برچسب: تنگه هرمز

  • عبور رایگان از تنگه هرمز، برای همیشه تمام شد

    عبور رایگان از تنگه هرمز، برای همیشه تمام شد

    به گزارش اقتصادران، در میانه جنگ و تحولات منطقه، مجلس شورای اسلامی به‌دنبال فعال‌سازی ابزارهای جدیدی در حوزه امنیت و اقتصاد دریایی است. یکی از مهم‌ترین این اقدامات، طرح دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز است؛ مسیری استراتژیک که سال‌هاست امنیت آن با هزینه ایران تأمین می‌شود، اما حالا بحث دریافت هزینه از کاربران آن به‌طور جدی روی میز قرار گرفته است. محمدرضا محسنی‌ثانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس،  جزئیات این طرح و ابعاد سیاسی و منطقه‌ای آن را تشریح کرده است.

    محمدرضا محسنی‌ثانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با اشاره به طرح‌های در دست بررسی در مجلس اظهار کرد: طرح‌های مختلفی از سوی نمایندگان در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تدوین شده که اکثر آن‌ها موضوعات مرتبط با شرایط روز کشور، تحولات منطقه و مسائل ناشی از جنگ و اتفاقات اخیر را دربر می‌گیرد.

    تنگه هرمز به دلیل اهمیت ژئوپلیتیک آن و اهمیتی که همیشه برای مبادلات تجاری بین‌المللی و تردد کشورها داشته، همواره مورد توجه قدرت‌های دریایی منطقه‌ای و جهانی بوده است. به همین دلیل قدرت‌های جهانی همیشه تلاش داشته‌اند تا از طریق ایجاد پایگاه نظامی در این تنگه یا حواشی آن موقعیت خود در خلیج‌فارس را تحکیم کنند.

    عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس خبر داد: یکی از محورهای مهم این طرح‌ها، موضوع تنگه هرمز و دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری است؛ موضوعی که می‌بایست پیش از این در قالب یک چارچوب قانونی مشخص اجرا می‌شد، اما به دلایلی عملیاتی نشده و اکنون به‌طور جدی در دستور کار قرار گرفته است.

    محسنی ثانی افزود: در کنار این موضوع، مباحث دیگری نیز از جمله تجدیدنظر در برخی تعهدات بین‌المللی، استفاده قانونی از ظرفیت‌های انرژی اتمی متناسب با نیازهای کشور و بازنگری در رویکردهای منطقه‌ای در دستور کار کمیسیون امنیت ملی و برخی دیگر از کمیسیون‌های مجلس قرار دارد.

    چرا دریافت عوارض از تنگه هرمز؟

    وی درباره علت دریافت عوارض از تنگه هرمز گفت: با توجه به اینکه بخش عمده‌ای از تنگه هرمز و سواحل طولانی پیرامون آن تحت مسئولیت ایران است، تأمین امنیت این آبراه بر عهده کشور ما قرار دارد و بی‌تردید ایجاد و حفظ این امنیت هزینه‌بر است. تاکنون ایران برای تأمین امنیت همه کشتی‌ها هزینه را پرداخت می‌کرد، اما امروز به این نتیجه رسیده‌ایم که هر کشتی برای عبور از این مسیر باید عوارض خود را پرداخت کند.

    این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به این پرسش که آیا همه کشورها باید برای حق عبور و مرور عوارض پرداخت کنند، گفت: از آنجا که تاکنون قانون جامع و مشخصی برای نحوه مدیریت، نظارت و ارائه خدمات در تنگه هرمز تصویب نشده است، هنوز به‌طور دقیق روشن نیست که کدام کشورها مشمول پرداخت این عوارض خواهند بود اما کشورهای متخاصم باید هزینه بیشتری پرداخت کنند.

    جزئیات طرح: از عوارض تا محیط زیست و راهنمایی دریایی

    محسنی‌ثانی در تشریح جزئیات این طرح گفت: در بخش نخست طرح پیش‌بینی شده است که ایران و کشور همسایه عمان برای حفظ ایمنی تردد، عوارضی از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز دریافت کنند. بخش دوم این طرح به موضوع آلودگی محیط زیست اختصاص دارد، چرا که عبور گسترده کشتی‌ها می‌تواند به محیط زیست دریایی آسیب وارد کند.

    به گفته این نماینده مجلس، بخش سوم طرح مربوط به خدمات راهنمایی دریایی است؛ به این معنا که کشتی‌ها برای عبور ایمن از این مسیر از خدمات راهنمایی استفاده می‌کنند و در قبال آن هزینه‌ای پرداخت خواهند کرد. این سه موضوع در بسیاری از تنگه‌ها و کانال‌های بین‌المللی جهان امری متداول است.

    تأثیر بر روابط منطقه‌ای و تنش‌ها

    وی درخصوص تأثیر این اقدام بر تشدید اختلافات با کشورهای منطقه گفت: کشورهای منطقه تاکنون واکنش‌های مخرب خود را در راستای اهداف رژیم صهیونیستی و آمریکا نشان داده‌اند و در ابعاد مختلف با آن‌ها همکاری کرده‌اند. در عمل نیز برخی از این کشورها تمام ظرفیت‌ها، امکانات و حتی خاک خود را در اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داده‌اند.

    محسنی‌ثانی افزود: اکنون در اوج این تنش‌ها قرار داریم و رزمندگان ما با قدرت، اقتدار و توانمندی بالا به‌خوبی از تنگه هرمز حفاظت و حراست کرده و مدیریت آن را بر عهده دارند. بنابراین اینکه تصور شود با انجام چنین اقدامی تنش‌ها یا جنگ تشدید می‌شود، چندان معنایی ندارد؛ چرا که در حال حاضر نیز دشمنان از تمام ظرفیت‌های خود استفاده می‌کنند و ما نیز متناسب با اقدامات آن‌ها تدابیر و اقدامات لازم را انجام می‌دهیم.

    آینده طرح در صورت آتش‌بس یا مذاکرات

    این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره سرنوشت طرح اخذ عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز پس از آتش‌بس یا در صورت مذاکرات گفت: فعلا قصد مذاکره با رژیم اسرائیل یا هر کشور دیگری که بخواهد سناریوهای گذشته را تکرار کند، نداریم.

    محسنی‌ثانی با تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های منطقه‌ای افزود: طبیعتاً بسیاری از مسائل باید مورد تجدیدنظر جدی قرار گیرد. ان‌شاءالله با پیروزی قاطعی که در این جنگ به دست خواهد آمد، لازم است در مسائل منطقه‌ای، سیاست خارجی، مسائل امنیتی و حتی در نگاه ما به همسایگان و کشورهای منطقه بازنگری جدی صورت گیرد و دکترین جدیدی در منطقه دنبال شود.

