برچسب: تنگه هرمز

  • جدال قدرت در تنگه هرمز / چین و روسیه کدام طرف ماجرا ایستاده اند؟

    جدال قدرت در تنگه هرمز / چین و روسیه کدام طرف ماجرا ایستاده اند؟

    به گزارش اقتصادران، ساعت۱۰ شب بود که ترامپ نوشت: «امشب یک تمدن کامل از بین می‌رود.» ۱۰ساعت بعد، همان مرد، پشت همان صفحه‌کلید نوشت: «آتش‌بس.» این ۱۰ساعت، تاریخ را عوض کرد. در فاصله این دو پیام، نه ارتشی شکست خورد، نه پایتختی سقوط کرد، نه معاهده‌ای امضا شد. یک نخست‌وزیر از اسلام‌آباد زنگ زد، یک پیشنهاد ۱۰بندی روی میز گذاشت و از هر دو طرف خواست که عقل را جایگزین آتش کنند؛ پیشنهادی که ترامپ و تهران هر دو پذیرفتند و بازارهای جهان – که ۴۰روز تمام زیر سایه بسته شدن تنگه هرمز نفس می‌کشیدند- در عرض چند دقیقه نفت را ۶‌درصد پایین آوردند و شاخص‌های سهام را بالا بردند.

    این واکنش فوری بازارها، خود گویاترین سند از عمق بحرانی بود که جهان در آن غرق شده بود. ۴۰روز جنگ، کارنامه‌ای سنگین به‌جا گذاشته است. تنها هزینه نظامی آمریکا در این مدت به ۱۸میلیارد‌دلار رسیده و پنتاگون ۲۰۰میلیارد دیگر از کنگره طلب کرده است. کشورهای عربی منطقه نیز بیش از ۱۲۰میلیارد‌دلار خسارت دیده‌اند و زنجیره تامین انرژی جهانی به بدترین وضعیت خود از دهه۷۰میلادی رسیده اما سنگین‌ترین بخش این کارنامه متعلق به ایران است ؛ کشوری که پیش از آغاز جنگ هم اقتصادش روی لبه پرتگاه ایستاده بود.

    با تورمی نزدیک به ۵۰‌درصد و ریالی که از مرز ۱۵۰‌هزار‌تومان به ازای هر دلار گذشته بود و‌میلیون‌ها خانواری که هر روز بهای تحریم را از سفره‌شان می‌پرداختند. جنگ، این زخم کهنه را عمیق‌تر کرد اما آنچه این آتش‌بس را از یک خبر خوش به یک معادله پیچیده تبدیل می‌کند، همان لحظه‌ای است که هر دوطرف همزمان اعلام کردند برنده‌اند. تهران گفت که «تقریبا تمام اهداف جنگ محقق شده.» واشنگتن گفت که «تمام اهداف نظامی را پشت سر گذاشتیم.» دو روایت متضاد از یک واقعیت واحد و این دوگانگی سنگین‌ترین بار روی دوش مذاکرات اسلام‌آباد است.

    در داخل ایران هم صدای واحدی شنیده نمی‌شود. بخشی از افکار عمومی آتش‌بس را تنها راه عاقلانه می‌داند. مخالفانی که چشم به واشنگتن دوخته بودند از خیانت ترامپ می‌نویسند و تندروهایی که معتقدند توقف جنگ فرصت تاریخی را سوزاند، هر کدام روایت خود را دارند. این سه‌گانه، نشانه‌ای از همان شکاف‌های عمیقی است که در میز مذاکره اسلام‌آباد نیز خود را نشان خواهد داد. جمعه ۲۱‌فروردین، نمایندگان ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پشت یک میز می‌نشینند. دو هفته فرصت دارند تا آنچه  ۴۰سال تحریم و ۴۰روز جنگ خراب کرده را ترمیم یا اینکه این اختلافات را برای همیشه دفن کنند. بازارهای جهانی، شرکت‌های نفتی، دولت‌های منطقه و ‌میلیون‌ها ایرانی که هر روز بهای این بحران را از سفره‌شان می‌پردازند، همه به یک نقطه خیره شده‌اند. هرمز باز است اما کلیدش هنوز در دست تهران بوده و تا اسلام‌آباد حرف آخر را نزده، هیچ‌کس نمی‌داند این پنجره رو به صلح باز می‌ماند یا برای همیشه بسته می‌شود.

    تنگه‌ای که جنگ را متوقف کرد

    در تمام تاریخ مدرن، هیچ آبراهه‌ای به اندازه تنگه هرمز قادر نبوده اقتصاد جهان را با یک تصمیم به زانو دربیاورد. عرض این تنگه که در باریک‌ترین نقطه‌اش از ۳۳کیلومتر تجاوز نمی‌کند توانست ۴۰روز تمام معادلات انرژی کره‌زمین را به‌هم بریزد. وقتی ایران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل تنگه هرمز را بست، این اقدام صرفا یک حرکت نظامی نبود. یک پیام اقتصادی بود که مستقیم به قلب بازارهای جهانی شلیک شد. روزانه ۲۰‌میلیون بشکه نفت‌خام و فرآورده‌های نفتی از این مسیر عبور می‌کند و عربستان سعودی، امارات، کویت و عراق همگی برای صادرات نفت‌شان به این گلوگاه وابسته‌ هستند.

    با بسته شدن تنگه نه‌تنها قیمت نفت جهش داشت بلکه هزینه بیمه کشتیرانی، هزینه حمل‌ونقل دریایی و قیمت کالاهای اساسی در سراسر آسیا و اروپا یک‌شبه تغییر کرد. ماجرا اما از این فراتر بود چون بستن تنگه هرمز برای ایران، گران‌ترین کارت چانه‌زنی بود که می‌توانست روی میز بگذارد و در همان حال، پرهزینه‌ترین نیز بود. اقتصاد خود ایران هم برای صادرات نفت به همین مسیر نیاز دارد. این دوتیغه بودن سلاح هرمز بود که در نهایت مسیر مذاکره را هموار کرد. پیشنهاد پاکستان دقیقا روی همین نقطه طراحی شده بود: باز شدن تنگه به‌عنوان اولین گام اعتمادساز، در برابر توقف حملات آمریکایی. بازارها بلافاصله پاسخ دادند و ۹۶درصد کاهش قیمت نفت در عرض چند دقیقه پس از اعلام آتش‌بس نشان داد که چه حجمی از فشار اقتصادی در این ۴۰روز انباشته شده بود.

    کارشناسان انرژی اما هشدار می‌دهند که این کاهش قیمت موقتی است. تنگه هرمز تنها برای دو هفته و «با هماهنگی نیروهای مسلح ایران» باز می‌ماند ؛ عبارتی که به‌خودی‌خود یک اهرم فشار جدی برای میز مذاکره است. معنای این جمله ساده است: هرمز آزاد شده اما کلید آن هنوز در دست تهران است و تا زمانی که توافق جامعی امضا نشود، این کلید بزرگ‌ترین برگ برنده ایران در اسلام‌آباد باقی می‌ماند.

    از توافق جامع تا فروپاشی؛۳ آینده‌ای که اسلام‌آباد رقم می‌زند

    این جمعه نمایندگان ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پشت یک میز می‌نشینند و دو هفته وقت دارند اما این دو هفته شاید سرنوشت‌سازترین مذاکرات اقتصادی-سیاسی قرن بیست‌ویکم باشد؛ مذاکراتی که نتیجه‌اش نه‌فقط برای ایران و آمریکا بلکه برای قیمت نفت، زنجیره تامین انرژی جهان و معادلات قدرت در خاورمیانه تعیین‌کننده خواهد بود. سه سناریو روی میز است.

    سناریو اول، توافق جامع، خوشبینانه‌ترین مسیر اما دشوارترین آن است. ایران در پیشنهاد ۱۰بندی خود خواسته‌های سنگینی مطرح کرده که شامل لغو تمام تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده با ارزشی که برخی برآوردها آن را به بیش از ۱۰۰میلیارد‌دلار می‌رسانند، خروج نیروهای رزمی آمریکا از پایگاه‌های منطقه، پرداخت غرامت جنگی و به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی اورانیوم می‌شود. اگر این توافق حاصل شود، پیامدهای اقتصادی آن زلزله‌وار خواهد بود؛ بازگشت نفت ایران به بازار جهانی با ظرفیتی که می‌تواند تا ۴میلیون بشکه در روز افزایش یابد، قیمت نفت را به‌شدت تحت‌فشار قرار می‌دهد و ایران می‌تواند فرآیند بازسازی گسترده‌ای را با جذب سرمایه‌گذاری خارجی آغاز کند.

