگر شبكه بانكي به ازاي هر واحد پول خلق شده در بانك مركزي، نزديك به هشت واحد اعتبار در شبكه بانكي خلق كرده است.

    ريشه اصلي رشد نقدينگي كجاست؟

    وحيد شقاقي شهري، اقتصاددان و استاد دانشگاه در واكنش به روند افزايشي ضريب نقدينگي به «اعتماد» گفت: يك نگاه اين است كه عامل رشد نقدينگي سياست‌هاي پولي است و ريشه آن در بانك مركزي است و نگاه ديگر اين است كه ريشه نقدينگي و تورم سياست‌هاي پولي و تصميمات بانك مركزي نيست بلكه سياست‌هاي مالي و ناترازي‌هاي اقتصاد كلان و بي‌انضباطي‌هاي بودجه‌اي عامل رشد نقدينگي و تورم محسوب مي‌شوند.

    اين كارشناس اقتصادي با اشاره به تصميمات بانك مركزي در دولت سيزدهم ادامه داد: در آن زمان به دليل اشتباه در اين موضوع اساس كنترل تورم را بر پايه كنترل رشد نقدينگي از طريق سياست‌هاي پولي انقباضي گذاشتند؛ البته آن زمان هم بنده مدام هشدار مي‌دادم كه سياست‌هاي پولي انقباضي شايد در كوتاه‌مدت بتواند رشد نقدينگي را كنترل كند و تورم را در كوتاه‌مدت كاهش دهد اما ماندگار نخواهد بود، چراكه ريشه اصلي رشد نقدينگي و به تبع آن تورم به سياست‌هاي مالي برمي‌گردد.

    سياست‌هاي انقباضي هم نتيجه‌اي نداد

    او با بيان اينكه بانك مركزي در دولت گذشته با يك اشتباه راهبردي باعث شد تا اقتصاد كشور به اين سمت هدايت شود، تصريح كرد: آن زمان سياست‌هاي پولي انقباضي را در دستور كار قرار دادند تا رشد نقدينگي و تورم را مهار كنند و مشخص بود كه اين تصميم نمي‌تواند پايدار باشد؛ چراكه ريشه اين مشكلات از سياست‌هاي مالي و بي‌انضباطي‌هاي بودجه‌اي و ناترازي‌هاي اقتصاد كلان نشأت مي‌گيرد.

    شقاقي شهري ادامه داد: گذر زمان نشان داد كه اين تصميم اشتباه بود و به همه هم اين اشتباه اثبات شد و امروز در دولت چهارهم اين ناترازي‌ها به حدي رسيده و به بانك مركزي فشار آورده است كه از سياست‌هاي پولي انقباضي عدول كرده‌اند و تنها سياست‌هاي مالي مهم شده است.

    او با اشاره به ناترازي‌هاي اقتصادي تصريح كرد: كشور با مجموعه‌اي از ناترازي‌ها مواجه است كه يكي از آنها ناترازي بانك‌هاست؛ اما همزمان با اين ناترازي با ناترازي برق، گاز، آب و ناترازي بنزين و ناترازي صندوق‌هاي بازنشستگي هم مواجهيم كه همه آنها به دولت فشار مي‌آورد به اضافه ايرادي كه در ساختار بانك‌هاي كشور وجود دارد كه ناترازي بانك‌ها را تشديد مي‌كند.

    چاه ويل كسري بودجه دولت

    اين اقتصاددان گفت: به دليل اينكه بانك‌ها به بنگاه‌داري روي آورده‌اند منابع مالي را منجمد مي‌كنند كه اين امر باعث مي‌شود يك بخشي از منابع مالي از بين برود و يك بخشي هم منجمد شود. مانند يك بانك خاص كه در درون ساختارش اتفاقاتي رخ داد كه ناترازي‌ها را در كل ساختار بانكي بالا برد.

