برچسب: برق

  • «برق» در محاصره تابستان و جنگ

    «برق» در محاصره تابستان و جنگ

    به گزارش اقتصادران، عبدالامیر یاقوتی درباره افزایش کسری برق در تابستان سال جاری در پی جنگ و آسیب به برخی نیروگاه‌ ها در صنایع مختلف، اظهار داشت: در حال حاضر، به خاطر شرایط خاصی که در آن هستیم اوضاع تامین برق سخت است. هرچند در برخی موارد مشکل داریم اما در کل شرایط صنعت برق مناسب است. یعنی برخی نیروگاه ها در پی جنگ تحت تاثیر قرار گرفتند، صنایعی که قبلا خود تامین بوده و نیروگاه داشتند اکنون باید از برق شبکه استفاده کنند ولی در کل سناریوها در کنار هم به گونه‌ای چیده می‌شود که به بهترین نحو برق مشترکین تامین شود.

    وی درباره استفاده از ابزار قیمتی برای کنترل مصرف گفت: تعرفه‌هایی که از ابتدای اردیبهشت اعلام شد، منجر به این خواهد شد که در بهترین حالت پول برق مشترکین پرمصرف افزایش چشمگیری داشته باشد، در کنار آن اقدامات خوبی برای مشترکین بزرگ صنعتی انجام شده که می‌توانند هم برق مورد نیاز خود و هم نیاز کشور را تامین کنند؛ یعنی بازارهای رقابتی بین تولیدکننده و مصرف‌کننده در بورس ایجاد شده که قابلیت استفاده دارند.

    مدیر کل دفتر مدیریت انرژی و برنامه ریزی امور مشتریان توانیر ادامه داد: البته همواره اینگونه مطرح بوده که فضایی باشد که تولیدکننده خود بتواند برق را عرضه و مصرف کننده هم خریداری کند. اکنون‌ عرضه در بورس فعال شده و عرضه در تابلوی سبز نیز فراهم است، همچنین تابلوی سفید برای برق صرفه‌جویی‌شده فعال و‌ پروژه‌هایی که منجر به صرفه جویی می شوند نیز در دستور کار قرار گرفته است. یعنی  صنعت بر اساس روالی که برای تولید خود تدوین می‌کند این امکان را دارد که برق مورد نیاز خود را از بازار خریداری کند.

    وی تصریح کرد: همچنین تصمیم بر این است کسانی که از ژنراتور برق استفاده کنند و بخشی از برق خود را از آن تامین کنند و برای هر کیلو وات ساعت ۲۰۰۰ تومان از آنها خریداری کنیم.

    یاقوتی در ادامه با بیان اینکه امسال باتوجه به شرایط آب و هوایی و تاخیر در استفاده از وسایل سرمایشی میزان مصرف برق کاهش یافته است، گفت: یکی از ویژگی‌های امسال اینکه هوا میزان مصرف را تحت تاثیر قرار داده است و طبیعتا روی قبوض نیز تاثیر دارد اما در کنار آن برخی مشترکین را نیز داریم که به هر دلیل میزان مصرف‌شان بالا رفته است و طبیعتا موجب می‌شود هزینه قبض برقشان افزایش داشته باشد.

    وی بیان کرد:  برای مشترکینی که مطابق الگوی خود مصرف کنند، تشویق‌ هایی در نظر گرفته شده و مشترکینی هم که الگوی نامتعارفی دارند، به میزان ۵ برابر تعرفه معمولی از آنها هزینه برق را دریافت می‌ کنیم.

    مدیر کل دفتر مدیریت انرژی و برنامه ریزی امور مشتریان توانیر تاکید کرد: یکی از سیاست‌‌های ما محدودسازی برق مشترکان  پرمصرف است که باید در مصرف خود بازنگری کنند، یا اینکه بخشی از برق مورد نیاز خود را از پنل‌ های خورشیدی تهیه کنند.

    وی اظهار داشت: در حال حاضر، تعرفه برق نیم درصد کل مشترکان که بسیار بد مصرف هستند به میزان ۴۰ تا ۴۵ برابر مشترکانی است که در الگو مصرف می‌‌کنند. حدود ۷۵ درصد مشترکان خانگی زیر الگوی مصرف قرار دارند. این مشترکان در صورت کاهش ۱۰ درصدی مصرف نسبت به دوره مشابه، تا ۳۰ درصد از مبلغ صورتحساب خود پاداش خواهند گرفت.

  • جراحی برق یا سلاخی معیشت؟!

    جراحی برق یا سلاخی معیشت؟!

    به گزارش اقتصادران، فصل گرما نزدیک است و گسست میان توان تولید واقعی و نیاز مصرفی کشور در حوزه انرژی به شکافی ژرف تبدیل شده که نه تنها پایداری شبکه ملی، بلکه بقای صنایع کلیدی و امنیت روانی جامعه را تهدید می‌کند. بنا بر سیگنال‌هایی که از مواضع مسئولان دریافت می‌شود، تکنوکرات‌های دولتی بدون درس‌گرفتن از جراحی‌های اقتصادی گذشته، بار دیگر ساده‌ترین و در عین حال پرمخاطره‌ترین گزینه یعنی آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی از مسیر تابلوی آزاد و سبز بورس را انتخاب کرده‌اند. خبرگزاری فارس در این خصوص نوشته است: «سندی به رویت خبرنگار فارس رسیده که مشخص می‌کند، مشترکان برق با مصرف بالای ۱۵۰ کیلووات شامل بخش‌های خانگی، صنعتی و کشاورزی از تاریخ ۲۲ تیر باید برق خود را به جای دولت از بورس انرژی خریداری کنند». به این ترتیب از سال آینده دامنه خرید و فروش برق در بورس برای مشترکان بالای ۳۰ کیلووات نیز برقرار خواهد شد. در این گزارش به واکاوی ابعاد فنی، تناقض‌های بین‌المللی و پس‌لرزه‌های معیشتی این رویکرد می‌پردازیم.

    روز‌های روشن خداحافظ

    ریشه بحران فعلی برق در اقتصاد سیاسی ایران به عدم تعادل مداوم، عقب‌ماندگی تکنولوژیک نیروگاه‌ها، عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی به دلیل انباشت بدهی‌های دولتی و نظام سرکوب قیمت‌ها در کنار سد بزرگ تحریم‌های همه‌جانبه بازمی‌گردد. با این حال، شتاب فروپاشی تراز انرژی در دو سال اخیر ابعاد باورنکردنی به خود گرفته است. طبق داده‌های رسمی که اخیراً از سوی پارلمان بخش خصوصی بازتاب یافته، کمبود تولید برق در کشور که در اواخر دهه نود از مرز‌های مدیریت‌پذیر ۸ الی ۹ هزار مگاوات آغاز شده بود، در چرخه‌ای تصاعدی امروز به عدد حیرت‌آور ۲۳ تا ۲۴ هزار مگاوات رسیده است.

    رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، با ترسیم افق تاریک پیش‌رو صراحتاً اعلام کرده است که جامعه اقتصادی و مدنی ایران باید خود را برای یک جابجایی پارادایم در الگوی خاموشی‌ها آماده کند. در حالی که در سنوات گذشته، شهروندان با قطعی‌های دوره‌ای و عمدتاً غیرمستمر در طول هفته مواجه بودند، برآورد‌ها حکایت از آن دارد که در تابستان سال جاری، اعمال حداقل ۲ ساعت قطعی روزانه مستمر و بدون استثنا در بخش‌های خانگی، اداری و تجاری ناگزیر خواهد بود. این مدل از قطع زنجیره انرژی یعنی فلج‌شدن کامل سیستم‌های سرمایه‌ای خانگی، سرگردانی ارباب‌رجوع در ادارات و ضربه نهایی به واحد‌های صنفی کوچک که فاقد ژنراتور‌های اضطراری گران‌قیمت هستند.

    اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ طبق روال معمول، بخش صنعت و تولید به عنوان ضربه‌گیر اصلی ناترازی‌ها انتخاب شده است. صنایع فولاد، سیمان، پتروشیمی و کارگاه‌های تولیدی کوچک که بار اصلی اشتغال و صادرات غیرنفتی کشور را به دوش می‌کشند، امسال نیز در صدر فهرست سیاه قطعی‌ها قرار دارند. این رویکرد انقباضی، فرآیند عرضه کالا در بازار داخلی را مختل کرده، قیمت محصولات ساختمانی و پایه‌ای را به شدت افزایش داده و در نهایت نرخ تورم تولیدکننده را به ارقامی بی‌سابقه سوق خواهد داد که دود آن مستقیماً به چشم مصرف‌کننده نهایی می‌رود.

