دسته: بورس

  • رخ سرخ بورس‌های عربی در میانه جنگ

    رخ سرخ بورس‌های عربی در میانه جنگ

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر بورس کشورهای عربی بارها تحت تأثیر تنش‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای قرار گرفته و عملاً نشان داده که نسبت به ریسک‌های ژئوپلیتیک حساسیت بالایی دارد.

    واقعیت این است که در زمان وقوع یا تشدید جنگ، اولین واکنش بازارهای مالی این کشورها افزایش فشار فروش و افت شاخص‌هاست؛ چون بخشی از سرمایه‌گذاران خارجی به‌سرعت سمت دارایی‌های کم‌ریسک‌تر حرکت می‌کنند.

    در بازارهایی مثل عربستان و امارات، شاخص‌هایی مانند «تداول آل‌شر اندکس» در عربستان و «دی‌اف‌ام جنرال اندکس» در دبی معمولاً در روزهای ابتدایی بحران‌ها با نوسان منفی مواجه می‌شوند، اما نکته مهم این است که این افت‌ها همیشه پایدار نیست. چون ساختار این اقتصادها تا حدی بر پایه درآمدهای نفتی و ذخایر ارزی قوی بنا شده و همین موضوع کمک می‌کند بازار بعد از شوک اولیه به تعادل نسبی برگردد.

    از طرف دیگر، جنگ‌ها معمولاً باعث افزایش قیمت نفت می‌شوند و این موضوع برای کشورهای نفت‌محور یک نوع حمایت غیرمستقیم محسوب می‌شود. با این حال، فضای نااطمینانی سیاسی باعث می‌شود سرمایه‌گذاران برای ورود دوباره به بازار محتاط‌تر عمل کنند و همین موضوع اجازه شکل‌گیری روندهای صعودی پایدار را نمی‌دهد.

    در همین رابطه، پیام الیاس‌کردی، کارشناس بازار سهام، با اشاره به تحولات بورس کشورهای عربی در جریان جنگ ۴۰ روزه اخیر، این دوره را به سه مقطع اصلی شامل آغاز جنگ، تشدید درگیری‌ها و فاز آتش‌بس تقسیم کرد و تأکید کرد که تحلیل دقیق بازارها بدون تفکیک این مراحل امکان‌پذیر نیست.

    وی با بیان اینکه فضای فعلی همچنان تحت تأثیر نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک قرار دارد، تصریح کرد حتی سناریوهای احتمالی مذاکرات در ژنو یا اسلام‌آباد نیز می‌تواند مسیر آینده بازارها را تغییر دهد، اما در شرایط کنونی، بازارهای سهام منطقه هنوز به ثبات پایدار نرسیده‌اند.

    این کارشناس بازار سهام ضمن اشاره به وضعیت ابتدای جنگ، توضیح داد که افزایش ریسک ژئوپلیتیک در خاورمیانه مهم‌ترین عامل اثرگذار بر بورس‌های عربی بوده است.

    به گفته او، هم‌زمان با تشدید تنش‌ها، قیمت نفت نیز با نوسان و رشد مقطعی همراه شد، اما این افزایش نتوانست اثر منفی ناشی از نااطمینانی سیاسی را جبران کند.

    وی خاطرنشان کرد سه عامل اصلی شامل افزایش تنش‌های منطقه‌ای، نگرانی از اختلال در تنگه هرمز و نوسانات قیمت نفت، در کنار یکدیگر فشار قابل‌توجهی بر بازارهای سهام وارد کردند و در نهایت منجر به افت عمومی بورس‌های عربی در فاز ابتدایی بحران شدند.

    الیاس‌کردی با اشاره به وضعیت امارات، گفت این کشور بیشترین آسیب را در میان بازارهای منطقه متحمل شده است.

    وی تصریح کرد بازار سهام امارات حدود ۱۶ درصد افت را تجربه کرده و برآوردها از کاهش نزدیک به ۱۲۰ میلیارد دلار از ارزش بازار حکایت دارد.

    وی در ادامه توضیح داد ساختار اقتصادی امارات به‌شدت به سرمایه‌گذاران خارجی، به‌ویژه سرمایه‌های اروپایی و غربی وابسته است و همین موضوع باعث شد با افزایش تنش‌ها، بخشی از این سرمایه‌ها با احتیاط بیشتری عمل کرده یا از بازار خارج شوند. به گفته او، این مسئله فشار مضاعفی بر بورس امارات وارد کرده است.

    این کارشناس بازار سهام ضمن اشاره به بخش‌های آسیب‌دیده در امارات اظهار کرد بیشترین افت مربوط به صنایع املاک، هواپیمایی و گردشگری بوده است؛ صنایعی که بیشترین حساسیت را نسبت به ثبات سیاسی و جریان سرمایه دارند.

    الیاس‌کردی در ادامه خاطرنشان کرد در مقابل، بازارهای قطر و بحرین افت ملایم‌تری را تجربه کردند. به گفته وی، بورس قطر حدود ۴ درصد کاهش داشته و بحرین نیز افتی در حدود ۷ درصد را ثبت کرده است.

    او تأکید کرد تفاوت در شدت واکنش بازارها ناشی از میزان درگیری غیرمستقیم کشورها با بحران و سطح ریسک ادراک‌شده سرمایه‌گذاران است.

    وی همچنین درباره وضعیت عربستان سعودی تصریح کرد بازار تداول این کشور به دلیل ساختار متفاوت اقتصاد و نقش شرکت‌های بزرگ مانند آرامکو، رفتار باثبات‌تری نسبت به سایر بازارها داشته است.

    به گفته او، عدم هدف قرار گرفتن مستقیم آرامکو در جریان حملات، هرچند تهدیدهایی پیرامون آن وجود داشت، موجب شد نوسانات بورس عربستان محدودتر باقی بماند.

    الیاس‌کردی در ادامه ضمن اشاره به بازارهای عمان و کویت بیان کرد این دو کشور به دلیل دوری نسبی از درگیری‌های مستقیم، کمترین میزان آسیب را در میان بورس‌های عربی تجربه کردند و نوسانات آن‌ها محدود و کنترل‌شده بوده است.

    وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به گزارش بانک جهانی، توضیح داد پیش‌بینی رشد اقتصادی کشورهای عربی از ۴.۴ درصد به حدود ۱.۳ درصد کاهش یافته است و این موضوع نشان می‌دهد نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک مستقیماً بر انتظارات اقتصادی و مالی اثر گذاشته است.

    این کارشناس بازار سهام ضمن اشاره به شرایط پس از آتش‌بس اظهار کرد اگرچه بخشی از بازارها توانسته‌اند افت‌های قبلی را جبران کنند، اما این به معنای بازگشت کامل ثبات نیست.

    به گفته او، قیمت نفت همچنان نوسانی است و ریسک‌های ژئوپلیتیک نیز به‌طور کامل از بین نرفته‌اند.

    وی خاطرنشان کرد گزارش‌هایی از اختلال‌های مقطعی در تنگه هرمز نیز بار دیگر سطح نگرانی‌ها را در بازارها افزایش داده و باعث شده بورس‌های منطقه در وضعیت انتظار و واکنش به اخبار سیاسی قرار گیرند.
    الیاس‌کردی در پایان تأکید کرد بورس‌های عربی در این دوره یک شوک ژئوپلیتیک جدی را پشت سر گذاشته‌اند؛ به‌طوری که امارات بیشترین آسیب را دیده، عربستان عملکردی باثبات‌تر داشته و قطر، بحرین، عمان و کویت در سطوح پایین‌تری از اثرپذیری قرار گرفته‌اند.

    وی در ادامه افزود: تا زمانی که ریسک‌های سیاسی و امنیتی به‌ویژه در مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز به‌طور کامل کنترل نشود، بازگشت کامل بازارها به شرایط پیش از جنگ امکان‌پذیر نخواهد بود.

    در جمع‌بندی نیز تأکید شد در صورت تداوم آتش‌بس، بازارها به‌تدریج در بازه زمانی دو تا سه ماهه به تعادل نسبی خواهند رسید، اما این روند تدریجی بوده و همچنان تحت تأثیر تحولات ژئوپلیتیک قرار دارد.

  • بورس زیر سایه ریسک‌ها

    بورس زیر سایه ریسک‌ها

    به گزارش اقتصادران، بیش از ۵۰ روز از تعطیلی بازار سهام می‌گذرد، با وجود آتش بس این روزها سایه ریسک‌های سیستماتیک روی بورس بیش از گذشته سنگینی می‌کند حتی ابزارهای این بازار یعنی صندوق‌ها نیز شرایط خوبی ندارند و همچنان خروج نقدینگی از بازار تقویت می‌شود.

    ابهامات بازگشایی بورس هر روز بیش از گذشته می‌شود، همین موضوع باعث شده که برخی از مدیران و فعالان بازار سرمایه عقیده داشته باشند تا زمان پایان رسمی جنگ بورس بازگشایی نشود. طی روزهای گذشته ریسک‌های سیاسی بیش از گذشته روی بورس سایه افکندند و سرمایه‌گذاران تا حدودی عقبگرد کردند. از سوی دیگر برخی دیگر نیز عقیده دارند که بازار هرچه زودتر باید بازگشایی شود؛ چراکه این بسته بودن ادامه‌دار اعتماد و درنهایت نقدینگی را از بازار فراری می‌دهد. مساله اساسی اینجاست که همچنان زمان بازگشایی بازار سهام مشخص نیست و تنها شروطی برای آن تعیین شده، از سوی دیگر نیز شاهد آن هستیم که ابهامات سیاسی درخصوص ادامه مذاکرات، پایان آتش بس و حتی شروعی دوباره برای جنگ افزایش یافته و سرمایه‌گذاران توان تصمیم‌گیری درست برای آینده سرمایه‌گذاری خود ندارند.

    تجربه این شرایط باعث شده که ابزارهای معاملاتی بازار یعنی صندوق‌ها نیز روزگار خوبی را تجربه نکنند و در برخی از روزها شاهد خروج نقدینگی از این صندوق‌ها باشیم. در اصل به واسطه ریسک‌های پیش آمده و عدم مشخص بودن بازگشایی بازار سهام، صندوق‌ها نیز نمی‌توانند جذاب بسیار قوی نقدینگی و اعتماد باشند.البته در میان ابزارها بازار سرمایه و سایر ارکان بورس، به نظر می‌رسد که صندوق‌های درآمد ثابت شرایط بهتری داشته باشند؛ چراکه این صندوق‌ها در هر شرایطی یک سود خاص و مشخص به سرمایه‌گذاران خود می‌دهند و همین موضوع باعث شده که در حتی در روزهایی که میزان ریسک‌ها بالاست و به نوعی شاهد افزایش ابهامات هستیم، بازهم نقدینگی وارد این بازار شود. نکته اساسی اینجاست که این روزها بازارهای طلا و دلار روند کاهشی داشته و سرمایه‌گذاری در این بازارها در چنین شرایطی به عقیده برخی از سرمایه‌گذاران سودساز نیست، درنتیجه به نظرمی‌رسد که ابزارهای معاملات بازار سرمایه یعنی صندوق‌های درآمد ثابت و حتی طلا این روزها توانسته‌اند جذاب نقدینگی باشند. البته در اینجا نباید از سناریوی ترس و ریسک در بازار غافل شد چراکه این عوامل نیز تاثیر منفی دارند.

