دسته: بورس

  • پیامد ۶۰ روز تعطیلی بورس

    پیامد ۶۰ روز تعطیلی بورس

    به گزارش اقتصادران، بورس تهران از نهم اسفندماه سال گذشته، همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، در‌های خود را به روی معامله‌گران بسته و این توقف طولانی همچنان ادامه دارد.  بسیاری از کارشناسان باور دارند که تداوم این وضعیت نه به نفع سهامداران است و نه با ماهیت بازار سرمایه سازگاری دارد. از نگاه آنها، زمان آن رسیده که بازار دوباره فعال شود؛ البته به شرطی که سیاست‌گذاران مجموعه‌ای از حمایت‌ها و تدابیر مدیریتی را برای کاهش ریسک‌ها پیش‌بینی کنند.

    قفل شدن طولانی‌مدت معاملات باعث شده دارایی بسیاری از سهامداران غیرقابل‌دسترس شود و نقدشوندگی که مهم‌ترین ویژگی بازار سرمایه است، از بین برود. سرمایه‌گذارانی که قصد فروش یا حتی جابه‌جایی دارایی‌هایشان را داشتند، طی این مدت هیچ امکانی برای مدیریت سبد خود نداشتند. هرچند رئیس سازمان بورس از بازگشایی بازار در آینده نزدیک خبر داده، اما هنوز زمان دقیق و مشخصی اعلام نشده و همین ابهام نگرانی‌ها را بیشتر کرده است.

    تعطیلی حدود شصت روزه بازار به این معناست که سرمایه‌گذاران در مواجهه با شرایط جدید، بدون ابزار واکنش باقی مانده‌اند. بازاری که در آن هیچ معامله‌ای انجام نمی‌شود، حتی اگر از هیجانات قیمتی دور بماند، نقش اصلی خود را در اقتصاد از دست می‌دهد. طبیعی است ادامه این وضعیت می‌تواند پس از بازگشایی، موجی از رفتار‌های هیجانی و تصمیم‌های شتاب‌زده را به دنبال داشته باشد؛ چرا که فعالان بازار با نااطمینانی انباشته‌شده باز می‌گردند.

    از سوی دیگر یکی از چالش‌های جدی هنگام ازسرگیری معاملات، احتمال شکل‌گیری صف‌های گسترده فروش در همان روز‌های نخست است. علاوه بر این، وضعیت برخی شرکت‌های بزرگ که در جریان جنگ آسیب دیده‌اند از جمله فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و تعدادی از شرکت‌های پتروشیمی ابهامات بیشتری را به فضای بازار تزریق کرده است. این موضوع می‌تواند نحوه ارزش‌گذاری سهام و جهت‌گیری معامله‌گران را در روز‌های ابتدایی بازگشایی تحت تأثیر قرار دهد.

    سید فرهنگ حسینی، کارشناس بازار سرمایه، درباره تداوم تعطیلی بورس پس از آغاز جنگ اظهار کرد: «در شرایط جنگ، تعطیلی بورس رخ داد. اما پس از چند روز بورس کالا، بورس انرژی و اوراق با درآمد ثابت در بورس و فرابورس باز شدند. اما بازگشایی بایستی کوتاه مدت باشد و تعداد زیادی از شرکت‌ها میتوانند بازگشایی شوند. در حقیقت چالش نقدشوندگی بازار رخ داده و در صورت تداوم بازار سرمایه از ماهیت بازار خود خارج خواهد کرد و در صورت تداوم توقف، بازگشایی سخت و سخت‌تر می‌شود. شاید برای مدیریت هیجانات و وحشت احتمالی برخی سرمایه گذاران توقف ضرورت داشت، اما امروز موضوعیت خود را از دست داده است.»

    این کارشناس بازار سرمایه در ادامه درباره نحوه بازگشایی بازار گفت: برای بازگشایی، اولویت بازگشایی نماد‌هایی هستند که واحد‌های تولیدی در جنگ آسیب ندیده‌اند. همچنین محدودیت روزانه فروش برای هر کد بایستی وضع گردد و همچنین محاسبه و اعلام شاخص متوقف گردد تا از بار روانی، اثر توده وار و فومو بکاهد. از سوی دیگر شرکت‌هایی هستند که با شرایط فعلی اقتصادی، جذاب هستند و رشد مناسب سودآوری داشته‌اند. در مجموع حق مالکیت در همه بازار‌های موازی از خودرو و ملک گرفته تا طلا و ارز و حتی رمز ارز‌ها و حتی گواهی سپرده‌ها رعایت شده، اما در سهام دچار خدشه شده است.

    وی همچنین به تأخیر برخی شرکت‌ها در انتشار صورت‌های مالی و برگزاری مجامع اشاره کرد و گفت: بدتر از آن، تاخیر‌های شرکت‌ها در انتشار صورت‌های مالی و برگزاری مجامع است. به نحوی که برخی از شرکت‌ها با سال مالی ۳۰ آذر که حتی اسیب ندیده‌اند، نه تنها مجمع برگزار نکرده‌اند، بلکه صورت مالی هم در کدال منتشر نکرده‌اند. چنین موضوع اعتماد و اتکا به قوانین به خصوص قانون بازار، قانون تجارت و سایر مقررات را دچار خدشه میکند.

    حسینی درباره وضعیت شرکت‌های فولادی و پتروشیمی که در جریان جنگ آسیب دیده‌اند نیز توضیح داد: نماد این شرکت‌ها باید همچنان متوقف بماند تا وضعیت آنها به‌طور دقیق مشخص شود. در عین حال لازم است برای بازسازی این واحدها، بسته حمایتی از محل منابع صندوق توسعه ملی در نظر گرفته شود؛ چرا که فلسفه شکل‌گیری این صندوق، حمایت از توسعه ملی است و چنین شرکت‌هایی در شرایط فعلی نیازمند این حمایت هستند.

    وی در ادامه با اشاره به تجربه سایر ابزار‌های مالی که در این مدت بازگشایی شده‌اند، گفت: بررسی معاملات ابزار‌هایی مانند طلا نشان می‌دهد هیجان بازار معمولاً طی یکی دو روز و با افتی در حدود ۲۰ درصد تخلیه می‌شود و سپس بازار به سرعت به تعادل می‌رسد. از نگاه او، بخشی از سهامداران ممکن است با هدف خرید در قیمت‌های پایین‌تر اقدام به فروش کنند؛ رفتاری که در ادبیات مالی با عنوان فومو شناخته می‌شود. این اتفاق در تجربه جنگ قبلی نیز رخ داد؛ به طوری که پس از افتی حدود ۲۰ درصدی، بازار وارد یک روند صعودی قدرتمند شد و رشد قابل توجهی را تجربه کرد.

    این کارشناس بازار سرمایه در پایان درباره چشم‌انداز بورس پس از بازگشایی گفت: با توجه به ریسک‌های سیستماتیک ایجاد شده و فضای روانی موجود، احتمال شکل‌گیری فشار فروش در ابتدای بازگشایی بالا است و کاهش قیمت‌ها تا حدی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. با این حال در برخی نماد‌ها که از رشد نرخ فروش و افزایش سودآوری برخوردارند، می‌توان انتظار داشت بازار در هفته دوم پس از بازگشایی به تدریج به تعادل برسد و حتی شاهد بازگشت قیمت‌ها باشیم.

  • سه سناریو برای پیش بینی بورس

    سه سناریو برای پیش بینی بورس

    به گزارش اقتصادران، احسان حاجی، کارشناس بازار سرمایه، سه سناریوی اصلی برای آینده بازار سرمایه را تشریح می‌کند. او با اشاره به شوک جنگ، توقف صادرات، آسیب به صنایع بزرگ و بسته بودن طولانی‌مدت بازار، معتقد است بورس در هفته‌ها و ماه‌های پیش‌رو بیش از هر زمان دیگری تحت‌تأثیر متغیر‌های ژئوپلیتیک قرار خواهد بود.

    تصویر کلی شما از وضعیت فعلی بازار سرمایه چیست و چرا سرمایه‌گذاران نگران‌اند؟

    جنگ تحمیلی سوم با نام جنگ رمضان، با آسیب گسترده به مراکز نظامی و غیر نظامی کشور، اختلال شدید صادرات به دلیل بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریایی، و آسیب جدی به بخش‌هایی از صنایع فولادی و پتروشیمی موجب ابهام شدید سرمایه گذاران نسبت به آینده بازار سهام و دارایی‌های این بازار شده است. از ساعات ابتدایی شروع حمله شاهد بسته شدن بازار سهام بودیم و این موضوع تا امروز ۵ اردیبهشت ماه ادامه داشته است. اما این روز‌ها صدا‌های مختلفی از بازگشایی بازار سهام قبل از تعیین تکلیف جنگ می‌شود و بسیاری را نگران وضعیت دارایی‌های خود کرده است. مسلما بازار سهام هنگام بازگشایی با ریسک سیستماتیک بسیار بالا و شوک روانی شدید روبه‌رو خواهد بود. در چنین شرایطی واکنش اولیه بازار تقریباً در همه سناریو‌ها منفی بوده، اما مسیر ۶ ماهه بعد از آن وابستگی بالایی به نتیجه سیاسی جنگ دارد. اما به هر حال شرایط پیش رو را در سه سناریو می‌توان این‌طور ترسیم کرد:

    اگر جنگ ادامه‌دار و فرسایشی شود، چه مسیری برای بورس متصور هستید؟

    در این حالت کشور وضعیت جنگی طولانی و فرسایشی را تحمیل میکند.. محدودیت صادرات، اختلال در انتقال انرژی و آسیب به زیرساخت‌های صنعتی باعث می‌شود سودآوری بسیاری از صنایع کاهش جدی پیدا کند.

    واکنش اولیه بازار پس از بازگشایی چگونه خواهد بود؟

    فشار فروش سنگین در روز‌های اول، احتمال افت شدید شاخص در هفته‌های ابتدایی، نقدشوندگی پایین و صف‌های فروش سنگین و خروج سرمایه از دارایی‌های پرریسک.

    وضعیت صنایع مختلف در این سناریو؟

    فلزات اساسی و فولاد؛ این صنعت بیشترین ضربه را می‌خورد، چون هم زیرساخت تولید آسیب دیده و هم صادرات تقریباً متوقف است…

    پتروشیمی و صنایع گازی؛ آسیب به مجتمع‌های یوتیلیتی و پتروشیمی و اختلال صادراتی ناشی از بسته بودن مسیر‌های دریایی باعث افت جدی سودآوری می‌شود…

    پالایشی‌ها؛ ریسک حمله و محدودیت صادرات باعث نوسان منفی می‌شود…

    بانک و حمل‌ونقل؛ در رکود اقتصادی عملکرد ضعیفی خواهند داشت…

    صنایع دفاعی‌تر مانند دارویی و غذایی؛ به دلیل تقاضای پایدار داخلی کمتر آسیب می‌بینند.

