برچسب: تهران

  • تهران ِ بی دفاع / وضعیت پایتخت آخرالزمانی شد

    تهران ِ بی دفاع / وضعیت پایتخت آخرالزمانی شد

    به گزارش اقتصادران، دورنمای تهران یادآور وضعیتی آخرالزمانی شده است؛ شهر در هاله‌ای قهوه‌ای و غلیظ فرو رفته، مدارس تعطیل شده‌اند و مردمی که به ناچار در سطح شهر تردد می‌کنند، ماسک‌های چندلایه بر صورت کشیده‌اند. طبق آمارهای سایت رسمی «IQAIR»امروز تهران پس از قاهره مصر، تاشکند ازبکستان، لاهور پاکستان، چنگدو چین، و دهلی هند در رتبه ۶ آلوده‌ترین شهرهای جهان قرار گرفته است. وزارت بهداشت هم رقم خسارت وارد شده از طریق آلودگی هوا به مردم شامل خسارات ناشی از بیماری و تعطیلی و کاهش بهره‌وری را ۱۷ میلیارد دلار اعلام کرده است. اورژانس تهران نیز می‌گوید مراجعات و تماس‌های مرتبط با مشکلات تنفسی ۱۵ درصد افزایش یافته است. همه چیز نشان از بحرانی بزرگ در زمینه سلامت شهروندان نگران به خصوص گروه‌های حساس مانند کودکان، بیماران قلبی تنفسی و سالمندان دارد. طبق آمارهای وزارت بهداشت سالانه ۵۸ هزار نفر در کشور جان خود را بر اثر آلودگی هوا از دست می‌دهند.

    مرکز پژوهش‌های مجلس می‌گوید پس از گذشت ۸ سال تنها ۳۰ درصد از این قانون به مرحله اجرا رسیده است. عمده دلایل این عدم موفقیت کمبود منابع مالی، در اولویت نبودن مسئله آلودگی هوا، عدم وجود نظارت کافی و موثر، ناهماهنگی بین دســتگاه‌های مجری و عملکرد جزیره‌ای، تفسیر شخصی از متون قانون و در نهایت ایرادات متن قانون هستند.

    توسعه حمل‌ونقل عمومی و اسقاط خودروهای فرسوده یکی از سرفصل‌های اصلی این قانون بوده که به سرمنزل مقصود نرسیده است. در حال حاضر، بیش از ۲۴ میلیون خودروی فرسوده در کشور وجود دارد و ناوگان حمل‌ونقل عمومی نیز از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. نوسازی اتوبوسرانی در دستور کار نبوده و تاکسی‌های برقی به طور گسترده مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. شهرداری تهران می‌گوید دو سوم منابع لازم برای نوسازی حمل‌ونقل عمومی بر عهده وزارت کشور است که تا کنون تامین نشده است.

    وزارت بهداشت تاکید ویژه‌ای بر نقش خودروهای فرسوده در تشدید آلودگی هوای تهران دارد؛ علیرضا رییسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت پیشتر گفته بود: «اولویت برطرف‌شدن آلودگی هوا، بحث خودروهای فرسوده است، اما خودروهای ملی نیز خوب نیستند و ای‌کاش خودروسازها کلاً بساط خود را جمع می‌کردند. توصیه من به خودروسازها این است که تولید خودرو با این کیفیت، هم جان مردم را در جاده‌ها می‌گیرد، هم در شهر آلودگی ایجاد می‌کند. نه‌تنها مشکل ما خودروهای فرسوده است، بلکه خودروهای جدید هم مصرف سوخت بسیار بالایی دارند. در بسیاری از کشورهای دنیا، مصرف سوخت بنزینی در حال حذف است.»

    محمدصابر باغخانی‌پور مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران نیز به  تسنیم می‌گوید: «بر اساس ارزیابی‌های ما، حدود ۵۰ درصد آلودگی هوا در تهران مستقیماً از وسایل نقلیه فرسوده تولید می‌شود. نزدیک به ۹۰ درصد موتورسیکلت‌ها فرسوده‌اند، بخش عمده ناوگان دیزلی عمر بالایی دارد و حدود ۲۱ درصد خودروهای سواری نیز در رده فرسوده قرار می‌گیرند.»

    مهدی پیرهادی، رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران می‌گوید: «بیش از ۶۱ درصد آلودگی تهران از منابع متحرک، ۱۲ درصد از نیروگاه‌ها و ۱۸ درصد از صنایع ناشی می‌شود. با وجود این آمار، روند اسقاط ناوگان فرسوده بسیار کند است. در حوزه کامیون‌ها و خودروهای فرسوده با کندی شدید مواجهیم و در بخش موتورسیکلت‌ها عملاً اسقاطی انجام نمی‌شود.»

    بحث مازوت سوزی نیروگاه‌ها نیز یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های مرتبط با آلودگی هوا است که هر ساله با آغاز فصل سرما و افزایش مصرف گاز مطرح می‌شود؛ بزرگ‌ترین صنایع و معادن در حاشیه کلان‌شهرهایی مانند تهران قرار دارند و آلایندگی ناشی از فعالیتشان مستقیما بر کیفیت هوای شهر تاثیر دارد. اما نکته اینجاست که هر ساله آمارهای رسمی منتشرشده از سوی وزارت نیرو این ادعا را تکذیب می‌کنند. وزارت نیرو مدعی است از مجموع ۱۴۱ نیروگاه کشور فقط ۱۶ نیروگاه از نوع بخاری هستند که به‌صورت تاریخی و به دلیل طراحی اولیه امکان استفاده از مازوت را داشته‌اند و از میان همین ۱۶ نیروگاه نیز دو واحد مهم نیروگاه بعثت تهران و نیروگاه اصفهان سال‌هاست به دلیل استانداردهای زیست‌محیطی مشهود و تصمیمات مدیریتی، مخازن مازوت‌شان پلمب شده و عملاً از چرخه مصرف خارج شده‌اند؛ بنابراین تعداد واقعی نیروگاه‌هایی که در صورت ضرورت می‌توانند از مازوت استفاده کنند، تنها ۱۴ نیروگاه یعنی تقریباً ۱۰ درصد کل ظرفیت نیروگاهی کشور است.  در نهایت مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران نیز فرسودگی ناوگان حمل‌و‌نقل عمومی و شخصی را عامل اصلی آلودگی هوا در تهران دانسته و مازوت‌سوزی به عنوان دلیل آلودگی هوا را «آدرس غلط» خوانده است.

    دلیل هر آنچه که هست، مردم دیگر قادر به تنفس هوای پاک نیستند. پنجره خانه‌ها بسته است، آن‌هایی که توانایی مالی دارند به دنبال خرید دستگاه تصفیه هوا هستند، و دیگران نیز چاره‌ای به جز استنشاق گازهای سمی ندارند. ادامه این وضعیت در کنار تحمل قطعی مداوم آب در ساعاتی از شبانه‌روز و به هم ریختگی روال روزمره به دلیل تعطیلی مدارس و ادارات تحمل زندگی روزمره را برای شهروندان به امری سخت تبدیل کرده است.

  • جوکی به نام «تخلیه تهران»! / آخانی: ۸۰ درصد مردم ناراضی‌اند و به هشدار‌های مصرف آب توجه نمی‌کنند

    جوکی به نام «تخلیه تهران»! / آخانی: ۸۰ درصد مردم ناراضی‌اند و به هشدار‌های مصرف آب توجه نمی‌کنند

    به گزارش اقتصادران، در ماه‌های گذشته بار‌ها هشدار‌هایی به پایتخت نشینان بابت بحران آب داده شده است. مسعود پزشکیان رئیس جمهور یکبار در مرداد ماه و یکبار شب گذشته جدی‌ترین هشدار را داده است؛ او گفته «اگر تا آذرماه باران نبارد، ناچار به جیره‌بندی آب خواهیم بود و در صورت تداوم خشکسالی باید تهران را تخلیه کنیم.»

    اردکانی با اشاره به کمبود شدید بارندگی و کاهش ۴۲ درصدی حجم ذخایر سدها، از احتمال بروز مشکلات جدی آب در ماه‌های آینده خبر داد و از مردم خواست مصرف خود را کاهش دهند تا از جیره‌بندی آب جلوگیری شود.

    این هشدار‌ها در کنار قطعی‌های شبانه تهران جدی‌تر به نظر می‌رسد. شهروندان پایتخت در بسیار از نقاط از یک تجربه مشابه حرف می‌زنند؛ اینکه آب ساختمان‌ها بدون اطلاع قبلی در ساعات شب قطع یا فشار آن بسیار کم می‌شود.

    حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران و فعال محیط‌زیست،  با اشاره به آنچه «استراتژی تخلیه تدریجی تهران» خوانده، اظهار داشت که پایان این داستان از مدت‌ها پیش طرح‌ریزی شده و سال‌هاست این روند به شکل نامحسوس در حال اجراست.

    او می‌گوید: زمانی که به دلیل قطعی برق، آلودگی هوا یا کمبود آب تعطیلی اعلام می‌شود، در واقع نوعی مانور برای تخلیه تهران است، اما با وجود این اقدامات، هیچ تغییر محسوسی در سیاست‌های حاکمیتی برای اصلاح وضعیت دیده نمی‌شود.

    وضعیت رو به وخامت

    به گفته آخانی، اگر هشدار اخیر رئیس‌جمهور درباره احتمال تعطیلی تهران به‌دلیل نبود آب به واقعیت تبدیل شود، باید توجه داشت که جامعه در وضعیت خاصی قرار خواهد گرفت. او با اشاره به مشارکت پایین مردم در انتخابات و انتقادات نسبت به عملکرد دولت افزود که بیش از نیمی از جامعه در انتخابات اخیر شرکت نکردند و بسیاری از کسانی که به آقای پزشکیان رأی دادند نیز با نگاه انتقادی به میدان آمدند؛ همه اینها انتظار داشتند وعده‌های دولت تحقق یابد، اما این اتفاق نیفتاده است.

    این فعال محیط‌زیست تصریح کرده: امروز با جامعه‌ای مواجهیم که حدود ۸۰ درصد آن ناراضی و منتقد است. چنین جامعه‌ای در شرایط بحرانی ممکن است دیگر به هشدار‌های حاکمیت گوش نکند. به گفته او، اگر جای رئیس‌جمهور بود، بسیار نگران می‌شد و امیدوار است آن روز فرا نرسد.

    آخانی با بیان اینکه عبور از چنین بحرانی، نیازمند اعتماد عمومی است، خاطرنشان کرد: در شرایط بحرانی همه باید با مدیریت حاکم همراه شوند؛ برای مثال اگر فردی هر روز دوش می‌گرفته، در وضعیت کم‌آبی می‌تواند هر سه روز یک‌بار دوش بگیرد، یا اگر تا دیروز روزی ۱۰۰ لیتر آب مصرف می‌کرده، حالا می‌تواند آن را به ۲۰ لیتر کاهش دهد. اما چنین همراهی زمانی شکل می‌گیرد که مردم حاکمیت را باور داشته باشند، و در حال حاضر چنین باوری وجود ندارد.

    این کنشگر محیط‌زیست افزود: اگر دولت واقعاً از مردم بخواهد که در شرایط سخت کشور یاری‌اش کنند، باید ابتدا خود به وعده‌هایش عمل کند. مردم انتظار زیادی نداشتند؛ قرار بود دو پلتفرم فیلترشده، رفع فیلتر شوند، اما حتی همین وعده هم عملی نشد. به همین دلیل مردم اعتمادشان را از دست داده‌اند و همکاری نمی‌کنند.

    آخانی می‌گوید نگران پیامد‌های این بی‌اعتمادی است و معتقد است اکنون همه منتظر رسیدن به «روز صفر» هستند تا ببینند دولت در آن لحظه بحرانی چه می‌کند.

    تخلیه تهران پاک کردن صورت مسئله و شوخی است

    او در ادامه درباره طرح تخلیه تهران به عنوان راه حل عبور از بحران کم آبی گفت: چنین اقدامی پاک‌کردن صورت‌مسئله است. نمی‌توان ده میلیون نفر را از تهران خارج کرد، زیرا بحران کم‌آبی فقط محدود به پایتخت نیست و در سراسر فلات ایران گسترده است. به گفته او، تنها در بخش‌هایی از شمال کشور وضعیت اندکی بهتر است و سایر شهر‌های بزرگ مانند اصفهان، یزد، اراک و کرمان نیز درگیر کم‌آبی هستند.

    آخانی تأکید کرد که انتقال جمعیت به شهر‌های دیگر نه ممکن است و نه منطقی، زیرا مردم در آن مناطق نیز امکانات و ظرفیت لازم برای زندگی ندارند. او افزود: «من به عنوان استاد دانشگاه وظیفه دارم به دانشجویانم آموزش بدهم؛ آیا باید همه این مسئولیت‌ها را رها کنم و به شهر دیگری بروم؟ این راه‌حل نیست. این پیشنهاد از اساس غیر عملی است و بیش‌تر شبیه «جوک» است.»

    به گفته این فعال محیط‌زیست، راه‌حل اصلی از سال‌ها پیش روشن بوده است: ظرفیت اکولوژیکی تهران به پایان رسیده و بارگذاری جمعیت و فعالیت‌های جدید در این کلان‌شهر نباید ادامه یابد. آخانی در پایان هشدار داد که بی‌توجهی به این واقعیت، کشور را به نقطه‌ای می‌رساند که عبور از آن ممکن نخواهد بود.

  • طرح انتقال پایتخت از تهران شوخی است / سنگ بزرگ علامت نزدن است!

    طرح انتقال پایتخت از تهران شوخی است / سنگ بزرگ علامت نزدن است!

    به گزارش اقتصادران، پزشکیان در سفر استانی خود به هرمزگان اشاره کرد که انتقال پایتخت از تهران انتخاب نیست، اجبار است.

    رئیس‌جمهور اعلام کرده است که سال گذشته در جلسه‌ای با رهبری، پیشنهاد انتقال پایتخت به سمت خلیج فارس را مطرح کرده است. با این حال، دیدگاه‌های مثبت و منفی جامعه‌شناسان ادامه دارد. طرح تمرکززدایی در شرایطی مطرح می‌شود که پرسش اصلی بر سر میزان آمادگی جامعه و فراهم بودن زیرساخت‌های لازم در این برهه زمانی برای جابه‌جایی پایتخت به جنوب کشور است. آیا بالواقع کشور به روزی که پایتخت ایران جایی به جز تهران باشد، نزدیک است؟

    سعید معیدفر، جامعه‌شناس، در خصوص طرح انتقال پایتخت به جنوب کشور گفت: «تصویر روزی که پایتخت منتقل شود، تصویری سرشار از اوهام است. اساساً این طرح از پایه نادرست است. ممکن است منطقه‌ای در جنوب کشور پتانسیل‌هایی داشته باشد، اما انتقال پایتخت چیزی جز یک توهم نیست و نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه مشکلات همان منطقه را نیز تشدید خواهد کرد.»

    طرح انتقال پایتخت از تهران شوخی است/ به جای حل مشکل فرافکنی می‌کنیم/ مسائلی که محصول سال‌ها ناکارآمدی مدیریتی است، امروز شدت بیشتری یافته

    سعید معیدفر گفت: «طرح انتقال پایتخت از تهران به یکی از شهرهای جنوبی کشور چیزی جز یک شوخی نیست و نباید آن را جدی گرفت. هر دولتی که بر سر کار آمده، این موضوع را مطرح کرده، اما هیچ‌گاه به نتیجه نرسیده است. در دوره آقای روحانی نیز این بحث مطرح شد و حتی جلسات و برنامه‌هایی برای آن گذاشتند، اما سرانجامی نداشت.»

    به گفته او: «ما زمانی که با مشکلی روبه‌رو می‌شویم، به جای آنکه بتوانیم در جزئیات آن مشکل را بفهمیم و راهکاری متناسب پیدا کنیم، معمولاً چون توانایی حل آن را نداریم، به فرافکنی روی می‌آوریم. یعنی مسأله را در افقی بلندتر و دست‌نیافتنی‌تر می‌بریم. اکنون نیز دولت با هزاران مشکل، ناترازی و گرفتاری‌های مختلفی مواجه است؛ مسائلی که محصول سال‌ها ناکارآمدی مدیریتی و سیاست‌گذاری است و امروز شدت بیشتری یافته است.»

    سنگ بزرگ علامت نزدن است/ با طرح جابه‌جایی پایتخت می‌خواهند آدرس غلط بدهند/ می‌خواهند فشار را از دوش دولت بردارند

    این جامعه شناس گفت: «در چنین شرایطی، با طرح جابه‌جایی پایتخت تنها می‌خواهند آدرس غلط بدهند، در حالی که مشکل جای دیگری است. هر اقدامی غیر از انتقال پایتخت هم نیازمند یک استراتژی بلندمدت، مطالعه دقیق و برنامه‌ریزی همه‌جانبه است. نمی‌توان شب بخوابیم و صبح تصمیم بگیریم پایتخت را تغییر دهیم. چنین اقداماتی تنها نشان‌دهنده فقدان درایت و ناکارآمدی بیشتر است.»

