برچسب: تنگه هرمز

  • سناریوی نخ نمای اشغال جزایر تنگه هرمز توسط تفنگداران آمریکایی!

    سناریوی نخ نمای اشغال جزایر تنگه هرمز توسط تفنگداران آمریکایی!

    به گزارش اقتصادران، مالکوم نانس، چهره اطلاعاتی سابق و عضو سابق ارشد در نیروی دریایی آمریکا در مطلبی با عنوان «سناریوی اشغال جزایر تنگه هرمز توسط تفنگداران آمریکایی» نوشت:

    سوال: تفنگداران دریایی برای تنگه هرمز؟ اکنون ترامپ خواهان اعزام تنها ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی است، احتمالاً برای تصرف جزایر واقع در تنگه هرمز. سریع‌ترین زمان ممکن برای رسیدن آن‌ها دو هفته است.

    مشکل اساسی: فرماندهان نیروی خاورمیانه این سناریو را ۴۰ سال پیش شبیه‌سازی کردند و تخمین زدند که به ۶۰۰۰ تفنگدار دریایی به همراه تمامی تجهیزات نیاز است که در چندین جزیره پراکنده شوند.

    طرح اولیه: برنامه این بود که ابتدا جزایر لارک، هرمز و هنگام (که به شکل کوسه است) / هنگام تصرف شوند تا بندرعباس به محاصره درآید. سپس با شکستن محاصره در تنگه هرمز، گروه‌های کوچک پیاده‌سازی شده برای یورش به تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی، سیری و سپس کیش اقدام کنند. اما این عملیات دارای امضای شناسایی عظیم و قابل کشفی خواهد بود.

    چرا این کار را در سال ۱۹۸۸ انجام ندادیم، وقتی ایران سعی داشت با مین کشتی‌های ما را غرق کند؟

    به این دلیل ساده که این به معنای حمله آمریکا به ایران خواهد بود. صدها هزار نیروی سپاه پاسداران و بسیجی از کوهستان‌های مشرف بر این جزایر به سمت آن‌ها شلیک کرده و حملات انتحاری ترتیب می‌دادند.

    مشکل تدارکات: مسیر تدارکاتی باید از پایگاه‌های امارات و قطر تأمین می‌شد که خود هدف حملات بعدی قرار خواهند گرفت. ممکن است این کشورها با انجام این کار موافقت نکنند. در این صورت، زنجیره تأمین باید از مسیر تنگه هرمز که منطقه‌ای به شدت مورد مناقشه است عبور کند! این دیوانگی محض است.

    چالش‌های تاکتیکی: یگان اعزامی تفنگداران باید شناورهای تهاجمی، خودروهای زرهی و هاورکرافت‌های خود را از شرق شبه‌جزیره موسندام، در دید مستقیم کوهستان‌های ایران و زیر آتش پهپادهای شاهد، زیردریایی‌های بدون سرنشین، قایق‌های انتحاری بدون سرنشین و مین‌های کشف‌نشده در تنگه هرمز، به آب بیندازند. ما به اندازه کافی زره‌پوش آبی-خاکی، شناورهای فرود یا هاورکرافت برای آوردن نیروی کافی به ساحل نداریم و آن نیروها شبانه‌روز زیر آتش توپخانه و پهپادهای انتحاری خواهند بود.

    راه‌حل‌های پیشنهادی: اگر پنتاگون لطف کند و پایگاه دریایی پیشرفته (ESB) را از ایتالیا به اقیانوس هند بیاورد، حداقل نیروهای ویژه یک سکوی امن خواهند داشت… اما تاکنون حرکتی در این زمینه صورت نگرفته است. (توضیح: Expeditionary Sea Base (ESB) که به فارسی “سکوی دریایی اعزامی” یا “پایگاه دریایی پیشرفته” ترجمه میشود، یک کلاس از کشتی‌های نیروی دریایی ایالات متحده است که به عنوان یک پایگاه شناور و متحرک در دریا عمل می‌کند . ایده اصلی پشت این کشتی‌ها این است که نیروهای نظامی بتوانند بدون نیاز به پایگاه‌های خشکی در کشورهای دیگر، عملیات خود را از دل دریا انجام دهند.)

