برچسب: بودجه

  • بودجه‌ روی کاغذ، واقعیت‌ها زیر میز!

    بودجه‌ روی کاغذ، واقعیت‌ها زیر میز!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی شریف (اقتصاددان) طی یادداشتی در روزنامه اعتماد مطرح کرد:

    بررسی ارقام و احکام بودجه نشان می‌دهد که فاصله میان آنچه نوشته شده و آنچه در عمل اتفاق افتاده است، همچنان عمیق و نگران‌کننده باقی مانده و وعده اصلاح ساختار، مهار هزینه‌ها و هدفمند کردن منابع در حالی تکرار شده است که فشار اصلی نه بر گلوگاه‌های اتلاف منابع، بلکه بر بخش‌های شفاف و مولد اقتصاد وارد شده است. به جای آنکه تمرکز بر حذف هزینه‌های ناکارآمد و مهار بنگاه‌هایی قرار بگیرد که سهم ناچیزی در پرداخت مالیات داشتند، بار دیگر ساده‌ترین مسیر انتخاب شده مسیری که نتیجه آن تضعیف تولید و تشدید بی‌عدالتی مالیاتی است.

     

    در این میان، شرکت‌هایی که تحت عنوان خصوصی یا به‌اصطلاح شبه‌دولتی فعالیت دارند، همچنان در حاشیه امن قرار گرفته‌اند. این بنگاه‌ها نه شفافیت لازم را ارایه دادند و نه متناسب با حجم فعالیت اقتصادی خود مالیات پرداخت کردند. بخش قابل‌توجهی از منابع کشور در همین ساختار خاکستری گردش پیدا کرده است، بی‌آنکه بازگشت موثری به بودجه عمومی داشته باشد. انتظار می‌رفت اصلاحات بودجه‌ای از همین نقطه آغاز شود، اما چنین اتفاقی رخ نداد. نقش دولت در این ناکامی انکارناپذیر است. در سال‌های اخیر، دولت‌ها بارها از عزم خود برای اصلاح نظام مالیاتی و مقابله با فرار مالیاتی سخن گفتند، اما در عمل، اقدام موثری مشاهده نشده است. با این حال، مسوولیت تنها متوجه دولت نمانده و مجلس نیز این فرصت را دراختیار داشت که با ورود جدی به این حوزه، یکی از ماندگارترین اقدامات نظارتی و تقنینی خود را رقم بزند.  برخورد با بنگاه‌های خاص، شفاف‌سازی مالیات شرکت‌های شبه‌دولتی و اصلاح مسیر تخصیص منابع می‌توانست نام مجلس را به عنوان نهادی اصلاح‌گر در حافظه اقتصادی کشور ثبت کند، اما نشانه‌ای از چنین جسارتی دیده نشد.

    در بخش بودجه عمرانی نیز، پیش‌بینی رشد ۱۵درصدی مطرح شده است؛ عددی که در نگاه اول امیدوارکننده به نظر می‌رسد، اما با رجوع به تجربه سال‌های گذشته، بیش از آنکه نویدبخش باشد، یادآور تکرار یک چرخه معیوب بود. پروژه‌های عمرانی در ایران سال‌ها به ابزاری برای جابه‌جایی منابع تبدیل شده‌اند. پروژه‌ها در قانون بودجه تعریف شدند اما اعتبارات آنها به‌ طور کامل تخصیص داده نشد و در پایان سال، منابع پرداخت ‌نشده به اشکال مختلف به هزینه‌های جاری منتقل شدند. نتیجه این روند، انبوه پروژه‌های نیمه ‌تمام و فرسوده‌ای بود که نه به بهره‌برداری رسیدند و نه نقش موثری در رشد اقتصادی ایفا کردند.

    پرسش اساسی این بود که چه میزان از پروژه‌های عمرانی تعریف ‌شده در سال‌های گذشته به سرانجام رسیدند. پاسخ این پرسش چندان امیدوارکننده نبود. حتی همین رشد ۱۵درصدی نیز در مقایسه با نیازهای زیرساختی کشور رقم ناچیزی محسوب شد و در عین حال، تحقق آن نیز با تردید جدی مواجه بود. تجربه نشان داد که بودجه عمرانی بیش از آنکه موتور محرک توسعه باشد، به حیاط خلوت جبران کسری‌های جاری تبدیل شد.

    در کنار این مسائل، انتشار اوراق مالی با رشد ۲۵درصدی و رسیدن به حدود ۹۴۰ میلیارد ریال مورد توجه قرار گرفته است. اوراق مالی در ذات خود ابزار انتقال تعهدات از یک دوره به دوره دیگر محسوب می‌شوند و بدون مقایسه دقیق با سال قبل، ارزیابی عددی کامل دشوار بود، اما روند کلی نشان داد که وابستگی بودجه به استقراض افزایش پیدا کرد.  این مسیر، اگرچه در کوتاه‌مدت بخشی از فشار مالی را کاهش داد، اما در بلندمدت به انباشت بدهی و محدود شدن قدرت مانور دولت‌های بعدی انجامید.

    کارکرد مثبت اوراق زمانی معنا پیدا کرد که منابع حاصل از آن به سمت فعالیت‌های مولد، پروژه‌های زیرساختی واقعی و تحریک اقتصاد حرکت کند. در شرایط رکودی، انتشار اوراق صرفا بدهی را به آینده منتقل کرد، بدون آنکه رشد پایداری ایجاد شود. این رویکرد، شاید در مقطع کوتاه‌مدت آرامش نسبی ایجاد کرد، اما هزینه‌های سنگینی را به آینده تحمیل کرد؛ هزینه‌هایی که در قالب افزایش بدهی دولت، فشار تورمی و کاهش توان سرمایه‌گذاری بروز پیدا کرد.

    رشد ۲۵درصدی اوراق مالی نسبت به سال قبل، نشانه‌ای از تشدید این وابستگی است. وقتی اقتصاد در رکود قرار دارد و اصلاحات ساختاری به تعویق می‌افتد افزایش انتشار اوراق مالی بیش از آنکه یک ابزار سیاستی هوشمندانه تلقی شود، به راهکاری موقتی برای پوشاندن شکاف‌های بودجه‌ای شباهت پیدا می‌کند، که این وضعیت، زنگ خطر را برای پایداری مالی کشور به صدا درآورده است. در مجموع، آنچه از بررسی بودجه برجا ماند، تصویر نگران‌کننده‌ای از تداوم سیاست‌های کم‌اثر و پرهزینه بود. تمرکز بر اعداد و درصدها جای توجه به کیفیت سیاست‌گذاری را گرفت. اصلاح ساختار هزینه‌ها به حاشیه رفت، بنگاه‌های ناکارآمد و معاف از مالیات دست‌نخورده باقی ماندند و پروژه‌های عمرانی همچنان در مسیر فرسایشی گذشته حرکت کردند. نتیجه این رویکرد، بودجه‌ای بود که روی کاغذ متوازن به نظر می‌رسد اما در عمل، نتوانست پاسخی به چالش‌های عمیق اقتصاد کشور بدهد. اگر قرار بود بودجه به ابزاری برای اصلاح تبدیل شود، مسیر آن از شفافیت، جسارت و اولویت‌بندی واقعی می‌گذشت؛ مسیری که نه دولت و نه مجلس اراده کافی برای پیمودن آن نشان ندادند. در چنین شرایطی، تحقق ارقام بودجه‌ای نیز نمی‌توانست به بهبود پایدار منجر شود و بار دیگر این واقعیت آشکار شد که بدون اصلاحات ساختاری، حتی دقیق‌ترین جداول بودجه نیز تنها اعدادی روی کاغذ باقی می‌مانند.

  • هیچ کدام از دولت‌های ما خواهان مبارزه با تورم نیستند / دولت برنامه‌ای برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد چه برسد به کاهش!

    هیچ کدام از دولت‌های ما خواهان مبارزه با تورم نیستند / دولت برنامه‌ای برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد چه برسد به کاهش!

    به گزارش اقتصادران، اظهارات اخیر رئیس سازمان برنامه و بودجه با واکنش‌های مختلف مواجه شده است. وی با بیان اینکه دولت باید بداند پول را به چه کسی می‌دهد و چه نفعی برای مردم دارد، گفت: «سعی کردیم واسطه‌ها را حذف کنیم و پول را به ذی نفع نهایی برسانیم. به طور میانگین نرخ تورم سال ۱۴۰۵، بیش از ۴۰ درصد خواهد بود و سال آینده ۱.۵ درصد رشد اقتصادی خواهیم داشت.» این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که نرخ تورم برای شرایط کنونی حدود ۲۰ درصد پیش‌بینی می‌شد؛ اما حال که رئیس سازمان برنامه و بودجه آن را برای سال آینده ۴۰ درصد عنوان می‌کند، مشخص نیست که این نرخ از چه اعداد و ارقامی سر درخواهد آورد.