    بورس؛ رمز عملیات آزادسازی قیمت و گرانی

    در بحبوحه این ناترازی شدید، مواضع مقامات وزارت نیرو نشان‌دهنده یک دگرگونی بنیادین در استراتژی مالی دولت است. معاون برق و انرژی وزارت نیرو همزمان با آغاز روز‌های گرم با قاطعیت از جهش چشمگیر قیمت‌ها در تابلوی بورس انرژی پرده برداشته است. بر اساس آمار‌های رسمی، قیمت هر کیلووات‌ساعت برق در تابلوی سبز (مخصوص نیروگاه‌های تجدیدپذیر) به حدود ۸۶۰۰ تومان و در تابلوی برق آزاد به سقف تاریخی ۹۵۰۰ تومان رسیده است.

    سیگنال‌دهی وزارت نیرو درباره جذابیت این نرخ‌ها برای سرمایه‌گذاران، در ادبیات رسانه‌های مدافع بازار آزاد به عنوان بستر توسعه تعبیر می‌شود؛ اما در لایه‌های زیرین، این امر معنایی جز آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌های نجومی ندارد. وقتی نرخ مبادله برق در بورس انرژی به مرز ۱۰ هزار تومان می‌رسد، زنجیره توزیع به طور طبیعی تمایلی به عرضه برق با نرخ‌های یارانه‌ای پیشین نخواهد داشت و فشار برای همسان‌سازی نرخ بورس و نرخ مصارف خانگی تشدید می‌شود.

    در این میان، موضع‌گیری محمدصادق کوشکی، فعال سیاسی اصولگرا، پرده از این سناریو برداشته و تایید کرده است که پاستور قصد دارد از همین فصل گرم، دست به یک مکانیزم آزادسازی همه‌جانبه بزند. بر اساس اطلاعات فاش‌شده، طرح دولت به این صورت طراحی شده که نیروگاه‌ها کل برق تولیدی خود را در بورس انرژی عرضه کنند و خریداران عمده و شرکت‌های واسط کنترل بازار را به دست بگیرند؛ مکانیزمی که در بستر آن، برق با قیمت‌های نوسانی و بر اساس بازار رقابتی فاقد نظارت مؤثر، به مصرف‌کنندگان نهایی عرضه خواهد شد. این جراحی در مکانیزم عرضه، پیامد‌های مخربی همچون نابودی کشاورزی به دلیل شوک هزینه‌ای پمپاژ آب، ورشکستگی صنایع کوچک و افزایش سرسام‌آور هزینه‌های جاری زندگی مردم را در پی دارد.

    پارادوکس کمبود و صادرات

    یکی از عجیب‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش‌های پرونده انرژی دولت، استمرار و حتی توسعه تعهدات صادراتی به کشور‌های همسایه در اوج نیاز مبرم داخلی است. بر اساس گزارش‌های رسانه‌های معتبر منطقه‌ای از جمله «پاکستان‌تودی»، سازمان ملی تنظیم مقررات برق پاکستان (نپرا) رسماً واردات برق اضافی از شرکت توانیر ایران برای تأمین انرژی ایالت بلوچستان را تایید و ابلاغ کرده است. طبق این توافق، ایران متعهد به تأمین ۱۰۴ مگاوات برق پایه به همراه ۱۰۰ مگاوات برق اضافی (در مجموع ۲۰۴ مگاوات) شده است. فرمول قیمت‌گذاری نیز بر اساس قیمت نفت تنظیم شده؛ به طوری که اگر نفت زیر ۱۰۰ دلار باشد، بهای هر واحد برق ۹.۲ سنت و در صورت عبور نفت از مرز ۱۰۰ دلار، ۱۱ سنت محاسبه می‌شود.

    این رویکرد صادراتی، با انتقادات جدی و بنیادی همراه است. نقد نخست تضاد با منافع ملی و امنیت تولید داخلی است. در شرایطی که کارخانه‌های داخلی به دلیل نبود برق، هفته‌ای سه تا چهار روز طعم تلخ تعطیلی اجباری را می‌چشند و زنجیره تولید ملی با خسارت‌های نجومی رو‌به‌رو است، ارسال حتی یک مگاوات برق به خارج از مرز‌ها با کدام منطق اقتصادی و ملی سازگار است؟

    مسئله بعدی ابهام در کارآمدی ارزی است. درآمد ناخالص حاصل از فروش برق به نرخ ۹ تا ۱۱ سنت، در تراز پرداخت‌های کشوری با ابعاد ایران به قدری ناچیز است که هرگز نمی‌تواند خسارت‌های ناشی از بیکاری پنهان کارگران ایرانی و کاهش راندمان کارخانه‌های داخلی را جبران کند. علاوه بر این، ابهامات فراوانی درباره نحوه وصول این درآمد‌های ارزی در نظام بانکی تحریم‌شده وجود دارد.

    موضوع قابل تامل بعدی ترجیح منافع ژئوپلیتیک بر آسایش شهروندان است. اصرار به صادرات همزمان با کمبود‌های داخلی این شائبه را در ذهن افکار عمومی تقویت می‌کند که حاکمیت پایداری انرژی و رفاه همسایگان را بر پایداری شبکه توزیع و سرمایه‌های خرد کشاورزان و صنعتگران داخل کشور ترجیح می‌دهد.

    بحران معیشت و معمای ناپدیدشدن بازتوزیع ثروت

    نگرانی اصلی افکار عمومی و کارشناسان رفاه اجتماعی، اما چگونگی برخورد دولت با معیشت مردم پس از اعمال این آزادسازی‌هاست. جامعه ایران در حال حاضر یکی از سخت‌ترین ادوار تورمی خود را تجربه می‌کند. سیاست‌های پیشین دولت در حذف ارز ترجیحی و آزادسازی نرخ اقلام اساسی، سفره‌های مردم را به شدت کوچک کرده است. اگرچه مکانیزم‌هایی مانند «کالابرگ الکترونیکی» به عنوان ابزار جبرانی معرفی شدند، اما نرخ رشد تورم به سرعت اثر این یارانه‌های قطره‌چکانی را خنثی کرد و ناکافی بودن این برنامه‌ها بر همگان اثبات شد.

    در چنین شرایط ملتهبی، ورود به فاز آزادسازی نرخ برق یک علامت سؤال بزرگ و ترسناک را در ذهن جامعه ایجاد می‌کند؛ آیا دولت قصد دارد در ازای آزادسازی قیمت برق و فروش آن به نرخ‌های نزدیک به ۱۰ هزار تومان، مابه‌التفاوت آن را به صورت یارانه مستقیم یا کالا‌برگ جدید به مردم بازگرداند، یا این طرح صرفاً راهکاری برای جبران کسری بودجه مزمن دولت و شرکت‌های تابعه وزارت نیرو است؟

    شواهد ساختاری نشان می‌دهد که دولت برنامه‌ای جدی برای واریز منابع جدید به حساب خانوار‌ها ندارد و احتمالاً به بهانه «اصلاح الگوی مصرف» و «جذاب‌سازی سرمایه‌گذاری»، بار مالی این گرانی مستقیماً بر دوش مصرف‌کننده نهایی آوار خواهد شد. این سناریو به معنای آغاز موج تازه‌ای از مشکلات معیشتی خواهد بود؛ زیرا برق یک کالای واسطه‌ای کلیدی است و گرانی آن، به صورت زنجیره‌ای قیمت تمام‌شده تمام کالا‌ها و خدمات، از اجاره‌بهای مسکن (به دلیل هزینه‌های مشاعات) تا محصولات غذایی و صنعتی را بالا خواهد برد.

    چشم‌انداز پیش رو و ضرورت توقف جراحی در تاریکی

    گذار از اقتصاد دستوری به اقتصاد مبتنی بر بازار، نیازمند مقدمات، ثبات کلان اقتصادی و مهم‌تر از همه، رضایت و توان همراهی جامعه است. دولت در حال حاضر در شرایطی دست به جراحی قیمت برق در بورس انرژی زده که مردم زیر بار سنگین تورم قرار دارند. اصرار بر عرضه برق با قیمت‌های نزدیک به ۱۰ هزار تومان در بورس، بدون تفکیک دقیق دهک‌های درآمدی و بدون استقرار سیستم پاداش-جریمه واقعی، نتیجه‌ای جز انتقال ثروت از جیب طبقات محروم به صندوق‌های دولتی و شرکت‌های خریدار عمده نخواهد داشت.