  • درآمد ارزی از تنگه هرمز؛ فرصت استثنایی برای ایران

    درآمد ارزی از تنگه هرمز؛ فرصت استثنایی برای ایران

    به گزارش اقتصادران، حسین راغفر، کارشناس اقتصادی در پاسخ به این سوال که آیا امکان اخذ عوارض از تنگه هرمز پس از جنگ و ایجاد درآمد پایدار از این طریق وجود دارد، اظهار داشت: به طور قطع از طریق مقررات‌گذاری بر تنگه هرمز می‌توانیم بر اقتصاد و تجارت جهانی اثرگذار باشیم، روی درآمدهای ارزی ایران هم اثرگذار بوده و این مسأله قطعی است.

    وی تاکید کرد: مسأله تنگه هرمز فقط درآمد ارزی نیست و بلکه مقررات گذاری در تنگه هرمز، بر روی مناسبات ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس هم تاثیر متفاوت می‌گذارد و این فرصت استثنایی برای ایران به وجود می‌آورد.

    این کارشناس اقتصادی گفت: ایران از طریق تنگه هرمز نه تنها می‌تواند ابزار تحریمی را بردارد بلکه به عنوان قدرت منطقه‌ای می‌تواند در قبال کشورهایی که در ائتلاف با آمریکا تحریم‌هایی را ایجاد کرده بودند، تحریم‌هایی را اعمال کند. به نظرم یک نکته قابل توجهی این است که امروز یک فرصت استثنایی در این وضعیت برای ایران پیش آمده است که نباید آن را از دست داد.

    راغفر همچنین درباره اثرگذاری وضعیت تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی تاکید کرد: تداوم افزایش قیمت انرژی آثار مستقیم بر روی رکود توام با تورم در آمریکا گذاشته و تاثیری تعیین‌کننده در رفتار آمریکا در قبال ایران دارد. کنترل تجارت از طریق خلیج فارس قطعا بر روی قیمت‌های جهانی اثر می‌گذارد و آنها هم تورم حاصل از افزایش هزینه‌های تجارت را باید بپذیرند. البته برای اینکه آثار سوﯨ آن بر اقتصاد ایران به حداقل برسد نیاز است که بازنگری جدی در سیاست‌های دهه‌های اخیر در کشور داشته باشیم.

    وی افزود: افزایش قیمت‌ها می‌تواند در کشور ما هم اثرگذار باشد، کمااینکه شاهد آن بودیم که پتروشیمی‌ها، محصولات خود را در داخل کشور با قیمت جهانی به فروش می‌رسانند و قیمت جهانی را اعمال می‌کنند و منافع آن هم همواره به جیب گروه‌های خاص می‌رود اما هزینه آن را مردم می‌پردازند.

    این کارشناس اقتصادی گفت: حتما امکان اخذ عوارض و اعمال تعرفه بر تنگه هرمز وجود دارد و آنهایی که این موضوع را انکار می‌کنند باید نگاه خود را به این مسأله معطوف کنند که دنیا براساس قانون اداره نمی‌شود و همواره منافع در راستای قدرت‌های جهانی بوده و نه همه کشورها. آنچه که قواعد جهانی را تعریف می‌کند زور و قدرت است.

    راغفر ادامه داد: امروز مهار تنگه هرمز نیاز به قدرت نظامی دارد که این قدرت نظامی هم نیازمند هزینه است که برآورد کردن این هزین‌ها را می‌توان از اعمال تعرفه به دست آورد.

    وی اظهار داشت: باید تاکید شود که تنگه هرمز بسته نشده بلکه با قواعد مشخص اداره می‌شود و قاعده‌گذاری ایران مبنی بر این است که کشتی‌ها از آبراه‌های ایران عبور کنند و تعرفه مناسب هم بپردازند. ایران تنگه را نبسته، بلکه قاعده گذاری جدید گذاشته و البته تهدید هم کرده که با تهاجم بیشتر، تنگه را می‌بندد.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: باید توجه داشت که این جنگ به وضوح نشان داد که حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها برای امنیت اسرائیل و بی‌ثبات شدن اقتصاد ایران بوده و ما هم باید از ابزارهای مناسب استفاده و تهدیدها را خنثی کنیم.

  • دو مسیر جایگزین تنگه هرمز کدامند؟ / انسداد تنگه باب‌المندب تیر خلاص به کشورهای عرب!

    دو مسیر جایگزین تنگه هرمز کدامند؟ / انسداد تنگه باب‌المندب تیر خلاص به کشورهای عرب!

    به گزارش اقتصادران، بسته شدن تنگه هرمز، جریان جهانی نفت را به‌شدت مختل کرده. مسیرهای جایگزین هم فقط بخشی از کمبود را جبران می‌کنند و هنوز روزانه حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت کمتر از قبل به بازار می‌رسد. کمبودی که فعلا راه‌حل مشخصی برای آن وجود ندارد.

    خبرگزاری ABC مدعی شد: تنگه باب‌المندب در غرب شبه‌جزیره عربستان، یکی از مسیرهای محدود جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز بوده اما حملات اخیر حوثی‌ها در دریای سرخ و خلیج عدن نگرانی بابت ناامنی مجدد این مسیر را تشدید کرده -همان‌طور که پیشتر سابقه‌ داشته‌.

    Screenshot 2026-03-31 151614

    تنگه هرمز هم قبل از این درگیری‌ها، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت جابه‌جا می‌کرد. حالا حدود ۷ میلیون بشکه از این مقدار به واسطه مسیرهایی مثل باب‌المندب، پایانه فجیره در امارات و استفاده از ذخایر راهبردی جبران می‌شود. با این همه، هنوز حدود ۱۳ میلیون بشکه کمبود روزانه وجود دارد.

    دو مسیر مهم جایگزین دیگر هرمز، خط لوله شرق–غرب عربستان تا بندر ینبع در دریای سرخ و خط لوله امارات (ADCOP) به سمت فجیره هستند؛ خط لوله شرق–غرب عربستان ظرفیت حدود ۷ میلیون بشکه در روز را دارد و بخش زیادی از صادرات آن از طریق بندر ینبع و باب‌المندب انجام می‌شود. صادرات نفت از ینبع اخیرا به ۴.۶ میلیون بشکه در روز رسیده که دوبرابر اوایل مارس است. در حالی که پیش از جنگ، معمولا حدود ۷۵۰ هزار بشکه در روز بود. پایانه فجیره نیز افزایش چشمگیری داشته و از حدود ۲.۲۵ میلیون بشکه در روز به حدود ۳.۲ میلیون بشکه رسیده است.

