برچسب: تنگه هرمز

  • عوارض؛ شرط عبور امن از تنگه هرمز!

    عوارض؛ شرط عبور امن از تنگه هرمز!

    به گزارش اقتصادران، تنگه هرمز که همواره به عنوان شاهرگ اقتصاد جهانی شناخته شده، اکنون از یک مسیر ترانزیتی صرف، به ابزاری تعیین‌کننده در دکترین دفاعی و دیپلماتیک ایران بدل گشته است. تحولات اخیر و اظهارات مقامات دیپلماتیک نشان می‌دهد که ایران مدل نظارتی خود بر این تنگه را با وضعیت جنگی کنونی تطبیق داده است؛ مدلی که بر دو پایه تأمین امنیت مشروط و انتفاع اقتصادی مشروع استوار است. جمهوری اسلامی ایران می‌کوشد تا با سیاست‌های جدید و محدودیت‌هایی که بر این آبراه حیاتی اعمال کرده، قواعد بازی را در اوج تنش‌های نظامی با ائتلاف آمریکایی – اسرائیلی بازنویسی کند.

    دیپلماسی عبور؛ از امنیت تا حاکمیت

    اظهارات اخیر سخنگوی وزارت امور خارجه و بیانیه نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد، فصل تازه‌ای از قوانین نانوشته، اما اجرایی در تنگه هرمز را گشوده است. تأکید بر اینکه تنها کشتی‌های غیرمتخاصم حق عبور ایمن دارند، پیامی صریح به ائتلاف‌های نظامی بین‌المللی است. از منظر حقوق بین‌الملل، اگرچه کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریا‌ها بر عبور ترانزیتی تأکید دارد، اما ایران با استناد به حق دفاع مشروع و شرایط ناشی از تهاجمات نظامی، تفسیری حاکمیتی را جایگزین تفاسیر سنتی کرده است. طبق اعلام مقامات رسمی، هماهنگی با مراجع ذی‌صلاح ایرانی دیگر یک توصیه نیست، بلکه پیش‌شرط عبور امن تلقی می‌شود. این تغییر رویه نشان‌دهنده آن است که تهران قصد دارد هزینه حمایت از اقدامات خصمانه علیه خاک خود را در سطح دریا به طرف‌های مقابل تحمیل کند.

    رسانه‌های غربی از جمله نیویورک تایمز در تحلیل‌های اخیر خود به این نکته اشاره کرده‌اند که ایران با استفاده از نفوذ جغرافیایی خود، در حال تعریف یک منطقه خاکستری در تنگه هرمز است؛ منطقه‌ای که در آن قواعد بازی نه توسط معاهدات بین‌المللی قدیمی، بلکه بر اساس موازنه قدرت میدانی تعیین می‌شود. این رسانه مدعی است که سخت‌گیری‌های اخیر در بازرسی‌ها و الزام به پاسخگویی کشتی‌ها به نیروی دریایی ایران، لایه‌های امنیتی جدیدی ایجاد کرده که می‌تواند زنجیره تأمین جهانی را با کندی مواجه کند.

    حق عبور و نبرد تفاسیر حقوقی درباره تنگه هرمز

    نقطه ثقل چالش‌های اخیر در تنگه هرمز، اختلاف نظر مبنایی بر سر دو کنوانسیون ۱۹۵۸ و ۱۹۸۲ حقوق دریاهاست. ایالات متحده و بسیاری از کشور‌های غربی با استناد به کنوانسیون ۱۹۸۲، معتقد به عبور ترانزیتی هستند؛ قاعده‌ای که حق عبور را بسیار گسترده می‌بیند و حتی زیردریایی‌ها را مجاز می‌داند بدون روی آب آمدن و اهتزاز پرچم، از تنگه عبور کنند.

    اما لبه تیز تیغ حقوقی ایران، استناد به وضعیت عبور بی‌ضرر بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۸ است. از منظر حقوقی ایران، از آنجایی که تهران کنوانسیون ۱۹۸۲ را امضا کرده، اما به تصویب نهایی مجلس نرسانده، خود را ملزم به پذیرش «عبور ترانزیتی» نمی‌داند. در نظام «عبور بی‌ضرر»، کشور ساحلی (ایران) حق دارد اگر عبور شناوری را مخل صلح، نظم یا امنیت خود تشخیص دهد، آن را متوقف یا محدود کند.

    گاردین در گزارشی حقوقی به قلم تحلیلگران بین‌الملل اشاره کرده است که ایران با استفاده از تفسیر حاکمیتی از حقوق بین‌الملل، عملاً نظارت خود را بر تنگه قانونی جلوه می‌دهد. طبق تفسیر تهران، هر کشتی که با نیرو‌های متخاصم (آمریکا و اسرائیل) همکاری کند، مصداق بارز نقض عبور بی‌ضرر است.

    اقتصاد جنگی و چالش عوارض دریایی

    یکی از جنجالی‌ترین ابعاد تحولات اخیر، بحث اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، در گفت‌و‌گو با رسانه «ایندیا تودی» به صراحت از تداوم این سیاست سخن گفته است. منطق ایران در این بخش بر این پایه استوار است که تأمین امنیت یک آبراه حیاتی در شرایط جنگی، هزینه‌های هنگفتی را به کشور ساحلی تحمیل می‌کند و ذینفعان این امنیت (شرکت‌های کشتیرانی و کشور‌های خریدار انرژی) باید در پرداخت این هزینه‌ها سهیم باشند.

    خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی به بررسی تبعات این اقدام پرداخته و عنوان کرده است که هرگونه اختلال یا وضع هزینه‌های جدید در تنگه هرمز می‌تواند قیمت تمام‌شده انرژی برای بازار‌های آسیایی و اروپایی را به شدت افزایش دهد. رویترز می‌نویسد که شرکت‌های بیمه دریایی در لندن (لویدز) از هم‌اکنون حق بیمه خطر جنگی برای عبور از این منطقه را افزایش داده‌اند و اضافه شدن «عوارض عبور» از سوی ایران می‌تواند جذابیت مسیر هرمز را برای برخی اپراتور‌های کوچک‌تر کاهش دهد. با این حال، واقعیت این است که برای غول‌های نفتی، هیچ جایگزین کوتاه‌مدت و باصرفه‌ای برای هرمز وجود ندارد، امری که دست ایران را در میز مذاکرات اقتصادی بالا نگه می‌دارد.

    روایت رسانه‌های مختلف از وضعیت فعلی تنگه هرمز، نشان‌دهنده عمق شکاف سیاسی در جامعه جهانی است. نشریه اکونومیست در یادداشتی نوشته که ایران با هوشمندی میان کشتی‌های متخاصم و غیرمتخاصم تفکیک قائل شده است تا از اجماع جهانی علیه خود جلوگیری کند. به باور این نشریه، ایران با باز گذاشتن مسیر برای کشور‌هایی که در تنش‌ها بیطرف هستند، تلاش می‌کند تا روابط اقتصادی خود با قدرت‌های نوظهور شرق مانند چین و هند را حفظ کرده و تنها فشار را بر محور غربی متمرکز کند.

    در مقابل، رسانه‌هایی مانند وال استریت ژورنال بر جنبه‌های تهدیدآمیز این محدودیت‌ها تأکید دارند. این روزنامه مدعی است که اقدامات ایران در تنگه هرمز، عملاً به معنای کنترل شریان‌های حیاتی متحدان آمریکا در منطقه است. وال استریت ژورنال با اشاره به حضور ناوگان پنجم آمریکا در منطقه، هشدار می‌دهد که اصطکاک میان نیرو‌های دریایی ایران و ائتلاف بین‌المللی در زمان بازرسی کشتی‌ها یا اخذ عوارض، پتانسیل تبدیل شدن به یک جرقه بزرگ برای درگیری مستقیم را دارد.

