دسته: بورس

  • کوچ سرمایه‌ از بورس؟

    کوچ سرمایه‌ از بورس؟

    به گزارش اقتصادران، محسن زنگنه با اشاره به نشست مشترک کمیسیون ویژه حمایت از تولید و نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی و رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار تصریح کرد: در ادامه نشست‌های نظارتی، آخرین وضعیت بازار سرمایه در نشست مشترک کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی با حضور رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار و معاونان وی بررسی شد.

    ایلنا نوشت: وی افزود: گزارشات بسیار جامعی در خصوص اتفاقات پیش آمده در بازار سرمایه از جنگ رمضان تاکنون ارائه شد که مجموع گزارشات بر خلاف برخی سیاه نمایی‌های دشمن، بسیار مثبت و خوشحال کننده بود.

    وی گفت: بنابر گزارشات سازمان بورس و اوراق بهادار؛ از ابتدای جنگ رمضان تاکنون بیش از ۳۱ هزار میلیارد تومان پول وارد صندوق‌های کالایی، کشاورزی، انرژی و همچنین سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت شده است.

    عضو کمیسیون حمایت از تولید خاطرنشان کرد: از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵؛ ۱۲۳ هزار میلیارد تومان نیز اوراق دولتی و خصوصی منتشر شده و به فروش رسیده است.

    زنگنه گفت: همچنین در ایام جنگ رمضان میانگین ارزش معاملات روز بورس کالا، حدود ۱۱ هزار و ۱۴۰ میلیارد تومان بوده که تقریباً برابر با میانگین ابتدای سال ۱۴۰۴ تا ابتدای جنگ است؛ یعنی هیچ گونه کاهشی در خصوص معاملات بازار بورس کالا نداشتیم.

    وی تصریح کرد: از ابتدای جنگ تاکنون ۱۱۱ طرح موفق به تامین مالی جمعی شده‌اند و توانسته‌اند حدود ۲/۳ همت منابع از بازار جذب کنند.

    زنگنه ادامه داد: در همین دورانی که شاید عده‌ای گمان می‌کنند با کاهش سرمایه‌گذاری و یا فرار سرمایه مواجه بودیم؛ حدود ۷۲ مجوز برای افزایش سرمایه به ثبت رسیده است که منجر به افزایش سرمایه حدود ۳۱۵/۹ همتی این شرکت‌ها خواهد شد.

    وی گفت: در مجموع به جز بازار اصلی که حتماً باید با تدابیر و تمهیداتی نسبت به بازگشایی آن اقدام شود ما در خصوص سایر شاخص‌های بازار سرمایه شاهد فضای بسیار مثبتی هستیم.

    زنگنه یادآور شد: به رغم تبلیغات دشمن، به هیچ عنوان با خروج سرمایه از بازار بورس مواجه نبودیم؛ میزان پول ورودی به بازار سرمایه حاکی از این است که بازار مالی و بازار سرمایه ایران نسبت به آینده پسا جنگ نگاه و انتظارات مثبتی دارد که این خبر بسیار خوبی برای اقتصاد ایران است.

  • بورس در برزخ «نه جنگ نه توافق»

    بورس در برزخ «نه جنگ نه توافق»

    به گزارش اقتصادران، همزمانی ابهام‌های سیاسی، نوسانات ارزی و نگرانی درباره آینده متغیرهای کلان اقتصادی، فضای تصمیم‌گیری را برای سرمایه‌گذاران پیچیده‌تر کرده است. در چنین شرایطی، نگاه فعالان بازار بیش از هر زمان دیگری به رفتار بورس، سیاست‌های ارزی بانک مرکزی و سناریوهای محتمل در حوزه سیاست خارجی دوخته شده است.

    کارشناسان معتقدند بورس در کوتاه‌مدت ممکن است تحت فشار فروش و رفتارهای هیجانی قرار گیرد، اما در میان‌مدت، متغیرهایی همچون گزارش عملکرد شرکت‌ها، روند نرخ ارز و احتمال توافق سیاسی می‌تواند مسیر متفاوتی را پیش‌روی بازارها قرار دهد. همزمان، افزایش تقاضای ارز و نگرانی از محدودیت‌های تجاری و صادراتی، بر انتظارات تورمی و استراتژی سرمایه‌گذاران اثر گذاشته است.

    در گفت‌وگوی پیش‌روی با نوید خاندوزی، کارشناس بازار سرمایه، ابعاد مختلف چشم‌انداز بازار سرمایه، آینده نرخ ارز، واکنش بازارهای موازی به سناریوهای سیاسی و همچنین ترکیب بهینه سبد دارایی‌ها در شرایط فعلی مورد بررسی قرار گرفته است.

    مشروح گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

    ****

    *آقای خاندوزی! با تداوم وضعیت «نه جنگ نه توافق» روند بازار سرمایه در هفته‌های آینده را چطور می‌بینید؟

    در خصوص وضعیت بازار در هفته‌های آتی، به نظر می‌رسد که ما در ابتدای بازگشایی، شاهد یک عملیات کاهشی ناشی از فشار فروش چند دسته از سهامداران باشیم.

    گروه اول، کسانی هستند که دیدگاه منفی نسبت به شرایط سیاسی دارند و قطعاً شروع به فروش دارایی‌های خود خواهند کرد. دسته دیگر، سهامداران اعتباری و همچنین بخشی از ابطال واحدهای صندوق‌های سرمایه‌گذاری هستند. تلاقی این عوامل باعث می‌شود که در هفته اول و به ویژه در روز بازگشایی، در اکثر نمادها فشار فروش حاکم شود. بنابراین پیش‌بینی می‌شود که هفته اول بازار با چالش مواجه شود؛ اما در خصوص هفته‌های بعد، شرایط ممکن است به شکل دیگری پیش برود.

    *در روزهای اخیر شاهد نوسان بیشتری در قیمت ارز هستیم. آیا تقاضای جدیدی وارد بازار شده یا عامل دیگری موجب رشد قیمت‌ها شده؟

    در مورد قیمت ارز باید در نظر بگیریم که بر اساس برآوردهای مختلف، احتمالاً رقمی در حدود ۱۵ میلیارد دلار از صادرات محصولات پتروشیمی و فولادی ما از چرخه خارج شده است. این موضوع آثار خود را به صورت کسری نشان خواهد داد و باعث می‌شود جریان تقاضای ارز با جدیتی بیشتر خود را نمایان کند. به همین دلیل، کسانی که نیاز ارزی دارند، تقاضای خود را در بازار آزاد یا بازارهای حواله مطرح می‌کنند؛ در واقع سرعت رشد نرخ حواله نیز ناشی از همین مسئله است.

    نکته حائز اهمیت این است که به نظر می‌رسد سیاست بانک مرکزی، بر خلاف ادوار گذشته، بر ثبات دستوری و سرکوب نرخ ارز استوار نیست. برداشت من این است که بانک مرکزی به سمتی حرکت می‌کند که نرخ ارز را همگام با تورم تعدیل کند. بخشی از جریان فعلی ارز ناشی از این موضوع و همچنین ترس از پیامدهای احتمالی همچون محاصره دریایی است.

