دسته: انرژی و پتروشیمی

  • «تبانی» علیه دلارهای نفتی ایران!!

    «تبانی» علیه دلارهای نفتی ایران!!

    به گزارش اقتصادران، ۱۱‌میلیارد دلار؛ عددی که اگر فقط یک سطر در گزارش‌های ارزی باشد شاید به‌چشم نیاید اما وقتی گفته می‌شود این مبلغ در حساب واسطه‌ها «رسوب» کرده و بخشی از آن شاید هرگز بازنگشته باشد ماجرا دیگر یک تاخیر اداری نبوده بلکه یک شکاف در قلب حکمرانی ارزی است.

    نفت فروخته شده، محموله تحویل داده شده، تاییدیه صادر شده اما دلارها کجاست؟ افشاگری مدیرعامل سابق شرکت بازرگانی نفت اگر حتی بخشی از آن درست باشد تصویری نگران‌کننده از سازوکار فروش نفت در اقتصاد کشور ترسیم می‌کند؛ سازوکاری که در آن «تایید انتقال» می‌تواند جای «انتقال واقعی» را بگیرد خریدار می‌تواند با پول نفت کشور یک تا دوماه تنفس بگیرد و سود این تاخیر میان او و واسطه تقسیم شود.

    این یعنی منابع ملی بی‌آنکه در بودجه ثبت شود یا مجوز اعتباری داشته باشد به‌اعتبار کوتاه‌مدت برای طرف خارجی تبدیل می‌شود. مساله فقط تخلف چند تراستی یا ضعف یک مدیر نبوده بلکه پرسش اصلی این است که چگونه در ساختاری که هر دلار آن برای ثبات بازار ارز حیاتی بوده امکان صدور تاییدیه‌های صوری وجود دارد؟ چه‌نهادی بازگشت واقعی ارز را راستی‌آزمایی می‌کند؟ به‌گفته مطرح‌کنندگان، چرا هشدارها جدی گرفته نشده و حتی با برچسب «مزخرف» کنار گذاشته شده است؟ اقتصاد ایران سال‌هاست زیر فشار تحریم به‌مسیرهای غیرمتعارف فروش نفت و انتقال ارز تن داده اما تحریم توجیهی برای تعلیق نظارت نیست.

    اگر فروش نفت به‌شبکه‌ای از شرکت‌های کم‌اعتبار و واسطه‌های فاقد پشتوانه مالی سپرده شده باشد ریسک نه در بیرون مرزها که در درون سازوکار تصمیم‌گیری شکل گرفته است. خالی‌خوانی‌های ارزی و تبانی‌های احتمالی صورت می‌گیرد. پرسش روشن است: آیا ۱۱‌میلیارد دلار فقط یک عدد در منازعات مدیریتی بوده یا نشانه‌ای از بحرانی عمیق‌تر در مدیریت درآمدهای نفتی؟ پاسخ به‌این پرسش فقط برای بازار ارز مهم نبوده بلکه برای اعتماد عمومی و اعتبار سیاستگذاری اقتصادی تعیین‌کننده است.

    تراستی‌ها؛ حلقه تاریک فروش نفت

    در اقتصاد تحریمی نفت فقط یک کالا نبوده بلکه یک معادله امنیتی-سیاسی است. هر بشکه‌ای که فروخته می‌شود باید به‌ارز تبدیل شده و هر دلار آن باید به‌چرخه اقتصاد بازگردد اما درست در همین نقطه حساس حلقه‌ای شکل گرفته که به‌جای شفافیت ابهام تولید می‌کند؛ حلقه‌ای به‌نام «تراستی‌ها».

    تراستی‌ها قرار بود راه‌حل دورزدن محدودیت‌های بانکی باشند؛ واسطه‌هایی برای تسهیل انتقال پول در شرایطی که شبکه رسمی مالی جهان در دسترس نیست اما آنچه اکنون مطرح شده تصویری متفاوت از این نقش ترسیم می‌کند: شبکه‌ای از واسطه‌های کم‌اعتبار و بعضا فاقد پشتوانه مالی جدی که به‌یکی از گلوگاه‌های اصلی گردش ارز نفتی تبدیل شدند. در این روایت مساله صرفا تاخیر در انتقال پول نبوده بلکه «قدرت نامرئی» واسطه‌ها در اقتصاد تحریم‌زده است.

    زمانی که فروش نفت خارج از چارچوب‌های مرسوم انجام می‌شود اطلاعات نامتقارن افزایش می‌یابد و امکان نظارت بر جریان واقعی وجوه کاهش پیدا می‌کند. درچنین‌ساختاری تراستی نه فقط یک واسطه بانکی بلکه بازیگری با قدرت چانه‌زنی بالا می‌شود؛ بازیگری که می‌تواند زمان انتقال را مدیریت کرده، تاییدیه صادر کند و حتی درباره اولویت‌بندی پرداخت‌ها تصمیم بگیرد. اگر ادعای رسوب میلیاردها دلار در حساب این واسطه‌ها درست باشد مساله دیگر صرفا تخلف فردی نبوده بلکه نشانه‌ای از ضعف حکمرانی ارزی است.

    اقتصاد سیاسی تحریم معمولا به‌رشد شبکه‌های غیررسمی منجر می‌شود. هرچه مسیر رسمی تنگ‌تر شود مسیرهای غیرشفاف گسترده‌تر می‌شوند اما پرسش بنیادین اینجاست: آیا سازوکارهای نظارتی متناسب با این پیچیدگی رشد کردند یا فروش نفت به‌شبکه‌ای واگذار شده که از دل محدودیت‌ها متولد اما خود به‌یک ریسک ساختاری تبدیل شده است؟ تراستی‌ها اگرچه محصول تحریم هستند اما تبدیل‌شدن‌شان به‌«حلقه تاریک» فروش نفت نتیجه خلأ شفافیت و پاسخگویی در بالاترین سطح تصمیم‌گیری اقتصادی است.

    خالی‌خوانی ارزی در سایه تحریم

    در بازارهای مالی یک اصل ساده وجود دارد: تا پول ننشسته معامله کامل نشده است. در اقتصاد تحریمی ایران اما ظاهرا مرحله‌ای میان «فروش» و «وصول» شکل گرفته که در آن تاییدیه جای پول را می‌گیرد. اصطلاحی که این روزها درباره آن سخن گفته می‌شود «خالی‌خوانی ارزی» است یعنی صدور تاییدیه انتقال ارز بدون آنکه وجهی واقعا جابه‌جا شده باشد.

    براساس ادعاهای مطرح‌شده در برخی معاملات نفتی تراستی بانکی با خریدار به‌توافق می‌رسد که انتقال پول را به‌صورت صوری تایید کند درحالی‌که پرداخت واقعی یک‌تادوماه بعد انجام می‌شود. در این فاصله منابع ارزی در اختیار خریدار باقی می‌ماند و سود ناشی از نگهداری آن میان طرفین تقسیم می‌شود.

    اگر چنین سازوکاری صحت داشته باشد عملا کشور به‌خریدار نفت «اعتبار کوتاه‌مدت ارزی» اعطا کرده؛ اعتباری که نه در قرارداد رسمی ثبت شده و نه نرخ و وثیقه مشخصی دارد. در شرایط تحریم نبود دسترسی مستقیم به‌نظام بانکی بین‌المللی باعث شده فرآیند تسویه ارزی پیچیده، چندلایه و وابسته به‌واسطه‌ها شود. همین چندلایگی فضای خاکستری ایجاد می‌کند؛ فضایی که در آن راستی‌آزمایی انتقال واقعی وجوه دشوار می‌شود.