    آثار سیاسی و ژئوپلیتیک؛ بازتعریف نظم منطقه‌ای

    اقدامات ایران در تنگه هرمز تنها جنبه فنی یا اقتصادی ندارد، بلکه پیامی سیاسی به بازیگران منطقه‌ای است که قلمرو خود را در اختیار نیرو‌های متخاصم قرار داده‌اند. وقتی دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل از لزوم عدم حمایت از اقدامات تجاوزکارانه سخن می‌گوید، مخاطب اصلی آن کشور‌هایی هستند که پایگاه‌های نظامی‌شان میزبان جنگنده‌ها یا ناو‌های آمریکایی و اسرائیلی است. این رویکرد، کشور‌های حاشیه خلیج فارس را بر سر یک دوراهی سخت قرار می‌دهد: یا باید امنیت عبور و مرور کالا‌های خود را فدای همکاری‌های نظامی با غرب کنند، یا برای تضمین جریان تجارت، از ماجراجویی‌های نظامی علیه ایران فاصله بگیرند.

    تحلیلگران «الجزیره» بر این باورند که ایران با استفاده از کارت تنگه هرمز، در حال اجرای یک بازدارندگی فعال است. از نظر این رسانه، ایران به جای بستن کامل تنگه که می‌توانست پیامد‌های ناگوار جهانی داشته باشد، به سمت مدیریت هوشمند جریان عبور حرکت کرده است. این سیاست به تهران اجازه می‌دهد تا بدون ورود به یک جنگ تمام‌عیار دریایی، فشار اقتصادی و روانی لازم را به دشمنان خود وارد کند.

    چشم‌انداز پیش‌رو؛ توازن میان تهدید و تجارت

    در نهایت، آنچه در تنگه هرمز می‌گذرد، بازتابی از توازن قدرت در صحنه بین‌الملل است. ایران با تکیه بر موقعیت ممتاز جغرافیایی و توان نظامی خود، به دنبال تثبیت این واقعیت است که امنیت در این منطقه تجزیه‌ناپذیر است؛ یعنی یا امنیت برای همه برقرار خواهد بود، یا هیچ‌کس نمی‌تواند از عبور بی‌هزینه و ایمن اطمینان داشته باشد.

    موضوع اخذ عوارض و محدودیت برای کشتی‌های مرتبط با کشور‌های متخاصم، ابزاری است برای پاسخ به تحریم‌های غیرقانونی و حملاتی که زیرساخت‌های ایران را هدف قرار داده‌اند. اگرچه رسانه‌های غربی سعی دارند این اقدامات را مخل تجارت آزاد جلوه دهند، اما در یک نگاه واقع‌بینانه، این تنها واکنش منطقی کشوری است که درگیر یک جنگ تحمیلی و نابرابر شده است. آینده تنگه هرمز بیش از آنکه به معاهدات کاغذی وابسته باشد، به نتایج تقابل‌های میدانی و میزان پایبندی طرف‌های بین‌المللی به حاکمیت ملی ایران بستگی خواهد داشت. در این میان، ایران نشان داده است که در صیانت از منافع خود در این آبراه راهبردی، از تمام ظرفیت‌های حقوقی، اقتصادی و نظامی بهره خواهد گرفت تا هزینه تجاوز را برای مهاجمان به حداکثر برساند.

  • سرگیجه بازار انرژی از اخبار ضدونقیض سیاسی

    سرگیجه بازار انرژی از اخبار ضدونقیض سیاسی

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت با تکذیب ادعای مذاکرات از سوی ایران، بار دیگر به بالای ۱۰۰ دلار بازگشته است. قیمت نفت برنت اکنون با رشد ۱.۷۵ درصدی ۱۰۴ دلار در هر بشکه است. قیمت نفت وست تگزاس اینترمیدیت (WTI) نیز با افزایش ۱.۷۱ درصدی در هر بشکه به ۹۱ دلار و ۸۶ سنت رسیده است.

    با این حال، قیمت نفت موربان ابوظبی همچنان کاهشی است و با ریزش ۱۲.۱۱ درصدی در سطح ۱۰۵ دلار و ۳۶ سنت قرار دارد. قیمت نفت عمان اما با ۷.۵۵ درصد رشد، اکنون به ۱۵۷ دلار در هر بشکه رسیده است.

    قیمت نفت اوپک نیز ۱.۶۷ درصد رشد کرده و اکنون ۱۴۵ دلار و ۲۴ سنت در هر بشکه است. قیمت نفت سبک ایران بین ۹۷ تا ۹۹ دلار نوسان می‌کند و قیمت نفت سنگین ایران نیز بین ۹۴ تا ۹۷ دلار در هر بشکه است.

    سرگردانی بازار انرژی در سایه خبرهای ضد و نقیض سیاسی

    روایت‌های متناقض میان دولت آمریکا و مقامات ایران نشان‌دهنده تداوم شکاف عمیق در مسیر مذاکرات است. در حالی که کاخ سفید از پیشرفت گفتگوها سخن می‌گوید، تهران مذاکرات را تکذیب کرده و شروطی مانند تضمین امنیتی، دریافت غرامت و اعتراف به حق ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز را مطرح کرده است.

    پیشنهاد ۱۵ ماده‌ای آمریکا نیز اگرچه بیانگر تمایل به مهار سریع بحران است، اما اختلاف بر سر موضوعات کلیدی، به‌ویژه برنامه هسته‌ای ایران، احتمال دستیابی به توافق در کوتاه‌مدت را محدود می‌کند. نتیجه این روند، سطح بالای عدم قطعیت سیاسی، و تاثیر آن به عنوان مهم‌ترین محرک نوسانات بازارها در شرایط فعلی است.

    شوک عرضه انرژی و فشارهای تورمی

    اختلال در تنگه هرمز به‌عنوان گذرگاه حدود یک‌پنجم انرژی جهان، باعث ایجاد شوک در عرضه جهانی نفت و گاز شده است. محدودیت تردد کشتی‌ها و اعمال عوارض بالا توسط ایران، هزینه‌های حمل‌ونقل و تجارت را افزایش داده است.

    پیامدهای مستقیم این وضعیت شامل مواردی نظیر افزایش قیمت سوخت و نهاده‌هایی مانند کود، اختلال در زنجیره تأمین جهانی و تشدید نگرانی‌ها درباره تورم و امنیت غذایی شده است.

    به این ترتیب، اقتصاد جهانی با فشار تورمی و افزایش هزینه‌های مبادله مواجه است، در حالی که بازار انرژی به‌شدت به تحولات سیاسی حساس باقی مانده است.

    ریسک سیستماتیک و بازآرایی قدرت

    ادامه درگیری و احتمال گسترش آن به سایر بازیگران منطقه‌ای، ریسک بحران گسترده‌تر در خاورمیانه را افزایش داده است. همزمان، تعویق دیدار میان رئیس جمهوری چین و ترامپ نشان می‌دهد این جنگ به سطح رقابت قدرت‌های بزرگ نیز سرایت کرده، به‌ویژه با توجه به وابستگی چین به انرژی منطقه خاورمیانه.

