دسته: انرژی و پتروشیمی

  • تنش بین ایران و آمریکا، سردرگمی در بازارهای انرژی

    تنش بین ایران و آمریکا، سردرگمی در بازارهای انرژی

    به گزارش اقتصادران، با بالا گرفتن تنش‌ها در خاورمیانه، کشورهای حوزه خلیج فارس در عین تلاش‌های دیپلماتیک فوق‌العاده برای جلوگیری از وقوع بدترین سناریوها، با نگرانی پیامدهای ویرانگر هرگونه درگیری احتمالی را پیگیری می‌کنند.

    تاب درگیری دیگری نداریم

    یک مقام ارشد دولت امارات متحده عربی، در نشست سران دولت‌های جهان در دبی گفت که خاورمیانه نیازی به رویارویی دیگری بین ایالات متحده و ایران ندارد و دو طرف را دعوت کرد که به یک توافق هسته‌ای برسد. این موضوع دلالت بر نگرانی‌های فزاینده در منطقه دارد.

    به نوشته خبرگزاری رویترز، انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس دولت امارات متحده عربی، در این نشست گفت: «من فکر می‌کنم که منطقه درگیری‌های فاجعه‌بار مختلفی را پشت سر گذاشته است. فکر نمی‌کنم به درگیری دیگری نیاز داشته باشیم. دوست دارم مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا منجر به تفاهم شود تا هر روز با این مسائل مواجه نشویم».

    او افزود: «آن‌ها باید روابط خود را با ایالات متحده بازسازی کنند. من فکر می‌کنم از طریق دستیابی به یک توافق، یک توافق سیاسی، یک توافق ژئواستراتژیک گسترده‌تر که در واقع برای منطقه مفید خواهد بود، ایرانی‌ها نیز در نهایت به آن‌چه که نیاز دارند، یعنی بازسازی اقتصادشان، کمک می‌کنند«. امارات متحده عربی، یک قدرت عرب تأثیرگذار در خلیج فارس و متحد نزدیک ایالات متحده، اعلام کرده این مناقشه به یک راه حل بلندمدت نیاز دارد.

    تلاطم بازارهای انرژی

    در این شرایط به نظر می‌رسد این تنش‌ها بازارهای انرژی را به شدت متلاطم کرده است.

    به نوشته نشنال نیوز، قیمت نفت پنج‌شنبه گذشته برای اولین بار از ماه جولای، زمانی که آمریکا با تشدید تحریم‌ها، ایران و روسیه را تحت فشار قرار داد، به بالای ۷۰ دلار در هر بشکه رسید. علی‌رغم روایت «عرضه بیش از حد» برای امسال، قیمت‌ها توسط عوامل موقت پشتیبانی شده‌اند: وقفه در تولید ایالات متحده ناشی از طوفان‌های زمستانی و کاهش شدید عرضه قزاقستان به دلیل آتش‌سوزی در میدان کلیدی تنگیز.

    قیمت گاز طبیعی اروپا هم ماه گذشته به دلیل هوای سرد طولانی مدت و کاهش ذخایر به شدت افزایش یافت. تهدیدات ژئوپلیتیکی کاخ سفید، اروپا را به این فکر می‌اندازد که آیا از آتش وابستگی به خطوط لوله روسیه به آتش وابستگی بیش از حد به گاز طبیعی مایع (LNG) آمریکا گریخته است یا خیر.

    سردرگمی بازارها

    اکنون طیف وسیعی از سناریوهای احتمالی وجود دارد که ممکن است رخ ندهد و یا مانند جنگ ۱۲ روزه ماه ژوئن، به حملات علیه سایت‌های موشکی یا هسته‌ای منجر شود که بر صنعت انرژی ایران تأثیری ندارند. اما ایالات متحده و/یا اسرائیل ممکن است به زیرساخت‌های انرژی داخلی ایران حمله کنند و بر توزیع گاز، برق و سوخت تمرکز کنند. شاید حتی واشنگتن یک کمپین نظامی طولانی‌تر یا محاصره صادرات نفت را آغاز کند.

    ایران هم می‌تواند مانند سال گذشته که به پالایشگاهی در حیفا، آسیب جدی وارد کرد، به طور مشابه حمله متقابل انجام دهد. ممکن است تلاش کند به تأسیسات گاز فراساحلی اسرائیل که برای تأمین گاز مصر و اردن نیز حیاتی هستند، آسیب برساند. همچنین ممکن است سعی کند به زیرساخت‌های انرژی منطقه‌ای ضربه بزند، حتی اگر تهدید مکرر به «بستن تنگه هرمز» تا حدی اغراق‌آمیز باشد.

    با چنین عدم قطعیتی، جای تعجب نیست که بازارهای انرژی مطمئن نیستند که چگونه واکنش نشان دهند. این وضعیت با وضعیت ونزوئلا در آغاز امسال در تضاد است. آن ماجرا یک داستان یک طرفه بود: صادرات نفت جمهوری بولیواری پیش از این به شدت کاهش یافته بود و در صورت حمله آمریکا، صادرات نفت فقط می‌توانست افزایش یابد.

    این در حالی است که در مورد ایران، ماجرا عمدتاً برعکس تصور می‌شود. صادرات نفت کشور از سال ۲۰۲۲ به شدت رو به افزایش بوده است. با رسیدن به ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه در روز نفت خام و میعانات گازی و ۰.۵ میلیون بشکه در روز محصولات پالایش شده، وقفه در تولید به اندازه‌ای موثر خواهد بود که قیمت‌ها را ۱۵ دلار در هر بشکه یا بیشتر افزایش دهد. با این حال، به نظر می‌رسد ظرفیت اضافی اوپک، که عمدتاً در اختیار عربستان سعودی و امارات متحده عربی است، برای جبران آن کافی باشد. چین هم، که تاکنون بزرگترین مشتری ایران بوده، می‌تواند ذخایر استراتژیک خود را کاهش دهد یا نفت روسیه با تخفیف بیشتر را جایگزین کند.

    با وجود این‌که ایران سومین تولیدکننده بزرگ گاز در جهان است، مقدرا بسیار کمی از سهم را دارد. مشتری اصلی کشور، ترکیه، گزینه‌های دیگری دارد، از جمله افزایش خرید LNG – که بازار جهانی را محدود می‌کند – یا خرید گاز بیشتر از روسیه.

    گزینه‌های دیگر

    بنابراین، این ماجرا احتمال آسیب یا اختلال در تولید یا انتقال انرژی خلیج فارس را بالا می‌برد. تلاش برای بستن کامل تنگه هرمز ، احتمالا آخرین راه حل خواهد بود.

    اما گزینه‌های دیگری برای تلافی وجود دارد. نیروهای حوثی در یمن نشان داده‌اند که چند حمله موشکی، پهپادی و مین‌های دریایی تا چه حد می‌توانند به طور موثر کشتی‌ها را از یک آبراه حیاتی دور کنند. یک کمپین مشابه در خلیج فارس، انتقال LNG و نفت را متوقف نمی‌کند، اما آن را محدود می‌کند و حق بیمه کشتیرانی و بیمه را به شدت افزایش می‌دهد.

    در مورد توافق با ایالات متحده، اوضاع متفاوت به نظر می‌رسد. حق بیمه ریسک از بین می‌رود. کاهش یا تعلیق تحریم‌ها می‌تواند کل تولید ایران را به حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز افزایش دهد و ۳۰۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰۰ بشکه در روز از صادرات کشور را بازگرداند. اگر ایران بتواند به مشتریانی غیر از چین نفت بفروشد، تخفیف‌ها و استفاده پرهزینه از «ناوگان سایه» و دور زدن تحریم‌ها پایان می‌یابد و حداقل ۸ تا ۱۰ دلار در هر بشکه صرفه‌جویی می‌شود.

    ریسک ژئوپلیتیکی و میادین نفتی فرسوده ایران

    میادین نفتی ایران از نظر فنی گزینه آسان‌تری نسبت به نفت خام چسبنده ونزوئلا هستند. اما هرگونه تنش‌زدایی با واشنگتن و همسایگان خلیج فارس، باعث افزایش تولید نفت ایران نخواهد شد. حتی در شرایط سیاسی دوستانه‌تر، تهران هرگز مکان آسانی برای کار شرکت‌های نفتی بین‌المللی نبوده است.

    میادین نفتی فرسوده کشور به سرمایه‌گذاری سنگین نیاز دارند و برای تزریق به پروژه‌های حیاتی بهبود بازیافت نفت، با کمبود گاز مواجه است. در شرایط مطلوب، تولید ۴.۵ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۳۰ محتمل است، افزایشی متوسط اما نه تغییر دهنده بازی.

