دسته: اقتصاد کلان

  • صادرات تحت محاصره دریایی!!

    صادرات تحت محاصره دریایی!!

    به گزارش اقتصادران، از زمان اجرایی شدن محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا در روز دوشنبه، ۱۴ تانکر نفت، گاز و مواد شیمیایی، ۱۳ کشتی باری و کانتینری و چهار کشتی باری فله از تنگه هرمز عبور کرده‌اند. ۱۴ کشتی از این تعداد در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار داشتند. هفت کشتی از بنادر ایران حرکت کرده و سپس از تنگه هرمز عبور کردند.

    الجزیره مدعی شد: هفت کشتی توسط شرکت‌های مستقر در چین، شش کشتی توسط شرکت‌های ایرانی و چهار کشتی توسط شرکت‌های اماراتی اداره می‌شدند.

    این داده‌ها با ادعاهای مطرح شده توسط فرماندهی مرکزی ایالات متحده در روز چهارشنبه که گفته بود هیچ کشتی‌ای در ۴۸ ساعت اول محاصره از کنار نیروهای آمریکایی عبور نکرده است، در تضاد است.

    تحلیل جداگانه‌ای توسط شرکت اطلاعات دریایی TankerTrackers نشان داد که ایران از زمان اجرایی شدن محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا، نه میلیون بشکه نفت خام صادر کرده است.

  • کاسبی دولت با اینترنت «پرو»؟!

    کاسبی دولت با اینترنت «پرو»؟!

    به گزارش اقتصادران، میلیون‌ها کاربر ایرانی همچنان با اینترنت محدود، کند و فیلترشده دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما به واسطه طرح جدید دولت با عنوان «اینترنت پرو»، گروهی خاص به اینترنت بدون فیلتر دسترسی پیدا خواهند کرد! طرحی که شائبه ایجاد بازار رسمی برای سودجویی از محدودیت‌های اینترنتی را افزایش داده است.

    اینترنت «پرو» چیست؟

    این‌بار ماجرا فقط درباره کندی یا اختلال اینترنت نیست؛ پای یک مدل تازه از توزیع دسترسی در میان است. «اینترنت پرو» نامی است که حالا به‌عنوان نسخه‌ای ویژه از اینترنت بین‌الملل بدون فیلتر مطرح شده؛ سرویسی که بنا بر گزارش‌ها، تنها در اختیار گروه‌های خاصی از جمله دارندگان جواز کسب و برخی فعالان اقتصادی قرار می‌گیرد.

    در ظاهر، هدف از این طرح حمایت از کسب‌وکار‌هایی عنوان می‌شود که بدون دسترسی به اینترنت جهانی عملاً از بازار حذف می‌شوند. اما همین ظاهر منطقی، وقتی کنار واقعیت فعلی اینترنت در کشور قرار می‌گیرد، معنای متفاوتی پیدا می‌کند. واقعیت این است که اینترنت در ایران نه‌تنها محدود شده، بلکه کیفیت آن نیز به‌طور محسوسی کاهش یافته و همین مسئله، زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی میلیون‌ها نفر را مختل کرده است. در چنین شرایطی، ارائه یک نسخه بهتر از اینترنت برای گروهی محدود، بیش از آنکه شبیه سیاست حمایتی باشد، به نوعی بازتوزیع نابرابر دسترسی شباهت دارد.

    اطلاعاتی که از این سرویس منتشر شده، نشان می‌دهد «اینترنت پرو» قرار است بدون فیلتر، پایدار و با دسترسی مستقیم روی سیم‌کارت ارائه شود. حتی در برخی تبلیغات، از محدود بودن ظرفیت آن برای تعداد مشخصی کاربر سخن گفته شده؛ موضوعی که این سرویس را از همان ابتدا به یک «امتیاز خاص» تبدیل می‌کند، نه یک خدمت عمومی.

    دسترسی آزاد، اما نه برای همه!

    نکته قابل‌توجه اینجاست که چنین مدلی، عملاً به رسمیت شناختن یک واقعیت تلخ است: اینکه امکان ارائه اینترنت با کیفیت و بدون محدودیت وجود دارد، اما این امکان نه برای همه، بلکه فقط برای برخی فراهم می‌شود. این همان نقطه‌ای است که انتقاد‌ها از «اینترنت پرو» آغاز می‌شود.

    اینترنت، در همه جهان به‌عنوان زیرساخت عمومی شناخته می‌شود؛ چیزی شبیه آب و برق. اما وقتی همین زیرساخت به سطوح مختلف تقسیم می‌شود، کارکرد آن نیز تغییر می‌کند. دیگر با یک شبکه عمومی مواجه نیستیم، بلکه با یک خدمت سطح‌بندی‌شده روبه‌رو هستیم که دسترسی به آن، به موقعیت اقتصادی و اداری افراد وابسته است.

    در چنین شرایطی، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا «اینترنت پرو» یک راه‌حل موقت برای عبور از بحران است، یا آغاز یک مدل دائمی از اینترنت طبقاتی؟ پاسخی که به این سؤال داده می‌شود، تعیین‌کننده مسیر آینده اینترنت در کشور خواهد بود؛ مسیری که اگر همین‌گونه ادامه پیدا کند، فاصله میان کاربران عادی و کاربران ویژه را هر روز بیشتر خواهد کرد.

    اینترنت طبقاتی رسمی شد

    شاید تا همین چند سال پیش، بحث «اینترنت طبقاتی» بیشتر یک نگرانی نظری بود، اما حالا به نظر می‌رسد این ایده، در حال تبدیل شدن به یک سیاست عملی است. اینترنت پرو دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ جایی که دسترسی به اینترنت آزاد، دیگر یک حق همگانی نیست، بلکه امتیازی است که به برخی داده می‌شود.

    مردم در این سال‌ها بار‌ها از وضعیت اینترنت انتقاد کرده‌اند؛ از فیلترینگ گسترده گرفته تا افت کیفیت و هزینه‌های بالای دسترسی. همزمان، بازار فروش فیلترشکن به یکی از پررونق‌ترین بازار‌های غیررسمی تبدیل شده است. بازاری که در آن، میلیون‌ها کاربر برای دسترسی به حداقل‌های اینترنت جهانی، ناچار به پرداخت هزینه‌های ماهانه هستند. این یعنی یک چرخه معیوب شکل گرفته: از یک‌سو محدودیت اعمال می‌شود و از سوی دیگر، راه‌های دور زدن آن به یک منبع درآمد تبدیل می‌شود.

    اما حالا با ورود «اینترنت پرو»، این چرخه وارد مرحله جدیدی شده است؛ مرحله‌ای که در آن، به‌جای نادیده گرفتن این بازار، نوعی نسخه رسمی از آن ارائه می‌شود. به بیان ساده‌تر، همان دسترسی که کاربران عادی باید با فیلترشکن و هزینه‌های غیررسمی به آن برسند، قرار است به‌صورت رسمی و البته با قیمت بالاتر، به گروهی خاص فروخته شود.