    شقاقي شهري در ادامه با بيان اينكه ناترازي‌هاي اقتصاد كلان بر بودجه دولت آوار مي‌شود، افزود: اين ناترازي‌ها باعث كسري بودجه بيشتر دولت مي‌شود و كسري بودجه هم سال به سال تشديد مي‌شود. در اين زمان آسان‌ترين راه‌حل اين است كه دولت به منابع بانك مركزي و منابع بانك‌هاي دولتي دست درازي كند كه باعث رشد پايه پولي و افزايش ناترازي بانك‌هاي دولتي خواهد شد و از آن كانال رشد نقدينگي و افزايش تورم سرعت مي‌گيرد.

    اين كارشناس اقتصادي با بيان اينكه نقدينگي درون‌زاست گفت: ناترازي‌هاي اقتصاد كلان است كه باعث تشديد نقدينگي مي‌شود و رشد نقدينگي هم باعث تورم بيشتر در كشور مي‌شود. راه‌حل آن هم سياست‌هاي پولي انقباضي نيست، چراكه اين دست از سياست‌ها اثرات موقتي دارد و راه‌حل اين است كه فكري به حال ناترازي‌هاي اقتصاد كلان بكنند و آن را درمان كنند.

    بار سنگين ناترازي‌ها بر دوش دولت

    شقاقي شهري ادامه داد: البته اصلاح اين ناترازي‌ها هر كدام نيازمند برنامه است، به عنوان نمونه در بخش صندوق‌هاي بازنشستگي كه ناترازي ۳۰ تا ۴۰درصد برآورد مي‌شود، با ساختاري معيوب مواجهيم كه باعث انباشت اين ناترازي‌ها شده است و نهايتا به فاجعه‌اي تبديل مي‌شود كه روي دوش دولت سنگيني خواهد كرد.

    او با بيان اينكه در بودجه سال آينده دولت ۵۰۰ هزار ميليارد تومان به چهار صندوق بازنشستگي كمك خواهد كرد، گفت: اين ناترازي‌ها اثرات خود را در بودجه دولت خواهد گذاشت.

    اين اقتصاددان با بيان اينكه ريشه نقدينگي در ناترازي‌هاي اقتصاد كلان است و نه بانك مركزي، افزود: بي‌انضباطي‌هاي مالي و بودجه‌اي باعث اين ناترازي‌ها شده است كه راه‌حل آن كوتاه‌مدت و فوري هم نيست تا زماني كه اين ناترازي‌ها كنترل نشود اين رويه ادامه دارد. متاسفانه علت اصلي اين ناترازي‌ها در دست درازي دولت به منابع بانك مركزي و بانك‌هاي دولتي و كسري بودجه دولت برمي‌گردد كه همه اينها باعث رشد نقدينگي، پايه پولي و تورم شده است.

    بانك‌ها دست از بنگاه‌داري بي‌رويه بردارند

    شقاقي شهري در پاسخ به اين پرسش كه چرا بانك‌هاي ناتراز از سوي بانك مركزي منحل نمي‌شوند؟ گفت: يك بخشي از بانك‌ها دولتي هستند و بانك‌هاي دولتي تحت فشار آنها هستند و هر زمان كه منابع دولت كم مي‌شود از منابع بانك‌هاي دولتي برداشت مي‌كنند پس مشكل بانك‌هاي دولتي خود دولت است كه به دليل ناترازي‌ها ايجاد شده است و در زمينه بانك‌هاي خصوصي هم متاسفانه ضعف نظارت بانك مركزي در دولت‌هاي مختلف موجب شده كه بانك‌هاي خصوصي به جاي اينكه تسهيلات بدهند به سمت بنگاه‌داري حركت كنند و به دليل اينكه تخصص‌شان هم بنگاه‌داري نبوده متاسفانه منجر به انجماد منابع مالي‌شان شده است.

    او با تاكيد بر اينكه كار بانك بنگاه‌داري نيست، تصريح كرد: به دليل عدم اصلاح ساختار بانكي، بانك‌ها منفعت‌طلب شده‌اند و تسهيلات را به زيرمجموعه خودشان مي‌دهند و دست به بنگاه‌داري‌هاي بي‌رويه زده‌اند و منابع‌شان هم منجمد شده است كه نمونه آن بانك آينده بود كه هزاران ميلياد تومان سرمايه ملي را در يك بازار تجاري منجمد كرد يا بسياري از بانك‌هاي خصوصي ديگر كه سپرده‌ها را جذب كردند و به شركت‌هاي زيرمجموعه خودشان دادند و باعث انجماد منابع بانك‌ها شده‌اند كه در‌نتيجه تشديد ناترازي در بانك‌ها را به دنبال داشت.