    بنابراین به نظر می‌رسد ریسک ژئوپلیتیکی قطعاً به سمت افزایش قیمت نفت و گاز متمایل است. برعکس، اگر صلح در خلیج فارس یا کارائیب حاصل شود، بازار آزادتر خواهد شد، اما تغییر چشمگیری نخواهد داشت. در حال حاضر، هیچ یک از بازیگران دقیقاً نمی‌دانند چه می‌خواهند یا در مرحله بعد چه خواهند کرد.

    سیگنال جدی

    امواج مدیا هم در این زمینه نوشت، همزمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها در مورد حمله مجدد آمریکا به ایران، مقامات کشورهای عربی خلیج فارس به دولت دونالد ترامپ در این زمینه هشدار داده‌اند. این پویایی‌ها نشان می‌دهد که نگرانی زیادی در مورد اثرات جانبی بی‌ثباتی در همسایگی این کشورها وجود دارد.

    زمانی که ایالات متحده در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران حمله کرد و سه سایت هسته‌ای کلیدی کشور را بمباران کرد، کشورهای عربی خلیج فارس به سرعت وضعیت آماده‌باش را افزایش دادند. وقتی ایران با شلیک موشک به مقر فرماندهی مرکزی ایالات متحده در خارج از دوحه تلافی کرد، حریم هوایی این کشورها به سرعت بسته شد و آژیرهای حمله هوایی در بحرین، کویت و قطر به صدا درآمد. حمله به پایگاه هوایی العدید، سیگنال بزرگی را به همراه داشت؛ این اولین باری بود که ایران به یک پایگاه آمریکایی در یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس حمله می‌کرد.

    به موازات آن، با توجه به این‌که تنها نیروگاه اتمی ایران در نزدیکی چندین پایتخت عربی خلیج فارس نسبت به تهران قرار دارد، دیپلمات‌های شورای همکاری خلیج فارس همچنین به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد عواقب جدی حملات به تأسیسات هسته‌ای هشدار دادند. نگرانی شدیدی در مورد پیامدهای اقتصادی، انسانی و زیست‌محیطی، از جمله تهدید مستقیم برای ایمنی تشعشعات و سیستم پادمان هسته‌ای بین‌المللی ابراز شد.

    محاسبه هزینه و فایده خلیج فارس؛ زلزله‌ای واقعی در سراسر منطقه

    به گفته سلوی سعید، تحللی گر سیاسی کویتی، طرح ایالات متحده برای حمله به ایران در ماه گذشته «به دلیل غیرممکن بودن از نظر نظامی کنار گذاشته نشد»، بلکه از نگاه خلیج فارس، به این دلیل بود که از نظر استراتژیک نادرست بود. به باور خلیج فارس هرج و مرج تعادل را برقرار نمی‌کند؛ بلکه آن را از بین می‌برد. بنابراین، مخالفت با حمله آمریکا نه بر اساس ارزش‌ها یا ایدئولوژی، بلکه بر اساس محاسبه‌ای خشک از هزینه و فایده صورت گرفته است.6به باور عبدالنبی سلمان، معاون رئیس پارلمان بحرین «هرگونه تجاوزی که توسط ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران انجام شود، زلزله‌ای واقعی در سراسر منطقه ایجاد خواهد کرد، به خصوص اگر چنین حمله‌ای از پایگاه‌های ایالات متحده انجام شود و کل منطقه را به میدان نبرد تبدیل کند».

    خوله مطر، مقام عرب سابق سازمان ملل، هم معتقدست: «هرگونه اقدام نظامی علیه ایران در این برهه تاریخی، نه تنها برای ایران و کشورهای اطراف آن، یعنی کشورهای خلیج فارس، بلکه برای کل منطقه ویرانگر خواهد بود. ایران هشدار داده که پاسخ قاطعی علیه تمام منافع و پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه خواهد داد».

    سلمان هشدار داده که حمله نظامی آمریکا «چهره منطقه را کاملاً تغییر خواهد داد که در نهایت به نفع اسرائیل و منافع ایالات متحده در منطقه خواهد بود». او تأکید کرد که پیامدهای اقتصادی آن فوری و شدید خواهد بود. بسته شدن گلوگاه‌های کلیدی دریایی مانند تنگه هرمز و حتی باب المندب می‌تواند منجر به «توقف حمل و نقل نفت به جهان خارج» شود و هم منطقه و هم اقتصاد جهانی را در «شرایط بی‌سابقه‌ای» فرو ببرد.

    به گفته سعید، هرگونه اقدام نظامی اثرات جانبی بیشتری خواهد داشت. او گفت: «هرگونه حمله به ایران را نمی‌توان از معادله امنیت انرژی، کریدورهای دریایی و قیمت نفت جدا کرد. در طول دهه گذشته، کشورهای عربی خلیج فارس استراتژی آگاهانه‌ای از «مدیریت به جای رویارویی» را دنبال کرده‌اند و بروز جنگ، سال‌ها دیپلماسی محتاطانه و تعادل استراتژیک را از بین می‌برد» او هشدار داد که در چنین سناریویی، صادرات انرژی مختل خواهد شد، در حالی که زیرساخت‌های حیاتی مربوط به آب و برق می‌تواند به شدت آسیب ببیند. مسیرهای حمل و نقل دریایی تجاری، که از قبل آسیب‌پذیر هستند، با خطرات بی‌سابقه‌ای روبرو خواهند شد و عواقب این امر برای زندگی روزمره می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

  • ایران در محاصره تنش آبی / تابستان سخت در راه است؟

    ایران در محاصره تنش آبی / تابستان سخت در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، با وجود ورود به فصل زمستان، تهران و چند کلان‌شهر دیگر کشور همچنان در وضعیت تنش آبی قرار دارند. حتی تعدیل فشار آب در ساعات شبانه نیز موجب نارضایتی شهروندان شده است؛ موضوعی که در تضاد با انتظارات عمومی از بهبود شرایط آبی در پی بارندگی‌های زمستانه قرار دارد.

    مهر نوشت: این در حالی است که اکنون پنجمین ماه از سال آبی جدید سپری شده، اما میزان بارش‌ها در استان تهران همچنان کمتر از حد نرمال است. طبق آمار رسمی، در مهر و آبان امسال عملاً بارندگی مؤثری در تهران ثبت نشده؛ رخدادی که از نظر کارشناسان در آمارهای اقلیمی کم‌سابقه ارزیابی می‌شود. متوسط بارش سالانه استان تهران حدود ۲۸۰ میلی‌متر است، اما عقب‌ماندگی بارشی امسال تأثیر مستقیم خود را بر منابع سطحی برجای گذاشته است.

    بررسی وضعیت سدهای پنج‌گانه تهران نشان می‌دهد شرایط ذخایر آبی به سطحی نگران‌کننده رسیده است. در حال حاضر، موجودی سد لار به حدود ۱۰ میلیون مترمکعب رسیده که تنها یک درصد پرشدگی این سد را نشان می‌دهد؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۶ درصد کاهش داشته است.

    سد امیرکبیر (کرج) نیز با ذخیره‌ای در حدود ۶ میلیون مترمکعب، تنها سه درصد پرشدگی دارد و کاهش ۸۳ درصدی ذخایر آن نسبت به سال گذشته، زنگ هشدار جدی برای تأمین آب شرب پایتخت محسوب می‌شود.

    مجموع ذخایر سدهای ماملو و لتیان به ۲۳ میلیون مترمکعب رسیده که بیانگر هفت درصد پرشدگی و کاهش ۴۹ درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل است. در این میان، سد طالقان با ۸۸ میلیون مترمکعب ذخیره و ۲۱ درصد پرشدگی، وضعیت نسبتاً بهتری دارد، اما همین سد نیز با کاهش ۵۹ درصدی ذخایر آبی نسبت به سال گذشته مواجه است.

    بر اساس داده‌های تجمیعی، مجموع ذخایر سدهای تهران حدود ۱۷۰ میلیون مترمکعب برآورد می‌شود؛ رقمی که تنها حدود ۹ درصد ظرفیت اسمی سدها را شامل می‌شود و بخشی از آن نیز به دلیل رسوب، عملاً قابل بهره‌برداری نیست. این در حالی است که نسبت به سال گذشته، بیش از ۲۱۰ میلیون مترمکعب عقب‌ماندگی ذخیره آب در سدهای پایتخت ثبت شده است.

