برچسب: برق

  • جنگ برقی؛ برق جنگی! / نبض زندگی ایرانیان کند خواهد شد؟

    جنگ برقی؛ برق جنگی! / نبض زندگی ایرانیان کند خواهد شد؟

    به گزارش اقتصادران، پس از آنکه ترامپ به اهداف خود در جنگ به طور کامل دست پیدا نکرد، به سراغ تهدید زیرساخت‌های انرژی هست. موضوعی حساس که نتیجه آن را در حمله به عسلویه هم دید. هرچند ترامپ از ادعای خود حداقل به مدت ۵ روز عقب نشینی کرده، اما هنوز خطر جنگ زیرساختی وجود دارد و حمله به برخی مراکز توزیع گاز نیز نشان می‌دهد دشمن نسبت به وعده‌های خود استوار نیست.

    در مقابل تهدید ترامپ، ایران گفته اقدام انتقام جویانه خواهد کرد و تاسیسات انرژی در منطقه را هدف قرار خواهد داد؛ ایران دسترسی خوبی به تاسیسات انرژی کشور‌های منطقه و اسراییل دارد و یک جنگ تاسیساتی می‌تواند بحرانی ماندگار برای خاورمیانه ایجاد کند. از سوی دیگر کارشناسان معتقدند پراکندگی تولید و توزیع برق در ایران به نفع کشور است و این اسراییل است که از تولید متمرکز برق متضرر می‌شود، اما برخی مدعی‌اند حمله به زیرساخت‌های برق، مانند آنچه در جنگ عراق-آمریکا رخ داد، می تواند منجر به قطعی برق قابل توجهی شود.

    شبکه برق ایران رینگی است و این اطمینان به شبکه را بالا می برد

    مهدی مسائلی، دبیر‌سندیکای صنعت برق، در رابطه با پراکندگی مراکز تولید برق در ایران و خطر قطعی طولانی می‌گوید: «شبکه برق ایران حالت ring و بهم پیوسته دارد و این قابلیت مانور و اطمینان شبکه را بسیار بالا می‌برد. اینکه نیروگاه‌ها پراکنده‌اند، امکان جداسازی را فراهم می‌کند و همین در شرایط قطعی یک بخش از شبکه به پایداری بخش های دیگر کمک می کند.»

    مسائلی توضیح داده پراکندگی نیروگاه‌ها در کل دنیا وجود دارد و مرسوم است. در کشور ایران ۱۰۰ هزار مگاوات ظرفیت منصوب نیروگاهی داریم و نکته مهم اینکه در زمستان کمتر از ۴۵ هزار مگاوات نیاز به مصرف داریم.

    آیا در صورت حمله همه جانبه، شبکه پایدار می ماند؟

    او معتقد است که توانمندی صنعت برق در تداوم شبکه قابل قبول است، اما جنگ هم بحران‌سازی‌های خود را دارد. او می‌گوید:«البته شدت حمله و میزان آسیب و دامنه آن اثرات متفاوتی خواهد داشت.»

    به گفته دبیر سندیکای برق، زمان مانور برای پایداری شبکه متفاوت است. در ایام ۲۷ روزه جنگ تا به امروز، ظرف کمتر از یک‌ساعت برق‌رسانی به مشترکان آسیب دیده، توسط واحد‌های تعمیر و نگهداری حاصل شده است. ولی نباید فراموش کنیم که جنگ است و در دعوا و جنگ نان و حلوا تقسیم نمی‌کنند!

    او تاکید کرده «این نوع جنگ آسیب نیست بلکه تخریب است و باید تحمل کرد. امید که زودتر پیروزی حق بر باطل حاصل شود.»

    مسائلی با تاکید بر اینکه صنعت برق به عنوان یک ثروت، یک میراث با عمری بیش از ۱۰۰ سال، جزء ثروت‌ها و منابع تمام نشدنی این کشور محسوب می‌شود گفت: بخش خصوصی توانمند، متخصص و همیشه در صحنه، پشتیبان بخش دولتی این کشور بوده و خواهد ماند.

    او در رابطه با میزان قطعی برق در پی حمله به تاسیسات انرژی ادامه داد: «این موضوع بدلیل نامشخص بودن میزان آسیب و تخریب، متغییر است. در صورت چنین حمله‌ای، قطعا قطعی برق از یک ساعت بیشتر خواهد بود. اگر تجهیزات زیرساختی آسیب جدی ببینند و امکان تعمیر در محل فراهم نباشد، و یا قطعه یدکی در انبار نباشد، قطعا می‌تواند در زمان وصل شدن مجدد برق موثر باشند.»

    در صورت حمله به تاسیسات برق چه کنیم؟

    مسائلی در رابطه با اقدامات پیشگیرانه در زمان حمله به تاسیسات برق گفت: «برق نبض زندگی است. بدون برق در کلان شهر‌ها جریان زندگی، کندتر از کند خواهد شد. در تابستان ۱۴۰۴ قطعی برق حداقل به مدت دو ساعت در روز را تجربه کردیم، که شاید آن روز‌ها بعنوان یک مانور برای روز‌های جنگی (بدون برق که البته امیدواریم رخ ندهد) محسوب شود.»

    او می گوید در قطعی تابستان، بسیاری از اصناف، باغ و ویلا‌ها با موتور برق، صنایع کوچک با دیزل ژنراتور‌ها، برخی از اصناف و منازل با استفاده از UPS و ذخیره سازها، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی با استفاده از دیزل ژنراتور و UPS تاحدی بر مشکل بی‌برقی چیره شدند.

    مسائلی توصیه کرده در شرایط جنگی این روش‌ها بایستی بطور گسترده‌تری ادامه یابند. واقعیت را باید پذیرفت که در صورت انجام تجاوز هوایی به زیرساخت‌های برقی کشور، وضعیت مانند قبل نخواهد بود.

