برچسب: بودجه

  • آسیب جنگ؛ ۹ برابر بودجه عمومی پارسال!

    آسیب جنگ؛ ۹ برابر بودجه عمومی پارسال!

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در سال‌های گذشته با مجموعه‌ای از عدم‌تعادل‌های مزمن مواجه بوده است؛ عدم‌تعادل‌هایی که مهم‌ترین نمود آن در کسری پایدار بودجه دولت دیده می‌شود. این کسری نه‌تنها ناشی از شکاف میان هزینه‌ها و درآمدهای عملیاتی است، بلکه ریشه در ساختار مالی دولت، وابستگی به درآمدهای ناپایدار (به‌ویژه نفت)، محدودیت‌های تحریمی و سطح بالای مداخلات دولت در اقتصاد دارد.

    در چنین شرایطی، تامین مالی کسری بودجه عمدتاً از مسیرهایی صورت گرفته که یا به افزایش پایه پولی منجر شده یا از طریق شبکه بانکی به رشد درون‌زای نقدینگی دامن زده است؛ فرآیندی که در نهایت به تورم مزمن، نااطمینانی اقتصادی و تضعیف رشد اقتصادی انجامیده است.

    آسیب پذیری اقتصاد ایران در مقابل شوک های بیرونی

    از سوی دیگر، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسایش زیرساخت‌ها، فشار بر بخش تولید و محدودیت دسترسی به منابع خارجی، این عدم‌تعادل‌ها را تشدید کرده و اقتصاد را در برابر شوک‌های بیرونی آسیب‌پذیرتر ساخته است.

    در این میان، جنگ‌های اخیر نه‌تنها به‌عنوان یک شوک بیرونی، بلکه به‌عنوان منبعی از خسارات گسترده اقتصادی نیز عمل کرده‌اند. تخریب زیرساخت‌ها، آسیب به بخش مسکن و کسب‌وکارها و اختلال در فعالیت‌های اقتصادی، بار مالی سنگینی را برای بازسازی و جبران خسارات بر دوش دولت قرار داده است؛ باری که در مقایسه با ظرفیت‌های مالی دولت، بسیار بزرگ و فراتر از منابع موجود ارزیابی می‌شود.

    حال، در چنین بستری، تحمیل این هزینه‌های سنگین به اقتصادی که از پیش با کسری بودجه مزمن مواجه بوده، به‌احتمال زیاد به تعمیق این کسری منجر خواهد شد. محدود بودن درآمدها، تضعیف پایه‌های مالیاتی در شرایط رکودی و تداوم محدودیت‌های خارجی، گزینه‌های تامین مالی را بیش از پیش محدود می‌کند.

    کسری بودجه و پیامد آن برای اقتصاد

    اقتصاد ایران سال‌هاست که با پدیده‌ای به نام کسری بودجه روبرو است. به عبارتی در این سال‌ها هزینه‌های جاری دولت از درآمد عملیاتی آن بیشتر گزارش شده و به بیانی بین هزینه‌ها و درآمدها شکاف به‌وجود آمده است. با این‌حال کسری بودجه در بسیاری از اقتصادهای جهان به امری معمول تبدیل شده و درواقع آنچه مهم‌تر از کسری بودجه است، نحوه تامین این کسری و همچنین هدف از خلق آن است.

    گرچه به‌طورکلی کسری بودجه را می‌توان نشانه‌ای از مداخلات دولت در اقتصاد تلقی کرد که این امر در بلندمدت به نظم بازار آسیب‌های قابل‌توجهی وارد می‌کند؛ آسیب‌هایی که احتمالا با تحمل درد بسیار زیادی درمان می‌شوند.

    براساس آخرین داده‌ها، کسری حقیقی تراز عملیاتی بودجه دولت ایران از سال ۱۳۸۱ بالاتر از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان بوده و دولت برای تامین این کسری به انواع و اقسام راه‌ها متوسل شده است. راه‌هایی که اغلب شامل استقراض مستقیم از بانک مرکزی، استقراض غیرمستقیم از طریق شبکه بانکی، استفاده از منابع صندوق توسعه ملی و سایر صندوق‌‌ها،‌ انتشار اوراق مالی و کاهش بودجه عمرانی می‌شود. در تمام این موارد خلق نقدینگی از طریق افزایش پایه‌پولی یا به صورت درون‌زا اتفاق افتاده یا اینکه کاهش تولید در نهایت به پیشی گرفتن رشد حجم پول از مقدار تولید منجر خواهد شد؛ در نهایت افزایش قیمت‌ها، نااطمینانی اقتصادی و کاهش رشد تولید ناخالص داخلی و رفاه پیامد این کسری بودجه برای اقتصاد خواهد بود.

    کسری بودجه پیش از جنگ

    روند خلق کسری بودجه توسط دولت نشان از آن دارد که کمترین میزان کسری بودجه برمبنای ارقام اعلام شده قبل از جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل و طبعا جنگ ۴۰روزه در سال گذشته اتفاق افتاده است. محاسبات حاکی از آن است که در سال گذشته کسری بودجه حقیقی در سال ۱۴۰۴ به قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۲ برابر با ۱۱۹ همت بوده است. البته اگر اعداد و ارقام کسری بودجه بعد از دو جنگ محاسبه و برآورد شود احتمالا این رقم بسیار بالاتر از عدد فعلی خواهد بود.

    این‌ها درحالی است که از سال ۱۳۸۱ تا ۱۴۰۴ کسری حقیقی تراز عملیاتی که به قیمت‌های سال ۱۴۰۲ بازگردانده شده بالاتر از ۲۰۰ همت بوده است. بالاترین کسری حقیقی تراز عملیاتی در سال ۱۴۰۰ برآورد شده و معادل ۹۴۴ همت بوده است.

    اما نکته قابل‌توجه در روند کسری بودجه این را نشان می‌دهد که دولت هر ساله مخارجی بیش از درآمد دریافتی خود داشته و از همین‌رو اقتصاد کشور با تحمل تورم هزینه این کسری بودجه را پرداخته است. از سوی دیگر مداخلات دولت نیز تهدید دیگری برای اقتصاد ایران بوده که در نهایت یکی از عوامل اصلی خلق کسری بودجه محسوب می‌شود.

    به‌طورکلی به‌نظر می‌رسد محدودیت‌های تحریمی آمریکا و غرب بر فروش نفت ایران یکی از عوامل رشد کسری بودجه از سال ۱۳۹۰ بوده که موجبات کاهش درآمدهای دولت را فراهم آورده است. در همین حین دولت حتی بیشتر از قبل به دلایل سیاسی و اجتماعی خاص خود و در جهت تامین رفاه از دست رفته خانوارهای ایرانی به افزایش مخارج خود رو آورده و به تعمیق بحران کسری بودجه و تورم پرداخته است.

    بنابراین تا اینجا که اعداد و ارقام مورد بررسی قرار گرفت، مشخص شد که کسری بودجه حتی قبل از دو جنگ خسارت بار در اقتصاد ایران ریشه داشته است. اقتصادی که با معضلات ساختاری بسیار، تحریم‌های بین‌المللی و دیگر مشکلات روبرو بوده است. بنابراین سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که اگر بنا باشد خسارات تحمیلی ناشی از دو جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه نیز به سایر مشکلات اقتصاد ایران اضافه شود، بار این بحران‌ها به چه شکل خواهد شد؟

    در ادامه گزارش به بررسی اعداد و ارقام آسیب‌های وارده به اقتصاد کشور در نتیجه ۴۰ روز جنگ با آمریکا و اسرائیل پرداخته شده و اینکه تامین هزینه‌های بازسازی چه باری بر دوش اقتصاد ایران خواهد داشت.

    آسیب جنگ؛ ۹ برابر بودجه عمومی سال گذشته

    در این بخش با یک حساب و کتاب ساده و مقایسه‌ای می‌توان میزان خسارات وارد شده به اقتصاد کشور در نتیجه ۴۰ روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ارزیابی کرد.

    براساس آنچه که دولت برآورد و فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت اعلام کرده، میزان آسیب وارده به زیرساخت‌ها و ساختمان‌های مسکونی و تجاری کشور در جنگ ۴۰روزه معادل ۲۷۰ میلیارد دلار بوده است. این رقم براساس نرخ دلار یا همان نرخ تسعیر مندرج در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ که برابر ۱۳۰ هزار تومان تعیین شده، ۲۷۰ میلیارد دلار معادل ۳۵ هزار هزار میلیارد تومان بوده است.

    کل بودجه عمومی سال ۱۴۰۴ که در سال ۱۴۰۳ توسط مجلس به تصویب رسیده برابر با ۴ هزار هزار میلیارد تومان بوده است. این رقم بودجه عمومی بدون احتساب و پیش‌بینی جنگ ۱۲روزه و ۴۰ روزه صورت گرفته است. بنابراین در یک برآورد کلی براساس آنچه دولت اعلام کرده میزان آسیب‌های وارد شده به اقتصاد کشور حدود ۹ برابر کل بودجه عمومی سال ۱۴۰۴ است.