    سناریو دوم، توافق جزئی یا تمدید آتش‌بس محتمل‌ترین مسیر در کوتاه‌مدت است. طرفین روی چند اصل کلی توافق می‌کنند اما جزئیات حل‌نشده باقی می‌مانند و آتش‌بس تمدید می‌شود. این سناریو برای بازارها بدترین حالت ممکن است؛ نه ثبات کامل، نه بحران تمام‌عیار. سرمایه‌گذاران در وضعیت انتظار می‌مانند، بازسازی ایران به تعویق می‌افتد و قیمت نفت در یک محدوده پرنوسان گیر می‌کند. هزینه این بلاتکلیفی برای اقتصادهای منطقه‌ای که ۱۲۰میلیارد‌دلار خسارت دیده‌اند، روز‌به‌روز سنگین‌تر می‌شود.

    سناریو سوم، فروپاشی مذاکرات تاریک‌ترین مسیر است اما نه غیرممکن. شکاف میان خواسته‌های ایران و خطوط قرمز آمریکا – به‌ویژه در موضوع هسته‌ای- آنقدر عمیق است که یک اختلاف جزئی می‌تواند کل ساختار را فرو بپاشد. ایران صراحتا هشدار داده که «دست‌مان روی ماشه است» و در این سناریو، بازگشت بحران تنگه هرمز، شوک نفتی جدید و ازسرگیری درگیری نظامی گریزناپذیر خواهد بود. هزینه این مسیر برای اقتصاد جهانی -که هنوز از ۴۰روز اول جنگ کمر راست نکرده – می‌تواند به مراتب بیشتر از ۱۸میلیارد‌دلاری باشد که تنها سهم آمریکا از هزینه‌های نظامی بوده است.

    تحلیلگران معتقدند وزن اقتصادی همه طرف‌ها به سمت سناریو اول سنگینی می‌کند اما در سیاست، منطق اقتصادی همیشه برنده نیست.

    پاکستان چگونه قرن بیست‌ویکم را از یک جنگ نجات داد

    در بامداد ۱۹‌فروردین ترامپ تهدید کرده بود «یک تمدن کامل از بین می‌رود.» ۱۰ساعت بعد، همان ترامپ پشت میکروفن ایستاد و از صلح حرف زد. آنچه در این ۱۰ساعت اتفاق افتاد، داستان ظهور یک بازیگر جدید در دیپلماسی جهانی است؛ کشوری که نه عضو شورای امنیت است، نه قدرت هسته‌ای تاثیرگذار در این معادله و نه صاحب ذخایر نفتی قابل‌توجه. پاکستان با یک پیشنهاد ۱۰‌بندی و دو تلفن، مسیر تاریخ را عوض کرد اما این معجزه دیپلماتیک ریشه‌های عمیقا اقتصادی دارد.

    پاکستان با ذخایر ارزی کمتر از  ۱۰میلیارد‌دلار و بدهی خارجی سنگین، از اقتصادهای آسیب‌پذیر منطقه است و این جنگ برایش فاجعه‌بار بود. بسته شدن تنگه هرمز هزینه واردات انرژی پاکستان را به‌شدت افزایش داد، بی‌ثباتی منطقه‌ای سرمایه‌گذاری خارجی را متوقف کرد و خطر گسترش درگیری به مرزهای غربی پاکستان – مرزهایی که با ایران مشترک است – یک تهدید امنیتی واقعی بود. انگیزه پاکستان برای میانجیگری نه‌صرفا بلندپروازی دیپلماتیک بلکه یک ضرورت اقتصادی بود. میدان فرمار عاصم منیر، رییس ستاد ارتش پاکستان، نقش محوری در متقاعد کردن طرفین داشت و این واقعیت خود گویای تحول مهمی در دیپلماسی منطقه‌ای است؛ ارتشی که سال‌ها بازیگر بحران‌های داخلی این کشور بود، حالا به یک کانال دیپلماتیک بین‌المللی تبدیل شده است.

    از منظر اقتصادی، موفقیت پاکستان در این میانجیگری پیامدهای ژئواکونومیک مهمی دارد. اسلام‌آباد اکنون در موضع چانه‌زنی بسیار قوی‌تری با صندوق بین‌المللی پول، آمریکا و کشورهای خلیج‌فارس قرار دارد و احتمال بخشودگی بخشی از بدهی‌های خارجی پاکستان یا دریافت کمک‌های اقتصادی بیشتر از کشورهای خلیج در ازای این نقش میانجی، واقعی‌تر از هر زمان دیگری است. ضمن اینکه اگر مذاکرات اسلام‌آباد به توافق جامع منجر شود، پاکستان به‌عنوان پایتخت دیپلماسی خاورمیانه جدید جایگاه ویژه‌ای در نظم اقتصادی منطقه خواهد یافت. تاریخ نشان داده که میانجیان موفق همیشه از فرصت‌شان بهره اقتصادی می‌برند. سوییس از خدمات بانکی و میزبانی مذاکرات ثروتمند شد و قطر از میانجیگری در بحران‌های منطقه‌ای به یک قدرت نرم تبدیل شد. حالا نوبت پاکستان است -اگر اسلام‌آباد- موفق شود.

    آتش‌بسی که ۲ پیروز دارد؛ تله‌ای برای مذاکرات نهایی؟

    در تاریخ دیپلماسی، توافقی که هر دو طرف آن را پیروزی خود اعلام کنند، معمولا یکی از دو چیز است: یا یک شاهکار دیپلماتیک واقعی یا بمبی با فتیله تاخیری. آنچه در ساعات اولیه پس از اعلام آتش‌بس ایران و آمریکا مشاهده شد، نگران‌کننده‌تر از آن است که در نگاه اول به‌نظر می‌رسد.

    ترامپ در تروث‌سوشال نوشت: آمریکا «تمام اهداف نظامی را محقق کرده» و شورای امنیت ملی ایران اعلام کرد که «تقریبا تمام اهداف جنگ به دست آمده.» این دو روایت کاملا متضاد از یک واقعیت واحد فراتر از یک بازی تبلیغاتی داخلی است و مستقیما بر محتوا و دوام مذاکرات اسلام‌آباد تاثیر می‌گذارد. مشکل اینجاست که وقتی هر طرف به ملت خود گفته برنده است، فضای امتیازدهی در مذاکرات به‌شدت محدود می‌شود و هر عقب‌نشینی در میز مذاکره، در داخل به‌عنوان شکست تفسیر خواهد شد. ایران در پیشنهاد ۱۰بندی خود خواسته‌هایی مطرح کرده که مجموع ارزش اقتصادی آنها – از آزادسازی دارایی‌های مسدودشده تا غرامت جنگی- به صدها میلیارد‌دلار می‌رسد در حالی که آمریکا هنوز بر نابودی کامل ظرفیت هسته‌ای ایران تاکید دارد؛ خطی که تهران آن را به‌عنوان تهدید حاکمیت ملی می‌بیند. از منظر اقتصادی، این تضاد روایی یک هزینه مستقیم برای بازارها دارد.

    سرمایه‌گذاران برای برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز به قطعیت دارند، شرکت‌های نفتی که می‌خواهند برای بازگشت به ایران آماده شوند نمی‌توانند روی سیگنال‌های متناقض سرمایه‌گذاری کنند و بانک‌هایی که باید خطوط اعتباری برای بازسازی ایران بگشایند، منتظر نشانه‌های روشن‌تری هستند. این بلاتکلیفی روزانه میلیاردها دلار فرصت اقتصادی را از بین می‌برد. یک نکته تکنیکی نیز بر پیچیدگی می‌افزاید: اسرائیل اعلام کرده آتش‌بس شامل لبنان نمی‌شود، در حالی که پاکستان گفته همه جبهه‌ها را دربرمی‌گیرد. این اختلاف تفسیری یک نقطه انفجار بالقوه است که می‌تواند کل ساختار شکننده آتش‌بس را پیش از رسیدن به اسلام‌آباد به هم بریزد. آتش‌بسی که دو پیروز دارد، در واقع هنوز هیچ پیروزی ندارد؛ صلح واقعی آن است که یک طرف بپذیرد برنده نشده، و در خاورمیانه، این سخت‌ترین کار ممکن است.