    وی درباره تجهیز به انرژی خورشیدی و موتور برق گفت: «چه در جنگ، چه در صلح، باغ و ویلا‌ها و خانه‌های مسکونی باید خود را مجهز به ذخیره ساز‌ها و انرژی‌های خورشیدی و صنایع کوچک علاوه بر ذخیره ساز، انرژی خورشیدی دیزل ژنراتور یا ژنراتور‌های گازی کنند. این اقدامات در شرایط غیر عادی پشتیبان مناسبی هستند و در شرایط عادی هم منبع درآمد مناسبی خواهند بود.»

    مسائلی می گوید: کسب و کار‌ها در آینده از این مسیر تامین انرژی پایدار خواهند نمود؛ و در پایان و با رویکرد واقع گرایانه فراموش نکنیم که در شرایط جنگی و قطع برق بمدت طولانی، ناچار خواهیم بود، حتی برای مدتی کوتاه، یادی از گذشتگان و روش‌های سنتی آنها برای زندگی کنیم.»

  • قبض ۱۴ همتی جنگ برای صنعت برق!

    قبض ۱۴ همتی جنگ برای صنعت برق!

    به گزارش اقتصادران، مصطفی رجبی‌مشهدی گفت: از ابتدای حملات دشمن تاکنون حدود هزار و ۵۰ حادثه جدی در شبکه برق کشور ثبت شده است.

    وی با بیان اینکه در بسیاری از نقاطی که مورد هدف قرار گرفته‌اند شبکه برق نیز از آنجا عبور می‌کند، افزود: بخشی از آسیب‌ها به پست‌ها و خطوط انتقال برق وارد شده و در برخی موارد نیز نیروگاه‌ها و تاسیسات آب‌شیرین‌کن دچار خسارت شده‌اند.

    معاون برق و انرژی وزیر نیرو میزان خسارت وارد شده به صنعت برق را حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان اعلام کرد و گفت: با وجود این خسارت‌ها، عملیات ترمیم و بازسازی شبکه به سرعت در حال انجام است و در حال حاضر هیچ مشترکی در کشور با خاموشی مواجه نیست.

    رجبی‌مشهدی با اشاره به وضعیت شبکه در پایتخت گفت: در محدوده شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ بیش از ۲۰۰ حادثه بزرگ رخ داده که به طور میانگین روزانه حدود ۱۵ حادثه بوده است.

    وی افزود: زمان رسیدگی به این حوادث به طور معمول کمتر از یک ساعت بوده و در بسیاری از موارد بین ۱۰ تا ۶۰ دقیقه برق مشترکان دوباره وصل شده است.

    وی از شهروندان خواست در صورت مشاهده هرگونه مشکل با سامانه ۱۲۱ تماس بگیرند و گفت: همکاری مردم در اطلاع‌رسانی می‌تواند روند رسیدگی به حوادث را تسریع کند.

    رجبی‌مشهدی تاکید کرد: در حال حاضر قطعی طولانی‌مدت برق در کشور وجود ندارد و شبکه در وضعیت پایدار قرار دارد، هرچند بیشترین آسیب‌ها در تهران و برخی استان‌های غربی گزارش شده است.

    معاون برق و انرژی وزیر نیرو همچنین از توسعه کنتورهای هوشمند خبر داد و گفت: در تهران بزرگ حدود یک میلیون کنتور هوشمند نصب شده و در مجموع در کشور تعداد این کنتورها از ۶ میلیون دستگاه عبور کرده است.

    رجبی مشهدی همچنین از مردم خواست تا با صرفه‌جویی در مصرف انرژی، صنعت برق را در حفظ پایداری شبکه همراهی کنند.

  • جنگی فراتر از میدان نبرد / خطر بیخ گوش زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات آب

    جنگی فراتر از میدان نبرد / خطر بیخ گوش زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات آب

    به گزارش اقتصادران، با تشدید و ادامه درگیری ها میان ایران با آمریکا و اسرائیل، حملات متقابل به زیرساخت‌ها و مسیرهای انتقال انرژی، به یکی از مهم‌ترین ابعاد این بحران تبدیل شده است. آنچه اکنون باعث نگرانی بازارهای جهانی شده تنها کاهش فیزیکی عرضه نفت نیست، بلکه وارد شدن یک شوک مالی عظیم به نظام زنجیره ای و بهم پیوسته انرژی در جهان است.

    اهمیت استراتژیک جزیره خارک

    رابرت اف فورس در آتلانتیک نوشت: آغاز این مرحله از تنش ها به پایانه اصلی صادرات نفت ایران در جزیره خارک همراه بود؛ نقطه‌ای که تقریبا تمامی صادرات نفت خام ایران از آن انجام می‌شود. از آنجا که حدود ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی ایران به درآمدهای نفتی وابسته است، هدف قرار دادن این پایانه تنها یک ضربه نظامی تاکتیکی نیست، بلکه منبع اصلی ارز خارجی و ثبات مالی ایران را هدف می‌گیرد.

    در مقابل، ایران نیز با اقداماتی متقابل تلاش کرده است تا هزینه‌های جنگ را گسترش دهد. یکی از مهم‌ترین این اقدامات، مختل کردن عبور و مرور در تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند. توقف یا اختلال در این مسیر باعث کاهش ظرفیت حمل‌ونقل دریایی، افزایش شدید هزینه بیمه کشتی‌ها و واکنش فوری بازارهای انرژی شده است.

    بدترین کابوس منطقه به وقوع پیوست؟

    همزمان با این تحولات، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با یکی از بدترین سناریوهای امنیتی مواجه شده‌اند. از زمانی که نخستین موشک‌های ایرانی در آسمان منطقه ظاهر شدند، این کشورها تلاش کردند تا علاوه بر رهگیری حملات، فضای عمومی را نیز آرام نگه دارند و به ساکنان، گردشگران و سرمایه‌گذاران اطمینان بدهند که شرایط تحت کنترل است.

