دسته: راه و مسکن

  • مسکن حمایتی یا «نیمه‌کاره‌های بی‌زیرساخت»؟ / رؤیای خانه‌دار شدن در ایران؛ دورتر از همیشه

    مسکن حمایتی یا «نیمه‌کاره‌های بی‌زیرساخت»؟ / رؤیای خانه‌دار شدن در ایران؛ دورتر از همیشه

    به گزارش اقتصادران، اگرچه بحران مسکن در ایران به مساله‌ای فرابخشی و چندوجهی تبدیل شده و آثار آن فراتر از حوزه اقتصاد، به مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی نیز تسری یافته است، اما همچنان رویکردها به حل این بحران عمدتاً سطحی، مقطعی و مبتنی بر شعار باقی مانده‌اند.  در حالی‌که در بسیاری از کشورهای جهان، مسکن نه‌فقط به عنوان یک کالای اقتصادی بلکه به‌مثابه یک حق اجتماعی در نظر گرفته می‌شود، در ایران این حوزه به میدان رقابت‌های سیاسی، تبلیغاتی و حتی سوداگری تبدیل شده است. رشد افسارگسیخته قیمت‌ها، کاهش شدید توان خرید خانوارها، و عدم تعادل شدید میان عرضه و تقاضا، تنها بخشی از نشانه‌های این بحران عمیق‌اند. با این حال، تجربه جهانی به‌روشنی نشان می‌دهد که راهکارهای مشخص، آزموده‌شده و در بسیاری موارد موفقی برای بازگرداندن تعادل به بازار مسکن وجود دارد؛ از توسعه نظام وام‌های بلندمدت و کم‌بهره گرفته تا حمایت ساختاری از خانه‌اولی‌ها و گسترش مسکن اجتماعی. اما پرسش اساسی اینجاست: چرا این راهکارها در ایران یا اصلاً به‌کار گرفته نمی‌شوند، یا اگر هم اجرایی می‌شوند، اثربخشی لازم را ندارند؟ پاسخ را باید در سه عامل کلیدی جست‌وجو کرد: نخست، «نظام پولی فلج» که نه توان پاسخگویی به نیازهای مالی بخش مسکن را دارد و نه ابزارهای لازم را؛ دوم، «سیاست‌های ناکارآمد» که بدون پشتوانه کارشناسی و در تضاد با واقعیت‌های اقتصادی کشور تدوین می‌شوند. و در نهایت، «غیبت اراده سیاسی» برای حمایت پایدار و هدفمند از اقشار فاقد مسکن، به‌ویژه خانه‌اولی‌ها، که باعث شده میلیون‌ها خانواده ایرانی همچنان در حسرت ابتدایی‌ترین نیاز انسانی یعنی «سرپناه» باقی بمانند.

    غلامرضا اسلامی‌بیدگلی، کارشناس باسابقه حوزه مسکن، در گفت‌وگو با تسنیم با اشاره به شکاف بین سیاست‌گذاری مسکن در ایران و جهان، تأکید می‌کند: نرخ بهره بالا و محدودیت در نسبت تسهیلات به ارزش ملک (LTV)، نظام پولی را فلج کرده و سیاست‌گذاری مؤثر در بخش مسکن را ناممکن ساخته است. این اظهارات در شرایطی بیان می‌شود که در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، وام‌های بلندمدت با نرخ‌های بهره معقول، ابزار اصلی تأمین مالی خرید مسکن هستند. در آمریکا تمرکز بر وام‌های بلندمدت ۳۰ ساله با نرخ بهره حدود ۶ تا ۷ درصد است که توسط نهادهای تحت حمایت دولت مانند «فِرِدی مَک» ارایه می‌شود. اما در ایران، بانک مسکن با وجود سابقه تخصصی، بیشتر در نقش یک ناظر غیرفعال ظاهر شده و از اختیارات سیاست‌گذاری مؤثر بی‌بهره مانده است. به‌گفته این کارشناس، نظام پولی کشور به‌دلیل همین نرخ‌های بالا و نبود ابزارهای متنوع تأمین مالی، عملاً فلج شده است. شاید در نگاه اول، نرخ سود بالا جذاب به نظر برسد، اما در عمل، این نرخ‌ها «عامل بازدارنده» سرمایه‌گذاری در بخش‌های مولدی چون مسکن هستند. اسلامی‌بیدگلی می‌گوید: وقتی دولت و شهرداری‌ها اوراق مالی را با نرخ‌های بالاتر از ۳۰ تا ۴۰ درصد منتشر می‌کنند، سرمایه‌گذاری در بخش مولد مانند مسکن از توجیه اقتصادی خارج می‌شود. به زبان ساده، هیچ سرمایه‌گذاری حاضر نیست ریسک ساخت‌وساز را به جان بخرد، وقتی می‌تواند بدون دردسر، از اوراق دولتی با سودهای بالا بهره‌مند شود. نتیجه؟ رکود در تولید، کاهش عرضه مسکن، و در نهایت انفجار قیمت.

    خانه‌اولی‌ها: فراموش‌شدگان سیاست مسکن ایران

    در کشورهای اروپایی، حمایت از خانه‌اولی‌ها یکی از اولویت‌های اصلی سیاست‌گذاری مسکن است. اسلامی‌بیدگلی با اشاره به این تجربه می‌گوید: در اروپا سیاست‌گذاری‌ها بیشتر بر حمایت از خانه‌اولی‌ها و توسعه مسکن اجتماعی متمرکز است؛ چنان‌که در انگلستان نزدیک به ۳۰ درصد وام‌های رهنی به خانواده‌های خانه‌اولی اختصاص دارد. اما در ایران، خبری از چنین سیاست‌هایی نیست. نسبت تسهیلات به ارزش ملک (LTV) آنقدر پایین است که حتی افزایش‌های جزئی نیز اثر محسوسی در توان خرید مردم ندارد. این در حالی است که در کشورهای اروپایی، LTV برای خانه‌اولی‌ها بین ۸۰ تا ۹۵ درصد است؛ یعنی بخش اعظم هزینه خرید مسکن از طریق وام تأمین می‌شود.

    بسیاری از پروژه‌هایی که در ایران به عنوان مسکن حمایتی یا اجتماعی مطرح شده‌اند، عملاً به دلیل بی‌توجهی به زیرساخت‌ها و خدمات شهری، غیرقابل بهره‌برداری هستند. اسلامی‌بیدگلی تصریح می‌کند: تمرکز سیاست‌گذاری در ایران نباید صرفاً بر ساخت مسکن باشد، بلکه باید به سیاست زمین و زیرساخت‌ها توجه شود. بسیاری از پروژه‌های ساختمانی فعلی به‌دلیل نبود زیرساخت حمل‌ونقل و خدمات، عملاً غیرقابل بهره‌برداری هستند. او همچنین با انتقاد از وضعیت فعلی طرح‌های حمایتی می‌گوید: در کشور برنامه مشخصی برای حمایت از خانه‌اولی‌ها وجود ندارد و طرح‌هایی مانند مسکن مهر نیز به‌دلیل نادیده گرفتن زیرساخت‌ها و ملاحظات اقتصادی به اهداف خود نرسیده‌اند.

    نگاهی به تجربه آلمان 

    در این میان، کشورهای پیشرفته‌تر نیز برای کنترل آثار اجتماعی و اقتصادی بحران مسکن، از نهادهای متنوع پولی و ابزارهای خلاقانه استفاده کرده‌اند. به گفته اسلامی‌بیدگلی، در آلمان نهادهای پولی متنوعی از جمله بانک‌های رهنی و بانک‌های پس‌انداز ساخت فعالیت دارند و حتی برای توسعه‌گران نیز سازوکارهای مالی ویژه‌ای تعریف شده است. همچنین هلند و کشورهای نوردیک (Nordic countries) شامل سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند وایسلند نیز تمرکز جدی بر تأمین مسکن اجتماعی دارند، به‌ویژه برای کنترل آثار ناشی از مهاجرت. در ایران اما، چنین نهادهایی یا وجود ندارند یا از نظر توان مالی و استقلال اجرایی در حدی نیستند که بتوانند نقش مؤثری ایفا کنند.