    او تصریح کرد: «به بیان ساده، «سنگ بزرگ علامت نزدن است». طرح چنین موضوعی تنها برای برداشتن فشار از دوش دولت است، اما در عمل شدنی نیست و مشکل همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند.»

    همچنان تمرکز اصلی ترکیه در استانبول است، آنکارا در سطح دوم قرار دارد/ این استراتژی‌ای شکست خورده است

    معیدفر گفت: «این اقدام در کشورهای دیگر نیز تجربه شده است. در همسایه‌های ما، نه در همین سال‌ها، بلکه چند دهه پیش در ترکیه، انتقال پایتخت صورت گرفت. در پاکستان نیز به همین شکل. با این حال، مشکلات آنها حل نشد. همچنان تمرکز اصلی ترکیه در استانبول است و آنکارا در سطح دوم قرار دارد. در پاکستان نیز پایتخت قبلی هنوز بزرگ‌ترین شهر است و همه امکانات و تمرکزها در آنجا جمع شده است.»

    او اشاره کرد: «اینکه فکر کنید با انتقال پایتخت مشکلات حل می‌شود، در حالی که می‌دانید چنین استراتژی‌ای شکست خورده است، نشان‌دهنده ناآشنایی با تاریخ، عدم شناخت منطقه و ناتوانی در ارزیابی درست تبعات چنین اقدامی است. در نهایت، این اقدام تنها بهانه‌ای می‌شود برای توجیه ناکارآمدی در حوزه‌های دیگر. مردم بعید است چنین منطقی را بپذیرند.»

    سیاست‌گذاران ما در دوره مدرن بر انباشت جمعیت در کلان‌شهرها تأکید داشته‌اند/ اوج مهاجرت‌ها به سمت کلان‌شهرها بوده/ برای حل ناترازی باید به کانون‌های جمعیتی کل ایران نگریست

    این جامعه شناس گفت: «در کتاب «جامعه‌شناس مهاجرت: چالش‌های توسعه روستایی» اشاره کرده‌ام که سیاست‌گذاران ما در دوره مدرن، به‌ویژه از دهه ۴۰ به بعد، اساساً بر انباشت جمعیت در کلان‌شهرها تأکید داشته‌اند و تمام سیاست‌گذاری‌ها در همین مسیر پیش رفته است و توصیه می‌کنم سیاستگذاران حتما آن را بخوانند. بنابراین هر کجا نگاه کنیم می‌بینیم اوج مهاجرت‌ها به سمت کلان‌شهرها بوده است. این سیاستی است که بیش از ۷۰ سال دنبال شده و نتیجه آن انباشت جمعیت در کلان‌شهرهایی مانند تهران است؛ مسأله‌ای که با انتقال پایتخت قابل حل نیست.»

     او افزود: «برای حل چنین مشکلاتی باید از جنبه‌های کوچک‌تر شروع کرد. هر زمان تلاش کرده‌ایم یک مسأله را از سطح بزرگ و کلی حل کنیم، نه تنها موفق نشده‌ایم بلکه همان مسأله پیچیده‌تر شده است. بنابراین باید از نقاط قابل مداخله و کوچک‌تر آغاز کنیم تا بتوانیم امیدوار باشیم که مرحله به مرحله به سمت مسائل سخت‌تر حرکت کنیم. اگر امروز استراتژی این است که ناترازی موجود در کلان‌شهرها را حل کنیم، باید به همه مناطق ایران نگاه کنیم و ببینیم کانون‌های جمعیتی ما کجا هستند و سپس بر همان کانون‌های جمعیتی مدیریت اعمال کنیم.»

    روستاهای ما باید محل کار باشند نه محل زندگی/ با سیاست‌های نادرست، در حال تخلیه روستاها هستیم/ آب پشت سدها برای کلانشهرها ذخیره شده اما تبخیر می‌شود

    معیدفر گفت: «ایران به دلیل شرایط اقلیمی و پراکندگی جمعیت، نیازمند سیاستی متناسب با جغرافیای سرزمینی است. اگر بخواهیم چنین سیاستی را پیاده کنیم، باید در میان این پراکندگی جمعیت، مکان‌هایی را شناسایی کنیم؛ اما نه صرفاً مراکز استان‌ها. ممکن است در هر استان، با توجه به میزان جمعیت روستایی و نوع پراکندگی، ۲۰ تا ۳۰ منطقه را مشخص کنیم و در تمام این مناطق امکانات و فرصت‌های شهری فراهم کنیم. به این ترتیب، روستاهای ما باید محل کار باشند نه محل زندگی.»

    او افزود: «فرض کنید در نزدیکی روستاها، کانون‌هایی ایجاد شود که مردم بتوانند همان‌جا زندگی کنند و به مدرسه، خدمات بهداشتی، سینما، امکانات فرهنگی و سایر خدمات دسترسی داشته باشند و تنها برای کار به روستاهایشان سر بزنند. متأسفانه با سیاست‌های نادرست، در حال تخلیه روستاها هستیم و جمعیت به سمت کلان‌شهرها سرازیر می‌شود. از سوی دیگر، آب را پشت سدها ذخیره می‌کنیم و بخش عظیمی از آن تبخیر می‌شود تا به کلان‌شهرها برسد.»

    امکان زیست در ایران پراکنده است/ مکران امکان تبدیل شدن به پایتخت با همه ابعادش را ندارد/ هیچ سیاست سرزمینی جامع و واقعی وجود ندارد

    این جامعه شناس ادامه داد: «امکان زیست در ایران پراکنده است و منابع آبی نیز پراکنده‌اند، بنابراین سیاست‌های کنونی کارآمد نیستند. حتی اگر آب خلیج فارس را شیرین‌سازی کنید و به مناطق دیگر منتقل کنید، مشکل به این شکل حل نخواهد شد.»

    او گفت: «اگر همه جمعیت را به شهری مانند مکران منتقل کنید، باید بدانید که هرچند مکران پتانسیل‌هایی دارد، اما امکان تبدیل شدن به پایتخت با همه ابعادش را ندارد. در اینجا نیاز به یک سیاست سرزمینی جامع وجود دارد که برای کل کشور برنامه‌ریزی شده باشد، نه اینکه تنها پایتخت را جابه‌جا کنیم. در واقع، در طرح انتقال پایتخت ایران، همه چیز به پایتخت تقلیل داده شده و هیچ سیاست و نظریه سرزمینی جامع و واقعی وجود ندارد.»

    طرح انتقال پایتخت شبیه به ساخت بزرگراه جدید در تهران است/ طرح انتقال پایتخت هرگز عملی نخواهد شد/ با عدم استراتژی بلندمدت در گرداب بحران‌هاییم

    معیدفر گفت: «تصور کنید در همین تهران هر روز بزرگراه جدیدی ساخته می‌شود تا مشکل ترافیک حل شود؛ آیا واقعاً حل شده است؟ انتقال پایتخت هم به همین شکل است. مسأله حل نخواهد شد، چون نگاه کوتاه‌مدت است و گره از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر، یا حتی به ۱۰ نقطه دیگر منتقل می‌شود. سیاست در این کشور بیشتر شبیه یک مدیریت «پت و متی» است؛ به جای آنکه با نگاهی استراتژیک و جامع به دنبال سازندگی باشد، تنها همان لحظه و همان زاویه خاص را می‌بیند.»

    او افزود: «این همان چیزی است که متأسفانه فاجعه می‌آفریند و ما هم‌اکنون در میانه همان فاجعه هستیم. دلیل آن هم روشن است: ما استراتژی بلندمدت و نظریه‌ای سرزمینی نداریم و در گرداب بحران‌ها و ناترازی‌ها گرفتار شده‌ایم. بنابراین طرح انتقال پایتخت هرگز عملی نخواهد شد و صرفاً جنبه تبلیغاتی دارد.»