    بسیاری از ناظران معتقدند که هرچه جنگ طولانی‌تر شود، کشورهای منطقه آسیب بیشتری خواهند دید. این آسیب ها در کشورهایی مانند امارات، عربستان، قطر، بحرین و کویت، تنها به اختلال در صادرات نفت و گاز محدود نیست. درواقع، در این مناطق خشک و کم‌منبع، زندگی روزمره به جریان مداوم واردات غذا و همچنین شبکه‌های عظیم آب‌شیرین‌کن وابسته است؛ زیرساخت‌هایی که ممکن است به‌راحتی هدف حملات هوایی قرار بگیرند.

    از بیابان های خشک تا قطب تجارت جهانی

    در پنجاه سال گذشته، کشورهای حوزه خلیج فارس از بیابان هایی کم‌جمعیت و خشک، به یکی از قطب‌های مدرن تجارت و مهاجرت با حدود ۶۰ میلیون نفر جمعیت تبدیل شده اند. با این وجود، بخش زیادی از این رونق اقتصادی بر این فرض استوار بود که ایران هرگز به چنین حملاتی دست نخواهد زد. فرضی که با ادامه این جنگ زیر سوال رفت.

    خاورمیانه دیگر امن نیست

    کاهش تعداد موشک‌های ارسالی در روزهای اخیر از سوی ایران، لزوما به معنای پایان خطر نیست. حتی حملات پراکنده پهپادی نیز در صورت تداوم می‌توانند تصویر منطقه به‌عنوان پناهگاهی امن در خاورمیانه را تضعیف کنند؛ موضوعی که برای مناطقی مانند دبی که به گردشگری، بازار املاک و سرمایه‌گذاری خارجی وابسته‌اند، بسیار مهم است.

    زیرساخت‌های انرژی در مرکز بحران

    رابرت اسکچر در پروجکت سیندیکیت نوشت: در سطح جهانی نیز فشار اصلی بر زیرساخت‌های انرژی متمرکز شده است. پالایشگاه‌های بزرگ، پایانه‌های صادراتی و مسیرهای انتقال نفت و گاز همگی به نقاط حساس در این درگیری تبدیل شده‌اند. برای مثال، فشار بر ظرفیت پالایشی عربستان می‌تواند بازار فرآورده‌هایی مانند گازوئیل و سوخت جت را تحت تأثیر قرار دهد؛ حتی اگر تولید نفت خام تغییر چندانی نکرده باشد. پالایشگاه‌هایی مانند رأس‌تنوره گلوگاه‌های مهمی در زنجیره تأمین سوخت هستند و تهدید یا تعطیلی موقت آنها به سرعت بازارهای پایین‌دستی را دچار کمبود می‌کند.

    بازار گاز طبیعی مایع نیز شرایط مشابهی دارد. هرچند تجارت LNG نسبت به خطوط لوله انعطاف بیشتری دارد، اما عرضه آن همچنان در چند کشور متمرکز است. انتظار می‌رود قطر در دهه آینده حدود یک‌چهارم بازار جهانی LNG را در اختیار داشته باشد؛ بنابراین هرگونه اختلال در تأسیسات یا صادرات این کشور می‌تواند اثر قابل‌توجهی بر بازار جهانی داشته باشد.

    هم‌اکنون نیز قراردادهای آتی LNG در واکنش به این بحران با جهشی شدید روبه‌رو شده‌اند. این افزایش قیمت حتی بدون وقوع اختلال واقعی در عرضه رخ داده و نشان می‌دهد بازارها چگونه ریسک‌های ژئوپولیتیک را به سرعت در قیمت‌ها منعکس می‌کنند.

    وابستگی اروپا به واردات LNG دریایی نیز پس از کاهش شدید صادرات گاز روسیه در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است و قطر یکی از تأمین‌کنندگان اصلی آن به شمار می‌رود. در نتیجه، هرگونه اختلال طولانی‌مدت در صادرات گاز این کشور می‌تواند مستقیما توازن بازار گاز در اروپا و همچنین اقتصادهای بزرگ آسیایی را بر هم بزند.

    آب اصلی ترین نگرانی است

    با وجود همه این نگرانی‌ها، تهدیدهای احتمالی برای کشورهای حوزه خلیج فارس بسیار فراتر از حوزه انرژی است. یکی از سناریوهای نگران‌کننده برای ساکنان منطقه، هدف قرار گرفتن تأسیسات آب‌شیرین‌کن است. شبه‌جزیره عربستان تقریبا هیچ رودخانه یا دریاچه‌ای ندارد و بخش بزرگی از آب مصرفی آن از طریق همین تأسیسات تأمین می‌شود.

    این مجموعه‌ها معمولا در کنار نیروگاه‌های برق ساخته می‌شوند و همین موضوع آنها را به اهدافی حساس تبدیل می‌کند. حمله به چنین تأسیساتی می‌تواند بحران های انسانی بزرگی را ایجاد کند. کارشناسان می‌گویند تخریب این زیرساخت‌ها حتی می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد، هرچند در گذشته نیز نمونه‌هایی از حمله به آنها وجود داشته است.

    فشار اقتصادی به منزله ابزار سیاسی

    در عین حال، برخی تحلیلگران معتقدند ایران با هدف قرار دادن زیرساخت‌هایی که نه‌تنها دشمنان مستقیم خود، بلکه مصرف‌کنندگان جهانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، می‌کوشد تا هزینه اقتصادی این درگیری را برای همه طرف‌ها افزایش دهد. هدف لزوما قطع کامل عرضه جهانی انرژی نیست، بلکه ایجاد بی‌ثباتی کافی برای وادار کردن بازیگران بین‌المللی به بازنگری در محاسبات سیاسی و دیپلماتیک است.