     آینده بازار مسکن

    با ادامه روند فعلی، نه‌تنها رؤیای خانه‌دار شدن برای اقشار متوسط و ضعیف به آرزویی دور و دست‌نیافتنی تبدیل شده، بلکه حتی از منظر اقتصادی نیز بازار مسکن ایران در حال از دست دادن کارکردهای بنیادین خود است.  بازاری که باید موتور محرک اقتصاد باشد، امروز به حوزه‌ای پرریسک، بی‌ثبات و بدون جذابیت برای سرمایه‌گذاری‌های مولد بدل شده است. در این وضعیت، سرمایه‌ها یا به سمت فعالیت‌های سوداگرانه می‌روند یا جذب بازارهای موازی با سودهای تضمین‌شده و کم‌خطر می‌شوند، که نتیجه‌اش چیزی جز تعمیق رکود در بخش مسکن و تشدید بحران اجتماعی نیست. غلامرضا اسلامی‌بیدگلی، کارشناس اقتصاد مسکن، در همین رابطه هشدار می‌دهد و می‌گوید: در صورت تداوم وضعیت کنونی، بازار تأمین مالی مسکن در ایران تا پنج سال آینده نیز بسیار کوچک و ناکارآمد باقی خواهد ماند. این پیش‌بینی صرفاً یک تحلیل کارشناسی نیست، بلکه زنگ خطری جدی است برای مسوولان و سیاستگذاران؛ چرا که یک بازار ناکارآمد مسکن به معنای افزایش فقر شهری، گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی، افزایش فاصله طبقاتی و حتی بروز بحران‌های اجتماعی گسترده‌تر است. واقعیت این است که بازار مسکن ایران هم‌اکنون در وضعیت هشدار قرار دارد. دیگر نمی‌توان با مُسکن‌های موقتی، وعده‌های تبلیغاتی یا طرح‌های بدون پشتوانه کارشناسی، از عمق فاجعه کاست. تجربه کشورهای موفق در حوزه سیاست‌گذاری مسکن نشان می‌دهد که چهار رکن اساسی می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت تعادل به این بازار باشد: ارایه وام‌های بلندمدت با نرخ بهره معقول، حمایت مالی و نهادی از خانه‌اولی‌ها، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و خدمات در پروژه‌های مسکونی، و در نهایت، ایجاد بستر مشارکت فعال نهادهای مالی متنوع از جمله بانک‌های رهنی، صندوق‌های توسعه مسکن، و مؤسسات اعتباری تخصصی. اما اجرای این نسخه نیازمند یک پیش‌شرط مهم است: وجود اراده سیاسی واقعی و جدی برای اصلاح ساختار پولی و خروج از چرخه سیاست‌های مخرب فعلی. تا زمانی که اراده‌ای برای کنترل نرخ‌های بهره افسارگسیخته، افزایش نسبت تسهیلات به ارزش ملک، ایجاد نهادهای تأمین مالی تخصصی، و پایان دادن به رویکردهای نمایشی وجود نداشته باشد، حتی بهترین برنامه‌های فنی نیز به سرنوشتی مشابه «مسکن مهر» و سایر طرح‌های نیمه‌کاره دچار خواهند شد. از سوی دیگر، تا زمانی که دولت‌ها به بازار مسکن نه به عنوان یک مأموریت اجتماعی و اقتصادی بلندمدت، بلکه به عنوان ابزاری برای کسب محبوبیت کوتاه‌مدت و بهره‌برداری تبلیغاتی نگاه می‌کنند، و تا وقتی نهادهای مالی همچنان در بند سیاست‌های کنترلی ناکارآمد، ناکارشناسی و گاه متضاد با منطق بازار هستند، خانه‌دار شدن برای میلیون‌ها ایرانی فقط در حد یک رؤیا باقی خواهد ماند؛ رؤیایی که هر روز دورتر، گران‌تر و دست‌نیافتنی‌تر می‌شود.

  • یک پیش بینی مهم از بازار مسکن در سال آینده / رکود مسکن حالا حالاها ادامه دارد؟

    یک پیش بینی مهم از بازار مسکن در سال آینده / رکود مسکن حالا حالاها ادامه دارد؟

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن به عنوان یکی از مهم‌ترین بازار‌ها در اقتصاد کشور است که طبق ارزیابی‌ها، این بازار در شرایط رکود تورمی به سر می‌برد. همین امر باعث شده که متقاضیان بازار با مشکلات بسیار زیادی روبه‌رو شوند؛ چرا که برخی از خریداران که قصد خرید مسکن را داشته‌اند، به دلیل شرایط کنونی با تورم روبه‌رو شده‌اند و از سوی دیگر، مالکان نیز دیگر تمایلی به فروش ندارند و منتظر هستند که ببینند بازار به چه سمت و سویی می‌رود.

    براساس این گزارش، کیانوش گودرزی، رئیس اتحادیه مشاوران املاک استان تهران، با بیان اینکه بازار مسکن خودش را بازیابی کرده و اکنون به مرحله‌ای رسیده که قیمت‌ها ثابت مانده‌اند و دلیل اصلی آن هم ناتوانی مردم در خرید است، گفت: هزینه ساخت هر واحد مسکونی که پیش‌تر متری ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان بود، حالا به ۳۰ میلیون تومان رسیده است. با این حال، همین افزایش هزینه ساخت نیز نتوانسته بر قیمت نهایی ملک تأثیر بگذارد و همچنان ثبات در بازار برقرار است.

    گودرزی درباره ارزیابی شرایط بازار مسکن در سال آینده اظهار کرد: تا سال جدید چند ماه باقی مانده و نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی ارائه داد، اما برای سال آینده عوامل متعددی می‌تواند بر بازار مسکن تأثیرگذار باشد؛ از جمله افزایش حقوق کارمندان، تسهیلاتی که بانک‌ها در اختیار مردم قرار می‌دهند و همچنین سیاست‌گذاری‌های دولت که ممکن است در این بازار اثرگذار باشند.

    رئیس اتحادیه صنف مشاوران املاک تهران تأکید کرد: هر کدام از این عوامل ممکن است در بهبود، یا به اصطلاح کاهش، ثبات و یا افزایش قیمت مسکن تأثیرگذار باشند. به هر حال باید منتظر ماند و دید در آینده چه پیش خواهد آمد، اما در حال حاضر بازار ثابت است.

    وی در خصوص افزایش قیمت مسکن هم گفت: قیمت مسکن در مناطق جنوبی تهران بین ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان در هر متر مربع افزایش یافته که همین امر بر بازار مسکن تأثیر گذاشته است.

    رکود فعلا در بازار مسکن ادامه دارد

    این در حالی است که اخیراً داود بیگی نژاد، رئیس اتحادیه مشاوران املاک استان تهران، نیز اعلام کرده است که بازار فعلاً همین روند کنونی را ادامه می‌دهد و نمی‌تواند حرکت دیگری را برای خود پیدا کند.

    وی دلیل این امر را رفتار متفاوت بازار مسکن در دوره اخیر نسبت به تجربیات گذشته اعلام کرد و گفت: رفتار مسکن در طی این چند وقت اخیر بسیار متفاوت از تجربیات قبل بوده؛ یعنی باید طبق سنوات گذشته در یک فرود و یک رکود و پس از آن یک حرکت انجام می‌شد، در صورتی که هم اکنون این اتفاق رخ نداده است.

    وی ادامه داد: برخی از اظهارنظر‌ها در خصوص کاهش قیمت مسکن غیرکارشناسی و ناشی از افزایش انگیزه سرمایه‌گذاران است و به نظر می‌رسد که روند کنونی بازار در نیمه دوم سال ادامه خواهد یافت.

    او گفت: اگر قرار است سرمایه‌های داخلی به جای بازار‌های ارز و طلا به سمت بازاری هدایت شود که به تولید مسکن کمک کند، دولت نباید مردم را بی‌انگیزه کند.

    وی افزود: یکی از مهم‌ترین چالش‌های بازار مسکن نبود آمار و شفافیت لازم است که خود باعث شده بازار از شفافیت لازم برخوردار نباشد و از سوی دیگر بانک مرکزی هم به سامانه خودنویس و سامانه کاتب دسترسی ندارد که بخواهد آمار دقیقی از بازار مسکن دهد.

