برچسب: دولت

  • جزو سه کشوری هستیم که تورم بالای ۴۰ درصد داریم / نباید کاری کنیم که مردم و گردشگران خارجی از ایران بترسند / اقتصاد ایران سقوط کند، فقیر و غنی با هم می‌سوزند

    جزو سه کشوری هستیم که تورم بالای ۴۰ درصد داریم / نباید کاری کنیم که مردم و گردشگران خارجی از ایران بترسند / اقتصاد ایران سقوط کند، فقیر و غنی با هم می‌سوزند

    به گزارش اقتصادران، «دولت با کسری بودجه شدید مواجه است»؛ این جمله‌ای است که در سال‌های اخیر بار‌ها از سوی مسئولان ارشد تکرار و گویی به یک امر جدایی ناپذیر از اقتصاد ایران شده است. کسری بودجه در اقتصاد ایران به ویژه در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل شده است.

    به منظور بررسی دلایل کسری بودجه و تبعاتش، آن هم در شرایطی که ترامپ بر سر کار آمده و تنش‌های منطقه‌ای افزایش پیدا کرده است،  با مهدی پازوکی اقتصاددان به گفتگو نشسته ایم. مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

    *چرا کسری بودجه تبدیل به یک چرخه باطل شده است و هر سال تکرار می‌شود؟

    – کسری بودجه زمانی رخ می‌دهد که میان درآمد‌ها و مخارج دولت عدم تعادل اتفاق می‌افتد. درآمد‌های دولت ایران مشخص است و از سه بخش تشکیل می‌شود؛ درآمد‌های مالیاتی و گمرکی، فروش نفت و فروش اوراق بدهی که به عنوان یک ابزار سیاست‌گذاری در سال‌های اخیر در بودجه دولت می‌آید. در مورد درآمد نفت هم اگر سیاست تنش در منطقه رخ دهد، این درآمد تحقق پیدا نخواهد کرد و منابع درآمدی دولت دچار مشکل می‌شود. افزون براینکه بخشی از درآمد‌های مالیاتی هم عینا به درآمد‌های نفتی ارتباط دارد؛ بنابراین باید اصلاحاتی در سیاست خارجی داشته باشیم، بدین معنا که سیاست خارجه ما در خدمت توسعه و پیشرفت ایران باشد. باورم بر این است که سیاست تعامل و تنش‌زدایی باید در دستور کار حکومت قرار گیرد تا درآمد‌های دولت تحقق پیدا کند.

    قسمت دوم بودجه مخارج دولت است. بخش مخارج لایحه ۱۴۰۴ هنوز در سازمان برنامه و بودجه در حال تدوین است و قرار است بعد از تصویب درآمد‌ها این بخش هم منتشر شود؛ بنابراین دولت باید مخارج غیرضروری را کاهش دهد چراکه نهاد‌ها و سازمان‌هایی وجود دارند که نیازی به بودجه دولتی ندارند. از جمله اینکه ده‌ها خبرگزاری از دولت پول می‌گیرند درصورتی که نیازی نیست و تنها یک خبرگزاری دولتی کافی است. برای من به عنوان یک شهروند ایرانی سوال است که چرا بودجه مجلس از هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۱، به ۴ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است؟ یعنی بیش از سه برابر افزایش داشته است. در حالی که حقوق نمایندگان ۲۰ درصد بیشتر افزایش نداشته است، چرا هزینه‌های مجلس انقدر افزایش داشته است؟ از این رو مجلس باید از خودش شروع کند.

    ما کشور را داریم گران اداره می‌کنیم. اگر می‌خواهیم کسری بودجه نداشته باشیم باید هزینه‌های غیرضروری را کاهش دهیم. یکسری هزینه‌ها اجتناب ناپذیرند یعنی حقوق پرستار و معلم را نمی‌توانید پرداخت نکنید چراکه وظیفه حکومت است، اما یکسری از نهاد‌هایی مانند شورای انقلاب فرهنگی هستند که در سال‌های گذشته هزینه‌های کلانی را به دولت تحمیل کرده‌اند.

    ما کشور را داریم گران اداره می‌کنیم. اگر می‌خواهیم کسری بودجه نداشته باشیم باید هزینه‌های غیرضروری را کاهش دهیم. یکسری هزینه‌ها اجتناب ناپذیرند یعنی حقوق پرستار و معلم را نمی‌توانید پرداخت نکنید چراکه وظیفه حکومت است، اما یکسری از نهاد‌هایی مانند شورای انقلاب فرهنگی هستند که در سال‌های گذشته هزینه‌های کلانی را به دولت تحمیل کرده‌اندما شهر‌هایی داریم که مدرسه ندارند ولی دانشگاه دارد. ملاحظه کنید که بودجه دانشگاه پیام نور در دو سال گذشته چه قدر افزایش داشته است؟ چون اکثر اعضای هیات علمی دانشگاه پیام نور در دولت قبلی مسئولیت داشته‌اند، بودجه این دانشگاه را بالا برده‌اند. در دولت بریتانیا ۸۰ درصد اعضای هیات دولت لیسانس دارند ولی نرخ تورم که در دوران کرونا دو رقمی شده بود و به ۱۱.۸ درصد رسیده بود، اکنون به ۱ و هشت دهم درصد رسیده است. چرا دولت انگلیس موفق شده است؟ از این رو ما باید مخارج دولت را کاهش دهیم.

    * برای اینکه کسری بودجه گریبانگیر دولت نشود، چه راهکاری وجود دارد؟

    – دولت باید دو کار را در پیش گیرد؛ یکی اصلاح سیاست خارجه از جهت تعامل با جامعه جهانی و دیگری اصلاحات اقتصادی به خصوص در بخش بودجه و هزینه‌های آن است. هیچ کشوری در دنیا ۱۰ خبرگزاری دولتی ندارد. مجلس شورای اسلامی یک خبرگزاری دارد که اعتبارش در سال ۱۴۰۱، ۷۳ میلیارد ریال بوده و در سال ۱۴۰۳ به ۱۹۳ میلیارد رسیده است؛ یعنی ظرف دو سال بودجه‌اش بیش از دو برابر افزایش داشته است. در حالی که حقوق کارکنان دولت در مجموع طی دو سال ۴۰ درصد افزایش داشته است؛ بنابراین اگر می‌خواهیم تورم را کنترل کنیم، مخارج دولت باید کاهش پیدا کند. با شعار و دعا هم تورم کنترل نمی‌شود.

    تا دلتان بخواهد شورای عالی انقلاب فرهنگی در هر دهاتی دانشگاه دارد؛ یعنی سرانه دانشگاه به جمعیت را اگر تقسیم کنیم، در دنیا اول هستیم. حتی کشور‌های کمونیستی اندازه ما دانشگاه ندارند. من مخالف دانش نیستم، اما اینها کارخانه مدرک‌سازی هستند و هزینه دولت را بالا می‌برندچرا تورم کشور ژاپن که نفت هم ندارد و در بازار جهانی از ما نفت می‌خرد، نزدیک به صفر است؟ چون عقلانیت بر نظام تصمیم‌گیری حاکم است. در قانون بودجه ۱۴۰۳ مجلس دو دانشگاه جدید را تصویب کرد. شورای انقلاب فرهنگی اگر دنبال گسترش فرهنگ مستقل و فرهنگ اسلام است باید فرهنگ قناعت را از خودشان شروع کنند؛ تا دلتان بخواهد شورای عالی انقلاب فرهنگی در هر دهاتی دانشگاه دارد؛ یعنی سرانه دانشگاه به جمعیت را اگر تقسیم کنیم، در دنیا اول هستیم. حتی کشور‌های کمونیستی اندازه ما دانشگاه ندارند. من مخالف دانش نیستم، اما اینها کارخانه مدرک‌سازی هستند و هزینه دولت را بالا می‌برند.

    از سوی دیگر ما با مشکل ناترازی مواجه هستیم. بنا بر آمار مرکز پژوهش‌های مجلس در سال ۱۴۰۲ روزانه ۲۸۰ میلیون متر مکعب ناترازی داشتیم. روزانه ۱۵ میلیون لیتر کمبود بنزین داریم. از سوی دیگر قیمت بنزین را ۵ سال است که ثابت نگه داشته‌ایم. در حالی که قیمت نیم لیتری آب از ۵ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان رسیده ولی بنزین ۳ هزار و ۵۰۰ تومان ثابت مانده است.

    من مخالف افزایش قیمت شبانه بنزین هستم ولی زمانی که کرایه تاکسی ۳۰ درصد بالا می‌رود، بنزین هم ۲۰ درصد افزایش پیدا کند. پنج سال گذشته تورم بالای ۴۲ درصد بوده و قیمت بنزین هم ثابت بوده، چرا تورم افزایش داشته است؟ چرا در دولت میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی که قیمت بنزین افزایش پیدا می‌کرد، نرخ تورم بالا نمی‌رفت؟ فقط یک بار در سال ۷۴ تورم بالای ۴۰ درصد شد که آن هم دلیل خاص خود را داشت که مورد بحث ما نیست؛ بنابراین من اعتقاد کارشناسی دارم که مجموعه حکومت باید اصلاحات ساختاری در مخارج بودجه را شروع کند.

    اقتصاد بی‌رحم است، اقتصاد مایه قوام حکومت‌هاست. یعنی اگر خدایی نکرده اقتصاد سقوط کند، فقیر و غنی می‌سوزند؛ بنابراین دولت و حکومت باید اصلاحات را شروع کنند و همه چیز شفاف باشد.

    در دوره پیشین، قبیله پل مدیریت (دانشگاه امام صادق) نتوانست این اقتصاد را به خوبی مدیریت کند. الان هم قبیله دانشگاه تهران سعی کنند از بهترین اقتصاددانان ایرانی چه در داخل و چه در خارج از کشور که افراد مستقل، آگاه به اقتصاد جهان و ایران هستند نیز استفاده کنند. باورم بر این است که اگر اصلاحات اساسی در سیاست خارجه و ساختار اقتصادی به ویژه در بخش هزینه‌ای بودجه صورت گیرد، قطعا ما هم می‌توانیم در دنیا بدرخشیم.

    مهم‌ترین شاخص بی‌ثباتی نرخ فزاینده تورم است. ما جزو سه کشوری در جهان هستیم که تورم بالای چهل درصد را داریم؛ بنابراین باید نرخ تورم را کنترل کنیم و یکی از راهکارهایش اصلاح در کاهش مخارج غیرضروری دولت استاقتصاد ایران در حال حاضر به شدت از وضعیت بی‌ثباتی رنج می‌برد. مهم‌ترین شاخص بی‌ثباتی نرخ فزاینده تورم است. ما جزو سه کشوری در جهان هستیم که تورم بالای چهل درصد را داریم؛ بنابراین باید نرخ تورم را کنترل کنیم و یکی از راهکارهایش اصلاح در کاهش مخارج غیرضروری دولت است. مجلس باید سعی کند قوانین را در جهت شفافیت پیش ببرد.

    از آن طرف هم مخارج غیر ضروری دولت کاهش پیدا و به صورت تدریجی قیمت حامل‌های انرژی افزایش پیدا کند. با روش‌های پوپولیستی نمی‌توان مملکت را اداره کرد. باورم بر این است که باید اصلاحات انجام گیرد. همین بنزین را ادعا می‌کنند اگر قیمتش افزایش پیدا کند تورم هم بالا می‌رود، در صورتی که پنج سال گذشته نرخ بنزین افزایش نداشته، اما نرخ تورم بالا رفته است. به آنهایی که می‌گویند قیمت بنزین باید ثابت باشد، باید گفت که ۵۰ درصد خانوار‌های ایرانی ماشین ندارند و در واقع فردی که دو اتومبیل دارد، از یارانه دولت بیشتر دارد استفاده می‌کند. ما باید تورم را کنترل کنیم و اگر موفق به کنترل آن شدیم، قیمت بنزین افزایش پیدا نکند.

    زمانی که انقلاب کردیم، به گفته آقای مهاتیر محمد ، بخشی از مردم مالزی روی درخت زندگی می‌کردند، ولی امروز رفاهیات مردم و وضع مسکن و جوانان ما چه شده است؟ نرخ تورم آنچنان بالا رفته که خرید مسکن تبدیل به یک رویا شده است؛ بنابراین اگر خواهان سلامت اقتصاد ایران هستیم باید ثبات اقتصادی را به اقتصاد ایران برگردانیم که مهم‌ترین شاخص ثبات اقتصاد هم کنترل نرخ تورم است. مجلس باید بودجه را به گونه‌ای تصویب کند که جلوی مخارج غیر ضرور دولت را بگیرد تا کسری نداشته باشد. یکی از عوامل مهم نرخ تورم کسری بودجه است.

