دسته: انرژی و پتروشیمی

  • بنزین در دام ناترازی / چگونه رویاهای بنزینی دودشدند رفتند هوا؟!

    بنزین در دام ناترازی / چگونه رویاهای بنزینی دودشدند رفتند هوا؟!

    به گزارش اقتصادران، ایران بار دیگر در تله ناترازی سوخت گرفتار شده است؛ گزاره‌ای تکراری، اما این بار دلهره‌آورتر از همیشه. وقتی در سال ۱۳۹۷ فاز‌های پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس یکی پس از دیگری به مدار آمدند و جشن خودکفایی بنزین برپا شد، کمتر کسی تصور می‌کرد کمتر از یک دهه بعد، تمام آن دستاورد‌های عظیم پالایشگاهی زیر چرخ‌های سنگین مصرف لجام‌گسیخته دفن شوند. آمار‌ها شگفت‌انگیز و در عین حال تکان‌دهنده‌اند: مصرف بنزین در ایران طی یک بازه پنج‌ساله با جهشی نزدیک به ۵۰ درصد رو‌به‌رو شده است. با پایان یافتن محدودیت‌های دوران کرونا، فنر فشرده شده تقاضای سوخت رها شد؛ مصرف روزانه از حدود ۱۰۰ میلیون لیتر در اواخر دهه نود به ۱۲۵ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۳ و در نهایت به مرز نگران‌کننده ۱۳۰ میلیون لیتر در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ رسید. این در حالی است که سقف توان تولیدی پالایشگاه‌های کشور در بهترین حالت روی عدد ۱۱۵ میلیون لیتر در روز قفل شده است.

    نتیجه این معادله ساده ریاضی، بازگشت خسارت‌بار گزینه‌ای است که سال‌ها تلاش شد از ادبیات اقتصادی کشور حذف شود؛ «واردات بنزین». امروز کشور روزانه با کسری حداقل ۱۵ میلیون لیتری مواجه است و این حفره عمیق باید با ارز‌های کمیاب نفتی پر شود. اما ریشه این جهش عجیب کجاست؟ آیا مقصر تنها مردم و خودروهایشان هستند یا ساختار حکمرانی انرژی در چرخه‌ای چهل‌ساله از تصمیمات اشتباه درجا می‌زند؟ این گزارش در چارچوب نگاه کارشناسی و توسعه‌محور، به کالبدشکافی بحرانی می‌پردازد که بیش از آنکه حاصل کمبود تولید باشد، مصداق شکست سیاستی‌های مدیریت مصرف است.

    آدرس غلط «تعداد خودروها»؛ آیا مردم زیاد سفر می‌کنند؟

    در تحلیل‌های رسمی و گزارش‌های دولتی، اولین و آسان‌ترین متهم برای توجیه ناترازی، افزایش تعداد خودرو‌ها در چرخه حمل‌ونقل کشور معرفی می‌شود. تردیدی نیست که سالانه صد‌ها هزار خودروی جدید وارد خیابان‌های کشور می‌شوند و تقاضای فیزیکی برای سوخت را بالا می‌برند، اما تقلیل دادن یک بحران ساختاری به تعداد خودروها، دادن آدرس غلط به افکار عمومی است.

    نگاهی به استاندارد‌های جهانی نشان می‌دهد که مشکل اصلی نه در تعداد خودروها، بلکه در میانگین مصرف سوخت هر خودرو و کیفیت ناوگان است. بخش عمده‌ای از خودرو‌های در حال تردد در ایران، بر پایه فناوری‌های دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی تولید می‌شوند. در حالی که میانگین مصرف سوخت خودرو‌های مدرن جهان به زیر ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر رسیده، خودرو‌های وطنی همچنان میانگینی بین ۸ تا ۱۲ لیتر را ثبت می‌کنند. فرسودگی مفرط ناوگان حمل‌ونقل عمومی و خصوصی، کامیون‌های اسقاطی و ساختار انحصاری صنعت خودرو که انگیزه‌ای برای بهینه‌سازی موتور‌ها ندارد، مصرف را به صورت تصاعدی بالا برده است. بنابراین، جهش ۵۰ درصدی مصرف پیش از آنکه ناشی از ولع مردم برای رانندگی باشد، به علت بازدهی فاجعه‌بار انرژی در خودرو‌هایی است که به اجبار در اختیار شهروندان قرار گرفته‌اند. دولت‌ها به جای حل ریشه‌ای این معضل و باز کردن قفل واردات خودرو‌های کم‌مصرف و هیبریدی، همواره انتهای زنجیره یعنی «بنزین درون باک» را هدف قرار داده‌اند.

    چهار دهه سهمیه‌بندی؛ ایستگاه پایانی یک ایده فرسوده

    نگاهی به تاریخچه مدیریت انرژی در ایران نشان می‌دهد که ایده «سهمیه‌بندی» و نظام‌های چندنرخی، به عنوان یک مسکن موقت، سابقه طولانی در نظام تصمیم‌گیری کشور دارد. از سهمیه‌بندی‌های دوران جنگ تحمیلی در دهه ۶۰ گرفته تا تحول بزرگ سال ۱۳۸۶ با معرفی کارت هوشمند سوخت و سپس شوک‌های قیمتی سال‌های ۱۳۸۹ و آبان ۱۳۹۸، سیاست‌گذار همواره به این ابزار متوسل شده است. در تمام این دوره‌ها، الگوی رفتاری دولت‌ها یکسان بوده است: ایجاد یک شوک قیمتی یا مقداری (سهمیه‌بندی)، کاهش موقت و چندماهه مصرف به دلیل شوک روانی، پدیدار شدن آثار تورمی، تثبیت مجدد قیمت به دلیل ملاحظات اجتماعی و در نهایت بازگشت مصرف به مدار صعودی پیشین به علت رشد تورم و بی‌اثر شدن قیمت بنزین.