    اکنون کلان‌شهرها وضعیتی بدتر از تهران دارند/ تراکم‌زدایی به معنای بازگرداندن مردم به روستا نیست/ بسیاری از روستاهای ما به محل تفریح شهرنشین‌ها تبدیل شده

    این جامعه‌شناس گفت: «مسأله امروز ایران و بحران‌های آن فقط محدود به تهران نیست. اکنون کلان‌شهرها وضعیتی حتی بدتر از تهران دارند؛ برای مثال اصفهان با انواع بحران‌ها دست‌به‌گریبان است. از سوی دیگر، در بحث تراکم‌زدایی موضوع این نیست که مردم را به روستا بازگردانیم، چرا که این ایده سال‌هاست مرده است. ما هم در توسعه شهری به‌طور کامل راه را خطا رفته‌ایم و هم در توسعه روستایی. امروز تمام امکانات از جمله آب و گاز را به روستاها رسانده‌ایم، اما جمعیتی در آنجا وجود ندارد و منابع در حال هدر رفتن است.»

    او در نهایت گفت: «با یک گل، بهار نمی‌شود؛ این موضوع به استراتژی نیاز دارد. نمی‌توان جمعیت را به روستا بازگرداند، بلکه باید تحلیلی جدید از رابطه شهر و روستا ارائه داد. بدون تغییر پارادایم در فهم شهر و روستا، مشکل نه در شهر حل خواهد شد و نه در روستا. اکنون بسیاری از روستاهای ما به محل تفریح شهرنشین‌ها تبدیل شده است؛ کسانی که در طول زمستان گاز را روشن می‌گذارند و انرژی را هدر می‌دهند و ماهی یک‌بار برای گذراندن یک روز به آنجا سر می‌زنند. یا روستاهایی که عملاً خالی از سکنه شده‌اند.»

  • تهران در حال تبدیل به «پلشت آباد» است / زشت‌ترین سمفونیِ مدیریت شهری را در ایران می‌زنیم

    تهران در حال تبدیل به «پلشت آباد» است / زشت‌ترین سمفونیِ مدیریت شهری را در ایران می‌زنیم

    به گزارش اقتصادران، «حسین حاتمی‌نژاد» استاد گروه جغرافیای انسانی دانشگاه تهران در تحلیل خود از «بی‌حریم شدن» شهر تهران گفت: متأسفانه در کشورمان مدیریت یکپارچه و واحد شهری نداریم. بنابراین شهرداری ممکن است بخواهد جلوی یک منطقه را بگیرد و بگوید ما به این‌ها خدمات نمی‌دهیم. بعد می‌بینیم که وزارت نیرو برای این‌ها برق می‌کشد، گاز می‌دهد و سازمان آب نیز آب می‌دهد. در نتیجه، این‌ها می‌توانند بقا پیدا کنند و بعد خدمات را از شهرداری طلب می‌کنند که دارند به ما آب می‌دهند، برق می‌دهند، کنتور داریم، پس ما هستیم. شما چرا زباله‌های ما را جمع نمی‌کنید؟ چرا نمی‌آیید کوچه ما را آسفالت کنید؟ چرا نمی‌آیید جوی و جدول بزنید؟ چرا با ما مثل آدم‌های دیگر شهر برخورد نمی‌کنید؟ و به نیروی انتظامی هم می‌گویند چرا امنیت ما را حفظ نمی‌کنید؟ یعنی متوقع می‌شوند.

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران در پاسخ به ایران سوال که چرا یک شهر باید حریم داشته باشد، گفت: این سوال بسیار پیچیده است که علاوه بر مرزهای قانونی یک شهر، آیا یک حریم هم باید برای شهرهایمان داشته باشیم؟ ما می‌گوییم بله، مثال تهران را می‌زنم. در سطح ایران توزیع درآمد، ثروت، قدرت و امکانات طبیعی کاملاً با هم متفاوت است. ما در مناطقی از ایران مانند گیلان بارش باران زیادی داریم. در حالی که در مناطقی از ایران هم داریم که هیچ بارانی ندارند مانند لوت. وقتی خشکسالی می‌شود، افراد باید چه کار باید کنند؟ بنابراین به شهرها پناهنده و وارد شهر می‌شوند. به تهران مهاجرت می‌کنند و در مناطق پایین شهر تهران که قدرت و توان پرداخت اجاره دارند مانند یافت‌آبادها، زورآبادها و سایر نواحی حاشیه شهر مستقر می‌شوند.

    این استاد جغرافیا در ادامه اظهار داشت: پس اگر این نابرابری فضایی و نابرابری اجتماعی وجود داشته باشد، مشکلات بیشتری به وجود خواهد آمد. این نابرابری فضایی و نابرابری طبیعی در سطح کشور باعث می‌شود که مهاجران بسیاری به سمت شهرها بیایند، آیا این‌ها می‌توانند داخل شهر اسکان پیدا کنند؟ به دلیل گرانی اجاره مسکن نمی‌توانند. باید یک پیوستگی کارکردی داشته باشند؛ یعنی بیایند یک جایی نگهبانی بدهند، یک جایی بیایند رانندگی کنند، یک جایی باغبان یا خدمتکار باشند و… ولی خودشان نمی‌توانند پیوستگی با فضای فیزیکی شهر داشته باشند. بنابراین ۲۰ کیلومتر دورتر از شهر سالکن می‌شوند، مانند اسلامشهر، میان‌آباد،شهرک امام حسین(ع)، پاکدشت.

    هر شهری که حریم نداشته باشد، رشد شبه‌سرطانی دارد

    حاتمی نژاد تصریح کرد: حال سوال این است که اگر یک محدوده از این‌ها در اطراف شهر اصلی بود، نباید نظارت قانونی بر کاربری اراضی و جمعیت‌پذیری و ارائه خدمات داشته باشیم؟ پاسخ به طور حتم مثبت است و ما حریم شهر را به این دلیل تعیین می‌کنیم که بتوانیم یک نظارت قانونی بر تحولات کارکردی، فیزیکی، اجتماعی و حتی اقتصادی اطراف شهر داشته باشیم. به این دلیل، ما حریم باید داشته باشیم. هر شهری که حریم نداشته باشد، رشد فزاینده دارد؛ رشد شبه‌سرطانی. غده سرطانی مدام رشد می‌کند و اگر کنترل نشود، مشکلاتی به وجود می‌آید.

    وی با اشاره به اینکه این تجربه را کشورهای اروپایی نیز داشته‌اند، گفت: برای مثال لندن، بزرگترین شهر جهان در صد سال گذشته بوده است. شهردار لندن افتخار می‌کرد که شهردار آلوده‌ترین شهر دنیا است. معنی حرفش آن زمان این بود که کارخانه‌های زیاد، فرصت اشتغال و جمعیت زیاد داریم و این‌ها به شهر لندن می‌آیند، ولی مشکلات خاص مثل پدیده اسموک یا دود بروز کرد و دود شهر با مه منطقه ترکیب شد و در یک روز ۴۰۰۰ نفر فوت کردند و روزهای بعد هم همین‌طور هزار نفر و دو هزار نفر فوت شدند. تا اینکه تصمیم گرفتند دور شهر یک کمربند سبز ایجاد کنند. به این معنا که اجازه ندهیم کسی بیاید خانه یا کارخانه بسازد.

    این استاد دانشگاه تهران اظهار داشت: در تهران قانونی داریم بنام قانون ۱۲۰ کیلومتر و در تهران قانوناً حق نداریم تا ۱۲۰ کیلومتر کارخانه یا واحد آلوده‌کننده بسازیم اما متأسفانه گفتیم مگر شهرک‌های صنعتی باشد! وقتی از اینجا به طرف گرمسار می‌رویم، پنج یا شش شهر صنعتی می‌بینیم، وجود حریم‌های شهری را می‌توان به لحاظ محیط زیستی بررسی کرد. پیرامون یک شهر مثل ریه انسان عمل می‌کند، فضایی که هوا را می‌تواند ملایم کند و تنفس داشته باشد. مثل منطقه ۲۱ و ۲۲. از نظر من، منطقه ۲۱ و ۲۲ نباید وارد تهران می‌شدند، ولی آمدند و شکل گرفتند. ولی وقتی ما آن‌ها را وارد محدوده شهری کردیم، شهرداری موظف شد به این‌ها خدمات بدهد. ساخت و سازهای فراوانی در آنجا کردیم و بهترین اراضی را زیر ساخت و ساز بردیم. متأسفانه در مسیری هم ساختیم که بادهای غربی که از کرج می‌آمد، تمام آلودگی کارخانه‌ها و مراکز صنعتی را به روی شهر آورد و روز به روز شهر آلوده‌تر شد.