    *احتمالا کسانی که بودجه دولت را تدوین می‌کنند، آگاه به این هستند که برخی از رقم‌های پیش‌بینی شده، غیرواقعی است. با این حال چرا چنین ارقامی را در بودجه می‌آورند؟

    – قانون بودجه ۱۴۰۳ را که ملاحظه کنید، یک سری دانشگاه جدید تصویب شده است مثلا دانشگاه بسیج انقلاب اسلامی که صد میلیارد برایش اعتبار درنظر گرفته‌اند. دانشگاه دیگری به نام اصول دین را در بودجه آورده‌اند که ۲۰۰ میلیارد به آن اعتبار داده‌اند. کسی نمی‌پرسد که ما این همه دانشگاه الهیات در این کشور داریم که فارغ التحصیلانش بیکار هستند، چرا این همه دانشگاه تاسیس می‌کنیم؟

    من اگر قدرتی داشتم از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی شکایت می‌کردم چراکه به باور من آنها به کشور خدمت نکردند و باید محاکمه شوند. از طریق گسترش دانشگاه‌ها در شهرستان‌ها باعث افزایش مدرک و مخارج دولت شدند و فرهنگ کشور را دچار مشکل کردند

    همین الان بودجه شورای نگهبان را ملاحظه کنید. در سال ۱۴۰۱ بودجه جاری‌اش، ۲۷۱ میلیارد تومان بوده، اما در سال جاری به ۶۳۰ میلیارد تومان رسیده است. یعنی بیش از دو برابر افزایش داشته در حالی که نصف اعضای شورای نگهبان استاد دانشگاه هستند و حقوقشان را از دانشگاه می‌گیرند.

    شورای نگهبان برای نظارت بر انتخابات هم ردیف اعتبار جدا دارد. مگر شورای نگهبان حزب سیاسی است؟ شورای نگهبان در ۳۱ استان کشور برای خود دفتر درست کرده است در صورتی که در مجلس اول تا چهارم ما در استان‌ها دفتر نداریم. به نظر من این دفاتر نمی‌گذارند افراد مستقل وارد پارلمان شوند. وزارت اطلاعات پس برای چه حقوق می‌گیرد؟ آنها حقوق می‌گیرند تا به استعلامات افراد پاسخ دهند؛ بنابراین شورای نگهبان باید از خودش شروع کند. شورای نگهبان وظیفه‌اش نظارت بر قوانین است، اما آمده و پژوهشکده درست کرده است. شورای نگهبان نباید در استان‌ها شعبه داشته باشد و این خلاف قانون و خلاف شرع است.

    این ردیف‌ها و اینکه به نهاد‌ها و سازمان‌هایی اعتبار بدهیم که نباید بدهیم، از دوره احمدی‌نژاد شروع شد. با این تفاصیل من فکر می‌کنم اگر می‌خواهیم جلوی تورم را بگیریم، عاجزانه تقاضا دارم که اگر مجلس واقعا نماینده ملت است و قرار است از حقوق ملت ایران دفاع کند باید سیاست‌شان کنترل تورم باشد. کنترل تورم از توازن در بودجه به دست می‌آید نه از کسری بودجه. اگر میان درآمد و مخارج دولت تعادل نباشد به کسری بودجه می‌انجامد.

    کسری بودجه یعنی تورم، کاهش قدرت خرید مردم و فقیر شدن جامعه؛ بنابراین مجلس باید هزینه‌های غیر ضروری را حتی در لایحه دولت کم کند. کارمندی که در دولت خاتمی کار می‌کرد امید داشت که می‌توانست ظرف ۱۰ الی ۱۵ سال یک خانه بخرد، اما اکنون قدرت خرید کارمندان دولت و بازنشستگان به دلیل تورم به شدت کاهش پیدا کرده است؛ بنابراین حکومت باید این را بداند که اگر می‌خواهد اقتصاد دچار بحران نشود و سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند، باید تورم را کنترل کند.

    *برای کنترل تورم دولت باید چه اصلاحاتی در اقتصاد اعمال کند؟

    – تورم راهکار علمی دارد و با سخن پراکنی و جادو کنترل نمی‌شود. راهکارش هم اصلاحات ساختاری در اقتصاد است. برای این اصلاحات هم اولین اقدام اصلاح ساختار بودجه در بخش‌هایی اعم از مخارج و درآمد دولت است.

    اقتصاد دستوری به درد رانت‌خواران، دلالان، کلاهبرداران و مفسدین اقتصادی می‌خورد؛ بنابراین اگر خواهان پیشرفت کشور هستیم، باید سلامت اقتصادی را به اقتصاد ایران بازگردانیمچندی پیش وزیر اسبق اقتصاد گفت در ایران ۷۰ درصد کالا‌ها را دولت قیمت می‌گذارد! چین که کمونیستی است بیش از ۹۰ درصد قیمت هایش آزاد است و مکانیزم بازار، قیمت را تعیین می‌کند. جان کلامم این است که با اقتصاد دستوری عدالت تحقق پیدا نمی‌کند. اقتصاد دستوری به درد رانت‌خواران، دلالان، کلاهبرداران و مفسدین اقتصادی می‌خورد؛ بنابراین اگر خواهان پیشرفت کشور هستیم، باید سلامت اقتصادی را به اقتصاد ایران بازگردانیم.

    *در شرایطی که با کسری بودجه مواجه هستیم، ترامپ بر سر کار آمده و امید به توافق با آمریکا کمرنگ است و از سوی دیگر تنش‌های منطقه‌ای افزایش پیدا کرده است، چه بر سر اقتصاد ایران می‌آید؟

    – دولت نباید به حرف تندرو‌ها گوش دهد. با حرف درمانی سیاست خارجی اصلاح نمی‌شود. منظور من از تعامل هم تعامل با اقتصاد ایالات متحده و غرب است. من نوکر غرب نیستم ولی می‌فهمم رابطه اقتصادی ایران با آمریکا به نفع مردم ایران و به ضرر رقبای منطقه‌ای ماست، یعنی الان آذربایجان، ترکیه، امارات، قطر و حتی عراق دوست ندارند ما با آمریکا رابطه داشته باشیم. اسرائیل هم همین را می‌خواهد که ایران را در دنیا منزوی کند.

    به نظر من مسعود پزشکیان یکی از دلایل اینکه موفق به کسب اکثریت آرا شد، این بود که صادقانه با مردم صحبت کرد. حال همانطور صادقانه هم باید واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی جامعه ایران را با مقامات ارشد نظام در میان بگذارد. برای اصلاحات اقتصادی به سرمایه اجتماعی نیاز دارید بنابراین پزشکیان باید با مقامات ارشد نظام صحبت کند. او باید منافع ملی ایران را درنظر داشته باشد و بر اساس منافع ملی و با هماهنگی سایر مقامات ارشد، اگر نیاز شد برای مذاکره به کاخ سفید برود. دولت نباید تحت تاثیر تندرو‌ها و کاسبان تحریم قرار گیرد و از مذاکره بترسد.

    در دهه ۷۰ میلادی هواپیما‌های B ۵۲ آمریکا، دو میلیون مردم بی‌گناه ویتنام را کشت ولی این کشور اکنون سالانه بالغ بر ۵۰ میلیون دلار صادرات پوشاک به آمریکا دارد. جالب است که حکومت ویتنام چپ و گرایش کمونیستی دارد و نزدیک به چین و روسیه است ولی منافع ملی را فهمیده است. در نتیجه نرخ رشدش دو رقمی شده است. حتی در دوران جنگ ویتنام، وقتی هواپیما‌های آمریکا پایتختش را بمباران می‌کرد، وزیر خارجه‌اش در پاریس پای میز مذاکره نشسته بود. این یعنی سیاست خارجه در خدمت جنگ. ولی ما مذاکره با آمریکا را تابو کرده‌ایم. مشکل ما با آمریکا حل نمی‌شود ولی وقتی عقل اقتصادی حکم می‌کند که مذاکره با آمریکا به نفع ماست چرا برویم به سمت سیاست تنش‌زایی؟ باید به سمت تنش‌زدایی برویم و تنش زدایی هم یعنی مذاکره. من از جمهوری خواهان و ترامپ خوشم نمی‌آید، اما این را می‌فهمم که ترامپ تاجر و اهل معامله است.

    در دولت احمدی‌نژاد یکسری تندرو به سفارت بریتانیا در تهران حمله کردند و خساراتش را هم با دلار آمریکا دادیم. ۲۴ ساعت پس از حمله تندرو‌ها هم بانک مرکزی ایران تحریم شد. مگر می‌شود روز روشن سفارتی که در پناه حکومت جمهوری اسلامی است را بریزند و آتش بزنند؟ این چیزی است که اسرائیل دوست دارد. اعتقاد دارم چند سال دیگر اسنادش منتشر می‌شود که کسانی که پشت صحنه حمله به سفارت بریتانیا و عربستان بودند، از اجنبی پول گرفتند که بر خلاف منافع ملت، دید منفی از ایران را در مقابل جهانیان به نمایش بگذارند؛ بنابراین باورم این است که معنای تعامل وادادگی نیست. در سه چهار سال گذشته ایرانیان خارج از کشور دیگر وارد ایران نمی‌شوند و قرارشان را در ترکیه، اربیل، آنکارا و دبی می‌گذارند و اقتصاد آنهاست که تقویت می‌شود. قبلا بین ۵ تا ۱۰ هزار دلار در ایران خرج می‌کردند، اما الان آن را به اقتصاد ترکیه می‌رسانند.

    نباید کاری کنیم که مردم و گردشگران خارجی از ایران بترسند. اگر سیاست خارجه ما اصلاح شود، ایران سالانه میلیارد‌ها دلار درآمد حاصل از توریست دارد. ترکیه که یک دهم ما امکانات تاریخی ندارد، سال گذشته ۵۰ میلیارد دلار از توریست کسب درآمد داشته است.

    از این رو اقتصاد ایران نیاز به سلامت اقتصادی دارد و برای اینکه سلامت اقتصادی اتفاق بیافتد باید اصلاحات در سیاست خارجی و اقتصادی را در دستور کار قرار دهیم و از عناصر تکنوکرات برای اداره امور اقتصادی کشور استفاده کنیم. پیشنهاد می‌کنم آقای پزشکیان از اقتصاددانان درجه یک ایرانی که افراد مستقل هستند و در بهترین دانشگاه‌های دنیا درس خوانده‌اند به عنوان مشاورین ارشد و دستیاران اقتصادی استفاده کند تا بتواند اصلاحات اقتصادی را راهبری کند و تحت تاثیر شعار‌های تندرو‌ها و افراد فاقد دانش قرار نگیرد.

  • قیمت بنزین 5 سال است که سرکوب می شود / دولت ۱۳۰ میلیارد دلار انرژی را در داخل به ۵ میلیارد دلار می‌فروشد

    قیمت بنزین 5 سال است که سرکوب می شود / دولت ۱۳۰ میلیارد دلار انرژی را در داخل به ۵ میلیارد دلار می‌فروشد

    به گزارش اقتصادران، هر سال شاهد کسری بودجه هستیم، کسری بودجه ای که هرسال افزایش می‌یابد و دولت‌ها علت آن را کاهش درآمد عنوان می‌کنند. در عین حال بسیاری از تحلیلگران براین باور هستند کسری بودجه فقط بخاطر مخارج بیش از حد دولت است. دولت باید کوچکتر شود و یا اینکه قیمت حامل‌های انرژی را افزایش بدهد.

    عطا بهرامی، تحلیلگر اقتصادی با اشاره به کسری بودجه ۸۷۵ هزار میلیارد تومان سال جاری و راه‌های جبران این کسری از سوی دولت پاسخ داد: این عدد در حالی اعلام شده که هنوز سال تمام نشده و بودجه سال بعد هم نیامده است. معمولا درآمد دولت‌ها در دنیا، بر اساس مالیات ستانی و درآمد‌های گمرکی است. همچنین یکسری هزینه‌های دیگر نیز دارند. در ایران ما فقط نفت داریم که تبدیل به ریال می‌شود و به بودجه می‌آید که درباره غلط بودن این رویه نیز زیاد صحبت شده است.

    وی ادامه داد: یکسری یارانه انرژی (یارانه پنهان) نیز می‌دهیم، به این شکل نیست که از درآمدی صرف نظر کرده باشیم. قیمت بنزین ۵ سال و قیمت گازوئیل ۱۴ سال سرکوب شده و بقیه حامل‌ها هم وضع بهتری ندارند. این موضوع باعث شده نه‌تنها از یارانه انرژی سود نگیریم بلکه پولی هم بدهیم. دولت باید پول چاپ کند یا از جایی بیاورد تا خرج حمل و نقل بنزین تا جایگاه و دستمزد کارگران پمپ بنزین را بدهد که فشار مضاعفی است که از درآمد صرف نظر کرده و باید خرج کند.

    به قدری انرژی را ارزان ارائه می‌دهیم که هزینه هم برای این ارزان بودن می‌دهیم

    این کارشناس مسائل اقتصادی تصریح کرد: به قدری انرژی را ارزان ارائه می‌دهیم که هزینه هم برای این ارزان بودن می‌دهیم. از آنجایی که دولت این درآمد‌ها را ندارد در نتیجه فشار مالیاتی به مردم می‌آورند. اقتصاد به دلیل ارز ترجیحی در رکود است و واردات جای تولید داخل را می‌گیرد. بنابراین، درآمد‌ها مخدوش شده، اما خرج وجود دارد. حقوق کارمندان را نمی‌دهد، مدارس را خصوصی می‌کند، کار عمرانی انجام نمی‌دهد، چون پول ندارد.