    از سوی دیگر، ورودی آب به سدهای تهران در دو ماه اخیر کمتر از ۵۰ درصد متوسط بلندمدت بوده و خروجی سدها در مقیاس کشوری نیز با کاهش قابل توجه همراه شده است؛ به‌طوری‌که طبق آمار رسمی، خروجی آب از سدهای کشور به حدود ۵.۵۸ میلیارد مترمکعب رسیده که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۵ درصد کاهش نشان می‌دهد.

    کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت تداوم این روند، تابستان پیش‌رو می‌تواند یکی از دشوارترین دوره‌ها برای تأمین آب تهران باشد؛ به‌ویژه آنکه پایتخت وارد ششمین سال خشکسالی متوالی شده و حاشیه اطمینان منابع آبی به حداقل رسیده است.

    این وضعیت تنها به تأمین آب شرب محدود نمی‌شود، بلکه کاهش حجم آب سدها، تولید برق نیروگاه‌های برق‌آبی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در شرایطی که برخی سدها به حجم مرده نزدیک شده‌اند، عملاً امکان تولید برق از این نیروگاه‌ها نیز از بین می‌رود؛ موضوعی که می‌تواند فشار مضاعفی بر شبکه برق کشور در ماه‌های گرم سال وارد کند.

    در چنین شرایطی، مسئولان حوزه آب تأکید دارند که در کنار راهکارهای فنی مانند انتقال بین‌حوضه‌ای آب، تکمیل پروژه‌های تصفیه‌خانه و کاهش نشت شبکه، مشارکت عمومی و اصلاح الگوی مصرف نقشی تعیین‌کننده دارد.

    تهران اکنون در آستانه یک آزمون جدی در مدیریت منابع حیاتی خود قرار گرفته است. اگرچه بخش مهمی از بحران، ریشه در تغییرات اقلیمی دارد، اما رفتار مصرفی شهروندان و تصمیم‌گیری به‌موقع مدیران در ماه‌های پیش‌رو مشخص خواهد کرد که پایتخت تابستانی کم‌تنش را تجربه می‌کند یا با یکی از دشوارترین دوره‌های تأمین آب و برق خود روبه‌رو خواهد شد.

     

  • نرخ جدید بنزین سوپر وارداتی اعلام شد

    نرخ جدید بنزین سوپر وارداتی اعلام شد

    به گزارش اقتصادران، محمد نظیفی مدیرعامل بورس انرژی، در مورد عرضه بنزین سوپر وارداتی در بورس انرژی، گفت: قیمتی که جدیداً با عرضه محموله جدید بنزین سوژر وارداتی در بورس کشف شد، بالاتر از قیمتی بود که قبلاً اعلام شده بود.

    به بیان مدیرعامل بورس انرژی ایران، هر لیتر بنزین سوپر وارداتی ۷۲ هزار تومان کشف قیمت شد، در این مرحله ۳۰۰ هزار لیتر بنزین سوپر وارداتی عرضه و معامله صورت گرفت.

    در حال حاضر هر لیتر بنزین سوپر وارداتی ۷۲ هزار تومان است که روی تابلوی بورس انرژی عرضه و اعلام شده است.
    وی در مورد این که آیا باز هم شاهد عرضه بیشتر بنزین سوپر وارداتی خواهیم بود،‌ گفت: امیدواریم که عرضه استمرار داشته باشد.

    نظیفی گفت: در نوبت قبلی که بنزین سوپر وارداتی در بورس انرژی عرضه شد، قیمت هر لیتر آن ۶۵۸۰۰ تومان بود، اما در محموله جدیدی که عرضه شد، هر لیتر بنزین سوپر وارداتی ۷۲ هزار تومان کشف قیمت شد.

  • آینده سیاه در انتظار انرژی ایران؟ / نوشادی: پولی برای توسعه گاز در میادین مشترک نداریم!

    آینده سیاه در انتظار انرژی ایران؟ / نوشادی: پولی برای توسعه گاز در میادین مشترک نداریم!

    به گزارش اقتصادران، رضا نوشادی درباره آینده تجارت گازی ایران باتوجه به تحولات منطقه‌ای  در این حوزه اظهار داشت: بازار گاز بازاری رو به رشد است به طوری که اکنون مصرف اتحادیه اروپا افزایش پیدا کرده و ذخایر گازی اروپا بعنوان مارکتی که به طور غیرمستقیم روی تولید و تجارت گازی ایران تاثیرگذار است؛ امسال نسبت به مدت زمان قبلی خود کاهش یافته است، ضمن اینکه گاز سوخت پاکی است بنابراین مصرف آن همواره رو به تزاید است.

    بازار پرکشش گاز

    وی افزود: مصارف گازی کشورهای همسایه مثل ترکیه و عراق  هم رو به افزایش است حتی تمایل کویت به توسعه میدان آرش و یا سرمایه‌گذاری دیگر کشورها در میادین گازی هم سیگنال‌هایی مبنی بر افزایش مصرف ارسال می‌کند. بنابراین طبیعتا مصرف گاز هم رو به افزایش است نتیجه اینکه در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و طولانی‌مدت بازار گاز برخلاف بقیه سوخت‌های فسیلی جزء کالاهای پرکشش است.

    استراتژی اعمالی ایران در حوزه گاز

    مدیر عامل پیشین شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران با بیان اینکه  ایران تصمیم گرفته در بازار بین‌المللی افول و غروب داشته باشد، گفت:  این غیبت جزء استراتژی اعلامی نیست؛ یک استراتژی اعمالی است، وقتی ما حتی در تابستان هم برای مصارف داخلی  ناترازی گازی داریم و عملا و پروژه‌های حفظ و نگهداشت سقف تولید نیز با توقف مواجه هستند؛ آینده‌ای برای تجارت گازی پیش‌بینی نمی‌شود.

    فشارافزایی در محاق

    وی با بیان اینکه ادامه این روند یک آینده سیاه را در حوزه انرژی برای ما ترسیم می‌کند و اکنون در لبه این آینده سیاه قرار گرفته‌ایم، تصریح کرد: به طوری که سه رئیس‌جمهور پروژه فشارافزایی پارس‌جنوبی (روحانی برای فاز ۱۱، رئیسی همه فازها و پزشکیان نیز همه فازها)  را امضا می‌کنند اما کلنگ هم زمین نخورده و آنچه نیز امضا شده اصلا قرارداد نیست و این یعنی اتفاقی نمی‌افتد، ما در عرصه‌ای که کاری نمی‌کنیم و بذری نمی‌کاریم نباید انتظار برداشت محصول داشته باشیم.

    بن‌بست افزایش تولید

    نوشادی گفت: تحرکات حوزه گازی در کشور ما به این بسنده شده که چند چاه وارد مدار شوند و این برای کشوری که حدود ۹۰۰ میلیون متر مکعب پتانسیل تولید گاز دارد، افزایش تولید محسوب نمی‌شود و نباید به عنوان راهبرد صنعت گاز کشور تلقی شود.

    تقاضا افزایش دارد

    وی با بیان اینکه ما نه در حوزه بهینه‌سازی مصرف و نه در حوزه تولید و صادرات فروغی نداریم، تاکید کرد: برای جذب بازار باید مخلوطی از اقتصاد و سیاست را با هم داشته باشیم به لحاظ اقتصادی ما امکان صادرات داریم، مثلا ۵۰ درصد گاز عراق وارداتی است و تقاضای بیش از این هم دارد. ترکیه نیز  بیش از آنچه درفت می‌کند؛  تقاضا دارد، ما گازی نداریم که صادر کنیم، بنابراین مارکت وجود دارد. پاکستان حاضر است ال‌ان‌جی گران را وارد کند اما گاز ارزان ایران را نخرد زیرا به لحاظ سیاست بین‌الملل دچار محدودیت است.

    محدودیت امریکا برای گاز ایران

    مدیر عامل پیشین شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران ادامه داد: اکنون واردات گاز عراق از ایران با محدودیت اوفک امریکا مواجه شده بنابراین دلیل سیاسی در صادرات گاز بسیار تاثیرگذار است، یا اینکه می‌بینیم ترکیه معافیت می‌گیرد که بتواند برای مدت کوتاهی از ایران واردات داشته باشد، اکنون ترکمنستان اجازه ندارد به ما گاز بدهد ولو برای سواپ به کشورهای عراق و ترکیه؛ یعنی خودشان با ترکمنستان توافق می‌کنند که گاز را از این کشور بخرند و فقط از ایران عبور کند یعنی اجازه ندارند که با ایران واردات قرارداد شوند، بعبارت دیگر روز به روز امریکا این حلقه را تنگ‌تر می‌کند و لحظه به لحظه به لحاظ سیاسی شرایط سخت‌تر می‌شود.

