دسته: اقتصاد کلان

  • بازارهای آمریکا؛ خسته‌تر از ترامپ!

    بازارهای آمریکا؛ خسته‌تر از ترامپ!

    به گزارش اقتصادران، داوجونز با افت ۴۵۰واحدی بسته شد و اس‌اندپی۵۰۰ نیز ۱.۷ درصد کاهش یافت، نزدک که تمرکزش بر شرکت‌های فناوری است ۲.۳ درصد سقوط کرد و وارد محدوده اصلاح شد؛ محدوده‌ای که زمانی رخ می‌دهد که یک شاخص دست‌کم ۱۰ درصد پایین‌تر از آخرین اوج خود قرار بگیرد.

    جهش نفت و بنزین در آمریکا

    از زمان آغاز درگیری، قیمت نفت جهش کرده و به سطوحی رسیده است که از دوره بالا رفتن قیمت‌های جهانی نفت پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ دیده نشده بود. در پایان معاملات پنجشنبه، نفت برنت شاخص جهانی حدود ۱۰۷ دلار برای هر بشکه بود و نفت خام آمریکا به ۹۳ دلار رسید. طبق داده‌های انجمن خودروی آمریکا، میانگین قیمت بنزین در جایگاه‌ها در آمریکا به ۳.۹۸ دلار برای هر گالن رسید.

    سیگنال‌های متناقض ترامپ و اثر آن بر بازارها

    بازارها از ترامپ خسته‌تر شده‌اند، چون او همچنان تصویری بسیار متناقض از وضعیت آمریکا در مذاکرات با ایران ارائه می‌کند. سهام صبح پنجشنبه پس از آن افت کرد که ترامپ در شبکه اجتماعی به مذاکره‌کنندگان ایرانی هشدار داد بهتر است جدی شوند، قبل از آنکه خیلی دیر شود، اما بعدتر در همان صبح، ترامپ گفت گفتگوهای بسیار جدی با ایران در جریان است و ایران اجازه داده است ۱۰ نفتکش از تنگه هرمز که مسدود شده است، عبور کنند. ترامپ گفت این عبور در بحبوحه جنگ یک هدیه از طرف ایران به آمریکا بوده است.

  • تنگه هرمز؛ تعیین‌کننده قیمت نان در جهان!

    تنگه هرمز؛ تعیین‌کننده قیمت نان در جهان!

    به گزارش اقتصادران، عبور یک‌سوم تجارت جهانی اوره از گلوگاه استراتژیک هرمز، اکنون به پاشنه آشیل امنیت غذایی تبدیل شده است که با جهش ۵۰ درصدی قیمت این نهاده حیاتی و اختلال در زنجیره تأمین گاز، جهان با واقعیتی تلخ روبروست و آن پیوند ناگسستنی قیمت نان با پایداری تنگه‌های راهبردی و مشتقات گاز طبیعی که می‌تواند ثبات ملی کشورهای منطقه و حتی اروپا را تحت‌الشعاع قرار داده است.

    بحران اخیر نهاده‌های کشاورزی ثابت کرد که امنیت غذایی، خاکریزی فراتر از مرزهای جغرافیایی دارد به طوری که وابستگی شدید محصولات استراتژیک مانند گندم و برنج به مشتقات گاز طبیعی و مسیرهای ترانزیتی انرژی، «اوره» را از یک کالای کشاورزی به یک ابزار قدرت سیاسی تبدیل کرده است.

    گزارش رویترز از اختلال در زنجیره تأمین مواد غذایی

    رویترز در گزارش اخیر خود اعلام کرد که حدود یک‌سوم تجارت جهانی «اوره» که یکی از مهم‌ترین نهاده‌های کود است از تنگه هرمز عبور می‌کند، و قیمت آن اکنون حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است و علاوه بر آن، اختلال در صادرات گاز طبیعی مایع و سایر مواد شیمیایی مرتبط، زنجیره تأمین کشاورزی را تحت فشار قرار داده است.

    رویترز درادامه اعلام کرد : کشورهایی مانند هند و استرالیا که به شدت به واردات کود و انرژی از این مسیر وابسته‌اند، با افزایش شدید هزینه‌ها مواجه شده‌اند. در استرالیا، قیمت اوره در برخی موارد به بیش از ۱۱۰۰ دلار در تن رسیده است که این وضعیت کشاورزان را با انتخاب‌های دشوار مواجه می‌کند و آن‌ها یا باید مصرف کود را کاهش دهند که به افت تولید منجر می‌شود، یا به سمت کشت محصولات کم‌نیازتر به کود حرکت کنند اما در سطح کلان، دولت‌ها ممکن است که برای کنترل بازار، صادرات مواد غذایی را محدود کنند؛ اقدامی که پیش‌تر در بحران‌های مشابه نیز دیده شده است.

    زنگ خطر تورم مواد غذایی به صدا درآمد!

    گزارش رویترز نشان داد که افزایش قیمت اوره فراتر از یک نوسان ساده در بازار نهاده‌های کشاورزی است؛ چراکه به طور مستقیم در افزایش تورم مواد غذایی اثرگذار است و از آنجایی که حدود یک‌سوم تجارت جهانی اوره از تنگه هرمز عبور می‌کند هرگونه تنش در این منطقه یا اختلال در صادرات گاز طبیعی به عنوان ماده اولیه اصلی تولید اوره، زنجیره تأمین را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد.

    اما از آنجایی که کود اوره پرمصرف‌ترین کود نیتروژنه در جهان است و افزایش قیمت آن مستقیماً هزینه تمام‌شده محصولات استراتژیک مانند گندم، ذرت و برنج را بالا می‌برد همچنین زمانی که کشاورزان توان خرید کود را نداشته باشند، یا مصرف را کاهش می‌دهد که به افت تناژ تولید منجر می شود و یا به سمت کشت محصولات کم‌بازده‌تر می‌روند که هر دو حالت منجر به کاهش عرضه جهانی و جهش قیمت‌ها می‌شود.

    تجربه سریلانکا دوباره تکرار می شود؟

    تجربه سریلانکا و سقوط  نشان داد که حذف یا کمبود ناگهانی کود شیمیایی به سقوط تولید کشاورزی و به تبع آن، بحران‌های سیاسی و ناآرامی‌های اجتماعی منجر می شود و دراین میان بیشترین آسیب را به اقشار کم‌درآمد در کشورهای در حال توسعه وارد می‌کند.

