دسته: خبر ویژه

  • وام ازدواج یا محک صبر؟!

    وام ازدواج یا محک صبر؟!

    به گزارش اقتصادران، نخستین مرحله برای دریافت وام ازدواج، ثبت‌نام در سامانه ویژه بانک مرکزی به نشانی ve.cbi.ir است؛ سامانه‌ای که نقش گلوگاه اصلی در فرآیند اعطای این تسهیلات را دارد. اما این سامانه نزدیک به یک ماه است که عملاً از دسترس خارج شده و متقاضیان امکان ورود یا ثبت‌نام جدید در آن را ندارند. این اختلال طولانی‌مدت، در حالی رخ داده که سال جدید نیز وارد هفته‌های ابتدایی خود شده و هزاران جوان در انتظار آغاز مراحل اداری برای دریافت وام هستند.

    بسیاری از مخاطبان از این شرایط انتقاد کرده و اعلام کرده‌اند که طی هفته‌های گذشته بارها تلاش کرده‌اند وارد سامانه شوند، اما هر بار با صفحه غیرفعال یا پیام خطا روبه‌رو شده‌اند. به گفته آنان، این مسدود بودن طولانی نه‌تنها دلیل مشخصی ندارد، بلکه هیچ اطلاع‌رسانی رسمی نیز درباره زمان رفع مشکل منتشر نشده است. برخی متقاضیان نیز گفته‌اند که حتی تماس با مرکز پاسخگویی بانک مرکزی کمکی به حل مسئله نکرده و تنها پاسخ‌های مبهم و غیرشفاف دریافت کرده‌اند.

    تعیین شعبه؛ چالش بعدی است!

    مشکلات اما به همین‌جا ختم نمی‌شود. کسانی که پیش‌تر موفق به ثبت‌نام شده‌اند، همچنان با فرآیندهای کند و پیچیده مواجه‌اند. یکی از مراحل اصلی پس از ثبت‌نام، دریافت پیامک تأیید و ادامه مراحل تکمیل پرونده است؛ پیامکی که طبق گزارش‌ها گاهی با تأخیر شدید ارسال می‌شود و متقاضیان را روزها در انتظار نگه می‌دارد. پس از این مرحله نیز ارسال پیامک تعیین شعبه، خود به مانعی بزرگ تبدیل شده و بسیاری از متقاضیان می‌گویند هفته‌ها در انتظار مشخص شدن بانک عامل مانده‌اند.

    گلایه مردم از پاسکاری بانک مرکزی و بانک ها

    از سوی دیگر، ناهماهنگی میان بانک مرکزی و بانک‌های عامل نیز موجب سردرگمی بیشتر مردم شده است. در موارد متعدد، بانک عامل متقاضیان را برای پیگیری وضعیت پرونده به بانک مرکزی ارجاع می‌دهد، در حالی که بانک مرکزی در پاسخ اعلام می‌کند ادامه کار بر عهده بانک‌های عامل است. این پاسکاری میان دو مرجع اصلی، باعث شده بسیاری از زوج‌های جوان که نیاز فوری به وام دارند، در یک چرخه اداری فرسایشی گرفتار شوند.

    در مجموع، اختلال سامانه ve.cbi.ir، روند پیچیده ثبت نام و تکمیل پرونده، تأخیر در تعیین شعبه، نبود شفافیت و نبود هماهنگی میان بانک‌ها، مجموعه‌ای از مشکلات را ایجاد کرده که دریافت ساده‌ترین وام حمایتی کشور را به چالشی چندمرحله‌ای و طاقت‌فرسا تبدیل کرده است. در شرایطی که بسیاری از جوانان نیاز فوری به این تسهیلات دارند، انتظار می‌رود مسئولان بانک مرکزی هرچه سریع‌تر نسبت به رفع اختلالات، تسهیل روند اداری و ارائه توضیح شفاف اقدام کنند.

  • دستپخت یک دیوانه برای بازارهای جهانی!

    دستپخت یک دیوانه برای بازارهای جهانی!

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت روز دوشنبه به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه جهش کرد، پس از آنکه ترامپ اعلام کرد نیروی دریایی آمریکا تنگه هرمز را محاصره کرده و «هر کشتی در آب‌های بین‌المللی که به ایران عوارض پرداخت کرده باشد را توقیف خواهد کرد.» ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال گفت: «به ایران اجازه داده نخواهد شد از این اقدام غیرقانونی اخاذی سود ببرد.»

    فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، که مسئول عملیات نظامی در خاورمیانه است، در بیانیه‌ای اعلام کرد که محاصره فقط بر کشتی‌های ورودی و خروجی از بنادر ایران تأثیر خواهد گذاشت؛ اقدامی که ظاهراً عقب‌نشینی از تهدید ترامپ برای مسدود کردن کامل تنگه محسوب می‌شود.

    تریتا پارسی، یکی از بنیانگذاران مؤسسه کوئینسی در آمریکا، گفت محاصره آمریکا می‌تواند تأثیری آبشاری بر اقتصاد جهانی بگذارد. پارسی به الجزیره گفت: «هر چیزی که در حال حاضر نفت بیشتری را از بازار خارج کند، قیمت‌ها را افزایش می‌دهد که به نوبه خود قیمت بنزین را بیشتر بالا می‌برد.»

    پارسی افزود اگر محاصره باعث تلافی‌جویی حوثی‌های همسو با ایران در یمن شود، قیمت نفت می‌تواند به بالای ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد؛ حوثی‌ها می‌توانند باب‌المندب، تنگه‌ای که دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند، را مسدود کنند. این تنگه یک مسیر صادراتی جایگزین برای نفت و گاز کشور‌های حاشیه خلیج فارس است.

    محاصره‌ای که هدف آن محروم کردن ایران از درآمد‌های نفتی باشد، نشان‌دهنده تغییر ناگهانی سیاست واشنگتن خواهد بود. دولت ترامپ ماه گذشته اعلام کرده بود که برخی تحریم‌های صادرات نفت ایران را به عنوان راهی برای کمک به کاهش بحران جهانی انرژی معاف می‌کند.

    ایران از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، عملاً تنگه را بسته است و تنها به تعداد کمی از کشتی‌ها پس از بررسی و مجوز اجازه عبور می‌دهد. به گفته شرکت اطلاعات دریایی Windward، تا روز شنبه حدود ۳،۲۰۰ فروند کشتی در غرب تنگه به دلیل این محاصره سرگردان مانده بودند.

    اناس الحاجی، اقتصاددان سابق ارشد در شرکت مدیریت سرمایه انرژی NGP، گفت احتمالاً کشتی‌های غیرایرانی با وجود اطمینان‌بخشی نظامیان آمریکایی مبنی بر عدم ایجاد مانع، به دلیل افزایش حق بیمه، همچنان از تنگه دوری خواهند کرد. الحاجی افزود کشتی‌ها ممکن است از تلافی‌جویی ایران نیز بترسند. الحاجی به الجزیره گفت: «بنابراین، محاصره ترامپ از بنادر ایران، در عمل یک محاصره واقعی از تنگه هرمز است.»

    به گفته تحلیلگران، افزایش قیمت نفت و گاز همچنین باعث افزایش هزینه مواد شیمیایی، کود‌ها و مواد اولیه مورد استفاده در ساخت پلاستیک خواهد شد.