    از سوی دیگر، ابهام در ساختار تصمیم‌گیری داخلی ایران و تداوم درگیری نظامی، پیش‌بینی‌پذیری سیاسی را برای طرف آمریکایی کاهش داده است. نتیجه این تاکتیک، افزایش ریسک سیستماتیک در اقتصاد جهانی، تهدید رشد اقتصادی، به‌ویژه در آسیا و استفاده ایران از آن به عنوان اهرم قدرت است.

    این روند، احتمال حرکت سرمایه‌ها به سمت دارایی‌های امن را افزایش می‌دهد. ترکیب بن‌بست دیپلماتیک، شوک انرژی و ریسک گسترش جنگ، اقتصاد جهانی را در وضعیت شکننده‌ای قرار داده است. در کوتاه‌مدت، مسیر بازارها بیش از هر عامل دیگری به تحولات سیاسی و احتمال کاهش یا تشدید تنش وابسته خواهد بود.

  • دو سناریو برای تنگه هرمز

    دو سناریو برای تنگه هرمز

    به گزارش اقتصادران، کپلر نوشت: اختلال در تنگه هرمز به طور ساختاری تثبیت شده است، به طوری که ایران عملاً تردد کشتی‌ها را کنترل می‌کند و جریان حمل‌ونقل بسیار پایین‌تر از میانگین‌های تاریخی عمل می‌کند.

    در سناریوی کاهش تنش، توقف خصومت‌ها تا آوریل یا می (اردیبهشت) می‌تواند از بهبودی مرحله‌ای حمایت کند و عبور و مرور تا جولای (تیر) به حالت عادی بازگردد، هرچند اعتماد، پوشش بیمه‌ای و تعمیرات زیرساختی سرعت بازگشت کامل به شرایط تجاری را کاهش خواهند داد.

    در مقابل، ادامه درگیری، محدودیت‌های شدید را تداوم می‌بخشد و جریان حمل‌ونقل را تا سه ماهه سوم سال زیر ۲۰ درصد ظرفیت صادراتی نگه می‌دارد و بهبودی را تا اواخر سال ۲۰۲۶ به تأخیر می‌اندازد.

    نتیجه این وضعیت، فشار مداوم بر پالایشگاه‌ها در سراسر آسیا و خاورمیانه، تشدید تنش در زنجیره تأمین و تقویت ریسک‌های صعودی قیمت نفت خام است، به‌گونه‌ای که قیمت‌ها احتمالاً در سه ماهه دوم سال به ۱۳۰ دلار در هر بشکه می‌رسد.

  • وضعیت تنگه هرمز در هاله‌ای از ابهام / ایده اسکورت نفتکش‌ها هم به در بسته خورد

    وضعیت تنگه هرمز در هاله‌ای از ابهام / ایده اسکورت نفتکش‌ها هم به در بسته خورد

    به گزارش اقتصادران، درحالی که جنگ اسرائیل و آمریکا بر علیه ایران وارد سومین هفته خود شده است، گزارش ها از تاثیر محدودیت های تهران در تنگه هرمز بر بازارهای جهانی و به خصوص مشکلاتی جدید در واشنگتن حکایت دارد. در چنین شرایطی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در تلاش است تا با متقاعدسازی کشورهای اروپایی، آن ها را به دخالت در این گذرگاه حیاتی بر عیله ایران تشویق کند.

    استفاده ایران از ابزار مدیریت تنگه هرمز که یک شاهرگ اقتصادی جهانی تعبیر می شود، نفت بیش از ۱۰۳ دلاری را برای بازارهای جهانی به ارمغان آورده است. برخی تحلیلگران و ناظران بازار معتقدند که ممکن است در ادامه شاهد اعداد بالاتری در بازار انرژی جهان نیز باشیم و این موضوع دونالد ترامپ را وادار کرده تا به دنبال راهی برای برون رفت از این بحران باشد.

    نگرانی شدید واشنگتن

    هراس کشورهای جهان و به ویژه منطقه از کمبود سوخت، منجر به تلاش آمریکا برای مقابله با افزایش قیمت ها شد. در این میان، تصمیم به آزادسازی ذخایر استراتژیک کشورها و لغو برخی تحریم ها علیه نفت روسیه گرفته شد. با این حال، تمامی این راه حل ها موقتی بوده و قیمت ها مجددا بالا رفت. واشنگتن در روزهای اخیر نتوانسته آنطور که انتظار می رفت، قیمت نفت را به زیر ۱۰۰ دلار بازگرداند و به همین دلیل، تحلیلگران از بروز تورم و رکود در اقتصاد جهانی سخن می گویند.

    یکی دیگر از راه حل هایی که دولت ترامپ برای این مشکل مطرح کرده است، اسکورت کشتی ها در تنگه هرمز بود که تاکنون عملی نشده است.

    روزنامه نیویورک تایمز فاش کرد که رئیس جمهور آمریکا توان در اختیار گرفتن تنگه هرمز را ندارد و به همین دلیل، ارتش خود را تحت فشار قرار داده است. این در حالی است که دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، قبل از تجاوز نظامی آمریکا به ایران، به ترامپ درباره محدودیت‌های ارتش آمریکا در مقابله با ایران در یک چنین جنگی هشدار داده بود.

    تاثیر راه حل ها موقتی است

    همزمان با افزایش قیمت انرژی، دونالد ترامپ خواستار الحاق کشورهای منطقه خلیج فارس و همچنین خریداران نفت به ائتلافی شد که او مدعی است به منظور مبارزه برای باز نگه داشتن تنگه هرمز تشکیل خواهد داد. او مدعی است که این کشورها و به خصوص کشورهای آسیایی، باید برای مقابله با محدودیت های تنگه هرمز اقدامات عملی انجام بدهند. او از آن ها خواست تا با اعزام ناورهای خود به منطقه، در عملیات باز کردن تنگه با آمریکا همکاری کنند. ایران بارها اعلام کرده تنگه باز است و تنها مواضع اسرائیل و آمریکا در این منطقه مورد هدف قرار خواهند گرفت.

    پاسخ منفی اروپایی ها به ترامپ

     فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان روز دوشنبه تاکید کرد که آلمان در تامین امنیت تنگه هرمز مشارکت نخواهد کرد. مرتس اشاره کرد که جنگ ایران باید سریع و با استراتژی واضح پایان یابد. پیش از این نیز دولت آلمان با اعزام نیرو برای کمک به تامین امنیت تنگه هرمز مخالفت کرده بود.

    به گزارش شبکه خبری تی ار تی، کی‌یر استارمر نخست وزیر انگلیس هم پس از درخواست دونالد ترامپ گفت: هر طرحی برای بازگشایی تنگه هرمز، از ماموریت های ناتو نخواهد بود. او در واکنش به ادعاها و فشارهای غیرقانونی واشنگتن برای پیوستن متحدان به مأموریت اسکورت نفتکش‌ها در تنگه هرمز، موضعی محتاطانه اتخاذ کرد و از هرگونه اعلام حمایت از این طرح خودداری کرد. بر اساس گزارش خبرگزاری روسی تاس، خودداری لندن از اعزام کشتی‌های جنگی خطر تشدید اختلاف بین استارمر و ترامپ را به همراه دارد.

    پیش از این، رئیس‌جمهور آمریکا از امتناع لندن برای دادن مجوز به واشنگتن به منظور استفاده از پایگاه‌های بریتانیا برای انجام اولین حمله به ایران در جریان جنگ جاری ابراز نارضایتی کرده بود.