    وقتی تاییدیه از مسیرهای غیرشفاف صادر شود و نظارت بر حساب‌های واسطه‌ای محدود باشد مرز میان «تاخیر فنی» و «تخلف ساختاری» باریک می‌شود. پیامد چنین‌پدیده‌ای فقط حسابداری نیست. اگر حتی چند‌میلیارد دلار از منابع ارزی کشور با تاخیر بازگردد برنامه‌ریزی ارزی بانک مرکزی، تامین واردات کالاهای اساسی و مدیریت بازار ارز تحت فشار قرار می‌گیرد. در اقتصادی که هر شوک ارزی می‌تواند به‌موج تورمی تبدیل شود خالی‌خوانی ارزی به‌معنای بازی با ثبات کلان است. مساله اصلی اما فراتر از یک تخلف احتمالی است؛ این پدیده نشان می‌دهد اقتصاد تحریمی چگونه به‌تولید سازوکارهای موازی و غیرشفاف می‌انجامد.

    هرچه فاصله با نظام مالی رسمی بیشتر شود وزن اعتماد شخصی، ارتباطات و توافق‌های غیررسمی بیشتر می‌شود و در همین نقطه است که اقتصاد سیاسی تحریم به‌بستری برای ریسک‌های پنهان ارزی تبدیل می‌شود؛ ریسک‌هایی که تا زمان بروز بحران در سایه باقی می‌مانند.

    پول نفت، تاییدیه‌های صوری

    در چنین سازوکاری تاخیر یک یا دو ماهه در پرداخت فقط یک تاخیر زمانی نبوده بلکه نوعی اعتباردهی پنهان است. خریدار نفت بدون پرداخت فوری از منابع ارزی استفاده می‌کند و سود این دوره تنفس میان او و واسطه تقسیم می‌شود. این یعنی منابع ارزی کشور بدون مصوبه رسمی و بدون نرخ بهره مشخص در اختیار طرف خارجی قرار می‌گیرد.

    در شرایطی که دولت برای تامین ارز واردات کالاهای اساسی یا مدیریت بازار ارز با محدودیت مواجه است چنین اعتباری می‌تواند هزینه‌های سنگینی ایجاد کند. ابعاد مساله فقط اقتصادی نبوده بلکه سیاسی و نهادی هم هست. وقتی گزارش‌هایی درباره رسوب میلیاردها دلار در حساب‌های واسطه‌ای مطرح می‌شود پرسش کلیدی درباره سازوکار نظارت شکل می‌گیرد: چه نهادی انتقال واقعی وجوه را راستی‌آزمایی می‌کند؟ آیا تاییدیه تراستی برای ثبت نهایی کفایت دارد یا باید تسویه قطعی در شبکه بانکی قابل رهگیری باشد؟ تاییدیه‌های صوری اگر صحت داشته باشند نشان‌دهنده گسست میان «اطمینان اداری» و «اطمینان مالی» هستند.

    اقتصاد نفتی ایران سال‌هاست با تحریم، محدودیت نقل‌وانتقال و مسیرهای پیچیده تسویه مواجه بوده اما پیچیدگی نباید بهانه‌ای برای کمرنگ‌شدن کنترل‌ها باشد زیرا درنهایت آنچه اهمیت دارد نه کاغذ تایید بلکه دلاری است که باید به‌ذخایر ارزی کشور بازگردد.

    تبانی نفتی پشت درهای بسته

    در اقتصاد نفتی بسیاری از تصمیم‌ها پشت درهای بسته گرفته می‌شود اما آنچه نباید پشت درهای بسته بماند سرنوشت دلارهای حاصل از فروش نفت است. وقتی ادعا می‌شود خریدار نفت و تراستی بانکی بر سر زمان اعلام وصول و زمان واقعی پرداخت به‌توافق می‌رسند موضوع دیگر یک اختلاف حساب ساده نبوده بلکه پای «تبانی» درمیان است.

    روایت مطرح‌شده از سازوکاری سخن می‌گوید که در آن خریدار نفت از تراستی می‌خواهد انتقال وجه را زودتر از پرداخت واقعی تایید کند. پول اما یک‌تادوماه بعد جابه‌جا می‌شود. در این فاصله منابع ارزی در اختیار خریدار باقی می‌ماند و سود ناشی از این نگهداشت میان طرفین تقسیم می‌شود. اگر چنین مدلی رخ داده باشد به‌معنای آن است که بخشی از منابع ملی عملا به‌ابزار کسب سود خصوصی تبدیل شده است.

  • امکان فروش دسته بیل را بدون مجوز  نداریم چه برسد نفتکش! / خبر اجاره کشتی فروخته شده، حرف مفت است!

    امکان فروش دسته بیل را بدون مجوز  نداریم چه برسد نفتکش! / خبر اجاره کشتی فروخته شده، حرف مفت است!

    به گزارش اقتصادران، با توجه به انتشار اخباری مبنی بر حراج ناوگان دریایی شرکت نیکو (شرکت بازرگانی نفت ایران) و فروش کشتی‌های این شرکت با قیمت‌های پایین‌تر از بازار،  موجی از انتقادات نسبت به عملکرد وزیر نفت ایجاد شده‌ و ابهامات جدی بر این معاملات یک‌باره به وجود آمده است، خبر مهمتر اینکه گفته می‌شود خریدار کشتی‌، پولی واریز نکرده و به دنبال روش دیگری از تسویه به جز واریز وجه است!

    مجیدعلی نازی، مدیر سابق کشتیرانی مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) و مشاور فعلی این شرکت درباره ماجرای فروش کشتی‌های وزارت نفت توضیح داد و گفت: این کشتی‌ها را به این دلیل فروختیم که تعدادی از آنها تحریم شده‌ بودند و تعدادی هم در خطر تحریم بودند. بنابراین یا باید اجازه می‌دادیم کشتی وارد لیست تحریم شود که اغلب افراد برای حفظ منافع خود و محافظه کارانه همین کار را انجام دادند و ضرر و زیان قابل توجهی به بیت‌المال وارد کردند، بطوری که ارزش کشتی را از  ۴٠ میلیون دلار به ١٠ الی ١٢ میلیون دلار پایین آوردند چراکه وقتی کشتی وارد لیست تحریم می‌شود فارغ از سال ساخت و امکاناتش، به آهن پاره و آهن قراضه تبدیل می‌شود. حالا این قیمت ارزش دارد یا اینکه آن را به قیمت خوب می‌فروختیم؟

    وی ادامه داد: اگر کشتی وارد لیست تحریم شود استفاده از آن یا برای انبار نفت است یا اینکه تنها می‌تواند در مسیری که وارد بندری نشود، تردد داشته باشد به همین دلیل ارزش آن به شدت افت می‌کند.

    امکان فروش دسته بیل را بدون مجوز  نداریم چه برسد نفتکش!

    مدیر سابق کشتیرانی مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) و مشاور فعلی این شرکت درباره انتقادها از فروش کشتی خارج از چارچوب‌های نظارتی تاکید کرد: برای فروش این تعداد از ناوگان، مجوز‌های لازم را از سران قوا داشتیم. اساسا مگر این امکان وجود دارد که در سیستم دولتی بتوان حتی یک پراید را بدون مجوز فروخت. آیا می‌توان در سیستم دولتی حتی یک دسته بیل را بدون مجوز و بدون هماهنگی و بدون اینکه سیر مراحل قانونی آن انجام شده باشد، به فروش رساند؟ مگر می‌توان کشتی دولت و وزارت نفت را فروخت و راست راست راه رفت؟ مگر کشتی جاکلیدی است، آن هم کشتی که ٣١٠ متر طول و ۶٠ متر عرض دارد. مگر این کشتی به نام بنده بوده یا ارثیه من بوده که بتوانم به راحتی آن را بفروشم؟

    مجوز سران قوا را برای فروش نفتکش‌های تحریمی داریم/ مدیرعامل نیکو هم موافق است

    وی افزود: سران قوا مجوزی برای نوسازی ناوگان و تحریم شکنی و توسعه خط صادر کردند که براساس همان مجوز ما می‌توانیم معاملات خرید و فروش کشتی نو و کارکرده داشته باشیم و این یک ابلاغ است! همچنین آقای فراهانی، مدیر عامل شرکت نیکو هم چنین درخواستی را به صورت مکتوب داشته و کاملا موافق فروش ناوگان تحریمی و خرید ناوگان غیر تحریمی هستند که یک تصمیم عاقلانه و منطقی بوده‌ است.