    شرق در سکوت سود می‌برد

    در تمام ۴۰روز جنگ، پکن یک گلوله شلیک نکرد، یک بیانیه تند صادر نکرد و یک تحریم اعمال نکرد اما وقتی آتش‌بس اعلام شد، چین بلافاصله اعلام کرد از توافق «استقبال می‌کند» و نقش خود را در «تشویق به توافق» برجسته کرد. روسیه هم گفت که رویکرد تهاجمی آمریکا «شکست خورده.» این دو واکنش متفاوت، نقشه اقتصاد سیاسی آنچه در پشت‌پرده گذشته را به‌خوبی نشان می‌دهد. چین در این جنگ هم بزرگ‌ترین بازنده بالقوه بود و هم بزرگ‌ترین برنده واقعی. بازنده بالقوه چون بیش از ۷۰‌درصد نفت وارداتی چین از خاورمیانه می‌آید و بخش قابل‌توجهی از آن از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ بسته شدن هرمز به معنای شوک مستقیم به اقتصاد چین بود اما پکن در همان حال برنده واقعی این بحران هم بود و دلایلش از نفت فراتر می‌رود. هر روز که آمریکا در خاورمیانه درگیر بود، توجه و منابع واشنگتن از رقابت راهبردی با چین در اقیانوس آرام منحرف می‌شد. هزینه ۱۸میلیارد‌دلاری جنگ برای آمریکا -که احتمالا به صدها میلیارد‌دلار خواهد رسید- مستقیما بودجه‌های نظامی و اقتصادی واشنگتن را تحت فشار می‌گذارد و مهم‌تر از همه، این جنگ نشان داد که کشورهای منطقه برای میانجیگری به آمریکا متکی نیستند.

    پاکستان، نه واشنگتن، این بحران را حل کرد. روسیه از زاویه‌ای متفاوت سود برد. با بسته بودن هرمز و جهش قیمت نفت، درآمدهای نفتی مسکو  باوجود تحریم‌ها افزایش یافت و دمیتری مدودف صراحتا گفت «نفت ارزان دیگر وجود نخواهد داشت»؛  جمله‌ای که نه تحلیل بلکه رضایت است. حالا با آتش‌بس معادله تغییر کرده اما منافع شرق ناپدید نشده. اگر توافق جامع حاصل شود و نفت ایران به بازار بازگردد، قیمت نفت کاهش می‌یابد که به ضرر روسیه است اما چین از بازگشت ثبات در مسیرهای انرژی‌اش سود می‌برد. این تضاد منافع میان مسکو و پکن در قبال نتیجه مذاکرات اسلام‌آباد، یکی از متغیرهای پنهان اما تاثیرگذار در آنچه پیش‌رو است خواهد بود. شرق در سکوت سود برد اما این سکوت همیشگی نخواهد بود.

  • تنگه هرمز؛ عابربانک پرپول ایران!

    تنگه هرمز؛ عابربانک پرپول ایران!

    به گزاش اقتصادران، در پی تحولات ناشی از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی جمهوری اسلامی، تثبیت نقش و مدیریت خود بر تنگه هرمز به‌عنوان حیاتی‌ترین گلوگاه انرژی جهان ارزیابی می‌شود؛ مسیری که روزانه بخش قابل توجهی از تجارت نفت و گاز دنیا از آن عبور می‌کند و اکنون به یک اهرم ژئوپلیتیک فعال برای ایران تبدیل شده است.

    در همین چارچوب، اظهارات اخیر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، درباره بهره‌گیری از ظرفیت‌های حاکمیتی ایران در تنگه هرمز، بازتاب گسترده‌ای در سطح بین‌المللی داشت. نکته قابل توجه آنکه این موضع‌گیری حتی از سوی Donald Trump نیز مورد توجه قرار گرفت و بازنشر شد؛ موضوعی که نشان‌دهنده اهمیت و حساسیت این گذرگاه در معادلات جهانی است.

    تثبیت حاکمیت و تغییر قواعد بازی

    تحلیلگران معتقدند مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز، می‌تواند به تغییر قواعد بازی در نظام تحریم‌ها منجر شود. ایران اکنون این ظرفیت را دارد که با اعمال سیاست‌های جدید در حوزه عبور و مرور کشتی‌ها، علاوه بر دریافت عوارض و حق بیمه تأمین امنیت، نقش فعال‌تری در نظارت بر جریان کالا ایفا کند. این مسئله به‌ویژه در شرایطی اهمیت می‌یابد که بخش عمده‌ای از صادرات انرژی جهان از این مسیر انجام می‌شود.

    از منظر راهبردی، این تحول می‌تواند جایگاه ایران را از یک «تحریم‌پذیر» به یک «تحریم‌کننده» بالقوه ارتقا دهد. به‌عنوان نمونه، ایران می‌تواند در تعامل با کشورهای اروپایی، شروطی نظیر لغو سازوکارهای فشار سیاسی و اقتصادی را در قبال تسهیل عبور کالا از تنگه مطرح کند؛ اقدامی که در صورت تحقق، به‌معنای بازتعریف موازنه قدرت در حوزه اقتصاد سیاسی بین‌الملل خواهد بود.

    تضعیف عملی تحریم‌ها و نشانه‌های تغییر

    در همین راستا، نشانه‌هایی از تزلزل در نظام تحریمی آمریکا نیز قابل مشاهده است. به‌عنوان نمونه، هند برای نخستین‌بار از سال ۲۰۱۹ اقدام به خرید محموله نفتی از ایران کرده است؛ رخدادی که می‌تواند آغازگر روندی جدید در تعاملات انرژی میان ایران و اقتصادهای بزرگ آسیایی باشد.

    کارشناسان بر این باورند که اگر ایران بتواند از موقعیت ژئوپلیتیک خود در تنگه هرمز به‌صورت هدفمند و هوشمند بهره‌برداری کند، این گذرگاه راهبردی عملاً به یک «عابربانک» برای اقتصاد کشور تبدیل خواهد شد؛ ابزاری که نه‌تنها امکان جبران بخشی از خسارات جنگ را فراهم می‌کند، بلکه می‌تواند به تقویت جایگاه ایران در نظم اقتصادی آینده جهان نیز بینجامد.

  • قانون هرمز؛ بزنی، می‌خوری!!! / خاقانی: قدرت انفجاری زیرساخت‌های قطر از بمب اتم بیشتر است!

    قانون هرمز؛ بزنی، می‌خوری!!! / خاقانی: قدرت انفجاری زیرساخت‌های قطر از بمب اتم بیشتر است!

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌که تنش‌های اخیر در منطقه خلیج فارس، زیرساخت‌های انرژی و معادلات ژئوپولیتیکی را در کانون توجه قرار داده، محمود خاقانی مدیرکل پیشین وزارت نفت و کارشناس حوزه انرژی با اشاره به پیامدهای هدف قرار گرفتن برخی تأسیسات، از ورود جهان به «بازی اقتصاد خرد و کلان جدید» سخن می‌گوید؛ بازی‌ای که به گفته او، نه‌تنها بازار نفت بلکه معادلات گاز، امنیت تنگه هرمز و حتی مسیرهای دیپلماسی را تحت‌تأثیر قرار داده است.

    او در این گفت‌وگو، از ظرفیت‌های ژئوپولیتیکی ایران، نقش تنگه هرمز، رفتار کشورهای منطقه و چشم‌انداز توافق سخن می‌گوید.

    گفتگوی محمود خاقانی کارشناس انرژی را بخوانید.

    ****

    *آقای خاقانی! با توجه به تحولات اخیر، اگر از بازارهای انرژی شروع کنیم، زیرساخت‌های پتروشیمی ما مورد هدف قرار گرفته‌اند. این موضوع چه تبعاتی می‌تواند برای بازار انرژی داشته است؟

    در شرایطی هستیم که در زبان عامیانه و قدیمی‌ها یک شرایط «زد و خورد» است. پتروشیمی ماهشهر و عسلویه و بعضی دیگر از زیرساخت‌ها آسیب دیده‌اند اما هنوز اتفاق خیلی کلیدی برای اینکه بگوییم زیرساخت‌های انرژی ایران دچار اختلال می‌شود، اتفاق نیفتاده است.

    البته اگر زیرساخت‌های صنعت انرژی ایران مورد هدف قرار بگیرد، تأثیرش فقط روی ایران نخواهد بود؛ هم آلودگی شدید زیست‌محیطی در خلیج فارس، در آب و هوا و در منطقه ایجاد می‌کند، هم همین مقدار صادرات نفت خام که داریم در بازار دچار اختلال می‌شود که آن هم رقم کمی نیست؛ حتی فرض کنیم یک میلیون بشکه در روز باشد هم خسارت به بار می‌آورد.

    بقیه کشورها به این راحتی نمی‌توانند آن را جبران کنند. در همین حال این خطر هم وجود دارد که اگر آنها زیرساخت‌های ما را بزنند، زیرساخت‌های تأسیس‌شده توسط شرکت‌های آمریکایی در منطقه از سوی ایران هدف قرار گرفته شود همانطور که گفتم وضعیت وضعیت زد و خوردی است.

    خطر رکوردشکنی تاریخی قیمت انرژی

    *و تاثیر این شرایط زدوخوردی بر قیمت جهانی انرژی در کوتاه مدت و بلندمدت چیست؟

    این شرایط یک بازی اقتصاد خرد و کلان در جهان پدید می‌آورد، قیمت نفت نه در سال ۱۹۷۴ میلادی که مشهور به جنگ اعراب و اسرائیل است، و نه در شوک پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ میلادی، چنین وضعیتی ندیده است.