    بررسی روند معاملات نیز نشان می‌دهد که خروج نقدینگی از صندوق‌های طلا و درآمد ثابت طی روزهای گذشته رقم خورده است. بازار صندوق‌های درآمد ثابت در دومین روز کاری هفته یعنی یکشنبه ۳۰ فروردین شاهد روند صعودی چشمگیری بود که با ورود بیش از ۱.۶ هزار میلیارد تومان نقدینگی و ثبت ارزش معاملات قابل توجه ۲۲ هزار میلیارد تومانی (۲۲ همت) به پایان رسید. این معاملات تحت سلطه تقاضا قرار داشت و نشان‌دهنده اقبال سرمایه‌گذاران به این ابزارهای مالی بود. صندوق توسکا با ثبت بیشترین ارزش معاملات به مبلغ ۲.۳ همت، در کانون توجه این بازار قرار گرفت.

    در ابتدای معاملات، از همان ساعات اولیه روز یکشنبه ۳۰ فروردین، جریان ورود پول به صندوق‌های درآمد ثابت آغاز شد. تا ساعت ۹: ۴۱ صبح، بیش از ۳۰ میلیارد تومان پول وارد این صندوق‌ها شده بود و ارزش معاملات نیز از ۷۳۹ میلیارد تومان فراتر رفت. در این مرحله، صندوق پاسارگاد با جذب ۴۴ میلیارد تومان بیشترین ورود پول را به خود اختصاص داد، در حالی که صندوق افران با خروج ۲۶ میلیارد تومان، بیشترین میزان خروج نقدینگی را تجربه کرد.

    با گذر زمان و نزدیک شدن به نیمه صبح، شدت ورود پول به صندوق‌های درآمد ثابت به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت. تا ساعت ۱۰: ۱۰، مجموع ورود پول به بیش از ۳۸۰ میلیارد تومان رسیده بود و ارزش کل معاملات نیز از ۳ همت عبور کرد. بررسی جزئیات این مرحله نشان می‌دهد که خریداران حقوقی نقش پررنگی در این رشد ایفا کردند و بیش از ۶۴ درصد خریدهای روز را با ارزشی حدود ۲ همت به خود اختصاص دادند. در مقابل، ارزش معاملات در بخش حقیقی نیز به ۱.۱ همت رسید که بیانگر مشارکت قابل توجه هر دو گروه از سرمایه‌گذاران بود.

    روند صعودی ورود پول در میانه روز نیز ادامه یافت. تا ساعت ۴۹: ۱۰، مجموع ورود پول به ۵۶۶ میلیارد تومان افزایش یافته بود. در این مرحله، صندوق پاسارگاد بار دیگر پیشتاز بود و با جذب ۱۲۰ میلیارد تومان، بیشترین ورود پول را به خود دید. همچنین، در این ساعت حباب مثبت ۳ درصدی در صندوق اصیل مشاهده شد که نشان‌دهنده تقاضای بالا برای واحدهای این صندوق بود. در همین حال، صندوق کارا با ثبت ۴۶۴ میلیارد تومان، بیشترین ارزش معاملات را تا این لحظه به خود اختصاص داد.

    با نزدیک شدن به ساعات پایانی معاملات صبح، ورود پول به صندوق‌های درآمد ثابت از مرز ۶۱۵ میلیارد تومان نیز فراتر رفت. در این بخش، صندوق‌های اکسیژن، رابید و توسکا بیشترین رشد روزانه را درصدی را تجربه کردند که حاکی از عملکرد مثبت و جذابیت این صندوق‌ها برای سرمایه‌گذاران بود. در اواسط معاملات و حوالی ساعت ۱۳: ۱۱، جریان ورود پول از ۷۸۶ میلیارد تومان عبور کرد. در این زمان، صندوق کیان با جذب ۱۷۸ میلیارد تومان، بیشترین ورود پول را به ثبت رساند، در حالی که صندوق دارا با خروج بیش از ۱۴۲ میلیارد تومان، بیشترین میزان خروج نقدینگی را تجربه کرد. در نهایت، معاملات روز یکشنبه صندوق‌های درآمد ثابت با ثبت ورود پول خیره‌کننده بیش از ۱.۶ همت و ارزش معاملات کل ۲۲ همت به پایان رسید. نسبت خریدار به فروشنده مثبت ۱، به وضوح برتری تقاضا در بازار امروز را نشان می‌داد. صندوق کیان با جذب بیش از ۳۰۰ میلیارد تومان، بیشترین ورود پول را در پایان روز به خود اختصاص داد و صندوق دارا با خروج بیش از ۱۲۳ میلیارد تومان، بیشترین میزان خروج نقدینگی را تجربه کرد. صندوق توسکا نیز با ثبت ارزش معاملات بیش از ۲.۳ همت، عنوان پرمعامله‌ترین صندوق را از آن خود کرد. علاوه بر این، صندوق اصیل با حباب مثبت بیش از ۳ درصد، و صندوق‌های اکسیژن، رایبد، کارین و توسکا با رشد روزانه مثبت ۰.۱۸ درصد، در جمع بهترین عملکردها قرار گرفتند. این نتایج حاکی از اعتماد بالای سرمایه‌گذاران به صندوق‌های درآمد ثابت و جذابیت آنها در شرایط فعلی بازار سرمایه است.

  • سردرگمی بی‌سابقه‌ سهامداران / چراغ بورس کی روشن می‌شود؟

    سردرگمی بی‌سابقه‌ سهامداران / چراغ بورس کی روشن می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، چراغ بازار سهام هنوز روشن نشده است. همزمان با حمله امریکا و اسراییل به ایران چراغ‌های این بازار خاموش شد. طبق پیش‌بینی‌ها بازار پس از آتش‌بس قطعی باز خواهد شد. اما این رویکرد مقامات دولتی از نگاه گروهی از فعالان بورس منطقی نیست. از دید این گروه از تحلیلگران باید در شرایط خاص نیز بازار سهام باز باشد. به باور آنها بسته بودن بازار ریسک‌های موجود را حذف نمی‌کند، فقط آن را پنهان می‌کند.

    سهیلا نقی‌زاده در گفت‌وگو با «اعتماد» مروری می‌کند وضعیت بازار سهام را از اسفند سال گذشته و نگاهی می‌کند به وضعیت سهامداران در شرایط فعلی. او می‌گوید: از ابتدای اسفند ماه سال گذشته و همزمان با آغاز تنش‌های نظامی گسترده در منطقه، بازارهای مالی ایران و جهان وارد دوره‌ای بی‌سابقه از تلاطم و عدم قطعیت شدند. حملات هماهنگ امریکا و اسراییل به تاسیسات حساس ایران در روزهای پایانی بهمن، معادلات اقتصادی را به کلی دگرگون کرد و بازار سرمایه تهران تا اطلاع ثانوی تعطیل شد. در این میان، سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی که بخش عمده دارایی خود را در انواع اوراق و سهام متمرکز کرده بودند، در سردرگمی بی‌سابقه‌ای نسبت به آینده دارایی‌هایشان گرفتار آمدند.

    سید محمدرضا اعلمی، کارشناس بازار بورس در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به اهمیت بازار سهام در مورد وضعیت کنونی بازار سهام می‌گوید: بازار سرمایه به عنوان آینه اقتصاد، در تمام دنیا حتی در شرایط سخت و پرریسک نیز نقش حیاتی خود را حفظ می‌کند. تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که تعطیلی طولانی بازار در دوره‌های بحران نه‌تنها ریسک سیستماتیک را کاهش نمی‌دهد، بلکه به‌ واسطه انباشت فشار فروش، نبود کشف قیمت، افزایش نااطمینانی و محدود شدن دست سرمایه‌گذار در مدیریت پرتفوی، پیامدهای شدیدتری را ایجاد می‌کند. از همین منظر، یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که شرایط اخیر به ما داد، ضرورت باز بودن بازار سرمایه حتی در زمان جنگ و بحران‌های گسترده است.  او می‌افزاید: بازار بسته، ریسک را حذف نمی‌کند؛ فقط آن را پنهان می‌کند. زمانی که معامله متوقف می‌شود، سرمایه‌گذار امکان بازچینی سبد، کاهش ریسک، نقدشوندگی بخشی از دارایی یا تعدیل پرتفوی را از دست می‌دهد. در واقع، باز بودن بازار نه یک انتخاب، بلکه بخشی از «حق مالکیت» سرمایه‌گذار است. ابزارهای کنترلی مانند بازارگردانی، دامنه نوسان و حجم مبنا دقیقا برای همین دوره‌ها طراحی شده‌اند و تنها در بازار باز قابلیت اعمال دارند. بنابراین بسته ماندن طولانی‌مدت، عملا کارایی ابزارها را از بین می‌برد.

    از نگاه اعلمی، اما برای اینکه بازار سرمایه بتواند در دوره‌های بحران باز بماند و در عین حال ثبات نسبی داشته باشد، برخی اقدامات لازم است. نخست آنکه بازار باید به‌ صورت مرحله‌ای و طبقه‌بندی ‌شده مدیریت شود؛ به این معنا که صنایع حساس یا شرکت‌هایی که نیاز به شفافیت عملیاتی دارند، با زمانبندی متفاوت و بر اساس گزارش‌های تکمیلی وارد بازار شوند. دوم، تقویت نقش بازارگردان‌ها ضروری است. بازارگردانی فعال، از نوسانات غیرمنطقی جلوگیری می‌کند و اجازه نمی‌دهد فشارهای مقطعی باعث ایجاد روندهای غیرواقعی شود. سوم، باید ابزارهای مشتقه، صندوق‌های باثبات درآمد و سازوکارهای پوشش ریسک توسعه یابند تا سرمایه‌گذار در شرایط پرریسک انتخاب‌های بیشتری داشته باشد. اقدام دیگر، تقویت شبکه اطلاع‌رسانی شفاف است؛ زیرا شایعات دقیقا در زمانی شکل می‌گیرند که اطلاعات رسمی محدود باشد. بازار باز و پرمعامله، بهترین راهکار مقابله با شایعه است.