    بدیهی است، تا زمانی که دولت مکانیزم مشخص، شفاف و قابل راستی‌آزمایی برای واریز مابه‌التفاوت درآمدی حاصل از آزادسازی به سفره مردم ارائه نداده، هرگونه حرکت به سمت واقعی‌سازی نرخ برق، بازی با انبار باروت معیشت جامعه است. همچنین، نمایندگان مجلس موظفند با ورود به موضوع قرارداد صادرات برق به پاکستان، پاسخ روشنی برای صنایع تشنه انرژی داخل کشور بیابند. جراحی اقتصادی در تاریکی خاموشی‌های تابستان، فرجامی خوش برای شاخص‌های کلان کشور نخواهد داشت.

  • «خاموشی» مهمان سمج تابستان!!

    «خاموشی» مهمان سمج تابستان!!

    به گزارش اقتصادران، تابستان ۱۴۰۵ برای صنعت برق ایران نه صرفا یک فصل گرم بلکه آزمونی برای سنجش توان واقعی زیرساخت انرژی کشور است؛ فصلی که در آن ناترازی برق دیگر یک هشدار فنی یا عددی در گزارش‌های وزارت نیرو نیست بلکه به مساله‌ای اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی تبدیل شده است.

    در حالی که طی سال‌های گذشته برقها عمدتا ناشی از رشد مصرف و عقب‌ماندگی سرمایه‌گذاری در تولید برق عنوان می‌شد، امسال مجموعه‌ای از عوامل همزمان، تصویر پیچیده‌تری از وضعیت انرژی کشور ترسیم کرده‌اند؛ از فرسودگی نیروگاه‌ها و بحران گاز گرفته تا کاهش فعالیت بخشی از صنایع و فشار سنگین بر شبکه انتقال.

    براساس آمار و اظهارات رسمی مسوولان، ناترازی برق در تابستان گذشته به حدود ۲۰هزار‌مگاوات رسیده بود؛ رقمی که وزیر نیرو اعلام کرده در صورت تداوم روند مصرف سال‌های قبل حتی می‌توانست در تابستان امسال تا مرز ۲۴‌هزار‌مگاوات نیز افزایش پیدا کند. با این حال دولت مدعی است که از طریق اجرای طرح‌های مدیریت مصرف، توسعه نیروگاه‌های تجدیدپذیر و افزایش ظرفیت تولید، می‌تواند این شکاف را به کمتر از ۱۰‌هزار‌مگاوات برساند اما مساله اصلی اینجاست که کاهش نسبی ناترازی الزاما به معنای حل بحران نیست.

    بخشی از کاهش مصرف برق امسال نه از محل اصلاح ساختار انرژی بلکه نتیجه رکود اقتصادی، کاهش تولید صنایع و نیمه‌تعطیل شدن برخی واحدهای بزرگ صنعتی است. صنایعی که در سال‌های گذشته خود یکی از موتورهای مصرف برق بودند، اکنون یا با محدودیت فعالیت مواجهند یا اساسا توان تولید سابق را ندارند. به همین دلیل بخشی از فشار مصرف به شکل غیرطبیعی کاهش یافته و همین مساله باعث شده وضعیت شبکه نسبت به پیش‌بینی‌های اولیه کمی قابل‌مدیریت‌تر به نظر برسد.دولت حساب ویژه‌ای روی نیروگاه‌های تجدیدپذیر باز کرده است. مسوولان وزارت نیرو بارها اعلام کرده‌اند که بخشی از پروژه‌های خورشیدی و بادی جدید تا تابستان وارد مدار می‌شوند و می‌توانند بخشی از کمبود برق را جبران کنند. با این حال سهم تجدیدپذیرها در سبد برق ایران همچنان بسیار پایین‌تر از سطحی است که بتواند بحران ناترازی را به‌طور جدی مهار کند.

    تاثیر اقتصاد نیمه فعال به کاهش ناترازی

    حمیدرضا صالحی، کارشناس انرژی و رییس فدراسیون صادرات انرژی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» تاکید کرد: ما در موضوع ناترازی‌های برق، هر سال به هر حال با کاستی و کمبود برق روبه‌رو بودیم. در سال‌های گذشته به دلیل عدم سرمایه‌گذاری و نبود برنامه‌ریزی مناسب در بخش تولید و همچنین سرمایه‌گذاری ناکافی در بخش مصرف و مدیریت مصرف انرژی و برق، این موضوع به یکی از مسائل اصلی کشور تبدیل شده بود. همین مساله باعث می‌شد که با کمبود برق مواجه باشیم و این کمبود نیز هر سال نسبت به سال قبل بیشتر می‌شد. وی افزود: اما امسال در سال۱۴۰۵، یک‌سری مسائل پیش آمد که باعث شد روند افزایشی کمبود برق تا حدی کاهش پیدا کند و شتاب آن کمتر شود.

    وی افزود:  یکی از دلایل این موضوع، شرایط جنگی و درگیری‌هایی بود که کشور با آن روبه‌رو و باعث شد بسیاری از صنایع تعطیل یا نیمه‌تعطیل شوند. همچنین آسیب‌هایی به برخی نیروگاه‌های جنوب کشور وارد شد و از طرف دیگر، صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی و دیگر بخش‌های صنعتی نیز آسیب دیدند. این شرایط اقتصادی ضعیف و نیمه‌فعال، از یک طرف باعث شده که میزان مصرف برق مانند سال‌های قبل نباشد و از طرف دیگر وضعیت ذخایر آب پشت سدها امسال نسبت به سال قبل بهتر است.صالحی بیان کرد: موضوع دیگری که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، بحث نیروگاه‌های تجدیدپذیر است. دولت تلاش کرد در این سال‌ها، با جدیت بیشتری سهم بیشتری از نیروگاه‌های تجدیدپذیر را وارد مدار کند. قرار است تا  چهار و پنجمین ماه‌های سال، بخش قابل‌توجهی از برنامه‌ریزی انجام‌شده به نتیجه برسد و تا پایان سال نیز این روند ادامه پیدا کند. همه اینها نشان می‌دهد که شرایط امسال متفاوت است.

    او ادامه داد: اما نکته مهم این است که مساله گاز کشور، به دلیل مشکلاتی که در پارس جنوبی به وجود آمده و همچنین کاهش ظرفیت تولید پالایشگاه‌ها، همچنان یک چالش جدی محسوب می‌شود. هرچند در تابستان معمولا مصرف گاز نیروگاه‌ها نسبت به زمستان کمتر است اما اگر مدیریت مناسبی صورت نگیرد، ممکن است نیروگاه‌ها در تولید برق با اختلال روبه‌رو شوند.این کارشناس انرژی یادآور شد: امسال نسبت به سال قبل تابستان سخت‌تری نخواهیم داشت و با برخی تدابیر به‌ویژه با توجه به شرایط نیمه‌فعال اقتصادی و کاهش نسبی مصرف، می‌توان وضعیت را مدیریت کرد. همچنین اضافه شدن برخی نیروگاه‌های سیکل ترکیبی و افزایش ظرفیت تولید، تا حدی به بهبود شرایط کمک کرده است و می‌توان امیدوار بود که امسال وضعیت بهتر از سال گذشته باشد.به گفته صالحی اگر در ماه‌های آینده شرایط تغییر و مصرف کشور دوباره افزایش پیدا کند و تولید صنعتی بالا برود، ممکن است کمبودها دوباره شدیدتر شود. در چنین شرایطی امکان استفاده از واردات برق از کشورهایی مانند ترکیه، ترکمنستان و تا حدی جمهوری آذربایجان وجود دارد، هرچند میزان واردات برق ایران چندان بالا نیست و معمولا صادرات برق کشور بیشتر از واردات آن است.او گفت: بخش زیادی از صادرات برق ایران نیز به عراق انجام می‌شود، اگرچه در تابستان و در زمان اوج مصرف، میزان صادرات کاهش پیدا می‌کند اما به صفر نمی‌رسد. با این حال واردات برق می‌تواند تا حدودی کمبودها را جبران کند.

    این کارشناس انرژی در مورد سدهای کشور نیز گفت: ذخایر آبی آنها نسبت به سال‌های قبل وضعیت بهتری دارد؛ این موضوع به دلیل بارندگی‌های مناسب‌تر و همچنین ذوب شدن برف‌هاست. اما باید توجه داشت که آب پشت سدها فقط برای تولید برق نیست و باید نیازهای دیگر کشور، از جمله کشاورزی و مصارف عمومی نیز در نظر گرفته شود. بنابراین آزادسازی آب سدها باید براساس پروتکل‌ها و برنامه‌ریزی دقیق انجام شود تا هم نیاز برق کشور تامین شود و هم سایر نیازهای حیاتی کشور دچار مشکل نشود.