    در این میان، در آذر ماه ۱۴۰۴ تورم نقطه به نقطه خانوار‌های کشور، ۵۲.۶ درصد اعلام شد؛ یعنی خانوار‌های کشور به طور میانگین، ۵۲.۶ درصد بیشتر از آذر ماه ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالا‌ها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌اند.

    بدون تردید در شرایطی که تورم عمومی اقتصاد ایران به بالای ۴۰ درصد رسیده است، تصمیم دولت برای افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارمندان در بودجه سال آینده، شکاف میان درآمد و هزینه خانوارها را بیشتر می‌کند. عقب‌ماندگی دستمزدها از تورم، معیشت حقوق‌بگیران را تضعیف می‌کند، کیفیت ارائه خدمات در بخش‌های حیاتی چون بهداشت، آموزش و امنیت را کاهش می‌دهد، امکان انجام اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران را غیرممکن می‌کند و با تخریب موازنه بودجه خانواده‌ها، رکود را عمیق‌تر و درآمدهای دولت را نیز در بلندمدت بیش از پیش کاهش می‌دهد.

    در همین زمینه، آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصادی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران  در پاسخ به این سوال که «آیا دولت توان مهار تورم را ندارد که اینگونه در حال افزایش است؟» گفت: داروی تورم در دنیا پیدا شده و وجود دارد؛ یعنی تورم راه حل دارد. هیچ تورمی بی‌دلیل نیست و هیچ تورمی هم ماندگار نیست. اصل آغازین برای کاهش تورم این است که دولت خود قصد کاهش تورم را داشته باشد.

    سیاست‌های بودجه ۱۴۰۵ تورم‌زاست

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران در مورد توان دولت برای مهار تورم، گفت: هیچ کدام از دولت‌های ما و ازجمله دولت آقای پزشکان با تورم مبارزه نکرده‌اند و اصلا خواهان این قضیه هم نیستند، زیرا اگر خواهان مهار تورم بودند، سیاست‌های اقتصادی آنها باید ضد تورمی می‌بود، اما این در حالی است که سیاست‌هایی که در بودجه اعمال شده، همه تورم‌زاست.

    بغزیان با برشمردن این سیاست‌ها، گفت: سیاست انقباضی، سیاست‌های مالیاتی، سیاست‌های ارزی و پولی، مالی، تجاری و عوارض در لایحه بودجه ۱۴۰۵ همه به طور کامل تورم‌زاست. پس چگونه می‌توان انتظار داشت که این تورم و بار تورمی به سطح قیمت کالا‌ها منتقل نشود؟

    دولت برنامه‌ای برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد چه برسد به کاهش!

    این کارشناس اقتصادی با هشدار نسبت به نرخ تورم در کشور، گفت: زمانی که رئیس سازمان برنامه و بودجه اعلام می‌کند که پیش‌بینی ما تورم ۴۰ درصدی است، به چه معناست؟ آقای رئیس سازمان برنامه و بودجه! سال گذشته شما تورم را ۲۰ درصد پیش‌بینی می‌کردید در حالی که در واقعیت به ۴۰ درصد رسید. وای به شرایط کنونی که پیش‌بینی شما ۴۰ درصد است! پس حتی صحبت‌ها هم صحبت‌های امیدوارکننده‌ای نیست.

    بغزیان تاکید کرد: سیاست‌های دولت ضد تورمی نیست و دولت، برنامه‌ای هم نه تنها برای کاهش قیمت‌ها، که برای ثبات قیمت کالا‌ها هم ندارد. تنها چیزی که در این میان ثابت می‌ماند، حقوق کارگران است وگرنه قیمت بقیه کالا‌ها دائم با تورم تعدیل می‌شود؛ از دستمزد یک نظافتچی گرفته تا قیمت انواع کالاها. آیا دولت انتظار دارد بعد از یک سال که مردم هزینه ۴۰ درصد تورم را پرداخت کردند، حقوق کارگران و کارمندان را تنها ۲۰ درصد افزایش بدهد؟

    عقب‌ماندگی حقوق کارگران هر سال بیشتر می‌شود

    بغزیان با اشاره به عدم نظارت دولت بر قیمت کالاها، گفت: دولت خود خواهان افزایش قیمت کالاهاست و اجازه افزایش قیمت به هر کارخانه‌ای می‌دهد، از خودروساز گرفته تا تولیدکننده لبنیات قیمت کالا‌های خود را گران می‌کنند و دولت هیچگونه نظارت که هیچ، هیچ مبارزه و اقدامی هم در برابر گران‌فروشی نمی‌کند.

    دولت برنامه اقتصادی منسجم ندارد

    بغزیان افزود: این همه نوسان و بلاتکلیفی نشان می‌دهد برنامه اقتصادی منسجم و یک ایدئولوژی اقتصادی بر سیاست‌ها حاکم نیست. به راحتی نرخ ارز، اونس جهانی و طلای داخلی تغییر می‌کند و به تبع آن، قیمت کالا‌ها اعم از لبنیات و… گران می‌شود. این نشانه ضعف نظارتی و نگران‌کننده است.

  • کولاک بودجه در بازار سهام / فعالان بورس دست به خرید گسترده زدند

    کولاک بودجه در بازار سهام / فعالان بورس دست به خرید گسترده زدند

    به گزارش اقتصادران، بورس تهران روز گذشته بار دیگر تمام توجهات را به خود جلب کرد و با ثبت معاملاتی تاریخی در پایان هفته به استقبال بودجه ۱۴۰۵ رفت. حال خوش این روزهای بورس تهران که با ورود مداوم و روزانه سرمایه‌های حقیقی ادامه دارد، در سایه امید به تصویب لایحه بودجه در مجلس رنگ دیگری یافت.

    پذیرش رسمی نرخ ارز تالار اول و دوم با ارقام منطقی و نزدیک‌تر به بازار و عدم تحمیل شرایط بر صنایع اصلی بورسی و همچنین عدم تغییر در نرخ حقوق دولتی در معادن سنگ‌آهن، از جمله دلایل اولیه نگاه مثبت بازار سرمایه به بودجه سال آینده است. از طرف دیگر با حذف ارز ترجیحی و شفافیت بیشتر در پرداخت‌ها و نرخ‌های ارز هزینه‌ای شرکت‌ها، امکان تحلیل دقیق‌تر میزان سودآوری، سبب نگاه مثبت سرمایه‌ها به بورس خواهد شد. همچنین افزایش حداقلی انتشار اوراق دولتی خود عامل مهمی در عدم افزایش نرخ بازده و احتمال شکل‌گیری روند کاهشی آن خواهد بود. مجموع این عوامل باعث شد تا بورس تهران که این روزها حال خوشی دارد، روزگذشته با هجوم سرمایه‌های حقیقی مواجه شده و بازاری تماما سبز رنگ نصیب سرمایه‌گذاران کند.

    فتح قله ۴ میلیونی شاخص کل

    روز گذشته شاخص کل بورس تهران با ثبت رشد فوق‌العاده ۹۲‌هزار و ۷۸۰ واحدی به تراز ۴‌میلیون و ۲۸‌هزار واحد رسید و کانال جدیدی را فتح کرد. چهار نماد فملی، فارس، فولاد و وبملت بیشترین تاثیر را در این رشد بر شاخص کل داشتند و معاملات بازار با تعداد ۹۶‌درصد سهام مثبت به کار خود پایان داد.

    ورود ۳ همت پول حقیقی به بازار سهام

    روز چهارشنبه ارزش معاملات بورس تهران رقم نزدیک به ۱۸‌هزار‌میلیارد تومان را ثبت کرد. گفتنی است طی این معاملات رقم ۳‌هزار و ۸۸‌میلیارد تومان سرمایه حقیقی جدید به بازار وارد شد. چهار نماد اروند، رمپنا، وبملت و خساپا میزبا بیشترین میزان ورود پول حقیقی بودند. شاخص کل هم‌وزن بازار نیز در روز گذشته با ثبت ۳۲/‏۲‌درصد رشد به تراز یک‌میلیون و ۱۲۶‌هزار واحد رسید.