    پیش‌بینی شش‌ماهه؟

    در صورت ادامه جنگ، بازار احتمالاً وارد روند نزولی یا رکودی عمیق می‌شود… بازده کلی بازار می‌تواند بین ۲۰ تا ۵۰ درصد افت داشته باشد.

    اگر توافق سیاسی در هفته‌های آینده حاصل شود، بازار چگونه باز خواهد گشت؟

    اگر هفته‌های آینده توافق سیاسی حاصل شود و جنگ متوقف شود، بازار میتواند شرایط بهتری داشته باشد. با فرض بسته ماندن نماد‌های آسیب دیده، سایر نمادها… وارد یک فاز صعودی مستحکم می‌گردند.

    واکنش اولیه بازار؟

    یک موج فروش احتمالی در ابتدا، جهش تقاضا و ورود نقدینگی، بازگشت اعتماد سرمایه‌گذاران، افزایش سریع ارزش شرکت‌های بزرگ.

    وضع صنایع؟

    صنایع صادراتی بزرگ‌ترین برندگان خواهند بود و پالایشی‌ها رشد قابل توجهی تجربه می‌کنند. ضمن اینکه بانک‌ها و مالی‌ها چشم‌اندازی بسیار روشن خواهند داشت و صنایع داخلی مثل سیمان از پروژه‌های بازسازی منتفع می‌شوند.

    پیش‌بینی شش‌ماهه؟

    بورس می‌تواند وارد یک دوره رشد بسیار قدرتمند شود… بازده احتمالی می‌تواند ۵۰ تا ۱۰۰ درصد رشد باشد.

    اگر جنگ نه ادامه یابد و نه توافقی حاصل شود چه؟

    در این سناریو جنگ متوقف می‌شود، اما توافق سیاسی مشخصی حاصل نمی‌شود و ریسک در سطح بالایی باقی می‌ماند.

    واکنش بازار؟

    فشار فروش سنگین به دلیل بدبینی و نیاز به نقدینگی، کاهش حجم معاملات و رفتار محتاطانه سرمایه‌گذاران را خواهیم داشت.

    وضع صنایع؟

    فلزات اساسی رشد قابل توجهی ندارند، پتروشیمی‌ها محدود خواهند بود و پالایشی‌ها رشد خاصی نمی‌کنند. ضمن اینکه دارویی‌ها با ثبات می‌مانند و صنایع کوچک‌تر پرنوسان خواهند بود.

    پیش‌بینی شش‌ماهه؟

    بازار بعد از فشار فروش اولیه، وارد دوره‌ای فرسایشی و کم‌رمق می‌شود… بازده شش‌ماهه بین ۱۰ درصد منفی تا ۴۰ درصد منفی نوسان می‌کند.

    جمع‌بندی شما برای سرمایه‌گذاران چیست؟

    در واقع سه سناریوی مطرح شده به عنوان یک مدل کلی مطرح شده است:

    بازگشایی بازار و ادامه جنگ: رکود و افت سنگین بازار

    بازگشایی بازار و توافق: افت احتمالی اولیه، سپس جهش قوی

    آتش‌بس بدون نتیجه: فشار فروش اولیه، سپس بازار فرسایشی

    در واقع بورس در چنین شرایطی بیشتر از هر زمان دیگری به تحولات ژئوپلیتیکی و تصمیمات سیاسی وابسته خواهد بود و نه صرفاً عوامل اقتصادی معمول.

  • بلاتکلیفی سهامداران بورس تا کی؟

    بلاتکلیفی سهامداران بورس تا کی؟

    به گزارش اقتصادران، نهمین روز اسفند ماه سال گذشته بود که به واسطه شروع تنش‌های نظامی، بازار سهام به صورت موقت تعطیل و معاملات روز مذکور نیز ابطال شد و همچنان این تعطیلی ادامه دارد، البته در این بین برخی از ابزارهای بازار سرمایه همانند صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق‌های طلا کار خود را آغاز کرده‌اند.

    حدود ۶۰ روز است که خبری از معاملات در بازار نیست و سرمایه‌ها در بازار راکد مانده است. در نگاه نخست و در زمان جنگ بسته بودن بازار یک تصمیم درست بوده؛ چراکه از سرمایه، سهامداران در روزهای جنگی صیانت شد تا سرمایه‌گذاران به صورت هیجانی عمل نکنند.بر اساس بند ۳ ماده ۴ دستورالعمل اجرایی شرایط اضطراری موضوع ماده ۳۲ قانون بازار و اوراق بهادار، در صورتی که ارزش بازار بورس یا بازار خارج از بورس (فرابورس) طی مدت حداکثر یک روز کاری به میزان ۵ درصد کاهش یا افزایش داشته باشد، سازمان بورس و اوراق بهادار مجاز است در راستای حمایت از حقوق و منافع سرمایه‌گذاران و حفظ شفاف، منصفانه و کارآ، دستور تعطیل یا توقف تمام یا بخشی از معاملات هر یک از بورس‌ها یا بازارهای خارج از بورس را حداکثر به مدت سه روز کاری صادر نماید و پس از به مجوز شورای عالی بورس این تعطیلی می‌تواند تمدید شود، حال این تعطیلی از نهمین روز اسفند ماه آغاز شد و براساس اعلام سازمان بورس قرار است تا پایان هفته جاری ادامه داشته باشد و پس از آن توسط مسوولان مربوطه  تصمیم‌گیری می‌شود.

    درست است این تعطیلی برای حفظ سرمایه‌ها در بازار گرفته می‌شود، اما مساله اساسی اینجاست که تعطیلی ادامه‌دار می‌تواند اعتماد را از بازار دور کند. حدود دو ماه است که هیچ گونه معامله‌ای در بورس تهران انجام نمی‌شود و همین موضوع باعث شده که سرمایه‌ها در بورس راکد بماند.

    این راکد بودن سرمایه باعث می‌شود که اعتمادها به مرور از بورس خارج شود، درست که این تصمیم در راستای صیانت سرمایه‌ها گرفته شده اما در شرایط کنونی آتش بس به نظر میرسد که باز شدن بازار بتواند تا حدودی اعتماد از دست رفته را به بورس  برگرداند.

    به عقیده بسیاری از کارشناسان درحال حاضر کشور به یک ثبات نسبی از نظر سیاسی رسیده و در چنین شرایطی بازار سرمایه می‌تواند به صورت جزیی و آرام آرام بازگشایی شود. به گفته این گروه از کارشناسان بازار سهام باید صنعت به صنعت و آرام آرام باز شود تا بازار ضربه سنیگنی را تجربه نکند و آرامش نیز بازار حضور یابد.

    از سوی دیگر گروهی از کارشناسان عقیده دارند درحال حاضر باز بودن صندوق‌های درآمد ثابت و طلا که جزو مهم‌ترین ابزارهای بازار هستند به نظر کافی می‌رسد تا زمانی که کشور از نظر سیاسی به یک نتیجه مشخص برسد از ان می‌توان انتظار بازگشایی بورس را داشت. البته آن زمان نیز بازگشایی بورس نیز به‌طور کامل نخواهد بود و در آن دوره نیز باید بازار آرام آرام بازگشایی شود تا شاهد ضربه سنگین به معاملات نباشیم و شاخص‌ها سقوط نکند. به‌طور کلی گروهی از کارشناسان عقیده دارند که بازگشایی بازار باید پس از تعیین و تکلیف شرایط سیاسی کشور باشد تا بازار از بحران‌ها به دور باشد و سرمایه‌گذاران بتوانند در یک شرایط مشخص تصمیم‌گیری کنند در چنین شرایطی نیز نقدینگی با سرعت کمتری از بازار خارج خواهد داشت.

    درحال حاضر شرایط سیاسی کشور در ابهام قرار دارد، اما رییس سازمان بورس اولین روز اردیبهشت ماه اعلام کرد که با اشاره به اخذ تلویحی مجوز افشای اطلاعات شرکت‌های بورسی از برخی نهادهای ذی‌ربط، از احتمال بازگشایی بازار سهام طی ۱۰ تا ۱۲ روز آینده داده خواهد شد. حال باید دید چه تصمیم‌گیری و چه آینده‌ای در انتظار بورس است.

    بلاتکلیفی بازار سرمایه تا کی؟

    مجتبی شهبازی، کارشناس بازار سرمایه نیز در این باره نوشت: اقتصاد هر کشور تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل امنیتی، دیپلماتیک و مدیریتی قرار دارد و هماهنگی میان این حوزه‌ها می‌تواند مسیر رشد اقتصادی را هموار کند. در شرایط کنونی که کشور در دوره‌ای از آرامش نسبی و توقف درگیری‌ها قرار دارد، کارشناسان معتقدند میان عملکرد بخش‌های مختلف ازجمله مدیران اقتصادی، نهادهای دیپلماسی و مسوولان حوزه امنیتی هم‌افزایی لازم دیده نمی‌شود.

    در این میان، موضوع بسته ماندن بازار سرمایه به یکی از دغدغه‌های جدی فعالان اقتصادی تبدیل شده است. با وجود فروکش‌کردن بخش مهمی از تنش‌ها، مدیران بازار سرمایه هنوز تصمیم مشخصی برای بازگشایی بورس اتخاذ نکرده‌اند؛ موضوعی که به‌گفته کارشناسان، بیش از هرچیز فضای بی‌اعتمادی را در اقتصاد تشدید می‌کند. به باور آنان، کشور اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتخاذ تصمیم‌های شجاعانه اقتصادی است؛ تصمیم‌هایی از جنس اصلاح ساختارهایی همچون ارز چندنرخی، نه تداوم محافظه‌کاری.