    بهرامی با اشاره به راهکاری که دولت باید در این زمینه پیاده کند تصریح کرد: راهکار این است که دولت درآمد‌ها را اصلاح کند تا پول دستش بیاید و در بازار خرج کند و به کارمند حقوق بدهد و استخدام کافی داشته باشد. ابتدا باید قیمت انرژی را اصلاح کند تا پول داشته باشد و حقوق بدهد. اگر قیمت انرژی را اصلاح کند مساله را ریشه‌ای حل کرده است. اگر این کار را انجام ندهد باید فشار مالیاتی را برای سال بعد بیشتر کند که رکود تشدید می‌شود. متاسفانه اقتصاد به رکود دچار شده است و پول نمی‌رسد. در نتیجه فشار مالیاتی بر روی اقشار ضعیف جامعه بی نهایت می‌شود.

    مجلس از کسری بودجه گلایه می‌کنند اما مخالف اصلاح قیمت حامل‌های انرژی نیز هست!

    این کارشناس اضافه کرد: دولت ۱۳۰ میلیارد دلار انرژی را در داخل به ۵ میلیارد دلار می‌فروشد. بنابراین، درآمدی نمی‌سازد و پولی برای خرج کردن نیست. وقتی درآمد نداشته باشیم به اصناف فشار می‌آورند و آنجا را هم خراب می‌کند. همه تعدیل می‌کنند، چون جامعه قدرت خرید ندارد.

    بهرامی در پایان خاطرنشان کرد: مردم به سمتی رفته اند که فقط نیاز‌های غذایی شان تامین شود و از دیگر نیاز‌ها چشم پوشی می‌کنند که متاسفانه از سال ۹۸ این روند اشتباه را طی کردیم. بهانه این بود که تورم را مهار کنند، اما همانطور که می‌بینید از سال ۹۸ تا الان بدترین تورم اتفاق افتاده است. وقتی دولت درآمد ندارد، بودجه را پولی می‌کند و الکی پول بیشتری چاپ می‌کند و به دام تورم می‌زند. قیمت گازوئیل از سال ۸۹ سیصد تومان است که شرم‌آور است. روزی ۵۰ میلیون لیتر قاچاق می‌شود که معادل ۴۰ میلیارد دلار است. دولت باید این موضوعات را به صورت اساسی ساماندهی کند.

  • طرح ماليات بر خانه‌هاي خالي؛ به نفع دولت یا به نفع مستاجران؟

    طرح ماليات بر خانه‌هاي خالي؛ به نفع دولت یا به نفع مستاجران؟

    به گزارش اقتصادران، ابوالفضل نوروزي، مديركل دفتر اقتصاد مسكن وزارت راه و شهرسازي، دوم شهريور ماه از شناسايي ۵۰۰ هزار خانه خالي خبر داده و مي‌گويد: به صاحبان اين واحدها هشدارهاي لازم داده شده است كه نتيجه اين پيگيري‌ها و هشدارها عرضه ۱۸۲ هزار خانه به بازار بود و آنهايي هم كه به هشدارها توجهي نكردند بيش از ۱۲۰ هزار ملك خالي بودند كه به سازمان امور مالياتي معرفي شدند و اين سازمان هم در مراحل اخذ و دادرسي مالياتي است و از اين تعداد حدود ۶۰ هزار خانه در تهران طي سال مالياتي ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ به سازمان امور مالياتي معرفي شدند. نوروزي به وجود بيش از ۹۰ هزار مالك با بيش از ۵ خانه خالي اشاره كرده و گفته است؛ جمع خانه‌هاي خالي اين افراد به بيش از ۵۰۰ هزار واحد مي‌رسد و به اين افراد هشدار داده‌ايم و پيامك هم ارسال و اعلام كرده‌‌ايم اگر ملك خود را در بازار عرضه يا در سامانه ملي املاك و اسكان ثبت نكنيد، به سازمان مالياتي معرفي خواهيد شد كه در اين خصوص تنها يك هفته به اين افراد فرصت داده شده است.

    طرح ماليات بر خانه‌هاي خالي در سال 1399 به تاييد شوراي نگهبان رسيده و از آن زمان تاكنون كماكان در حال اجراست. روش كار هم به اين صورت است كه مالكان بايد ملك خود را در اين سامانه معرفي و مشخصات آن را بارگذاري مي‌كردند و همچنين با هدف اجاره يا فروش، آن را مطابق با قيمت روز تغيير مي‌دادند. آن‌گونه كه اعلام شده قانون اخذ ماليات از خانه‌هاي خالي يكي از ابزارهاي كليدي دولت براي تنظيم بازار مسكن و كاهش تعداد واحدهاي بلااستفاده است و باتوجه به افزايش تعداد خانه‌هاي خالي در شهرهاي بزرگ و تاثيرات منفي آن بر بازار اجاره و خريد مسكن، اين قانون از سوي دولت تدوين شد تا راهي باشد براي تنظيم بازار مسكن و افرادي كه بيش از يك خانه دارند خانه‌هاي خالي‌شان را به بازار مسكن عرضه كنند. آمارها نشان مي‌دهد طي سال 1402 ماليات دريافت‌شده از خانه‌هاي خالي مانند سال‌هاي قبل روند موفقي را طي نكرده و طي اين مقطع يكساله دولت توانسته تنها پنج ميليارد تومان از محل خانه‌هاي خالي ماليات دريافت كند. اين آمارها به معناي شكست دولت در اجراي اين پايه مالياتي‌ است.

    اين فرصت يك هفته‌اي جديد هم ديروز تمام شد و در شرايط تغيير و تحولات در دولت منتظر ارايه گزارشي درباره نتيجه چنين «اولتيماتومي» مي‌مانيم. اما اينكه آيا اين فرصت يك هفته‌اي براي ثبت خانه‌هاي خالي از سوي مالكين كافي خواهد بود يا نه و اينكه همه مالكين اين تعداد (500 هزار واحد مسكوني) براي ثبت‌نام سازمان امور مالياتي اقدام خواهند كرد يا خير را از عباس اكبرپور، كارشناس حوزه مسكن جويا شديم. اكبرپور در اين خصوص معتقد است؛ اين طرح چندان موفق نبوده، چراكه هر طرح اقتصادي كه ارايه مي‌شود بايد با رويكرد تشويقي باشد، اين درحالي است كه در اغلب طرح‌ها، رويكردها تنبيهي هستند و همين مساله باعث مي‌شود تا گروه هدف چندان رغبتي براي اجراي آن نداشته باشند.

    ارايه مشوق‌ها بيش از سياست‌هاي تنبيهي نتيجه مي‌دهد

    اين كارشناس حوزه مسكن در ادامه افزود: البته شناسايي خانه‌هاي خالي و اجاره دادن اين واحدها چندان كار راحتي نيست، اما مي‌توان با درنظر گرفتن وام‌هاي كم‌بهره و درازمدت و ارايه مشوق‌هايي در قالب معافيت‌ها از عوارض شهرداري گرفته تا ماليات‌ها و… مالكين را براي عرضه املاك‌شان به بازار مسكن تشويق كرد. اكبرپور در ادامه افزود: تا زماني كه هيچ مشوقي نباشد و نرخ تورم هم بالا باشد مالكين هم ريسكي براي اعلام واحدها نمي‌كنند و در نهايت به جريمه‌اي كه ممكن است براي‌شان درنظر گرفته شود اكتفا خواهند كرد.

    قوانين بايد نهادينه شوند

    او ادامه داد: معمولا مالكين خانه‌هاي خالي را نگه مي‌دارند تا زماني كه قصد فروش آن را داشته باشند و اگر جريمه سنگيني هم براي‌شان درنظر گرفته باشند اين جريمه را زمان فروش تسويه مي‌كنند.

    اين كارشناس حوزه مسكن خاطرنشان كرد: اگر در بخش مسكن نيز همانند حوزه راهنمايي و رانندگي كه كم‌كم برخي از قوانين نهادينه شدند قوانين اين حوزه هم تثبيت شوند، مي‌توان به بهبود شرايط اميدوار شد.

    هدف اصلي اجاره دادن خانه‌هاست و نه كسب درآمد براي دولت

    اكبرپور در پاسخ به اين پرسش كه ممكن است بعضي از اين املاك خالي نباشند و مستاجر در آنها حضور داشته باشد منتها در سامانه ملي املاك و اسكان خوداظهاري نكرده باشند، تكليف اين قبيل از خانه‌ها چه مي‌شود، ادامه داد: براي اين دست از خانه‌ها بايد در فراخوان اعلام شود تا مدارك مربوطه و توافقنامه فيمابين مالكين و مستاجران است يا سوابق واريزي وجوه يا سابقه پرداخت حق‌الرهني كه در وجه مالك پرداخت شده است را ارايه دهند تا نهايتا از زيرمجموعه خانه‌هاي خالي خارج شوند، چراكه هدف اصلي اجاره دادن خانه‌هاست و نه كسب درآمد براي دولت. اين كارشناس حوزه مسكن تصريح كرد: در سامانه ملي املاك و اسكان كد ملي افراد ذكر مي‌شود كه نشان‌دهنده آن است كه اين فرد در اين واحد ساكن است و هدف اين است كه اين املاك ساكن داشته باشند ولو اينكه با قرارداد غيرسامانه‌اي توافق شده باشد كه بايد مورد تاييد قرار گيرد تا مردم با مشكلي مواجه نشوند.

    اولويت‌بندي‌ها بدون پشتوانه علمي است

    اكبرپور افزود: هر چند اولويت ثبت‌نام خانه‌هاي خالي ابتدا براي افرادي بود كه بيش از ۱۰۰ واحد داشتند، اما پس از آن اولويت براي صاحبان بيش از ۳ خانه تغيير كرد، اما اينكه چگونه اين اولويت‌بندي‌ها صورت گرفته است بايد گفت كه اصلا اين اعداد پايه علمي ندارند.

    او ادامه داد: جاي سوال دارد چرا اين دست از اقدامات بدون هيچ‌گونه كار علمي و ميداني انجام مي‌شود و چطور به اين اولويت‌بندي‌ها رسيده‌اند و اصلا مشخص نيست چند نفر در وزارت راه و شهرسازي براي اين موضوع تصميم گرفته‌اند، اين درحالي است كه اصلا چنين اقداماتي را در دنيا انجام نمي‌دهند و همه اين موارد بايد به صورت بررسي‌هاي تحقيقاتي و ميداني باشند. اين كارشناس حوزه مسكن خاطرنشان كرد: متاسفانه علم در كشور ما جايگاهي ندارد و در چنين تصميمات مهمي نه از نظر دانشگاهيان استفاده مي‌شود و نه از متخصصين امر و سيستم ما در كشور كاملا دولتي است و معمولا ابلاغ بخشنامه‌ها پشت هم انجام مي‌شود.

  • منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد! / مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد! / مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی با بیان اینکه اگر حکومتی تن به سازماندهی و تحزب مردمش ندهد در اسارت مافیاها و گروه‌ها و باندها قرار خواهد گرفت، تاکید کرد: اگر دستگاه‌های مسئولی را در ایران دیدید که رسالت خود را نابود کردن احزاب و سازمان‌های سیاسی تعریف کنند و آن را موفقیت بدانند، صمیمانه و خاضعانه از دریچه اندیشه توسعه باید به آنها گفت شما قرار بود مراقب نفوذ بیگانگان باشید، این اندیشه نشان می‌دهد شما تحت سلطه و نفوذ امثال چینی‌ها، روس‌ها و انگلیسی‌ها قرار گرفته‌اید. در دوره قاجار همواره می‌شنیدیم که شعار محوری انگلیسی‌ها، تفرقه بینداز و حکومت کن بود. قرار آنها این بود ایرانی‌ها کار جمعی کردن، یاد نگیرند و قدرت کار جمعی نداشته باشند تا همیشه سلطه پذیر باقی بمانند.

    دکتر فرشاد مومنی، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی که در نشستی با عنوان “شهید بهشتی و اقتضائات زمانه” که به مناسبت چهل و سومین سالگرد شهادت آیت الله بهشتی در موسسه “مطالعات دین و اقتصاد” سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد: یکی از مشخصه‌های بزرگ انسان‌های خداگونه و کسانی که به مقام خلیفه اللهی نائل شدند این است که غیاب آنها بسیار بیشتر از حضورشان حس می‌شود؛ چرا که تا زمانی که انسان از نعمتی برخوردار است و آن را ابدی می‌پندارد حضورش حس نمی شود. کارهایی هم که چنین انسانهایی انجام می‌دهند چندان درک نمی‌شود به این دلیل که این انسان‌ها معمولا کارها را بی‌توقع در سکوت و بی‌مزد و منت انجام می‌دهند، اما به محض اینکه آنها نیستند خلاء وجودی‌شان از تمام زوایا با تمام وجود احساس می‌شود.