    تجربه‌های اخیر مانند زمزمه‌های تبدیل کارت سوخت به کارت بانکی، اختصاص سهمیه به هر کد ملی به جای خودرو (که در جزیره کیش اجرا شد و عملاً عقیم ماند) و اصرار بر سهمیه‌بندی‌های چندنرخی، همگی نشان دادند که این طرح‌ها به پایان کارایی خود رسیده‌اند. سهمیه‌بندی نه تنها نتوانسته مانع رشد مصرف شود، بلکه ساختار‌های جدیدی از رانت، خرید و فروش سهمیه و فساد در شبکه توزیع را شکل داده است.

    کارشناسان اقتصادی بار‌ها هشدار داده‌اند که وقتی ساختار کلان اقتصاد با تورم‌های بالا روبروست، دستکاری مقطعی سهمیه‌ها یا ایجاد نرخ‌های سوم و چهارم، تنها بازی با ارقام است و ریشه بحران که همان نبود حکمرانی یکپارچه انرژی است را درمان نمی‌کند. طرح‌های سهمیه‌بندی در ایران به مثابه سدی موقت در برابر سیلاب مصرف بوده‌اند؛ سد‌هایی که اکنون با سیل تقاضای ۱۳۰ میلیون لیتری کاملاً شکسته شده‌اند.

    نسخه‌های جهانی؛ دنیا چگونه غول مصرف را مهار کرد؟

    برخلاف تصور رایج در میان برخی مدیران اجرایی، مهار مصرف سوخت در کشور‌های توسعه‌یافته و در حال توسعه، تکیه صرف بر گران‌سازی ناگهانی یا محدودیت‌های تحمیلی نبوده است. تجربه جهانی نشان می‌دهد مدیریت مصرف سوخت یک پکیج یا بسته سیاستی جامع است که ابزار‌های قیمتی و غیرقیمتی را به صورت همزمان و متوازن به کار می‌گیرد.

    یکی از اصلی‌ترین متدولوژی‌های جهانی، مالیات بر کربن و اصلاح عوارض سالانه خودرو بر اساس میزان آلایندگی و مصرف سوخت است. در اروپا، شهروندان برای خرید و نگهداری خودرو‌های پرمصرف، مالیات‌های سنگینی پرداخت می‌کنند که عملاً ترجیح مصرف‌کننده را به سمت خودرو‌های برقی، هیبریدی و کوچک سوق می‌دهد.

    راهکار دوم، توسعه شگفت‌انگیز شبکه حمل‌ونقل عمومی سریع، ارزان و در دسترس است. در شهر‌هایی مانند پاریس، لندن یا توکیو، استفاده از خودروی شخصی در هسته مرکزی شهر نه به دلیل نبود بنزین، بلکه به دلیل هزینه بالای پارکینگ، عوارض ورود به محدوده و در مقابل، وجود خطوط منظم مترو و اتوبوس، اصلاً منطقی و اقتصادی نیست.

    از سوی دیگر، کشور‌هایی مانند برزیل با تنوع‌بخشی به سبد سوخت و استفاده گسترده از بیواتانول (سوخت‌های گیاهی) وابستگی خود را به بنزین خالص به شدت کاهش داده‌اند. در تمام این مدل‌ها، دولت ابتدا زیرساخت جایگزین یعنی خودروی باکیفیت و حمل‌ونقل عمومی کارآمد را فراهم می‌کند و سپس از ابزار قیمتی استفاده می‌نماید؛ دقیقاً برعکس الگویی که در ایران پیاده می‌شود.

    فرصت‌سوزی در بهشت پولی؛ ماجرای طرح مترو و اتوبوس رایگان

    یکی از مصادیق عینی نبود استراتژی پایدار و نگاه کوتاه‌مدت در حکمرانی شهری و انرژی ایران، به حوادث و تصمیمات هفته‌های اخیر بازمی‌گردد. پس از تجربه بحرانی و شرایط پساجنگ چهل‌روزه، مدیریت شهری تصمیم گرفت برای کاهش بار روانی جامعه و تسهیل تردد، ناوگان اتوبوس‌رانی و مترو را به صورت موقت رایگان کند. این اقدام با استقبال بی‌نظیر شهروندان رو‌به‌رو شد و در همان روز‌های نخست، آمار‌های غیررسمی از کاهش محسوس ترافیک و تمایل بخش زیادی از مالکان خودرو‌های شخصی به استفاده از قطار‌های شهری حکایت داشت.

    این تجربه موفق، جرقه‌ای از امید را در دل کارشناسان انرژی روشن کرد. این بحث به طور جدی در محافل رسانه‌ای و اقتصادی مطرح شد که دولت و شهرداری می‌توانند با رایگان کردن دائمی حمل‌ونقل عمومی، بخش بزرگی از مالکان خودرو را به پیاده شدن از ماشین‌های شخصی ترغیب کنند. منطق اقتصادی طرح نیز روشن بود: هزینه‌ای که دولت برای یارانه واردات بنزین (برای جبران ناترازی ۱۵ میلیون لیتری) پرداخت می‌کند، چندین برابر بودجه‌ای است که برای اداره رایگان مترو و اتوبوس‌رانی تهران و کلان‌شهر‌ها نیاز است. به بیانی ساده، تزریق بودجه به حمل‌ونقل عمومی رایگان، مانع خروج ارز برای واردات بنزین می‌شد.

    اما سرانجام این ایده چه شد؟ همان‌طور که انتظار می‌رفت، بروکراسی فرسوده و نگاه جزیره‌ای دستگاه‌ها مانع از تبدیل این فرصت طلایی به یک کلان‌پروژه ملی شد. در حالی که افکار عمومی منتظر ارسال طرح دوفوریتی رایگان شدن دائمی حمل‌ونقل عمومی به شورای شهر بود، در نهایت هیچ لایحه‌ای مبادله نشد. ساختار اداری ترجیح داد به جای یک جراحی شجاعانه اقتصادی، به مسیر سنتی خود بازگردد؛ به طوری که اعلام شد از فردا اتوبوس و مترو مجدداً پولی می‌شوند. این عقب‌نشینی آشکار نشان داد که میان بخش‌های تصمیم‌گیر سوخت و مدیریت شهری، هیچ نخ تسبیحی به نام استراتژی ملی مدیریت مصرف انرژی وجود ندارد.