    نازی تاکید کرد: اینکه گفته‌ می‌شود خریدار پولی واریز نکرده، کذب بوده؛ پول برگشته و در حساب است و همزمان با فروش، الحمدلله کشتی جدیدی را خریداری کرده‌ایم که به دلیل مباحث محرمانگی نمی‌توانیم اخباری درباره آن منتشر و اعلام کنیم که کشتی کجاست.

    نفتکش را بیشتر از ١۴ میلیون دلار فروختیم/ ارزان فروشی دروغ است

    وی همچنین در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود رقم معامله کشتی بسیار پایین‌تر از رقم واقعی بوده، گفت: دروغ است، رقم کشتی‌های غیر تحریمی بین ۵٠ تا ۶٠ میلیون دلار است اما همانطور که گفتم قیمت کشتی‌های تحریمی افت پیدا می‌کند، ارقام معاملات محرمانه است اما بیشتر از  رقم ١۴ میلیون دلار به فروش رساندیم.

    قیمت نفتکش تحریمی با آهن قراضه محاسبه می‌شود!

    مدیر سابق کشتیرانی مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) و مشاور فعلی این شرکت با اشاره به نحوه محاسبه قیمت فروش کشتی، اظهار داشت: قیمت آهن قراضه مشخص است، فرض کنید بیشترین قیمت آهن در هر تن ۴٠٠ دلار است، یک کشتی VLCC هم ۴٠ هزار تن وزن دارد؛ ارزش آن ١۶ میلیون دلار محاسبه می‌شود. حال اینکه این قیمت برای یک اسکرپ یک کشتی غیر تحریمی است و اگر کشتی تحریمی باشد، قیمت به ٣٠ درصد کاهش پیدا می‌کند و با این وجود قیمت کشتی به حدود ١٠ الی ١١ میلیون دلار کاهش پیدا می‌کند. اما ما توانستیم کشتی را بالاتر از این رقم به فروش برسانیم و رقم دقیق را نمی‌توانم اعلام کنم اما رقم فروش بالاتر از ١۴ میلیون دلار بود.

    خبر اجاره همان کشتی فروخته شده، حرف مفت است

    وی درباره اینکه گفته شده پس از فروش این کشتی، دوباره همین کشتی از خریدار اجاره گرفته شده، گفت: اینکه گفته شده کشتی را پس از فروش به این شرکت، دوباره از این شرکت اجاره کردیم حرف بسیار مفت است و اصلا کشتی تحریمی به درد نیکو نمی‌خورد.

    تمام کشتی‌های شرکت نفتکش تحریمی هستند

    وی گفت: به دلیل تحریم‌ها، کشتی تحریمی زیاد داریم و همین الان تمام کشتی‌های شرکت نفتکش تحریمی هستند بنابراین نیازی به این نیست که این کشتی را دوباره اجاره و از آن به عنوان مخزن و انبار نفت استفاده کنیم.

    نازی افزود: اساسا امکان اجاره این کشتی وجود ندارد چراکه هیچ بندری اجازه پهلوگیری به این کشتی را نمی‌دهد. موضوع دیگر اینکه اصلا کشتی کرایه نمی‌دهند چراکه به طور هفتگی ناوگان نفتی ایران را شناسایی و تحریم می‌کنند در این شرایط امکان کرایه کشتی وجود ندارد.

    وی در پاسخ به این سوال که منتقدان مدعی هستند در دو بندر چین امکان پهلوگیری کشتی‌های تحریمی وجود دارد چرا از ظرفیت این بنادر برای کشتی‌های تحریمی استفاده نشد، گفت: به منتقدان بگویید اگر توانستند بیایند و این کشتی‌ها را در همان دو بندر در چین پهلو بدهند و این دو بندر را به ما هم معرفی کنند و ما از آنها کشتی‌های تحریمی را برای تردد به این دو بندر چینی که مدعی‌اند، پذیرای کشتی‌های تحریمی هستند، اجاره می‌کنیم.

    مدیر سابق کشتیرانی مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) و مشاور فعلی این شرکت ادامه داد: نرخ اجاره یک کشتی غیر تحریمی از سنگاپور تا چین یا مالزی ٨ میلیون دلار است که روزانه ١١٠ هزار دلار هزینه دموراژ دارد و موضوع ریسک امنیت بار به کشتی اجاره‌ای هم مطرح می‌شود بنابراین اگر کشتی غیر تحریمی با قیمت ٧٠ میلیون دلار خریداری کنیم که یک سال برای ما کار کند، شک نداشته باشید به صرفه‌تر است و می‌توانیم مراقبت کنیم تا در یک سال هم وارد لیست تحریم نشود.

    نازی افزود : همچنین تعداد محدودی از کشتی‌های تحریمی هم با تمهیداتی می‌توانند در بنادر خاص تردد داشته باشند که نرخ اجاره آنها هم حدود ۶.۵ میلیون دلار است.

    امکان اجاره نفتکش‌‌های تحریمی را نداریم 

    وی در پاسخ به این سوال که در این صورت چرا کشتی‌های تحریمی را اجاره ندادید که از درآمد اجاره آن استفاده کنید، گفت: توجه داشته باشید که تعداد کشتی‌های تحریمی که می‌توانند تردد داشته باشند بسیار محدود است و اساسا نیکو هم این امکان را ندارد و به طور قطع می‌گویم که نیکو تا کنون نتوانسته حتی یک کشتی تحریم خود را وارد بندری کند.

    نفتکش را به «آقایاری» نفروختیم/ به شرکت چینی- هندی فروختیم

    وی همچنین درباره اینکه گفته شده پس از افزایش ابهامات در این قرارداد دستور فسخ معامله و پس گرفتن کشتی از خریدار یعنی آقای آقایاری داده شده، بیان کرد: اولا کشتی را براساس مجوزها فروختیم، دوما این کشتی را به قیمت خیلی خوبی فروختیم و سوما این کشتی به فرد ایرانی فروخته نشده است؛ کشتی‌ها را به آقای «آقایاری» نفروخته‌ایم، کشتی را به دو فرد چینی و یک فرد هندی فروخته‌ایم.

    موضوع بعدی این است که وقتی یک حتی یک پراید را به کسی می‌فروشیم مگر می‌توانیم دوباره پراید را از خریدار پس بگیریم؟ یا اینکه مگر می‌توان همین پراید را به شرطی فروخت که به خریدار بگوییم نمی‌تواند در این محدوده با این پراید تردد داشته باشد!

    وی همچنین درباره اینکه چرا یک شرکت خارجی، نسبت به خرید کشتی تحریمی ایران اقدام کرده، گفت:  اینکه به چه دلیلی یک شرکت خارجی، کشتی تحریمی ما را به قیمت خوبی خریداری کرده، موضوع  پیگیری ما نیست.

    مدیر سابق کشتیرانی مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) و مشاور فعلی این شرکت در پایان تاکید کرد: بزودی صدای این خناس‌ها را که شایعه پراکنی می‌کنند با عملکردمان خفه می‌کنیم و در شرایطی که باید با هم اتحاد و همدلی داشته باشیم، انتشار این اخبار دشمن شاد کن است.

  • بازی خطرناک ترامپ با شریان‌های نفتی ایران

    بازی خطرناک ترامپ با شریان‌های نفتی ایران

    به گزارش اقتصادران، همزمان با روند دیپلماسی که با واسطه، به کندی و پر ابهام در حال طی شدن است، تلاطم امواج در اقیانوس هند خبر از توفانی سهمگین در روابط تهران و واشنگتن می‌دهد. بیانیه اخیر پنتاگون مبنی بر توقیف یک نفتکش با برچسب «ناوگان سایه ایران»، تنها یک عملیات نظامی ساده نیست؛ بلکه نخستین پرده از نمایش قدرت ترامپ است که با کارگردانی مشترک تل‌آویو و واشنگتن کلید خورده است. این اقدام درست در لحظه‌ای رخ می‌دهد که گزارش‌های محرمانه از توافق بزرگ میان ترامپ و نتانیاهو برای خشکاندن ریشه‌های صادرات نفت ایران به چین به گوش می‌رسد.