    بحران اوره تنها یک چالش بخش کشاورزی نیست، بلکه یک بحران امنیت ملی است که ادامه جنگ‌ها، اختلال در مسیرهای ترانزیتی انرژی و وابستگی شدید زنجیره غذا به مشتقات گاز طبیعی، جهان را در وضعیتی قرار می دهد که قیمت کالاها بیش از هر زمان دیگری به قیمت گاز و پایداری تنگه‌های راهبردی وابسته می شود.

  • سونامی بیکاری در پساجنگ

    سونامی بیکاری در پساجنگ

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در حالی به سال ۱۴۰۵ وارد شده که مجموعه‌ای از تحولات سیاسی و اقتصادی، چشم‌انداز پیش‌روی آن را با ابهام‌های جدی روبه‌رو کرده است. تشدید تحریم‌ها، فعال شدن مکانیسم ماشه، آسیب‌های ناشی از جنگ دوازده‌روزه و فشارهای فزاینده بر تولید و منابع مالی کشور، پرسش‌های مهمی درباره مسیر اقتصاد در سال آینده ایجاد کرده است؛ از چگونگی بازسازی خسارت‌های اقتصادی گرفته تا آینده تورم، رشد اقتصادی و وضعیت بازار کار.

    در چنین شرایطی، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ با چه چالش‌هایی مواجه خواهد شد و چه سناریوهایی می‌تواند پیش روی سیاست‌گذاران قرار گیرد.

    دکتر محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان، به بررسی این موضوعات پرداخته و ضمن ترسیم سناریوهای مختلف پیش‌روی اقتصاد کشور، به مهم‌ترین الزامات بازسازی اقتصاد پس از جنگ و ضرورت بازنگری در سازوکارهای حاکمیت اقتصادی اشاره کرده است.

    ****

    *آقای دکتر بهکیش! شاخص‌های اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ در وضعیت خوبی قرار نداشت، به ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، فعال شدن مکانیسم ماشه و تشدید تحریم‌ها. با توجه به وقوع جنگ در ماه‌ پایانی سال ۱۴۰۴ و گستره این جنگ، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ با چه تصویری روبرو خواهد بود؟ مهمترین چالش اقتصاد کشور در سال ۱۴۰۵ چه خواهد بود و چه مشکلاتی بیشتر خود را نشان خواهد داد؟

    به نظر من مهم‌ترین چالش در شرایط کنونی، که متأسفانه به سال نو نیز کشیده شد، پایان جنگ است. جنگ پدیده‌ای بسیار مخرب است؛ امکانات دو طرف را از بین می‌برد و هزینه‌های بسیار بالای انسانی، زیرساختی و مالی به همراه دارد. بنابراین هر روز باید به این فکر کرد که جنگ چگونه می‌تواند پایان یابد. اگر به‌صورت تاریخی نگاه کنیم، جنگ‌ها معمولاً به دو شکل پایان پیدا می‌کنند: یا با مصالحه یا با تخریب و نابودی یکی از طرفین مخاصمه. امیدوارم جنگ اخیر نیز با مصالحه پایان یابد.

    بازسازی اقتصاد در پساجنگ بسیار پیچیده خواهد بود زیرا…

    با پایان جنگ، که به هر ترتیب در حوزه تصمیم‌گیری سیاستمداران و نظامیان قرار دارد، اقتصاد با چالش‌های بسیار جدی مواجه خواهد شد. نخستین چالش، بازسازی خرابی‌هاست؛ اعم از زیرساخت‌ها و نیروی انسانی. بازسازی و ترمیم زیرساخت‌ها و نیروی انسانی و بازگرداندن آن‌ها به چرخه فعالیت نیازمند منابع مالی و نیروی متخصص است. در شرایط کنونی، دسترسی ما به منابع مالی خارجی محدود است و منابع داخلی نیز بسیار محدود هستند؛ بنابراین بازسازی اقتصاد به امری بسیار پیچیده تبدیل می‌شود.

    در این شرایط می‌توان دو سناریو را تصور کرد. اگر پایان جنگ و مصالحه به‌گونه‌ای باشد که مسیر دسترسی به بازارهای خارجی و ارتباط با کشورهای دیگر، به‌ویژه کشورهای غربی، باز شود، در آن صورت امکان دسترسی به منابع مالی فراهم خواهد شد و می‌توان از کمک‌های بین‌المللی برای بازسازی اقتصاد استفاده کرد و اقتصاد را به سمت توسعه حرکت داد.

    در چه شرایطی روند بازسازی اقتصاد ایران آسان‌تر خواهد شد؟

    اما اگر مسیر دسترسی به بازارهای بین‌المللی همچنان مسدود بماند و شرایط حتی بدتر از سال ۱۴۰۴ شود ــ برای مثال جزیره خارک صدمه جدی ببیند، صادرات نفت با مشکل جدی مواجه شود یا تحریم‌ها تشدید شود، یا حتی توافق‌هایی میان قدرت‌های بزرگ شکل بگیرد که مانع خرید نفت ایران شود ــ در این صورت سال ۱۴۰۵ سالی بسیار دشوار و پیچیده برای اقتصاد ایران خواهد بود.

    در چنین وضعیتی، اقتصاد از یک سو با خرابی‌های ناشی از جنگ روبه‌روست و از سوی دیگر نیروی انسانی آسیب‌دیده از نظر روانی و جسمی نمی‌تواند به‌سرعت وارد یک فرآیند بازسازی مؤثر شود؛ به‌ویژه در شرایطی که دسترسی به منابع مالی نیز محدود باشد.

    در چنین سناریویی ناگزیر خواهیم بود سیاست‌های بسیار سخت‌گیرانه‌ای را اجرا کنیم تا بتوانیم از منابع محدود حداکثر استفاده را ببریم. در عین حال باید تمام تلاش‌ها بر باز کردن مسیر ارتباط با بازارهای خارجی متمرکز شود. اگر چنین ارتباطی برقرار شود، روند بازسازی اقتصاد آسان‌تر خواهد شد و می‌توان بازسازی را همراه با رشد اقتصادی پیش برد.