    هر شهری باید فضای رزرو داشته باشد

    حاتمی نژاد با اشاره به اینکه اگر ما هوشمندانه با شهر عمل می‌کردیم، به این روز نمی‌افتادیم، گفت:  در شهر تهران فوق‌العاده زمین داریم. این‌ها را ما باید شناسایی کنیم و این‌ها را بلندمرتبه‌سازی کنیم. شهر ما باید فشرده و در راستای تحقق توسعه پایدار ساخته شود. توسعه پایدار آن نوع توسعه‌ای است که بتواند نیازهای نسل کنونی را برطرف کند بدون از بین بردن حق استفاده نسل‌های آتی از شرایط زیست‌محیطی؛ یعنی آب‌ها، جنگل‌ها، رودخانه‌ها تنها به ما تعلق ندارد و نسل‌های آینده هم از آن استفاده خواهند کرد.زمین اطراف شهر ارزش دارد چون ریه شهر و تنفسگاه آن است. هر شهری باید برای خودش باید فضای رزرو داشته باشد.

    وی در ادامه گفت: چرا بزرگ‌ترین پارک‌های ما بیشتر در شمال شهر هستند؟ همه امکانات برای شمال‌شهری‌ها است. پس فقرا و محرومان چه می‌شوند؟ همین فقرا در پایین شهر هستند، این‌ها حق استفاده از هوای پاک، فضای باز و فضای سبز دارند. پس ما باید حریم را در شمال، غرب، شرق و جنوب حفظ کنیم اما  اجازه استفاده از این اراضی و تغییر کاربری دادیم. ارتفاع میانگین تهران حدود ۱۲۰۰ متر از سطح دریا است، ما هزار متر هستیم، اما شمال شهر ۱۸۰۰ متر ارتفاع دارد. یعنی اختلاف محیط جغرافیایی ما در شهر تهران ۸۰۰ متر است و به همین نسبت تفاوت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره داریم.

    چقدر اطرف بزرگراه آزادگان، شهرک و فضاهای غیرقانونی ساختیم؟

    حاتمی نژاد با تاکید بر اینکه این نابرابری فضایی به این برمی‌گردد که نظارت قانونی، کنترل و پایش در حریم شهر نداشتیم، گفت: اگر قرار است که افرادی از اطراف بیایند، باید روی حساب و کتاب باشد که کجا استقرار پیدا کنند. نباید این‌ها خانه خود را بسازند. به این می‌گوییم سکونتگاه خودجوش، زورآباد یا مساکن تصرفی. ما چقدر آن طرف بزرگراه آزادگان، شهرک و فضاهای غیرقانونی ساختیم. چقدر تغییر کاربری دادیم. این یعنی‌ عدم توجه به حریم شهر. وقتی با هواپیما وارد تهران می‌شویم، می‌بینیم که تهران یک مجموعه عجیب به هم ریخته است با فاصله‌های سیاهی که چراغ ندارد. یعنی خالی است و این نابرابری را کاملاً شاهد هستیم؛ یعنی ساخت پراکنده و افقی شهر.

    این استاد جغرافیا در ادامه خاطرنشان کرد: توسعه پایدار تاکید دارد که شهر را فشرده بسازید. نباید فضا بی‌جهت هدر برود. باید حواس‌مان باشد و نظارت کنیم.

    وی با تاکید بر اینکه شهر را باید راحت بسازیم، گفت: سازمان‌ها و نهادهای شهر باید با همدیگر هماهنگی داشته باشند. نه اینکه وزارت نیرو، پلیس و شهرداری همه از یکدیگر جدا باشند. این پراکنده کاری‌ها در ساختار شهر نباید وجود داشته باشد. مشارکت و همکاری باید بین نهادها وجود داشته باشد. اما متاسفانه سازمان‌ها با یکدیگر همکاری نمی‌کنند و  این یعنی تکه‌پاره کردن حریم شهر.

    زشت‌ترین سمفونیِ مدیریت شهری را در ایران می‌زنیم

    این عضو هیات علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه زشت‌ترین سمفونی مدیریت شهری را در ایران می‌زنیم، گفت: دولت خودش یک تصمیم می‌گیرد، نهادهای مربوط و نهادهای محلی یک تصمیم دیگر می‌گیرند و شهرداری هم که همه این‌ها را کنار می‌گذارد، بخش خصوصی دنبال منافع شخصی است و اراضی بسیار زیادی را غیرقانونی آباد می‌کند. افراد هم که خودشان بی‌نهایت تأثیرگذارند. بنابراین ما انگار یک فضای بی‌گناه، بی‌زبان و بی‌حقوق در اطراف شهر داریم که معتقدیم باید حتماً حریم شهر تعیین شود و نظارت بر ساخت و ساز، تغییر کاربری و هرگونه مداخله در اینجا زیر نظر یک مدیریت کلان شهری باشد.

    حاتمی نژاد در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه بی‌حریم شدن شهر تهران به نقطه بحرانی رسیده، چه چشم اندازی برای شهر تهران متصور هستید، گفت: آینده تهران خطرناک است. کمبود آب، فرونشست زمین و گسل‌های زمین لرزه شهر تهران را به شدت تهدید می‌کند. لذا ما باید پیرامون شهر تهران یک فضای رزرو داشته باشیم برای روز مبادا و بر آن نظارت کنیم. نسبت به سازمان‌یابی فضایی فکر کنیم و بدانیم چه کسانی بعداً می‌آیند. ما باید قدرت پیش‌بینی داشته باشیم. متأسفانه در ایران برنامه‌ریزی نداریم.

    متأسفانه در ایران برنامه‌ریزی نداریم

    وی در خصوص رابطه گسترش پدیده حاشیه نشینی و بی‌حریم شدن شهر تهران گفت: متأسفانه در تهران نزدیک ۳ میلیون نفر در حاشیه سکونت دارند. ساکنان در جایی قرار می‌گیرند که نظارت قانونی وجود ندارد و مالکیت تعیین نشده است و به صورت قولنامه‌ای با هم بده بستان می‌کنند. کشورهای سوئد، نروژ، فنلاند و ایسلند پدیده حاشیه‌نشینی ندارند. زمانی که تأمین و رفاه اجتماعی در جامعه وجود داشته باشد و اقتصاد سالم باشد، سکونتگاه غیررسمی بوجود نمی‌آید وکسی نمی‌آید در حریم ساخت و ساز کند.

    وی با بیان اینکه علت شکل‌گیری حریم شهری این است که بتوانیم شهر را حفظ کنیم و بتوانیم عوارض ناشی از رشد اقتصاد شهر را که به صورت سکونتگاه‌ها و در حقیقت مکان‌های غیر برنامه‌ریزی‌شده بروز می‌کند، کنترل کنیم، گفت: همه شهرها باید حریم داشته باشند، حتی روستاها. این خواست مدیریت شهرهاست برای اینکه شما محدوده‌شان مشخص شود.

    برای ساخت ۹۰۰ برج در شمال تهران مجوز دادیم و این اجحاف به همه مردم است

    این عضو هیات علمی در پاسخ به این سوال که هشدار معاون شهرسازی مبنی بر اینکه بی‌حریم شدن شهر تهران به نقطه بحرانی رسیده است، چه تبعاتی دارد، گفت: کمبود آب و برق و فرو نشست زمین و بحران‌های اجتماعی و ناهنجاری‌های اجتماعی از بیکاری تا اعتیاد، طلاق، دختران کار، کودکان کار و… این‌ها اتفاقاتی است که رخ می‌دهد و بیشتر هم خواهد شد. شهر باید از اصول منطقی پیروی کند و هر شهری باید حریم داشته باشد و حریم باید عادلانه تعیین شود، نه اینکه ناعادلانه، هم به لحاظ اجتماعی و هم به لحاظ اقتصادی. هر چقدر می‌خواهند در شهر تهران مرتفع‌سازی می‌کنند، برای ساخت ۹۰۰ برج در شمال تهران مجوز ساخت دادیم و این اجحاف به همه مردم است.

    وی افزود: ما بحثی به نام «حق به شهر» داریم. همه افرادی که درون شهر هستند حق به شهر دارند. این بی‌قانونی‌ها تبعات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دارد. وقتی شهر بی‌حریم می‌شود فروپاشی فرهنگی هم اتفاق می‌افتد و هر کس هر کاری می‌خواهد در حریم می‌کند. از هر جایی به تهران می‌آیند و نمی‌توانیم کنترلی داشته باشیم و بدتر می‌شود و به یک شهر ناهمگون تبدیل می‌شود. مدیریتی که بخواهد پایدار باشد و مورد پسند مردم باشد، باید حریم داشته باشد. هر خانه‌ای هم حریم دارد.