    حکمرانی انرژی در بن‌بست تصمیمات جزیره‌ای

    بحران بنزین در ایران بیش از آنکه یک چالش فنی یا پالایشگاهی باشد، یک بحران سیاسی-مدیریتی است. تا زمانی که وزارت نفت خود را صرفاً مسئول تولید بشکه‌های بنزین بداند، وزارت صمت به حمایت از تولید خودرو‌های پرمصرف داخلی ادامه دهد، شهرداری‌ها حمل‌ونقل عمومی را وجه‌المصالحه کمبود بودجه کنند و شورای عالی انرژی نقش یک نهاد تشریفاتی را بازی کند، ناترازی بنزین حل نخواهد شد.

    نهاد‌های اقتصادی کشور در یک چرخه باطل گرفتار شده‌اند؛ از یک سو قیمت پایین سوخت به دلیل تورم بالا قابل دستکاری شدید نیست و از سوی دیگر سیاست‌های غیرقیمتی (مانند اسقاط خودرو‌ها و توسعه مترو) به دلیل نبود بودجه و تحریم‌ها معطل مانده‌اند. در این میان، قاچاق سوخت در مرز‌ها به دلیل اختلاف فاحش قیمت ریالی با کشور‌های همسایه به یک تجارت سازمان‌یافته تبدیل شده که روزانه میلیون‌ها لیتر از سرمایه ملی را به غارت می‌برد. شکست طرح‌های مختلف نشان می‌دهد که حکمرانی انرژی در کشور در یک «بن‌بست ساختاری» قرار دارد و نیازمند یک بازنگری بنیادین و کلان است.

    باید فراتر از باک خودرو‌ها اندیشید

    جهش ۵۰ درصدی مصرف بنزین زنگ خطری بلند برای اقتصاد ایران است. آمار ۱۳۰ میلیون لیتر مصرف روزانه، با هیچ معیار اقتصادی و زیست‌محیطی همخوانی ندارد. مسیر طی شده در دهه‌های گذشته – یعنی تکیه بر ساخت پالایشگاه‌های جدید برای پاسخ به تقاضای نامحدود یا پناه بردن به سهمیه‌بندی‌های مکرر و بی‌پشتوان – به بن‌بست رسیده است. کشور دیگر توان ارزی برای پرداخت تاوان خودرو‌های پرمصرف و ضعف حمل‌ونقل عمومی را ندارد.

    چاره کار نه در راه‌اندازی سامانه‌های جدید کارت سوخت است و نه در گران‌سازی‌های شوک‌آور که جامعه توان تحمل آن را ندارد. راهکار واقعی، بازگشت به عقلانیت اقتصادی و اتخاذ تصمیمات شجاعانه فرابخشی است. دولت باید بپذیرد که هزینه کردن برای توسعه خطوط مترو، نوسازی ناوگان اتوبوس‌رانی و حتی احیای ایده‌هایی، چون رایگان‌سازی حمل‌ونقل عمومی درون‌شهری، به مراتب ارزان‌تر و پایدارتر از سوزاندن دلار‌ها در باک خودرو‌های فرسوده است. همچنین، شکستن انحصار صنعت خودرو و الزام تولیدکنندگان به رعایت استاندارد‌های روز جهان، شرط لازم برای خروج از این بحران است. زمان برای تصمیم‌گیری‌های مقطعی و مسکن‌های موقت به پایان رسیده؛ اصرار بر روش‌های شکست‌خورده گذشته، تنها عمق حفره ناترازی را بیشتر کرده و کشور را در آینده‌ای نزدیک با بحران‌های پیچیده‌تر انرژی و اجتماعی رو‌به‌رو خواهد ساخت.

  • باران آمد اما سدها هنوز خالی است

    باران آمد اما سدها هنوز خالی است

    به گزارش اقتصادران، روزنامه ایران در گزارشی با عنوان «به باران دل‌خوش نکنید، سد‌ها هنوز خالی است» نوشت که برخلاف تصور عمومی، بارش‌های امسال به معنای پایان خشکسالی نیست و تهران همچنان با بحران کم‌آبی مواجه است.

    بر اساس این گزارش، احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور اعلام کرده که تهران با کسری ۳۶ درصدی بارش روبه‌روست و برای ششمین سال متوالی شرایط کم‌بارشی را تجربه می‌کند. به گفته او، پایتخت تا این مقطع باید بیش از ۲۰۰ میلی‌متر بارش دریافت می‌کرد، اما تنها حدود ۱۲۹ میلی‌متر بارندگی ثبت شده است.

    این گزارش با اشاره به وضعیت نگران‌کننده ذخایر آبی تهران تأکید کرده که مصرف روزانه آب در پایتخت به مرز سه میلیون مترمکعب نزدیک شده؛ رقمی که نیازمند تصفیه، انتقال و توزیع گسترده است و اهمیت صرفه‌جویی را دوچندان می‌کند.

    بهنام بخشی، سخنگوی شرکت آب و فاضلاب استان تهران نیز در گفت‌و‌گو با روزنامه ایران هشدار داده که سرانه مصرف آب در تهران حدود ۱۹۵ لیتر است؛ در حالی که الگوی مطلوب مصرف، ۱۳۰ لیتر تعیین شده است. او گفته اگر هر شهروند تنها ۶۵ لیتر از مصرف روزانه خود کم کند، حجم قابل‌توجهی از منابع آبی معادل ذخیره چند سد بزرگ حفظ خواهد شد.

    در این گزارش همچنین به «سارقان پنهان آب» مانند نشتی شیرآلات، کولر‌های آبی و فلاش‌تانک‌ها اشاره شده که می‌توانند روزانه صد‌ها لیتر آب را هدر دهند.