    بنگاه های تولیدی تحت تاثیر آسیب های جنگ توان پرداخت مالیات را ندارند

    *شرایط تورمی کشور در سال ۱۴۰۵ را چه طور می‌بینید؟ فکر می‌کنید رکود تورمی که در آن به سر می‌بریم سال آینده چه طور خواهد بود؟

    اگر سناریوی نخست رخ دهد و مسیر ارتباط با بازارهای خارجی باز شود، تورم تا حدی کنترل خواهد شد. در چنین شرایطی با ورود منابع خارجی و امکان فروش آسان‌تر نفت، صادرات نفت به تدریج به جریان خواهد افتاد، کسری بودجه کاهش می‌یابد و در نتیجه تورم نیز به‌تدریج روند کاهشی پیدا می‌کند. تأکید می‌کنم که این کاهش به‌صورت تدریجی خواهد بود.

    اما اگر سناریوی دوم اتفاق بیفتد و بازارها همچنان بسته بمانند و فروش نفت با مشکلات جدی یا حتی شدیدتر مواجه شود، دولت برای اداره حداقل‌های اقتصاد ناگزیر خواهد بود کسری بودجه خود را افزایش دهد. در چنین شرایطی دریافت مالیات نیز دشوار خواهد بود، زیرا واحدهای تولیدی در اثر جنگ آسیب‌های زیادی دیده‌اند و احتمالاً در ادامه نیز با مشکلات بیشتری مواجه خواهند شد. این واحدها در سال پیش رو توان پرداخت مالیات نخواهند داشت و حتی برای بازسازی خود به منابع مالی نیاز دارند.

    از سوی دیگر بخش بزرگی از واحدهای تولیدی کشور در اختیار دولت است و بازسازی آن‌ها نیز به منابع دولتی نیاز دارد. تأمین این منابع در شرایط محدودیت مالی بسیار دشوار خواهد بود و احتمالاً تنها از طریق افزایش پایه پولی یا استقراض از بانک‌ها و بانک مرکزی امکان‌پذیر می‌شود. در چنین شرایطی، به نظر من نرخ تورم افزایش خواهد یافت، رشد اقتصادی منفی باقی می‌ماند و اقتصاد با فشار و تنگنای بسیار شدیدی روبه‌رو خواهد شد.

    به محض پایان جنگ با حجم بزرگی از بیکاری مواجه خواهیم شد

    *در دو سناریوی ادامه جنگ و آتش‌بس فکر می‌کنید مهمترین اقدامی که باید در حوزه اقتصاد انجام شود چیست؟

    فرض من این است که جنگ در نهایت به پایان می‌رسد. اگر جنگ ادامه داشته باشد، اقتصاد عملاً به اقتصاد جنگی تبدیل می‌شود. در اقتصاد جنگی همه امور در شرایط اضطراری اداره می‌شود و در چنین شرایطی نقش اقتصاددانان چندان پررنگ نیست، زیرا اولویت اصلی تأمین کالاهای اساسی مردم با منابع محدود است؛ چرا که بخش عمده منابع کشور صرف جنگ می‌شود.

    به همین دلیل امیدوارم جنگ طولانی نشود. اگر این جنگ چند ماه ادامه پیدا کند، منابع کشور را به‌شدت تحلیل خواهد برد. علاوه بر خرابی‌های گسترده، بخش بزرگی از منابع کشور به سمت تأمین تجهیزات و امکانات جنگی هدایت می‌شود و در نتیجه منابعی برای اقتصاد باقی نمی‌ماند؛ مگر در حد تأمین کالاهای اساسی.

    در چنین شرایطی بیکاری بسیار گسترده خواهد شد. حتی اکنون نیز در آستانه عید شاهد آن هستیم که بسیاری از واحدهای تولیدی اقدام به تعدیل نیرو کرده‌اند. طبیعی است که در دوره جنگ بسیاری از این نیروهای بیکار در خانه می‌مانند، اما به محض پایان جنگ با حجم بزرگی از بیکاری مواجه خواهیم شد. جذب این نیروها تنها زمانی ممکن است که اقتصاد دوباره به حرکت درآید و فرصت‌های شغلی ایجاد شود.

    اگر در پساجنگ مسیر ارتباطات با دنیا باز شود، توسعه صادرات، اقتصاد را به حرکت درخواهد آورد

    پس از پایان جنگ، در هر صورت دوره دشواری در پیش خواهد بود؛ به‌ویژه اگر مسیر ارتباط با بازارهای بین‌المللی باز نشود. اگر این مسیر باز شود، هرچند مشکلات همچنان وجود خواهد داشت، اما عبور از آن‌ها آسان‌تر خواهد بود. در چنین شرایطی نخستین اقدامی که می‌تواند اقتصاد را به حرکت درآورد، توسعه صادرات است. با فعال شدن صادرات، تولید داخلی نیز به تدریج به حرکت درمی‌آید.

    در این مسیر دولت باید سیاست‌های مناسبی اتخاذ کند و صادرکنندگان را به فعالیت بیشتر تشویق کند. سیاست‌های تشویقی صادرات باید به‌طور جدی اجرا شود و بخشی از این سیاست‌ها نیز در حوزه نرخ ارز نمود پیدا می‌کند. در چنین شرایطی یکسان‌سازی نرخ ارز ضروری خواهد بود تا منابع بیشتری برای اقتصاد کشور ایجاد شود و دولت بتواند از محل مالیات و درآمدهای حاصل از رونق اقتصادی به بازسازی خرابی‌ها و حمایت از آسیب‌دیدگان بپردازد.

    علاوه بر این، در صورت باز شدن مسیر تعامل با جهان، می‌توان از همکاری‌های خارجی نیز بهره گرفت. حتی در مرحله نخست ضرورتی ندارد که سرمایه خارجی به‌صورت مستقیم وارد کشور شود؛ همین که شرکت‌های خارجی در قالب مشارکت وارد شوند، خود به معنای انتقال فناوری و دسترسی به بازارهای جدید است. این موضوع می‌تواند موجب فعال شدن صنایع داخلی و تبدیل آن‌ها به صنایع صادرات‌محور شود.

    صنایع صادراتی هم برای جامعه درآمد ایجاد می‌کنند و هم برای دولت. در مقابل صادرات نیز به همان میزان واردات لازم است، زیرا اقتصاد ایران به فناوری، ماشین‌آلات مدرن و تجهیزات پیشرفته نیاز دارد.