    منتقدان این وضعیت یادآور می‌شوند که در تجربه‌های بین‌المللی، حتی بازار سرمایه کشورهایی که در شرایط جنگی قرار گرفته‌اند، تعطیلی طولانی‌مدت را تجربه نکرده است. از دید آنان، تداوم بلاتکلیفی فعلی، نه تنها کمکی به مدیریت ریسک نمی‌کند، بلکه بر رفتار فعالان اقتصادی اثر منفی می‌گذارد. این گروه همچنین معتقدند در جریان جنگ ۱۲ روزه گذشته، می‌شد آیین‌نامه‌ای مشخص برای شرایط خاص تدوین کرد تا در وضعیت‌های مشابه، مسیر باز یا بسته بودن بورس روشن باشد. کارشناسان بازار سرمایه بر این باورند که بازگشایی بورس می‌تواند مشابه دوره پس از جنگ ۱۲ روزه و با سازوکارهایی کنترل‌شده انجام شود؛ از جمله کاهش دامنه نوسان، محدودیت‌های موقت فروش یا بازگشایی مرحله‌ای صنایع. به اعتقاد آنان، چالش اصلی امروز نه شدت نوسان‌های احتمالی بعد از بازگشایی، بلکه ادامه تعطیلی و ابهام موجود است.

    بررسی‌های مالی شرکت‌ها نیز نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از صنایع کشور از نظر بنیادی در وضعیت مطلوبی قرار دارند و نسبت قیمت به درآمد برخی شرکت‌ها پیش از جنگ به عدد ۲ نزدیک شده بود؛ موضوعی که احتمال ریزش عمیق بازار را کاهش می‌دهد.

    در کنار این عوامل، بازار ابزارهای مالی با درآمد ثابت در روزهای گذشته بدون هیجان یا رفتار غیرمعمول فعالیت کرده و حتی شاهد ورود نقدینگی نیز بوده است؛ موضوعی که از اعتماد سرمایه‌گذاران به این ابزارها حکایت دارد. صندوق‌های طلا و نقره نیز تنها تحت تأثیر نوسانات جهانی قیمت فلزات حرکت کردند.

    در چنین فضایی، کارشناسان پیشنهاد می‌کنند سرمایه‌گذاران از استراتژی متنوع‌سازی پرتفوی استفاده کنند؛ ترکیبی از صندوق‌های درآمد ثابت، صندوق‌های طلا  و نقره و سپرده‌گذاری نزد بانک‌های دارای  وضعیت مالی مناسب.

  • بورس در منگنه سیاست

    بورس در منگنه سیاست

    به گزارش اقتصادران، روز شنبه معاملات بازارسرمایه در گروه‌های صندوق‌های درآمد ثابت، صندوق‌های طلا و صندوق‌های نقره به‌کار خود ادامه داد. روز گذشته بازار شاهد افرایش معنادار ارزش معاملات در فیکس اینکام‌ها و تداوم خروج پول حقیقی از صندوق‌های طلا و نقره بود.

    آغاز معاملات این هفته با سفر دوباره وزیر امور خارجه به‌اسلام آباد همراه بود که بار دیگر گمانه زنی‌ها پیرامون مذاکرات را افزایش داد و موجب تحلیل‌ها و رفتارهای متفاوت فعالان بازار شد. می‌توان گفت با توجه به‌روند مذاکرات گذشته و نتایج حاصل شده از آن سرمایه‌گذاران نیز با کاهش ریسک‌پذیری در انتظار خروجی قطعی و قابل اتکا از فضای سیاسی هستند و همین موضوع بازار را در حالت تعلیق نگاه داشته است.

    از طرفی با انتشار گزارش‌های تفسیری جدید از سوی شرکت‌ها و مشخص شدن میزان آسیب‌ها بازارسهام خود را برای بازگشایی احتمالی طی روزهای آینده نیز آماده می‌کند. از این رو این هفته از منظر افشاهای درج شده روی کدال خروجی قطعی‌تر از روند مذاکرات یا بازگشت دوباره به‌حالت جنگی برای اقتصاد و بازارسرمایه از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است.

    ورود ۲همت سرمایه حقیقی به‌صندوق‌های درآمدثابت

    روز شنبه درمجموع معاملات در صندوق‌های درآمد ثابت بازار تعداد ۹/‏۱۰‌میلیاردواحد از این صندوق‌ها به‌ارزش ۲۷‌هزار و ۱۲۸‌میلیاردتومان معامله شد. درنتیجه این‌معاملات رقمی به‌ارزش ۲‌هزارو۴۳‌میلیاردتومان خالص سرمایه حقیقی وارد صندوق‌های درآمد ثابت شد.

    در این‌روز سرانه خریداران حقیقی به‌ارزش ۳/‏۲۱۴‌میلیون‌تومان در مقابل سرانه فروشنگان حقیقی به‌ارزش ۶/‏۲۶۱‌میلیون‌تومان بود و قدرت خریداران نسبت منف ۲۲/‏۱ به‌ثبت رسید که نشان می‌دهد با وجود جذب کلی سرمایه حقیقی در مجموع معاملات این صندوق‌ها اما پول‌های پرقدرت همچنان درحال خروج از بازار هستند و درمقابل سرمایه‌های کوچکتر این صندوق‌ها را محلی امن‌تر برای حفظ ارزش سرمایه‌های خود در این روزها می‌بینند.

    از نظر ترکیب معامله‌گران نیز روز گذشته خریداران حقیقی با تعداد ۳۵‌هزارو۷۲نفر و ارزش خرید ۷‌هزارو۵۱۵‌میلیاردتومانی ۷/‏۲۷ از سهم خرید بازار را در اختیار داشتند و درمقابل فروشندگان حقیقی با تعداد ۲۰‌هزارو۹۲۰نفر و ارزش فروش ۵‌هزارو۴۷۲‌میلیاردتومان ۱۷/‏۲۰‌درصد از سهم فروش بازار را کسب کردند.

    در معاملات روز گذشته سه‌صندوق پاسارگاد، کارا و سپر بیشترین ارزش معاملات را در این گروه به‌ثبت رساندند.

    خروج پول محدود از صندوق‌های طلا

    روز شنبه در گروه صندوق‌های طلای بورسی درمجموع ۵۴۱‌میلیون‌واحد از این صندوق‌ها به‌ارزش ۵‌هزارو۲۳۸‌میلیاردتومان معامله شد و درنتیجه این معاملات رقم به‌ارزش ۴۲‌میلیاردتومان از این صندوق‌ها خارج شد. سرانه خریداران حقیقی به‌ارزش ۷/‏۱۰۵‌میلیون‌تومانی درمقابل سرانه فروشندگان حقیقی به‌ارزش ۱۶۰‌میلیون‌تومان قرار گرفت که منجربه‌ ثبت قدرت خریدار به‌نسبت منفی۵۲/‏۱ شد.

    بررسی آمار معامله‌گران در این گروه نشان می‌دهد که خریداران حقیقی با تعداد ۲۹‌هزارو۹۶۵نفر و ارزش خرید ۳‌هزارو۱۶۸‌میلیاردتومان بیش از ۶۰‌درصد از سهم خرید بازار را دراختیار داشتند و در مقابل فروشندگان حقیقی نیز با تعداد ۲۰‌هزارو۶۰نفر و ارزش فروش ۳‌هزارو۲۱۱‌میلیاردتومان ۳/‏۶۱‌درصد از سهم بازار فروش در روز شنبه را به‌دست آوردند که نشان از برابری نسبی دوگروه در این روز دارد.

    صندوق‌های طلا در روز گذشته باتوجه به‌بسته‌بودن بازارهاب جهانی شاهد تغییرات قیمتی خاصی نبوده و درمجموع روزی آرام را سپری کردند اما به‌طور‌کلی در قیمت‌های منفی نزدیک به‌صفر تابلو بسته شدند.

    در معاملات روز گذشته در این گروه چهارصندوق عیار، گوهر، طلا و کهربا بیشترین ارزش معاملات را به‌خود اختصاص دادند.

    بررسی معاملات در نقره‌ای‌های بازار

    روز گذشته گروه صندوق‌های نقره بازار شاهد معامله ۶/‏۴۱۵‌میلیون‌واحد از این صندوق‌ها به‌ارزش مجموع ۳۶۳‌میلیاردتومان بود که در نتیجه این معاملات رقم به‌ارزش ۱۸۲‌میلیاردتومان وارد این صندوق‌ها شد. این درحالی بود که سرانه خریداران حقیقی در این روز رقم ۴/‏۴۷‌میلیون‌تومان درمقابل سرانه فروشندگان حقیقی به‌ارزش ۴/‏۹۰‌میلیون‌تومان قرار گرفت و قدرت خریدار نسبت منفی۹۱/‏۱ را نشان می‌داد.

    از منظر ترکیب معامله‌گران نیز در روز گذشته حقیقی‌ها در سمت خرید با تعداد ۷‌هزارو۶۵۶نفر و ارزش خرید ۳۶۳‌میلیاردتومان توانستند ۲/‏۸۳‌درصد از سهم خرید بازار را به‌دست آورند و درمقابل فروشندگان حقیقی به‌تعداد ۲‌هزارنفر و ارزش فروش ۸/‏۱۸۰‌میلیون‌تومان ۵/‏۴۱‌درصد از سهم فروش بازار را در اختیار داشتند.

    درمجموع معاملات در این گروه در روز گذشته در محدوده نزدیک‌به‌صفر تابلو قرار داشت و همچنان شاهد ورود سرمایه‌های حقیقی بود.

    به‌طورکلی بازارسرمایه در اولین روز هفته شاهد افزایش ارزش معاملات در صندوق‌های درآمد ثابت بود و صندوق‌های طلا نیز در همان محدوده ارزش معاملاتی این روزها فرار داشتند اما روند خروج سرمایه در این گروه همچنان شاهد کاهش بوده که می‌تواند نشانه‌ای مثبت از بازگشت آرام سرمایه‌ها به‌این گروه تلقی شود.
  • اما و اگرهای بازگشایی گزینشی بازار سهام

    اما و اگرهای بازگشایی گزینشی بازار سهام

    به گزارش اقتصادران، اظهارات اخیر حجت‌اله صیدی مبنی بر بازگشایی بازار سهام طی ۱۰ تا ۱۲ روز آینده، همراه با این توضیح که «نماد شرکت‌هایی که خسارت مستقیم دیده‌اند در این مرحله باز نمی‌شوند، اما سایر نماد‌ها بازگشایی خواهند شد»، بحث تازه‌ای را درباره نحوه مواجهه بازار سرمایه با پیامد‌های جنگ ایجاد کرده است. در ظاهر، این تصمیم با هدف مدیریت ریسک و جلوگیری از شوک قیمتی در نماد‌های آسیب‌دیده اتخاذ شده است؛ اما مسئله اصلی نه خود بازگشایی، بلکه منطق تفکیکی پشت این تصمیم است.