    چنین رویکردی در تاریخ بی‌سابقه نیست. تحریم نفتی اوپک در سال ۱۹۷۳ سیاست خارجی غرب را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. حمله به تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ نیز برای مدتی بازارها را دچار تلاطم کرد. همچنین تجربه استفاده روسیه از صادرات گاز به‌عنوان ابزار فشار ژئوپولیتیک نشان داد که وابستگی متقابل انرژی چگونه می‌تواند به یک اهرم سیاسی تبدیل شود.

    موج جدید تورم در راه است

    اقتصاد جهانی در شرایطی با این بحران روبه‌رو شده که پیش‌تر نیز با بدهی‌های بالا، فشارهای تورمی و رشد نامتوازن دست‌وپنجه نرم می‌کرد. اختلال طولانی‌مدت در صادرات انرژی از خلیج فارس می‌تواند قیمت نفت و گاز را به سرعت افزایش دهد و موج تازه‌ای از تورم را به راه بیندازد.

    کشورهای در حال توسعه بیش از دیگران در برابر چنین شوکی آسیب‌پذیر هستند، زیرا انرژی سهم بزرگی از هزینه واردات آنها را تشکیل می‌دهد. افزایش قیمت‌های دلاری انرژی در کنار کاهش ارزش پول ملی می‌تواند فشار شدیدی بر تراز پرداخت‌ها و اعتبار مالی این کشورها وارد کند.

    در نهایت، بحران کنونی تنها آزمونی برای توان بازدارندگی نظامی نیست؛ بلکه آزمونی است برای تاب‌آوری نظام جهانی انرژی. در اقتصاد بهم پیوسته جهانی، جنگ‌های منطقه‌ای به‌ندرت در همان منطقه باقی می‌مانند، به‌ویژه زمانی که جریان انرژی جهان در معرض خطر قرار گیرد.

  • درخواست فوری و جدی وزیر نیرو از مردم

    درخواست فوری و جدی وزیر نیرو از مردم

    به گزارش اقتصادران، وزیر نیرو اعلام کرد: خدمت‌رسانی بی‌وقفه در صنعت آب و برق ادامه دارد.

    عباس علی آبادی، وزیر نیرو گفت: در جریان حملات رژیم صهیونیستی و ارتش آمریکا در نقاط مختلف کشور، خسارت‌هایی به تاسیسات تأمین آب و برق وارد شده اما با تلاش کارکنان این صنعت تعمیرات به صورت پیوسته و بی وقفه ادامه دارد.

    مردم دقت در مصرف آب و برق داشته باشند

  • صنعت برق در لبه پرتگاه!

    صنعت برق در لبه پرتگاه!

    به گزارش اقتصادران، افزایش مطالبات مشترکین برق به‌مرز ۱۰۰‌هزار‌میلیاردتومان فقط یک‌عدد درصورت‌های مالی نبوده بلکه این‌رقم حالا به‌یک متغیر اثرگذار در آینده سرمایه‌گذاری انرژی کشور تبدیل شده است. براساس گزارش مدیران توانیر، مانده مطالبات صنعت برق از ۵۹همت ابتدای سال به‌حدود ۱۰۰همت در پایان دی‌ ماه رسیده؛ رقمی که بخش عمده آن مربوط به‌مشترکان صنعتی است.

    گزارش افزایش مانده مطالبات صنعت برق که به‌عدد ۱۰۰‌هزار‌میلیاردتومان رسیده در جلسه شورای معاونان شرکت توانیر اعلام شد؛ گزارشی که از یک‌واقعیت تلخ دیگر برای صنعت برق پرده برداشته آن‌هم درست در شرایطی که وزیر نیرو این‌روزها جشن ۱۰۰مگاواتی‌شدن حجم تولید برق در کشور را جشن گرفته است.

    آنطورکه وحید ازوجی، معاون هماهنگی مالی، پشتیبانی و امور مجامع شرکت توانیر اعلام کرده مانده مطالبات صنعت برق که در ابتدای سال حدود ۵۹‌هزار‌میلیاردتومان بوده تا پایان دی‌ماه به‌بیش از ۹۰‌هزار‌میلیاردتومان بدون احتساب ترانزیت و حدود ۱۰۰‌هزار‌میلیاردتومان با احتساب ترانزیت رسیده که نشان‌دهنده افزایش قابل‌توجه مطالبات در سال جاری است. او متوسط وصول نقدی در شرکت‌های برق منطقه‌ای حدود ۶۶‌درصد و در شرکت‌های توزیع حدود ۸۷تا۸۸‌درصد اعلام کرده که به‌گفته اوبخش عمده بدهی‌ها مربوط به‌صنایع است و در برخی شرکت‌های برق منطقه‌ای سهم مشترکان صنعتی از مطالبات به‌بیش از ۹۰‌درصد می‌رسد.

    این‌مقام توانیر اذعان کرده که در برخی استان‌ها به‌دلیل مداخلات ستاد تسهیل و رفع موانع تولید محدودیت‌هایی در اعمال مدیریت مصرف مشترکان بدهکار صنعتی ایجاد شده که روند وصول مطالبات را با دشواری مواجه کرده است.

    اگرچه صنعت برق ذاتا سرمایه‌بر است اما فعالان این‌صنعت می‌گویند که احداث یک‌نیروگاه جدید، توسعه شبکه انتقال یا حتی نوسازی زیرساخت‌های فرسوده نیازمند منابع مالی پایدار و قابل پیش‌بینی است. در چنین شرایطی وقتی تنها حدود ۷۰‌درصد مطالبات وصول شده شرکت‌های تولید‌کننده و توزیع‌کننده با کمبود نقدینگی مواجه می‌‌شوند. این‌کمبود زنجیره‌ای از تاخیر در پرداخت‌ها را رقم می‌‌زند که در شامل طلب پیمانکاران و بازپرداخت تسهیلات بانکی آنهاست. نتیجه چنین شرایطی افزایش ریسک سرمایه‌گذاری در نگاه فعالان خصوصی است.