    دولت به کاسبان فیلترینگ پیوست؟

    در این میان، انتقاد‌ها فقط به تبعیض ختم نمی‌شود، بلکه به نوعی «تعارض منافع» نیز اشاره دارد. وقتی محدودیت وجود دارد و همزمان، دسترسی بدون محدودیت به‌عنوان یک سرویس پولی عرضه می‌شود، این سؤال پیش می‌آید که آیا اساساً انگیزه‌ای برای رفع محدودیت‌ها باقی می‌ماند؟

    این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که به وعده‌های سیاسی برگردیم. رفع فیلترینگ و بهبود وضعیت اینترنت، از جمله وعده‌های انتخاباتی مسعود پزشکیان بود؛ وعده‌ای که بسیاری انتظار داشتند در اولویت اقدامات دولت قرار گیرد. اما آنچه در عمل دیده شد، نه‌تنها تحقق این وعده نبود، بلکه ادامه همان مسیر قبلی و حتی تثبیت آن در قالب‌های جدید بود.

    یکی از واضح‌ترین نشانه‌های این رویکرد، همان واکنش معروف به انتقاد از «سیم‌کارت‌های سفید» بود؛ جایی که به‌جای پاسخ به مطالبه عمومی برای رفع محدودیت، گفته شد «همه را سیاه کنید». این جمله، برای بسیاری به نماد نوعی بی‌اعتنایی به مطالبه دسترسی آزاد تبدیل شد. حالا نیز با طرح اینترنت پرو، این تصور تقویت شده که به‌جای حل مسئله، مسیر‌های دور زدن آن برای گروه‌های خاص طراحی می‌شود.

    از مافیای فیلترشکن تا کاسبان اینترنت پرو

    اینترنت فقط یک ابزار ارتباطی نیست؛ ستون فقرات اقتصاد دیجیتال است. هرگونه اختلال یا محدودیت در آن، مستقیماً بر کسب‌وکارها، اشتغال و حتی رشد اقتصادی تأثیر می‌گذارد. در چنین شرایطی، سیاست‌هایی مانند اینترنت پرو، پیامد‌هایی دارند که فراتر از بحث دسترسی ساده به اینترنت است.

    نخستین پیامد، شکل‌گیری یک اقتصاد چندلایه است. در این مدل، کسب‌وکار‌هایی که به اینترنت آزاد دسترسی دارند، می‌توانند در بازار‌های بین‌المللی فعالیت کنند، تبلیغات مؤثر انجام دهند و ارتباطات خود را حفظ کنند. در مقابل، کسب‌وکار‌های کوچک‌تر که به این سطح از دسترسی دست پیدا نمی‌کنند، به‌تدریج از رقابت حذف می‌شوند. این یعنی تقویت انحصار و تضعیف رقابت؛ دو عاملی که در نهایت به ضرر کل اقتصاد تمام می‌شود.

    از سوی دیگر، قیمت‌گذاری این سرویس نیز قابل‌ تأمل است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، هزینه فعال‌سازی اینترنت پرو حدود ۲ میلیون و ۱۷۸ هزار تومان و قیمت هر گیگابایت آن حدود ۴۰ هزار تومان اعلام شده است. این ارقام نشان می‌دهد که اینترنت آزاد، در این مدل به یک کالای گران‌قیمت تبدیل شده؛ کالایی که تنها برای گروه محدودی قابل خرید است.

    اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. همزمان با مطرح شدن اینترنت پرو، گزارش‌هایی از ارسال پیامک‌های جعلی برای فعال‌سازی این سرویس منتشر شد. پیامک‌هایی که کاربران را به پرداخت پول یا ثبت اطلاعات ترغیب می‌کنند. اتاق بازرگانی ایران نیز در واکنش به این موضوع هشدار داده که دریافت هرگونه وجه در این زمینه می‌تواند مصداق کلاهبرداری باشد.

    این اتفاق، یک پیام مهم دارد: وقتی سیاست‌ها شفاف نیستند و اطلاعات رسمی به‌درستی منتشر نمی‌شود، فضا برای سوءاستفاده باز می‌شود. در واقع، همان‌طور که بازار فیلترشکن در خلأ سیاست‌گذاری شکل گرفت، حالا نیز بازار‌های جدیدی حول اینترنت پرو در حال شکل‌گیری است.

    در نهایت، این سؤال باقی می‌ماند که چه کسی از این وضعیت سود می‌برد؟ پاسخ ساده نیست، اما نشانه‌ها واضح‌اند: از فروشندگان فیلترشکن گرفته تا ارائه‌دهندگان خدمات ویژه و حتی واسطه‌هایی که در این میان شکل می‌گیرند، همگی از یک وضعیت منتفع می‌شوند که در آن، دسترسی آزاد به اینترنت به یک کالای قابل خرید تبدیل شده است.

    در مقابل، بازنده اصلی، همان کاربری است که نه به اینترنت آزاد دسترسی دارد، نه توان خرید نسخه‌های ویژه را. نتیجه، اقتصادی است که به‌جای رشد بر پایه دسترسی برابر، بر پایه شکاف و نابرابری شکل می‌گیرد.

    اینترنت پرو، بیش از آنکه یک راهکار فنی باشد، نشانه‌ای از یک تغییر رویکرد است؛ تغییر از تلاش برای بهبود دسترسی عمومی، به مدیریت دسترسی از طریق تفکیک کاربران. رویکردی که اگر ادامه پیدا کند، نه‌تنها مسئله اینترنت را حل نخواهد کرد، بلکه آن را به یکی از عمیق‌ترین شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی تبدیل خواهد کرد.

  • بار جنگ و تحریم بر دوش مردم

    بار جنگ و تحریم بر دوش مردم

    به گزارش اقتصادران، تحریم و جنگ‌های جهان چیزی جز ویرانی و فقر گسترده برای مردمان کشورها به دنبال نداشته‌اند؛ در عراق جنگ‌زده، قطع شریان واردات و صادرات، کمبود شدید مواد غذایی و دارو را در پی داشت و سوءتغذیه و افزایش مرگ‌ومیر کودکان را رقم زد. موج بیکاری و کاهش قابل توجه درآمد، شمار زیادی از مردم عراق را مجبور به فروش وسایل خانه و قطع برق و کاهش دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی زندگی روزمره را مختل کرد. از آن سو منابع اندک کشور صرف پرداخت سوبسیدهای رانت‌آمیز شده و غالب کمک‌های بین‌المللی و بشردوستانه به دست شبکه‌های فساد رسید. حالا ایران همچون همسایه خود عراق بعد از سال‌ها تحریم، گرفتار جنگ شده است؛ جنگی ویرانگر که گرچه فقط ۴۰ روز از شروع آن گذشته، اما خسارت سنگینی به اقتصاد کشور وارد کرده است. بر اساس اعلام دولت، جنگ رمضان ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به بار آورده و فقط در ۴۰ روز، خسارت مالی آن معادل ۲۶ سال تحریم نفت ایران است.

    خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری جنگ

    به گزارش شرق، جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل با ایران، برخلاف آن چیزی که شاید تصور می‌شد، خسارت سنگینی به اقتصاد کشور وارد کرده است.  هدف قراردادن زیرساخت‌های اقتصادی و غیرنظامی یک کشور می‌تواند به عنوان جنایت جنگی تلقی شود و حالا در جنگ ۴۰روزه دست‌کم یک‌سوم ظرفیت فولاد ایران از بین رفته است. دو کارخانه فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان با تولید حدود ۱۰ میلیون تن فولاد خام، نزدیک به یک‌سوم فولاد کشور را تولید می‌کردند؛ فولادی که مواد اولیه کارخانجات لوازم خانگی، خودرو، صنعت ساختمان و بسیاری از صنایع پایین‌دستی دیگر را تأمین می‌کرد.

    همچنین حمله به مجتمع‌های پتروشیمی ماهشهر و عسلویه ظرفیت پتروشیمی کشور را دچار آسیب کرد. کارخانه‌هایی که مواد اولیه تجهیزات پزشکی و سایر مصنوعات و کالاهای تولیدی را تهیه و مهم‌تر از آن کود شیمیایی برای تهیه محصولات کشاورزی و مواد غذایی را تأمین می‌کردند. همچنین در این حملات شماری از پالایشگاه‌های گاز و نفت خام و مخازن ذخیره سوخت صدمه دیدند اما این فقط بخشی از خسارات جنگ است و بخش قابل توجهی از فرودگاه‌ها و هواپیماهای مسافری و تجاری کشور، پل‌ها و راه‌آهن تخریب شده است، آنچه به عنوان زیرساخت‌های حمل‌ونقل کشور محسوب می‌شود.

    ‌علاوه بر این، جنگ بالغ بر ۱۲۰ هزار واحد مسکونی، تجاری و اداری را تخریب کرده است که از این میان، فقط خسارت واردشده به منازل مسکونی نزدیک به ۵۴ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود.

    ‌این خسارات سنگین در شرایطی به اقتصاد کشور وارد شده است که آمریکا اعلام کرده بود بنا دارد زیرساخت‌های برق و نفت را هدف حمله قرار دهد و صادرات نفت کشور را از کار بیندازد.

    ‌خسارات اقتصادی جنگ در همین مدت کوتاه بسیار زیاد بوده است. به‌تازگی فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در گفت‌وگو با خبرگزاری روسی ریانووستی رقمی تکان‌دهنده از خسارت جنگ بر اقتصاد کشور بیان کرده است. او در این گفت‌وگو توضیح داد برآورد اولیه خسارات ایران در جنگ اخیر حدود ۲۷۰ میلیارد دلار است که البته این عدد قطعی و نهایی نیست. او در ادامه گفته است: «یکی از موضوعاتی که تیم مذاکره‌کننده ما در حال پیگیری است و در گفت‌وگوهای اسلام‌آباد نیز دنبال شد، موضوع غرامت‌های جنگی است».

    هرچند شیوه محاسبه این عدد شفاف نیست، اما برآوردهای اولیه خسارات جنگ نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از صنایع مادر کشور از جمله پتروشیمی، فولاد و صنعت گاز آسیب دیده است. این خسارت جدای از صدمه سنگینی است که به واحدهای مسکونی، تجاری و اداری، دانشگاه‌ها و واحدهای تحقیقاتی، پل ها، راه‌آهن و سایر تأسیسات عمرانی وارد شده است.

    این عدد بزرگ خسارت در شرایطی از سوی دولت اعلام می‌شود که جنگ فقط ۴۰ روز به طول انجامیده است. بررسی خسارت تحریم نفت ایران نشان می‌دهد جنگ در ۴۰ روز چیزی معادل ۲۶ سال تحریم نفتی کشور خسارت به بار آورده است.

    آمارهای صندوق جهانی پول نشان می‌دهد در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ میلادی، ایران به طور میانگین دو میلیون‌و ۱۳۷ هزار بشکه نفت صادر کرده است، اما این میزان صادرات نفت با تحریم حدود نصف شده است‌. در سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۵ صادرات نفت کشور به طور میانگین به یک میلیون‌و ۲۱۳ هزار بشکه در روز کاهش داشته است.‌ با در نظر گرفتن میانگین قیمت نفت در این سا‌ل‌ها، درآمد سالانه کشور از صادرات نفت در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ حدود ۴۱.۷ میلیارد دلار بوده که این رقم از از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۵ به سالانه ۳۲ میلیارد دلار کاهش داشته است. در مجموع باید گفت در ۱۳ سال تحریم، درآمد نفت ایران حدود ۱۴۰ میلیارد دلار کاهش داشته است.

    با این حساب خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران معادل حدود ۲۶ سال تحریم نفت ایران است.

    ‌در گزارشی دیگر که جزئیات آن منتشر نشده، خسارت تحریم به اقتصاد ایران در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱ معادل هزار‌و ۲۰۰ میلیارد دلار ارزیابی شده است. این گزارش در تیر ۱۴۰۳ مورد استناد حسین سلاح‌ورزی، رئیس سابق اتاق ایران قرار گرفته و توضیح داده بود هر سال تحریم حدود ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت برای اقتصاد کشور به دنبال داشته است. اگر بخواهیم این عدد را با خسارت جنگ رمضان قیاس بگیریم، مشخص می‌شود که این جنگ ۴۰روزه معادل حدود سه سال تحریم کل اقتصاد کشور زیان به بار آورده است.

    سقوط ۶۷‌درصدی قدرت خرید مردم

    در یک دهه اثرات تحریم اما فشار سنگینی بر زندگی و معیشت ایرانیان داشته و درآمد مردم را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش داده است.

    گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد درآمد سرانه ایرانیان در سال ۲۰۱۱ معادل هشت هزارو ۳۸۹ دلار بود که در سال‌های تحریم با کاهش مداوم مواجه شد و در سال ۲۰۲۰ به دو هزارو ۷۵۶ دلار سقوط کرد. در حقیقت در یک دهه قدرت خرید مردم کشور نزدیک به ۶۷ درصد کاهش داشته است. در تمام سال‌های تحریم میانگین رشد اقتصادی کشور نزدیک به صفر بوده و کسری بودجه و چاپ پول تورم قابل توجهی به جیب مردم تحمیل کرده است؛ به عبارت دیگر در شرایطی که مخارج مدام رو به افزایش بوده، درآمد کشور کاهشی شده و ناترازی بین مخارج و درآمد باعث چاپ پول و تحمیل تورم سنگین به جیب مردم بوده است.

    این موضوع سال به سال باعث گسترش فقر شده و شمار قابل توجهی از مردم طبقه متوسط را به کام فقر کشانده است.

    برای آنکه تصویر بهتری از تأثیر تحریم بر جیب مردم عیان شود، باید گفت گزارش‌های بانک جهانی نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۳ میانگین درآمد سرانه مردم ایران حدود نصف مردم کشورهای منطقه بوده است.