    پایان جنگ فرصت بازنگری در حاکمیت اقتصادی و اصلاح ساختارهاست

    *اولویت در پساجنگ معمولا به سمت بازسازی تخریب های فیزیکی است اما این روزها بسیاری از تحیلگران تاکید می کنند پساجنگ می تواندفرصتی برای بازسازی در نظام حکمرانی کشور و اصلاحات اقتصادی و سیاسی باشد، مسیری که ایران را به سمت توسعه سوق دهد، چقدر این امر از نگاه شما یک ضرورت است؟

    در بازسازی اقتصاد پس از جنگ، یکی از موضوعاتی که باید به آن توجه جدی شود، بازسازی حاکمیت اقتصادی است. حاکمیت اقتصادی موجود به نظر نمی‌تواند همانند گذشته ادامه یابد و در عین حال رشد و توسعه اقتصادی پایدار ایجاد کند. به بیان دیگر، این سازوکار و شیوه اداره اقتصاد کشور در شکل فعلی نمی‌تواند به رشد منجر شود.

    از این رو، پایان جنگ می‌تواند فرصتی برای بازنگری در حاکمیت اقتصادی و اصلاح ساختارهای آن باشد؛ به‌گونه‌ای که نظامی شکل گیرد که بتواند رشد و توسعه اقتصادی را با خود به همراه آورد. برای تحقق چنین هدفی، برقراری روابط سالم اقتصادی با دیگر کشورها، به‌ویژه کشورهای غربی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بخش عمده نظام مالی جهانی در اختیار کشورهای غربی است.

    در صورتی که رابطه سالمی با این نظام مالی وجود نداشته باشد، سیستم مالی کشور نیز به‌درستی نمی‌تواند عمل کند؛ همان‌گونه که اکنون نیز مشاهده می‌شود که نظام مالی ایران با محدودیت‌ها و تحریم‌های گسترده مواجه است. حتی در تعامل با برخی کشورهای دوست مانند چین و روسیه نیز به دلیل همین محدودیت‌ها امکان انجام مبادلات مالی به شکل مطلوب فراهم نیست.

    از این رو، ایجاد روابط اقتصادی سالم با جهان می‌تواند به فعال شدن نظام مالی کشور در چارچوب‌های استاندارد بین‌المللی کمک کند و زمینه را برای انجام مبادلات عادی حتی با کشورهای دوست نیز فراهم سازد. به همین دلیل، به نظر من حاکمیت اقتصادی کشور باید با نگاهی متفاوت و با در نظر گرفتن این الزامات بازتنظیم شود.

  • مبلغ کالابرگ فروردین تغییر می کند؟

    مبلغ کالابرگ فروردین تغییر می کند؟

    به گزارش اقتصادران، ایمان زنگنه، سخنگوی معاونت رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، درباره آخرین وضعیت اجرای این طرح گفت: دوم فروردین امسال، ۴۵۸ هزار و ۱۸۹ خانوار برای استفاده از کالابرگ مراجعه کرده‌اند و در مجموع ۸۷۳ میلیارد تومان خرید کالابرگی انجام شده است.

    او افزود: در ماه سوم اجرای طرح کالابرگ، یعنی اسفندماه، ۲۵ میلیون و ۷۷۷ هزار و ۷۸۹ خانوار از اعتبار مصرفی به ارزش ۷۴ هزار و ۶۸۴ میلیارد تومان استفاده کردند.

    زنگنه ادامه داد: به‌صورت تجمیعی تا دومین روز سال جدید، ۳۰ میلیون و ۱۸۷ هزار و ۵۹۵ خانوار از اعتباری به ارزش ۲۴۰ هزار و ۴۳۷ میلیارد تومان استفاده کرده‌اند.

    به گفته این مقام مسئول در وزارت رفاه، اعتبار کالابرگ مربوط به ماه‌های دی، بهمن و اسفند تا پایان فروردین ۱۴۰۵ قابل استفاده است. او در این‌باره توضیح داد: اعتبار سه ماه پایانی سال گذشته از بین نرفته است و اگر خانواری هنوز از این اعتبار استفاده نکرده باشد، می‌تواند تا پایان ماه جاری از اعتبار کالابرگ خود بهره ببرد.

    سخنگوی معاونت رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی همچنین با اشاره به منابع تأمین اعتبار طرح در سال جاری گفت: با توجه به پیش‌بینی‌های انجام‌شده در بودجه سال ۱۴۰۵، ارز ترجیحی حذف شده و اعتبار کالابرگ در ماه‌های آینده از این محل تأمین می‌شود.

    او افزود: بر اساس مصوبه ۱۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ دولت، همه ایرانیان ساکن کشور مشمول دریافت کالابرگ هستند و در مجموع ۸۶ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در این طرح قرار می‌گیرند.

    زنگنه در ادامه با اشاره به تفاوت تعداد مشمولان کالابرگ با دریافت‌کنندگان یارانه نقدی گفت: در حال حاضر حدود ۷۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر یارانه نقدی دریافت می‌کنند؛ بنابراین نزدیک به ۱۵ میلیون نفر بیش از یارانه‌بگیران، مشمول دریافت کالابرگ هستند.

    او درباره میزان استفاده از اعتبار در ماه‌های نخست اجرای طرح توضیح داد: در دو مرحله ابتدایی، یعنی دی و بهمن، از مجموع ۱۷۰ هزار میلیارد تومان منابع پیش‌بینی‌شده برای این دو ماه، ۲۹ میلیون و ۸۰۰ هزار خانوار معادل ۱۶۵ هزار میلیارد تومان را استفاده کردند که معادل ۹۷ درصد اعتبار این دوره است.

    به گفته وی، برای مرحله اسفندماه نیز ۸۶ هزار میلیارد تومان تأمین مالی در نظر گرفته شد. او افزود: اعتبار کالابرگ فروردین‌ماه نیز طی روزهای آینده قابل برداشت خواهد بود و خانوارها تا پایان اردیبهشت فرصت دارند از آن استفاده کنند.

    زنگنه همچنین درباره توسعه زیرساخت‌های اجرایی طرح گفت: در ابتدای اجرای طرح کالابرگ، فعالیت را با ۲۶۰ هزار فروشگاه و ۳۵۰ هزار پایانه فروشگاهی آغاز کردیم، اما با برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده در وزارت رفاه، تعداد فروشگاه‌های طرف قرارداد اکنون دو برابر شده است و بیش از ۵۰۰ هزار فروشگاه در زمینه عرضه محصولات کالابرگ ارایه خدمت می‌کنند تا پوشش کامل‌تری در سطح کشور و عدالت در دسترسی ایجاد شود.