    عملیات نیرو‌های ویژه آمریکا برای متوقف کردن نفتکش «ورونیکا ۳»، نشان‌دهنده تغییر فاز جدی در استراتژی فشار حداکثری است. واشنگتن مدعی است که این شناور، حلقه‌ای از زنجیره پیچیده و پنهان ایران برای دور زدن تحریم‌هاست؛ زنجیره‌ای که پنتاگون آن را «ناوگان سایه» می‌نامد. با این حال، تکذیب قاطعانه تهران و رسانه‌های نزدیک به نهاد‌های امنیتی، لایه دیگری از این بحران را نمایان می‌کند. منابع آگاه در ایران تأکید دارند که این کشتی هیچ ارتباط ساختاری یا مالکیتی با ناوگان صادراتی جمهوری اسلامی ایران ندارد. این تضاد روایتی، گمانه‌زنی‌ها را به این سمت می‌برد که آمریکا آگاهانه به سراغ «اهداف خاکستری» رفته است تا با ایجاد فضای ناامنی در مسیر‌های ترانزیتی، هزینه تجارت با ایران را برای مشتریان آسیایی، به‌ویژه اژد‌های زرد، بالا ببرد.

    شمشیر دو لبه علیه پکن

    تحلیلگران بر این باورند که توقیف اخیر، قطعه‌ای از پازل بزرگ‌تری است که هفته گذشته در دیدار‌های فشرده میان ترامپ و نتانیاهو چیده شد. توافق بر سر «کاهش اجباری صادرات نفت ایران به چین» حالا از روی کاغذ به عرصه عمل آمده است. ترامپ با تکیه بر ابزار تعرفه‌های تجاری علیه پکن و نتانیاهو با استفاده از نفوذ اطلاعاتی خود، در حال پی‌ریزی یک «سد دفاعی اقتصادی» هستند. هدف نهایی، نه تنها محروم کردن ایران از درآمد‌های ارزی، بلکه تحت فشار قرار دادن چین برای انتخاب میان نفت ارزان ایران و دسترسی به بازار‌های جهانی است. این حرکت جسورانه، در حقیقت آزمونی برای سنجش صبر استراتژیک پکن در برابر قلدری‌های دریایی کاخ سفید محسوب می‌شود.

    بازگشت به عصر ناامنی در شاهرگ‌های انرژی

    توقیف این نفتکش، بوی تند بنزین را به فضای ملتهب منطقه بازگردانده است. اگر واشنگتن بخواهد سیاست «هر تانکر، یک هدف» را دنبال کند، بعید است که تهران به تماشای فروپاشی شریان‌های اقتصادی خود بنشیند. تاریخ نشان داده است که پاسخ به توقیف نفتکش‌ها در آب‌های آزاد، معمولاً با واکنشی متقارن در تنگه هرمز و دریای عمان همراه می‌شود. اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا تنش‌ها افزایش می‌یابد یا خیر، بلکه پرسش این است که آیا جهان آماده بازگشت به دوران «جنگ نفتکش‌ها» در ابعادی گسترده‌تر است؟ جایی که امنیت انرژی نه در اتاق‌های دربسته دیپلماتیک، بلکه روی عرشه کشتی‌های جنگی تعیین می‌شود. در چنین وضعیتی، هر تصمیم، هر توقیف و هر حرکت استراتژیک می‌تواند مسیر کل منطقه و بازار جهانی انرژی را تغییر دهد و توفانی تازه بسازد که تنها با دیپلماسی شجاعانه و محاسبه‌شده می‌توان از آن عبور کرد.

  • فقط ۳۹ درصد ظرفیت سدهای کشور پر است

    فقط ۳۹ درصد ظرفیت سدهای کشور پر است

    به گزارش اقتصادران، در حالی روزهای پایانی دومین ماه از زمستان سپری می‌شود که وضعیت منابع آبی کشور همچنان نگران‌کننده است و شماری از استان‌ها با تنش آبی مواجه‌اند. تازه‌ترین آمارها نشان می‌دهد از ابتدای سال آبی جاری تا ۲۵ بهمن‌ماه، حجم ورودی آب به مخازن سدهای کشور به ۹ میلیارد و ۷۰۰ میلیون مترمکعب رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۱۴ درصد افزایش را نشان می‌دهد. این در حالی است که ورودی سدها در بازه مشابه سال آبی گذشته ۸ میلیارد و ۴۸۰ میلیون مترمکعب گزارش شده بود.

    در مقابل، میزان خروجی آب از سدهای کشور در همین بازه زمانی به ۷ میلیارد و ۸۵۰ میلیون مترمکعب رسیده که نسبت به سال گذشته ۲۷ درصد کاهش داشته است. سال گذشته خروجی سدها در این مدت ۱۰ میلیارد و ۸۳۰ میلیون مترمکعب بود که کاهش مصرف و مدیریت برداشت از منابع آبی در سال جاری را نشان می‌دهد.

    با وجود این تغییرات، حجم فعلی ذخایر آبی کشور به ۲۰ میلیارد و ۴۷۰ میلیون مترمکعب رسیده که نسبت به سال گذشته کاهش محسوسی دارد؛ چرا که در همین مقطع زمانی سال قبل، ذخایر سدها ۲۲ میلیارد و ۱۳۰ میلیون مترمکعب بود. بر این اساس، در حال حاضر تنها ۳۹ درصد ظرفیت سدهای کشور پر بوده و ۶۱ درصد مخازن سدها خالی است؛ موضوعی که زنگ هشدار جدی برای مدیریت منابع آب در ماه‌های آینده به شمار می‌رود.

    وضعیت نابرابر بارش‌ها در استان‌ها

    بررسی وضعیت بارندگی‌ها نشان می‌دهد توزیع بارش در کشور نامتوازن بوده است. بر اساس آمارها، بارندگی در ۷ استان بیش از حد نرمال گزارش شده، در حالی که ۶ استان با کمترین میزان بارش در شرایط تنش آبی قرار دارند.

    استان‌های تهران، قم، مرکزی، قزوین، البرز و همدان در زمره استان‌هایی هستند که کمترین میزان بارندگی را تجربه کرده‌اند و با محدودیت جدی منابع آبی روبه‌رو هستند. در مقابل، استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان، آذربایجان غربی، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، کرمان و هرمزگان بارندگی بالاتر از حد نرمال داشته‌اند.

    میانگین بارش‌ها همچنان پایین‌تر از نرمال

    همچنین میانگین بارش کشور از ابتدای سال آبی تاکنون به ۱۲۷ میلی‌متر رسیده است. این در حالی است که میانگین بلندمدت بارش‌ها ۱۲۹.۳ میلی‌متر بوده و در دوره مشابه سال گذشته تنها ۶۹.۷ میلی‌متر بارندگی ثبت شده بود. هرچند بارش‌های امسال نسبت به سال گذشته بهبود یافته، اما همچنان فاصله اندکی با شرایط نرمال دارد و برای جبران کسری منابع آبی کافی نیست.

    کارشناسان معتقدند تداوم مدیریت مصرف، کاهش برداشت از سدها و برنامه‌ریزی برای ماه‌های کم‌بارش پیش‌رو، برای عبور از تنش آبی در استان‌های کم‌بارش ضروری است؛ در غیر این صورت، تابستان پیش‌رو می‌تواند با چالش‌های جدی‌تری در تأمین آب همراه باشد.

  • تبر بر ریشه صادرات نفت ایران

    تبر بر ریشه صادرات نفت ایران

    به گزارش اقتصادران، عقربه‌های ساعت دیپلماسی در خاورمیانه با سرعتی غریب در حرکت است و طبق اعلام آمادگی ژنو دور بعدی مذاکرات ایران و آمریکا در آنجا برگزار خواهد شد، در این بین، اما افشای جزئیات دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید، پرده از نقشه‌ای پیچیده برداشته که هدف آن نه تنها برنامه هسته‌ای، بلکه رگ‌های حیاتی اقتصاد ایران است.