    کامرون جانسون، شریک ارشد در شرکت مشاوره زنجیره تامین Tidalwave Solutions مستقر در شانگهای، گفت انتظار دارد اگر ترامپ تهدید خود به محاصره را عملی کند، قیمت بسیاری از مواد خام ظرف چند هفته افزایش یابد. جانسون به الجزیره گفت: «نقطه مبهم واقعاً بازه زمانی این موضوع است. اگر این یک تاکتیک مذاکراتی باشد، به یاد داشته باشید که هنوز هشت یا نه روز از آتش‌بس باقی مانده است؛ پس ممکن است اهمیت چندانی نداشته باشد. اما اگر این وضعیت تا پایان ماه و هفته اول ماه مه ادامه یابد، شاهد جهش قیمت مواد خام در سراسر جهان خواهید بود.»

    دبورا المز، رئیس سیاست تجاری در بنیاد هینریش در سنگاپور، گفت وضعیت زنجیره‌های تامین جهانی در صورت محاصره می‌تواند «بسیار بدتر» شود. المز به الجزیره گفت: «برخی از مشکلات آشکار هستند، اما بسیاری از آنها آشکار نیستند. به عنوان مثال، پارچه‌ها گران‌تر خواهند شد. بسته‌بندی در حال حاضر برای شرکت‌ها یک چالش است. بسیاری از شرکت‌ها نمی‌توانند بسته‌های تاول‌دار برای قرص‌ها یا درب برای کالا‌های مصرفی تهیه کنند. با اختلال در کود و کمبود عرضه، می‌توانیم شاهد عواقب آن برای تولید مواد غذایی در اواخر امسال و سال آینده باشیم.»

    چاد نورویل، رئیس وب‌سایت خبری صنعت نفت و گاز Rigzone، گفت تهدید ترامپ ضربه دیگری به اعتماد نسبت به بازگشت وضعیت تنگه به حالت عادی است. او گفت همین تهدید به تنهایی احتمالاً حق بیمه شرکت‌های کشتیرانی و لجستیک را افزایش داده و حجم تجارت عبوری از تنگه را در هر روز کاهش می‌دهد.

    نورویل به الجزیره گفت: «اختلال در کشتیرانی و افزایش ریسک در منطقه به دلیل درگیری از قبل به خوبی تثبیت شده بود. این تهدید آن مبنا را ایجاد نمی‌کند، بلکه آن را با تقویت عدم اطمینان در مورد یکی از بحرانی‌ترین نقاط تنگ جهان، تشدید می‌کند.»

    بر اساس این گزارش؛ در حال حاضر به دنبال تشدید محدودیت‌ها بر تنگه هرمز (گلوگاهی که حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند)، قیمت نفت خام فیزیکی با پریمیوم قابل‌توجهی نسبت به معاملات آتی دادوستد می‌شود و برخی انواع آن هم‌اکنون به رکورد حدود ۱۵۰ دلار برای هر بشکه رسیده‌اند. به بیان دیگر، نفتی که باید همین امروز یا این هفته تحویل داده شود (نفت فیزیکی)، خیلی گران‌تر از قیمتی معامله می‌شود که برای تحویل در آینده (معاملات آتی) در بازار‌ها ثبت شده است. قیمت‌هایی که پیش بینی می‌شود با توجه به تهدید جدید ترامپ در مسیر صعودی باشد و جهان را وارد یک رکود بزرگ اقتصادی در سال جاری کند که در نهایت برای خروج از این وضعیت رکودی، هزینه بسیاری بر کشور‌ها تحمیل خواهد کرد.

  • کارگران، سپر بلای کارفرمایان مقابل بحران!

    کارگران، سپر بلای کارفرمایان مقابل بحران!

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که اقتصاد ایران زیر فشار هم‌زمان جنگ، نااطمینانی، اختلال در زنجیره تأمین، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید خانوارها قرار گرفته، بازار کار به نخستین میدان بروز بحران تبدیل شده است؛ میدانی که در آن، کارگران بیش از هر گروه دیگری در معرض پیامدهای مستقیم شوک‌های اقتصادی قرار دارند. در چنین شرایطی، تعدیل نیرو، تعلیق قراردادها، کاهش شیفت‌های کاری و ارجاع کارگران به بیمه بیکاری، به روندی نگران‌کننده تبدیل شده است؛ روندی که اگر مهار نشود، نه‌تنها معیشت میلیون‌ها خانوار را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند بنیان تاب‌آوری اقتصاد کشور را در میانه بحران و حتی در دوران بازسازی پس از جنگ تضعیف کند.

    هشدارهای اخیر حبیب صادق‌زاده تبریزی، نائب‌رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار آذربایجان شرقی، درباره موج اخراج کارگران و لزوم حمایت هدفمند از بنگاه‌ها برای حفظ اشتغال، بار دیگر یک واقعیت مهم را برجسته کرده است. در شرایط بحران، نیروی کار نباید نخستین قربانی سیاست‌های بقا باشد، بلکه باید در مرکز راهبردهای حفظ تولید قرار گیرد.

    این گزاره، صرفاً یک مطالبه صنفی نیست؛ بلکه یک ضرورت اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی است. زیرا در هر جنگ یا بحران ملی، آنچه یک کشور را سرپا نگه می‌دارد، فقط ذخایر ارزی، زیرساخت‌ها یا سیاست‌های مالی نیست، بلکه نیروی انسانی آموزش‌دیده، وفادار و توانمند است که موتور تولید، خدمات، حمل‌ونقل، توزیع، بازسازی و بازگشت به ثبات را روشن نگه می‌دارد.

    نیروی کاری که امروز حفظ می‌شود، فردا می‌تواند چرخ تولید، بازسازی زیرساخت، بازگشت صادرات و احیای تقاضا را به حرکت درآورد

    صدرا حسینی، کارشناس اقتصادی و تحلیگر بازار کسب و کار در این باره می‌گوید: در نگاه سطحی، کارگر صرفاً بخشی از هزینه تولید است؛ نیرویی که در ترازنامه بنگاه در قالب دستمزد تعریف می‌شود. اما در اقتصاد بحران‌زده، این نگاه کوتاه‌مدت می‌تواند خسارت‌بارترین خطای سیاستی باشد. نیروی کار، در واقع سرمایه‌ای زنده و انباشته از تجربه، مهارت، نظم، حافظه تولید و پیوند اجتماعی است.

    او می‌افزاید: در شرایط جنگی، مهم‌ترین دارایی کشورها فقط پول یا تجهیزات نیست، بلکه توان حفظ سرمایه انسانی است. کارگر ماهر، بخشی از ظرفیت ملی است. اگر این ظرفیت از بین برود، حتی با تزریق پول هم بازسازی سریع ممکن نیست.

    این کارشناس اقتصادی توضیح می‌دهد: در بحران، حفظ اشتغال نوعی سرمایه‌گذاری دفاعی برای آینده است. چون نیروی کاری که امروز حفظ می‌شود، فردا می‌تواند چرخ تولید، بازسازی زیرساخت، بازگشت صادرات و احیای تقاضا را به حرکت درآورد.