    سناریوی احمقانه: این را هم اضافه کنید به پیشنهاد احمقانه پرتاب چتربازان لشکر ۸۲ به داخل جزایر. اگر سپاه پاسداران بخواهد، این می‌تواند به نسخه آمریکایی نبرد هوستومل (فرودگاه آنتونوف در اوکراین) تبدیل شود.

    نتیجه‌گیری: تمام این مفاهیم یک ایده احمقانه است که به نظر می‌رسد یک پاک‌سازی عجولانه برای جبران کمبود برنامه‌ریزی قبلی باشد. چون این برنامه‌ها باید ماه‌ها پیش آماده می‌شد!

  • شاهرگ گاز جهان قطع شد!

    شاهرگ گاز جهان قطع شد!

    به گزارش اقتصادران، جهان در هفته‌های اخیر با یک شوک بی‌سابقه در بازار انرژی مواجه شده است: توقف تقریبا کامل صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر به دنبال حملات نظامی به تأسیسات این کشور. این رویداد که اولین قطع صادرات قطر از ۱۸ سال پیش تاکنون محسوب می‌شود، زنجیره‌ای از افزایش قیمت‌ها، رقابت فشرده میان خریداران و نگرانی‌های عمیق از کمبود پایدار انرژی را در پی داشته است.بر اساس گزارش‎‌های منتشر شده، شرکت «قطر انرژی» از دوم مارس (۱۲ اسفند) به دلیل خسارت‌های وارده به تأسیسات کلیدی در رأس لفان و مسیعد، تولید خود را متوقف و سپس «حالت فورس ماژور» اعلام کرد. هرچند نخستین محموله پس از این حادثه روز جمعه گذشته بارگیری شد، اما از آن زمان تاکنون (هفتمین روز متوالی) هیچ محموله‌ای از این بندر راهی بازارهای جهانی نشده است. هم‌زمان، با تشدید تنش‌ها در منطقه و بسته شدن عملاً مسیر استراتژیک تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد از تولید جهانی LNG از آن عبور می‌کند، زنجیره تأمین با اختلالی مضاعف روبرو شده است.

    تاثیر آنی بر قیمت‌های جهانی

    بازارهای اروپایی نخستین واکنش را به این بحران نشان دادند. پس از یک کاهش موقت، قیمت‌های عمده‌فروشی گاز در اروپا و بریتانیا روز چهارشنبه با جهشی محسوس روبرو شد. گزارش‌ها از کارگذاری مین در تنگه هرمز توسط ایران، نگرانی‌ها را نسبت به تداوم قطع جریان گاز قطر و طولانی‌شدن درگیری‌ها تشدید کرد.بر این اساس، قیمت مرجع گاز در اروپا (TTF) با ۵.۷ درصد افزایش به ۵۰.۰۹ یورو در هر مگاوات ساعت و قرارداد آوریل در بریتانیا با ۶.۰۳ درصد رشد به ۱۲۷.۹۰ پنس رسید. تحلیلگران گروه بورس لندن تأکید می‌کنند که این تحولات، موانع جدی بر سر راه ازسرگیری سریع حمل و نقل ایجاد کرده است.

    آسیا در صف خرید فوری؛ رقابت نفس‌گیر با اروپا

    وزن اصلی شوک ناشی از توقف صادرات قطر، بر پیکره اقتصادهای آسیایی وارد شده است. قطر تأمین‌کننده اصلی گاز این قاره است و کشورهایی مانند هند، بنگلادش و تایلند برای جبران کمبود، به بازار نقدی (Spot Market) روی آورده‌اند. اما این تلاش‌ها با چالش بزرگی روبرو شده است: نبود پیشنهاددهنده و قیمت‌های سرسام‌آور. در مناقصه‌های اخیر برای تحویل ماه مارس، از جمله مناقصه هند، هیچ خریدی انجام نشده که نشانگر کمبود شدید عرضه فوری است.این وضعیت، رقابتی تنگاتنگ میان دو قطب بزرگ مصرف را رقم زده است. از یک سو، اروپا در پایان یک زمستان سرد، نیازمند پر کردن دوباره ذخایر خود برای زمستان آینده است. از سوی دیگر، کشورهای جنوب شرق آسیا خود را برای موج گرمای پیش رو و افزایش تقاضای انرژی آماده می‌کنند. داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد که از زمان آغاز بحران، حداقل ۹ محموله که عازم اروپا بودند، مسیر خود را به سمت آسیا تغییر داده‌اند؛ روندی که در روزهای اخیر شتاب گرفته است.