    عراق در سال‌های جنگ و پس از جنگ

    حالا گرچه آتش‌بس موقت برقرار شده و اخبار حاکی از آن است که مذاکره ایران و آمریکا در جریان است اما ارتش آمریکا از محاصره دریایی ایران خبر داده و مدعی شده هر کشتی از مبدأ و به مقصد بنادر ایران را توقیف می‌کند. وضعیتی که پیش از این، عراق گرفتار آن شد؛ بین دو جنگ اول و دوم خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۳ تحریم‌های سنگینی علیه عراق وضع شد و این کشور به وضعیت «نفت در برابر غذا» رسید. کمبود شدید مواد غذایی، دارو، قطعات یدکی و کالاهای اساسی به دلیل تحریم‌های سازمان ملل باعث شد فقر در عراق گسترش یابد. به طوری که در طول دهه ۱۹۹۰ بسیاری از کودکان عراقی با سوءتغذیه و بیماری‌های قابل پیشگیری روبه‌رو بودند.

    روند واردات و صادرات کالا عملا از هم فروپاشیده بود و ورود کالا جز در موارد معدود کمک‌های بشردوستانه ممکن نبود. از سال ۱۹۹۶ برنامه «نفت در برابر غذا» از سوی سازمان ملل اجرا شد تا به عراق اجازه دهد در ازای فروش نفت خود بتواند فقط مواد غذایی و دارو دریافت کند. این کشور در آن سال‌ها گرفتار ابرتورم شد و دینار عراق به‌سرعت ارزش خود را از دست داد و مردم گرفتار فقر گسترده شدند. از آن سو زیرساخت‌های کشور دچار فرسایش شدید شده و امکان بازسازی آن وجود نداشت و عراقی‌ها ساعت‌های طولانی قطع برق و عدم دسترسی به آب سالم بهداشتی را تجربه می‌کردند.

    زخم ویرانی‌های جنگ و تحریم هنوز پس از دو دهه بر تن عراق دیده می‌شود و این کشور همچنان توانسته است اقتصاد خود را ترمیم کرده و درآمد سرانه را به سال‌های پیش از جنگ و تحریم بازگرداند.

  • شوک چندلایه قطع اینترنت به کسب و کارها

    شوک چندلایه قطع اینترنت به کسب و کارها

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که کشور با تبعات جنگ و نااطمینانی‌های گسترده مواجه است، محدودسازی اینترنت به یکی از چالش‌های جدی فعالان اقتصادی، به‌ویژه در حوزه اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است.

    «رضا الفت‌نسب» با اشاره به آثار چندلایه این محدودیت‌ها، از تعمیق رکود در کسب‌وکارها و افزایش ریسک سرمایه‌گذاری خبر می‌دهد.

    اینترنت؛ زیرساخت حیاتی اقتصاد، نه یک ابزار جانبی

    الفت‌نسب در ابتدای این گفت‌وگو با تأکید بر اینکه ملاحظات امنیتی قابل درک است، اظهار داشت:

    محدودسازی اینترنت در اقتصاد امروز، یک «شوک مستقیم و چندلایه» به اقتصاد کشور وارد می‌کند. این شوک صرفاً به حوزه ارتباطات محدود نمی‌شود، بلکه زنجیره تولید، توزیع، فروش، خدمات و حتی سطح اعتماد عمومی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    وی افزود:امروز اینترنت دیگر یک ابزار جانبی نیست، بلکه به بخشی از زیرساخت حیاتی اقتصاد تبدیل شده است و هرگونه اختلال در آن، پیامدهای گسترده‌ای برای کل اقتصاد به همراه دارد.

    از کسب‌وکارهای آنلاین تا تولید؛ دامنه آسیب گسترده است

    رئیس اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی با اشاره به بخش‌هایی که بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند، گفت:در کوتاه‌مدت، بیشترین ضربه به کسب‌وکارهای دیجیتال و خدمات آنلاین وارد می‌شود، چراکه وابستگی مستقیم به اینترنت دارند. اما در مراحل بعدی، این آسیب به بخش‌های تولید، تجارت خارجی و حتی کسب‌وکارهای سنتی نیز سرایت می‌کند.

    او ادامه داد:امروز بسیاری از فرآیندهای تأمین، بازاریابی، ارتباط با مشتری و لجستیک به اینترنت وابسته است. حتی یک تاجر برای برقراری ارتباط با شرکای خارجی خود ناچار به استفاده از ابزارهایی مانند پیام‌رسان‌هاست و محدودیت در این حوزه، عملاً فعالیت اقتصادی را مختل می‌کند.

    کاهش رشد اقتصادی و تشدید فشارهای جنگ

    الفت‌نسب درباره اثر این محدودیت‌ها بر رشد اقتصادی تصریح کرد:قطع یا اختلال اینترنت می‌تواند به‌عنوان یک عامل کاهنده رشد اقتصادی در کوتاه‌مدت عمل کند. در شرایطی که اقتصاد کشور تحت فشار جنگ قرار دارد، این مسئله به‌منزله یک «ضربه مضاعف» عمل کرده و سرعت گردش اقتصاد را کاهش می‌دهد.

    خسارت‌های پنهان؛ فراتر از آمارهای رسمی

    وی با اشاره به دشواری برآورد دقیق خسارت‌ها گفت:

    در حال حاضر، آمار رسمی و دقیقی از میزان خسارت ناشی از اختلال اینترنت وجود ندارد. اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از این خسارت‌ها «پنهان» است.

    او توضیح داد: از دست رفتن مشتری، کاهش اعتماد، توقف رشد و از بین رفتن فرصت‌ها از جمله خسارت‌های غیرمستقیم هستند که معمولاً در محاسبات دیده نمی‌شوند، در حالی که مجموع این زیان‌ها می‌تواند بسیار فراتر از برآوردهای سطحی باشد.

    بازار کار در معرض بیکاری پنهان

    الفت‌نسب در ادامه به پیامدهای این وضعیت بر بازار کار اشاره کرد و گفت:بیشترین آسیب به مشاغل وابسته به اینترنت وارد می‌شود؛ از فریلنسرها گرفته تا استارتاپ‌ها و فروشگاه‌های آنلاین.

    وی افزود:در صورت تداوم این شرایط، پدیده «بیکاری پنهان» گسترش می‌یابد؛ به این معنا که افراد ظاهراً شاغل هستند، اما عملاً درآمدی ندارند یا فعالیت آن‌ها به‌شدت محدود شده است.

    افزایش ریسک سرمایه‌گذاری و بی‌ثباتی بازارها

    رئیس اتحادیه کشوری کسب‌وکارهای مجازی درباره اثرات این وضعیت بر سرمایه‌گذاری گفت:بی‌ثباتی در دسترسی به اینترنت، ریسک سرمایه‌گذاری را به‌شدت افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، چه سرمایه‌گذاران داخلی و چه خارجی تمایلی به ورود به بازار ندارند.

    او تأکید کرد:حتی پیش از این نیز روند سرمایه‌گذاری در اقتصاد دیجیتال کند شده بود و اکنون برخی فعالان اقتصادی به دنبال خروج از این حوزه هستند. همچنین در بازارهای مالی، کاهش دسترسی به اطلاعات می‌تواند به افزایش رفتارهای هیجانی و بی‌اعتمادی منجر شود.