    صندوق‌هایی که باز  شدند

    در حالی که بازار سهام هنوز بسته است. در بحبوحه جنگ بازارهای کالایی همچون بازار طلا باز شد. در کنار آن صندوق‌های ثابت نیز باز شدند و به فعالیت خود ادامه دادند. نقی‌زاده درباره این موضوع می‌گوید: در غیاب بازار سهام، برخی صندوق‌های سرمایه‌گذاری از جمله صندوق‌های درآمد ثابت مجوز فعالیت یافتند و بازگشایی شدند. متعاقبا صندوق‌های کالایی از جمله صندوق‌های مبتنی بر طلا و نقره نیز با شرایط خاصی به فعالیت خود ادامه دادند و مسیر متفاوتی را نسبت به روزهای پیش از جنگ طی کردند.

    او در تشریح وضعیت صندوق‌های درآمد ثابت که عمدتا در اوراق بدهی دولتی و شرکتی سرمایه‌گذاری می‌کنند، می‌گوید: در این دوره از تعطیلی بازار سهام عملکرد نسبتا پایداری داشتند. با توجه به سیاست‌های اعلامی بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی و تثبیت نرخ بهره، این صندوق‌ها توانستند بازدهی مثبت و نسبتا قابل پیش‌بینی ارایه دهند. با این حال، تشدید تحریم‌ها و بلوکه شدن بخشی از منابع ارزی کشور، فشار بر بودجه دولت را افزایش داد و نگرانی‌هایی درباره توان دولت در بازپرداخت اوراق منتشر شده ایجاد کرد. در مجموع، صندوق‌های درآمد ثابت با نوسانات محدودتری نسبت به سایر دارایی‌ها مواجه شدند و برای سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز گزینه مناسبی محسوب می‌شوند.

    او می‌افزاید: برخلاف تصور رایج که طلا را همواره یک دارایی امن در بحران‌ها می‌داند، عملکرد طلا در جنگ چهل‌ روزه اخیر پیچیده و غیرمنتظره بود. قیمت طلا در روزهای ابتدایی جنگ تا مرز ۵ هزار و ۳۰۰ دلار در هر اونس صعود کرد، اما سپس در یک حرکت نزولی شدید، حدود یک‌پنجم ارزش خود را از دست داد    و تا حوالی ۴ هزار و ۱۰۰ دلار سقوط کرد. این افت شگفت‌آور به چند عامل اصلی بازمی‌گردد؛ نخست، افزایش قیمت نفت که شاخص برنت را از ۷۲ به بالای ۱۱۰ دلار رساند، نگرانی از تورم پایدار را تشدید کرد و بازارها احتمال افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی را پیش‌بینی کردند. از آنجا که طلا در شرایط نرخ بهره بالا جذابیت خود را از دست می‌دهد، فشار فروش بر آن افزایش یافت. دوم، در اوج بحران، سرمایه‌گذاران برای پاسخ یا جبران زیان سایر دارایی‌ها، مجبور به فروش طلا شدند. به عبارت دیگر، تقاضای نقدینگی بر خاصیت پناهندگی طلا غلبه کرد. سوم، نگرانی از اینکه صندوق‌های ثروت ملی، به ویژه در کشورهای حوزه خلیج‌فارس، برای تامین هزینه‌های جنگی ناچار به فروش ذخایر طلای خود شوند، جو بازار را متشنج‌تر  کرد.

    این تحلیلگر بازار بورس درباره صندوق‌های نقره نیز که وضعیتی مشابهی با صندوق‌های طلا داشتند، می‌گوید: نوسانات صندوق‌های نقره شدیدتر بود. نقره به دلیل کاربردهای صنعتی گسترده، علاوه بر عوامل موثر بر طلا، از کاهش پیش‌بینی‌های رشد اقتصادی جهان نیز ضربه پذیرفت. قیمت نقره در برخی روزها بیش از ۲۵ درصد نسبت به سقف خود سقوط کرد. نکته قابل توجه، عملکرد ضعیف‌تر سهام شرکت‌های معدنی طلا نسبت به خود فلز بود. شاخص سهام بزرگ‌ترین معدنکاران طلا حدود ۲۵ درصد کاهش یافت. دلیل اصلی، جهش قیمت نفت و افزایش هزینه‌های استخراج از جمله هزینه دیزل و تجهیزات بود. نسبت طلا به نفت، یعنی تعداد بشکه نفتی که با یک اونس طلا می‌توان خرید، به ‌شدت کاهش یافت و حاشیه سود شرکت‌های معدنی را تحت فشار قرار داد.

    سناریوهایی برای آینده

    سازمان بورس اوراق بهادر سناریوهایی را ترسیم کرده بود که این سناریوها شامل «وضعیت فعلی با محدودیت معاملات به صندوق‌ها»، «تشدید جنگ و تعطیلی کامل»، «بازگشایی پس از آتش‌بس کتبی» و «بازگشایی تدریجی در صورت آتش‌بس بدون توافق» بودند. نقی‌زاده، تحلیلگر بازار بورس در بخشی از گفت‌وگویش با «اعتماد» با اشاره به چهار سناریو مقامات سازمان بورس اوراق بهادار، وضعیت بازار سهام را در دو قالب خوشبینانه و بدبینانه بازار بررسی می‌کند و می‌گوید: در هر دو سناریوی بازگشایی، وضعیت سهام به ‌شدت تحت تاثیر شرایط حاکم خواهد بود. در خوشبینانه‌ترین سناریو یعنی آتش‌بس رسمی و پایان پایدار جنگ، انتظار می‌رود بازار واکنش بسیار مثبتی نشان دهد. تحلیلگران معتقدند نشانه توقف حملات ایران یا بازگشت به میز مذاکره، سیگنالی قوی برای ورود سرمایه‌گذاران به بازار سهام خواهد بود. در این سناریو، کاهش تنش ژئوپلیتیک منجر به افت قیمت نفت و کاهش فشار تورمی می‌شود. صنایع پالایشی، پتروشیمی و حمل و نقل که بیشترین آسیب را از جنگ دیده‌اند، احتمالا رشد سریعی را  تجربه خواهند کرد.

    او می‌افزاید: همچنین نمادهای کوچک و متوسط که با نقدشوندگی پایین‌تری مواجه بودند، می‌توانند رشد قابل توجهی داشته باشند. با این حال، به دلیل ریسک‌های سیستماتیک انباشته شده، بازگشت بازار به شرایط عادی احتمالا تدریجی خواهد بود  نه جهش ناگهانی.

    اعلمی با نگاهی متفاوت به آینده می‌گوید: در مورد وضعیت بازار و چشم‌انداز کوتاه‌مدت آن، طبیعی است که پس از یک دوره تعطیلی یا افزایش تنش، بازار با نوسان مواجه شود. این نوسان، مرحله‌ای ضروری از فرآیند کشف قیمت است. انتظار می‌رود در روزهای ابتدایی بازگشایی، فشار فروش معناداری ظاهر شود، اما نکته مهم آن است که این فشار به سرعت تخلیه شود و پس از تثبیت حجم معاملات، بازار به سمت تعادل حرکت ‌کند. تجربه جهانی نشان داده بازاری که پس از بحران باز می‌شود، تمایل دارد در هفته‌های نخست نوسانات رفت‌وبرگشتی داشته باشد و سپس بر اساس متغیرهای بنیادی مسیر خود را پیدا کند. این کارشناس بازار بورس می‌افزاید: در دوره آتش‌بس و ایجاد ثبات نسبی، معمولا بازار سرمایه واکنش مثبت‌تری نشان می‌دهد. کاهش ریسک‌های سیستماتیک، روشن‌تر شدن چشم‌انداز عملیاتی شرکت‌ها و امکان ارزیابی دقیق‌تر خسارت‌ها، باعث افزایش تدریجی تقاضا می‌شود. البته این روند فوری نیست؛ سرمایه‌گذاران حرفه‌ای مسیر را با احتیاط طی می‌کنند، اما به‌ محض انتشار گزارش‌های رسمی، شفافیت وضعیت تولید و بازگشت زنجیره تامین، بخش‌های بزرگی از بازار به‌ویژه صنایع بزرگ‌تر به سمت تعادل و حتی رشد حرکت می‌کنند.

    او در بخشی از تحلیلش می‌گوید: اما فضای پس از جنگ از همیشه مهم‌تر است. دوره پساجنگ معمولا دوره‌ای است که اقتصاد نیاز به حجم عظیمی از سرمایه‌گذاری برای احیای زیرساخت‌ها، تولید، انرژی و لجستیک دارد. در چنین شرایطی، بازار سرمایه عملا موتور تامین مالی کشور خواهد بود؛ چه از طریق افزایش سرمایه شرکت‌ها، چه انتشار اوراق، چه صندوق‌های پروژه. صنایع زیرساختی، فولادی، سیمانی، پتروشیمی‌های پایه، نیروگاهی‌ها و شرکت‌های مرتبط با ساخت‌وساز در خط مقدم بازسازی قرار خواهند گرفت. این صنایع معمولا در دوره پسابحران با افزایش تقاضا روبه‌رو می‌شوند و می‌توانند نقش پیشران بازار را ایفا کنند. او می‌افزاید: از سوی دیگر شرکت‌هایی که آسیب دیده‌اند با ارائه گزارش‌های شفاف و اعلام برنامه بازسازی می‌توانند به ‌تدریج اعتماد بازار را بازگردانند. تجربه اقتصادی کشورها نشان می‌دهد که بازار سرمایه در دوران پساجنگ معمولا یکی از اولین بخش‌هایی است که روند بهبود را آغاز می‌کند، چراکه سرمایه همیشه به‌دنبال فرصت‌های جدید  و ارزیابی ریسک/  بازده واقعی است.

    سخن آخر

    همچنان وضعیت مذاکرات و آینده آتش‌بس و به تبع آن بازار سهام نامشخص است. در این وضعیت اعلمی در جمع‌بندی اظهاراتش می‌گوید: بازار سرمایه نه‌تنها باید در دوره بحران فعال بماند، بلکه در دوره بازسازی نقشی تعیین‌کننده در رشد اقتصاد خواهد داشت. برای تحقق این هدف، باز بودن بازار، شفافیت کامل اطلاعات، فعال‌سازی ابزارهای کنترلی و توسعه بازار بدهی و ابزارهای مشتقه از ضرورت‌های غیرقابل چشم‌پوشی هستند. با رعایت این اصول می‌توان انتظار داشت که بازار سرمایه در روزهای پیش‌رو، چه در دوره آتش‌بس و چه در دوران بازسازی، مسیر متعادل، منطقی و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی را دنبال کند.

    نقی‌زاده نیز از نگاهی دیگر اظهاراتش را چنین جمع‌بندی می‌کند که جنگ چهل ‌روزه بار دیگر اثبات کرد که هیچ دارایی کاملا امنی در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک وجود ندارد. صندوق‌های درآمد ثابت کمترین نوسان را داشتند، طلا خلاف رویه تاریخی خود عمل کرد و بازار سهام نیز در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. مهم‌ترین عامل برای سرمایه‌گذاران، صبر استراتژیک و پرهیز از تصمیمات احساسی در روزهای اول بازگشایی بازار خواهد بود. چشم‌انداز نهایی  بازار سهام بیش از هر چیز به میز مذاکره وابسته است نه به اظهارات سیاسی .