    هشدار درباره «کمبود سریع» و آینده مبهم بازار

    تحلیل‌گران بانک استرالیا و نیوزلند (ANZ) هشدار می‌دهند که واردات جهانی LNG با کاهش ۲۶ درصدی نسبت به هفته قبل مواجه شده و ذخایر اضطراری به سرعت در حال اتمام است. مهم‌تر آنکه، دو تأمین‌کننده بزرگ دیگر، یعنی آمریکا و استرالیا، در حال حاضر با حداکثر ظرفیت خود در حال تولید هستند و امکان افزایش چشمگیر صادرات آنها وجود ندارد.در این میان، مؤسسات مالی پیش‌بینی‌های خود را اصلاح کرده‌اند. تحلیلگران مورگان استنلی هشدار می‌دهند که اگر توقف صادرات قطر بیش از یک ماه طول بکشد، بازار جهانی با «کمبود سریع» روبرو خواهد شد. آن‌ها که پیش‌تر مازاد عرضه ۶ تا ۸ میلیون تنی را برای امسال پیش‌بینی کرده بودند، اکنون سناریوی کاملاً متفاوتی را ترسیم می‌کنند. گلدمن ساکس نیز تأکید کرده که عدم قطعیت در مورد طول دوره این شوک عرضه، بزرگ‌ترین عامل افزایش بهای گاز در آینده نزدیک خواهد بود. با تداوم این وضعیت، جهان در آستانه فصل گرم، با بازاری پرالتهاب، کم‌عرضه و گران‌قیمت روبروست که رقابت برای بقا در آن، به سخت‌ترین آزمون خریداران انرژی تبدیل شده است.

  • انسداد یک «تنگه کلیدی» به جز «هرمز»؛ کارتی که هنوز ایران بازی نکرده!

    انسداد یک «تنگه کلیدی» به جز «هرمز»؛ کارتی که هنوز ایران بازی نکرده!

    به گزارش اقتصادران، الجزیره، مدعی شد؛ این منبع آگاه هشدار داد حملات مداوم آمریکا به ایران ممکن است به زودی منجر به ظهور یک صحنه جدید درگیری در منطقه شود.

    این مقام که نخواست نامش فاش شود، گفت: «جنگ منطقه‌ای به زودی وارد مرحله جدیدی خواهد شد. همانطور که از همان ابتدا گفتیم، اگر ایالات متحده چنین اشتباهی مرتکب شود، اوضاع بسیار پیچیده‌تر خواهد شد. به زودی، یک تنگه کلیدی دیگر با سرنوشتی مشابه تنگه هرمز روبرو خواهد شد.»

    این منبع امنیتی جزئیات بیشتری ارائه نداد یا مشخص نکرد که کدام «تنگه کلیدی» دیگر ممکن است در مرحله بعد با محاصره عملی مواجه شود.

    این مقام گفت: «طرح‌های امنیتی و دفاعی ایران مرحله‌ای و تدریجی هستند و ما هنوز کارت‌های زیادی برای بازی داریم.»

    گفتنی است تا اینجای جنگ حوثی‌ها هنوز وارد میدان جنگ نشده و اگر بشوند، قادر به بستن تنگه حیاتی باب المندب خواهند بود، کاری که در گذشته انجام داده و غرب را به دردسر فراوان انداختند.

  • از گوگرد تا تراشه؛ پیامدهای جهانی بسته ماندن تنگه هرمز

    از گوگرد تا تراشه؛ پیامدهای جهانی بسته ماندن تنگه هرمز

    به گزارش اقتصادران، «گوراب چاکرابارتی» تحلیلگر هندی بازار نفت، در یادداشتی که در صفحه شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده، به پیامدهای فراتر از بازار انرژی در صورت بسته شدن تنگه هرمز پرداخته و تأکید کرده است که این مسئله تنها به صادرات نفت محدود نمی‌شود.

    وی در این مطلب با اشاره به اینکه «تنگه هرمز هشت روز است که بسته شده و بسیاری تصور می‌کنند موضوع فقط به نفت مربوط است»، نوشته است: واقعیت این است که ابعاد این مسئله بسیار گسترده‌تر از بازار نفت است.