    بر اساس گزارش افشاگرانه «آکسیوس»، ترامپ و نتانیاهو بر سر راهبردی به توافق رسیده‌اند که محوریت آن «خشکاندن منابع مالی» از طریق مسدود کردن مسیر‌های صادراتی به چین است. آمار‌ها نشان می‌دهد بیش از ۸۰ درصد نفت ایران راهی بنادر چین می‌شود؛ توافق جدید واشنگتن مستقیماً این گلوگاه را هدف گرفته است.

    فرمان اجرایی جدید ترامپ که تنها ۱۰ روز از امضای آن می‌گذرد، سلاحی برنده به نام «تعرفه ۲۵ درصدی» را در اختیار او قرار داده است. این یعنی هر کشوری که با ایران به تجارت ادامه دهد، باید هزینه سنگین ورود کالاهایش به بازار آمریکا را بپردازد. پیامی روشن برای پکن: «یا نفت ایران، یا بازار آمریکا».

    اختلاف در اردوگاه عقاب‌ها؛ قمار ترامپ در برابر بدبینی نتانیاهو

    نکته تامل‌برانگیز این گزارش، تفاوت دیدگاه ظریف میان دو متحد دیرین است. در حالی که نتانیاهو با لحنی بدبینانه، هرگونه توافق با تهران را «غیرممکن» و «بی‌اعتبار» می‌خواند، ترامپ با همان روحیه معامله‌گری خود، چراغ سبزی کم‌نور به دیپلماسی نشان داده است.

    عبارت «بیایید شانس خود را امتحان کنیم»، نشان‌دهنده آن است که ترامپ می‌خواهد از موضع «فشار مطلق»، شانس خود را برای ثبت یک «توافق بزرگ» به نام خود بیازماید؛ توافقی که البته از دیدگاه او باید به سلب کامل توانمندی هسته‌ای ایران منجر شود.

    سایه سنگین کوشنر و ویتکاف؛ دیپلماسی در مسقط، تهدید در واشنگتن

    حضور جارد کوشنر و استیو ویتکاف در این معادلات، لایه دیگری از پیچیدگی را عیان می‌کند. کوشنر که معمار «پیمان ابراهیم» بود، به همراه ویتکاف، نقشی دوگانه ایفا می‌کنند. آنها از یک سو گفت‌وگوی با واسطه با سید عباس عراقچی را در عمان کلید زده‌اند و از سوی دیگر، در گوش ترامپ زمزمه می‌کنند که تاریخ نشان داده رسیدن به توافق با ایران اگر محال نباشد، بسیار دشوار است.

    این رویکرد «چماق و هویج» یعنی فشار اقتصادی در کنار گشودن پنجره‌ای کوچک برای مذاکره، استراتژی اصلی تیم ترامپ برای واداشتن تهران به دادن امتیازات حداکثری است.

    آنچه از متن توافق ترامپ و نتانیاهو برمی‌آید، یک «جنگ تمام‌عیار اقتصادی» است که پیوست نظامی نیز دارد. واشنگتن معتقد است اگر چین از بازی خارج شود، تهران گزینه‌ای جز آمدن پای میز مذاکره با شرایط جدید نخواهد داشت.

    اما سوال اساسی اینجاست: آیا ایران در برابر این محاصره اقتصادی جدید، از اهرم‌های منطقه‌ای و هسته‌ای خود برای تغییر محاسبات واشنگتن استفاده خواهد کرد؟ روز‌های آینده در ژنو و واکنش پکن به تهدید‌های تعرفه‌ای ترامپ، مشخص خواهد کرد که آیا این قمار بزرگ به نتیجه می‌رسد یا منطقه به سوی تنشی بی‌سابقه می‌رود.

  • وعده‌های کاغذی و سفره‌های خالی!

    وعده‌های کاغذی و سفره‌های خالی!

    به گزارش اقتصادران، شریان‌های حیاتی اقتصاد ایران و بخش عظیمی از تولید ناخالص ملی، در گرو تپش مداوم صنعت انرژی است؛ صنعتی که چرخ‌دنده‌های عظیم آن تنها با دستان پینه‌بسته و اراده‌ی پولادین کارگران می‌چرخد. با این‌حال، در حالی که سیل ثروت و درآمدهای کلان از دل این تأسیسات و پالایشگاه‌ها بیرون می‌آید، خالقان واقعی این ارزش افزوده – به‌ویژه کارگران ارکان ثالث – کمترین سهم را از این سفره‌ی گسترده دارند.

    ​کارگرانی که نیروی محرکه اصلی تولید هستند، به جای بهره‌مندی از رفاه و امنیت شغلی متناسب با سختی کارشان، مدام باید درگیر جنگی فرساینده برای بدیهی‌ترین حقوق خود باشند. یکی از این میدان‌ها، مطالبه‌ی «رسمی‌شدن» و «حذف پیمانکار» است؛ مطالبه‌ای که اگرچه حق مسلم آن‌هاست، اما در برابر ارزش واقعی کاری که انجام می‌دهند، تنها کفِ هرم نیازهاست.

    ​به نظر می‌رسد ساختار موجود با زیرکی و با بهره‌گیری از حربه‌های مختلف، کارگران را در پیچ‌وخم این مطالبات خرد و روزمره گرفتار کرده‌اند تا آن‌ها را از مبارزه برای منافع کلان‌تر و جایگاه واقعی طبقاتی‌شان دور نگه‌دارند. آن‌ها کارگر را چنان درگیر معیشت و امنیت شغلی کرده‌اند که مجالی برای اندیشیدن به سهم واقعی خود از ثروت ملی نداشته باشد.

    ​در همین راستا و برای بررسی وضعیت موجود و چالش‌های پیش‌روی این قشر زحمتکش، پای صحبت‌های مهران ربانی، از فعالین کارگری کارگران ارکان ثالث نفت و گاز کشور نشستیم.

    ​روایت یک نشست بی‌نتیجه در نهاد ریاست جمهوری

    ربانی با اشاره به تجمع سه ماه پیش کارگران در مقابل نهاد ریاست جمهوری گفت: «حدود سه ماه پیش، تجمعی مشترک با حضور نیروهای ارکان ثالث وزارت نفت، وزارت نیرو و همچنین نیروهای شرکتی بانک‌ها مقابل نهاد ریاست جمهوری برگزار کردیم. پیرو این تجمع، مسئولین ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری با سازمان اداری و استخدامی تماس گرفتند و جلسه‌ای با حضور نمایندگان کارگران، آقای دکتر سلمانی (معاونت سرمایه انسانی سازمان اداری و استخدامی) و خانم دکتر خزایی (نماینده منابع انسانی وزارت نفت) برگزار شد.»

    ​وی افزود: «در آن جلسه مفصلاً پیرامون مباحث معیشتی، حقوقی و از همه مهم‌تر بحث «حذف پیمانکار» و «تبدیل وضعیت به قرارداد مستقیم» صحبت کردیم. آقای دکتر سلمانی در آن جلسه صراحتاً قول دادند که اگر وزارت نفت اختلاف ریالی حقوق و مزایای ما با نیروهای قرارداد مستقیم (که هر دو تابع قانون کار هستیم) را مشخص کند، سازمان اداری و استخدامی برای همسان‌سازی و برقراری عدالت اقدام خواهد کرد. »

    این فعال کارگری با گلایه از عدم تحقق وعده‌ها اظهار داشت: «قرار شد ما مکاتبه‌ای انجام دهیم و وزارت نفت نیز این اختلاف حقوق را اعلام کند. ما به وظیفه خود عمل کردیم و مکاتبات لازم را با سازمان اداری و استخدامی انجام دادیم، اما متاسفانه تا این لحظه که با شما صحبت می‌کنم، نه از سوی خانم دکتر خزایی در وزارت نفت و نه از سوی آقای دکتر سلمانی اقدامی صورت نگرفته و هیچ نتیجه مثبتی عاید کارگران نشده است. این در حالی است که وعده داده بودند حداقل حقوق ما را با همکاران قرارداد مستقیم برابر کنند.»