    اگر مبنا، تحلیل ریسک و محافظت از سرمایه‌گذاران باشد، پرسش اینجاست که آیا می‌توان آسیب را صرفاً به شرکت‌هایی که خط تولیدشان هدف قرار گرفته محدود دانست؟ در اقتصادی که زنجیره‌های تولید به‌شدت درهم‌تنیده‌اند، اختلال در چند شرکت بزرگ، عملاً بر ده‌ها صنعت و صد‌ها شرکت دیگر اثر می‌گذارد.

    زنجیره‌ای که از هم گسست

    شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و برخی واحد‌های بزرگ دیگر، صرفاً بنگاه‌های منفرد بورسی نیستند؛ این شرکت‌ها ستون‌های زنجیره فولاد کشورند. توقف کامل خطوط تولید آنها، فقط به معنای کاهش سود یک شرکت نیست، بلکه به معنای اختلال در تأمین مواد اولیه برای صنایع خودروسازی، لوازم خانگی، لوله و پروفیل، سازه‌های عمرانی و ده‌ها فعالیت صنعتی دیگر است.

    برآورد‌های اولیه نشان می‌دهد حدود ۲۰ درصد از ظرفیت تولید گندله، ۳۰ درصد از آهن اسفنجی و بیش از ۳۰ درصد از شمش فولاد کشور از مدار خارج شده است. در حوزه اسلب، که ماده اولیه تولید ورق‌های فولادی محسوب می‌شود، شدت آسیب حتی بالاتر ارزیابی می‌شود و گفته می‌شود بیش از ۷۵ درصد ظرفیت تولید اسلب تحت تأثیر قرار گرفته است. این ارقام صرفاً آمار صنعتی نیستند؛ اینها نشانه‌های یک تغییر ساختاری در عرضه مواد اولیه کشورند.

    وقتی چنین حجمی از تولید حذف می‌شود، اثر آن به سرعت در کل زنجیره منعکس می‌شود. صنایع پایین‌دستی با کمبود مواد اولیه روبه‌رو می‌شوند، هزینه تولید افزایش می‌یابد و قیمت نهایی کالا‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد.

    جهش قیمت در پتروشیمی و اثر دومینویی آن

    این وضعیت محدود به فولاد نیست. در حوزه پتروشیمی نیز رقابت برای خرید برخی محصولات به سطحی رسیده که قیمت‌ها تا ۲۰۰ درصد بالاتر از نرخ پایه معامله می‌شوند. بسیاری از کالا‌هایی که در تولید آنها از مشتقات پتروشیمی استفاده می‌شود، از ابتدای جنگ تاکنون با کمبود عرضه و رشد قیمت حداقل ۱۲۰ درصدی مواجه شده‌اند.

    در چنین شرایطی، چگونه می‌توان ادعا کرد تنها شرکت‌هایی که «خسارت مستقیم» دیده‌اند پرریسک هستند؟ شرکت‌های مصرف‌کننده مواد پتروشیمی یا ورق فولادی، حتی اگر ساختمان و تجهیزاتشان سالم باشد، با ریسک عملیاتی جدی مواجه‌اند. کاهش حاشیه سود، توقف خطوط تولید یا افزایش سرمایه در گردش، همه عواملی هستند که می‌توانند سودآوری آنها را تحت تأثیر قرار دهند. اگر بنا باشد استدلال بر پایه ریسک باشد، زنجیره‌ای که به‌شدت درگیر کمبود مواد اولیه است نیز باید در همان دسته قرار گیرد؛ بنابراین مسئله اصلی، ناسازگاری در منطق تفکیک است، نه اصل بازگشایی.

    منطق تصمیم، نه اصل بازار

    در این میان، یک تفکیک مهم باید روشن شود. نقد واردشده به استدلال سازمان بورس، لزوماً به معنای مخالفت با بازگشایی بازار نیست. برعکس، از منظر یک اقتصاد مبتنی بر سازوکار بازار، منطقی‌تر آن است که همه نماد‌ها به‌طور هم‌زمان بازگشایی شوند و قیمت‌ها بر اساس اطلاعات موجود کشف شوند.

    بازار زمانی کارآمد است که امکان کشف قیمت برای همه دارایی‌ها وجود داشته باشد. نگه داشتن بخشی از نماد‌ها به بهانه حمایت، در حالی که اثرات آنها در صورت‌های مالی سایر شرکت‌ها منعکس می‌شود، به نوعی تعلیق مصنوعی اطلاعات منجر می‌شود. این وضعیت می‌تواند موجب گمراهی در ارزش‌گذاری و ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی شود. اگر فلسفه تصمیم، آزادی معاملات و بازگشت نقدشوندگی است، این منطق باید درباره همه شرکت‌ها به‌صورت یکسان اعمال شود. تفاوت‌گذاری میان نمادها، بدون در نظر گرفتن پیوستگی زنجیره تولید، تصویر ناقصی از ریسک واقعی ارائه می‌دهد.

    تصویر کلان صنعت فولاد پس از جنگ

    فولاد یکی از مهم‌ترین کالا‌های استراتژیک جهان است و پس از نفت و گاز، جایگاه دوم تجارت جهانی را در اختیار دارد. در ایران نیز این صنعت ستون فقرات بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی است. حدود ۵۲ درصد مصرف فولاد در ساختمان و زیرساخت، ۱۶ درصد در تجهیزات مکانیکی، ۱۲ درصد در خودرو و وسایل نقلیه و مابقی در سایر صنایع توزیع شده است؛ بنابراین هر اختلالی در این صنعت، مستقیماً بر رشد اقتصادی و تولید ملی اثر می‌گذارد.

    فولاد مبارکه، با سهمی حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی کشور و شبکه‌ای متشکل از بیش از صد شرکت در زنجیره ارزش، نقشی تعیین‌کننده در تعادل بازار ورق‌های فولادی دارد. ارزش جایگزینی دارایی‌های این شرکت، برآوردی در حدود ۵ تا ۶ میلیارد دلار را نشان می‌دهد. فولاد خوزستان نیز به عنوان دومین تولیدکننده فولاد خام کشور، با ظرفیت‌های گسترده در احیای مستقیم و فولادسازی، جایگاه راهبردی در صادرات و ارزآوری دارد. ارزش جایگزینی خطوط تولید آن نیز بیش از دو میلیارد دلار برآورد می‌شود.

    آسیب واردشده به این شرکت‌ها، تنها یک مسئله مالی نیست؛ بلکه یک مسئله ساختاری برای کل زنجیره فولاد کشور است. در کوتاه‌مدت احتمال افزایش صادرات مواد اولیه مانند کنسانتره و گندله وجود دارد، در حالی که در حلقه‌های میانی و نهایی با کمبود عرضه مواجه خواهیم بود. این عدم تعادل می‌تواند به افزایش قیمت اسلب و ورق، رشد واردات و فشار مضاعف بر صنایع پایین‌دستی منجر شود.

    انرژی؛ متغیر نامطمئن دیگر

    در کنار آسیب‌های مستقیم، مسئله انرژی نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است. صنعت فولاد سهمی حدود ۴ تا ۵ درصد از مصرف گاز و حدود ۸ درصد از مصرف برق کشور را به خود اختصاص می‌دهد. دو شرکت بزرگ فولادی روزانه حدود ۱۴ میلیون مترمکعب گاز مصرف می‌کردند. با توجه به خسارات وارده به زیرساخت‌های انرژی و نیروگاه‌های اختصاصی، تداوم تولید حتی در واحد‌های سالم نیز با عدم قطعیت همراه است.

    در چنین شرایطی، پیش‌بینی سودآوری شرکت‌های زنجیره فولاد بدون در نظر گرفتن ریسک انرژی، ممکن نیست. این ریسک نیز محدود به چند نماد مشخص نیست و می‌تواند کل صنعت را تحت تأثیر قرار دهد.

    تحلیل ریسک باید جامع باشد

    آنچه در نهایت اهمیت دارد، انسجام در استدلال است. اگر تصمیم بر بازگشایی بازار است، منطقی‌ترین رویکرد آن است که همه نماد‌ها به‌صورت هم‌زمان باز شوند و بازار، خود بر اساس اطلاعات موجود قیمت‌گذاری کند. اگر هم قرار است معیار، تحلیل ریسک باشد، این تحلیل باید کل زنجیره تولید را در بر گیرد، نه صرفاً شرکت‌هایی را که به‌طور مستقیم آسیب دیده‌اند. بازار سرمایه بیش از هر چیز به شفافیت، یکپارچگی در منطق تصمیم‌گیری و پرهیز از دوگانگی نیاز دارد. مسئله اصلی نه بازگشایی است و نه حتی شدت خسارت‌ها؛ مسئله، چارچوب استدلالی است که باید با واقعیت ساختار اقتصادی کشور هم‌خوان باشد.

     

  • سایه سنگین بلاتکلیفی بر سر سرمایه‌گذاران بورسی

    سایه سنگین بلاتکلیفی بر سر سرمایه‌گذاران بورسی

    به گزارش اقتصادران، سردرگمی حاکم بر بازار‌ها فضای تصمیم‌گیری را برای فـــعــالان اقتــصادی و سرمایه‌گذاران پیچیده کرده است. افزایش نااطمینانی نسبت به متغیر‌های سیاسی و اقتصادی باعث شده چشم‌انداز کوتاه‌مدت پیش‌روی بازار‌ها شفاف نباشد و رفتار‌های احتیاطی در معاملات تقویت شود. به همین دلیل روز‌های آینده می‌تواند برای مسیر سرمایه‌گذاری و روند بازار‌ها سرنوشت‌ساز باشد. هرگونه تغییر در شرایط کلان یا سیگنال‌های سیاسی و اقتصادی قادر است جهت انتظارات را به‌سرعت تغییر دهد. از این رو، فعالان اقتصادی با رویکردی محافظه‌کارانه‌تر در حال رصد تحولات هستند تا تصمیم‌های خود را با دقت بیشتری اتخاذ کنند.

    با افزایش دوباره ریسک‌های سیاسی و پررنگ شدن احتمال تشدید درگیری‌ها، فضای تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاران مجددا مبهم شده است. این ابهام در حالی طی روز‌های اخیر تشدید شده که تجربه توقف دو ماهه معاملات در بازار سهام نیز به نگرانی‌ها دامن زده و سناریوی بسته‌شدن دوباره بازار‌ها را به یک ریسک جدی تبدیل کرده است. از این رو، فعالان اقتصادی علاوه بر مواجهه با نوسانات قیمتی، به‌دلیل بسته‌بودن بورس و توقف معاملات بازار سرمایه، با محدودیت در دسترسی به دارایی‌های خود نیز مواجه شده‌اند؛ بنابراین این وضعیت به‌طور طبیعی به تغییرات جدی در رویکرد‌های سرمایه‌گذاری منجر خواهد شد. بررسی دیدگاه کارشناسان نشان می‌دهد، در این مقطع، اولویت اصلی فعلان بازار‌ها از کسب بازدهی به سمت مدیریت ریسک و حفظ سرمایه تغییر کرده است.