  • دولت سر کیسه را شل کرد! / ۴ واریزی مهم تا آخر هفته

    دولت سر کیسه را شل کرد! / ۴ واریزی مهم تا آخر هفته

    به گزارش اقتصادران، یارانه نقدی آذرماه، باقیمانده سود سهام عدالت ۱۴۰۱، سود سهام عدالت متوفیان، حقوق بازنشستگان و حقوق کارمندان از جمله واریزی‌های دولت برای اقشار مختلف در روز‌های آتی خواهد بود.

    زمان واریزی‌های دولت به حساب افراد مختلف در ادامه بررسی شده است:

    یارانه نقدی دهک‌های اول تا سوم در ساعت ۲۴ روز ۲۵ آذر و یارانه نقدی دهک‌های چهارم تا نهم ساعت ۲۴ روز ۳۰ آذر واریز خواهد شد. یارانه نقدی دهک‌های اول تا سوم ۴۰۰ هزار تومان برای هر نفر و یارانه سایر دهک‌های ۳۰۰ هزار تومان برای هر نفر است.

    طبق وعده سازمان بورس، تجمیع باقیمانده سود سهام عدالت ۱۴۰۱ و بخشی از سود سهام عدالت ۱۴۰۲ تا قبل از شب یلدا به حساب ۴۹ میلیون دارنده سهام عدالت واریز خواهد شد. کل مبلغ قابل پرداخت برای دارندگان سهام عدالت ۲۵ هزار میلیارد تومان است و طبق بررسی‌ها برای هر دارنده سهام عدالت حداقل ۵۰۰ هزار تومان سود واریز می‌شود. زمان دقیق واریز سود سهام عدالت هنوز مشخص نشده است.

    حقوق بازنشستگان

    واریز حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی از ۲۰ آذرماه بر اساس حروف الفبا آغاز شده و تا ۲۹ آذر ادامه خواهد داشت. همچنین حقوق بازنشستگان کشوری و لشکری نیز در روز‌های ۲۹ و ۳۰ آذر به حساب این افراد واریز خواهد شد. مبلغ متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان نیز در احکام و فیش‌های حقوقی این افراد دیده شده است.

    حقوق کارمندان

    زمان واریز حقوق کارمندان دولت در دستگاه‌های مختلف با هم متفاوت است، اما معمولاً حقوق کارمندان دولت در روز‌های پایانی ماه یا روز نخست ماه بعد واریز می‌شود. با توجه به اینکه روز پایانی ماه آذر به شب یلدا ختم می‌شود، احتمالاً حقوق تمامی کارمندان دولت پیش از شب یلدا واریز خواهد شد.

  • “استیضاح‌” یا “رو کم کنی و تسویه‌حساب” مساله این است؛ گروکشی نمایندگان از دولت!

    “استیضاح‌” یا “رو کم کنی و تسویه‌حساب” مساله این است؛ گروکشی نمایندگان از دولت!

    به گزارش اقتصادران، لابد گذارتان به برخی وزرا افتاده و از تعامل‌شان با نمایندگان مجلس سخن به میان آمده است.ترجیع‌بند سخن این وزیران چنین است:«مجلس ما را خسته کرده». وقتی حتی یک نماینده مثلا از حوزه انتخابیه‌ای با 8-7 هزار رای وارد مجلس شده می‌تواند سوالی بی‌ربط یا باربط از یک وزیر مطرح کند، آن مقام اجرایی باید تیمی را مامور جمع‌آوری اطلاعات نماید و خودش هم وقت قابل‌توجهی بگذارد و سپس در کمیسیون حضور یابد و به آن سوال پاسخ دهد و احیانا اگر آن نماینده قانع نشد سوال به جلسه علنی بیاید و دوباره این روند ملال‌آور تکرار شود و وزیر از تریبون مجلس پاسخ دهد.