    در صندوق‌های اهرمی اما فروشنده چندانی حضور نداشت و با وجود صفوف قدرتمند روی این صندوق‌ها اما ارزش معاملات آنها به ۸۰۰‌میلیارد تومان رسید. روز گذشته همچنین طلا برای دقایقی سطح ۴۵۰۰دلار را لمس کرد که همین امر در کنار تلاطم بازار و افزایش قیمت ارز در بازار آزاد، صندوق‌های طلای بورسی را با معاملات مثبت و پرحجم همراه کرد و این صندوق‌ها در محدوده ۴ تا ۵‌درصد مثبت معامله شدند.

    رشد بورس با اهرم بودجه

    با وجود اینکه بودجه سال آینده، بودجه‌ای انقباضی است اما انتشار جزئیات آن باعث برطرف شدن برخی نگرانی‌های فعالان بازار شد که همین عامل فضا را به‌سمت دید تحلیلی مثبت هدایت کرد. دیدگاه دولت در انتشار حداقلی اوراق و تامین منابع از طریق مالیات ستانی، گرچه در کوتاه‌مدت تاثیر چندانی در کاهش نرخ بهره نخواهد داشت اما بیانگر نگاه مثبت دولت نسبت‌به حفظ جذابیت سرمایه‌گذاری و هدایت سرمایه‌ها از بازارهای سفته‌بازانه به‌سمت صنایع تولیدی و بازار سرمایه است.

    از طرف دیگر حذف ارز ترجیحی و پذیرش نرخ تالار اول و دوم در محدوده ۸۵ و ۱۰۰‌هزار تومان، تاثیر بزرگی در سودآوری صنایع صادرات محور بازار سرمایه خواهد گذاشت. همچنین چشم‌پوشی دولت از افزایش حقوق دولتی در معادن سنگ‌آهن بیانگر نگاهی واقع‌بینانه به این صنعت در مجموعه اقتصادی فعلی است.

    به‌طور کلی می‌توان گفت در کنار اتفاقات مثبت بودجه‌ای که البته باید در روزهای آینده به تصویب مجلس برسد، در اساس کار، با وجود مشکلات متعدد اقتصادی، همین امر که بودجه‌ای که به بورس شوک منفی وارد کند تدوین نشده، به تنهایی عامل مثبتی بود تا سرمایه‌های حقیقی با وجود اشباع بودن تکنیکالی اکثر نمادهای بازار در روز گذشته، دست به خرید گسترده سهام بزنند و با دید بلندمدت‌تری سرمایه‌های خود را وارد بازار کنند.

    این اتفاق می‌تواند در کنار انتشار گزارش‌های شرکت‌ها در چند روز آینده، زمستانی پر شور برای بورس تهران رقم بزند و با مدیریت درست بازار و افزایش جذابیت‌های بنیادین آن، سال۱۴۰۵ نیز برای بازار سرمایه، سال شکوفایی و رونق باشد. همه اینها در شرایطی رخ خواهد داد که در درجه اول ریسک سیاسی خاصی، مجددا فضای اقتصادی را تحت‌تاثیر قرار ندهد، دوم اینکه مسیر اجرای بودجه درست و دقیق طی شده و اسیر رویه‌های کوتاه‌مدت و سهم خواهی‌های نابجا نشود.

    در نهایت نیز باید دولت با توجه به اینکه منبع اصلی درآمد خود را بر مالیات قرار داده است، سازوکار درستی برای آن تعریف کند چراکه در صورت عدم تحقق درآمدی، انتشار اوراق از سقف بودجه فراتر خواهد رفت که این موضوع تهدیدی برای کلیت اقتصاد و بازار سرمایه خواهد بود.

  • رد پای بودجه در بازار سهام / بورس به حذف حجم مبنا روی خوش نشان داد

    رد پای بودجه در بازار سهام / بورس به حذف حجم مبنا روی خوش نشان داد

    به گزارش اقتصادران، اولین روز زمستان نیز برای بورس تهران با ثبت یک رشد دیگر در نماگر شاخص کل به پایان رسید. حجم بالای تقاضا در ساعات ابتدایی بازار نشان از روزی پر رونق در روند معاملاتی بورس تهران داشت. با حذف عنصر مهم حجم مبنا از بورس، روند معاملات سریع‌تر و روان‌تر از گذشته شکل گرفت و همین موضوع باعث ثبت یک روز پر حجم برای بازار سرمایه بدون اتکای صرف به نمادهای بزرگ بازار شد.

    با این حال رشد روزهای گذشته نمادهای بورسی و انتفاع سرمایه‌گذاران باعث افزایش عرضه در میانه‌های بازار شد و روند حرکتی شاخص رنگ تعادل به خود گرفت، همچنین با توجه به نزدیک شدن زمان ارائه بودجه سال آینده به مجلس، گروهی از سرمایه‌ها نیز ترجیح دادند با نقد کردن سهام خود در انتظار نتایج و خروجی‌های بودجه‌ای بمانند.

    تثبیت شاخص کل در قله ۳.۹میلیونی

    شاخص کل بورس تهران در روز یکشنبه با ثبت ۱۰هزار و ۸۹۰‌واحد رشد به تراز ۳‌میلیون و ۹۰۹هزار واحد رسید. چهار نماد فملی، وغدیر، شپدیس و نوری بیشترین تاثیر را بر شاخص کل گذاشتند. در روز گذشته همچنین چهار سهم شستا، شتران، وبملت و فولاد بیشترین میزان حمایت حقوقی‌های بازار را دریافت کردند.

    ارزش معاملات روز گذشته بورس تهران به رقم ۱۹هزار و ۴۸۰‌میلیارد تومان رسید و طی این روز ۳۳۱‌میلیارد خالص سرمایه حقیقی دیگر وارد بازار شد. در این معاملات چهار نماد کچاد، وگردش، وبانک و کگل بیشترین میزان ورود سرمایه‌های حقیقی را کسب کردند. شاخص کل هموزن بازار نیز در روز گذشته با ثبت رشد ۸۲/۰‌درصدی به تراز یک‌میلیون و ۸۹‌هزار واحد رسید.

    روز گذشته صندوق‌های اهرمی نیز با ثبت ۴‌هزار و ۳۷۱‌میلیارد تومان ارزش معاملات یک روز پر رونق را پشت سر گذاشتند. صندوق‌های طلای بورسی باتوجه به رشد قیمت اونس جهانی طلا در آغاز هفته کاری خود، با بازگشایی در محدوده مثبت بار دیگر توجه بخشی از سرمایه‌گذاران را به خود جلب کردند و به‌طور نسبی در محدوده ۲تا ۳درصد مثبت تابلو معامله شدند.

    روز پرحجم بورس تهران بدون حجم مبنا

    معاملات روز گذشته بورس تهران نشان داد که باوجود برخی انتقادات پیرامون حذف یک‌باره حجم مبنا و ابراز نگرانی توسط گروهی از کارشناسان بازار درخصوص حذف حجم مبنا اما در مجموع کلیت بازار به استقبال آن رفته است. خرید و فروش‌های روز گذشته روی تابلو معاملاتی نمادها نیز نشان از بلوغ نسبی اهالی بازار در این خصوص داشت. البته نباید نقش بازارگردانی و همچنین ورود دوباره سرمایه‌های حقیقی را نیز که در کاهش آثار اصلاح قیمتی تاثیر‌گذار بودند، نادیده گرفت، همچنین رشد بالاتر و معنادار شاخص هموزن نسبت به شاخص کل نشان داد که با استقبال از سهام کوچک و متوسط بورس تهران، فرصتی برای رشد و افزایش سطوح قیمتی آنها مطابق رشد دیگر نمادها فراهم شده است که با توجه به ارزنده بودن می‌توانند محلی برای ادامه جذب سرمایه‌های حقیقی و عمق بخشی بیشتر به بازار باشند.

    از طرفی شایعات مربوط به افزایش دامنه نوسان که به عنوان تکمیل پازل حذف حجم مبنا در نظر گرفته می‌شود نیز باعث کاهش برخی نگرانی‌ها در میان اهالی بازار شد. البته با توجه به تجربیات گذشته همچنان تحلیلگران نسبت به توان بازارگردانی در روزها و ماه‌های آینده و در دوران اصلاح بازار با دیده تردید می‌نگرند که در صورت عدم رفع این شائبه مجدد شاهد گرایش سرمایه‌ها به سمت نمادهای بزرگ یا در صورت اصلاح‌های عمیق، بازار شاهد خروج سنگین سرمایه‌ها خواهد بود بنابراین بهتر است از هم‌اکنون مدیران بازار برای آینده بورس تهران و برخورد با چنین چالش‌هایی چاره‌اندیشی کنند.