    در همین راستا، مهم‌ترین استراتژی که از سوی سرمایه‌گذاران اتخاذ خواهد شد، افزایش سهم دارایی‌های نقد یا حرکت به سمت ابزار‌هایی با نقدشوندگی بالاست. از نگاه تحلیلگران، در شرایطی که احتمال اعمال محدودیت‌های معاملاتی یا توقف معاملات بازار وجود دارد، دسترسی سریع به دارایی نقد می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در کنترل ریسک ایفا کند. به عبارتی، سرمایه‌های نقد، نوعی سپر حفاظتی در برابر شوک‌های پیش‌بینی‌ناپذیر محسوب می‌شود. در کنار این موضوع، کارشناسان، کاهش تمرکز سرمایه‌گذاری را مطرح می‌کنند. تمرکز بالا بر یک بازار به‌ویژه بازاری که در معرض ریسک تعطیلی قرار دارد، می‌تواند آسیب‌پذیری سرمایه‌گذار را افزایش دهد.

    از این رو، حتی در شرایط فعلی که گزینه‌های سرمایه‌گذاری محدودتر شده، تلاش برای توزیع نسبی دارایی‌ها میان بازار‌ها یا ابزار‌های مختلف، به‌عنوان یکی از اصول مدیریت ریسک مورد توجه قرار گرفته است. از سویی، رفتار‌های هیجانی به‌عنوان یکی از تهدید‌های جدی در چنین وضعیتی مطرح می‌شود. همزمان با افزایش اخبار ضدونقیض و شایعات، احتمال تصمیم‌گیری‌های عجولانه نیز بالا می‌رود. کارشناسان هشدار می‌دهند که فروش‌های شتاب‌زده ناشی از ترس یا ورود‌های هیجانی به امید کسب سود، می‌تواند زیان‌های سنگینی به دنبال داشته باشد. به همین دلیل، حتی در شرایط بحرانی، تصمیم‌گیری باید بر پایه تحلیل و با در نظر گرفتن سناریو‌های مختلف انجام شود، نه واکنش به اخبار لحظه‌ای و سناریو‌های بدبینانه.

    در همین رابطه فردین آقابزرگی، کارشناس بازار‌های مالی، با اشاره به وضیعت مبهم سیاسی کشور، معتقد است که رفتار سرمایه‌گذاران در این شرایط بسیار تعیین‌کننده است و به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین اتفاقات در سمت و سوی بازار‌ها مطرح است. به این ترتیب تا زمانی که نشانه‌های روشنی از تثبیت شرایط اعم از کاهش تنش‌های سیاسی یا شفاف‌تر شدن سیاست‌های اقتصادی مخابره نشود، بهتر است از تغییرات اساسی در سبد سرمایه‌گذاری خودداری شود. البته این تعلل به معنای انفعال نیست، بلکه سرمایه‌گذار باید به‌طور مستمر تحولات را رصد کند و برای سناریو‌های مختلف، آمادگی لازم را داشته باشد. از سویی، بسیاری از فعالان بازار‌ها در دوره‌های عادی، ممکن است بیش از ظرفیت واقعی خود درگیر ریسک شوند، اما در شرایط بحرانی، این موضوع به‌سرعت آشکار می‌شود. در نتیجه سرمایه‌گذاری‌های محتاطانه و تنظیم سبد دارایی‌ها متناسب با میزان ریسک‌پذیری، می‌تواند هم از فشار روانی بکاهد و هم جلوی زیان‌های سنگین را بگیرد.

    افق نامعلوم بازار‌ها

    در شرایطی که فعالان بازار‌ها با ریسک‌های سیاسی و عدم قطعیت‌های حاکم بر وضعیت متغیر‌های اقتصادی مواجه هستند، مسیر آینده پارامتر‌هایی مانند تورم، رشد نقدینگی و ارزش پول ملی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سرمایه‌گذاران و تحلیلگران بازار‌ها تبدیل شده است. در این میان، برخی کارشناسان معتقدند نشانه‌های فعلی از شکل‌گیری یک فشار انباشته حکایت دارد که می‌تواند در ماه‌های آینده به‌صورت جهش در سطح عمومی قیمت‌ها و نرخ ارز بروز پیدا کند.

    فردین آقابزرگی تحلیلگر بازار‌های مالی، درباره مسیر پیش‌روی شاخص‌های کلان اقتصادی گفت: وضعیت اقتصادی را می‌توان در قالب سنجش شاخص‌هایی مانند تورم، نرخ رشد نقدینگی و در نهایت میزان کاهش ارزش پول ملی ارزیابی کرد و پرسش اصلی این است که این متغیر‌ها در آینده چه مسیری را طی خواهند کرد؟ اگر بخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم، باید به موضوع کشش قیمتی و توان اقتصادی خانوار‌ها نیز توجه کنیم. با توجه به اینکه این موضوع در سرمایه‌گذاری‌ها باید مورد توجه قرار گیرد به نظر می‌رسد، در حال حاضر، بخشی از جامعه در تامین هزینه‌های خود با محدودیت مواجه شدند و در چنین شرایطی، اقلام خوراکی و کالا‌های اساسی عملا از منطق کشش قیمتی خارج می‌شوند؛ به این معنا که خانوار‌ها ناگزیرند این کالا‌ها را در هر سطح قیمتی تامین کنند و اولویت با تامین نیاز‌های ضروری است.

    او افزود: در عین حال، حجم نقدینگی که برآورد می‌شود به بیش از ۱۴هزار همت رسیده، در کنار خسارت‌های اقتصادی ناشی از جنگ، تعطیلی‌ها، کاهش توان تولید و محدودیت‌های وارداتی به‌ویژه در ارتباط با کشور‌های حوزه خلیج فارس و مشخصا امارات متحده عربی مجموعه عواملی را شکل داده که به نظر می‌رسد به‌تدریج فشار تورمی را تشدید خواهد کرد. این روند از هم‌اکنون در قیمت کالا‌های اساسی و اقلام خوراکی قابل مشاهده است و به مرور در سایر بخش‌ها نیز خود را نشان خواهد داد.

    این کارشناس ادامه داد: اگرچه تورم به‌عنوان نمود کاهش ارزش پول ملی شناخته می‌شود، اما در حال حاضر این کاهش به‌طور کامل در نرخ ارز منعکس نشده و به نوعی می‌توان آن را به فنری فشرده تشبیه کرد. به اعتقاد او، با فرض تداوم شرایط فعلی یعنی وضعیتی که سایه جنگ بر اقتصاد وجود دارد؛ اما به مرحله بحران حاد و تعیین‌کننده نرسیده است؛ این فنر می‌تواند حتی در ابتدای تابستان سال ۱۴۰۵، خود را به‌صورت محسوس در بازار ارز نشان دهد. به همین دلیل وضعیت بازار‌ها و سرمایه‌گذاری وارد شرایط پیچیده‌ای خواهد شد فردین آقابزرگی تصریح کرد: تداوم شرایط کنونی ممکن است در نرخ ارز نیز بروز پیدا کند. به بیان دیگر، کاهش ارزش پول ملی ابتدا در بازار کالا‌های ضروری نمایان می‌شود و در ادامه به بازار ارز منتقل خواهد شد. بر این اساس، در صورت عدم کاهش تنش‌های نظامی، افزایش قابل‌توجه نرخ ارز دور از انتظار نخواهد بود.

    به گفته این کارشناس، اگر شرایط اقتصادی مشابه روند نیمه نخست سال ۱۴۰۴ و با همان ناترازی‌ها ادامه یابد و در عین حال بخشی از منابع مالی دولت به‌دلیل شرایط جنگی صرف هزینه‌های نظامی و لجستیکی شود، این روند تشدید خواهد شد. از این‌رو، مشاهده آثار کامل کاهش ارزش پول ملی در بازار ارز، مشابه آنچه پیش‌تر در کالا‌های اساسی رخ داده، چندان دور از ذهن نیست و می‌توان آن را یکی از سناریو‌های محتمل در آینده نزدیک دانست. بنابراین، وضعیت سرمایه‌گذاری نیز وارد مرحله‌ای مبهم و پیچیده می‌شود. افزایش نااطمینانی نسبت به متغیر‌های کلان، از جمله تورم و نرخ ارز، باعث شده افق تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاران کوتاه‌تر شود و امکان پیش‌بینی بازدهی کاهش یابد. در نتیجه، بازار‌ها با احتیاط بیشتری حرکت می‌کنند و استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بیش از گذشته تحت‌تاثیر ریسک‌های سیاسی و اقتصادی قرار می‌گیرد.

    پیشروی احتیاط در بازار‌ها

    فردین آقابزرگی با بیان اینکه زمانی که انتظارات تورمی در اقتصاد بالا می‌رود و همزمان ریسک‌های سیاسی نیز پابرجا می‌ماند، بازار‌ها به سمت رفتار‌های احتیاطی حرکت می‌کنند، اظهار کرد: این موضوع می‌تواند به کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و افزایش ترجیح نقدشوندگی منجر شود. از سوی دیگر، بسته بودن یا محدود شدن فعالیت برخی بازار‌ها نیز این وضعیت را تشدید کرده و دسترسی به ابزار‌های متنوع سرمایه‌گذاری را محدود می‌کند.

    به باور این کارشناس، در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران با یک عدم قطعیت دوگانه مواجهند؛ به طوری‌که هم در سطح ارزش دارایی‌ها و هم در سطح امکان جابه‌جایی آنها اختلال وجود دارد. به همین دلیل، استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بیش از گذشته به سمت مدیریت ریسک، حفظ نقدینگی و تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت سوق پیدا می‌کند. از این‌رو با توجه به اینکه بازار‌ها در وضعیتی قرار گرفته‌اند که در آن سیگنال‌های قیمتی به‌طور همزمان تحت‌تاثیر عوامل بنیادی و شوک‌های بیرونی قرار دارند، پیش‌بینی‌پذیری وضعیت بازار‌ها به‌شدت کاهش یافته است. در چنین شرایطی، تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاران بیش از گذشته با عدم قطعیت همراه شده و امکان اتکا به روند‌های پایدار گذشته محدودتر شده است. این وضعیت باعث می‌شود ارزیابی ریسک و بازده با دشواری بیشتری انجام شود و بازار‌ها واکنش‌های سریع‌تر و بعضاغیرقابل‌پیش‌بینی‌تری نسبت به اخبار و متغیر‌های سیاسی و اقتصادی نشان دهند.