    همچنین کشورهای آلمان، ایتالیا، یونان، کره جنوبی، ژاپن و استرالیا هم درخواست ترامپ رد کرده و حاضر نشدند که در این تجاوز علیه ایران شریک شوند.

    العربی الجدید روز گذشته ۲۵ اسفند منتشر کرد که وزیر امور خارجه ایتالیا نیز مخالفت کشورش با درخواست ترامپ برای پیوستن به ائتلاف بین‌المللی علیه ایران در تنگه هرمز را اعلام کرد.

    ترامپ پس از پاسخ منفی کشورهای عضو ناتو تهدید کرد که این نهاد نظامی با آینده بسیار بدی روبرو خواهد بود.

    از سویی نخست وزیر ژاپن هم در پاسخ به ادعای دونالد ترامپ برای اعزام ناو به خاورمیانه، این درخواست را رد کرد. این در حالیست که او به عنوان یک سیاستمدار از متحدان ترامپ محسوب می‌شود.

    شبکه اسکای نیوز عربی به نقل از مقامات استرالیا نوشت: با وجود درخواست ترامپ، این کشور هیچ کشتی جنگی به تنگه هرمز اعزام نخواهد کرد. فنلاند هم از دیگر کشورهایی است که به صراحت با درخواست ترامپ برای اعزام نیروی دریایی به خلیج فارس مخالفت کرد.

    الکساندر استاب، رئیس جمهور فنلاند گفت: فکر می‌کنم اکنون نکته اصلی این است که بر خودِ ائتلاف و اقداماتی که انجام می‌دهیم تمرکز کنیم. ما یک اتحاد دفاعی هستیم، به این معنا که به طور معمول حملات نظامی انجام نمی‌دهیم.

    وضعیت تنگه هرمز در هاله‌ای از ابهام

    مخالفت در مشارکت با آمریکایی‌ها برای بازگشایی تنگه هرمز درحالی صورت گرفت که ترامپ پس از اینکه از ارتش آمریکا ناامید شده، بود، سعی کرد که کشورهای دیگر را که متحدان خود بود، وارد این تجاوز کند.

    در همین زمان الجزیره گزارش داده قیمت نفت خام از زمانی که آمریکا و اسرائیل در حملات مشترک علیه ایران را آغاز کردند، حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. بنا بر این گزارش دست‌کم ۹۵ کشور پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران افزایش قیمت بنزین داشته‌اند. برخی کشورها تغییر قیمت‌ها را فقط در پایان هر ماه اعلام می‌کنند، بنابراین انتظار می‌رود ماه بعد نیز بسیاری از کشورها با افزایش قیمت مواجه شوند.

    هر چند تنگه هرمز مشکلات فراوانی را برای حمل‌ونقل دریایی و بازار انرژی ایجاد کرده است؛ اما بنا بر آنچه روزنامه فایننشال تایمز نوشته حداقل ۱۳ نفتکش فوق‌غول‌پیکر از ابتدای جنگ در خارک بارگیری داشته‌اند و ایران زیر سایه جنگ روزانه ۱۴۰ میلیون دلار درآمد دارد.

    براساس این گزارش، در این مدت حدود ۲۴ میلیون بشکه نفت ایران از تنگه هرمز عبور کرده است. طبق برآورد شرکت‌های داده انرژی، ایران از زمان آغاز جنگ روزانه حدود ۱.۵ تا ۱.۶ میلیون بشکه نفت در نفتکش‌ها بارگیری کرده است.

  • غرامت جنگ؛ از عوارض دلاری در تنگه هرمز تا مصادره اموال!

    غرامت جنگ؛ از عوارض دلاری در تنگه هرمز تا مصادره اموال!

    به گزرش اقتصادران، در هفته سوم از جنگ میان ایران و ائتلاف غربی ـ عبری، آثار اقتصادی در سطح ملی و منطقه‌ای به‌گونه‌ای آشکار شده که دیگر فراتر از خسارات نظامی است. از منازل مسکونی و ساختمان‌ها دولتی گرفته تا منابع سوخت و اموال عمومی آسیب دیده‌اند و دولت ناچار است برای جلوگیری از بحران مالی، برنامه‌ای منسجم برای جبران خسارت طراحی کند.

    در همین نقطه، پیام روشن رهبر سوم انقلاب اسلامی مبنای جدیدی برای جهت‌گیری اقتصادی و حقوقی دولت قرار گرفته است. آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در نخستین پیام خود بعد از انتخاب از سوی مجلس خبرگان رهبری، تاکید کردند که ملت ایران حق دارد خسارات وارده را از دشمنان بگیرد و این حق باید با قدرت دنبال شود.

    این جمله از دید کارشناسان نه‌تنها موضع سیاسی بلکه پایه‌ راهبرد اقتصادی جدید کشور تلقی می‌شود. گزارش حاضر تلاش دارد واقع‌بینانه راهکار‌های مطرح‌شده برای تحقق این دستور را بررسی کند و چشم‌انداز عملی جبران خسارت را از زاویه اقتصادی توضیح دهد.

    پیام رهبری و تأثیر آن بر خط‌مشی اقتصادی

    با پیام رهبری، تأکید بر «دریافت خسارت» نخستین بار به‌عنوان مطالبه‌ جدی مطرح شد. در تجربه‌های بین‌المللی، کشور‌هایی که پس از جنگ اقدام به مطالبه رسمی غرامت کرده‌اند، غالباً با موانع حقوقی و سیاسی مواجه شده‌اند، اما همین مطالبه باعث انسجام داخلی و پذیرش هزینه‌های بازسازی شده است.

    در ایران نیز پیام رهبری زمینه‌ساز شکل‌گیری دو مسیر هم‌زمان است. از یک سو پیگیری قضایی‌-حقوقی علیه عاملان خارجی حمله و از سوی دیگر ایجاد منابع مالی داخلی و منطقه‌ای برای جبران سریع خسارت.

    هر دو مسیر نیز اکنون در حال شکل‌گیری هستند؛ اما میزان تحقق مالی آنها متفاوت است. پیام رهبری عملاً دولت را مکلف کرده که خسارت را نه در قالب کمک یا وام خارجی، بلکه به عنوان حق مالکیتی ملت مطالبه کند. این تغییر نگاه، گرچه از نظر سیاسی اقتدارآفرین است، اما از نظر اقتصادی نیازمند اعمال سازوکار‌های واقع‌بینانه و قانونی است.

    عوارض تنگه هرمز؛ واقعیت بین سودآوری و ریسک جهانی

    یکی از پیشنهاد‌های اصلی در شرایط کنونی برای جبران خسارت، اعمال عوارض عبور از تنگه هرمز اعلام شده است. به طور مثال فواد ایزی، تحلیلگر بین‌المللی در مصاحبه‌ای با اشاره به اینکه طبق برآورد‌های رسمی، روزانه حدود دو میلیارد دلار کالای انرژی و کالا‌های تجاری از تنگه عبور می‌کند، می‌گوید: با فرض وضع عوارض ده درصدی، درآمد روزانه کشور به عددی حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید؛ معادل بیش از ۷۳ میلیارد دلار در سال؛ یعنی رقمی که می‌تواند تقریباً تمام خسارات مستقیم سه‌هفته‌ای جنگ را پوشش دهد.