    او در ادامه با اشاره به نحوه زمان‌بندی دریافت کالابرگ توضیح داد: در حال حاضر بر اساس مصوبه دولت، مبنای دهک‌بندی حذف شده است و متعاقب این امر، زمان‌بندی دریافت کالابرگ و زمان مراجعه و استفاده از اعتبار خانوارها دیگر بر اساس دهک‌ها تعیین نمی‌شود. اکنون افراد بر اساس رقم پایانی کد ملی مشمول دریافت اعتبار می‌شوند.

    زنگنه درباره دلیل این تغییر گفت: اگر مبنای زمان‌بندی رقم ابتدایی کد ملی بود، احتمال ازدحام در زمان مراجعه برای استفاده از کالابرگ وجود داشت، اما استفاده از رقم پایانی کد ملی به توزیع مناسب‌تر و استاندارد یکنواخت مراجعه‌ها و کاهش ازدحام کمک می‌کند.

    سخنگوی معاونت رفاه و امور اقتصادی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی همچنین از گسترش شبکه مراکز عرضه خبر داد و گفت: با توجه به تفاهم‌نامه میان وزارت رفاه و وزارت جهاد کشاورزی، امکان استفاده از ۹ هزار تعاونی روستایی نیز در این طرح فراهم شده است.

    او افزود: علاوه بر این، میادین میوه و تره‌بار نیز به طرح کالابرگ اضافه شده‌اند و مردم از ۱۵ اسفندماه سال گذشته توانسته‌اند در این میادین نیز با استفاده از اعتبار کالابرگ، میوه خریداری کنند.

    زنگنه در پایان درباره احتمال تغییر مبلغ کالابرگ در سال جاری گفت: هرگونه تغییر در مبلغ کالابرگ منوط به تصویب در کارگروه ماده ۱۳ طرح بهبود معیشت است که تاکنون مصوبه‌ای در این خصوص نداشته‌ایم. البته در این مدت تغییر اقلام سبد کالابرگ را داشته‌ایم و اقلامی مانند میوه و تره‌بار به این سبد اضافه شده است.

  • حال و هوای بازار کالاهای اساسی در ایام جنگ

    حال و هوای بازار کالاهای اساسی در ایام جنگ

    به گزارش اقتصادران، با آغاز فعالیت رسمی فروشگاه‌های زنجیره‌ای از سوم فروردین‌ماه، بررسی‌های میدانی از سطح شهر و فروشگاه‌های مختلف نشان می‌دهد که بازار کالاهای اساسی در ایام تعطیلات نوروزی از ثبات نسبی برخوردار بوده و روند تأمین و توزیع بدون اختلال در جریان است.

    در روزهای ابتدایی تعطیلات نوروزی و با تعطیلی برخی کشتارگاه‌ها، یکی از دغدغه‌های اصلی شهروندان تأمین گوشت و مرغ بود. با این حال، بازدیدهای میدانی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای و واحدهای صنفی نشان می‌دهد که عرضه این اقلام، به‌ویژه مرغ منجمد، به‌صورت مستمر انجام شده و کمبودی در این زمینه به چشم نمی‌خورد. قفسه‌های فروشگاهی در اغلب نقاط شهر مملو از محصولات پروتئینی بوده و مشتریان بدون محدودیت خاصی امکان خرید داشته‌اند.

    در کنار گوشت و مرغ، سایر کالاهای اساسی مانند قند و شکر، روغن و برنج نیز به میزان کافی در فروشگاه‌ها موجود است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این اقلام پیش از آغاز تعطیلات نوروزی به‌خوبی ذخیره‌سازی شده و شبکه توزیع توانسته نیاز بازار را پاسخ دهد. در برخی فروشگاه‌ها حتی تنوع برندها و محصولات نسبت به ماه‌های گذشته افزایش یافته که نشان‌دهنده وضعیت مطلوب تأمین کالا است.

    از منظر نحوه توزیع، شرایط بازار آرام و بدون تنش ارزیابی می‌شود. برخلاف برخی دوره‌ها که افزایش تقاضا منجر به ازدحام و خریدهای هیجانی می‌شد، در حال حاضر رفتار مصرف‌کنندگان منطقی‌تر به نظر می‌رسد. بسیاری از شهروندان خریدهای خود را بر اساس نیاز روزانه یا هفتگی انجام می‌دهند و از انبار کردن کالاها خودداری می‌کنند. همچنین استفاده از کالابرگ در میان برخی خانوارها به چشم می‌خورد که این موضوع نیز به مدیریت تقاضا و کاهش فشار بر بازار کمک کرده است.

    در حوزه قیمت‌ها نیز بررسی‌های میدانی حاکی از ثبات نسبی است. در اغلب فروشگاه‌ها قیمت کالاهای اساسی تغییر محسوسی نداشته و همین موضوع باعث شده تا فضای بازار از التهاب به دور باشد. این ثبات قیمتی در کنار وفور کالا، نقش مهمی در ایجاد آرامش روانی در میان خریداران ایفا کرده است.

    از نظر ساعات فعالیت، فروشگاه‌های زنجیره‌ای از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب به مشتریان خدمات ارائه می‌دهند. البته در بسیاری از موارد، فروشگاه‌ها تا زمان حضور آخرین مشتری باز می‌مانند و پیش از اتمام فرآیند خرید شهروندان تعطیل نمی‌شوند. این موضوع به‌ویژه در ساعات پایانی شب، که برخی افراد به دلیل مشغله‌های روزانه برای خرید مراجعه می‌کنند، اهمیت زیادی دارد و رضایت نسبی مشتریان را به همراه داشته است.

    گفتگو با برخی فروشندگان و مدیران فروشگاه‌ها نیز نشان می‌دهد که روند تأمین کالا به‌صورت منظم در حال انجام است و نگرانی خاصی از بابت کمبود اقلام در هفته‌های پیش‌رو وجود ندارد. به گفته آنان، هماهنگی‌های لازم با تأمین‌کنندگان و شبکه‌های توزیع از پیش انجام شده و ذخایر کافی برای پاسخگویی به نیاز بازار در نظر گرفته شده است.