    روزنامه ایران از اجرای سیاست‌های تشویقی و بازدارنده برای مشترکان خبر داده و نوشته است مشترکان خوش‌مصرف می‌توانند از تخفیف در تعرفه آب‌بها بهره‌مند شوند، اما مشترکان پرمصرف در صورت ادامه مصرف بالا با جریمه، محدودیت و حتی قطعی موقت آب روبه‌رو خواهند شد.

    در بخش دیگری از این گزارش، کارشناسان بر نقش آموزش و فرهنگ‌سازی در اصلاح الگوی مصرف تأکید کرده‌اند و گفته‌اند صرفه‌جویی به معنای «کمتر مصرف کردن» نیست، بلکه استفاده «درست، عاقلانه و بدون اسراف» از منابع است.

  • صدای پای جیره‌بندی آب می‌آید؟

    صدای پای جیره‌بندی آب می‌آید؟

    به گزارش اقتصادران، علیرضا جزءقاسمی در سومین مجمع روابط عمومی‌های آبفای استان تهران با اشاره به کاهش ۳۳ درصدی بارندگی‌های استان تهران در سال آبی جاری در مقایسه با دوره مشابه درازمدت، افزود: اگرچه بارندگی‌ها در سال آبی جاری از رشد ۲۰ درصدی در مقایسه با سال آبی گذشته برخوردار است، اما به علت تداوم پنج سال خشکسالی، منابع تامین‌کننده آب تهران از وضعیت مناسبی برخوردار نیست.

    به‌گفته وی، افزون بر خشکسالی‌ها و جنگ ۱۲ روزه، جنگ تحمیلی اخیر به بیش از ۲۰۰ نقطه از تاسیسات و اماکن آبی تهران خسارت وارد کرد، اما با همت و تلاش شبانه‌روزی کارکنان آبفای استان تهران، لحظه‌ای وقفه و نقص در ارائه خدمات مستمر به شهروندان ایجاد نشده است.

    جزءقاسمی با قدردانی از مجموعه‌هایی نظیر شهرداری در همکاری با آبفای تهران برای ارائه خدمات پایدار، همراهی شهروندان در مدیریت مصرف آب و تغییر الگوی رفتار مصرفی را در کاهش ۲۵ لیتری سرانه مصرف آب تهران در سال گذشته بسیار موثر خواند و خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از این تغییر الگوی رفتاری، ناشی از اقدام‌های فرهنگ‌سازی در حوزه روابط عمومی آبفای استان تهران بود که جای قدردانی دارد.

    مدیرعامل آبفای استان تهران اظهار داشت: با وجود ایام سخت دو جنگ تحمیلی اخیر و تداوم کم‌بارشی‌ها در فلات مرکزی و حوضه آبریز دریاچه نمک، امیدواریم با ادامه بارندگی‌های دو ماهه نخست بهار امسال، وضعیت منابع آبی به‌ویژه سدهای تامین‌کننده آب تهران بهبود یابد.

    وی توجه ویژه به «محله‌محوری» در اصلاح فرهنگ مصرف را با توجه به تاکیدات امام شهید و نیز رئیس ‌جمهوری، از برنامه‌های مهم شرکت آبفای استان تهران در حوزه مدیریت مصرف دانست و افزود: یکی از راهکارهای موثر در این زمینه، ترویج استفاده از لوازم کاهنده مصرف آب است که به طور جدی پیگیری خواهد شد.

    جزءقاسمی با اشاره به کارها و اقدام‌های خوبی که توسط حوزه روابط عمومی بر اساس سیاست‌های ابلاغی از سوی وزارت نیرو در زمینه فرهنگ‌سازی و مدیریت مصرف انجام شده است، اضافه کرد: حجم و دامنه این فعالیت‌ها باید با رویکرد نوآورانه، تشکیل اتاق فکر، استفاده از نظر تمامی کارشناسان و متخصصان و صاحب‌نظران و همکاری رسانه‌ها، فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی و تعاملات چهره‌به‌چهره با شهروندان به‌ویژه با رویکرد محله‌محوری گسترش یابد.

    مدیرعامل آبفای استان تهران همچنین با تاکید بر لزوم شفافیت و صداقت با مردم و بیان واقعیت‌های آبی به آنان، گفت: هر زمانی که با شهروندان شفاف و صادقانه صحبت کرده‌ایم، آنان در کنار ما قرار گرفته‌اند.

  • بازگشت بنزین سوپر به چرخه تولید و توزیع

    بازگشت بنزین سوپر به چرخه تولید و توزیع

    به گزارش اقتصادران، بنزین سوپر پس از چند سال عرضه محدود و توقف تدریجی، دوباره به چرخه تولید و توزیع بازمی‌گردد؛ تصمیمی که می‌تواند بخشی از نیاز خودرو‌های با فناوری بالاتر را پوشش دهد، هرچند پایداری آن همچنان به ظرفیت پالایشگاه‌ها، وضعیت تأمین مواد مورد نیاز و مدیریت مصرف بنزین در کشور بستگی دارد.

    براساس اعلام رسمی، دولت به پالایشگاه‌های کشور دستور داده است تولید بنزین باکیفیت موسوم به «بنزین سوپر» را از سر بگیرند. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که از سال ۱۳۹۸ به بعد، به دلیل رشد مصرف بنزین، فشار بر ظرفیت تولید داخلی و محدودیت‌های فنی در برخی پالایشگاه‌ها، عرضه بنزین سوپر در بسیاری از مناطق کشور متوقف شد یا تنها به‌صورت محدود و مقطعی ادامه یافت.

    بنزین سوپر در تعریف فنی، سوختی با عدد اکتان بالاتر از بنزین معمولی است. عدد اکتان، شاخص مقاومت سوخت در برابر احتراق زودرس یا پدیده «ناک» در موتور خودروست. هرچه این عدد بالاتر باشد، سوخت در موتور‌های با نسبت تراکم بالا عملکرد پایدارتر و مناسب‌تری خواهد داشت. به همین دلیل، خودرو‌های مدرن‌تر، موتور‌های توربوشارژ و خودرو‌هایی با فناوری پیشرفته‌تر، معمولاً برای حفظ راندمان، کاهش استهلاک و جلوگیری از آسیب‌های فنی، به سوخت با اکتان بالاتر نیاز دارند.

