برچسب: تهران

  • انتقال پايتخت به جنوب کشور شدنی است؟

    انتقال پايتخت به جنوب کشور شدنی است؟

    به گزارش اقتصادران، جابه‌جايي پايتخت و انتقال مركزيت سياسي، اداري و اقتصادي كشور به نقطه‌اي ديگر در چهار دهه اخير بارها توسط دولت‌هاي مختلف مطرح شده است. اولين‌بار در نيمه دهه 1360 بحث جابه‌جايي پايتخت در دولت وقت مطرح شد اما شرايط آن زمان و درگيري كشور با عراق در جنگ 8 ساله باعث شد كه اولويت موضوع از دستور كار دولت خارج شود. بعد از پايان جنگ و در دوره دولت سازندگي هم مساله جابه‌جايي پايتخت سياسي و اداري مطرح بود و در دولت دهم حتي شهر پرند به عنوان گزينه مطلوب معرفي شد اما باز هم اولويت اين موضوع به رده‌هاي اول بررسي نرسيد و مساله مسكوت ماند.

    درنهايت، طلسم اين بحث ناتمام شكست و بعد از سال 1392 و به دنبال تصويب طرح امكان‌سنجي انتقال مركز سياسي و اداري كشور و ساماندهي و تمركززدايي از تهران در مجلس، شوراي نگهبان هم اين طرح را تصويب كرد. به دنبال تاييديه شوراي نگهبان بر طرح جابه‌جايي پايتخت اما مشكلات ديگري سربرآورد. ارديبهشت 1394، پيروز حناچي كه در آن زمان، معاون وزير راه و مسكن و شهرسازي و مسوول دبيرخانه شوراي عالي شهرسازي و معماري بود در گفت‌وگو با «اعتماد» در توضيح نسخه‌اي كه براي تهران پيچيده شد، گفت:«تهران، بيماري است كه در ابتدا بايد بيماري‌اش تشخيص داده شود تا بعد برايش نسخه و درماني مشخص شود. آخرين گزينه جراحي است. انتقال مراكزسياسي و اداري تهران، آخرين گزينه و همان جراحي است. بنابراين ممكن است احتياجي به اين انتقال نباشد. اين طرح هم، طرح جديدي نيست و قبل از انقلاب هم به گونه‌اي ديگر مطرح بوده است. قبل از انقلاب قانوني وجود داشته با عنوان قانون نظارت برگسترش شهر تهران كه زيرنظر نخست‌وزير و شوراي اقتصاد اجرا مي‌شده است. موضوع اين قانون نيز، كنترل رشد و توسعه پايتخت بوده است. بدين معنا كه محدوده تهران مركزي و محدوده 25 ساله آن را مشخص مي‌كند. بعد از انقلاب عملا اين طرح منتفي شد. اگر آن قانون ادامه پيدا مي‌كرد، امروز تهران با چنين مشكلاتي روبه‌رو نمي‌شد.»

    حناچي در همين گفت‌وگو در توضيح نمونه‌هاي مشابه جهاني گفت: «انتقال مراكز سياسي يا اقتصادي و اداري تجربه تازه‌اي در دنيا نيست. در دنيا تجربيات زيادي در اين مورد وجود دارد، به خصوص در مورد انتقال مراكز «سياسي» به نقطه‌اي خارج از پايتخت. در اين كشورها، مسوولان دولتي با يك سيستم ريلي يا قطار به محل كار خود در خارج از شهر مي‌روند و دوباره بازمي‌گردند. نمونه آن شهر كوالالامپور است. اما همين مطالعات نشان مي‌دهد كه از سال 1960 به اين سو، انتقالي جدي در مورد مراكز سياسي و از مركز به حاشيه نداشته‌ايم. اين نگاه امروز جاي خود را به ايده‌هاي محتاطانه‌تري داده است. در بحث انتقال تهران، اگر قرار باشد وزارتخانه‌ها به خارج شهر منتقل شوند و اين مراكز جايي دور از پايتخت باشند، بايد خانواده‌هاي آنها نيز به اين منطقه منتقل شوند. اين يعني احداث يك شهر جديد. شهري با تمام مشكلات و هزينه‌هايي كه دارد. يكي ديگر از مسائلي كه بارها مورد بحث بوده است، بحث هزينه‌هاي كلاني است كه انتقال پايتخت مي‌تواند داشته باشد. چند سال پيش برآورد هزينه‌اي در اين مورد انجام شد. آن زمان بودجه مورد نياز براي انتقال پايتخت 30 ميليارد دلار تعيين شد كه به قيمت امروز چيزي معادل 78 ميليارد دلار مي‌شود.»

    حالا بعد از 9 سال مسكوت ماندن مساله جابه‌جايي پايتخت سياسي و اداري كشور، با حرف‌هاي اخير رييس‌جمهور دوباره اين مساله به ميز بحث و گفت‌وگو رسيده است. روز شنبه، مسعود پزشكيان در بازديد از فعاليت‌هاي زيربنايي قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبيا گفت: «توسعه كشور با ادامه روند فعلي امكان‌پذير نيست، اينكه بخواهيم همچنان منابع اوليه را از جنوب كشور و دريا به مركز بياوريم و تبديل به محصول كنيم و دوباره براي صادرات به جنوب بفرستيم، به‌شدت توان رقابت ما را مستهلك كرده و كاهش مي‌دهد؛ چاره‌اي نداريم جز اينكه مركزيت اقتصادي و سياسي كشور را به جنوب و نزديك دريا منتقل كنيم. تهران به عنوان پايتخت كشور با مشكلاتي دست به گريبان است كه هيچ راه‌حلي جز انتقال مركزيت نداريم؛ كمبود آب، نشست زمين، آلودگي هوا و امثال آن با تداوم سياست‌ها و اقداماتي كه تا به حال اتخاذ و اجرا شده‌اند، فقط تشديد شده و راه‌حل اساسي جابه‌جايي مركزيت سياسي و اقتصادي كشور است. انتقال مركزيت سياسي و اقتصادي هم به اين شكل كه ما خودمان در تهران بنشينيم و به مردم بگوييم جابه‌جا شوند، مقدور و ممكن نيست، بايد ابتدا خودمان برويم تا مردم هم دنبال ما بيايند.» مهدي زارع؛ رييس مركز پيش‌بيني زلزله و استاد گروه زلزله‌شناسي مهندسي پژوهشگاه بين‌المللي زلزله‌شناسي و مهندسي زلزله، يادداشتي با عنوان «اندونزي پايتخت را منتقل كرد، ما چه كنيم» براي روزنامه «اعتماد» نوشته و در اين يادداشت، مساله جابه‌جايي پايتخت را با نگاهي به تجربه مشابه در كشور اندونزي تحليل كرده كه در ادامه مي‌خوانيد.

    اندونزي پايتخت را منتقل كرد، ما چه كنيم؟

    اندونزي پرجمعيت‌ترين كشور اسلامي، پايتخت كنوني خود، جاكارتا را به نوسانتارا تغيير داد. انتقال پايتخت از جاكارتا سال‌هاست كه در اندونزي -‌بزرگ‌ترين مجمع‌الجزاير جهان‌- مورد بحث قرار گرفته است. رييس‌جمهور اندونزي روز شنبه 17 آگوست 2024، سالروز استقلال اندونزي ميزبان جشن‌هاي روز استقلال را در نوسانتارا برگزار كرد. جاكارتا در جزيره جاوه، از زمان اعلام استقلال اين كشور از هلند در 17 آگوست 1945، پايتخت اندونزي بوده است. در سال‌هاي پس از آن، جاكارتا به شهري با جمعيت 10.5 ميليون نفري تبديل شد كه كلانشهر آن حدود 30 ميليون نفر در شهر و پيرامون آن در خود جاي داده است. برآورد‌هاي علمي نشان مي‌دهد كه جاكارتا به زير آب مي‌رود و انتظار مي‌رود تا سال 2030 بخش‌هايي از اين كلانشهر غيرقابل سكونت يا مكررا دچار سيل شود. حدود 40درصد از مساحت آن در حال حاضر زير سطح دريا قرار دارد. اين وضعيت هشدار تا حد زيادي به دليل برداشت بيش از حد آب‌هاي زيرزميني و افزايش سطح آب درياها است كه به تغييرات اقليمي نسبت داده مي‌شود.

    در سال 2022، اندونزي قانوني را تصويب كرد كه بودجه و مديريت جابه‌جايي پايتخت را مشخص مي‌كرد. كميسيون مسوول برنامه‌ريزي شهر جديد گفت كه انتقال پايتخت از جاكارتا «ضروري» است «به دليل فشار قابل‌توجهي» كه جاكارتا و جزيره جاوه به دليل عواملي مانند تراكم ترافيك سنگين، آلودگي محيط‌زيست و جمعيت متراكم تحمل مي‌كند. رييس‌جمهور در «گزارش دستاورد» 2023 اداره پايتخت نوسانتارا گفت كه پايتخت جديد در «راهبرد بزرگ اندونزي» بخشي از چشم‌انداز طلايي اندونزي 2045 است كه هدف آن تبديل اندونزي به يك كشور توسعه‌يافته تا سال 2045، صدمين سالگرد استقلال آن از هلند است.

    طبق برنامه‌هاي اداره پايتخت، طي دو دهه آينده، نوسانتارا به شهري در حال رشد و پايدار تبديل خواهد شد. رييس‌جمهور نوسانتارا را به عنوان «شهر جنگلي پايدار» در نظر مي‌گيرد كه نه تنها به عنوان مركز سياسي جديد عمل مي‌كند، بلكه رشد اقتصادي را در سراسر اندونزي تحريك مي‌كند. با انتقال پايتخت به كاليمانتان شرقي در جزيره بورنئو، دولت اميدوار است به جاي تمركز منابع و فرصت‌ها تنها در جاكارتا، توسعه متوازن‌تري را در سراسر مجمع‌الجزاير ارتقا بدهد. مجموعه‌اي از مراحل با هدف ايجاد زيرساخت‌هاي تجاري و مسكن، ادارات دولتي و حمل و نقل در پايتخت جديد است. در‌حالي كه پايداري يك اصل از برنامه‌هاي شهر جديد است، طرفداران محيط‌زيست انتقادات فراواني به اين طرح دارند و استدلال مي‌كنند پاكسازي جنگل براي ايجاد راه براي يك كلانشهر جديد ذاتا سازگار با محيط‌زيست نيست.

    برنامه‌ريزان اميدوارند پايتخت جديد از سرنوشتي مشابه جاكارتا جلوگيري كند و نوسانتارا را «شهر اسفنجي» ناميده‌اند. اين بدان معناست كه منطقه نوسانتارا ظرفيت جذب بارش در خاك را دارد و درنتيجه از سيل جلوگيري مي‌كند. اهداف بلندپروازانه ديگري نيز وجود دارد. هدف اين شهر تا سال 2035 اين است كه نرخ فقر صفر درصد داشته باشد (طبق گزارش بانك جهاني در سال 2022، تقريبا یک نفر از هر 10 اندونزيايي در فقر زندگي مي‌كردند. تا سال 2045، اين شهر قصد دارد به انتشار خالص صفر «كربن» برسد.

    نوسانتارا به گروه كوچكي از پايتخت‌ها مي‌پيوندد كه در سده بيستم تاسيس شده‌اند. در سال 1960، برزيل، برازيليا را به عنوان پايتخت خود افتتاح كرد. برازيليا كه نه در جنگل، بلكه در ساواناي متروك ساخته شد، به‌ طور مشابه داراي معماري مدرن است. يونسكو برازيليا را «نمونه‌اي قطعي از شهرسازي مدرنيستي سده بيستم» توصيف مي‌كند.

    وقتي سال 2023 حاميان رييس‌جمهور سابق برزيل به برازيليا يورش بردند و ساختمان‌ها را غارت كردند، اين معماري پس‌زمينه‌اي را ايجاد كرد كه برخي آن را «ضدآرمانشهري» توصيف كردند. اخيرا مصر ساخت و ساز پايتخت جديدي را به جاي قاهره آغاز كرده است. اين شهر جديد كه در حال حاضر پايتخت اداري جديد ناميده مي‌شود، با مشكلات تراكم شهري، آلودگي و ترافيك شديد در شرق قاهره ساخته خواهد شد. اندونزي تصميم گرفت پايتخت خود را از جاكارتا به نوسانتارا به دلايل مرتبط با چالش‌هاي ‌محيط‌زيستي، زيرساختي و اجتماعي-اقتصادي كه جاكارتا با آن مواجه است، تغيير بدهد.