    پرسش مهم این است که آیا این ایده واقعا اجرا شدنی است؟

    از دید اقتصاددانان، بستن یا محدود کردن تنگه هرمز عملیاتی بسیار پرریسک بوده است. هرگونه اختلال در مسیر‌های حمل‌ونقل انرژی می‌تواند واکنش شدید بازار جهانی نفت و تصمیم‌گیری‌های اضطراری از سوی کشور‌های صادرکننده و واردکننده را به دنبال داشته باشد. چنانچه اکنون نیز شاهد روند صعودی قیمت نفت و تلاش ترامپ برای کشاندن پای اروپا به این جنگ و اعمال فشار بیشتر به ایران هستیم. حتی در چارچوب قوانین بین‌المللی دریانوردی، اخذ عوارض از عبور آزاد کالا‌ها باید با توافق چندجانبه در قالب «حق ایمنی عبور» صورت گیرد.

    در نتیجه، اگرچه درآمد حاصل از این تصمیم بالقوه چشمگیر است، اما قابلیت اجرای کامل آن در شرایط بحران تقریبا محدود خواهد بود. واقع‌بینانه‌تر این است که ایران به جای جلوگیری از عبور، عوارض خدمات بندری، امنیتی و نظارتی را در قبال حفظ ثبات مسیر‌ها مطالبه کند؛ اقدامی که از نظر حقوق بین‌الملل موجه‌تر است و احتمال مقاومت کمتری دارد. این گزاره نیز با توجه به شرایط جنگی و تجاوز دشمنان به خاک ایران، همچنین نقشه‌های شومی که برای تصرف خارک و … دارند؛ بیش از اندازه ملایم به نظر می‌رسد.

    پرداخت به یوآن یا ریال؛ راهی برای دور زدن محدودیت‌های ارزی

    در کنار ایده‌ عوارض دلاری، کارشناسان اقتصادی پیشنهاد داده‌اند که ایران برای تسهیل معاملات در شرایط تحریم، عوارض را به یوآن چین یا ریال ایران دریافت کند.

    مزیت این روش آن است که با حذف وابستگی به دلار، انتقال درآمد از مسیر بانک‌های آسیایی امکان‌پذیر خواهد بود. بانک‌های چینی و برخی بانک‌های منطقه‌ای هنوز ارتباط مالی مستقیم با شبکه مالی ایران دارند و می‌توانند تسویه حساب عوارض را انجام دهند.

    از دید واقع‌بینانه، این راهکار نسبت به گزینه دلار موفق‌تر است، گرچه مقیاس نقدشوندگی یوآن محدودتر و نیازمند توافق دوجانبه رسمی با چین است. اما در شرایط اضطرار جنگی، پرداخت با یوآن می‌تواند تأمین کسری ارزی فوری دولت را محقق کند و در کوتاه‌مدت بخشی از خسارت‌ها را جبران نماید.

    پرونده‌های غرامت بین‌المللی؛ از دادستانی تهران تا مراجع جهانی

    دادستان تهران همچنین چند روز قبل علیه مقامات آمریکایی و اسرائیلی اعلام جرم کرده است. موضوع این پرونده، حملات مستقیم به زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات کشور عنوان شد. دادستانی هدف این اقدام را «مستندسازی جرایم جنگی» و زمینه‌سازی برای «مطالبه غرامت بین‌المللی» معرفی کرد.

    از دید حقوقی، این پرونده نخستین گام رسمی برای پیگیری غرامت محسوب می‌شود؛ اما تحقق مالی آن دشوار است. تجربه دادگاه‌های بین‌المللی مشابه نشان می‌دهد که داوری‌های خسارت معمولاً سال‌ها طول می‌کشد و نیازمند پذیرش طرف‌های متهم است. با این حال، تشکیل پرونده و ارسال مستندات به سازمان‌های حقوقی، اعتبار حقوقی مطالبه غرامت را تثبیت می‌کند و امکان استفاده سیاسی از آن در مذاکرات بعدی را فراهم می‌سازد.

    از منظر اقتصادی، تشکیل چنین پرونده‌ای تأثیر فوری بر بازار ندارد، اما در بلندمدت زمینه‌ مطالبه رسمی دارایی‌ها و توقیف اموال مرتبط با طرف‌های متهم در کشور‌های ثالث را ایجاد می‌کند.

    مصادره اموال همکاران دشمن؛ هشدار جدی با پیامد اقتصادی

    بنا بر خبر دیگری که در روز‌های اخیر منتشر شده، دادستان کل کشور دستور دیگری نیز مبنی بر قابل مصادره بودن اموال و دارایی‌های ایرانیانی که در همکاری مالی با دشمنان کشور شناسایی شوند، صادر کرده است. در این بیانیه رسمی آمده است که «هرگونه تأمین منابع برای طرف‌های متخاصم، مصداق معاونت در جنگ اقتصادی است و باید با ضبط دارایی‌های آنان پاسخ داده شود.»

    کارشناسان، اما هشدار می‌دهند که مصادره‌های غیرشفاف می‌تواند اعتماد اقتصادی را تضعیف کند و منجر به خروج سرمایه‌های سالم از کشور شود. بنابراین، اجرای این سیاست باید کاملاً مبتنی بر حکم قضایی و با نظارت رسمی انجام شود تا از آثار منفی آن در بازار سرمایه کاسته شود.

    ترکیب سه منبع اصلی؛ نسخه اجرایی برای بازسازی خسارات

    اکنون در میانه هفته سوم جنگ، تصویر اقتصادی کشور برای جبران خسارت جنگ متکی بر سه منبع مشخص است. نخست، عوارض عبور از تنگه هرمز و درآمد بالقوه منطقه‌ای. مزیت این روش امکان تأمین فوری نقدینگی و استفاده از موقعیت ژئواقتصادی است. محدودیت آن، اما نیاز به توافق بین‌المللی و احتمال واکنش منفی بازار است.

    دوم، دریافت غرامت حقوقی از مسیر‌های معمول بین‌المللی و مطالبه رسمی علیه عاملان جنگ است. مزیت این روشن مبنای قانونی و قابل مطالبه در بلندمدت است، اما نمی‌توان زمان‌بر بودن و وابستگی نتیجه آن به تصمیم مراجع بین‌المللی را نادیده گرفت.

    سوم نیز دارایی‌های داخلی ضبط‌شده به عنوان منبع فوری و قابل کنترل است. مزیت این راهکار دسترسی سریع و اثربخشی کوتاه‌مدت است. خطر بی‌اعتمادی اقتصادی و نیاز به نظارت قضایی نیز در این مسیر قابل انکار نیست. ضمن اینکه اساسا درباره میزان دارا‌هایی مورد بحث عدد و رقم یا اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و نمی‌توان قاطعانه گفت که ضبط این اموال چه سهمی از خسارات جنگ را جبران خواهد کرد.

    جبران خسارت در عمل، نه فقط بر کاغذ

    در تحلیل نهایی، باید بین «قدرت حقوقی مطالبه» و «توان اقتصادی اجرا» تمایز گذاشت. هرچند ایران از منظر قانونی حق مطالبه غرامت دارد، اما مسیر واقعی جبران در کوتاه‌مدت بیشتر از کانال‌های داخلی و منطقه‌ای خواهد گذشت.

    بر این اساس احتمالا بخشی از عوارض تنگه هرمز به شکل محدود از نفت‌کش‌ها و کشتی‌های منطقه دریافت و صندوق داخلی برای جبران خسارت از منابع ضبط‌شده تقویت می‌شود. در عین حال پرونده‌های حقوقی، پایه‌ مذاکره سیاسی با کشور‌های متخاصم برای توافق جبران مالی می‌شود.