    تابستان خاموشی خواهیم داشت

    آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی هم در این رابطه گفت: به نظر می‌رسد تابستان امسال به‌طور مستمر روزانه دو ساعت قطعی برق خانگی، تجاری و اداری داشته باشیم و البته بخش صنعت هم همواره در اولویت قطعی‌ها خواهد بود.نجفی با توجه به وضعیت یوتیلیتی پتروشیمی‌ها و لزوم تامین برق از شبکه سراسری اظهار داشت: اکنون قرار است برق پتروشیمی‌های آسیب‌دیده از جنگ که تاکنون خودتامین بوده‌اند از شبکه سراسری تامین شود. یعنی نزدیک ۱۰۰۰‌مگاوات برق پایدار و به صورت مداوم و شبانه‌روزی باید به مجتمع‌های پتروشیمی ارسال شود، نتیجه اینکه هر آنچه در تجدیدپذیر تولید می‌شود صرف پتروشیمی‌ها می‌شود بنابراین در بهترین حالت ما همچنان صورت مساله سال گذشته را داریم.وی تاکید کرد: شرایط امروز صنعت برق مبین این است که ما امسال هم خاموشی‌های مستمر و برنامه‌ریزی‌شده داریم و مجبوریم حدود ۱۲۰روز در مصرف برق محدودیت اعمال کنیم و با توجه به اینکه مردم ابزار کاهنده‌ای در اختیار نداشته و راهی جز بهره‌برداری ندارند بالاجبار منجر به خاموشی خواهد شد.

    رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی در گفت‌وگو با ایلنا با بیان اینکه سال گذشته هر هفته ۳ تا ۴ روز خاموشی دو ساعته داشتیم، یادآور شد: احتمالا امسال ممکن است فراتر برود و به نظر می‌رسد به‌طور مستمر روزانه دوساعت قطعی برق خانگی، تجاری و اداری داشته باشیم و البته بخش صنعت هم همواره در اولویت قطعی‌ها خواهد بود. باوجود اینکه دولت در دو سال گذشته در حوزه احداث نیروگاه تجدیدپذیر به‌خوبی فعالیت کرده و ظرفیت این نیروگاه‌ها به بیش ۴‌هزار‌مگاوات رسیده که به حل ناترازی در طول روز که سیستم‌های سرمایشی روشن هستند کمک می‌کند اما همچنان شرایط را برای ورود حداکثری بخش خصوصی به این حوزه فراهم نکرده است.

    وی خاطرنشان کرد: بخش خصوصی می‌تواند کمک کند نیروگاه تجدیدپذیر بیشتری راه‌اندازی شود و با توجه به اینکه یکی از روش‌های موثر برای کنترل مصرف، سیستم‌های ذخیره‌ساز است باید این تجهیزات به‌صورت کلان وارد و توزیع شود تا مصرف برق را کاهش دهیم و به این ترتیب شرایط فراهم شود که بخش صنعت بتواند در زمان‌های مختلف از برق استفاده کند.نجفی بیان کرد: اکنون باتوجه به عدم تامین نظر بخش خصوصی و تامین هزینه سرمایه‌گذاری برای برق و همچنین عدم بازپرداخت به موقع صورتحساب‌های نیروگاه‌داران و از طرفی نیز افزایش قیمت ارز و عدم تعیین تکلیف بدهی ارزی نیروگاه‌داران، سرمایه‌گذارانی که می‌توانستند در صنعت برق سرمایه گذاری کنند از این حوزه خارج شدند.وی ادامه داد: بنابراین به مرور با افزایش مصرف برق در کشور و توسعه صنعت و واحدهای مسکونی و همچنین افزایش بهره‌برداران برق، ناترازی از ۸ تا ۹‌هزار‌مگاوات شروع شد و امروز به بیش از ۲۳ تا ۲۴‌هزار‌مگاوات رسیده است.این عضو اتاق بازرگانی درباره امکان تامین برق از مسیر واردات نیز تصریح کرد: در بهترین حالت می‌توانیم ۵۰۰ تا ۱۰۰۰‌مگاوات از همسایگان تامین کنیم اما صورت مساله کسری ما بزرگتر از این ارقام است هرچند برای اجرایی شدن پروژه‌های تبادل که به تنهایی قدمی موثر و تاثیرگذار است باید گام برداریم چراکه حداقل تاثیر آن این است که از تعطیلی یک واحد صنعتی جلوگیری کند اما در صورت واردات هم شرایط ما در حوزه برق مطلوب نخواهد بود.

  • خاموشی‌های خانگی در راه هستند؟

    خاموشی‌های خانگی در راه هستند؟

    به گزارش اقتصادران، محمد طلا مظلومی، نماینده مردم بهبهان در مجلس شورای اسلامی، گفت: هفته گذشته، کمیسیون انرژی در راستای بررسی همین موضوع، جلسه‌ای با وزیر نیرو برگزار کرد که طی آن حوادث اخیر کشور مورد ارزیابی، تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این نشست، بر استفاده حداکثری از ظرفیت‌های موجود توسط توانیر و وزارت نیرو تأکید شد تا این وزارتخانه بتواند در راستای تأمین برق مورد نیاز مشترکین خانگی، بخش تجاری و همچنین صنایع و کارگاه‌های تولیدی، برنامه‌ریزی و اقدامات لازم را انجام دهد.

    عزم وزارت نیرو مدیریت شرایط و تامین نیازهای حوزه انرژی است

    وی در ادامه اظهار کرد: وزیر نیرو ضمن اشاره به خسارات وارده به زیرساخت‌های انرژی، به برخی اقدامات انجام‌شده نیز پرداخت و گزارشی در خصوص بهره‌گیری از ظرفیت نیروگاه‌های خورشیدی و میزان بازگشت آن‌ها به مدار ارائه کرد. همچنین علاوه بر پرداختن به وضعیت نیروگاه‌هایی که دچار آسیب شده‌اند، توضیحاتی درباره اقدامات جبرانی و تلاش‌های صورت‌گرفته ارائه شد که نشان‌دهنده عزم و تلاش این وزارتخانه برای مدیریت شرایط و تأمین نیازهای مختلف در حوزه انرژی است.

    وزارت نیرو تمهیدات لازم را برای مدیریت ناترازی برق در نظر گرفته است

    این عضو کمیسیون انرژی مجلس با تاکید بر اینکه وزارت نیرو تمهیدات لازم را برای مدیریت ناترازی برق در فصل گرما پیش‌بینی کرده است، تصریح کرد: بر اساس گزارش ارائه شده، تمام تلاش وزارت نیرو و توانیر این است که در فصل گرما ناترازی انرژی مدیریت شود. تامین برق خانگی به ویژه در مناطق گرمسیری و حوزه تجاری و صنعتی در دستورکار قرار دارد. بخشی از بنگاه‌ها و شرکت‌های اقتصادی می‌توانند نسبت به تامین برق خود اقدام کنند.

    برای مدیریت ناترازی‌ها نیازمند مشارکت عمومی هستیم

    نماینده مردم بهبهان در مجلس گفت: از طرف دیگر وزیر نیرو بر اهمیت صرفه‌جویی و مدیریت مصرف تأکید داشتند و خواستار همکاری مردم در این زمینه شد. در کنار تأمین نیازهای ضروری و الزامی مردم، جلوگیری از اسراف و مصرف بی‌رویه از اهمیت بالایی برخوردار است و تحقق این امر نیازمند مشارکت عمومی است. همراهی مردم در سایر عرصه‌ها، از جمله حضور در صحنه‌های مختلف و همکاری با مسئولان، کاملا مشهود است.

    مظلومی گفت: همان طور که در ایام جنگ مردم خیابان‌ها را خالی نکردند، انتظار می‌رود مردم در صرفه جویی انرژی نیز مشارکت داشته باشند. ان‌شاءالله با همکاری مردم در فصل تابستان مشکلی در تامین برق کشور نخواهیم داشت.

    میزان خسارت به زیرساخت‌های انرژی به طور دقیق مشخص نیست

    وی گفت: میزان خسارت‌ها متفاوت است و نیاز به بررسی دقیق دارد. هنوز برآورد نهایی از میزان خسارت مشخص نشده است، ارائه آمار دقیق مستلزم زمان بیشتری است.