    ايده انتقال پايتخت ايران از تهران نيز در دهه‌هاي اخير چند بار مطرح بوده است. طرفداران اين انتقال از‌جمله نگارنده اين يادداشت به دليل مسائل مبرم مختلف ازجمله خطر زمين‌لرزه بزرگ در تهران، آلودگي شديد هوا، ازدحام جمعيت و آسيب‌پذيري شهر در برابر سوانح گوناگون پيشنهادهایی براي ايجاد يك پايتخت جديد كه بتواند نيازهاي كشور و شهروندان را بهتر برآورده كند، ارائه داده‌اند. تهران از بدترين كيفيت هوا در جهان رنج مي‌برد كه عمدتا به دليل ترافيك سنگين، انتشار گازهاي گلخانه‌اي صنعتي و عوامل جغرافيايي است كه آلاينده‌ها را به دام مي‌اندازد. ارتفاع زياد شهر و كوه‌هاي اطراف با محدود كردن گردش هوا اين موضوع را تشديد مي‌كند. تهران روي گسل‌هاي فعال متعددي قرار دارد كه آن را مستعد فعاليت لرزه‌اي قابل‌توجه مي‌كند. كارشناسان هشدار مي‌دهند كه يك زمين لرزه بزرگ مي‌تواند شهر را ويران كند. با جمعيتي بيش از 9 ميليون نفر در محدوده شهر و حدود 16 ميليون نفر در كلانشهر، پايتخت ما با چالش‌هاي مربوط به عدم كفايت زيرساخت‌ها، كمبود مسكن و خدمات عمومي ناكافي مواجه است. ايران در طول تاريخ پايتخت‌هاي متعددي داشته است (مثلا قزوين، تبريز، اصفهان و شيراز) كه نشان مي‌دهد چنين تغييراتي بي‌سابقه نيست. مكان‌هاي خاصي به عنوان محل پايتخت جديد به‌طور رسمي تاييد نشده ولي جاهايي مانند پيرامون شهر گلپايگان كنوني به عنوان كانديداي ساخت پايتخت جديد مطرح شده است. به‌رغم اين ملاحظات، موانع مهمي براي انتقال پايتخت ايران وجود دارد. تغيير پايتخت مستلزم اراده سياسي قابل‌توجه و اجماع جناح‌هاي مختلف است. ايجاد يك پايتخت جديد مستلزم سرمايه‌گذاري مالي گسترده در توسعه زيرساخت‌ها، جاده‌ها، ساختمان‌هاي دولتي، مسكن و… است كه با توجه به شرايط اقتصادي به عنوان چالش و مانع ازسوي مخالفان انتقال پايتخت مطرح مي‌شود.

  • انتقال پایتخت یا ساماندهی تهران؟ مساله این است …

    انتقال پایتخت یا ساماندهی تهران؟ مساله این است …

    به گزارش اقتصادران، مطالعات شورای مذکور تا سال۹۹ به تهیه یک کتابچه ۵۳صفحه‌ای منجر شد که جواب، «نه» به انتقال پایتخت بود؛ اما صدور رای نهایی شورا به‌دلیل تعلیق جلسات ناشی از شیوع کرونا، تا امروز معطل مانده است. دو پرسش مهم‌تر اما، «تصویر تهران پس‌از انتقال پایتخت» و «وضعیت پایتخت جدید» است. فاکتور‌های هزینه و زمان انتقال و همچنین شهر در قد و قواره پذیرش پایتخت، پرسش دیگر است. در این بررسی، ضمن معرفی «راه تصفیه تهران از ابرمشکلات» در مقابل «بیراهه انتقال پایتخت»، پیام معنادار تجربه ۲۴کشور در انتقال پایتخت و نقاط عطف در تاریخ ۲۳۵ساله پایتختی تهران تشریح شده است

    سوال اول اینکه، تکلیف قانون مصوب سال ۹۴ چه خواهد شد؟ براساس قانون «امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران»، که در سال ۹۴ تصویب شد، مقرر شد تا شورایی به ریاست رئیس‌جمهور و مجموعه‌ای از وزرا، مطالعاتی را به مدت حداکثر ۲ سال انجام دهند تا به این پرسش پاسخ دهند که «آیا مشکلات تهران با انتقال پایتخت حل می‌شود یا با ساماندهی و تمرکززدایی؟»، اما جلسات شورا تا شروع کرونا برگزار شد و بدون «جمع‌بندی نهایی» به‌خاطر قرنطینه‌ها و شرایط حاد آن زمان کشور، موضوع از اولویت خارج شد و پرونده مطالعه در نهایت بسته نشد و هنوز باز است.

    اما نتایج جلسات تا آن زمان و جمع‌بندی «وزارتخانه اصلی مسوول پیشبرد مطالعه و مرجع متخصص در اظهارنظر در شورا» بر این بود که «تمرکززدایی خدمات و امکانات از تهران و ساماندهی مجموعه شهری تهران» راه ممکن و مناسب برای حل مسائل پایتخت است و برآیند نظر‌ها تا آن زمان، «نه» به انتقال پایتخت بود.

    دومین سوال مطرح‌شده این است که آیا مشکلات تهران با انتقال پایتخت حل می‌شود؟ تهران با ابرچالش‌هایی همچون «تراکم بالای جمعیت»، «آلودگی هوا»، «ترافیک» و «هزینه مسکن» مواجه است که انتقال پایتخت تنها بخشی از مشکلات را تعدیل خواهد کرد؛ اما دیگر مشکلات در جای خود باقی می‌مانند؛ زیرا در این شرایط تنها حجم کمی از جمعیت تهران منتقل می‌شوند و باقی مشکلات همچون ترافیک و آلودگی تدوام خواهند داشت.

    سوال سوم اینکه، پایتخت جدید از مشکلات پایتخت فعلی در امان خواهد بود؟ پاسخ سوال منفی است، زیرا سیاستگذاری‌های حاکمیت متکی بر تمرکزگرایی و تصمیم‌گیری در پایتخت است. از این رو «نه تنها مشکلات تهران» باقی می‌ماند که «شبیه همین مشکلات» در پایتخت جدید شکل خواهد گرفت.

    در چهارمین پرسش باید گفت آیا انتقال پایتخت شدنی است؟ باتوجه به مطالعات صورت‌گرفته در سال ۹۴، انتقال پایتخت در شرایطی امکان‌پذیر است که همراه با مشارکت مردمی و گریز مطلوب و مناسب باشد و در واقع تنها راهکاری است که می‌تواند مشکلات تهران را تا حدودی حل کند. همچنین با توجه به هزینه انتقال، نبود شهری در نزدیک به شرایط تهران و زمان‌بر بودن انتقال تقریبا در کوتاه‌مدت با توجه به وضعیت موجود امکان‌پذیر نیست.

    اما سوال مهم دیگری که مطرح می‌شود این است که در شرایط فعلی، راهکار چیست؟ انتقال پایتخت یا ساماندهی تهران؟ باتوجه به عدم انتقال آنی پایتخت بهترین اقدام ساماندهی تهران و مجموعه شهری آن است. از این رو، کاربردی‌ترین راهکار «تمرکززدایی امکانات و خدمات اقتصادی از تهران»، «توسعه حمل‌ونقل عمومی بین تهران و حومه» و «یکپارچه‌سازی تهران و شهر‌های اطراف آن همچون کرج در سیاست‌های شهری» است؛ و آخرین سوال مهم در این طرح اینکه تجربه کشور‌های دیگر چه می‌گوید؟ باتوجه به مطالعه‌ای که در دهه ۹۰ از تجربه ۲۴ کشور در انتقال پایتخت انجام شد، عمده کشور‌ها به اهداف اولیه خود دست نیافتند و مشکلات به قوت خود باقی ماندند. این مطالعات نشان داد، کشور‌هایی که پایتخت آن‌ها مشکلاتی شبیه تهران دارند، از سیاست تمرکززدایی جمعیتی و مراکز شغلی و اقتصادی برای کاهش جاذبه نسبی سکونت در پایتخت و تشویق به سکونت در دیگر مناطق شهری استفاده کرده‌اند.

    نظر حناچی با اشاره به الگوی تمرکززدایی از پایتخت انگلیس بر «سهم بالای تهران در استقرار فعالیت‌های اقتصادی (صنعتی و خدماتی) و ضرورت افزایش هزینه در پایتخت و ارائه تسهیلات و مشوق‌های مالی و مالیاتی به فعالیت‌ها در سایر مناطق کشور» تاکید داشت.

    همچنین فرزانه صادق، وزیر فعلی وزارت راه و شهرسازی در سال ۹۸ بر این نظر بود که: تعادل‌بخشی به توزیع جمعیت جزو وظایف شورای عالی شهرسازی و معماری است و مصوبه مجلس در این خصوص از شورای عالی خواسته است تا انتقال مراکز اداری و سیاسی پایتخت امکان‌سنجی شود. تاکنون به هیچ گزینه‌ای برای انتقال پایتخت نرسیده‌ایم و هیچ شهری انتخاب نشده است. سیاست پیشنهادی ما تمرکززدایی از تهران است و انتقال پایتخت به‌طور کامل منتفی است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد همه دولت‌ها در راستای حل مشکلات تهران، یک طرح جدیدی را ارائه داده‌اند. در دولت روحانی قانون مصوبه سال ۹۴ مطرح شد و در دولت رئیسی تجزیه استان تهران به سه استان تهران مرکزی، تهران غربی و تهران شرقی مورد توجه قرار گرفت و در دولت پزشکیان نیز موضوع انتقال پایتخت بار دیگر مطرح شد.

    اما شاید نگاهی به تجربه اندونزی، رئیس‌جمهور را به ساماندهی تهران سوق دهد؛ زیرا پروژه انتقال پایتخت در اندونزی از ۲۰۲۱ استارت خورد؛ اما امروز درحالی‌که فقط ۸۰ درصد از فاز اول پروژه ۵ فازی احداث نوسانتارا جلو رفته است، دولت این کشور به پایتخت جدید اسباب‌کشی کرده است.

    علاوه براینکه پروسه زمانی انتقال پایتخت طولانی است و تا ۲۰۴۵ به طول می‌انجامد، هزینه انتقال نیز سنگین و معادل حداقل ۳ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور برآورد شده است. بار اصلی احداث پایتخت جدید را قرار است سرمایه‌گذاران خارجی به دوش بکشند که البته جذب سرمایه‌گذار نیز پاشنه آشیل این پروژه در اندونزی شده است. در کنار این موانع، موضوع «حمله پیشوازانه سوداگران زمین به پایتخت جدید و خرید زمین با قیمت ارزان»، دولت را برای تامین زمین مورد نیاز برای احداث مراکز اداری و سیاسی با مشکل روبه‌رو کرده است. همچنین اختلافات اجتماعی بومیان پایتخت جدید با میهمان تازه‌وارد از پایتخت قدیم نیز مخمصه دیگری است که دولت اندونزی با آن مواجه است.

    «مشکل» پایتخت حل نمی‌شود، منتقل می‌شود

    باتوجه به اهمیت موضوع مشکلات شهر تهران و انتقال پایتخت به منطقه‌ای جدید پس از سخنان رئیس‌جمهور، «دنیای‌اقتصاد» در گفت‌وگویی با عبدالرضا گلپایگانی، معاون سابق شهرسازی و معماری شهرداری تهران، براساس ۶ سوال مطرح‌شده به اینکه در نهایت مشکل پایتخت با انتقال پایتخت حل می‌شود یا خیر، پاسخ می‌دهد.

    گلپایگانی در ابتدا به پیشینه طرح انتقال پایتخت پرداخته که براین اساس، باید گفت، موضوع انتقال پایتخت یک بحث قدیمی است که بار‌ها مطرح شده و اقدامات کارشناسی روی آن صورت گرفته است. نخستین‌بار، این موضوع پس از پایان جنگ تحمیلی در مجلس سوم مطرح شد و حتی ۳ نقطه برای این طرح در وضعیت مقدماتی نیز درنظر گرفته شد؛ اما با توجه به مطالعات صورت‌گرفته و ظرفیت‌های معطل‌مانده در شهر تهران، و مخالفت کرباسچی شهردار وقت، گزینه جابه‌جایی در آن مقطع رها شد و بحث ساماندهی تهران و سروسامان دادن به فضای شهر تهران در دستور کار قرار گرفت و قضیه انتقال پایتخت به فراموشی سپرده شد.