  • اما و اگرهای بازگشایی بازار سهام

    اما و اگرهای بازگشایی بازار سهام

    به گزارش اقتصادران، معاملات سهام از نهم اسفند ۱۴۰۴ و همزمان با حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور بسته شد و با گذشت بیش از ۴۰ روز از آغاز جنگ و با وجود اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای، تعطیلی بازار همچنان ادامه دارد. این در شرایطی است که بسیاری از سهامداران امیدوار هستند، بازار دست‌کم از ابتدای اردیبهشت بازگشایی شود تا بتوانند به نقدکردن سهام برای رفع نیاز‌های ریالی و هزینه‌ای خود اقدام کنند.

    بررسی پیام‌های دریافتی هم بیانگر انتظار رو به افزایش سهامداران برای بازگشایی بازار سهام است؛ با این حال، سازمان بورس تاکنون تصمیمی مبنی بر بازگشایی معاملات سهام اعلام نکرده‌ است. در این بین، کارشناسان نظرات متفاوتی در خصوص بازگشایی بازار سهام دارند؛ بعضی از کارشناسان معتقدند در صورت وجود شرایطی مشخص، امکان بازگشایی بازار وجود دارد، اما برخی دیگر معتقدند با توجه به وجود ابهامات سیاسی در کشور، بهتر است بازار با هدف صیانت از دارایی سهامداران و ناشران تا زمان تثبیت شرایط همچنان تعطیل بماند.

    ۶ تن از کارشناسان بازار سرمایه سایه روشن بازگشایی بازار در شرایط فعلی را بررسی کرده‌اند.

    مهدی سوری: پیش از بازگشایی بازار سهام باید برآورد درستی از میزان خسارت‌ها وجود داشته باشد

    مهدی سوری، کارشناس بازار سرمایه در این بارهگفت: « با توجه به اینکه هنوز شرکت‌های آسیب دیده در جنگ اعلام دقیقی از خسارت‌هایی که به آن‌ها وارد شده‌، نداشته‌اند، معاملات بورس قاعدتا نمی‌تواند به صورت عادلانه انجام گیرد؛ زیرا عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. عده‌ای از میزان خسارات شرکت‌ها مطلع هستند و عده‌ای بی خبر؛ بنابراین ابتدا باید برآورد درستی از میزان خسارت‌ها وجود داشته باشد.»

    سوری تشریح کرد: «ابتدا شرکت‌های آسیب دیده‌ باید افشاگری کنند و بعد، شرکت‌هایی که آسیب مستقیم ندیده‌اند، اما تحت تاثیر شرکت‌های خسارت‌دیده هستند شفاف‌سازی کنند و در نهایت بسته حمایتی دولت مشخص شود. پس از این اقدامات است که سازمان بورس باید برای بازگشایی بازار سهام دست به کار شود.»

    بهمن فلاح: بهتر است تا مشخص شدن کامل وضعیت کشور و پایان یافتن آتش‌بس، بازار سهام تعطیل باشد

    بهمن فلاح، دیگر کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «با توجه به اینکه آتش‌بس موقت دوهفته‌ای هنوز متزلزل است، طبیعتا بازگشایی بازار سهام نیز پایدار نخواهد بود و این وضعیت می‌تواند اضطراب مجددی ایجاد کرده و به بورس آسیب بزند.»

    او ادامه داد: « بنابراین ترجیح ما بر این است که تا مشخص شدن کامل وضعیت اقتصادی، اجتماعی، نظامی و سیاسی و پایان یافتن آتش‌بس، بازار سهام متوقف بماند.» فلاح تاکید کرد: «تجربه پس از جنگ ۱۲ روزه نشان می‌دهد که با تخصیص منابع اعتباری یا دائمی می‌توان شرایط را مدیریت و اقدام به بازگشایی بازار کرد.»

    برزو حق‌شناس: تا زمانی که وضعیت ریسک‌ها و آتش‌بس به طور قطعی تعیین تکلیف نشود بازگشایی بازار سهام به صلاح نیست.

    برزو حق‌شناس، دیگر کارشناس بازار سرمایه نیز در خصوص بازگشایی بازار سهام بیان کرد: «در شرایطی که فقط آتش‌بس اتفاق افتاده باشد، بازگشایی بازار به صلاح نیست؛ زیرا باید وضعیت ریسک‌ها مشخص شود.»

    حق‌شناس  ادامه داد: «تا زمانی که ریسک جنگ و احتمال از سرگیری حمله نظامی وجود داشته باشد، حتی در صورت بازگشایی، بازار سرمایه با صف فروش مواجه می‌شود؛ بنابراین تا زمانی که وضعیت ریسک‌ها و آتش‌بس به طور قطعی تعیین تکلیف نشود بازگشایی بازار سهام به صلاح نیست.»

    او افزود: «همچنین شرکت‌ها نیز باید میزان خسارات وارده در جنگ ۴۰ روزه را کاملا شفاف‌سازی کنند و سهامداران را در جریان وضعیت خود قرار دهند؛ در این شرایط می‌توان اقدام به بازگشایی بازار کرد.»

    عظیم ثابت: اکثر کارشناسان در این شرایط مخالف بازگشایی بازار سهام هستند

    عظیم ثابت، دیگر کارشناس بازار سرمایه گفت: «صحبت‌هایی که در خصوص بازگشایی بازار سهام گفته می‌شود، در حد گمانه‌زنی است؛ زیرا ریسک سیستماتیک بازار کاملا به نتیجه نهایی درگیری‌ها، یعنی صلح پایدار یا تمدید آتش‌بس، وابسته است.»

    او ادامه داد: «بنابراین، سازمان بورس باید گزارش‌های کاملی ارائه دهد و ما نیز باید صبر کنیم تا ثبات و پایداری وضعیت کلی سیاسی و اقتصادی کشور مشخص شود، سپس تصمیم نهایی گرفته شود.»

    این کارشناس بازار سرمایه گفت: «سازمان بورس با توجه به مبانی مختلف سنجش و مشورت با کارشناسان و نهادهای مالی، تصمیم نهایی را بر اساس نظر شورای عالی بورس خواهد گرفت و اکثر کارشناسان در این شرایط مخالف بازگشایی بازار سهام هستند.»

    آرش شهریاری: سازمان بورس با ابزارهایی که در اختیار دارد، مانند «اوراق تبعی» و حمایت صندوق‌های حقوقی، می‌تواند تا حد زیادی از بدنه بازار در برابر شایعات و هیجانات ناشی از جنگ حمایت و اقدام به بازگشایی بازار سهام کند

    آرش شهریاری کارشناس بازار سرمایه بیان کرد: «اگر آتش‌بس ادامه‌دار باشد، قطعا می‌توان با تدوین سازوکارهای مناسب، بازار سهام را مدیریت کرد و بازگشایی آن به بهبود وضعیت کمک می‌کند.»

    شهریاری افزود: « شرکت‌های پتروشیمی و فولادی که وضعیت آن‌ها هنوز شفاف نیست، نیازمند اطلاع‌رسانی دقیق درباره تاثیرات جنگ بر عملکردشان هستند.»

    او گفت: «با این حال، هرچه زمان بگذرد، ابهامات بیشتر شده و شرایط پیچیده‌تر می‌شود؛ بنابراین تصمیم‌گیری سریع‌تر برای بازگشایی بازار سهام الزامی است، به نظر من سازمان بورس می‌توانست حتی قبل از تشدید جنگ و حمله به شرکت‌های پتروشیمی و فولادی از ابتدای سال اقدام به بازگشایی بازار کند.»

    این کارشناس بازار سرمایه ادامه داد: «شایعاتی مبنی بر ادامه آتش‌بس موقت و جلوگیری از جنگ وحشتناکی که در حال پیش‌روی سریع بود، وجود دارد؛ بنابراین سازمان بورس با ابزارهایی که در اختیار دارد، مانند «اوراق تبعی» و حمایت صندوق‌های حقوقی، می‌تواند تا حد زیادی از بدنه بازار در برابر شایعات و هیجانات ناشی از جنگ حمایت و اقدام به بازگشایی بازار سهام کند.»

    او افزود: «در حال حاضر با بازگشایی بازارهای موازی مانند طلا و فلزات دیگر، بازار سهام نیز می‌تواند بازگشایی شود و به ثبات اقتصادی در کشور کمک کند.»

    سعید مشکات: تا زمانی که شرایط جنگی برطرف نشود نباید اقدام به بازگشایی بازار سهام کرد

    سعید مشکات، یکی دیگر از کارشناسان بازار سرمایه گفت: «به نظر من تا زمانی که شرایط جنگی برطرف نشود نباید اقدام به بازگشایی بازار سهام کرد؛ به‌ویژه در شرایطی که بسیاری از شرکت‌ها آسیب دیده‌اند و میزان خسارات آن‌ها هنوز مشخص نیست.»

    مشکات ادامه داد: «بنابراین در ابتدا حتما باید اطلاع‌رسانی رسمی در خصوص وضعیت این شرکت‌ها صورت بگیرد و منابع مالی حمایتی از بورس مشخص باشد تا در شروع بازگشایی شاهد شوک به بازار سهام نباشیم.»

    او با تاکید بر این مساله که در شرایط فعلی کشور بازگشایی بازار سهام به صلاح نیست، گفت: «اگر سازمان بورس الان اقدام به بازگشایی بازار کند ما شاهد صف‌های سنگین فروش خواهیم بود و هیچ معامله‌ای هم صورت نخواهد گرفت و تنها باعث افت قیمت‌ها خواهد شد.»

    مشکات اضافه کرد: «این مساله می‌تواند باعث آسیب جدی به بورس شود و مشکلات جدیدی ایجاد کند؛ بنابراین شرایط فعلی اصلا مناسب بازگشایی بورس نیست.»

    بررسی آرای کارشناسان نشان می‌دهد، اغلب فعالان حرفه‌ای بازار سرمایه مخالف بازگشایی معاملات سهام در مقطع کنونی و با توجه به ابهامات موجود هستند. با این حال اما سهامداران نیز از مسدود شدن دارایی خود در بازار سهام و از بین رفتن قابلیت نقدشوندگی آن شکایت دارند؛ به‌ویژه در شرایط کنونی که بسیاری از مشاغل با تعدیل یا کاهش دستمزد روبرو شده‌اند و نیاز به نقدینگی ریالی در جامعه افزایش یافته است.