    برآوردها حاکی از آن است که اثر این محاصره دریایی روزانه بین ۲۵۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار خواهد بود. این موضوعی است که اثرات خود را نشان می‌دهد و به نظر می‌رسد این ذهنیت برای فعالان بازار ارز و سرمایه ایجاد شده است که کاهش چشم‌گیری در نرخ ارز رخ نخواهد داد. بنابراین، قیمت‌های فعلی برای کسانی که نیاز ارزی دارند، قیمت‌های منطقی محسوب می‌شود.

    در بازار طلا و ارز باید به سیاست‌های دولت نگریست

    *در سناریوی توافق، کدام بازارها بیشترین پتانسیل رشد یا اصلاح قیمت را دارند و سرمایه‌گذاران باید از چه دارایی‌هایی فاصله بگیرند؟

    سناریوی توافق موضوعی بعید یا دور از ذهن نیست و اتفاقاً با توجه به اخبار واصله، سناریویی قابل دسترسی است. در صورت تحقق توافق، قطعاً بازار سرمایه می‌تواند فضا و شرایط بهتری را تجربه کند.

    در مقابل، بازارهایی که اخیراً رشد بسیار زیادی داشته‌اند – بدون آنکه بخواهیم مسکن را صرفاً به عنوان یک بازار مالی تعریف کنیم – شاهد اصلاح خواهند بود. بازارهای کالایی مانند خودرو (بیشتر) و مسکن (کمتر) اصلاح‌های جدی‌تری را تجربه می‌کنند. در بازار طلا و ارز باید به سیاست‌های دولت نگریست؛ اگر دولت قادر باشد با تکیه بر دارایی‌های آزاد شده بازار را کنترل کند و نرخ ارز را صرفاً تابعی از تورم قرار دهد، به نظر می‌رسد رشد نرخ ارز حتی از نرخ اوراق نیز کمتر باشد. در آن شرایط بازدهی منفی نخواهد بود، بلکه بازدهی ارز همگام با تورمِ اوراق خواهد بود و در این میان، بازار سهام با توجه به پتانسیل‌های خود می‌تواند شرایط بهتری را در این مدت تجربه کند.

    *با نزدیک شدن به فصل انتشار گزارش‌های سالانه شرکت‌های بورسی و برگزاری مجامع، وضعیت گزارش‌دهی شرکت‌ها را با توجه به تعطیلی معاملات بازار سهام چطور می‌بینید؟ آیا باید باز شدن بازار موکول به گزارش‌دهی جدید شود؟ پیش‌شرط‌های بازگشایی معاملات بورس چیست؟

    در مورد بازگشایی و بحث گزارش شرکت‌ها، یک نکته اساسی وجود دارد. شرکت‌ها شفاف‌سازی‌هایی انجام داده‌اند که چندان کامل نبود و بازار همچنان با ابهامات گسترده‌ای در خصوص بخش بزرگی از صنایع روبروست. این ابهامات ناشی از کسری‌ها، کمبودها و تردیدها در زنجیره تولید و بهای تمام شده است. همچنین مسائلی نظیر آثار قطعی احتمالی گاز و برق هنوز برای بازار روشن نشده است. شفافیت در این حوزه‌ها مستلزم انتشار داده‌های کلان‌تری است که تاکنون منتشر نشده است.

    به نظر من، بازار این بار به جای تمرکز صرف بر صورت‌های مالی، وزن بیشتری به این ابهامات خواهد داد. با این حال، گزارش‌های ماهانه اردیبهشت می‌تواند پالس روشنی به بازار بدهد و از سوی دیگر، گزارش‌های ۱۲ ماهه شرکت‌ها که در پایان اردیبهشت منتشر می‌شوند، عمدتاً گزارش‌های خوبی خواهند بود. در واقع ما شاهد یک تقابل یا وزن‌کشی بین این دو موضوع خواهیم بود، هرچند من فکر می‌کنم وزن گزارش‌های اردیبهشت و چشم‌انداز ابهامات موجود، بیشتر باشد.

    اوراق را صرفاً یک «پارکینگ موقت پول» می‌دانم

    *با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران (تورم بالا، رشد نقدینگی و رکود نسبی در برخی بازارها)، آیا می‌توان یک استراتژی ترکیبی برای سرمایه‌گذاری پیشنهاد داد که در هر دو سناریو کم‌ریسک‌تر باشد؟

    در مورد استراتژی ترکیبی، بله، ما می‌توانیم ترکیبی از دارایی‌ها را در سبد خود داشته باشیم. در فضای کنونی، گواهی‌های کالایی نیز در سبد قرار می‌گیرند، اما به نظرم نباید وزن خیلی بالایی داشته باشند. به اعتقاد من، بازار سهام در شرکت‌هایی که شرایط بنیادی خوبی دارند همچنان می‌تواند تا ۵۰ درصد از پرتفوی را به خود اختصاص دهد. ۵۰ درصد مابقی نیز می‌تواند ترکیبی از طلا و گواهی‌های کالایی باشد.

    من به سرمایه‌گذاری در اوراق، به آن شکلی که برخی مطرح می‌کنند، اعتقادی ندارم و اوراق را صرفاً یک «پارکینگ موقت پول» می‌دانم تا در زمان مناسب دوباره سرمایه‌گذاری شود؛ چرا که معتقدم وقتی نرخ تورم نقطه به نقطه ما ۷۰ درصد است، اوراق ۴۰ درصدی اصلاً معنایی ندارد و بازدهی واقعی آن منفی خواهد بود. به همین جهت، سرمایه‌گذاری در اوراق را توصیه نمی‌کنم.

  • افشای اطلاعات؛ شرط اصلی بازگشایی بازار سهام

    افشای اطلاعات؛ شرط اصلی بازگشایی بازار سهام

    به گزارش اقتصادران، قادر معصومی خانقاه مدیر نظارت بر بورس‌های سازمان بورس و اوراق بهادار با اشاره به شروط شورای عالی بورس برای بازگشایی بازار سهام گفت: در مجموع هشت شرط از سوی شورای عالی بورس مطرح شده که از این میان، سه شرط اصلی مستقیما به موضوع افشا بازمی‌گردد.

    وی خروج از فرآیند ابهام را لازمه شفافیت دانست و گفت: طبق تصمیم شورای عالی بورس باید حداقل نصف شرکت‌ها (ناشران پذیرفته‌شده در بازار سرمایه) افشای اطلاعات داشته باشند.

    مدیر نظارت بر بورس‌های سازمان بورس و اوراق بهادار ادامه داد: بر همین مبنا، افشا باید به تقارن اطلاعاتی منجر شده و این تقارن اطلاعاتی در نهایت زمینه‌ساز معاملات منصفانه در بازار باشد.

  • بورس گوش بزنگ درگیری‌های خلیج‌فارس!

    بورس گوش بزنگ درگیری‌های خلیج‌فارس!

    به گزارش اقتصادران، دادوستد صندوق‌های سرمایه‌گذاری در جریان معاملات پایان هفته به‌طور کامل تحت تاثیر فضای سیاسی و انتشار خبر «جدی‌شدن احتمال توافق میان ایران و آمریکا» قرار گرفت؛ خبری که به‌سرعت انتظارات تورمی را تحت فشار قرار داد و رفتار سرمایه‌گذاران را دگرگون کرد.