    در سطح واحدهای صنفی کوچک‌تر نیز شرایط مشابهی حاکم است. اگرچه حجم عرضه در این واحدها نسبت به فروشگاه‌های زنجیره‌ای کمتر است، اما آن‌ها نیز با کمبود خاصی مواجه نیستند و می‌توانند نیاز مشتریان محلی را تأمین کنند. این موضوع نشان می‌دهد که زنجیره تأمین در سطوح مختلف بازار به‌درستی عمل کرده است.

    در مجموع، ارزیابی‌های میدانی از بازار در ایام نوروز حاکی از آن است که تأمین کالاهای اساسی در وضعیت مطلوبی قرار دارد و هیچ‌گونه کسری در اقلام اصلی مشاهده نمی‌شود. فرآیند توزیع نیز به‌صورت روان و قابل اطمینان ادامه دارد و پیش‌بینی می‌شود این روند در ماه‌های آینده نیز حفظ شود. وفور کالا در فروشگاه‌ها، ثبات قیمت‌ها و رفتار منطقی مصرف‌کنندگان، سه عامل کلیدی هستند که به ایجاد آرامش در بازار کمک کرده‌اند.

    با تداوم این شرایط، به نظر می‌رسد بازار نوروزی امسال یکی از کم‌تنش‌ترین دوره‌های خود را پشت سر می‌گذارد؛ دوره‌ای که در آن، نه‌تنها کمبودی احساس نمی‌شود، بلکه دسترسی آسان به کالاها نیز رضایت نسبی شهروندان را به همراه داشته است.

  • پیش بینی مسیر اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵

    پیش بینی مسیر اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵

    به گزارش اقتصادران، ایرج رهبر اظهار کرد: شرایط فعلی اقتصادی تحت تاثیر وضعیت موجود و درگیری‌های اخیر قرار گرفته و همین مسئله باعث شده تمرکز مسئولان به سمت مسائل دیگر معطوف شود. علاوه بر این، خسارت‌هایی که در نتیجه این جنگ تحمیلی ایجاد شده نیز می‌تواند فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند و در نتیجه برای بهبود شرایط باید تلاش بیشتری صورت گیرد.

    رهبر درباره سناریو‌های پیش‌روی اقتصاد در سال ۱۴۰۵ گفت: به نظر می‌رسد اگر شرایط از وضعیت فعلی بدتر نشود، احتمالا بهتر هم نخواهد شد و همان روند فعلی ادامه پیدا می‌کند. به گفته او، حتی اگر شرایط عادی هم بود، بهبود وضعیت اقتصادی زمان‌بر محسوب می‌شد و اکنون با پیچیده‌تر شدن شرایط، مشکلات نیز افزایش یافته است.

    رئیس کمیسیون عمران و امور زیربنایی اتاق تهران در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است وضعیت اقتصادی در سال آینده از امسال بدتر شود، توضیح داد: نمی‌توان با قطعیت چنین پیش‌بینی‌ای کرد. اگر برخی مشکلات موجود برطرف شود و درگیری‌ها پایان یابد و طرف مقابل اعلام کند که جنگی ادامه نخواهد داشت، می‌توان انتظار داشت شرایط به تدریج بهتر شود؛ در غیر این صورت پیش‌بینی دقیق وضعیت اقتصادی دشوار خواهد بود.

    رهبر همچنین درباره زمان احتمالی خروج اقتصاد از رکود در صورت پایان درگیری‌ها گفت: حتی در صورت پایان یافتن جنگ، بازگشت اقتصاد به شرایط عادی زمان‌بر خواهد بود؛ زیرا بخشی از منابع و بودجه کشور باید صرف جبران خسارت‌ها و ترمیم خرابی‌های ناشی از جنگ شود.

    به گفته او، بودجه‌های پیش‌بینی‌شده کشور برای برنامه‌های عادی در نظر گرفته شده بود و در صورت بروز خسارت‌های جدید، بخشی از این منابع ناچار است به سمت بازسازی و جبران آسیب‌ها هدایت شود؛ بنابراین ممکن است منابعی بیش از آنچه قبلا پیش‌بینی شده بود برای ترمیم این خسارت‌ها نیاز باشد.

    رئیس کمیسیون عمران و امور زیربنایی اتاق تهران درباره وضعیت بخش خصوصی نیز گفت: بخش خصوصی معمولا تلاش می‌کند تا حد امکان فعالیت بنگاه‌های خود را حفظ کند و اجازه ندهد واحد‌های اقتصادی دچار شکست شوند.

    او توضیح داد: فعالان بخش خصوصی سعی می‌کنند با مدیریت هزینه‌ها، استفاده از منابع و ذخایر قبلی یا به‌کارگیری راهکار‌های مختلف، فعالیت واحد‌های تولیدی و اقتصادی خود را ادامه دهند و از آسیب دیدن آنها جلوگیری کنند.

    رهبر تاکید کرد: به طور کلی بخش خصوصی تلاش می‌کند واحد‌های خود را حفظ کند و فعالیت اقتصادی را ادامه دهد تا تولید و کسب‌وکار‌ها دچار توقف نشوند.

  • غرامت جنگ؛ از عوارض دلاری در تنگه هرمز تا مصادره اموال!

    غرامت جنگ؛ از عوارض دلاری در تنگه هرمز تا مصادره اموال!

    به گزرش اقتصادران، در هفته سوم از جنگ میان ایران و ائتلاف غربی ـ عبری، آثار اقتصادی در سطح ملی و منطقه‌ای به‌گونه‌ای آشکار شده که دیگر فراتر از خسارات نظامی است. از منازل مسکونی و ساختمان‌ها دولتی گرفته تا منابع سوخت و اموال عمومی آسیب دیده‌اند و دولت ناچار است برای جلوگیری از بحران مالی، برنامه‌ای منسجم برای جبران خسارت طراحی کند.

    در همین نقطه، پیام روشن رهبر سوم انقلاب اسلامی مبنای جدیدی برای جهت‌گیری اقتصادی و حقوقی دولت قرار گرفته است. آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در نخستین پیام خود بعد از انتخاب از سوی مجلس خبرگان رهبری، تاکید کردند که ملت ایران حق دارد خسارات وارده را از دشمنان بگیرد و این حق باید با قدرت دنبال شود.