    حسینی ادامه می‌دهد: این مساله در کشوری مانند ایران، که بخش بزرگی از اشتغال در صنایع کوچک، متوسط، خدمات، ساختمان، حمل‌ونقل و تولیدات وابسته به زنجیره داخلی متمرکز است، اهمیت دوچندان دارد. اخراج یک کارگر، صرفاً حذف یک شغل نیست؛ بلکه به معنای تضعیف یک حلقه از زنجیره اقتصاد خانوار، بازار مصرف و ظرفیت اجتماعی کشور است.

    در اقتصاد بحران‌زده، اخراج نیروی کار فقط یک تصمیم درون‌بنگاهی نیست. این تصمیم، یک اثر دومینویی در کل اقتصاد ایجاد می‌کند

    او تاکید می‌کند: در شرایط جنگی، فشار بر بنگاه‌ها به‌شدت افزایش می‌یابد. اختلال در واردات مواد اولیه، افزایش هزینه انرژی، دشواری نقل‌وانتقال مالی، افت تقاضا، کاهش صادرات، نوسانات نرخ ارز و نااطمینانی عمومی، همگی تولید را با مشکل روبه‌رو می‌کنند.

    صدرا حسینی می‌گوید: در چنین فضایی، بسیاری از کارفرمایان برای کاهش هزینه‌ها به سمت تعدیل نیرو می‌روند. این تصمیم، در کوتاه‌مدت شاید از منظر حسابداری قابل توجیه به نظر برسد، اما در سطح کلان، می‌تواند به یک بحران فراگیر تبدیل شود.

    این تحلیلگر بازار کسب و کار خاطر نشان می‌کند: مشکل اینجاست که در اقتصاد بحران‌زده، اخراج نیروی کار فقط یک تصمیم درون‌بنگاهی نیست. این تصمیم، یک اثر دومینویی در کل اقتصاد ایجاد می‌کند. وقتی کارگر بیکار می‌شود، مصرف خانوار کاهش می‌یابد، بازار کوچک‌تر می‌شود، تقاضا افت می‌کند و بنگاه‌های بیشتری دچار مشکل می‌شوند.

    او اضافه می‌کند: به‌ویژه در اقتصاد ایران که سهم مصرف خانوار در گردش بازار بالاست، کاهش درآمد طبقه کارگر به معنای تعمیق رکود است. این یعنی اخراج امروز، بحران فرداست. این چرخه معیوب، به‌ویژه در شهرهای صنعتی و مناطق کارگری، می‌تواند به افت شدید فعالیت اقتصادی محلی، افزایش فقر، بدهی خانوار، مهاجرت، آسیب‌های اجتماعی و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.

    وقتی کارگر اخراج می‌شود، فقط حقوق ماهانه‌اش قطع نمی‌شود؛ امنیت روانی، برنامه زندگی، امکان پرداخت اجاره، هزینه درمان، تحصیل فرزندان و حتی عزت نفس او آسیب می‌بیند

    یکی از نکات کلیدی دیگر این است که بیمه بیکاری، هرچند یک ابزار حمایتی ضروری است، اما نمی‌تواند جایگزین سیاست حفظ اشتغال شود. آن هم در شرایطی که بسیاری از صندوق‌های بیمه‌ای توان پرداخت بیمه بیکاری را به دلیل کمبود اعتبارات ندارند و برای تامین هزینه‌های جاری خود از جمله پرداخت حقوق بازنشستگان نیز با مشکل مواجه‌اند.

    صدرا حسینی با تاکید بر این مطلب می‌گوید: وقتی کارگر اخراج می‌شود، فقط حقوق ماهانه‌اش قطع نمی‌شود؛ امنیت روانی، برنامه زندگی، امکان پرداخت اجاره، هزینه درمان، تحصیل فرزندان و حتی عزت نفس او آسیب می‌بیند. بیمه بیکاری، اگر هم به‌موقع پرداخت شود، فقط بخشی از این آسیب را جبران می‌کند.

    او ادامه می‌دهد: کارگری که چند ماه از محیط کار دور بماند، مهارتش فرسوده می‌شود، ارتباطش با بازار کار ضعیف می‌شود و احتمال بازگشتش پایین می‌آید. در نتیجه، هزینه بحران از کارگاه به خانواده و سپس به جامعه منتقل می‌شود.

    در بحران، منابع عمومی باید برای حفظ تولید و معیشت مردم هزینه شود

    این کارشناس اقتصادی در مورد راهکارهایی که دولت می‌تواند مانع از موج بیکاری در این شرایط شود، می‌افزاید: واقعیت این است که در شرایط جنگی، نمی‌توان از بنگاه‌ها انتظار داشت بدون حمایت، همه فشارها را تحمل کنند. بسیاری از واحدهای تولیدی واقعاً با بحران نقدینگی، کاهش فروش و اختلال در تأمین روبه‌رو هستند. اما نکته مهم، نحوه حمایت از آنهاست.

    او خاطر نشان می‌کند: دولت باید به‌سرعت بسته‌های حمایتی ضدبحران برای بنگاه‌ها طراحی کند، اما این حمایت نباید بدون شرط باشد. هر بنگاهی که از منابع عمومی استفاده می‌کند، باید متعهد به حفظ سطح اشتغال، جلوگیری از اخراج و شفاف‌سازی عملکرد شود.

    حسینی تاکید می‌کند: حمایت بدون شرط، فقط زیان بنگاه را اجتماعی می‌کند، اما منافعش خصوصی می‌ماند. در حالی که در بحران، منابع عمومی باید برای حفظ تولید و معیشت مردم هزینه شود. تجربه جهانی نیز نشان می‌دهد که حمایت از اشتغال موجود، کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر از مقابله با بیکاری گسترده پس از وقوع بحران است.

    کشوری که در بحران، نیروی کار خود را حفظ کرده باشد، در دوران بازسازی چند برابر سریع‌تر به تعادل برمی‌گردد

    این تحلیلگر بازار کسب و کار اضافه می‌کند: نقش نیروی کار فقط به حفظ وضعیت موجود در دوران بحران محدود نمی‌شود. در دوران پساجنگ، کارگران مهم‌ترین موتور بازسازی کشور هستند. از بازسازی کارخانه‌ها، جاده‌ها، شبکه‌های حمل‌ونقل و تأسیسات گرفته تا احیای خدمات، بازار و تولید، همه‌چیز به نیروی انسانی ماهر وابسته است.

    او می‌افزاید: کشوری که در بحران، نیروی کار خود را حفظ کرده باشد، در دوران بازسازی چند برابر سریع‌تر به تعادل برمی‌گردد. اما اگر در بحران، موج بیکاری، مهاجرت نیروی متخصص و فروپاشی مهارت رخ دهد، بازسازی بسیار پرهزینه‌تر خواهد شد. کارگران فقط بازوهای تولید نیستند؛ آنها حافظان حافظه صنعتی کشورند. اگر این حافظه از بین برود، احیای اقتصاد بسیار کند خواهد شد.

