برچسب: تنگه هرمز

  • تنگه هرمز؛ سلاح کشتار جمعی مالی ایران / نبض اقتصاد جهان در دستان ایران است؟

    تنگه هرمز؛ سلاح کشتار جمعی مالی ایران / نبض اقتصاد جهان در دستان ایران است؟

    به گزارش اقتصادران، “وارن بافِت” سرمایه‌گذار، اقتصاددان، مدیر اجرایی و نیکوکار آمریکایی زمانی از مشتقات به عنوان “سلاح‌های مالی کشتار جمعی” یاد کرده بود. او هشدار می‌داد که اگر اوضاع خراب شود، این ابزار‌های مالی پیچیده می‌توانند خسارات عظیم و گسترده‌ای به اقتصاد جهانی وارد کنند.

    آن چه “بافت” بیش از همه از آن می‌ترسید این بود که چگونه یک شوک ناگهانی و غیرمنتظره بازار می‌تواند یک واکنش زنجیره‌ای خطرناک را از طریق نظام مالی ایجاد کند، که توسط خطرات پنهان و ارتباطات درهم‌تنیده ایجاد شده توسط مشتقات ایجاد می‌شود.
    این ابزارها، بانک‌های بزرگ، صندوق‌های پوشش ریسک و شرکت‌ها را در شبکه‌ای پیچیده از شرط‌بندی‌ها روی قیمت‌های آینده نفت، نرخ بهره، ارز‌ها و موارد دیگر به یکدیگر پیوند می‌دهند.

    برای مثال، شرکت‌های هواپیمایی و انرژی به طور معمول از مشتقات نفتی برای پوشش ریسک یا سفته‌بازی استفاده می‌کنند. اگر قیمت نفت به طور غیرمنتظره‌ای افزایش یابد، طرف‌های مقابل بازنده که اغلب موسسات مالی بزرگ هستند با پرداخت‌های هنگفتی مواجه خواهند شد. این امر به نوبه خود باعث افزایش حاشیه سود، کاهش نقدینگی و فروش اجباری دارایی‌ها می‌شود.

    این ترس به سرعت گسترش می‌یابد، زیرا بسیاری از قرارداد‌های حوزه مشتقات مبهم هستند و هیچ کس واقعا نمی‌داند چه کسی یا به چه میزان در معرض خطر قرار دارد. این عدم قطعیت می‌تواند منجر به وحشت در بازار‌ها شود، زیرا همگان به یکباره شروع به عقب‌نشینی می‌کنند.

    ضرر‌هایی از این دست به ندرت مهار می‌شوند. نکول یا عدم ایفای تعهدات در یک بخش از سیستم، ریسک را به سمت بیرون گسترش می‌دهد. اگر یک بازیگر اصلی نتواند ریسک خود را پوشش دهد، طرفین مقابل خود را به خطر می‌اندازد. اگر یکی از آن طرفین یک بانک بزرگ باشد، مشکل به سرعت سیستماتیک خود را نشان خواهد داد. این دقیقا همان نوع اثر دومینویی است که بافت توصیف می‌کرد: یک جرقه ناگهانی بازار در مکان‌های غیرمنتظره‌ای زده می‌شود و اتصال مالی را به شکنندگی مالی تبدیل می‌کند.

    از آنجا که مشتقات به شدت به یکدیگر پیوسته هستند و می‌توانند مبالغ هنگفتی پول را در بر بگیرند، آسیب می‌تواند به سرعت و غیرقابل پیش‌بینی رشد کند، دقیقا همانند یک مجموعه انفجار. به همین خاطر است که “بافت” مشتقات را نه صرفا به عنوان ابزار‌های پرریسک، بلکه به عنوان تهدیدات بالقوه برای کل نظام مالی می‌دید، به عبارت دیگر، به مثابه سلاح‌های کشتار جمعی مالی.

    چرا این موضوع اکنون باید مورد توجه قرار گیرد؟

    اگر آن رخداد را “اختلال شدید در عرضه” بنامیم کوچک نمایی کرده‌ایم. این موضوع را نظر بگیرید. تنگه هرمز نوار باریکی از آب است که خلیج فارس را به سایر نقاط جهان متصل می‌کند. این تنگه مهم‌ترین کریدور انرژی جهان است و هیچ مسیر جایگزینی برای آن وجود ندارد. پنج کشور از ده کشور برتر تولیدکننده نفت جهان یعنی عربستان سعودی، ایران، عراق، امارات متحده عربی و کویت با خلیج فارس هم‌مرز هستند، همان طور که قطر، بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع در جهان نیز با خلیج فارس هم مرز است. تنگه هرمز تنها مسیر دریایی آن کشور‌ها به اقیانوس آزاد و بازار‌های جهانی است.

    طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کنند که تقریبا ۲۰ درصد از تولید نفت جهانی را تشکیل می‌دهد و با قیمت‌های فعلی به ارزش حدود ۱.۴ میلیارد دلار در روز است. ۲۰ درصد دیگر از صادرات جهانی گاز طبیعی مایع نیز از طریق آن تنگه عبور می‌کند.

    به سختی می‌توان اهمیت تنگه هرمز را برای اقتصاد جهانی نادیده گرفت. اگر بازیگری آن تنگه را مختل کند یک بحران انرژی تمام عیار را شعله ور خواهد ساخت، باعث افزایش قیمت‌ها خواهد شد و بازار‌های مالی را به هرج و مرج خواهد کشاند.

    ایران به لطف جغرافیای مسلط خود و تخصصی که در جنگ‌های نامتعارف و نامتقارن دارد، قادر است تنگه هرمز را ببندد و هیچ بازیگری نمی‌تواند کار زیادی در مورد آن انجام دهد. این کارت برنده ژئوپولیتیکی ایران است. تحلیلگران معتقدند که بازگشایی آن تنگه اصولا اگر در آن شرایط امکان‌پذیر باشد، ممکن است هفته‌ها به طول انجامد. رزمایش‌های جنگی پنتاگون نشان داده‌اند که در صورت بروز یک جنگ تمام عیار، نیروی دریایی ایالات متحده قادر به باز نگه داشتن تنگه هرمز نخواهد بود. در مواجهه با حملات موشکی انبوه از سوی ایران، نیرو‌های آمریکایی یا باید عقب‌نشینی کنند یا خطر نابودی کامل را به جان بخرند.

    نکته بدتر برای آمریکا آن که ایران قادر است زیرساخت‌های نفتی در سراسر خلیج فارس را هدف قرار دهد و تاسیسات تولیدی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و کویت را نابود کند. در آن صورت حتی اگر تنگه هرمز بازگشایی شود نیز چیزی برای صادرات باقی نخواهد ماند.

    استراتژیست‌های نظامی دهه‌هاست که نسبت به این موضوع آگاهی دارند، اما هیچ استراتژی مناسبی برای خنثی کردن اهرم ایران تاکنون ارائه نشده است. تهران به روشنی اعلام کرده است که اگر جنگی تمام‌عیار رخ دهد، تنگه هرمز را خواهد بست و زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس را نابود خواهد کرد. به طور خلاصه، ایران چاقویی را بر گلوی اقتصاد جهانی نگه داشته است.

    از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی به این سو، ایالات متحده به دنبال سرنگونی حکومت در ایران بوده است. کنترل ایران بر تنگه مدت‌هاست که به عنوان یک عامل بازدارنده قدرتمند برای تغییر رژیم عمل کرده است. با این وجود، این بازدارندگی ممکن است در حال تضعیف باشد. ما اکنون در بحبوحه وقوع جنگ جهانی سوم هستیم و ایران به میدان نبرد تعیین‌کننده تبدیل شده است. ایالات متحده و اسرائیل ممکن است حاضر باشند برای سرنگونی نظام سیاسی فعلی ایران، ریسک فروپاشی اقتصادی جهانی را بپذیرند، اقدامی که به طرز چشمگیری موازنه قدرت جهانی را تغییر خواهد داد.