  • بورس در آستانه بازگشایی؟!

    بورس در آستانه بازگشایی؟!

    به گزارش اقتصادران، بنابر گفته رییس سازمان بورس قرار است به زودی بازار سهام بازگشایی‌شود و پس از هفته‌ها انتظار و تنش بالاخره این بازار به روند معمول خود بازگردد. حجت‌الله صیدی با اشاره به اخذ تلویحی مجوز افشای اطلاعات شرکت‌های بورسی از برخی نهادهای ذی‌ربط، از احتمال بازگشایی بازار سهام طی ۱۰ تا ۱۲ روز آینده خبر داد و تاکید کرد که این اقدام به صورت یکجا انجام می‌شود و روش مرحله‌ای در دستور کار نیست.

    نهمین روز اسفندماه سال گذشته بود که به واسطه حملات امریکایی و اسراییلی به خاک کشور، بازار سهام نیز تعطیل شد، همچنان تعطیلی ادامه دارد. البته دراین‌بین صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق طلا بازگشایی شدند و در بسیاری از روزها شاهد آن بودیم که صندوق‌های درآمد ثابت توانستند جذب نقدینگی قابل‌توجهی داشته باشند. 

    صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق طلا در لیست ابزارهای بازار سرمایه قرار دارد و در مقایسه با بازار سهام کاربردها و مانورهای کمتری برای سرمایه‌گذاران دارد، اما مساله اساسی اینجاست که این ابزارها همانند بازار سهام پرریسک نیستند و به‌نوعی سرمایه‌گذاران به‌راحتی و با ریسک کمتر می‌توانند در بازار سرمایه‌گذاری کنند.

    مساله اساسی اینجاست که بازار سهام بیش از ۵۰ روز تعطیل بوده به نوعی در این مدت سرمایه‌گذاران به دارایی خود دسترسی نداشته‌اند، حال با کاهش تنش‌ها به نظر می‌رسد که بازار سهام آرام آرام و در مدت زمان تعیین شده کار خود را آغاز کند می‌تواند دوباره اعتماد و نقدینگی به بازار برگرداند.

    برخی از کارشناسان عقیده دارند که باتوجه‌به آسیب‌دیدن برخی از شرکت‌های بورسی در دوره جنگ رمضان بهتر است که بازگشایی بازار با محدودیت‌های خاص باشد تا شاهد سرخ‌پوشی دوباره بازار سرمایه نباشیم.

    در مقابل برخی از کارشناسان عقیده دارند که باتوجه‌به آسیب‌دیدن برخی از صنایع در دوران جنگ و همچنین محدودیت‌های پیش‌آمده، در زمان بازگشایی شاهد سرخ‌پوشی موقت بازار سهام خواهیم و پس از آن بازار مجدد به روند معمول خود بازخواهدگشت و به‌نوعی شاهد رونق دوباره بورس تهران خواهیم بود.

    برخی از فعالان بورسی نسبت به بسته‌بودن از نهمین روز اسفندماه تا به امروز، شکایت داشتند؛ اما مساله اساسی اینجاست مهم‌ترین هدف بسته‌بودن بازار سهام صیانت از دارایی سرمایه‌گذاران است؛ چراکه باز بودن بازار سهام در طول جنگ می‌توانست زیان‌های سنگین و پی‌درپی به بار آورد. البته تنها بورس تهران در این مدت تعطیل نبود و شاهد آن بودیم که برخی از بورس‌های عربی نیز تعطیل بودند؛ همچنین باز بودن بسیاری از بورس‌های دنیا باعث زیان سنگین در این بورس‌ها شد.

    طبق قانون اوراق بهادار؛ نهاد ناظر فقط می‌تواند تالار شیشه‌ای را تا سه روز تعطیل کند و مابقی تعطیلی‌ها با اجازه شورای عالی بورس انجام خواهد شد که این تعطیلی ادامه‌دار بورس تهران با مجوز شورای عالی بورس بود.

    رییس سازمان بورس و اوراق بهادار درباره اینکه بورس‌های کشورهای منطقه در ایام جنگ تحمیلی سوم چه شرایطی داشتند توضیح داد: مطالعه‌ای در همان زمان انجام دادیم که در دوشاخه اصلی پیگیری شد یکی ترکیب سهام و سهام‌داران در بورس‌های امارات، بحرین، کویت و رژیم صهیونیستی که به این نتیجه رسیدیم بورس کویت و بحرین بسیار کوچک است و قابل‌مقایسه با بورس ایران نیست؛ اما بورس رژیم صهیونیستی از نظر ساختار، ترکیب و نحوه معاملات با بورس‌های متعارف دنیا متفاوت است و قابل‌مقایسه با بورس‌های دیگر نیست و شرایط خاصی بر آن حکم‌فرماست ضمن اینکه بسیاری از ناشران بورس رژیم صهیونیستی، Dual listing هستند؛ یعنی هم در بورس نیویورک اقدام به انتشار سهام می‌کنند هم در بورس تل‌آویو؛ ضمن اینکه حمایت‌های عجیبی از شرکتی‌های بورسی در رژیم صهیونیستی می‌شود حتی بعضاً دست‌کاری‌هایی در بورس این رژیم دیده می‌شود؛ البته اینکه گفته می‌شود تکنولوژی‌محور است صحت دارد و شرکت‌های آی‌تی زیادی در بورس تل‌آویو حضور دارند. البته شرکت‌های صنعتی و دارای خط تولید هم در این بورس فعال‌اند حتی شرکت‌های تسلیحاتی هم در بورس رژیم صهیونیستی نسبت به انتشار سهام اقدام کرده‌اند.

    وی تأکید کرد: بورس امارات تا حدودی مشابه بورس ایران است ولی مشابه‌ترین بورسی که می‌توانستیم از آن در شرایط جنگی الگو بگیریم، بورس مسکو بود که قبلا در زمان جنگ روسیه و اوکراین از بورس مسکو مطالعه و الگوبرداری کرده بودیم؛ البته تفاوتی که جنگ ما با جنگ روسیه و اوکراین داشت، این بود که دو قدرت نظامی دنیا و اقتصاد اول جهان به ما حمله کرده بودند و ما در برابر آنها مقاومت کرده بودیم ضمن اینکه سایر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس در کنار آنها ایستاده بودند بعد هم ما موازین اخلاقی و قوانین بین‌المللی را رعایت می‌کردیم در حالی که آنها مدارس و بیمارستان‌های ما را هدف قرار می‌دادند لذا کشورهای حاشیه خلیج فارس مطمئن بودند که ایران کارخانه تولید مواد غذایی را هدف قرار نمی‌دهد که سبب شد تا بورس آنها برای طولانی مدت متوقف نشود.

    بازگشایی بورس به کجا رسید؟

    رییس سازمان بورس و اوراق بهادار گفت: بنا داریم تا بازار سهام را طی ۱۰ تا ۱۲ روز آینده بازگشایی کنیم؛ اما نماد شرکت‌هایی که خسارت مستقیم دیده‌اند، در این مرحله باز نمی‌شوند؛ ولی نماد سایر شرکت‌ها باز می‌شود. همچنین نماد شرکت‌هایی که خسارت ندیده‌اند؛ ولی ابهام اساسی دارند و نتوانسته‌اند افشای اساسی کنند، باز نمی‌شود.

    وی درباره اینکه بازار سهام به‌صورت مرحله‌ای باز می‌شود یا خیر و اینکه مثلاً ابتدا گروه مواد غذایی و سپس گروه بانک‌ها و بعد از آن سایر گروه‌ها به‌تدریج به بازار می‌پیوندند یا نه؟ اضافه کرد: ما خودمان هم روی ایده بازگشایی مرحله‌ای کار کردیم؛ ولی اشکال این ایده این است که اگرچه امکان‌پذیر است؛ اما عوارض سنگین‌تری از بازگشایی یکجای بازار دارد؛ چون معاملات بازار سهام باید در فضای منصفانه عادلانه باشد.

    صیدی توضیح داد: وقتی یک سرمایه‌گذار در سبد خود از هر گروه سهم در سبد سهام خود دارد؛ ولی فقط مثلاً نمادهای گروه بانکی باز می‌شود؛ اما از سایر گروه‌ها خبری نیست، می‌گوید من می‌خواستم سهم بانکی را نگه دارم ولی سهم نمادهای فلزی را بفروشم لذا دچار مشکل شده‌ام بنابراین سعی می‌کنیم بازار به صورت متنوع باز شود تا افراد تصمیم بگیرند چه سهمی را نگه دارند و چه سهمی را بفروشند.

    صیدی در خصوص آمادگی صندوق‌های توسعه و تثبیت بازار سرمایه برای پس از بازگشایی بازار و حمایت از سهامدار گفت: فلسفه وجودی این دو صندوق، ایفای نقش حمایتی است؛ قرار است هم خود صندوق‌ها به صورت مستقیم و هم با کمک بانک‌ها به صورت خرید سهام و حمایت غیر مستقیم، وارد بازار شوند؛ هم خود صندوق‌ها منابع دارند و هم مقداری تجهیز خواهند شد.

    وی ادامه داد: در زمستان سال گذشته دو اتفاق خوبی رخ داد یکی برداشتن حجم مبنا بود و دیگری راه انداز بازار TAL که معاملات بعد از اتمام بازار بود که به ارتقای عدالت در بورس کمک زیادی کرد. لذا این صندوق توسعه و تثبیت قرار است در بازگشایی جدید، عمدتا روی معاملات TAL کار کنند تا افراد با آگاهی بیشتر نسبت به خرید سهم‌های مورد نظر اقدام کنند.

    دبیر شورای عالی بورس درباره حذف یا ابقای دامنه نوسان در دوره بازگشایی بازار در پساجنگ سوم بیان کرد: روی این موضوع در حال کار کردن هستیم؛ دو نظر کلی وجود دارد یکی اینکه بازار فعلا به دامنه نوسان ۳ درصد عادت کرده و این دامنه را نگه داریم یک نظر این است که اجازه دهیم چند روز دامنه نوسان نباشد. هر یک از این دو نظریه یک سری عوارض و یک سری منافع دارند. چند مدل و آثار هر کدام را بررسی کرده‌ایم که شامل دامنه نوسان ۳ درصدی، افزایش آن به ۵ یا ۱۰ درصد یا کلا برداشتن دامنه نوسان (دامنه نوسان باز) می‌شود وقتی من وارد سازمان بورس شدم، دامنه نوسان ۳ درصد بود که چند بار تلاش کردیم تا آن را تغییر دهیم اما هر بار یک اتفاق رخ داد که مانع انجام شد. بنابراین نهایتا هر سناریویی که کمترین آسیب و بیشترین مدیریت ریسک را داشته باشد، اجرایی خواهیم کرد.