    وی خاطرنشان کرد: به لحاظ دلایل سیاسی افق روشن نیست، امریکا افق تاریکی را طراحی و اجرا می‌کند و روز به روز این محدودیت‌ها را سخت‌تر می‌کند، تقاضا وجود دارد اما اگر بتوانیم میدان را توسعه داده و مصرف را نیز بهینه‌سازی کنیم همچنان امکان صادرات گاز وجود ندارد.

    نوشادی بیان کرد: ما اصولا اقدامی نمی‌کنیم که بگوییم چشم‌انداز صادرات گاز ایران مثبت است یا منفی. مثلا چند سال است که بر سر میدان آرش بحث است و یا بیش از ۱۰ سال است که موضوع میدان فرزاد مطرح است اما اقدام فراگیر در مورد این میادین نداشته‌ایم.

    پولی برای توسعه نداریم

    وی با بیان اینکه پولی برای توسعه نداریم و افق روشنی دیده نمی‌شود، افزود: برای طرحی که در یک فاز ۴ تا ۵ میلیارد دلار هزینه داشته و طی ۴ تا ۵ سال اجرایی می‌شود، باید در یک سال یک میلیارد دلار گردش مالی داشته باشیم، اما نداریم و اکنون توسعه گاز در میادین مشترک متوقف شده و در کمای عجیبی قرار دارد. دلیل هم مشخص است؛ هزینه  استخراج، تولید و توسعه هر متر مکعب گاز ۵ سنت (۷ تا ۸ هزار تومان) است، ما این گاز را با نرخ ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومان در اختیار بخش خانگی قرار می‌دهیم، کدام بیزینس محصول را ارزان‌تر از قیمت تمام‌شده می‌فروشد؟ گاز در مخزن انفال است و باید در اختیار مردم قرار گیرد اما هزینه تولید باید دریافت شود.

  • محاصره دریایی نفت ایران / تحریم‌های گسترده‌ برای شرکای تجاری ایران در راه است

    محاصره دریایی نفت ایران / تحریم‌های گسترده‌ برای شرکای تجاری ایران در راه است

    به گزارش اقتصادران، آرایش نظامی آمریکا در آب‌های نزدیک به ایران سناریوی محاصره دریایی کشور و تشدید تنگنای اقتصادی برای ایران را در رسانه‌های داخلی و خارجی مطرح کرده است. این گمانه‌زنی‌ها به‌ویژه از آنجا تقویت شد که آمریکا به‌تازگی اعلام کرده است هند می‌تواند به جای ایران نفت ونزوئلا را خریداری کند.

    از آن سو آمریکا همین ایده را برای چین اعلام کرده و درباره تحریم‌های گسترده‌تر برای شرکای تجاری ایران هشدار داده است.

    محاصره دریایی ایران؟

    آرایش نظامی آمریکا در آب‌های نزدیک ایران سناریوهای متعددی را مطرح کرده است که یکی از مهم‌ترین این سناریوها محاصره دریایی ایران و توقیف نفتکش‌های ایرانی با هدف توقف صادرات نفت است. سناریویی که گفته می‌شود با هدف تشدید فشار اقتصادی بر کشور طراحی شده است و اهرم فشار آمریکا برای تحمیل خواسته‌های خود را پرزورتر کند. حالا این گزینه مطرح می‌شود که آیا ایران تجربه فشار اقتصادی بر عراق در دهه ۹۰ میلادی را تجربه می‌کند؟ طرح موسوم به نفت در برابر غذا که در دوران صدام رخ داد یا دونالد ترامپ، سناریویی مشابه نفت ونزوئلا را برای نفت ایران در نظر دارد؟

    سناریوی فشار اقتصادی با محاصره دریایی آنجا تقویت می‌شود که چندی پیش دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا تهدید کرد هر کشوری که با ایران مراوده تجاری داشته باشد، مشمول تعرفه ۲۵درصدی می‌شود.

    گذشته از این، رئیس‌جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ در جدیدترین اظهاراتش گفته است هند نه نفت ایران، بلکه نفت ونزوئلا را خریداری خواهد کرد. او این اظهارات را شنبه در هواپیمای ریاست‌جمهوری آمریکا حین سفر از واشنگتن به اقامتگاه تفریحی‌اش در فلوریدا در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت و افزود توافق در این زمینه انجام شده است. ترامپ همچنین گفت چین هم می‌تواند با آمریکا به توافقی برای خرید نفت ونزوئلا دست پیدا کند.

    رویترز یک روز قبل از این اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا به نقل از سه منبع آگاه گزارش کرد ایالات متحده به دهلی اطلاع داده به‌زودی می‌تواند خرید نفت ونزوئلا را از سر بگیرد تا به جایگزینی واردات نفت از روسیه کمک کند.

    قبل از تحولات اخیر در ونزوئلا، هند در برابر فشارهای واشنگتن برای متوقف‌کردن خرید نفت روسیه می‌گفت که اگر اجازه نداشته باشد نفت را از کشورهایی مثل ایران و ونزوئلا که تحت تحریم هستند بخرد، عملا جایگزینی برای نفت روسیه ندارد. با آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ که به اعمال تحریم‌های غرب و کاهش قیمت نفت روسیه انجامید، هند به یکی از خریداران عمده نفت مسکو تبدیل شد.

    ترامپ در ماه آگوست برای تحت فشار قراردادن دهلی نو، تعرفه واردات کالاهای هندی را به ۵۰ درصد افزایش داد و اوایل این ماه تهدید کرد اگر هند خرید نفت روسیه را کاهش ندهد، این نرخ ممکن است بار دیگر افزایش یابد. ترامپ همچنین در مارس ۲۰۲۵ تعرفه ۲۵درصدی بر کشورهایی که نفت ونزوئلا را خریداری می‌کنند، اعمال کرد؛ اما بعد از حمله نظامی اخیر آمریکا به ونزوئلا و سرنگونی دولت مادورو بخشی از تحریم‌های کاراکاس را لغو کرد تا فروش نفت خام ونزوئلا توسط شرکت‌های آمریکایی تسهیل شود.

    اگر ترامپ تهدید خود را عملی کند و علاوه بر هند، بخواهد بازار نفت ایران در چین را با نفت ونزوئلا جایگزین کند، شرایط دشوارتری برای نفت ایران پدید می‌آید؛ چراکه در حال حاضر بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران چین است.

    گذشته از این نگرانی‌های دیگری برای تشدید فشار اقتصادی از سوی آمریکا به ایران وجود دارد. برخی کارشناسان می‌گویند: «هند پیش از این هم به عنوان خریدار و هم به عنوان واسطه در معاملات نفتی ایران نقش داشته است، اما گنجاندن نام شرکت‌های عمانی و اماراتی در فهرست تحریم‌های آمریکا تا حد زیادی تعجب‌برانگیز است».

    آمریکا پس از اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد کشتی‌ها و شرکت‌های تحریم‌شده که به‌طور مستقیم در انتقال نفت خام و فرآورده‌های نفتی ایران به بازارهای خارجی دخیل بوده‌اند، یا مالکان و اپراتورهای این کشتی‌ها که در تسهیل فروش این محصولات و انتقال صدها میلیون دلار نفت ایران نقش داشته‌اند، مشمول تحریم می‌شوند. بر اساس این بیانیه، شرکت‌های تحریم‌شده در کشورهایی نظیر هند، عمان و امارات متحده عربی مستقر هستند.

    تشدید فشار بر شرکای نفتی ایران

    در همین زمینه حمیدرضا صالحی، کارشناس حوزه انرژی، به اقتصادنیوز گفته است: «هند پیش از این، هم به عنوان خریدار و هم به عنوان واسطه در معاملات نفتی ایران نقش داشته است. اما گنجاندن نام کشتی‌ها و شرکت‌های تحریم‌شده عمانی و اماراتی در این فهرست تا حد زیادی تعجب‌برانگیز است».

    به گفته صالحی، افزایش سخت‌گیرانه چنین رویکردی می‌تواند فشارهای بیشتری به شبکه‌های تجاری و نفتی ایران وارد کرده و مسیرهای دورزدن تحریم‌ها را پیچیده‌تر کند.

    او در ادامه تأکید می‌کند: «واقعیت این است که صادرات نفت ایران، عمدتا از طریق واسطه‌ها وتراستی‌ها انجام می‌شده و مستقیم نبوده است. با توجه به تحریم‌های جدید آمریکا می‌توان گفت به احتمال زیاد بخشی از این واسطه‌گری از طریق سه کشور (هند، امارات و عمان) انجام می‌شده که اکنون در لیست تحریم‌ها قرار گرفته‌اند.