  • ضربه مهلک جنگ به صنعت هوایی

    ضربه مهلک جنگ به صنعت هوایی

    به گزارش اقتصادران، جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل که از ۹ اسفند آغاز شد و با یک آتش‌بس شکننده دو هفته‌ای ادامه یافت، فقط یک بحران نظامی نبود؛ این درگیری، یکی از حساس‌ترین شریان‌های اقتصادی کشور یعنی صنعت هوایی را نیز به شدت تحت فشار قرار داد. از زمین‌گیر شدن ده‌ها هواپیما و آسیب به زیرساخت‌های فرودگاهی گرفته تا خسارت‌های سنگین مالی، تعلیق پرواز‌ها و بحران نقدینگی شرکت‌های هواپیمایی؛ حالا این صنعت با انبوهی از تعهدات انباشته و آینده‌ای نامطمئن روبه‌روست.

    صنعت هوایی ایران در شرایط عادی نیز با چالش‌هایی مانند فرسودگی ناوگان، کمبود سرمایه‌گذاری و نوسانات ارزی مواجه بوده، اما جنگ ۴۰ روزه اخیر این صنعت را وارد مرحله‌ای تازه از بحران کرده است. درگیری نظامی و تهدیدات امنیتی، عملاً بخش بزرگی از پرواز‌های داخلی و خارجی را برای هفته‌ها متوقف یا محدود کرد و زنجیره درآمدی شرکت‌های هواپیمایی را از کار انداخت.

    در همین دوره، به گفته مقصود اسعدی سامانی، دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی، حدود ۶۰ فروند هواپیمای مسافربری از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند و خسارت ناشی از عدم‌النفع شرکت‌ها به حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این ارقام، تصویری از ابعاد واقعی ضربه به صنعت هوایی ارائه می‌دهد؛ صنعتی که به گفته کارشناسان، حتی چند روز اختلال در آن می‌تواند آثار مالی بلندمدت داشته باشد.

    فرودگاه‌های هدف؛ از مهرآباد تا تبریز

    در جریان این جنگ دست‌کم ۷ فرودگاه کشور هدف حمله یا آسیب مستقیم و غیرمستقیم قرار گرفته‌اند. در میان آنها، نام فرودگاه‌های مهمی مانند مهرآباد تهران، فرودگاه تبریز و فرودگاه کاشان بیش از سایرین تکرار شده است.

    این فرودگاه‌ها که نقش حیاتی در جابه‌جایی مسافر و بار دارند، در روز‌های جنگ عملاً یا از مدار خارج شدند یا با ظرفیت بسیار محدود فعالیت کردند. توقف عملیات در این مراکز، نه‌تنها جریان سفر‌های داخلی را مختل کرد، بلکه به زنجیره تأمین و حمل‌ونقل کالا نیز آسیب وارد ساخت.

    شرکت‌های هواپیمایی در خط مقدم بحران مالی

    در میان شرکت‌های هواپیمایی، نام‌هایی مانند ماهان ایر، هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران (ایران ایر) و هواپیمایی زاگرس به عنوان اصلی‌ترین آسیب‌دیدگان این دوره مطرح شده‌اند.

    با توقف یا کاهش شدید پروازها، این شرکت‌ها با سه بحران هم‌زمان مواجه شدند؛ کاهش شدید درآمد عملیاتی، بازگشت گسترده بلیت‌های فروخته‌شده و افزایش بدهی به مسافران. در شرایطی که فروش بلیت تقریباً متوقف شده بود، شرکت‌ها ناچار شدند میلیارد‌ها تومان بابت استرداد وجه به مسافران پرداخت کنند؛ موضوعی که فشار نقدینگی را به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش داد.

    بحران نیروی انسانی؛ هزینه‌هایی که متوقف نمی‌شود

    یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده این بحران، فشار مالی ناشی از نیروی انسانی است. شرکت‌های هواپیمایی در دوره توقف پرواز‌ها همچنان موظف به پرداخت حقوق کارکنان، مزایا و پاداش پایان سال بوده‌اند. اکنون و در آغاز سال جدید، موضوع افزایش سالانه حقوق نیز به این فشار‌ها اضافه شده است.

    به بیان فعالان این صنعت، برخلاف درآمد که تقریباً متوقف شده، هزینه‌ها، ثابت و رو به افزایش باقی مانده‌اند؛ وضعیتی که بسیاری از شرکت‌ها را در مرز زیان عملیاتی قرار داده است. برخی مدیران صنعت هوایی در گفت‌و‌گو با رسانه‌های اقتصادی هشدار داده‌اند که ادامه این روند می‌تواند به کوچک‌سازی اجباری ناوگان و تعدیل نیروی انسانی منجر شود.

    بازار بلیت و بازگشت به وضعیت عادی؛ تقاضای سرکوب‌شده

    یکی دیگر از پیامد‌های مستقیم جنگ، اختلال جدی در بازار بلیت هواپیما بود. در هفته‌های درگیری، تقاضای سفر به صفر رسید و بسیاری از مسیر‌ها به حالت تعلیق درآمد. حتی پس از آغاز آتش‌بس، بازار هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است.

    به گزارش برخی رسانه‌ها، تقاضای سفر هوایی همچنان شکننده است و مسافران نسبت به ثبات شرایط امنیتی تردید دارند. این مسئله باعث شده شرکت‌های هواپیمایی با وجود بازگشایی نسبی مسیرها، همچنان با مشکل مواجه باشند.

    سرمایه‌گذاری و گردشگری؛ افق‌های دورتر شده

    پیش از جنگ، یکی از اهداف کلان صنعت هوایی ایران، توسعه ناوگان برای جذب گردشگر خارجی بود. بر اساس برخی برآوردها، کشور برای دستیابی به هدف جذب ۱۵ میلیون گردشگر، به حدود ۵۰۰ فروند هواپیمای عملیاتی نیاز دارد؛ اما اکنون، نه‌تنها این هدف دورتر شده، بلکه بخشی از ناوگان موجود نیز از چرخه پرواز خارج شده است.

    در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری جدید در صنعت هواپیمایی نیز با تردید‌های جدی مواجه شده است. نااطمینانی سیاسی، هزینه تأمین مالی را افزایش داده و بسیاری از پروژه‌های نوسازی ناوگان را در وضعیت تعلیق قرار داده است.

    آتش‌بسی شکننده و آینده‌ای مبهم

    در نیمه راه آتش‌بس دو هفته‌ای گذشته، فضای سیاسی منطقه به شدت ملتهب است. شکست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد و افزایش تهدیدات دونالد ترامپ و نیز محاصره دریایی، نگرانی‌ها را درباره بازگشت دوباره تنش‌ها و درگیری نظامی افزایش داده است.

    در چنین فضایی، صنعت هوایی ایران بیش از هر زمان دیگری در وضعیت انتظار قرار گرفته است؛ انتظاری که نه تنها به معنای توقف سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی است، بلکه به معنای ادامه فشار مالی و عملیاتی بر شرکت‌هایی است که هنوز از شوک جنگ خارج نشده‌اند.

    صنعت هوایی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که هم‌زمان با بحران نقدینگی، فرسودگی ناوگان و کاهش تقاضا دست و پنجه نرم می‌کند. جنگ ۴۰ روزه اخیر، این بحران‌ها را تشدید کرده و با زمین‌گیر کردن ده‌ها هواپیما و آسیب به زیرساخت‌های کلیدی، هزینه‌ای چند ده هزار میلیارد تومانی بر دوش این صنعت گذاشته است.