    آنگاه از نمایندگان رای خواسته شود که آیا از جواب وزیر قانع شده‌اند یا خیر. اگر قانع نشده بودند باز هم ماجرا می‌افتد در یک چاله بروکراسی دیگر که بیا و تماشا کن.

    اینها تازه حالت عادی و بی‌شائبه موضوع است اما متاسفانه در بسیاری اوقات چنین نیست و پشت‌صحنه‌هایی دارد که اشمئزازآور است.

    فرض کنید نماینده یک شهر قصد دارد فرد مورد نظرش به سمت مدیرکلی یا ریاست اداره‌ای منصوب شود. آن فرد را به وزیر معرفی می‌کند اما وزیر به هر دلیلی از این پیشنهاد عبور می‌کند و فرد دیگری را برمی‌گزیند. از همین نقطه بازی شروع می‌شود. نماینده مزبور در کمتر از چند دقیقه سوالی را که می‌تواند درباره هر چیزی باشد، می‌نویسد و به جریان می‌اندازد. در واقع سوال نیست، گروکشی است.

    اگر وزیر فرد قدرتمندی نباشد و از چنین هیاهوهایی بترسد، یا احساس کند وقت تلف کردن برای چنین کاری مخل انجام وظایفش است، جاخالی می‌دهد و در تماس مستقیم یا غیرمستقیم با نماینده خواسته او را برآورده می‌سازد یا وعده دیگری می‌دهد و آقای نماینده هم بزرگوارانه! سوال را پس می‌گیرد. اما اگر وزیر بر موضع خود بماند، زمان و انرژی زیادی از او تلف می‌شود و وقتی را که او می‌توانست برای سیاست‌گذاری‌های وزارتخانه‌اش صرف کند، هدر می‌رود و…

    حالا اگر مقاومت وزیر بیشتر باشد همان آقای نماینده سراغ عده‌ای دیگر از همکارانش می‌رود و این‌بار به کمک آنها استیضاح وزیر را کلید می‌زند و حالا دیگر حسابش با کرام‌الکاتبین است. و اگر عملیات ایذایی کوچک‌تر باشد به تذکر از تریبون مجلس اکتفا می‌شود، ضمن اینکه فرصت نطق پیش از دستور مجلس هم می‌تواند به کمک این بازی بیاید.

    این نوشته البته متعرض سوال‌ها و استیضاح‌های مهمی که از سر دلسوزی صورت می‌گیرد، نیست، اما حتما نمایندگان مجلس هم گواهی می‌دهند که تعداد آنها بسیار کم است و کفه ترازو بیشتر به سمت «رو کم کنی» و «تسویه‌حساب» سنگینی می‌کند.

    برای رهایی از چنین فرآیند مبتذلی چه باید کرد؟ شاید راه‌حل اصلی‌اش تشویق چهره‌های ملی، ارزشمند، باسواد، مستقل و متعهد برای نامزدی مجلس است. این افراد اگرچه به سختی از فیلتر شورای نگهبان عبور می‌کنند! اما ظرفیت آن را دارند که شأن مجلس را واقعا در حد «خانه ملت» ارتقا دهند.

    راه‌حل دوم، تدبیر ریاست و هیات رییسه مجلس است. آنها باید پشت صحنه چنین اتفاقاتی را رصد کنند و جلوی آن بایستند.

    راه‌حل دیگر، مبسوط الید گذاشتن رسانه‌ها در چنین بزنگاه‌ها و افشای واقعیت‌های موجود است.

    متاسفانه بهره‌مندی ضعیف مجلس از چهره‌های برتر سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نیز بی‌همتی هیات‌رییسه و همچنین غیبت رسانه‌های مستقل قدرتمند از صحنه، آفتی را گریبانگیر مجلس کرده که جایگاه آن را تا حد ناخوشایندی تنزل می‌دهد.