    از سوی دیگر، به‌جز چین که همچنان خریدار عمده و مستقیم نفت ایران است، هند نیز در مقاطع مختلف مجوزهایی برای خرید نفت از آمریکا دریافت کرده بود. اما به نظر می‌رسد اکنون شرایط به‌گونه‌ای سخت‌تر شده است که احتمالا میزان خرید این کشورها از ایران به حداقل ممکن رسیده است. این تغییرات می‌تواند فشار بیشتری بر صادرات نفت ایران وارد کند و مسیر جدیدی را برای مذاکرات و تعاملات اقتصادی در پیش گیرد و این امکان وجود دارد که باعث ایجاد اختلال در زنجیره تأمین نفت ایران از طریق واسطه‌ها و شرکت‌های ثالث شود».

    به گفته این کارشناس: «در این شرایط، ایران با چالش‌های جدی‌تری در زمینه حفظ و گسترش صادرات نفت خود مواجه خواهد شد و ممکن است مجبور به پیداکردن مسیرهای جدید و پیچیده‌تری برای دورزدن تحریم‌ها باشد. از سوی دیگر، این نکته را باید در نظر گرفت که با توجه به کاهش صادرات نفت ونزوئلا در صورت اجرای تحریم‌های جدید از سوی آمریکا علیه ایران، شاهد افزایش قابل توجه قیمت نفت در بازار جهانی خواهیم بود».

    این نگرانی‌ها آنجا تشدید می‌شود که احتمال محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا مطرح می‌شود؛ محاصره‌ای که می‌تواند خروج نفتکش‌های ایرانی را از مبدأ از سوی آمریکا دچار مشکل کند. این گمانه‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که دیروز ایرنا به نقل از آناتولی نوشت مقامات مالزی اعلام کرده‌اند این کشور دو نفتکش را به ظن انتقال نزدیک به ۱۳۰ میلیون دلار نفت خام به شکل کشتی به کشتی در سواحل جزیره پنانگ توقیف کرده‌اند.

    خبرگزاری برناما مالزی اعلام کرد مقامات پس از دریافت گزارش درباره توقیف دو کشتی در ۲۴ مایل دریایی شمال غرب جزیره پنانگ لنگر، این نفتکش‌ها را مورد بازرسی قرار دادند.

    مقامات مالزی اعلام کردند که این دو نفتکش هنگام بازرسی به یکدیگر متصل و مظنون به انجام فعالیت‌های انتقال نفت به صورت کشتی به کشتی بودند. محمد صوفی محمد رملی، مدیر بخش دریایی جزیره پنانگ معتقد است این دو کشتی فعالیت‌های انتقال نفت خام را با مشارکت ۵۳ خدمه شامل اتباع چینی، میانماری، ایرانی، پاکستانی و هندی انجام داده‌اند. او در بیانیه‌ای اعلام کرد: ارزش نفت خام توقیف‌شده بیش از ۵۱۲ میلیون رینگیت مالزی (حدود ۱۲۹.۸ میلیون دلار) است، در حالی که ارزش هر دو نفتکش ۷۱۸ میلیون رینگیت مالزی (۱۸۲.۱ میلیون دلار) است.

    این مقام توضیح داد کاپیتان‌های کشتی‌ها بازداشت و به مأموران پلیس تحویل داده شدند. این پرونده تحت بررسی قرار دارد. تاکنون هیچ اطلاعاتی در مورد هویت این نفتکش‌ها یا مبدأ آن‌ها ارائه نشده است. همچنین در ماه‌های اخیر تحریم‌های سخت‌گیرانه علیه برخی واسطه‌های فروش نفت ایران اعمال شده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در روز ۱۲ بهمن امسال نام بابک زنجانی را در فهرست تحریم‌های واشنگتن قرار داد.

    همچنین در تیرماه امسال بلومبرگ خبر داد اتحادیه اروپا حسین شمخانی، تاجر نفت را تحریم کرده است. همچنین شرکت‌های او به نام‌های «گروه آدمیرال» و «میلاووس گروپ ال‌تی‌دی» (Milavous Group Ltd) که در دوبی مستقر هستند را نیز تحت تحریم قرار داده است. دلیل این تحریم از سوی اتحادیه اروپا نقش او در تجارت نفت روسیه و ناوگان در سایه این کشور خوانده شد.

    حالا آرایش نظامی آمریکا در آب‌های نزدیک ایران سناریوی محاصره نفتی کشور و پیچیده‌ترشدن صادرات نفت را مطرح کرده است. هرچند برخی این اقدام ترامپ را در راستای فشار برای مذاکره و تسلیم ایران می‌دانند و احتمال جنگ نظامی را دور از ذهن می‌خوانند اما برخی دیگر از کارشناسان معتقد هستند که ترامپ دست خالی برنمی‌گردد.

    علی بیگدلی، استاد روابط بین‌الملل، به ایلنا گفته است: «وقتی وزیر امور خارجه ما می‌گوید هیچ اتفاقی نمی‌افتد، نشان می‌دهد هیچ‌کسی نمی‌داند قرار است چه اتفاقی رخ دهد. باید با درک این حجم از احتمال وقوع، این اتفاق را در نظر گرفت اما طرف دیگر قضیه این است که با ورود این حجم از تسلیحات آمریکا به منطقه و احتمال اقدامات اسرائیل، نباید انتظار داشت که آن‌ها دست خالی به آمریکا بازگردند. این نیروهای آمریکایی که برای گردش نیامدند. می‌خواهند کاری کنند که ما نمی‌دانیم. گفته‌های ترامپ هم چندان قابل اعتماد نیست. اولتیماتوم‌های او جای نگرانی دارد اما من نگران هستم از این بابت که با این حجم تسلیحات، آمریکا نمی‌تواند دست خالی برگردد و به نظر من احتمالا اقدام خواهد کرد».

    او تأکید می‌کند نباید منتظر اقدام نظامی آمریکا و پاسخ بود و متولیان کشور باید هرچه سریع‌تر مسئله را از طریق دیپلماسی حل کنند. با این حال برخی معتقدند تکرار محاصره دریایی ونزوئلا در ایران دشوار است؛ چراکه ایران برخلاف ونزوئلا نیروی دریایی قدرتمندتری دارد. همچنین ایران و شبکه متحدانش می‌توانند اقداماتی تنبیهی داشته باشند. به طور خاص در تنگه باب‌المندب حوثی‌های یمن آمادگی خود را برای هدف قراردادن ناوهای آمریکایی در صورت تجاوز به ایران و محاصره دریایی این کشور اعلام کرده‌اند.

  • آینده اقتصاد ایران؛ قربانی یارانه پنهان

    آینده اقتصاد ایران؛ قربانی یارانه پنهان

    به گزارش اقتصادران، وقتی از یارانه انرژی صحبت می‌شود، اغلب این تصور شکل می‌گیرد که دولت هرسال ده‌ها‌میلیارد دلار پرداخت نقدی انجام داده؛ گویی پولی از خزانه خارج شده و مستقیما به مصرف‌کننده رسیده است. این تصور اگرچه رایج است اما با واقعیت فاصله دارد. آنچه در آمارهای رسمی و گزارش‌های تحلیلی دیده می‌شود، نه پولی بوده که خرج شده بلکه دلاری است که می‌توانست به دست بیاید اما به دست نیامده است. این همان «یارانه پنهان» است؛ دلاری که خرج نشد اما هزینه‌اش به اقتصاد تحمیل شد. براساس برآوردهای مبتنی‌بر روش شکاف قیمت،

    یارانه پنهان فرآورده‌های نفتی در ایران طی بیش از یک‌دهه به ارقامی رسیده که از بسیاری از متغیرهای بودجه‌ای پیشی می‌گیرد. در برخی سال‌ها این یارانه به بیش از ۵۰‌میلیارد دلار رسیده و حتی در سال‌های اخیر نیز در سطحی نزدیک به ۴۰‌میلیارد دلار باقی مانده است. این ارقام در هیچ سطر بودجه‌ای ثبت نشده‌اند. اثر آنها اما کاملا واقعی است؛ از کاهش درآمدهای بالقوه ارزی گرفته تا تشدید ناترازی در انرژی، بودجه و اقتصاد کلان. یارانه پنهان محصول یک تصمیم ساده اما پرهزینه است: فاصله عمیق میان قیمت داخلی انرژی و قیمت مرجع منطقه‌ای یا جهانی. هر لیتر بنزین، هر لیتر گازوئیل و هر واحد انرژی که با قیمتی پایین‌تر از هزینه فرصت آن مصرف می‌شود، به معنای واگذاری یک منبع کمیاب است؛ واگذاری‌ای که نه شفاف است، نه هدفمند و نه قابل ردیابی. مساله یارانه انرژی، صرفا مساله قیمت یا رفاه کوتاه‌مدت نیست؛ مساله سیگنال سیاستی است که سال‌ها به اقتصاد مخابره شده: انرژی ارزان است، بیشتر مصرف کن. نتیجه این سیگنال امروزه در مصرف افسارگسیخته، نرخ‌های بالای یارانه و بازگشت سوخت‌های پرهزینه‌ای مانند نفت‌کوره دیده می‌شود. این گزارش تلاشی است برای دیدن آنچه دیده نمی‌شود؛ روایت عددهایی که پرداخت نشده‌اند اما آینده اقتصاد را گران کرده‌اند.