    پرکاری و خستگی ناپذیری ویژگی انسانهای خداگونه است

    وی پرکاری و خستگی ناپذیری را یکی دیگر از خصوصیات انسان‌های خداگونه عنوان کرد و ادامه داد: وقتی به کارنامه شهید بهشتی چه در ساحت عمل و چه در ساحت نظر نگاه می‌کنید، با تمام وجود از اینکه چطور یک انسان با همه محدودیت‌هایش می‌توانسته تا این میزان اندیشه و عمل خلق کند شگفت زده می‌شوید.

    اتاق کار شهید بهشتی، نمایی از زندگی یک عالم پرکار و منظم

    این استاد دانشگاه ادامه داد: خاطرم هست وقتی این افتخار نصیبم شد که برای انتشار کتاب “بانکداری، ربا و مسائل مالی اسلام” با خانواده گرامی شهید بهشتی همراهی کنم، فرزند برومند ایشان من را به اتاق بزرگی بردند که نزدیک سه متر ارتفاع داشت. سرتاسر آن با قفسه‌های فلزی طبقه‌بندی شده بود و فیش‌های تحقیقاتی شهید بهشتی را در آنجا نگهداری می‌کردند. حقیقتا نظمی که در آن اتاق وجود داشت یک طرف و عظمت فایل‌های موضوعی و اینکه همه آنها پر از فیش‌های تحقیقاتی بود مرا منقلب کرد. شهید بهشتی همه آن فایل‌ها را با دست خود نوشته بود!

    بهشتی در هر سخنرانی، حاصل یک پژوهش را ارائه می کرد

    مومنی یادآور شد: شهید بهشتی چند هفته پس از پیروزی انقلاب وقتی در کتابخانه‌اش حاضر شده بود، با حسرتی، به پسرش گفته بود من تا قبل از پیروزی انقلاب به ندرت سخنرانی کردم تا سخنرانی کرده باشم، و در هر سخنرانی حاصل یک پژوهش علمی خود را عرضه کردم. این سیره عملی برای روحانیان و دانشگاهیان بسیار اعتلابخش است.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، ضمن بیان خاطرات خود از سال‌های حضور در کنار شهید بهشتی گفت: با نظر لطف ایشان بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی، مسئولیت واحد دانش آموزی را بر عهده داشتم. در آن ایام دائما دچار بحران کمبود وقت می‌شدم، یک بار از خودم پرسیدم که چگونه آقای شهید بهشتی علی رغم مسئولیت دبیر کلی حزب و مسئولیت‌های بزرگ دیگر به همه کارهایشان می‌رسند، اما من در این رابطه ناتوانم! فقط تعداد جلسات موظفی که ایشان باید در طول هفته در آن شرکت می‌کردند را دیدم، تا جایی که من اطلاع دارم ایشان باید در هفته حدود ۴۰ ساعت در جلسات موظف شرکت می کردند!

    نظم استثنایی، راز برکتی در وقت در زندگی شهید بهشتی

    مومنی ادامه داد: وقتی این مسئله را با دوستان عزیزم خصوصا سه یار بسیار عزیزم که هر سه در ماجرای هفتم تیر شهید شدند، یعنی شهید حسن اجاره‌دار، جواد مالکی و علی اصغر آقا زمانی به عنوان شگفتی مطرح کردم به اتفاق آرا جمع‌بندی ما این بود که این ناشی از نظم استثنایی و منحصر به فرد ایشان است که خداوند تا این درجه در اوقاتش برکت قرار می‌دهد.

    بهشتی ۱۸ تا ۲۰ ساعت در روز کار با کیفیت، همراه با نظم و دانایی می‌کرد

    مومنی گفت: شاهد بودم افرادی با التماس وارد حزب می‌شدند و می‌گفتند کار اضطراری با ایشان دارند، شهید علی درخشان که از دوستان عزیز ما و یار کم نظیر شهید بهشتی که بسیار مهربان بود جدول اوقات برنامه‌های شهید بهشتی را مقابل آنها می‌گذاشت و نشان می داد وقت شهید بهشتی کاملا پر است اما با اصرار آنها از کمترین فرصتی برای انجام این ملاقات استفاده می‌شد و ایشان کوچک‌ترین وقت استراحتی نداشت. شهید بهشتی نزدیک ۱۸ تا ۲۰ ساعت در روز کار با کیفیت همراه با نظم و دانایی می‌کرد.

    چه باید کرد تا چنین انسان‌هایی بیشتر تکرار شوند؟

    وی خاطرنشان کرد: وقتی به این فکر می‌کنم که چه باید کرد تا چنین انسان‌هایی بیشتر تکرار شوند به این نتیجه می رسم که باید بنیان‌های اندیشه‌ای و اسلوب روش شناختی ایشان را به خوبی بشناسیم و بشناسانیم و در این راستا، عمیقا نیازمندیم با منش و روش زیست فردی و جمعی ایشان هم آشنا شویم. حقیقتا جای دریغ و تاسف بزرگی است که در این بیش از ۴۰ سال که از شهادت ایشان می‌گذرد، دقیقا در این زمینه‌ها با کمترین آثار روبرو هستیم.

    همه تجربه های موفق توسعه، راه را برای بهره‌مندی بدون صلاحیت و تلاش بسته‌اند

    به گفته این اقتصاددان؛ حل کردن این پارادوکس بزرگ که چگونه بر روی اصول ثابت استخراج شده از دین پافشاری کنیم و همزمان اقتضائات زمانه را هم رعایت کرده باشیم خدمت بزرگی به ایران معاصر است. چنین پرسشی، عینا در اندیشه توسعه هم موضوعیت دارد. بدون استثنا همه تجربه‌های موفق توسعه از یک سلسله اصول ثابت پیروی کرده‌اند، مثلا همه آنها راه را برای بهره‌مندی بدون صلاحیت و تلاش بسته‌اند.

    ملی کردن بانکهای خصوصی گام اول تجربه های موفق توسعه در قرن بیستم

    وی یادآور شد: در تمام تجربه‌های موفق توسعه در قرن بیستم، گام نخست حرکت ملی کردن و یا متوقف کردن بانک‌های خصوصی است. به اندازه‌ای تامل و دقت درباره آن وجود دارد که می‌توان چند جلسه درباره آن صحبت کرد. حتی در دوره شیلی پسا آلنده که ترکیب منحوس دیکتاتوری نظامی کودتاگر و بازارگرایی افراطی به نمایش گذاشته شده بود، وقتی رژیم پینوشه دید حتی برای کنترل مردم رعب ناشی از نظامی‌گری و زور سرنیزه کار را راه نمی‌اندازد، گام نخست برای برون رفت از بحران را ملی کردن بانک‌های خصوصی دانستند.

    بانکهای خصوصی در ایران سلطه غیرمتعارفی پیدا کرده‌اند

    مومنی تاکید کرد: حتی در انگلستان و فرانسه بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم که بازسازی و توسعه در دستور کار قرار گرفت، اولین اقدام، ملی کردن بانک‌های خصوصی بوده است. با مرور فجایعی که بانکداری خصوصی در ایران از نقطه عطف ۱۳۸۰ تا به امروز پدیدار کرده، روشن است که برای نجات ایران هم یکی از اجتناب ناپذیرترین گام‌های ضروری این مسئله است که دلیل سلطه غیرمتعارفی که بانک‌های خصوصی در ایران پیدا کرده‌اند، شاید بسیاری با من هم نظر باشند، اما به دلیل برخی ملاحظات آن را به زبان جاری نمی‌کنند. با این حال آنچه که راه نجات کشور است و مردم را از این فقر و فلاکت و کشور را از این پس افتادگی و انحطاط نجات می‌دهد، از این مسیر می گذرد و ما چاره‌ای جز این نداریم که آن را بیان کنیم و هزینه‌هایش را هم بپردازیم. برخی از آن طفره می‌روند اما گریزی از آن نداریم.

    فاجعه ای که بعد از ایجاد بانکهای خصوصی در ایران رقم خورد…

    این اقتصاددان با بیان اینکه این مسئله به معنای نادیده گرفتن همه بحران‌ها، کاستی‌ها و نارسایی‌های اقتصاد توسعه نیافته رانتی نیست، یادآورشد: در نامه‌ای که کمیسیون اقتصادی مجلس نوشته بود آورده بود از ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹ و در مقطعی که پای بانک‌های خصوصی در ایران باز شده در یک دوره ۲۰ ساله رشد تولید ۳۶ درصد و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد بوده است! جا دارد ساعت‌ها راجع به این مسئله صحبت کنیم که همین ۳۶ درصد هم تا چه میزان نادقیق است؛ چرا که خام فروشی نفت، تولید معیشتی و ضد توسعه‌ای در محاسبات آنها با عنوان «تولید» حساب شده و نام مونتاژکاری که تنها با اهرم دلارهای نفتی می‌تواند بقا داشته باشد، تولید صنعتی گذاشته شده است.

    مملکت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: تنها به روند تحولات بدهی‌های دولت در این مدت نگاه کنید تا ببینید چرا دولت به این روز افتاده که دائما مجبور است از تعهدات حاکمیتی خود در زمینه آموزش، سلامت، بهداشت، تغذیه، مسکن مردم و زیرساخت‌های عمرانی و فیزیکی و هر آنچه که به زندگی با عزت و قابل قبول متصل و در حیطه مسئولیت‌های دولت است طفره می رود. نسبت هزینه‌های حاکمیتی دولت به تولید ناخالص داخلی فقیرترین کشورهای دنیا که درآمد سرانه‌شان بین ۲ تا ۵ هزار دلار است، به طور متوسط ۲۷ درصد است. این رقم در ایران حدود ۱۰ سال است که به حدود ۱۰ درصد فروافتاده، ببینید چه به روز دولت آورده‌اند و در چه ابعادی نهاد حکومت را از نظر مالی دچار افلاس و ورشکستگی کرده‌اند!

    مسئولیت پذیری حکومت در ایران، یک سوم فقیرترین کشورها است

    مومنی تاکید کرد: وقتی حرف‌های غیرمتعارفی که راجع به کارنامه سه سال اخیر زده می‌شود را با محک واقعیت ها می‌سنجیم، می‌بینیم از این ناحیه که حیاتی‌ترین شاخص برای سنجش عملکرد واقعی یک دولت است در لایحه بودجه ۱۴۰۳ این نسبت به زیر ۱۰ درصد فرو افتاده است. میزان مسئولیت پذیری حکومت در زمینه وظایف حاکمیتیش تقریبا به یک سوم میانگین فقیرترین و پس افتاده‌ترین کشورها رسیده است. از این دریچه می‌توانیم حرف‌های پوچ و توخالی که راجع به نرخ رشد اقتصادی اعلام می‌شود را بسنجیم. رشدی که از طریق سرمایه‌گذاری خالص منفی حاصل شده باشد، مشخص است جز به کار ژست گرفتن و تبلیغ کردن به هیچ کار دیگری نمی‌آید به همین دلیل هم است که به هیچ وجه مورد اعتنای کسی قرار نمی‌گیرد.

    در طول 20 سال، رشد عرضه 36 درصد، رشد تقاضا 10250 درصد بوده/ پر کردن این شکاف وحشتناک، به بهای وابستگی های ذلت آور به دنیای خارج

    این اقتصاددان توضیح داد: قسمت عرضه کل اقتصاد، با همه ملاحظات، در ۲۰ سال ۳۶ درصد رشد کرده. قسمت تقاضای اقتصاد در همان ۲۰ سال، ۱۰۲۵۰ درصد رشد داشته است ببینید برای پر کردن این شکاف وحشتناک چقدر باید به سمت وابستگی‌های ذلت آور به دنیای خارج برویم، چه تحمیل‌هایی را متحمل شویم و دم برنیاوریم! اگر انشاالله شرایط کشور مساعد و بابی باز شود که گزارش‌های شفافی تهیه شود فقط درباره اینکه نفتمان را چگونه به چینی‌ها فروختیم و پول آن را به چه میزان و به چه صورت و در کادر چه قیدهایی پس گرفتیم، دور از ذهن نیست که ننگ های دیگر به ننگ خام فروشی اضافه شود.

    روشن شدن ارتباط بانکهای خصوصی با کانالهای قدرت و ثروت، زوایای شگفت انگیزی از اقتصاد سیاسی ایران را برملا می کند

    وی در عین حال گفت: در مقام دفاع از حریم بخش خصوصی شرافتمند و مولد، باید گفت اطلاق لفظ بانک خصوصی به بانک‌هایی که در ایران با قاعده بانکداری خصوصی مجوز فعالیت پیدا کرده‌اند هم یک ظلم بزرگ و آشکاری است. اگر بابی باز شود که روشن گردد که چه کسانی پشت سر این بانک‌ها هستند و به چه کانال‌های قدرت و ثروتی متصلند زوایای شگفت انگیزی از اقتصاد سیاسی ایران برملا می‌شود. همانطور که اگر تجربه خصوصی‌سازی در ایران را از این زاویه مورد واکاوی قرار دهید، به همین نتیجه می رسید. هر چند که گویی فقط از ایده خصوصی‌سازی تنها برای بی آبرو کردن و لجن مالی بخش خصوصی مولد استفاده شده در حالی که بهره‌مندان اصلی آن، هیچ نسبت قابل ذکری نه با بخش خصوصی دارند، نه با فعالیت‌های مولد.