    به همین دلیل، کارشناسان هشدار می‌دهند که اگر ینبع و فجیره هم دچار اختلال شوند، صادرات نفت از کل شبه‌جزیره عربستان «تقریبا غیرممکن» می‌شود. فراتر از این مسیرها هم انتخاب دیگری وجود ندارد.

  • زور «پترولاین» سعودی به تنگه هرمز می‌رسد؟

    زور «پترولاین» سعودی به تنگه هرمز می‌رسد؟

    به گزارش اقتصادران، هیچ‌چیز در بازار انرژی به اندازه «نااطمینانی» قیمت‌ساز نیست؛ نه کمبود واقعی عرضه، نه حتی جنگ، بلکه اختلال در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز است که به شوک قیمتی در بازار انرژی منجر شده است. حالا، اما یک مسیر دیگر، آرام و بی‌سروصدا، در حال تغییر قواعد بازی است: خط لوله «شرق به غرب» عربستان.

    افزایش ظرفیت این خط لوله به ۷ میلیون بشکه در روز، صرفاً یک پروژه فنی نیست؛ این یک پیام ژئوپلیتیک است که می‌گوید حتی اگر هرمز بسته شود، جریان نفت متوقف نخواهد شد؛ حداقل نه برای همه.

    از دهه ۸۰ تا امروز؛ میراثی که دوباره زنده شد

    خط لوله «شرق به غرب» عربستان که با نام «پترولاین» شناخته می‌شود، در اوایل دهه ۱۹۸۰ و در اوج ناامنی‌های ناشی از جنگ ایران و عراق طراحی و ساخته شد تا وابستگی صادرات نفت این کشور به تنگه هرمز را کاهش دهد. این خط لوله به طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر، نفت را از میادین غول‌پیکر شرق عربستان (منطقه ظهران و بقیق) به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند. قطر لوله‌ها در بخش‌های مختلف بین ۴۸ تا ۵۶ اینچ است و با برخورداری از ایستگاه‌های پمپاژ متعدد، قابلیت انتقال چند میلیون بشکه نفت در روز را دارد. در سال‌های اخیر، عربستان با تغییر کاربری بخشی از خطوط انتقال گاز مایع و ارتقای زیرساخت‌ها، ظرفیت این مسیر را به حدود ۷ میلیون بشکه در روز افزایش داده است؛ ظرفیتی که آن را به یکی از مهم‌ترین مسیر‌های جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز تبدیل می‌کند.

    خط لوله شرق به غرب، محصول یک بحران است؛ بحران جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰. در آن زمان، حمله به نفتکش‌ها در خلیج فارس به یک رویه تبدیل شده بود و امنیت صادرات نفت عربستان به شدت تهدید می‌شد. واکنش ریاض به آن شرایط بحرانی، ساخت یک مسیر جایگزین و انتقال نفت از میادین شرقی به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ بود.

    این پروژه که بعد‌ها به «پترولاین» معروف شد، در ابتدا ظرفیتی حدود ۵ میلیون بشکه در روز داشت. اما اهمیت واقعی آن نه در عدد، بلکه در «ایده» و دور زدن یک گلوگاه ژئوپلیتیک یعنی تنگه هرمز بود.

    پس از پایان جنگ، اهمیت این خط لوله برای مدتی کاهش یافت. بازار نفت به ثبات نسبی رسید و هرمز دوباره مسیر اصلی انتقال نفت شد؛ زیرساختی که صعودی‌ها در دل بیابان کشیده بودند اما هرگز از بین نرفت. عربستان آن را حفظ کرد، ارتقاء داد و در مقاطع مختلف از جمله همین جنگ جاری بین ایران و ائتلاف آمریکایی و اسرائیلی مورد استفاده قرار داد.

    آنچه امروز شاهدیم نتیجه همین نگاه بلندمدت ریاض است. به گزارش بلومبرگ، عربستان با تغییر کاربری برخی خطوط انتقال گاز مایع، توانسته ظرفیت این مسیر را به ۷ میلیون بشکه در روز برساند؛ عددی که آن را به یکی از مهم‌ترین مسیر‌های جایگزین نفت در جهان تبدیل می‌کند.

    در همین حال، امارات نیز با خط لوله «حبشان-فجیره» مسیری مشابه ایجاد کرده است. در این شرایط، انتقال نفت از داخل خاک به سواحل دریای عمان، بدون عبور از هرمز یعنی رقابت بر سر «مسیرها» به اندازه رقابت بر سر «منابع» اهمیت پیدا کرده است.

    ژئوپلیتیک انرژی؛ خط لوله‌ای که توازن قدرت را جابه‌جا می‌کند

    در دنیای امروز و شرایط کنونی دیگر فقط این مهم نیست که چه کسی نفت دارد؛ مهم این است که چه کسی می‌تواند آن را در هر شرایطی به بازار برساند.

    تنگه هرمز، برای دهه‌ها، ابزار فشار ژئوپلیتیک بود و هرگونه تهدید به بسته شدن آن، بازار را ملتهب کرد. در یک ماه اخیر و بعد از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، شاهد عملیاتی شدن این تهدید بودیم و در نتیجه شوک شدیدی به بازار انرژی و اقتصاد جهان وارد شد. اکنون، اما افزایش ظرفیت خط لوله عربستان، بخشی از این قدرت را خنثی می‌کند.

    برخی تحلیلگران معتقدند که توسعه مسیر‌های جایگزین، به‌ویژه در خاورمیانه، نشانه‌ای از «بازتعریف امنیت انرژی» است و سبب می‌شود که کشور‌ها وابستگی خود به گلوگاه‌های دریایی را کاهش دهند فایننشال تایمز نوشته که عربستان با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های زمینی، در حال ایجاد «بیمه ژئوپلیتیک» برای صادرات نفت خود است.

    خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی نوشته که افزایش ظرفیت این خط لوله، در شرایط تنش‌های نظامی، می‌تواند از شوک‌های شدید قیمتی جلوگیری کند. البته این راه هم مورد تاکید قرار داده که به‌طور کامل جایگزین هرمز نیست، زیرا حتی با ظرفیت ۷ میلیون بشکه، هنوز بخش قابل توجهی از صادرات منطقه به عبور از این تنگه وابسته است.

    در همین حال، بلومبرگ با استناد به داده‌های ردیابی نفتکش‌ها گزارش داده که فعالیت در بندر ینبع به شکل محسوسی افزایش یافته و ناوگان نفتکش‌های غول‌پیکر در حال بارگیری هستند. این نشانه‌ای واضح از تغییر مسیر واقعی جریان نفت است، نه صرفاً یک سناریوی فرضی.