    وقتی طبقات فقیر در جایی کلونی تشکیل می‌دهند، میزان جرم و جنایت بالا می‌رود

    حاتمی نژاد در ادامه خاطر نشان کرد: وقتی طبقات فقیر در یک جا کلونی تشکیل می‌دهند، میزان جرم و جنایت بالا می‌رود. ناامنی بیشتر می‌شود. کنترل اجتماعی پایین می‌آید و رابطه چشم در چشم ضعیف می‌شود. در اجتماع محلی که ما همه از یک روستا آمده‌ایم، همه همدیگر را می‌شناسیم و به هم احترام می‌گذاریم. بزرگ‌تر و کوچک‌تر می‌فهمیم. دست همدیگر را می‌گیریم، با هم متحد هستیم و انسجام اجتماعی داریم. ولی اقوام مختلف به ناچار در یک جا زندگی می‌کنند، نظارت‌های قانونی پایین می‌آید. ارتباطات کم می‌شود چون رسم و رسوم‌شان با یکدیگر متفاوت است. در یک جایی ممکن است در یک بخشی از ایران، مثل تهران، سیگار کشیدن دختر ۱۵ ساله عیب نباشد، ولی در آن روستایی که من می‌گویم ارتباطات وجود دارد، عیب باشد چون کنترل اجتماعی را دارد. وقتی ما حریم را نظارت نکنیم، ساختار اجتماعی، فرهنگی، ارزش‌های دینی و حتی انسانی ممکن است مورد آسیب قرار گیرند و این بسیار خطرناک است.

    این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که چه آینده‌ای را برای شهر تهران پیش بینی می‌کنید، گفت: من خودم یک اصطلاحی را همیشه به کار می‌برم که در برنامه‌ریزی شهری هم مطرح است، به نام «کاکاتوپیا». ما با این شرایط وارد دوره کاکاتوپیای تهران می‌شویم. کاکاتوپیا یعنی پلشت آباد. به من اصلاً خوش نمی‌گذرد که استاد دانشگاه تهران باشم و تنها در حد حداقل نیازهای اولیه زندگی کنم، در حالی که میلیون‌ها نفر از همشهری‌های من در سکونتگاه‌های غیررسمی و فضاهای بد زندگی می‌کنند.

    وی  تاکید کرد: مدیریت باید شفافیت داشته باشد و بگوید چقدر پول درمی‌آورد و کجا هزینه می‌کند. مدیریت باید مسئولیت‌پذیری داشته باشد و پاسخگو باشد و همچنین مشارکت داشته باشد. بعد اعتمادسازی کند، سپس عدالت اجتماعی داشته باشد و بعد قانون‌مداری را رعایت کند. اگر ما این اصول را رعایت کنیم، باید امیدوار باشیم که هم کشور درست خواهد شد، هم شهر و هم حریم ما حفظ خواهد شد. هرچقدر نظارت قانونی‌مان را بر حریم کمتر کنیم، هجوم تمام نیروهای مخرب به اموال عمومی بیشتر خواهد شد و نظام اکولوژیکی منطقه را بیشتر به هم خواهد زد. سازمان فضایی را متلاشی خواهد کرد و آنجاست که انسان‌هایی که درون تهران جابجا خواهند شد، یعنی نسل آینده بر ما نفرین خواهند فرستاد.

  • پایتخت در آستانه فروپاشی / تهران دیگر جای زندگی نیست

    پایتخت در آستانه فروپاشی / تهران دیگر جای زندگی نیست

    به گزارش اقتصادران، یک منتقد و فعال شهری هشدار داده، شهرداران تهران با نادیده‌گرفتن «طرح تفصیلی توسعه شهر تهران» مصوب ۱۳۴۹، شهر را به ورطه بحران آب، فرونشست و آلودگی هوا کشاندند.

    به اعتقاد کاشانی، سیاست‌های تراکم فروشی و شهر فروشی نه‌تنها علمی نبود، بلکه فاصله تهران را با توسعه پایدار بیشتر کرد. او ادامه داد: «این ماجرا بعد‌ها با سیاست‌های مختلف ادامه یافت. حتی طرح جامع مصوب ۱۳۹۰-۱۳۹۱ که زمان شهرداری قالیباف تصویب شد، به جای کنترل، تراکم پایه را بالا برد. مثلاً در خیابان ولیعصر و شریعتی مجوز ساخت ۹ طبقه داده شد، یا سطح شهر تراکم‌های بالا تعیین شد که اگر همه اینها ساخته شود، جمعیت تهران بسیار بالاتر از سقف قبلی خواهد رفت. طرح جامع جدید عملاً تهران را به سمت جمعیتی ۹ یا ۱۰ میلیونی پیش برد، اما حالا بسیاری از مناطق حتی از این سقف هم عبور کردند.

    وضعیت بحرانی در مناطق جنوبی تهران

    علاوه بر این کاشانی در ادامه افزود: منابع آب تهران عمدتاً از چاه‌های عمیق تامین می‌شود و این باعث فرونشست زمین در بسیاری از نواحی تهران شده، آن هم نه در مناطق بیابانی، بلکه در مناطق جنوبی تهران مثل مناطق ۱۷ و ۱۸. گزارش‌های متعددی از فرونشست زمین در این مناطق منتشر شده است.

    جمعیت تهران بحرانی است

    کاشانی به کمبود آب و محدودیت ظرفیت اکولوژیک تهران اشاره کرده و می‌گوید در عین حال ساخت‌وساز‌ها همچنان ادامه دارد. هر چند وقت یک‌بار مصوبه‌ای برای ترغیب سازندگان تصویب می‌شود. به طورمثال اخیرا «مصوبه ۶۶۶ تصویب شده که طبق آن یک طبقه به ساختمان‌های شهر اضافه کند یا اجازه ساخت و ساز در بافت‌های فرسوده بدهد». این مثل این است که شما در یک آپارتمان ۱۰۰ متری برای یک خانواده، سه خانواده را جا بدهید. این دیگر زندگی استاندارد نیست، بلکه یک بحران است.»

    تونل‌سازی و مولدسازی؛ درآمدزایی به بهای بحران شهری

    کاشانی با انتقاد از سیاست‌های اخیر گفت: «الان دیگر صحبت از توسعه شبکه بزرگراه‌ها و مترو نیست، حالا صحبت از تونل‌سازی در زیر شهر شده، مثل تونل نیایش یا رسالت. این هزینه‌های سنگین در نهایت بهانه‌ای برای توجیه تراکم‌فروشی و فشار بیشتر به منابع طبیعی تهران شده است. از سوی دیگر، طرح‌های دولتی مانند نهضت ملی مسکن، مولدسازی اراضی دولتی و تغییر کاربری‌ها در مناطق غربی تهران نیز بدون توجه به ظرفیت‌های زیست‌محیطی و منابع آب، بارگذاری‌های سنگینی را بر شهر تحمیل می‌کنند.»

    تهران در آستانه فروپاشی زیست‌محیطی

  • ناترازی شدید آب در تهران / مقصر توسعه نامتوازن کیست؟ / مردم همگی از سر دلخوشی در تهران زندگی می‌کنند؟

    ناترازی شدید آب در تهران / مقصر توسعه نامتوازن کیست؟ / مردم همگی از سر دلخوشی در تهران زندگی می‌کنند؟

    به گزارش اقتصادران، بحران آب در ایران به وضعیت هشدار رسیده است. مسئولان که در سال‌های گذشته محدودیت را برای دیگر شهرها اعمال و سعی می‌کردند که تهران متوجه محدودیت در زمینه آب نباشد، این بار مجبور شده‌اند به بحران آب در پایتخت اعتراف کنند.

    مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری، روز شنبه ۲۵ اسفندماه در جلسه شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان تهران در مورد وضعیت آب در استان تهران متذکر شده بود که امسال تهران با ناترازی شدید آب مواجه می‌شود. چراکه بارندگی کم بوده است و باید این موضوع از همین حالا مدیریت شود. آب‎‌رسانی تهران را که نمی‌شود با تانکر انجام داد!

    به گفته او با این نوع از توسعه که تهران در پیش گرفته است، دیگر امکان زندگی در آن وجود ندارد. کمتر از یک درصد از خاک، اما بیش از ۲۰ درصد از جمعیت در تهران است. این دو همخوانی ندارند؛ اگر نمی‌توان پایتخت را جابه‌جا کرد، باید آن را مدیریت کرد.