    واکنش بازار به‌این سیگنال سیاسی بیش از هر چیز در صندوق‌های مبتنی بر طلا نمود پیدا کرد؛ جایی که هجوم فروش در ابعادی کم‌سابقه رقم خورد و بیش از ۲هزار‌میلیاردتومان نقدینگی طی چندساعت از این‌گروه خارج شد. درمقابل صندوق‌های درآمد ثابت به‌مقصد اصلی پول‌های محافظه‌کار تبدیل شدند و ورود قابل‌توجه نقدینگی را به‌ثبت رساندند.

    تغییر مسیر نقدینگی به‌سمت ابزارهای کم‌ریسک

    بررسی روند معاملات نشان می‌دهد معاملات صندوق‌های طلا از همان دقایق ابتدایی معاملات روز چهارشنبه با شوک خبری مواجه شد به‌طوری که در نیم‌ساعت نخست واکنش اولیه سرمایه‌گذاران به‌صورت ورود بیش از هزارو۲۰۰‌میلیاردتومان پول به‌صندوق‌های طلا بروز کرد؛ رفتاری که بیشتر ناشی از عادت بازار به‌خرید دارایی‌های امن در مواجهه با اخبار مهم سیاسی بود.

    با این‌حال هرچه از زمان انتشار خبر گذشت و ابعاد آن جدی‌تر تلقی شد مسیر جریان پول تغییر کرد و فشار فروش به‌تدریج بر این‌گروه غلبه یافت. نتیجه این‌چرخش ثبت خروج خالص ۸۸۳‌میلیاردتومان پول حقیقی از صندوق‌های طلا در پایان معاملات بود؛ رقمی که در مجموع به‌معنای خروج بیش از ۲همت نقدینگی از این‌گروه طی چندساعت محسوب می‌شود.

    این چرخش ناگهانی نشان داد که بازار خبر احتمال توافق را نه به‌عنوان عامل افزایش ریسک بلکه به‌عنوان سیگنالی برای کاهش تنش‌ها و تعدیل انتظارات تورمی تفسیر کرده است. از همین رو صندوق‌هایی که مستقیما به‌تورم و نوسانات نرخ ارز حساس هستند با موج فروش سنگین مواجه شدند.

    بازگشت دوباره حقیقی‌ها به‌صندوق‌های درآمدثابت

    در سوی دیگر بازار صندوق‌های درآمدثابت تصویری کاملا متفاوت را به‌نمایش گذاشتند. در حالی که فضای کلی بازارهای کالایی و تورم‌محور هیجانی و منفی بود معاملات این‌گروه با آرامش نسبی دنبال شد.

    حجم معاملات صندوق‌های درآمد ثابت به‌حدود ۱۰‌میلیاردواحد رسید و ارزش معاملات ریالی آنها از ۲۷ هزار‌میلیاردتومان عبور کرد. نسبت خریدار به‌فروشنده حقیقی در این‌گروه در سطح۶۷/۱ در روز چهارشنبه قرار گرفت که نشان می‌دهد خریداران دست بالاتری نسبت‌به‌ فروشندگان داشتند.

    برآیند این‌رفتار ورود ۲هزارو۸۸۹‌میلیاردتومان پول حقیقی به‌صندوق‌های درآمد ثابت بود؛ عددی که به‌خوبی تغییر ترجیح سرمایه‌گذاران از دارایی‌های پرریسک‌تر به‌ابزارهای کم‌ریسک را منعکس می‌کند. این‌روند پیامی روشن به‌همراه داشت مبنی بر اینکه بخشی از بازار با تقویت احتمال توافق و کاهش انتظارات تورمی ترجیح داده سرمایه خود را در ابزارهایی پارک کند که بازدهی محدود اما کم‌ریسک‌تری دارند.

    به بیان دیگر جریان نقدینگی محافظه‌کار که در دوره‌های تنش سیاسی معمولا به‌سمت طلا و ارز حرکت می‌کند این‌بار مسیر صندوق‌های درآمد ثابت را انتخاب کرده است. صندوق‌های نقره نیز از فشار روانی ناشی از اخبار سیاسی در امان نماندند. حجم معاملات این‌گروه به‌حدود ۶/‏۱‌میلیاردواحد و ارزش معاملات آن به‌نزدیک ۲هزارو۱۵۸‌میلیاردتومان رسید.

    نسبت خریدار به‌فروشنده حقیقی در صندوق‌های نقره عدد منفی۵۹/‏۱ را ثبت کرد که نشان‌دهنده برتری سمت فروش در این‌گروه است. باوجود آنکه در مجموع ۲۵۸‌میلیاردتومان پول حقیقی وارد صندوق‌های نقره شد اما ۸۰‌درصد از نمادهای این‌گروه معاملات خود را در محدوده منفی به‌پایان رساندند. این‌تناقض ظاهری بیانگر آن است که فشار کلی بازار و جو منفی حاکم بر گروه اثر ورود محدود پول را خنثی کرده و روند نزولی را غالب کرده است.

    صندوق‌های طلا هفته‌ای مثبت با پایانی منفی

    با این‌حال سنگین‌ترین و معنادارترین تحولات روز در صندوق‌های طلا رقم خورد. ارزش معاملات این‌گروه از ۲۵هزار‌میلیاردتومان فراتر رفت و تمامی نمادهای فعال آن با رنج منفی بسته شدند به‌طوری که می‌توان گفت ۱۰۰‌درصد صندوق‌های طلا امروز زیر فشار فروش قرار داشتند.

    میانگین فروش حقیقی در این‌گروه به‌حدود ۳۹۵‌میلیون‌تومان رسید در حالی که میانگین خرید تنها ۱۸۰‌میلیون‌تومان بود. همین فاصله معنادار نسبت خریدار به‌فروشنده حقیقی را به‌منفی۰۲/۲ رساند که نشان‌دهنده غلبه قاطع عرضه بر تقاضاست. خروج ۸۸۳‌میلیاردتومان پول حقیقی در پایان معاملات نیز مهر تاییدی بر تغییر رفتار سرمایه‌گذاران و فاصله‌گرفتن آنها از این‌دارایی امن سنتی بود.

    تحلیلگران ریشه این‌تحولات را در تغییر انتظارات تورمی پس از انتشار خبر احتمال دستیابی ایران و آمریکا به‌یک «تفاهم یک‌صفحه‌ای» برای مهار تنش‌ها می‌دانند؛ موضوعی که از سوی رسانه‌های بین‌المللی نیز با عناوینی نظیر توافق قریب‌الوقوع مورد تایید قرار گرفته است. انتشار همین خبر کافی بود تا نه‌تنها صندوق‌های طلا و نقره بلکه سایر بازارهای موازی نیز با رنج منفی مواجه شوند. کاهش قیمت در بازارهایی مانند تتر و حتی افت قیمت نفت و گاز همگی در چارچوب همین تحلیل یعنی تعدیل انتظارات تورمی قابل ارزیابی است.