    این جمله از دید کارشناسان نه‌تنها موضع سیاسی بلکه پایه‌ راهبرد اقتصادی جدید کشور تلقی می‌شود. گزارش حاضر تلاش دارد واقع‌بینانه راهکار‌های مطرح‌شده برای تحقق این دستور را بررسی کند و چشم‌انداز عملی جبران خسارت را از زاویه اقتصادی توضیح دهد.

    پیام رهبری و تأثیر آن بر خط‌مشی اقتصادی

    با پیام رهبری، تأکید بر «دریافت خسارت» نخستین بار به‌عنوان مطالبه‌ جدی مطرح شد. در تجربه‌های بین‌المللی، کشور‌هایی که پس از جنگ اقدام به مطالبه رسمی غرامت کرده‌اند، غالباً با موانع حقوقی و سیاسی مواجه شده‌اند، اما همین مطالبه باعث انسجام داخلی و پذیرش هزینه‌های بازسازی شده است.

    در ایران نیز پیام رهبری زمینه‌ساز شکل‌گیری دو مسیر هم‌زمان است. از یک سو پیگیری قضایی‌-حقوقی علیه عاملان خارجی حمله و از سوی دیگر ایجاد منابع مالی داخلی و منطقه‌ای برای جبران سریع خسارت.

    هر دو مسیر نیز اکنون در حال شکل‌گیری هستند؛ اما میزان تحقق مالی آنها متفاوت است. پیام رهبری عملاً دولت را مکلف کرده که خسارت را نه در قالب کمک یا وام خارجی، بلکه به عنوان حق مالکیتی ملت مطالبه کند. این تغییر نگاه، گرچه از نظر سیاسی اقتدارآفرین است، اما از نظر اقتصادی نیازمند اعمال سازوکار‌های واقع‌بینانه و قانونی است.

    عوارض تنگه هرمز؛ واقعیت بین سودآوری و ریسک جهانی

    یکی از پیشنهاد‌های اصلی در شرایط کنونی برای جبران خسارت، اعمال عوارض عبور از تنگه هرمز اعلام شده است. به طور مثال فواد ایزی، تحلیلگر بین‌المللی در مصاحبه‌ای با اشاره به اینکه طبق برآورد‌های رسمی، روزانه حدود دو میلیارد دلار کالای انرژی و کالا‌های تجاری از تنگه عبور می‌کند، می‌گوید: با فرض وضع عوارض ده درصدی، درآمد روزانه کشور به عددی حدود ۲۰۰ میلیون دلار خواهد رسید؛ معادل بیش از ۷۳ میلیارد دلار در سال؛ یعنی رقمی که می‌تواند تقریباً تمام خسارات مستقیم سه‌هفته‌ای جنگ را پوشش دهد.

    پرسش مهم این است که آیا این ایده واقعا اجرا شدنی است؟

    از دید اقتصاددانان، بستن یا محدود کردن تنگه هرمز عملیاتی بسیار پرریسک بوده است. هرگونه اختلال در مسیر‌های حمل‌ونقل انرژی می‌تواند واکنش شدید بازار جهانی نفت و تصمیم‌گیری‌های اضطراری از سوی کشور‌های صادرکننده و واردکننده را به دنبال داشته باشد. چنانچه اکنون نیز شاهد روند صعودی قیمت نفت و تلاش ترامپ برای کشاندن پای اروپا به این جنگ و اعمال فشار بیشتر به ایران هستیم. حتی در چارچوب قوانین بین‌المللی دریانوردی، اخذ عوارض از عبور آزاد کالا‌ها باید با توافق چندجانبه در قالب «حق ایمنی عبور» صورت گیرد.

    در نتیجه، اگرچه درآمد حاصل از این تصمیم بالقوه چشمگیر است، اما قابلیت اجرای کامل آن در شرایط بحران تقریبا محدود خواهد بود. واقع‌بینانه‌تر این است که ایران به جای جلوگیری از عبور، عوارض خدمات بندری، امنیتی و نظارتی را در قبال حفظ ثبات مسیر‌ها مطالبه کند؛ اقدامی که از نظر حقوق بین‌الملل موجه‌تر است و احتمال مقاومت کمتری دارد. این گزاره نیز با توجه به شرایط جنگی و تجاوز دشمنان به خاک ایران، همچنین نقشه‌های شومی که برای تصرف خارک و … دارند؛ بیش از اندازه ملایم به نظر می‌رسد.

    پرداخت به یوآن یا ریال؛ راهی برای دور زدن محدودیت‌های ارزی

    در کنار ایده‌ عوارض دلاری، کارشناسان اقتصادی پیشنهاد داده‌اند که ایران برای تسهیل معاملات در شرایط تحریم، عوارض را به یوآن چین یا ریال ایران دریافت کند.

    مزیت این روش آن است که با حذف وابستگی به دلار، انتقال درآمد از مسیر بانک‌های آسیایی امکان‌پذیر خواهد بود. بانک‌های چینی و برخی بانک‌های منطقه‌ای هنوز ارتباط مالی مستقیم با شبکه مالی ایران دارند و می‌توانند تسویه حساب عوارض را انجام دهند.

    از دید واقع‌بینانه، این راهکار نسبت به گزینه دلار موفق‌تر است، گرچه مقیاس نقدشوندگی یوآن محدودتر و نیازمند توافق دوجانبه رسمی با چین است. اما در شرایط اضطرار جنگی، پرداخت با یوآن می‌تواند تأمین کسری ارزی فوری دولت را محقق کند و در کوتاه‌مدت بخشی از خسارت‌ها را جبران نماید.

    پرونده‌های غرامت بین‌المللی؛ از دادستانی تهران تا مراجع جهانی

    دادستان تهران همچنین چند روز قبل علیه مقامات آمریکایی و اسرائیلی اعلام جرم کرده است. موضوع این پرونده، حملات مستقیم به زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات کشور عنوان شد. دادستانی هدف این اقدام را «مستندسازی جرایم جنگی» و زمینه‌سازی برای «مطالبه غرامت بین‌المللی» معرفی کرد.

    از دید حقوقی، این پرونده نخستین گام رسمی برای پیگیری غرامت محسوب می‌شود؛ اما تحقق مالی آن دشوار است. تجربه دادگاه‌های بین‌المللی مشابه نشان می‌دهد که داوری‌های خسارت معمولاً سال‌ها طول می‌کشد و نیازمند پذیرش طرف‌های متهم است. با این حال، تشکیل پرونده و ارسال مستندات به سازمان‌های حقوقی، اعتبار حقوقی مطالبه غرامت را تثبیت می‌کند و امکان استفاده سیاسی از آن در مذاکرات بعدی را فراهم می‌سازد.