    به گفته این تحلیلگر، حدود ۹۲ درصد گوگرد جهان از فرآیند پالایش نفت و گاز به دست می‌آید و در صورت بسته شدن تنگه هرمز، جهان تنها روزانه ۲۰ میلیون بشکه نفت خام را از دست نمی‌دهد، بلکه خوراک اصلی تولید اسید سولفوریک نیز با اختلال مواجه می‌شود؛ ماده‌ای که پرمصرف‌ترین ماده شیمیایی تولیدی در جهان به شمار می‌رود.

    چاکرابارتی در ادامه توضیح داده است که اسید سولفوریک نقش اساسی در استخراج فلزاتی مانند مس و کبالت دارد و بدون آن تولید بسیاری از تجهیزات صنعتی از جمله ترانسفورماتورها، باتری خودروهای برقی و حتی بسترهای نیمه‌رسانایی مورد استفاده در مراکز داده امکان‌پذیر نخواهد بود.

    وی همچنین به پیامدهای انرژی و فناوری این موضوع اشاره کرده و نوشته است: قطر حدود ۳۰ درصد از گاز طبیعی مایع‌شده مورد نیاز تایوان را از طریق تنگه هرمز ارسال می‌کند، در حالی که ذخایر گاز تایوان تنها برای حدود ۱۱ روز کفایت می‌کند. به گفته او، شرکت تایوانی TSMC که نزدیک به ۹۰ درصد تراشه‌های پیشرفته جهان را تولید می‌کند، حدود ۸.۹ درصد از کل برق این کشور را مصرف می‌کند؛ بنابراین در صورت قطع گاز، تولید برق و در نتیجه تولید تراشه نیز با اختلال جدی مواجه خواهد شد.

    این تحلیلگر در بخش دیگری از یادداشت خود به تأثیر احتمالی این وضعیت بر امنیت غذایی جهان اشاره کرده و نوشته است که حدود ۳۳ درصد از خوراک مورد نیاز برای تولید کودهای نیتروژنی جهان از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند؛ در حالی که به گفته کارشناسان، نیمی از جمعیت کنونی جهان به واسطه استفاده از نیتروژن مصنوعی در کشاورزی امکان تأمین غذا دارند.

    چاکرابارتی در پایان تأکید کرده است که گوگرد، نیمه‌رساناها و غذا سه زنجیره حیاتی تأمین در اقتصاد جهانی هستند که به گفته او همگی به یک گلوگاه دریایی به عرض حدود ۲۱ مایل دریایی وابسته‌اند؛ گلوگاهی که در حال حاضر جایگزین داخلی در مقیاس برای آن وجود ندارد.

  • نفت ۲۰۰ دلاری؛ بهای جنگ با ایران!

    نفت ۲۰۰ دلاری؛ بهای جنگ با ایران!

    به گزارش اقتصادران، جهان در نخستین ماه‌های سال ۲۰۲۶، خود را در برابر یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های قرن حاضر می‌بیند. در حالی که شعله‌های تنش و نبرد در قلب خاورمیانه زبانه می‌کشد، بازار‌های جهانی انرژی از حالت «معادلات تجاری» خارج شده و وارد فاز «مدیریت بقا» شده‌اند. عبور قیمت نفت برنت از مرز‌های بحرانی و تثبیت آن در سطوح بالا، دیگر تنها یک خبر در تیتر روزنامه‌های اقتصادی نیست؛ این یک دگرگونی ساختاری در موازنه قدرت میان شرق و غرب است.

    حقیقت تلخ برای اقتصاد‌های بزرگ این است که علی‌رغم تمام ادعا‌های مربوط به گذار به انرژی‌های سبز، نبض حیات صنعت جهانی هنوز در رگ‌های خلیج فارس می‌تپد و هرگونه لرزش در این منطقه، بلافاصله در تالار‌های بورس لندن و نیویورک تبدیل به زلزله‌ای تورمی می‌شود.

    پارادایم ریسک و بازگشت به عصر طلایی نفت

    تحلیلگران ارشد در بانک گلدمن ساکس معتقدند که بازار نفت اکنون با پدیده‌ای به نام «پریمیوم ریسک ژئوپولیتیک» دست‌وپنجه نرم می‌کند که در دو دهه اخیر بی‌سابقه بوده است. در شرایط عادی، قیمت نفت بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود، اما در میانه نبردی که امروز شاهد آن هستیم، قیمت‌ها بر اساس «احتمال اختلال» قیمت‌گذاری می‌شوند. این یعنی حتی اگر یک قطره نفت هم از تولید جهانی کم نشود، سایه جنگ باعث می‌شود معامله‌گران برای تضمین امنیت انرژی خود، بهای سنگین‌تری بپردازند.