    اما پس از مدتی در مجلس قانون امکان‌سنجی انتقال مرکز سیاسی و اداری کشور و ساماندهی و تمرکززدایی از تهران در سال ۹۴ تصویب شد که وزارت راه و شهرسازی متولی بررسی این موضوع شد. پس از مطالعات گسترده، در نهایت کارشناسان و متولی طرح انتقال پایتخت، بهترین راه‌حل را در سرمایه‌گذاری روی ساماندهی تهران عنوان کردند.

    در طرح جامع شهر تهران، برای رسیدن به شهر و زندگی آسوده شهروندان به کنترل سقف جمعیتی تهران و جلوگیری از رشد آن توجه جدی شد، علاوه برآن در مجموعه شهری تهران و فضا‌های پیرامونی هم در زمانی که پروژه مجموعه شهری تهران انجام شد محدودیت گسترش تهران و شهر‌های پیرامون در اولویت برنامه بود؛ ولی این پروژه به‌دلیل کاستی‌هایی در قوانین به سرانجام نرسید، از دهه پنجاه به این‌سو بحث کنترل افزایش فضای کار و فعالیت در تهران و به تبع جمعیت مجموعه شهری تهران موضوعی جدی بوده است.

    مساله دوم را باید از منظر فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار داد، اکنون بسیاری از کانون‌های فعال و زنده فرهنگی کشور همچون دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و کتابخانه‌های بزرگ در شهر تهران قرار دارند. از نظر درمانی، بهترین بیمارستان‌های ایران با بالاترین میزان تعداد تخت در تهران مستقر شده‌اند. در واقع تمرکز شدیدی بر تهران از این منظر هم حاکم است؛ اما اگر مبنای مدیریت کلان کشور بر توسعه پایدار باشد آیا این روند تمرکز می‌تواند در تهران ادامه داشته باشد یا نه؟

    موضوع سوم مربوط به مساله محیط زیست است. اینکه آیا تهران و فضای پیرامونی تهران امکان تداوم رشد جمعیت و کار و فعالیت را دارد یا نه؟ این نکته را باید مد نظر داشت که نباید محدوده قانونی تهران یعنی حدود ۶۸۰ کیلومتر مربع را معیار سنجش قرار داد، بلکه منظور کل مجموعه شهری تهران است. از دماوند تا کرج، در پیرامون شهر تهران، تقریبا هر هفته نزدیک به ۵ هزار نفر به جمعیت افزوده می‌شود. در واقع اگر رشد کل کشور، کمتر از یک‌درصد باشد در بخش‌هایی ازشهر‌های پیرامون تهران این رشد به ۴ تا ۵ درصد می‌رسد.

    مجموعه این اتفاقات به واسطه نزدیکی به تهران بوده و موضوع مربوط به مجموعه منطقه شهری تهران است. اگر از منظر محیط زیستی بررسی شود، تهران از ۳۶۵ روز شاید ۲۰ یا ۳۰ روز از هوای پاک برخوردار باشد. همچنین علاوه بر موضوع کمبود آب و آلودگی هوا، بحث فرونشست در تهران یک موضوع خیلی جدی است که به‌دلیل کاهش بارندگی و کشیدن آب‌های زیرزمینی و تامین آب شرب تهران و شهر‌های پیرامون اتفاق می‌افتد؛ بنابراین باید دید با توجه به بحث آلودگی هوا، تامین آب و محیط زیست، آیا وضعیت دامنه البرز جنوبی به این شکل می‌تواند ادامه یابد یا خیر؟

    گلپایگانی با توجه به سه مساله مطرح‌شده معتقد است که با انتقال مرکز سیاسی کشور، در واقع مشکل تهران به جای دیگری منتقل می‌شود نه اینکه مشکل حل شود. به نظر او، راه‌حل را باید به کارشناسان ارجاع داد تا مجددا مورد بررسی قرار بگیرد که برای این موضوع می‌توان به اصل ۱۰۰ قانون اساسی و واگذاری امور به استان‌ها بازگشت تا ضمن تقسیمات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی در کشور از تمرکز سیاسی کاست. مجموعه کارمندان دولت در تهران با تمام وابسته‌های آن شاید به یک میلیون نفر برسد و از جمعیت ۳ میلیون نفری که روزانه وارد تهران می‌شوند که اختلاف جمعیت روز و شب تهران را می‌سازند، حداکثر حدود ۱.۵ میلیون نفر صرفا به‌دلیل پایتخت سیاسی بودن وارد تهران می‌شوند. بنابراین، آیا با کاهش این ۲ تا ۳ میلیون نفر از جریان جمعیتی تهران می‌توان مشکل آلودگی هوا، کمبود آب یا فرونشست تهران را حل کرد؟ پاسخ منفی است؛ زیرا آنچه اصل و ریشه این مشکلات است در تمرکز نظام سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و تاریخی است، پس درمان هم به آن مساله برمی‌گردد. آنچه قانون اساسی جلوی پای ما گذاشته واگذاری مسائل مناطق و استان‌ها به خودشان است که اکنون برای هر مساله کوچکی باید در تهران تصمیم‌گیری شود.

    وی در ادامه تاکید می‌کند که با انتقال سیاسی نه تنها این مساله حل نمی‌شود، ممکن است مساله‌ای پیچیده‌تر هم شود. سوال مهم دیگری که مطرح می‌شود این است که هزینه ساخت شهر جدید چگونه تامین می‌شود؟ زمانی که موضوع امکان‌سنجی مطرح بود، یک بحث ساده‌انگارانه این بود که از محل فروش ساختما‌های وزارتخانه‌ها می‌توان این هزینه را تامین کرد. اما چه کسی این وزارتخانه‌ها را بخرد؟ اگر قرار است تا این حد جاذبه برای سایرین وجود داشته باشد که کسی بخواهد ساختمان وزارتخانه را بخرد، از آن چه بهره‌ای خواهد برد؟ یک مرکز اداری بزرگ یا هتل؟ در واقع باید یک جذابیتی وجود داشته باشد که ساختمان وزارتخانه‌ها تقاضا داشته باشند که بتوان از محل فروش آن‌ها پول ساخت یک شهر جدید را به‌دست آورد. این خودش نوعی تناقض است.

    مساله تامین مالی شهر جدید به این سادگی نیست که به راحتی انتقال پایتخت اتفاق بیفتد و از جمعیت تهران کاسته شود. در واقع مساله بسیار پیچیده‌تر از چیزی است که به‌نظر می‌رسد، باید با دقت بیشتر و بررسی کارشناسانه بیشتری به آن نگاه و توجه کرد. اما نمی‌توان این موضوع را فقط به نگاه کارشناسان موکول کرد و هیچ اقدام عملی صورت نگیرد. مساله تهران یک مساله جدی است و باید این مساله را با جدیت و قاطعیت ضمن رعایت سه رکن اساسی که اساس توسعه پایدار هستند، پیش برد. حتی اگر تصمیم بر انتقال پایتخت گرفته شد باید همه نهاد‌ها بر این تصمیم پافشاری کنند و قرص و محکم پای آن بایستند.

    اگر قرار است جمعیت تهران مطابق با سقفی که در طرح جامع تعیین شده و همه وزرا زیر آن را امضا کرده‌اند و براساس آن تاکید شد تراکم ساختمانی در شهر تهران تا چه میزانی می‌تواند توزیع شود، دیگر نباید به شهرداران و مسوولان شهری اجازه داد براساس میل خود یا مدیرانشان تصمیمی بگیرند که خلاف طرح جامع یا خلاف مصلحت همگانی است. اگر قرار است که تمرکززدایی از تهران انجام شود که ضرورت کار هم همین است، دیگر نباید تمام تصمیمات را در تهران گرفت، بلکه باید تفویض اختیارات صورت بگیرد. در شرایط فعلی، انجام کار‌های بزرگ در کشور بسیار دشوار است. اگر قرار است توسعه بنادر جنوبی کشور و ساختن چند شهر بندری در حاشیه خلیج‌فارس و محدوده مکران اتفاق بیفتد نیاز به تصمیمات بزرگ دارد و دیگر نیازی نیست همه فرآیند‌های پیچیده‌ای که جلوی پای نهاد‌هایی که دنبال توسعه هستند محدود به تصمیمات مرکز باشند و شورا‌های عریض و طویلی شکل بگیرد. در واقع باید در واگذاری مسوولیت‌ها یک تجدیدنظر اساسی شود که مبنای آن می‌تواند اصل ۱۰۰ قانون اساسی باشد و آن شکل‌گیری شورا‌ها در استان‌ها و واگذاری تصمیمات به نهاد‌های محلی است.

    حتی اگر انتقال روی کاغذ کاملا منطقی هم به نظر برسد باید بررسی شود که دولت توان کافی برای آن را دارد؛ زیرا موضوعی پیچیده است که باید به پهنه‌بندی توسعه مملکت به گونه دیگر نگریست و باید به سند آمایش سرزمین جدی‌تر توجه کرد. به اسنادی که در فرآیند‌های تصمیم‌سازی تولید می‌شود، به‌عنوان یک میثاق ملی توجه و عمل کرد؛ نه اینکه جامعه حرفه‌ای چیزی ارائه دهند و مدیران ارشد آن را تصویب کنند و در عمل هیچ‌کدام از آن وزارتخانه‌ها بر وظایفی که در آن سند آمایش یا طرح راهبردی و سند چشم‌انداز برایشان تعیین شده است، عمل نکنند.

  • معضل حضور موتورسیکلت‌ سوارها در پیاده راههای تهران

    معضل حضور موتورسیکلت‌ سوارها در پیاده راههای تهران

    به گزارش اقتصادران، حتما این تجربه را به عنوان عابر پیاده در تهران دارید، یعنی مواقعی که مجبور می‌شوید در پیاده راه به‌ کناری بروید تا موتورسیکلت‌ها عبور کنند، به‌خصوص در مرکز شهر، جایی‌که تقریباً همه‌ معابر در کنترل موتور سیکلت‌ سوارها هستند و سهم عابر پیاده از پیاده راه‌ها درست مانند خیابان‌ها محدود است. به این جمله حسین ایمانی جاجرمی، جامعه‌شناس  توجه کنید: «در تهران جنگ بر سر فضاهای شهری است، شما کافی‌ست مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی را پیاده بروید، من یک بار این خطا را کردم و چند بار نزدیک بود جانم را از دست بدهم، پیاده‌ راه در برخی از بخش‌های این مسیر وجود ندارد، حتی پیاده‌ راه‌ها گمراه کننده هستند، ناگهان می‌بینید صد تا موتورسوار رد می‌شوند، این برای بزرگسالان خطرناک است، چه برسد به‌ کودکان، پیاده‌ راه در تهران به‌ شوخی شبیه است.»

    وقتی معیشت به موتورسیکلت گره می‌خورد

    البته تردد پرشمار موتورسیکلت‌ سوارها از انواع معابر در تهران چندان هم بی‌دلیل نیست، گره خوردن معیشت با این وسیله نقلیه سبب شده از خیابان تا پیاده راه سهم تردد آن‌ها شود، فقط کافی‌ست در معابر اصلی چند دقیقه‌ای کنار خیابان بایستید تا ده‌ها موتور سوار از کنار شما عبور کنند و بگویند «موتور» تا اگر مسافر باشید شما را به مقصدتان برسانند، ترافیک سنگین صبحگاهی و عصرگاهی در تهران سبب شده که این وسیله نقلیه در پایتخت پر طرفدار شود، به‌ویژه برای افرادی که حسابی عجله دارند و می‌خواهند از شر این ترافیک سنگین به‌راحتی عبور کنند. جدا از انتقال مسافر، حمل و نقل بسته یا بار توسط موتور سیکلت‌ها مرسوم شده است، حتی گاهی بارهای غیرمتعارف و بزرگ هم با موتور جابه‌جا می‌کنند تا این وسیله نقلیه نقش ابزار دست برای کسب و کار را هم بازی کند. به گزارش ایرنا وجود حدود ۱۲ میلیون موتورسیکلت در کشور نشان می‌دهد که بسیاری از این موتورسواران برای امرار معاش و تامین معیشت خود به خرید موتورسیکلت اقدام می‌کنند.