    این شرایط یک رکورد خیلی جدید در بهای نفت خام است. نه فقط نفت؛ باید توجه کنیم که در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۹ نفت شاخص اصلی در اقتصاد انرژی کشورها بود، اما این روزها گاز نقش مهم‌تری دارد.

    قدرت انفجاری زیرساخت‌های قطر از بمب اتم بیشتر است

    شما فکر کنید اگر زیرساخت‌های گاز در قطر دچار حادثه شود، به این راحتی قابل جبران نیست. خود آن زیرساخت‌ها مثل یک بمب اتم عمل خواهند کرد؛ یعنی انفجار آن زیرساخت‌ها، قدرت انفجاری‌اش از یک بمب اتم بیشتر است.

    *با توجه به این شرایط، عدم همراهی کشورهایی چون فرانسه با آمریکا یا مواضعی که از سوی برخی مقامات قطری شاهد بودیم، امکان حمایت منطقه و اروپایی برای رسیدن به یک توافق وجود دارد؟

    ما امروز با یک مشکل در جهان مواجه هستیم. سوءاستفاده‌هایی که فاش شده و بسیاری از خانواده‌های سلطنتی در اروپا، انگلیس، نروژ، هلند و حتی فرانسه، و همچنین برخی دولت‌مردان آلمانی و کشورهای همسایه ما را درگیر کرده است.

    آقای نتانیاهو با این پرونده‌ها این کشورها را تحت فشار قرار می‌دهد و می‌گوید شما باید با من باشید. به همین دلیل است که می‌بینیم بحرین به سازمان ملل می‌رود و قطعنامه علیه ایران پیشنهاد می‌کند، یا عربستان و دیگران سکوت می‌کنند.

    تا این لحظه ایران تنها مانده است

    هیچ‌کدام نیامدند این واقعیت را بیان کنند که این حمله غیرمنتظره بدون هماهنگی با برخی کشورها، توسط آمریکا و اسرائیل انجام شده و باید محکوم شود. حتی حاضر نشدند در شورای امنیت یا مجمع عمومی سازمان ملل این موضوع را پیگیری کنند. چرا؟ چون آقای نتانیاهو می‌گوید می‌تواند آبروی آنها را در سطح بین‌المللی ببرد.

    بله معتقد هستم تا این لحظه، ایران تنها مانده است. مگر اینکه نخبگان سیاسی و نظامی در کشورهای دیگر، حتی در خود آمریکا ورود کنند.

    شما ببینید در آمریکا، نخبگان نظامی با غیرت که برای منافع ملی کشورشان حاضرند جان بدهند، به آقای دونالد ترامپ گفتند این جنگ، جنایت جنگی در خود دارد و حاضر نیستند برای آن بجنگند. ۱۴ یا ۱۵ نفر از آنها اخراج شدند.

    آنها ترجیح دادند از لباس نظامی خارج شوند و سکوت کنند، چون طبق قانون حق اظهارنظر سیاسی ندارند. این نشان می‌دهد حتی در داخل آمریکا هم شکاف وجود دارد.

    تنگه هرمز؛ ابزار درآمد یا تلاش برای برقراری امنیت؟

    *ایران از نظر ژئوپولیتیکی در تنگه هرمز مزیتی دارد. آیا می‌توان از این ظرفیت به عنوان اهرمی برای پایان جنگ بهره گرفت؟

    رفت و آمد در تنگه هرمز قرن‌ها آزاد بوده و ایران آن را باز نگه داشته است. اعمال مقررات به این معنا نیست که تنگه فقط متعلق به ایران است یا ایران می‌خواهد از آن درآمدزایی کند. مفهومش این است که ایران می‌خواهد امنیت این تنگه را تأمین کند؛ چون آمریکا و اسرائیل از انرژی به‌عنوان یک سلاح استفاده می‌کنند و اقتصاد جهان را گروگان گرفته‌اند.

    ایران در این شرایط، به‌تنهایی در حال مقابله است و هدفش این است که انرژی را برای صلح و رشد اقتصادی جهان حفظ کند، نه برای جنگ.

    جنجال «عوارض تنگه هرمز»

    *اما بحث‌هایی درباره دریافت عوارض از نفتکش‌ها مطرح شده است. این موضوع تا چه حد قابلیت عملیاتی شدن دارد؟

    برخی افراد، چه نظامی، چه نماینده مجلس یا … مطالبی را به صورت شخصی بیان کرده‌اند. مثلاً گفته‌اند هر نفتکش باید دو میلیون دلار پرداخت کند. اما تا زمانی که شورای عالی امنیت ملی یا شورای عالی دفاع این موضوع را تأیید نکند، این اظهارات شخصی است.

    حتی سفیر ایران در دهلی نو این موضوع را تکذیب کرد. وقتی سفیر چنین موضوعی را تکذیب می‌کند، به احتمال ۹۹ درصد بدون هماهنگی با وزارت خارجه این کار را نمی‌کند.

    این حرف‌ها خلاف قوانین بین‌المللی است. اگر چنین چیزی ممکن بود، قبل از جنگ هم می‌توانستیم این کار را انجام دهیم.اما ما حتی در جنگ هشت‌ساله هم چنین سیاستی نداشتیم.

    بزنی، می‌خوری؛ منطق حاکم بر تنگه هرمز

    *با توجه به شرایط موجود، به نظر شما سیاست دست بالای ایران در تنگه هرمز چیست؟

    سیاست در حال حاضر همین است که «بزنی، می‌خوری». نگاه کنید، دونالد ترامپ و اسرائیل در حال ارتکاب اقدامات گسترده نظامی هستند؛ مدارس، دانشکده‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز داروسازی را هدف بمباران قرار می‌دهند؛ نه‌تنها در اینجا، بلکه در جنوب لبنان و عراق نیز همینکار را کردند.

    در ادامه، بحرین به شورای امنیت سازمان ملل می‌رود و قطعنامه‌ای علیه ایران پیشنهاد می‌کند تا زمینه تشکیل یک نیروی نظامی و حمله فراهم شود. با این حال، هیچ‌یک از این کشورها حاضر نیستند اعلام کنند که آغازگر این جنگ، آمریکا و اسرائیل بوده‌اند. چرا؟ زیرا یا در پرونده‌هایی مانند پرونده اپستین در معرض اتهام و فشار قرار دارند، یا ساختار حکمرانی آن‌ها مبتنی بر اراده واقعی مردم نیست.

    این جنگ یک واقعیت بزرگ را به جهان ثابت کرد: در ایران، حکومت و دولت به یک فرد وابسته نیست. بسیاری تصور می‌کردند که اگر رهبر یا نخبگان نظامی حذف شوند، نظام فرو خواهد پاشید، اما چنین اتفاقی رخ نداد. مردم بودند که نظام را حفظ کردند.

    هشدار درباره نفوذ و جنگ روانی به افراد و احزاب و شخصیت‌ها

    *در داخل کشور برخی اظهارات درباره تنگه هرمز و جنگ مطرح می‌شود. این فضا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    ما اکنون در کشور باید مراقب نفوذی‌ها باشیم؛ کسانی که با شعارهای بی‌پشتوانه، مردم را دچار تفرقه می‌کنند. در این شرایط، جنگ روانی موساد و آمریکا فعال است.

    آمریکا در جنگی که با هدف‌های خاص، از جمله مسائل هسته‌ای، شروع کرده بود، شکست خورده و اکنون در تلاش است تا هدف جنگ را تغییر دهد و مسئله تنگه هرمز را مطرح کند. برخی نمایندگان مجلس و دیگر افراد، بدون توجه به واقعیت‌ها صحبت می‌کنند و ناخواسته در دام جنگ تبلیغاتی می‌افتند، در حالی که هدف اولیه این جنگ اصلاً تنگه هرمز نبوده است.

    در حالی که برخی می‌گویند تنگه هرمز بسته است، واقعیت این است که چنین نیست. تا پیش از شروع این جنگ، همه کشتی‌ها کشتی‌های جنگی آمریکا، در رفت‌وآمد بودند. شرایطی که اکنون ایجاد شده، ناشی از اقدامات آمریکا است؛ ایران برای حفظ امنیت ملی خود مجبور به اعمال کنترل و نظارت بیشتر شده است. این اقدام به معنای بستن تنگه نیست، بلکه برای جلوگیری از تهدیدات امنیتی انجام می‌شود. برای مثال، ممکن است نیروهای نظامی در قالب نفتکش وارد منطقه شوند و ایران ناگزیر است مراقبت و کنترل کند.