    خط لوله سعودی بازار انرژی را نجات دهد؟

    بازار جهانی نفت، بیش از هر چیز، به پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد و هر اختلال در عرضه و انتقال – حتی کوتاه‌مدت- می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها همچون افزایش قیمت سوخت، رشد تورم، فشار بر تولید و در نهایت کاهش رشد اقتصادی را به دنبال داشته باشد.

    در چنین شرایطی، خط لوله شرق به غرب، نقش یک سوپاپ اطمینان را بازی می‌کند. این مسیر به عربستان اجازه می‌دهد حتی در شرایط جنگی کنونی و اختلال در هرمز، بخش قابل توجهی از صادرات خود را حفظ کند و این یعنی کاهش ریسک برای بازار.

    اما این تصویر، کامل نیست. کارشناسان «اکونومیست» هشدار داده‌اند که ظرفیت جایگزین هنوز برای جبران کامل اختلال در هرمز کافی نیست. اگر این تنگه به‌طور کامل بسته شود، حتی با استفاده حداکثری از خطوط لوله عربستان و امارات، بازار همچنان با کمبود مواجه خواهد شد.

    از سوی دیگر، انتقال نفت به دریای سرخ، مسیر‌های حمل‌ونقل جدیدی را فعال می‌کند که خود با ریسک‌هایی از جمله ناامنی در باب‌المندب یا تهدیدات منطقه‌ای دیگر همراه‌اند.

    با این حال، اثر روانی این خط لوله بر بازار قابل انکار نیست. این مسیر حتی اگر نتواند همه نفت هرمز را جایگزین کند، با توجه به اینکه بخشی از عرضه را تضمین شده باقی نگه می‌دارد، می‌تواند از جهش‌های شدید قیمت جلوگیری کند.

    خط لوله جدید و آینده انرژی در بازار جهانی

    آنچه امروز در عربستان و امارات رخ می‌دهد، بخشی از یک روند بزرگ‌تر یعنی تلاش برای کاهش وابستگی به مسیر‌های پرریسک است. چین با خطوط لوله آسیای مرکزی، روسیه با مسیر‌های جدید به شرق، و حتی اروپا با پروژه‌های متنوع‌سازی منابع انرژی، همگی در حال بازتعریف نقشه انرژی جهان هستند.

    در این میان، خط لوله شرق به غرب، نمونه‌ای شاخص از این تغییر است؛ پروژه‌ای که از دل یک جنگ قدیمی بیرون آمد و در بحران‌های جدید و جنگ کنونی، کارکردی تازه پیدا کرده است.

    بدیهی است که اگر تنش‌ها در خلیج فارس ادامه پیدا کند و احتمالاً سرمایه‌گذاری در چنین مسیر‌هایی افزایش خواهد یافت. جهان انرژی به سمتی می‌رود که در آن، «انعطاف‌پذیری» مهم‌تر از «ظرفیت» است.

    خلاصه اینکه خط لوله عربستان، بیش از آنکه یک پروژه زیرساختی باشد، یک ابزار قدرت است؛ ابزاری برای کاهش آسیب‌پذیری، مدیریت ریسک و ارسال پیام به بازار جهانی. در جهان امروز که جنگ‌ها نه‌تنها در میدان، بلکه در مسیر‌های انرژی تعیین‌کننده‌اند؛ چنین پروژه‌هایی می‌توانند معادلات را تغییر دهند. تنگه هرمز همچنان مهم است، اما دیگر تنها مسیر نیست و همین «دیگر تنها نبودن»، شاید مهم‌ترین تغییر در ژئوپلیتیک انرژی امروز باشد.

  • آیا عربستان می‌تواند تنگه هرمز را دور بزند؟

    آیا عربستان می‌تواند تنگه هرمز را دور بزند؟

    به گزارش اقتصادران، محمد بن‌سلمان شاهزاده بلندپرواز سعودی ضمن افزایش ظرفیت خط لوله شرق به غرب (از ابقیق به ینبع) به ۷ میلیون بشکه، می‌خواهد به دنیا اعلام کند که اقتصاد عربستان دیگر گروگان جغرافیای خلیج فارس نیست.

    او می‌خواهد ثابت کند که می‌توان تنگه هرمز را دور زد و بدون توجه به تهدید‌های ایران امنیت انتقال انرژی را تامین کرد.

    این خط لوله ۱۲۰۱ کیلومتری، قلب تپنده تولید نفت عربستان در شرق (بزرگترین میدان نفتی جهان، الغوار و مجتمع فرآوری ابقیق) را به بندر یَنبُع در ساحل دریای سرخ متصل می‌کند.

    اما آیا چنین پروژه‌ای اساسا عملی است یا یک رویا پردازی دیگر که مخاطب را به یاد تبلیغات پر زرق و برق شهر نئوم می‌اندازد؟

    از منظر امنیت بین‌الملل، تنگه هرمز برای عربستان همواره یک «تله جغرافیایی» بوده است. وابستگی به تنگه‌ای که ایران بر آن اشراف کامل دارد، بزرگترین نقطه ضعف ریاض در منازعات منطقه‌ای است. با تکمیل پروژه ینبع عربستان می‌خواهد بیش از ۶۰ درصد کل صادراتش را از تیررس مستقیم تنش‌های احتمالی در خلیج فارس خارج کند.

    با این کار، پایانه «ینبع» در دریای سرخ به قطب جدید انرژی تبدیل می‌شود که هم به اروپا نزدیک‌تر است و هم از درگیری‌های احتمالی در خلیج عمان و هرمز فاصله دارد.

    اما برای ایران، این موضوع به معنای لزوم بازنگری در دکترین «امنیت برای همه یا هیچ‌کس» در تنگه هرمز است؛ از دید ایران حالا رقیب، دریچه‌ی دیگری برای تنفس پیدا کرده است.

    اما چقدر تبلیغات درباره پروژه یَنبع واقعی است؟ گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد ظرفیت واقعی بارگیری پایدار در ینبع حدود ۴.۵ تا ۵ میلیون بشکه است یعنی خط لوله ۵ میلیون بشکه‌ای از قبل وجود داشت، اما رساندن آن به ظرفیت ۷ میلیون بشکه و فراتر از آن، نیازمند ایستگاه‌های پمپاژ فوق‌پیشرفته و مخازن ذخیره‌سازی عظیم در ساحل دریای سرخ است.

    مگر اینکه طرح‌های توسعه سریع بن‌سلمان در ساحل غربی (که بخشی از چشم‌انداز ۲۰۳۰ است) به همین زودی بهره‌برداری کامل رسیده باشد که بعید است.