    اکنون پرسش اصلی این است: آیا در شرایطی که آتش‌بس شکننده و تهدید‌های منطقه‌ای ادامه دارد، امکان بازگشت صنعت هوایی ایران به وضعیت عادی وجود دارد، یا باید منتظر موج جدیدی از بحران در یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های اقتصاد کشور بود؟

  • قطع اینترنت، پاس گل به اینترنشنال؟!

    قطع اینترنت، پاس گل به اینترنشنال؟!

    به گزارش اقتصادران، ایجاد محدودیت‌  و قطع کردن اینترنت جهانی ظاهرا اولین راهکاری است که در زمان بحران روی میز مسئولان کشور قرار می‌گیرد؛ اقدامی که در جریان جنگ ۴۰ روزه‌ اخیر هم دوباره شاهد اجرای آن بودیم. اما آیا این کار هنوز هم جواب می‌دهد؟

    این پرسش را با کامبیز نوروزی، حقوق‌دان و کارشناس برجسته‌ رسانه در میان گذاشته ایم. او معتقد است که اصرار بر محدودیت‌های اینترنتی نه فقط دیگر کارآمد نیست، بلکه در عمل صدای میهن‌دوستان را خفه می‌کند و عملا تبلیغ کننده رسانه هایی مثل ایران اینترنشنال است.

    مشروح گفت‌وگو با کامبیز نوروزی را در ادامه بخوانید؛

    ****

     اقدام به بستن اینترنت در زمان جنگ را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا ادامه پیدا کردن این سیاست الان که جنگ به پایان رسیده هم لازم است؟

    پرسش شما دو پاسخ دارد؛ یک پاسخ کلاسیک و یک پاسخ متناسب با جهان جدید. پاسخ کلاسیک این است که در دوران جنگ و زمانی که امنیت ملی در معرض خطر قرار می‌گیرد، دولت‌ها می‌توانند برای کنترل انتشار اخبار و تحلیل‌ها، محدودیت‌های رسانه‌ای ایجاد کنند. ما ۴۰ روز درگیر یک جنگ متجاوزانه بودیم و طبق این دیدگاه کلاسیک، دولت برای جلوگیری از درز اطلاعات می‌توانست اینترنت را محدود کند.

    اما این رویکرد کلاسیک در جهان امروز دیگر کارآمد نیست و حتی نتایج منفی در پی دارد. امروزه مهار امواج اطلاعات تقریباً ناممکن است؛ تلویزیون‌های ماهواره‌ای به سادگی در دسترس‌اند و راه‌هایی هم برای دور زدن محدودیت‌های اینترنتی وجود دارد. در چنین شرایطی، ضعف مفرط و شدید صداوسیما مانع از آن می‌شود که این رسانه بتواند مخاطب ملی پیدا کند. برنامه‌های صداوسیما در چارچوب یک تفکر فرقه‌ای و کاملاً غیرحرفه‌ای اداره می‌شوند و مخاطبان آن به جمعیت کوچکی محدود شده است؛ ضمن اینکه برنامه‌های جذابی هم برای نگه داشتن مردم پای اخبار و تحلیل‌ها ندارد.

    سیاست قطع کردن اینترنت در زمان جنگ، کارآمد نبود

    وقتی بسیاری از مردم — اعم از شخصیت‌های سیاسی، مدنی، دانشگاهی و شهروندان عادی — می‌خواهند از کشور در برابر تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل دفاع کنند، اما به دلیل قطعی اینترنت هیچ بستری برای بیان نظرات و مخالفت‌هایشان ندارند، ناگزیر به منابع خارج از کشور، به‌ویژه تلویزیون‌های فرامرزی رو می‌آورند. یکی از این شبکه‌ها آشکارا مدافع تجاوز نظامی به ایران و تبلیغ‌کننده اقدامات اسرائیل است و عملاً بخش قابل‌توجهی از مخاطبان را به خود جذب کرده است. بستن اینترنت، در واقع هدایتِ عملی مردم به سمت همین رسانه‌هاست. به همین دلیل است که آن پاسخ کلاسیک، امروز دیگر مصداق ندارد و عمل نمی‌کند.

    اعمال این رویکرد کلاسیک و قطعی اینترنت، در طول این جنگ ۴۰ روزه چقدر کارآمد بود؟

    اصلاً کارآمد نبود. مشاهدات عینی من نشان می‌دهد که شمار زیادی از مردم به سمت تلویزیون‌های فرامرزی رفتند. علاوه بر این، شخصیت‌های برجسته مدنی، سیاسی و آکادمیک بسیاری را می‌شناسم که برای دفاع از کشور و مشارکت فکری با حاکمیت، حرف‌های مهمی برای گفتن دارند، اما تلویزیون آن‌ها را دعوت نمی‌کند و صدایشان ناگفته می‌ماند. مثلاً وقتی آمریکا تهدید می‌کند که زیرساخت‌ها را می‌زند، بسیاری از مردم ابعاد و پیامدهای دشوار آن را درک نمی‌کنند؛ چرا که اغلب کارشناسان تلویزیون، تخصص کافی برای ارائه اطلاعات دقیق ندارند. برای رعایت انصاف باید بگویم من در شبکه خبر تنها یک برنامه حرفه‌ای با قابلیت جذب مخاطب دیدم که آن هم برنامه «به وقت ایران» است.

    تشبیه سیاست رسانه‌ای دوران جنگ به بستن داروخانه‌های رسمی

    وضعیت فعلی رسانه در ایران مانند زمانی است که شما به داروخانه رسمی مراجعه می‌کنید و داروی مورد نیازتان را پیدا نمی کنید؛ در این صورت ناچار به بازار قاچاق رو می‌آورید، جایی که اصلاً مشخص نیست داروی تهیه‌شده سالم است یا فاسد، و تقلبی است یا اصل. سیاست رسانه‌ای حاکم بر ایران، سال‌هاست که افکار عمومی را تقدیم شبکه‌هایی کرده که در فکر براندازی نظام هستند. در جنگ ۴۰ روزه اخیر نیز متأسفانه همین رویه به زیان کشور ادامه پیدا کرد. کار رسانه اثرگذاری بر افکار عمومی است؛ وقتی شما قادر به این کار نباشید، رقبا بازار مصرف رسانه‌ای را از دستتان خارج می‌کنند. سیاست قطع کامل اینترنت نه‌تنها کارآمد نبود، بلکه امکان مشارکت فکری میهن‌دوستان مخالف جنگ و براندازی را نیز از جامعه سلب کرد.