    از طرف دیگر براساس پیش‌بینی وبسایت Trading Economics حجم اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۵ کلا ۴۴۲ میلیارد دلار برآورد شده است؛ از همین‌رو بر مبنای خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری وارد شده به اقتصاد کشور در جنگ اخیر می‌توان گفت برای بازسازی و جبران این خسارت، اقتصاد ایران نیازمند ۶۱ درصد کل حجم تولید ناخالص داخلی در سال گذشته میلادی است.

    به این ترتیب اعداد و ارقام گواهی می‌دهد که ایران در جنگ ۴۰روزه با ضررها و آسیب‌های هنگفت اقتصادی روبرو شده که جبران آن‌ها کاری سخت و دشوار است. یکی از اصلی‌ترین نتایج این خسارت عمیق‌تر شدن بحران کسری بودجه دولت است؛ نهادی که درآمدهای قابل اعتبار و اطمینانی هم نداشته و با توجه به وضعیت فعلی محاصره و تحریم‌های بین‌المللی امکان توسل به درآمدهای نفتی نیز میسر نیست.

    از سوی دیگر تحمیل خسارات فراوان جنگ و نااطمینانی‌ از نحوه پایان جنگ امکان اخذ مالیات از کسب‌وکارها را نیز تحت تاثیر قرار داده؛ چراکه کسب‌وکارها نیز در نتیجه اتفاقات اخیر با رکود و مشکلات قابل توجهی در درآمدزایی مواجه شده‌اند. از همین‌رو تنها راه باقی‌مانده احتمالا خلق پول و به عبارتی پولی‌سازی کسری بودجه است. این امر با توجه به وضعیت فعلی آتش‌بس و عدم پایان جنگ فرض گرفته شده است.

    تشدید تورم در راه است؟

    دولت برای تامین احتمالا برخی از خسارات وارد آمده به ساختمان‌های مسکونی و تجاری اعطای تسهیلات ویژه را در نظر گرفته است. تسهیلاتی که اغلب به بانک‌ها تکلیف می‌شوند و از همین‌رو تسهیلات تکلیفی نام دارند. اعطای تسهیلات در جهت بازسازی و جبران خسارت‌ها یکی از راه‌های مدنظر دولت برای تامین مالی است.

    با این‌حال با توجه به اینکه دولت ایران به صورت ساختاری با معضلی به نام کسری بودجه روبروست و تورم افسار گسیخته در اقتصاد حاکم است، این راهکار می‌تواند این خطر را به دنبال داشته باشد که رشد نقدینگی از سطح بالای کنونی نیز فراتر برود.

    با توجه به اینکه رقم تسهیلات مورد اشاره هنوز توسط دولت اعلام نشده، به ذکر اعداد و ارقام مرتبط با بعد از جنگ ۱۲روزه می‌پردازیم. امری که این امکان را به ما می‌دهد که به برآوردی نسبت به آنچه که قرار است در رابطه با تامین مالی جبران خسارات بعد از جنگ ۴۰روزه به وقوع بپیوندد برسیم.

    براساس گفته‌های غلامرضا مصباحی مقدم یکی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، دولت بعد از جنگ ۱۲روزه مبلغ ۲۷۵ همت پول پرقدرت به اقتصاد وارد کرد که با ضریب فزاینده ۷٫۸ معادل خلق ۲ هزار هزار میلیارد تومان نقدینگی جدید بود.

    این رقم احتمالا بعد از جنگ ۴۰روزه آمریکا و اسرائیل با ایران با توجه به حجم خسارات بسیار بیشتر بوده و در نتیجه احتمالا افزایش نقدینگی در اقتصاد تورم‌زده ایران بسیار بالاتر از بعد از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل خواهد بود.

    براساس آخرین آمار بانک مرکزی در آذر سال ۱۴۰۴ حجم نقدینگی خلق شده در اقتصاد کشور برابر با ۱۳٫۵ هزار هزار میلیارد تومان بوده و رشد نقدینگی نیز برابر با ۴۰٫۹ درصد بوده است. بنابراین در این زمینه باید منتظر ماند و دید که در نتیجه تسهیلات تکلیفی برای جبران خسارات جنگ، چقدر نقدینگی در اقتصاد خلق شده و رشد نقدینگی به کجا خواهد رسید.

    با همه این‌ها می‌توان گفت افزایش تورم پیامدی است که در ادامه پیش‌روی اقتصاد ایران قرار دارد.

  • حمایت کاغذی؟!!

    حمایت کاغذی؟!!

    به گزارش اقتصادران، افزایش بودجه همیشه خبر خوبی به‌نظر می‌رسد مگر آنکه پای معیشت فقرا در میان باشد. لایحه‌۱۴۰۵ نشان می‌دهد اعتبارات دونهاد اصلی حمایتی کشور یعنی کمیته امداد و سازمان بهزیستی به‌مجموع حدود ۲۲۶‌هزار‌میلیارد‌تومان رسیده؛ رقمی که نسبت‌به ‌پنج‌سال قبل چندبرابر شده و درظاهر حکایت از گسترش حمایت‌های اجتماعی دارد اما پرسش کلیدی اینجاست: این رشد در اعداد چقدر در جیب مددجویان احساس می‌شود؟ بر اساس ارقام لایحه مجموع مستمری نهادهای حمایتی برای سال آینده ۴/۱۲۹‌همت پیش‌بینی شده یعنی رشدی حدود ۳۶‌درصدی نسبت‌به ‌سال قبل.

    این در حالی است که سهم مستمری از کل اعتبارات حمایتی تنها ۷‌درصد است و درمقابل بیش از ۵۳‌درصد منابع به‌یارانه کالابرگ اختصاص دارد و بخش قابل‌توجهی نیز به‌یارانه‌های همگانی مانند نان و دارو می‌رسد. به‌بیان ساده کیک حمایت بزرگ‌تر شده اما سهم مستقیم فقرا از آن همچنان محدود است.

    از سوی دیگر ساختار تامین منابع نیز محل تامل است. در لایحه‌۱۴۰۵ حدود ۷۳‌درصد بودجه کمیته امداد از محل منابع هدفمندی یارانه‌ها تامین می‌شود؛ منبعی که خود با فشار کسری و نوسان درآمدی مواجه است. در سازمان بهزیستی نیز اگرچه سهم منابع عمومی افزایش یافته اما پایداری مالی همچنان به‌وضعیت کلی بودجه وابسته است.

    این یعنی حتی رشد اسمی اعتبارات نیز بر زمینی کاملا باثبات بنا نشده است. همزمان محاسبات سناریویی نشان می‌دهد اگر مستمری‌ها همگام با رشد ۴۵‌درصدی حداقل دستمزد افزایش یابد دولت باید حدود ۱۵‌همت منابع اضافی تامین کند. در شرایطی که کسری بودجه و فشار مالی دولت ادامه دارد این سوال جدی‌تر می‌شود: آیا سیاست رفاهی در۱۴۰۵ عدالت را در اعداد نشان می‌دهد یا در سفره خانوارهای تحت پوشش؟ گزارش پیش‌رو تلاش می‌کند میان رشد اسمی اعتبارات و واقعیت معیشتی مددجویان این فاصله را روشن کند.

    مستمری ۱۲۹‌همتی برای۱۴۰۵ همگام با تورم یا عقب‌تر از معیشت؟

    مجموع مستمری نهادهای حمایتی برای سال آینده نسبت‌به ‌سال جاری حدود ۳۶‌درصد رشد نشان می‌دهد. در ظاهر این افزایش می‌تواند نشانه توجه بیشتر به‌دهک‌های پایین باشد اما وقتی این عدد درکنار نرخ تورم و رشد هزینه‌های معیشتی قرار می‌گیرد تصویر پیچیده‌تر می‌شود. اگر حداقل دستمزد سال آینده ۳۵‌درصد افزایش یابد برآوردها نشان می‌دهد اعتبار مستمری باید به‌حدود ۴/۱۳۴‌همت برسد. در سناریوی رشد ۴۰‌درصدی دستمزد این‌عدد به‌۴/۱۳۹‌همت می‌رسد و درصورت افزایش ۴۵‌درصدی نیاز مالی به‌۳/۱۴۴‌همت خواهد رسید یعنی حدود ۱۵‌همت بیشتر از رقم پیش‌بینی‌شده در لایحه. این فاصله نشان می‌دهد حتی افزایش ۳۶‌درصدی مستمری نیز ممکن است از شتاب افزایش هزینه‌های زندگی عقب بماند. نکته مهم‌تر آن است که مستمری‌ها عمدتا به‌فقیرترین دهک‌ها تعلق می‌گیرد یعنی خانوارهایی که بیشترین سهم درآمدشان صرف خوراک، اجاره و درمان می‌شود؛ اقلامی که معمولا تورم بالاتری را تجربه می‌کنند. بنابراین اگر رشد مستمری پایین‌تر از رشد واقعی هزینه‌های این اقلام باشد قدرت خرید مددجویان عملا کاهش یافته حتی اگر عدد اسمی بزرگ‌تر شود. در چنین شرایطی چالش سیاستگذار دوگانه است: افزایش بیشتر مستمری به‌معنای فشار جدید بر بودجه و احتمال تشدید کسری است اما افزایش کمتر به‌معنای عقب‌ماندن از معیشت و تعمیق فقر. پرسش اصلی اینجاست که دولت در۱۴۰۵ کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد: انضباط مالی یا همگامی واقعی با هزینه زندگی فقرا؟