    کاهش قیمت مسکن تنها در واحد‌های مسکونی دلالان

    معامله‌ای در طی یک ماه گذشته ثبت نشده است

    بر اساس گزارش‌ها، وحیدی، یکی دیگر از مشاوران املاک در منطقه ۵ تهران، به باشگاه خبرنگاران گفت: در طی یک ماه گذشته حتی یک معامله مسکن هم ثبت نشده است. این در حالی است که پیش از این، منطقه ۵ تهران بیشترین حجم معاملات مسکن را به خود اختصاص می‌داد. وی افزود: وضعیت بازار به گونه‌ای است که حتی یک معامله هم ثبت نمی‌شود و این موضوع باعث شده مشاوران املاک با مشکلات بسیار زیادی رو‌به‌رو شوند. وحیدی ادامه داد: علی‌رغم اعلام کاهش قیمت‌ها، متأسفانه در این منطقه هیچ تغییر قیمتی رخ نداده و معامله‌ای انجام نشده است.

    براساس این گزارش، بررسی‌های کف بازار حاکی از آن است که بازار فعلاً در انتظار است و هیچ واکنشی نسبت به شرایط و اتفاقات کنونی نشان نمی‌دهد؛ به طوری که حسینی، یکی از مشاوران املاک در منطقه ۱۱، گفت: بازار مسکن فعلاً «قفل» است و تغییر هیچ خرید و فروشی در طی چند ماه گذشته انجام نشده و تنها با توجه به فصل تابستان تعدادی معامله در بخش اجاره صورت گرفته است، اما در بازار خرید و فروش هم مالکان و هم خریداران دست نگه داشته‌اند تا تکلیف بازار در این بخش مشخص شود.

    گفتنی است با توجه به شرایط کنونی بازار مسکن و با در نظر گرفتن آنکه در طی سه ماه گذشته اعلام شده بود که کاهش قیمت رخ داده، اما تنها این کاهش قیمت صوری بود؛ بنابراین امیدواریم در نیمه دوم سال بازار مسکن به سمت رونق حرکت کند تا بخشی از نیاز‌های متقاضیان مسکن تأمین شود.

  • انصراف از طرح نهضت ملی مسکن؛ آتش زدن به چند سال امید و انتظار

    انصراف از طرح نهضت ملی مسکن؛ آتش زدن به چند سال امید و انتظار

    به گزارش اقتصادران، روزنامه خراسان نوشت: با گذشت ۴ سال از آغاز طرح نهضت ملی مسکن، هنوز حتی بسیاری از متقاضیان اولیه این طرح که اولین واریزی آن ها به مهر ۱۴۰۰ بر می گردد در انتظار خانه دارشدن هستند، آن هم در شرایطی که بعضاً اجاره نیز می پردازند.

    در این شرایط برخی از این افراد به فکر انصراف از طرح افتاده اند. انصرافی که دو سرزیان است. هم به خانه نرسیده اند و هم ارزش پولشان به شدت کاهش یافته است. وزارت راه تاکید کرده که پول این افراد را در اسرع وقت (با احتساب نرخ سود بانکی) می دهد. اما یک حساب و کتاب سرانگشتی نشان می دهد که با این شرایط، این افراد خیلی زیان می کنند و این سوال مطرح است که چرا هزینه تاخیر در ساخت، تخلف احتمالی بانک ها و یا عملکرد نامطلوب وزارت راه و یا ضعف نظارت نهادهای مرتبط را باید این افراد بدهند؟

    با تصویب قانون جهش تولید مسکن در سال ۱۴۰۰، اجرای آن با عنوان طرح نهضت ملی مسکن آغاز شد. به گزارش تسنیم، در آن زمان قرار بود متقاضیان در ۸ قسط ۴۰ میلیون تومانی، جمعاً ۳۲۰ میلیون تومان آورده پرداخت کنند و با احتساب تسهیلات در نهضت ملی مسکن، خانه دار شوند.

    با این حال، عدم همراهی نظام بانکی به همراه مشکلات اجرایی دیگر موجب شده تا در حال حاضر حتی برخی از افرادی که از ابتدای طرح نیز واریزی داشته اند، دستشان از رسیدن به کلید خانه کوتاه شود.

    گزارش ها و آمارهای مختلفی در این زمینه تاکنون منتشر شده است. به عنوان مثال، گزارش فرهیختگان در ۱۳ شهریور امسال به نقل از طاهرخانی معاون مسکن وزارت راه و شهرسازی حاکی از آن است که تا تاریخ مذکور، ۸۵۰ هزار واحد مسکونی در قالب نهضت ملی مسکن در دستور کار قرار گرفته که ۶۰ هزار واحد آن افتتاح شده و باقی در حال ساخت است. این اظهارات نشان می دهد عملکرد این طرح به دلیل مشکلات متعدد چندان مطلوب نبوده است. بر اساس یافته های این گزارش، در دولت چهاردهم نهایتاً بین ۱۹ تا ۳۹ هزار واحد نهضت ملی مسکن تحویل مردم شده که همچون دولت سیزدهم چالش بزرگی محسوب شده و با تکلیف قانون مبنی بر ساخت سالانه یک میلیون مسکن فاصله دارد.

    انصرافی ها رو به افزایش؟

    گزارش ۱۹۹۶۹ مرکز پژوهش های مجلس در مرداد گذشته حاکی از این است که عدم استطاعت برای تامین سهم آورده متقاضیان و عدم جذابیت پروژه ها به دلیل نامعلوم بودن مکان و مشخصات واحدها، دو عامل استقبال محدود مردم از این طرح بوده است. به طوری که از کل این ۱.۸ میلیون نفر، صرفاً حدود ۷۵۰ هزار نفر بیش از مبلغ اولیه را به حساب مسدود خود واریز کرده اند.

    اما اتفاق دیگری که در ماه های اخیر بیشتر شنیده و مشاهده می شود، افزایش تمایل متقاضیان این طرح به انصراف از آن است چراکه در بین این افراد، مستاجرانی که با افزایش نرخ های اجاره دست و پنجه نرم می کنند، کم نیستند. از سوی دیگر مدل قراردادهای نهضت ملی مسکن به گونه ای است که هزینه ها تابع قیمت روز مصالح است. همین موضوع در کنار عقب ماندن دستمزدها از جهش های ارزی و رشد قیمت نهاده ها موجب شده تا برخی از متقاضیان، انگیزه ادامه مشارکت در این طرح را نداشته باشند.

    دو خبر وزارت راه برای انصرافی ها

    در هفته های اخیر، وزارت راه دو خبر درخصوص انصرافی های نهضت ملی مسکن منتشر کرده است. طاهرخانی معاون این وزارتخانه گفته است: انصراف از طرح نهضت ملی مسکن قاعدتاً امکان‌پذیر است و منعی در این خصوص وجود ندارد. وی با بیان این‌که شرایط افراد کاملاً متفاوت است، افزود: به‌عنوان مثال، از لحاظ اقتصادی، تلاش ما این است که اقشار کم‌درآمد جامعه مخاطب، یعنی دهک‌های یک تا ۴ را حتماً حمایت کنیم تا به‌دلیل عدم توان مالی انصراف ندهند. اما سایر اقشار اجتماعی که دهک‌های بالاتری هستند و اولویت‌های سرمایه‌گذاری‌ این افراد تغییر کرده است، اگر انصراف دهند، متولیان موظف هستند که مبالغ پرداختی‌شان را هرچه سریع‌تر بازگردانند. وی همچنین دیروز خبر جدیدی داد و گفت: فرم «ج» متقاضیان انصرافی، مجدد سبز خواهد شد.

    انصراف به چه قیمتی؟ 

    اگر چه انعطاف کنونی وزارت راه را باید غنیمت دانست، اما به نظر می رسد پس از گذشت ۴ سال از آغاز طرح، این موضوع به هیچ عنوان جبران زیان متقاضیانی را که الزاماً از طبقات بالای جامعه هم نیستند،نخواهد کرد.