    بورس تهران که پس از ریزش تابستانی متاثر از جنگ ۱۲‌روزه، در پاییز و پس از کاهش تنش‌ها و شروع حمایت بازارساز متحول شد و با ورود سرمایه‌های حقیقی فصل سوم سال را درخشان پشت سر گذاشت، اکنون به آستانه تعیین‌کننده‌ای برای حفظ روند صعودی خود، به نام بودجه رسیده است.

    یکی از نکات مهم در این خصوص مشخص شدن نحوه تامین منابع است و از همین رو میزان اتکای دولت به بازار سرمایه تعیین‌کننده روند آتی رونق و یا رکود بازار در بلند‌مدت خواهد بود.

    هم اکنون نرخ بازده نزدیک به ۴۰‌درصد تهدیدی اساسی برای جذابیت سرمایه‌گذاری و چالشی ادامه دار برای صنایع در تامین منابع در آینده است بنابر این خروجی اخبار بودجه طی روزهای آینده تاثیری عمیق بر روند معاملات بورس تهران خواهد گذاشت.

    از طرف دیگر با پایان یافتن آذرماه سرمایه‌گذاران در انتظار انتشار گزارش‌های فروش ماه آخر پاییز و همچنین گزارش عملکرد ۹‌ماهه شرکت‌ها خواهند بود که با توجه به آمار منتشر شده اخیر که نشان از رکود داشت، این گزارش‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه با بررسی عمیق‌تر عملکرد صنایع بورسی به وضوح می‌توان دریافت که در برخی گروه‌ها و شرکت‌ها صرفا شاهد رشد اسمی بوده و خبری از افزایش در حجم تولید و فروش نیست که می‌تواند در روند آینده سودآوری شرکت‌ها تاثیرات منفی گسترده‌ای ایجاد کند.

    در مجموع به نظر می‌رسد با توجه به دو متغیر کلان پیش‌روی بازار برای تصمیم‌گیری درخصوص آینده پورتفوهای سرمایه‌گذاری، در روزهای آینده روند معاملات بورس تهران با وجود رونق معاملاتی ناشی از حذف حجم مبنا، شاهد برخی احتیاط‌ها در خرید و فروش‌ها نیز باشد تا روند تصویب بودجه مسیر شفاف‌تری به خود گرفته و گزارش‌های منتشره در کدال نیز داده‌های اقتصادی دقیق‌تری در اختیار تحلیلگران قرار دهد.

  • ۷۰ سال گذشت اما ساختار بودجه در ایران درست نشد که نشد! / مولوی: بودجه دهی به نهادهای بی‌اثر، ظلم به مردم است

    ۷۰ سال گذشت اما ساختار بودجه در ایران درست نشد که نشد! / مولوی: بودجه دهی به نهادهای بی‌اثر، ظلم به مردم است

    به گزارش اقتصادران، هفتاد سال است که بناست ساختار بودجه در ایران اصلاح شود. به هفتاد سال قبل برگردیم. سال ۱۳۲۷ در حالی ۷۰ درصد لایحه بودجه، جاری و ۳۰ درصد عمرانی بود که مجلس در تذکری اعلام کرد که ثروت ملی را نباید هزینه جاری کنید. قرار شد از سال بعد این روند اصلاح شود.

    هفتاد سال گذشت، این روند اصلاح نشد که هیچ، بدتر نیز شد. بعد از هفتاد سال، اکنون ۷۵ درصد اعتبارات هزینه‌ای و ۲۵ درصد غیر از این است. این نشان می‌دهد دولت درگیر مسائل جاری مثل حقوق است.

    از طرفی، هر سال بودجه را با افزایش قیمت حامل‌های انرژی می‌بندند، دریغ از اینکه این افزایش شرایطی پدید می‌آورد که عمده فشارش روی قشر ضعیف و متوسط خواهد بود و بهای این افزایش قیمت را مردم می‌پردازند به این معنا که دست دولت در جیب مردم است.

    در چنین شرایطی، موضوع حذف یارانه نقدی را در بند‌های بودجه می‌آورند. از این محل قرار است دولت منابع و درآمد کسب کند؛ دولت قرار بود هم‌زمان با افزایش قیمت حامل‌ها، یارانه افراد را به خودشان بدهد، اما این گرانی‌ها بدون افزایش قدرت خرید طبقات پایین انجام شد و به همین دلیل، قدرت خرید یارانه به‌مرور کم شد، تا حال هم که داریم حذف می‌کنیم، ضمن اینکه دولت «کمیتش لنگ است!» و نمی‌تواند نیازمندان را شناسایی کند. این در حالی است که با کسری بودجه بزرگی نیز رو‌به‌رو است که فشار تورمی را به همراه دارد. در این میان، مبالغ کلان به نهادهایی می‌دهد که مشخص نیست چه کارکردی برای کشور دارند. با توجه به محدودیت جدی منابع کشور، تخصیص بودجه به نهادهای بی‌اثر، ظلم به مردم است.

    در همین زمینه، پیمان مولوی، اقتصاددان در مورد بودجه سال ۱۴۰۵، می‌گوید: ما چندین دهه است که در مورد کسری بودجه صحبت می‌کنیم. کسری بودجه اگر در مسیر رشد اقتصادی تعریف شود، یک بحث است و اگر کسری بودجه در مسیر عدم رشد اقتصادی باشد، مبحثی دیگر.

    متاسفانه بودجه در ایران مبتنی بر منفعت عمومی نیست

    این اقتصاددان با اشاره به نواقص بودجه در ایران، گفت: متاسفانه بودجه در ایران مبتنی بر منفعت عمومی الزاماً نیست.

    مولوی ادامه داد: وقتی روی ارقام و اعداد بودجه دقت کنیم، می‌‎بینیم که قسمت عمده‌ای از پولی که در بودجه پرداخت می‌شود برای حقوق و دستمزد است. قسمت دیگری نیز که رقم بزرگی نیست، برای بخش‌های عمرانی است. قسمت عمده بخش دیگری از بودجه هم که برای سایر حوزه‌های مختلف پرداخت می‌شود، تقریبا هیچ ربطی به زیرساخت و توسعه و بحث رشد اقتصادی ندارد؛ به این معنا که به GDP و تولید ناخالص داخلی ارتباطی پیدا نمی‌کند.

    دولت ضعیف توان حذف بودجه‌های غیرمولد را ندارد

    مولوی با بیان اینکه دولت لازم نیست بودجه را خیلی دستکاری کند، راه حل آن را اینگونه تشریح کرد: دولت کافی است در ایران، اقتصاد را آزاد کند، به این معنا که آزادی اقتصادی را برای همه به ارمغان بیاورد.

    پافشاری بر بودجه‌ریزی اشتباه

    این اقتصاددان، ساز و کار آزادی اقتصادی را در نحوه نظام ارزی کشور دانست و گفت: تنها کافی است دولت ارز تک نرخی را جایگزین ارز تخفیفی کند. آنگاه شما خواهید دید که اقتصاد کشور در یک نقطه تعادلی قرار خواهد گرفت و بهتر کار خواهد کرد.

    به گفته مولوی، دولت نمی‌تواند این کار را انجام بدهد، چون متاسفانه قدرت، وجاهت و سرمایه اجتماعی لازم برای این کار را ندارد؛ لذا برای ما روشن است که همان روند قدیمی ادامه پیدا خواهد کرد و این روند قدیمی همان ادامه کسری بودجه و بزرگ شدن کسری بودجه خواهد بود. این تجربه اشتباه سالیان سال است که همچنان تداوم می‌یابد.

    پیامد کسری بودجه خلق نقدینگی بیشتر است

    این اقتصاددان در پاسخ به سوال مبنی بر اینکه «این شیوه بودجه‌ریزی چه پیامدی برای کشور دارد؟» گفت: پیامد این روند اشتباه، بزرگ شدن کسری بودجه و خلق نقدینگی در حدود ۳۷ درصد است.

    وی خاطرنشان کرد: کسری بودجه یعنی خلق نقدینگی بیشتر. در واقع تا زمانی که تحریم‌ها، روند خلق نقدینگی و کسری بودجه ادامه دارد، عدم رشد اقتصادی هم تداوم خواهد داشت.