    ۷‌درصد از کل اعتبارات حمایتی؛ سهم فقرا از کیک یارانه‌ای چقدر است؟

    درمیان تمام اعداد بودجه حمایتی شاید مهم‌ترین عدد همان ۷‌درصد باشد یعنی سهم مستمری نهادهای حمایتی از کل اعتبارات حمایتی دولت. درحالی‌که مجموع اعتبارات این‌حوزه در لایحه‌۱۴۰۵ رشد قابل توجهی داشته تنها بخش کوچکی از آن مستقیما به‌فقیرترین خانوارها به‌صورت مستمری نقدی پرداخت می‌شود. بر اساس ترکیب اعتبارات بیش‌از ۵۳‌درصد منابع حمایتی به‌یارانه کالابرگ اختصاص یافته است؛ یارانه‌ای با پوشش گسترده‌تر و ماهیتی نیمه‌همگانی. یارانه نان حدود ۵/۱۵‌درصد و یارانه نقدی نیز سهمی مشابه دارد. درمقابل مستمری کمیته امداد و سازمان بهزیستی که مستقیما به‌خانوارهای تحت پوشش این نهادها تعلق می‌گیرد تنها ۷‌درصد از کیک حمایتی را تشکیل می‌دهد. این توزیع یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند: سیاست حمایتی دولت بیشتر به‌سمت حمایت همگانی متمایل است یا تمرکز بر فقرا؟ در ادبیات رفاهی تمرکز منابع بر دهک‌های پایین می‌تواند اثربخشی بیشتری در کاهش فقر داشته باشد اما در ساختار فعلی بخش عمده منابع به‌سیاست‌های گسترده‌تر و کم‌هدف‌تر اختصاص یافته است. ازسوی‌دیگر رشد مستمری‌ها اگرچه ۳۶‌درصد اعلام شده اما وقتی سهم آن در کل سبد حمایتی کوچک باقی می‌ماند اثر آن درمقایسه با سایر پرداخت‌ها محدود می‌شود. به‌بیان دیگر حجم کل حمایت افزایش یافته اما وزن فقرا در این سبد چندان تغییر نکرده است. مساله فقط افزایش رقم کل اعتبارات نیست بلکه نحوه توزیع آن اهمیت دارد. اگر هدف کاهش فقر مطلق است سهم مستقیم فقرا از منابع حمایتی باید به‌همان اندازه‌ای رشد کند که بودجه کل رشد کرده است. عدد ۷‌درصد نشان می‌دهد این تعادل هنوز برقرار نشده است.

    ۲۲۶‌همت بودجه، ۱۲۹ همت مستمری

    در لایحه‌۱۴۰۵ مجموع بودجه کمیته امداد و سازمان بهزیستی به‌حدود ۲۲۶‌هزار‌میلیارد‌تومان رسیده است یعنی ۱۱۷‌همت برای کمیته امداد و ۱۰۹همت برای بهزیستی. این‌رقم درمقایسه با سال۱۴۰۰ جهش قابل توجهی دارد. امداد از ۴/۲۶ همت به‌۱۱۷‌همت و بهزیستی از ۷/۱۷‌همت به‌۱۰۹همت رسیدند. درظاهر این‌رشد چندبرابری نشانه تقویت سیاست حمایتی است اما وقتی ترکیب هزینه‌ها بررسی می‌شود، تصویر دقیق‌تر می‌شود. از این ۲۲۶‌همت مجموع مستمری مستقیم پیش‌بینی‌شده ۴/۱۲۹‌همت است یعنی حدود نیمی از کل منابع. بخش دیگر صرف خدمات اجتماعی، توانمندسازی، حمایت‌های غیرنقدی و هزینه‌های اجرایی می‌شود. بنابراین همه رشد بودجه الزاما به‌افزایش دریافتی ماهانه مددجویان تبدیل نمی‌شود. نکته حساس‌تر ساختار تامین منابع است. در کمیته امداد ۸۶‌همت از ۱۱۷‌همت بودجه از محل هدفمندی یارانه‌ها تامین می‌شود یعنی ۴/۷۳‌درصد وابستگی. سهم بودجه عمومی تنها ۱/۳۱همت است. این یعنی ستون اصلی حمایت از فقرا بر منابعی استوار بوده که خود با فشار کسری، نوسان درآمد انرژی و تعهدات سنگین یارانه‌ای مواجهند. اگر منابع هدفمندی کمتر از پیش‌بینی محقق شود(تجربه‌ای که در سال جاری نیز مشاهده شد) فشار مستقیم بر پرداخت‌های حمایتی وارد خواهد شد. درچنین‌شرایطی رشد اسمی بودجه لزوما به‌معنای پایداری حمایت نیست. پرسش کلیدی این است: آیا این مدل تامین مالی می‌تواند حمایت مستمر و قابل اتکا برای فقرا ایجاد کند یا مستمری‌ها همچنان بر پایه منابعی ناپایدار بنا شدند؟

    حمایت گسترده یا توزیع پراکنده؟ سیاست رفاهی دولت در دوگانه پایداری و عدالت

    درظاهر نقشه حمایتی دولت گسترده‌تر از همیشه است؛ از یارانه نقدی و نان گرفته تا کالابرگ، دارو، مستمری مددجویان و طرح‌های تغذیه‌ای. ارقام لایحه‌۱۴۰۵ نیز نشان می‌دهد اعتبارات حمایتی درمجموع افزایش یافته و دونهاد اصلی امداد و بهزیستی روی هم حدود ۲۲۶‌همت بودجه دریافت می‌کنند اما پرسش بنیادین این است: این حمایت گسترده به‌تمرکز بر کاهش فقر منجرشده یا به‌توزیع پراکنده منابع در میان گروه‌های متنوع؟ ترکیب اعتبارات نشان می‌دهد بیش‌از نیمی از منابع حمایتی(۵۳‌درصد) به‌کالابرگ اختصاص دارد و سهم مستمری مستقیم به‌فقیرترین دهک‌ها تنها ۷‌درصد است. این‌ساختار بیانگر ترجیح سیاستگذار به‌حمایت‌های نیمه‌همگانی و گسترده است؛ مدلی که از نظر سیاسی فراگیرتر بوده اما ازمنظر هدف‌گیری فقر، ممکن است کارایی کمتری داشته باشد. ازسوی‌دیگر پایداری مالی این سیاست نیز محل تردید است. وابستگی بالای منابع امداد به‌هدفمندی یارانه‌ها و فشار کسری بودجه عمومی نشان می‌دهد حمایت اجتماعی بر منابعی استوار است که خود با محدودیت روبه‌رو هستند. درچنین‌شرایطی هرشوک درآمدی یا ناترازی بودجه می‌تواند به‌بازنگری در دامنه حمایت‌ها منجر شود. بنابراین سیاست رفاهی دولت در یک دوگانه قرار گرفته است: اگر منابع را به‌شکل گسترده توزیع کند ممکن است اثربخشی در کاهش فقر کاهش یابد و اگر تمرکز را بر فقرا بگذارد دامنه پوشش محدودتر می‌شود. پاسخ به‌این دوگانه نه‌فقط یک‌انتخاب بودجه‌ای بلکه یک‌انتخاب اجتماعی است یعنی انتخاب میان عدالت هدفمند و حمایت همگانی پایدار. آنچه سرنوشت سیاست رفاهی۱۴۰۵ را تعیین می‌کند نه رشد اسمی ارقام بلکه قدرت خرید واقعی مددجویان است؛ جایی که بودجه باید از کاغذ به‌سفره مردم منتقل شود.

    کل اعتبارات مصوب کمیته امداد خمینی برحسب منبع تامین

    حالت تعریف اعتبار نهادهای حمایتی (هزار میلیارد تومان)
    لایحه ۱۴۰۵ عدد مصوب لایحه ۴/۱۲۹
    سناریوی اول رشد حداقل دستمزد ۳۵ درصد ۴/۱۳۴
    سناریوی دوم رشد حداقل دستمزد ۴۰ درصد ۴/۱۳۹
    سناریوی سوم رشد حداقل دستمزد ۴۵ درصد ۳/۱۴۴
    ردیف عنوان سهم از کل اعتبارات حمایتی نرخ رشد
    ۱ یارانه نقدی ۱۵/۵۰ درصد رشد منفی
    ۲ یارانه نان ۱۵/۵۰درصد رشد ۱۹درصد
    ۳ یارانه دارو ۵۰/۴درصد رشد نزدیک صفر
    ۴ یارانه کالابرگ ۵۳/۰۰درصد اعتبارات جدید حمایتی
    ۵ تغذیه کودکان کمتر از ۱ درصد رشد ۲۸درصد
    ۶ سایر اعتبارات ۲/۵۰درصد
    ۷ کارت امید مادران کمتر از ۱درصد
    ۸ مستمری نهادهای حمایتی ۷/۰۰درصد رشد ۳۶درصد

     

  • بودجه؛ در ظاهر آرام در باطن ناآرام!!