    کاهش خاموشی‌ها وابسته به میزان همکاری مردم است

    عضو کمیسیون انرژی مجلس بیان کرد: کاهش خاموشی‌ها در بخش خانگی به میزان قابل توجهی به همکاری مردم در صرفه‌جویی بستگی دارد. بر این اساس، حتی اقدامات ساده‌ای مانند خاموش کردن یک لامپ اضافی می‌تواند در کاهش فشار بر شبکه برق و به حداقل رساندن خاموشی‌ها مؤثر باشد.

  • تابستان نزدیک و بحران برق نزدیک‌تر!

    تابستان نزدیک و بحران برق نزدیک‌تر!

    به گزارش اقتصادران، ناترازی برق در ایران دیگر یک «پدیده فصلی» نیست بلکه به یک بحران ساختاری تبدیل شده که در تابستان ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) خود را شدیدتر از قبل نشان می‌دهد. اگر در سال‌های گذشته خاموشی‌ها بیشتر به چند هفته اوج گرما محدود بود، حالا نشانه‌ها حاکی از آن است که شکاف میان تولید و مصرف برق، عمیق‌تر و پایدارتر شده و حتی از زمستان تا تابستان امتداد یافته است.

    براساس برآوردهای مختلف میزان ناترازی برق در سال جاری بین حدود ۲۰ تا ۳۰‌هزار مگاوات در اوج مصرف تخمین زده می‌شود؛ عددی که در برخی سناریوها حتی به نزدیکی ۳۰‌هزار مگاوات هم می‌رسد . این در حالی است که مصرف پیک کشور می‌تواند به حدود ۹۰‌هزار مگاوات برسد اما ظرفیت عملی تولید(نه اسمی) فاصله قابل‌توجهی با آن دارد. حتی گزارش‌های جدیدتر نشان می‌دهند که در برخی برآوردها کسری بیش از ۱۴‌هزار مگاوات نسبت به اهداف برنامه‌ریزی‌شده هم ثبت شده است. این اختلاف‌ها نشان می‌دهد که مشکل فقط کمبود تولید نیست بلکه به «شکست در تحقق برنامه‌ها» نیز مربوط است.

    اما آیا وضعیت نسبت به سال‌های قبل بدتر شده؟ پاسخ کوتاه این است که بله و در چند بُعد مهم. تقاضا با سرعتی بالاتر از رشد تولید افزایش یافته است. رشد مصرف سالانه حدود ۵‌درصد گزارش شده در حالی که رشد واقعی تولید کمتر از آن است. علاوه بر این مصرف برق در ایران به شکل غیرعادی بالاست به‌طوری که گفته شده مصرف سرانه حتی چند برابر اروپاست.

    همچنین کیفیت عرضه کاهش یافته است. شبکه برق با فرسودگی مواجه است و حدود ۱۳‌درصد برق در مسیر انتقال و توزیع هدر می‌رود. این یعنی حتی همان برق تولیدی هم کامل به مصرف‌کننده نمی‌رسد.

    از طرفی محدودیت‌های سوختی به بحران دامن زده است. نیروگاه‌های ایران به‌شدت به گاز وابسته‌اند و کاهش فشار گاز -حتی در برخی دوره‌های تابستان- باعث افت تولید می‌شود . این مساله باعث شده بحران برق دیگر صرفا تابستانی نباشد.

    نکته مهم دیگر این است که ترکیب تولید برق شکننده است. بیش از ۹۵‌درصد برق کشور توسط نیروگاه‌های حرارتی تامین می‌شود و سهم واقعی برقابی به دلیل خشکسالی کاهش یافته است. این وابستگی، انعطاف سیستم را کم کرده است.

    در چنین شرایطی این سوال جدی مطرح می‌شود: آیا کاری می‌توان کرد یا مسیر فعلی اجتناب‌ناپذیر است؟ واقعیت این است که راه‌حل وجود دارد اما کوتاه‌مدت نیست. افزایش ظرفیت نیروگاهی(مثلا هدف‌گذاری ۱۲‌هزار مگاواتی برای سال جاری) می‌تواند بخشی از شکاف را کاهش دهد اما به‌تنهایی کافی نیست. توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر -به‌ویژه خورشیدی- در حال انجام است و ‌هزاران مگاوات برنامه‌ریزی شده اما هنوز سهم آن نسبت به کل مصرف پایین است.

    در کنار تولید، مدیریت مصرف اهمیت حیاتی دارد. تجربه نشان داده بدون اصلاح الگوی مصرف -به‌خصوص در بخش خانگی و کولرها- هیچ میزان افزایش تولید پاسخگو نخواهد بود. از طرف دیگر بهبود بهره‌وری شبکه، کاهش تلفات و اصلاح قیمت‌گذاری انرژی (که در حال حاضر انگیزه صرفه‌جویی را کاهش می‌دهد) از اقدامات کلیدی محسوب می‌شوند.

    در نهایت می‌توان گفت که ناترازی برق در تابستان امسال نه یک بحران مقطعی بلکه نتیجه سال‌ها عدم سرمایه‌گذاری، سیاستگذاری ناهماهنگ و رشد بی‌رویه مصرف است. حتی اگر در کوتاه‌مدت با مدیریت مصرف یا افزایش موقت تولید از اوج بحران عبور شود، بدون اصلاحات ساختاری، این شکاف در سال‌های آینده دوباره -و احتمالا شدیدتر- بازخواهد گشت.

    افزایش تولید هم جوابگوی جبران ناترازی نیست

    در همین خصوص ابراهیم خوشگفتار، رییس سابق سندیکا تولید‌کننده برق به «جهان‌صنعت» گفت: برق با توجه به نیاز شبکه مطالعات سال‌های قبل به نیاز بیش از ۸۰‌هزار مگاوات باید برسد. این نیاز قابل تامین نیست و در صورت وضعیت عادی در کشور ما با کسری برق نزدیک به ۲۰‌هزار مگاوات روبه‌رو باشیم. بعضی کارخانجات پر مصرف برق از مدار تولید خارج هستند و برخی مراکزی که برق خود تامین داشتند تولید برق آنها دچار مشکل شده بنابراین کسری در جای و نیاز در جای دیگر به وجود آمده و از سوی دیگر بارندگی در بهار خوب بوده و توان تولید نیروگاه‌های برقابی ان‌شاءالله از سال قبل بهتر باشد. وزارت نیرو تلاش بسیار کرده و نیروگاه‌های خورشیدی از ۱۰۰۰ مگاوات به نزدیک به ۵۰۰۰ مگاوات رسیده و این مهم میتواند در ساعات پیک تابستان ( ۹ تا ۴ بعد از ظهر) کمک بسیار کند . در بخش حرارتی نیز اقدامات خوبی شده است. نیروگاه نکا در زمان بسیار کمی ساخته شده. رکورد زدند. با این وجود مشکل تامین برق پابرجاست و همه امیدواریم که خاموشی کمتری نسبت به سال گذشته داشته باشیم.

    وی با بیان اینکه با توجه به خروج بعضی کارخانجات و همه تلاش برای راه‌اندازی آنها نمی‌توان کسری را اعلام کرد، تاکید کرد: من امیدوارم وزارت نیرو نسبت به هوشمند‌سازی مصرف و خروجش از خرید و فروش برق را تسریع کند و برق کالایی شود که براساس تورم و نیاز قیمت‌گذاری شود مانند اکثر کشورهای دنیا متاسفانه در کشور با کمبود برق صنعت و اشتغال را تعطیل می‌کنیم ولی در مورد کنترل مصرف خانگی اقدام اساسی صورت نمی‌گیرد. مهم‌ترین اقدام این است که تکلیف برق را مشخص کنند. خدمت مجانی است یا کالایی است که توسط بخش‌خصوصی تولید می‌شود و مصرف‌کننده براساس نیاز هزینه آن را پرداخت می‌کند. با توجه به سیاست‌های دولت و نرخ برق دستوری و سرمایه‌گذاری در حوزه برق به صرفه‌نیست و سال‌هاست کسی در این حوزه سرمایه‌گذاری نکرده و نمی‌کند. همچنین خوشگفتار در پایان افزود که ما باید در برق به مدلی که تجربه شده عمل کنیم وگرنه هر چه تولید شود کم است و برق تامین نمی‌شود.

  • حمله به برق ایران؛ خاموشی گسترده یا قطعی‌های موقت؟

    حمله به برق ایران؛ خاموشی گسترده یا قطعی‌های موقت؟

    به گزارش اقتصادران، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با صدور ضرب‌الاجل ۴۸ ساعته تا روز سه‌شنبه (صبح چهارشنبه به وقت تهران) تهدید کرده که در صورت عدم تحقق خواسته‌هایش، ممکن است اقدام به حمله به زیرساخت‌های حیاتی کشور از جمله نیروگاه‌ها و پل‌ها کند. این ضرب‌الاجل، پیش‌تر نیز در چند مرحله صادر و سپس تمدید یا نادیده گرفته شده بود، موضوعی که باعث شده نگاه خوش‌بینانه‌ای نسبت به احتمال عملی شدن آن وجود نداشته باشد.