    منابع سعودی ادعا کرده‌اند یَنبُع فقط یک اسکله نیست بلکه بخشی از پازل شهر «نئوم» و توسعه ساحل دریای سرخ است، اما آیا دور زدن تنگه هرمز واقعا شدنی است؟ پاسخ تا حدودی مثبت است، اما به صورت نسبی!

    بلندپروازی یا واقع‌گرایی؟

    واقعیت میدانی این است که هیچ خط لوله‌ای نمی‌تواند تمام ظرفیت خلیج فارس را جایگزین کند، هرچند عربستان با رساندن ظرفیت ینبع به ۷ میلیون بشکه، عملاً خود را از لیست کشور‌های آسیب‌پذیر در صورت بسته شدن هرمز خارج می‌کند، اما باید توجه داشت عدد ۷ میلیون بشکه روی کاغذ جذاب است و در عمل با دو مانع بزرگ روبروست.

    اول اینکه حتی اگر خط لوله ۷ میلیون بشکه نفت را به ساحل غربی برساند، پایانه‌های صادراتی ینبع (شمالی و جنوبی) در حال حاضر ظرفیت بارگیری عملیاتی پایدار برای این حجم عظیم را ندارند و در شرایط بحرانی، حداکثر می‌توان روی ۴ تا ۵ میلیون بشکه صادرات واقعی حساب کرد؛ و دوم آنکه این خط لوله برای فعالیت مداوم با حداکثر ظرفیت طراحی نشده و تبدیل لوله‌های گاز مایع (NGL) به نفت خام که در مارس ۲۰۲۶ نهایی شد، یک راهکار اضطراری است که نگهداری و تعمیرات آن در بلندمدت بسیار پرهزینه است.

    نکته جانبی دیگر اینکه انتقال نفت با لوله همیشه گران‌تر از نفتکش‌های پهن‌پیکر (VLCC) تمام می‌شود. اما برای بن‌سلمان، این هزینه اضافه در واقع «حق بیمه» امنیت ملی است. او حاضر است سود خالص هر بشکه را کمی کاهش دهد تا ریسک انسداد کامل صادرات را به صفر نزدیک کند.

    سناریوی تقابل: پاتک ایران به استراتژی «ینبع»

    ایران همواره بسته شدن تنگه هرمز را به عنوان «گزینه نهایی» روی میز داشته است، اما افزایش ظرفیت خط لوله شرق به غرب Petroline به ۷ میلیون بشکه، این ابزار فشار را تا حد زیادی کُند می‌کند.

    تحلیل‌گران نظامی معتقدند اگر هرمز اهمیت استراتژیک مطلق خود را برای صادرات عربستان از دست بدهد، در صورت بروز درگیری، نقاط تمرکز از «دریا» به «زمین» منتقل می‌شود؛ یعنی خودِ خط لوله و ایستگاه‌های پمپاژ (مانند حملات پهپادی ۲۰۱۹) به اهداف احتمالی تبدیل می‌شوند. این یعنی امنیت انرژی از «امنیت دریایی» به «امنیت زیرساختی» تغییر ماهیت می‌دهد؛ بنابراین هرچند ایران باید این پروژه را در کنار پروژه‌های مشابه امارات (خط لوله حبشان-فجیره) دیده و این واقعیت را درک کند که در صورت بالا بردن سطح تهدید در تنگه، کشور‌های حاشیه خلیج فارس مسیر‌های صادراتی را به سواحل امن‌تر برون‌سپاری می‌کنند. سعودی‌ها و اماراتی‌ها نیز باید در نظر داشته باشند که در صورت گسترش درگیری‌ها همین سواحل امن نیز به راحتی در دسترس آتش ایران قرار خواهند گرفت.

  • سردرگمی در بازارهای جهانی نفت / چه خواهد شد؟

    سردرگمی در بازارهای جهانی نفت / چه خواهد شد؟

    تقریبا یک ماه از شروع جنگ ایران با ائتلاف آمریکایی و اسرائیلی گذشته و قیمت نفت در این چهار هفته صعود بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده است. در هفته‌های اخیر، قیمت نفت خام برنت که معیار اصلی تعیین ارزش انرژی در بازار جهانی است، بار دیگر وارد قلمرویی شده که اقتصاد جهانی سال‌ها بود آن را تجربه نکرده بود. نفت برنت با عبور قاطع از مرز ۱۱۴ دلار برای هر بشکه، به اوج قیمتی بازگشت که تنها در دوران بحران‌های جهانی بزرگ دیده شده است، سطحی که از زمان جنگ اوکراین و نخستین تنش‌های ۲۰۲۲ تاکنون بی‌سابقه بوده است.

    با توجه به بالا گرفتن آتش جنگ در تنگه هرمز که تقریباً ۲۰٪ از نفت و گاز مایع جهان از آن عبور می‌کند، این وضعیت دور از انتظار نبوده است. محدودیت‌هایی که ایران بر این گذرگاه باریک استراتژیک که هم‌اکنون به میدان اصلی تنش‌ها تبدیل شده، اعمال کرده در واقع با در نظر گرفتن همین تاثیر و ایجاد اختلال در بازار لحاظ شده است. در نتیجه شاهد افزایش قیمتی هستیم که برگرفته از ترکیبی از شوک عرضه، افزایش نرخ حق بیمه، ریسک ژئوپلیتیکی و اختلال‌های واقعی در مسیر‌های حیاتی انرژی است.

    رسیدن جنگ جاری به یک ماهگی و گمانه تداوم و حتی تشدید درگیری‌ها در شرایط فعلی، نگرانی‌ها درباره اختلال کامل در صادرات انرژی را افزایش داده است؛ سناریویی که تحلیلگران از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین شوک عرضه نفت از دهه ۱۹۷۰ یاد می‌کنند.

    بازار‌های جهانی اکنون نمی‌دانند این روند صعودی قیمت نفت موقت است یا آغاز فصل تازه‌ای از بی‌ثباتی انرژی؛ اما واضح است که ترس از بسته شدن مسیر‌های حیاتی، خود به‌عنوان یک عامل اصلی افزایش قیمت عمل می‌کند و آنطور که پیش‌بینی می‌کنند باید منتظر افزایش قیمت‌های بیشتر نیز بود.