    اگر جنگ با ایران تنگه هرمز را ببندد، تاثیر آن در مقایسه با سایر بحران‌های نفتی در تاریخ معاصر یک شوک بزرگ خواهد بود. در طول اولین شوک نفتی در سال ۱۹۷۳ میلادی حدود ۵ میلیون بشکه از بازار جهانی نفت حذف شد. در آن زمان، تولید روزانه نفت جهانی حدود ۵۶ میلیون بشکه بود. این بدان معناست که تقریبا ۹ درصد از عرضه جهانی از بین رفت. قیمت نفت در آن زمان تقریبا چهار برابر افزایش یافت.

    در دومین شوک نفتی در سال ۱۹۷۹ میلادی حدود ۴ میلیون بشکه از بازار خارج شد. تولید روزانه حدود ۶۷ میلیون بشکه بود، بنابراین، حدود ۶ درصد از عرضه جهانی از بین رفت. در آن زمان قیمت نفت تقریبا افزایشی سه برابری پیدا کرد. سپس در سال ۱۹۹۰ میلادی در جریان حمله صدام به کویت، حدود ۴.۳ میلیون بشکه از بازار خارج شد. با توجه به این که تولید جهانی تقریباً ۶۶ میلیون بشکه در روز بود، این به معنای کاهش ۷ درصدی عرضه بود. قیمت نفت در آن زمان بیش از دو برابر افزایش یافت.

    حال موارد پیشین را با بسته شدن تنگه هرمز مقایسه کنید که می‌تواند فورا ۲۰ میلیون بشکه از بازار جهانی که حدود ۱۰۰ میلیون بشکه در روز تولید می‌کند را حذف کند. در نتیجه، ۲۰ درصد از عرضه یک شبه به طرز حیرت‌انگیزی از بین خواهد رفت. این بزرگترین شوک عرضه در تاریخ تا زمان حال حاضر خواهد بود.

    اگر جنگ با ایران ادامه یابد و تهران تنگه هرمز را ببندد، تاثیر آن بر قیمت نفت دست کم به اندازه شوک نفتی سال ۱۹۷۳ که منجر به افزایش ۴ برابری قیمت نفت شد، شدید خواهد بود. اگر امروز اقدام مشابه صورت گیرد می‌تواند قیمت نفت را به بالای ۲۷۵ دلار بازای هر بشکه برساند.

    پیشینه تاریخی شوک های نفتی و فقدان عرضه جهانی

    با این وجود، این یک تخمین محافظه کارانه است، زیرا بستن تنگه هرمز باعث شوک عرضه بسیار بزرگتری در مقایسه با تحریم نفتی اوپک در سال ۱۹۷۳ خواهد شد.

    هم چنین، برخلاف بحران‌های مالی گذشته این بحران را نمی‌توان با چاپ اسکناس حل کرد. بانک‌های مرکزی می‌توانند نقدینگی تزریق کنند، اما نمی‌توانند نفت تولید کنند. کمبود عرضه فیزیکی با سیاستگذاری پولی قابل حل نیست. حتی تلاش‌های مشترک ایالات متحده و روسیه برای افزایش تولید نفت نیز قادر نخواهد بود ۲۰ میلیون بشکه در روز از دست رفته را به سرعت کافی جایگزین کند تا از هرج و مرج بازار جلوگیری بعمل آورد.

    این نوع شوک قیمتی شبیه ضربه پتکی بر بازار‌های مشتفات خواهد بود جایی که نفت و گاز به شدت از طریق معاملات آتی، آپشن‌ها (آپشن به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا با خرید یا فروش حق خرید یا فروش نفت خام در یک قیمت و زمان مشخص، از نوسانات قیمت نفت سود کسب کنند یا ریسک خود را پوشش دهند) و سوآپ‌ها (سوآپ نفت نوعی قرارداد مشتق است که در آن دو طرف موافقت می‌کنند جریان‌های نقدی خود را بر اساس قیمت نفت مبادله کنند. سواپ نفت معمولا برای پوشش ریسک نوسانات قیمت نفت در بازار استفاده می‌شود) معامله می‌شوند.

    هر شرکتی که در سمت اشتباه این تجارت قرار گیرد، با ضرر‌های شدیدی رو‌به‌رو خواهد شد و باعث ایجاد درخواست‌های حاشیه‌ای، تقاضای نقدینگی و نکول احتمالی می‌شود. بانک‌های بزرگی که به عنوان طرف‌های مقابل یا واسطه عمل می‌کنند، به طور مستقیم در معرض پیامد‌های آن قرار خواهند گرفت.

    این موضوع می‌تواند باعث ایجاد آبشاری از نکول‌ها و درخواست‌های حاشیه‌ای شود که در نظام مالی جهانی موج می‌زند و کاری خواهد کرد که در مقایسه با آن بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی رام شده و بی اهمیت به نظر برسد.

    بسته شدن تنگه هرمز یک محرک معتبر برای یک رکود اقتصادی فاجعه‌بار جهانی است. در واقع، گزینه هسته‌ای واقعی ایران یک کلاهک جنگی نیست، بلکه یک سلاح کشتار جمعی مالی است که با بستن تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت نفت، یک واکنش زنجیره‌ای ایجاد می‌کند و بمب مشتقات را در قلب نظام مالی جهانی فعال خواهد کرد.

  • سناریو‌های احتمالی برای بازار انرژی در صورت بسته شدن تنگه هرمز

    سناریو‌های احتمالی برای بازار انرژی در صورت بسته شدن تنگه هرمز

    به گزارش اقتصادران،“دونالد ترامپ” رئیس جمهور آمریکا روز چهارشنبه هفته گذشته هشدار داد: “آیا جنگ اسرائیل و ایران می‌تواند دوباره شروع شود؟ حدس می‌زنم روزی می‌تواند. شاید به زودی شروع شود”. این اظهار نظر یک روز پس از آتش‌بس تحمیلی ایالات متحده که خصومت‌های مستقیم بین ایران و اسرائیل را متوقف کرد، آرامش ناپایدار در غرب آسیا را به تصویر می‌کشد.

    اگرچه پرتاب موشک‌ها متوقف شده، اما ایران هنوز از نردبان تشدید تنش‌ها خیلی بالا نرفته است. بسیاری از کارت‌های بازدارنده ایران بازی نشده باقی مانده‌اند که مهم‌ترین آن تهدید غیرنظامی بستن تنگه هرمز است. همان طور که تحلیلگران اشاره می‌کنند، این گلوگاه استراتژیک هرگز از گزینه‌های روی میز ایران کنار گذاشته نشده و اگر جنگ از سر گرفته شود، می‌تواند اولین اهرمی باشد که مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

    تنگه هرمز ؛ تنگه‌ای دور از فاجعه

    جنگ مستقیم اسرائیل و ایران که در تاریخ ۱۳ ژوئن با حملات هوایی اسرائیل به تاسیسات نظامی، دانشمندان هسته‌ای و فرماندهان نیرو‌های ایرانی آغاز شد، ترس‌های فوری نسبت به اختلال فاجعه‌بار در تأمین نفت و گاز را برانگیخت.