    نیمی از فوتی‌های تصادفات در تهران سهم موتور سواران

    حضور پر تعداد موتور سیکلت‌ها در سطح شهر عواقب زیادی دارد، از آلوده کردن هوا گرفته تا افزایش تصادفات. قبل‌تر داریوش گل‌علیزاده، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان محیط زیست گفته بود: «از ۱۲ میلیون موتورسیکلت شماره‌گذاری شده نزدیک به ۹۰ درصد آن‌ها موتورسیکلت‌های فرسوده هستند که چندین برابر یک خودروی استاندارد انتشار آلودگی دارند، همین مسئله سبب شده که هر سال به شدت آلودگی هوا افزوده شود.» حتما به همین نسبت موتور سیکلت‌ها در تهران نقش پررنگی در آلوده کردن هوا دارند.

    یکی دیگر از مسئله‌ها در مواجهه با موتور سیکلت‌ها سهم بالای آن‌ها در تصادفات است. اوایل امسال، سرهنگ علی اصغر شریفی، رییس مرکز اطلاع رسانی پلیس راهور تهران بزرگ درباره سهم این وسیله نقلیه در تصادفات گفت: « از کل تصادفات سال ۱۴۰۲ حدود ۴۶ درصد یعنی نیمی از کسانی که در تصادفات در تهران جان خود را از دست داده‌اند مربوط به موتورسواران است. یعنی از هر ۱۰ نفر فوتی در شهر تهران حدود ۵ نفر از آنها موتورسوار بوده است. همچنین در این بازه زمانی حدود ۶۴ درصد از کل تصادفات جرحی نیز مربوط به موتورسیکلت سواران بوده است که این عدد بالایی را نشان می‌دهد.»

    باطل کردن گواهینامه درصورت افزایش تخلفات

    افزایش مصدومان و مرگ و میرهای مربوط به تصادف موتور سیکلت سواران و البته ترددهای فراقانونی آن‌ها از پیاده راه‌ها دلایلی هستند که باید برای جبران آن‌ها راه حلی اتخاذ کرد. درهمین‌باره سرهنگ سید هادی هاشمی، رئیس پلیس سابق راهور تهران بزرگ به خبرآنلاین می‌گوید: «تردد موتور سیکلت سواران به یک معضل تبدیل شده است، به این دلیل که موتور سیکلت‌ها در داخل کشور پلاک دارند ولی هویت ندارند، به این معنا که تخلف می‌کنند اما قابل پیگیری نیستند.»

    او بیان می‌کند: «حجم موتور سیکلت کم و قدرت مانور آن زیاد است برای همین در تهران موتور سیکلت سوارها از پیاده راه‌ها، لابه‌لای خودروها، خط ویژه و خلاف جهت خیابان تردد می‌کنند، باید گفت در کشور ما به موتور سیکلت سواران مماشات شده است، اگر یک قانونی به روز و قوی نباشد وضعیت تردد آن در خیابان‌ها همین باقی می‌ماند، لذا باید یک قانون قوی و بازدارنده وجو داشته باشد تا بتواند از تخلفات آن جلوگیری کند، قوانین موجود قادر نیست که تردد موتور سیکلت‌ها رو منظم و قانونمند کند.»

    او ادامه می‌دهد: «پلاک موتور سیکلت باید چک شود و به یک حساب بانکی که هر ماه باید شارژ کافی داشته باشد متصل شود، طوریکه اگر موتور سیکلت سواری تخلف کرد به صورت آنلاین و درجا جریمه تخلف از حساب او برداشته شود. با این کار موتور سیکلت سوار می‌داند که اگر تخلف کرد بهای آن را می‌پردازد، اگر این اتفاق بیفتد کمی بازدارنده است. حتی می‌توان جرائم دیگری هم در نظر گرفت مثلاً اینکه وقتی سطح جرائم از حدی گذشت دیگر گواهینامه نداشته باشند، حتی گواهینامه خودرو هم از آن‌ها گرفته شود.»

    هاشمی می‌گوید: «تا به امروز طرح‌هایی مانند جمع آوری موتورها از سطح خیابان نتوانسته به بهبود تردد آنها در معابر کمک کند چراکه خیلی از موتور سیکلت‌ها الان در پارکینگ هستند اما تخلف‌ها در سطح شهر ادامه دارد.»

    او با انتقاد از تعداد زیاد موتورسیکلت بیان می‌کند: «در دنیا این مقدار موتور سیکلت در کشورها وجود ندارد اما اینجا بی‌ضابطه موتور ریخته شده است، عده‌ای که رانت و دسترسی به جاهایی داشتند موتور سیکلت‌های بدون کیفیت و غیر استاندارد را همین‌طور در خیابان‌ها ریختند و این وضعیت برای کشور ما باقی ماند.»

  • جزییات طرح تقسیم بندی تهران از زبان معاون پارلمانی رئیس‌جمهور

    جزییات طرح تقسیم بندی تهران از زبان معاون پارلمانی رئیس‌جمهور

    به گزارش اقتصادران، محمد حسینی درباره طرح تقسیم تهران به ۲ استان شرقی و غربی گفت: کلا تقسیمات کشوری درحال حاضر در کمیسیون سیاسی و صحن دولت مطرح است و مربوط به استان‌های متعددی می‌شود.

    معاون پارلمانی رئیس‌جمهور باید کرد: این مسئله  هم شرق و غرب استان تهران را در برمی‌گیرد و هم در خصوص کرمان و سیستان و بلوچستان مطرح است. قرار شد وقتی همه این‌ها نهایی شد ان‌شاالله اعلام شود و به صورت لایحه در اختیار مجلس قرار گیرد.

    وی افزود: البته خود نمایندگان هم طرح‌هایی دارند، مثلا در خصوص سیستان و بلوچستان یک طرحی مطرح است که بعید است در ابن مجلس فرصت طرح آن به وجود بیاید اما اگر مطرح شود می‌شود در موردش اظهارنظر کرد.

    وی ادامه داد: ما فکر می‌کنیم باید در مورد همه این‌ها یکجا تصمیم گرفته شود، البته بعضی چیزها هست که نیازی به مجلس ندارد. مثلا بعضی از بخش‌ها می‌خواهند شهرستان یا بعضی از فرمانداری‌ها می‌خواهند فرمانداری ویژه شوند این‌ها را دولت تصمیم می‌گیرد.

    حسینی خاطرنشان کرد: به هر حال چون این مسائل حساسیت‌های اجتماعی هم دارد باید یکجا مشخص و نهایی شود.

    وی درباره مزیت‌های تقسیم تهران به ۲ استان شرقی و غربی گفت: جمعیت تهران یک جمعیت فوق العاده‌ای است و رسیدگی به شهرهای اطراف تهران باید  با جدیت بیشتری باشد چراکه مسائل خاص اجتماعی،  فرهنگی،  اقتصادی و گاهی اوقات امنیتی دارند.

    معاون پارلمانی رئیس‌جمهور بیان کرد: در برخی از مناطق اتباع تعدادشان زیاد است و نیاز دارد تشکیلات قوی‌تری داشته باشیم و خدمت‌رسانی قوی‌تری به مردم انجام شود. از این جهت مدت‌ها این بحث مطرح بوده که این کار صورت گیرد.

    وی یادآور شد: الان هم برخی ادارات کل تهران، مختص خود تهران است و برای شهرستان اصلا ادارات کل جدا است چراکه اقتضا می‌کند این گونه باشد. به نظر می‌رسد در اصل این  قضیه شک و تردیدی نباشد ممکن است در جزئیات اختلافاتی باشد در مورد آن‌ها هم هرچه تصمیم نهایی باشد، باید همه تابع قانون باشیم.

  • تهران را قربانی بورژوازی مستغلات کردند!

    تهران را قربانی بورژوازی مستغلات کردند!

     به گزارش اقتصادران، کمال اطهاری ، پژوهشگر اقتصاد توسعه با بیان اینکه هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود، گفت: تلاشها بر این بود که منطقه ۲۲ تهران تبدیل به منطقه نوآوری شهر تهران شود، اما احمدی نژاد حکم داد که این منطقه مسکونی شود. فضای نوآوری را تبدیل به مسکن کردند و از رانت آن بهره برده شد. در واقع فضاها برای باز تولید رانت در اختیار گرفته شد. احمدی نژاد گفت برای رونق بخشیدن به بخش مسکن  ۲۰ درصد روی جمعیت شهر تهران اضافه کنیم! در حالی که اگر این کار در هر کشوری انجام می ‌شد محکومیت های جزایی سنگین برای آن فرد اعمال می کردند. شهر به بورژوازی مستغلات فروخته شد.

    مشکل اساسی جامعه نخبگانی ما کمبود دانش است

     کمال اطهاری که در نشست «بررسی تله‌ های فضایی فقر در ایران» سخن می ‌گفت، با بیان اینکه مشکل اساسی جامعه علمی، سیاسی و نخبگانی ما کمبود دانش است، تصریح کرد: مقایسه روشنفکران امروز با روشنفکران مشروطه نشان می ‌دهد که آنها چگونه در یک جامعه کاملا استبداد زده و تجزیه شده پیش از جنگ جهانی دوم و بعد از جنگ جهانی اول توانستند در ایران نهادهایی را بسازند که اکنون آنچه که حداقل‌ های جامعه مدنی عصر ماست را مدیون آنها هستیم.

    تله رانت در شهر، با تراکم فروشی آغاز شد / با پدیده بورژوازی مستغلات رانتی مواجه هستیم / سیستمی ناقص با بی دانشی شهر را نابود می ‌کند

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه با تاکید بر اینکه اندیشمندان توسعه در تشریح علل عدم رخداد توسعه در مناطق مختلف، کمبود دانش را به عنوان عاملی اساسی تحلیل می ‌کنند، اظهارداشت: کمیاب ترین عامل توسعه، دانش است؛ بنابراین ما باید ببینیم چگونه سیستمی ناقص، به این گونه، با بی دانشی شهر را نابود می ‌کند و سکونتگاه‌ های غیررسمی و به عبارتی تله‌ های فضایی ایجاد می ‌کند که تنها شامل فقر هم نیست و می ‌تواند تله رانت هم باشد که با تراکم فروشی شروع شده و بعد با سلطه آنچه که می ‌توان از آن به عنوان «بورژوازی مستغلات رانتی» یاد کرد، تداوم پیدا کرده است.

    جنگلهای استان مازندران برای مسکن دوم رانتخوارها صرف شد

    اطهاری توضیح داد: همان طور که استان مازندران وقتی جنگل‌ هایش را از دست داد، برای مسکن دوم رانت‌خوارها صرف ‌شد. فضا تجلی روابط اقتصادی و اجتماعی و در عین حال زمینه ساز آن است؛ همچون زبان که تجلی اندیشه و زمینه ساز آن است؛ یا مانند ابزار تولید که از کار اجتماعی و اندیشه برمی ‌آید و خود زمینه ساز طبقات جدید اجتماعی و تفکرات جدید می ‌شود.

    وی با بیان اینکه بعد از ظهور اقتصاد دانش، تحرکاتی که در طبقات مختلف در کشورهای صنعتی رخ داده که باعث شده درصد اشتغال پرولتاریا در کشورهای مرکزی از ۳۰ درصد به ۱۰ درصد کاهش یافته، خاطرنشان کرد: ببینید ابزاری که ساخته شده چگونه در مناسبات اجتماعی تحول ایجاد می ‌کند. این مسئله در ارتباط با فضا نیز وجود دارد؛ اگر یک فضا به خوبی ساماندهی نشود، جامعه تکامل خود را پیدا نمی ‌کند. در اقتصاد دانش، دانش باید در شهر ساماندهی شود. کارخانه ای را در نظر بگیرید که ماشین آلات آن ناقص باشد یا درست چیده نشده باشد، در واقع وقتی فضا خوب سامان نیابد هم این چنین می شود و تولیدات آن کارخانه ناقص است یا مقرون به صرفه نیست.