    به عنوان مثال مستندات موجود درخصوص پرداختی یکی از متقاضیان نشان می دهد که این فرد از مهر ۱۴۰۰ تا انتهای سال گذشته، ۴۰۰ میلیون تومان در ۸ مرحله پرداخت کرده و پرداختی های وی نیز در بازه زمانی اعلام شده وزارت راه بوده است. در صورتی که وی در حال حاضر بخواهد انصراف دهد و آورده وی با نرخ سود کوتاه مدت ۵ درصد محاسبه شود، وی احتمالا۴۳۱ میلیون تومان دریافت خواهد کرد. این در حالی است که با در نظر گرفتن شاخص قیمت مصرف کننده در این مدت، ارزش حال پرداختی های وی در شهریور امسال، بیش از ۷۲۰ میلیون تومان خواهد بود. ​​​

    دو سوال مهم

    انصراف متقاضیان از طرح، آتش زدن به چند سال امید، تحمل انواع فشارهای اقتصادی و صرف نظر کردن از سایر سرمایه گذاری هایی از جمله خرید طلاست که می توانست وضعیت متفاوتی را برای متقاضی رقم بزند. اگر چه طبیعی است از نظر حقوقی قراردادهای نهضت ملی آن قدر محکم هستند که طبعاً جای هیچ اعتراضی برای انصرافی ها باقی نخواهند گذاشت، اما به نظر منطقی، عاقلانه و مطابق کرامت انسانی نیست که افرادی که در عمل قرار بود از آن ها حمایت شود، با این شیوه بازپرداخت پول در اثر انصراف، عملاً در جایگاه تامین کننده منابع طرح قرار بگیرند.

    با این حساب، حداقل انتظاری که می رود، این است که بازپرداخت وجوه انصرافی باید بر اساس «ارزش روز» یا شاخص تورم رسمی محاسبه شود، نه مبلغ اسمی. این حداقل عدالت در قبال سرمایه‌ای است که در طول زمان ارزش خود را از دست داده است.

    اما در صورتی که طبعاً گفته شود دولت چنین منابعی ندارد، ۲ سوال مطرح می شود:

    ۱-آیا نباید زیان ناشی از تأخیر به نهادهای مقصر نسبت داده شود. اگر بانک‌ها سهم تسهیلات خود را پرداخت نکرده‌اند، آیا نباید از محل همان جریمه‌های مصوب، خسارت متقاضیان را بپردازند؟

    ۲-آیا در صورتی که مقصر، وزارت راه و شهرسازی باشد، این وزارتخانه نمی‌تواند برای متقاضیان انصرافی گزینه‌های جایگزین در نظر بگیرد؟ از جمله واگذاری زمین، انتقال به پروژه‌های فعال یا حتی واگذاری سهام پروژه به نسبت آورده قبلی؟

    در مجموع باید گفت نهضت ملی مسکن، بزرگ‌ترین برنامه دولت برای پاسخ به بحران مسکن است، اما در عمل می توان نوعی انحراف از اهداف اولیه آن را دید. اگر دولت می‌خواهد از این مسیر پرهزینه عبور کند، باید بداند که اعتماد عمومی در گرو «عدالت اقتصادی» است، نه صرفاً «پیشرفت فیزیکی پروژه‌ها».انصراف متقاضیان و سبز شدن فرم «ج»، به‌جای آن که نشانه رضایت باشد، زنگ خطر است. زنگ خطری که می‌گوید مردم از طرحی که قرار بود برایشان خانه بسازد، ناامید شده‌اند. اگر این هشدار جدی گرفته نشود، «نهضت ملی مسکن» نه به هدف خانه‌سازی، که به پرونده‌ای تازه از تضییع حقوق مردم تبدیل خواهد شد.

  • اجاره نشینی دیگر خوش نشینی نیست / ۷۰ درصد درآمد یک خانوار مستاجر را اجاره بها می‌بلعد / شدت فقر مستأجران به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسید

    اجاره نشینی دیگر خوش نشینی نیست / ۷۰ درصد درآمد یک خانوار مستاجر را اجاره بها می‌بلعد / شدت فقر مستأجران به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسید

    به گزارش اقتصادران، ساعت حوالی هفت غروب است؛ یک عصر پاییزی در تهران دودزده!
    علی کارمند یک شرکت خدماتی، با دو فرزند است و خسته از مترو بیرون می‌آید و مسیر طولانی تا خانه اجاره‌ای‌اش در حاشیه جنوبی تهران را پیاده طی می‌کند.

    صاحب‌خانه‌اش پیام داده که قرارداد را تمدید نمی‌کند مگر با افزایش ۷۰ درصدی اجاره و رقم حیرت انگیز.
    علی سه ماه است دنبال خانه‌ای با اجاره کمتر می‌گردد، اما هرچه می‌گردد، هیچ جا با حقوق بیست میلیونی‌اش جور درنمی‌آید. او می‌گوید که «در برخی خبر‌ها می‌گویند بازار آرام شده، قیمت‌ها پایین آمده، ولی من هنوز حتی یک فایل ارزان‌تر پیدا نکرده‌ام. فقط هر هفته بدتر می‌شود…»

    روایت علی، حالا روایت میلیون‌ها مستأجر ایرانی است؛ خانواده‌هایی که در کشاکش تورم مزمن، رکود مسکن و سیاست‌های بی‌اثر دولت، از طبقه متوسط به طبقه فقیر سقوط کرده‌اند.

    فقر ۹۰ درصدی در میان مستأجران

    بر اساس تازه‌ترین داده‌هایی که مجید گودرزی، کارشناس اقتصاد مسکن منتشر کرده، شدت فقر در میان مستأجران به عددی بی‌سابقه رسیده است: «در برخی استان‌ها، شدت فقر مستأجران به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسیده و به طور متوسط، بین ۵۰ تا ۷۰ درصد درآمد خانوار‌ها صرف مسکن می‌شود.»

    این یعنی برای میلیون‌ها خانواده، دیگر هیچ بودجه‌ای برای آموزش، درمان یا تفریح باقی نمی‌ماند. در واقع، اجاره مسکن امروز نه یک هزینه، بلکه نشانه فقر ساختاری است.

    این در حالی که دولت سیزدهم با مصوبه‌ای سقف افزایش اجاره را ۲۵ درصد تعیین کرده بود، این قانون در عمل هیچ ضمانت اجرایی نداشت و اکنون در دولت چهاردهم نیز همان روند تکرار شده؛ یک مصوبه بدون هیچ ضمانت اجرایی پیش روی مستاجران آواره باقی مانده است.

    در همین حال مشاوران املاک نیز بدون نظارت مؤثر، قرارداد‌ها را با ارقام نجومی تنظیم کردند و در بسیاری از مناطق، اجاره‌بها بیش از ۵۰ تا ۱۰۰ درصد بالا رفت.
    این در حالی است که به گفته کارشناسان، وقتی نرخ تورم عمومی کشور بالای ۴۰ درصد است، تعیین سقف دستوری برای اجاره نه‌تنها مؤثر نیست، بلکه به افزایش بی‌اعتمادی و گسترش بازار سیاه مسکن منجر می‌شود.

    اجاره‌نشینی در آستانه انفجار

    در همین حال باید توجه داشت که بازار اجاره، تصویر کوچک‌شده‌ای از بحران بزرگ مسکن است.

    طبق آمار‌های بانک مرکزی، میانگین قیمت هر متر مربع در تهران از ۱۰۷ میلیون تومان در خرداد به ۱۰۱ میلیون تومان در تیر رسیده است؛ یعنی کاهش حدود ۶.۵ درصدی.

    اما در مقابل، همین بازار طی سال‌های گذشته یک رشد ۷۰ درصد قیمت را تجربه کرده است. در واقع، این کاهش ناچیز در برابر تورم سالانه، نه نشانه «ریزش قیمت»، بلکه علامت رکود تورمی است؛ رکودی که در آن، قیمت‌ها همچنان بالاست، اما خریدار وجود ندارد و در چنین شرایطی، فشار تورم مسکن مستقیم به بازار اجاره منتقل می‌شود.
    کما این که امروز مستأجران تهرانی برای یک واحد ۷۵ متری در مناطق متوسط، باید بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان ودیعه و میانگین بیش از ۲۰ میلیون تومان اجاره ماهانه پرداخت کنند.