    وقتی رسانه‌های داخل رونق داشته باشند مردم سراغ رسانه‌های برانداز نمی‌روند

    اگر با وجود قطعی اینترنت، صداوسیما تنوع افکار را پوشش می‌داد، آیا باز هم توجه مردم به شبکه‌هایی مانند «ایران اینترنشنال» جلب می‌شد؟

    طبعاً این گرایش کاهش می‌یافت. اما باید توجه داشت که تلویزیون گنجایش محدودی دارد و نمی‌تواند میزبان صدها کارشناس و شهروند باشد. اینجاست که اینترنت می‌توانست این کمبود را جبران کند و به یک استاد، کاسب یا تاجر اجازه صحبت بدهد. مردم ایران میهن‌دوست هستند؛ اگر رسانه‌های حرفه‌ای در داخل کشور رونق داشته باشند، مردم هرگز سراغ شبکه‌هایی نمی‌روند که نشانی ایست بازرسی‌های ما را برای حمله به اسرائیل می‌دهند! اگر صداوسیما درست عمل می‌کرد، تأثیر چشمگیری بر کاهش مخاطبان شبکه‌های برانداز داشت، هرچند به تنهایی نمی‌توانست تمام نیاز تولید و مصرف محتوا را پوشش دهد.

    نمی‌دانم چرا علیه ایران اینترنشنال اقدام قانونی نمی‌شود

    آیا این نوع سیاست‌گذاری در صداوسیما – که آن را فرقه‌ای توصیف کردید – و رویکرد قطع اینترنت، ناشی از سواد رسانه‌ای پایین سیاست‌گذاران است یا دلایل دیگری دارد و با وجود آگاهی، شاهد این تصمیمات هستیم؟

    می‌کنم هر دوی این‌هاست. یعنی عده‌ای جهان جدید و جهان رسانه‌ای شده را می‌شناسند اما نمی‌خواهند به نتایج آن عمل کنند و هنوز فکر می‌کنند که می‌شود افکار عمومی را با سانسورهای کلی کنترل کرد. اما من باور نمی‌کنم مدیران تلویزیون به اقتضائات رسانه‌های مدرن ناآگاه باشند؛ آن‌ها قطعاً آگاه‌اند، اما تلویزیون را به تریبون یک تفکر خاص و فرقه‌ای بدل کرده‌اند و تحت هیچ شرایطی از این روش نادرست و زیان‌بار درس نمی‌گیرند.

    بگذارید در پایان به نکته مهمی اشاره کنم؛ یکی از شبکه‌های فرامرزی که به‌اشتباه نام «ایران» را هم بر خود گذاشته، دقیقاً برخلاف اصول شناخته‌شده اخلاق حرفه‌ای، در حال ترویج خشونت، جنگ و کشتار است. این شبکه در برخی برنامه‌هایش آموزش‌های چریکی و نحوه استفاده از اسلحه را ارائه می‌دهد و مکان‌های حساس کشور را علناً معرفی می‌کند که همین مسئله منجر به حمله دشمن و کشته شدن انسان‌ها می‌شود. این اقدامات در کشوری مانند انگلستان کاملاً قابل پیگرد قانونی است. وقتی جنگ رخ می‌دهد، تلویزیون‌های ملی کشورهای غربی حق دارند از خودشان دفاع کنند، اما رسانه‌های خصوصی مجاز به ترویج جنگ و کشتار نیستند. من نمی‌دانم چرا مقامات ایرانی، همان‌طور که علیه شبکه «کلمه» و مدیرانش اقدام قانونی کردند، علیه این تلویزیون کاری نمی‌کنند؟ به نظر من، به جای محدود کردن آزادی رسانه و نقض قانون اساسی در داخل، باید از مسیرهای حقوقی موانعی برای این تلویزیون‌ها ایجاد کنند که رسماً کشتار ملت ایران را ترویج می‌کنند.

  • سونامی تعدیل نیرو در جنگ / بازار بیمه بیکاری داغ شد!

    سونامی تعدیل نیرو در جنگ / بازار بیمه بیکاری داغ شد!

    به گزارش اقتصادران، با آغاز جنگ، بخش‌های مهمی از اقتصاد ایران—از فولاد و پتروشیمی تا داروسازی—با آسیب‌های جدی مواجه شده‌اند؛ ضربه‌ای که نه‌تنها خطوط تولید را مختل کرده، بلکه آینده شغلی هزاران کارگر را نیز در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.

    کارخانه‌هایی مانند فولاد خوزستان و فولاد مبارکه در کنار واحدهای داروسازی از جمله توفیق دارو و داروپخش هدف حملات قرار گرفته‌اند؛ برخی از این واحدها به‌طور کامل تعطیل شده‌اند و روند بازسازی آن‌ها دست‌کم یک تا دو سال زمان خواهد برد. در این فاصله، وضعیت معیشتی کارگران به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل شده است.

    در همین حال، فشار بر صندوق‌های بازنشستگی نیز افزایش یافته است. دولت، که خود با محدودیت‌های مالی مواجه است، توان چندانی برای حمایت گسترده از این صندوق‌ها ندارد. افزون بر این، تعدیل نیرو در صنایع دیگر—و حتی در حوزه‌هایی مانند رسانه و اقتصاد دیجیتال—بر جمعیت بیکاران افزوده و بار مضاعفی بر نظام حمایتی کشور وارد کرده است. گزارشهایی رسیده که نشان می دهد بسیاری از صنایع از پتروشیمی‌ها گرفته تا چندین رسانه بزرگ کشور برای جبران خسارت ناشی از جنگ، به بیمه بیکاری روی آورده اند. این صنایع و سازمان ها با تعدیل نیرو، اقدام به اعلام بیکاری نیروی کار خود به تامین اجتماعی کرده و بدین ترتیب به جای پرداخت حقوق از منابع سازمان، حقوق کارمندان را از محل بیمه بیکاری پرداخت می کنند. اما همزمان قشر قابل توجهی از کارمندان تحت بیمه تامین اجتماعی نیز تعدیل شده و از کار بیکار شده اند. بیمه بیکاری برای این جمعیت، راه حل است.

    در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که دولت چه ابزارهایی برای حمایت از کارگران در اختیار دارد و روند دسترسی به بیمه بیکاری چگونه است.

    چگونه بیمه بیکاری بگیریم؟

    محسن باقری، نماینده کارگران در شورای عالی کار، می‌گوید: «به صورت معمول کسانیکه می‌خواهند بیمه بیکاری استفاده‌کننده باید آماده به کار باشند، به صورت غیرارادی بیکار شده باشند و ۷۲۰ روز سابقه کار داشته باشند.»

    او توضیح داده برای شرایط خاص مانند جنگ و زلزله و… هم در قانون کار پیش‌بینی شده که افراد بتوانند راحت‌تر از بیمه بیکاری استفاده کنند. با تصمیم شورای عالی کار و بودجه موقت دولت برای پرداخت بیمه بیکاری، از بیمه بیکاری حمایت شود.

    به  گفته باقری، اگر بخش انبوهی از کارگران از یک کارگاه بیکار شوند، حتماً باید کارفرما و تشکل کارگری آن کارگاه از وزارتخانه به صورت مکتوب بخواهد تا این واحد مورد بررسی برای بیمه بیکاری قرار بگیرد. با توجه به اینکه سامانه جامعه روابط کار هم ایراداتی دارد، توصیه ما این است که تشکل‌های درون کارگاهی برای برقراری بیمه بیکاری اقدام کنند.