    تحلیلگران هشدار می‌دهند که هرگونه انسداد تنگه هرمز می‌تواند قیمت انرژی را افزایش داده و باعث رکود جهانی شود. علیرغم آن که آتش‌بس آزمایشی میان ایران و اسرائیل اکنون در حال اجرا است، منطقه کماکان در وضعیت بحرانی قرار دارد و بدترین سناریو‌ها احتمال وقوع دارند.
    تنها چند ساعت پس از حملات ایالات متحده به تاسیسات غنی‌سازی اورانیوم ایران، مجلس شورای اسلامی با اکثریت قاطع به بستن تنگه هرمز شریان حیاتی برای نقل و انتقال نفت و گاز طبیعی مایع جهان رای داد. هم چنین، ایران حمله موشکی تلافی‌جویانه‌ای را به پایگاه‌های نظامی ایالات متحده در قطر انجام داد که بر اثر آن وقوع انفجار‌هایی بر فراز دوحه گزارش شد.

    حدود یک چهارم تجارت نفت جهان، یا چیزی در حدود ۱۵ تا ۱۹ میلیون بشکه نفت در روز، از طریق تنگه هرمز که خلیج فارس را به اقیانوس هند متصل می‌کند، نقل و انتقال می‌یابد. علاوه بر این، ۸۵ میلیون تن گاز طبیعی مایع از قطر و امارات متحده عربی در سال گذشته از طریق تنگه هرمز حمل شده که۲۰ درصد از نیاز‌های جهانی را برآورده می‌سازد.

    واکنش بازار‌های نفت آن گونه که انتظار می‌رفت نبود

    به طرز شگفت‌آوری، تاثیر اولیه جنگ ایران و اسرائیل بر بازار‌های نفت و گاز اندک بود. نفت خام برنت به تدریج به میزان ۷۹ دلار به ازای هر بشکه (تنها ۹ دلار بالاتر از نرخ قبل از جنگ) افزایش یافت. با این وجود، نفت خام ایالات متحده با ۷.۲ درصد کاهش به ۶۸.۵۱ دلار بازای هر بشکه رسید و یکی از شدیدترین کاهش‌های یک روزه در تاریخ اخیر را رقم زد. حتی اگر این سقوط شدید به دلیل پاسخ نمادین ایران به حملات ایالات متحده رخ داده باشد، خطرات کماکان پابرجا خواهند بود.

    دکتر “سیریل ویدرشوون” تحلیلگر باسابقه حوزه انرژی غرب آسیا به سایت “کِرَدل” می‌گوید خطرات اصلی در نوسانات قیمت و کمبود احتمالی گازوئیل و بنزین نهفته است. با این وجود، با اشاره به ذخایر استراتژیک سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و ذخیره‌سازی اخیر چین، تاکید دارد که هیچ گونه کمبود عرضه فوری وجود نداشته است.

    دکتر “ممدوح سلامه” اقتصاددان بین‌المللی نفت و استاد سابق اقتصاد انرژی در مدرسه بازرگانی ESCP Europe لندن، در گفت‌و‌گو با “کردل” می‌گوید که اگرچه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ایران خطوط لوله‌ای دارند که تنگه هرمز را دور می‌زنند که به طور بالقوه محموله‌های مختل شده را از ۲۰ میلیون به ۱۷ میلیون بشکه در روز کاهش می‌دهد، اما تاثیر هرگونه اختلال احتمالی در تنگه هرمز کماکان به اندازه کافی شدید خواهد بود که آسیب قابل توجهی به اقتصاد جهانی وارد کند.

    “ویدرشوون” اشاره می‌کند که در صورت وقوع یک جنگ تمام‌عیار که در آن تاسیسات کلیدی مانند بقیق و فجیره نابود شوند، تعمیرات می‌تواند بیش از پنج ماه به طول انجامد. او ادعا می‌کند که چنین سناریویی قیمت نفت را به بالای ۱۵۰ دلار به ازای هر بشکه خواهد رساند، اگرچه به گفته بازیگران کلیدی، سیگنال‌های فعلی بازار هیچ گونه خطر فوری را نشان نمی‌دهند.

    “ویدرشوون” حتی با وجود آتش‌بس غافلگیرکننده، با ترامپ در این باره توافق نظر دارد که ممکن است این آتش بس صرفا یک مکث کوتاه مدت باشد. او می‌گوید: “گزینه کلی بستن هرمز همیشه در ذهن تحلیلگران است، اما بیش از آن در ذهن سیاستمداران نیز در جریان می‌باشد”.

    تنگه هرمز

    تهدید محاصره به هیچ وجه تمام نشده است

    او توضیح می‌دهد که چنین سناریویی احتمالا پس از حملات اسرائیل به ذخایر نفت خام ایران در جزیره خارک یا سایر تاسیسات کلیدی انرژی یا در صورت حمله دوباره و تشدید شده آمریکا علیه تاسیسات هسته‌ای ایران به ویژه تأسیسات کلیدی فردو رخ خواهد داد.

    از آنجایی که پیش شرط‌ها برآورده شده‌اند، جای تعجبی ندارد که مجلس شورای اسلامی به بستن تنگه رأی داده است. اگرچه این رای الزام‌آور نیست و اختیار نهایی برای تصمیم گیری با شورای عالی امنیت ملی ایران است، اما این اقدام می‌تواند به عنوان تلاشی برای قدرت‌نمایی و ارسال هشدار تعبیر شود، زیرا این یکی از معدود اقدامات بازدارنده استراتژیک ایران خواهد بود.

    “سلامه” معتقد است که در صورت ادامه یا وقوع درگیری جدید با ایالات متحده، ایران قطعاً کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل خواهد کرد. او در این باره می‌گوید: “احتمالا بازی ایران این خواهد بود که تنش به سرعت تشدید شود تا کشور‌های خلیج فارس و آسیا، اگرچه آشکارا از ایران عصبانی خواهند شد، اما به دلیل آسیب به اقتصاد‌های خود، شروع به فشار آوردن به ایالات متحده برای کاهش تنش کنند”.

    ایران حتی ممکن است برای اثبات حرف خود نیازی به غرق کردن نفتکش‌ها نداشته باشد. هدف قرار دادن کشتی‌ها به تنهایی احتمالا حق بیمه را افزایش می‌دهد، حجم تجارت را کاهش داده و قیمت‌های مصرف‌کننده نهایی را به شدت افزایش خواهد کرد. همین ریسک به خودی خود برای آسیب رساندن به اقتصاد‌های شکننده جهانی کافی است.

    با این وجود، “ویدرشوون” کماکان در مورد این که ایران چنین اقدامی را انجام دهد، تردید دارد. او می‌گوید: “تهران دهه‌هاست که این تهدید را مطرح می‌کنند، اما هرگز آن تهدید را عملی نکرده یا نتوانسته عملی کند. عملی کردن چنین تهدیدی، همسایگان عرب ایران را به سوی یک موضع ضد ایرانی تمام عیار سوق می‌دهد و فضای مانور کافی برای تهران باقی نمی‌گذارد تا واقعاً مشت محکمی بزند”. از نظر او، تهران واقعا نمی‌خواهد تنها متحدان تجاری‌اش یعنی چین و هند نیز با بسته شدن تنگه هرمز از دستش عصبانی شوند.

    با این وجود، “سلامه” معتقد است که آن متحدان تجاری نمی‌توانند جلوی ایران را برای عملی کردن تهدید بستن تنگه هرمز بگیرند. او استدلال می‌کند که نه شورای همکاری خلیج فارس و نه چین نمی‌توانند ایران را از این کار بازدارند.

    عامل تاثیرگذار گروه‌های محور مقاومت در منطقه

    اگر خصومت‌های ایران و آمریکا دوباره شعله‌ور شود، کشتیرانی در دریای سرخ دوباره مورد حمله از سوی انصارالله یمن قرار خواهد گرفت. دکتر “سلامه” پا را فراتر می‌گذارد و خاطرنشان می‌سازد که اگر درگیری از سر گرفته شود، ایران و یمن می‌توانند هر دو تنگه هرمز و باب المندب را مسدود کنند. او می‌گوید:”در آن صورت رشد اقتصادی جهانی به راحتی می‌تواند دو تا سه درصد کاهش یابد”.