    سیستم اقتصادی استان مازندران به دلیل تله رانت و فراغت شهری، ناکارآمد شده است

    اطهاری تاکید کرد: ساماندهی با شناخت روابط اقتصادی و اجتماعی بسیار اهمیت دارد، تله‌ های فضایی، تله‌ هایی هستند که به صورت ارادی یا غیرارادی با کمبود دانش شکل می ‌گیرند. استان مازندران در تله رانت و وقت فراغت شهری افتاده و کل سیستم اقتصادی آن بسیار ناکارآمد شده است. همانطور که یونان در تله گردشگری افتاد و اصلا اقتصاد متنوعی ندارد. ساماندهی فضا برای گردشگری صورت گرفته و نه یک اقتصاد پیشرو، به همین دلیل دچار بحران‌ های پیوسته شده است.

    در تله فضایی فقر، فقر بازتولید می ‌شود

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه با یادآوری اینکه تله‌ ها می ‌توانند به صورت سیاسی شکل بگیرد مانند آنچه که در کشورهای آفریقایی شاهد هستیم، توضیح داد: تله‌ ها در روابط اقتصادی و اجتماعی معینی تولید و بازتولید می ‌شوند. در تله فضایی فقر، فقر بازتولید می ‌شود. سکونتگاه‌ های اجتماعی و غیررسمی حاشیه شهر، بیشتر جنبه سکونتی دارند و جنبه توسعه ای ندارند. در تله فضایی فقر نمی ‌تواند سرمایه‌گذاری‌ صورت بگیرد، حتی سرمایه‌ های نمادینشان نیز از بین می ‌رود. مثلا در استانهای محروم کشورمان، شخصیت‌ های علمی به اندازه شخصیت‌ های سیاسی حضور ندارند؛ سرمایه‌ های نمادین پیشرفته در این مناطق نداریم. همانطور که کشور برای شخصیت‌ های درجه اول کشور علمی، جایگاهی قائل نیست و حتی اگر کوچه ای هم به نام آنها کند بعدها تغییر می ‌دهد. در واقع شخصیت‌ های نمادینش را از بین می ‌برد و این یک نوع تله است. همین تله نیز یکی از عوامل مهاجرت می ‌شود؛ چرا که هیچ نامی برای کسی که فعالیت مثبتی برای جامعه داشته باشد، وجود ندارد.

    در ارتباط با مسکن مهر، شاهد تله‌ های فضایی هستیم

    وی با بیان اینکه در آمریکا به دلیل تبعیض‌ هایی که روی سیاه پوست‌ ها بوده از ابتدا آنها کم درآمد طرح هستند به همین دلیل در حاشیه شهرها ساکن هستند، به تشریح علل و روند بازتولید فقر و بزهکاری به دلیل متراکم شدن این جمعیت در حاشیه شهرها پرداخت و ادامه داد: ما در ارتباط با مسکن مهر، شاهد تله‌ های فضایی هستیم. گفتند می ‌خواهیم کم درآمدها را سکونت دهیم، هرچند که این هدف محقق نشد؛ اما تله‌ های فضایی تشکیل ‌شد. جداسازی در سکونتگاه‌ های اطراف شهر، این تله‌ های فضایی را شکل می ‌دهد.

    فرصت اصلاح کژکارکردیهای طرح جامع تهران از دست رفت

    اطهاری با بیان اینکه از طرح جامع تهران مصوب ۴۹ این شرایط آغاز شد و فرمانی از بالا آمد که تهران تا سال ۵۳ کم درآمد نخواهد داشت و این تفکر درستی نبود، ادامه داد: ضوابط شهری برای طبقات متوسط به بالا تدوین شد، متوسط قطعه بندی زمین در شهر تهران ۱۰۰ متر به بالا بوده است و هنوز هم این ضوابط موجود است و مرکز تهران همان قطعه ‌بندی متوسط را دارد. حداقل قطعه ‌بندی را ۲۷۰ متر در نظر می ‌گیرند که از این طریق در برنامه ‌ریزی فضایی از کم درآمدها شهروندزدایی می ‌شود. در دهه ۷۰ می ‌شد این مسئله را حل کرد، اما اکنون با توجه به تله توسعه ای که ایجاد شده، این مسئله قابل حل نیست.

    چیدمان سکونتگاه های شهری در ایران، دائما فقر را بازتولید می کنند

    این پژوهشگر توسعه با بیان اینکه ما انواع تله‌ های فضایی فقر در سطح منطقه ای، برنامه ای و روستایی در ایران داریم، تصریح کرد: روستاهای کوچک در مناطق گرم و خشک، بیشترین تاثیر را به دلیل مسائل اقلیمی پذیرفته اند و کاملا به سوی نابودی رفته اند؛ چرا که دائم فقر در حال باز تولید است. از سال ۴۹ با برنامه ریزی میتنی بر انفصال، اولین سکونتگاه‌ های منفصل در ایران شکل گرفت، تا قبل از آن همه در داخل شهر کنار هم قرار می ‌گرفتند. آمریکا قانون ضد تبعیض دارد به این معنی که حداقل ۱۰ درصد سکونتگاه‌ ها در مناطق شهری باید متعلق به اقشار کم درآمد باشد که این امر از طریق سکونتگاه‌ های اجتماعی انجام می ‌شود. متاسفانه در ایران برنامه چهارم را کنار گذاشتند؛ در حالی که برنامه چهارم مبتنی بر اقتصاد دانش و بر عدالت متمرکز بود. برنامه چهارم به همت افرادی مانند زنده یاد حسین عظیمی نوشته شد که برنامه جامعی بود. اما متاسفانه برنامه‌ ای پراکنده و رانت جویانه جایگزین کردند.

    نبود اقتصاد دانش، ما را در تله توسعه گرفتار کرده / عدم ورود به اقتصاد دانش و نوآوری به معنای نابودی یک کشور است

    به گفته اطهاری؛ نبود اقتصاد دانش ما را در تله توسعه گرفتار کرد. این مسئله بسیار مهمی است. رابطه اقتصاد دانش با اقتصاد صنعتی، مانند رابطه اقتصاد صنعتی با اقتصاد پیشاصنعتی است و نمی ‌توان اصلا آن را شوخی گرفت. تمام سیستم‌ های برنامه ‌ریزی فضایی و سیاستگذاری‌ های اجتماعی آن کاملا متفاوت است. عدم ورود به اقتصاد دانش و نوآوری به معنای نابودی یک کشور است. باید این مسئله را وارد گفتمان‌ های رایج کشور کنیم، در غیر این صورت حتی محیط زیست کشورمان نیز نابود می ‌شود. بدون اینکه بخش کشاورزی را هوشمندسازی کنید، نمی ‌توانید از تله توسعه جدید بیرون بیایید. به برگ و خاک سنسور وصل می ‌شود و این سنسورها، توزیع آب را کنترل می کنند. راندمان را بالای ۹۰ درصد می ‌برد و با صرفه جویی آب بین ۳۰ تا ۵۰ درصد، به مبارزه با بحران محیط زیست ایران کمک می ‌کند. بدون این مسئله سیستان و بلوچستان و جنوب خراسان و رفته رفته اصفهان نیز از بین می ‌روند. این ورود اجباری است.

    وی با تاکید بر اینکه باید سیاست‌ های اجتماعی لازم هم برای این مسئله ساماندهی شوند چرا که در این چارچوب باید از گهواره تا گور دانش بجویید، افزود: این ساماندهی انجام می ‌شود تا جامعه نوآور شود و بتواند رقابت کند؛ چرا که در جهانی شدن، رقابت و نواوری اصل است و بدون آن اقتصاد همه کشور ها نابود می ‌شود.

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه، با بیان این اعتقاد که ما در ایران در تله نهادی رانت، بی‌اعتمادی مردم و سوءظن نهادینه قرار داریم، گفت: تله قدیم توسعه، وقتی که دوران اقتصاد کشاورزی است وجود داشت، در آن دوره، درآمد کافی نیست، پس‌انداز نمی ‌شود و دولت نمی ‌تواند مالیات کافی بگیرد. این تله توسعه قدیم است. تله توسعه جدید، زمانی است که برنامه‌ های یک کشور، کافی نیست و در تله توسعه می ‌افتد. اقتصاد تغییر کرده و این نوع کشور ها خُرد می ‌شوند. همانطور که شاهدیم یکباره کالاهای ارزان و با کیفیت چین اروپا را می ‌گیرد و کشوری مانند ایتالیا نمی ‌تواند سربلند کند. در این شرایط احتمال نابودی آن اقتصاد وجود دارد.

    به طور کامل در تله نوین توسعه قرار گرفته ایم / هم شکست دولت داریم، هم شکست بازار

    وی با یادآوری اینکه در دهه ۵۰ شاخص پیچیدگی اقتصاد ایران در میان کشور های در حال توسعه بالا بود اما اکنون این شاخص تنزل پیدا کرده و ایران کاملا در تله نوین توسعه قرار گرفته است، معتقد است: ما هم شکست دولت داریم هم شکست بازار. شکست بازار با تراکم فروشی و عملکرد شرکت‌ های خصولتی انجام شد. وقتی سکونتگاه‌ های فضایی منفصل به وجود می ‌آید، رابطه کم درآمد ها با اقشار بالاتر و متخصص قطع می ‌شود. در واقع ارتباط آنها با جامعه مدنی قطع شده و در این حالت فقر فشرده می ‌شود. در نتیجه تله طبقاتی، کم درآمد وقتی در تله فضایی منفصل می ‌شود دیگر نمی ‌تواند از آن خارج شود. به همین دلیل به بزهکار تبدیل می ‌شود؛ مثلا ابتدا ۴۰ درصد منطقه زورآباد کارگران ساده ایران ناسیونال بودند، وقتی مقابله‌ های دولت با خودشان را می ‌بینند و نارضایتی‌ هایی هم دارند هیچ همراهی برای بهبود بافت اجتماعی خود و در راستای سیاست‌ های دولت ندارند، در نتیجه قفل شدگی فضایی ایجاد می ‌شود.

    هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود / سالانه 50 میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج می شود

    اطهاری با بیان اینکه هر میزان که از تهران دورتر می ‌شویم تله فضایی فقر سخت‌تر می ‌شود، ابراز عقیده کرد: آنچه که در آن زندگی می کنیم، سیستم سرمایه داری نیست، بلکه ما در واقع در سیستم نئوفئودالیسم رانتی زورگو انحصاری قرار داریم که تنها زیر بنای سرمایه دارانه دارد و مانع تولید و باز تولید شده و به جای آنکه رانت را به چرخه تولید درآورد آن را از کشور خارج می ‌کند. برآورد ها نشان می ‌دهد که سالانه به طور متوسط ۵۰ میلیارد دلار به صورت رانت از کشور خارج می ‌شود. دانشگاه تربیت مدرس روی این موضوع کار کرده و نشان داده که بین ۳۰ تا ۸۰ میلیارد دلار به صورت سالانه بسته به میزان درآمدهای نفتی، از ایران خروج سرمایه داریم.

    نئوفئودالیسم رانتی در ایران مانع رشد نیروهای مولد شده است

    وی ادامه داد: کل تشکیل سرمایه در بخش صنعت و کشاورزی ۳۰ میلیارد دلار است، در ایران سرمایه‌داری در زیر بنا به وجود آمده اما در روبنا شاهد نئوفئودالیسم هستیم. روبنا می ‌تواند مانع رشد نیروهای مولد شود، خصوصا اگر رانتی باشد و این مسئله در ایران وجود دارد. بنابراین باید روبنا را برای هرگونه سیاست گذاری شناخت. عامل مهم آن غیر از عملکرد دولت، تراکم فروشی بود که بیماری هلندی ایجاد کرده است. در اقتصاد سیاسی گفته می شود دولت نئوفئودالی، مانع توسعه و حتی توسعه سرمایه‌داری می ‌شود چون پول را از چرخه سرمایه بیرون می ‌آورد. در هر حال سرمایه‌داری یک چرخه است که قانون اول آن تولید و باز تولید گسترده عنوان می شود.