    از سویی مکانیزم کنترلی بر رفتار نمایندگان مجلس هر چند در حوزه‌های اخلاقی و مالی اهل تسامح و تساهل به نظر می‌آید، در حوزه سیاسی بسیار سخت‌گیرانه عمل می‌کند. تلخ است اما باید قبول کنیم پس از چهار دهه عملکرد نهادهای تصمیم‌ساز در حوزه شورای نگهبان، نهادهای نظارتی سبب رشد شخصیت‌های سیاسی کم‌خطر، دست چندم، بی‌سابقه در امر انقلاب و مدیریت ارشد کشور و … می‌شود. خیلی هم اگر ادعا داشته باشد، وسط منازعه بین‌المللی کشور با رژیم صهیونی و قدرت‌های بزرگ غربی نگران وضعیت فرزندان جواد ظریف می‌شود؛ دانسته یا ندانسته، علی‌رغم تذکر رهبری انقلاب، آب به آسیاب دشمنان می‌ریزد و از پشت به مهم‌ترین ژنرال خط مقدم منازعه با دول سیری‌ناپذیر شرق و غرب خنجر می‌زند.

    نویسندگان این چند سطر از آنجایی که همچنان کمی امیدوار! هستند و از سویی چون می‌دانند در فقدان اصلاح با چه سیلاب وحشتناکی مواجه خواهیم بود و از طرفی مخالف براندازی و انقلاب‌های خونین هستند (انقلاب‌ها نه تنها بحران‌ها را تدبیر نمی‌کنند بلکه بر دامنه خرابی‌های افسارگسیخته می‌افزایند) امیدوارند در انتخابات بعدی برخی از این کج‌سلیقگی‌ها اصلاح شود، از میان کاندیداهای زن و مرد وجه سیاسی، نگرش ملی و تخصص علمی و وجاهت اجتماعی و سیاسی و اخلاقی‌شان موردملاحظه و توجه افزون‌تری قرار گیرد. همه اینها قدم‌های کوچکی برای ترمیم رویه‌های نادرست گذشته بوده است.

  • حاتم بخشی دولت ها از جیب تأمین اجتماعی! / طلب نیم قرنی که هنوز هم صاف نشده است

    حاتم بخشی دولت ها از جیب تأمین اجتماعی! / طلب نیم قرنی که هنوز هم صاف نشده است

    به گزارش اقتصادران، سازمان تأمین اجتماعی بحران‌های بسیاری را پشت سرمی گذارد که عمده‌ی آن ناشی از رفتار‌های دولت‌ها نسبت به این سازمان است. برخی تصور می‌کنند مشکل از چند سال اخیر و یا چند دولت اخیر است، اما با یک نگاهی جدی‌تر می‌توان دریافت که دولت حتی در سال‌های قبل از انقلاب هم چنین رویکردی نسبت به این سازمان داشته است. تأمین اجتماعی حالا منتظر دریافت بدهی‌های خود از دولت برای تأمین نقدینگی‌های جاری است.

    محسن سرخو، از مدیران سابق تأمین اجتماعی، معقتد است که سازمان تأمین اجتماعی به جای بدهی‌های خود شرکت‌های سوددهی را از دولت خواهد گرفت و در راستای اصلاح ساختار خود، شرکت‌های زیان ده را از چرخه خارج خواهد کرد. او می‌گوید: «دولت بدهی‌هایی به سازمان تأمین اجتماعی دارد و تا جاییکه بنده اطلاع دارم، قرار است که بنگاه‌های اقتصادی و شرکت‌هایی که از نظر اقتصادی وضعیت مناسبی دارند و مربوط به صندوق‌های دیگر بیمه‌ای هستند، به سازمان تأمین اجتماعی به عنوان مطالبات، واگذار شود. احتمالاً خود سازمان تأمین اجتماعی هم یک اصلاح ساختار در سیستم شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی انجام دهد و شرکت‌هایی که خیلی سودده نیستند و گردش مالی بالایی ندارند، از چرخه‌ی تأمین خارج شوند و شرکت‌های سرمایه‌گذاری شکل بگیرند. شرکت‌های سودده نیز به عنوان شرکت‌های مدیریتی نگه داشته شود.»
    او در همین رابطه افزود: «دولت در گام نخست باید به وظایف خود عمل کند، افزایش حقوق‌ها نیز به شکلی باشد که از تمام حقوق بتوان حق بیمه کسر کرد. دولت مصوبه‌ای داشت که از اضافه کاری کارمندان حق بیمه کسر نشود، این مسأله باعث ضعف منابع سازمان می‌شود.»