    بازار نجات پیدا می‌کند؟

    برخی از کارشناسان عقیده دارند که بسته‌بودن بازار سهام تا به امروز این بازار را از دام ریزش‌های بسیاری سنگین و خروج نقدینگی ادامه‌دار نجات داده است.

    بورس تهران از آتش جنگ و ریزش‌های سنگین نجات یافت. حال صحبت‌های بسیاری در خصوص بازگشایی بازار وجود دارد؛ اما مساله اساسی اینجاست که بازگشایی بازار باید در شرایط آرامش باشد، شرایطی که سایه تنش و جنگ از روی بازار برداشته شود. در چنین شرایطی بازگشایی بازار سهام در مرحله نخست احتمالاً با خروج نقدینگی مواجه باشد؛ اما پس از آن به‌مرور شاهدروی آرامش در بازار خواهیم بود و به‌نوعی همه‌چیز آرام‌آرام به روند طبیعی و معمول خود بازمی‌گردد.

    به بیان ساده‌تر، بسته‌بودن بازار سهام آن را از سقوط نجات داد و اکنون بازشدن این بازار در شرایط آرامش می‌تواند نقدینگی را به سمت‌وسوی بورس روانه کند.

    دراین‌بین برخی از تحلیلگران عقیده دارند در زمان بازگشایی بازار باید با نقدینگی بسیار سنگین از ریزش آن جلوگیری کرد؛ در مقابل گروه دیگری از کارشناسان معتقدند در این شرایط کشور باید اجازه داد که روند بازار به‌صورت یکنواخت طی شود و نقدینگی را به‌جای بازار سهام به ترمیم زیرساخت‌ها اختصاص داد.

    رییس سازمان بورس دراین‌خصوص و درباره اینکه در این دوره از مدیریت بانک مرکزی، به بازار سرمایه کمک بیشتری می‌شود یا در دوره مدیریت قبلی گفت: پس از بازگشایی بازار بعد از جنگ ۱۲ روزه، بانک مرکزی قرار شد ۶۰ همت به بازار سهام تزریق کند که اتفاقاً همراهی خوبی با سازمان بورس دراین‌خصوص داشت و با تزریق ۴۳ همت به بورس، بازار به تعادل رسید و نیازی به تزریق بقیه منابع نبود. من بارها از مدیریت قبلی بانک مرکزی بابت نهایت همکاری که با سازمان بورس برای حمایت از سهام‌داران حقیقی داشت، تشکر کردم؛ ولی تنها نکته‌ای که سری قبلی پیش آمد این بود با تأخیر کمک‌ها رسید. البته بانک‌های عامل بعضاً با مشکل اضافه برداشت مواجه بودند وگرنه بانک مرکزی حاضر بود ۶۰ همت مصوبه شورای عالی بورس را پرداخت کند.

    صیدی ادامه داد: پس از تزریق ۴۳ همت از سوی بانک‌ها، بازار به تعادل و سپس وارد فاز رونق شد و اتفاقاً ارزش دارایی بانک‌ها در بورس افزایش یافت؛ لذا باتوجه‌به اینکه در سری قبلی بانک‌ها سودده شدند، در این سری با استقبال بیشتری حاضر به کمک هستند؛ لذا هماهنگی‌های مربوطه انجام شده است.

    البته به گفته رییس سازمان بورس حمایت‌‎هایی در زمان بازگشایی بازار انجام خواهد شد. دبیر شورای عالی بورس درباره برنامه‌های حمایتی از سهامداران حقیقی در شرایط بازگشایی بازار باتوجه‌به تجربه‌ای که پس از بازگشایی بازار بعد از جنگ ۱۲ روزه داشتیم تصریح کرد: در این سری برنامه‌های متنوع‌تری غیر از اوراق تبعی داریم و چند ابزار جدید تعریف شده است تا کسانی که دوست دارند در بازار بمانند؛ ولی نمی‌خواهند ضرر کنند و دارایی‌شان حفظ شود، چند مشوق طراحی شده است تا بتوانند هم به نقدینگی برسند هم دارایی آنها حفظ شود؛ همچنین بیمه سهام و ابزار اوراق تبعی را هم ارایه کرده‌ایم.

    حمله به شرکت‌های بورسی

    در دوران جنگ رمضان شاهد آن بودیم که به شرکت‌های فولادی و پتروشیمی حملات گسترده‌ای شد و این شرکت‌ها تا حدودی توان تولیدی خود را از دست دادند و به‌نوعی وارد یک مرحله خاص شدند و به نظر نمی‌رسد باتوجه‌به شرایط این شرکت‌ها تا زمان مشخص‌شدن توان تولیدی و میزان زیان آنها این شرکت‌ها به‌راحتی بازگشایی شود.

    می‌توان گفت که حیات بسیاری از صنایع به شرکت‌های فولادی و خصوصاً پتروشیمی وصل است. کاهش تولید یا عدم تولید این شرکت‌ها خصوصاً پتروشیمی‌ها می‌تواند زیان سنگینی برای اقتصاد کشور در پی داشته باشد. مساله اساسی اینجاست که پتروشیمی‌ها مواد اولیه را تولید می‌کنند و کاهش تولید مواد اولیه می‌تواند باعث گرانی محصولات، کمیابی آنها و حتی زیان‌سازی برخی از شرکت‌ها و تولیدها شود.

    رییس سازمان بورس در خصوص کمبود ورق فولادی برای خودروسازان پس از مشکلاتی که در جنگ اخیر برای شرکت‌های فولادی رخ داد، گفت: بخشی از کمبود ورق فولادی در داخل قابل‌تولید است بخش دیگر را هم می‌توانند وارد کنند؛ این مسائل به نظر می‌رسد ظرف دو سه هفته آینده نهایی می‌شود و بتوانیم در فرصت مناسب بازار را باز کنیم.

    صیدی تأکید کرد: یکی از مسائلی که بر این روند تأثیر می‌گذارد، مشخص‌شدن وضعیت کشور پس از اتمام آتش‌بس است و باید دید آیا آتش‌بس تمدید می‌شود یا به سمت توافق اساسی می‌رویم یا اینکه جنگ ازسرگرفته می‌شود که براین‌اساس ظرف ۱۰ تا ۱۲ روز آینده تصمیم قطعی می‌گیریم.

    وی ادامه داد: از سهام‌داران نظرسنجی کردیم و نتیجه این بود که ترجیح آنها شفافیت در حدی باشد که بازار باز شود سهامداران اصلی رفتار هیجانی ندارند که بلافاصله بعد از بازگشایی بازار، بلافاصله به فروش سهام و سبد دارایی خود اقدام کنند. چون چنین تجربه‌ای بعد از بازگشایی بازار پس از جنگ ۱۲ روزه را داریم. البته طبیعی است که بازگشایی بازار پس از جنگ اخیر هم تحت تأثیر فضای کلی کشور باشد.

    صیدی خاطرنشان کرد: به‌طور معمول بورس‌های دنیا بعد از بازگشایی در پایان اتفاقاتی چون جنگ، تلاطم شدید دارد بازار از افراد ریسک پذیر و ریسک گریز تشکیل شده یعنی کسانی که با آرامش آن را دنبال می‌کنند و کسانی که رفتار هیجانی دارند. طبیعی است که در یکی دو هفته پس از بازگشایی بازار حتی پس از توافق اساسی، عده‌ای باز هم فروش هیجانی سبد دارایی خود را داشته باشند. به این معنا که فرد سریعاً سهام خود را می‌فروشد و پول آن را در بازارهای کم‌ریسک مثل سپرده بانکی سرمایه‌گذاری می‌کند تا بعد از دو ماه بازار به تعادل رسید، بار دیگر به بورس برگردد.

    وی ادامه داد: اما افراد ریسک‌پذیر معتقدند در این شرایط باید خرید کرد؛ چون دو ماه بعد دوباره قیمت‌ها افزایش می‌یابد. با درنظرگرفتن مجموع این شرایط، پیش‌بینی من این است که به جز سناریوی تصعید جنگ و تمدید آتش‌بس یا آتش‌بس با توافق، اگر بازار را باز کنیم، به دلیل ابهامی که در این شرایط داریم، بازار مقداری نوسان داشته باشد و بعد به تعادل می‌رسد؛ اما در شرایط توافق نهایی، بازار زودتر به تعادل و سپس رونق می‌رسد.

    صیدی گفت: ناشران بورس می‌گویند ما لازم است اول بتوانیم شرایط فعلی خود را ساماندهی کنیم؛ مثلاً پتروشیمی‌ها معتقدند باید وضعیت بازار و تولید در شرایط فعلی را بسنجیم یا شرکت مواد غذایی مانند نوشابه اعلام کرده باید اول محصولات پتروشیمی به خصوص بطری برای عرضه محصول را تهیه کنیم؛ چون شرکت پتروشیمی مرتبط با این محصول احتمالاً تا دو ماه آینده امکان تولید ندارد؛ لذا باید بررسی کنیم ببینیم می‌توانیم وارد کنیم یا نه.

    وی در پاسخ به این پرسش که آیا شرکت‌ها برای اعمال افزایش تولید و درج آن در کدال، باید از وزارتخانه مربوطه مجوزهای لازم را اخذ کنند یا نه؟ تأکید کرد: بله این شرکت‌ها باید اول مجوز افزایش قیمت دریافت کنند همین‌الان هم برخی شرکت‌ها افزایش قیمت محصول داده‌اند که باید در کدال آن را ثبت کنند؛ مثلاً قیمت آلومینیوم یا میلگرد افزایش داشته است.

    در مجموع می‌توان گفت که تمامی بورس‌های دنیا پس از بازگشایی، پس از دوران‌هایی همانند جنگ با تنش‌های بسیار سنگین مواجه می‌شوند که در نهایت این تنش‌ها باتوجه‌به روند بازارها به‌صورت کوتاه‌مدت یا میان‌مدت هستند و در نهایت بازار به روند معمول خود بازمی‌گردد. ازسوی‌دیگر باتوجه‌به شرایط بورس ایران و لزوم حمایت‌ها احتمالاً ریزش بازار نیز موقت و کوتاه‌مدت باشد و پس از آن شاهد رشد دوباره بازار و حتی حمایت تمامی سهام‌داران از صنایع آسیب‌دیده هم باشیم.