    تولید بنزین سوپر در ایران سابقه‌ای طولانی دارد و به دهه‌های پیش از انقلاب بازمی‌گردد. در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، همزمان با توسعه صنعت نفت و گسترش فعالیت پالایشگاه‌هایی مانند پالایشگاه آبادان، تولید فرآورده‌های نفتی در کشور افزایش یافت. در همان دوره، با ورود گسترده خودرو‌های آمریکایی و اروپایی به بازار ایران، نیاز به سوخت با کیفیت بالاتر نیز بیش از گذشته مطرح شد.

    با پایان جنگ و آغاز بازسازی زیرساخت‌ها در دهه ۱۳۷۰، موضوع کیفیت سوخت دوباره در کانون توجه قرار گرفت. ورود خودرو‌های ژاپنی، کره‌ای و بعد‌ها خودرو‌های مونتاژی با فناوری جدیدتر، حساسیت نسبت به کیفیت بنزین را افزایش داد. این خودرو‌ها نسبت به سوخت کم‌کیفیت آسیب‌پذیرتر بودند و استفاده از بنزین نامناسب می‌توانست موجب افت عملکرد، افزایش مصرف یا آسیب به برخی اجزای موتور شود.

    در دهه ۱۳۸۰، بنزین سوپر تقریباً به یکی از سوخت‌های ثابت در جایگاه‌های کلان‌شهر‌ها تبدیل شد. در این دوره، افزایش تعداد خودرو‌های خارجی و رشد آگاهی عمومی نسبت به کیفیت سوخت، تقاضا برای این نوع بنزین را بالا برد.

    با وجود رشد تقاضا، تولید بنزین سوپر در ایران همواره با محدودیت‌هایی همراه بوده است. تولید این نوع بنزین به فرآیند‌های پیچیده‌تر پالایشی و در مواردی استفاده از مواد افزودنی خاص برای افزایش عدد اکتان نیاز دارد. به همین دلیل، بنزین سوپر نسبت به بنزین معمولی هزینه تولید بالاتری دارد و تولید مستمر آن به ظرفیت عملیاتی مناسب در پالایشگاه‌ها وابسته است.

    از اواخر دهه ۱۳۹۰ و همزمان با رشد شدید مصرف روزانه بنزین، فشار بر پالایشگاه‌های کشور افزایش یافت. افزایش تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل، قیمت پایین سوخت، رشد سفر‌های شهری و بین‌شهری و نبود اصلاحات مؤثر در سمت تقاضا، از جمله عواملی بودند که مصرف بنزین را در برخی مقاطع از ظرفیت تولید داخلی فراتر بردند. در چنین شرایطی، طبیعی بود که اولویت پالایشگاه‌ها بیشتر بر تأمین بنزین عمومی متمرکز شود تا تولید محصولی که هزینه و حساسیت تولید بالاتری دارد.

    از سال ۱۳۹۸ به بعد، این روند پررنگ‌تر شد و در سال‌های بعد، عرضه بنزین سوپر در بسیاری از شهر‌ها یا به‌طور کامل متوقف شد یا تنها به‌صورت محدود و مقطعی ادامه یافت. در این دوره، یکی از دلایل مطرح‌شده برای این وضعیت، کاهش ظرفیت واقعی تولید در برخی پالایشگاه‌ها و محدودیت در تأمین خوراک مناسب برای تولید بنزین با اکتان بالا بود.

     

    تصمیم اخیر دولت برای ازسرگیری تولید بنزین سوپر را می‌توان تلاشی برای پاسخ به نیاز بخشی از بازار سوخت کشور دانست؛ بازاری که در سال‌های اخیر، بویژه برای خودرو‌های جدیدتر و حساس‌تر، با کمبود این نوع سوخت مواجه بوده است.

    با این حال، ازسرگیری تولید بنزین سوپر را نباید به‌معنای حل مسأله اصلی در بازار بنزین کشور تلقی کرد. واقعیت این است که چالش اصلی، همچنان ناترازی میان تولید و مصرف بنزین است. تا زمانی که مصرف با شتاب بالا رشد می‌کند و ظرفیت پالایشی یا بهره‌وری مصرف متناسب با آن اصلاح نمی‌شود، هر تصمیمی برای افزایش کیفیت یا تنوع سبد سوخت، در معرض فشار تقاضا قرار خواهد داشت.

    پایداری این تصمیم به مجموعه‌ای از عوامل وابسته است؛ از جمله توان پالایشگاه‌ها برای تولید مستمر، دسترسی به مواد و افزودنی‌های مورد نیاز، وضعیت فنی واحد‌های پالایشی و البته مدیریت مصرف بنزین در کشور. اگر ازسرگیری تولید بنزین سوپر صرفاً به‌عنوان یک اقدام مقطعی دنبال شود، نمی‌توان انتظار داشت که این سوخت دوباره به شکل پایدار و گسترده در جایگاه‌ها در دسترس باشد.

  • واردات مواد اولیه پلیمری آزاد شد

    واردات مواد اولیه پلیمری آزاد شد

    به گزارش اقتصادران، از گمرک، نرگس باقری زمردی، مدیرکل دفتر مقررات صادرات و واردات وزارت صنعت، معدن و تجارت، در مکاتبه‌ای با مدیرکل واردات گمرک ایران، امکان واردات برخی مواد اولیه مرتبط با حوزه پتروشیمی و پلیمری از طریق رویه‌های ملوانی و کولبری را ابلاغ کرد.

    ایلنا نوشت: بر اساس این مکاتبه، فهرستی از اقلام مجاز برای واردات از طریق رویه‌های مذکور تعریف و به دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط اعلام شده است. هدف از این اقدام، تسهیل تامین مواد اولیه مورد نیاز واحدهای تولیدی و کمک به استمرار فعالیت صنایع پایین‌دستی پتروشیمی و پلیمری عنوان شده است.