    شاید برای خیلی‌ها این‌ابهام پررنگ باشد که چرا دولت باوجود افزایش تعرفه‌های برق از مشترکان نمی‌تواند بدهی‌ تولیدکننده‌ها را تسویه کند؟ واقعیت این‌است تعرفه‌های برق در ایران سال‌هاست کمتر از قیمت تمام‌شده تعیین می‌شود. فاصله میان هزینه تولید و قیمت فروش زیانی انباشته ایجاد می‌کند که بخشی از آن باید از محل بودجه عمومی یا منابع یارانه‌ای جبران شود. در شرایط محدودیت‌های مالی دولت این‌جبران به‌طور کامل انجام نمی‌شود و نتیجه انباشت بدهی در ترازنامه صنعت برق است. به‌بیان دیگر برق ارزان برای مصرف‌کننده به‌معنای فشار مالی بر تولیدکننده است.

    تضعیف نقش بازیگران اصلی صنعت برق

    وی در ادامه گفت: درنتیجه کشور با پدیده ناترازی انرژی مواجه شده و مداخله دولت در تعیین قیمت برق و اعمال سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری در حوزه نیروگاهی مشکلات جدی ایجاد کرده است. قیمت‌های دستوری باعث شده نیروگاه‌ها از نظر اقتصادی با عدم تعادل در دخل و خرج مواجه شوند و امکان مدیریت و توسعه سرمایه‌گذاری برای آنها محدود شود. به‌نظر می‌رسد راهبردهای گذشته در حوزه انرژی چندان موفق نبوده و تداوم این‌مسیر مشکلات موجود از جمله خاموشی‌ها و ناترازی انرژی را تشدید کرده است. در سال‌های اخیر نیز تغییر محسوسی در وضعیت صنعت برق کشور مشاهده نشده است.

    صالحی افزود: برای بهبود شرایط لازم است وزارت نیرو با فاصله‌گرفتن از اقتصاد دستوری در حوزه انرژی زمینه حضور موثرتر بخش خصوصی را فراهم کند تا با واگذاری تدریجی امور اجرایی و توسعه‌ای به‌این بخش شاهد حرکت روبه‌جلو در صنعت برق باشیم.

    به گفته او، این‌رویکرد می‌تواند به‌کاهش ناترازی انرژی و کاهش مطالبات بخش خصوصی از دولت در آینده منجر شود؛ رویکردی که در بسیاری از کشورهای جهان نیز تجربه شده است. درمجموع تداوم سیاست‌های فعلی می‌تواند به‌تشدید مشکلات صنعت برق و افزایش ناترازی انرژی در سال‌های پیش‌رو منجر شود.

    وقتی سرمایه‌گذاری در برق توجیه اقتصادی ندارد

    ابراهیم خوشگفتار، رییس سابق سندیکای تولیدکنندگان برق نیز به‌«جهان‌صنعت» گفت: اولین موضوع این‌است که شرکت توانیر براساس مصوبات دولتی مبالغ قابل‌توجهی از صنایع طلبکار بوده؛ به‌ویژه مابه‌التفاوت قیمت برق که هنوز پرداخت نشده است. متاسفانه یا پیگیری موثری برای وصول این‌مطالبات انجام نشده یا ازسوی طرف مقابل نیز اقدام جدی برای تسویه صورت نگرفته است.

    وی ادامه داد: موضوع دوم به‌سرمایه‌گذاری در حوزه نیروگاهی بازمی‌گردد. با شرایط فعلی قراردادهای خریدوفروش برق سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های حرارتی ازنظر اقتصادی صرفه چندانی ندارد. سرمایه‌گذارانی که در این‌حوزه فعالیت کردند عمدتا در دودسته قرار می‌گیرند: گروهی که پیشتر قراردادهای EPC یا مشابه آن داشتند و گروهی که ازطریق صندوق توسعه ملی سرمایه‌گذاری کردند. درخصوص برخی نیروگاه‌هایی که حدود ۱۱واحد هستند و به‌صندوق توسعه ملی بدهکارند هنوز مشکل بدهی آنها به‌طور جدی حل نشده و پیگیری موثری نیز صورت نگرفته است.

    به گفته وی، قیمت برق به‌دلیل دستوری‌بودن عملا پاسخگوی هزینه‌های سرمایه‌گذاری نیست. درشرایطی‌که برای احداث یک‌نیروگاه حدود ۶۰‌هزار‌میلیاردتومان سرمایه‌گذاری لازم است فروش برق با قیمت دستوری و دریافت وجه با تاخیر یک‌ساله توجیه اقتصادی این‌سرمایه‌گذاری را از بین می‌برد. این‌فعال صنعت برق تاکید کرد: براساس اعلام خود وزارت نیرو حدود ۳۱۰۰‌میلیاردتومان به‌نیروگاه‌ها بدهکار بوده و این‌بدهی از ابتدای سال نیز انباشته شده است. باتوجه به‌اینکه بخش عمده نیاز نیروگاه‌ها به‌تجهیزات و خدمات ارزی بوده بدهی‌های ارزی و کمبود نقدینگی مشکلات آنها را تشدید کرده است. وزارت نیرو نیز اعلام کرده که منابع کافی برای پرداخت مطالبات نیروگاه‌ها در اختیار ندارد.