    آینده اقتصاد؛ قربانی یارانه پنهان

    یارانه انرژی در ایران نه پولی است که از خزانه پرداخت شده باشد و نه رقمی که در سطرهای بودجه دیده شود بلکه دلاری است که می‌توانست به دست بیاید اما عمدا به دست نیامده است. این معنا وقتی با اعداد واقعی یارانه پنهان کنار هم قرار می‌گیرد، از یک مفهوم انتزاعی به یک واقعیت تکان‌دهنده تبدیل می‌شود. براساس محاسبات انجام‌شده با روش شکاف قیمت، یارانه پنهان فرآورده‌های نفتی در سال۱۳۹۰ حدود ۸/‏‏۳۹‌میلیارد دلار برآورد شده است. این رقم در سال۱۳۹۱ به بیش از ۴/‏‏۵۲‌میلیارد دلار رسید و در سال۱۳۹۲ نیز در سطحی مشابه حدود ۵۲‌میلیارد دلار باقی ماند. به بیان ساده در ابتدای دهه۹۰، هر سال رقمی معادل بیش از ۵۰‌میلیارد دلار از ظرفیت درآمدی انرژی کشور، در داخل با قیمت یارانه‌ای مصرف شد. در میانه دهه، با افت قیمت‌های جهانی و ثبات نسبی نرخ ارز، ارزش دلاری یارانه کاهش یافت. در سال۱۳۹۴ یارانه پنهان به حدود ۵/‏‏۱۲‌میلیارد دلار و در سال۱۳۹۵ به ۷/‏‏۱۱‌میلیارد دلار رسید؛ کمترین سطح ثبت‌شده در کل دوره. این افت اما نه نتیجه اصلاح ساختاری بلکه حاصل تغییر متغیرهای بیرونی بود. از سال۱۳۹۶ به بعد مسیر دوباره تغییر کرد. یارانه پنهان در سال۱۳۹۷ به حدود ۸/‏‏۳۰‌میلیارد دلار افزایش یافت و در سال۱۳۹۸ در سطح ۴/‏‏۳۰‌میلیارد دلار باقی ماند. در سال۱۴۰۰ همزمان با جهش نرخ ارز و تثبیت قیمت داخلی انرژی این رقم به حدود ۸/‏‏۴۱‌میلیارددلار رسید و در سال۱۴۰۱ به اوج تازه‌ای یعنی ۸/‏‏۴۹‌میلیارد دلار افزایش یافت. حتی در سال‌های۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نیز یارانه پنهان همچنان در سطوح بالای ۹/‏‏۴۰ و ۳۹‌میلیارد دلار باقی مانده است. این ارقام نشان می‌دهد یارانه انرژی نه یک استثنا بلکه یک جریان مزمن دلاری در اقتصاد ایران است؛ جریانی که طی بیش از یک دهه ده‌ها‌میلیارد دلار در سال را به مصرف داخلی یارانه‌ای اختصاص داده است. این دلارها خرج نشده‌اند اما هزینه آنها کاملا واقعی است: کاهش درآمدهای بالقوه، تشدید ناترازی‌ها و تداوم الگوی پرمصرف انرژی. دلاری که خرج نشد در واقع دلاری است که می‌توانست آینده را بسازد اما در قیمت‌گذاری امروز سوخت شد.

    ۹۴ درصد، یک عدد خطرناک

    بنزین؛ بلعنده یارانه

    در میان همه فرآورده‌های نفتی، یک نام بیش از بقیه در آمار یارانه پنهان تکرار می‌شود؛ بنزین. داده‌های یارانه انرژی نشان می‌دهد بنزین طی بیش از یک‌دهه به‌تدریج از یک حامل پرمصرف، به بزرگ‌ترین بلعنده یارانه پنهان در اقتصاد ایران تبدیل شده است آن‌هم نه به‌دلیل ضرورت تولید بلکه به‌واسطه قیمت‌گذاری‌ای که مصرف را بی‌هزینه جلوه داده است. در سال۱۳۹۰، یارانه پنهان بنزین حدود ۱/‏‏۷‌میلیارد دلار برآورد شده بود. این رقم در سال۱۳۹۱ تقریبا دو برابر شد و به ۸/‏‏۱۲‌میلیارد دلار رسید و در سال۱۳۹۲ نیز در سطحی مشابه حدود ۱/‏‏۱۳‌میلیارد دلار باقی ماند. به بیان دیگر تنها در سه‌سال ابتدایی دهه۹۰، بنزین سالانه بیش از ۱۰‌میلیارد دلار یارانه پنهان جذب می‌کرد. افت موقت قیمت‌های جهانی و تغییر شرایط ارزی، این رقم را در میانه دهه کاهش داد. در سال۱۳۹۴ یارانه بنزین به حدود ۵/‏‏۱‌میلیارد دلار و در سال۱۳۹۵ به کمتر از یک‌میلیارد دلار رسید. این کاهش اما نه حاصل اصلاح پایدار سیاست قیمت‌گذاری بلکه نتیجه شرایط بیرونی بود؛ وضعیتی که دوام چندانی نداشت. از سال۱۳۹۶ به بعد مسیر دوباره تغییر کرد. یارانه پنهان بنزین در سال۱۳۹۷ به حدود ۷/‏‏۱۰‌میلیارد دلار افزایش یافت و در سال۱۳۹۸ نیز در سطح ۲/‏‏۱۰‌میلیارد دلار باقی ماند. با ورود به دهه۱۴۰۰، جهش اصلی رقم خورد: در سال۱۴۰۰ یارانه بنزین به حدود ۵/‏‏۱۵‌میلیارد دلار رسید و در سال۱۴۰۱ به بیش از ۱/‏‏۲۳‌میلیارد دلار افزایش یافت؛ رقمی که به‌تنهایی نزدیک به نیمی از کل یارانه فرآورده‌های نفتی آن سال را تشکیل می‌داد. در سال‌های۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نیز بنزین همچنان صدرنشین ماند. یارانه بنزین در سال۱۴۰۲ حدود ۴/‏‏۲۰‌میلیارد دلار و در سال۱۴۰۳ حدود ۲/‏‏۲۱‌میلیارد دلار برآورد شده است. این یعنی حتی در شرایطی که مجموع یارانه کمی کاهش یافته، سهم بنزین همچنان سنگین و مسلط باقی مانده است. این ارقام پیام روشنی دارند: بنزین نه‌فقط یک سوخت بلکه کانال اصلی انتقال یارانه پنهان است. هر لیتر بنزین ارزان، مستقیما به افزایش یارانه دلاری منجر می‌شود. وقتی قیمت داخلی فاصله‌ای عمیق با قیمت مرجع دارد، مصرف بیشتر یعنی بلعیدن بیشتر یارانه. بنزین امروز فقط مساله حمل‌ونقل نیست؛ مساله سیاستگذاری است. تا زمانی که بنزین با چنین شکافی از قیمت واقعی عرضه می‌شود، هیچ سیاست کنترلی دیگری از سهمیه‌بندی تا توصیه‌های مصرفی نمی‌تواند جلوی بلعیده‌شدن یارانه را بگیرد.