    اگر این ترکیب حفظ شود، با فرض مدیریت صحیح نقدینگی و استفاده از ارز جایگزین مانند یوآن، می‌توان انتظار داشت حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد خسارت جنگی ظرف شش ماه اول بازسازی جبران شود.

    اما در صورت بروز اختلال در تنگه، فشار تورمی بر قیمت انرژی جهانی ممکن است واکنش منفی نهاد‌های بین‌المللی را برانگیزد و روند مطالبه رسمی ایران را دشوارتر کند؛ بنابراین واقع‌بینانه‌ترین مسیر هنوز تأمین منابع داخلی و پیگیری حقوقی بلندمدت است.

  • تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، جنگ تمام نمی‌شود!

    تا زمانی که تنگه هرمز بسته است، جنگ تمام نمی‌شود!

    به گزارش اقتصادران، محدودیت‌ها در تنگه هرمز، قیمت نفت را به شکلی قابل توجه افزایش داده است. این در حالیست که در ده روز ابتدای حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تلاش کرد تا با مصاحبه‌هایی، وضعیت بازار نفت را کنترل کند. اما در نهایت او در این امر شکست خورد و حالا افزایش قیمت نفت و بنزین در جهان، به پای رئیس جمهور آمریکا به عنوان آغازکننده جنگ با ایران گذاشته می‌شود.

     با کوروش احمد کارشناس بین‌الملل درمورد بحران تنگه هرمز و عدم حمایت اروپا از تصمیمات ترامپ برای بازگشایی تنگه هرمز به گفتگو نشسته‌ایم.

    این دیپلمات پیشین تاکید دارد؛ «اگر مشکل تنگه هرمز نبود، ممکن بود ترامپ تا پیش از این جنگ با ایران را متوقف می‌کرد.» او می گوید؛ « مشخص است که ترامپ مایل به پایان جنگ است، اما اسرائیل مایل به پایان جنگ نیست ومی‌خواهد اهداف خاصی را که دارد، دنبال کند. بنابراین تنگه هرمز به مرکز ثقل جنگ تبدیل شده است و اگر این مساله حل شود ترامپ ممکن است جنگ را متوقف کند.»

    مشروح گفتگو با کوروش احمدی، دیپلمات پیشین را بخوانید؛

    ******

    *آقای احمدی! ترامپ مدام از اروپا‌یی‌ها می‌خواهد تا برای باز کردن تنگه هرمز به آمریکا کمک کند. در چنین شرایطی احتمال اینکه اروپایی‌ها به آمریکا کمک کنند چقدر است؟

    تاکنون یک تعداد از کشورهای اروپایی اظهار کرده اند که نظر مثبتی برای همراهی با آمریکا جهت تامین امنیت تنگه هرمز ندارند و بعضا حتی مانند آلمان به صراحت مخالفت کرده‌اند. کشورهای دیگری نیز برخوردی منفی داشته اند، ولی در را کاملا نبسته‌اند و بعضی نیز مانند ژاپن گفته اند که در حال بررسی‌ موضوع هستند.

    یک تعداد از کشورها هم تاکنون سکوت کرده اند. در مجموع برخورد بسیاری از کشورها تا امروز برای همکاری با آمریکا در تنگه هرمز منفی بوده است. به نظر می‌رسد که ژاپن و کره جنوبی در را برای مشارکت باز گذاشته اند. از سوی دیگر وزیرخارجه آمریکا گفته است که در حال تکمیل یک لیست از کشورهایی است که آماده‌اند تا به این ائتلاف بپیوندند و گفته‌اند تا اواسط یا اواخر این هفته لیست را اعلام می‌کنند.

    برخی کشورهای اروپا به شروع جنگ علیه ایران معترض هستند زیرا…

    مساله این است که کشورهایی با نظر منفی به ویژه در اروپا به شکلی به نحوه شروع جنگ بدون مشورت با متحدان غربی معترض هستند. یعنی حرف آنها این است که نمی‌شود آمریکا جنگی را شروع کند و در میانه آن وقتی به مشکل بربخورد و بعد از ما بخواهد تا به کمکش برویم. کشورهای اروپایی مثل انگلیسی و فرانسه از ابتدا روشن کرده بودند که با اقدامات تهاجمی آمریکا و اسرائیل همکاری نخواهند کرد.

    بعدها با توجه به ادعاهایی که در مورد پرتاب موشک به قبرس و ترکیه و حملات ایران به کشورهای عربی مطرح شد و با توجه به پیمان‌های دفاعی که لندن و پاریس با کشورهای عربی دارند، اعلام شد که در اقدامات تدافعی و دفاعی به قصد دفاع در مقابل حملات ایران به آن کشورها مشارکت می کنند و ناوها و کشتی‌هایی را به منطقه فرستادند و تحرکات و سفرها و صحبت‌هایی در این مورد داشتند. اما در مورد تنگه هرمز مساله به لحاظ اجرایی و عملیاتی هم اقدام نظامی دشواری خواهد بود. چون اقداماتی که ایران در تنگه هرمز انجام می‌دهد اقدامات نظامی نامتقارن است. یعنی به این شکل نیست که نیروی دریایی کلاسیک ایران با نیروهای دریایی کشورهای دیگر درگیری داشته باشند. بلکه به شکل نامتقارن و پرتاب پهپادهای کوچک و موشک‌های کوتاه‌برد به سمت کشتی‌هایی که قصد عبور دارند رخ می‌دهد. بنابراین عملیات نظامی مشخص نیست که به چه شکلی رخ دهد.

    نوعی جنگ متقارن در تنگه هرمز در جریان است

    *بستن تنگه هرمز به‌عنوان اهرمی مهم در دست ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل استفاده شده است. آیا ایران می‌تواند در میان‌مدت هم اثرگذاری داشته باشد؟

    همانطور که گفتم نوعی جنگ نامتقارن در جریان است. نیروی دریایی آمریکا در فاصله دوری از تنگه هرمز قرار دارد و حملاتی که علیه نیروی دریایی ایران انجام دادند، از راه دور و با پرتاب موشک بوده است. این دو نیروی دریایی نزدیک هم و رو در روی هم نیستند و شاهد یک جنگ کلاسیک دریایی نیستیم. آمریکا با پرتاب موشک از راه دور مواضع دریایی ایران را هدف قرار می دهد و ایران هم با پهپادها و ریز پرنده‌ها و موشک‌های کوتاه‌برد علیه مواضع آمریکا و کشتی‌هایی که بدون اجازه ایران قصد عبور از تنگه را دارند، اقدام می کند. این وضعیتی کاملا جدید است و مشخص نیست که آمریکایی‌ها یا احیانا متحدانش به چه شکلی می‌خواهند جلوی حملات پهپادها و موشک‌های کوتاه‌برد را بگیرند.

    پیاده کردن نیرو در جزایر ایران خط قرمز ترامپ است

    احتمالا تنها راهی که دارند این است که مثلا در سواحل ایران نیرو پیاده کنند یا در سواحل ایران اقدامات خاصی انجام دهند که پایگاه‌های کوچک و متعدد پرتاب پهپاد یا پرتاب موشک را که در طول ساحل ایران پراکنده و استتار شده اند، متوقف کنند. پیدا کردن این پایگاه‌ها کار آسانی نیست و ممکن است مستلزم پیاده کردن نیرو باشد که آن نیز هم خط قرمز ترامپ بوده و هم در داخل آمریکا مخالفت جدی در برابر آن وجود دارد. لذا هم خود امریکا بسیار اکراه دارد تا نیرو پیاده کند و احتمالا کشورهای دیگر هم مایل نباشند چنین چیزی رخ دهد.