  • ما کشور را به شکل نادرست اداره می‌کنیم / کسری بودجه؛ محصول بی‌انضباطی مالی است / امروز دیگر نمی‌شود چیزی را از مردم پنهان کرد

    ما کشور را به شکل نادرست اداره می‌کنیم / کسری بودجه؛ محصول بی‌انضباطی مالی است / امروز دیگر نمی‌شود چیزی را از مردم پنهان کرد

    به گزارش اقتصادران، بودجه در ادبیات اقتصادی، نقشه راه اداره یک کشور است؛ سندی که باید مسیر توسعه، رفاه و ثبات اقتصادی را روشن کند. در اقتصاد ایران اما این سند به‌جای آنکه افق بگشاید، سال‌هاست خود به یکی از کانون‌های بحران بدل شده است. هر سال با ارائه لایحه بودجه، موجی از هیاهو، منازعه سیاسی، رقابت منافع و نگرانی اجتماعی شکل می‌گیرد؛ گویی بودجه نه ابزار حل مساله بلکه خود مساله‌ای مزمن در اقتصاد ایران است. چرا بودجه در ایران مساله‌محور نیست و اغلب مساله‌ساز است؟ چرا کسری بودجه به یک پدیده دائمی بدل شده؟ چرا توسعه که زمانی رویای مشترک سیاستگذاران و جامعه بود، امروز بیشتر به یک واژه بی‌جان در اسناد رسمی شباهت دارد؟ این پرسش‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که فشار تورم، کاهش قدرت خرید، نابرابری درآمدی و بی‌ثباتی اقتصادی، زندگی روزمره مردم را به‌‌طور مستقیم تحت‌تاثیر قرار داده است. در گفت‌وگویی صریح، بی‌پرده و کارشناسی، مهدی پازوکی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با نگاهی ساختاری به بودجه، از ریشه‌های ضدتوسعه‌ای نظام بودجه‌ریزی در ایران سخن می‌گوید؛ از غیبت عقلانیت کارشناسی در تصمیم‌گیری‌ها، از گسترش نهادهای بودجه‌خوار با پشتوانه‌های سیاسی، از کسری بودجه‌ای که نه صرفا محصول تحریم بلکه نتیجه بی‌انضباطی مالی و ولخرجی نهادی است و از کنار گذاشته شدن علم و تکنوکراسی به‌نفع مدیریت سنتی و غیرپاسخگو. پازوکی در این گفت‌وگو تاکید می‌کند: «کسری بودجه زمانی به وجود می‌آید که مخارج دولت از درآمدهایش بیشتر شود»، «توسعه با شعار محقق نمی‌شود، توسعه علم است» و «نظام بودجه‌ریزی ایران به‌جای کنترل تورم، به بازتولید آن دامن می‌زند». او در عین حال با نگاهی فراتر از امروز، بر این باور است که آینده ایران در افق بلندمدت می‌تواند روشن باشد چراکه جامعه ایران به‌ویژه نسل جدید، در حال تجربه تحولی عمیق در آگاهی و دسترسی به اطلاعات است. در همین زمینه، مشروح گفت‌وگوی مفصل مهدی پازوکی، اقتصاددان و استاد دانشگاه و صاحب‌نظر برجسته اقتصاد ایران، با «جهان‌صنعت» را در ادامه می‌خوانید؛ گفت‌وگویی که در آن، بودجه نه به‌ عنوان یک عدد بلکه به‌مثابه آینه‌ای از نسبت سیاست، قدرت و توسعه در ایران امروز واکاوی می‌شود.

    بودجه بدون منطق توسعه

    برنامه‌ای علیه رشد اقتصادی

    پازوکی اضافه کرد: وقتی از توسعه صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که اقتصاد توسعه یک دانش علمی است. شما امروز اگر برای تحصیلات عالی به دانشگاه‌های معتبر دنیا مانند MIT بروید، می‌بینید که اقتصاددانانی مانند آقای دکتر عجم‌اوغلو به‌ عنوان استاد اقتصاد توسعه تدریس می‌کنند و آثار آنها از جمله کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» بارها در ایران ترجمه و منتشر شده است. اینها نشان می‌دهد توسعه یک علم است، نه یک شعار. وی در ادامه اظهار کرد: از این منظر، به نظر من برنامه هفتم توسعه در ایران، برنامه‌ای ضدتوسعه است؛ برنامه‌ای که مانع رشد اقتصادی می‌شود. در این برنامه، منابع از شرکت‌های دولتی و بخش‌های مولد مانند پالایشگاه آبادان کاسته می‌شود و به نهادهایی اختصاص می‌یابد که هیچ نقشی در رشد اقتصادی ندارند؛ از صداوسیما گرفته تا سازمان تبلیغات اسلامی، مسجد جمکران و برخی قرارگاه‌ها. این نهادها دارای ردیف‌های متعدد بودجه‌ای هستند و حتی از محل جدول۱۲ قانون بودجه نیز سهم می‌برند. او ادامه داد: وقتی سرمایه‌گذاری در شرکت‌های دولتی صورت نگیرد، طبیعی است که این شرکت‌ها زیان‌ده شوند. در همین قانون بودجه نرخ رشد اقتصادی ۸‌درصد پیش‌بینی شده در‌حالی‌که تحقق چنین رشدی بدون سرمایه‌گذاری ممکن نیست. براساس برآوردهای کارشناسی سازمان برنامه، برای دستیابی به رشد ۸‌درصدی، حدود ۱۹۰میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز است در حالی‌که کل منابع دولت و بخش‌خصوصی ایران حدود ۹۰‌میلیارد دلار است. این یعنی ما با کسری جدی سرمایه‌گذاری مواجه هستیم و بدون تعامل اقتصادی با جهان، این شکاف پر نخواهد شد.

    پول‌پاشی و فساد ساختاری

    بودجه بدون عقلانیت کارشناسی

    پازوکی در پاسخ به پرسشی درباره چرایی تبدیل شدن بودجه به یک مساله مزمن در اقتصاد ایران اظهار داشت: سوال بسیار خوبی مطرح کردید. این مساله به نظام تصمیم‌گیری در کشور بازمی‌گردد. در همه جای دنیا به‌ویژه در کشورهای توسعه‌یافته، یک نظام تصمیم‌ساز وجود دارد یعنی نظامی کارشناسی که افراد براساس مبانی علمی، آمار، اعداد و شواهد تصمیم‌سازی می‌کنند. در چنین نظامی گفته می‌شود اگر قرار است بودجه متوازن باشد، باید اولویت با بهداشت، درمان و آموزش عمومی باشد چراکه اینها وظایف حاکمیت هستند و به تعبیر اقتصاددانان، کالاهای عمومی محسوب می‌شوند. وی در ادامه اظهار کرد: متاسفانه در سیستم ما این منطق حاکم نیست. به‌جای آنکه نهادهای ناظر از اتلاف منابع کشور جلوگیری کنند، شاهد تصمیم‌هایی هستیم که منابع عمومی را هدر داده است. به اعتقاد من بزرگ‌ترین مشکل اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، «جهالت اقتصادی» است و متاسفانه بخشی از روحانیت نیز به این جهالت دامن زده است. وقتی در کشوری آموزش عمومی دچار ضعف جدی می‌شود، گسترش بی‌ضابطه آموزش عالی به‌ویژه در قالب دانشگاه‌های زیرزمینی و بی‌کیفیت، به‌معنای خیانت به منافع ملی است. او ادامه داد: ستاد انقلاب فرهنگی و تصمیم‌هایی که در این حوزه گرفته شده، آسیب جدی به ساختار آموزش کشور وارد کرده است. ما به‌جای تقویت آموزش عمومی، منابع محدود کشور را صرف توسعه نهادهایی کرده‌ایم که نه کیفیت علمی دارند و نه پاسخگوی نیاز واقعی جامعه هستند و این دقیقا بازتاب همان فقدان عقلانیت کارشناسی در بودجه‌ریزی است.