    به‌گفته رییس سابق سندیکای تولیدکنندگان برق این‌بدهی‌ها عمدتا ناشی از مابه‌التفاوت قیمت‌های تعیین‌شده براساس مصوبات دولتی بوده و لازم است سازوکاری برای تسویه این‌مابه‌التفاوت و پرداخت بدهی‌های وزارت نیرو پیش‌بینی شود. او هشدار می‌دهد: وضعیت صنعت برق نگران‌کننده و بحرانی به‌نظر می‌رسد و امیدواریم تصمیم‌گیری‌های اساسی و راهگشایی برای حل این‌مشکلات انجام شود.

     

  • تابستان سال آینده قطعی برق داریم؟

    تابستان سال آینده قطعی برق داریم؟

    به گزارش اقتصادران، تاکنون ۵۴ هزار مگاوات از برنامه تعمیرات نیروگاه‌ها آغاز شده است و با توجه به ظرفیت نامی ۷۸ هزار مگاواتی نیروگاه‌های حرارتی، برخی از نیروگاه‌ها و واحد‌های تولید برق آنها در مدت زمان اجرای فصل تعمیرات نیروگاه‌ها بیش از یک نوبت مورد تعمیر و بازدید قرار می‌گیرند.

    بسته به نوع، عملکرد، قدمت، تکنولوژی و ساعاتی که نیروگاه در مدار بوده است برای این واحد‌ها برنامه تعمیراتی پیش‌بینی می‌شود که این اقدامات در قالب چهار سرفصل اصلی تعمیرات اساسی، تعمیرات دوره‌ای، بازدید مسیر داغ و بازدید اتاق احتراق در دستور کار قرار می‌گیرد.

    درباره آخرین اقدامات صورت گرفته در حوزه تعمیرات نیروگاهی، مدیرکل برنامه‌ریزی و بهره‌برداری تولید شرکت برق حرارتی گفته است که به منظور افزایش پایداری و ایمنی واحد‌ها و همچنین تولید برق مطمئن نیروگاه‌ها در پیک تابستان سال آینده ۱۰۵ هزار مگاوات برنامه تعمیرات و آماده‌سازی نیروگاه‌های حرارتی در دستور کار قرار گرفته است.‌

    طبق اظهارات، محمدجواد فروغی آمادگی کامل نیروگاه‌ها برای تولید برق پایدار هدف اصلی این شرکت است و برنامه تعمیرات نیروگاه‌ها هر ساله از اواخر شهریورماه آغاز و باید تا قبل از خردادماه سال بعد به پایان برسد. چراکه از خردادماه با افزایش مصرف برق کشور باید بتوانیم همه واحد‌های تولید برق حرارتی کشور را با آمادگی حداکثری در مدار تولید داشته باشیم.

  • اول بحران برق و آب؛ حالا هم که بحران گاز! / کمر پتروشیمی‌ها زیر بار صورتحساب‌های نجومی خم شد

    اول بحران برق و آب؛ حالا هم که بحران گاز! / کمر پتروشیمی‌ها زیر بار صورتحساب‌های نجومی خم شد

    به گزارش اقتصادران، در کشوری که بر دریایی از گاز طبیعی نشسته، صنایعی که قرار است با تبدیل این گاز به ارزش افزوده، طلای سیاه را به طلای واقعی بدل کنند، خود در بند کمبود و سوءمدیریت همان گاز به محاق رفته‌‌اند.

    این بحران، تنها یک مشکل لجستیکی نیست؛ بلکه نمادی از یک اشتباه راهبردی و رویکردی ضدتولید است که ریشه در سیاست‌های ناکارآمد توزیع و قیمت‌‌گذاری دولت‌های قبل دارد. هنگامی که ترازنامه گاز کشور به هم می‌ریزد اولین قربانی، نه بخش پرمصرف و کم‌بازده خانگی با شبکه‌ای عریض و طویل و یارانه‌ای سنگین که پتروشیمی‌ها هستند. اعلام توقف ۱۱۴ روزه تولید برخی مجتمع‌های بزرگ به دلیل محرومیت از خوراک، فریادی بلند از شکست مدیریت انرژی است. این قطعی‌ها نه‌تنها سود و برنامه‌ریزی بنگاه‌ها را بر باد می‌دهد، بلکه زنجیره ارزش ملی و اعتماد سرمایه‌گذاران را نیز می‌شکند. راهکاری که برای حل یک بحران (ناترازی) طراحی شده، خود به بحرانی بزرگ‌تر (تعطیلی صنعت ارزآور) تبدیل می‌شود. مشکل تنها کمبود فیزیکی نیست.

    پتروشیمی‌ها بالاترین نرخ گاز در بین مصرف‌کنندگان صنعتی را پرداخت می‌کنند. با این حال، همین گاه صورتحساب‌های نجومی، چنان سنگین می‌آید که پرداخت به‌موقع آن را ناممکن می‌سازد. به جای یافتن راه‌حل‌های مالی و همکاری، شمشیر قطع گاز به سرعت از رو بسته می‌شود.

    اینجاست که فاجعه عمیق‌تر می‌شود: «گاز» از یک نهاده تولید به «ابزار فشار» برای وصول مطالبات – حتی موارد اختلافی -تبدیل می‌شود. این یعنی حیاتی‌ترین رگ صنعت، در گروی مسائل حاشیه‌ای و اداری قرار می‌گیرد. نمونه‌های عینی پتروشیمی‌های زاگرس، سبلان و لردگان گواهی هستند بر اینکه چگونه سختگیری‌های مالی بدون درنظرگرفتن تبعات تولیدی، می‌تواندیک واحد صنعتی را زمینگیر کند. تناقضی آشکار از ارزآوری تا مازوت‌سوزی: تلخ‌ترین بخش ماجرا، تناقض ذاتی موجود است. همه مسوولان می‌دانند و اذعان دارند که پتروشیمی، صنعتی ارزآور و ارزش‌آفرین است که بر زنجیره گاز، ثروت مضاعف خلق می‌کند. اما در عمل، با قطع گاز این صنایع، نیروگاه‌ها به ناچار به سوزاندن مازوت – که خود فاجعه‌ای محیط‌زیستی است – روی می‌آورند. یعنی برای تأمین برق (که بخشی از آن صرف مصارف کم‌بازده می‌شود) صنعتی با بازدهی و ارزش افزوده بالا را متوقف می‌کنیم و همزمان هوا را آلوده می‌سازیم. این دور باطل، نشان از نبود یک نگرش سیستمی و توازن‌سنجی عقلانی در مدیریت منابع دارد.