    در مناطق جنوبی، این رقم بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان ودیعه و اجاره‌های ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومانی است است. اما حقوق پایه کارگران در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۰ میلیون تومان است؛ یعنی اجاره‌نشینی عملاً نیمی از نه حقوق که در بهترین حالت درآمد یک خانواده با دستکم دو شغل ثابت را می‌بلعد (این در حالی است که در یک خانواده نفره، دو نفر هر کدام یک شغل ثابت داشته باشند و درآمد‌های جانبی از شغل‌های عیرجانبی هم باید در نظر گرفته شود).

    قانون روی کاغذ، زمین در حبس

    اکنون بخش بزرگی از بحران مسکن، نه به کمبود تقاضا بلکه به حبس زمین و نبود عرضه جدید برمی‌گردد.

    طبق قانون برنامه هفتم توسعه، دولت موظف است هر سال ۶۵ هزار هکتار زمین به محدوده شهر‌ها الحاق کند تا زمینه ساخت‌وساز برای اقشار کم‌درآمد فراهم شود، اما عملکرد واقعی با این هدف فاصله‌ای چشمگیر دارد: در سال ۱۴۰۲، تنها ۲۸ هزار هکتار زمین الحاق شد؛ کمتر از نصف تعهد قانونی.
    در سال جاری نیز از ۱۱ هزار هکتار زمین شناسایی‌شده، فقط ۷ هزار و ۳۴۱ هکتار تصویب شده است.

    در همین حال گفته می‌شود که شورای عالی شهرسازی با استناد به بحران آب و کمبود زیرساخت‌ها، سیاست «توسعه درونی و افزایش تراکم» را جایگزین «گسترش افقی شهرها» کرده است؛ اما نتیجه این سیاست، وابستگی بیشتر شهرداری‌ها به درآمد تراکم‌فروشی و تشدید شکاف طبقاتی شهری بوده است.

    به تعبیر کارشناسان، وقتی زمین ارزان در اختیار پروژه‌های مسکن قرار نمی‌گیرد، بازار فقط برای سرمایه‌گذاران بزرگ و دلالان باز می‌ماند، نه برای خانواده‌هایی مثل علی که دنبال سقف ساده‌ای برای زندگی‌اند.

    بحران آب؛ دلیلی واقعی برای توقف توسعه

    شورای عالی شهرسازی یکی از دلایل خود برای جلوگیری از توسعه مناطق جدید مسکونی را «پایداری منابع آبی» عنوان می‌کند. این در حالی است که حدود ۳۰ درصد از آب شرب تهران در شبکه فرسوده هدر می‌رود؛ رقمی معادل ۱۳۰ میلیون متر مکعب در سال، یعنی دو برابر حجم دریاچه چیتگر.

    اما امروز، بحران آب به ابزاری برای توجیه کم‌کاری در عرضه زمین و ساخت مسکن تبدیل شده است.

    خروج اتباع؛ تاثیر روانی، نه واقعی

    این در حالی است که از تابستان سال جاری، پس از اجرای طرح بازگشت اتباع غیرمجاز، برخی رسانه‌ها از «افت قیمت مسکن» خبر دادند، اما داده‌های رسمی مرکز آمار نشان می‌دهد که این تأثیر بسیار محدود و موقتی بوده است.

    در مناطق جنوبی تهران مانند اسلامشهر و شهرقدس، که بیشترین تمرکز اتباع را داشتند، اجاره‌بها تقریباً تغییری نکرده است: چنان که بنا به آخرین آمار موجود مربوط به بهار سال ۱۴۰۴ میانگین مبلغ اجاره ماهانه مستاجران تهرانی در مناطق ۲۲گانه تهران حدود ۳۴ میلیون تومان است؛ البته این رقم در مناطق پایین تهران بین مناطق ۹ تا ۲۰ کمتر خواهد بود.

    هم چنین در مناطق پایین شهر بنا به گزارش دنیای اقتصاد در فرودین سال ۱۴۰۴، میانگین اجاره ۸.۲ میلیون تومان و پول پیش ۵۲۱ میلیون تومان است، که با تبدیل آن به اجاره، هزینه ماهانه به حدود ۲۵ میلیون تومان می‌رسد. این مقدار به قدری بالاست که تمام حداقل دستمزد یک زوج را پوشش می‌دهد.
    حتی با فرض کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی هزینه اجاره بعد از خروج اتباع نیز هم چنان این رقم هزینه ماهیانه اجاره نزدیک به ۲۰ میلیون تومان است.

    به گفته کارشناسان، حضور اتباع خارجی تنها یکی از عوامل فرعی بازار مسکن است؛ نه عامل اصلی گرانی. تورم، کمبود عرضه و بی‌ثباتی سیاستی همچنان سه موتور اصلی بحران مسکن ایران‌اند.

    حاشیه‌نشینی رسمی؛ چهره جدید فقر شهری

    حالا، اما تهران برای مستاجرانش دو چهره دارد: شهری رسمی برای طبقات مرفه و شهری غیررسمی برای میلیون‌ها نفر که در حریم‌ها و شهرک‌های بی‌مجوز زندگی می‌کنند.
    چنان که فرشاد مؤمنی اقتصاددان در همین باره می‌گوید: «حاشیه‌نشینان شهری در آستانه ۲۵ میلیون نفر قرار دارند و ۷۵ درصد زندانیان سابقه زندگی در این مناطق را دارند.»

    به این ترتیب می‌توان گفت که در عمل، حاشیه‌نشینی دیگر پدیده‌ای حاشیه‌ای نیست؛ بلکه به قلب شهر رسوخ کرده است. افزایش قیمت زمین، تراکم‌فروشی و انحصار ساخت‌وساز، حتی طبقه متوسط را از محدوده رسمی شهر بیرون رانده است.

    چنان چه در بسیاری از مناطق شرقی و جنوبی تهران، خانواده‌ها در زمین‌های کشاورزی یا سکونتگاه‌های فاقد سند زندگی می‌کنند؛ بدون دسترسی به خدمات ایمنی، آموزش و بهداشت. به تعبیر یکی از کارشناسان شهری، این وضعیت نوعی «حاشیه‌نشینی رسمی» است؛ یعنی سکونت در داخل محدوده پایتخت، اما بدون بهره‌مندی از حقوق شهروندی.

    مدیریت جزیره‌ای، بحران ساختاری

    یکی از دلایل تداوم بحران، چندپارگی مدیریت شهری است. در حالی که شهرداری باید محور سیاست‌گذاری شهری باشد، ده‌ها نهاد و سازمان از وزارت راه و نیرو گرفته تا دستگاه‌های نظامی و خدماتی، در تصمیمات شهرسازی دخالت دارند. نتیجه، سیاست‌های متناقض و کوتاه‌مدت است؛ از یک‌سو وعده مسکن ملی، از سوی دیگر توقف توسعه شهری به بهانه آب یا محیط‌زیست.

    در چنین فضایی، هیچ راهبرد واحدی برای کنترل اجاره یا توسعه مسکن ارزان‌قیمت وجود ندارد. هر نهاد بخشی از پازل را در اختیار دارد، اما هیچ‌کس تصویر کلی را نمی‌بیند.

    طبقه متوسط، بازنده خاموش بازار مسکن

    در بسیاری از استان‌ها، خانوار‌های مستأجر بیش از نیمی از درآمد خود را صرف اجاره می‌کنند و برای پرداخت آن، به وام‌های خرد و قرض از دوستان و خانواده متوسل می‌شوند.
    بخش بزرگی از آن‌ها هیچ چشم‌اندازی برای مالکیت ندارند و ناامنی اقتصادی، به ناامنی روانی و اجتماعی بدل شده است. کارشناسان جامعه‌شناسی هشدار می‌دهند که ادامه این وضعیت می‌تواند به افزایش نارضایتی، مهاجرت داخلی، فروپاشی خانوادگی و رشد جرم‌های خرد شهری منجر شود.