  • بورس تغییر مسیر داد

    بورس تغییر مسیر داد

    به گزارش اقتصادران، چهل و هفت روز است که بورس تهران در تعطیلی به سر می‌برد. امروز صندوق‌های درآمد ثابت، طلا، نقره و کالایی بازار سرمایه به عنوان پناهگاه سرمایه‌های خرد به فعالیت خود ادامه دادند. به این ترتیب همه این صندوق‌ها در روز جاری ورود پول حقیقی را به ثبت رساندند. صندوق‌های طلا از اولین روز فعالیت خود پس از جنگ خروج پول داشته‌اند و امروز برای اولین بار پس از ۱۶روز فعالیت توانستند تغییر مالکیت مثبت را تجربه کنند.

    در جریان معاملات روز دوشنبه، صندوق‌های نقره نیز که از ابتدای هفته گذشته با ورود پول حقیقی همراه بودند، بار دیگر ورود پول را به ثبت رساندند و میزان تغییر مالکیت این صندوق‌ها از ابتدای جنگ مثبت شد. علاوه بر صندوق‌های مورد اشاره صندوق‌های درآمد ثابت، انرژی و زعفران نیز در معاملات امروز ورود پول حقیقی را تجربه کردند.

    افت ورود پول به ثابت‌ها

    صندوق‌های درآمد ثابت بازار سرمایه در معاملات امروز برای چهارمین روز متوالی ورود پول حقیقی را به ثبت رساندند. در انتهای دادوستد‌های امروز ارزش معاملات این صندوق‌ها به میزان ۱۸ هزار و ۷۴۳ میلیارد تومان رسید که از این میزان ۶۰۲ میلیارد تومان پول حقیقی وارد صندوق‌های درآمد ثابت شد. با ورود پول صورت گرفته در معاملات امروز میزان تغییر مالکیت صندوق‌های درآمد ثابت از ابتدای جنگ به بیش از ۲۰ همت رسید. از مجموع ۸۸ صندوق درآمد ثابت بازار سرمایه، تنها ۳۸ صندوق موفق شدند در انتهای معاملات امروز تراز مثبت پول حقیقی را تجربه کنند. در مقابل ۵۰ صندوق ثابت، خروج پول حقیقی را به ثبت رساندند. این اتفاق عمدتا به‌دلیل گرایش حقیقی‌ها به صندوق‌های طلا رقم خورده است. هرچه استقبال از صندوق‌های طلا بالاتر رود، انتظار می‌رود میزان ورود پول به صندوق‌های ثابت کاهش یابد.

    تراز مثبت حقیقی طلایی‌ها پس از ۱۶ روز

    صندوق‌های طلا سرانجام پس از ۱۶ روز توانستند ورود پول حقیقی را تجربه کنند. معاملات روز گذشته این صندوق‌ها نشان داد که شتاب خروج پول آن‌ها کاهش یافته است و پیش‌بینی می‌شد که امروز بتوانند ورود پول را به ثبت برسانند. ارزش معاملات این صندوق‌ها از میانگین دوران جنگ بالاتر بود و ۸ هزار و ۴۰۶ میلیارد تومان مجموع ارزش معاملات آنها به ثبت رسید. میزان ورود پول به صندوق‌های طلا در انتهای معاملات امروز به ۳۲۳ میلیارد تومان رسید. با این حساب میزان تغییر مالکیت این صندوق‌ها از ابتدای جنگ به منفی ۱۲ هزار و ۹۷۸ میلیارد تومان رسیده است. از میان ۳۱ صندوق طلای بازار سرمایه ۳۰ صندوق معاملات مثبت را تجربه کردند و تنها ۱ صندوق بازدهی منفی به ثبت رساند. نوسان روزانه این صندوق‌ها در بازه مثبت ۰.۵ تا ۱.۵ درصد به ثبت رسید.

    همچنین، صندوق‌های نقره بار دیگر ورود پول حقیقی را به ثبت رساندند. این صندوق‌ها که از ابتدای هفته گذشته مسیر متفاوتی از صندوق‌های طلا را در پیش گرفته بودند، در پایان معاملات امروز ورود پول ۱۸۷ میلیارد تومانی را تجربه کردند. به این ترتیب میزان تغییر مالکیت این صندوق‌ها از ابتدای جنگ به مثبت ۱۸۲ میلیارد تومان افزایش یافت. ورود پول در حالی به صندوق‌های نقره صورت گرفته که هر چهار صندوق نقره بازار سرمایه امروز بازدهی منفی ۱ تا ۲ درصد را به ثبت رساندند.

    تتر موتور محرک طلا

    در ۲۴ ساعت گذشته، تتر افزایش ۰.۷۸ درصدی را تجربه کرد و به سطح ۱۵۹ هزار و ۲۱۶ تومان رسید. طلای داخلی به‌رغم کاهش نرخ طلای جهانی روند افزایشی به خود گرفت. هر گرم طلای ۱۸ عیار با ثبت رشد ۴۰۰ هزار تومانی بار دیگر به بالای سطح ۱۸ میلیون تومان رسید.

  • روز طلایی بورس! / ثبت ۸همت ارزش معاملات در صندوق‌های طلا

    روز طلایی بورس! / ثبت ۸همت ارزش معاملات در صندوق‌های طلا

    به گزارش اقتصادران، معاملات بازار سرمایه ایران روز یکشنبه ۲۳فروردین‌ماه در گروه‌های صندوق‌های درآمد ثابت، طلا و نقره انجام شد.

    در این روز صندوق‌های درآمد ثابت مطابق روزهای گذشته همچنان شاهد ورود سرمایه‌های حقیقی بودند اگرچه نسبت قدرت خریداران و همچنین میزان سرمایه‌های حقیقی وارد شده به بازار نسبت به روز گذشته کاهش را نشان می‌داد اما از نظر حجم و ارزش معاملات، این صندوق‌ها روند دو روز گذشته خود را حفظ کردند.

    در صندوق‌های طلا که روزی مثبت را آغاز کردند اما روندی متفاوت رقم خورد و به میزان زیادی از ارزش سرمایه‌های حقیقی خارج شده از این صندوق‌ها کاسته شد، همچنین بار دیگر سرانه خریداران و فروشندگان در مقابل یکدیگر اعداد نسبتا برابر را نشان می‌داد که حاکی از قدرت گرفتن حقیقی‌ها در این روز بود.

    گفتنی است صندوق‌های نقره نیز با پشت سر گذاشتن روزی مثبت همچنان شاهد ورود پول حقیقی بودند.

    ورود ۷/‏۱همت پول حقیقی به درآمد ثابت‌ها

    روز گذشته معاملات در صندوق‌های درآمد ثابت بازار پی گرفته شد و در مجموع بیش از ۵/‏۵‌میلیارد از واحدهای این صندوق‌ها به ارزش ۱۶‌هزار و ۳۲۶‌میلیارد تومان معامله شد.

    در نتیجه این معاملات رقمی به ارزش ‌هزار و ۷۳۰‌میلیارد تومان سرمایه حقیقی به این صندوق‌ها وارد شد.

    در این روز سرانه خریداران حقیقی ۲۴۳‌میلیون تومان در مقابل ۲۴۱‌میلیون تومان سرانه فروشندگان به ثبت رسید که برابری قدرت خریداران و فروشندگان در این روز را نشان می‌دهد.

    بررسی معاملات این گروه نشان می‌دهد که در روز گذشته خریداران حقیقی ۳۲‌درصد بازار را در مقابل ۷/‏۲۱‌درصد فروشندگان حقیقی به خود اختصاص دادند. براساس آمار معاملات این گروه در روز گذشته، سه صندوق یاقوت، کیان و کارا بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند.

    ترمز خروج پول از صندوق‌های طلا کشیده شد

    روز گذشته معاملات صندوق‌های طلا تحت‌تاثیر رشد نسبی نرخ ارز در بازار آزاد، در محدوده مثبت بازگشایی شد و در ادامه روند معاملاتی نیز همچنان این روند حفظ شد. رشد نسبی نرخ ارز تحت‌تاثیر توقف و بی‌نتیجه ماندن مذاکرات در اسلام‌آباد در روز یکشنبه، بازارهای مالی را متاثر کرد.   از طرفی اما حاکم شدن فضای تعلیق در چگونگی وقوع حوادث سیاسی بعدی موجب شد تا تحلیلگران جهت‌گیری‌های متفاوتی نسبت به آینده داشته باشند.

    می‌توان گفت همین دوگانگی و نبود داده کافی از آینده سیاسی باعث شد تا با مثبت شدن معاملات در صندوق‌های طلا، روند خروج سرمایه‌های حقیقی از این گروه دست‌کم برای بازه‌ای کوتاه‌مدت به طرز معناداری کاهش یابد.

    ثبت ۸همت ارزش معاملات در صندوق‌های طلا

    روز یکشنبه بیش از ۶۶۲‌میلیون از واحدهای صندوق‌های طلا به ارزش نزدیک به ۸‌هزار‌میلیارد تومان مورد معامله فعالان بازار قرار گرفت که در نتیجه این معاملات رقمی به ارزش ۵۱‌میلیارد تومان سرمایه حقیقی از بازار خارج شد و کاهش شدیدی را نسبت‌به روزهای گذشته نشان داد.

    در این روز بیش از ۷۳‌درصد معاملات در هر دو سمت خریداران و فروشندگان در دست حقیقی‌های بازار بود. به عبارت دیگر رقمی به ارزش ۵‌هزار و ۸۲۵‌میلیارد تومان توسط حقیقی‌ها در بازار خریداری و رقمی به ارزش ۵‌هزار و ۸۷۷‌میلیارد تومان از واحدهای صندوق‌های این گروه توسط حقیقی‌ها به فروش رسید. در نتیجه سرانه خرید حقیقی ۲۱۵‌میلیون تومان در مقابل سرانه فروش ۷/‏۲۲۱‌میلیون تومانی به ثبت رسید که نشان از برابری نسبی قدرت خریداران در مقابل فروشندگان دارد.  بررسی آمار معاملات روز گذشته در این گروه نشان می‌دهد تمامی صندوق‌های این کلاس سرمایه‌گذاری در بازه مثبت معامله شده و چهار صندوق عیار، طلا، کهربا و مثقال بیشترین ارزش معاملات را به خود اختصاص دادند.

    بررسی آمار معاملات در صندوق‌های نقره

    روز یکشنبه صندوق‌های نقره بازار نیز در فضایی نسبتا مثبت معامله شدند و با وجود کاهش قیمت واحدها در ادامه معاملات اما قیمت معاملات پایانی آنها در محدوده مثبت بسته شد.

    در این روز تعداد نزدیک به ۱۷۵‌میلیون واحد از این صندوق‌ها به ارزش ۱۸۸‌میلیارد تومان معامله شد و در نتیجه این معاملات رقمی به ارزش ۳۹‌میلیارد تومان سرمایه حقیقی به این گروه وارد شد. این در حالی است که همچنان قدرت خریدار به فروشنده در این روز نیز در بازه منفی و رقم منفی ۷۱/‏۱ به ثبت رسید که نشان از روند خروج سرمایه‌های بزرگ‌تر از واحدهای این صندوق‌های بورسی دارد.