    کاهش بیمه پردازان

    سرخو معتقد است که سازمان تأمین اجتماعی ضمن جلوگیری از فراربیمه‌ای، باید از افزایش دستمزد‌ها حمایت کند تا حق بیمه بیشتری نیز به دست آورد. او می‌گوید: «مهم‌ترین منابع سازمان تأمین اجتماعی، همواره حق بیمه‌هایی بوده که دریافت می‌شده و سود این بنگاه‌ها مطرح نبوده است. حق بیمه‌ها و مطالباتی که دولت باید به روز به سازمان پرداخت کند، مهم‌ترین منابع سازمان هستند که در این راستا، اگر سازمان بتواند جلوی فرار بیمه‌ای را بگیرد و دامنه‌ی افراد بیمه شده را گسترش دهد، طبیعتا درآمداش افزایش پیدا می‌کند. سازمان تأمین اجتماعی باید از دریافت‌های غیرحق توسط برخی از افراد هم جلوگیری کند. بازنشستگی‌های زودرس و پیش از موعد، می‌تواند خسارت‌های بیشتری به سازمان وارد کند و باید جلوی آن گرفته شود. همینطور که مستمری‌ها افزایش پیدا می‌کند، به همان مراتب حقوق بازنشستگان هم افزایش یابد، منابع سازمان خیلی افزایش پیدا می‌کند.
    در ادامه گفتگو کردیم با علی حیدری، کارشناس تأمین اجتماعی و رفاه، که در رابطه با نقش دولت در ناترازی صندوق‌های تأمین اجتماعی  گفت: «ناترازی صندوق‌ها و سازمان‌های بیمه‌گر اجتماعی از جمله سازمان تأمین اجتماعی عوامل مختلفی دارد. مسأله‌ی متغیر‌های اقتصادی و عدم رشد اقتصادی متناسب که در یک دهه‌ی گذشته دیده شده است. نیروی کار غیرمجاز خارجی که روی فرصت‌های شغلی ایرانی‌ها می‌نشیند و، چون بیمه نمی‌پردازد مشکل ایجاد می‌کند. بحث ضعف شرکت‌های زیرمجموعه‌ی سازمان هم مطرح است. یک سری از افراد را هم به مرور بازنشسته‌ی زودرس کردند که مؤثر بوده است.»

    بدهی‌های تاریخی دولت به تأمین اجتماعی

    نیم قرن بذل و بخشش دولت از تأمین اجتماعی

    حیدری معتقد است که دولت در نیم قرن اخیر به تعهدات خود در حوزه‌ی تأمین اجتماعی عمل نکرده و تنها به هزینه‌های این سازمان اضافه کرده است. او می‌گوید: «تا قبل از ۱۳۵۴، دولت سهمی در پرداخت بیمه نداشت، اما از سال ۵۴ مقرر شد که از ۳۰ درصد حق بیمه، ۲۰ درصد کارفرما، ۷ درصد کارگر و ۳ درصد را دولت بدهد. دولت از همان سال این رقم را نپرداخته است. دولت در زمان جنگ هم یک قرض ۵ میلیاردی از سازمان گرفته یک سری بیمارستان هم در دهه‌ی هفتاد گرفته است. به مرور یک سری از اقشار مانند قالیبافان، خادمین، روحانیون و هنرمندان و… به سازمان تکلیف شدند که تحت پوشش قرار بگیرند. خیلی از این افراد الان مستمری بگیر شده‌اند، اما دولت حق بیمه‌ی آنها را نپرداخته است.»