    کارخانه مدرک‌سازی دولتی

    ردیف‌های بودجه با پشتوانه سیاسی

    پازوکی در پاسخ به پرسشی درباره چرایی شکل‌گیری نهادهای بودجه‌خوار در اقتصاد ایران اظهار داشت: بدون تردید پشت هر ردیف بودجه‌ای، یک پشتیبان سیاسی وجود دارد. هیچ شکی در این موضوع نیست. معمولا یک ردیف بودجه ابتدا با ارقام بسیار پایین، مثلا ۱۰‌میلیون تومان وارد قانون بودجه می‌شود و به‌‌تدریج در سال‌های بعد رقم آن افزایش پیدا می‌کند. شما امروز با نهادهایی مواجه هستید که دارای ردیف‌های متعدد و موازی بوده که هیچ شفافیتی درباره عملکرد آنها وجود ندارد. وی در ادامه افزود: برای مثال سازمان ارتباطات اسلامی را در نظر بگیرید؛ نهادی که حتی برای موضوع فرهنگ و ادب فارسی نیز ردیف بودجه دارد. در کنار آن، بنیاد سعدی به‌‌عنوان یک نهاد ظاهرا غیردولتی هرسال بودجه قابل‌توجهی دریافت می‌کند اما مشخص نیست دقیقا چه خروجی‌ای دارد. حداقل من به‌‌عنوان یک اقتصاددان از عملکرد شفاف این نهادها اطلاعی ندارم. او ادامه داد: این موازی‌کاری‌ها صرفا محدود به حوزه فرهنگ نیست. در حوزه رفاه اجتماعی نیز شاهد شکل‌گیری نهادهایی هستیم که فلسفه وجودی آنها مشخص نیست. وزارت رفاه برای یکپارچه‌سازی نهادهای حمایتی ایجاد شد اما عملا نه‌تنها هم‌پوشانی‌ها حذف نشد بلکه ناکارآمدی‌ها نیز تشدید شد و این روند، خود به گسترش هزینه‌های بودجه‌ای انجامید.

    تورم، محصول کسری و بی‌انضباطی

    این اقتصاددان اضافه کرد: امروز صندوق‌های بازنشستگی کشور، اعم از کشوری و لشکری، عملا ورشکسته‌اند. با سیاست‌های نادرستی که در حوزه متناسب‌سازی حقوق‌ها دنبال شده، اگر این روند ادامه یابد، سازمان تامین اجتماعی نیز در آینده‌ای نه‌چندان دور به یک بار سنگین بر دوش دولت تبدیل خواهد شد. راهکار، افزایش دستوری حقوق‌ها نیست؛ راهکار اصلی، کنترل تورم است. وی در ادامه اظهار کرد: مهم‌ترین شاخص بی‌ثباتی اقتصادی در ایران، نرخ تورم است. تورم در اقتصاد ایران عمدتا از رشد فزاینده نقدینگی ناشی می‌شود. وقتی توازن میان درآمدها و هزینه‌های دولت برقرار نیست، کسری بودجه ایجاد می‌شود و دولت برای جبران آن، به خلق پول روی می‌آورد. نتیجه این سیاست روشن است: افزایش حجم پول بدون افزایش تولید، مستقیما به افزایش قیمت‌ها منجر می‌شود. او ادامه داد: ما به‌جای کنترل تورم، مدام به‌دنبال افزایش حقوق‌ها هستیم درحالی‌که نظام حقوق و دستمزد جمهوری اسلامی ایران یکی از ناعادلانه‌ترین نظام‌های پرداخت در جهان است. تفاوت‌های غیرمنطقی میان حقوق بازنشستگان صندوق‌های مختلف، بدون هیچ توجیه علمی، نمونه‌ای از این بی‌عدالتی ساختاری است. مساله این نیست که حقوق نباید افزایش پیدا کند؛ مساله این است که بدون مهار تورم، هر افزایش حقوقی فقط فشار بیشتری به اقتصاد و مردم وارد می‌کند.

    نظام حمایتیِ ضدانضباط مالی

    کسری بودجه؛ محصول بی‌انضباطی مالی

    پازوکی در پاسخ به پرسشی درباره ماهیت کسری بودجه در اقتصاد ایران اظهار داشت: کسری بودجه زمانی به وجود می‌آید که میان مخارج دولت و درآمدهای آن توازن برقرار نباشد یعنی هزینه‌های دولت از درآمدهایش بیشتر شود. در گذشته به‌دلیل وجود درآمدهای نفتی، این عدم توازن چندان آشکار نمی‌شد امروز اما با کاهش درآمد نفت به‌‌واسطه تحریم‌های ظالمانه، کسری بودجه به‌‌صورت عیان خود را نشان داده است. وی در ادامه افزود: از سوی دیگر، درآمدهای مالیاتی دولت نیز محدود بوده و فرار مالیاتی گسترده‌ای در اقتصاد ایران وجود دارد چراکه سیستم مالیاتی کارآمدی نداریم درحالی‌که اصل ساده‌ای وجود دارد: هر فرد یا نهادی که در این کشور درآمد دارد، باید مالیات پرداخت کند. معافیت‌های گسترده مالیاتی، چه برای افراد و چه برای نهادها، یکی از عوامل اصلی کاهش درآمد دولت است. در کشورهای توسعه‌یافته، اگر درآمد فردی پایین‌تر از سطح معیشتی باشد، دولت به او کمک می‌کند اما اگر بالاتر باشد، موظف به پرداخت مالیات است. او ادامه داد: با افزایش نرخ مالیات مخالفم چراکه به تشدید رکود می‌انجامد اما معتقدم باید پایه و گستره مالیاتی افزایش یابد. همه باید مالیات بدهند و فرهنگ معافیت مالیاتی باید از اقتصاد ایران حذف شود. اگر قرار است از سرمایه‌گذاری در مناطق محروم حمایت شود، باید نرخ مالیاتی صفر اعمال شود، نه معافیت. تنها با ایجاد توازن واقعی میان درآمدها و مخارج دولت می‌توان کسری بودجه را مهار کرد.

    هزینه‌های فزاینده و ولخرجی نهادی

    این اقتصاددان اضافه کرد: درحالی‌که درآمدهای دولت کاهش یافته، مخارج آن به‌‌صورت فزاینده افزایش پیدا کرده است. برای نمونه بودجه مجلس شورای اسلامی از حدود ۱۵۵۰‌میلیارد تومان در سال‌۱۴۰۱ به بیش از ۷۶۰۰‌میلیارد تومان در سال جاری رسیده یعنی بیش از چهاربرابر افزایش. این در حالی است که حقوق کارکنان دولت چنین افزایشی را تجربه نکرده‌اند. مجلس باید پیش از هرچیز از خودش شروع کند و شفاف توضیح دهد این منابع دقیقا در چه مسیری هزینه می‌شود. وی در ادامه اظهار کرد: همین منطق درباره بودجه شورای نگهبان و سایر نهادها نیز صدق می‌کند. ایجاد دفاتر متعدد، ساختمان‌ها، مهمانسراها و هزینه‌هایی که هیچ ارتباط مستقیمی با وظایف اصلی این نهادها ندارد، نشانه اداره کشور در شرایط گرانی و بی‌انضباطی مالی است. این رویه‌ها باید متوقف شود. او ادامه داد: در حوزه آموزش عالی نیز گسترش بی‌ضابطه دانشگاه‌ها، بدون توجه به استانداردهای علمی و نیازهای واقعی کشور، به افزایش هزینه‌های دولت انجامیده است. من مخالف دانشگاه نیستم اما با «کارخانه مدرک‌سازی» مخالفم. توسعه کمی بدون کیفیت، منابع عمومی را هدر می‌دهد و به بیکاری گسترده فارغ‌التحصیلان منجر می‌شود. اگر این روند مهار نشود، کسری بودجه مزمن‌تر خواهد شد و فشار آن مستقیما بر دوش مردم سنگینی می‌کند. راه‌حل روشن است: باید نظم، اولویت‌بندی و تصمیم‌گیری کارشناسی بر بودجه کشور حاکم شود.