    درمجموع معاملات بازار در پایان هفته نشان داد که بیش از هر عامل اقتصادی بازارسرمایه در حال حاضر تحت فرمان اخبار سیاسی حرکت می‌کند. رفتار نقدینگی نیز به‌روشنی این‌پیام را منتقل کرد که معامله‌گران در مواجهه با تقویت احتمال توافق از دارایی‌های تورم‌محور فاصله گرفته و به‌سمت ابزارهای کم‌ریسک متمایل شدند؛ روندی که در با احتمال توافق باعث خروج دوباره سرمایه حقیقی از صندوق‌های طلا و ورود آن به‌صندوق‌های درآمدثابت بود.

    باتوجه به‌میزان تاثیر اخبار سیاسی بر سنتیمنت بازار می‌توان گفت بدون درنظرگرفتن درگیری‌های محدود در خلیج‌فارس چنانچه فضای سیاسی کلی در جهت توافق باشد مسیر سرمایه‌های حقیقی نیز تا زمان بازگشایی نمادهای بورسی تاحدودی قابل حدس و تفسیر خواهد بود.
  • حال و هوای بازار سرمایه در دومین هفته اردیبهشت

    حال و هوای بازار سرمایه در دومین هفته اردیبهشت

    به گزارش اقتصادران، بررسی معاملات صندوق‌های درآمد ثابت، طلا و نقره در هفته منتهی به ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که در سایه تداوم توقف بازار سهام و افزایش نااطمینانی‌های سیاسی، جهت جریان نقدینگی به طور معناداری تغییر کرده و سرمایه‌گذاران به سمت دارایی‌های مبتنی بر طلا و نقره متمایل شده‌اند.

    خروج سنگین نقدینگی از صندوق‌های درآمد ثابت

    در طول این هفته، صندوق‌های درآمد ثابت در مجموع با خروج حدود ۱۱ هزار و ۸۳۹ میلیارد تومان پول حقیقی مواجه شدند. این در حالی است که هفته‌های قبل این صندوق‌ها مقصد اصلی نقدینگی بودند، اما با افزایش جذابیت بازار‌های کالایی، روند ورود پول به طور کامل معکوس شد.

    بیشترین خروج پول در این هفته مربوط به روز سه‌شنبه با بیش از ۷ هزار میلیارد تومان بود که یکی از سنگین‌ترین خروج‌ها از ابتدای دوره جنگ محسوب می‌شود. اگرچه در آخرین روز معاملاتی هفته بخشی از این نقدینگی به صندوق‌های درآمد ثابت بازگشت، اما برآیند هفتگی همچنان به وضوح منفی است و نشان می‌دهد اعتماد کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاران به این ابزار‌های کم‌ریسک کاهش یافته است.

    ثبت ورود کم‌سابقه پول به صندوق‌های طلا

    در مقابل، صندوق‌های طلا در این هفته با جذب حدود ۱۵ هزار و ۹۲۹ میلیارد تومان نقدینگی، به اصلی‌ترین مقصد سرمایه‌ها تبدیل شدند. ثبت ورود پول‌های سنگین در چندین روز متوالی، به ویژه رکوردشکنی ورود ۷۵۷۰ میلیارد تومانی در ابتدای هفته، نشان‌دهنده افزایش اقبال سرمایه‌گذاران به دارایی‌های امن در شرایط پرریسک فعلی است.

    با این حال، رفتار بازار طلا در روز‌های پایانی هفته نشان داد که بخشی از سرمایه‌گذاران پس از کسب بازدهی قابل توجه، اقدام به شناسایی سود کرده‌اند. خروج پول در روز آخر هفته و تداوم قدرت خرید منفی در بسیاری از روزها، تاییدکننده همین موضوع است.

    تداوم ورود پول به صندوق‌های نقره با شیب ملایم

    صندوق‌های نقره نیز در این هفته عملکرد مثبتی از نظر جذب نقدینگی داشتند و در مجموع حدود ۱۴۷۲ میلیارد تومان پول حقیقی وارد این صندوق‌ها شد. اگرچه ابعاد ورود پول در این گروه قابل مقایسه با صندوق‌های طلا نیست، اما تداوم جریان مثبت نقدینگی نشان می‌دهد، این صندوق‌ها همچنان مورد توجه بخشی از سرمایه‌گذاران قرار دارند.

    نکته قابل توجه این است که صندوق‌های نقره در میانه هفته با وقفه‌ای کوتاه در ورود پول مواجه شدند، اما در ادامه دوباره جریان نقدینگی به این گروه بازگشت. این رفتار نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران در این بازار بیشتر با دید کوتاه‌مدت و نوسان‌گیری فعالیت می‌کنند.

    معاملات این هفته به وضوح از یک چرخش بزرگ در جریان نقدینگی حکایت دارد. خروج بیش از ۱۱.۸ همت پول از صندوق‌های درآمد ثابت در کنار ورود حدود ۱۵.۹ همت به صندوق‌های طلا و ۱.۴ همت به صندوق‌های نقره، نشان می‌دهد ترجیح سرمایه‌گذاران به سمت دارایی‌های مبتنی بر طلا و تا حدودی نقره تغییر کرده است.

  • بورس؛ ۶۰ روز تعطیلی ۶۰ روز بلاتکلیفی

    بورس؛ ۶۰ روز تعطیلی ۶۰ روز بلاتکلیفی

    به گزارش اقتصادران، نهمین روز اسفندماه سال ۱۴۰۴ بود که به واسطه حمله اسراییل و امریکا به خاک کشورمان بورس تعطیل شد و به مجوز شورای عالی بورس همچنان این تعطیلی ادامه دارد. بر اساس بند ۳ ماده ۴ دستورالعمل اجرایی شرایط اضطراری موضوع ماده ۳۲ قانون بازار و اوراق بهادار، سازمان بورس تکلیفی در خصوص توقف یا تعطیلی ندارد، بلکه صرفا این اختیار را دارد که طبق صلاحدید خودش بازار را متوقف یا تعطیل کند و به گفته مدیر نظارت بر بورس‌های سازمان بورس و اوراق بهادار بحث شفافیت اطلاعاتی و عدم ابهام و تقارن اطلاعاتی باعث  شد بورس بیش از ۶۰ روز تعطیل باشد.

    در خصوص تداوم تعطیلی ادامه‌دار بازار سهام نظرات مختلفی وجود دارد، برخی کارشناسان عقیده دارند تا زمانی که ریسک‌های ژئوپلیتیک و جنگ روی بورس سایه انداخته بازار باید تعطیل بماند؛ اما در مقابل گروه دیگر از کارشناسان معتقدند که بیش از دوماه است که بازار سهام تعطیل است و اکنون زمان بازگشایی آن رسیده است. البته در این روزها شاهد آن هستیم که ابزارهای معاملاتی بازار سرمایه همانند صندوق‌های درآمد ثابت، صندوق‌های طلا و صندوق‌های املاک معاملات خود را به‌صورت پیوسته انجام می‌دهند و معاملات پرریسک همانند سهام تعطیل است.

    گروهی از کارشناسان عقیده دارند که چند روز پس از جنگ باید بازار سهام بازگشایی می‌شد، چراکه این بازار بسیار حساس است و اگر بخواهیم تا زمانی که به‌طور کامل سایه ریسک‌ها از بازار برداشته شود صبر کنیم باید چند ماهی صبر کنیم و آن زمان بازار را در آرامش بازگشایی کنیم. این صبوری بیش از حد باعث می‌شود که سرمایه‌گذاران سرخورده و ناامید شوند، حتی برخی از آنها تصمیم بگیرند که پس از بازگشایی بازار سرمایه‌های خود را از بورس خارج کنند.