    از منظر اقتصادی، تشکیل چنین پرونده‌ای تأثیر فوری بر بازار ندارد، اما در بلندمدت زمینه‌ مطالبه رسمی دارایی‌ها و توقیف اموال مرتبط با طرف‌های متهم در کشور‌های ثالث را ایجاد می‌کند.

    مصادره اموال همکاران دشمن؛ هشدار جدی با پیامد اقتصادی

    بنا بر خبر دیگری که در روز‌های اخیر منتشر شده، دادستان کل کشور دستور دیگری نیز مبنی بر قابل مصادره بودن اموال و دارایی‌های ایرانیانی که در همکاری مالی با دشمنان کشور شناسایی شوند، صادر کرده است. در این بیانیه رسمی آمده است که «هرگونه تأمین منابع برای طرف‌های متخاصم، مصداق معاونت در جنگ اقتصادی است و باید با ضبط دارایی‌های آنان پاسخ داده شود.»

    کارشناسان، اما هشدار می‌دهند که مصادره‌های غیرشفاف می‌تواند اعتماد اقتصادی را تضعیف کند و منجر به خروج سرمایه‌های سالم از کشور شود. بنابراین، اجرای این سیاست باید کاملاً مبتنی بر حکم قضایی و با نظارت رسمی انجام شود تا از آثار منفی آن در بازار سرمایه کاسته شود.

    ترکیب سه منبع اصلی؛ نسخه اجرایی برای بازسازی خسارات

    اکنون در میانه هفته سوم جنگ، تصویر اقتصادی کشور برای جبران خسارت جنگ متکی بر سه منبع مشخص است. نخست، عوارض عبور از تنگه هرمز و درآمد بالقوه منطقه‌ای. مزیت این روش امکان تأمین فوری نقدینگی و استفاده از موقعیت ژئواقتصادی است. محدودیت آن، اما نیاز به توافق بین‌المللی و احتمال واکنش منفی بازار است.

    دوم، دریافت غرامت حقوقی از مسیر‌های معمول بین‌المللی و مطالبه رسمی علیه عاملان جنگ است. مزیت این روشن مبنای قانونی و قابل مطالبه در بلندمدت است، اما نمی‌توان زمان‌بر بودن و وابستگی نتیجه آن به تصمیم مراجع بین‌المللی را نادیده گرفت.

    سوم نیز دارایی‌های داخلی ضبط‌شده به عنوان منبع فوری و قابل کنترل است. مزیت این راهکار دسترسی سریع و اثربخشی کوتاه‌مدت است. خطر بی‌اعتمادی اقتصادی و نیاز به نظارت قضایی نیز در این مسیر قابل انکار نیست. ضمن اینکه اساسا درباره میزان دارا‌هایی مورد بحث عدد و رقم یا اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و نمی‌توان قاطعانه گفت که ضبط این اموال چه سهمی از خسارات جنگ را جبران خواهد کرد.

    جبران خسارت در عمل، نه فقط بر کاغذ

    در تحلیل نهایی، باید بین «قدرت حقوقی مطالبه» و «توان اقتصادی اجرا» تمایز گذاشت. هرچند ایران از منظر قانونی حق مطالبه غرامت دارد، اما مسیر واقعی جبران در کوتاه‌مدت بیشتر از کانال‌های داخلی و منطقه‌ای خواهد گذشت.

    بر این اساس احتمالا بخشی از عوارض تنگه هرمز به شکل محدود از نفت‌کش‌ها و کشتی‌های منطقه دریافت و صندوق داخلی برای جبران خسارت از منابع ضبط‌شده تقویت می‌شود. در عین حال پرونده‌های حقوقی، پایه‌ مذاکره سیاسی با کشور‌های متخاصم برای توافق جبران مالی می‌شود.

    اگر این ترکیب حفظ شود، با فرض مدیریت صحیح نقدینگی و استفاده از ارز جایگزین مانند یوآن، می‌توان انتظار داشت حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصد خسارت جنگی ظرف شش ماه اول بازسازی جبران شود.

    اما در صورت بروز اختلال در تنگه، فشار تورمی بر قیمت انرژی جهانی ممکن است واکنش منفی نهاد‌های بین‌المللی را برانگیزد و روند مطالبه رسمی ایران را دشوارتر کند؛ بنابراین واقع‌بینانه‌ترین مسیر هنوز تأمین منابع داخلی و پیگیری حقوقی بلندمدت است.

  • وضعیت کالاهای اساسی در هفته سوم جنگ

    وضعیت کالاهای اساسی در هفته سوم جنگ

    به گزارش اقتصادران، «محمد صادق مفتح» قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بازرگانی گفت: با همکاری واحد‌های تولیدی، اتحادیه و اصناف، کالا‌های اساسی در بازار بیش از نیاز مردم تامین شده است و هیچ کمبودی وجود ندارد.

    وی اظهار داشت: در بعضی از استان‌های مسافرپذیر به خاطر حضور مردم، تقاضا برای روغن خوراکی افزایش یافته بود که به سرعت ارسال شد.

    محمد صادق مفتح ادامه داد: امروز در جلسه شورای معاونین وزارت صمت، گزارشی از وضعیت استان‌ها خدمت وزیر صمت ارسال شد که از وجود هماهنگی بین دستگاه‌ها حکایت دارد.

    قائم مقام وزیر صنعت، معدن و تجارت در امور بازرگانی با بیان اینکه وزیر صمت بازدید‌های مختلفی از واحد‌های تولیدی به ویژه صنایع غذایی انجام دادند، گفت: در این بازدید‌ها از نزدیک بر رفع مشکلات واحد‌ها و تامین سرمایه در گردش تاکید کردند.

    وی با تاکید بر اینکه تمام فروشگاه‌ها در سطح تهران به مردم خدمات ارائه می‌کنند، گفت: مردم احساس کردند که هر کالایی که نیاز دارند، در فروشگاه‌ها تامین شده است؛ از این رو دیگر هیجانی خرید نمی‌کنند.

    مفتح خاطرنشان کرد: اکنون بنادر مختلف از جمله چابهار، امام، بندرعباس و سایر بنادر فعال است و توزیع کالا‌ها انجام می‌شود.