    بنابراین، تنگه هرمز نه‌تنها بسته نشده، بلکه ایران امنیت خلیج فارس را حفظ می‌کند. کشورهای جنوب خلیج فارس باید قدر این واقعیت را بدانند و اگر شجاعت داشته باشند، اسرائیل را محکوم کرده و اعلام کنند که در کنار ایران ایستاده‌اند؛ چرا که واقعیت این است که اسرائیل در منطقه در حال کشتار است.

  • ترامپ به التماس افتاد؛ این تنگه لعنتی را باز کنید!

    ترامپ به التماس افتاد؛ این تنگه لعنتی را باز کنید!

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در پیامی در شبکه تروث سوشال با تکرار ادعاهای خود نوشت: سه‌شنبه در ایران، روز نیروگاه و روز پل خواهد بود، همه در یک روز. هیچ چیز مثل آن نخواهد بود! تنگه لعنتی را باز کنید.

    ترامپ

  • خیال باطل نتانیاهو برای دورزدن تنگه هرمز!

    خیال باطل نتانیاهو برای دورزدن تنگه هرمز!

    به گزارش اقتصادران، دبیر انجمن شرکت‌های کشتیرانی با رد امکان عملی دور زدن تنگه هرمز و انحراف کامل مسیرهای دریایی به بنادر دیگر منطقه، تأکید کرد که اخذ عوارض از تردد کشتی‌ها تنها در چارچوب حقوقی مشخص و متناسب با وضعیت آبراه امکان‌پذیر است.

    مسعود پلمه، دبیر انجمن شرکت‌های کشتیرانی درباره ادعای نتانیاهو درباره دور زدن تنگه هرمز و تغییر مسیر تردد کشتی‌های و خطوط لوله نفت گفت: اظهارنظرهایی که افرادی مانند نتانیاهو دارند، معمولا اظهارات سیاسی و غیرعقلی است. بزرگترین بندر منطقه، بندر جبل‌علی محسوب می‌شود و اگر قرار باشد این بندر تعطیل باشد، مگر امکان دارد این بندر را به مسیر عربستان منتقل کنیم تا تردد دریایی به آن منطقه منحرف شود؟

    وی تاکید کرد: آنچه که ما تا به امروز از بنادر حوزه دریای سرخ می‌دانیم بندر قابل اهمیت بتوان نقش استراتژیک بندر جبل‌علی را ایفا کند اساسا در آن منطقه وجود ندارد. هرچند که در آن منطقه بندر جده و بنادر دیگری وجود دارد و منطقه لجستیکی خوبی در دست ساخت است، اما هیچ وقت توان فنی، دریایی و لجستیکی که در بندر جبل‌علی وجود دارد را نمی‌تواند در اختیار داشته باشد.

    دبیر انجمن شرکت‌های کشتیرانی همچنین درباره امکان اخذ عوارضی از تنگه هرمز اظهار داشت: در دوران جنگ، طبیعتاً کشوری که عبور کشتی‌ها را تحت حمایت خود انجام می‌دهد به طور قطع می‌تواند هزینه‌ای را از محل تردد کشتی‌ها دریافت کند.

    پلمه ادامه داد: در زمان صلح هم اگر این کشتی‌ها از آبراه‌های جمهوری اسلامی ایران عبور کنند به طور قطع دولت به دلیل اینکه این منطقه را تحت مالکیت دارد، باز هم می‌تواند هزینه‌ای را از محل تردد کشتی‌ها دریافت کند، اما براساس کنوانسیون‌های موجود اگر تردد از آبراه‌های بین‌المللی باشد، امکان اخذ عوارضی وجود ندارد. مگر اینکه مانند دورانی که مسیر باب‌المندب در تعرض دزدان دریایی قرار داشت و کشتی‌ها با اسکورت نیروهای مسلح تردد می‌کردند و هزینه‌ای را بابت آن می‌پرداختند، این رویه به اجرا برسد.

    وی افزود: اینکه در دوران پساجنگ چه سیاستی را برای این موضوع درنظر می‌گیرد به طور قطع ناظر بر روابط بین‌الملل خواهد بود و زود است که الان در این باره اظهارنظر کرد.

  • سایه سنگین جنگ بر امنیت غذایی جهان

    سایه سنگین جنگ بر امنیت غذایی جهان

    به گزارش اقتصادران، با تشدید درگیری‌های نظامی در خاورمیانه و اختلالات ایجادشده در تنگه هرمز کارشناسان و تحلیلگران بسیاری درخصوص پیامدهای این اتفاق در بخش‌های مختلف هشدار داده‌اند به نحوی که سازمان فائو در جدیدترین گزارش خود به تبعات بلندمدت این موضوع برای بخش کشاورزی جهان پرداخته است.

    ماکسیمو توررو، اقتصاددان ارشد سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد(فائو) هشدار داد که اختلال مداوم در کریدور تجاری تنگه هرمز یکی از شدیدترین شوک‌ها را به جریان جهانی کالا در سال‌‌های اخیر وارد می‌‌کند و پیامدهای قابل‌توجهی برای «امنیت غذایی، تولید کشاورزی و بازارهای جهانی» خواهد داشت.

    شریان حیاتی برای تجارت جهانی

    توررو در نشست خبری روزانه سازمان ملل متحد تاکید کرد که ترافیک نفتکش‌‌ها از طریق تنگه هرمز ظرف چند روز پس از تشدید تنش‌ها بیش از ۹۰‌درصد کاهش یافته است. این در شرایطی است که این شریان حیاتی برای تجارت جهانی معمولا روزانه حدود ۲۰‌میلیون بشکه نفت (تقریبا ۳۵‌درصد از جریان نفت خام جهانی) را در کنار یک‌پنجم گاز طبیعی مایع(LNG) جهانی و تا ۳۰‌درصد از کودهای شیمیایی تجارت‌شده بین‌المللی منتقل می‌کند.

    این نماینده سازمان فائو گفت: «این فقط یک شوک انرژی نیست. این یک شوک سیستماتیک است که سیستم‌‌های غذایی را در سطح جهان تحت‌تاثیر قرار می‌‌دهد.» او تاکید کرد که منطقه خلیج‌فارس تقریبا نیمی از تجارت جهانی گوگرد را به خود اختصاص داده است، یک نهاده حیاتی که برای تولید اسید سولفوریک جهت فرآوری سنگ فسفات و تبدیل آن به کود استفاده می‌‌شود. بنابراین اختلال در عرضه گوگرد، تولید جهانی کودهای فسفات، از جمله در کشورهای تولیدکننده اصلی را با خطر شکست مواجه می‌کند.

    محدودیت‌های کشتیرانی با افزایش هزینه‌های بیمه نیز تشدید شده است. پس از گسترش مناطق پرخطر در اوایل ماه مارس، حق بیمه خطر جنگ از ۲۵/‏۰‌درصد به ۱۰‌درصد ارزش کشتی افزایش یافت و پوشش بیمه اکنون هر هفت روز یکبار تنظیم مجدد می‌‌شود. توررو هشدار داد که حتی در صورت کاهش تنش، بازگشت به شرایط عادی کشتیرانی ممکن است ماه‌‌ها طول بکشد.

    هزینه‌های بالاتر برای کشاورزان

    این اقتصاددان ارشد سازمان فائو همچنین خاطرنشان کرد که این اختلالات در حال حاضر به هزینه‌های بالاتر برای کشاورزان در سراسر جهان منجر شده است. قیمت کود به شدت افزایش داشته به طوری که اوره گرانول خاورمیانه در هفته اول مارس ۱۹‌درصد افزایش یافته در حالی که قیمت اوره مصر ۲۸‌درصد افزایش داشته است.

    با توجه به اینکه گاز طبیعی ماده اولیه کودهای نیتروژنی است، انتظار می‌‌رود افزایش قیمت انرژی فشار رو به رشد بر هزینه‌های کود را حفظ کند. پیش‌بینی‌های فائو نشان می‌‌دهد که در صورت ادامه بحران قیمت جهانی کود می‌تواند در نیمه اول سال۲۰۲۶ به طور متوسط ‌۱۵ تا ۲۰‌درصد افزایش یابد.

    شوک هزینه ۲گانه

    توررو گفت: «کشاورزان با شوک هزینه دوگانه‌ای روبه‌رو هستند؛ به این معنا که آنها در کنار افزایش هزینه‌های سوخت، کودهای گران ‌تری دارند که بر کل زنجیره ارزش کشاورزی، از جمله آبیاری و حمل‌ونقل، تاثیر می‌گذارد.» وی افزود: در پاسخ، بسیاری از تولیدکنندگان احتمالا مصرف کود را کاهش می‌‌دهند یا به سمت محصولات با نهاده کمتر روی می‌‌آورند.