    اما در مقابل برخی کارشناسان معتقدند که پایان درگیری‌ها معاملات سهام باید تعطیل باشد. در تمامی جهان نیز این تجربه وجود دارد که در زمانی که کشور دچار درگیری‌های نظامی می‌شود بازارهایی چون بورس به‌صورت موقت تعطیل می‌شود، چراکه این بازار بسیار خبرمحور و ریسک‌پذیر است و ممکن است در چند لحظه یک‌باره سقوط یا صعود را تجربه کند (البته در دوره‌های جنگ عموما شاهد سقوط بازار هستیم.) درنتیجه این تعطیلی به نفع سرمایه‌گذاران است و می‌تواند آینده نقدینگی را تضمین کند. پس از دوره سخت بازار با نظر مدیران بازار سرمایه و باتوجه‌به روند معاملات، همچنین نوع سرمایه‌گذاری آرام‌آرام بازار می‌تواند بازگشایی شود.

    زمان ازسرگیری معاملات

    مدیران سازمان بورس نیز نظرات مختلفی در خصوص بازگشایی بازار دارند. حجت‌الله صیدی، رییس سازمان بورس درباره بازگشایی بازار چندی پیش‌گفته بود: «۳ سناریو پیش روی بازار قرار دارد که نخستین آن شروع مجدد جنگ و تصعید جنگ است، دومین سناریو توافق منجر به صلح و سومین حالت، تداوم وضعیت فعلی است که از ۲ سناریوی دیگر پرچالش‌تر است. هماهنگی نهادهای مالی یکی دیگر از شروط و الزامات بازگشایی بازار سهام است. اگر نهادهای مالی منسجم عمل کنند، بازار نتیجه خوبی خواهد گرفت. این هماهنگی به روان‌شدن معاملات و چرخش نقدینگی کمک می‌کند و ظرف مدت کوتاهی موجب رونق بازار می‌شود.»

    وی تاکید کرد: «از شروع جنگ تاکنون سازمان بورس و اوراق بهادار نظرسنجی‌های متعددی از فعالان در خصوص بازگشایی یا بسته ماندن بازار انجام داده که حتی در آخرین نظرسنجی در روزهای اخیر هم اکثریت با بازگشایی بازار در این شرایط مخالفت کرده‌اند؛ اما بااین‌حال، برای ما مطلوب نیست که بازار سهام بسته باشد و لازم است تلاش کنیم این بازار در اولین تاریخ ممکن باز شود.» همچنین معصومی خانقاه، مدیر نظارت بر بورس‌های سازمان بورس دراین‌خصوص اظهار کرده بود: «سازمان مخالف بازگشایی بازار نیست و برنامه جامعی برای بازگشایی دارد. سازمان طرفدار بازگشایی بازار است به شرطی که منافع سهامداران و ملاحظات سایر مراجع رعایت شود.» در ادامه نیز بهمن عبداللهی، عضو شورای عالی بورس تاکید کرده بود: « بازگشایی بازار سهام منوط به احراز شرایط است این شرایط در حال بررسی است به‌محض اینکه تصمیمات نهایی اتخاذ شود به اطلاع عموم خواهد رسید.»

    تمامی مدیران و کارشناسان بورسی عقیده دارند که افشای اطلاعات مهم‌ترین الزام بازگشایی بازار سهام است. به بیان ساده‌‎تر اگر افشای اطلاعات به‌درستی انجام شود می‌توان انتظار بازگشایی بورس را داشت. در دوره جنگ رمضان بسیاری از شرکت‌ها که بزرگ‌ترین آنها می‌توان فولاد و پتروشیمی دانست دچار خسارت‌های بسیار سنگین شدند، هنوز میزان خسارت آسیب‌ها در این جنگ اعلام نشده است، در چنین شرایطی شرکت‌ها باید اطلاعات میزان آسیب‌پذیری خود را افشا کنند تا برنامه‌های حمایتی از آنها نیز مشخص شود یا حتی ابزارهای کنترلی برای سهام این شرکت‌ها مورداستفاده قرار گیرد تا در زمان بازگشایی بازار دچار خسارت نشوند.

    البته نه‌تنها شرکت‌ها و صنایع باید افشا انجام دهند؛ بلکه باید سازوکاری و جزییاتی دراین‌خصوص مشخص شود. به این معنا افشای اطلاعات از چه مسیری و تا چه اندازه باشد، به‌نوعی نهاد ناظر باید یک فرمول مشخص نیز برای شرکت‌ها ایجاد کند تا افشای اطلاعات به‌دقت و درستی و یکپارچه باشد.

    بازار سرمایه همواره شفاف بوده و اکنون معضل اساسی آن میزان خسارت‌های جنگ رمضان است. برخی کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که سهام صنایع و شرکت‌هایی که در جنگ آسیب‌دیده‌اند، بسته بماند و در مقابل بقیه سهام بازگشایی شود و پس از آن آرام‌آرام سهام صنایع آسیب‌دیده بازار نیز بازگشایی شود در چنین شرایطی شاهد زیان سنگین در بازار نخواهیم بود و شفافیت نیز دوباره در بازار سهام مسیر خود را پیدا می‌کند.

    در مقابل نیز گروهی از کارشناسان نظرات دیگری دارند. این گروه عقیده دارند که در ابتدا در یک مرحله کوتاه باید سهام آسیب‌دیده در بازار بازگشایی شود که این بازگشایی نیز به‌صورت مرحله‌ای و آرام‌آرام باشد که این صنایع حمایت شود و پس از نیز سراغ بقیه سهام باقیمانده در بازار برویم. در چنین شرایطی شاهد زیان در بورس و سرخ‌پوشی‌های ادامه‌دار نخواهیم بود و سرمایه‌گذاران نیز از سهام آسیب‌دیده حمایت خواهند کرد.

    به‌طورکلی کارشناسان و تحلیلگران عقیده دارند که بازارگشایی بازار سهام باید به‌صورت مرحله‌ای باشد و بازگشایی یکپارچه آن می‌تواند سرخ‌پوشی بسیاری در پی داشته باشد. البته اگر واقع‌گرا باشیم به علت اینکه بازار سهام بیش از دو ماه تعطیل بوده‌، برخی سرمایه‌گذاران به علت نیاز به نقدینگی در صفوف فروش قرار می‌گیرند و این روند می‌تواند چند روزی ادامه‌دار باشد و درنهایت بازار نیز در ابتدای بازگشایی چند روزی رخت سرخ بر تن کند. حال باید منتظر ماند و دید که اوضاع سیاسی کشور به کدامین سو می‌رود و در نهایت شورای عالی بورس و سازمان بورس چه تصمیمی برای بازگشایی بورس خواهد گرفت.