    کنار گذاشتن علم توسعه

    تکنوکرات‌ها کنار زده شدند

    این اقتصاددان اضافه کرد: آن دوره تیم اقتصادی کشور قوی بود؛ افرادی مانند خداداد فرمانفرما، علینقی عالیخانی و دکتر مهدی سمیعی در موقعیت‌های کلیدی بودند و کار می‌کردند. وقتی اما درآمدهای نفتی بالا رفت، این تصور شکل گرفت که با پول می‌شود همه‌چیز را حل کرد. همان‌جا بود که تصمیم‌های غیرکارشناسی افزایش پیدا کرد و حتی برخلاف نظر سازمان برنامه، اعتبارات برنامه‌ها چندبرابر و مسیر دچار انحراف شد. وی در ادامه اظهار کرد: پس از انقلاب نیز بهترین برنامه، برنامه سوم در دولت آقای خاتمی بود. نه اینکه آن دولت بی‌ایراد بوده باشد اما دست‌کم عناصر کارشناسی و انضباط پولی در ساختار تصمیم‌گیری حضور داشتند. من معتقدم قوی‌ترین رییس بانک مرکزی در سال‌های جمهوری اسلامی، مرحوم محسن نوربخش بود. در دوره جنگ با وجود شرایط دشوار، تورم زیر ۲۰‌درصد ماند چون انضباط پولی و حضور تکنوکرات‌ها وجود داشت و سازمان برنامه جلوی بسیاری از هزینه‌تراشی‌ها و ردیف‌های ناموجه می‌ایستاد. پازوکی ادامه داد: مساله فقط ساختن پروژه نیست؛ بودجه عمرانی زمانی معنا دارد که در خدمت توسعه باشد. اگر بیمارستان ساخته شود اما کادر درمان نداشته باشد، این یعنی اتلاف منابع؛ درست مانند مدرسه‌ای که ساخته شود اما معلم نداشته باشد. توسعه با نمایش و عددسازی به دست نمی‌آید؛ توسعه با عقلانیت، علم و نظام کارشناسی محقق می‌شود. این اقتصاددان در ادامه افزود: به‌عنوان یک شهروندی که به توسعه ایران می‌اندیشد، از روحانیت معظم عاجزانه می‌خواهم هرچه بیشتر از مسوولیت‌های اجرایی فاصله بگیرد. این به معنای کنار زدن روحانیت نیست؛ روحانیت باید پدر معنوی جامعه باشد و بر قلب‌ها حکومت کند، نه اینکه در اجرا و مدیریت اقتصادی کشور وارد شود زیرا این روند به توسعه ایران کمک نکرده است.

    امید به آینده ایران

    امروز دیگر نمی‌شود چیزی را از مردم پنهان کرد. وی در ادامه افزود: به‌دلیل تحولی که در فناوری اطلاعات رخ داده و آموزشی که نسل جدید دیده و آگاهی‌ای که به دست آورده، شرایط تغییر کرده است. او ادامه داد: همین روندهای جدید، از جمله گسترش ابزارهای دیجیتال و حتی ورود فناوری‌هایی مانند هوش‌مصنوعی، امکان فهم بهتر، مقایسه دقیق‌تر و مطالبه‌گری بالاتر را فراهم کرده است. من این تحول را جدی می‌دانم و بر همین اساس آینده ایران را در افق بلندمدت روشن می‌بینم.

     

  • اقتصاد در وضعیت بسیار بدی است، نه رشد وجود دارد نه سرمایه گذاری! / اگر بودجه یک کاسه شود، کسری بودجه کم می‌شود و مردم نفسی می‌کشند

    اقتصاد در وضعیت بسیار بدی است، نه رشد وجود دارد نه سرمایه گذاری! / اگر بودجه یک کاسه شود، کسری بودجه کم می‌شود و مردم نفسی می‌کشند

    به گزارش اقتصادران، محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان در پاسخ به این سوال که «حذف ردیف های بودجه ناکارآمد و حذف ردیف بودجه برخی موسسات در سال های گذشته همیشه مورد بحث بوده، چرا دولت ها شجاعت حذف این ردیف ها که فشار زیادی به بودجه دولت می‌آورند را ندارند؟» گفت: به نظر می‌رسد دولت‌ها قدرت کامل اداره کشور را ندارند. متأسفانه گروه‌های متعددی شکل گرفته‌اند که هرکدام برای خود بودجه، سازمان اطلاعاتی و نوعی نظام مشخص و جدا دارند. ما عملاً با تعداد زیادی «دولت در سایه» روبه‌رو هستیم. این دولت‌های در سایه که بعضی وقت‌ها قدرت‌شان از دولت رسمی هم بیشتر است، منابع و شیوه‌های تصمیم‌گیری خاص خودشان را دارند و برای خود قانون گذاری می‌کنند.

    او ادامه داد: این چندپارگی مملکت، مثل دوره قاجار، نوعی ملوک‌الطوایفی ایجاد کرده؛ البته نه جغرافیایی، بلکه سازمانی. سازمان‌های متعدد با بودجه‌های متفاوت اجازه نمی‌دهند بودجه رسمی دولت درست کار کند. در نتیجه، با منابع محدود دولت و این پراکندگی تصمیم‌گیری، اقتصاد به وضعیت بسیار بدی رسیده: نه رشدی وجود دارد و تقریبا منفی است، نه سرمایه‌گذاری می‌شود، تورم بسیار بالاست و رکود بسیار شدید است.

    بهکیش افزود: در چنین وضعیتی، دولت نمی‌تواند مالیات کافی جمع کند تا هزینه‌هایش را پوشش دهد. پس بنابراین چه باید بکند؟ یا باید توانش را جمع کند و بقیه دولت‌های در سایه را قانع کند که باید بودجه یک کاسه شود. اگر بودجه یک کاسه شود، کسری بودجه کم می‌شود و تورم پایین می‌آید و مردم نفسی می‌کشند تا دولت بتواند مذاکره کند و با حفظ منافع ملی تحریم‌ها را رفع کند.

    او افزود: شما خودتان کارمندید؛ با این حقوق اگر قیمت دارو چهار برابر شود، کالای اساسی پنج برابر شود یا بنزین ده برابر شود، وضعیت زندگی چگونه می‌شود؟ مردم در شرایط فعلی که نزدیک به فقر هستند، توان تحمل افزایش قیمت‌ها را ندارند. هرچند قیمت‌ها باید واقعی شود. پیشنهاد من این است که راه تجارت، به‌خصوص با همسایگان، باز شود. باید مناطق آزاد واقعی در حاشیه مرزها ایجاد شود تا مردم امکان تجارت بیابند؛ مناطق آزاد واقعی، نه آنچه که در حال حاضر داریم! ساختار جامعه ما اصولا با تجارت بسیار هماهنگ است و مردم هم به آن علاقه دارند و درآمد هم ایجاد می‌کند. بنابراین یک مقداری راه‌هارا باز کنند تا مردم نفس بکشند و تحمل قیمت‌های بالاتر بنزین و برق و… را داشته باشند. نمی‌شود که همه‌ بارهارا بر دوش مردم ریخت؛ دولت هم باید بخشی از هزینه‌ها را بپذیرد و از مواضع غلط گذشته عقب‌نشینی کند.

    او در بخش دیگر گفتگو گفت: شفافیت در کشورهایی وجود دارد که دولت متکی بر مردم است؛ مردم دولت‌شان را انتخاب می‌کنند و بعد دولت در مقابل مردم پاسخگوست؛ در اینجا معمولاً دولت‌ها و حکومت پاسخگو نیستند. علتش هم این بوده که قبلاً درآمدشان از نفت تأمین می‌شده و نیازی به پاسخگویی به مردم نداشتند. اما حالا که درآمد نفت کم شده و سال آینده هم قطعاً کمتر خواهد شد، دولت کم‌کم به مردم نیاز پیدا می‌کند.
  • دولت پزشکیان نسبت به دولت رئیسی همراهی بیشتری با بازار سرمایه دارد / دولت بی پول دولت ترسناکی است!

    دولت پزشکیان نسبت به دولت رئیسی همراهی بیشتری با بازار سرمایه دارد / دولت بی پول دولت ترسناکی است!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که سال آینده کشور با ابرچالش های ناترازی برق و گاز، بحران آب و اثرات مکانیسم ماشه دست و پنجه نرم می کند، اهالی بازار سرمایه چشم انتظار تصمیمات دولت و مجلس در بودجه ۱۴۰۵ هستند.

    نوید قدوسی فعال بازار سرمایه می گوید: « اگر بخواهیم دولت آقای پزشکیان را با دولت آقای رئیسی مقایسه بکنیم، دولت چهاردهم، دولت همراه‌تری با بازار سرمایه است. حتی اگر دولت اراده‌اش را هم داشته باشد، امکان چندانی برای همراهی پیدا نمی‌کند. ولی حداقل روحیه حاکم بر دولت و مصوبات، بهتر از دولت قبل است.»

    *****

    *آقای قدوسی! بودجه سال آینده در حال تدوین است و دولت قول داده تحولاتی در این بودجه ایجاد کند تا مجبور به چاپ پول کمتری باشد. از نگاه شما دغدغه اهالی بازار سرمایه برای بودجه سال آینده چیست؟

    دغدغه اهالی بازار سرمایه بیشتر متوجه آن دسته از متغیرهای بودجه است که روی شرکت‌ها تاثیر می‌گذارد. مهم‌ترین متغیرها، قیمت‌گذاری نهاده‌های تولید است. البته سیاست ارزی که قرار است در مورد بازار رسمی ارز مثل بازار نیما یا بازار دوم دنبال شود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. قیمت حامل‌های انرژی و سیاست ارزی دولت در سال آینده، به طور مستقیم روی سود و زیان شرکت‌ها تاثیر دارد.