    بودجه؛ در ظاهر آرام در باطن ناآرام!!

    به گزارش اقتصادران، بودجه هنگامی خطرناک می‌شود که اعدادش آرام باشند اما معنایشان ناآرام. گزارش تازه عملکرد مالی دولت در پنج‌ماه نخست۱۴۰۴ دقیقا چنین تصویری ارائه می‌دهد یعنی در ظاهر ۵۸‌درصد منابع محقق و ۷۲‌درصد مصارف پرداخت شده اما در دل این‌فاصله شکاف ۳۰۰‌هزارمیلیاردتومانی شکل گرفته که نه با افزایش درآمد بلکه با تنخواه خزانه و برداشت از ظرفیت‌های قانونی پوشانده شده است. به‌زبان ساده‌تر دولت در پنج‌ماه اول سال بیش از آنچه به‌دست آورده خرج کرده و برای جبران به‌آینده تکیه داده است. اعداد وقتی کنار هم قرار می‌گیرند تصویر روشن‌تر می‌شود. تراز عملیاتی منفی ۴۹۰‌همت نشان می‌دهد مشکل فقط یک‌نوسان فصلی نیست بلکه ریشه در ساختار بودجه دارد. ۴۳‌درصد هزینه‌ها از محل استقراض، انتشار اوراق، برداشت از صندوق توسعه و تنخواه تامین شده یعنی تقریبا نیمی از هزینه‌های جاری و عمرانی با بدهی پوشش یافته است. در سمت منابع نیز آنچه قرار بود بار کسری را سبک کند زمین‌گیر شده: مولدسازی با تحقق یک‌درصدی تقریبا روی کاغذ مانده، واگذاری شرکت‌ها ناچیز بوده و درآمدهای گمرکی به‌ویژه از محل واردات خودرو تنها ۶‌درصد محقق شده است. در همین حال سمت هزینه‌ها تعلل نکرده است. یارانه‌ها جلوتر از منابع حرکت کردند، هدفمندی با کمک بودجه عمومی و تنخواه سرپا مانده و پرداخت‌های تعهدی تقریبا کامل انجام شدند. نتیجه آنکه موتور خرج‌کرد روشن است اما موتور درآمد با تمام ظرفیت نمی‌چرخد. خطر اصلی اما در نیمه دوم سال پنهان است. برآوردها نشان می‌دهد اگر روند فعلی ادامه یابد و مصارف کامل تخصیص پیدا کند دولت تا پایان سال به‌حدود ۵۰۰‌هزارمیلیاردتومان منابع جدید نیاز خواهد داشت. پرسش اینجاست: این‌منابع از کجا خواهد آمد؟ از بدهی بیشتر از کاهش هزینه‌ها یا از اصلاح ساختاری که سال‌ها به‌تعویق افتاده است؟ گزارش پنج‌ماهه۱۴۰۴ بیش از آنکه یک‌صورت‌حساب باشد یک‌هشدار است؛ هشداری درباره مسیری که بودجه روی آن حرکت می‌کند.

    ۴۳‌درصد هزینه‌ها با استقراض تامین شد؛ دولت روی آینده خرج می‌کند

    استقراض ذاتا ابزار منفی نیست. اگر صرف سرمایه‌گذاری مولد و افزایش ظرفیت رشد شود می‌تواند توجیه‌پذیر باشد اما وقتی تراز عملیاتی منفی ۴۹۰‌همتی نشان می‌دهد حتی هزینه‌های جاری از درآمدهای پایدار جلو زدند معنای استقراض تغییر می‌کند: بدهی برای تامین مخارج روزمره. این‌همان نقطه‌ای است که اقتصاددانان آن را «خرج‌کردن از جیب آینده» می‌نامند. ادامه این‌روند دو پیامد محتمل دارد: فشار بیشتر بر بازار بدهی و افزایش هزینه تامین مالی در ماه‌های پایانی سال یا تعویق پرداخت‌ها و انباشت تعهدات. هردوسناریو فضای مالی نیمه‌دوم سال را متلاطم‌تر می‌کند. گزارش پنج‌ماهه۱۴۰۴ نشان می‌دهد مساله فقط کسری نیست بلکه نوع تامین کسری است. وقتی بودجه به‌بدهی تکیه می‌کند پایداری مالی دیگر یک‌فرض نیست، بلکه یک‌پرسش جدی است.

    مولدسازی روی کاغذ؛ تحقق یک‌درصدی فروش اموال دولت

    قرار بود مولدسازی یکی از ستون‌های جبران کسری بودجه باشد؛ منبعی که بدون افزایش مالیات و بدون استقراض بخشی از بار مالی دولت را سبک کند اما عملکرد پنج‌ماهه ۱۴۰۴ روایت دیگری دارد: از ۱۳۵‌هزارمیلیاردتومان مصوب پنج‌ماهه برای فروش و واگذاری اموال منقول و غیرمنقول تنها ۳/۱‌همت محقق شده یعنی یک‌درصد؛ رقمی که بیشتر به‌خطای آماری شبیه است تا یک‌منبع بودجه‌ای قابل اتکا. درمقیاس سالانه نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. از ۳۲۴‌همت پیش‌بینی‌شده برای کل سال برآورد تحقق تا پایان سال تنها ۲۵‌همت است یعنی حدود ۸‌درصد. این‌فاصله سنگین میان رقم مصوب و عملکرد یک‌پرسش جدی ایجاد می‌کند: چرا همچنان در تدوین بودجه منابعی لحاظ می‌شود که تجربه نشان داده تحقق آنها بسیار بعید است؟ اهمیت این‌عدد زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم بخشی از مصارف ازجمله افزایش سرمایه بانک‌ها و تادیه بدهی به‌صندوق‌ها به‌تحقق همین منابع گره خورده است. هرچند در گزارش تصریح شده برخی از این‌ردیف‌ها «جمعی-خرجی» هستند و عدم تحقق آنها الزاما کسری جدید ایجاد نمی‌کند اما واقعیت این‌است که وقتی دولت روی یک‌منبع حساب باز کرده و آن منبع تقریبا صفر محقق می‌شود فشار به‌سایر بخش‌ها یعنی به‌بازار بدهی یا به‌کاهش هزینه‌ها منتقل خواهد شد. مولدسازی در ادبیات رسمی به‌معنای فعال‌سازی دارایی‌های راکد است اما درعمل پیچیدگی حقوقی، مقاومت نهادی و نبود بازار خریدار باعث شده این‌ابزار بیشتر در متن بودجه بدرخشد تا در خزانه دولت. نتیجه روشن است: وقتی منابع غیرواقعی در بودجه نوشته می‌شود کسری نه حذف بلکه پنهان خواهد شد. عملکرد یک‌درصدی مولدسازی در پنج‌ماه نخست سال بیش از آنکه یک‌عدد باشد نشانه شکاف میان برنامه‌ریزی و اجراست.

    گمرک عقب ماند؛ درآمد خودرو فقط ۶‌درصد محقق شد

    کسری ۵۰۰‌همتی در راه است؟ هشدار درباره نیمه‌دوم سال

    اگر پنج‌ماه نخست سال تصویر امروز بودجه را نشان می‌دهد برآوردهای پایان سال تصویری از فردای آن ترسیم می‌کند؛ فردایی که چندان آرام به‌نظر نمی‌رسد. طبق پیش‌بینی ارائه‌شده در گزارش از مجموع ۴۹۵۶‌هزارمیلیاردتومان منابع مصوب سال۱۴۰۴ احتمالا تنها ۴۰۶۷‌همت محقق خواهد شد یعنی حدود ۸۹‌درصد تحقق. این‌به‌معنای ۸۸۹‌هزارمیلیاردتومان فاصله با رقم مصوب است. درسمت مصارف نیز با فرض تخصیص کامل هزینه‌ها(به‌جز برخی ردیف‌های جمعی-خرجی) پیش‌بینی شده حدود ۴۵۷۶‌همت پرداخت انجام شود. فاصله این‌عدد با منابع پیش‌بینی‌شده همان نقطه هشدار است: دولت برای بستن بودجه عمومی تا پایان سال به‌حدود ۵۰۰‌هزارمیلیاردتومان منابع جدید نیاز خواهد داشت. این‌عدد زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم در پنج‌ماه‌نخست نیز شکاف ۳۰۰‌همتی با تنخواه و ظرفیت‌های موقتی پوشش داده شده است. اگر روند نیمه اول سال ادامه یابد نیمه دوم با فشار بیشتری بر بازار اوراق، صندوق توسعه ملی یا سایر ابزارهای تامین مالی مواجه خواهد شد. به‌بیان دیگر گزینه‌های در دسترس بدهی بیشتر است یا کاهش هزینه‌ها و هر دو مسیر هزینه اقتصادی و سیاسی خود را دارند. نکته کلیدی اینجاست که بخش مهمی از منابعی که قرار بود در نیمه اول سال تحقق یابد(مانند مولدسازی یا واگذاری شرکت‌ها) عملا محقق نشده است. بنابراین اتکا به‌تحقق آنها در ماه‌های پایانی سال بیش از آنکه مبتنی بر تجربه باشد خوش‌بینانه به‌نظر می‌رسد. گزارش پنج‌ماهه هنوز از «کسری قطعی نیم‌تریلیونی» سخن نمی‌گوید اما اعداد و پیش‌بینی‌ها هشدار می‌دهند که بدون اصلاح درسمت درآمد یا انضباط درسمت هزینه نیمه‌دوم‌سال می‌تواند به‌دوره فشرده تامین مالی و افزایش فشار بر منابع تبدیل شود. پرسش اصلی این‌است: دولت کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد؟