  • بختک «بلاتکلیفی» بر سر سهامداران بورس

    بختک «بلاتکلیفی» بر سر سهامداران بورس

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که بیش از دو ماه از توقف معاملات بازار سهام می‌گذرد، اظهارات اخیر رئیس سازمان بورس نیز بر تداوم این وضعیت و نبود برنامه فوری برای بازگشایی تالار شیشه‌ای تاکید می‌کند. از همین منظر در فضای کارشناسی و میان فعالان بازار، دیدگاه‌های متفاوتی درباره ابهامات این بازگشایی پرحاشیه مطرح است. برخی بر لزوم آغاز سریع معاملات برای بازگشت جریان طبیعی قیمت‌گذاری اصرار می‌ورزند؛ اما سیاستگذار، همچنان رویکرد احتیاطی و پرهیز از بازگشایی شتاب‌زده را دستور کار قرار داده است.

    این دوگانگی در مورد فرآیند تصمیم‌گیری و معیار‌های تعیین زمان بازگشایی به سرگردانی بورس‌بازان منجر شده است. در واقع تلاقی رویکرد‌های محتاطانه و ضرورت‌های عملیاتی بازار شرایطی را فراهم آورده که پیچیدگی تصمیم‌گیری را افزایش داده و به یکی از محور‌های اصلی ابهام در میان تحلیلگران و فعالان بازار سرمایه تبدیل شده است. از این رو مشخص نیست تا چه زمانی این وضعیت ادامه دارد.

    علیرضا خان‌محمدی، تحلیلگر بازار‌های مالی، معتقد است: بازگشایی بخشی از بازار بدون ارائه تصویر کامل از وضعیت سایر بخش‌ها، می‌تواند به شکل‌گیری برداشت‌های ناقص منجر شود. این موضوع نه‌تنها به کاهش اطمینان سرمایه‌گذاران کمک نمی‌کند، بلکه ممکن است به تشدید رفتار‌های هیجانی نیز منجر شود.

    چرا با گذشت بیش از دو ماه از تعطیلی بورس، هنوز برنامه مشخصی برای بازگشایی ارائه نشده است؟

    با توجه به زمانی که از توقف معاملات گذشته، انتظار طبیعی فعالان بازار این بود که در این فاصله، چارچوبی روشن برای بازگشایی تدوین و اعلام شود. در هفته‌های ابتدایی، بحث‌هایی درباره ضرورت طراحی سازوکار بازگشایی مطرح شد؛ از جمله اینکه شرکت‌ها باید اطلاعات مرتبط با میزان آسیب‌پذیری خود را افشا کنند، برنامه‌های حمایتی مشخص شود، ابزار‌های کنترلی در دستور کار قرار گیرد و حتی امکان استفاده از ابزار‌های مکمل مانند بازار‌های جبرانی یا اوراق خاص بررسی شود. اینها خواسته‌هایی بود که از سوی بخش قابل‌توجهی از تحلیلگران و فعالان بازار نیز مطرح شد.

    با این حال، با وجود گذشت زمان، هنوز جزئیات مشخصی درباره این سازوکار‌ها منتشر نشده است. این وضعیت دو برداشت را ایجاد می‌کند؛ یا اینکه نهاد ناظر نتوانسته الزام کافی برای افشای اطلاعات از سوی شرکت‌ها ایجاد کند یا اینکه ملاحظاتی خارج از حوزه بازار سرمایه، مانع از انتشار این اطلاعات شده است. در هر دو حالت، نتیجه یکسان است؛ بازار با کمبود اطلاعات مواجه است و تصمیم‌گیری در چنین شرایطی دشوارتر می‌شود.

    نقش شفافیت در شرایط فعلی بازار تا چه اندازه تعیین‌کننده است؟

    در وضعیت کنونی، مهم‌ترین متغیری که می‌تواند مسیر بازار را مشخص کند، صرفا ریسک، نیست و میزان شفافیت نیز مهم است. بازار سرمایه ذاتا با ریسک تعریف می‌شود و هیچ‌گاه شرایط بدون ریسک در آن وجود ندارد. حتی در دوره‌های ثبات اقتصادی نیز سرمایه‌گذاران با انواع ریسک‌ها مواجهند. آنچه در شرایط فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده، نبود اطلاعات روشن درباره وضعیت شرکت‌ها و چشم‌انداز فعالیت آنهاست. اگر سرمایه‌گذار نداند یک شرکت تا چه اندازه از تحولات اخیر اثر پذیرفته، نمی‌تواند تصمیمی مبتنی بر تحلیل اتخاذ کند. این خلأ اطلاعاتی، زمینه را برای شکل‌گیری رفتار‌های هیجانی فراهم می‌کند. در چنین فضایی، حتی خبر‌های غیررسمی یا برداشت‌های ناقص می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد. بنابراین، نبود شفافیت می‌تواند به عاملی برای تشدید نوسانات و خروج سرمایه تبدیل شود.

    برخی از بازگشایی تدریجی یا محدود بازار سخن می‌گویند. این رویکرد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

    بازگشایی محدود یا تفکیک‌شده بازار، در ظاهر می‌تواند به‌عنوان یک راهکار میانی مطرح شود؛ اما در عمل با چالش‌های جدی همراه است. اگر بخشی از بازار باز شود و بخشی دیگر همچنان بسته بماند، درحالی‌که ارتباطات عملیاتی و مالی میان شرکت‌ها برقرار است، این تصمیم می‌تواند به افزایش ابهام منجر شود. بسیاری از شرکت‌ها به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم با یکدیگر در ارتباط هستند و اثرات تحولات اخیر ممکن است به‌صورت زنجیره‌ای در آنها منعکس شده باشد.

    در چنین شرایطی، بازگشایی بخشی از بازار بدون ارائه تصویر کامل از وضعیت سایر بخش‌ها، می‌تواند به شکل‌گیری برداشت‌های ناقص منجر شود. این موضوع نه‌تنها به کاهش اطمینان سرمایه‌گذاران کمک نمی‌کند، بلکه ممکن است به تشدید رفتار‌های هیجانی نیز منجر شود. بنابراین، تصمیم درباره بازگشایی باید جامع، هماهنگ و مبتنی بر اطلاعات کامل باشد.

    بلاتکلیفی سرمایه‌گذاران در این مدت چه پیامد‌هایی داشته است؟

    یکی از مهم‌ترین نتایج توقف طولانی‌مدت معاملات، شکل‌گیری وضعیت بلاتکلیفی در میان سرمایه‌گذاران است. در شرایطی که امکان معامله وجود ندارد و زمان بازگشایی نیز مشخص نیست، سرمایه‌گذار با نوعی تعلیق مواجه می‌شود. این وضعیت، نه‌تنها امکان تصمیم‌گیری را محدود می‌کند، بلکه باعث می‌شود بخشی از سرمایه‌ها به سمت بازار‌های دیگر حرکت کند.

    سرمایه‌گذار نیاز دارد بداند در چه زمانی و با چه شرایطی می‌تواند دارایی خود را مدیریت کند. نبود این افق زمانی، باعث می‌شود رفتار‌های احتیاطی افزایش یابد. برخی از فعالان بازار ترجیح می‌دهند منابع خود را به دارایی‌هایی منتقل کنند که از نقدشوندگی بالاتری برخوردارند. در مقابل، گروهی دیگر در انتظار بازگشایی باقی می‌مانند، اما این انتظار طولانی می‌تواند بر اعتماد آنها به بازار اثرگذار باشد.