    در مجموع روز گذشته ارزش معاملات صندوق‌های درآمد ثابت در محدوده روزهای گذشته باقی ماند اما در صندوق‌های طلا با توجه به تاثیر‌پذیری از اخبار سیاسی و اثرات تغییرات لحظه‌ای نرخ ارز، ارزش معاملات به رقم بالاتر از میانگین ماهانه بازگشت و همچنین خبری از خروج گسترده سرمایه‌ها از این گروه نبود.

     

  • آیا زمان بازگشایی بورس فرارسیده است؟

    آیا زمان بازگشایی بورس فرارسیده است؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی که بازار سرمایه ایران بیش از یک ماه است در پی تشدید تنش‌های نظامی و جنگ ۴۰ روزه، عملاً در وضعیت تعلیق قرار دارد، اکنون با مطرح شدن احتمال بازگشایی بورس در هفته پیش رو، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی سیاست‌گذاران و فعالان بازار این است که آیا زمان بازگشت معاملات فرا رسیده است یا خیر.

    تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد بازگشایی بازار در شرایط نااطمینانی می‌تواند به موجی از رفتار‌های هیجانی، فشار فروش و حتی آسیب بیشتر به اعتماد سرمایه‌گذاران منجر شود؛ از سوی دیگر، تداوم توقف معاملات نیز هزینه‌های خاص خود را برای فعالان بازار، نهاد‌های مالی و شرکت‌ها به همراه دارد. همین دوگانگی باعث شده بحث درباره زمان و شیوه بازگشایی بازار به یکی از جدی‌ترین موضوعات میان کارشناسان بازار سرمایه تبدیل شود.

    در همین راستا، برای بررسی ابعاد مختلف این مسئله، نظرات شماری از فعالان و تحلیلگران بازار سرمایه شامل مهدی دلبری، جواد عشقی‌نژاد، مهدی دولت، سعید مومنی، مصطفی امید قائمی و امیرحسین نصر جمع‌آوری شده است؛ کارشناسانی که هر یک از زاویه‌ای متفاوت به مسئله بازگشایی بازار، ریسک‌های پیش‌رو، وضعیت شرکت‌های آسیب‌دیده و چشم‌انداز معاملات پس از بازگشایی پرداخته‌اند. اگرچه دیدگاه‌های این تحلیلگران در برخی جزئیات متفاوت است، اما در یک نکته اشتراک قابل توجهی دیده می‌شود: بازگشایی بازار بدون کاهش ابهامات سیاسی و اقتصادی و بدون شفاف شدن وضعیت شرکت‌های آسیب‌دیده می‌تواند با ریسک‌های جدی برای بازار همراه باشد.

    بررسی مجموع این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد سه محور اصلی در تحلیل کارشناسان بیش از سایر عوامل مورد توجه قرار گرفته است؛ نخست وضعیت سیاسی و امنیتی و سرنوشت مذاکرات مرتبط با جنگ، دوم شفاف شدن میزان خسارت و اختلال در زنجیره تولید شرکت‌های بزرگ به‌ویژه در صنایع فولادی، پتروشیمی و پالایشی و سوم نحوه مدیریت بازار پس از بازگشایی برای جلوگیری از شکل‌گیری موج‌های سنگین فروش و بحران نقدشوندگی.

    از یک سو، بخشی از کارشناسان معتقدند تا زمانی که نتیجه مذاکرات و چشم‌انداز پایان درگیری‌ها مشخص نشود، بازگشایی بازار می‌تواند با موجی از نااطمینانی همراه باشد و حتی به ریزش‌های شدیدتر از تجربیات گذشته منجر شود. از سوی دیگر، برخی نیز بر این باورند که با وجود تمام این ریسک‌ها، توقف طولانی‌مدت بازار نیز مشکلاتی نظیر قفل شدن نقدینگی، فشار بر نهاد‌های مالی و افزایش ریسک اعتبارات را به همراه دارد و در نهایت باید راهکاری مدیریت‌شده برای بازگشت تدریجی معاملات پیدا کرد.

    در کنار این مباحث، موضوع شفاف‌سازی شرکت‌ها نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های بازگشایی مطرح شده است. بسیاری از تحلیلگران تأکید دارند که شرکت‌ها باید به‌طور دقیق میزان خسارت، زمان بازسازی، اثرات مالی و چشم‌انداز تولید خود را اعلام کنند تا سرمایه‌گذاران بتوانند بر مبنای اطلاعات واقعی تصمیم‌گیری کنند. بدون چنین شفافیتی، بازگشایی بازار ممکن است به معاملات مبتنی بر شایعه و ترس تبدیل شود.

    در مجموع، نظرات فعالان بازار سرمایه نشان می‌دهد که مسئله بازگشایی بورس صرفاً یک تصمیم اجرایی ساده نیست، بلکه به مجموعه‌ای از متغیر‌های اقتصادی، سیاسی و رفتاری گره خورده است؛ متغیر‌هایی که تعیین می‌کنند آیا بازگشایی بازار می‌تواند به بازگشت تدریجی تعادل منجر شود یا خود به آغاز یک دوره جدید از نوسانات و بی‌اعتمادی در بازار سرمایه تبدیل خواهد شد.

    در ادامه، دیدگاه‌های این کارشناسان درباره شرایط بازگشایی بازار و سناریو‌های احتمالی پیش‌روی بورس ایران ارائه شده است:

    مصطفی امید قائمی:

    بازگشایی بازار معلول بسیاری از موارد است که باید در نظر گرفته شود، آسیب‌هایی که به برخی شرکت‌ها وارد شده ممکن است باعث کمبود مواد اولیه یا مشکلاتی در تامین محصول شود. این مسائل ممکن است باعث تغییر معادلات پس از جنگ شود.

    به نظر من، اولین گام برای بازگشایی بازار، شفاف‌سازی کامل اطلاعات همه شرکت‌ها است. با توجه به وضعیت جنگی جاری، باید اطلاعاتی در خصوص اثرات جنگ روی صورت‌های مالی و گزارش‌های پیش‌بینی شرکت‌ها منتشر شود تا وضعیت واقعی آنها روشن شود. این شفافیت به ما کمک می‌کند بتوانیم برنامه‌ریزی بهتری برای بازگشایی نماد‌ها داشته باشیم و تصمیم مناسب را اتخاذ کنیم.

    در این مرحله به نظرم باید مبنای کار، شفافیت و دریافت اطلاعات از شرکت‌ها قرار گیرد. شرکت‌هایی که اطلاعات شفاف ارائه داده‌اند یا از جنگ خیلی متاثر نشده‌اند می‌توانند نمادهایشان بازگشایی شود. تا زمانی که این اطلاعات شفاف نشده است، باز شدن بازار ممکن است درست نباشد، زیرا سرمایه‌گذاران اطلاعی از وضعیت واقعی شرکت‌ها ندارند و ممکن است معاملات ناآگاهانه انجام دهند که منطقی و در راستای حمایت از بازار نیست. از طرفی بورس هم وظایفی دارد و باید مراقب باشد که بازار براساس اطلاعات درست عمل کند.

    بنابراین، شرکت‌هایی که اطلاعات شفاف‌شده و وضعیت خود را اعلام کردند، می‌توانند مبنای بازگشایی باشند. در خصوص تاثیر جنگ هم باید گفت جنگ اتفاقات زیادی را رقم زده که قابل چشم‌پوشی نیست. ما با بزرگ‌ترین بحران ممکن برای یک کشور رو‌به‌رو هستیم؛ وضعیتی که مشابهش را شاید بار اول است تجربه می‌کنیم. نتیجه مذاکرات جاری و مسائل مربوط به خسارت‌ها، بیمه‌ها و مدت زمان بازسازی شرکت‌ها باید به روشنی اعلام شود.

    برخی شرکت‌ها آسیب‌های جدی دیده‌اند؛ مثل آسیب دیدگی خطوط تولید یا کاهش ظرفیت تولید که این مسائل باید کاملاً شفاف شود. این اطلاعات برای سرمایه‌گذاران و همه کسانی که قبلاً سرمایه‌گذاری کرده‌اند بسیار اهمیت دارد تا بتوانند تصمیمات جدید سرمایه‌گذاری خود را بر اساس واقعیت‌ها اتخاذ کنند. با این توضیح، هرچه زودتر این اطلاعات شفاف و جامع شود، تصمیمات جدید و بازگشایی بازار با ریسک کمتر و دقت بالاتر ممکن خواهد بود.

    مهدی دلبری:

    در حوزه بازگشایی بازار در هفته آتی، به نظرم چند نکته کلیدی وجود دارد که باعث می‌شود در شرایط فعلی بازگشایی تصمیم مناسبی نباشد؛

    اولین نکته، تفاوت وضعیت فعلی با بحران‌های دو سه دهه اخیر بازار سرمایه است. در رویداد‌هایی مثل ترور شهید سردار سلیمانی، جنگ‌های کوتاه‌مدت، تحریم‌ها و شوک‌های مشابه، آسیب‌ها عمدتاً غیرمستقیم و انتظاری بود؛ اما در جنگ ۴۰ روزه اخیر، بخشی از شرکت‌ها به‌طور مستقیم تخریب شده‌اند و حدوداً می‌توان گفت نزدیک به ۱۰ درصد بازار به شکل مستقیم تحت‌تأثیر قرار گرفته است. اهمیت موضوع از این جهت بالاست که بسیاری از این شرکت‌ها در گروه‌های فولادی، پتروشیمی و پالایشی فعال‌اند و در زنجیره تولید از ماده اولیه تا محصول نهایی نقش محوری دارند؛ بنابراین علاوه بر خسارت‌های اولیه، باید منتظر اثرات ثانویه مهمی در سایر صنایع نیز باشیم.

    در حال حاضر، چند ابهام مهم وجود دارد که هنوز پاسخ روشنی برای آنها نداریم؛ نخست، وضعیت ظرفیت تولید پالایشگاه‌های گاز و نحوه تخصیص گاز در فصول سرد سال مشخص نیست. دوم، چگونگی جبران کسری صادرات محصولات پتروشیمی و فولادی هنوز روشن نشده است. سوم، سیاست دولت در خصوص توزیع مواد اولیه در داخل کشور، به‌ویژه برای صنایعی مانند لوازم خانگی، خودرو، لاستیک و سایر حوزه‌هایی که مستقیماً از اختلال در صنعت پتروشیمی و فولاد آسیب می‌بینند، نامشخص است. این سطح از ابهام، تصویر روشنی از چشم‌انداز سودآوری و تداوم فعالیت بسیاری از شرکت‌ها به ما نمی‌دهد.