    سخن پایانی: کارگر گرفتار، منطق و مصلحت نمی‌شناسد

    ​مهران ربانی با هشدار نسبت به وضعیت روحی و واکنش احتمالی بدنه کارگری به این بدعهدی‌ها، تصریح کرد: «امروز من به عنوان نماینده صنفی، تحت فشار شدید همکارانم هستم؛ کارگرانی که معتقدند در این شرایط اقتصادی دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند و اصرار بر بازگشت به خیابان و تجمع مقابل نهاد ریاست جمهوری دارند. ما حتی دو روز پیش طی نامه‌ای به نهاد ریاست جمهوری هشدار دادیم که با تداوم این وضعیت، تجمعات از سر گرفته خواهد شد، چرا که وقتی به کارگر می‌گوییم زمان برای تجمع مناسب نیست، پاسخ می‌دهد که «شکم گرسنه» منطق، مصلحت و شرایط سیاسی نمی‌فهمد.»

    او در پایان افزود: «ما به سختی توانسته‌ایم صفوف کارگران را آرام نگه داریم، اما حقیقت این است که وقتی شعار «وعده وعید کافیه، سفره ما خالیه» در واقعیت زندگی روزمره‌ی کارگران، آنهم کارگرانی که چرخ‌های بزرگ صنایع کشور را می‌گردانند محقق نمی‌شود، کنترل نارضایتی و سرخوردگی این جامعه آماری بزرگ، بسیار دشوار خواهد بود.»

  • رولز رویس‌سواری و پنت هاوس نشینی تراستی‌ها با دلارهای نفتی!!!

    رولز رویس‌سواری و پنت هاوس نشینی تراستی‌ها با دلارهای نفتی!!!

    به گزارش اقتصادران، علی‌اکبر پور ابراهیم، مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) با افشاگری از پشت پرده تراستی‌های نفتی و دلیل سکوت دولت در برابر تراستی‌هایی که چندین میلیارد پول نفت کشور را تحویل ندادند، اظهار داشت: در ایران چند گروه تراستی شکل گرفته، یک گروه از تراستی‌‌ها خریداران نفت هستند که تعدادی از این تراستی‌ها نفت کشور را فروختند و پول آن را پس نیاورند. دسته دوم تراستی‌‌هایی هستند که پول نفت را دریافت و آن را در یکسری حساب منتقل می‌کنند. در این گروه هر چند خریدار نفت تعهد خود را انجام داده اما پول نفت را به یک حسابی منتقل کرده و ممکن است در این حساب که پول منتقل شده، سوء استفاده‌ای صورت بگیرد. تراستی‌هایی که پول نفت را تحویل نداده‌اند اغلب از این دسته دوم هستند و پول‌های نفتی که وصول شده اما در حساب واسطی رسوب کرده، مورد سوء استفاده قرار گرفته‌ است.

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) تاکید کرد: اما دسته دیگر هستند که خالی خوانی می‌کنند؛ یعنی به دروغ می‌گویند پول نفت وصول و منتقل شده اما هیچ پولی وصول نشده‌ است. در این فرایند عملا خریدار نفت با تراستی‌ بانکی باهم تبانی می‌کنند و خریدار نفت از تراستی‌ بانکی می‌خواهد که به دروغ تاییدیه انتقال پول را بدهد اما پول نفت را یک تا دو ماه دیگر به تراستی‌ بانک تحویل دهد و از این مدت زمان تاخیر در تحویل پول نفت درصدی از سود بین طرفین تقسیم می‌شود.

    برای رشد تراستی‌های فاسد، تراستی‎های وزارت نفت را تعطیل کردند    

    پورابراهیم در پاسخ به این سوال که فساد در بین تراستی‌ها از چه زمانی آغاز شد، گفت: در دولت آقای روحانی پول فروش نفت به طور کلی در اختیار وزارت نفت قرار می‌گرفت به این معنا که وزارت نفت خودش تراستی‌ ایجاد کرده بود و تراستی‌ها تحت کنترل خود وزارت نفت بودند و مشخصا شرکت نیکو حساب‌هایی را ایجاد کرده بود و شرکت‌های تراستی‌ در اختیار خود نیکو بود. اینگونه نبود که تراستی‌ها اشخاص ثالثی باشند که وزارت نفت بخواهد برای دریافت پول نفت کشور منت تراستی‌ واسطی را بکشد.

    وی ادامه داد: در این فرایند وزارت نفت، پول نفت به طور مستقیم دریافت می‌کرد و این پول به طور مستقیم برای دارو و کالای اساسی هزینه می‌شد اما متاسفانه از دولت سیزدهم این رویه تغییر کرد که البته ما در این مقطع برای عدم تغییر این رویه بسیار تلاش و مبارزه کردیم و کشمکشی طولانی بین وزارت نفت و گروهی ایجاد شد و در همان دوران اتهاماتی به ما زدند که می‌خواهید فروش نفت در انحصارتان باشد اما سطح زندگی ما کاملا مشخص بود و تمام دریافتی و درآمدهای ما شفاف و قابل رصد بود.

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) گفت: اما در نهایت انحراف در مسیر بازگشت پول نفت را ایجاد کردند و وزارت نفت را مجبور کردند که این تراستی‌های خود را تعطیل کند و تراستی‌های بانکی را ایجاد کردند و اعلام شد که وزارت نفت از این پس باید پول نفت را از این حساب‌ها دریافت کند. این تراستی‌ها هم زیر نظر بانک‌های تجاری کشور بودند که زیر نظر بانک مرکزی فعالیت می‌کردند.

    وی درباره علت این تغییرات گفت: در آن مقطع، شبکه صرافان با این فرایند برگشت پول نفت به کشور و اینکه وزارت نفت تراستی‌ داشته باشد، بسیار مخالف بودند. این مخالفت هم به دو دلیل بود؛ اول اینکه ٣٠ الی ۴٠ میلیارد دلار پول از کسب و کار آنها خارج می‌شد در حالی که می توانستند کارمزد خوبی از این جابه‌جایی پول، نصیب خود کنند اما وزارت نفت با تراستی‌‌های خود این هزینه اضافی را حذف کرده و نهایت درصد جابه جایی پول نیم درصد بود و از سوی دیگر صرافی‌ها هم نمی‌توانستند درصد را بالا ببرند چون سقف درصد دولت(وزارت نفت) نیم درصد بود.

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) با بیان اینکه با این تغییرات، وزارت نفت هم از مسئولیت بسیار سنگین بازگرداندن پول نفت به کشور خارج و تراستی‌های مطمئن وزارت نفت تعطیل شدند، ادامه داد: البته این تراستی‌ها پیش از این هم وجود داشتند و پول‌های فولادی‌ها، پتروشیمی‌ها را می‌گرفتند اما عمده این پول‌ها مالک خصوصی داشتند، حال اینکه پول نفت پول دولت و مردم است و نباید به دست تراستی‌هایی غیر از دولت بیفتد.

    به دولت هشدار دادیم که تراستی‌ها پول نفت را می‌خورند! 

    وی تاکید کرد: از همان ابتدا می‌دانستیم که این تراستی‌ها پول نفت را می‌خورند که این اتفاق هم رخ داد. از این رو به طور مستمر هشدار دادیم و در اواخر دولت مرحوم رییسی مشخص شد که هشدارهایی را می‌دادیم درست بود و این اتفاق ناخوشایند رخ داد و تراستی‌ها پول نفت را تحویل ندادند.

    سال ۱۴۰۲ تراستی‌های نفتی ۱۱ میلیارد دلار پس نداده بودند/ تردیدی نداشتیم که پس نمی‌دهند

    پورابراهیم اظهار داشت: به همین دلیل ارگان نظارتی نامه رسمی را به دولت ارسال کردند مبنی بر اینکه تراستی‌ها پول نفت را برنگردانند و در همان مقطع (بهمن ١۴٠٢ )، حدود ١١ میلیارد دلار پول نفت برنگشته بود و این پول در حساب تراستی‌ها رسوب کرده بود و تردیدی نداشتم که بخشی از این ١١ میلیارد دلار خورده شده و دیگر پولی وجود ندارد که به کشور بازگردد. در همان دولت سیزدهم اقداماتی هم انجام شد اما با شهادت رییس جمهور متوقف ماند.