    آیا می‌توان گفت بازار سهام از سایر بازار‌ها جامانده است؟

    مقایسه بازار سهام با سایر بازار‌ها در شرایط فعلی، نیازمند دقت بیشتری است. هر بازار، منطق خاص خود را دارد و تحت تاثیر متغیر‌های متفاوتی قرار می‌گیرد. درحالی‌که برخی بازار‌ها ممکن است به‌سرعت به تحولات واکنش نشان دهند، بازار سهام به‌دلیل وابستگی به عملکرد شرکت‌ها، نیازمند اطلاعات دقیق‌تری است.

    در حال حاضر، بسیاری از شرکت‌ها با چالش‌هایی در حوزه تولید، فروش، تامین مواد اولیه و صادرات مواجه شده‌اند. این مسائل می‌تواند بر سودآوری آنها اثرگذار باشد. بنابراین، حتی اگر برخی متغیر‌های کلان به نفع بازار سهام تغییر کند، وضعیت عملیاتی شرکت‌ها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. در این چارچوب، نمی‌توان به‌سادگی از عقب‌ماندگی بازار سخن گفت.

    چشم‌انداز متغیر‌های اقتصادی چه اثری بر آینده بازار خواهد داشت؟

    اقتصاد در شرایطی قرار دارد که با مجموعه‌ای از چالش‌ها مواجه است. محدودیت‌های تجاری، نوسانات ارزی، فشار‌های تورمی و مشکلات در زنجیره تامین، همگی عواملی هستند که می‌توانند بر عملکرد شرکت‌ها اثر بگذارند. این مسائل، صرفا به دوره فعلی محدود نمی‌شود و حتی در صورت کاهش تنش‌ها نیز ممکن است ادامه پیدا کند.

    برای بازار سهام، این موضوع به معنای آن است که تحلیل‌ها باید فراتر از تحولات کوتاه‌مدت انجام شود. سرمایه‌گذار نیاز دارد چشم‌انداز درآمدی شرکت‌ها را در یک افق میان‌مدت و بلندمدت بررسی کند. در غیر این صورت، تصمیم‌ها ممکن است صرفا بر اساس نوسانات مقطعی اتخاذ شود.

    وضعیت بازار‌های موازی در این میان چگونه ارزیابی می‌شود؟

    در شرایط فعلی، بازار‌های موازی با توجه به ویژگی‌های خود، مسیر متفاوتی را طی کرده‌اند. بازار‌هایی مانند ارز و طلا به‌دلیل واکنش‌پذیری بالا نسبت به متغیر‌های کلان، در مرکز توجه قرار گرفته‌اند. محدودیت‌های ارزی، هزینه‌های ناشی از تحولات اخیر و سیاست‌های پولی، همگی در شکل‌گیری روند این بازار‌ها نقش داشته‌اند. در عین حال، باید توجه داشت که این بازار‌ها نیز با ریسک‌های خاص خود همراه هستند و رشد آنها لزوما به معنای پایداری نیست. با این حال، در دوره‌ای که بازار سهام در حالت توقف قرار دارد، بخشی از نقدینگی به سمت این بازار‌ها حرکت کرده است.

    نقش سیاستگذار در مدیریت این وضعیت چیست؟

    سیاستگذار در شرایط فعلی با یک مسوولیت دوگانه مواجه است؛ از یک‌سو باید از بروز نوسانات شدید جلوگیری کند و از سوی دیگر، زمینه بازگشت اعتماد به بازار را فراهم آورد. این دو هدف، گاهی در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند و همین موضوع، تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر می‌کند. آنچه در این میان اهمیت دارد، استفاده از ابزار‌های موجود برای کاهش ابهام و افزایش شفافیت است. بازار سرمایه، ابزار‌های متعددی برای مدیریت ریسک و ایجاد تعادل دارد. بهره‌گیری از این ابزار‌ها می‌تواند به کاهش فشار‌های روانی کمک کند و مسیر بازگشت بازار به شرایط عادی را هموارتر سازد.

    مهم‌ترین چالش پیش‌روی بازار چیست؟

    می‌توان گفت چالش اصلی بازار در شرایط فعلی، ریسک‌های بیرونی نیستند و سطح ابهامی است که پیرامون آن شکل گرفته است. تا زمانی که این ابهام‌ها برطرف نشود، هر تصمیمی اگر در جهت بازگشایی باشد، می‌تواند با واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی همراه شود. کاهش این ابهام، نیازمند شفافیت بیشتر، اطلاع‌رسانی دقیق‌تر و تصمیم‌گیری منسجم‌تر است؛ این عوامل می‌توانند مسیر بازار را در دوره پیش‌رو مشخص‌تر کنند.

    توقف طولانی‌مدت معاملات، فقط جریان خرید و فروش سهام را متوقف نکرده و کارکرد برخی ابزار‌های مالی را نیز دچار اختلال کرده است. به‌ویژه در حوزه ابزار‌های مشتقه، این مساله بیشتر به چشم می‌آید. این ابزار‌ها اساسا برای مدیریت ریسک و پوشش نوسانات طراحی شده‌اند، اما در شرایطی که بازار پایه متوقف است، امکان ایفای نقش اصلی خود را از دست می‌دهند.

    در این مدت، برخی از سرمایه‌گذارانی که از ابزار‌های مشتقه برای پوشش ریسک استفاده کرده بودند، با شرایطی مواجه شده‌اند که نه‌تنها امکان مدیریت موقعیت‌های خود را ندارند، بلکه در مواردی این ابزار‌ها به‌جای کاهش ریسک، به منبعی از زیان تبدیل شده‌اند. تمدید سررسید‌ها یا تغییر در شرایط قراردادها، اگرچه با هدف کنترل شرایط انجام می‌شود، اما در عمل می‌تواند عدم‌قطعیت را افزایش دهد و اعتماد به این ابزار‌ها را تحت تاثیر قرار دهد.

    از سوی دیگر، یکی از مهم‌ترین کارکرد‌های بازار سرمایه، ایجاد امکان نقدشوندگی برای دارایی‌هاست. زمانی که این امکان برای مدت طولانی از بین می‌رود، بخشی از مزیت اصلی بازار نیز از دست می‌رود. سرمایه‌گذاری که نتواند در زمان مورد نیاز دارایی خود را نقد کند، ناگزیر در تصمیم‌گیری‌های بعدی محتاط‌تر عمل خواهد کرد یا به سمت بازار‌هایی حرکت می‌کند که از این نظر انعطاف‌پذیری بیشتری دارند. بنابراین، ادامه این وضعیت می‌تواند به تضعیف جایگاه ابزار‌های مالی در ذهن سرمایه‌گذاران منجر شود. بازگرداندن اعتماد به این ابزارها، نیازمند بازنگری در نحوه استفاده از آنها و ایجاد اطمینان نسبت به کارکرد واقعی‌شان در شرایط مختلف بازار است.

    برای عضویت در کانال رصد روز کلیک کنید

  • توقف قطار «بورس» در ایستگاه تردید

    توقف قطار «بورس» در ایستگاه تردید

    به گزارش اقتصادران، روز دوشنبه معاملات بازارسرمایه درحالی انجام شد که فضای بازار تحت تاثیر افزایش دوباره ریسک‌های نظامی قرار داشت و بار دیگر معامله گران را وادار به‌احتیاط در معاملات کرد.