    یارانه‌ها جلو زدند؛ هدفمندی با تنخواه سرپا ماند

    تراز عملیاتی منفی ۴۹۰‌همتی؛ ریشه کسری در ساختار بودجه

    در میان تمام اعداد گزارش شاید مهم‌ترین شاخص برای فهم عمق مساله تراز عملیاتی منفی ۴۹۰‌هزارمیلیاردتومانی باشد. تراز عملیاتی تفاوت میان درآمدهای پایدار دولت(مانند مالیات و سایر درآمدها) و هزینه‌های جاری را نشان می‌دهد. وقتی این‌تراز منفی است یعنی حتی بدون درنظرگرفتن پروژه‌های عمرانی و بازپرداخت بدهی‌ها دخل دولت به‌خرج جاری نمی‌رسد. در پنج‌ماه نخست سال۱۴۰۴ این‌شکاف به‌۴۹۰‌همت رسیده؛ عددی که نشان می‌دهد ریشه کسری صرفا در یک‌عقب‌ماندگی موقت منابع یا یک‌هزینه پیش‌بینی‌نشده نبوده بلکه در ساختار بودجه نهفته است. هزینه‌های جاری از حقوق و مزایا گرفته تا یارانه‌ها با سرعت و قطعیت پرداخت می‌شوند اما درآمدهای پایدار توان همگامی با آنها را ندارند. هرچند تراز مالی مثبت ۲۵۶‌همتی ثبت شده اما این‌عدد حاصل واگذاری دارایی‌های مالی و استقراض است و نه تعادل واقعی میان درآمد و هزینه. به‌بیان دیگر کسری عملیاتی با بدهی پوشانده شده است. تا زمانی که این‌شکاف ساختاری اصلاح نشود حتی اگر منابع موقتی کسری را بپوشانند فشار مالی در سال‌های بعد بازخواهد گشت. این‌همان نقطه‌ای است که هشدار می‌دهد مساله بودجه صرفا مدیریت نقدینگی نبوده بلکه بازنگری در ساختار دخل‌وخرج دولت است.

    عنوان قانون بودجه سال ۱۴۰۴ مصوب ۵/۱۲ عملکرد پنج ماه درصد عملکرد نسبت به مصوب ۵/۱۲
    الف) منابع و سایر دریافت‌ها ۴۹۵۶ ۲۰۶۵ ۱۱۹۰ ۵۸درصد
    درآمدهای مالیاتی ۱۸۲۰ ۷۵۸ ۵۱۲ ۶۸درصد
    درآمدهای گمرکی ۲۶۴ ۱۱۰ ۴۷ ۴۳درصد
    سایر درآمدها ۳۶۲ ۱۵۰ ۱۲۹ ۸۵درصد
    منابع حاصل از نفت و فرآورده‌های نفتی ۶۰۴ ۲۵۰ ۱۳۵ ۵۴درصد
    فروش و واگذاری اموال منقول و غیرمنقول (مولدسازی) ۳۲۴ ۱۳۵ ۳/۱ ۱درصد
    واگذاری اوراق مالی ۸۱۰ ۳۳۷ ۱۹۴ ۵۷درصد
    واگذاری شرکت‌های دولتی و سایر واگذاری‌ها ۲۱۵ ۸۹ ۷/۴ ۵درصد
    استفاده از منابع صندوق توسعه ملی ۵۴۱ ۲۲۵ ۱۴۷ ۶۵درصد
    منابع حاصل از برگشتی پرداخت‌های سال‌های قبل ۱۳ ۴/۵ ۸/۲ ۵۱درصد
    سایر دریافت‌ها ـ ـ ۱۶ ـ

    مقایسه عملکرد ارقام منابع و مصارف بودجه سال ۱۴۰۴ نسبت به اعتبار مصوب (هزار میلیارد تومان)

  • کمک به عتبات از جیب مردم؟!!

    کمک به عتبات از جیب مردم؟!!

    به گزارش اقتصادران، اخیراً یک عضو کمیسیون تلفیق بودجه، در صحن علنی مجلس و هنگام بررسی اعتبارات متفرقه، نسبت به بودجه نهاد‌های خاص اعتراض کرد و از اختصاص ۷۰۰ میلیارد تومان به آستان قدس رضوی بابت بازگشت مالیات و همچنین پیش‌بینی حدود هزار میلیارد تومان برای پارکینگ آستان قدس خبر داد.

    توسلی همچنین از اختصاص ۸ هزار میلیارد تومان به پروژه‌هایی خاص و ۶۸ هزار میلیارد تومان برای طرح‌های پیوست یک، انتقاد کرد و مدعی شد منابع لایحه که حدود ۱۱۰۰ همت بوده، به ۱۳۰۰ همت افزایش یافته است. به گفته او، تعیین ۲۰۰ میلیارد تومان برای شورای اطلاع‌رسانی دولت و ۸۰۰ میلیارد تومان کمک به عتبات عالیات نیز در شرایط فعلی اقتصادی قابل دفاع نیست.

    بررسی جزئیات لایحه بودجه و تصویری که از جداول اعتبارات منتشر شده، نشان می‌دهد منابع قابل توجهی برای نهاد‌های حوزوی و فرهنگی و موسسات ریز و درشت در نظر گرفته شده است. بر اساس این لایحه، مرکز خدمات حوزه‌های علمیه حدود ۱۶.۴ هزار میلیارد تومان بودجه دریافت می‌کند، شورای عالی حوزه‌های علمیه ۵.۹ هزار میلیارد تومان، جامعه‌المصطفی العالمیه حدود ۲.۱ هزار میلیارد تومان، حمایت از مدارس علوم دینی اهل سنت ۱.۲ هزار میلیارد تومان و شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه خواهران حدود ۱.۵ هزار میلیارد تومان اعتبار دارند.

    همچنین برای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ۹۹۶ میلیارد تومان، شورای عالی حوزه علمیه خراسان ۹۲۹ میلیارد تومان و مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) حدود ۴۴۱ میلیارد تومان بودجه پیش‌بینی شده است.

    پیش‌تر نیز اعلام شده بود دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در لایحه ۱۴۰۵ رقمی معادل یک‌هزار و ۲۲۸ میلیارد تومان اعتبار خواهد داشت.

    این در حالی است که بودجه سال آینده با کسری قابل توجهی مواجه است و شکاف میان منابع و مصارف دولت همچنان پابرجاست؛ موضوعی که می‌تواند به افزایش استقراض یا فشار تورمی در سال آینده منجر شود.

    در همین رابطه با مهدی پازوکی، اقتصاددان، گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

    بی‌انضباطی مالی بزرگترین علت کسری بودجه

    این کارشناس حوزه بودجه با تأکید بر ضرورت انضباط مالی در کشور گفت: بودجه کشور باید براساس قانون تخصیص یابد و هیچ نهاد خاصی نباید خارج از این چارچوب قرار داشته باشد.

    به گفته او، تنها نهاد‌هایی باید از بودجه دولتی استفاده کنند که وظایفشان در حیطه مسئولیت‌های دولت تعریف شده است. نهاد‌های مسئول در بخش‌های امنیت، بهداشت، آموزش و دیگر حوزه‌های اساسی باید بودجه دریافت کنند، اما سال‌هاست منابع بودجه‌ای در بخش‌هایی هزینه می‌شود که دستاورد مشخصی ندارند.

    چرا نهاد‌های غیرپاسخگو بودجه می‌گیرند؟

    به گفته پازوکی، به برخی نهاد‌ها بودجه اختصاص داده می‌شود در حالی که نه پاسخگو هستند و نه اساساً نیازی به این منابع دارند.