    وی با اشاره به روند انتخاب تراستی‌های جدید اظهار داشت: این تراستی‌‌های جدید دیگر از مسیر وزارت نفت تعیین نمی‌شدند بلکه افراد می‌توانستند مجوزهایی را دریافت کنند و به همین دلیل تراستی‌‌ها قارچ گونه زیاد شدند. البته جابه جایی پول نفت، نیاز به زیرساخت‌های فروش نفت از جمله کشتی و مخازن نفتی را هم ندارد و فارغ از این دشواری‌ها است.

    هر کسی وصل بود، تراستی نفت می‌شد  

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) با بیان اینکه هر کسی که می‌توانست به کسی وصل شود و مجوزی بگیرد تراستی‌ و جابه‌جاکننده پول نفت شد، افزود: جابه‌جایی پول نفت این گونه است که تراستی‌ها می‌توانند با مدارکی هویت حتی یک پاکستانی یا افغانستانی نسبت به گشایش حساب در امارات اقدام کنند و با یک شرکت‌های زیرپله‌ای  پول نفت را جابه‌جا کنند و به همین دلیل مانند قارچ، تکثیر شدند.

    پورابراهیم تاکید کرد: اواخر دولت سیزدهم، دولت به این مسیر اشتباه پی برده بود اما متاسفانه اصلاح روند مصادف شد با شهادت رییس جمهور و کار متوقف شد وگرنه در همان دولت سیزدهم جلوی این فساد گرفته می‌شد. در اواخر دولت سیزدهم، آقای مخبر به عنوان معاون اول ابلاغیه محکمی را به بانک مرکزی صادر کرد مبنی بر اینکه هر تراستی‌ که طی دو هفته دولت نفت را پس نداد باید معرفی شود و اگر این ابلاغیه به اجرا می‌رسید، این فساد مهار می‌شد.

    دومین روز ریاست جمهوری پزشکیان به وی هشدار دادم

    وی گفت: در روزهای اولِ دولت چهاردهم، بنده به دولت اعلام کردم که در شرایطی کشور که با کمبود ارز مواجه است، تراستی‌های نفتی حدود ١١ میلیارد دلار را پس نداده‌اند و می‌توان این پول را به کشور بازگرداند.

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) ادامه داد: در دومین روز ریاست جمهوری آقای پزشکیان این هشدار را به وی دادم که تراستی‌ها پول نفت را تحویل نداده‌اند و نمی‌خواهند تحویل دهند. آقای پزشکیان هم دستور پیگیری این موضوع را به آقای طیب‌نیا داد اما متاسفانه رسیدگی به این موضوع بسیار ناقص انجام شد.

    فرزین در جلسه گفت بدهی تراستی‌ها مزخرف است!/ اعضای جلسه هم قانع شدند  

    وی مدعی شد: در ادامه پیگیری‌هایم جلسه‌ای با حضور بنده، آقایان همتی، پاک‌نژاد، فرزین و طیب‌نیا برگزار شد که جلسه‌ای پرتنشی بود در این جلسه آقای فرزین گفت که گزارش بنده مبنی بر عدم برگشت پول نفت از سوی تراستی‌ها، مزخرف است و بانک مرکزی مسئول این پول‌ها است و هیچ سوءاستفاده‌ای هم صورت نگرفته و ضمانت می‌کند که این پول‌ها برمی‌گردد و اعضای جلسه از صحبت‌های آقای فرزین قانع شدند.

    ابتدای دولت گفتند گزارش بدهی تراستی‌‌ها به دولت استرس وارد کرده!/ پاک‌نژاد عزلم کرد    

    پورابراهیم افزود: به آقای پزشکیان هم این گزارش داده شد که هشدارها و گزارش بنده درباره عدم برگشت پول نفت به کشور که به دولت هم استرس وارد کرده، درست نیست و بر این موضوع سرپوش گذاشته شد و در نهایت هم من را از وزارت نفت حذف کردند.

    پورابراهیم درباره واکنش وزیر نفت دولت چهاردهم در برابر گزارش تراستی‌هایی که پول نفت را تحویل نداده‌اند، گفت: آقای پاکنژاد پس از آن جلسه پرتنش، علیه من مواضعی داشت و من را سرزنش کرد که چرا این گزارش را به رییس جمهور داده‌ام و این گزارش و هشدار من درباره تراستی‌‌ها، در ابتدای دولت تنش ایجاد کرده و من استرس را به دولت وارد کرده‌ام. همچنین آقای پاک‌نژاد گلایه داشت که چرا گزارش تراستی‌ها را اول به وی نداده‌ام در حالی که زمانی که این گزارش را به آقای پزشکیان دادم، آقای پاکنژاد هنوز به عنوان وزیر نفت انتخاب نشده بودند.

    تراستی‌های فاسد با پول نفت ایران در امارات رولز رویس سوار شدند

    وی درباره عملکرد تراستی‌‌های جدید اظهار داشت: تراستی‌های جدید را می شناختیم و می‌دانستیم که حتی برادرهایشان هم ریسک نمی‌کنند که به آنها پول قرض دهند و تاسف خوردیم که چطور میلیون‌ها دلار پول نفت کشور را به دست این افراد با شرکت‌های زیرپله‌ای داده‌اند و این افراد با پول نفت کشور یک شبه مالک خودروهای رولز رویس در امارات شدند و امروز با محافظ تردد دارند و در طبقات پنت هاوس هتل‌های گران امارات زندگی می‌کنند.

    بابک زنجانی را دوباره به نفت بازگرداندند 

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود که در یک سال گذشته بابک زنجانی هم وارد فروش نفت ایران شد، تاکید کرد: روزی که بابک زنجانی دوباره به حوزه نفت برگشت، بنده از وزارت نفت حذف شده بودم و اساسا ما را از وزارت نفت برکنار کردند که کار را به امثال بابک زنجانی واگذار کنند.

    ادعای تراستی‌ها درباره مانع تحریمی برای پس دادن پول نفت مزخرف است  

    وی درباره نقش کمیته نفت در انتخاب تراستی‌ها گفت: در زمانی که بنده در نیکو حضور داشتم، مسیر شرکت‌های تراستی‌ این گونه بود که برای این موضوع از کارگروه ٨ نفره با حضور وزیر نفت، مدیر عامل شرکت نفت، نماینده رییس قوه قضاییه، نماینده رییس مجلس، نمایندگان دستگاه‌های نظارتی و … مصوبه اخذ می‌کردیم. اما موضوع این است که اعضای این کارگروه راسا به موضوع ورود نمی‌کنند و اگر وزارت نفت به این کارگروه گزارشی ارائه دهد، اعضا در جریان قرار می‌گیرند و اگر به این اعضا اطلاعی داده نشود، آنها هم در جریان امور قرار نمی‌گیرند. از سال ١٣٩٧ تا سال ١۴٠٣ روند کار این بود که ما از این کارگروه مصوبه اخذ می‌کردیم و به این کارگروه با جزییات، اطلاع می‌دادیم که چه برنامه‌ای را برای اجرا داریم و تاییدیه را هم دریافت می‌کردیم. اما امکان دارد که این رویه دیگر به اجرا نرسیده باشد.

    وی در پاسخ به این سوال که طبق قانون، تراستی‌ها باید در چه مدت زمانی پول نفت را به کشور تحویل دهند، بیان کرد: تراستی‌ها وظیفه دارند که بلافاصله پول نفت را بازگردانند که به این تعهدات خود عمل نکردند. البته قوانین تراستی‌ به وزارت نفت ابلاغ نشد اما احتمالا مدت زمان مهلت به تراستی‌ها برای بازگرداندن پول نفت نباید بیشتر از دو هفته باشد.