    علی و امثال علی‌ها که در ابتدای همین گزارش به آنان پرداخته شد، بخشی از همین به حاشیه رانده شدگانی هستند که بحران‌های فراگیر پس از بحران مسکن به زودی دامنگیر خانواده کوچک آنان خواهد شد.

    بازار در رکود، مردم در بحران

    در همین حال، اما ادعای کاهش قیمت مسکن در حالی تکرار می‌شود که در واقع، بازار اجاره به مرز انفجار رسیده است.
    قانون ۲۵ درصدی افزایش اجاره رعایت نمی‌شود، زمین ارزان در دسترس نیست، تولید مسکن کمتر از نصف نیاز کشور است و تورم مصالح ساختمانی از ۵۰ درصد عبور کرده است و در چنین شرایطی، هیچ شاخصی نشانه کاهش واقعی قیمت نیست. بازار در رکود است، نه در ریزش.
    اما در دل این رکود، جامعه‌ای در حال فرسایش است؛ مستأجرانی که به حاشیه رانده شده‌اند، طبقه متوسطی که در حال فروپاشی است، و شهری که هر روز نابرابرتر می‌شود.

    مسکن در ایران دیگر فقط بحران اقتصادی نیست؛ بحران عدالت اجتماعی، امنیت روانی و آینده طبقات متوسط است. تا زمانی که سیاست‌های مسکن به جای کنترل قیمت، بر افزایش تولید واقعی و اصلاح ساختار زمین متمرکز نشود، «خانه‌ای برای زندگی» برای میلیون‌ها ایرانی فقط یک رؤیا باقی خواهد ماند.

  • اوضاع بازار مسکن ایران؛ نه سازنده می‌سازد، نه خریدار می‌خرد!

    اوضاع بازار مسکن ایران؛ نه سازنده می‌سازد، نه خریدار می‌خرد!

    به گزارش اقتصادران، بازار مسکن ایران برای سومین سال پیاپی در رکود به سر می‌برد؛ رکودی که فعالان این حوزه می‌گویند اگر چاره‌ای برای آن اندیشیده نشود، نه‌تنها خروج از آن به تأخیر می‌افتد، بلکه می‌تواند ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد و سایر بخش‌های اقتصادی را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد. این در حالی است که مسکن به عنوان لکوموتیو اقتصاد ایران و پیشران بیش از ۱۰۰ رشته صنعتی شناخته می‌شود.

    روند فعلی ساخت و ساز، کاهش معاملات ملکی، افزایش بی‌سابقه هزینه‌های ساخت و ضعف تقاضای موثر در بازار، همه و همه نشانه‌هایی از تعمیق رکود در این بخش کلیدی هستند. برخی از کارشناسان معتقدند این رکود، برخلاف دوره‌های گذشته، نه سینوسی است و نه کوتاه‌مدت؛ بلکه رکودی است عمیق که با عدم اطمینان‌های سیاسی، اقتصادی و تورم بالا درآمیخته و برای عبور از آن نیاز به راهکارهای چندوجهی داریم. مروری بر تازه‌ترین آمارهای رسمی، تصویر روشنی از وضعیت مسکن در کشور ارایه می‌دهد. طبق اطلاعات منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۳، شهرداری تهران برای ۵۷ هزار و ۲۳۱ واحد مسکونی پروانه ساخت صادر کرده که به‌طور متوسط هر پروانه شامل ۷.۷ واحد بوده است. این رقم در مقیاس کشوری ۵۲۲ هزار و ۸۲۵ واحد بوده که با رشد ۸.۶ درصدی نسبت به سال قبل همراه بوده و متوسط ۳.۷ واحد برای هر پروانه را نشان می‌دهد. اما آمار بهار امسال تصویر دیگری دارد: صدور ۳۰ هزار و ۷۱ پروانه ساختمانی در کشور، که نسبت به بهار سال قبل کاهشی ۲۲.۶ درصدی را تجربه کرده است. این کاهش معنادار در آغاز سال، در شرایطی رخ داده که انتظار می‌رفت با اجرای طرح‌های ملی مسکن، روند صدور پروانه بهبود یابد.

    افزایش هزینه ساخت  مانع بزرگ سرمایه‌گذاری جدید

      ضعف تقاضا؛ خریداران از بازار  عقب‌نشینی کرده‌اند

    در کنار افزایش هزینه‌ها، مشکل دیگر کاهش شدید تقاضای موثر در بازار است. گرانی مسکن  در کنار ضعف قدرت خرید خانوارها، باعث شده تا بسیاری از مردم به جای خرید، به بازار اجاره روی آورند. ایرج رهبر، رییس انجمن انبوه‌سازان مسکن استان تهران با اشاره به رکود چندساله در بازار می‌گوید: رکود معاملات مسکن سبب شده تا صدور پروانه‌های ساختمانی و تولید مسکن نیز در دو سال اخیر افت چشمگیری داشته باشد. در گذشته شاهد دوره‌های رونق و رکود سینوسی در بازار مسکن بودیم، اما این‌بار طول زمان رکود بیش از حد شده و به نظر می‌رسد تا زمانی که قدرت خرید مردم به تورم مسکن نرسد، این وضعیت ادامه خواهد یافت. او اضافه می‌کند: مسکن یک نیاز ضروری برای خانوارهاست اما وقتی توان مالی خرید وجود ندارد، مردم به اجاره‌نشینی روی می‌آورند و این موضوع به تعمیق رکود بازار دامن زده است.

    طرح‌های ملی و چالش‌های پیش‌رو

    او می‌گوید: رونق ساخت و ساز می‌تواند به بهبود سطح عمومی اقتصاد کشور کمک کند اما سطح فعلی تولید کافی نیست.

     راهکارها از نگاه سازندگان

    فعالان بخش خصوصی، برای خروج از وضعیت فعلی راهکارهایی را پیشنهاد می‌دهند. از جمله آنها، واگذاری تصدی‌گری دولت به بخش خصوصی، ارایه مشوق‌های مالیاتی، بیمه‌ای و تسهیل در صدور مجوزها است. رهبر در این باره معتقد است: دولت باید نقش تنظیم‌گر، ناظر و رگولاتور را ایفا کند، نه تصدی‌گر. اگر مشوق‌هایی مناسب برای بخش خصوصی در نظر گرفته شود، می‌توان شاهد تحرک در ساخت و ساز بود. همچنین درباره طرح تولید مسکن استیجاری نیز دیدگاه‌های متنوعی مطرح شده است.

    رهبر با اشاره به لزوم استفاده از تجارب قبلی در این زمینه می‌گوید: باید چارچوب مشخصی برای طرح مسکن استیجاری تعریف شود. از جمله تعیین وضعیت زمین، نحوه پرداخت، زمان تحویل و محاسبه قیمت‌ها. در حال حاضر که قیمت زمین پایین‌تر است و ساخت و‌سازی آغاز نشده، می‌توان با تثبیت قیمت‌ها و ارایه مشوق‌ها، سازندگان را به مشارکت ترغیب کرد.

    بهبود بدون تقویت تقاضا ممکن نیست

    واقعیت این است که بازار مسکن ایران بیش از هر چیز از ضعف تقاضا رنج می‌برد. تا زمانی که درآمد واقعی خانوارها افزایش نیابد و شرایط اقتصادی کشور بهبود پیدا نکند، نمی‌توان انتظار خروج از رکود را داشت. باقرپور در این باره تاکید می‌کند: بهبود بازار مسکن در گرو بهبود شاخص‌های کلان اقتصادی است. زمانی می‌توان به بازگشت رونق امیدوار بود که مردم توان خرید واقعی داشته باشند. در غیر این صورت، تولید بدون مشتری معنا نخواهد داشت.