    شاهد شهری شدن رانت در ایران هستیم

    به گفته اطهاری؛ این چرخه در ایران ایجاد نمی شود، بلکه آنچه در ایران رخ داده شهری شدن رانت است؛ به این معنا که فضا به گونه ای سامان داده می ‌شود که رانت بازتولید کند. تلاش ما این بود که منطقه ۲۲ تهران  تبدیل به منطقه نوآوری شهر تهران شود. اما مشاور مربوطه را مجبور کردند که این منطقه را مسکونی کند. این خیانت به نسل‌ های بعدی کشور بود. آقای قالیباف، به عنوان شهردار وقت، نسبت به نوآور شدن این منطقه قانع شده بود؛ چرا که این منطقه کنار منطقه صنعتی ۲۱ قرار داشت و می ‌توانست در این رابطه ایفای نقش خوبی داشته باشد. اکنون شهرداری‌ های کشورهای جهان یکی از وظایفشان این است که محل کار ارزان برای اقتصاد دانش بنیان ایجاد کنند، چرا که در داخل شهر است و در شهرک‌ های صنعتی قرارنگرفته است.

    بافت منطقه 22، با منافع رانت جویانه تغییر کرد / تهران یک میلیون مسکن خالی دارد / با قفل شدگی نهادی مواجه هستیم

    این پژوهشگر اقتصاد توسعه توضیح داد: احمدی نژاد حکم داد که این منطقه مسکونی شود، آن زمان به من فشار آوردند که این کار را بکن، من زیر بار نرفتم. اما دیگر همکاران این حکم را از سر ناچاری پذیرفتند. فضای نوآوری تبدیل به مسکن شد تا از رانت آن بهره برده شود. در واقع از آن فضاها برای باز تولید رانت بهره برداری شد. همانطور که تهران اکنون یک میلیون مسکن خالی دارد و بخشی از تورم کشور مرتبط با آن است. وقتی سرمایه‌ ها به بخش مسکن رفت باعث قفل شدگی نهادی شد. بخش زیادی از سرمایه بانک‌ ها در این حوزه خوابیده است و بانک‌ ها نمی ‌توانند وام دهند. تحریم هم شرایط را پیچیده‌تر کرد. بودجه عمرانی کشور کاهش پیدا کرده و با قفل شدگی نهادی مواجه هستیم.

    رشد 20درصدی جمعیت تهران با هدف رونقِ بخش مسکن! / شهر تهران را به بورژوازی مستغلات فروختند!

    اطهاری اضافه کرد: این شرایطی بود که دوره احمدی نژاد ایجاد کرد و بسیار جالب است که اصلاح طلبان هیچگاه از طرح جامع تهران دفاع نکردند و به خصوص حزب سازندگی، هیچگاه علیه تراکم فروشی و این اقدامی که صورت گرفته حرفی نزد. حتی در رابطه با اینکه جمعیت به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده صحبتی نداشتند. در آن دوره، احمدی نژاد گفت برای رونق بخشیدن به بخش مسکن  ۲۰ درصد روی جمعیت شهر تهران اضافه کنیم! در حالی که اگر این کار در هر کشوری انجام می ‌شد محکومیت های جزایی سنگین برای آن فرد اعمال می کردند. همین مسئله را نیز به من ابلاغ کردند تا چیدمان شهر تهران را عوض کنم. در حالی که من منطقه نوآوری را برای ورود شهر تهران به اقتصاد دانش پایه در نظر گرفته بودم. در یک سیستم نئولیبرال این اقدام زندان دارد؛ چرا که شهر را قربانی بورژوازی مستغلات کردند و به آن ها فروختند.

    به گفته اطهاری؛ در سند بعدی واژه «برای رونق بخشیدن» هم حذف شد، اما این واژه، در سند اول طرح جامع تهران وجود دارد.

    روشنفکران مویه گری می ‌کنند

    وی با انتقاد از عملکرد برخی روشنفکران پس از انقلاب، با بیان اینکه متاسفانه روشنفکران مویه گری می ‌کنند و از استبداد ایرانی سخن می ‌گویند در حالی که باید این گفتمان را به گفتمان توسعه ای تبدیل کنیم، پرسید: چگونه است که روشنفکران مشروطه در آن دوره توانستند؟ چگونه استبداد ایرانی آن زمان که در عمق جامعه وجود داشته مطرح نبوده؟

    سیستم در بن‌بست است / نخبه‌ ها درباره الگوی توسعه توافق کنند

    اطهاری تاکید کرد: باید برای توسعه جامعه، خلاقیت داشته باشیم و برای همه مسائل کشور حرف داشت. سیستم در بن‌بست است، نخبه ها درباره الگوی توسعه توافق کنند و در گام بعد آن را میان مردم ببرند. اما وقتی اساسا چیزی را بلد نیستید چه چیزی به مردم می ‌خواهید بگویید! باید گفت صبر کنید تا منجی بیاید. در واقع وقتی انقلاب شد هیچ کسی الگوی توسعه نداشت. همه ضد هژمونی شاه بودند اما این کافی نبود. مشکل ما نبود بدیل است و این الگوی توسعه بعد هم به وجود نیامد و دانشگاه‌ ها نیز به دلیل مسائلی که بعد ایجاد شد، تهی شدند.

  • تهران سه تکه می شود / جزییات جدید از تقسیم بندی استان تهران

    تهران سه تکه می شود / جزییات جدید از تقسیم بندی استان تهران

    به گزارش اقتصادران، یک نماینده مجلس گفت: بر اساس پیگیری‌ها و رایزنی‌های فراوانی که با رئیس‌جمهور انجام شده، استان تهران به سه استان تهران مرکزی، تهران غربی به مرکزیت شهریار و استان تهران شرقی به مرکزیت ورامین تقسیم می‌شود.

    حسین نوش‌آبادی، نماینده مردم ورامین، قرچک و پیشوا با اشاره به موضوع تشکیل استان تهران شرقی گفت: حوزه انتخابیه ورامین، قرچک و پیشوا یکی از حوزه‌های پرجمعیت و از لحاظ جغرافیایی وسیع است که از نظر فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و صنعتی نیازمند ساختار جدید و تقسیمات جدید کشوری است.

    نماینده مردم ورامین، قرچک و پیشوا افزود: به دلیل وجود جمعیتی بیش از ۹۰۰ هزار نفر در شهرستان‌های ورامین، قرچک و پیشوا و نیز جمعیت شهرستان پاکدشت، بیش از ۱ میلیون نفر جمعیت در جنوب شرقی استان تهران سکونت دارند که تأسیس استانداری را ضروری کرده است.

    نماینده مردم ورامین، قرچک و پیشوا گفت: در سفر رئیس‌جمهور به دیار ۱۵ خرداد، بحث استان شدن ورامین قطعی شده، البته استان شدن ورامین از پیش مطرح شده بود و پیگیری این موضوع در این دوره از دولت انجام شده است.

    نوش‌آبادی تصریح کرد: استان شدن ورامین و موافقت با طرح، اجرا و در دستورکار قرار گرفتن این پروژه، در دولت سیزدهم انجام شده است.

    نماینده مردم ورامین، قرچک و پیشوا ادامه داد: بر اساس پیگیری‌ها و رایزنی‌های فراوانی که با رئیس‌جمهور انجام شده، استان تهران به سه استان تهران مرکزی، تهران غربی به مرکزیت شهریار و استان تهران شرقی به مرکزیت ورامین تقسیم می‌شود.

    نماینده مردم ورامین، قرچک و پیشوا تصریح کرد: با توجه به ظرفیت‌های ورامین و نیز پیشینه تمدنی و تاریخی، این منطقه نسبت به سایر مناطق، ارجحیت دارد و به عنوان مرکز استان تهران شرقی معرفی شده و دولت نیز در حال نهایی کردن آن است که در نهایت به عنوان لایحه به مجلس آینده ارائه شده و استان شدن ورامین در دستور کار قرار می‌گیرد.

  • تهران سه تکه می شود!

    تهران سه تکه می شود!

    به گزارش اقتصادران، شهریور ماه سال گذشته بود که استاندار پایتخت جزئیاتی از تقسیم‌بندی تقسیمات کشوری غرب و شرق استان تهران اعلام کرد و گفت که برای غرب استان تهران با مرکزیت شهریار پیش‌بینی‌ها و پیشنهادهایی شده است. بخش دیگر هم به شرق تهران مربوط است که با مرکزیت ورامین یا دماوند شکل خواهد گرفت. او البته تاکید کرد که احتمالا تا پایان دولت سیزدهم این تقسیمات انجام می‌شود. با این حال نمایندگان مجلس تاکید کردند که ثبت تقاضا برای تفکیک استان‌های بزرگ در مجلس افزایش یافته است. امروز  معاون وزیر کشور اعلام کرد که با تشکیل استان تهران شرقی موافقت شده است.

    موافقت با تقسیم استان تهران

    سردارسید محمدتقی شاهچراغی، معاون وزیر کشور امروز در جلسه شورای اداری ورامین با تاکید بر لزوم پیگیری و رسیدگی به مطالبات مردم اظهار کرد: فرایند تشکیل استان شرقی و استان شدن ورامین آغاز شده و در مسیر اجرا قرار دارد.

    وی با بیان اینکه بخشی از کارهای استان تهران شرقی پیش رفته است، گفت: این تقسیمات فرآیندی دارد که در حال پیگیری است و تاکنون در کمیسیون سیاسی دولت مصوب شده و بر اساس قانون باید در دولت و مجلس بررسی شود.

     

    تقسیم استان تهران تصویب شد + جزییات مهم

     

    تقسیمات جدید کشوری

    تقسیم تهران به دو بخش شرقی و غربی موضوعی است که تاکنون از سوی رئیس جمهور، وزیر کشور و استاندار تهران مطرح شده است. رئیس جمهور اواخر آبان ماه سال گذشته در جریان سفر به شهریار تاکید کرد که تقسیمات کشوری غرب و شرق استان تهران نیازمند تغییرات جدی است. با توجه به توسعه شهرهای اندیشه، شهریار و دیگر شهرستان‌های اطراف باید در تقسیمات کشوری تجدیدنظر شود.

  • تهران برای زنان همه چیز کم دارد! / تهران شهر زخمی شده‌ای است / پول انتقال پایتخت را نداریم

    تهران برای زنان همه چیز کم دارد! / تهران شهر زخمی شده‌ای است / پول انتقال پایتخت را نداریم

    به گزارش اقتصادران، نوروز که می‌شود تهران از همیشه خلوت‌تر است، نه خبری از ترافیک آن است و نه هوای آلوده، دو آسیبی که همیشه همراه نام تهران تکرار می‌شوند. با این وجود تهران از جمعیت خالی نمی‌شود همین‌که ایام نوروز به پایان برسد سیل جمعیت راهی پایتخت می‌شود، پایتختی که یک جامعه‌شناس آن را این‌طور تعریف می‌کند: «در تهران پول در می‌آورید ولی زندگی ندارید، اینجا زندگی را با پول تاخت می‌زنید.»

    حسین ایمانی جاجرمی می‌گوید: «شهر را مردان قوی برای خود ساختند، تهران برای زنان همه چیز کم دارد.»

    زلزله احتمالی در تهران و آمار مرگ و میرهای احتمالی آن، مدیریت شهری پایتخت و آمادگی مقابل بلایای طبیعی از دیگر موضوعاتی بود که در گفت‌وگو با ایمانی جاجرمی به آن پرداخته شد.

    متن کامل این گفت‌وگو در ادامه امده است.

     

    چرا احساس می‌کنیم زندگی در تهران سخت شده است؟

    زندگی در کلان‌شهر در هر جای دنیا سخت است. فقط مربوط به‌تهران نیست. در نیویورک، لندن، پاریس و توکیو هم زندگی سخت است. در کلان‌شهر گرانی وجود دارد، منتهی زندگی در کلان‌شهرهای جهان سوم یا جهان جنوبی سخت‌تر است.چون به‌نظر می‌رسد مشکلات حل شدنی نیست. البته تهران نسبت به‌بقیه کلان‌شهرهای جهان سومی، پیشینه‌ای از اداره و برنامه‌ریزی دارد. از اولین قوانین مجلس شورای ملی قانون بلدیه در ۱۲۸۶ بود، آن زمان آنها داشتند به‌ اداره شهرها فکر می‌کردند، ابتدایی بود ولی بنیان گذاشته شده بود بنابراین ما روی کاغذ نباید وضع‌مان این باشد.