    او با اشاره به میزان بودجه برخی نهاد‌ها گفت: مجمع تشخیص مصلحت در حد یک وزارتخانه از دولت پول می‌گیرد و این پرسش مطرح است که چرا چنین نهادی نیاز به بودجه دارد. همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در حد یک وزارتخانه بودجه دریافت می‌کند، در حالی که به گفته او در سال‌های گذشته کارایی قابل توجهی از خود نشان نداده و تنها به گسترش «کارخانه‌های مدرک‌سازی» منجر شده است.

    این اقتصاددان ادامه داد: بودجه‌های بی‌ضابطه به یکی از بزرگ‌ترین مشکلات کشور تبدیل شده است. او با اشاره به سازمان اوقاف اظهار کرد که این سازمان از مسیر‌های مختلف درآمد قابل توجهی دارد و بنابراین باید مشخص شود چرا همچنان از بودجه دولت استفاده می‌کند و این درآمد‌ها چگونه هزینه می‌شود. به گفته پازوکی، این سازمان پاسخگویی لازم را نیز ندارد.

    پازوکی همچنین به وجود ردیف بودجه کمک به عتبات در لایحه بودجه اشاره کرد و گفت: هر فردی که قصد سفر به عتبات را دارد باید هزینه آن را شخصاً پرداخت کند. از دیدگاه او، در شرایط اقتصادی کنونی اختصاص بودجه عمومی به این بخش قابل دفاع نیست و منابع عمومی باید صرف بهبود زندگی شهروندان و تأمین نیاز‌های جامعه شود.

    آستان قدس که از زیرساخت کشور استفاده می‌کند باید مالیات بدهد؟

    وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره موضوع مالیات آستان قدس نیز اظهار کرد: اگر گفته می‌شود بازگشت مالیات آستان قدس در قانون پیش‌بینی شده، چرا قانون تغییر داده نمی‌شود.

    به اعتقاد او، هر نهادی که دارای درآمد است باید مالیات پرداخت کند. پازوکی تأکید کرد آستان قدس نیز با توجه به شرکت‌های زیرمجموعه و فعالیت‌های اقتصادی خود، از زیرساخت‌های کشور استفاده می‌کند و بنابراین باید مشمول پرداخت مالیات باشد.

  • رفاه مردم قربانی بودجه بگیران بلااستفاده!! / افقه: درآمد‌های نفتی بی‌کفایتی‌ها را پوشاند

    رفاه مردم قربانی بودجه بگیران بلااستفاده!! / افقه: درآمد‌های نفتی بی‌کفایتی‌ها را پوشاند

    به گزارش اقتصادران، پرداخت بودجه‌های سنگین به دستگاه‌ها و نهاد‌های موازی مورد انتقاد کارشناسان اقتصادی، رجال سیاسی و جامعه‌شناسان است؛ نهاد‌هایی که بعضا کمکی به تولید و رفاه مردم نمی‌کنند و ماموریت‌های بعضی از آنها اولویت کشور هم نیست.

    به طور نمونه، در لایحه بودجه ۱۴۰۵ برای ۹ نهاد حوزوی اصلی، حدود ۳۱ هزار میلیارد تومان معادل حدود ۰.۵ درصد از کل بودجه تعیین شده که جزئیات آن به این شرح است:

    بودجه مرکز خدمات حوزه‌های علمیه ۱۶.۴ هزار میلیارد تومان، شورای عالی حوزه‌های علمیه ۵.۹ همت، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی ۳.۷ همت، جامعه المصطفی العالمیه ۲.۱ همت، شورای سیاست‌گذاری حوزه‌های علمیه خواهران ۱.۵ همت، حمایت از مدارس علوم دینی اهل سنت ۱.۲ همت، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ۹۹۶ میلیارد تومان، شورای عالی حوزه علمیه خراسان ۹۲۹ میلیارد تومان و موسسه آموزششی و پژوهشی امام خمینی (ره) ۴۴۱ میلیارد تومان تعیین شده است.

    سال گذشته در صدر این لیست بودجه ۳۵ هزار میلیاردی صدا و سیما بود و به نهاد‌های فرهنگی دیگر نیز بین ۱۲۹ میلیارد تا ۱۴ هزار میلیارد تومان بودجه اختصاص پیدا کرد.

    اختصاص بودجه به این دستگاه‌ها و نهاد‌ها به کسری بودجه دولت و تورم دامن می‌زند و اقدام خاصی نیز طی سال‌های اخیر برای چابک‌سازی و سبک کردن مخارج آنها صورت نگرفته که این مساله با روح اصل ۴۴ قانون اساسی در تضاد است؛ اما سوال اصلی این است که آیا در شرایطی که دولت با شعار برقراری عدالت و با حذف ارز ترجیحی موجب گران شدن انبوهی از کالا‌ها در سبد خانوار شد و معتقد بود که این «جراحی اقتصادی» است، آیا نباید به جای این کار، ابتدا از بدنه خود شروع می‌کرد و پول بودجه که بیت‌المال است را از جیب این نهاد‌ها بیرون می‌آورد و آن را صرف خود مردم می‌کرد؟

    فزونی ردیف‌های غیر ضرور در بودجه

    در همین زمینه، سید مرتضی افقه، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: بخش قابل توجهی از مشکلات اقتصادی در کشور به‌ویژه تورم، ریشه در کسری بودجه دارد. این در حالی است که ریشه کسری بودجه نیز در انبوه ردیف‌های هزینه‌ای مازاد و موازی و غیر ضرور در بودجه است.

    به گفته وی، در دوره وفور درآمد‌های نفتی، هر قدرتی؛ از نماینده مجلس گرفته تا یک فرد دارای قدرت سیاسی، مذهبی، فرهنگی یا حتی قومی و منطقه‌ای اگر توانسته یک ردیف به انحای مختلف به ردیف‌های بودجه اضافه کرده است.

    انبوه ردیف بودجه‌هایی که کمکی به رفاه مردم نمی‌کند

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز در تشریح این مساله، گفت: وقتی یک کارفرما، کارگری را استخدام می‌کند، انتظار دارد که با اضافه شدن این فرد به مجموعه‌اش، به درآمد کارخانه اضافه شود. این مثال را در مقیاس ملی مقایسه کنید. بنابراین، برای هر ردیف در بودجه باید توجیهی برای افزایش درآمد ملی، رفاه اقتصادی یا بهبود خدمات دولت وجود داشته باشد.

    افقه افزود: در حال حاضر ما انبوهی ردیف هزینه در بودجه داریم که نه تنها کمکی به تولید ملی و رفاه مردم نمی‌کند، بلکه حتی خدمات دولت را بهبود نمی‌بخشد.

    درآمد‌های نفتی بی‌کفایتی‌ها را پوشاند

    این اقتصاددان با تاکید بر زائد بودن بسیاری از دستگاه‌ها و نهاد‌های موازی، گفت: بخشی از این نهاد‌ها زائد و بلااستفاده‌اند و تنها هزینه‌ها را افزایش داده‌اند. از طرفی، بخشی هم موازی‌اند که تعداد این نهاد‌ها و دستگاه‌های موازی هم کم نیست.

    افقه ادامه داد: این دستگاه‌ها و نهاد‌های زائد و موازی، انبوهی پول از جیب مردم می‌گیرند و صرف کاری می‌کنند که تکراری است یا اصلا هیچ استفاده‌ای ندارد؛ اما اینکه چرا تاکنون این موازی‌کاری‌ها برجسته نشده، به دلیل وفور درآمد‌های نفتی بود.

    به گفته وی، در تمام این سال‌ها درآمد نفت و فراوانی آن، کسری بودجه دولت را تامین می‌کرد و همه بی‌کفایتی‌ها و سوءاستفاده‌ها را می‌پوشاند؛ اما از سال ۱۳۹۷ به این سو با تشدید تحریم‌ها، درآمد‌های نفتی کاهش پیدا کرد و کسری بودجه بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شد. درنتیجه این بی‌کفایتی‌ها عیان شد.

    خطای سه دولت اخیر در جبران کسری بودجه

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با اشاره به خطای سه دولت اخیر، گفت: اشتباه حسن روحانی، شهید رئیسی و هم‌اکنون اشتباه پزشکیان این است که به جای اینکه به تدریج و کم‌کم این ردیف‌های عظیم بیهوده را حذف کنند، تلاش برای جبران کسری بودجه از طرق دیگر کردند.

    افقه ادامه داد: این ردیف‌های بودجه به یکباره قابل حذف نیست، زیرا خانواده‌های زیادی زیر چتر آن قرار دارند؛ ولی اگر از همان سال ۱۳۹۷ سالی چند ردیف حذف شده بود، هم‌اکنون بخشی از کسری بودجه جبران می‌شد؛ ولی دولت‌ها به جای این کار، به‌دنبال منابع جایگزین درآمد نفت رفتند و اموال دولتی و حتی اوراق قرضه فروختند و از صندوق توسعه ملی برداشت کردند!