    خبرگزاری رویترز در گزارش اخیر خود به این نکته اشاره کرده است که شرکت‌های بزرگ بیمه دریایی، نرخ پوشش خود را برای تانکر‌ها به سطحی رسانده‌اند که عملاً هزینه حمل هر بشکه نفت را با جهشی چشمگیر مواجه کرده است. این هزینه اضافی، مانند یک مالیات ناخواسته بر دوش مصرف‌کنندگان در دورترین نقاط جهان، از توکیو تا برلین، سنگینی می‌کند.

    سناریو‌های هولناک غول‌های مالی؛ از ۱۲۰ تا ۲۰۰ دلار

    بزرگترین نهاد‌های مالی جهان اکنون در حال ترسیم نقشه‌هایی هستند که پیش از این قابل تصور نبود. جی‌پی مورگان، بزرگترین بانک ایالات متحده، در یادداشتی هشدارآمیز تأکید کرده است که اگر وضعیت جنگی فعلی منجر به توقف اجباری تولید در حوزه‌های نفتی خلیج فارس شود، قیمت برنت به راحتی مرز ۱۲۰ دلار را لمس خواهد کرد. اما کابوس واقعی را دویچه بانک ترسیم کرده است؛ جایی که تحلیلگران این بانک آلمانی هشدار می‌دهند در صورت مسدود شدن شریان حیاتی تنگه هرمز، جهان باید خود را برای نفت ۲۰۰ دلاری آماده کند.

    انسداد این مسیر که محل عبور یک‌پنجم انرژی جهان است، نه تنها قیمت نفت، بلکه قیمت گاز مایع (LNG) را نیز به عرش خواهد رساند و عملاً چرخ‌دنده‌های صنعت در اروپا و آسیای شرقی را از حرکت باز خواهد داشت. این وضعیت نشان‌دهنده یک «بن‌بست استراتژیک» برای غرب است؛ چرا که آنها به خوبی می‌دانند تداوم تنش، به معنای خودکشی اقتصادی خودشان خواهد بود.

    رکود تورمی؛ میراث شوم نفت گران برای غرب

    نشریه اکونومیست در تحلیلی تکان‌دهنده به پیامد‌های این افزایش قیمت برای سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی پرداخته است. به باور این نشریه، نفت ۱۰۰ دلاری به معنای بازگشت شبح «رکود تورمی» است. در حالی که بانک‌های مرکزی آمریکا و اروپا در تلاش بودند تا پس از سال‌ها مبارزه، نرخ تورم را به محدوده ۲ درصد بازگردانند، شوک نفتی فعلی تمام این رشته‌ها را پنبه کرده است. افزایش قیمت سوخت به طور مستقیم هزینه حمل‌ونقل و به تبع آن قیمت تمام‌شده مواد غذایی و کالا‌های اساسی را بالا می‌برد.

    طبق مدل‌سازی‌های بلومبرگ اکونومیکس، تداوم نفت بالای ۱۰۰ دلار می‌تواند رشد تولید ناخالص داخلی جهان را تا نیم درصد کاهش دهد، رقمی که در مقیاس تریلیون دلاری اقتصاد جهانی، به معنای نابودی میلیون‌ها فرصت شغلی و ورشکستگی صنایع کوچک و متوسط در غرب است.

    بازدارندگی اقتصادی؛ ایران در مقام کلیددار ثبات

    در این میان، موقعیت جمهوری اسلامی ایران در میانه این نبرد، ابعادی فراتر از جنبه‌های نظامی یافته است. از منظر کارشناسی اقتصادی، ایران امروز از یک «بازدارندگی نفتی» برخوردار است. واقعیت این است که اقتصاد جهانی تحمل حذف نفت یا حتی اختلال اندک در عرضه منطقه را ندارد. تحلیلگران بین‌المللی بر این باورند که این پیوند ناگسستنی میان «امنیت منطقه» و «سفره جهانی»، باعث شده تا قدرت‌های بزرگ در محاسبات جنگی خود با احتیاط فوق‌العاده‌ای عمل کنند.