    ردگیری اندیشه توسعه در آثار شهید بهشتی حیاتی است

     رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ردگیری اندیشه توسعه در آثار شهید بهشتی را یکی از اقدامات بسیار حیاتی عنوان کرد و اظهار داشت: شهید بهشتی از جهت اسلوب روش شناختی، منطق فطرت را برگزید. ایشان حتی شناخت از دیدگاه فطرت را بررسی کردند که بسیار خارق‌العاده است. اجمالا منطق فطرت به معنای توجه به گونه خاصی از خلقت و آفرینش است که بر اساس مصرحات قرآنی به طور خدادادی و ذاتی و تغییرناپذیر است و کل ماجرای زندگی این است که هر کس چقدر توفیق دارد که از آن قوه‌ای که در چهارچوب منطق فطرت در خلقت انسان به کار گرفته، فعلیت بسازد.

    مومنی بیان اینکه از دیدگاه شهید بهشتی اگر بخواهد توسعه‌ای اتفاق بیفتد این امور پنجگانه فطری باید در مرکز توجه قرار گیرد؛ تربیت مبتنی بر آزادی، توجه به عقل و عقلانیت به مثابه ابزار فعلیت یافتن استعدادهای فطری، ترکیب خردمندانه عقل و دل در انسان شناسی اسلامی، به رسمیت شناختن اینکه هر انسان نماد ظرفیت‌هایی برای تحول پذیری و شدن‌های مستمر است، و همچنین ترکیب خردمندانه خودسازی و محیط سازی به عنوان یک ستون بسیار محوری در منطقه فطرت

    مهمترین معنای زندگی این است که مناسبات عادلانه برپا کنیم / ریشه انحطاط و بی عزتی جوامع اسلامی این است که آنها عاملان حق و عدل نیستند

    وی با بیان اینکه در اسلوب روش شناختی شهید بهشتی قرآن محوری نیز دیده می‌شود، تکلیف قرآنی ساختن یک جامعه نمونه اسلامی برای مسلمانان را از دیگر محورها عنوان کرد و گفت: از دیدگاه قرآن، قیامت باید به مثابه تجلیگاه عمل انسان‌ها دیده شود. از نظر ایشان، مهمترین معنای زندگی این است که مناسبات عادلانه برپا کنیم و فلسفه اعتقاد به امام زمان(عج) هم عدالت محوری انسان مسلمان است. از همه تکانده دهنده‌تر اینکه ریشه اصلی انحطاط و نداشتن عزت در میان مسلمانان و جوامع اسلامی این است که آنها عاملان حق و عدل نیستند که به این روز افتاده‌اند.

    جایگاه فهم عالمانه اقتضائات زمان در مسیر مبارزه با جمود و تحجر

     مومنی با بیان اینکه یکی از وجوه عظمت اندیشه‌ای شهید بهشتی این است که می‌توانستند اقتضائات زمانه را خوب بفهمند، ادامه داد شهید بهشتی در مسیر مبارزه با جمود و تحجر برای فهم عالمانه اقتضائات زمان جایگاه استثنایی و منحصر به فرد تعریف کرده بود.

    توسعه با اندیشه جامد محقق نمی شود / در معرض سوء استفاده از نقص اطلاعات و توزیع نامتقارن آن در کشور هستیم / فریب و دادن آدرس‌های غلط، لازمه بقای مناسبات رانتی است

    وی با بیان اینکه «داگلاس نورث» در کتاب «فهم فرایند تحول اقتصادی توسعه» توسعه خواهی را به مثابه مطالبه تغییر اعتلابخش می‌داند که با اندیشه «متصلب» و «جامد»، شدنی نیست، اظهار داشت: شهید بهشتی، وقوف روش شناختی به مسئله نقص اطلاعات انسان‌ها داشت و اکنون در دستگاه نظریه نهادگرایی در این زمینه مفصل بحث می‌شود که می‌گویند، نقص اطلاعات انسان‌ها به توزیع نامتقارن همان اطلاعات ناقص گره می‌خورد که بشر را در قالب‌های فردی و اجتماعی‌اش در برابر فرصت طلبی‌ها و فریبکاری‌ها آسیب‌پذیر می‌کند. هر کس مثل ما، در یک مناسبات رانتی زندگی کرده باشد با اندکی دقت، با تمام وجودش حس می‌کند که چقدر در معرض سوء استفاده از نقص اطلاعات و توزیع نامتقارن آن در کشور هستیم، چرا که لازمه بقاء مناسبات رانتی گیج کردن ذینفعان و فریب دادن آنها و دادن آدرس‌های غلط به آنها است.

    اظهارات برخی کاندیداها در مناظرات، در کادر الگوی فرافکنانه بازارگرایی مبتذل بود

    مومنی ادامه داد: در همین مناظره‌های انتخاباتی ریاست جمهوری آنچه که برخی به زبان آوردند به خوبی نشان می‌داد اگر حمل بر صحت کنیم و این فرض را جدی بگیریم که هیچ کدام از آنها به کانون‌های توزیع رانتی عایدات وصل نیستند، همان حرف‌هایی که درباره برخی تحلیل‌ها مثلا ریشه تورم می‌زدند، تماما در کادر الگوی فرافکنانه بازارگرایی مبتذل در ایران بود. اگر به هر کدام از توصیه‌هایی که مطرح می‌کردند عمل شود، یعنی باید فاتحه جامعه حتی با تورم یک رقمی در ایران را خواند!

    سمبه رانت جویان و شوک درمانگرها در ایران قدرتمند است / در مناظرات به مبتذل‌ترین شیوه‌ها وعده‌های مصرفی داده می‌شد

    این اقتصاددان با بیان اینکه از اینجا متوجه شدم که چقدر سمبه رانت جویان و شوک درمانگرها در ایران قدرتمند است، تاکید کرد: پیش از این هشدار داده بودیم که باید باب دادن وعده‌های مالایطاق، فرصت طلبانه و تحریک کننده مصرف و انگیزه‌های مصرفی به جای انگیزه‌های خلاقیت و تولید را ببندید. اما به مبتذل‌ترین شیوه‌ها وعده‌های مصرفی داده می‌شد و خدا می‌داند اگر درصدی از آنها می‌خواست عملی شود چه فاجعه‌هایی را باید تصور کرد چون از کانال‌های سالم که نمی‌شود کار غلط انجام داد و برای تامین منابع آن باید سراغ شیوه‌هایی بروند که جز فاجعه برای کشور نساخته است.

    این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: نفس اینکه هنوز از این حرف‌ها می‌زنند نشان دهنده ده‌ها مسئله است که باید آنها را با گفت وگوهای ملی تحلیل کرد و اگر نهادهایی مانند مراکز پژوهشی شورای نگهبان یا مجلس این کار را نکردند، نیازمندیم که رسانه‌ها این کار را بکنند و انشاالله که داغ و درفش نمایش داده از سوی این و آن نیز متوقف شود تا مقداری یادگیری های ما هویت جمعی پیدا کند و بدانیم این سازه‌های ذهنی که مستلزم تخریب‌های گسترده‌تر در نظم اجتماعی و اقتصادی است، چه بر سر ما آورده است و گویی هیچ چیز دیگر به ذهن آنها نمی‌رسد.

    تصویر وضعیت تولید فناورانه در کشور، قلب هر انسان توسعه خواهی را می‌فشارد

    وی با بیان اینکه از همه تکان دهنده‌تر این است که حتی در یک مورد یکی از آنها اشاره‌ای به وضعیت فاجعه آمیز تولید فناورانه در ایران نکرد، ادامه داد: تصویری که از وضعیت تولید فناورانه در کشور وجود دارد قلب هر انسان توسعه خواهی را می‌فشارد و نشان می‌دهد پشت کردن به خلاقیت و تولید، عدالت و آزادی چگونه ما را از حق طلبی و عدالت خواهی دور و به تعبیر شهید بهشتی ما را دچار بی‌عزتی کرده است. شهید بهشتی در کتاب حق و باطل از دیدگاه قرآن که جزء افتخارآمیزترین دستاوردهای معرفتی تمدن اسلامی در قرن بیستم است تاکید دارد بنا به مصرحات قرآن، وقتی اسلام دین جهانی معرفی می‌شود، دلالت‌های معرفتی روش شناختی و اجرایی و عملی آن چیست! هوش از سر انسان می‌برد!

    در مناسبات رانتی، منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد

    به گفته مومنی؛ در مناسبات رانتی، منافع اقلیت مفت‌خوار و زورگو این است که فریبکار باشد و اکنون آنها با به کارگیری برخی رسانه‌ها، فریبکاری را به شکل مدرن انجام می‌دهند. وی افزود: شاهد بودیم که وقتی فساد یکی از رانتی معدنی‌ها عریان شد، یکی از ستون‌های آن فساد، تزریق پول به رسانه‌های خاص بود؛ اما چون حواس ما پرت است راجع به این مسائل حیاتی که نیازمند ژرفکاوی است، اساسا حرفی نمی‌شنویم! حتی در تلویزیون، گاه مشاهده می‌شود ظاهرا برنامه‌ای اجرا می‌کند اما پشت سر آن یک تامین کننده مالی وجود دارد که با کمال تاسف عموما به واردات وصل و مشوق مصرف است و نه به مشوق تولید و خلاقیت! اگر ساختار قدرت از جمله شورای نگهبان و دیگر نهادهای نظارتی، اهل یادگیری باشند یکی از عالی‌ترین یادگیری‌ها، از دریچه رمزگشایی از مضمون ضد توسعه‌ای اکثر وعده‌هایی بود که کاندیداها می‌دادند، در این چارچوب نمی توان راهی به حق و عدل متصور بود.

    سهم جمعیتی ایران از کل جمعیت دنیا تقریبا یک درصد / سهم ایران از کل صادرات جهان صرف نظر از کیفیت آن در ۲۰۲۲ رقم 0.23

    این استاد دانشگاه اضافه کرد: اگر فکر می‌کنید که بدون تغییر ریل بنیادی از شوک درمانی و رانت محوری به سمت خلاقیت و تولید، راهی برای نجات ایران قابل تصور است باید بدانید که محال است. با جابجایی افراد ممکن است مقداری در سطوح خسارت‌هایی که به کشور وارد می‌شود تغییر ایجاد شود، اما بیشتر از آن امکان ندارد و باید ساختار قدرت ایران هرچه زودتر بفهمد که وقتی از حق و عدل دور شدیم، دچار چه عدم تناسب‌های ذلت آور و تحمیل کننده وابستگی ذلت آور به دنیای خارج شده‌ایم؛ مثلا در حالی که سهم جمعیتی ایران از کل جمعیت دنیا تقریبا یک درصد است، اما چقدر تلخ است که سهم ایران از کل صادرات جهان صرف نظر از کیفیت آن در ۲۰۲۲ رقم 0.23 درصد، یعنی یک پنجم رقم یک درصد، بوده است.

    سهم ایران از نظر انتشار سالانه دی اکسید کربن دو برابر سهم جمعیتی‌اش است/ از نظر آسیب پذیری در برابر بحران تغییر اقلیم، رتبه ۷ دنیا را داریم

    مومنی با یادآوری اینکه سهم ایران از نظر انتشار سالانه دی اکسید کربن دو برابر سهم جمعیتی‌اش است، گفت: ایران از نظر آسیب پذیری در برابر بحران تغییر اقلیم رتبه ۷ دنیا را دارد.

    اراده مشکوکی با تمام توان تلاش می‌کنند کرکره عقل را پایین بکشد / حاکم کردن جهل و تعصب‌های کور، باب توسعه در ایران را مسدود می‌کند

    این عضو هیات علمی دانشگاه اضافه کرد: شاهد نشانه‌های بسیار نگران کننده‌ای، به ویژه در رسانه‌های فراگیر هستیم که نشان می دهد اراده‌ای مشکوک تلاش می کند اندیشه‌های عالمان بزرگ دینی که ویژگی مشترک همه شان عقل گرایی و عقل محوری بوده است، کنار گذاشته شود و معرفی اسلام به عهده افرادی سپرده می‌شود که نمی‌خواهم اسم صنف آنها را بگویم تا سوء تفاهم نشود، چرا که در آن صنف هم مانند همه اصناف دیگر افراد شایسته‌ای حضور دارد. نمی‌خواهم بگویم همه مداحان فلان گونه هستند، اما گویی با تمام توان تلاش می‌کنند کرکره عقل را پایین بکشد. این اقدام به تعبیر شهید بهشتی خلاف فطرت و فلسفه خلقت انسان است. حاکم کردن جمود و جهل و تعصب‌های کور، باب توسعه در ایران را مسدود می‌کند. این مسئله یکی از زمینه‌های بسیار جالب است.

    این اقتصاددان به کتاب منتشر شده با عنوان «اسلام و اقتضائات زمانه از دیدگاه شهید بهشتی» نوشته «صدیقه قاسمی» اشاره کرد و گفت: جمع میان اصول ثابت اسلام و رعایت اقتضائات زمان، منحصرا از طریق عقل محوری، عدل محوری و آزادی محوری امکان‌پذیر است.