    او تخمین می‌زند که بسته شدن دو ماهه تنگه هرمز می‌تواند سالانه حدود ۵ تریلیون دلار برای اقتصاد جهانی هزینه داشته باشد. هم چنین، بسته شدن هرمز بازار‌های گاز را خفه خواهد کرد. حدود یک پنجم گاز طبیعی مایع جهان عمدتا از قطر از طریق آن آبراهه باریک عبور می‌کند. علیرغم آن که دکتر “ویدرشوون” ادعا می‌کند که این امر باعث رکود جهانی نخواهد شد، اما اذعان می‌کند که بازار‌های انرژی اروپا با کمبود شدید و تورم فزاینده مواجه خواهند شد.

    دکتر “سلامه” هشدار می‌دهد که در آن صورت اتحادیه اروپا بیش‌ترین آسیب را خواهد دید. او در این باره می‌گوید:”کشور‌های اروپایی بیش‌تر به گاز طبیعی مایع ایالات متحده وابسته خواهد شد، که دو تا چهار برابر بیش‌تر از واردات گاز از روسیه هزینه برایشان به همراه خواهد داشت. این امر اقتصاد ضعیف فعلی اروپا را بیش‌تر تضعیف خواهد کرد”.

    در حال حاضر، از وقوع سناریو‌های سیاه جلوگیری بعمل آمده است و تاثیر تنش اخیر میان ایران با اسرائیل و آمریکا بر بازار‌های انرژی به طرز شگفت‌آوری محدود بوده است. با این وجود، با توجه به این که هیچ صلح پایداری در چشم‌انداز نیست و با توجه به تشدید تنش‌های منطقه‌ای که تنها ظرف چند روز آشکار شده است، شوک‌های آینده ممکن است سریع‌تر و شدیدتر رخ دهند.

  • جهان در سایه ترس از بسته شدن تنگه هرمز

    جهان در سایه ترس از بسته شدن تنگه هرمز

    به گزارش اقتصادران، واسیلیس کیکیلیاس در گفت‌و‌گو با شبکه تلویزیونی اسکای خاطرنشان کرد که مسیر‌های دریایی جهانی اهمیت حیاتی دارند و بسته شدن این مسیر تبعات سنگینی برای اقتصاد جهانی خواهد داشت.

    وی افزود: اگر تنگه هرمز بسته شود، که بدترین حالت است، نه فقط بر حمل‌ونقل بلکه بر کل اقتصاد جهانی اثر خواهد گذاشت.

    کیکیلیاس توضیح داد که حدود ۹۰ درصد از تجارت جهانی به مسیر‌های دریایی بستگی دارد و تغییر مسیر کشتی‌ها در اطراف آفریقا برای عبور به اهداف اصلی در اروپا و آمریکا، زنجیره‌های تأمین جهانی را به شدت مختل خواهد کرد.

    وی همچنین شرایط فعلی سیاسی و امنیتی منطقه را «بسیار ناپایدار» توصیف کرد و اعلام کرد که در چند روز اخیر قیمت نفت بین ۷ تا ۱۰ درصد افزایش یافته که ناشی از جنگ میان ایران و اسرائیل است.

    بر اساس این گزارش، درگیری‌ها جمعه گذشته زمانی آغاز شد که اسرائیل حملات هوایی علیه چندین سایت در سراسر ایران، از جمله تأسیسات نظامی و هسته‌ای، انجام داد که تهران را وادار به پاسخ متقابل کرد.

    بر اساس این گزارش، تقریباً ۱۸ تا ۱۹ میلیون بشکه نفت هر روز از تنگه هرمز عبور می‌کند که معادل حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت شامل نفت خام، میعانات و سوخت می‌شود.

    نزدیک بودن این تنگه به ایران به این معناست که در صورت تصمیم این کشور به مسدود کردن آن، می‌تواند تأثیر زیادی بر عرضه جهانی نفت داشته باشد.

  • سلام نفت ۴۰۰ دلاری به جهان!

    سلام نفت ۴۰۰ دلاری به جهان!

    به گزارش اقتصادران، در پی تهدید اخیر مقام ارشد ایرانی مبنی بر بستن تنگه هرمز در صورت مداخله مستقیم آمریکا در جنگ با اسرائیل، می‌توان در انتظار پیامد‌های احتمالی این اقدام بر بازار نفت، بیمه نفتکش‌ها، قیمت بنزین در آمریکا و اروپا، و همچنین تورم جهانی باشیم.

    طبق آخرین اخبار، روزنامه نیویورک تایمز به نقل از مقامات نظامی ایالات متحده آمریکا مدعی شده است که ایران تجهیزات دریایی و سایر امکانات خود را برای بستن تنگه هرمز آماده کرده است!

    به نفت ۴۰۰ دلاری سلام کنید!

    تنگه هرمز با عبور روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و محصولات پالایش‌شده در روز (منهای کشتی‌های تجاری)، معادل ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت، یکی از مهم‌ترین مسیر‌های انتقال انرژی در جهان است. در صورت بسته شدن این تنگه، بازار جهانی با شوک عرضه مواجه می‌شود که می‌تواند منجر به افزایش شدید قیمت نفت شود.

    تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که قیمت نفت به بیش از ۱۵۰ تا ۴۰۰ دلار در هر بشکه برسد.

    در صورت بروز درگیری یا تهدید به بستن تنگه هرمز، بیمه‌گران هزینه بیمه نفتکش‌ها را به شدت افزایش می دهند. بر اساس گزارش‌ها، هزینه بیمه جنگی برای نفتکش‌ها در منطقه خلیج فارس تا ۲۰ برابر افزایش یافته است. این افزایش هزینه‌ها می‌تواند منجر به کاهش فعالیت‌های حمل‌ونقل دریایی و افزایش هزینه‌های عملیاتی شود.

    آتش آشوب در دامن آمریکا

    افزایش قیمت نفت به طور مستقیم بر قیمت بنزین در کشور‌های واردکننده نفت تأثیر می‌گذارد. در آمریکا، پیش‌بینی می‌شود که قیمت بنزین به بیش از ۶ دلار در هر گالن برسد. با توجه به گستردگی طولی جغرافیایی آمریکا، حمل و نقل جاده‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد و شهروندان تکیه‌ای ویژه به خودرو‌های شخصی برای تردد دارند. از سویی دیگر با توجه به اعتراضات در ایالات تگزاس آمریکا، چنین افزایش قیمت بنزینی در آمریکا می‌تواند در حکم یک بمب داخلی عمل کرده و دولت ترامپ را با چالش جدی رو به رو کند.

    این تنها مربوط به نرخ بنزین مربوط می‌شود؛ در حالیکه افزایش قیمت نفت به طور مستقیم قیمت سایر فرآورده‌های نفتی مانند سوخت جت و هواپیما (افزایش هزینه حمل و نقل و هوایی) و همچنین محصولات پتروشیمی (صنایع پلاستیک، پزشکی و …) را متاثر می‌کند.

    سایه ترس بر قاره سبز

    به گفته متخصصان در اروپا نیز وضع بهتر از آمریکا نیست و حتی می‌توان گفت بدتر است چرا که آمریکا خود بخشی از نیاز خود را از منابع داخلی نفت خود تامین می‌کند، مقوله‌ای که اروپا فاقد آن است. بنابراین می‌توان گفت از این جهت، اروپایی‌ها اقتصاد شکننده تری در مقابل منابع انرژی دارند.

    پیش بینی تحلیلگران نشان می دهد کشور‌های واردکننده نفت با افزایش قیمت بنزین و دیزل مواجه می شوند و بنزین به بیش از ۲.۵ یورو در لیتر می‌رسد که می‌تواند فشار تورمی را افزایش دهد.