    با این حال، واقعیت حملات اخیر به زیرساخت‌های حیاتی کشور، از جمله پل‌های استراتژیک، پتروشیمی‌ها، کارخانه‌های فولاد و حتی حمله به دانشگاه‌ها، نشان می‌دهد که احتمال اقدام عملی نیز کم نیست. ترامپ، با سابقه‌ای از تصمیمات غیرقابل پیش‌بینی و وحشیانه، باعث شده است که هیچ تهدیدی را نتوان ساده گرفت. این امر به خصوص برای نیروگاه‌ها و شبکه برق کشور اهمیت دارد؛ چرا که هر آسیب مستقیم به این زیرساخت‌ها می‌تواند موجب اختلال در صنایع و زندگی روزمره مردم شود.

    کارشناسان امنیت انرژی معتقدند که در چنین شرایطی، آمادگی کامل و سناریوسازی دقیق برای مدیریت بحران، کلید کاهش پیامد‌های احتمالی است. حتی با توجه به پراکندگی نیروگاه‌ها و تنوع منابع، ریسک‌های احتمالی نمی‌تواند نادیده گرفته شود. به بیان دیگر، خوش‌بینی به ظرفیت شبکه برق باید با واقع‌بینی نسبت به محدودیت‌ها و اثرات روانی و اجتماعی تهدید‌ها همراه شود.

    وعده امیدبخش مسئولان و بررسی واقع‌بینانه آن

    در این میان، عضو هیئت‌رئیسه کمیسیون انرژی مجلس تاکید کرده که «خوشبختانه ایران از تنوع بالایی در منابع تولید انرژی برخوردار است. پراکندگی جغرافیایی نیروگاه‌ها و اتصال شبکه سراسری برق، امکان مدیریت بحران را فراهم می‌کند و در صورت اقدام دشمن علیه نیروگاه‌ها، قطع کامل برق رخ نخواهد داد.» این اظهارات در نگاه اول امیدبخش است، اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که واقعیت چندان ساده نیست.

    تنوع منابع انرژی و پراکندگی جغرافیایی نیروگاه‌ها، بدون شک یک نقطه قوت است. شبکه برق ایران با بهره‌گیری از نیروگاه‌های حرارتی، تجدیدپذیر و اتصال سراسری، امکان مدیریت بار و انتقال برق از منابع مختلف را دارد. این یعنی حتی اگر یک یا چند نیروگاه آسیب ببینند، شبکه می‌تواند بخشی از مصرف را جبران کند و از قطع کامل برق جلوگیری شود.

    با این حال، این گزاره به معنای صفر بودن هرگونه اختلال نیست. حمله مستقیم به نیروگاه‌های کلیدی یا مراکز انتقال برق می‌تواند موجب محدودیت در تأمین برق صنایع، بیمارستان‌ها و بخش‌های حساس شود. مشکلات احتمالی در هماهنگی واحد‌ها و مدیریت اوج مصرف نیز می‌تواند اثرات قابل توجهی داشته باشد؛ بنابراین وعده «قطع کامل برق رخ نخواهد داد» تا حدی درست است، اما به معنای عدم ایجاد اختلال یا اثرات اقتصادی و اجتماعی نیست.

    اطلاع‌رسانی دیرهنگام و اثرات روانی بر مردم

    خبر تأکید بر توان مدیریت شبکه برق، گرچه امیدبخش است، اما خیلی دیر بیان شد. آنقدر دیر که شاهد موجی از نگرانی و اضطراب در سطح جامعه هستیم. بسیاری از مردم با حدس و گمان و اضطراب نسبت به تهدید، اقدام به خرید تجهیزات اضطراری کردند.

    کافی است سری به فروشگاه‌های زنجیره‌ای زده و از گوشه چشم سبد خرید شهروندان را نگاه کنید. خرید این حجم از بیسکوییت، کنسرو و آجیل نشان می‌دهد که مردم مهیای روز‌های سخت و نبود برق و گاز می‌شوند.

    گزارش‌های میدانی از شهر‌های مختلف حاکی از صف‌های طولانی برای خرید پنل‌های خورشیدی خانگی، کپسول‌های گاز و سایر وسایل اضطراری است؛ اقداماتی که هزینه‌زا بوده و اثر روانی قابل توجهی دارد. افزایش قیمت‌ها نیز نشان‌دهنده فرصت‌طلبی برخی سودجویان است. به عنوان مثال قیمت کپسول‌های گاز که پیش از بحران کمتر از دو میلیون تومان بود، اکنون تا شش میلیون تومان هم رسیده و بازار تجهیزات اضطراری با جهش عجیب قیمت‌ها مواجه شده است.

    این درحالی است که اطلاع‌رسانی به موقع و شفاف می‌توانست اضطراب مردم را کاهش دهد و مانع شکل‌گیری بازار سودجویانه شود. انتشار جزئیات آمادگی شبکه و نقاط ضعف احتمالی، به صنایع و مردم امکان می‌دهد برنامه‌ریزی کنند و از ایجاد آشفتگی جلوگیری شود.

    تجربه قطعی برق سال گذشته و نقش آن در افزایش نگرانی‌ها

    نگرانی‌های فعلی جامعه، اما تا حد قابل توجهی به تجربه تلخ سال گذشته بازمی‌گردد. خاموشی‌های مثلا منظمی که نه تنها زندگی روزمره مردم را مختل کرده، بلکه به صنایع نیز آسیب قابل توجهی زد. در آن مقطع، موج قطعی برق موجب شد برخی صنایع در هفته دو، سه روز برق داشته باشند و این امر خسارات مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی را به حوزه صنعت و معیشت کارگران این بخش زد. کارخانه‌ها، بیمارستان‌ها و مراکز تولیدی که سال قبل و وقتی هنوز خبری از جنگ نبود، به دلیل نبود برق پایدار، با مشکلات عملیاتی و اقتصادی مواجه شده بودند، اکنون تحت تاثیر تهدیدات ترامپ قرار گرفته و نگران روز‌های بعد از حمله احتمالی به نیروگاه‌ها هستند.

    تجربه سال گذشته همچنین نشان داد که آمادگی پیشگیرانه و اطلاع‌رسانی به موقع نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش اثرات بحران دارد. اگر هشدار‌ها و توصیه‌ها پیش از بروز تهدید منتشر می‌شد، صنایع می‌توانستند برنامه جایگزین داشته باشند و مردم کمتر نگران می‌شدند. اکنون، همین تجربه باعث شده که حتی وعده‌های امیدبخش اخیر نیز با تردید و سوال مواجه شود.

    در مجموع، تهدید‌های ترامپ، ضرب‌الاجل‌ها و احتمال حمله به نیروگاه‌ها، باعث نگرانی جدی در افکار عمومی و صنایع شده است. وعده مسئولان درباره توان شبکه برق ایران، امیدبخش است، اما به معنی اینکه با هیچ مشکلی مواجه نخواهیم شد، نیز نیست. پراکندگی نیروگاه‌ها و تنوع منابع انرژی نقطه قوت محسوب می‌شود، اما حمله به مراکز کلیدی، می‌تواند اختلال‌های جزئی یا محدود ایجاد کند.

    همزمان، اطلاع‌رسانی دیرهنگام و رفتار سودجویان باعث شده اثر روانی تهدیدات بیشتر شود. تجربه قطعی برق سال گذشته نیز یادآوری می‌کند که آمادگی کامل، شفافیت و سناریوسازی، تنها راه کاهش اثرات بحران است. در چنین شرایطی، برای اینکه مردم و صنایع به وعده‌ها اعتماد کنند باید برنامه‌های عملی و آمادگی‌های واقعی برای مقابله با تهدید‌ها را ملاحظه کنند.