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) با اشاره به ادعای برخی از تراستی‌ها مبنی بر اینکه به دلیل تحریم‌ها نتوانستیم پول نفت را به کشور تحویل دهیم، تاکید کرد: تراستی‌هایی که مدعی هستند به دلیل تحریم‌ها نتوانستند پول نفت را تحویل دهند، مزخرف می‌گویند، اگر قرار باشد تراستی‌ به دلیل تحریم‌ها نتواند پول نفت را به کشور بازگرداند چه نیازی به تراستی‌ است؟ اگر قرار باشد تراستی‌ هم نتواند تحریم را خنثی کند که همه مردم ایران می‌توانند تراستی‌ باشند.

    هشدار درباره تصمیم دولت مبنی بر تسویه تهاتری با تراستی‌ها/ فاکتور سازی می‌کنند  

    وی همچنین درباره اجازه تهاتر بدهی ارزی تراستی‌‌ها با واردات کالای اساسی، پنل خورشیدی و خودرو گفت: این تصمیم فاجعه است و جاده صاف کن فساد در کشور خواهد شد. بدهی ارزی باید ارزی تسویه شود، اینکه می‌گویند با کالا تسویه کنیم به این دلیل است که می‌خواهند کالای ۵٠ دلاری را به کشور ١٠٠ دلار قالب کنند اما قانون می‌گوید، تراستی‌ باید همان ارزی را که به وزارت نفت تعهد داده است را به بانک مرکزی تحویل دهد.

    پورابراهیم ادامه داد: موضوع این است که همه می‌دانند تراستی‌ که باید ١ میلیارد دلار را پس دهد ۶٠٠ میلیون دلار آن را خورده و ۴٠٠ میلیون دلار را می‌تواند تحویل دهد از این رو برای اینکه این موضوع را پنهان کنند، می‌گویند تراستی‌ها بدهی خود را با کالا تسویه کنند تا این بدهی با گران فروشی جبران شود.

    اخذ ضمانت ۱ میلیون دلاری از تراستی‌ها برای نفت ۲۰۰ میلیون دلاری!

    مدیرعامل اسبق شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) در پاسخ به این سوال که چه ضمانتی از تراستی‌ها اخذ می‌شود که آنها به راحتی با وجود این ضمانت‌نامه، حاضر به تحویل پول نفت نشدند، تصریح کرد: تراستی‌ها بانک‌ها چک، سفته یا ملک به عنوان ضمانت ارایه داده‌اند اما ارزش ضمانت‌ها به اندازه پول نفت نیست. اساسا کسی هم نمی تواند  ٢٠٠ میلیون دلار ضمانت بدهد. احتمالا از این تراستی‌ها ملک به عنوان ضمانت دریافت کرده‌اند که در بهترین حالت قیمت این ملک یک میلیون دلار بوده‌ است که کفاف این ارقام پول نفت را که پس نداده‌اند، نمی‌دهد.

    پورابراهیم با اشاره به راهکار برگشت پول نفت به کشور  تاکید کرد: این تراستی‌ها کنترل نشدند و پول نفت به کشور بازنگشت و نتیجه آن افزایش نرخ دلار و ناآرامی‌های امروز است اما راهکاری زیادی برای اصلاح این روند وجود دارد، البته در ابتدا تراستی‌هایی که پول نفت کشور را خورده‌اند را باید وادار به تحویل پول نفت کنند که امیدواریم اساسا این پول وجود داشته باشد که آن را پس دهند. معتقدم راهکار اصلی این است که این روند معیوب هر چه سریع‌تر متوقف شود و به همان مسیر قبل برگردیم و دولت هر زمان می‌تواند این مسیر را اصلاح کند.

  • سدهای تهران در بدترین وضعیت ۴۶ سال گذشته!

    سدهای تهران در بدترین وضعیت ۴۶ سال گذشته!

    به گزارش اقتصادران، دومین ماه از زمستان را در حالی پشت سر می‌گذاریم که هچنان برخی از استان ها در وضعیت تنش آبی قرار دارند و وضعیت آبی سد های تهران به مرحله بحران رسیده است. از ابتدای سال آبی تا ۱۹ بهمن ماه حجم ورودی آب به مخازن سدها تنها ۸ میلیارد و ۲۹۰ میلیون مترمکعب بوده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزایش ۳ درصدی را نشان می‌دهد چرا که ورودی سدهای ما در همین بازه از زمان سال گذشته به ۸میلیارد و ۶۰ میلیون متر مکعب می‌رسید.

    حجم فعلی ذخایر آبی کشور به ۱۹ میلیارد و۴۱۰ میلیون مترمکعب رسیده؛ در حالی‌که سال گذشته این رقم ۲۲ میلیارد و۱۷۰ میلیون مترمکعب بود. به‌عبارتی اکنون تنها ۳۷ درصد ظرفیت سدهای کشور پر است و ۶۳ درصد آن‌ها خالی مانده‌اند.

    حال بد سدهای تهران

    در میان استان ها استان تهران ها بدترین وضعیت آبی را دارد به گونه ای که از ابتدای سال آبی تا کنون تنها ۶۱ میلی متر بارندگی وجود داشته است و سد های تهران در وضعیت مطلوبی به سر نمی برند به طوری که سد امیر کبیر تنها ۴ درصد ، لار یک درصد، لتیان و ماملو ۷ درصد و طالقان به عنوان سد مشترک ۲۰ درصد پر شدگی دارد. که نشان دهنده آن است که حجم آب سدها به حجم مرده رسیده است و تنها از سد طالقان برای تامین آب شرب استفاده است. بهنام بخشی سخنگوی ابفای استان تهران هم صحه بر این موضوع می گذارد و می گوید:« حجم ذخیره سد کرج حدود ۶.۵ میلیون مترمکعب و سد لتیان تنها ۴.۵ میلیون مترمکعب است؛ رقمی که در ۴۶ سال گذشته بی‌سابقه بوده است.

    ورودی و خروجی سد های تهران برابر شد

    البته موضوع به همین جا ختم نمی شود چرا که ، سخنگوی شرکت آب و فاضلاب استان تهران در رابطه با وضعیت ذخایر سد های تهران گفته است به‌دلیل آغاز دیرهنگام بارندگی‌ها و پاییز خشک، میزان بارش‌های امسال کمتر از حد نرمال بوده است. تاکنون تنها ۶۱ میلی‌متر بارش ثبت شده، در حالی که سال گذشته در همین زمان ۷۶ میلی‌متر و میانگین بلندمدت حدود ۱۴۵ میلی‌متر بوده است؛ بنابراین میزان بارش کمتر از نصف حد نرمال است.

    به گفته سخنگوی آبفای تهران، امسال معادل یک‌ونیم برابر حجم سد لتیان به شبکه آب تهران تزریق شده و شبکه پایدار مانده است، ما نباید بارش‌های زمستانی، ما را از دشواری تأمین آب در تابستان پیش‌رو غافل کند.

    آنطور که پیداست بارندگی ها هم نتوانسته خشکسالی چند ساله تهران را جبران کند و بر اساس اعلام آبفای تهران به‌دلیل برودت هوا و بارش‌های عمدتاً برفی، روان‌آب و ذخایر سدها رشد چندانی نداشته و در حال حاضر ورودی و خروجی سدها تقریباً برابر است.

    راهکار چیست ؟

    اگرچه وضعیت فعلی منابع آبی ریشه در مدیریت غلط در ادوار گذشته را دارد اما در برهه ای از زمان که با وجود تعدیل فشار آب در شب ها و بارش ها نتوانسته جبران کسری سدها را کند راهی جز کاهش مصرف و استفاده از لوازم کاهنده وجود ندارد، چرا که در غیر این صورت در ماه آینده با شروع خانه تکانی مشکلاتی افزون بر تعدیل شبانه آب دست و پنجه نرم خواهیم کرد.اما سوال اینجاست که آبفای تهران چه تدبیری برای تامین آب تابستان آینده درنظر گرفته است.