    گازوئیل؛ ستون یارانه‌ها

    سرانه‌ای بدون قبض

    یارانه انرژی معمولا در قالب یک عدد کلان چند ده‌میلیارد دلاری روایت می‌شود؛ عددی بزرگ اما انتزاعی. وقتی این یارانه به «سرانه» ترجمه می‌شود، تصویر ملموس‌تر و در عین حال گویاتری از ابعاد آن به دست می‌آید. سرانه یارانه انرژی نشان می‌دهد به‌طور متوسط چه میزان یارانه پنهان، در اقتصاد و به نام هر شهروند توزیع شده است؛ بی‌آنکه قبوضی صادر یا پرداختی ثبت شود. براساس برآوردهای انجام‌شده، سرانه یارانه فرآورده‌های نفتی در سال۱۳۹۰ حدود ۵۳۰دلار بوده است. این رقم در سال۱۳۹۱ به ۶۸۹دلار افزایش یافت و در سال۱۳۹۲ نیز در سطح بالای ۶۷۶دلار باقی ماند. به بیان ساده در ابتدای دهه۹۰، اقتصاد ایران به‌طور متوسط برای هر شهروند سالانه بیش از ۶۰۰دلار یارانه پنهان انرژی توزیع می‌کرد.

    در میانه دهه، با کاهش قیمت‌های جهانی و تغییر شرایط ارزی، این سرانه به‌شدت افت کرد. در سال۱۳۹۴ سرانه یارانه به حدود ۱۵۸دلار و در سال۱۳۹۵ به ۱۴۶دلار رسید؛ کمترین ارقام ثبت‌شده در کل دوره. این کاهش اما پایدار نماند و بیش از آنکه نتیجه اصلاح سیاست‌ها باشد، بازتاب شرایط بیرونی بود.

    از سال۱۳۹۶ به بعد، سرانه یارانه دوباره روند صعودی گرفت. این رقم در سال۱۳۹۷ به ۳۷۶دلار و در سال۱۳۹۸ به ۳۶۷دلار رسید. در سال۱۴۰۰ همزمان با جهش نرخ ارز و تثبیت قیمت داخلی انرژی، سرانه یارانه بار دیگر به سطح بالایی بازگشت و به حدود ۴۹۸دلار رسید. در سال۱۴۰۱ این رقم به ۵۸۸دلار افزایش یافت و یکی از بالاترین سطوح تاریخی را ثبت کرد. در سال‌های۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ سرانه یارانه هرچند اندکی کاهش یافت و به‌ترتیب به ۴۷۹ و ۴۵۳دلار رسید اما همچنان فاصله زیادی با سطوح میانه دهه۹۰ دارد. این ارقام نشان می‌دهد یارانه انرژی نه‌تنها در سطح کلان بلکه در مقیاس سرانه نیز سنگین و مداوم بوده است. سرانه‌ای که بدون قبض توزیع می‌شود، الزاما به عدالت منجر نمی‌شود. این یارانه، به‌طور مساوی مصرف نمی‌شود و هرچه مصرف بالاتر باشد، سهم بیشتری از آن نصیب مصرف‌کننده می‌شود. به همین دلیل سرانه یارانه انرژی بیش از آنکه ابزار حمایت اجتماعی باشد، نشانه‌ای از توزیع نابرابر یک هزینه پنهان در اقتصاد است.

    نفت‌کوره، بازگشت پرهزینه

    در سال۱۴۰۱ این رقم اگرچه به حدود ۹/‏‏۰‌میلیارد دلار کاهش یافت اما در سال۱۴۰۳ دوباره به بیش از ۲/‏‏۱‌میلیارد دلار رسید؛ نشانه‌ای از بازگشت پرهزینه این سوخت به چرخه مصرف. نفت‌کوره شاید در مقایسه با بنزین و گازوئیل سهم کوچک‌تری از یارانه پنهان داشته باشد اما هزینه واقعی آن فراتر از ارقام دلاری است. مصرف نفت‌کوره به معنای افزایش آلودگی، کاهش راندمان نیروگاه‌ها و تشدید هزینه‌های زیست‌محیطی است؛ هزینه‌هایی که در محاسبات یارانه پنهان به‌طور کامل منعکس نمی‌شوند. بازگشت نفت‌کوره نشانه‌ای روشن از آن است که بدون اصلاح ساختاری در سیاست انرژی، حتی پرهزینه‌ترین سوخت‌ها نیز دیر یا زود به مدار بازمی‌گردند. نفت‌کوره ارزان شاید برق را روشن نگه دارد اما بهای آن را اقتصاد و محیط‌زیست همزمان می‌پردازند.

    روند نرخ متوسط یارانه انرژی در ایران

    میزان یارانه انرژی برای انواع حامل‌های انرژی در کشور

  • سایه سنگین دلالان بحران و پاسبانان جنگ بر سر نفت

    سایه سنگین دلالان بحران و پاسبانان جنگ بر سر نفت

    به گزارش اقتصادران، درشرایطی‌که روابط ایران و ایالات‌متحده همچنان در وضعیت بی‌ثبات و پرتنش قرار دارد و بازارهای جهانی انرژی نسبت‌به‌هرگونه شوک ژئوپلیتیک‌در خاورمیانه حساس‌ هستند پیشنهاد ترکیه برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن آن‌هم با تمرکز بر همکاری‌های انرژی توجه ناظران منطقه‌ای و بین‌المللی را به‌خود جلب کرده است. این‌ابتکار دیپلماتیک‌را نمی‌توان صرفا یک‌اقدام سیاسی دانست بلکه باید آن را در چارچوب منافع اقتصادی، امنیتی و انرژی‌محور آنکارا تحلیل کرد.

    ترکیه در سال‌های اخیر تلاش کرده تا جایگاه خود را به‌عنوان یک‌بازیگر محوری در معادلات انرژی منطقه تثبیت کند. موقعیت جغرافیایی این‌کشور که آن را به‌گذرگاه طبیعی انتقال انرژی از خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی به‌اروپا تبدیل کرده به‌آنکارا این‌امکان را داده که دیپلماسی انرژی را به‌یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی خود بدل کند. از این‌منظر کاهش تنش میان ایران و آمریکا می‌تواند به‌طور مستقیم بر امنیت عرضه انرژی، ثبات مسیرهای ترانزیتی و حتی قیمت‌ها در بازارهای منطقه‌ای و جهانی اثرگذار باشد.

    ایران باوجود برخورداری از یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز طبیعی و نفت جهان به‌دلیل تحریم‌های گسترده آمریکا و محدودیت‌های مالی و فناورانه نتوانسته نقش متناسبی در بازار جهانی انرژی ایفا کند. هرگونه گشایش محدود در روابط تهران و واشنگتن حتی اگر درقالب همکاری‌های مشخص و فنی در حوزه انرژی باشد می‌تواند زمینه‌ساز بازتعریف جایگاه ایران در زنجیره تامین انرژی منطقه شود. ترکیه از این‌منظر می‌تواند یکی از نخستین ذی‌نفعان چنین تحولی باشد؛ چه به‌عنوان واردکننده انرژی و چه به‌عنوان مسیر انتقال آن به‌اروپا.

    از سوی دیگر آمریکا نیز در سال‌های اخیر نگاه خود به‌امنیت انرژی اروپا و کاهش وابستگی این‌قاره به‌منابع پرریسک را تشدید کرده است. در این‌چارچوب نقش‌آفرینی ترکیه به‌عنوان یک‌میانجی می‌تواند با منافع واشنگتن در ثبات‌بخشی به‌بازار انرژی هم‌راستا شده بدون آنکه الزاما به‌توافقی سیاسی گسترده میان ایران و آمریکا منجر شود.

    با این‌حال مسیر پیش‌روی این‌ابتکار ساده نیست. بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، فشارهای داخلی و منطقه‌ای و رقابت بازیگران دیگر در حوزه انرژی می‌تواند دامنه و اثرگذاری میانجیگری ترکیه را محدود کند. باوجود این نفس طرح چنین پیشنهادی نشان می‌دهد که انرژی همچنان یکی از معدود حوزه‌هایی است که می‌تواند به‌عنوان نقطه تماس حداقلی میان بازیگران متخاصم عمل کند.

    تحلیلگران انرژی براین‌باورند که پیشنهاد ترکیه را می‌توان تلاشی حساب‌شده برای پیوندزدن منافع انرژی با دیپلماسی منطقه‌ای دانست؛ تلاشی که موفقیت یا ناکامی آن نه‌تنها بر روابط ایران و آمریکا بلکه بر آرایش آینده بازار انرژی در منطقه نیز تاثیرگذار خواهد بود.

    محمود خاقانی، کارشناس بین‌المللی انرژی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» در تحلیل پیشنهاد آنکارا برای میانجیگری میان ایران و آمریکا بر پایه همکاری های انرژی با تاکید به‌دلیل حضور عناصر نفوذی و ناکارآمد در آنچه از آن به‌«دولت پنهان» یاد می‌شود ممکن است پیش از جدی‌شدن این‌پیشنهاد کارشکنی کنند، اظهارداشت که درطرح این‌پیشنهاد به‌نظر می‌رسد که اهمیت جایگاه ژئوپلیتیکی ایران تاحد زیادی نادیده گرفته شده؛ جایگاهی که باوجود طرح آن در سطوح مختلف هنوز به‌طور شفاف برای افکار عمومی تبیین نشده است.