    در واقع، نفت ۸۵ تا ۱۰۰ دلاری ثابت کرد که ثبات بازار‌های بین‌المللی بدون در نظر گرفتن جایگاه و امنیت ایران غیرممکن است. این موضوع به ایران اجازه می‌دهد تا در میانه نبرد، نه تنها از منافع ملی خود دفاع کند، بلکه به عنوان بازیگری که «کلید ثبات انرژی» را در دست دارد، موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.

    فرصت‌ها و چالش‌های ملی در میانه توفان

    برای اقتصاد داخلی ایران که تحت فشار‌های سنگین قرار دارد، این جهش قیمتی یک تیغ دو دم است. از یک سو، افزایش درآمد‌های ارزی حاصل از فروش نفت در این قیمت‌های بالا، یک فرصت طلایی برای تأمین منابع مالی در شرایط اضطراری جنگی فراهم می‌کند. این منابع می‌تواند به عنوان یک ضربه‌گیر در برابر نوسانات ارزی عمل کرده و توان دفاعی و اقتصادی کشور را تقویت کند. اما از سوی دیگر، نباید از یاد برد که ما در میانه یک جنگ هستیم و این یعنی هزینه‌های لجستیک، دور زدن تحریم‌ها و بیمه محصولات صادراتی به مراتب بیشتر از زمان صلح است.

    هوشمندی در مدیریت این درآمد‌ها الزامی است تا از تبدیل شدن این فرصت به تورم داخلی جلوگیری شود. کارشناسان بر این باورند که دولت باید با استفاده از این پاداش قیمتی، زیرساخت‌های حیاتی را تقویت کند تا در صورت فروکش کردن تنش‌ها و ریزش احتمالی قیمت‌ها، اقتصاد ملی دچار شوک نشود.

    پایان عصر انرژی ارزان

    آنچه از تحلیل رسانه‌هایی، چون وال‌استریت ژورنال و فایننشال تایمز برمی‌آید، این است که جهان به پایان دوران انرژی ارزان و در دسترس رسیده است. نبرد فعلی در منطقه نشان داد که امنیت انرژی یک مقوله ایالتی یا منطقه‌ای نیست، بلکه یک زنجیره به هم پیوسته جهانی است. نفت ۱۰۰ دلاری در سال ۲۰۲۶، تنها یک عدد نیست؛ بلکه زبان گویای واقعیتی است که می‌گوید بدون صلح و امنیت پایدار در خاورمیانه و بدون به رسمیت شناختن قدرت بازیگرانی، چون ایران، چرخ‌های تمدن مدرن به گل خواهد نشست. اکنون توپ در زمین سیاست‌مداران غربی است تا میان تنش‌آفرینی یا پذیرش موازنه جدید قدرت، یکی را انتخاب کنند؛ انتخابی که نتیجه آن نه در میدان جنگ، بلکه در پمپ‌بنزین‌های نیویورک و کارخانه‌های مونیخ تعیین خواهد شد.

  • نفت غوغا کرد / هر بشکه نفت شانگهای ۱۰۰ دلار شد!!

    نفت غوغا کرد / هر بشکه نفت شانگهای ۱۰۰ دلار شد!!

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت خام در بازار بین‌المللی انرژی شانگهای به مرز ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه رسید.

    این درحالی‌ است که هنوز یک هفته از اخلال در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز نمی‌گذرد.

    هم‌اکنون قیمت نفت برنت در بازار جهانی بالای ۸۲ دلار است و علت اختلاف قیمت بین برنت و بازار شانگهای تفاوت در مبنای مکان تحویل است.

  • بازار جهانی نفت ایده مسخره ترامپ را جدی نگرفت!

    بازار جهانی نفت ایده مسخره ترامپ را جدی نگرفت!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی بلومبرگ، طی ساعات گذشته قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال با قیمت حدود ۸۳ دلار در حال معامله است که نسبت به روز قبل از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل افزایش شدیدی را تجربه کرده است.

    اصلی ترین دلیل افزایش روزهای گذشته قیمت نفت در بازار جهانی آغاز درگیری نظامی بین ایران با آمریکا و اسرائیل است.

    این‌جنگ از دو جهت بازار نفت را تحت تأثیر خود قرار داده که شامل کاهش شدید تردد کشتی ها و نفتکش ها از تنگه هرمز از یک سو و از سوی دیگر آسیب به برخی تأسیسات نفتی کشورهای حوزه خلیج فارس بوده که به توقف تولید در برخی تأسیسات آنها هم منجر شده است.