    تلاشها برای کاهش منزلت عقل در ایران، ضد دینی و ضد ملی است

    وی با بیان اینکه در عصر شتاب تاریخ، در دنیایی زندگی می‌کنیم که در هر یک ثانیه، بیش از یک اختراع ثبت می‌شود، اضافه کرد: هر کس با هر انگیزه‌ای تلاش می‌کند منزلت عقل را در ایران کاهش دهد به همان اندازه که ضد دینی عمل می‌کند، ضد ملی هم عمل می‌کند و ما را دچار گرفتاری‌های بسیار بزرگ در اداره جامعه مان و گرفتاری‌های بسیار بزرگتر در حفظ تمامیت ارضی کشورمان می‌کند. اگر از سر جهل، کوته نگری و یا شوخی است، با بد جایی شوخی می‌کنند.

    تغییر ریل باید اتفاق بیفتد / چه کسانی را برای عرضه دین خدا جلو می فرستید!؟

    این استاد دانشگاه گفت: تغییر ریل باید اتفاق بیفتد، یعنی همانطور که در اقتصاد می‌گوییم باید هزینه – فرصت مفت خوارگی را بالا ببرید و مانع فساد شوید و به صورت نظام وار نهادمند و برنامه‌ای به خلاقیت و تولید پاداش دهید و نه به خلاف آن، در ساحت رسانه‌ای نیز باید تغییر ریل اتفاق بیفتد. چقدر کفران نعمت است که ذخایر اندیشه‌ای برای معرفی اسلام مانند بهشتی، مطهری، صدرها، طالقانی و باهنرها را کنار بگذارید و بعد چه کسانی را برای عرضه دین خدا جلو بفرستید! این بدترین مصداق کفران نعمت و بد دفاع کردن از دین است. چه چیزهایی را به دین نسبت می‌دهند با این ظلمی که به دین خدا ائمه و پیامبر ما می‌کنند خدا می‌داند عاقبت خودشان چه خواهد شد!

    اهمیت جایگاه تحزب و سازمان یابی در اندیشه شهید بهشتی / حکومتی که تن به تحزب ندهد در اسارت مافیاها و باندها قرار می گیرد

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به پیوستگی وضعیت اقتصاد و سیاست در یک جامعه اشاره کرد و یادآور شد: شهید بهشتی اقتضائات قدرت در دوران مدرن را هم به طرز بی‌نظیری درک می‌کردند. به همین دلیل هم در اندیشه ایشان جایگاهی برای سازمان یابی و تحزب در نظر گرفته شده است، در حالی که نمی‌توان در تاریخ اسلام یک اسلام شناس پیدا کرد که تا این اندازه بر تحزب و سازماندهی مسلمانان تاکید داشته باشد. در عصر مدرن، قدرت اقناعی اگر بخواهد هویت جمعی پیدا کند باید از درون سازمان‌ها عبور کند و اگر حکومتی تن به سازماندهی و تحزب مردمش ندهد در اسارت مافیاها و گروه‌ها و باندها قرار خواهد گرفت. اگر دستگاه‌های مسئولی را در ایران دیدید که رسالت خود را نابود کردن احزاب و سازمان‌های سیاسی تعریف کنند و آن را موفقیت بدانند، صمیمانه و خاضعانه از دریچه اندیشه توسعه باید به آنها گفت شما قرار بود مراقب نفوذ بیگانگان باشید، این اندیشه نشان می‌دهد شما تحت سلطه و نفوذ امثال چینی‌ها، روس‌ها و انگلیسی‌ها قرار گرفته‌اید. در دوره قاجار همواره می‌شنیدیم که شعار محوری انگلیسی‌ها، تفرقه بینداز و حکومت کن بود. قرار آنها این بود ایرانی‌ها کار جمعی کردن، یاد نگیرند و قدرت کار جمعی نداشته باشند تا همیشه سلطه پذیر باقی بمانند.

    حکمرانی باندی خوب، عین توهم است

     مومنی ضمن تشریح تاکیدات شهید بهشتی نسبت به ضرورت سازماندهی مردم و تن دادن حکومت به حکمرانی حزب محور و تاثیر آن بر بهره‌مندی از شفافیت و برنامه داشتن و مسئولیت پذیری سیستمی، گفت: گزینه رقیب آن این است که کشور را به باندها و مافیاها بسپارید و شهید بهشتی می‌گوید حواستان باشد که ما حکمرانی باندی محفلی خوب نداریم. حکمرانی باندی خوب عین توهم است.

    چرا دست خدا با جماعت است؟

    وی با بیان اینکه استیکلیتز در سال ۱۹۹۹ مطالبی را گفته که شهید بهشتی سال‌ها پیش بر اساس موازین قرآنی و حکمت‌های دینی بیان کرده است، گفت: شهید بهشتی ‌صورت بندی مدرن اینکه چرا گفته می‌شود دست خدا با جماعت است را تشریح می‌کند و می‌گوید تنها تجربه‌های تاریخی ایران در قرن بیستم را بخوانید و ببینید از ناحیه ضعف در سازماندهی مسلمانان ما چقدر ضربه خورده‌ایم! ایشان بیش از ۳۰ بار در یک کتاب این مسئله را گوشزد می‌کند افتخارآمیز است که در چنین نظام اندیشه‌ای که امثال شهید بهشتی در آن هستند قرار بگیریم.

    مومنی ضمن تشریح فلسفه تحزب و سازمان یابی در اندیشه اسلامی، اضافه کرد: سازمان یابی و تحزب، نیروی محرکه رشد اخلاق کار دسته جمعی و رشد استعدادها و شناخت و تربیت کادرهای مورد نیاز جامعه است. ببینید چقدر افراد تربیت نشده و بی‌کیفیت به جای کادرهای شناخته شده حزبی در این کشور مسئولیت قبول کردند و ما تا چه میزان از این بابت ضربه خوردیم! ایشان می‌گوید از درون تحزب و سازماندهی، امکان پذیری تهیه برنامه، قبول مسئولیت و اجرای آن بیرون می‌آید.

    این اقتصاددان اظهار داشت: شهید بهشتی به حکومتگران پس از انقلاب می‌گوید اگر برای جامعه‌تان فایده داشته باشید، باقی می‌مانید. این در عین حال که نوید می دهد، هشدار بزرگ نیز هست. چقدر باید خجالت بکشیم که ما در چه زمینه‌هایی رتبه بالا داریم و در چه زمینه‌هایی رتبه پایین! این مایه شرم و خجالت است. ما باید با تغییر ریل به صورت نظام وار بازگردیم و خودمان را مجهز به اسلوب اندیشه ورزی شهید بهشتی و ذخیره دانایی به کار گرفته شده از اندیشه های ایشان، برای عرضه یک درک روزآمد و مقتضی زمان و راهگشا برای اداره جامعه، کنیم.

     مومنی در پایان گفت: مجموعه آثاری که از شهید بهشتی باقی مانده، حکم ذخیره دانایی کم نظیر و منحصر به فرد را دارد. ما از طریق عمق بخشی به دانایی‌های خود از این دریچه به خوبی می‌توانیم بفهمیم که چرا اکنون کارمان تا این اندازه زار شده و در عین حال سازوکارهای برون رفت از این وضعیت را به خوبی شناسایی کنیم و توفیق بهره‌مندتری بیشتر را مدد کنیم.

  • اوضاع مسکن از گره کور به بحران رسید / کارفرمایی دولت در بخش مسکن اشتباه است

    اوضاع مسکن از گره کور به بحران رسید / کارفرمایی دولت در بخش مسکن اشتباه است

    به گزارش اقتصادران، بخش نخست گفتگو با «حسین عبده تبریزی» پیرامون اینکه نیازمند اصلاحات اقتصادی هستیم و مردم نیز باید این موضوع را بپذیرند گفت: «پزشکیان» موافق خصوصی شدن حوزه بهداشت و آموزش نیست.

    عبده تبریزی مشاور اقتصادی پزشکیان در بخش نخست گفتگوی خود معتقد است که نیازمند یک اصلاحات اقتصادی اساسی هستیم که البته این اصلاحات چندین مولفه مهم دارد که در کنار اقدامات دولت، مردم نیز باید از آن حمایت کنند.

    بخش دوم گفتگو با «حسین عبده تبریزی» راجع به بخش مسکن و اینکه دولت چهاردهم باید برای بخش مسکن چه اقداماتی انجام دهد تا بتواند مشکل بخش مسکن را مرتفع کند بود.

    او در این خصوص می گوید: وضعیت مسکن تا این اوخر چندان هم نامناسب نبود. اما در ۱۰ سال اخیر، بخش مسکن از گره کور به بحران رسید. چرا باید دولت کارفرمایی کند؟ وقتی دولتی اعلام می کند سالانه ۱ میلیون واحد مسکونی احداث خواهم کرد نشان می دهد که آن بحران را نمی تواند به راحتی پیدا کند.

    او تاکید دارد که سرمایه گذار خارجی در بخش مسکن که دلاری بدهکار شویم خیلی خطرناک است. پس دولت باید به بخش خصوصی اعتماد کند و کارفرمایی نکند. او همچنین در خصوص ورود چینی ها به بخش مسکن نیز اعلام کرد که هیچ کشوری توصیه نمی شود یک جنسی که قابل خرید و فروش با دنیا نیست این جنس و کالا را از طریق ارز پرداخت کند.

     

    بخش دوم گفتگو با حسین عبده تبریزی نماینده اقتصادی پزشکیان را با هم می خوانیم:

    بخش مسکن از گره کور به بحران رسید

    * به عنوان نماینده اقتصادی مسعود پزشکیان و شخصی که سال ها در بخش مسکن فعالیت های مشاوره ای داشتید آیا معتقد هستید که باید نامزدهای ریاست جمهوری از دادن وعده برای مسکن دار کردن مردم خودداری کنند یا اینکه نه. به هر حال همه می دانیم که مسکن از کمبود سرمایه گذاری خارجی و داخلی رنج می برد و قطعا این مشکل نمی تواند با وعده دادن حل شود.

    وضعیت مسکن تا این اواخر چندان نامناسب نبود. اما در ۱۰ سال اخیر، بخش مسکن از گره کور به بحران رسید. مثالی اگر بخواهیم در این خصوص بزنیم باید گفت که مشکل مسکن باید باشد چون سرزمینی است به اندازه یکی از استان های ایران با جمعیتی بالغ بر ۵۰ میلیون نفر است. پس خرید مسکن برای خانه اولی ها و جوانان یک رویا محسوب می شود. اما در ایران با این امکانات و این میزان زمین و تولید مناسب مصالح ساختمانی مشکلی از بابت خانه دار شدن نباید داشته باشیم. با حضور کارگران افغانستانی، نیروی کار اضافی هم داریم. پس سوال این است که چرا در کشور گاهی مواقع وضعیت مسکن از کشورهای اروپای شرقی هم بدتر است. این روزها با ۲ میلیارد تومان هم در شهرهای اطراف تهران و حتی مناطق جنوبی تهران نمی توان مسکن خریداری کرد. حتی اگر با وام مسکن هم بخواهد مسکن خریداری شود، سود بالای این وام بازپرداخت اقساط را با مشکل مواجه می کند. پس به نظر می رسد این روزها یک وضعیت کاملا استثنایی ایجاد شده است.

    وقتی یک مساله ای حل نشود، آن زمان است که دولت کارفرما می شود. سرمایه گذاری بخش ساختمان در سال های طولانی در ایران، بخش خصوصی بوده است.

    چرا باید دولت در بخش مسکن کارفرمایی کند

    * پس با دخالت دولت در بخش مسکن موافق نیستید؟

    چرا باید دولت در بخش مسکن کارفرمایی کند؟ وقتی دولتی اعلام می کند سالانه ۱ میلیون واحد مسکونی احداث خواهم کرد نشان می دهد که آن بحران را نمی تواند به راحتی پیدا کند. در سال های دور بانک رهنی وام مسکن می داد و نرخ سود تصور می کنم ۱۲ درصد بود و بازپرداخت هم ۱۸ سال بود. همان محصول آن سال ها را هم در حال حاضر سیستم بانکی ندارد. بعد از گذشت ۵۰ سال، سیستم بانکی همچنان این محصول را با این روش ندارد.

     

    * چرا بعد از این همه سال هنوز مشکل حل نشده است؟

    چون تورم را نتوانسته ایم کنترل کنیم. اگر از مردم نظرسنجی کنید قطعا پاسخ به این نظرسنجی تورم خواهد بود.

    آیا دولتی در دنیا داریم که از بخش خصوصی ارزان تر بسازد؟

    * پس معتقد هستید که دولت و یا دولت ها نباید عددی برای ساخت مسکن اعلام کنند؟

    اگر منابعی دارد اعلام کند. اصلا فرض کنیم که منابع هم دارد، اما بهترین شکل آن این نیست که دولت مسکن بسازد. می تواند به مردم وام بدهد و افرادی هم هستند که مسکن می سازند. آیا دولتی در دنیا داریم که از بخش خصوصی ارزان تر بسازد؟ بنابراین کارفرمایی دولت را طبعا نمی توانیم بپذیریم چرا که اگر برای بخش خصوصی امکانات فراهم شود و زمین رایگان داده شود قطعا بهتر از دولت خواهد ساخت.