  • حضور پرقدرت بانک مسکن در عرصه ساخت و ساز با افزایش سرمایه / نقش‌آفرینی پررنگ‌تر بانک مسکن در کنار دولت

    حضور پرقدرت بانک مسکن در عرصه ساخت و ساز با افزایش سرمایه / نقش‌آفرینی پررنگ‌تر بانک مسکن در کنار دولت

    به گزارش اقتصادران، دکتر علی خورسندیان مدیرعامل بانک مسکن با اشاره به عملکرد درخشان بانک مسکن در طرح نهضت ملی مسکن و مسئولیت‌پذیری اجتماعی این بانک در اجرای قانون جهش تولید گفت: بانک تخصصی توسعه ای مسکن، همواره در کنار دولت محترم و سیاست‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و توانسته وظایف محوله در این بخش را به خوبی ایفا کند.
    مدیرعامل بانک مسکن با تاکید بر ضرورت تقویت بنیه مالی در راستای اجرای بهتر، کامل‌تر و صحیح‌تر سیاست‌های دولت در توسعه بخش مسکن افزود: تحقق افزایش سرمایه بانک مسکن بر اساس بند (ت) تبصره(10) قانون بودجه 1403 مصوب مجلس شورای اسلامی، بدون تردید می‌تواند به این بانک در همراهی و حمایت از دولت در مسیر تولید مسکن و خانه‌دار شدن اقشار مختلف جامعه کمک کند.
    دکتر خورسندیان در این خصوص افزود: بر اساس قانون بودجه 1403، دولت مجاز شده است به منظور تامین بخشی از منابع مالی مورد نیاز جهت اجرای طرح‌های حمایتی تامین مسکن، اصلاح ساختار مالی بانک مسکن و حل و فصل ناترازی این بانک جهت افزایش تسهیلات دهی در پروژه‌های نهضت ملی مسکن، نسبت به افزایش سرمایه بانک مسکن به مبلغ یک میلیون میلیارد ریال از طرق مورد اشاره در بند ت تبصره 10 این قانون اقدام کند.
    وی در ادامه با اشاره به سخنان دکتر سید حمید پورمحمدی معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور در روز 22 شهریورماه امسال گفت: ایشان، توجه به مسائل مردم عزیز کشورمان را وظیفه تک‌تک مسئولان عنوان کردند و افزودند: بانک مسکن به یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین دغدغه‌های مردم توجه دارد و با تمام ظرفیت و توان خود برای رفع این نیاز فعالیت می‌کند؛ به همین دلیل ضروری است تا ابزارهای لازم از جمله افزایش سرمایه را در اختیار این بانک قرار دهیم تا بتواند نقش‌آفرینی بیشتری در این حوزه داشته باشد.
    دکتر خورسندیان ادامه داد: رئیس محترم سازمان برنامه و بودجه کشور در سخنان خود بر همراهی بانک مسکن در اجرای سیاست‌های دولت محترم در بخش مسکن و توسعه مسکن اشاره و حمایت‌های همه‌جانبه از این بانک به خصوص در زمینه افزایش سرمایه را اعلام کرده است.
    مدیرعامل بانک مسکن در ادامه با بیان این مطلب که عملکرد درخشان این بانک در توسعه بخش مسکن و خانه‌دار شدن مردم همواره مورد توجه مسئولان کشور بوده است یادآور شد: این عملکرد باعث شده است تا تقویت توان مالی بانک مورد تاکید بیشتر کمیسیون‌های مختلف مجلس شورای اسلامی از جمله کمیسیون‌های عمران و اقتصادی قرار گیرد و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی نیز از این عملکرد قدردانی و از افزایش سرمایه بانک مسکن جهت توسعه فعالیت‌های بانک در این زمینه حمایت کنند.
    دکتر خورسندیان با اشاره به طی مراحل قانونی و صدور مجوزهای لازم در راستای افزایش 100 همتی سرمایه بانک مسکن در دولت و مجلس، حمایت‌های دولت و مجلس شورای اسلامی را در راستای این مهم خواستار و یادآور شد: بانک مسکن نیز پس از تحقق افزایش سرمایه و به پاس قدردانی از این حمایت ارزشمند، بیش از گذشته و با تمام قوا، فعالیت خود را در حوزه مسکن و اجرای تکالیف محوله دولت محترم به خصوص طرح نهضت ملی مسکن توسعه خواهد داد.