    ریشه بحران: سوءتوزیع و فقدان راه‌حل‌های بلندمدت: ریشه این معضل را باید در دهه‌ها سیاست اشتباه توزیع یارانه انرژی جست. شبکه گسترده مصرف خانگی با قیمت‌های بسیار پایین، نه‌تنها انگیزه بهینه‌سازی مصرف را از بین برده، بلکه سهم عمده‌ای از گاز را به بخشی با کمترین بازده اقتصادی تخصیص داده است. در کنار این، سرمایه‌گذاری ناکافی در توسعه میادین، مدیریت ضعیف تلفات شبکه و غفلت از راه‌حل‌های جایگزین (مانند توسعه جدی نیروگاه‌های آبی یا تجدیدپذیر برای کاهش فشار به سیکل ترکیبی گاز) وضعیت را بغرنج کرده است. برخورد قهری با پتروشیمی‌ها، تنها یک اشتباه اداری نیست؛ این یک خودزنی اقتصادی است. در شرایطی که کشور به ‌شدت نیازمند ارزآوری، ایجاد اشتغال و حرکت به سمت صنایع پایین‌دستی است، بزرگ‌ترین ابزار این مسیر را معلق می‌کنیم. هر روز قطع گاز، به معنای از دست دادن فرصت‌های طلایی صادراتی، وابستگی بیشتر به فروش خام و تضعیف بیشتر پیکره تولید داخلی است. حل این بحران نیازمندیک انقلاب فکری است:

    اصلاح نظام قیمت‌گذاری و دریافت: باید مکانیسمی منعطف و حمایتی برای پرداخت صورت‌حساب‌های سنگین صنایع استراتژیک ایجاد شود، نه اینکه گاز به عنوان اولین اهرم فشار مورد استفاده قرار بگیرد.

    شفافیت و گفت‌وگو: به جای اخطار و قطع یک‌طرفه، لازم است کمیته‌های مشترک فنی – مالی بین وزارت نفت و صنایع برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات تشکیل شود.

    شتاب در توسعه منابع و جایگزین‌ها: سرمایه‌گذاری جدی در توسعه میادین گازی و ساخت نیروگاه‌های آبی و تجدیدپذیر برای کاهش وابستگی به گاز در تولید برق، امری حیاتی است .صنعت پتروشیمی، نباید قربانی آسانِ مشکلات مدیریتی شود. ادامه این روند، نه تنها آینده این صنعت، که بخش بزرگی از امیدهای اقتصادی کشور را به باد خواهد داد. زمان آن است که به جای خفه کردن تولید با قطع گاز، نفس‌های مدیریت اشتباه گذشته را قطع کنیم و هوای تازه یک نگرش عقلانی و تولیدمحور را به رگ‌های صنعت ملی جاری‌ سازیم.

    نویسنده: پوریا زرشناس
  • بحران انرژی؛ ثمره حکمرانی با واژه های پوپولیستی / اول بودیم، اما با ندانم کاری آخر شدیم!

    بحران انرژی؛ ثمره حکمرانی با واژه های پوپولیستی / اول بودیم، اما با ندانم کاری آخر شدیم!

    به گزاش اقتصادران، “اول بودیم، اما با ندانم کاری آخر شدیم” بله حقیقت اینکه کشور ما به صورت تجمعی بزرگترین کشور دارنده ذخایر طبیعی است، اما امروز و در سال ۱۴۰۴، ایران در هیچ کجای اقتصاد انرژی جهان جایی ندارد و نه تنها تاثیرگذاری اقتصادی آن هر روز به صفر نزدیک‌تر می‌شود بلکه در داخل نیز دچار بحران‌های شدیدی شده است که بسیاری درمان آن را نیازمند سال‌ها تلاش توسعه محور می‌دانند.

    تعداد این بحران‌ها انقدر زیاد شده که نوشتن موردی آنها نیز کتاب قطور می‌طلبد، اما چند مورد از مهم‌ترین آنها که این روز‌ها در ایران با آن دست و پنچه نرم می‌کنیم، ناترازی آب، گاز و برق است که مستقیما زندگی هم وطنان ما را تحت تاثیر قرار داده است. ضمن اینکه این بحران‌ها معلول سیاست‌ها نادرست تثبیت گرایان در سال‌های متمادی حکمرانی خود در ایران است که با واژه‌های پوپولیستی مانند نان ارزان، آب ارزان و بنزین ارزان، اوضاع مملکت را به نقطه فعلی کشاندند.

    نمودار ناترازی انرژی

    دستکاری قیمت‌ها عامل نابودی منابع

    ۴ برابر کره زمین لوله داریم، اما …

    همانطور که می‌دانید ایران بعد از روسیه بزرگترین دارنده ذخایر گاز طبیعی در جهان است، اما این نعمت گسترده موجب غفلت زیان‌بار شده است به این صورت که در ایران و پس از انقلاب، ۴۱ هزار کیلومتر خط لوله گاز فشار قوی کشیده شده است و تقریبا همه خانه‌ها به این ذخیره بزرگ دسترسی دارند و کافیست که فلکه گاز را باز کنند تا گاز ارزان کشور را هرچقدر که می‌خواهند بدون محدودیت استفاده کنند. برای اینکه بفهمیم این عدد چقدر بزرگ است لازم است تاکید کنیم که قطر کره زمین ۱۲ هزار کیلیومتر استُ، یعنی ایران ۴ برابر قطر کره‌ای که در آن زندگی می‌کنیم خط لوله گاز دارد!