    از زمان آغاز جنگ تا کنون نزدیک به ده نفتکش‌ و کشتی که قصد عبور غیر مجاز از تنگه هرمز را داشته اند نیز توسط نیروی مسلح ایران مورد اصابت قرار گرفته که این حملات حداقل در یک مورد به غرق‌کامل یک نفتکش منجر شده است؛ به همین خاطر با وجود آنکه هنوز هم روزانه تعداد انگشت شماری کشتی و نفتکش از تنگه هرمز عبور می‌کنند اما نفتکش‌های بزرگ حتی جرأت نزدیک شدن به تنگه را هم ندارند.

    دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، روز گذشته اما اعلام کرده بود که اگر لازم باشد آمریکا با کشتی های جنگی خود به نفتکش ها برای عبور امن از تنگه کمک می کند که به نظر می رسد بازار نفت این ادعا را جدی نگرفته است.

    در شرایط عادی اگر بازار این ادعای ترامپ را جدی می‌گرفت قیمت نفت باید کاهش محسوسی را ثبت می کرد اما روند قیمتی امروز نشان داد که به نظر بازار هم اجرای این طرح شدنی نیست.

  • انسداد تنگه هرمز؛ تیر خلاص به مزارع جهان!

    انسداد تنگه هرمز؛ تیر خلاص به مزارع جهان!

    به گزارش اقتصادران، صنعت کشاورزی جهان با حاشیه سود پایین خود، اکنون در برابر جهش هزینه‌های لجستیک در تنگه هرمز به زانو درآمده است؛ به طوری که تغییر مسیر کشتی‌ها به سمت آفریقا و افزایش سرسام‌آور نرخ بیمه، نه تنها قیمت تمام‌شده نهاده‌هایی چون کود را بالا برده است، بلکه به دلیل تاریخ انقضای محصولات کشاورزی، بازارهای صادراتی منطقه را در آستانه فروپاشی و سرمایه‌های کشاورزان را در خطر نابودی قرار داده است.

    گزارش‌های اخیر موسسات تحلیل تجارت جهانی از جمله «کپلر»، از نقش بی‌بدیل تنگه هرمز در کشاورزی مدرن پرده برمی‌دارد؛ مسیری که ۳۳ درصد از کودهای شیمیایی جهان شامل گوگرد و آمونیاک را جابه‌جا می‌کند و اکنون با توقف تردد کشتی‌های بزرگ و جهش هزینه‌های بیمه، نبود جایگزین عملی برای این گلوگاه لجستیکی، تولید محصولات کشاورزی در مقیاس کلان را با تهدیدی بی‌سابقه مواجه کرده است.

    خبرگزاری فرانسه اعلام کرد تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پاسخ تهران به آن، موجب اختلال در حرکت کشتیرانی جهانی از جمله تردد نفتکش‌ها شده است و توقف کشتی‌ها در خلیج فارس و فلج شدن تنگه هرمز، باعث آشفتگی گسترده در بخش‌های مختلف فراتر از حوزه نفت و گاز شده است.

    همچنین شرکت «کپلر» تحلیلگر تجارت جهانی نیز اشاره کرده است که حدود ۳۳ درصد از کودهای شیمیایی جهان از جمله گوگرد و آمونیاک، از طریق تنگه هرمز عبور می‌کند و این کودها از بنادر خلیج فارس با کشتی‌های باری به مقاصد گوناگون از هند و چین گرفته تا برزیل و کشورهای آفریقایی ارسال می‌شوند.

    البته کپلر در تحلیلی که در ماه ژوئن منتشر کرده اعلام کرده است که «هیچ جایگزین عملی» برای حمل‌ونقل در منطقه خلیج فارس وجود ندارد و حمل‌ونقل زمینی به دلیل ظرفیت محدود خطوط لوله و کامیون‌ها محدود است.

    همچنین چندین شرکت بزرگ کشتیرانی جهانی اعلام کرده‌اند که به دلیل گسترش جنگ، از عبور از تنگه هرمز خودداری می‌کنند ضمن اینکه شرکت‌های بیمه نیز نرخ‌های خود را برای کشتی‌های عبوری از خاورمیانه به‌طور چشمگیری افزایش داده‌اند.