    اگر کلان‌تر نگاه کنیم، لایحه بودجه و به دنبال آن قانون بودجه‌ای که تصویب می شود برای سیاست مالی و به تبع آن سیاست پولی سال آینده تعیین کننده است و پارامتری است که کلیت فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    تصویب شدن یا نشدن بودجه انقباضی محل سوال است

    *برخی کارشناسان معتقدند دولت احتمالا برای چاپ پول کمتر، مجبور به ارائه یک بودجه انقباضی می شود. اگر بودجه سال ۱۴۰۵ به شدت انقباضی باشد از چه جهاتی بر بورس اثرگذار خواهد شد؟

    با این شرایط جدید کشور، انتظارات تورمی احتمالاً به اندازه‌ای افزایش پیدا می‌کند یا به اندازه ای افزایش پیدا کرده که نرخ بهره حقیقی را تا حد معناداری برای تحرک بازار تحت تاثیر قرار دهد. الان صحبت‌ها در حد لایحه است و رئیس جمهور می‌گوید بودجه‌ انقباضی به مجلس می برد؛ ولی تصویب یا تصویب نشدن این لایحه انقباضی جای سوال دارد.

    شاید دولت در سمت هزینه‌ها انبساطی رفتار نکند، ولی در سمت درآمد که بودجه را با آن متعادل کرده‌اند، شانس تحقق یک سری ردیف‌های درآمدی کمتر و کمتر می‌شود. از سوی دیگر، اقلام زیر خط بودجه همچنان در لوایح و در قانون بودجه شفاف نمی‌شود.

    باید بگویم شرایط فعلی کشور، دشواری های محیط کسب و کار، مشکلات منابع طبیعی و خشکسالی روی بودجه اثر می گذارد و بخش‌های مختلف اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد. شاید این مسائل، یک سری هزینه‌های ناخواسته به دولت تحمیل کند که در بودجه قید نمی کند اما در نهایت باید این‌ هزینه ها را بپردازد. در نتیجه این اتفاق،شاهد محقق نشدن ردیف‌های درآمدی یا اضافه شدن ردیف‌های پیش‌بینی‌نشده و ناخواسته می شویم که کسری بودجه را به دنبال دارد.

    دولت کسری بودجه را از کجا باید تامین کند؟ باید سراغ انتشار اوراق برود که در نهایت هم همه این موارد سر از ترازنامه بانک مرکزی در می‌آورد.

    در نتیجه، من فکر می‌کنم در این شرایط، صحبت کردن از یک بودجه انقباضی، الزامات خیلی جدی دارد. تحقق بودجه انقباضی شاید برای دولت خیلی راحت نباشد. یکی از بخش هایی که به دولت اجازه رفتار انقباضی می‌دهد، کم کردن یارانه‌هاست. یعنی از انواع و اقسام سوبسیدهایی بکاهد که به خصوص به حامل‌های انرژی اختصاص می دهد.

    آیا دولت واقعا می تواند یارانه ها را کم کند؟

    اما باید ببینیم لایحه تقدیمی دولت در مجلس تبدیل به قانون بودجه می‌شود یا نه؛ مجلس این لایحه را می‌پذیرد یا نه. اصلاً در فضای فعلی و آن درجه سرمایه اجتماعی که در حال حاضر وجود دارد، دولت آیا این امکان را پیدا می‌کند یارانه‌ها را کم کند یا نه.

    درست است، الان ما در یک شرایط اجبار و دشواری قرار گرفتیم که شاید دیگر اصلاً دولت امکان پرداخت یک سری از یارانه‌ها را نداشته باشد؛ ولی از آن طرف هم ممکن است یک مسیر اشتباهِ چندین بار تکرار شده، دوباره تکرار شود و دولت در جایی که توان کافی ندارد، دوباره به سیاست مالی متوسل شود که سر از سیاست پولی در می‌آورد.

    امکان صرفه‌جویی روی کاغذ و انقباض برای دولت وجود دارد؛ ولی سوال خیلی مهم این است که آیا در عمل هم می‌تواند این کار را انجام بدهد یا نه؟ یارانه‌ها را می‌تواند کم کند؟ حقوق پرداختی به بخش دولتی را می‌تواند کاهش دهد؟ این‌ها را باید بررسی کنیم. سخت است دولت بخواهد در این فضا به سمت یک انقباض معنادار در بودجه برود.

    *آقای قدوسی؛ دولت اعلام کرده برای سال آینده پروژه های عمرانی را که احتمال عملیاتی شدن آن ها ضعیف است، در بودجه لحاظ نکند. به نظر شما کاهش پروژه های عمرانی، تاثیری بر صنایع مختلف بورسی از جمله صنعت سیمان خواهد داشت؟

    به نظر من می‌تواند تاثیر داشته باشد. البته باید دید ابعاد کاهش بودجه های عمرانی در مقایسه با کل تقاضایی که مثلاً برای سیمان در کشور وجود دارد، چقدر است.

    *با توجه به مشکلات متعددی که کشور با آن مواجه است، این انتظار وجود دارد دولت در بودجه سال آینده نیم نگاهی هم به بازار سرمایه داشته باشد و مواردی را برای تقویت بازار سرمایه در بودجه لحاظ کند؟

    دولت تاکنون اقداماتی انجام داده که به نظر من بد نیست. مثل همین مصوباتی که در مورد پالایشی‌ها داشت. بالاخره این موضوع حاکی از سیگنال دولت برای حل مشکلات صنایع است. اشاره ای دیگر بخواهم داشته باشم، دستور رئیس جمهور مبنی بر رفع محدودیت های برق و گاز صنایع بود.

    دولت چهاردهم در مقایسه با دولت قبل همراهی بیشتری با بازار سرمایه داشت

    از نظر حمایت از بازار سرمایه، اگر بخواهیم دولت آقای پزشکیان را با دولت آقای رئیسی مقایسه بکنیم، دولت چهاردهم، دولت همراه‌تری با بازار سرمایه است. البته شرایط سخت است. من فکر می‌کنم حتی اگر دولت اراده‌اش را هم داشته باشد، امکان چندانی برای همراهی پیدا نمی‌کند. ولی حداقل روحیه حاکم بر دولت و مصوبات، بهتر از دولت قبل است.

    *نرخ خوراک گاز صنایع موضوعی است که در بودجه ها مورد توجه قرار می گیرد. در گذشته دولت ها سعی کرده بودند بخشی از کسری بودجه را با افزایش نرخ خوراک گاز صنایع برطرف کنند. به نظرتان امسال بورس با چنین چالشی مواجه نخواهد شد؟

    اگر دولت این برنامه را اجرا کند که با چالش مواجه می‌شود. آخرین مباحث مطرح شده، درباره کاهش نرخ گاز بود؛ یعنی نرخ هاب اروپایی را برای کاهش نرخ گاز از فرمول حذف کنند. اما باید منتظر محقق شدن یا نشدن این تصمیم گیری ماند. بازار هم تا حدی روی این موضوع حساب کرد که هم اکنون شاهد رشدش هستیم.

    اگر این اتفاق نیفتد یا هزینه گاز بالا برود، یک شوک منفی و جدی برای بازار ایجاد خواهد کرد.

    دولت بی پول دولت ترسناکی است

    *بهره مالکانه معادن هم از مواردی است که در بودجه ها محل بحث قرار می گیرد. از نگاه شما این امکان وجود دارد دولت دوباره بهره مالکانه معادن را برای جبران بخشی از بودجه دستخوش تغییراتی کند؟

    برای جبران کسری بودجه، همه چیز امکان دارد. همه این‌ها دست دولت و ابزارهای سیاست‌گذاری دولت است. دولت بی‌پول هم دولت ترسناکی است.تنها چیزی که می‌تواند یک مقدار امیدواری برای بازار ایجاد کند، روحیه حاکم بر دولت است.

    البته این صحبت من اینطور برداشت نشود که دولت فضا را تبدیل به یک فضای آرمانی برای بازار سرمایه کرده است؛ نه. دولت به طور کلی فضای کسب و کار را مخدوش کرد. اما وقتی دولت ها را مقایسه کنیم، از نظر رفتار با بازار سرمایه، این دولت در گروه دولت‌های بد قرار نمی‌گیرد و برای بازار سرمایه تا حدی امیدواری ایجاد می کند.