    طبق اعلام دفتر مقررات صادرات و واردات، واردات این اقلام صرفاً در چارچوب فهرست تعیین‌شده و با رعایت ضوابط و مقررات مربوط به رویه‌های ملوانی و کولبری امکان‌پذیر خواهد بود و گمرکات اجرایی موظف به اعمال کنترل‌های لازم در فرآیند ثبت و ترخیص کالا هستند.

    این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که بخشی از واحدهای تولیدی فعال در صنایع پتروشیمی و پلیمری طی ماه‌های اخیر با محدودیت در تامین برخی مواد اولیه مواجه بوده‌اند و فعالان صنعتی خواستار تسهیل در فرآیند واردات مواد مورد نیاز تولید شده بودند.

  • توئیت‌درمانی هم دیگر روی بازار «نفت» جواب نمی‌دهد!

    توئیت‌درمانی هم دیگر روی بازار «نفت» جواب نمی‌دهد!

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که دونالد ترامپ بار دیگر با عقب‌نشینی از گزینه حمله نظامی به‌ایران تلاش کرد بازار جهانی نفت را آرام کند قیمت‌ها همچنان در سطوح بالا باقی مانده و معامله‌گران نسبت‌به‌ آینده عرضه انرژی در خاورمیانه بدبین هستند. هرچند نفت پس از لغو دوباره حمله آمریکا حدود ۲‌درصد افت کرد اما ادامه انسداد تنگه هرمز، کاهش ذخایر نفتی و تردید درباره سرنوشت مذاکرات تهران-واشنگتن باعث شده بازار دیگر به‌سادگی با «توئیت‌درمانی» آرام نشود.

    نفت برنت در معاملات روز سه‌شنبه با افت ۲دلاری به‌حدود ۱۰۹دلار رسید و نفت خام آمریکا نیز تا محدوده ۱۰۷دلار عقب نشست. این کاهش پس از آن رخ داد که ترامپ دوشنبه‌شب برای چندمین بار گزینه حمله نظامی به‌ایران را کنار گذاشت؛ اقدامی که بخشی از فشار روانی بازار را کاهش داد. با این حال بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازار بیش از گذشته نسبت‌به‌ خبرهای سیاسی مقاوم شده و دیگر صرف اعلام عقب‌نشینی یا وعده توافق نمی‌تواند روند صعودی نفت را متوقف کند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که بازار نفت اکنون بیش از هر زمان دیگری بر اختلال واقعی عرضه تمرکز کرده است. از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه و بسته‌شدن تنگه‌هرمز روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از چرخه طبیعی صادرات خارج شده و همین موضوع نگرانی عمیقی درباره آینده ذخایر جهانی ایجاد کرده است. در چنین فضایی حتی کاهش مقطعی قیمت‌ها نیز بیشتر به‌عنوان فرصت خرید دیده می‌شود تا آغاز یک روند نزولی پایدار.

    بازار سرگردان میان جنگ و توافق

    بازار جهانی نفت طی هفته‌های اخیر درگیر یک دوگانگی پیچیده بوده است: از یک سو اخبار مربوط به‌احتمال کاهش تنش یا توافق میان ایران و آمریکا منتشر می‌شود و از سوی دیگر واقعیت میدانی منطقه همچنان از تشدید بحران حکایت دارد. همین تضاد باعث شده نفت در یک مسیر پرنوسان اما صعودی حرکت کند.

    تحلیلگران می‌گویند اظهارات ترامپ درباره لغو حمله نظامی فعلا از شکل‌گیری شوک فوری در بازار جلوگیری کرده اما نتوانسته نگرانی اصلی معامله‌گران را برطرف کند. تیم واتر، تحلیلگر ارشد شرکت «کی‌سی‌ام ترید» معتقد است بازار اکنون در حال بررسی این موضوع بوده که آیا عقب‌نشینی ترامپ نشانه واقعی کاهش تنش است یا صرفا یک مکث تاکتیکی.

    این تردید به‌دلیل آن است که بحران هرمز همچنان ادامه دارد و هر روز توقف جریان نفت فشار بیشتری بر بازار وارد می‌کند. تحلیلگران شرکت آی‌ان‌جی نیز هشدار دادند که هرچند ممکن است بازار به‌مرور نسبت‌به‌ اخبار سیاسی بی‌تفاوت‌تر شود اما حجم اختلالات عرضه آنقدر بزرگ است که نمی‌توان اثر آن را نادیده گرفت. از نگاه آنها ادامه توقف صادرات نفت از خلیج‌فارس به‌تدریج بازار را وارد مرحله‌ای می‌کند که دیگر ذخایر استراتژیک نیز قادر به‌پوشش کامل کمبود نخواهند بود.

    در این میان موضوع مذاکرات ایران و آمریکا نیز خود به‌عاملی برای نوسان تبدیل شده است. بازار نه آنقدر خوش‌بین است که روی توافق سریع حساب باز کند و نه آنقدر مطمئن که خطر جنگ گسترده را نادیده بگیرد. همین وضعیت خاکستری باعث شده معامله‌گران همزمان سناریوی «توافق موقت» و «تشدید بحران» را در قیمت‌ها لحاظ کنند.

    سپری که در حال فرسایش است

    یکی از مهم‌ترین دلایل مقاومت بازار در برابر افت بیشتر قیمت‌ها، نگرانی فزاینده درباره وضعیت ذخایر جهانی نفت است. آمریکا و متحدانش طی ماه‌های گذشته برای کنترل بازار بخش قابل‌توجهی از ذخایر استراتژیک خود را مصرف کردند اما اکنون نشانه‌های فرسایش این سپر دفاعی آشکار شده است.

    داده‌های وزارت انرژی آمریکا نشان می‌دهد هفته گذشته حدود ۹/‏۹‌میلیون‌بشکه از ذخایر استراتژیک این کشور برداشت شده و سطح ذخایر به‌حدود ۳۷۴‌میلیون‌بشکه رسیده است یعنی پایین‌ترین سطح از تابستان ۲۰۲۴ تاکنون. همزمان نظرسنجی رویترز نشان می‌دهد ذخایر تجاری نفت آمریکا نیز احتمالا بیش از ۳میلیون‌بشکه کاهش یافته است.