    *با توجه به همه آنچه به آن اشاره کردید، وضعیت فعلی در تنگه هرمز تا چه زمانی می‌تواند ادامه داشته باشد؟

    نمی‌شود تاریخ و زمان مشخصی را برای این عملیاتی که در جریان است؛ مطرح کرد. مساله این است که ایران شرایطی دارد و در قالب این شرایط اعلام کرده حاضر به آتش‌بس خواهد بود. مواضع رسمی ایران مواردی چون تضمین به عدم تکرار تجاوز، پرداخت غرامت و شناسایی حقوق هسته ای ایران، لغو تحریم ها و … اعلام شده است. طرف مقابل هیچ نشانه‌ای از پذیرش چنین شرایطی از خود نشان نداده است و به این ترتیب ممکن است جنگ همچنان برای مدتی ادامه پیدا کند.

    با ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز، ترامپ نمی تواند اعلام پیروزی کند

    اگر مشکل تنگه هرمز نبود، ممکن بود ترامپ تا پیش از این جنگ با ایران را متوقف می‌کرد. یعنی امکان داشت اعلام کند به اهدافش رسیده، ایران را تضعیف کرده و جنگ را پایان دهد. اما با ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز هیچ جور برای ترامپ جای مانور باقی نمانده تا اعلام کند که پیروز شده یا به هدفش رسیده است. وضعیتی که در تنگه هرمز پیش آمده یا باید با توافق حل شود و طرفین امتیازاتی به هم بدهند تا ایران کنترل تردد را بردارد یا اینکه فعلا جنگ ادامه یابد. و این خواست ناتانیاهو است و چنین موضوعی متاسفانه برای نتانیاهو بهترین موقعیت را رقم زده است.

    مشخص است که ترامپ مایل به پایان جنگ است، اما اسرائیل مایل به پایان جنگ نیست ومی‌خواهد اهداف خاصی را که دارد، دنبال کند. بنابراین تنگه هرمز به مرکز ثقل جنگ تبدیل شده است و اگر این مساله حل شود ترامپ ممکن است جنگ را متوقف کند.

    تا زمانی که مشکل تنگه هرمز وجود دارد، جنگ تمام نمی شود

    *یعنی احتمال توقف جنگ با رسیدن به یک نتیجه با ترامپ؟ 

    تا زمانی که مشکل تنگه هرمز وجود دارد جنگ بعید است تمام شود. باید دو سه روز آینده را هم صبر کنیم تا ببینیم ائتلافی که ترامپ می‌خواهد درست کند چه شکلی خواهد داشت و آمریکا به چه شکل می‌خواهد دست به اقدام و عملیات بزند. در چند روز آینده می‌توان تصویر دقیق‌تری راجع به اینکه آینده به چه شکلی رقم خواهد خورد.

  • نفت عمان ۱۵۰ دلار را هم رد کرد!

    نفت عمان ۱۵۰ دلار را هم رد کرد!

    به گزارش اقتصادران، فایننشال تایمز نوشته، خریداران نفت در تلاشند تا نفت خلیج فارس را جایگزین کنند چراکه باعث جهش قیمت انواع نفت در سراسر جهان از نروژ تا قزاقستان شده و قیمت نفت خام معامله شده در عمان را به رکورد بیش از ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسانده است.

    فارس نوشت: بسته شدن تنگه هرمز به دلیل حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، حدود یک پنجم تولید نفت جهان را از بازارهای جهانی جدا کرده و تقاضا برای انواع نفت خام با ویژگی‌های مشابه نفت تولید شده در خلیج فارس را افزایش داده است.

    اختلال فزاینده در عرضه، تعدادی از شاخص‌های قیمت منطقه‌ای را به بالاترین حد خود رسانده است اما نفت برنت با اینکه به ۱۲۰ دلار در هر بشکه جهش کرد اکنون بالای ۱۰۲ در هر بشکه معامله می‌شود.

    این روزنامه انگلیسی چند روز پیش در گزارشی نوشت، معامله‌گران و تحلیلگران نفتی معتقدند آمریکا با دستکاری در بازار مانع از افزایش قیمت نفت می‌شود، درحالی‌که نفت فیزیکی همان ۱۴۰ دلار در هر بشکه است.
    حالا اقتصاددان ارشد آرگوس مدیا، دیوید فایف می‌گوید: «این کمبود فیزیکی محض است که قیمت‌ها را هدایت می‌کند.»

    قیمت هر بشکه نفت در عمان که از بنادر خارج از تنگه هرمز صادر می‌شود، روز سه‌شنبه به نزدیک به ۱۵۴ دلار رسید که ناشی از رقابت شدید برای حجم‌های کمی است که هنوز از خاورمیانه خارج می‌شوند.
    در همین حال، تقاضا برای گریدهای نفتی با ویژگی‌های مشابه نفت تولید شده در خلیج فارس افزایش یافته است زیرا پالایشگاه‌ها به دنبال جایگزین‌هایی برای بشکه‌های خاورمیانه هستند.

    بر اساس داده‌های آرگوس که از دهه ۱۹۹۰ برخی از این قیمت‌ها را ردیابی می‌کند، قیمت برخی از گریدهای نفتی تولید شده در نروژ، الجزایر، لیبی و قزاقستان نسبت به نفت خام دریای شمال در بالاترین حد خود قرار دارد.
    فایف گفت در مورد نفت خام مخلوط صحرای الجزایر، قیمت‌ها احتمالا تحت تاثیر تقاضای صنعت پتروشیمی است که با کمبود مواجه هستند زیرا کشتی‌های حامل خوراک آنها نیز در خلیج فارس گیر  کرده‌اند.

    خریدارانی که به دنبال جایگزین‌هایی برای نفت خام خلیج فارس هستند، به دلیل افزایش تقاضا برای نفتکش‌ها، مسیرهای طولانی‌تر و افزایش قیمت سوخت کشتیرانی، مجبور شده‌اند هزینه بسیار بیشتری نسبت به حالت معمول برای حمل محموله‌ها بپردازند.

    رئیس استراتژی کالا در بانک ساکسو، اوله هانسن می‌گوید: «در حال حاضر احساس می‌شود که بازار کاغذی و فیزیکی از هم پاشیده است. (این) بزرگ‌ترین اختلال از دهه ۱۹۷۰ است.»

  • کابوس نفت ۲۰۰ دلاری!

    کابوس نفت ۲۰۰ دلاری!

    به گزارش اقتصادران، جهان هنوز درگیر هضم اخبار آرایش نظامی در خلیج فارس است و شماره جدید نشریه اکونومیست مانند یک نارنجک صوتی در بازار‌های مالی عمل کرده است. طرح روی جلد این شماره، با تصویری از یک انفجار که نماد ارز‌های معتبر جهان را در بر گرفته و نموداری که با شیب تند به سمت سقوط می‌رود، تیتر سنگینی را بر پیشانی دارد: «حمله به اقتصاد جهانی». این نه یک پیش‌بینی دوربرد، بلکه توصیفی از وضعیت اضطراری است که با شروع تقابل مستقیم میان ایران و ائتلاف آمریکا-اسرائیل، شریان‌های حیاتی ثروت را در دنیا هدف قرار داده است.