    با این اوصاف، در گام اول به نظر می‌رسد قبل از هر تصمیمی درباره زمان بازگشایی، باید به این سؤال پاسخ داده شود که از نظر سیاسی و امنیتی، کشور چه زمانی در موقعیتی قرار می‌گیرد که بازگشایی بازار سهام قابل توجیه باشد. به بیان روشن‌تر، بازگشایی بازار در شرایطی که هنوز خطر تداوم یا تشدید درگیری وجود دارد و احتمال آسیب مستقیم به صنایع منتفی نشده، منطقی نیست. شرط اول این است که درگیری به پایان برسد و اطمینان نسبی از عدم گسترش آسیب‌های فیزیکی به شرکت‌ها حاصل شود.

    در گام بعد، پس از برقراری آرامش نسبی، لازم است چند اقدام اساسی انجام شود؛ نخست، برآورد دقیقی از خسارت‌های اولیه و ثانویه شرکت‌ها تهیه شود. دوم، برنامه دولت و سهامداران عمده برای جبران این خسارت‌ها شفاف و قابل ارائه به بازار باشد. باید بدانیم آیا چشم‌اندازی برای بازسازی و احیای شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و سایر صنایع آسیب‌دیده در یک افق زمانی معقول وجود دارد یا خیر. سوم، باید زمان‌بندی بازگشت شرکت‌های قرارگرفته در زنجیره تولید، که اکنون با کمبود مواد اولیه مواجه‌اند، تا رسیدن به سطح تولید پایدار مشخص شود.

    در کنار این ابعاد واقعی و عملیاتی، بعد روانی بازار را نیز نباید نادیده گرفت. در فضایی که این حجم از ابهام و ترس بر بازار حاکم است، واکنش سهام‌داران معمولاً رفتاری هیجانی و محافظه‌کارانه خواهد بود و قیمت‌ها بیش از حد تحت‌فشار انتظارات منفی قرار می‌گیرند. بازگشایی بازار در اوج چنین نااطمینانی‌ای، هم می‌تواند به تشدید ریزش قیمت‌ها و هم به تخریب بیشتر اعتماد عمومی نسبت به بازار سرمایه منجر شود.

    از این منظر، توصیه من این است که در وضعیت فعلی، سیاست‌گذار به‌هیچ‌وجه به‌دنبال تعجیل در بازگشایی بازار نباشد. در عوض، انرژی و تمرکز باید بر چند محور معطوف شود؛ نخست، روشن شدن سرنوشت شرکت‌های آسیب‌دیده و طراحی یک چارچوب حمایتی مشخص از سوی دولت، سهامداران عمده و نهاد ناظر برای تقویت ترازنامه آنها و جلوگیری از سرایت بحران به سایر بخش‌ها. دوم، تدوین برنامه‌ای برای مدیریت وضعیت نهاد‌های مالی و فعالانی که با اعتبار در بازار حضور داشته‌اند و نیز چگونگی مدیریت یا جبران بخشی از زیان‌های احتمالی این نهاد‌ها به‌منظور جلوگیری از ایجاد ریسک سیستماتیک.

    در گام بعد، برای آنکه بازار پس از بازگشایی امکان تثبیت تدریجی و بازگشت به تعادل را داشته باشد، به نظرم چند اقدام سیاستی می‌تواند در اولویت قرار گیرد؛ کاهش هدفمند مالیات در بازار سرمایه، حذف یا تسهیل برخی مقررات زائد و ساده‌سازی فرآیند صدور مجوز برای صندوق‌های کالایی برای برخی نهاد‌های واجد صلاحیت، و نیز کاهش کارمزد‌ها به‌خصوص حداقل کارمزد ارکان بازار، تا هزینه مبادله کاهش یابد و نقدشوندگی تقویت شود. اینها ابزار‌هایی هستند که می‌توانند به روان‌تر شدن بازار در روز‌های نخست پس از بازگشایی کمک کنند.

    هم‌زمان، نقش دولت و بانک مرکزی در بازار بدهی نیز اهمیت بالایی دارد. حضور فعال در بازار اوراق و مدیریت منحنی بازده به‌گونه‌ای که از جهش ناگهانی نرخ بهره جلوگیری شود، یکی از پیش‌شرط‌های مهم برای جلوگیری از فشار مضاعف بر ارزش‌گذاری دارایی‌های ریسکی از جمله سهام است.

    با توجه به خسارت‌های مستقیم، اثرات زنجیره‌ای بر صنایع مختلف، ابهامات جدی درخصوص سیاست‌های جبرانی و وضعیت تولید، و نیز ملاحظات روانی و رفتاری فعالان بازار، در مقطع فعلی بازگشایی بازار را تصمیمی عاقلانه و به‌صرفه نمی‌دانم. ابتدا باید شرایط سیاسی و امنیتی تثبیت شود، برآورد جامع از خسارت‌ها انجام گیرد، چارچوب حمایت و برنامه‌ریزی دولت و نهاد ناظر تبیین شود و سپس به‌صورت مرحله‌ای و مدیریت‌شده درباره بازگشایی بازار تصمیم‌گیری شود. این رویکرد، منطقی‌تر و از منظر حفظ ثبات و اعتماد در بازار سرمایه قابل دفاع‌تر است.

    جواد عشقی‌نژاد:

    با توجه به وضعیت فعلی کشور و همچنین وجود نااطمینانی‌های بسیار در اقتصاد، بازگشایی بازار سهام به یکی از اساسی‌ترین پرسش‌های این روز‌ها تبدیل شده است؛ در همین راستا و با توجه به آتش بس دو هفته‌ای ایران و آمریکا، این هفته نیز معاملات بازار سهام متوقف است. در همین میان یک پرسش بسیار اساسی مطرح شده است که از سرگیری معاملات سهام امری مثبت خواهد بود یا خیر؟ در پاسخ به چنین پرسشی باید به این نکته بسیار مهم نیز دقت کرد که مادامی که جنگ ادامه داشته باشد و آتش بس‌ها موقت باشند، بازگشایی بازار سهام امر سهل و ممکنی نیست، زیرا با شدت گرفتن مجدد اوضاع سیاسی و نظامی، شرکت‌ها و صنایع گوناگون دوباره لطمه می‌بینند. بدین ترتیب مهم‌ترین فاکتور بازگشایی بازار، «افشای اطلاعات دقیق در مورد آنچه برای شرکت‌ها رخ داده» است که در صورت تداوم درگیری‌های نظامی، افشای اطلاعات نیز به تبع، نیازمند به‌روز‌رسانی مداوم است.

    در خوصو آینده بازار سرمایه و همچین کلیت اقتصاد ایران باید دو سناریو را مد نظر قرار داد، البته که هر دو این سناریو‌ها وابسته به نتیجه و چگونگی پایان جنگ و یا حتی تداوم آن است، در سناریو‌های همراه با خوش بینی، ممکن است وضع اقتصادی در کوتاه مدت به سمت بهبودی برود و صنایع آسیب دیده بازسازی شده و همراه با دیگر صنایع فعالیت خود را ادامه دهند. در سناریو‌های بدبینانه‌تر، اما ممکن است روند بازسازی کشور به دارازا بکشد و آثار تورمی ناشی از جنگ همراه با اشکالات ساختاری اقتصادی ایران، شرایط را بدتر کند. همچنین باید این نکته را تاکید کنم که تا به اینجای کار، صنایع فلزی و پتروشیمی بیشترین آسیب را از این جنگ دیده‌اند.

    مهدی دولت:

    در مورد بازگشایی بازار سهام باید گفت که ما همچنان در شرایط جنگی قرار داریم. در حال حاضر، بازار دو هفته است که متوقف شده و چند روزی از این مدت گذشته است، اما درباره آینده بازار، به نظرم بهتر است منتظر باشیم نتیجه مذاکرات حداقل تا حدودی مشخص شود و ابهامات فعلی شفاف‌تر گردد. یعنی نیازمند روشن شدن وضعیت فعلی هستیم.

    از سوی دیگر، حدود ۴۰ روز است که بازار سهام فعالیت نداشته است؛ بسیاری از شرکت‌ها و افراد نیازمند نقدینگی و جابجایی دارایی‌ها و تغییر استراتژی هستند، اما این وضعیت باعث شده برخی شرکت‌ها و افراد با مشکل مواجه شوند.

    در حال حاضر نیز شفاف‌سازی دقیقی درباره شرکت‌هایی که تحت تأثیر حملات قرار گرفته‌اند ارائه نشده و بسیاری از شرکت‌ها اطلاع‌رسانی نکرده‌اند. اگر قرار باشد نماد‌های آسیب‌دیده همچنان بسته بمانند و بخواهیم نماد‌های دیگر را باز کنیم، می‌توانیم به صورت موقت معاملات را با تایم کوتاه برقرار کنیم، البته پس از شفاف شدن مذاکرات و روشن شدن شرایط و به شرطی که جو بازار مثبت باشد.‌

    می‌توانیم چنین روندی را مشابه آنچه در صندوق‌های کالایی و درآمد ثابت در این چند وقت شاهد بودیم، اجرا کنیم. البته برای موفقیت این کار، لازم است صندوق توسعه و تثبیت به همراه حقوقی‌های بزرگ و نهاد‌های دولتی پای کار باشند و از بازار حمایت و نقدشوندگی آن را تضمین کنند. همچنین، سازمان بورس می‌تواند ابزار‌های خود را به کار گیرد، مثلاً دامنه نوسان را کاهش دهد تا اگر در معاملات قفل شد، بازار شدت منفی نگیرد یا حجم مبنا را افزایش دهد تا از سقوط کامل سهام جلوگیری شود.

    به طور کلی، می‌شود ترکیبی از این اقدامات را اجرا کرد، همراه با حمایت‌های مقتضی از صندوق‌های سازمان، حقوقی‌های بزرگ و نهاد‌های دولتی تا نقدشوندگی بازار احیا شود تا وضعیت مشخص شود. اگر شرایط به سمت بهبودی برود، بازار خود به خود ریکاوری خواهد کرد؛ اما اگر وضعیت نامطلوب باشد، ممکن است بازار مجدداً بسته شود یا تصمیمات دیگری اتخاذ گردد.