  • پشت پرده بسته ماندن بورس تهران

    پشت پرده بسته ماندن بورس تهران

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که اغلب بازارهای اقتصادی کشور در حال فعالیت هستند، پرسش کلیدی در عرصه اقتصادی کشور این است که چرا بازار سهام کشورمان هنوز فعالیت‌های خود را آغاز نکرده است؟ در حالی که بازارهای ارز، تتر، طلا و صندوق‌های درآمد ثابت از اولین روزهای جنگ به فعالیت خود ادامه دادند و انتظارات اقتصادی را به ‌سرعت در قیمت‌ها منعکس کردند، بورس تهران همچنان در انتظار تصمیمات مقامات برای آغاز فعالیت‌های خود است. علت این تعطیلی بیش از آنکه ترس از ریزش قیمت‌ها باشد، ابهام درباره میزان آسیب مستقیم و غیرمستقیم شرکت‌ها از جنگ است.

    اما دلیل این امر چیست و چرا بازار سرمایه ایران چنین شرایطی دارد؟  علیرضا توکلی‌کاشی در گفت‌وگو با «تعادل» با اشاره به این تحولات تاکید می‌کند اگر شرکت‌ها صادقانه در کدال اعلام کنند چقدر آسیب دیده‌اند و چه زمانی می‌توانند به مدار تولید برگردند، بیش از ۹۰ درصد نمادها از نظر تعداد و بیش از نیمی از ارزش بازار، همین امروز هم ظرفیت بازگشایی دارند و کشف قیمت پس از جنگ، مهم‌ترین سیگنال آینده بورس خواهد بود. در روزهای جنگ، برخلاف تصور عمومی، همه بازارها به یک شکل قفل نمی‌شوند. تجربه هفته‌های اخیر هم این واقعیت را تایید کرده است. توکلی‌کاشی یادآوری می‌کند که برخی بازارها از همان روز اول جنگ باز بوده‌اند و بدون وقفه کار کرده‌اند، بازار دلار، بازار تتر، معاملات طلای جهانی که با ریال تسعیر می‌شد و حتی صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق‌های طلا.

    این بازارها، چه در قالب معاملات ۲۴ ساعته و چه در ساعت‌های رسمی، پیوسته فعال بوده‌اند و همانجا انتظارات سرمایه‌گذاران نسبت به جنگ و آینده اقتصاد خود را نشان داده‌اند. به‌ گفته او، به همین دلیل است که امروز در این بازارها «چیز خیلی جدیدی برای مخابره» وجود ندارد؛ قیمت‌ها در این لحظه بیشتر در محدوده‌های تعادلی قرار دارند و فعالان بازار آزادانه در حال خرید و فروشند.

    در شرایطی که بازارهایی مانند ارز، طلا و حتی صندوق‌های سرمایه‌گذاری در روزهای جنگ نیز فعال بوده‌اند، چرا بازار سهام و بورس کشور هنوز بازگشایی نشده است؟

    در حالی که بسیاری از بازارهای اقتصادی کشور در روزهای جنگ به فعالیت خود ادامه داده‌اند، بورس تهران همچنان بسته مانده است. کارشناسان می‌گویند اگر شرکت‌ها وضعیت آسیب‌های خود را شفاف اعلام کنند، بخش بزرگی از نمادهای بورسی حتی همین حالا هم قابلیت بازگشایی دارند. در روزهای جنگ برخلاف تصور عمومی همه بازارها قفل نشدند. بازار دلار، تتر، معاملات طلا و حتی صندوق‌های درآمد ثابت از همان روزهای اول فعال بودند و انتظارات اقتصادی را خیلی سریع در قیمت‌ها منعکس کردند. به همین دلیل اکنون در این بازارها اتفاق جدیدی برای کشف وجود ندارد و قیمت‌ها تا حد زیادی به تعادل رسیده‌اند. اما بورس شرایط متفاوتی دارد و دلیل بسته ماندن آن بیشتر به ابهام درباره وضعیت شرکت‌ها برمی‌گردد.

    این ابهام دقیقا به چه موضوعی مربوط می‌شود؟

    مساله اصلی این است که هنوز مشخص نیست چه میزان از شرکت‌های بورسی از جنگ آسیب دیده‌اند. بخشی از شرکت‌های بورسی مستقیما درگیر تبعات جنگ شده‌اند؛ مثلا بعضی پتروشیمی‌ها، شرکت‌های فولادی یا واحدهایی که در مناطق یا زنجیره‌هایی قرار گرفته‌اند که ضربه مستقیم دیده‌اند. اما داستان فقط این نیست. گروهی دیگر از شرکت‌ها به‌طور غیرمستقیم آسیب دیده‌اند یا تامین‌کننده بالادستی‌شان که باید مواد اولیه را برساند از کار افتاده یا مشتری پایین‌دستی که قرار است کالای نیمه‌نهایی را تحویل بگیرد، فعلا امکان فعالیت ندارد. کمبود برق یا گاز، توقف موقت خطوط تولید یا آسیب به بخشی از زنجیره همه می‌توانند شرکتی را که روی کاغذ «سالم» است، عمل زمین‌گیر کنند. نکته مهم اینجاست: بسیاری از این شرکت‌ها خودشان هم دقیق نمی‌دانند این وضعیت تا کی ادامه پیدا می‌کند، چه بخشی از تولیدشان را می‌توانند حفظ کنند و در چه زمانی امکان بازگشت به سطح قبل از جنگ را خواهند داشت. همین ابهام است که تصمیم‌گیران بازار سرمایه را برای بازگشایی یک‌ باره همه نمادها محتاط کرده است؛ چون بدون شفافیت کافی، قیمت‌گذاری به‌ شدت احساسی و پرریسک خواهد بود. پیشنهادی که اکنون توسط گروهی از کارشناسان به سازمان بورس ارایه شده، دقیقا روی حل همین مساله متمرکز است: شفافیت گام‌به‌گام در کدال. بر اساس این پیشنهاد، هر شرکت بورسی باید در یک گزارش رسمی که به امضای هیات‌مدیره می‌‌رسد و سپس توسط بازرس قانونی تایید می‌شود، ابعاد گوناگون آسیب‌های خود را مشخص کند.

    یعنی حتی شرکت‌هایی که آسیب مستقیم ندیده‌اند هم ممکن است با مشکل فعالیت روبه‌رو شوند؟

    دقیقا همین‌طور است. ممکن است یک شرکت از نظر فیزیکی سالم باشد، اما به دلیل اختلال در زنجیره تولید یا بازار فروش، عملا نتواند فعالیت عادی داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از شرکت‌ها هنوز نمی‌دانند این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و چه زمانی می‌توانند به ظرفیت تولید قبلی برگردند. همین عدم قطعیت باعث شده تصمیم‌گیران بازار سرمایه در بازگشایی همه نمادها احتیاط کنند.

    روند بازگشایی این شرکت‌های بورسی به چه شکلی باید باشد؟

    این اطلاعات که به آنها اشاره شد در قالب اطلاعیه‌های رسمی روی سامانه کدال منتشر می‌شود تا همه فعالان بازار – حقیقی و حقوقی – روی یک صفحه مشترک بایستند. پس از آن، اگر هیات‌مدیره و نهاد ناظر به این جمع‌بندی برسند که شرکت «مشکل اساسی و فلج‌کننده» در عملیات تولید و فروش ندارد، نماد می‌تواند بازگشایی شود؛ حتی اگر بخشی از ظرفیتش موقتا از دست رفته باشد. مهم این است که بازار بداند واقعیت چیست و بر اساس آن قیمت‌گذاری کند. از این طریق می‌توان مشکلات موجود در بازار سرمایه را پشت سر گذاشت و بازار را به سمت یک روند عادی هدایت کرد.

    برای حل مجموعه این مشکلات چه راهکاری پیشنهاد شده است؟

    پیشنهاد کارشناسان این است که شرکت‌ها به صورت شفاف در سامانه کدال گزارش بدهند. هر شرکت باید در گزارشی رسمی که به امضای هیات‌مدیره می‌رسد و توسط بازرس قانونی تایید می‌شود، چند موضوع را مشخص کند: میزان آسیب ناشی از جنگ، مستقیم یا غیرمستقیم بودن آن و زمان احتمالی بازگشت به مدار تولید. این اطلاعات باید برای همه فعالان بازار در دسترس باشد تا تصمیم‌گیری بر اساس داده‌های واقعی انجام شود..

    در صورت اجرای این پیشنهاد، چه تعداد از شرکت‌ها امکان بازگشایی خواهند داشت؟

    برآورد کارشناسی نشان می‌دهد از نظر تعداد بیش از ۹۰ درصد شرکت‌های بورسی می‌توانند بازگشایی شوند و از نظر ارزش بازار نیز بیش از نیمی از کل بازار سرمایه را شامل می‌شوند. بنابراین برخلاف برخی نگرانی‌ها، جنگ به معنای توقف کامل فعالیت شرکت‌های بورسی نیست و بخش بزرگی از بازار توان ادامه فعالیت را دارد.

    بازگشایی بورس چه تاثیری بر آینده بازار خواهد داشت؟

    بازگشایی به معنای ثبات یا رشد قطعی قیمت‌ها نیست. بعد از شروع معاملات، فرآیند کشف قیمت انجام می‌شود و همین قیمت‌ها مهم‌ترین سیگنال درباره آینده اقتصاد خواهند بود. اگر در برخی صنایع افت شدید قیمت رخ دهد، یعنی بازار کاهش تولید یا سودآوری آن بخش را جدی گرفته است. در مقابل، مقاومت یا رشد قیمت‌ها در برخی صنایع نشان می‌دهد که بازار آنها را کم‌ ریسک‌‌تر یا حتی منتفع از شرایط جدید می‌بیند.

    در نهایت مسیر بازگشایی بورس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    مسیر منطقی این است که بازگشایی بر اساس شفافیت انجام شود؛ نه بازگشایی عجولانه و نه تعطیلی طولانی‌مدت بازار. اگر شرکت‌ها اطلاعات واقعی درباره وضعیت تولید و فروش خود ارایه کنند، بازار می‌تواند بر اساس واقعیت‌ها قیمت‌گذاری کند. در چنین شرایطی، کشف قیمت پس از جنگ می‌تواند به درک دقیق‌تر از آینده اقتصاد کشور کمک کند.