    تنگه هرمز؛ گلوی فشرده‌شده اقتصاد بین‌الملل

    محور اصلی بحرانی که اکونومیست از آن پرده برمی‌دارد، مسدود شدن غیررسمی، اما عملیاتی تنگه هرمز است. خبرگزاری رویترز در گزارشی که همزمان با انتشار این نشریه منتشر شد، به نقل از آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) هشدار داد که جهان با «بزرگترین اختلال عرضه نفت در تاریخ» رو‌به‌رو شده است. بر اساس این گزارش، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) جهان در این گلوگاه متوقف شده است؛ رقمی که معادل ۸ درصد از کل تقاضای جهانی است.

    این اختلال تنها به قیمت بنزین در جایگاه‌ها ختم نمی‌شود. وال‌استریت ژورنال در تحلیل خود می‌نویسد که هزینه حمل‌ونقل دریایی به دلیل تغییر مسیر کشتی‌ها به سمت دماغه امید نیک، بیش از ۱۵۰ درصد افزایش یافته است. این یعنی هر کالایی، از قطعات نیمه‌هادی تایوانی تا غلات اروپایی، با تأخیری دو هفته‌ای و هزینه‌ای گزاف به مقصد می‌رسد. اکونومیست معتقد است این وضعیت، «تورم جنگی» را به جای تورم ناشی از سیاست‌های پولی، بر سفره‌های مردم حاکم کرده است.

    کابوس نفت ۲۰۰ دلاری

    تحلیل‌گران نشریه اکونومیست در تازه‌ترین ارزیابی خود، سناریوی هولناکی را ترسیم کرده‌اند که فراتر از نوسانات معمول بازار است. بر اساس این گزارش، اگر انسداد یا ناامنی در تنگه هرمز تنها برای دو هفته دیگر (تا پایان ماه جاری میلادی) تداوم یابد، باید منتظر انفجار قیمت‌ها بود. برخی تحلیل‌گران ارشد حوزه انرژی در گفت‌و‌گو با این نشریه تخمین زده‌اند که در صورت تداوم این وضعیت، قیمت نفت خام برنت به راحتی سد ۱۵۰ دلار را شکسته و حتی ممکن است به عدد بی‌سابقه ۲۰۰ دلار در هر بشکه برسد.

    چنین جهش قیمتی، تنها یک عدد روی تابلو‌های بورس نیست؛ بلکه به معنای فرو رفتن کل اقتصاد جهان در یک رکود عمیق و طولانی‌مدت خواهد بود. اکونومیست هشدار می‌دهد که نفت ۲۰۰ دلاری، هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را به سطحی می‌رساند که عملاً زنجیره تأمین جهانی را فلج کرده و تورم را در کشور‌های مصرف‌کننده به مرز‌های غیرقابل کنترلی سوق می‌دهد.

    شوک در تالار‌های شیشه‌ای؛ از نیویورک تا توکیو

    تصویر سقوط روی جلد اکونومیست، در واقعیت مانیتور‌های بورس تجسم یافته است. طبق گزارش سی‌ان‌بی‌سی، تنها در ۹۶ ساعت اول پس از جدی شدن درگیری‌ها، حدود ۳.۲ تریلیون دلار از ارزش بازار‌های سهام جهانی دود شده و به هوا رفته است. سرمایه‌گذاران با هراس از یک رکود بزرگتر از بحران ۲۰۰۸، دارایی‌های خود را از بخش‌های تکنولوژی و تولید خارج کرده و به سمت پناهگاه‌های سنتی مثل طلا و بیت‌کوین برده‌اند.

    اکونومیست در یادداشتی ذیل عنوان «پایان امنیت عاریه‌ای»، استدلال می‌کند که مدل‌های اقتصادی غرب که بر پایه انرژی ارزان و خطوط کشتیرانی امن بنا شده بود، اکنون با یک «حمله فیزیکی» فروپاشیده است. فایننشال تایمز نیز در تایید این نگاه می‌نویسد: «دنیای تجارت جهانی دیگر نمی‌تواند خود را از تنش‌های نظامی جدا بداند؛ اکنون ژئوپلیتیک، دیکتاتور جدید اقتصاد است.»

    کوچ ثروت به شرق؛ تولد دودمان‌های جدید

    یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش اکونومیست که در گوشه سمت راست جلد نیز به آن اشاره شده، موضوع انتقال عظیم ثروت است. در حالی که غرب درگیر هزینه‌های نظامی و تورم ناشی از انرژی است، چین به عنوان خریدار اصلی انرژی‌های جایگزین و لنگرگاه زنجیره تأمین در شرق، در حال تثبیت یک نظم نوین مالی است.

    نشریه لوموند در تحلیل این جابجایی می‌نویسد: «در حالی که موشک‌ها در خلیج فارس شلیک می‌شوند، یوآن چینی در حال نفوذ به بازار‌هایی است که پیش از این قلمرو بلامنازع دلار بودند.» اکونومیست هشدار می‌دهد که این «حمله به اقتصاد جهانی» ممکن است در نهایت به نفع قدرت‌هایی تمام شود که خارج از دایره مستقیم درگیری ایستاده‌اند و در حال جمع‌آوری خاکستر‌های ثروت غرب هستند.

    واکنش ترامپ؛ قمار روی نفت گران

    انتشار این طرح جلد و هشدار‌های پی‌درپی درباره نفت ۲۰۰ دلاری، با واکنش‌های سیاسی تندی در واشنگتن همراه شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در موضع‌گیری جنجالی خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، با نادیده گرفتن فشار تورم بر مصرف‌کنندگان، بر جنبه سودآوری این بحران برای تولیدکنندگان آمریکایی تأکید کرد. او مدعی شد که به دلیل جایگاه آمریکا به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت جهان، افزایش قیمت‌ها در نهایت به سود اقتصاد این کشور خواهد بود.

    با این حال، تحلیلگران نیویورک تایمز و گاردین معتقدند این یک «فرار رو به جلو» از سوی کاخ سفید است؛ چرا که شوک قیمتی سوخت در بازار‌های داخلی آمریکا، محبوبیت ترامپ را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای به شدت تحت تأثیر قرار داده و وعده‌های او مبنی بر کاهش هزینه‌های زندگی را با چالشی جدی مواجه کرده است.

    فراتر از یک هشدار رسانه‌ای

    آنچه اکونومیست در شماره اخیر خود به تصویر کشیده، فراتر از یک سناریوی بدبینانه است؛ این یک نقشه‌برداری از ویرانی است. جنگ میان ایران و ائتلاف غربی-صهیونیستی، تنها یک تقابل نظامی نیست، بلکه یک «زمین‌لرزه زیرساختی» است که پیوند‌های اقتصادی جهان را از هم گسسته است. از صف‌های طولانی سوخت در اروپا تا ریزش‌های سنگین در وال‌استریت، همگی نشان‌دهنده آن است که «امنیت»، گران‌بها‌ترین کالایی است که اکنون در بازار جهانی نایاب شده است.

    اگر طبق پیش‌بینی‌های اکونومیست، این تنش‌ها به یک درگیری فرسایشی تبدیل شود، نمودار قرمز‌رنگ روی جلد این نشریه می‌تواند به یک خط دائمی در تاریخ سقوط اقتصاد مدرن تبدیل شود. جهانی که در آن دیگر «بهره‌وری» ملاک نیست، بلکه «بقاء در میان شعله‌های جنگ» تنها استراتژی باقی‌مانده برای فعالان اقتصادی است.