    پس چرا اینطور شده است؟

    مسایل زیادی وجود دارد، یکبار سال ۱۳۴۱ به مدت ۶ روز درباره مسایل اجتماعی تهران سمیناری برگزار شد؛ مهندس بازرگان، نماینده انجمن محلی بهجت‌آباد، وزرا، کارشناسان، مقامات، استادان و مردم در آن سمینار حرف زدند و مشکلات را بیان کردند.

    سرتیتر مشکلاتی که در سال ۱۳۴۱ بیان شد چه بود؟

    آن‌ها متوجه شدند روز به‌روز جمعیت تهران زیاد می‌شود. بورس بازی را متوجه شدند. جالب است سیدابوالحسن بنی صدر که بعدها اولین رئیس جمهور ایران شد جزء کارشناسان موسسه و از متصدیان برگزاری سمینار بود. یکی از کارشناسان شهرداری تهران، دکتر شور، می‌گوید تهران نقشه و برنامه ندارد. چرا برای آینده فکر نشده است؟ جمعیت زیاد می‌شود و آب و برق و جاده و امنیت، بهداشت، مسکن و همه چیز می‌خواهد. اینها را باید در قالب نقشه دید. ایده طرح‌های جامع شهرها بعد از این سمینار مطرح می‌شود. این سمینار می‌گوید بین تهران و بقیه شهرها اختلاف می‌افتد که همان مسئله «تمرکز» است. در سال ۱۳۵۱ برای تهران شورای نظارت بر گسترش شهر با ریاست نخست وزیر وقت تشکیل می‌شود. شورا احداث صنایع در شعاع ۱۲۰ کیلومتری تهران را ممنوع می‌کند. دبیرخانه این شورا، اولین مطالعات شهرداری تهران را انجام می‌دهد، گزارش‌های آنها خیلی خواندنی است. تمام مشکلات را احصا کرده‌اند. درباره مشارکت مردم می‌گویند دستور کار خوبی تهیه شد ولی توجهی نشد.

    چطور شد که به‌دستور کار علمی برای مدیریت تهران توجهی نشد؟

    جامعه ایران، جامعه آرامی نیست. مرتب بحران دارد. از بحران‌های سیاسی گرفته تا جنگ و فجایع طبیعی، جامعه ما اصلا آرام نیست و بحران‌ها حل نمی‌شوند؛ کار کارشناسی و سمینار هم آرامش می‌خواهد.

    این که عنوان می‌شود شهر پدیده‌ای مدرن است و انقلاب باعث شد پدیده‌های مدرن مانند شهر، به‌حاشیه بروند، چقدر درست است؟

    این نگاه را به‌عنوان «بینش‌های ضدشهری» می‌شناسیم. بالاخره ایدئولوژی انقلاب بر بازگشت به‌گذشته طلایی و روستا مطرح بود ولی در حد حرف ماند و جدی نشد. تهران بعد از انقلاب هر روز بزرگتر شده است، جمعیت تهران در آن زمان ۲۰ درصد شهری و ۸۰ درصد روستایی بود و الان برعکس شده، نکته نگران کننده این است که بخش عمده‌ای از این جمعیت در «منطقه کلان‌شهری تهران» زندگی می‌کنند، یعنی از دماوند تا کرج و هیچ ساختار و ایده‌ای برای اداره منطقه کلان‌شهری تهران وجود ندارد.

    شهرهای جدید چه مشکلاتی دارند؟ مگر در دنیا این شهرهای جدید را نداریم؟

    ایده شهرهای جدید از انگلستان و آمریکا آمده است. تشکیل آنها اجتناب ناپذیر است. ولی باید دید به‌اهداف خود رسیده‌اند یا نه. شهرهای جدید در هدف جمعیت‌پذیری خود موفق نبودند. اینها بیشتر برای تله جمعیتی طراحی شده‌اند. تله جمعیتی از مهاجرت‌های عظیم که به‌سمت شهرهای بزرگ جلوگیری می‌کند و مهاجران را در شهرهای جدید به‌دام می‌اندازد تا وارد شهرهای بزرگ نشوند. به‌نظر می‌رسد طراحان یک اشتباه راهبردی داشتند و آن هم فاصله شهرهای جدید تا کلان‌شهرها بود. شهر جدید باید در فاصله نزدیک شهرهای بزرگ باشد یا امکان حمل و نقل فراهم شده باشد. شما باید اول امکانات حمل و نقل را فراهم کنید بعد دنبال توسعه شهرهای جدید باشید. اینها ناموفقند چون دور از شهرهای بزرگ شکل گرفته‌اند. هشتگرد و پرند، از تهران بسیار دور هستند. اکباتان نزدیک است و برای جمعیت‌گیری موفق بوده است.

    سمینار و برنامه‌ درباره آمایش سرزمینی داریم؟

    سمینار داریم ولی اراده سیاسی برای اجرای این طرح‌ها نیست، تهران وارث مسایل تاریخی خود است. شما توجه کنید اولین اتفاق کالبدی مهم شهری در تهران، در دوره ناصرالدین شاه در آذر ۱۲۴۶ اتفاق افتاد. ناصرالدین شاه کلنگ توسعه شهر را در پس حصار طهماسبی می‌زند. تهران ناصری، خندق و حصار دارد. خیابان انقلاب، خندق شمالی تهران ناصری بود. اعظم خاتم که روی تحولات تهران کار کرده، می‌گوید اولین زمین‌خواری و بورس بازی همینجا اتفاق افتاده است. روی نقشه عبدالجبار نجم الملک که نگاه کنید می‌بینید مقداری زمین وجود دارد که نوشته «اراضی خالصه مبیع جناب وزیر» این وزیر کیست؟ همین آقای میرزا یوسف مستوفی الممالک که اسمش هنوز روی محلات تهران است. یوسف‌آباد بهجت‌آباد و مانند آن اسامی همین اشخاص است. اینها زمین‌هایی را که آزاد می‌شوند و پشت حصار قرار می‌گیرند را می‌خرند تا مبنای ثروت خاندان قرار بگیرد و بورژوازی مستغلات را درست می‌کنند. بنابراین شروع بورس بازی در نیمه دوم قرن نوزده خورده است.

    فهم مشکلات تهران کار آسانی نیست. باید نگاه تاریخی، سیاسی و اقتصادی داشته باشید. ما احزاب سیاسی نداریم برای همین مشکلات شهری صورت‌بندی نمی‌شود. مشکل مسکن را دولت در قبل و بعد از انقلاب نمی‌تواند حل کند. ابتکار محلی می‌خواهد. هر نیروی سیاسی که وارد شهرداری می‌شود، باید بتواند این مشکلات را حل کند. این نیروها از کدام طبقات اجتماعی وارد مدیریت شهر می‌شوند؟ اگر از پولدارها باشند مشکلات مردم عادی را درک نمی‌کنند. اینجاست که اگر دموکراسی درست کار کند نیروهای اجتماعی که دنبال حق مسکن، حقوق کودکان، حقوق کار و حق زندگی بهتر هستند وارد مدیریت شهری می‌شوند، برای حل مشکلات برنامه می‌دهند و دنبال حل آنها می‌افتند که ما این‌ها را نداریم.

    شهرداران ما بعد از انقلاب توانستند مردم را نمایندگی کنند؟

    ما از نظر کارشناسی اصلا شهردار نداریم. ما مدیر شهری داریم. Mayer شهردار است و با رای مردم انتخاب می‌شود لذا قدرت سیاسی دارد، City manager مدیر شهری است که او را اعضای شورا انتخاب می‌کنند و هر زمان خواستند او را عزل می‌کنند.

    کدام‌یک از شهرداران تهران نزدیک به‌وظیفه شهردار عمل کرده‌اند؟

    برخی از شهرداران در تهران به‌خاطر پیوندهای سیاسی با مقامات توانستند نقش بزرگتری را ایفا کنند. کرباسچی و قالیباف آدمهایی هستند که روی شهر اثر گذاشتند. اثر شهر را در کالبد و ظاهر شهر باید دید. کرباسچی و قلیباف کالبد و ظاهر تهران را تغییر دادند. قبل از انقلاب هم آقای بوذرجمهری خندق را پر کرد و دروازه‌ها را تخریب کرد. او هم اثرگذار بود ولی او هم شهردار نبود و اسمش کفیل بلدیه بود. قدرت اینها نه از شهرداری، بلکه از پیوندشان با منبع قدرت دیگری است.

    درباره شهرهای جدید به‌اکباتان اشاره کنیم، به‌نظر می‌رسد این شهرک ساختار متفاوتی از لحاظ فرهنگی، سیاسی و حتی مردمی دارد. چطور این اتفاق در اکباتان افتاده است؟

    نقشه اکباتان ابتدا در نیویورک برای تعاونی‌های کارگری مطرح می‌شود، اما آنها پول نداشتند بسازند. خانم رعنا حبیبی، استاد شهرسازی در کتاب مسکن طبقه متوسط در ایران می‌گوید شکل‌گیری ایده اکباتان در ایران اتفاق افتاد چون ایران در اوج رونق درآمد نفتی بود. ایران در آن زمان با دنیا پیوند داشت طبقه متوسط هم درحال زیاد شدن بود. آقای رحمان گلزار شبستری هم به‌عنوان کارآفرین به‌میان آمد و ایده را پیاده کرد. اکباتان گوشه‌ای از شهرسازی مدرن است. برای همین است که فکر می‌کنیم متفاوت است. ما قبل از آن حیاط‌های مشترک به‌صورت فضاهای نیمه عمومی-نیمه خصوصی نداشتیم.

    اکباتان متفاوت است چون مردم این شهرک، برای ساخت آن خیلی زحمت کشیدند. وسط ساخت اکباتان، انقلاب شد و کارها متوقف شد. آب، برق، جاده و امکانات نداشت، مردم با ابتکارات محلی آمدند اینها را ساختند. هیات مدیره برای هر بلوک داریم و بعد هیات مدیره مرکزی را درست کردند. دولت در اکباتان نیست. خودگران است. برای همین اکباتانی‌ها خود را جدا از تهران تعریف می‌کنند و هویت مستقل دارند. این را در هیچ جای دیگر تهران نداریم. در محلات قدیمی می‌گویند من بچه نازی‌آباد یا شوش هستم. این محلات قدیمی و تاریخی است ولی در یک فضای برنامه‌ریزی شده مدرن هیچکس انتظار نداشت چنین هویتی مانند اکباتان شکل بگیرد. بخش عمده‌ای از این هویت مربوط به‌تلاش اکباتانی‌ها برای آبادی محله خودشان است.

    حتی در اعتراضات هم می‌بینیم جنس و عملکرد اکباتانی‌ها متفاوت است. در سال ۱۴۰۱ جوانان و نوجوانان اکباتان پرونده ویژه‌ای در اعتراضات سیاسی دارند. چرا اکباتان جداست؟

    چون اکباتان فضای باز دارد. اصل این است که نباید کار به‌اعتراضات عمومی سیاسی بکشد. شما باید بتوانید اعتراضات و مطالبات را در جای خود یعنی احزاب، شوراهای محله، شوراهای شهر و مجلس حل و فصل کنید. ولی وقتی ما توسعه سیاسی پیدا نکرده‌ایم گره‌ای را که با دست باز می‌شود می‌خواهیم با دندان باز کنیم. شما اینقدر بی‌توجهی می‌کنید یا مطالبات را نمی‌شنوید که کار به‌جاهای باریک می‌کشد. مسئله خاص اکباتان، فضاهای باز و تراکم جمعیت است. شما یک شعار در یک جای محدود می‌دهید و طنین بیشتری می‌گیرند. افراد خارج از اکباتان هم در این قضایا حضور داشتند. آدم‌هایی که از بیرون اکباتان آمدند و این محله را به‌عنوان پلازای سیاسی انتخاب کردند.

    آن آدم‌ها شرایط اکباتان را چطور دیدند که آمدند آنجا کنشگری سیاسی کنند؟

    اکباتان یک شهر سالمند است و جوان چندانی ندارد. نسل اول آنها جوان بودند ولی حالا سالمند شده‌اند.