    بازار مسکن در ایران در میانه یکی از طولانی‌ترین دوره‌های رکودی خود قرار دارد. افزایش هزینه‌های ساخت، ضعف شدید تقاضا، نوسانات بازارهای موازی و عدم اطمینان اقتصادی، همه و همه دست‌به دست هم داده‌اند تا این رکود عمیق‌تر شود. در چنین شرایطی، دولت و بخش خصوصی باید با هم‌افزایی، راهکارهایی برای خروج از این بن‌بست پیدا کنند. از تسهیل صدور مجوزها و کاهش بوروکراسی گرفته تا تقویت مشوق‌های مالی برای سازندگان، و از حمایت از دهک‌های پایین درآمدی برای افزایش قدرت خرید تا بازتعریف سیاست‌های عرضه مسکن، مجموعه‌ای از اقدامات ضروری است تا بازار مسکن به مسیر طبیعی خود بازگردد، و شاید مهم‌تر از همه این است که بدانیم، رکود مسکن، فقط رکود یک بازار نیست؛ رکود یک پیشران اقتصادی و ضربه‌ای به رشد اشتغال، تولید و رفاه عمومی است.

  • حواشی بازرسی از کیف خانم وزیر همچنان ادامه دارد / قانون فقط برای مردم است؟

    حواشی بازرسی از کیف خانم وزیر همچنان ادامه دارد / قانون فقط برای مردم است؟

    به گزارش اقتصادران، در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۴، حادثه‌ای جنجالی رخ داد. پس از بازگشت رسمی از باکو، فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، از انجام بازرسی کیف خود در فرودگاه ممانعت کرد که این موضوع به درگیری لفظی با یکی از مأموران امنیتی انجامید. در پی این اتفاق، او با عصبانیت فرودگاه را ترک کرد و به جای استفاده از پرواز، تصمیم گرفت مسیر زمینی طولانی ۱۰ تا ۱۲ ساعته به تهران را طی کند. یک منبع خبری به خبرگزاری فارس اعلام کرد که هنگام خروج، او جمله‌ای جنجالی بیان کرده است: «در این فرودگاه را گِل می‌گیریم.» در ادامه، محمد قصابی، مدیرکل فرودگاه اردبیل، از سمت خود برکنار شد و داوود رضی‌نژاد جایگزین او گردید. هرچند شرکت فرودگاه‌ها علت این تغییر را مربوط به ارزیابی‌های مدیریتی عنوان کرد و هرگونه ارتباط با موضوع کیف را رد نمود، اما این توضیح چندان مورد قبول واقع نشده است.

    بر اساس قوانین بین‌المللی هوانوردی، تمامی مسافران، حتی افراد دارای مقام، ملزم به رعایت پروتکل‌های امنیتی هستند که هدف آن جلوگیری از حمل اقلام ممنوعه مانند اسلحه، مواد منفجره، مایعات بیش از ۱۰۰ میلی‌لیتر، ابزار صنعتی یا اشیای تیز به داخل هواپیما است. در ایران، نیروی انتظامی و سپاه پاسداران مسئول انجام این بازرسی‌ها هستند؛ نیروی انتظامی در ورودی فرودگاه و سپاه کیف‌های دستی را قبل از سوار شدن بررسی می‌کند. عدم همکاری صادق با این مقررات، نقض قوانین امنیتی محسوب می‌شود. موضوع دیگر، واکنش بیش از حد فرزانه صادق به رعایت قانونی است که خودش به هیچ وجه از آن مستثنی نیست. از طرفی، عزل مدیرکل فرودگاه اردبیل به نظر نمی‌رسد بدون ارتباط با این موضوع باشد. طبق بیانیه‌ای که در خصوص ارزیابی مدیریتی فرودگاه صادر شد، اگر چنین چیزی حقیقت دارد، چرا همزمان با این اتفاق باید عزل می‌شد؟

    مسئولان دولت از اجرای قانون مستثنی نیستند

    موضوع اصلی این است که آیا رعایت قوانین برای مسئولان بلندپایه نیز الزامی است یا خیر؟ به‌وضوح قوانین امنیتی فرودگاه، بدون استثناء برای تمامی مسافران، از جمله افراد دارای مقام و مسئولیت‌های مهم، لازم‌الاجرا هستند. این اصول نه تنها برای حفظ امنیت کلی هواپیما و مسافران است، بلکه نمادی از عدالت و برابری در برابر قانون به شمار می‌رود. بنابراین، هیچ فردی، حتی اگر جایگاه بالایی داشته باشد، نمی‌تواند از اجرای این مقررات مستثنی باشد. رفتار خانم صادق در این ماجرا از چند منظر قابل نقد است. نخست، امتناع از انجام بازرسی کیف شخصی که قانوناً باید انجام شود، نه تنها موجب ایجاد تنش و درگیری لفظی شد، بلکه باعث به وجود آمدن بحران در فضای فرودگاه گردید. واکنش تند و ترک ناگهانی محل نیز به‌هیچ‌وجه رفتاری متناسب با جایگاه یک مسئول بلندپایه نیست و می‌تواند پیام‌های منفی در افکار عمومی ایجاد کند. مسئولان به‌ویژه باید نمونه‌ای از احترام به قوانین و همکاری باشند تا اعتماد عمومی حفظ شود.

    رفتار مسئولان آینه اعتماد عمومی است

    در پی انتشار این خبر، موجی از واکنش‌ها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت. بسیاری از کاربران از رفتار وزیر انتقاد کردند و آن را نمونه‌ای از نادیده‌گرفتن قانون توسط مسئولان دانستند. برخی دیگر نیز معتقد بودند که فارغ از موقعیت شخص، هرگونه مقاومت در برابر اجرای قانون موجب تضعیف نظم عمومی و کاهش اعتماد مردم به حاکمیت می‌شود. در مقابل، عده‌ای از نزدیکان وزیر سعی کردند توضیحاتی در دفاع از او ارائه دهند و ادعا کردند که سوءتفاهمی در روند بازرسی رخ داده است. با این حال، افکار عمومی همچنان منتظر شفاف‌سازی رسمی و دقیق از سوی وزارت راه و شهرسازی و نهادهای امنیتی فرودگاه است. این حادثه بار دیگر موضوع پاسخگویی و رفتار حرفه‌ای مسئولان در مواجهه با نهادهای اجرایی را برجسته کرد. انتظار جامعه از مدیران ارشد آن است که نه‌تنها مجری قانون باشند، بلکه در عمل نیز پایبندی خود را به آن نشان دهند. کوچک‌ترین رفتار ناهنجار یا واکنش احساسی در چنین موقعیت‌هایی می‌تواند اعتبار دستگاه‌های دولتی را خدشه‌دار کند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان بر ضرورت آموزش‌های رفتاری، ارتباطی و اخلاقی برای مقامات دولتی تأکید دارند تا در شرایط بحرانی، تصمیم‌های سنجیده‌تری اتخاذ کنند.

    شفافیت کلید مقابله با شایعات

  • اشرافیت انگلیسی به قلب تجریش رسید / مقایسه امکانات خانه های لوکس تهران و انگلستان!

    اشرافیت انگلیسی به قلب تجریش رسید / مقایسه امکانات خانه های لوکس تهران و انگلستان!

    به گزارش اقتصادران، خانه های لوکس تهران، چه به صورت مجتمع‌های بزرگ و چه ویلایی، با قیمت‌های نجومی به فروش می‌رسند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که امکانات این واحدها بسیار خاص و چشمگیر هستند و با سایر ملک‌های فروشی در تهران، تفاوت چشمگیری دارند؛ با این حال، قیمت‌های میلیون دلاری این خانه‌ها باعث شده که خرید آنها فقط برای بخش کوچکی از جامعه امکان‌پذیر باشد.

    در مقابل اما، با نگاه به بازار املاک لوکس در کشورهای توسعه‌یافته، می‌توان به راحتی دریافت که نه‌تنها امکانات خانه های لوکس تهران در مقایسه با نمونه‌های مشابه در این کشورها تنوع کمتری دارد، بلکه خانه‌های لوکس ویلایی و آپارتمانی در پایتخت با قیمتی بالاتر از ارزش واقعی خود به فروش می‌رسند.

    در این گزارش به بررسی بازار املاک لوکس تهران و انگستان پرداخته و امکانات و خدمات ارائه شده در بازار مسکن لاکچری این دو کشور را واکاوی می‌کند. گفتنی‌ست،  پیش‌تر نیز در گزارشی تحت عنوان «قیمت خانه های لوکس تهران از آمریکا سبقت گرفت / زندگی در فرشته، گرا‌ن‌تر از لس‌آنجلس!»، به بررسی بازار خانه های لوکس تهران و آمریکا پرداخته بود.