    تجربه جهانی؛ محدودیت هدفمند، نه گسترده و بلندمدت

    الفت‌نسب با اشاره به تجربه سایر کشورها گفت:

    در بسیاری از کشورها، در شرایط بحران تلاش می‌شود اینترنت به‌عنوان یک زیرساخت حیاتی حفظ شود و محدودیت‌ها به‌صورت هدفمند و موقتی اعمال شود.

    وی افزود:اگر محدودیت‌ها گسترده و طولانی‌مدت باشد، عملاً به نوعی «خودتحریمی» تبدیل می‌شود که آثار آن مستقیماً متوجه کسب‌وکارها و اقتصاد دیجیتال خواهد بود.

    اقتصاد دیجیتال در مسیر رکود فرسایشی

    او درباره چشم‌انداز پیش‌رو هشدار داد:در صورت تداوم این وضعیت، اقتصاد دیجیتال به سمت «رکود فرسایشی» حرکت می‌کند؛ به‌گونه‌ای که کسب‌وکارها به‌جای رشد، صرفاً برای بقا تلاش خواهند کرد.

    راهکارها؛ ثبات، شفافیت و دسترسی پایدار

    الفت‌نسب در پایان با ارائه راهکارهایی تأکید کرد: بازگشت به دسترسی پایدار به اینترنت، حتی در سطح حداقلی، ضروری است. همچنین نهادهای تصمیم‌گیر باید از اتخاذ تصمیمات ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی پرهیز کنند.

    او ادامه داد:شفافیت در سیاست‌گذاری و ارتباط مستقیم‌تر با تشکل‌های صنفی از دیگر الزامات است. همچنین اگر قرار است دسترسی‌هایی برای کسب‌وکارها فراهم شود، این دسترسی باید عادلانه و برای همه فعالان اقتصادی باشد.

    ۱۰ هزار کسب‌وکار رسمی؛ و میلیون‌ها فعال وابسته

    وی در پایان خاطرنشان کرد:در حال حاضر حدود ۱۰ هزار کسب‌وکار رسمی دارای مجوز در اتحادیه فعالیت دارند، اما تعداد واقعی کسب‌وکارهای وابسته به اینترنت، شامل فعالان شبکه‌های اجتماعی و حتی واحدهای صنفی سنتی، بسیار بیشتر از این رقم است و همین موضوع نشان می‌دهد دامنه اثر اختلال اینترنت تا چه اندازه گسترده است. بنابراین، مسئولان تا دیرنشده، پیشگیری کنند.

  • نباید همه تخم‌مرغ‌ها را در سبد امارات می‌گذاشتیم!

    نباید همه تخم‌مرغ‌ها را در سبد امارات می‌گذاشتیم!

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران سال‌هاست که در حوزه تجارت خارجی پیوندی نسبتا مستقیم با امارات متحده عربی دارد؛ پیوندی که در طول زمان، چه در حوزه واردات و چه در بخش صادرات، نوعی وابستگی ایجاد کرده بود.

    این وابستگی اگرچه در دوره‌هایی به تسهیل تجارت خارجی کمک کرده، اما در کنار آن نگرانی‌هایی نیز به همراه داشته است؛ نگرانی‌هایی که ریشه در محدودیت‌های بانکی، رفتار غیرقابل پیش‌بینی صرافی‌ها در دوبی و همچنین نوسانات ناشی از شرایط سیاسی و اقتصادی منطقه دارد.

    با گذشت چهل روز از «جنگ رمضان» و بالا گرفتن تنش آتش و جنگ میان ایران و امارات، بسیاری از کارشناسان اقتصادی و تجاری معتقدند که این جنگ یک هشدار جدی برای ساختار تجارت خارجی کشور بوده است. از نگاه این گروه، تنش جنگی اخیر به نوعی توفیق اجباری فراهم کرده تا ایران برای نخستین‌بار به شکل جدی به این پرسش بیندیشد که آیا منطقی است بخش مهمی از زنجیره تجارت خارجی خود را تنها بر یک کشور متمرکز کند؟ و اگر پاسخ منفی است، مسیر‌های جایگزین چه هستند؟

    برخی تحلیلگران تأکید می‌کنند که اکنون زمان آن رسیده که بخش قابل‌توجهی از مبادلات تجاری به سمت کشورهای دیگری مانند عراق، ترکیه، عمان و حتی چین منتقل شود؛ کشورهایی که هم ظرفیت اقتصادی قابل توجهی دارند و هم می‌توانند فشار ناشی از تمرکز بیش از حد تجارت بر امارات را کاهش دهند. به گفته این گروه، مشکلاتی که در سال‌های اخیر از سوی برخی صرافی‌های دوبی برای فعالان اقتصادی ایرانی ایجاد شد یا محدودیت‌هایی که برای انتقال ارز و صدور اسناد بانکی به‌وجود آمد، نمونه‌هایی از ریسک‌هایی است که نباید دوباره تجربه شود.

    در این زمینه، مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین در گفتگو با خبرنگار تابناک معتقد است که اقتصاد ایران باید مدت‌ها پیش به فکر طراحی یک مسیر جایگزین برای تجارت از طریق دوبی می‌بود. او در این گفت‌وگو اظهار کرده است که انتخاب امارات به‌عنوان مرکز واسط تجارت خارجی، در طول سال‌ها ایران را در معرض ریسک قرار داده است؛ زیرا استفاده مداوم از این کشور به‌عنوان مسیر اصلی مبادلات مالی و تجاری، به‌طور طبیعی امکان ایجاد فشارهای ناگهانی و اختلال‌های اقتصادی را افزایش می‌دهد. بنابراین «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» همین است و حالا باید به فکر جایگزین باشیم.

    حریری با اشاره به اینکه مسیر مناسب تجاری برای ایران، کشور چین است، توضیح داد: سهم قابل‌توجهی از تجارت خارجی ایران در جهان، یعنی حدود یک‌سوم مبادلات، به‌طور مستقیم با چین انجام می‌شود. از نگاه او، همین موضوع یک ظرفیت بزرگ است که می‌توان آن را گسترش داد و مبادلات مالی را از مسیرهای جدیدی در چین انجام داد؛ از جمله استفاده از یوان یا سایر سازوکارهای مالی و تسویه‌ای که در سال‌های گذشته نیز نمونه‌هایی از آن وجود داشته است. او یادآور می‌شود که حتی بدون استفاده از شبکه بانکی رسمی، امکان مبادله با چین در شرایط خاص وجود داشته؛ همان‌گونه که در دوران شیوع کرونا، خرید یک میلیارد و دویست میلیون دلار واکسن از چین از طریق روش‌های غیر بانکی انجام شد.

    وی تأکید می‌کند که طی سال‌های گذشته، برخی ذینفعان ترجیح می‌دادند گردش مالی ایران از مسیر دوبی انجام شود؛ موضوعی که به گفته او چالش‌هایی را در زمینه انتقال به‌موقع ارز و تکمیل چرخه مالی تجارت کشور ایجاد کرده است. این مسئله در مقاطعی به‌ویژه در شرایط حساس اقتصادی، موجب ایجاد اختلال‌هایی در ورود ارز و تأمین مالی تجارت شده و تبعات آن مستقیماً در بازار ارز مشاهده می‌شد.