    دنباله دومینوی خاورمیانه در اقتصاد 

    افزایش قیمت نفت به عنوان یک عامل کلیدی در هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل، می‌تواند منجر به افزایش تورم در سطح جهانی شود. بر اساس تحلیل‌ها، افزایش قیمت نفت می‌تواند تورم را تا ۲ درصد در کشور‌های توسعه‌یافته افزایش دهد و در کشور‌های در حال توسعه این اثرات شدیدتر پیش بینی می‌شود.

    به این ترتیب در صورت اجرایی شدن تهدید ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز، پیامد‌های اقتصادی آن می‌تواند به شدت بر بازار نفت، بیمه نفتکش‌ها، قیمت انرژی و تورم جهانی تأثیر بگذارد.

    هرمز، تنگه ای بدون جایگزین

    تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین شاه‌راه‌های انرژی در جهان است. بخش بزرگی از صادرات گاز مایع کشور‌های خلیج فارس نیز از این مسیر انجام می‌شود. به جرات می‌توان گفت در این میان کشور‌های واردکننده مانند چین، هند، ژاپن و کشور‌های اروپایی بیشترین آسیب را می‌بینند.

    در صورتی که ایران محدودیت تردد برای نفتکش‌ها یا کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز ایجاد کند، بیمه‌گران بین‌المللی هزینه بیمه کشتی‌ها را برای عبور از منطقه خلیج فارس به شدت افزایش خواهند داد. این افزایش می‌تواند به ده‌ها هزار دلار برای هر سفر برسد.

    در این میان بسیاری از شرکت‌های حمل‌ونقل ممکن است تصمیم بگیرند مسیر‌های جایگزین را (مثل خط لوله‌ها یا صادرات از بنادر دریای سرخ) انتخاب کنند، که برای کوتاه مدت امکان پذیر نیست.

    جهان، در شوک تصمیم ایران

    در این میان بانک‌های مرکزی ممکن است برای مقابله با تورم، نرخ بهره را افزایش دهند که رشد اقتصادی را کندتر می‌کند.

    تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، اگر اجرایی شود، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های اقتصادی دهه اخیر را رقم بزند. بازار انرژی، امنیت دریایی و اقتصاد جهانی همگی در معرض یک بحران بی‌سابقه خواهند بود. واکنش ایالات متحده، شورای امنیت سازمان ملل، و اوپک می‌تواند در مهار این بحران تعیین‌کننده باشد.

  • جهان در آستانه شوک نفتی /  نفت ۱۵۰ دلاری در راه است؟

    جهان در آستانه شوک نفتی / نفت ۱۵۰ دلاری در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی که خاورمیانه بار دیگر به کانون تنش‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شده، بازار جهانی نفت به‌عنوان یکی از حساس‌ترین شاخص‌های اقتصادی، واکنش‌های شدیدی به درگیری‌های اخیر ایران و اسرائیل نشان داده است.

    از بامداد جمعه ۲۳ خرداد زمانی که اسرائیل حملات هوایی گسترده‌ای را علیه تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران آغاز کرد، قیمت نفت خام برنت دریای شمال با رشدی ۹٫۰۷ درصدی به ۷۷ دلار در هر بشکه رسید و در مقاطعی کوتاه حتی به ۷۸٫۵۰ دلار، صعود کرد.

    این افزایش به دلیل نگرانی از تشدید تنش‌های ایران و اسرائیل و اظهارات ترامپ بود. اگرچه قیمت‌ها در روز سه‌شنبه نسبت به دو روز قبل کمی کاهش یافت، اما در ادامه با افزایش تنش‌های میان ایران و اسرائیل دوباره قیمت نفت افزایشی شد.

    این جهش قیمت‌ها، زنگ خطری برای اقتصاد جهانی است که پیش از این از تبعات جنگ اوکراین و نوسانات عرضه انرژی رنج می‌برد. بازار‌های مالی و تحلیل‌گران انرژی اکنون با دو پرسش کلیدی مواجهند: آیا این تنش‌ها به اختلال در عرضه نفت منجر خواهد شد؟ و در صورت تشدید درگیری‌ها، چه سناریو‌هایی برای قیمت‌ها و اقتصاد جهانی قابل تصور است؟

    تولید و صادرات نفت ایران، زیر تیغ تحریم و تنش

    ایران، به‌عنوان سومین تولیدکننده بزرگ اوپک، روزانه حدود ۳٫۳ میلیون بشکه نفت خام تولید می‌کند که بیش از ۲ میلیون بشکه آن صادر می‌شود، آن هم عمدتاً به چین. با وجود تحریم‌های سنگین و ظالمانه ایالات متحده، ایران توانسته با استفاده از شبکه‌های غیررسمی و تخفیف‌های قیمتی، سهم خود را در بازار حفظ کند.

    اما حملات اخیر اسرائیل به زیرساخت‌های نظامی و همچنین هدف‌گیری محدود به پالایشگاه‌ها و تأسیسات گازی، نگرانی‌هایی درباره کاهش تولید یا صادرات کشور ایجاد کرده است. اگر چه تاکنون، گزارش‌های رسمی از آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) و اوپک نشان می‌دهد که تولید نفت ایران به‌طور مستقیم تحت تأثیر حملات قرار نگرفته است.

    تحلیل‌گران بازار انرژی جهانی معتقدند: «افزایش ۱۰ دلاری قیمت نفت در سه روز اخیر هنوز نشانه‌ای از کاهش تولید ایران ندارد.» با این حال، تهدید ایران به بستن تنگه هرمز یا هدف قرار دادن نفتکش‌ها در خلیج فارس، ریسک‌های جدیدی را به بازار تزریق کرده است. اظهاراتی که به‌سرعت قیمت نفت را به ۷۷ دلار در هر بشکه رساند.

    از سوی دیگر، تحلیل‌گران معتقدند که حتی کاهش جزئی صادرات ایران، مثلاً ۶۰۰ هزار بشکه در روز، می‌تواند قیمت‌ها را بین ۵ تا ۱۰ دلار افزایش دهد. روز‌های گذشته منابع خارجی (شبکه سی‌ان‌ان) تحلیل کرده بود: «اگر ایران به‌طور کامل از بازار حذف شود، قیمت هر بشکه ممکن است ۷٫۵ دلار افزایش یابد، اما بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند قیمت‌ها را به ۱۰۰ دلار یا بیشتر برساند.»

    این موضوع به‌ویژه برای کشور‌هایی که اقتصادشان وابسته به نفت وارداتی است، مانند هند و ژاپن، تهدیدآمیز خواهد بود.

    تنگه هرمز؛ شاهراه انرژی در معرض تهدید

    تنگه هرمز گذرگاهی استراتژیک بین ایران و عمان است که روزانه میزبان انتقال حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و میعانات گازی است که شامل ۱۵ درصد نفت خام و ۲۰ درصد محصولات پالایش‌شده جهان است. بسته شدن این تنگه، حتی برای چند روز، می‌تواند شوک بی‌سابقه‌ای به بازار‌های جهانی وارد کند.

    در همین راستا فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق، در گفت‌و‌گو با همتای آلمانی خود هشدار داد که قیمت‌ها ممکن است تا ۳۰۰ دلار صعود کند. البته ایران در گذشته، تهدید به بستن تنگه هرمز کرده بود، اما اکنون شرایط متفاوت است و در صورتی که موجودیت ایران تهدید شود، استفاده از این گزینه می‌تواند به صورت عملی در دستور کار قرار گیرد.

    با این حال گفته می‌شود که در صورت اختلال در عرضه، دونالد ترامپ ممکن است از اوپک بخواهد از ظرفیت مازاد تولید خود، که حدود ۵٫۸۶ میلیون بشکه در روز است، برای جبران کمبود استفاده کند اما تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که این ظرفیت ممکن است برای جبران کامل اختلال کافی نباشد، به‌ویژه اگر درگیری و جنگ به دیگر تولیدکنندگان منطقه مانند عراق یا عربستان گسترش یابد.