    بنابر این گزارش از آنجایی که مصرف کود از یک واکنش غیرخطی در عملکرد پیروی می‌کند، حتی کاهش اندک نیز می‌‌تواند منجر به کاهش نامتناسب و زیاد در عملکرد محصولات کشاورزی شود به ویژه در مناطقی که میزان مصرف پایه در حال حاضر پایین است.

    عواقب تنش‌ها در بلندمدت

    بنابر این گزارش کارشناسان و تحلیلگران بر این باورند که مدت زمان اختلال در تنگه هرمز تعیین‌کننده خواهد بود به عبارت دیگر مدت زمان بحران، میزان تاثیر جهانی آن را تعیین خواهد کرد. سازمان فائو معتقد است در صورت اختلال کوتاه‌مدت تا یک ماه، انتظار می‌‌رود تاثیرات مهار شوند. ذخایر جهانی غذا در حال حاضر کافی است و بازارها می‌‌توانند تقریبا ظرف سه ماه به ثبات برسند. در حال حاضر شاخص قیمت مواد غذایی فائو حدود ۲۱‌درصد کمتر از اوج خود در مارس۲۰۲۲ است.

    با این وجود اگر این اختلال به مدت سه ماه یا بیشتر ادامه یابد، خطرات به طور قابل‌توجهی افزایش می‌‌یابد و بر تصمیمات جهانی کاشت برای سال ۲۰۲۶ و پس از آن تاثیر می‌گذارد. همچنین سازمان فائو در سناریوی اختلال میان‌مدت، کاهش بازده محصولات کشاورزی با نیاز شدید به کود مانند گندم، برنج و ذرت، جایگزینی محصولات با محصولات تثبیت‌کننده نیتروژن مانند سویا و افزایش رقابت از سوی تولید سوخت‌‌های زیستی را پیش‌بینی می‌‌کند زیرا افزایش قیمت نفت تقاضا برای خوراک کشاورزی را افزایش می‌‌دهد.

    لیست آسیب‌پذیرترین کشورها

    توررو همچنین تاکید دارد که اثرات این بحران بسته به چرخه‌های کشت و وابستگی به واردات متفاوت خواهد بود. به گزارش بازار، کشورهایی که در حال حاضر آسیب‌پذیرترین کشورها هستند عبارتند از: سریلانکا؛ جایی که برداشت برنج ماها در حال انجام است. بنگلادش در حال حاضر در فصل بحرانی برنج بورو قرار دارد. هند با کاهش تولید کود داخلی مواجه است، مصر به دلیل وابستگی شدید به واردات گندم، به شدت آسیب‌پذیر است. سودان در حال حاضر با ناامنی غذایی حاد مواجه است و همچنین در کشورهای جنوب صحرای آفریقا، سومالی، کنیا، تانزانیا و موزامبیک به دلیل وابستگی زیاد به واردات کود به‌ویژه در معرض خطر هستند. از سوی دیگر صادرکنندگان عمده کشاورزی مانند برزیل نیز ممکن است با تاثیرات تولیدی مواجه شوند و این تاثیرات بالقوه به بازارهای جهانی سرایت خواهد کرد.

    توررو همچنین به دو ریسک ثانویه حیاتی اشاره کرد: اول اینکه کاهش احتمالی جریان درآمد از اقتصادهای خلیج‌فارس می‌‌تواند میلیون‌ها خانوار در کشورهای در حال توسعه را که به حواله‌های کارگران وابسته هستند تحت‌تاثیر قرار دهد و از سوی دیگر محدودیت‌‌های صادراتی می‌‌تواند عرضه جهانی را بیش از پیش محدود کرده و نوسانات قیمت را تشدید کند.

    خواسته سازمان فائو

    سازمان فائو در حالی خواستار اقدام فوری و هماهنگ بین‌المللی برای بحران پیش‌آمده شده که پیشنهاد می‌دهد در کوتاه‌مدت ایجاد کریدورهای تجاری جایگزین، ارائه حمایت مالی اضطراری به کشورهای وابسته به واردات و اطمینان از دسترسی کشاورزان به اعتبار بسیار مهم است.

    در میان‌مدت کشورها باید منابع واردات کود را متنوع، ذخایر منطقه‌ای را تقویت کرده و از محدودیت‌‌های صادراتی اجتناب کنند. از سوی دیگر در درازمدت، فائو سرمایه‌گذاری در کشاورزی پایدار و کارآمد از نظر نهاده‌‌ها، گسترش فناوری‌های جایگزین کود مانند آمونیاک سبز و در نظر گرفتن سیستم‌‌های غذایی به‌عنوان زیرساخت‌های استراتژیک را توصیه می‌کند.

    تاثیر تنگه هرمز بر زنجیره خلق ارزش جهانی

    وحید شقاقی‌شهری: تنگه هرمز جدا از اهمیت آن در حوزه انرژی، در زمینه محصولات پتروشیمی و شیمیایی نیز جایگاه بسیار مهمی دارد. کشورهایی که در حاشیه جنوبی خلیج‌فارس قرار دارند علاوه بر صادرات نفت خام، در حوزه صادرات محصولات پتروشیمی نیز فعال هستند. این محصولات حدود ۳۰ تا ۴۰ قلم از کالاهای کلیدی را پشتیبانی می‌کنند؛ از کود و اوره گرفته تا بسیاری از کالاهایی که در سراسر جهان تولید می‌شوند. در واقع ریشه و ماده اولیه یا واسطه بسیاری از این تولیدات، محصولات پتروشیمی است.

    اگر به کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نگاهی بیندازیم، می‌بینیم که در کنار صادرات نفت خام، طی سال‌های گذشته توسعه گسترده‌ای در تولید محصولات پتروشیمی داشته‌اند، از جمله در قطر، امارات، عربستان، ایران و سایر کشورهای این منطقه بنابراین مساله صرفا محدود به نفت خام و قیمت آن یا حتی گاز نیست بلکه محصولات پتروشیمی نیز نقش اساسی در تولید بسیاری از کالاهای جهانی دارند. طبیعتا زمانی که ذخایر انبارها کاهش پیدا کند، اثرات این موضوع به‌تدریج نمایان می‌شود. در حال حاضر جهان بیشتر اثرات این مساله را در حوزه نفت، بنزین و گاز مشاهده می‌کند اما با خالی شدن انبارها در کشورهای مختلف پیامدهای افزایش قیمت محصولات پتروشیمی یا کمبود مواد اولیه خود را نشان خواهد داد. معمولا اثرات چنین بحران‌هایی حداقل سه ماه زمان می‌برد تا به‌طور کامل آشکار شود چراکه این محصولات ابتدا صادر، سپس ذخیره و طی چند ماه مصرف می‌شوند.با تخلیه انبارها و در صورت عدم جایگزینی، اختلال در تامین مواد اولیه و واسطه‌ای پتروشیمی به‌وضوح در زنجیره تولید جهانی نمایان خواهد شد. محصولات پتروشیمی، مواد اولیه بسیاری از کالاهایی هستند که در زندگی روزمره با آنها سروکار داریم؛ از کود اوره گرفته تا انواع محصولات پلاستیکی. بررسی‌ها نشان می‌دهد که حداقل ۲۰ تا ۳۰ قلم کالای کلیدی در جهان به‌طور مستقیم به این محصولات وابسته‌اند و بسیاری دیگر نیز وابستگی غیرمستقیم دارند. هرچه اختلال در تنگه هرمز طولانی‌تر شود، اثرات آن بر اقتصاد جهانی نیز شدیدتر خواهد بود. باید منتظر ماند و دید که سرنوشت این درگیری چگونه رقم خواهد خورد.

    در عین حال در داخل کشور نیز شاهد پیامدهایی هستیم. ایران یکی از صادرکنندگان مهم محصولات پتروشیمی در جهان بوده و طبق گزارش‌هایی که روز گذشته منتشر شده، برخی پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی، از جمله در ماهشهر هدف حمله قرار گرفته‌اند. این موضوع نه‌تنها تامین نیاز داخلی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد بلکه درآمدهای ارزی کشور را نیز کاهش خواهد داد. از سوی دیگر کشورهایی که خریدار محصولات پتروشیمی ایران بوده‌اند نیز تحت فشار قرار می‌گیرند.

    اگر ایران را در کنار کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس در نظر بگیریم، می‌بینیم که این کشورها طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در حوزه تبدیل نفت خام به محصولات پتروشیمی انجام داده‌اند. در نتیجه وابستگی قابل‌توجهی از سوی کشورهای مختلف جهان به این محصولات شکل گرفته است. اختلالی که ایجادشده، در مرحله اول خود را در حوزه نفت، گاز و بنزین نشان داد اما مهم‌تر از همه، در مرحله بعدی به محصولات پتروشیمی مربوط می‌شود؛ محصولاتی که مواد اولیه و واسطه بسیاری از کالاهایی هستند که در زندگی روزمره در سراسر جهان تولید می‌شوند. با خالی شدن تدریجی انبارها، اثرات این بحران با یک وقفه زمانی سه تا شش‌ماهه در سطح جهانی نمایان خواهد شد.