  • احتمال قطعی سراسری برق در اثر حمله وجود دارد؟

    احتمال قطعی سراسری برق در اثر حمله وجود دارد؟

    به گزارش اقتصادران، مهدی غضنفری، رئیس هیأت عامل صندوق توسعه ملی با اشاره به گذشت یک ماه از آغاز حملات آمریکایی – اسرائیلی به خاک ایران و مهلت ۱۰ روزه‌ای که رئیس جمهور آمریکا برای هدف قرار دادن نیروگاه‌های ایران مطرح کرده است، اظهار داشت: نکته اول اینکه در جنگ قطعیت خیلی بالا نیست، نه در انجام هر عملیات و نه در نتایج آن؛ لذا باید در نظر داشته باشیم که بسیاری از تهدید‌هایی که دشمنان شرور مطرح می‌کنند بیشتر از جنس رجزخوانی، خالی کردن دل حریف یا وارد کردن او به پذیرش شرایط خاص برای مذاکرات آتی است.

    وی افزود: بنابراین، ابتدا باید تأکید کنیم که در مورد قطعیت‌ها صحبت نمی‌کنیم، بلکه حوزه جنگ و دفاع حوزه علم عدم قطعیتهاست. نه در باره تهدیدات نظامی و نه در مورد نتیجه عملیات نظامی نمی‌توان با قطعیت حرف زد و همه چیز با احتمال همراه است نکاتی مانند اینکه چگونه نیروگاه‌ها هدف قرار بگیرند، کدام نیروگاه‌ها مورد حمله قرار گیرند و وسعت حمله چه اندازه باشد همه و همه در پاسخ به این سوال موثر است.

    وی ادامه داد:، اما در عین حال، انرژی موضوعی بسیار جدی است؛ چه برق، چه گاز و چه نفت. اقتصاد هر کشوری وابستگی زیادی به انرژی دارد؛ لذا نکته دوم شعاری است که اخیراً در سخنان مقامات سیاسی و نظامی کشور مطرح می‌شود که بسیار قابل توجه است. تا پیش از این گفته می‌شد «چشم در مقابل چشم»، حالا می‌گویند «سر در مقابل چشم» یعنی اگر نیروگاه‌های ما هدف قرار بگیرد، ما نیز منطقه را به خاموشی فرو خواهیم برد و واقعاً نیرو‌های مسلح ما چنین توانی دارند و این موضوعی است که باید جدی گرفته شود.

    غضنفری افزود:، اما اخیراً این ادبیات تا حدی تغییر کرده و گفته شده است که شاید «چشم در مقابل چشم» به اندازه کافی بازدارنده نباشد و در مقابل تحرکات خبیثانه دشمن شرور، اهداف بزرگ‌تری مورد توجه قرار گیرد. یعنی تقابل دقیقاً به اندازه حمله دشمن نخواهد بود و ایران پاسخ خود را در سطحی که لازم بداند خواهد داد. به همین دلیل رسانه‌ها باید این موضوع را تکرار کنند که کسانی که از اقدامات خصمانه آمریکا و اسرائیل حمایت می‌کنند، دیر یا زود باید هزینه آن را بپردازند؛ چه در قالب آسیب به کشورشان و چه در قالب غرامت جبران خسارت‌هایی که به ایران وارد شده است.

    رئیس هیأت عامل صندوق توسعه ملی با اشاره به ساختار شبکه برق کشور گفت:، اما نکته سوم اینکه ساختار شبکه تولید و توزیع برق ایران تا حد زیادی نامتقارن دارد. یعنی نیروگاه‌های متعددی در نقاط مختلف کشور وجود دارد و تامین و انتقال برق یعنی شبکه برق کشور وابسته به یک یا دو نیروگاه نیست. به ویژه در سال‌های اخیر مزرعه‌های خورشیدی و نیروگاه‌های خورشیدی متعددی ایجاد شده‌اند که بسیار کوچک و پراکنده هستند.

    غضنفری تصریح کرد: این نیروگاه‌ها در نقاط مختلف کشور توزیع شده‌اند و اساساً هدف قرار دادن آنها از نظر نظامی صرفه اقتصادی ندارد؛ به این معنا که شلیک چندین موشک یا اعزام هواپیما برای حمله به یک مزرعه خورشیدی کوچک منطقی نیست. به طور کلی مراکز تولید برق در کشور پراکندگی زیادی دارند و می‌توان از آن به عنوان ساختاری متکثر یا نامتقارن یاد کرد.

    وزیر اسبق صنعت، معدن و تجارت ادامه داد: کشور‌هایی که تعداد نیروگاه‌های زیاد و پراکنده، اما ظرفیت‌های متوسط و یا کوچک دارند، به راحتی دچار خاموشی کامل نمی‌شوند. ممکن است یک منطقه مورد هدف قرار گیرد و همان منطقه دچار خاموشی شود، اما یا بازسازی انجام می‌شود یا از سایر مناطق کمک گرفته می‌شود.

  • برق زیر آتش جنگ / ایجاد خاموشی؛ جنگ روانی دشمن علیه مردم ایران

    برق زیر آتش جنگ / ایجاد خاموشی؛ جنگ روانی دشمن علیه مردم ایران

    به گزارش اقتصادران، از روزهایی که تهدیدات آشکار و مرحله‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران شدت گرفت و فضای رسانه‌ای مملو از اولتیماتوم‌ها و تهدید به هدف‌گیری مراکز کلیدی کشور شد، یک واقعیت روشن بود: در جنگ‌های نوین، هدف فقط پادگان و موضع نظامی نیست؛ زیرساخت زندگی مردم نیز در تیررس قرار می‌گیرد.

    در جنگ رمضان صنعت برق ایران نیز در متن همین نبرد قرار گرفت؛ از تهدید علیه نیروگاه‌ها و تأسیسات راهبردی گرفته تا آسیب به بخش‌هایی از شبکه و مراکز خدماتی. با این حال، آن‌چه این دوره را به یک روایت متفاوت تبدیل کرد، نه فقط اصلِ حمله، بلکه پایداری شبکه، بازیابی سریع نقاط آسیب‌دیده و استمرار برق‌رسانی به مردم در میانه جنگ بود؛ جایی که به تعبیر رسمی وزیر نیرو، «حمله به تأسیسات برقی، حمله به مردم است»، اما صنعت برق ایران اجازه نداد این حمله به خاموشی فراگیر و فروپاشی خدمت‌رسانی تبدیل شود.

    در هر جنگ کلاسیک، خطوط مقدم مشخص اند؛ اما در جنگ ترکیبی و زیرساختی، خطوط مقدم جابه‌جا می‌شوند. در این نوع نبرد، دشمن به‌خوبی می‌داند که برای وارد آوردن فشار حداکثری به یک کشور، لزوما نیازی به تصرف سرزمین یا حتی حمله مستقیم به همه مراکز نظامی ندارد؛ کافی است شریان‌های حیاتی زندگی مردم را هدف بگیرد. از همین رو، همزمان با تشدید تهدیدات لفظی و عملی آمریکا و رژیم صهیونیستی، صنعت برق ایران به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ارکان پایداری ملی، در کانون جنگ روانی، تهدیدات عملیاتی و آسیب‌های ناشی از حملات قرار گرفت. در این دوره، فضای رسانه‌ای منطقه و اظهارات تهدیدآمیز مقامات آمریکایی و صهیونیستی، به‌طور مکرر بر هدف‌گیری زیرساخت‌های حیاتی ایران متمرکز بود؛ تهدیداتی که در روایت رسمی داخل کشور، نه صرفا بخشی از جنگ تبلیغاتی، بلکه مقدمه‌ای برای ضربه زدن به شبکه‌های کلیدی از جمله برق، آب، سوخت، حمل‌ونقل و خدمات شهری تلقی شد. در این میان، صنعت برق از ابتدا روشن بود که یکی از اصلی‌ترین اهداف خواهد بود؛ زیرا برق، «مادرِ زیرساخت‌ها» است: اگر برق دچار اختلال گسترده شود، بیمارستان، مخابرات، مترو، آسانسور، آب‌رسانی، صنایع، سردخانه‌ها، چراغ‌های راهنمایی، بانک‌ها، مراکز امدادی و حتی امنیت عمومی شهرها همزمان تحت فشار قرار می‌گیرند. به همین دلیل، حمله به برق، صرفا حمله به یک صنعت نیست؛ حمله به نظم زندگی مردم است.