    این کاهش ذخایر درحالی رخ می‌دهد که بسیاری از تحلیلگران نسبت‌به‌ قابلیت واقعی برداشت از ذخایر جهانی تردید دارند. طی هفته‌های گذشته بحث «حجم مرده» ذخایر بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است یعنی بخشی از نفت موجود در خطوط لوله و کف مخازن که عملا امکان برداشت سریع آن وجود ندارد و برای حفظ عملکرد شبکه باید باقی بماند.

    همین موضوع باعث شده بازار به‌این جمع‌بندی برسد که اعداد بزرگ ذخایر جهانی لزوما به‌معنای دسترسی واقعی به‌نفت نیست. درنتیجه هر روزی که اختلال صادرات خاورمیانه ادامه پیدا می‌کند نگرانی‌ها درباره کمبود واقعی عرضه افزایش می‌یابد.

    از سوی دیگر محدودیت در نرخ برداشت روزانه نیز مشکل مهمی است. حتی اگر آمریکا و اروپا بخواهند از ذخایر خود برای جبران کمبود استفاده کنند ظرفیت آزادسازی نفت بسیار پایین‌تر از کسری ناشی از توقف صادرات خلیج‌فارس است. به‌همین دلیل بازار به‌تدریج وارد مرحله‌ای شده که در آن مفهوم «کمیابی ساختاری» بیش از گذشته مطرح می‌شود.

    روسیه، هند و بازآرایی بازار انرژی

    درمیانه بحران تحولات مربوط به‌نفت روسیه نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. دولت آمریکا روز دوشنبه معافیت تحریمی مربوط به‌نفت روسیه را برای ۳۰روز دیگر تمدید کرد تا کشورهای آسیب‌پذیر از نظر انرژی بتوانند خرید نفت روسیه را ادامه دهند. این تصمیم نشان می‌دهد واشنگتن به‌خوبی می‌داند حذف کامل نفت روسیه از بازار در شرایط فعلی می‌تواند بحران انرژی را تشدید کند.

    در همین حال موضع هند نیز پیام مهمی برای بازار داشت. سوجاتا شارما، مقام ارشد وزارت نفت هند به‌صراحت اعلام کرد دهلی‌نو صرف‌نظر از معافیت‌های تحریمی آمریکا به‌خرید نفت روسیه ادامه خواهد داد. او تاکید کرد تصمیم هند صرفا براساس منطق تجاری اتخاذ می‌شود و تحریم‌ها تاثیر تعیین‌کننده‌ای بر این روند ندارد.

    این موضع نشان می‌دهد بسیاری از اقتصادهای آسیایی درحال فاصله‌گرفتن از سیاست‌های سختگیرانه انرژی غرب هستند. برای کشورهایی مانند هند امنیت انرژی اکنون مهم‌تراز ملاحظات ژئوپلیتیک شده است. همین موضوع می‌تواند در بلندمدت به‌بازآرایی بازار جهانی نفت و شکل‌گیری بلوک‌های جدید انرژی منجر شود.

    در چنین شرایطی بازار نفت بیش از هر زمان دیگری نسبت‌به‌ آینده حساس شده است. اگرچه توئیت‌ها و عقب‌نشینی‌های مقطعی ترامپ می‌تواند برای ساعاتی التهاب بازار را کاهش دهد اما معامله‌گران به‌خوبی می‌دانند که بحران اصلی هنوز پابرجا بوده؛ بحرانی که به‌تنگه هرمز، کاهش ظرفیت واقعی ذخایر و شکنندگی زنجیره جهانی انرژی گره خورده است. به‌همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی اگر بازار در کوتاه‌مدت دچار اصلاح شود تا زمانی که وضعیت هرمز و مذاکرات تهران-واشنگتن به‌طور قطعی روشن نشده نفت همچنان در مسیر نوسان‌های شدید و تمایل به‌قیمت‌های بالاتر باقی خواهد ماند.

     

  • خبر مهم بنزینی / یک تغییر بزرگ برای کارت‌های سوخت در راه است؟

    خبر مهم بنزینی / یک تغییر بزرگ برای کارت‌های سوخت در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، کرامت ویس‌کرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران اظهار داشت: طرحی را در حال اجرا داریم که امکان ردیابی و شناسایی سوخت‌گیری با کارت‌های سوخت اضطراری را فراهم می‌کند، به‌طوری که تراکنش‌هایی که با کارت آزاد جایگاه‌ها انجام می‌شود، شناسه‌دار می‌شوند.

    برنا نوست: وی افزود: اگر راننده‌ای از این کارت‌ها در جایگاه سوخت استفاده کند، سامانه می‌تواند مشخص کند چه کسی سوخت را دریافت کرده، چه مقدار سوخت دریافت شده و این سوخت‌گیری مربوط به کدام خودرو بوده است.

    ویس کرمی خاطرنشان کرد: تیم سامانه هوشمند سوخت طراحی این طرح را انجام داده و این طرح در حال آماده‌سازی برای اجرای آزمایشی در دو نقطه از تهران است.

    مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران تصریح کرد: این طرح می‌تواند ردیابی دقیق توزیع سوخت را ممکن کند؛ به‌گونه‌ای که مشخص باشد سوخت به چه کسی تحویل داده شده و او با چه خودرویی بوده است.

     

  • نباید همه تخم مرغ‌های تجارت گاز را در سبد روسیه بگذاریم

    نباید همه تخم مرغ‌های تجارت گاز را در سبد روسیه بگذاریم

    به گزارش اقتصادران، مهران امیرمعینی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا، درباره وضعیت تجارت گاز بعد از جنگ اخیر اظهار داشت: کلا به نوعی می‌توان گفت که با توجه به مباحث محدودیت در تنگه هرمز وعدم صادرات قطر به اروپا؛ بازار گاز متحول و دگرگون شده است.