    ایران یکی از بزرگترین مصرف کننده‌ها

    این دسترسی آسان به گاز و همچنین قیمت ارزان آن و البته عدم جایگزینی انرژی‌های تجدیدپذیر در طول سال‌های گذشته با این انرژی، ایران را جز ۵ کشور بزرگ مصرف کننده گاز قرار داده است. البته که آمار‌ها در این زمینه گوناگون است، اما تقریبا در هیچ کدام آنها ایران رتبه بیشتر از ۱۰ ندارد و در برخی ۳، در موارد ۵ و در مواردی نیز ۸ و ۷ است.

    اما در این گزارش قصد دارم که توجه شما را به نمودار زیر جلب کنم، این نمودار بیانگر میزان مصرف کشور‌های پردرآمد، با درآمد متوسط و درآمد پایین است. همانطور که مشاهده می‌کنید مصرف گاز کشور‌های با درآمد متوسط در میانه دهه ۶۰ یا قرن ۲۰ میلادی، معادل ۱۱۴۰ کیلووات بر ساعت بوده واین عدد برای ایران نیز ۳۱۲ بوده است. همان زمان کشور‌های با درآمد بالا ۴۹۷۷ کیلووات بر ساعت مصرف داشتند، اما در سال ۱۹۷۹ میلادی و رخ دادن یک انقلاب در ایران این عدد برای کشور‌های پردرآمد به ۸۴۹۳ کیلووات بر ساعت می‌رسد و مصرف ایران نیز مقداری از ۱۳۰۰ کیلووات بر ساعت می‌گذرد. ضمن اینکه در همین زمان کشور‌های با درآمد متوسط بالغ بر ۲۶۱۶ کیلیوات مصرف می‌کردند و بیش از ۱۰۰ درصد با ما فاصله داشتند.

    نمودار ناترازی انرژی

    در ۲۰ سال، مصرف گاز ۶ برابر شد

    دولت هاشمی و ۳ برابر شدن مصرف بعد از انقلاب

    کمی به جلوتر برویم پس از پایان دولت سازندگی و در سال ۱۹۹۴، میزان مصرف گاز در ایران نسبت به اول انقلاب ۲۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کند، چراکه با لوله کشی‌های گسترده دسترسی مردم به این ذخایر تسهیل شده بود و در این زمان سرانه مصرف گاز به معادل ۴۲۴۳ کیلوات بر ساعت رسید.

    دو برابر توسعه‌یافته‌ها، گاز مصرف می‌کنیم

    این روند در دولت اصلاحات نیز با شیب بسیار تندی ادامه پیدا می‌کند به این صورت که در شروع دولت خاتمی مصرف سرانه معادل ۴۲۴۳ کیلووات بوده و در پایان دوره آن به ۱۱۶۷۳ کیلووات بر ساعت می‌رسد. اما نقطه بسیار مهم تاریخی در حوزه مصرف گاز سال ۲۰۰۷، و در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد است که مصرف گاز ایران از کشور‌های پردرآمد نیز جلو می‌زند و به ۱۱، ۸۰۰ کیلووات می‌رسد، اما این قائله به همین نقطه ختم نشد و طبق آمار‌های موجود برای سال ۲۰۲۴ مصرف سرانه ایران به ۲۶۷۹۹ کیلووات رسید این اتفاق در صورتی است که کشور‌هایی که بالاترین درآمد‌ها را دارند نیز تنها ۱۷۸۳۲ کیلووات سرانه مصرف‌شان است، این اتفاق در صورتی رخ داده که تولید ناخالص داخلی ایران از نصف ترکیه نیز کوچک‌تر شده است.

    تولید گاز، کفاف مصرف زمستان را نمی‌دهد

    حال با همه اینها، مصرف شدید منابع محدود منجر به ناترازی شدیدی شده است که مواجهه جدی ما با آن در تابستان بود که علاوه بر قطعی برق دو روز در هفته صنایع، دو روز نیز به علت نبود گاز قطع می‌شد و در حال حاضر نیز بسیاری از شهرک‌ها با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کنند و گمانه زنی‌های مسئولان خبراز این می‌دهد که از جمعه همین هفته مصرف روزانه گاز از ۶۵۰ میلیون متر مکعب هم می‌گذرد و به صورت هفتگی ۴ میلیارد و ۵۵۰ میلیون متر مکعب مصرف گاز خواهیم داشت، اما هنوز وارد زمستان نشدیم و کارشناسان تحلیل می‌کنند که این عدد در میانه زمستان به ۶ میلیارد متر مکعب نیز می‌رسد که نیازمند تولید روزانه ۸۵۷ میلیون متر مکعب گاز است که این عدد بیشتر از رکورد تولید گاز روزانه در کل تاریخ ایران است؛ بنابراین صنایع با قطعی گاز روبه‌رو می‌شوند و تابستان سال آینده نیز سخت‌تر از سال گذشته خواهد بود، در پایان امید می‌رود که با ورود سقاب اصفهانی، معاون رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی به این حوزه و آزادسازی بازار انرژی شراین ناترازی‌ها از سر کشورمان کم شود و باید این جمله مهم داگلاث نورث برنده نوبل را یادآوری کنیم که کشور‌های دارای منابع غنی، اگر نهاد‌های درست نداشته باشند، منابع‌شان نه ثروت می‌آفریند و نه توسعه، فقط سریع‌تر مصرف می‌شود.»