    البته چنین اظهاراتی از سوی مسئولان برای اولین بار نیست مطرح می‌شود و دیگر باید آن را یک کلیشه دانست. اما نه نوع توسعه متمرکز تهران و نه نحوه مدیریت آب در کشور تغییری نکرده‌اند. تنها سال‌های متمادی گذشته‌ و مسئولان کشور تغییر کرده‌اند تا هر کدام به شیوه‌ای صرفا انتقاد خود را از شرایط بیان کنند و درخواست مدیریت داشته باشند. گویا در ایران، مردم در نقش مسئولان باید عمل کنند و علاوه بر پذیرا بودن انتقادات آنها، تلاش بر مدیریت کشور داشته باشند.

    توسعه نامتوازن و متمرکز کشور؛ مقصر کیست؟

    رئیس جمهوری در اظهارات خود از نوع توسعه تهران گله کرد. او به جمعیت بیش از حد تهران اشاره کرد و متذکر شد که با این رشد جمعیت و نبود ظرفیت، نمی‌توان زندگی کرد. قطعا هرجا جمعیت بیشتر شود، مصرف آب نیز بالا می‌رود. اما باید پرسید از دید مسئولان، مردم همگی از سر دلخوشی در تهران زندگی می‌کنند؟

    نوع توسعه‌ای که رئیس جمهوری از آن گلایه دارد، نوعی توسعه نامتوازن است. طوری که تمرکز عمده مراکز تولیدی، خدماتی، بهداشتی، درمانی، آموزشی، اداری و… در پایتخت است و افراد بسیاری برای دسترسی به این نوع از کالا و خدمات به تهران مراجعه می‌کنند. اگر مسئولان اندکی در سطح شهر قدم می‌زدند، متوجه می‌شدند که بسیاری از مردم از سر اجبار به تهران رجوع می‌کنند.

    بسیاری از شهرها از دسترسی به خدمات بهداشتی، درمانی یا آموزشی با کیفیت معمولی محروم هستند و بسیاری از مردم مجبور به مهاجرت به تهران برای دریافت این نوع خدمات می‌شوند.

    نکته دیگر در این زمینه، نامتوازن بودن سطح اشتغال است. از نظر سطح درآمد و وجود شغل، عمدتا تهران وضعیت به نسبت بهتری از بسیاری از دیگر شهرها دارد و مردم مجبور هستند برای گذران معیشت خود، به تهران مهاجرت کنند. این نوع از تمرکز کالا، خدمات، مشاغل و… در تهران، مهاجرت بسیاری از افراد به پایتخت را ناگزیر کرده است؛ موضوعی که مستقیما به نحوه سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای مربوط است.

    مسئولان با نگاه متمرکز به تهران، روند رشد و توسعه بسیاری دیگر از شهرها را کمتر از تهران در پیش گرفتند. در این زمینه باید گفت وقتی تعداد زیادی از مردم به دلیل شکل توسعه‌ای که مسئولان رقم زده‌اند، به پایتخت مهاجرت می‌کنند، طبیعتا مصرف آب در پایتخت نیز به شدت افزایش پیدا می‌کند.

    ارتباط شکل توسعه مدنظر مسئولان با بحران آب

    اقتصاد ایران متکی به نفت است. این موضوع باعث شده است که به باقی بخش‌های اقتصادی مانند صنعت و کشاورزی توجه چندانی نشود. به دلیل تمرکز کشور بر تولید و فروش نفت، رشد صنعتی در کشور آن طور که باید اتفاق نیفتاد. در کشاورزی نیز اوضاع همین گونه است.

    در واقع در یک نگاه کلی می‌توان گفت هم کشاورزی و هم صنعت، مصرف آب بالایی دارند و نتوانسته‎‌اند از تکنولوژی‌های لازم به دلیل نبود نگاه توسعه‌ای در این بخش‌ها بهره ببرند.

    برای مثال، وضعیت کشاورزی در ایران در سال‌های اخیر با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است که یکی از مهم‌ترین آنها بحران آب است.

    با وجود کاهش منابع آبی، همچنان در بسیاری از مناطق کشور از شیوه‌های سنتی و غیربهینه آبیاری استفاده می‌شود. این موضوع به دلیل نبود فناوری‌های نوین و همچنین نبود نگاه توسعه‌ای به این بخش است. در حالی که در کشورهای دیگر از سیستم‌های مدرن مانند آبیاری هوشمند و قطره‌ای برای مدیریت منابع آب بهره می‌برند، در ایران همچنان شیوه‌های سنتی با وجود هدررفت بالا، رواج دارد.

    علاوه بر این، در برخی مناطق خشک و کم‌آب، کشاورزی همچنان در حال گسترش است، در حالی که اساسا این مناطق ظرفیت لازم برای چنین فعالیت‌هایی را ندارند. این امر نشان‌دهنده سیاست‌های توسعه‌ای اشتباهی است که بدون در نظر گرفتن شرایط زیست‌محیطی و منابع موجود، صرفا به گسترش سطح زیر کشت به عنوان شاخصی از رشد اقتصادی توجه دارد.

    باید گفت نگاه‌ها و تعاریف متعددی نسبت به توسعه وجود دارد که در ایران اشتباه‌ترین انواع آن، پایه‌های سیاست‌گذاری قرار گرفته‌اند. توسعه صرفا به معنای افزایش کمی تولید نیست. اگر به پیامدهای تولید، منابع، مصارف، بهره‌وری و بسیاری دیگر از عوامل اندیشیده نشود، صرفا مصرف منابع در کشور رخ داده است.

    این موضوع در مورد کشاورزی رخ داد. مسئولان به دنبال سیاست‌های خودکفایی در زمینه کشاورزی، تنها قصد افزایش تولید محصولات کشاورزی را داشتند. اما این رویه، منجر به فشار مضاعف بر آب‌های زیرزمینی شد و اکنون وضعیت آن‌ها بحرانی است.

    به نظر می‌رسد که مسئولان به سدسازی‌های بی‌رویه، سیاست‌های خودکفایی و فشار بر منابع آب زیرزمینی، نوع قیمت‌گذاری آب و بسیاری دیگر از تصمیمات خود که منجر به تشدید بحران آب در کشوری کم‌آب شده است، توجه نمی‌کنند. از این رو، بحران آب را نتیجه کاهش بارندگی می‌دانند. این در حالی است که به نظر می‌رسد می‌توان با مدیریت درست، وضعیت بارندگی را جبران کرد. اما واگذار کردن مدیریت به موضوعات ناپایداری مانند بارش، شرایط کشور را بدتر از گذشته می‌کند.

    مقصر توسعه نامتوازن کیست؟

    مسئولان با سیاست‌های تمرکزگرایانه نسبت به پایتخت، مهاجرت مردم به این شهر را رقم زد‌ه‌اند. پیامد این نوع از سیاست‌ها، افزایش مصرف در تهران است. مسئولان خود در شرایطی که بسیاری از شهرها آب نداشتند، وجود آب در بسیاری از ویلاهای اطراف تهران را تضمین کردند. ویلاهایی که اطراف سدهایی بنا شده‌اند که در حال حاضر در وضعیت وخیمی به سر می‌برند.

    عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب، در نشستی خبری در ۲۰ اسفندماه عنوان کرد: سد لار با ۱۱ میلیون مترمکعب تنها یک درصد پرشدگی، سد لتیان با هشت میلیون مترمکعب تنها ۱۰ درصد پرشدگی، سد ماملو با ۲۹ میلیون مترمکعب ۱۲ درصد پرشدگی و سد امیرکبیر با ۱۱ میلیون مترمکعب تنها شش درصد پرشدگی دارند.

    وجود نگاه کلان در این زمینه می‌تواند تاحدی کمک‌کننده باشد. وقتی نوعی از توسعه در کشور در دستور کار باشد که به دنبال سدسازی‌های بی‎‌رویه، مجوز دادن به حفر چاه برای برداشت از ذخایر آب زیرزمینی برای خودکفایی کشاورزی، توسعه صنایع آب‌بر در مناطق کم‌آب کشور و… است، وضعیت کنونی امروز اجتناب ناپذیر می‌شود.

    در این میان باید گفت گرچه مصرف آب در برخی نقاط از پایتخت بسیار بالاست اما اجازه این نوع از مصرف، توسط خود مسئولان با سیاست‌های توسعه‌ای اشتباه داده شده است. برای کاهش مصرف آب، بازنگری در نگرش توسعه‌ای کشور امری ضروری است.