    واکنش اوپک و چشم‌انداز اقتصاد جهانی

    اوپک و متحدانش، به‌ویژه عربستان سعودی و روسیه، نقش کلیدی در مدیریت عرضه جهانی نفت دارند. تصمیم اخیر اوپک برای افزایش جزئی تولید در واکنش به ضعف تقاضای جهانی، تا حدی از شدت جهش قیمت‌ها کاسته است.

    با این حال، رویترز در گزارشی پیش بینی کرده است که تشدید درگیری‌ها نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه خاورمیانه را افزایش داده و قیمت‌ها را بالا برده است.

    افزایش ۵ درصدی قیمت نفت می‌تواند تورم کشور‌های صنعتی را ۰٫۱ درصد بالا ببرد،  همچنین در صورت جنگ تمام‌عیار، رشد جهانی اقتصادی ۰٫۳ درصد کاهش خواهد یافت. این در حالی است که بانک جهانی رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۵ را تنها ۲٫۳ درصد پیش‌بینی کرده است.

    بحران کنونی ایران و اسرائیل، بازار جهانی نفت را در موقعیتی شکننده قرار داده است. اگرچه تولید نفت ایران تاکنون حفظ شده، تهدید بسته شدن تنگه هرمز و احتمال گسترش درگیری به دیگر تولیدکنندگان، ریسک‌های بزرگی را پیش روی اقتصاد جهانی قرار داده است.

    اوپک ممکن است بتواند بخشی از کمبود عرضه را جبران کند، اما در پیش بینی بدبینانه، قیمت‌های ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلاری نفت دور از انتظار نیست.

  • خاورمیانه در آستانه بحران نفتی / قیمت نفت از ۱۰۰ دلار عبور می‌کند؟

    خاورمیانه در آستانه بحران نفتی / قیمت نفت از ۱۰۰ دلار عبور می‌کند؟

    به گزارش اقتصادران، افزایش تنش‌ها میان ایران و اسرائیل طی روزهای گذشته، تنگه استراتژیک هرمز را به صدر نگرانی‌های بازار انرژی جهان بازگردانده است. قیمت نفت که طی هفته‌های اخیر تحت ‌تاثیر انتظارات تورمی و آمارهای اقتصادی چین روندی نوسانی داشت، در واکنش به تحولات خاورمیانه، با جهشی قابل توجه مواجه شد. نفت برنت به آستانه ۸۰‌دلار و نفت خام آمریکا (WTI) به بیش از ۷۷دلار در هر بشکه رسید؛ افزایشی که از زمان حمله روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲ بی‌سابقه بوده است.
    در پی حملات موشکی متقابل میان ایران و اسرائیل، یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان یعنی تنگه هرمز بار دیگر در کانون بحران جهانی قرار گرفته است؛ تنشی که ممکن است به ‌سرعت فراتر از مرزهای منطقه‌ای برود و عرضه جهانی نفت را به‌ طرز خطرناکی تهدید کند.
    فایننشال‌تایمز هشدار داده در صورت بسته ‌شدن تنگه هرمز (مسیر عبور ۲۰‌میلیون بشکه نفت در روز)، قیمت نفت ممکن است به ۱۵۰‌دلار برسد.
    گرانی نفت می‌تواند قیمت بنزین در آمریکا را به بالای ۵دلار برساند و بازار سهام نیز به ‌دلیل شوک انرژی، احتمالا با ریزش ۵ تا ۸درصدی روبه‌رو می‌شود.
    بانک‌های مطرحی مثل گلدمن ساکس و سیتی بانک هم ضمن تاکید بر اینکه فعلا اختلال گسترده‌ای در عرضه نفت رخ نداده، بیان کرده‌اند در صورت بستن تنگه هرمز، قیمت نفت ممکن است شدیدا افزایش یافته و حتی یک شوک بحرانی ایجاد شود.
    همزمان آژانس‌های دریایی بین‌المللی نیز اعلام کرده‌اند که کشتی‌ها با احتیاط حرکت می‌کنند و برخی مسیرهای جایگزین مانند عبور از دریای سرخ در حال بررسی هستند اما این مسیرها دارای ظرفیت محدود و آسیب‌پذیری بالا هستند.
    تحلیلگران می‌گویند اگر این تنش‌ها به بروز درگیری نظامی مستقیم یا بسته شدن تنگه هرمز منجر شود، بازار جهانی نفت با یکی از جدی‌ترین بحران‌های دهه اخیر مواجه خواهد شد. بیش از ۲۰درصد نفت جهان از این تنگه باریک عبور می‌کند. اختلال در آن به ‌طور بالقوه می‌تواند عرضه جهانی را با کمبود مواجه کند و قیمت‌ها را حتی تا مرز ۱۲۰ تا ۱۳۰دلار برساند.
    در عمل تا این لحظه هیچ‌یک از طرفین، نه ایران و نه اسرائیل، تمایلی علنی به تشدید مستقیم نظامی از خود نشان نداده‌اند. با این حال، فضای منطقه‌ای به شدت ملتهب است و سرمایه‌گذاران بیم آن دارند که «حادثه‌ای ناخواسته» جرقه یک بحران بزرگ را بزند. بیمه‌گران بین‌المللی، هزینه بیمه نفتکش‌ها در منطقه خلیج فارس و دریای عمان را افزایش داده‌اند و برخی شرکت‌های بزرگ، ازجمله فرانت‌لاین(Frontline) ، یکی از بزرگ‌ترین مالکان ناوگان نفتکش جهان اعلام کرده‌اند که فعلا از عقد قرارداد جدید برای عبور از تنگه هرمز خودداری می‌کنند.
    در این میان، واکنش کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز قابل توجه است. این کشورها ضمن ابراز نگرانی از درگیری احتمالی، در تلاش هستند تا از مسیرهای جایگزین برای صادرات خود استفاده کنند. عربستان پروژه انتقال نفت از طریق بندر ینبع را تسریع کرده و امارات نیز ظرفیت پایانه فجیره را در دریای عمان افزایش داده است تا ریسک‌ عبور از هرمز را کاهش دهد.