    سعید مومنی:

    تا اطلاع ثانوی، مهم‌ترین و اثرگذارترین عامل روی بازار، نتایج مذاکرات بین ایران و آمریکا درباره ادامه جنگ است. تا وقتی این موضوع روشن نشود، نمی‌توانیم بازار را باز کنیم. این فاکتور، شرط لازم و کافی است؛ یعنی باید بدانیم وضعیت جنگ چه خواهد شد: آیا ادامه پیدا می‌کند، به یک آتش‌بس منجر می‌شود یا کامل به پایان می‌رسد. شرط دوم، شفاف شدن میزان و ابعاد آسیب شرکت‌هایی است که تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. این شرکت‌ها باید اعلام کنند که میزان آسیب چقدر است؟ رفع این آسیب چقدر طول می‌کشد؟هزینه‌های مربوط به تعمیرات و جبران خسارات چه میزان است؟ عدم‌النفع و خسارت ناشی از توقف تولید چه مقدار است؟

    به نظر من، این دو فاکتور کلیدی باید روشن شوند تا بتوان بازار سهام را با اطمینان باز کرد. وگرنه بازگشایی بازار منجر به هیجان منفی و ایجاد صف‌های فروش مکرر می‌شود که چه‌بسا وضعیت بازار را بدتر می‌کند. حدود ۸۰ درصد اهمیت مربوط به مذاکرات است و حدود ۲۰ درصد مربوط به شفافیت شرکت‌ها. به عنوان مثال، شرکت فولاد مبارکه باید میزان آسیب‌دیدگی خود را به‌طور دقیق اعلام کند؛ مثلا از کل ۷-۸ میلیون تن تولید ورق و تختال، چقدر متأثر شده، آیا نیروگاه داخلی‌اش که آسیب دیده قابل اتصال مجدد به شبکه برق است یا نه، و برای تعمیر کوره‌ها و واحد‌های احیاء، چه مدت زمان و هزینه لازم است و میزان عدم‌النفع چه مقدار است.

    همچنین شرکت‌های پتروشیمی مانند پتروشیمی مبین و پتروشیمی فجر یوتیلیتی که پایه صنایع پتروشیمی هستند و مواد اولیه مورد نیاز دیگر پتروشیمی‌ها را تأمین می‌کنند، باید وضعیت خود را شفاف کنند. مواردی مانند طول دوره تعمیر، هزینه‌ها و میزان خسارت باید مشخص شود. شرکت‌های وابسته و تأثیرپذیر از این صنایع پتروشیمی اعم از اوره‌سازی‌ها، متانول‌سازی‌ها و دیگر صنایع پتروشیمی مرتبط با منطقه عسلویه هم لازم است میزان خسارت خود را اعلام کنند. تا این موارد به طور کامل مشخص نشود، بازگشایی بازار سهام معنی چندانی نخواهد داشت. به طور خلاصه، فاکتور اصلی و شرط لازم و کافی برای بازگشایی بازار، روشن شدن نتایج مذاکرات جنگی است که اکنون در پاکستان در جریان است.

    امیرحسین نصر:

    با توجه به اعلام آتش‌بس در روز‌های اخیر، صحبت‌هایی درباره بازگشایی بازار سهام در هفته آینده مطرح شده است. این موضوع باعث نگرانی عمیق سهامداران و سرمایه‌گذاران شده است.

    تجربه جنگ ۱۲ روزه در سال گذشته نشان داد که حتی با وجود عدم تخریب زیرساخت‌ها و شرکت‌های بورسی مادر و همچنین تزریق سنگین منابع مالی توسط نهاد‌های حمایتی، باز هم بازار پس از بازگشایی دچار سقوط شدید شاخص‌ها و قیمت سهام شد. اما شرایط فعلی بسیار متفاوت و به‌مراتب سخت‌تر است. متأسفانه در این جنگ، تخریب زیرساخت‌های شرکت‌های بورسی مادر که خود تأمین‌کننده مواد اولیه شرکت‌های پایین‌دستی هستند، گسترده و جدی بوده است. از طرفی چشم‌انداز روشنی از پایان درگیری‌ها یا نتیجه قطعی مذاکرات هنوز وجود ندارد.

    بنابراین، در صورت بازگشایی بازار در این شرایط، فشار فروش در مقایسه با تجربه سال گذشته بسیار سنگین‌تر خواهد بود. حتی اگر بازگشایی به صورت پلکانی (تدریجی) انجام شود، باز هم در مراحل ابتدایی شاهد فشار فروش ناشی از تسویه اعتبارات خواهیم بود. این فشار فروش نه تنها بر شرکت‌های آسیب‌دیده، بلکه حتی بر شرکت‌های کمتر آسیب‌دیده نیز تأثیر خواهد گذاشت، چرا که اغلب آنها خوراک و مواد اولیه خود را از شرکت‌های مادر بورسی آسیب‌دیده تأمین می‌کنند.

    از سوی دیگر، تداوم ابهام نسبت به زمان پایان درگیری‌ها، سهامداران همین شرکت‌های سالم‌تر را هم به فروش و خروج از بازار ترغیب می‌کند. بدیهی است که تعجیل در بازگشایی بازار سهام در چنین شرایطی، مغایر با منافع سهامداران و بازار سرمایه خواهد بود. نتیجه چنین اقدامی ایجاد صف‌های فروش سنگین، سقوط سریع و طولانی قیمت‌ها، و در نهایت زیان شدید سهامداران خرد و کلان است.

    این زیان‌ها برای سهامدارانی که از سال ۱۳۹۹ تاکنون از بازدهی سایر بازار‌ها جامانده‌اند و هم‌زمان بخش بزرگی از سرمایه ریالی خود را از دست داده‌اند، پیامد‌های سنگینی خواهد داشت. در حالی که طی این سال‌ها عرضه‌های اولیه متعددی نیز انجام شده، اما با این حال، ارزش دلاری بازار سرمایه کشور همچنان در حال ثبت کف‌های تاریخی جدید است.

    بنابراین، توصیه به سازمان محترم بورس این است که:

    از هرگونه تعجیل در بازگشایی بازار تا زمان برطرف شدن ریسک‌های سیستماتیک خودداری کند. برای حمایت از بازار در دوره بازگشایی، پس از رفع کامل ریسک‌ها، اقداماتی مانند ارائه بسته‌های حمایتی به شرکت‌های آسیب‌دیده (از جمله معافیت‌های مالیاتی یا تسهیلات بازسازی)

    و الزام تمامی شرکت‌ها به افشای کامل و دقیق آثار جنگ، خسارت‌ها و وضعیت عملیاتی خود در سامانه کدال انجام دهد. تنها پس از تحقق این شرایط است که می‌توان انتظار داشت بازگشایی بازار نه به زیان سهامداران، بلکه در مسیر بازگشت اعتماد و تعادل در بازار سرمایه کشور انجام شود.

  • بازار سهام در غبار جنگ و آتش‌بس

    بازار سهام در غبار جنگ و آتش‌بس

    به گزارش اقتصادران، بیش از ۴۰ روز از تعطیلی بازار سهام می‌گذرد؛ دوره‌ای که تقریبا همزمان با درگیری گسترده نظامی در کشور بوده و طبیعی است که آثار روانی و اقتصادی آن تنها محدود به یک بازار خاص نباشد. تجربه چنین شرایطی نشان می‌دهد که در دوران جنگ یا بحران‌های بزرگ، اغلب بازارها از بازارهای کالایی گرفته تا بازارهای مالی با موجی از هیجانات و واکنش‌های احساسی مواجه می‌شوند.

    این وضعیت نتیجه مستقیم نااطمینانی، اخبار متناقض و فشار روانی ناشی از شرایط جنگی است. در حال حاضر نیز همین فضای ابهام بر بسیاری از بازارها حاکم است. آتش‌بسی که برقرار شده هنوز موقتی است و سرنوشت نهایی مذاکرات مشخص نیست. در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان اقتصادی ترجیح می‌دهند با احتیاط بیشتری عمل کنند و تصمیمات بزرگ اقتصادی خود را تا روشن‌تر شدن وضعیت به تعویق بیندازند.

    به همین دلیل، انتظار می‌رود تا زمانی که مذاکرات به نتیجه مشخصی نرسد و چشم‌انداز صلح پایدار شکل نگیرد، فضای احتیاط همچنان در بازارها ادامه داشته باشد. باتوجه به اینکه بازار بیش از ۴۰ روز تعطیل بوده، شاید منطقی باشد که پیش از بازگشایی کامل، زمان کوتاه دیگری نیز برای آماده‌سازی شرایط درنظر گرفته شود. یک یا دو هفته فرصت اضافی می‌تواند کمک کند تا بخشی از هیجانات روانی تخلیه شود و فضای تصمیم‌گیری منطقی‌تر در میان فعالان بازار شکل بگیرد. چنین فرصتی همچنین امکان فراهم شدن برخی زیرساخت‌های ضروری برای بازگشایی بازار را فراهم می‌کند. یکی از مهم‌ترین این زیرساخت‌ها، شفاف‌سازی از سوی شرکت‌ها و ناشران است.

    در شرایطی که کشور یک جنگ فراگیر را تجربه کرده، طبیعی است که سرمایه‌گذاران بخواهند بدانند وضعیت واقعی شرکت‌ها چگونه است و آیا این درگیری‌ها خسارتی به فعالیت آنها وارد کرده یا خیر، بنابراین لازم است شرکت‌ها به ‌ویژه بنگاه‌های بزرگ صنعتی و تولیدی، اطلاعیه‌های رسمی درباره میزان خسارت یا عدم خسارت خود منتشر کنند. این موضوع به‌ ویژه درباره صنایع بزرگ و استراتژیک اهمیت بیشتری دارد. برای مثال شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه یا مجموعه‌های بزرگ پتروشیمی که در بسیاری از سبدهای سرمایه‌گذاری حضور دارند، نقش مهمی در جهت‌دهی به بازار ایفا می‌کنند. اگر این شرکت‌ها به ‌صورت رسمی و شفاف وضعیت خود را اعلام کنند، می‌تواند تا حد زیادی از شکل‌گیری شایعات و تصمیمات هیجانی جلوگیری کند. در واقع، شفافیت اطلاعاتی یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های بازگشایی عقلانی بازار است. اگر سرمایه‌گذاران بدانند که وضعیت واقعی شرکت‌ها چیست و چه تاثیری از جنگ پذیرفته‌اند، امکان تحلیل دقیق‌تر و تصمیم‌گیری منطقی‌تر فراهم می‌شود. در غیر این صورت، بازگشایی عجولانه بازار می‌تواند زمینه‌ساز نوسانات شدید و رفتارهای هیجانی شود.

    ازسوی دیگر، هنوز ابهامات مهمی درباره آینده آتش‌بس و پایداری آن وجود دارد. تا زمانی که وضعیت سیاسی و امنیتی کشور به ثبات نسبی نرسد، انتظار شکل‌گیری آرامش کامل در بازارها چندان واقع‌بینانه نیست. بنابراین همزمان با شفاف‌سازی شرکت‌ها، لازم است فضای کلی کشور نیز به سمت ثبات بیشتر حرکت کند. در مجموع، به نظر می‌رسد بهترین رویکرد در شرایط کنونی، فراهم کردن مقدمات لازم برای بازگشایی تدریجی بازار است. اگر در یکی، دو هفته آینده شرکت‌ها گزارش‌های شفاف ارایه دهند و بخشی از فشار روانی ناشی از بحران اخیر کاهش یابد، می‌توان انتظار داشت که بازار با آمادگی بیشتری فعالیت خود را از سر بگیرد؛ بازگشایی‌ای که در آن منطق اقتصادی جایگزین هیجان‌های مقطعی شود.

    نویسنده: بهمن فلاح