    حمله به تأسیسات برقی، حمله به مردم است

    در اوج همین فضای جنگی، مهم‌ترین و صریح‌ترین موضع رسمی از سوی مقام عالی حوزه برق و آب کشور مطرح شد؛ موضعی که هم بار فنی داشت، هم بار حقوقی، هم بار رسانه‌ای، وزیر نیرو تصریح کرد: «حمله به تأسیسات برقی، حمله به مردم است.» این جمله، در ظاهر کوتاه است، اما در واقع خلاصه کامل ماهیت جنگ زیرساختی است. وقتی نیروگاه، پست، خط انتقال، ساختمان بهره‌برداری، مراکز دیسپاچینگ یا حتی مراکز پشتیبانی صنعت برق هدف قرار می‌گیرد، مخاطب نهاییِ آن حمله، صرفا یک دستگاه اجرایی نیست؛ خانه مردم، بیمارستان مردم، صنعت مردم و زندگی روزمره مردم هدف قرار گرفته است. این موضع رسمی، در عین حال یک پیام روشن سیاسی نیز داشت: اگر دشمن زیرساخت برق را می‌زند، در حال جنگ با «خدمت عمومی» است، نه فقط با «حکومت». به همین دلیل، وزارت نیرو کوشید روایت حمله به تأسیسات برق را از سطح یک خسارت فنی، به سطح یک اقدام ضدبشری علیه زیست عمومی ارتقا دهد.

    پایداری شبکه در شرایط جنگ؛ برق قطع نشد

    مهم‌ترین دستاورد صنعت برق در این بازه، حفظ پایداری شبکه و استمرار خدمت‌رسانی در میانه حملات بود. در حالی که دشمن تلاش داشت با هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، کشور را در شرایط بحران قرار دهد، شبکه برق ایران از ورود به وضعیت خاموشی گسترده و اختلال فراگیر عبور کرد. تیم‌های عملیاتی، امدادی، فنی و بهره‌برداری وزارت نیرو و شرکت‌های برق منطقه‌ای و توزیع، در همان ساعات اولیه پس از حملات، وارد عمل شدند و با ایزوله‌سازی نقاط آسیب‌دیده، جابه‌جایی بار، بازآرایی شبکه و تعمیر فوری تجهیزات، مانع از گسترش بحران شدند. این مدیریت میدانی باعث شد حتی در مناطقی که آسیب موضعی ثبت شد، برق‌رسانی در کوتاه‌ترین زمان ممکن به وضعیت پایدار بازگردد.

    مدیریت بحران در میدان؛ صنعت برق در خط مقدم خدمت

    آن‌چه در این دوره بیش از همه برجسته شد، نقش نیروهای فنی و عملیاتی صنعت برق به‌عنوان یکی از خطوط مقدم خدمت‌رسانی در جنگ بود. کارکنان این بخش، در حالی که خطر تکرار حملات، ناامنی محیطی و فشار روانی بر فضای عمومی کشور سایه انداخته بود، عملیات بازسازی، ترمیم و حفظ پایداری شبکه را بدون وقفه ادامه دادند. از منظر فنی، حفظ شبکه در چنین شرایطی صرفا به معنای تعمیر چند تجهیز آسیب‌دیده نبود؛ بلکه به معنای حفاظت از توازن تولید و مصرف، جلوگیری از سرایت اختلال به شبکه سراسری و حفظ تاب‌آوری سامانه برق در شرایط تهدید ترکیبی بود. به همین دلیل، عملکرد صنعت برق در این مقطع را می‌توان یکی از نمونه‌های مهم پدافند خدماتی و پایداری زیرساختی در شرایط جنگی دانست.

    زیرساختی که زیر آتش هم از کار نایستاد

    حملات به زیرساخت‌های برق، بخشی از راهبرد دشمن برای ضربه به شریان‌های حیاتی کشور بود؛ راهبردی که بر پایه ایجاد نارضایتی عمومی و مختل کردن زیست روزمره مردم طراحی شده بود. اما استمرار برق‌رسانی، ترمیم سریع آسیب‌ها و جلوگیری از خاموشی‌های گسترده، این هدف را تا حد زیادی ناکام گذاشت.

    واقعیت این است که در جنگ‌های مدرن، برق صرفا یک خدمت عمومی نیست؛ ستون فقرات اداره کشور است. از بیمارستان‌ها و مراکز امدادی تا صنایع، آب‌رسانی، حمل‌ونقل، ارتباطات و امنیت شهری، همگی به پایداری شبکه وابسته‌اند. از همین رو، ایستادگی صنعت برق در این بازه، فقط یک موفقیت فنی نبود؛ بلکه یک دستاورد راهبردی در حفظ ثبات ملی به شمار می‌رود. در جنگ رمضان از آغاز تا کنون صنعت برق ایران با یکی از پیچیده‌ترین آزمون‌های خود روبه‌رو شد؛ آزمونی که با تهدیدات علنی آمریکا، ضرب‌الاجل‌های چندمرحله‌ای ترامپ، تهدید به حمله به بزرگ‌ترین نیروگاه کشور و حملات مستقیم به برخی مراکز برق در تهران، شمس‌آباد و دیگر نقاط همراه بود.

    با این حال، برآیند عملکرد شبکه نشان داد که زیرساخت برق ایران، با وجود خسارات و فشار حملات، از کار نایستاد. استمرار خدمت‌رسانی، ترمیم سریع آسیب‌ها، جلوگیری از خاموشی فراگیر و حضور میدانی نیروهای فنی، تصویری روشن از تاب‌آوری صنعت برق در شرایط جنگی ارائه کرد؛ تصویری که نشان می‌دهد حتی در سخت‌ترین شرایط نیز، چراغ خدمت در ایران خاموش نشد.

    شمس‌آباد چرا مهم است؟

    شمس‌آباد، یک گره راهبردی در برق صنعتی تهران است در واقع شمس‌آباد از بزرگ‌ترین شهرک‌های صنعتی کشور است و مصرف برق آن در پیک به حدود ۲۴۰ مگاوات می‌رسد. طرح‌های ویژه برای تأمین پایدار برق و توسعه نیروگاه خورشیدی در این پهنه در دستور کار بوده است که هدف از این طرح‌ها، کاهش آسیب‌پذیری و افزایش تاب‌آوری شبکه برق منطقه و صنایع مستقر عنوان شده است.

    برق و جنگ روانی؛ دشمن دنبال خاموشی نبود، دنبال فرسایش اعتماد بود

    نکته مهم اینجاست که در بسیاری از موارد، هدف نهایی دشمن از ضربه به برق، صرفا خاموش کردن چند نقطه نیست. هدف اصلی، فرسایش اعتماد عمومی است. وقتی مردم احساس کنند زیرساخت حیاتی کشور آسیب‌پذیر شده، نگرانی‌ها درباره آب، درمان، امنیت، ذخایر خانگی، رفت‌وآمد، اینترنت، بانک و معیشت، به‌سرعت افزایش می‌یابد. اینجاست که برق، فقط یک خدمت نیست؛ ستون اعتماد اجتماعی است. در این بازه زمانی، آن‌چه وزارت نیرو، توانیر و شبکه عملیاتی برق انجام دادند، فقط یک ترمیم فنی نبود؛ بلکه در سطحی عمیق‌تر، جلوگیری از شکسته شدن اعتماد عمومی به توان اداره کشور در شرایط جنگی بود.

    پشت جبهه‌ای به نام دیسپاچینگ، سیمبان، بهره‌برداری و گروه‌های اتفاقات

    در روایت‌های رسمی جنگ، معمولا از پدافند، موشک، عملیات و خطوط دفاعی گفته می‌شود؛ اما در جنگ زیرساختی، یک جبهه دیگر هم وجود دارد که کمتر دیده می‌شود: جبهه خدمت‌رسانی. در این جبهه، فرماندهان میدانی صنعت برق، اپراتورهای دیسپاچینگ، نیروهای بهره‌برداری، گروه‌های اتفاقات، سیمبان‌ها، نیروهای تعمیرات، تکنسین‌های پست و کارشناسان مانیتورینگ، همان کسانی هستند که اجازه نمی‌دهند حمله دشمن به فروپاشی نظم عمومی تبدیل شود.

    در چنین شرایطی، روشن ماندن یک خط، به مدار برگشتن یک پست، پایدار ماندن برق یک بیمارستان، یا تداوم تغذیه یک محدوده صنعتی، صرفا یک عملیات فنی نیست؛ یک اقدام دفاعی ملی است. به همین دلیل، در روزهای جنگ، صنعت برق را باید نه فقط یک وزارتخانه یا شرکت خدماتی، بلکه بخشی از خط مقدم پایداری کشور دانست.

    در نهایت، اصل اساسی در روزهای جنگ، این بود که خدمت‌رسانی نباید متوقف شود. ممکن است آسیب باشد، ممکن است اختلال موضعی رخ دهد، ممکن است برخی نقاط نیازمند عملیات فوری شوند، اما تا وقتی چراغ خانه‌ها، بیمارستان‌ها، مراکز حیاتی و بخش اصلی شهرها روشن بماند، دشمن در هدف اصلی خود ناکام مانده است.