    آیا قیمت نفت از ۱۰۰ دلار عبور می‌کند؟

    سید‌مهدی حسینی، معاون اسبق امور بین‌الملل وزیر نفت درباره تاثیر حملات اسرائیل بر بازار جهانی نفت بیان کرد: همیشه گفته‌ام بازار نفت تابع چند عامل اساسی است؛ عوامل طبیعی و ساختاری موثر بر بازار نفت شامل رشد اقتصادی جهانی، افزایش جمعیت و بهبود استاندارد زندگی در کشورهای مختلف از آن جمله است. این‌ عوامل باعث افزایش مستمر تقاضا برای حامل‌های انرژی، خصوصا نفت و گاز می‌شود.
    وی افزود: در شرایط عادی، بین رشد اقتصادی و تقاضای انرژی، به ‌ویژه نفت، یک رابطه نسبتا مشخص و نزدیک به یک‌به‌دو وجود دارد، یعنی هر واحد رشد اقتصادی، تقریبا دو واحد افزایش در مصرف انرژی را در پی دارد. البته انرژی‌های جایگزین مثل انرژی‌های نو هم کم‌کم سهم بیشتری پیدا می‌کنند و زغال‌سنگ رو به کاهش است اما هنوز نفت و گاز در راس قرار دارند.
    به گفته وی، زمانی که بازار واکنشی سریع و شدید از خود نشان می‌دهد، معمولا به خاطر حوادث ناگهانی یا تنش‌های ژئوپلیتیکی، به ‌ویژه در مناطق نفتخیز مانند خاورمیانه است. ایران هم به‌ عنوان یکی از بازیگران اصلی این بازار، طبیعی است که در صورت بروز تنش، روی قیمت‌ها اثرگذار باشد.
    حسینی با بیان اینکه به ‌وضوح دیدیم که به محض شروع درگیری‌ها، قیمت نفت از حدود ۷۰دلار شروع به افزایش کرد، عنوان کرد: اگر شرایط فعلی ادامه یابد یا بدتر شود و بازار حس کند که آرامش در کوتاه‌مدت بازنخواهد گشت، احتمال عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰‌دلار کاملا وجود دارد.
    او درخصوص بستن تنگه ترمز بیان کرد: حالا اگر به این معادله، بحث بستن تنگه هرمز را هم اضافه کنیم، ماجرا جدی‌تر می‌شود چراکه حدود ۲۰ تا ۲۵‌درصد از صادرات نفت جهان از طریق این تنگه عبور می‌کند. هرگونه اختلال یا ناامنی در این مسیر، بازار را با شوک بزرگی مواجه می‌کند.
    حسینی اضافه کرد: ممکن است بگوییم تنگه را می‌بندیم، دیگران بگویند بازش می‌کنیم اما در نهایت، این یعنی ورود به فضای پرتنش نظامی که نتیجه‌اش ایجاد ریسک بزرگ برای کشتیرانی و عبور نفتکش‌ها خواهد بود. همین حالا هم، بر اساس اخبار منتشرشده، یکی از بزرگ‌ترین مالکان ناوگان نفتکش، بیمه‌نامه‌های خود را برای منطقه خلیج‌فارس و دریای عمان به حالت تعلیق درآورده، چون ورود به این منطقه دیگر ایمن تلقی نمی‌شود حتی بدون درگیری مستقیم نظامی.
    وی تاکید کرد: این اتفاقات به تنهایی کافی هستند که بازار جهانی نفت دچار التهاب شود. با توجه به سهم بالای صادرات نفت از تنگه هرمز، اختلال در این مسیر تاثیر گسترده‌ای بر عرضه جهانی خواهد داشت.
    این مقام سابق وزارت نفت تصریح کرد: روزهای خوبی برای بازار انرژی از نظر ثبات قیمتی نمی‌بینم. این شرایط، به‌ویژه برای مصرف‌کنندگان انرژی، نگران‌کننده است.

    تنگه‌ای که بر قیمت نفت تاثیر مستقیم دارد

    محسن قمصری، کارشناس ارشد انرژی هم در این رابطه گفت: در صورتی که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند عبور نفت خام بسیاری از کشور‌هایی که در قسمت‌های شمالی خلیج‌فارس هستند متاثر می‌شوند و بر قیمت نفت تاثیرگذار خواهد بود.
    قمصری در رابطه با اینکه آیا قیمت نفت متاثر از حمله رژیم صهیونیستی به ایران خواهد شد، گفت: در شرایط موجود اگر تصمیم‌گیران بازار نفت نخواهند از این وضعیت سوءاستفاده کنند به نظر نمی‌رسد تاثیری بر قیمت جهانی نفت داشته باشد.
    وی ادامه داد: این وضعیت نمی‌تواند بر قیمت نفت تاثیرگذار باشد زیرا چند سالی است که در شرایط تحریم‌ها ایران بازیگر بزرگی در بازار نفت نیست و این شرایط نمی‌تواند بر قیمت جهانی نفت تاثیرگذار باشد.
    این کارشناس ارشد انرژی در پاسخ به این سوال که در صورتی که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند در این شرایط باز هم قیمت جهانی نفت را متاثر نخواهد کرد، خاطر‌نشان کرد: در صورتی که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند شرایط متفاوتی پیش‌رو خواهیم داشت زیرا عبور نفت خام بسیاری از کشورهایی که در قسمت‌های شمالی خلیج‌فارس هستند می‌تواند متاثر شود و بر قیمت نفت تاثیرگذار خواهد بود.
    وی اضافه کرد: امکان پیش‌بینی دقیقی از افزایش قیمت نفت در شرایطی که تنگه هرمز بسته شود وجود ندارد و می‌توان گفت در صورت بسته شدن تنگه هرمز عبور جریان بازار نفت خام به سمت بازارهای مصرف اثرگذار است که این امر بر افزایش قیمت جهانی نفت اثرگذار خواهد بود که این میزان از تاثیرگذاری بستگی به عوامل متعددی دارد.
    مدیر اسبق امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران تصریح کرد: باید در نظر داشت که کشورهای مصرف‌کننده برای این شرایط مخازن اضطراری در نظر گرفته‌اند و بستگی دارد تنگه هرمز برای چه مدت بسته شود که در تعیین قیمت موثر است.

  • طلای سیاه در تلاطم جنگ ایران و اسرائیل / پیش بینی خطرناک یک تحلیلگر از قیمت نفت

    طلای سیاه در تلاطم جنگ ایران و اسرائیل / پیش بینی خطرناک یک تحلیلگر از قیمت نفت

    به گزارش  اقتصادران، تجاوز نظامی اسرائیل به خاک ایران و پاسخ متقابل نیروهای مسلح ایران با عملیات وعده صادق ۳، بازارهای انرژی را به لرزه درآورد. در نتیجه این تحولات، بهای نفت در معاملات روز جمعه به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت.

    بر اساس آخرین داده‌های معاملاتی، نفت برنت با افزایش بیش از ۷ درصدی به حدود ۷۴.۲۳ دلار در هر بشکه رسید. نفت خام وست‌تگزاس اینترمدیت (WTI) نیز با رشد ۷.۶۲ درصدی، به قیمت ۷۲.۹۸ دلار در هر بشکه معامله شد. در جریان معاملات روز جمعه، شاخص نفت آمریکا حتی از مرز ۷۷ دلار نیز عبور کرد و به ۷۷.۶۲ دلار رسید؛ رقمی که بالاترین سطح از ژانویه گذشته محسوب می‌شود.

    طبق ارزیابی شبکه سی‌ان‌ان، این بزرگ‌ترین رشد هفتگی قیمت نفت از اکتبر ۲۰۲۲ تاکنون بوده و مشابه جهش قیمتی در آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ است.

    به گزارش خبرگزاری رویترز نفت برنت پس از حمله اسرائیل به ایران تا مرز ۷۸ دلار و ۵۰ سنت پیشروی کرد که بیشترین قیمت ثبت‌شده از ژانویه امسال است.

    در کنار داده‌های بازار، هشدارهای دیپلماتیک نیز به شدت گرفتن نگرانی‌ها دامن زده است.در همین رابطه فؤاد حسین، معاون نخست‌وزیر و وزیر خارجه عراق، در گفت‌وگوی تلفنی با وزیر خارجه آلمان و همچنین در مصاحبه‌ای با خبرگزاری تاس هشدار داد که ادامه درگیری‌های نظامی در منطقه می‌تواند منجر به جهش بهای نفت تا ۳۰۰ دلار در هر بشکه شود.

    او تأکید کرده که در صورت بسته شدن تنگه استراتژیک هرمز، بیش از پنج میلیون بشکه نفت در روز از بازار جهانی حذف خواهد شد.

    حسین خاطرنشان کرده که این اتفاق نه‌تنها روند صادرات نفت کشورهای حوزه خلیج‌فارس از جمله عراق را با اختلال مواجه می‌کند، بلکه باعث ایجاد شوک‌های شدید اقتصادی در سراسر جهان خواهد شد.

    وی افزود: «ادامه درگیری و بسته شدن تنگه هرمز، می‌تواند صادرات نفت را مختل کرده و باعث جهش تورم در اروپا شود. در این صورت، بهای هر بشکه نفت به ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار نیز خواهد رسید.»