    او با اشاره به‌اینکه ایران از نظر جغرافیای سیاسی در موقعیتی بسیار حساس و راهبردی قرار دارد، گفت: ایران در میان خلیج‌فارس، آسیای‌مرکزی، دریای‌خزر و قفقاز واقع شده و به‌طور کلی حلقه اتصال شرق و غرب یعنی میان آسیا و اروپا محسوب می‌شود. به‌بیان دیگر ایران در یکی از مهم‌ترین کریدورهای ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد.

    وی ادامه داد: افزون بر این ایران از منابع عظیم انرژی و معادن راهبردی ازجمله نفت، گاز و لیتیوم برخوردار بوده به‌گونه‌ای که برآورد می‌شود توان تامین حدود ۲۰‌درصد لیتیوم جهان را داشته باشد؛ موضوعی که امروز در کانون توجه بازیگران بزرگی در سطح بین‌المللی قرار گرفته است.

    خاقانی باتاکیدبر نقش متوازن‌کننده ایران در منطقه بیان کرد: این‌موقعیت ژئوپلیتیکی می‌توانست ایران را به‌عامل تعادل در منطقه و وزنه‌ای موثر میان شرق و غرب تبدیل کند. با این‌حال این‌ظرفیت راهبردی در بسیاری از مقاطع نادیده گرفته شد. هرچند ایران در برخی تحولات منطقه‌ای ازجمله در سوریه با کشورهایی مانند ترکیه اختلاف‌نظرهایی داشت اما تحولات بعدی نشان داد که حذف یا تضعیف نقش ایران نه‌تنها به‌ثبات منطقه منجر نشد بلکه نگرانی‌های امنیتی جدیدی برای همان کشورها ایجاد کرد.او همزمان به‌تحولات سوریه اشاره کرد و گفت: پس از کناررفتن دولت بشار اسد ترکیه به‌سرعت با واقعیت‌های پیچیده‌ای روبه‌رو شد؛ ازجمله حضور اسرائیل در جنوب سوریه، نفوذ کردها در مناطق نفت‌خیز شمال و شمال‌شرق این‌کشور و تلاش برای یکپارچه‌سازی ساختار قدرت در دمشق با حمایت آمریکا. وی ادامه داد: در این‌میان ترکیه، عربستان و دیگر بازیگران منطقه‌ای به‌تدریج دریافتند که ایران خواسته یا ناخواسته نقش یک‌سپر امنیتی در برابر گسترش نفوذ اسرائیل ایفا می‌کرده است. خاقانی با هشدار نسبت‌به ‌پیامدهای تضعیف ایران اظهار کرد: نگرانی اصلی این‌کشورها آن است که درصورت تضعیف یا تجزیه ایران هدف بعدی اسرائیل می‌تواند کل سوریه و حتی بخش‌هایی از عراق و فراتر از آن باشد؛ موضوعی که در برخی نقشه‌های موسوم‌به‌«اسرائیل بزرگ» نیز دیده می‌شود.

    مانعی به‌نام دلالان بحران و پاسبانان جنگ

    این‌کارشناس انرژی بیان کرد: تحولات امروز منطقه نشان می‌دهد که ایران همچون یک‌ترازو عمل می‌کند؛ همان ترازویی که در گذشته با قرارگرفتن وزنه‌ها در دوکفه تعادل ایجاد می‌کرد. اگر سیاست «نه‌شرقی و نه‌غربی» به‌درستی و به‌صورت مستمر دنبال می‌شد ایران می‌توانست این‌نقش تعادلی را به‌خوبی ایفا کند.

  • قطعی اینترنت ایران، آمارهای جهانی نفت را بهم ریخت!

    قطعی اینترنت ایران، آمارهای جهانی نفت را بهم ریخت!

    به گزارش اقتصادران، وال استریت ژورنال در بخشی از گزارش اخیر خود در مورد ایران عنوان کرد که قطع اینترنت که در سراسر ایران اعمال شد، باعث شد سازمان کشور‌های صادرکننده نفت اوپک دید بسیار محدودی نسبت به وضعیت فعلی بخش نفت ایران داشته باشد و این موضوع تلاش‌ها برای پایش سطح تولید و حفظ ثبات بازار را پیچیده کرده است. به گفته نمایندگان کشور‌های خلیج فارس در اوپک، کشورهای عربی این سازمان از اختلال جدی در ارتباط با همتایان ایرانی خود خبر داده‌اند.

    این موضوع به دنبال قطعی سراسری اینترنت در ایران از ۱۸ دی ماه رخ داد. آن‌طور که از گزارش وال استریت ژورنال پیداست، قطعی اینترنت موجب بروز اخلال در روند شفافیت ایران در اوپک شده است.

    اخلال در روند اوپک به دلیل قطعی اینترنت در ایران

    تاکنون گزارش‌های متعددی در مورد مشکلاتی که قطعی اینترنت در ایران به وجود آورده، منتشر شده است. با این حال، موضوعی که حائز اهمیت است، اخلال در روند فعالیت اوپک در زمینه پایش سطح تولید و حفظ ثبات بازار است.

    یعنی نه‌تنها قطعی اینترنت موجب بی‌خبری بسیاری از مردم، آسیب به کسب‌وکارها، تعطیلی آنها، تعدیل نیرو و… شد، بلکه منجر به سازمان کشورهای صادرکننده نفت اوپک نیز نتواند به سیاق گذشته به تلاش‌های خود برای پایش سطح تولید و حفظ ثبات بازار نفت ادامه دهد.

    سازمان کشورهای صادرکننده نفت اوپک به عنوان یک کارتل نفتی، همواره دغدغه حفظ ثبات بازار نفت به نفع خود را داشته است. پس از بروز شوک‌های نفتی و آسیب به اقتصاد کشورهای نفتی، این سازمان حفظ قیمت نفت را یکی از مهم‌ترین اهداف خود می‌داند. طوری که در سال‌های گذشته سیاست‌های در راستای افزایش عرضه یا کاهش عرضه پیاده کرده است تا از افزایش یا کاهش بی‌رویه نفت با مازاد عرضه یا کم کردن آن جلوگیری کند.

    با این حال در شرایطی که بازار نفت از مازاد عرضه رنج می‌برد و کشورهای نفتی در تلاش هستند که ثبات بازار را تا حدی حفظ کنند، یکی از کشورهای عضو اوپک به ناگهان داوطلبانه ارتباط خود با جهان را قطع می‌کند. همین موضوع منجر به این می‌شود که اوپک نتواند برآورد دقیقی از وضعیت تولید و صادرات نفت ایران داشته باشد تا با توجه به وضعیت ایران و دیگر کشورهای عضو، سیاست‌هایی در راستای حفظ بازار اتخاذ کند.

    ناشفاف‌ترشدن آمارها در مورد بخش نفت ایران

    با توجه به این که اوپک نیز در زمان قطعی اینترنت نتوانست به داده‌های دقیق میزان تولید و صادرات نفت ایران دست پیدا کند، روند غیرشفاف‌بودن بخش نفت ایران شدت گرفته است.

    با توجه به وضعیت تحریمی کشور، ایران تصمیم گرفته است که هیچ‌گونه آماری در مورد میزان صادرات نفت، مشتریان نفتی، قیمت نفت و …. منتشر نکند. این تصمیم به بهانه سواستفاده‌های دشمن اتخاذ شده است.

    با توجه به اتخاذ این تصمیم، بسیاری از سازمان‌های داخلی نیز آماری از وضعیت بخش نفت ایران ندارند و نمی‌توانند تصمیم درستی با توجه به درآمدهای این بخش بگیرند. ایران اکنون مهم‌ترین درآمدهای خود را از صادرات نفت به دست می‌آورد، اما به بهانه تحریم هیچ‌گونه اطلاعات دقیقی از میزان درآمد نفتی و چگونگی استفاده آن در دست نیست.

    حال وقتی اوپک نیز با اختلال در دستیابی به آمار نفتی مواجه شود، این موضوع نه‌تنها به اقتصاد کشور آسیب می‌زند، بلکه کل کشورهای صادرکننده نفت عضو اوپک را نیز در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد. با این حال همچنان مشخص نیست که اخلال گزارش‌شده چقدر جدی است.