  • خبر بد برای پایتخت نشینان؛ زور بارش ها به کم آبی تهران نمی رسد

    خبر بد برای پایتخت نشینان؛ زور بارش ها به کم آبی تهران نمی رسد

    به گزارش اقتصادران، علی‌آبادی درباره طرح‌های آبرسانی استان سیستان و بلوچستان، اعلام کرد: پیگیری حقابه از همسایه شرقی که مذاکرات آن توسط وزارت امور خارجه در حال انجام است از جمله اقدامات است؛ اما در کنار آن طرح انتقال آب دریا در حال پیگیری بوده و طرح آبخوان‌های شرقی نیز در حال اجراست.

    وزیر نیرو با بیان اینکه مجلس روحیه خود را برای حمایت از اقدامات و طرح‌های وزارت نیرو نشان داده است، گفت: موضوع تامین آب شرب در نقاط مختلف کشور در اولویت است و لازم است در حوزه کشاورزی به سمت کشاورزی گلخانه‌ای و اصلاح الگوی کشت بریم.

    عباس علی‌آبادی با بیان اینکه چالش آب سال‌هاست که تداوم دارد، اضافه کرد: مشکل آب اصفهان برای اکنون نیست و مسئله‌ای تاریخی است، اما نکته این است که با تدبیر و پیگیری فراوان، طرح‌های توسعه‌ای یکی پس از دیگری در حال اجراست.

    وزیر نیرو با تاکید بر اهمیت توسعه کشاورزی گلخانه‌ای در کشور گفت: بارندگی‌های دو شب گذشته تهران تا بیست اسفند ۱۴۰۳ فقط ۱۱ میلی‌تر به ثبت رسیده است که کفاف رفع کم آبی کلانشهر تهران را نمی‌کند.

    او  در ادامه به پیشرفت‌های حاصل شده در توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر اشاره و تصریح کرد: تا پیک تابستان سال پیش رو ۳۰۰۰ مگاوات انرژی خورشیدی به مدار تولید اضافه می‌شود.

    عباس علی‌آبادی در ادامه از نصب ۵ میلیون کنتور هوشمند خبر داد و گفت: این امر طی ۳۰ سال گذشته انجام نشده است، اما با اقدامات آغاز شده می‌توان از این طریق ۱۰ هزار مگاوات بار مصرف را کاهش داد.

    وضعیت بحرانی سد کرج

    صحبت‌های وزیر نیرو مبنی بر چالش و کمبود آب سال‌هاست که در کشور تداوم دارد، درحالی زده شد که روز گذشته -۲۱ اسفند- داوود نجفیان، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای البرز هشدار داد که بارش‌ها نسبت به بلندمدت ۴۱ درصد و نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد کاهش یافته است. همچنین سد کرج تنها ۷ درصد پر است و ذخایر برفی نیز ۲۵ درصد کمتر از سال گذشته است.

    کاهش ۱۵ درصدی بارش بارش نسبت به سال گذشته

    عباس علی‌آبادی پیش از این نیز در در خصوص وضعیت بارندگی‌ها در ۴ اسفند گفت: در سال جاری میزان بارش‌ها نسبت به سال قبل ۱۵ درصد و نسبت به میانگین بلندمدت ۵۰ درصد کاهش داشته است. بنابراین باید با اجرای طرح‌های افزایش بهره‌وری، مانند چرخانی منابع آبی، این کمبودها را جبران کنیم.

    کاهش بارش در کشور/ کاهش چشمگیر ذخیره آبی

    اشاره وزیر نیرو به کاهش میزان بارش در کشور درحالی بود که ۲۹ بهمن، به گزارش ایسنا، آمار بارش از ابتدای بهمن‌ماه تا ۲۷ این ماه، کاهش ۲۵.۵ درصدی را نسبت به میانگین بلندمدت نشان می‌دهد. در این بازه، کشور به‌طور میانگین ۲۵ میلی‌متر بارش دریافت کرده، درحالی‌که میزان معمول در بلندمدت ۳۳.۶ میلی‌متر بوده است.

    از ابتدای فصل جاری تا ۲۷ بهمن‌ماه، میانگین بارش کشور ۳۷.۱ میلی‌متر بوده که در مقایسه با میزان بلندمدت ۶۶ میلی‌متری، کاهش ۴۳.۸ درصدی را نشان می‌دهد. همچنین، میزان بارش از ابتدای سال آبی جاری (۱ مهرماه) تا ۲۷ بهمن، به‌طور میانگین ۷۰.۹ میلی‌متر ثبت شده که نسبت به مقدار بلندمدت ۱۲۵ میلی‌متری، با کاهش ۴۳.۳ درصدی همراه بوده است.

  • تهران؛ در محاصره بحران آب و فرونشست زمین

    تهران؛ در محاصره بحران آب و فرونشست زمین

    به گزارش اقتصادران، مهدی پیرهادی اظهار کرد: کاهش بارش‌ها و خشکسالی تنها مربوط به امسال و سال‌های اخیر نیست بلکه در ۵۰ سال گذشته روند کاهش بارش بصورت مداوم ادامه داشته و در برخی سال‌ها افزایش ناچیز بوده، اما میانگین کلی نزولی است.

    وی افزود: متاسفانه در این سال‌ها دستگاه‌های مختلف بصورت علمی و عملیاتی به این بحران ورود نکرده و امروز که به نقطه بحران رسیده‌ایم، یکباره اعلام می‌شود که باید چاه‌های عمیق جدید حفر شود.

    مخالفت شورای شهر با حفر چاه‌های جدید

    این عضو شورای شهر تهران با انتقاد از فشار‌های وارده به شهرداری تهران برای حفر چاه‌های جدید، گفت: در دو سال گذشته شورای شهر و شخص رییس شورا با قاطعیت در برابر این اقدام ایستادگی کرده‌اند، زیرا این اقدام باعث تشدید فرونشست زمین در تهران می‌شود.

    پیرهادی با بیان اینکه ۸۸ درصد از منابع آبی کشور در حوزه کشاورزی مصرف می‌شود و بخش قابل توجهی از آن به دلیل روش‌های نادرست آبیاری هدر می‌رود، افزود: اگر تنها ۱۰ درصد صرفه‌جویی در مصرف آب کشاورزی انجام شود، معادل کل مصرف آب شرب شهر تهران ذخیره خواهد شد. این در حالی است که تاکنون برنامه جامع و کارآمدی برای مدیریت مصرف آب در کشاورزی اجرا نشده است.

    تجربه جهانی در مدیریت مصرف آب

    پیرهادی با اشاره به اقدامات کشور‌های توسعه‌یافته در زمینه کاهش مصرف آب، گفت: کشور‌هایی مانند آلمان با وجود منابع آبی مناسب، برنامه‌های گسترده‌ای برای کاهش مصرف و استفاده از تجهیزات کاهنده اجرا کرده‌اند، اما در ایران همچنان این موضوع جدی گرفته نشده است.

    افزایش هزینه خانوار‌ها به‌دلیل کاهش فشار آب

    وی با انتقاد از کاهش فشار آب در برخی مناطق تهران گفت: کاهش فشار آب باعث شده مردم برای تامین آب مجبور به خرید پمپ و مخزن شوند که این امر به افزایش مصرف برق نیز منجر شده است.

    وی در ادامه اطهار کرد: بنظر می‌رسد وزارت نیرو بجای مدیریت علمی منابع آب بدنبال راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و مقطعی است.

    رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران همچنین با هشدار نسبت به پیامد‌های حفر چاه‌های عمیق جدید گفت: حفر این چاه‌ها در مناطق شهری بویژه مناطق مرکزی و جنوبی تهران می‌تواند خطر فرونشست گسترده را به همراه داشته باشد. بر اساس مطالعات علمی، هم‌اکنون در برخی نقاط تهران تا ۳۰ سانتیمتر فرونشست ثبت شده است.

    وی افزود: نامه‌ای خطاب به سه قوه، شورای تأمین استان و قرارگاه ثارالله تهیه شده و در آن نسبت به تبعات امنیتی و اجتماعی ادامه روند کنونی هشدار داده شده است.

    این عضو شورای شهر افزود:معتقدم اگر امروز تدبیری در مبحث بحران آب اتخاذ نشود در آینده نزدیک با بحران‌های جدی‌تر روبه‌رو خواهیم شد.

    لزوم پاسخگویی مدیران در بحران آب

    پیرهادی گفت: مدیران باید بدانند مسوولیت‌پذیری و پاسخگویی در قبال بحران‌های زیست‌محیطی مانند آب و هوا ضروری است. متاسفانه امروز برخی مدیران برای فرار از پاسخگویی، از انجام اقدامات موثر خودداری می‌کنند و این رفتار موجب انباشت بحران‌ها شده است.