    سرمایه گذار خارجی در بخش مسکن که دلاری بدهکار شویم خیلی خطرناک است

    * بهترین روش برای سرمایه گذاری در بخش مسکن را سرمایه گذار داخلی می دانید یا خارجی؟

    سرمایه گذار خارجی در بخش مسکن که دلاری بدهکار شویم خیلی خطرناک است.

     

    * پس اقدامی که شهرداری تهران برای ورود چینی ها به بازار مسکن و بافت فرسوده انجام می دهد چه نظری دارید؟

    بنده نمی دانم که شهرداری تهران چه اقدامی انجام می دهد. به هر حال یا نرسیده ام از آن مطلع شوم و یا اینکه اطلاعات عمومی داده شده است.

    به هیچ کشوری توصیه نمی شود یک جنسی که قابل خرید و فروش با دنیا نیست از طریق ارز پرداخت کند

    * ظاهرا قرار است از محل یوزانس تامین منابع شود؟

    یوزانس یعنی اینکه وامی داده شود. شهرداری اگر قصد دریافت وام ارزی دارد یا مثلا از کشوری که دارای ثبات ارزی است وام دریافت کند. سوال این است که اگر دلار از وضعیت فعلی جهش کرد این وام را چگونه می توان پس داد؟ مشابه این اتفاق در اروپا افتاد. کشورهای اروپای شرقی از سوییس که نرخ پایینی داشت وام دریافت کردند و زمانی که نرخ برابری ارز جهش کرد، بدهی ها به شدت به سوییس افزایش یافت. بنابراین به هیچ کشوری توصیه نمی شود یک جنسی که قابل خرید و فروش با دنیا نیست از طریق ارز پرداخت کند.

     

    * ورود چینی ها به بافت فرسوده تهران را چطور ارزیابی می کنید؟

    سوال این است که مگر برای ساخت مسکن مشکلی داریم؟

     

    * شهرداری تهران اعلام کرده است که چینی ها قرار است تکنولوژی و منابع مالی وارد کشور کنند؟

    متاسفانه در این حوزه به دلیل پایین بودن دستمزدها با تکنولوژی جدید کار نمی شود. تصور بنده این است که دولت باید برای شهرداری نرخ را ثابت کند و این نشان می دهد که سوبسید بزرگی به مردم داده است. مسیر آن هم البته لزوما می تواند شهرداری نباشد و می تواند منابع را در اختیار بانک مسکن قرار دهد و اعلام کند که با دلار امروز می دهم و با دلار همین امروز هم پس بده. بانک مسکن اگر چنین اقدامی را در اختیار بگیرد اصلا منابعی هم نمی خواهد. چرا که بانک مسکن می تواند ترازنامه خود را به فروش برساند و فقط دولت تعهد بدهد که دلار در سال های آینده هم چندان تغییری نکند. توصیه ما همواره این بوده است که بانک مسکن سابقه طولانی دارد و اقساط فروشی را به خوبی می داند.

    سیاستهایی را دنبال کنند که قیمت زمین خیلی افزایش نیابد

    * دولت در حوزه مسکن نباید دخالت مستقیم کند؟

    به هر حال بخش مسکن حوزه ای است که همواره دولت ها نگران آن هستند. حوزه ای است که دولت ها باید از آن حمایت کنند. یکی از اقدامات این است که سیاستهایی را دنبال کنند که قیمت زمین خیلی افزایش نیابد. یعنی امکانات کشور را به گونه ای توزیع کنند که تمام امکانات به شهرهای بزرگ محدود نشود.

     

    * دو پروژه مسکن مهر و نهضت ملی مسکن را چطور ارزیابی می کنید؟

    به هر حال عده ای از افراد در مسکن مهر زندگی می کنند و تصور می کنم که ۸۰۰ هزار واحد مسکونی در دوره اقای احمدی نژاد احداث شد و ۱ و نیم میلیون واحد مسکونی در دوره آقای آخوندی احداث شد. به هر حال مسکن مهر طولانی شد. وقتی به آمار مسکن توجه می شود می بینیم که متفاوت از بقیه هم نیست. یعنی سقف مسکن سازی در یک سال حدود ۸۰۰ هزار واحد مسکونی بوده است. حتی وقتی مسکن مهر احداث شد از آن ارقام بالاتر نرفته است. عملکرد دولت روحانی در این بخش به دلیل اینکه منابع مالی نبود محدودتر است. اولین موضوعی که به ذهن دولت ها در این حوزه می رسد، زمین است. اما طبیعتا زمین شهری خوب نداریم. مثلا در اتوبان تهران و قم، زمین مجانی بدهند به هر حال آن منطقه نیازمند خدمات زیربنایی است. اما به هر حال زمین در بیشتر نقاط کشور، رایگان و یا ارزان است. پس اگر این زمین ها در طول زمان و با ساخت مسکن، سنددار شوند زندگی در حومه شهر توسعه پیدا می کند. به هر حال یک گرایشی به سمت روستاها و حومه افزایش یافته است.

     

    * بهترین الگو برای خانه دار شدن چیست؟

    تخصصی در این حوزه ندارم اما زمانی که تجربه مشاوره در وزارت راه و شهرسازی داشتم این است که به سمت شهرسازی کوچک برویم. شهر به گونه ای تقسیم شود که شهرهای بزرگ نداشته باشیم. در اروپا یکی از الگوهای این شکلی می تواند آلمان با شهرهای کوچک باشد. در شهرهای کوچک همان امکانات را دارند که شهرهای بزرگ دارند.

     

    * به هر حال دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری وزرای سابق راه و شهرسازی را به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی خود برگزیدند. این نشان می دهد که این دو نامزد به بخش مسکن نگاه ویژه ای خواهند داشت؟ دولت آینده تا چقدر می تواند به حل مشکل مسکن نزدیک شود؟

    مساله به قدری حاد شده است که به هر حال اقدامی سنگینی نیاز است و تنها باز شدن فضا نیست. به هر حال فروش نفت فقط به یک کشور زیاد نمی تواند مفید باشد. به هر حال بخش مسکن و حل مشکلات این بخش نیازمند منابع مالی است. در حوزه مسکن از سال ۶۸ تاکنون نرخ اجاره نشینی افزایش یافته است. به هر حال مسکن تولید شده است و ۲۴ میلیون خانوار داریم اما لزوما یک مقدار هنوز خانه خالی از سکنه داریم و یا نظام بانکی نتوانسته است از اقشار کم درآمد حمایت کند. دولت وظیفه دارد قیمت زمین را در استطاعت قرار دهند. به هر حال باید به خریداران مسکن یارانه پرداخت کرد. وام با نرخ سود حتی ۱۰ درصد نیز قابل تحمل نیست. اگر دولت بتواند منابعی که در اختیار دارد را تفاوت نرخ سود را به گروه های هدف و خانه اولی ها پرداخت کند.

     

    * زمانی که مشاور وزیر راه و شهرسازی سابق در دولت روحانی بودید، صندوق پس انداز مسکن یکم را راه اندازی کردید؟

    این صندوق توانست در آن دوران بسیاری را صاحب مسکن کند. بانک مسکن بیش از ۵ میلیون نفر را صاحب مسکن کرده است.

  • یک زمانی چین التماس صنعت خودروی ما را می کرد / دولت با واگذاری خودروسازان خود را خلاص کند!

    یک زمانی چین التماس صنعت خودروی ما را می کرد / دولت با واگذاری خودروسازان خود را خلاص کند!

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا نجفی‌منش، رییس انجمن صنایع همگن قطعه‌سازی در پاسخ به این سوال که دولت چهاردهم برای بهبود وضعیت صنعت خودرو و ایجاد رونق در بازار خودرو چه اقداماتی باید انجام دهد.

    وی گفت: اولین اقدامی که دولت بعدی باید انجام دهد، عدم دخالت دولت در مدیریت صنعت خودرو و واگذاری این صنعت به بخش خصوصی است.

    وی توضیح داد: بخش خصوصی بود که صنعت خودرو را در ایران ایجاد کرد و بعدا این صنعت توسط دولت مصادره شد و آن پیشرفتی که شایسته کشور و این صنعت بود، تحقق نیافت.

    نجفی‌منش اظهار کرد: یک زمانی کره جنوبی آرزو داشت که صنعت خودرویی مثل ما داشته باشد یا چین به ما التماس می‌کرد که بیایید این صنعت را به من هم بدهید، اما الان به جایی رسیده‌ایم که همه آنها از ما جلو زده‌اند.

    رییس انجمن صنایع همگن قطعه‌سازی تصریح کرد: دلیل وضعیت ایجاد شده در صنعت خودرو، نحوه مدیریت است، اگر مدیریت ایران‌خودرو دست خیامی‌ها باقی مانده بود، صنعت خودروی ما الان از کره‌جنوبی هم جلوتر بود. هر موقع شروع کنیم، دیر نیست، دولت خود را خلاص کند و مدیریت خودروسازان را واگذار کند.

    عضو هیات نمایندگان اتاق تهران گفت: با وجود این که وضعیت فعلی صنعت خودرو برای دولت ضرر دارد اما برخی افراد به میزها عادت کرده‌اند و همچنان به این روند ادامه می‌دهند و فقط ۲۰۰ هزار میلیارد زیان انباشته در صنعت خودرو ایجاد کرده‌اند. مدیران دولتی صنعت خودرو وقتی عزل می‌شوند، بدون هیچ تعهدی، کیف خود را برمی‌دارند و به خانه می‌روند، اما اگر کار صنعت خودرو را به دست بخش خصوصی بدهند از این خبرها نخواهد بود.

    نجفی‌منش بیان کرد: مورد دومی که باید دولت رعایت کند این است که در قیمت‌گذاری خودرو دخالت نکند و تعیین قیمت دستوری را رها کند.

    به گفته عضو هیات نمایندگان اتاق تهران، مورد سومی هم که دولت و بانک مرکزی باید در حوزه صنعت خودرو دنبال کنند این است که به سمت ارز تک نرخی بروند، چرا که ارز چندنرخی صرفا باعث ایجاد فساد و توزیع رانت در کشور شده است.

  • خرج دولت بالا رفت! / سهم سرمایه‌گذاری از کیک اقتصاد ایران آب رفت

    خرج دولت بالا رفت! / سهم سرمایه‌گذاری از کیک اقتصاد ایران آب رفت

    به گزارش اقتصادران، آمارهای منتشرشده از مرکز آمار حاکی از آن است که تولید ناخالص داخلی ایران در سال 1401 برابر با 820 هزار میلیارد تومان بوده که در سال گذشته به 867 هزار میلیارد تومان رسیده است، بر این اساس رشد اقتصادی به ثبت رسیده در سال گذشته 5.7 درصد بوده است. بررسی ها نشان می دهد رشد اقتصادی برآورد شده در سال گذشته حدود نیم واحد درصد نسبت به رشد سال 1401 بالاتر رفته است.

    از میان بخش های تشکیل دهنده GDP بیشترین سهم مربوط به هزینه مصرف نهایی خصوصی است. به طوری این بخش، سهم 50.9 درصدی از کیک اقتصاد ایران در سال 1402 را دارا است. در سال 1401 نیز بیشترین سهم اجزای هزینه از حجم اقتصاد ایران به هزینه های خصوصی تعلق داشته است. همچنین کمترین سهم از حجم اقتصاد در سال گذشته را خالص صادرات کالاها و خدمات ثبت کرده است.

    در این گزارش به بررسی سهم اجزای هزینه ای از تولید ناخالص داخلی ایران(بدون احتساب تغییرات موجودی انبار) در سال گذشته پرداخته شده است.

    کاهش سهم هزینه های مصرفی در 1402

    هزینه های مصرف نهایی خصوصی که به معنای عام همان هزینه های مصرفی افراد جامعه است. این بخش بیشترین سهم از اقتصاد ایران را به خود اختصاص داده است. سهم مصرف خصوصی از کل تولید ناخالص داخلی در سال گذشته 50.9 درصد بوده است. با وجود اینکه مصرف خصوصی بیشترین سهم را از اقتصاد ایران همچنان داراست، اما سهم این بخش نسبت به سال 1401 کمی کاهش یافته است. سهم این بخش در سال 1401، 51.1 درصد براورد شده است.

    روند افزایشی سهم مخارج دولت

    هزینه مصرف نهایی دولت، جایگاه دوم در اجزای تشکیل دهنده اقتصاد را دارا است. هزینه مصرف نهایی دولت که همان مخارج دولت است در سال 1402 سهم 22.8 درصدی را از کل اقتصاد داشته است. سهم مخارج دولت از کیک اقتصاد ایران در سال گذشته نسبت به سال 1401 بالغ بر 2 واحد درصد بالاتر رفته است.

    عدم تغییر سهم سرمایه گذاری در اقتصاد ایران

    رتبه بعدی در اجزای تشکیل دهنده اقتصاد ایران که به موتور رشد اقتصادی معروف است به تشکیل سرمایه ثابت ناخالص مربوط است. سهم سرمایه گذاری در اقتصاد ایران در سال 1402، 11.2 درصد بوده است که نسبت به سال 1401 با کاهش 0.1 واحد درصدی روبرو شده است. این بخش در سال 1401، 11.3 درصد از حجم اقتصاد کشور را در آمارها ثبت کرده است.