    حریری با اشاره به دوره زمانی خرداد تا اسفندماه گذشته یعنی در فاصله بین جنگ دوازده روزه و جنگ اخیر، اظهار داشت: بخشی از انتقال منابع ارزی ایران از دوبی دچار اختلال شد و همین موضوع یکی از عوامل تأثیرگذار در افزایش نرخ ارز تا محدوده ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان بود. او معتقد است که حتی اگر روابط اقتصادی ایران و امارات به شرایط عادی و بدون تنش و قبل از جنگ بازگردد، تجربه‌های اخیر نشان داده که نباید بخش اعظم تجارت کشور تنها بر یک مسیر استوار باشد. به بیان دیگر؛ نباید تخم مرغهایمان را در یک سبد خطرناکی به دنبال دوبی بگذاریم. به گفته وی، تنوع‌بخشی به مبادی تجاری اکنون نه یک انتخاب بلکه ضرورتی است که باید به سرعت مورد توجه قرار گیرد.

    او همچنین به ظرفیت‌های جدید پاکستان اشاره کرد و گفت: می‌توان بخشی از فرآیندهایی که پیش‌تر در بندر جبل‌علی انجام می‌شد، مانند عملیات سوئیچ بارنامه، به بنادر کراچی یا گوادر منتقل کرد. این بنادر به دلیل توسعه زیرساخت‌ها و نزدیکی جغرافیایی، قابلیت تبدیل شدن به مسیرهای جایگزین برای تجارت ایران را دارند و می‌توانند بخشی از فشار وابستگی به دوبی را کاهش دهند.

    به باور کارشناسان، مجموع این شرایط نشان می‌دهد که تجارت خارجی ایران به مرحله‌ای رسیده که بازطراحی مسیرهای مبادلات ارزی و تجاری، دیگر یک پیشنهاد یا هشدار نیست؛ بلکه ضرورتی استراتژیک برای حفظ ثبات اقتصادی کشور به شمار می‌رود.

  • جنگ با اقتصاد ایران چه کرد؟

    جنگ با اقتصاد ایران چه کرد؟

    به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر، خسارات ناشی از جنگ به‌صورت رسمی از سوی سخنگوی دولت اعلام شد. بر اساس این اعلام، مجموع خسارات جنگ حدود ۲۷۰‌میلیارد دلار برآورد شده است.

    به گزارش دنیای اقتصاد، مدت‌زمان بازسازی به عواملی مانند میزان خسارت اولیه، نرخ رشد اقتصادی، سطح اولیه تولید و بهره‌وری سرمایه بستگی دارد. بر این اساس، اگر اقتصاد پس از جنگ رشد سالانه ۳ درصدی را تجربه کند، حدود ۵ سال زمان لازم است تا تولید ناخالص داخلی به سطح پیش از جنگ بازگردد. در مقابل، در سناریوی خوش‌بینانه با تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی، این دوره به حدود ۲ سال کاهش خواهد یافت.

    بر اساس اظهارات سخنگوی دولت ایران، در جریان جنگ اخیر خسارتی در حدود ۲۷۰‌میلیارد دلار به اقتصاد کشور وارد شده است. با توجه به اندازه اقتصاد ایران، این رقم بسیار قابل‌توجه و سنگین است. این میزان خسارت معادل حدود ۵۷ درصد تولید ناخالص داخلی کشور و بیش از پنج برابر درآمدهای نفتی سالانه ایران است.

    برآورد فنی زمان بازسازی

    هرچه نرخ رشد اقتصادی بالاتر و سطح خسارت اولیه کمتر باشد، دوره بازسازی کوتاه‌تر خواهد بود. خسارت‌هایی که در طول جنگ به زیرساخت‌های اقتصادی، یا به‌طور کلی‌تر به «سرمایه انباشت‌شده» وارد می‌شود، به کاهش تولید ناخالص داخلی منجر می‌شود.

    بر اساس آمارهای موجود، بهره‌وری سرمایه در ایران پایین‌تر از میانگین جهانی است. نسبت سرمایه انباشت‌شده به تولید ناخالص داخلی در ایران حدود ۴ برآورد می‌شود. به بیان ساده، برای افزایش یک واحدی تولید در اقتصاد ایران، به حدود چهار واحد افزایش در سرمایه انباشت‌شده نیاز است.

    علاوه بر بهره‌وری سرمایه، نرخ رشد اقتصادی پس از جنگ نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در زمان بازسازی دارد. هرچه رشد اقتصادی سریع‌تر باشد، بازگشت تولید به سطح پیش از جنگ در مدت کوتاه‌تری رخ می‌دهد. با توجه به پایین بودن بهره‌وری سرمایه در ایران، می‌توان انتظار داشت که در صورت تحقق نرخ‌های رشد بالا، فرآیند بازسازی تسریع شود.

    با اعلام خسارت  ۲۷۰‌میلیارد دلاری، گروهی از کارشناسان معتقدند این رقم فراتر از سطح واقعی خسارات واردشده است و بیش از آنکه مبتنی بر برآورد خسارات بالفعل باشد، از محاسبات گسترده و گاه خوش‌بینانه درباره هزینه‌های غیرمستقیم تاثیر پذیرفته است.

    در مقابل، گروه دیگری از کارشناسان بر این باورند که رقم اعلام‌شده حتی تمامی ابعاد خسارت را پوشش نمی‌دهد و با احتساب هزینه‌های پنهان، فرصت‌های از دست‌رفته و پیامدهای بلندمدت اقتصادی، میزان واقعی خسارت می‌تواند تا حدود ۵۰۰‌میلیارد دلار افزایش یابد.

    با فرض وارد آمدن خسارتی معادل ۲۷۰‌میلیارد دلار، اگر اقتصاد ایران پس از جنگ با نرخ سالانه ۸ درصد رشد کند، حدود ۲ سال زمان لازم خواهد بود تا تولید ناخالص داخلی به سطح پیش از جنگ بازگردد.

    اما میانگین رشد اقتصادی ایران در سال‌های گذشته حدود ۳ درصد بوده است. با فرض تداوم این نرخ رشد در دوره پس از جنگ، خسارت ۲۷۰‌میلیارد دلاری می‌تواند اقتصاد ایران را حدود ۵ سال به عقب بازگرداند. در صورتی که جنگ برای مدت بیشتری برای مثال حدود یک ماه دیگر ادامه یابد و حجم خسارات به حدود ۵۰۰‌میلیارد دلار افزایش پیدا کند، زمان بازسازی به بیش از ۱۰ سال خواهد رسید. بر این اساس، با فرض توزیع نسبتا یکنواخت خسارات در طول زمان، هر یک ماه تداوم جنگ می‌تواند بیش از ۵ سال اقتصاد ایران را به عقب براند.