    کارمندان توفیق دارو بیکار نشدند

    او ادامه داد: «صنایع بزرگ چالش‌های مرسوم را ندارند. مثلاً توفیق دارو بعد از اینکه دچار حمله قرار گرفت، کارگرانش در دیگر شرکت‌ها تقسیم شدند و به طور موقت کار می‌کنند. برای صنایع فولاد هم به علت گستردگی صنعت فولاد، می‌تواند تقسیم نیرو انجام داد. با یک مدیریت درست، می‌توان کارگران صنایع بزرگ را مجدداً به کار گرفت تا فشار بیمه‌ای آنها به صندوق‌ها وارد نشود.»

    وی درباره جزئیات بیمه بیکاری و نگرانی جامعه کارگری از عدم ابلاغ بخشنامه دستمزد ۱۴۰۵ گفت:«بیمه بیکاری ۵۵ درصد دستمزد شخص است به شرط اینکه از حداقل دستمزد کمتر نشود. برای حقوق دیگر هم مواردی دیده شده است. به نوعی با نرخ امسال نباید از ۱۶ میلیون کمتر شود.»

    باقری از تعلل وزارت کار در چند وقت اخیر شکایت کرده و می گوید این تعلل موجب نگرانی جامعه کارگری شده است. وزارت کار دستورالعمل دستمزد را ابلاغ نکرده است. اگرچه به دولتی‌ها برای دستمزد ابلاغ شده، اما وزارت کار باید بخشنامه دستمزد را به بخش خصوصی هم ابلاغ کند. این تعلل باید هرچه سریع‌تر رفع شود تا مردم امید بیشتری داشته باشند.

    آیا دولت از صنایع آسیب دیده حمایت کرده؟

    وی در رابطه با کمک دولت به صنایع آسیب دیده گفت:«یک سری از صنایع به هر حال آسیب دیده‌اند و وزارت صمت باید برای ترمیم خطوط تولید اقدام کند. خیلی از خطوط را می‌توان به چرخه برگرداند، اما برخی از داروسازی‌هایی مانند توفیق دارو که دستگاه‌های خاصی داشتند، بازگرداندند آنها کمی زمان می‌برد. اینطور که شنیده شده دولت در دریافت مالیات هم کمک‌هایی کرده است.»

    او افزود:«اقتصاد دیجیتال کشور بیشترین آسیب را دیده و تعدیل‌های جدی‌تری داشته است. به هر حال باید این بخش‌ها نیز با اینترنت ملی فعالیت را شروع کنند. شرایط فعلی را ناچاراً باید بپذیریم تا بتوانیم دوباره به چرخه کار برگردیم.»

  • «گیم» در بمباران!!!

    «گیم» در بمباران!!!

    به گزارش اقتصادران، دنیای بازی‌های آنلاین خاموش شده است. چراغی آنلاین نیست و همگی به بازی‌های آفلاین پناه آورده‌اند. برای همین این روز‌ها پشت شهرداری، شاید شلوغ‌ترین روز‌های خود را تجربه می‌کند؛ جایی که بورس‌بازی‌های پلی‌استیشن و ایکس‌باکس است. نبود اینترنت، گیمر‌ها را به بازی‌های آفلاین سوق داده است؛ یعنی بازی‌های کرک‌شده و کپی‌خور.

    همزمان با این تحولات مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای از ارائه اینترنت به برخی از بازی‌ساز‌ها خبر می‌دهد، اما فعلا خبری از اینترنت برای بازیکنان بین‌المللی وجود ندارد. با این حال نبود اینترنت باعث نشده است که گیمر‌ها دست از بازی بردارند. با قطعی اینترنت، بازیکنان و گیمر‌ها رو به بازی‌های آفلاین آورده‌اند.

    یکی از کاربران می‌گوید که با قطع شدن اینترنت، PS ۵ او دیگر کارآیی ندارد و برای همین قصد دارد بازی‌های آفلاین نصب کند. یکی دیگر هم گفته که چهل روز قطعی اینترنت باعث شده که کلافه شود و تمام درآمد خود را از دست داده است. او نیز گفته که فعلا با بازی‌های آفلاین خود را سرگرم کرده است. در حال حاضر یکی از نقاط شلوغ در تهران، پشت شهرداری است که بورس PS ۵ و XBOX است. یکی از کاربران می‌گوید که ایکس‌باکس او قدیمی است و برای نصب حدود ۳۰ بازی، ۵۰۰ هزار تومان پول پرداخته است. یکی دیگر از کسانی که برای نصب بازی آمده است، می‌گوید که برای بازی‌های PS ۵ باید تکی پول پرداخت کند؛ یعنی هر بازی ۳۵۰ هزار تومان برای او آب می‌خورد. او قصد دارد ۱۰ بازی نصب کند، اما بازی مورد علاقه او فیفا است.

    در یکی از پلتفرم‌های خرید و فروش بازاری موازی با پشت شهرداری شکل گرفته است. در یکی از آگهی‌ها برای PS ۵ کپی‌خور، نصب بازی کال‌آف دیوتی، ۹۰۰ هزار تومان قیمت خورده است. آگهی دیگر با عنوان «نصب بازی آفلاین برای سونی» ۴‌میلیون و ۵۰۰هزار تومان قیمت داده است. دیگری با عنوان «شرایط جنگی، نصب بازی اکانتی و کپی‌خور» ۴‌میلیون تومان بابت این خدمات قیمت داده است. قیمت‌های نصب بازی‌های ۲۰۲۶، برای PS ۵ و PS ۴ هم بالاتر است. برای این بازی‌ها، ۵‌میلیون تومان قیمت داده‌اند. بازی «SHADOW» که شدیدا مورد علاقه گیمر‌های حرفه‌ای است، بالاترین قیمت را دارد و به ۶‌میلیون و ۵۰۰هزار تومان می‌رسد. اما ارزانترین بازی‌های آفلاین مربوط به بازی‌های پی‌سی است که به طور متوسط هر بازی به ۱۰۰ هزار تومان می‌رسد.

    اینترنت محدود برای بازی‌ساز‌ها

    در حالی که بازیکنان به بازی‌های آفلاین رو آورده‌اند، مدیرعامل بنیاد بازی‌های رایانه‌ای از بهره‌مندی اندک بازی‌ساز‌ها از اینترنت گفت. ایسنا در گزارشی نوشت: محمد حاجی میرزایی گفت که تلاش کرده است تا اینترنت را برای بازی‌ساز‌ها وصل کند، اما نگفت که آیا گیمر‌ها هم از اینترنت بهره‌مند می‌شوند یا نه؟ مشکل اصلی این روز‌های گیمر‌ها این است که به اینترنت وصل نیستند و بسیاری از آنها از درآمد محروم شده‌اند. با این حال وی یک قول نصف و نیمه برای برخی از بازی‌ها مثل فیفا داد. مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای در ادامه با اشاره به قطعی اینترنت بین‌المللی، به اقدامات بنیاد در حوزه دسترسی بازی‌سازان به اینترنت اشاره کرد و توضیح داد: تلاش کردیم تا حدی امکان دسترسی بازی‌سازان به اینترنت را فراهم کنیم. این مسیر با فراز و نشیب‌هایی همراه بود؛ هم به دلیل محدودیت ظرفیت‌ها و هم به واسطه شرایط امنیتی که زمان‌بر بودن فراهم‌سازی این امکان را اجتناب‌ناپذیر می‌کرد. در حال حاضر ارائه این دسترسی از طریق بخش «همگرا» در بنیاد در حال انجام است. مدل اجرایی نیز به‌صورت ترکیبی طراحی شده؛ به این معنا که بر اساس ابعاد استودیو‌ها و حجم فعالیت‌شان، امکان دسترسی به اینترنت برای آنها فراهم می‌شود و به‌تدریج ظرفیت در حال گسترش است.