    خالص صادرات کالاها و خدمات در مسیر صعودی

    جایگاه آخر به خالص صادرات کالاها و خدمات اختصاص دارد که کمترین سهم از حجم اقتصاد ایران را شامل می شود. سهم این بخش از کیک اقتصاد در سال 1402، 9.1 درصد بوده است. خالص صادرات کالاها و خدمات در سال 1401، 8.4 درصد از تولیدناخالص داخلی را تشکیل داده است. بنابراین سهم این بخش در سال 1402 با افزایش 0.7 واحد درصدی مواجه شده است.

  • دولت چه نفعی از حراج سکه برد؟ / مرور یازده دوره حراج سکه

    دولت چه نفعی از حراج سکه برد؟ / مرور یازده دوره حراج سکه

    به گزارش اقتصادران، طلا و سکه از گذشته‌های دور تا به امروز با ارزش‌ترین دارایی کشورها و افراد بوده‌ است و حتی در مواقعی طلا به عنوان پشتوانه پول بوده و به میزان انتشار پول باید در هر کشور ذخایر طلا وجود می‌داشت. بنابراین طلا و سکه از اهمیت ویژه‌ای در اقتصاد هر کشوری برخوردار هستند.

    چندی است که حراج‌های سکه و طلا در کشور برگزار می‌شود تا افراد متقاضی می‌توانند در روز حراج تعداد مشخص شده‌ای از سکه‌ها را خریداری نمایند؛ به نحوی که برگزاری حراج سکه در سامانه مرکز مبادله ایران انجام می‌شود. تاکنون ۱۱ جلسه حراج سکه و طلا در سامانه مرکز مبادله ایران انجام شده است و نخستین جلسه حراج سکه در تاریخ ۱۳ اسفند ماه ۱۴۰۲ شکل گرفت.

    در ماه‌های گذشته، بازار ارز و طلا دچار حباب‌های قیمتی شده بودند و قیمت‌های بالایی را تجربه کردند؛ به طوری که قیمت سکه تمام از ۴۵ میلیون تومان نیز عبور کرد. از سوی دیگر، دلار نیز وارد کانال‌های ۶۰ و ۷۰ هزار تومانی شده بود. دولت این امید را داشت تا با عرضه سکه‌ها با قیمت‌هایی پایین‌تر از قیمت بازار در این حراجی‌ها بتواند قیمت‌ها را در بازار کنترل نماید.

    دولت که همواره سیاست‌های نامناسب و رانتی در مواقع مشکلات اتخاذ می‌کند، این بار در اقدامی عجیب به جای توزیع رانت، سیاست حراج سکه‌ها را به روش حراج هلندی و فروش به بالاترین قیمت پیشنهادی به مرحله اجرا درآورد. دولت بیشتر به دنبال عرضه بیشتر سکه در بازار بود تا اثر حبابی قیمت سکه‌ها را از بین ببرد. در برخی از حراج‌ها نه تنها قیمت طلا و سکه در بازار کاهش نیافت، بلکه به دلیل افزایش انتظارات تورمی قیمت طلا و سکه افزایش یافت.

    در حین اجرای این سیاست، تنش‌هایی بین ایران و اسرائیل صورت گرفت که منجر به صعود قیمت جهانی طلا نیز شد. حتی این افزایش قیمت جهانی، میزان تقاضای طلا را نیز افزایش داده بود. البته می توان تک تک یازده حراج برگزار شده سکه را بررسی کرد تا بتوان به میزان تاثیرگذاری هر یک بر بازار پی برد.

    عرضه ۱۰۰ هزار قطعه ربع سکه‌

    در یازده حراج سکه‌ای که تاکنون انجام گرفت به طور کلی ۹۹۹۹۲ قطعه ربع سکه به متقاضیان تخصیص پیدا کرد. در اولین حراجی که صورت گرفت حدود ۱۱۱۸ ربع سکه با قیمت ۱۱ میلیون و ۵۴۸ هزار تومان به متقاضیان تحویل داده شد. در یازدهمین حراجی انجام گرفته تعداد ربع سکه‌های تخصیص یافته به متقاضیان حدود ۱۴۹۳۴ قطعه و با قیمت ۱۳ میلیون و ۹۷۰ هزار تومان بود. در واقع، تعداد ربع‌ سکه‌هایی که به متقاضیان تخصیص پیدا کرد رشدی ۱۲۳۵ درصدی داشتند و در طی مرحله اول تا یازدهم حراج حدود ۲۰.۹ درصد نیز رشد قیمتی در حراج وجود داشته است.

    شرکت در این رخدادها، فرصتی مناسب برای خرید سکه با قیمت مناسب‌تر نسبت به بازار آزاد فراهم می‌کند. بنابراین، تفاوت قیمت بازار آزاد و قیمت ثبت‌شده در حراجی یکی از عوامل جذابیت این رویدادها می‌باشد. در حراج اول قیمت ثبت شده ربع سکه در حراج و بازار آزاد به ترتیب حدود ۱۱ میلیون و ۵۴۸ هزار تومان و ۱۲ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان بود. از اختلاف قیمتی ربع سکه، سودی معادل ۶۰۲ هزار تومان نصیب متقاضی شد.

    در حراج یازدهم این میزان سود به یک میلیون و ۳۳۰ هزار تومان رسید. در واقع این میزان سود حدود ۲.۲ برابر سود ناشی از حراج اول بود.

    عرضه ۲۲ هزار قطعه نیم ‌سکه‌

    عرضه نیم‌ سکه‌ها از پنجمین حراج صورت گرفت و طی هفت مرحله حراج انجام گرفته به طور کلی ۲۱۷۷۲ قطعه نیم سکه به متقاضیان تخصیص پیدا کرد. در اولین حراج عرضه نیم سکه (حراج پنجم) که صورت گرفت حدود ۴۵۸۳ نیم سکه با قیمت ۱۹ میلیون و ۴۰۹ هزار تومان به متقاضیان تحویل داده شد.

    در یازدهمین حراجی انجام گرفته تعداد نیم سکه‌های تخصیص یافته به متقاضیان حدود ۴۶۲۳ قطعه و با قیمت ۲۲ میلیون و ۳۶ هزار تومان بود. در واقع، تعداد نیم‌ سکه‌هایی که به متقاضیان تخصیص پیدا کرد رشدی ۰.۸ درصدی داشتند و در طی مرحله پنجم تا یازدهم حراج حدود ۱۳.۵ درصد نیز رشد قیمتی در حراج وجود داشته است.

    در حراج پنجم قیمت ثبت شده نیم سکه در حراج و بازار آزاد به ترتیب حدود ۱۹ میلیون و ۴۰۹ هزار تومان و ۲۰ میلیون و ۹۵۰ هزار تومان بود. از اختلاف قیمتی نیم سکه، سودی معادل یک میلیون و ۵۴۱ هزار تومان نصیب متقاضی شد. در حراج یازدهم این میزان سود به یک میلیون و ۷۶۴ هزار تومان رسید. در واقع این میزان سود حدود ۱.۱ برابر سود ناشی از حراج پنجم بود.

    عرضه ۲۶ هزار سکه کامل در حراج ها

    عرضه سکه کامل از ششمین حراج صورت گرفت و طی شش مرحله حراج انجام گرفته به طور کلی ۲۵۹۱۳ قطعه سکه کامل به متقاضیان تخصیص پیدا کرد. در اولین حراج عرضه سکه (حراج ششم) که صورت گرفت حدود ۳۰۳۲ سکه کامل با قیمت ۳۴ میلیون و ۶۸۳ هزار تومان به متقاضیان تحویل داده شد. در یازدهمین حراجی انجام گرفته تعداد سکه‌های کامل تخصیص یافته به متقاضیان حدود ۱۰۳۷۸ قطعه و با قیمت ۳۹ میلیون و ۲۶۵ هزار تومان بود. در واقع، تعداد سکه‌هایی که به متقاضیان تخصیص پیدا کرد رشدی ۲۴۲ درصدی داشتند و در طی مرحله ششم تا یازدهم حراج حدود ۱۳.۲ درصد نیز رشد قیمتی در حراج وجود داشته است.

    در حراج ششم قیمت ثبت شده سکه تمام در حراج و بازار آزاد به ترتیب حدود ۳۴ میلیون و ۶۸۳ هزار تومان و ۳۶ میلیون و ۶۸۵ هزار تومان بود. از اختلاف قیمتی سکه تمام، سودی معادل دو میلیون و ۲ هزار تومان نصیب متقاضی شد. در حراج یازدهم این میزان سود به دو میلیون و ۷۲۳ هزار تومان رسید. در واقع این میزان سود حدود ۱.۳ برابر سود ناشی از حراج ششم بود.

    قیمت ها به پرواز درآمدند؟

    در حراج‌های صورت گرفته قیمت ربع سکه در بازار آزاد از اولین حراج از ۱۲ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان به ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان در یازدهمین حراج رسید. در واقع طی مدت زمان ۳ ماه به میزان ۳ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان افزایش قیمت داشته است.

    در مورد عرضه نیم سکه نیز قیمت آزاد آن از مرحله پنجم از ۲۰ میلیون و ۹۵۰ هزار تومان به ۲۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در مرحله یازدهم رسید. یعنی به میزان ۲ میلیون و ۸۵۰ هزار تومان از مرحله پنجم تا یازدهم قیمت نیم سکه در بازار آزاد بیشتر شد.

    با عرضه سکه تمام در مرحله ششم، قیمت آن در بازار آزاد از ۳۶ میلیون و ۶۸۵ هزار تومان به ۴۱ میلیون و ۹۸۸ هزار تومان در مرحله یازدهم رسید و به میزان ۵ میلیون و ۳۰۳ هزار تومان افزایش یافت.

    تجربه مداخله در بازار سکه

    قیمت سکه در ایران بر اساس قیمت انس جهانی طلا، نرخ دلار و حباب ناشی از تقاضا تعیین می‌شود. تعیین قیمت انس جهانی طلا خارج از اراده ایران است اما دو عامل دیگر یعنی نرخ دلار و حباب تقاضا قابل کنترل توسط دولت است. عموم دولت‌ها در ایران به جای پرداختن به ریشه افزایش قیمت دلار از طریق کنترل کسری بودجه و اصلاح نظام بانکی، معمولا از طریق اجرای سیاست‌های رانتی نظیر زیرفروشی دلار در بازار آزاد و ارز ترجیحی به مبارزه با نتایج می‌روند.

    این سیاست‌ها همواره پس از به هدر دادن منابع ارزی با شکست مواجه می‌شوند و نرخ دلار پس از سرکوب، جهش پیدا می‌کند. در بازار طلا نیز دولت‌ها برای کنترل قیمت، پیش از این به فروش سکه با قیمت پایین‌تر از بازار آزاد روی می‌آوردند که نه تنها تاثیری بر قیمت طلا نداشت، بلکه از طریق قیمت ترجیحی، تقاضا را برای خرید سکه افزایش می‌داد و منابع کشور را در قالب رانت، به خریداران سکه انتقال می‌داد. این بار اما دولت در اقدامی درست، به جای زیرفروشی سکه با قیمتی پایین‌تر از بازار، از روش حراج هلندی برای فروش سکه‌ها استفاده کرد.

    در این روش قیمت سکه بر اساس بالاترین قیمت پیشنهادی به خریداران واگذار می‌شود و دولت دخالتی در قیمت ندارد. بنابراین این سیاست با افزایش عرضه سکه، صرفا کاهش حباب قیمتی شکل گرفته در سکه را دنبال می‌کرد که بر اثر انحصار دولت در ضرب آن بوجود آمده بود. انتظار می‌رود این تجربه در بانک مرکزی ماندگار شود و پس از این تمام مداخلات دولت در بازار سکه و ارز از طریق روش حراج هلندی صورت گیرد.

    دولت چه نفعی از حراج سکه می‌برد؟

    همانطور که گفته شد روند قیمتی طلا و سکه متاثر از قیمت جهانی طلا، نوسانات بازار ارز، و سیاست‌های اتخاذ شده توسط دولت است. علاوه بر هدف کاهش حباب سکه، دولت از برگزاری حراج سکه‌ها به عنوان ابزار اقتصادی جهت تامین مالی و مدیریت منابع استفاده خواهد کرد.

    در واقع دولت قادر خواهد بود با حراج سکه‌ها، نقدینگی سرگردان افراد جامعه را جذب نماید. این اقدام دولت باعث شد تا بخشی از طلای کشور به خانه‌های مردم سرازیر شود. شاید این سکه پاشی‌ها در مقطع‌های زمانی خیلی کوتاه مدت بتواند بر قیمت طلا و ارز تاثیر بگذارد و روندی کاهشی را به ارمغان بیاورد، اما در دراز مدت نرخ ارز و به تبع آن نرخ طلا، با حذف اثرات جهانی قیمت، همواره بر اساس عوامل بنیادین اقتصادی نظیر تورم و مازاد رشد نقدینگی نسبت به رشد تولید تعیین می‌شود.