    نگرانی از شروع دوباره درگیری‌های نظامی میان ایران و آمریکا در تنگه هرمز و گسترش دوباره دامنه جنگ نه‌تنها بازار ایران بلکه بار دیگر در قیمت‌های جهانی نیز تاثیر گذار بود و در سایه عقب‌نشینی دوباره نرخ اونس در این بازارها صندوق‌های طلا نیز روزی منفی را سپری کردند.

    باوجود ثبت خروج سرمایه از صندوق‌های درآمدثابت در ساعات پایانی و با قدرت‌گرفتن سرانه خریداران حقیقی نمودارهای جریان پول نشان از بازگشت سرمایه‌ها به‌این صندوق‌ها می‌دادند.

    خروج دوباره پول حقیقی از صندوق‌های درآمدثابت

    روز دوشنبه در گروه صندوق‌های درآمد ثابت بازار تعداد ۷/‏۱۱‌میلیاردواحد از این صندوق‌ها به‌ارزش ۳۱‌هزارو۵۱۲‌میلیاردتومان معامله شدند و درنتیجه این‌معاملات رقمی به‌ارزش‌هزارو۹۳۳‌میلیاردتومان خالص سرمایه حقیقی از این صندوق‌ها خارج شد.

    در این معاملات سرانه خریداران حقیقی به‌ارزش ۳۳۲‌میلیون‌تومان در برابر سرانه فروشندگان حقیقی به‌ارزش ۲۸۱‌میلیون‌تومان قرار گرفت و نسبت قدرت خریداران به‌فروشندگان حقیقی مثبت۱۸/‏۱ شد که نشان‌دهنده بازگشت خریداران قدرتمند به‌این گروه دارایی و افزایش احتیاط فعالان بازار در معاملات روز گذشته است.

    از منظر ترکیب معامله گران نیز روز گذشته خریداران حقیقی با تعداد ۲۳‌هزارو۹۹۹نفر و ارزش خرید ۷‌هزارو۹۷۵‌میلیاردتومان بیش از ۲۵‌درصد از سهم خرید بازار را کسب کردند و درمقابل فروشندگان حقیقی با تعداد ۳۵‌هزارو۲۳۵نفر و ارزش معاملات ۹‌هزارو۹۰۹‌میلیاردتومان نردیک‌به‌۵/‏۳۱‌درصد از فروشندگان بازار را تشکیل دادند.

    در معاملات روز دوشنبه نیز در گروه صندوق‌های درآمدثابت سه‌صندوق سپر، پاسارگاد و آوند بیشترین ارزش معاملات را به‌ثبت رساندند.

    روز منفی در صندوق‌های طلا

    صندوق‌های طلا که طی چند روز گذشته معاملاتی پر رونق را پشت‌سر گذاشته و با رشد قیمتی همراه بودند روز دوشنبه و پس از عقب‌نشینی نرخ اونس در بازارهای جهانی و توقف رشد دلار در بازار آزاد با فشار دوباره فروش همراه بوده و روزی نسبتا منفی را سپری کردند.

    افزایش ریسک‌های نظامی در سطح منطقه‌ای و نگرانی سرمایه‌گذاران از شروع دوباره درگیری‌های نظامی باعث افزایش دوباره قیمت نفت و کاهش نرخ اونس و با افزایش ریسک‌ها و احتیاط بیشتر فعالان بازار همراه شد. از این رو برخی سرمایه‌گذاران در این گروه دارایی ترجیح دادند تا با فروش واحدهای این صندوق‌ها به‌شناسایی سود پرداخته و منتظر روزهای آینده باشند.

    روز دوشنبه در گروه صندوق‌های طلای بورسی تعداد ۱/‏۲‌میلیاردواحد از این صندوق‌ها به‌ارزش ۲۲‌هزارو۴۸۷‌میلیاردتومان معامله و در پایان رقمی به‌ارزش ۳۳‌میلیاردتومان خالص سرمایه حقیقی وارد این صندوق‌ها شد. در معاملات دیروز نیز سرانه خریداران حقیقی به‌ارزش ۱۷۹‌میلیون‌تومان دربرابر سرانه فروشندگان حقیقی به‌ارزش ۳۲۴‌میلیون‌تومان قرار گرفت و نسبت قدرت خریداران حقیقی به‌فروشندگان منفی۸۱/‏۱ به‌ثبت رسید که نشان‌دهنده دست بالای فروشندگان در معاملات دوشنبه در این کلاس دارایی است.

    از منظر ترکیب معامله گران نیز خریداران حقیقی با تعداد ۹۳‌هزارو۶۷۲نفر و ارزش معاملاتی ۱۶‌هزارو۹۶۱‌میلیاردتومان بیش از ۷۵‌درصد از سهم بازار خرید را به‌خود اختصاص دادند و درمقابل نیز فروشندگان حقیقی با تعداد ۵۱‌هزارو۶۷۳نفر و ارزش معاملاتی ۱۶‌هزارو۹۳۲‌میلیاردتومان ۷۵‌درصد از سهم فروش در معاملات روز گذشته این گروه را به‌خود اختصاص دادند که با توجه به‌آمار فوق می‌توان ردپای فروش‌های پرقدرت در معاملات دیروز را مشاهده کرد.

    در گروه صندوق‌های طلای بورسی در معاملات روز گذشته چهارصندوق عیار، طلا، کهربا و گنج بیشترین ارزش معاملات را به‌خود اختصاص دادند.

    دوشنبه منفی در نقره‌ای‌ها

    روز دوشنبه در گروه صندوق‌های نقره بازار تعداد ۶/‏۱‌میلیاردواحد از این صندوق‌ها به‌ارزش ۲‌هزارو۱۶۳‌میلیاردتومان معامله و در پایان رقم به‌ارزش ۲۰۸‌میلیاردتومان خالص سرمایه حقیقی به‌این صندوق‌ها وارد شد.

    سرانه خریداران حقیقی نیز به‌ارزش ۷۸‌میلیون‌تومان دربرابر سرانه فروشندگان حقیقی به‌ارزش ۱۴۰‌میلیون‌تومان قرار گرفت و نسبت قدرت خریداران به‌فروشندگان حقیقی عدد منفی۷۹/‏۱ به‌ثبت رسید که نشان می‌دهد در این صندوق‌ها همچنان فروشندگان پرقدرت حقیقی دست بالا را دارند.

    از منظر ترکیب معامله‌گران نیز در این صندوق‌ها خریداران حقیقی با ارزش معاملاتی ۲‌هزارو۸۱‌میلیاردتومان ۹۷‌درصد از سهم خرید بازار و درمقابل فروشندگان حقیقی با ارزش فروش‌هزارو۸۹۰‌میلیاردتومان ۸۷‌درصد از سهم فروش در معاملات روز گذشته را در اختیار داشتند.

    درمجموع معاملات روز دوشنبه در بازارسرمایه متاثر از افزایش ریسک‌های نظامی و بازگشایی بازارهای جهانی قرار داشت و همین موضوع سبب کاهش شدت خروج سرمایه از صندوق‌های درآمدثابت و قدرت گرفتن فروشندگان در صندوق‌های طلا شده که باعث شد تا پس از چند روز معاملات مثبت ترمز قیمتی و ورود پول در این صندوق‌ها کشیده شود.