    قدرتی پشت هر ردیف بودجه‌ای نهفته است!

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه دستگاه‌ها و نهاد‌های موازی و زائد در طول سال‌های اخیر نباید دوباره اضافه می‌شدند، گفت: انبوهی پول نفت و سوءتدبیر‌ها و سوءاستفاده‌ها باعث شد که ما در حال حاضر انبوهی ردیف بودجه اضافه و نهاد‌ها و دستگاه‌های موازی داشته باشیم که هنوز هم در حال اضافه شدن هستند.

    افقه افزود: پشت هر کدام از این ردیف‌های هزینه یا هر کدام از این دستگاه‌های موازی و زائد قدرتی نهفته است که حذف کردن آنها را از بودجه دشوار می‌کند.

    امید واهی که رئیس‌جمهور ایجاد کرد

    عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با تاکید بر اینکه لازمه حذف دستگاه‌های زائد و موازی، یک همت جدی از همه دستگاه‌هاست، گفت: بسیاری از دستگاه‌ها، نقشی در ایجاد آن نهاد و دستگاه موازی یا ردیف هزینه دارند. به همین دلیل، اصلا انگیزه‌ای برای رفتن به سراغ این کار وجود ندارد.

    افقه خاطرنشان کرد: همین امسال هم که رئیس‌جمهور فعلی با وعده حذف ردیف‌های هزینه موازی این همه امید ایجاد کرد، اما عملکرد او متفاوت بود و دیدیم که در بودجه ۱۴۰۵ تنها چند ردیف را ادغام کرده؛ اما حذف نکرده است.

  • رشد اقتصادی با این دست فرمان دولت، صفر است!

    رشد اقتصادی با این دست فرمان دولت، صفر است!

    به گزارش اقتصادران، دو هفته از حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی گذشت و در این مدت دولت تلاش کرد با قانع کردن مردم از طریق افزایش مبلغ کالابرگ و اقناع‌سازی رسانه‌ای مردم را مجاب کند که حذف ارز ترجیحی کالا‌های اساسی درست است.

    هرچند ارز ترجیحی در دورانی که در اقتصاد کشور رواج پیدا کرده بود باعث افزایش رانت و فساد شد و بسیاری از افراد با تشکیل شرکت‌های صوری ارز ترجیحی دریافت کردند؛ اما فراموش نکنیم که تولیدکننده در آن شرایط به شدت در مضیقه بود و با قیمت‌گذاری دستوری از تورم جا مانده بود و اگر حذف ارز ترجیحی نبود در آن برهه شاید بسیاری از شرکت‌هایی که تأمین نیاز اولیه مردم را در دستور داشتند با مشکل جدی و تعطیلی مواجه می‌شدند.

    حذف ارز ترجیحی تبعات اقتصادی زیادی هم برای مردم قشر متوسط و ضعیف جامعه داشته و باعث چند برابر شدن هزینه‌ها شد و افزایش کالابرگ نیز نتوانسته این افزایش قیمت‌ها را جبران کند، زیرا با افزایش قیمت طیف وسیعی از محصولات مواجه شدیم.

    ارز ترجیحی ناشیانه و بدون درک بستر اجتماعی حذف شد

    پیمان مولوی، اقتصاددان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «آیا حذف ارز ترجیحی کالا‌های اساسی، تبعاتی در جامعه خواهد داشت یا خیر؟» گفت: طرح حذف ارز ترجیحی و اختصاص کالابرگ به مردم، ناشیانه، بدون درک بستر اجتماعی و سیاسی اتفاق افتاد.

    وی با بیان اینکه حذف ارز ترجیحی از کالا‌های اساسی موجب خواهد شد که بحران اجتماعی در ایران به هیچ وجه فروکش نکند، گفت: تبعات چنین کاری به سمت بحران‌های کلان خواهد رفت.

    دولت از روی ناچاری روی به حذف ارز ترجیحی آورد

    این اقتصاددان در پاسخ به این سوال اقتصاد ۲۴ مبنی بر اینکه «اقدام دولت چهاردهم برای حذف ارز ترجیحی از کالا‌های اساسی دیر اتفاق افتاد یا زود و آیا باید در زمانی دیگر انجام می‌شد؟» گفت: این کار در اصل، اقدامی نبوده است، بلکه دولت چهاردهم از روی ناچاری، فلاکت و بدبختی این کار را کرد.

    مولوی ادامه داد: دولت مسعود پزشکیان با شعار‌های بسیار زیادی روی کار آمد و حرف‌ها و وعده‌های زیادی را داد؛ اما تاکنون هیچ کدام را نتوانسته است که عملی کند.

    قرعه بی‌تدبیرترین دولت پس از انقلاب به نام دولت چهاردهم افتاد!

    این اقتصاددان با اشاره به قطعی اینترنت بین‌الملل و محدودیت‌های اینترنت، گفت: بیش از ۱۰ روز است که اینترنت قطع است و دولت چهاردهم متهم اصلی آن است. آیا این وعده انتخاباتی آقای پزشکیان بود؟

    مولوی ادامه داد: با چنین اقداماتی، به نظر من، بی‌تدبیرترین دولت بعد از انقلاب اسلامی، همین دولت آقای پزشکیان است.

    پیامد شوک به سفره مردم، افزایش اعتراضات مردمی است

    این اقتصاددان در مورد تبعات این اقدام، گفت: اتفاقی که به دنبال این کار خواهد افتاد، شدیدتر شدن بحران‌های اجتماعی و افزایش اعتراضات مردمی خواهد بود و همه این تبعات از رویِ ندانم‌کاری پزشکیان است.

    مولوی با تاکید بر اینکه استراتژی برای چنین اقدامی وجود ندارد، گفت: بحث بر سر این است که پول و بودجه دولت تمام شده و رئیس‌جمهور مجبور بود این کار را کند.

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه منت این اقدام نادرست را بر سر من و شما می‌گذارند و می‌گویند که این اقدامات، اصلاحات و جراحی اقتصادی است، گفت: نخست اینکه پزشکیان، جراح اقتصادی نیست و تیمش جزو ضعیف‌ترین تیم‌های اقتصادی است.

    به گفته مولوی، بیمار هم مردم نیستند که روی سفره آنها جراحی شده! آن کسی که باید جراحی اقتصادی روی او انجام می‌گرفت، نهاد‌ها و دستگاه‌هایی بود که بودجه دولتی می‌گیرند و در بودجه، ارقامی دریافت می‌کنند.

    رشد اقتصادی با این دست فرمان دولت، صفر است

    این اقتصاددان با انتقاد از دولت چهاردهم، گفت: دولت فعلی، قدرت و اراده و تدبیر لازم را برای چنین کاری اصلا نداشت، زیرا رئیس‌جمهور نه استراتژی اقتصادی دارد و نه فهمی از موضوع! تیم اقتصادی او هم درک و فهمی از موضوع ندارند و تبعات این کار را به سمت بحران‌های بیشتر می‌برند.

    مولوی در مورد رشد اقتصادی در چنین شرایطی، گفت: رشد اقتصادی امسال با این دست فرمان دولت، صفر خواهد بود و در سال آینده به حدود منفی یک درصد خواهد رسید.

  • بودجه ۱۸۰۰ میلیاردی جامعه المصطفی در سال آینده برای تربیت طلبه خارجی!

    بودجه ۱۸۰۰ میلیاردی جامعه المصطفی در سال آینده برای تربیت طلبه خارجی!

    به گزارش اقتصادران، بودجه «جامعه المصطفی» در سال آینده برای تربیت ۲۱ هزار طلبه خارجی در ایران، ۱۸۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است.

    عنوان این بند در پیوست بودجه ” طلاب خارجی شاغل به تحصیل در داخل” ذکر شده و هدفگذاری سال جدید را ۲۱۰۰۰ طلبه پیش‌بینی شده است.

    بودجه جامعه المصطفی

  • چشم‌انداز اقتصاد کشور تیره‌تر از گذشته / افقه: بار اصلی کسری بودجه بر دوش مردم است

    چشم‌انداز اقتصاد کشور تیره‌تر از گذشته / افقه: بار اصلی کسری بودجه بر دوش مردم است

    به گزارش اقتصادران، مرتضی افقه در روزنامه اعتماد مطرح کرد:

    ابتدا چند نکته مقدماتی در مورد بودجه سال آینده باید روشن شود. وضعیت فعلی اقتصاد کشور و تدوین بودجه‌ای با مختصات ریاضتی نه‌تنها غافلگیرکننده نیست، بلکه کاملا قابل پیش‌بینی به نظر می‌رسد. از ماه‌ها پیش و حتی پیش از وقوع جنگ ۱۲روزه و بازگشت اسنپ‌بک، روشن است که با بازگشت ترامپ به کاخ سفید و تشدید سیاست‌های محدودکننده تجارت خارجی، اگر مساله تحریم‌ها حل نشود، دولت در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ توان تامین هزینه‌های جاری خود، از جمله پرداخت حقوق کارکنان را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، تنها راه باقی‌مانده برای دولت استقراض از بانک مرکزی است؛ مسیری که اکنون عملا طی می‌شود و آثار تورمی آن به‌تدریج در حال نمایان شدن است.