    پیامد‌های سراسری: تورم، رشد اقتصادی و فشار بر مشاغل جهانی

    بدیهی است که وقتی قیمت نفت به بالای ۱۱۰ دلار می‌رسد، پیامد‌های آن فراتر از بازار‌های انرژی خواهد بود و به صورت مستقیم به تمام بخش‌های اقتصاد جهانی انتقال می‌یابد. انرژی، بنزین، گاز، حمل‌ونقل و حتی تولید کالا‌های پایه با نفت در ارتباط مستقیم هستند؛ بنابراین افزایش قیمت نفت به‌شکل افزایش هزینه‌های تولید، فشار تورمی و کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده منعکس می‌شود.

    نخستین اثر محسوس در کشور‌های مصرف‌کننده انرژی، افزایش تورم هزینه‌محور است. هزینه‌های بنزین، گازوئیل و فرآورده‌های نفتی به‌سرعت در حال افزایش است و این افزایش به شاخص قیمت مصرف‌کننده منتقل می‌شود؛ پدیده‌ای که اقتصاددانان آن را به‌عنوان «تورم وارداتی» یا «تورم شوک عرضه» می‌شناسند. در چنین سناریویی، خانوار‌ها با افزایش هزینه‌های روزمره مواجه می‌شوند و قدرت خریدشان کاهش می‌یابد.

    این افزایش قیمت پایدار نفت همچنین رشد اقتصادی را کند می‌کند. شرکت‌ها با هزینه‌های انرژی بالاتر مواجه شده و سودآوری آنها تحت فشار قرار می‌گیرد. در حالی که مصرف‌کنندگان برای حفظ سبک زندگی خود با هزینه‌های بالاتر انرژی می‌جنگند، بخش‌های مولد اقتصاد به‌ویژه صنایع که انرژی سنگین مصرف می‌کنند، کاهش سرمایه‌گذاری و تلاش برای افزایش بهره‌وری را تجربه خواهند کرد.

    گفتنی است که بازار‌های مالی نیز نسبت به این افزایش قیمت واکنش نشان داده‌اند. شاخص‌های بورس در بسیاری از بازار‌های بزرگ جهانی سقوط کرده و دارایی‌های پرریسک مانند رمزارز‌ها تحت فشار قرار گرفته‌اند، در حالی که دارایی‌های ایمن‌تر مانند اوراق دولتی و طلا – اگرچه با نوسانات خود- تقاضای بیشتری یافته‌اند.

    اقتصاددانان می‌گویند اگر قیمت نفت برای مدتی طولانی در سطوح بالا باقی بماند، خطر وقوع رکود جهانی در کنار تورم بالا افزایش می‌یابد. این سناریو، بدترین حالت ممکن برای سیاست‌گذاران پولی و مالی است، زیرا ابزار‌های معمول مثل کاهش نرخ بهره در مواجهه با تورم بالا کاربرد زیادی ندارند.

    واکنش‌ها و تحلیل‌های بین‌المللی؛ از سیاست‌گذاران تا بانک‌های مرکزی

    تحلیل‌گران و نهاد‌های بین‌المللی در واکنش به این جهش قیمت، نگرانی‌های جدی را مطرح کرده‌اند. بسیاری از بانک‌های جهان هشدار داده‌اند که افزایش انرژی تورم‌زا می‌تواند سیاست‌های پولی را پیچیده‌تر کند و تصمیم‌گیری درباره نرخ بهره را دشوارتر سازد. در چنین محیطی، بانک‌ها ممکن است مجبور شوند بر خلاف کاهش نرخ‌ها برای تحریک رشد، نرخ‌ها را حفظ یا حتی افزایش دهند تا تورم را مهار کنند، وضعیتی که فشار بیشتری بر رشد اقتصادی وارد خواهد آورد.

    سازمان‌هایی مانند آژانس بین‌المللی انرژی نیز تاکید کرده‌اند که اختلال در تنگه هرمز یکی از بدترین سناریو‌ها برای امنیت انرژی جهان است و احتمال بازگشت قیمت‌ها به سطح قبل تا زمانی که تنش‌های ژئوپلیتیکی حل نشود، بعید به‌نظر می‌رسد.

    تحلیل‌گران موسسات مالی نیز سناریو‌های مختلفی را ترسیم کرده‌اند. برخی معتقدند اگر تنش‌ها کوتاه‌مدت باشد، افزایش قیمت نفت می‌تواند در ادامه چند ماه آینده تعدیل شود؛ اما اگر اختلال در مسیر‌های حمل و نقل انرژی ادامه یابد، احتمال اینکه قیمت نفت بالای سطوح تاریخی ثابت بماند یا حتی به رکورد‌های جدید برسد، وجود دارد.

    واکنش سیاسی نیز از سوی کشور‌های واردکننده انرژی به‌وضوح قابل مشاهده است؛ دولت‌های آسیایی و اروپایی در تلاش‌اند از ذخایر استراتژیک نفت برای کاهش فشار قیمت‌ها استفاده کنند، در حالی که برخی دیگر به‌دنبال تنوع بخشیدن به مسیر‌های تأمین و افزایش همکاری با تولیدکنندگان جایگزین هستند.

    چشم‌انداز پیش‌رو؛ سناریو‌ها و احتمالات

    این که به نظر می‌رسد وضعیت تنگه هرمز همچنان متشنج باقی خواهد ماند و مادامی که چنین باشد بازار انرژی با سناریو‌های متفاوتی مواجه خواهند بودند که می‌تواند چشم‌انداز جهانی را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

    در خوش‌بینانه‌ترین حالت، آنچه ترامپ درباره مذاکره می‌گوید، عملی شده و تنش‌ها در هفته‌های آینده کاهش خواهد یافت و مسیر‌های حمل و نقل انرژی نیز دوباره باز می‌شوند. در این حالت، بازار نفت می‌تواند بخشی از افزایش قیمت اخیر را از دست داده و به سطوح منطقی‌تر بازگردد؛ البته نه به‌صورت ناگهانی بلکه به‌تدریج با کاهش حق بیمه ریسک بازار.

    اما اگر آنطور که بر اساس واقعیت‌های میدان پیش‌بینی می‌شود، تنش‌های کنونی ادامه یابد یا تشدید شود، قیمت نفت نیز به سطوح بسیار بالاتر از ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار برای هر بشکه خواهد رسید، وضعیتی که می‌تواند پیامد‌های مخربی برای رشد جهانی، تجارت و ثبات اقتصادی داشته باشد.

    ناگفته نماند که سناریوی بدبینانه‌تری نیز وجود دارد؛ اگر مسیر‌های انتقال انرژی – از طریق مین‌گذاری یا درگیری‌های دریایی پراکنده – برای ماه‌ها بسته یا کند شوند، بحران انرژی عمیق‌تری را رقم خواهد زد که نه‌تنها قیمت نفت، بلکه قیمت گاز طبیعی، مواد پتروشیمی و حتی کالا‌های پایه را به‌شدت افزایش می‌دهد.