    از منظر تحلیل‌گران، چنین جهشی در قیمت نفت نه‌تنها هزینه واردات انرژی برای کشورهای مصرف‌کننده را بالا می‌برد، بلکه سیاست‌های پولی و مالی بسیاری از دولت‌ها را دچار چالش می‌کند. افزایش هزینه‌های تولید، بالا رفتن قیمت کالاها، کاهش قدرت خرید و افزایش نارضایتی عمومی از جمله تبعات این سناریو خواهد بود.

    در این میان، بازار نفت بیش از هر زمان دیگری به تحولات خاورمیانه حساس شده است. معامله‌گران در حالت آماده‌باش قرار دارند و هر گونه اخباری درباره تحرکات نظامی یا دیپلماتیک می‌تواند نوسانات شدید قیمتی را به دنبال داشته باشد.

    بلومبرگ در گزارشی تحلیلی نوشت که در صورت عدم کنترل بحران، ممکن است قیمت نفت در کوتاه‌مدت از ۸۰ دلار عبور کرده و به سرعت به سطوح بالاتر نزدیک شود. به اعتقاد این رسانه، مهم‌ترین عاملی که فعلاً مانع از جهش ناگهانی‌تر قیمت‌ها شده، امید به خویشتنداری طرفین و تلاش‌های دیپلماتیک پشت پرده است.

    در حال حاضر برخی کشورهای اروپایی، آمریکا، چین و روسیه در تلاش‌اند با افزایش فشار دیپلماتیک، از گسترش بیشتر بحران جلوگیری کنند. با این حال، از نگاه تحلیل‌گران، حتی در صورت تداوم حملات محدود نیز برای بی‌ثبات‌سازی بازار انرژی کافی است.

    در کنار این تحولات، نگرانی‌هایی درباره افزایش تقاضا در فصل تابستان و کاهش ذخایر نفت تجاری ایالات متحده نیز به رشد قیمت‌ها دامن زده است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده که ذخایر نفت این کشور در هفته گذشته کاهش چشم‌گیری داشته که نشان‌دهنده توازن شکننده عرضه و تقاضاست.

    تحلیل‌گران فایننشال‌تایمز و اکونومیست بر این باورند که هرگونه اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، می‌تواند به سرعت به سایر بازارهای کالایی سرایت کرده و باعث رشد قیمت گاز طبیعی، فرآورده‌های پالایشی و حتی مواد غذایی شود.

    در چنین شرایطی، برخی تحلیل‌گران مستقل بازار انرژی توصیه می‌کنند که واردکنندگان نفت برای سناریوهای بدبینانه آماده شوند و منابع جایگزین برای واردات انرژی تعریف کنند. کشورهای واردکننده آسیایی از جمله هند، ژاپن و کره جنوبی بیش از دیگران نسبت به تحولات منطقه آسیب‌پذیر هستند.

    در همین حال، به نظر می رسد بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت نظیر عربستان، عراق و امارات، در تلاش‌اند تا از افزایش قیمت نفت برای تقویت درآمدهای ارزی خود بهره ببرند. اما هم‌زمان، این کشورها نگران‌اند که تشدید بحران به کاهش تقاضای جهانی منجر شده و منافع آن‌ها را در بلندمدت تهدید کند.

    در این میان، اوپک و متحدانش (اوپک‌پلاس) نیز در حال رصد تحولات هستند. اگرچه تاکنون واکنشی رسمی از سوی این نهاد صادر نشده، اما برخی منابع از احتمال نشست اضطراری در صورت تشدید بحران خبر می‌دهند. اوپک همواره تلاش کرده توازن بازار را حفظ کند، اما در برابر تحولات سیاسی شدید، ابزارهای آن نیز محدود می‌شود.

    در ایران نیز مقامات رسمی از «آمادگی کامل برای دفاع و پاسخ» سخن گفته‌اند. سخنگوی دولت در نشست خبری اخیر اعلام کرد که ایران به دنبال جنگ نیست، اما در برابر تجاوزات، پاسخ کوبنده خواهد داد. این موضع‌گیری باعث شده بازارها در تردید میان صلح و درگیری باقی بمانند.

    در مجموع، آینده بازار نفت در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگر تنش‌ها کاهش یابد، ممکن است قیمت نفت به محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار بازگردد. اما در سناریوی تشدید بحران، احتمال رسیدن بهای نفت به سطح ۱۰۰ دلار یا حتی بیشتر وجود دارد. سخنان فؤاد حسین درباره نفت ۳۰۰ دلاری، هشداری جدی است که حتی اگر بعید به نظر برسد، نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
    بازار جهانی اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات، دیپلماسی و خویشتنداری است اما سیاست های شد انسانی نتانیاهو و رژیم صهیونیستی تهدیدی جدی برای جهان تلقی می‌شود.تجربه نشان داده که درگیری در خاورمیانه، همواره تبعات اقتصادی و سیاسی فرامنطقه‌ای به همراه داشته است. در این میان، نفت تنها یکی از قربانیان بحران است؛ قربانی‌ای که می‌تواند اقتصاد جهانی را نیز با خود به پایین بکشد.

  • شریعتمداری بی خیال ِ بستن تنگه هرمز نمی شود!

    شریعتمداری بی خیال ِ بستن تنگه هرمز نمی شود!

    به گزارش اقتصادران، حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، در یادداشتی با عنوان «کاش حاج قاسم بود، اگرچه هست و می‌بیند» به بررسی اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، درباره تحریم آمریکا از سوی ایران، روسیه و چین پرداخته است.

    این روزنامه اصولگرا در ادامه به استقبال رهبری و سردار سلیمانی از این سخن حسن روحانی که در تیرماه ۱۳۹۷ گفته بود «کسی که اندکی سیاست بفهمد، نمی‌گوید جلوی صادرات نفت ایران را می‌گیریم. تنگه‌های زیادی داریم؛ تنگه هرمز فقط یکی از آنهاست» اشاره کرده و نوشته:

    «اظهارات آقای پزشکیان در نشست با فعالان اقتصادی روسیه «سمت سو» و «رنگ و بوی» همان اظهار نظر آقای روحانی را دارد که هرچند پیگیری ماجرا در بینش و منش آقای روحانی جایی نداشت (!) ولی استقبال حضرت آقا و شهید سلیمانی حاکی از آن بوده و هست که عملی کردن این دیدگاه نه فقط بلامانع، بلکه ضروری است و می‌تواند به عنوان یک اهرم قدرتمند و مؤثر در مقابل تحریم‌ها، تهدید‌ها و باج‌خواهی‌های آمریکا و اروپا به کار گرفته شود. استفاده از این اهرم حق قانونی ایران اسلامی است.

    توضیح آن که مواد ۱۴ تا ۲۳ از کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو و مواد ۱۷ تا ۳۷ از کنوانسیون ۱۹۸۲ جامائیکا به موضوع دریای ساحلی و حق عبور کشتی‌ها اختصاص دارد. ماده ۱۴ کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو، ضمن آن که عبور و مرور کشتی‌های تمامی کشور‌ها اعم از کشور‌های ساحلی یا غیر آن را در دریای ساحلی مجاز شمرده، تاکید صریح دارد که عبور و مرور شناور‌ها نباید برای کشور ساحلی (در اینجا، ایران اسلامی) ضرر و زیانی درپی داشته باشد و در بند ۴ از همان ماده آمده است «عبور و مرور تا جایی بی‌ضرر خواهد بود که به آرامش، نظم یا امنیت کشور ساحلی آسیب نرساند» و ماده ۱۶ کنوانسیون «تشخیص بی‌ضرر بودن و یا خسارت‌بار بودن عبور کشتی‌ها» را بر عهده کشور ساحلی آبراه گذاشته است.»