    ادامه این روند هم برای کشور ما خسارت‌بار است و هم برای اقتصاد جهانی. این بحران نه‌تنها تولیدات جهانی را مختل می‌کند بلکه می‌تواند موجب افزایش شدید قیمت‌ها و تشدید تورم در سطح بین‌المللی شود. نکته مهم این است که اگرچه برخی کشورها مانند آمریکا به دلیل تولید داخلی نفت و محصولات پتروشیمی هزینه کمتری متحمل می‌شوند اما بسیاری از کشورهای دیگر به‌ویژه در آسیای جنوب شرقی و اروپا، وابستگی شدیدی به این محصولات دارند. بنابراین هزینه‌های این بحران عملا به کل جهان منتقل می‌شود.

    آیا این وضعیت بر مواد غذایی نیز تاثیر خواهد داشت؟ باید گفت بله. بسیاری از نهاده‌های تولید محصولات کشاورزی، از جمله کودهای شیمیایی، سموم و اوره و مشتقات آن به محصولات پتروشیمی وابسته هستند. بنابراین اختلال در این حوزه می‌تواند به کاهش تولید و افزایش قیمت مواد غذایی در سطح جهانی منجر شود. البته این اثرات نیز با یک وقفه زمانی ظاهر خواهند شد چراکه بازار نفت سریع‌تر واکنش نشان می‌دهد اما تولیدات کشاورزی و صنعتی به زمان بیشتری برای بروز اثرات نیاز دارند.

    در نهایت امید است که یک توافق صلح پایدار شکل بگیرد تا هم از تشدید خسارات جلوگیری و هم امکان بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده، از جمله در حوزه پتروشیمی، فولاد و سایر بخش‌های کلیدی اقتصاد فراهم شود. چنین روندی می‌تواند به بازگشت آرامش به اقتصاد ایران و حتی اقتصاد جهانی کمک کند.

  • عوارض گیری از «تنگه هرمز» راحت است؟

    عوارض گیری از «تنگه هرمز» راحت است؟

    به گزارش اقتصادران، در بحبوحه درگیری‌های منطقه‌ای و ادامه جنگ میان ایران و ائتلاف آمریکا ـ اسرائیل، موضوع کنترل و مدیریت تنگه هرمز به یکی از کلیدی‌ترین مباحث ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان تبدیل شده است. این آبراه استراتژیک که حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان از آن عبور می‌کند، اکنون نه فقط محور تنش‌های نظامی، بلکه موضوع بحث‌های جدی درباره دریافت عوارض عبور از سوی ایران است، اقدامی که اگر به تصویب نهایی برسد، می‌تواند معادلات انرژی، تجارت جهانی و تعادل قوا در منطقه را به‌طور بنیادین تغییر دهد.

    ایده اصلی پشت طرح اخیر مجلس شورای اسلامی با عنوان موقت «قانون اقدام راهبردی صلح و توسعه درون‌زا و پایدار منطقه‌ای خلیج فارس»، بر این استوار است که ایران بتواند از عبور شناور‌های تجاری، به‌ویژه نفتکش‌ها و حامل‌های انرژی عوارض بگیرد و آن را به یک منبع درآمد ارزی جدید تبدیل کند. آنطور که گفته می‌شود در صورت اجرای کامل این طرح، امکان دارد درآمد ماهانه ایران از این محل به حدود ۶۰۰ میلیون دلار برسد، رقمی که با جمع محموله LNG می‌تواند حتی بالاتر رود.

    اما در عمل، تحلیل رسانه‌های بین‌المللی و کارشناسان اقتصادی نشان می‌دهد این میزان درآمد، هرچند قابل توجه است، اما برای جبران خسارات ناشی از جنگ، تحریم‌ها و بحران‌های اقتصادی کافی نیست. بررسی‌ها از وضعیت فعلی نشان می‌دهد که تاکنون تعرفه مشخصی تعیین نشده و حتی برخی گزارش‌ها درباره پرداخت‌های چند میلیونی دلار برای گذر امن از تنگه هنوز در فضای غیررسمی انجام می‌شود.

    در کنار بحث درآمد، اما باید هزینه‌های واقعی اداره و کنترل این مسیر را در نظر گرفت. افزایش شدید هزینه بیمه کشتی‌ها، توقف هزاران کشتی در بنادر و اختلال در زنجیره‌های تامین جهانی باعث شده شرکت‌های کشتیرانی با احتیاط بسیار عمل کنند. به‌گونه‌ای که بیمه عبور از هرمز که قبلاً کمتر از ۱ درصد ارزش کشتی بود، اکنون به ۷ تا ۹ درصد ارزش یک سفر رسیده است و این عاملی است که عملاً هزینه‌کردن عوارض را برای بسیاری از شرکت‌ها بی‌معنی می‌کند.

    در واقع، حتی از منظر تحلیل اقتصادی ایران‌محور نیز این اقدام بیش از اینکه فقط منبع درآمد پایداری تلقی شود، به ابزاری برای بازچینی مناسبات تجاری و سیاسی با همسایگان و قدرت‌های بزرگ می‌ماند که در بلندمدت ممکن است اثرات محدود یا نامشخص‌تر از آنچه تبلیغ می‌شود داشته باشد.

    ابزار فشار یا بازتعریف اقتدار؟

    در لایه سیاسی، ایران نه‌فقط به دنبال درآمد از تجارت عبوری نیست، بلکه این ایده را به عنوان ابزاری برای بازتعریف نقش خود در معادلات منطقه‌ای به کار می‌برد. برخی رسانه‌های بین‌المللی از این رویکرد به‌عنوان تحول در راهبرد ژئوپلیتیک تهران یاد می‌کنند. به‌عنوان مثال، خبرگزاری AP گزارش داده است که ایران تلاش دارد با تبدیل شدن به دروازه‌بان تنگه هرمز، نقش جدیدی در مدیریت انرژی جهانی ایفا کند که فراتر از موضوع پول بستن به کشتی‌ها باشد.

    همزمان، بعضی خبرگزاری‌ها گزارش داده‌اند که ایران می‌خواهد به برخی کشور‌ها «عبور امن» بدهد و سایر کشور‌ها را بر اساس تمایلات سیاسی و اقتصادی طبقه‌بندی کند، رویکردی که به گفته تحلیلگران باعث افزایش نفوذ ایران در مناسبات کلان جهانی می‌شود.

    رسانه‌های معتبر جهانی به‌تفصیل این موضوع را تحلیل کرده‌اند. در همین راستا بلومبرگ، گزارش داده است که ایران حتی به ارائه پیشنهاد به شرکت‌های نفتی برای عبور همراه با اسکورت نیرو‌های دریایی ایران در ازای هزینه کرده است و این شیوه را نوعی «عبور امن با هزینه» توصیف می‌کند.

    گاردین با اشاره به اینکه پس از تعطیلی نسبی تنگه، چند نفتکش فرانسوی، ژاپنی و عمانی توانسته‌اند عبور کنند، این وضعیت را نشان‌دهنده فشار بین‌المللی بر ایران برای آزادسازی مسیر، یا دستیابی به مصالحه سیاسی دانسته است.

    گروه هفت و اتحادیه اروپا نیز به‌روشنی اعلام کرده‌اند که آزادی و امنیت عبور در تنگه هرمز باید حفظ شود، حتی در صورت اعمال عوارض از سوی ایران.

    این واکنش‌ها نشان می‌دهد که به‌رغم تلاش تهران برای مدیریت تنگه، فشار سیاسی جهانی بر حفظ «حق عبور رایگان» استوار است و این موضوع احتمال هرگونه درآمد پایدار یا رسمی از عوارض را محدود می‌کند.

    حقوق بین‌الملل؛ مخالفت‌ها و چالش‌های قانونی

    از منظر حقوق بین‌الملل، وضعیت تنگه هرمز نسبت به سایر تنگه‌های استراتژیک خاص است. بر اساس کنوانسیون حقوق دریا‌ها (UNCLOS)، که با وجود اینکه ایران و آمریکا آن را به‌طور رسمی تصویب نکرده‌اند، اما اصول عرفی آن برای عبور از تنگه‌های بین‌المللی پذیرفته شده است، کشتی‌ها حق «عبور بی‌ضرر» دارند و نمی‌توان بدون دلیل موجه برای خدمات خاصی، عوارض عبور وضع کرد.