    در سال جاری، علاوه بر تداوم تحریم‌ها، دو عامل جدید نیز به این فشارها اضافه می‌شود؛ نخست جنگ ۱۲روزه که خسارت‌های مستقیم و غیرمستقیم سنگینی به اقتصاد کشور وارد می‌کند و منابع مالی دولت را بیش از پیش تحلیل می‌برد. دوم، بازگشت اسنپ‌بک و تشدید فشار بر تجارت خارجی که مسیرهای محدود باقیمانده برای نقل‌ و انتقال پول و صادرات را نیز پرهزینه‌تر و نااطمینان‌تر می‌کند. در کنار این دو عامل، تداوم تهدید به درگیری نظامی دوباره، چه ازسوی اسراییل و رسانه‌های خارجی و چه از طریق بازتولید این تهدیدها در فضای داخلی، محیط اقتصاد ایران را در وضعیت نااطمینانی مزمن نگه می‌دارد. نتیجه این فضا، توقف سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و تشدید خروج سرمایه از کشور است؛ پدیده‌ای که در سال‌های اخیر به یکی از مزمن‌ترین مشکلات اقتصاد ایران تبدیل می‌شود.

    نگاهی به هشت سال گذشته نشان می‌دهد فرصت‌های متعددی برای کاهش یا رفع تحریم‌ها از دست می‌رود. دولت روحانی به امید تغییر دولت در امریکا و بازگشت دموکرات‌ها، حل مساله تحریم‌ها را به آینده موکول کرد و دولت رییسی نیز با این تصور که بدون رفع تحریم‌ها می‌تواند مشکلات ساختاری اقتصاد را حل کند، مسیر مشابهی را ادامه داد، حاصل این رویکرد آن شد که در شش تا هفت سال گذشته، به‌جای اصلاح ساختار هزینه‌ها و حذف ردیف‌های زائد و موازی، دولت‌ها به دنبال جایگزین‌سازی منابع موقت برای درآمدهای نفتی از دست‌رفته رفتند.

    در این دوره، دولت تقریبا همه ابزارهای ممکن را به کار گرفت. اموال و شرکت‌های قابل واگذاری فروخته شدند، اوراق بدهی منتشر شد و نسل‌های آینده با بدهی‌های سنگین مواجه شدند. قیمت اغلب کالاها و خدمات دولتی افزایش یافت و به جز بنزین، تقریبا هیچ کالایی از این موج گرانی در امان نماند. دولت از صندوق توسعه ملی برداشت کرد و درنهایت برای پوشش کسری بودجه باقی‌مانده، به استقراض از بانک مرکزی روی ‌آورد. نتیجه این سیاست‌ها، از یک‌سو تخلیه منابع مالی کشور و ازسوی دیگر، انباشت تورم مزمن و فرساینده است که قدرت خرید مردم را به‌طور مستمر کاهش می‌دهد.

    در چنین بستری، دولت ترامپ بار دیگر تلاش کرد صادرات نفت ایران را به سمت صفر سوق دهد. در عین حال، خزانه دولت که طی هشت سال گذشته به‌واسطه فروش دارایی‌ها و استقراض‌های پیاپی تضعیف شده بود، دیگر توان مانور جدی ندارد. بنابراین دولت در تدوین بودجه سال ۱۴۰۵ راهی جز فشار مستقیم بر مردم پیدا نکرده است و این فشارها در شرایطی اعمال می‌شود که نرخ تورم به حدود ۵۰درصد نزدیک می‌شود و معیشت بخش بزرگی از جامعه در وضعیت شکننده قرار دارد.

    در لایحه بودجه ۱۴۰۵، کاهش شدید سهم نفت از منابع بودجه دیده شده است؛ اقدامی که از منظر واقع‌بینی قابل انتظار است. اما مساله اصلی آن است که دولت برای جبران این کاهش، به افزایش چشمگیر سایر منابع متوسل شده است. در این میان، بیشترین بار بر دوش درآمدهای مالیاتی گذاشته شده؛ به‌طوری‌که سهم مالیات‌ها نسبت به سال قبل رشدی در حدود ۶۰ تا ۷۰درصد نشان می‌دهد. این در حالی است که در سال‌های گذشته نیز فشار مالیاتی به ‌طور مستمر افزایش پیدا کرده و اکنون ظرفیت واقعی اقتصاد برای تحمل چنین افزایشی بسیار محدود است.

    اقتصاد ایران در شرایط رکود عمیق قرار دارد. نرخ رشد تولید ملی صفر یا نزدیک به صفر است و بسیاری از واحدهای تولیدی کوچک و متوسط در آستانه تعطیلی یا ورشکستگی قرار دارند. درآمد واقعی خانوارها کاهش یافته و توان مصرفی جامعه به‌شدت تضعیف شده است، در چنین شرایطی، انتظار افزایش گسترده درآمدهای مالیاتی با واقعیت‌های اقتصادی همخوانی ندارد. در نظریه‌های اقتصادی، مالیات تابعی از تولید ملی و درآمد است. وقتی تولید رشد نمی‌کند و درآمدها کاهش می‌یابد، افزایش مالیات یا به تعطیلی بنگاه‌ها منجر می‌شود یا به تعمیق رکود و کاهش بیشتر قدرت خرید مردم.

    علاوه بر مالیات، در لایحه بودجه افزایش قابل‌توجه فروش اوراق بدهی و استقراض از صندوق توسعه ملی نیز پیش‌بینی شده و این ابزارها اگرچه در کوتاه‌مدت بخشی از کسری بودجه را پوشش می‌دهند، اما در بلندمدت بدهی دولت را افزایش می‌دهند و هزینه‌های آتی را سنگین‌تر می‌کنند. همزمان، دولت برای کاهش کسری بودجه به افزایش قیمت کالاها و خدمات دولتی، به‌ویژه حامل‌های انرژی و به‌خصوص بنزین، روی می‌آورد. حذف ارزهای ترجیحی و نیمایی و تعیین نرخ تسعیر ارز در سطحی بسیار بالاتر نیز در همین راستا قرار دارد.

    حامیان افزایش نرخ ارز استدلال می‌کنند که مابه‌التفاوت حاصل از این سیاست باید به شکل یارانه‌های مستقیم و غیرمستقیم به مردم بازگردد. در بودجه جاری نیز رقمی در حدود ۷۵۰ همت درآمد ارزی پیش‌بینی شده با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد این سیاست در عمل کارآمد نیست. در دوره‌های مختلف، از دولت احمدی‌نژاد تا دولت رییسی، افزایش نرخ ارز و قیمت کالاها به تورم‌های شدید منجر شد، اما اقدامات جبرانی قادر به جبران کاهش قدرت خرید مردم نیست.

    دلیل این ناکامی روشن است. افزایش قیمت‌ها و نرخ ارز با یک تصمیم اداری و فوری انجام می‌شود، اما نظام بروکراتیک و مدیریتی کشور توان اجرای به‌موقع و هدفمند سیاست‌های حمایتی را ندارد. علاوه بر این، یارانه‌ها معمولا یک‌بار افزایش می‌یابند، درحالی که تورم ناشی از این سیاست‌ها به ‌صورت مستمر و سالانه ادامه پیدا می‌کند. در نتیجه، اثر یارانه‌های جبرانی ظرف یک یا دو سال از بین می‌رود و مردم با سطحی پایین‌تر از رفاه مواجه می‌شوند.

    نکته پایانی به وعده‌های دولت درباره اصلاح ساختار هزینه‌ها بازمی‌گردد. رییس‌جمهور بارها بر حذف ردیف‌های زائد و موازی و کاهش هزینه نهادهای غیرضرور تاکید می‌کند. اما بررسی لایحه بودجه نشان می‌دهد نه‌تنها بسیاری از این ردیف‌ها حذف نمی‌شوند، بلکه در مواردی با افزایش‌های قابل‌توجه نیز همراه هستند. این تناقض میان وعده و عمل، اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند و بار اصلی کسری بودجه را همچنان بر دوش مردم باقی می‌گذارد.

    در نهایت، می‌توان گفت سال آینده برای مردم سالی دشوارتر و فرساینده‌تر از سال جاری رقم می‌خورد. بودجه ۱۴۰۵ نه نشانه اصلاحات ساختاری، بلکه ادامه مسیری است که بر پایه توهم بی‌اثر بودن تحریم‌ها و امکان اداره اقتصاد با ساختارهای ناکارآمد بنا شده و تا زمانی که این توهمات کنار گذاشته نشود و تصمیمات اساسی برای رفع تحریم‌ها و اصلاح واقعی ساختار بودجه اتخاذ نگردد، فشار بر معیشت مردم تشدید شده و چشم‌انداز اقتصاد کشور تیره‌تر از گذشته باقی می‌ماند.