    وی درباره تعریف بازارهای جدید گازی از سوی ایران بعد از پایان شرایط ناآرامی و رفع احتمالی تحریم‌ها گفت: برای ورود به بازار جدید گاز در بلندمدت مباحث سرمایه‌گذاری مطرح است و تا زمانی که موضوع تحریم حل نشود نمی‌توانیم امیدوار باشیم که صنعت گاز ایران توسعه پیدا کند که به فکر صادرات هم باشیم، باتوجه به مشکلاتی که در صنعت نفت و گاز در جنگ اخیر صدمه دیده، بعید است در میان مدت بتوانیم رویکرد جدیدی در حوزه تجارت گاز اتخاذ کنیم.

    این کارشناس ارشد حوزه انرژی تاکید کرد: در میان مدت و در ۵ سال آینده شرایط خوبی در حوزه گاز متصور نیست. در نهایت باید صادرات به ترکیه و عراق را حفظ کنیم، اما اگر تحریم حل شود با فرض اینکه جذب سرمایه داشته باشیم و میادین را توسعه دهیم، می‌توانیم به فکر بازار جدید باشیم.

    وی خاطرنشان کرد: اگر موضوع تحریم حل شد قطعا بحث صادرات به پاکستان جدی است چون قرارداد هم داریم و می‌توان مذاکرات را بر اساس شرایط جدید نهایی کرد و در بازار گاز این کشور مشارکت داشته باشیم.

    امیرمعینی تصریح کرد: در بلندمدت و طی مدت ۱۰ساله باید روی صادرات از مسیر ال ان جی تمرکز کنیم که این پروژه نیز نیاز به تکنولوژی و سرمایه‌گذاری سنگین دارد و با توجه به شرایط حاکم فعلا چشم‌انداز خوبی متصور نیست، زیرا بازار و صنایع داخل کشور نیز گازمحور است و نیاز گازی کشور همواره در حال افزایش است و باید برنامه ریزی کنیم که تقاضای داخل پوشش داده شود.

    وی با بیان اینکه موضوع همه اقتصاد کشور، صنعت گاز و تجارت گاز به تحریم گره خورده، گفت: باید شرایط سیاسی با ثبات شود تا جذب سرمایه داشتیم، در ۱۰ سال گذشته شاهد بودیم که با منابع داخلی کشور نتوانستیم صنعت نفت و گاز کشور را توسعه دهیم و در کنار آن مشکل تکنولوژی نیز داریم. هرچند در حوزه مدیریت پروژه اوضاع خوبی داریم اما تمام فاکتورها باید در کنار هم توسعه نفت و گاز کشور را رقم بزند.

    این کارشناس حوزه نفت و گاز با اشاره به اینکه شرایط سیاسی روی توسعه نفت و گاز کشور سایه افکنده است، ابراز امیدواری کرد که مشکل تحریم حل شود تا در عرصه نفت و گاز سرمایه مورد نیاز را برای بهبود شرایط اقتصادی کشور جذب کنیم.

    وی درباره اوضاع تامین انرژی در اروپا بعد از جنگ رمضان نیز توضیح داد: شرایط اروپا بعد از جنگ روسیه و اوکراین متفاوت شده است و معمولا سهم عمده بازار گاز اروپا را امریکا در اختیار گرفته و به نوعی تامین کننده اصلی شده است و بعبارت دیگر اکنون باتوجه به سیاست‌گذاری‌های صورت گرفته روسیه نقش عمده‌ای در اروپا ندارد.

    امیرمعینی درباره امکان ورود ایران به بازار اروپا بعد از رفع تحریم‌ها گفت: برای بازار اروپا باید از طریق ال ان جی وارد شویم خط لوله نیاز به عبور از چند کشور و مذاکرات و قرارداد دارد، که پروسه آن چندین سال طول می‌کشد. بهترین کار ال ان جی است هرچند بازار اروپا رقابتی است و احتمالا سخت فروش برود اما مزیت ال ان جی این است که می‌توانیم تمام بازارها را به عنوان گزینه داشته باشیم و در صورت از دست دادن یک بازار به دیگر بازارها سوئیچ کنیم. اما در مورد خط لوله قدرت مانور کمتری داریم، در کل در حوزه ال ان جی تکنولوژی حرف اول می‌زند و در ابتدای امر سرمایه‌گذاری روی میادین هم مطرح است.

    وی در ادامه درباره امکان همکاری گازی ایران و روسیه بیان کرد: ابتدا باید در نظر داشته باشیم که روسیه در حوزه انرژی و بخصوص گاز رقیب ما است اما در هر حال اکنون شرایطی است که راحت‌تر می‌توانیم با این کشور مذاکره کنیم چون بازار اروپا را از دست داده و بدنبال بازارهای جدید هستند ما طی ۶ تا ۷ سال گذشته نتوانستیم با روس‌ها به توافق برسیم، همواره تفاهم نامه‌هایی باهم داشته‌ایم اما هیچگاه منجر به قرارداد نشده و تفاهمنامه‌ها علمیاتی نشده است.

    این کارشناس حوزه انرژی خاطرنشان کرد: می‌توانیم با روس‌ها برای تجارت گاز وارد مذاکره شویم اما در عین حال گذاشتن همه تخم مرغ‌ها در سبد روسیه نیز منطقی نیست. برای تجارت گازی با روسیه می‌توانیم گاز را از این کشور دریافت و در جنوب کشور از مسیر خط لوله و یا به صورت ال ان جی تحویل دهیم و یا در کل گاز را سواپ کنیم.

    وی تاکید کرد: به هرحال به یاد داشته باشیم که هیچ کشوری و از جمله روسیه در بازار با دیگران سهیم نمی‌شود ما می‌توانیم گاز روسیه را سواپ کنیم و در تجارت گاز مشارکت کنیم، در کوتاه مدت نیز به گاز این کشور نیاز داریم، در ۴ تا ۵ سال آینده می‌تولنیم گاز روسیه را بخریم و منافع داخل کشور تامین و در بلندمدت تجارت داشته باشیم.