    کارشناسان حقوق بین‌الملل بر این باورند که اقدام ایران در وضع عوارض یا کنترل تبعیض‌آمیز کشتی‌ها ممکن است با اصول حقوق دریایی بین‌المللی در تعارض باشد، مخصوصاً اگر این عوارض به‌صورت تبعیض‌آمیز یا سیاسی اعمال شود.

    سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) نیز در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرده هرگونه حمله یا مانع‌آفرینی در مسیر عبور کشتی‌های غیرنظامی غیرقابل توجیه بوده و «هیچ اقدام خصمانه علیه ناوگان تجاری» قابل قبول نیست.

    به این ترتیب، در حالی که ایران می‌تواند ضمن «خدمات ناوبری» یا مدیریت محیط‌زیستی درخواست هزینه کند، محدودیت‌های حقوقی جدی بر اعمال عوارض تنگه وجود دارد که می‌تواند مسیر این طرح را در مجال حقوقی بین‌المللی پیچیده کند.

    واقعیت، امکان و آینده اخذ عوارض در تنگه هرمز

    درآمد حاصل از عوارضی که از کشتی‌ها در تنگه هرمز گرفته بشود، در بهترین حالت ممکن است ماهانه حدود چند صد میلیون دلار باشد. مبلغی که قطعا برای جبران خسارات جنگ، تحریم‌ها یا کاهش درآمد‌های نفتی ناکافی است لذا می‌توان گفت که این طرح جدید بیش از آنکه یک ابزار درآمدی باشد یک ابزار سیاسی است.

    در واقع ایران تلاش دارد که تنگه هرمز را به ابزار نفوذ منطقه‌ای و جهانی تبدیل کند، اما فشار بین‌المللی برای حفظ آزادی عبور و تهدید به پیامد‌های سیاسی و اقتصادی، این تلاش‌ها را با چالش روبه‌رو خواهند کرد.

    براساس عرف دریایی و کنوانسیون‌های بین‌المللی، تنگه‌های مهم جهان باید عبور بدون مانع داشته باشند؛ وضع عوارض غیرمنطقی یا تبعیض‌آمیز حتی اگر در شرایط امنیتی خاصی مجاز انگاشته شود، می‌تواند با قواعد حقوق بین‌الملل در تعارض باشد.

  • طوفان در بازارهای جهانی انرژی / نفت ۱۵۰ دلاری در راه است!

    طوفان در بازارهای جهانی انرژی / نفت ۱۵۰ دلاری در راه است!

    بازار جهانی نفت بار دیگر در معرض نوسانات شدید قرار گرفته است. بانک سرمایه‌گذاری جی‌پی‌مورگان در تازه‌ترین یادداشت خود هشدار داده که در صورت ادامه اختلال جریان نفت از طریق تنگه هرمز تا اواسط ماه مه، قیمت نفت می‌تواند به بالای ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد. این پیش‌بینی، سرمایه‌گذاران، دولت‌ها و تحلیلگران اقتصادی را به فکر برنامه‌ریزی دقیق برای مقابله با شوک‌های احتمالی انداخته است.

    تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند، همواره یکی از نقاط کلیدی ژئوپولیتیکی در بازار انرژی بوده است. هر گونه اختلال در عبور نفت از این مسیر استراتژیک، می‌تواند بازار جهانی را به‌شدت متلاطم کند. جی‌پی‌مورگان بر اساس تحلیل خود، این سناریو را در نظر گرفته که اگر جریان نفت تا اواسط ماه مه محدود شود، فشار بر عرضه جهانی افزایش یافته و قیمت‌ها به سطوح تاریخی صعود خواهد کرد.
    تحلیلگران بانک امریکایی تأکید کرده‌اند که حتی محدودیت کوتاه‌مدت در این مسیر، باعث کاهش موجودی نفت در بازار و افزایش قیمت‌ها به بالای ۱۵۰ دلار خواهد شد. این میزان، برای اقتصادهای مصرف‌کننده بزرگ مانند امریکا، اروپا و چین، یک شوک قیمتی قابل توجه محسوب می‌شود و می‌تواند روند رشد اقتصادی و تورم جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
    جی‌پی‌مورگان برای پیش‌بینی خود دو سناریو در نظر گرفته است:  سناریوی اختلال موقت و مذاکرات موفق: در این حالت، اختلال جریان نفت محدود است و در نهایت از طریق مذاکرات، جریان نفت باز می‌گردد. حتی با وجود افزایش قیمت‌های کوتاه‌مدت، انتظار می‌رود تا سه ماهه دوم قیمت‌ها بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند و سپس با بازگشایی جزیی تنگه و افزایش موجودی، قیمت‌ها کاهش نسبی پیدا کنند.سناریوی اختلال طولانی‌مدت: اگر محدودیت عرضه ادامه یابد و جریان نفت به‌طور کامل بازیابی نشود، قیمت‌ها می‌توانند به بیش از ۱۵۰ دلار برسند. این سناریو، همراه با فشار تورمی شدید، کاهش تقاضای جهانی و افزایش احتمال رکود اقتصادی است. جی‌پی‌مورگان هشدار داده که شدت و مدت هر افزایش قیمت، تعیین‌کننده میزان شوک کلان اقتصادی خواهد بود.

    افزایش قیمت نفت به سطوح بالای ۱۵۰ دلار، پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهان خواهد داشت. نخستین تأثیر، افزایش هزینه انرژی برای صنایع و مصرف‌کنندگان است. کشورهای واردکننده نفت با افزایش هزینه سوخت و تورم مواجه می‌شوند، در حالی که کشورهای صادرکننده نفت از درآمد بالاتر بهره‌مند خواهند شد. این نوسانات می‌تواند توزیع ثروت جهانی و جریان‌های سرمایه را تحت تأثیر قرار دهد.

    همچنین، صنایع وابسته به حمل‌ونقل و تولید کالا، با افزایش هزینه انرژی مواجه می‌شوند. این فشار، ممکن است به کاهش سرمایه‌گذاری و بیکاری منجر شود و در نهایت رشد اقتصادی جهانی را محدود کند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که اگر قیمت‌های بالا برای مدت طولانی باقی بمانند، خطر کاهش تقاضا و رکود اقتصادی افزایش می‌یابد.

    تجارب گذشته نشان می‌دهد که بازار نفت بسیار حساس به تحولات ژئوپولیتیکی است. بنابراین، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ انرژی باید استراتژی‌های مدیریتی برای مواجهه با شوک‌های عرضه تدوین کنند. این استراتژی‌ها شامل افزایش ذخایر استراتژیک، تنوع‌بخشی منابع انرژی و مدیریت مصرف انرژی در بخش‌های کلیدی است.

    در این راستا، تحلیلگران بازار توصیه می‌کنند که سرمایه‌گذاران و شرکت‌ها باید علاوه بر رصد قیمت‌ها، سناریوهای مختلف عرضه و تقاضا را نیز پیش‌بینی کنند و برای کاهش ریسک‌های مالی، از ابزارهای مالی مانند قراردادهای آتی و بیمه قیمت استفاده کنند.

    با توجه به تحولات اخیر، بازار نفت وارد مرحله‌ای پرنوسان شده است. سرمایه‌گذاران باید آماده مواجهه با جهش‌های ناگهانی قیمت باشند و دولت‌ها نیز باید سیاست‌های حمایتی و مدیریت بحران را در دستور کار قرار دهند. افزایش بیش از ۱۰ درصدی قیمت نفت در هفته‌های گذشته، نشان داد که بازار بسیار حساس به هرگونه تهدید ژئوپولیتیکی است.

    با توجه به پیش‌بینی جی‌پی‌مورگان، انتظار می‌رود که با بازگشایی نسبی تنگه هرمز و تثبیت موجودی نفت، قیمت‌ها در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ کاهش یابند. با این حال، تحلیلگران تأکید دارند که هیچ تضمینی برای ثبات بلندمدت وجود ندارد و بازار نفت همچنان تحت تأثیر عوامل سیاسی و نظامی باقی خواهد ماند.

    انرژی و اقتصاد جهان است. این پیش‌بینی نشان می‌دهد که هر گونه اختلال در عرضه نفت، حتی به مدت کوتاه، می‌تواند پیامدهای جدی برای تورم، رشد اقتصادی و ثبات بازارها داشته باشد. دولت‌ها، شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران باید با آماده‌سازی استراتژی‌های دقیق، سناریوهای بحران را شبیه‌سازی کرده و تدابیر لازم برای کاهش ریسک‌های اقتصادی اتخاذ کنند.

    بازار نفت، همانند همیشه، صحنه‌ای برای رقابت، استراتژی و پیش‌بینی دقیق است؛ اما همانطور که تاریخ نشان داده، حتی بهترین برنامه‌ریزی‌ها هم نمی‌توانند کاملاً در برابر شوک‌های ژئوپولیتیکی مصون باشند.