    در نهایت، چشم‌انداز بازار نفت به دو عامل کلیدی بستگی دارد؛ مدت و شدت اختلال در عرضه جهانی انرژی، و واکنش سیاسی و دیپلماتیک در سطح بین‌المللی. در غیاب راه‌حل‌های فوری و کاهش تنش‌ها، بازار انرژی ممکن است در وضعیتی بی‌ثبات و پرنوسان برای مدت طولانی بماند.

    نفت دیگر فقط یک کالا نیست

    افزایش شدید قیمت نفت در روز‌های اخیر نشان می‌دهد که نفت دیگر تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه نماد پیچیدگی ژئوپلیتیکی، امنیت انرژی و وابستگی متقابل اقتصاد‌های جهانی است. این شوک که اکنون اقتصاد جهان با آن دست‌به‌گریبان است، می‌تواند منشأ تغییرات ساختاری در سیاست‌های اقتصادی، تجاری و استراتژیک کشور‌ها باشد، تحولی که تنها با بازگشت آرامش ژئوپلیتیک قابل مدیریت خواهد بود.

  • تنگه هرمز؛ تعیین‌کننده قیمت نان در جهان!

    تنگه هرمز؛ تعیین‌کننده قیمت نان در جهان!

    به گزارش اقتصادران، عبور یک‌سوم تجارت جهانی اوره از گلوگاه استراتژیک هرمز، اکنون به پاشنه آشیل امنیت غذایی تبدیل شده است که با جهش ۵۰ درصدی قیمت این نهاده حیاتی و اختلال در زنجیره تأمین گاز، جهان با واقعیتی تلخ روبروست و آن پیوند ناگسستنی قیمت نان با پایداری تنگه‌های راهبردی و مشتقات گاز طبیعی که می‌تواند ثبات ملی کشورهای منطقه و حتی اروپا را تحت‌الشعاع قرار داده است.

    بحران اخیر نهاده‌های کشاورزی ثابت کرد که امنیت غذایی، خاکریزی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد به طوری که وابستگی شدید محصولات استراتژیک مانند گندم و برنج به مشتقات گاز طبیعی و مسیرهای ترانزیتی انرژی، «اوره» را از یک کالای کشاورزی به یک ابزار قدرت سیاسی تبدیل کرده است.

    گزارش رویترز از اختلال در زنجیره تأمین مواد غذایی

    رویترز در گزارش اخیر خود اعلام کرد که حدود یک‌سوم تجارت جهانی «اوره» که یکی از مهم‌ترین نهاده‌های کود است از تنگه هرمز عبور می‌کند، و قیمت آن اکنون حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است و علاوه بر آن، اختلال در صادرات گاز طبیعی مایع و سایر مواد شیمیایی مرتبط، زنجیره تأمین کشاورزی را تحت فشار قرار داده است.

    رویترز درادامه اعلام کرد : کشورهایی مانند هند و استرالیا که به شدت به واردات کود و انرژی از این مسیر وابسته‌اند، با افزایش شدید هزینه‌ها مواجه شده‌اند. در استرالیا، قیمت اوره در برخی موارد به بیش از ۱۱۰۰ دلار در تن رسیده است که این وضعیت کشاورزان را با انتخاب‌های دشوار مواجه می‌کند و آن‌ها یا باید مصرف کود را کاهش دهند که به افت تولید منجر می‌شود، یا به سمت کشت محصولات کم‌نیازتر به کود حرکت کنند اما در سطح کلان، دولت‌ها ممکن است که برای کنترل بازار، صادرات مواد غذایی را محدود کنند؛ اقدامی که پیش‌تر در بحران‌های مشابه نیز دیده شده است.

    زنگ خطر تورم مواد غذایی به صدا درآمد!

    گزارش رویترز نشان داد که افزایش قیمت اوره فراتر از یک نوسان ساده در بازار نهاده‌های کشاورزی است؛ چراکه به طور مستقیم در افزایش تورم مواد غذایی اثرگذار است و از آنجایی که حدود یک‌سوم تجارت جهانی اوره از تنگه هرمز عبور می‌کند هرگونه تنش در این منطقه یا اختلال در صادرات گاز طبیعی به عنوان ماده اولیه اصلی تولید اوره، زنجیره تأمین را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد.

    اما از آنجایی که کود اوره پرمصرف‌ترین کود نیتروژنه در جهان است و افزایش قیمت آن مستقیماً هزینه تمام‌شده محصولات استراتژیک مانند گندم، ذرت و برنج را بالا می‌برد همچنین زمانی که کشاورزان توان خرید کود را نداشته باشند، یا مصرف را کاهش می‌دهد که به افت تناژ تولید منجر می شود و یا به سمت کشت محصولات کم‌بازده‌تر می‌روند که هر دو حالت منجر به کاهش عرضه جهانی و جهش قیمت‌ها می‌شود.

    تجربه سریلانکا دوباره تکرار می شود؟

    تجربه سریلانکا و سقوط  نشان داد که حذف یا کمبود ناگهانی کود شیمیایی به سقوط تولید کشاورزی و به تبع آن، بحران‌های سیاسی و ناآرامی‌های اجتماعی منجر می شود و دراین میان بیشترین آسیب را به اقشار کم‌درآمد در کشورهای در حال توسعه وارد می‌کند.

    بحران اوره تنها یک چالش بخش کشاورزی نیست، بلکه یک بحران امنیت ملی است که ادامه جنگ‌ها، اختلال در مسیرهای ترانزیتی انرژی و وابستگی شدید زنجیره غذا به مشتقات گاز طبیعی، جهان را در وضعیتی قرار می دهد که قیمت کالاها بیش از هر زمان دیگری به قیمت گاز و پایداری تنگه‌های راهبردی وابسته می شود.

  • پنجه هرمز بر گلوی غول‌های صنعتی جهان!

    پنجه هرمز بر گلوی غول‌های صنعتی جهان!

    به گزارش اقتصادران، نبرد نظامی که از نهم اسفندماه سال گذشته آغاز شد، حالا در نخستین روز‌های فروردین ۱۴۰۵ به یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی در مقیاس جهانی بدل شده است. انسداد نسبی و اختلال در تردد تانکر‌های غول‌پیکر از تنگه هرمز، تنها یک خبر نظامی نیست؛ بلکه به معنای حذف ناگهانی بخشی از «خون» در رگ‌های صنعت جهان است. در حالی که ده‌ها نفتکش در دریای عمان و خلیج فارس سرگردان مانده و جرأت عبور از این آبراه ملتهب را ندارند، قیمت سوخت در دورترین نقاط جهان، از توکیو تا نیویورک، با جهشی بی‌سابقه رو‌به‌رو شده است. این وضعیت نشان داد که برخلاف ادعا‌های سال‌های اخیر مبنی بر کاهش وابستگی به نفت منطقه، جهان همچنان به شدت در برابر تحولات ژئوپلیتیک خلیج فارس آسیب‌پذیر است.