    ولی جوانان زیادی هم اکباتان را برای زندگی انتخاب می‌کنند؟

    بافت اصلی جمعیت اکباتان سالمند هستند. به‌خاطر فقر فضایی مناطق اطراف هست که عده‌ای برای پیاده روی و کافه رفتن به‌سمت اکباتان می‌روند. رشد کافه‌ها در اکباتان عادی نیست. این نشان می‌دهد دارد برای جمعیت خارج از اکباتان سرویس می‌دهد. یک ظرف فضایی در اکباتان شکل گرفته که برای این شهرک نگران کننده است چون ممکن است دستگاه‌های بخواهند بافت اکباتان را تغییر دهند.

    شهرک‌های دیگری مانند شهرک امید یا شهرک جدیدتر آتی‌ساز را داریم ولی این تمایز شکل نگرفته است. چرا نیست؟

    شهرک امید سابقه نظامی قبل از انقلاب دارد. آنها محصورند. اکباتان می‌توانست محصور باشد ولی شهرداری تهران، دیوارها را برداشته است. اگر اکباتان محصور بود، شاید به‌این صورت نبود. شهرداری خواسته اکباتان یک محله شهری باشد ولی تفاوتی که دارد این شهرک دارای فضاهای عمومی است. اکباتانی‌ها هم کنش‌گری برای آبادانی محله خود داشته‌اند که منجر به‌هویت اجتماعی از طبقه متوسط می‌شود. بخش زیادی از ساکنان اکباتان از هنرمندان، استادان دانشگاه و روشنفکران هستند که این محله را ممتاز می‌کند. کالبد و فضای شهرک هم مدرن است. اکباتان به‌این دلایل تفاوت دارد. بنابراین اگر امکان کنشگری سیاسی و حل و فصل منازعات وجود داشت، می‌توانست اتفاقات سیاسی در اکباتان نیفتد.

    به موضوع تهران برگردیم؛ تهران شهر زیبایی است؟

    بله، کوهستان البرز را داریم. تهران می‌تواند بی‌نظیر باشد. شما ۷ رود دره دارید که در دنیا بی‌نظیر است.

    از نظر بافت شهری چطور؟

    تهران، شهر زشتی نیست. می‌تواند زیبا و الگو باشد ولی وقتی سیاست شهرفروشی دنبال می‌شود، شهر زیبا نمی‌شود.

    شما از تهران راضی هستید؟

    نه. کیفیت زندگی در شهر کاهش یافته است. ساخت و ساز شهری مبتنی بر طبیعت تهران نیست. رود دره‌ها به‌کانال‌های فاضلاب تبدیل شده است. فضاهای اطراف رودخانه‌های تهران رها شده است. تهران شهر زخمی شده‌ای است که طرح‌های نجات در آن اجرا نشده و طرح جامع اول تهران متوقف شده است. اینجا بزرگراه‌ها ساخته شده اما بدون اینکه بدانند هدف از آن چه بوده است. زمانی هم شهرداری تهران مایل نبوده شهر طرح داشته باشد چون می‌خواسته تراکم فروشی کند. بخش عمده‌ای از مشکلات تهران مربوط به‌همین طرح‌های زخمی شده و رها شده است. الان هم تهران طرح ندارد.

    بحث انتقال پایتخت راهگشا نیست؟

    غیرممکن است. شما برای این کار پول ندارید. هر جای دیگر را هم برای پایتخت شدن انتخاب کنید دوباره همین مشکلات در آن تکرار می‌شود.

    اما زمان آقای احمدی‌نژاد کار انتقال پایتخت شروع شد، حتی معاونت‌های سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به‌اصفهان و شیراز منتقل شدند. اگر آن پروژه ادامه می‌یافت، می‌توانست مشکلات را کم کند؟

    نه، آن اقدامات پشتوانه مطالعاتی نداشت. ضمن آنکه باید اراده سیاسی کل حاکمیت درباره انتقال پایتخت اجرا می‌شد. دولت به‌تنهایی قادر به‌این کار نیست.

    تهران با بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله گره خورده است، اما انگار کاری در این باره انجام نمی‌شود، این‌طور نیست؟

    سال ۱۲۴۶ در تهران یک سیل می‌آید. شهر ری باستانی به‌خاطر زلزله نابود می‌شود. این کشور سانحه خیز است. باید فهم کنیم کجای دنیا قرار گرفته ایم. مسئله سوانح طبیعی، سیل، زلزله و خشکسالی برای ما باید مهم باشد و در هر تصمیم‌گیری لحاظ شود. اگر درک‌مان این است که مخاطرات طبیعی زندگی ما را تهدید می‌کند در هر تصمیم‌گیری باید این سوانح را در اولویت قرار دهیم، اما اگر زلزله شدید در تهران بیاید، باید شهر را به‌عنوان یک قبرستان بگذارید و دنبال یک جای دیگر باشید تا پایتخت درست کنید.

    پیش‌بینی از خسارت جانی در زلزله احتمالی و شدید تهران وجود دارد؟

    کشتار تا ۲ میلیون نفر را عنوان می‌کنند. اما در زلزله تهران مردگان خوشبختند چراکه مسئله اصلی زنده‌ها هستند، وقتی راه‌ها تخریب شده امکان اسکان ۵ میلیون زلزله زده وجود داد؟ مانورهای آمادگی برای زلزله چه زمانی برگزار می‌شود؟ در زلزله کرمانشاه که در تهران هم احساس شد یک عده‌ای می‌گفتند برویم ورزشگاه آزادی و عده دیگری می‌گویند نه. مدیریت بحران وجود ندارد. نباید آنها را ملامت کرد. ما یک زندگی پرریسک داریم. ما به‌خطر می‌خندیم.

    نترسیدن از مرگ و زلزله مختص تهرانی‌هاست یا مربوط به‌همه جای ایران است؟

    جامعه‌ای که امیدش به‌آینده را از دست بدهد کوتاه مدت فکر می‌کند. مشکل اینجاست. شما باید برای هزار سال دیگر فکر کنید. آمریکایی‌ها این کار را می‌کنند. عرب‌ها یاد گرفته‌اند به‌آینده فکر کنند. ما تصویری از آینده نداریم. داده‌های اجتماعی می‌گوید بخش عمده‌ای از مردم نسبت به‌آینده فکر نمی‌کنند. اینها هشدار است. شما می‌توانید به‌هشدار بی‌توجه باشید یا توجه کنید.

    مدیریت شهری می‌تواند جدا از وضعیت سیاسی کشور اقدامی کند؟

    نه، باید به‌مدیران شهری قدرت داده شود. مطالعات روی قانون شهرداری می‌گوید شهرداری قدرت یک حکومت محلی مانند مجازات کردن را دارد. ولی این قدرت به‌شکل کامل نیست. برای حل مشکلی مانند ترافیک باید پلیس راهور در اختیار شهرداری باشد. پلیس جنبه شهری دارد. در شهرهای مدرن دنیا، رئیس پلیس انتخابی است و مردم به‌او رای می‌دهند. دادستان شهر، خزانه دار شهر و شهردار را باید مردم انتخاب کنند. اینها نمی‌توانند بدون پشتوانه مردم کار کنند.

    در ماجرای جرج فلوید، شهردار آن شهر آمد و روی یک خیابان نام آن فرد را گذاشت تا خشونت کاهش یابد. مدیر شهری قادر است خشونت‌های سیاسی را کاهش دهد. چرا در ایران اینطور نیست؟

    در آمریکا امر ملی از امر محلی تفکیک شده است. ما در ایران فقط امر ملی داریم. در شین‌آباد تعدادی از بچه‌ها سوختند. وزیر آموزش و پرورش به‌مجلس احضار شد. گفت من ۵۰۰ هزار کلاس درس دارم که نمی‌توانم به‌همه رسیدگی کنم. شما اگر نمی‌توانید از تهران تصمیم بگیرید، به‌مقامات محلی اجازه بدهید کار کنند. یعنی مردم شین‌آباد عقل‌شان نمی‌رسید بخاری را عوض کنند؟ وقتی دست و پای مقامات محلی بسته است اینطور می‌شود.

    با این حساب باید از شهرداران خودمان ممنون هم باشیم که کار می‌کنند و هیچ اختیاری هم ندارند؟

    کسی که شهردار می‌شود خیلی ریسک‌پذیری بالایی دارد و به‌خوشنامی خود هم فکر نمی‌کند. عموما شهردارها بدنام هستند. مسئله اعتماد عمومی به‌شهرداری‌ها پایین است. به‌جز آتش نشانی، که دارای سرمایه عمومی بالایی است، شهرداری‌ها جزء شاگرد تنبل‌ها در این مورد هستند.

    چرا گروه‌های خاص مانند معلولان را تهران نمی‌بینیم؟

    چون نمی‌شود. شما یک بار ویلچر در خیابان‌های تهران هل بدهید. اصلا یک بار در تهران، کالسکه بچه هل بدهید. یک معلول را به‌یک نشست عمومی ببرید. ما امکان حرکت معلولان در شهر را نداریم. شهر را مردان قوی برای خود ساخته‌اند. زنان، کودکان، سالمندان، معلولان و گروه‌های توان یاب، حذف هستند. برای نابینایان مسیر تعریف کرده‌اید ولی به‌جوی آب می‌رسد. برای عابران پیاده، مسیرها به‌بن بست منجر می‌شود. موتورسوارها را در پیاده روها می‌بینیم.

    در تهران، جنگ بر سر فضاهای شهری است. شما کافی است مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی را پیاده بروید. من یک بار این خطا را کردم و چند بار نزدیک بود جانم را از دست بدهم. پیاده‌رو در برخی از بخش‌های این مسیر وجود ندارد. پیاده‌روها گمراه کننده است. یک بار می‌بینید صد تا موتورسوار رد می‌شوند. این برای بزرگسالان خطرناک است، چه برسد به‌اینکه بچه بخواهد بازی کند. پیاده‌روی در تهران به‌شوخی شبیه است. محلات شمال شهر هم همین‌طور، آن‌ها پیاده راه ندارند و در یک زندان‌های مجلل هستند. بچه همین آدم پولدار نمی‌توانند در خیابان بازی کنند.

    تهران برای زنان چه چیزی کم دارد؟

    همه چیز! فضای شهری برای زنان مناسب نیست. پیاده رو، مراکز کودک و مادر، سراهای محله ای، پارک کودک و نظایر آن را نمی‌بینید. چند پارک کودک می‌بینید؟ در خیابان شریعتی یک پارک کودک بود که خراب شد و ساخته نشد. تهران برای زندگی نیست. برای پول درآوردن است. برای تجارت و ساخت و ساز است. خانواده عادی در تهران جایی ندارد. هوای خوب ندارید، تردد ندارید. مشکلات شهری حل نشده است. طرح‌ها ناتمام رهاشده است. الان هم فهمیده‌اند از تهران می‌شود پول درآورد. شما در تهران پول در می‌آورید ولی زندگی ندارید. زندگی را با پول تاخت می‌زنید.

    جز تهران برای زندگی کدام شهر را انتخاب می‌کردید؟

    باز هم تهران، برای اینکه علی رغم همه مشکلات موجود، تهران یک کلان‌شهر است و می‌تواند یک شهر بی‌نظیر باشد. ما مشکلات را بزرگ نمایی می‌کنیم تا افراد بفهمند نسبت به‌آینده مسئولیت دارند. اینها را باید با مردم در میان گذاشت.

    تهران را مهاجران ساخته‌اند، تهران نسبت به‌ کاشان، اصفهان، تبریز، مشهد و رشت یک شهر جدید است. تهران توسط آقامحمدخان قاجار برای پایتختی انتخاب شده است. در دوره مدرن تمام تحولات مهم در این شهر اتفاق افتاده است. این شهر پیشانی ایران است. شما برای درمان آن باید فکری کنید. سیاسی شدن شهرداری تهران کار نابخردانه‌ای بود. مسایل شهر در اولویت‌های پایین قرار گرفت. همه تخم مرغ‌ها را در سبد تهران گذاشتید. حواس‌تان باشد این سبد از دست شما بیفتد، خیلی خطرناک است. هویت ملی مدرن ما در تهران شکل گرفته است. مجلس که بخشی از ملیت را نمایندگی می‌کند در تهران است. نمایندگان باید تاریخ مشروطه را بخوانند. این کشور همینطوری ساخته نشده است. کلی آدم مرده‌اند، کلی بدبختی کشیده‌ایم تا به‌این وضعیت برسیم. کلی آدم کشته شده‌اند تا مجلس شکل بگیرد. باید نماینده‌ها این تاریخ را بدانند.