  • تبعات محاصره دریایی برای ذخایر دارویی ایران

    تبعات محاصره دریایی برای ذخایر دارویی ایران

    به گزارش اقتصادران، رییس انجمن داروسازان ایران با اشاره به آغاز محاصره دریایی از روز گذشته، اعلام کرد که علیرغم وجود نگرانی‌ها، وضعیت دارو در کشور نسبتا پایدار است و ذخایر داخلی نقش کلیدی در جلوگیری از کمبودهای جدی ایفا کرده‌اند و وجود مرزهای زمینی مانع از بن بست و ایجاد مشکل خواهد شد.

    ذخایر داخلی، سپر دارویی در جنگ رمضان

    شهرام کلانتری خاندانی، رییس انجمن داروسازان ایران با بیان اینکه تصمیمات مفید در بودجه ۱۴۰۴ و تخصیص منابع به صنایع داخلی به ویژه در تولید داروهای استراتژیک موثر بوده است، گفت: «سهمی که از صندوق ذخیره ارزی برای ذخیره‌سازی داروی استراتژیک در نظر گرفته شده بود، به موقع اجرا شد و شرکت‌های تولیدی داخلی توانستند ذخایر مناسبی ایجاد کنند. به همین دلیل، در طول جنگ ۴۰ روزه رمضان، توزیع دارو نسبتا پایدار بود.»

    وی افزود: «البته این به معنای کاملا مطلوب بودن وضعیت نیست و کمبودهایی که در سال‌های گذشته وجود داشته همچنان مشاهده می‌شود، اما اثر منفی جنگ بر این کمبودها، به مقدار زیاد تأثیر نگذاشت.»

    وضعیت داروهای بیماران خاص و صعب‌العلاج

    رییس انجمن داروسازان ایران درباره داروهای بیماران خاص، صعب‌العلاج و بیماری‌های نادر توضیح داد: «این داروها به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ داروهایی که فناوری تولید داخلی دارند و داروهای وارداتی. خوشبختانه داروهای تولید داخل بدون مشکل تأمین شدند و در مورد داروهای وارداتی نیز کمبود جدی و خارج از وضعیت نرمال دیده نشد، زیرا واردات پیش از جنگ انجام شده بود.»

    وی تاکید کرد: «کمبودهای دارویی در داروهای حیاتی و بیماران خاص تقریبا در همان محدوده قبل از جنگ باقی ماند.»

    مشکلات لجستیکی و نقدینگی داروخانه‌ها

    با وجود ذخایر مناسب، رییس انجمن داروسازان گفت: «سیستم توزیع دارو در طول جنگ با مشکلاتی مواجه شد. پروازها مختل و چندین شرکت دارویی در حملات دشمن آسیب دیدند و حمل و نقل دارو در مواقعی  با مشکلاتی همراه بود. علاوه بر این، بدهی سازمان‌های بیمه‌گر به داروخانه‌ها و کمبود نقدینگی، چالش‌ها راتشدید کرد.

    وی افزود: انجمن داروسازان ایران از شرکت‌های پخش دارویی و تولید کنندگان برندهای مطرح کشور تقاضا کرد که برای وضعیت جنگی، شرایط ویژه فروش و تسهیلات برای داروخانه ها ایجاد کنند ولی متاسفانه همکاری شرکت‌های پخش دارویی در شرایط جنگی کافی نبود و بعضاً از حالت قبل از جنگ ، سختگیرانه تر شده و کمکی به داروخانه ها نشد»

    وی اگادامه داد:  «با این وجود، داروخانه‌های کشور به ویژه در بخش خصوصی بخوبی پای کار ایستادند و توانستند کمبودها را جبران کنند و مردم کمبود جدی احساس نکردند. تنها در برخی اقلام  که مشابه داخلی داشتند، محدودیت‌هایی وجود داشت. برای مثال، برند خاصی از شیر خشک در تعداد محدود کمبود داشت، اما هیچ کودکی بدون شیر خشک نماند.»

    قیمت دارو و پوشش بیمه‌ای

    رییس انجمن داروسازان درباره تغییرات قیمت‌ها توضیح داد: «تغییرات قیمتی ناشی از شرایط جنگ نبود و بیشتر به دلیل اصلاح نرخ ارز، تورم و حذف ارز ترجیحی بود. اکثر داروها تحت پوشش بیمه قرار گرفتند و اگر جایی با قیمت بالاتر عرضه شد، مردم باید موضوع را از سازمان‌های بیمه‌گر پیگیری کنند که چرا بلافاصله مابه تفاوت ها را در سیستم پذیرش خود اعمال نکرده اند.»

    وی اضافه کرد: «برخی مشکلات نیز  ناشی از کمبود نقدینگی داروخانه‌ها و عدم مساعدت شرکت‌های دارویی در زمان جنگ بود. انتظار می‌رفت که زنجیره تأمین دارو در شرایط جنگ هماهنگی و مساعدت بیشتری با داروخانه ها  داشته باشد، اما این تعامل آن گونه که شایسته بود، محقق نشد »

    آینده تامین دارو

    رییس انجمن داروسازان درباره آینده تأمین دارو اظهار کرد: «با برنامه‌ریزی‌های موجود و مسیرهای جایگزین زمینی و هوایی، ان شاالله مشکل جدی در تأمین دارو پیش‌بینی نمی‌شود. تنها بخش محدودی از داروهای وارداتی به حمل دریایی وابسته هستند، اما مسیرهای زمینی و هوایی برای تأمین مواد اولیه کافی است و مشکلات قابل مدیریت خواهند بود.»

    وی تاکید کرد: «قیمت دارو باید به‌روز شود، اما سازمان‌های بیمه‌گر باید تغییرات را تحت پوشش قرار دهند تا فشار اقتصادی بر مردم افزایش نیابد و تولیدکنندگان بتوانند دارو را به صورت مقرون به صرفه تولید کنند.»

    به گفته رییس انجمن داروسازان، وضعیت دارو در کشور پایدار است و ذخایر داخلی و برنامه‌ریزی مناسب نقش مهمی در جلوگیری از کمبود جدی ایفا کرده‌اند. تنها نگرانی‌های باقی‌مانده مربوط به مسائل لجستیکی محدود و مدیریت قیمت‌ها است که قابل حل می‌باشد.
  • اقتصاد ایران، آتش‌بس لرزان / سناریوهایی بدبینانه و خوشبینانه برای پایان جنگ

    اقتصاد ایران، آتش‌بس لرزان / سناریوهایی بدبینانه و خوشبینانه برای پایان جنگ

    به گزارش اقتصادران، جنگ هنوز به‌طور کامل تمام نشده اما از همین حالا تبعات اقتصادی آن نمایان شده است؛ جایی میان آتش‌بسی لرزان، منابعی که تحلیل رفته‌اند و زیرساخت‌هایی که دیگر به سادگی سرپا نمی‌شوند.