    هرمز؛ ماشه قحطی در مزارع جهان!

    بسته‌شدن یا اختلال در تردد از تنگه هرمز، فراتر از حوزه‌ی انرژی، یک شوک استراتژیک به امنیت غذایی جهانی و به‌ویژه کشورهای پیرامون ایران وارد می‌کند برای مثال از آنجایی که تنگه هرمز مسیر عبور ۳۳ درصد از کودهای شیمیایی جهان مانند آمونیاک، اوره و گوگرد است و کشورهای اطراف ایران و خریداران عمده‌ای نظیر هند، چین و کشورهای آفریقایی به شدت به این نهاده‌ها وابسته‌اند با توقف صادرات کود از بنادر خلیج فارس، کشاورزان در کشورهای مقصد با کمبود شدید مواد مغذی برای خاک مواجه خواهند شد.

    همچنین از آنجا که تولید کود به گاز طبیعی وابسته است، افزایش قیمت انرژی در اثر بحران هرمز، قیمت کود را در تمام جهان جهش می‌دهد که مستقیماً هزینه‌ی کشاورزی را بالا می‌برد.

    چگونه جهانِ وابسته به کود، آینده‌اش را به تنگه هرمز گره زد؟

    همچنین بسیاری از کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه، بخش عمده‌ای از غلات مانند گندم، جو ،ذرت و حتی دانه‌های روغنی خود را از طریق مسیرهای دریایی تأمین می‌کنند که در این میان کشورهایی مانند عربستان، امارات، کویت و قطر که وابستگی شدیدی به واردات مواد غذایی دارند با بسته‌شدن تنگه هرمز شریان اصلی تأمین نان و خوراک دام این کشورها نیز قطع خواهد شد.

    ازسویی دیگر، کشتی‌های حامل غلات که پشت تنگه گرفتار می‌شوند یا مجبور به تغییر مسیر به سمت آفریقا هستند، با خطر فساد محموله و افزایش زمان رسیدن کالا مواجه می‌شوند که منجر به قحطی موضعی یا گرانی شدید مواجه خواهند شد .

    البته کشاورزی یک صنعت با حاشیه سود پایین است و هرگونه افزایش هزینه در لجستیک، آن را غیرصرفه می‌کند بنابراین تغییر مسیر کشتی‌هایی که مجبورند مسیر چند هزار مایلی اضافی را طی کنند، سوخت بیشتری مصرف کرده و دستمزد بیشتری می‌پردازند که این هزینه مستقیماً روی قیمت محصولات کشاورزی در سفره مردم اعمال می‌شود.

    شرکت‌های بیمه نیز مجبورند نرخ‌های خود را برای خاورمیانه به شدت افزایش دهند که باعث می‌شود واردات محصولات کشاورزی برای کشورهای پیرامون بسیار گران تمام شود و این امر بر صادرات محصولات کشاورزی منطقه از جمله خود ایران و همسایگان جنوبی که صادرکننده‌ی محصولات باغی، صیفی‌جات و خشکبار هستند اثرگذار است .

    همچنین محصولات کشاورزی برخلاف نفت، تاریخ انقضا دارند و بسته‌شدن مسیر به معنای از دست رفتن بازارهای صادراتی و نابودی محصولات روی دست کشاورزان منطقه است.

    بنابراین همان گونه که در گزارش شرکت «کپلر» نیز آمده است ظرفیت خطوط لوله یا حمل‌ونقل زمینی مانند کامیون و قطار نیز برای جایگزینی حجم عظیم مبادلات دریایی خلیج فارس بسیار محدود است و برای کشورهای اطراف ایران، هیچ مسیر زمینی وجود ندارد که بتواند روزانه هزاران تن کود یا غلات را جابه‌جا کند.

    به نظر می رسد بسته‌شدن تنگه هرمز برای کشورهای پیرامون و حتی جهان، به معنای «تورم خوراکی» و «تهدید امنیت غذایی» است که این اتفاق باعث می‌شود تولید محصولات کشاورزی در مقیاس کلان (به دلیل نبود کود) کاهش یابد و توزیع آن (به دلیل نبود مسیر امن) مختل شود؛ وضعیتی که می‌تواند منجر به بروز بحران‌های اجتماعی و فقر در کشورهای وابسته به این شریان حیاتی گردد.