    شوک ۳۰ درصدی در پمپ‌بنزین‌های آمریکا؛ باک‌هایی که با سیاست پر می‌شوند

    در ایالات متحده، جایی که قیمت بنزین مستقیماً با رضایت سیاسی شهروندان گره خورده است، وضعیت به شدت بحرانی گزارش می‌شود. بر اساس داده‌های میدانی و تحلیل‌های رسانه‌هایی، چون فاکس‌نیوز، قیمت هر گالن بنزین برای شهروندان آمریکایی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد افزایش یافته است. این گرانی افسارگسیخته برای طبقه کارگر که روزانه مسافت‌های طولانی را برای رسیدن به محل کار طی می‌کنند، به یک کابوس معیشتی تبدیل شده است.

    اگرچه برخی از تحلیل‌گران معتقدند این رقم هنوز با پیش‌بینی‌های وحشتناک اولیه (نفت ۲۰۰ دلاری) فاصله دارد، اما واقعیت این است که تداوم این روند می‌تواند دستاورد‌های اقتصادی دولت فعلی را به کلی نابود کند. ترامپ اکنون با این واقعیت روبروست که هر دلاری که قیمت بنزین در اوهایو یا فلوریدا بالا می‌رود، بخشی از پایگاه رأی او ریزش می‌کند؛ موضوعی که عجله واشنگتن برای پایان دادن به درگیری‌ها در هفته‌های آتی را به خوبی توجیه می‌کند.

    اروپا در محاصره تورم سوخت؛ تکرار روز‌های سیاه بحران ۲۰۲۲

    قاره سبز که هنوز به طور کامل از شوک انرژی ناشی از جنگ اوکراین کمر راست نکرده بود، اکنون با جبهه جدیدی از بحران روبروست. کشور‌های اروپایی که وابستگی شدیدی به محموله‌های انرژی خاورمیانه دارند، با افزایش سرسام‌آور هزینه حمل و نقل و بیمه کشتی‌ها مواجه شده‌اند.

    نرخ بیمه دریایی برای عبور از منطقه جنگی به سطحی رسیده است که بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی ترجیح می‌دهند مسیر طولانی دور زدن قاره آفریقا و دماغه امید نیک را انتخاب کنند؛ تصمیمی که به معنای تأخیر حداقل دوهفته‌ای در رسیدن سوخت و افزایش هزینه‌های نهایی برای مصرف‌کننده اروپایی است. در پایتخت‌های اروپایی، بیم از تورم دورقمی و تعطیلی صنایع انرژی‌بر بار دیگر بالا گرفته و فشار دیپلماتیک بر طرفین درگیر برای آتش‌بس فوری، به بالاترین حد خود در یک ماه اخیر رسیده است.

    بن‌بست صنعتی در شرق آسیا؛ غول‌هایی که از نفت هرمز تغذیه می‌کنند

    بیشترین فشار این درگیری نظامی بر دوش غول‌های صنعتی شرق آسیا سنگینی می‌کند. کشور‌هایی مانند چین، ژاپن و کره جنوبی که بخش اعظم نیاز سوختی خود را مستقیماً از خلیج فارس تأمین می‌کنند، اکنون با اختلال در زنجیره تأمین رو‌به‌رو هستند. در حالی که ذخایر استراتژیک این کشور‌ها برای مدت کوتاهی پاسخگو خواهد بود، اما استمرار جنگ از اسفند تا فروردین، زنگ خطر را برای صنایع پتروشیمی و تولیدی آنها به صدا درآورده است.

    هند نیز به عنوان یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان نفت، با چالش جدی در تنظیم بودجه داخلی خود رو‌به‌رو شده و قیمت سوخت در شهر‌های بزرگ این کشور به رکورد تاریخی خود نزدیک شده است. این فشار اقتصادی باعث شده تا قدرت‌های آسیایی که معمولاً در منازعات خاورمیانه سکوت می‌کردند، حالا فعالانه برای میانجی‌گری و بازگشایی مسیر‌های امن کشتیرانی وارد عمل شوند.

    پارادوکس انرژی در منطقه؛ صادرکنندگانی که گرفتار شدند

    عجیب‌ترین پرده از این بحران، گریبان‌گیر کشور‌های حاشیه خلیج فارس شده است. این کشور‌ها که خود بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان هستند، به دلیل قرار گرفتن در مجاورت کانون درگیری، با چالش‌های لجستیکی عجیبی رو‌به‌رو شده‌اند. از یک سو صادرات آنها به دلیل خطرات نظامی و افزایش نجومی هزینه‌های بیمه با کندی مواجه شده و از سوی دیگر، امنیت تأسیسات پالایشگاهی آنها تحت‌الشعاع درگیری‌ها قرار گرفته است.

    اختلال در صادرات به معنای کاهش درآمد‌های ارزی و در نتیجه، تزلزل در پروژه‌های بزرگ عمرانی این کشورهاست. این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که در یک جنگ منطقه‌ای مدرن، حتی ثروتمندترین تولیدکنندگان انرژی نیز از ترکش‌های اقتصادی و کمبود‌های احتمالی در امان نخواهند بود.

    جهان در انتظار بازگشت ثبات به شاهرگ آبی

    در نهایت، آنچه در پمپ‌بنزین‌های جهان می‌گذرد، بازتاب مستقیمی از وقایع نظامی در خلیج فارس است. قیمت جهانی نفت برنت که اکنون تحت تأثیر اخبار ضد و نقیض پایان جنگ، نوسانات شدیدی را تجربه می‌کند، به عنوان قطب‌نمای اقتصاد جهانی عمل خواهد کرد. اگر گمانه‌زنی‌های وال استریت ژورنال درباره پایان قریب‌الوقوع جنگ به حقیقت بپیوندد، می‌توان انتظار داشت که بازار‌های انرژی با یک تخلیه هیجانی رو‌به‌رو شده و قیمت‌ها به تعادل نسبی بازگردند. اما در صورت شکست دیپلماسی و ورود به یک جنگ فرسایشی، جهان باید خود را برای عصر جدیدی از گرانی سوخت آماده کند که در آن، انرژی نه یک کالا، بلکه به عنوان سلاحی برنده در دست طرفین درگیر عمل خواهد کرد.