    پساجنگ؛ زمان تغییر در مسیر حکمرانی یا بستر بروز بحران های عمیق

    در این میان، پرسش اصلی نه فقط زمان پایان جنگ، بلکه کیفیت آغاز یک دوره جدید است؛ دوره‌ای که اگرچه با عنوان «پسا‌جنگ» شناخته می‌شود، اما به گفته محمود جامساز، اقتصاددان، بیش از آنکه نوید بازسازی بدهد، می‌تواند صحنه بروز بحران‌های عمیق‌تری باشد. از فروبستگی مسیرهای تأمین مالی تا تورمی که سفره‌ها را کوچک‌تر می‌کند، مگر آنکه تغییری جدی در نسبت سیاست، اقتصاد و جهان بیرون رخ دهد.

    محمود جامساز که گفتگو کرده، معتقد است: در حال حاضر نمی‌توان پیش‌بینی کرد که جنگ چه زمانی به پایان می‌رسد. زیرا آتش‌بس بسیار لرزان است و شروطی که جمهوری اسلامی مطرح کرده، اصولاً از سوی آمریکا قابل پذیرش نیست. ایران نیز از مواضع ایدئولوژیک خود عقب‌نشینی نخواهد کرد. لذا سناریوی مذاکرات گذشته تکرار می‌شود و احتمال آغاز دوباره جنگ همچنان وجود دارد.

    سناریوهای پایان جنگ

    در چنین شرایطی، او سه سناریو برای پایان جنگ پیش‌بینی می‌کند و می گوید: سناریوی اول توقف جنگ به دلیل بحران‌های داخلی و فشارهای خارجی است. جمهوری اسلامی ممکن است به دلیل تقلیل منابع در تأمین مالی و لجستیکی جنگ و همچنین افزایش بحران‌های اقتصادی و اجتماعی داخلی، مجبور به توقف جنگ شود. این احتمال به ویژه زمانی تقویت می‌شود که آمریکا با قدرت نظامی اقدام به بازگشایی تنگه هرمز کند و بخشی از خاک ایران را اشغال نماید. این سناریو می‌تواند تغییرات بنیادینی در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران به دنبال داشته باشد.

    سناریوی دوم از نگاه جامساز جنگ فرسایشی است. او می گوید: این سناریو الگویی از جنگ روسیه و اوکراین است. در سناریوی دوم جنگ ممکن است ادامه یابد، مشابه جنگ روسیه و اوکراین، با حمایت لجستیکی چین و روسیه. این وضعیت ممکن است ترامپ را تحت فشار قرار دهد تا با اعلام پیروزی در نابود کردن تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران، جنگ را متوقف سازد. در این صورت، جمهوری اسلامی از منظر سیاسی، خود را پیروز معرفی خواهد کرد، اما تهدیدات نظامی همچنان پابرجا خواهند ماند. جنگ فرسایشی ممکن است به تضعیف بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی ایران منجر شود و بحران‌های اقتصادی را شدیدتر کند.

    جامساز تاکید می کند: سناریوی خوشبینانه، یک توافق جامع و صلح پایدار است. در صورت دستیابی به یک توافق جامع، به‌ویژه در مذاکراتی مثل اسلام‌آباد که رضایت اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس نیز در آن مدنظر باشد، ممکن است خاورمیانه پس از ده‌ها سال، رنگ آرامش را در لوای صلح پایدار تجربه کند. در چنین شرایطی، می‌توان به بازسازی کشور و توسعه پایدار آن در ابعاد مختلف فکر کرد.

    چالش‌های پیش روی اقتصاد ایران

    جامساز در ادامه تأکید می‌کند که اجرای هرگونه پروژه اقتصادی در ایران پس از جنگ مستلزم تغییرات بنیادین در نظام تصمیم‌گیری سیاسی و ساختار اقتصادی کشور است. پذیرش قوانین و اصول علم اقتصاد و الگوبرداری از کشورهایی نظیر کره جنوبی، چین و ویتنام می‌تواند راه‌گشا باشد.

    وی تاکید دارد: این کشورها با ایجاد نظام اقتصادی مستقل از سیاست، به امنیت مالکیت خصوصی، آزادی اقتصادی و جذب سرمایه‌های خارجی پرداخته‌اند. با تاکید بر ترک تخاصم و استقرار صلح پایدار، بازسازی روابط دوستی با کشورهای منطقه و لغو تحریم‌ها، ایران می‌تواند در جهت حل بحران‌ها و بهبود وضعیت اقتصادی گام بردارد. این امر نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و بهبود شاخص‌های کلان اقتصادی نظیر تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی، تورم، بیکاری و درآمد ملی است.

    اولویت‌های اصلاحات در دوران پسا جنگ: از بازسازی اقتصادی تا حکمرانی خوب

    در دوران پسا جنگ، نیاز به اصلاحات ساختاری و بهبود حکمرانی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

    از نگاه محمود جامساز یکی از اولویت‌هایی که باید پیگیری شوند کاهش دخالت دولت در اقتصاد است. او می‌گوید: دولت باید تنها به تأمین کالاهای عمومی بپردازد و نهادهای فرادولتی، نظامی و انتظامی از فعالیت‌های اقتصادی فاصله بگیرند.

    اولویت بعدی اصلاح ساختار بودجه است. اصلاحاتی مانند حذف ردیف‌های مصارف غیر ضروری، قطع وابستگی به نفت و واریز منابع نفتی به صندوق ثروت ملی.

    این اقتصاددان، استقلاب بانک مرکزی و اصلاح نظام بانکی را نیز اولویت بعدی معرفی می‌کند و معتقد است باید در نظام بانکی شفافیت مالی ایجاد شود و با سیستم‌های بانکی بین‌المللی هماهنگ باشد.

    اصلاح نظام مالیاتی، بهبود نظام مالیاتی و توزیع عادلانه درآمدها اولویت‌های بعدی اصلاحات اقتصادی هستند.

    برهمین اساس جامساز اولویت‌های بعدی را ایجاد رشد اقتصادی و کاهش بیکاری می‌داند و بر ایجاد بسترهای لازم برای اشتغال و کاهش بیکاری با استفاده از سیاست‌های مالی مؤثر تأکید می‌کند.

    در نهایت او به اصلاح نظام یارانه‌ها و تخصیص بهینه منابع می‌پردازد و تقویت قدرت خرید طبقات آسیب‌پذیر و تأمین خدمات بهداشتی، آموزشی و بیمه‌ای برای عموم را دیگر اولویت‌های اصلاحات اقتصادی می‌شمارد.

    جامساز معتقد است این اصلاحات، نیازمند تغییرات عمیق در ساختار سیاسی و اقتصادی کشور است که تنها در سایه صلح پایدار و حکمرانی خوب ممکن است.

    آینده اقتصادی ایران

    بنا بر گفته این اقتصاددان، تنها در صورتی که عقلانیت و خردگرایی جایگزین ادراکات متناقض از واقعیت‌ها شود، امکان تبدیل کنش‌های خصمانه به واکنش‌های دوستانه و مسالمت‌آمیز وجود خواهد داشت. این امر می‌تواند نقطه‌عطفی در تاریخ دیپلماسی و سیاست‌گذاری ایران و کشورهای منطقه باشد.