    بررسی سطح امکانات خانه های لوکس تهران و انگلستان

    در انگلستان، تنوع بالایی از خانه های لوکس وجود دارد که انتخاب آنها به سلیقه و نیاز خریداران وابسته است. تعداد واحدهای لوکس در این کشور بالاست و این خانه‌ها نه‌تنها در شهرهای بزرگ، بلکه در مزارع و روستاها نیز به چشم می‌خورند.

    در شهرهایی مانند لندن، خانه های لوکس معمولا به‌صورت آپارتمانی یا ویلایی و با متراژی کمتر از ۱۰۰۰ مترمربع عرضه می‌شوند. در مقابل، در مناطق روستایی یا شهرستان‌ها، خانه‌های لوکس اغلب همراه با زمین‌های کشاورزی و مزارع وسیع به فروش می‌رسند؛ نکته قابل توجه آن است که متراژ این املاک گاه به ده‌ها هکتار نیز می‌رسد و از باغ‌های گسترده‌ای برخوردار است.

    در ادامه مجموعه گزارش‌های مقایسه بازار مسکن خانه های لوکس ایران با سایر کشورها، جزئیات بازار خانه‌های لوکس در مناطق روستایی بریتانیا را به‌صورت مفصل بررسی کرده است.

    خانه های لوکس

    قیمت خانه های لوکس در تهران

    بررسی‌ها از بازار مسکن خانه های لوکس در تهران نشان می‌دهد که برخی از فایل‌ها و واحدهای خاص در پایتخت، با قیمت‌های گزافی معامله می‌شوند.

    در یک مورد قابل توجه، یک واحد ویلایی ۲۰۰۰ متری در منطقه تجریش که در نزدیکی مجموعه کاخ‌های سعدآباد قرار دارد، با احتساب دلار ۱۱۰ هزار تومانی، با قیمتی بیش از ۵۸ میلیون دلار به فروش می‌رسد. به عبارتی قیمت این ملک به تومان، عدد باورنکردنی ۶ هزار و ۴۳۰ میلیارد تومان است!

    از امکانات این واحد ۱۰ خوابه ویلایی، می‌توان به دو هزار متر بنا و سه هزار متر زمین اختصاصی، ۱۵ پارکینگ مسقف، استخر و سونا، سالن اجتماعات، سالن برگزاری مراسم و همچنین چاه آب اختصاصی اشاره کرد.

    با این حال، مواردی نظیر این خانه اگرچه در تهران کم نیستند اما اصولا برای عموم آگهی نمی‌شوند و درون حلقه مشخصی از افراد جامعه، قیمت‌گذاری و دست به دست می‌شوند.

    یک مورد دیگر که البته فاصله قیمتی زیادی با ملک تجریش دارد، یک خانه ویلایی ۱۰۰۰ متری در شهرک غرب است که با قیمت ۷۰۰ میلیارد تومان به فروش گذاشته است. با احتساب نرخ دلار ۱۱۰ هزار تومانی، ارزش این ملک حدود ۶ میلیون و ۳۶۳ هزار دلار خواهد بود. این واحد ویلایی از امکاناتی نظیر سالن استخر و سونا، سالن بدنسازی و اتاق مدیا برخوردار است.

    اما با توجه به وضعیت نامتوازن بازار مسکن ایران، این پرسش مطرح می‌شود که با هزینه خرید یک واحد لوکس در تهران، چه خانه‌ای و با چه امکانات و خدماتی می‌توان در کشوری نظیر انگلستان خریداری کرد؟

    قیمت خانه های لوکس در انگلستان

    بررسی‌ها نشان می‌دهد اکثر خانه‌های موجود در بازار املاک انگلستان، دارای بافت تاریخی هستند و قدمت بالایی دارند. طول عمر برخی از خانه‌ها گاه به بالای ۳۰۰ سال می‌رسد؛ نکته قابل تامل آن است که با وجود عمر بنای طولانی، این خانه‌ها بارها بازسازی شده و از استحکام بالایی برخوردارند.

    در یکی از گران‌ترین محله‌های لندن، در منطقه نایتس‌بریج، یک عمارت لوکس با متراژ ۱۱۲۵ مترمربع با قیمت ۴۶ میلیون و ۷۳۰ هزار دلار برای فروش عرضه شده است. این ملک با استفاده از متریال و امکاناتی فراتر از استانداردهای رایج، از نمونه‌های بارز بازار املاک لوکس در انگلستان محسوب می‌شود.

    عمارت نامبرده، دارای هفت اتاق خواب مستر، آسانسور شیشه‌ای، استخر شنا، سالن ورزشی و اتاق تناسب اندام، سالن سونا، حمام بخار، اتاق درمان و اتاق رسانه است. همچنین وجود یک بار اختصاصی، پارکینگ خصوصی با ظرفیت سه خودرو، دفتر کار خانگی و سوئیت مجزای مهمان، بخشی از امکانات رفاهی این واحد لوکس هستند.

    این عمارت لوکس در یکی از ممتازترین مناطق لندن واقع شده و سبک طراحی، متریال استفاده شده، موقعیت مکانی و امکانات آن، فراتر از واحدهای لوکس پایتخت است.

    در منطقه هدینگتون شهر آکسفورد نیز، عمارت دو طبقه‌ای به مساحت ۷۲۵ متر با ۶ اتاق خواب، با قیمتی معادل پنج میلیون و ۶۴۰ هزار دلار به فروش می‌رسد. این خانه لوکس به سیستم‌های هوشمند مجهز شده و از سالن گالری، سالن نقاشی و سالن سینما برخوردار است.

    سیستم گرمایش از کف، در تمامی اتاق‌ها، سیستم‌های گرمایش زمین و سرمایش مرکزی، از دیگر امکانات این ملک هستند. این خانه همچنین دارای باغ اختصاصی و آشپزخانه فضای باز است که به یخچال، باربیکیو و اجاق مجهز شده‌اند.

    از امکانات رفاهی و تفریحی این ملک می‌توان به زمین بازی کودکان با خانه درختی قابل سکونت، تخت‌خواب، اتاق رخت‌شویی، دیوار صخره‌نوردی، سرسره، زیپ وایر و زمین تنیس اشاره کرد.

    به این ترتیب‌، می‌توان گفت که حتی گران‌ترین املاک در کلان‌شهرهای انگلستان نیز قیمت به مراتب کمتری نسبت به واحدهای لاکچری در تهران دارند.

    این در حالی است که امکانات و کیفیت ساخت خانه های لوکس در تهران اصولا قابل قیاس با نمونه‌های مشابه در انگلستان نیست! همچنین سطح رفاه، خدمات شهری و استانداردهای زندگی در دو کشور نیز تفاوت چشمگیری دارند و بعضا غیرقابل توصیف هستند.

  • زمان پیش‌فروش بلیت‌ قطارهای مسافری آبان ماه اعلام شد

    زمان پیش‌فروش بلیت‌ قطارهای مسافری آبان ماه اعلام شد

    به گزارش اقتصادران، پیش فروش بلیت در همه محورها (مسیرهای رفت تا تاریخ ۳۰ آبان ماه و مسیرهای برگشت تا اول آذرماه)، از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۱ صبح روز شنبه (۲۶ مهرماه) از طریق سکوهای مجاز فروش اینترنتی بلیت آغاز شد.

    پیش فروش حضوری بلیت های این بازه زمانی نیز از ساعت ۱۱ تا ۱۳:۳۰ روز شنبه (۲۶ مهرماه) از طریق مراکز مجاز فروش حضوری انجام می شود.

    لازم به ذکر است از ساعت ۱۴ امروز به بعد، به صورت همزمان پیش فروش ادامه خواهد داشت.

    هموطنان برای کسب اطلاعات بیش‌تر می‌توانند به صورت شبانه‌روزی با سامانه اطلاع‌رسانی راه‌آهن به شماره ۰۲۱۵۱۴۹ تماس بگیرند یا به پایگاه اینترنتی rai.ir مراجعه کنند.