    او در پاسخ به این پرسش که آیا امکان ارائه اینترنت سفید (مانند مودم یا خط اختصاصی) برای بازی‌سازان فراهم شده است یا خیر، گفت: رایزنی‌های گسترده‌ای در این زمینه انجام دادیم و حتی وعده‌هایی نیز داده شد، اما تاکنون به مرحله اجرا نرسیده است. با این حال، تلاش‌ها همچنان ادامه دارد و در صورت فراهم شدن چنین امکانی، حتما در اختیار بازی‌سازان قرار خواهد گرفت. مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای دربارۀ کیفیت دسترسی فعلی توضیح داد: اینترنتی که در حال حاضر در اختیار بازی‌سازان قرار می‌گیرد، بسیار محدود است و بیشتر برای انجام امور ضروری مانند پاسخ به ایمیل‌ها، به‌روزرسانی لایسنس‌ها یا دسترسی کوتاه‌مدت به سرور‌ها برای مسائل فنی و امنیتی کاربرد دارد. طبیعتا در حوزه‌هایی مانند کار‌های گرافیکی، محدودیت پهنای باند همچنان یک چالش جدی است.

    چراغ فیفا روشن می‌شود؟

    حاجی‌میرزایی همچنین از تهیه فهرستی از بازی‌های بین‌المللی خبر داد و گفت: «فهرستی از بازی‌های خارجی، چه آنهایی که ناشر داخلی دارند و چه بازی‌هایی مانند «فیفا» و «پی‌اس» که ناشر داخلی ندارند، تهیه شده است تا امکان دسترسی به آنها برای کاربران فراهم شود. در این زمینه مذاکراتی در حال انجام است و امیدواریم به‌زودی شرایطی فراهم شود که گیمر‌ها پس از بیش از ۴۰ روز، بتوانند دوباره به این بازی‌ها دسترسی پیدا کنند.» او در پاسخ به این سوال که آیا با باز شدن این دسترسی‌ها، امکان کسب درآمد درون‌بازی نیز فراهم خواهد شد، گفت: «طبیعتا در صورت باز شدن آی‌پی‌های مربوطه، انجام تراکنش‌ها و بهره‌مندی از امکانات درون‌بازی نیز امکان‌پذیر خواهد بود. البته موضوعاتی مانند استریم در پلتفرم‌هایی نظیر یوتیوب، منوط به بازگشایی کامل اینترنت بین‌الملل است.»

  • استرداد وجوه پرواز‌های کنسل شده روی هوا؟!

    استرداد وجوه پرواز‌های کنسل شده روی هوا؟!

    به گزارش اقتصادران، با آغاز تجاوز رژیم آمریکایی – صهیونی به کشورمان از نهم اسفند ۱۴۰۴ آسمان کشور ابتدا به صورت محدود و سپس تا اطلاع ثانوی مسدود شد. بلافاصله پس از بسته شدن فضای کشور و کنسل شدن پرواز‌ها سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که بلیت دریافتی از مسافران بازگردانده می‌شود و دفاتر فروش و خدمات مسافرت هوایی و شرکت‌های هواپیمایی ملزم هستند نسبت به بازگردندان وجه بلیت پرواز مسافران در اسرع وقت اقدام کنند.

    سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری در همان زمان در گفت‌وگویی عنوان کرد که ایرلاین‌ها موظف شده‌اند با فوریت وجوه پرواز‌های کنسل شده را به حساب مسافران بازگردانند، در غیر این صورت با آنها برخورد خواهد شد و این برخورد تا لغو مجوز فعالیت آنها پیش خواهد رفت.

    اما باتوجه به اینکه صنعت هوایی کشور از صنایع آسیب دیده جنگی بوده، هنوز پرداخت وجوه به طور کامل انجام نشده و در این میان سرپرست دفتر نظارت بر فرودگاه‌ها، شرکت‌ها و موسسات هوانوردی سازمان هواپیمایی کشوری مجددا از الزام شرکت‌های هواپیمایی به تسریع در استرداد وجوه بلیت پرواز‌های لغو شده خبرداده و گفته که رعایت حقوق مسافر از اولویت‌های این سازمان به شمار می‌رود و ضروری است وجوه بلیت‌های صادرشده پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴ که پرواز‌های آنها با توجه شرایط جنگی لغو شده، در کمترین زمان ممکن به حساب هموطنان بازگردانده شود.

    وی همچنین از شرکت‌های هواپیمایی خواسته نسبت به ارائه آمار صحیح و به موقع در خصوص تعداد بلیت‌های فروخته شده به منظور سروسامان دادن به وضعیت بازار اقدام کنند.

    همچنین سازمان هواپیمایی کشوری برای اقناع و کسب رضایت مسافران و البته با لحاظ شرایط اقتصادی شرکت‌های هواپیمایی راهکار‌هایی برای حل این موضوع در نظر گرفته است که ضروری است ایرلاین‌ها نسبت به اتخاذ یکی از این راهکار‌ها به منظور پاسخ به مطالبات مسافران اقدام کنند.

    چند راهکار برای پاسخ به مطالبات مسافران

    سرپرست دفتر نظارت بر فرودگاه‌ها، شرکت‌ها و موسسات هوانوردی سازمان هواپیمایی کشوری همچنین پیشنهاد کرده به دلیل تعدیل هزینه‌های حمل ونقل پس از پایان جنگ، قیمت بلیت پرواز لغو شده برای مسافر توسط شرکت هواپیمایی گارانتی شده و قابل استفاده برای پرواز به مدت یکسال تعریف شود و مسافر بدون پرداخت مابه التفاوت نرخی حتی با اولویت رزرواسیون بتواند از این بلیت استفاده کند.

    وی با اشاره به اینکه مسافر باید اطمینان یابد که از راهکار ارائه شده زیان نخواهد دید، گفته که شرکت‌های هواپیمایی می‌توانند به مسافر اطمینان دهند که وجه بلیت بعلاوه درصدی اضافه بعنوان اعتبار برای خرید بلیت در هر مسیری در زمان از سرگیری پرواز‌ها استفاده کند.

    به گفته مصحفی، ارائه حواله خرید به مسافر با قابلیت قابل انتقال به غیر نیز از دیگر راهکار‌های پیشنهادی به شمار می‌رود و در صورت عدم استفاده از حواله مذکور جهت خرید بلیت، در پایان سررسید اعتبار آن مبلغ مذکور نقدا استرداد خواهد شد.

    وی با اشاره اینکه اعتمادسازی بین مشتریان و شرکت‌های هواپیمایی در زمان جنگ یکی از موثرترین اقدامات به منظور حفظ مسافرین پس از جنگ است، معتقد است با این اقدام ضمن عبور از این شرایط رضایت مسافر حاصل شده و این امر به منزله یک نوع بازاریابی است.

    به گفته مصحفی، حفظ و نگهداشت نیروی انسانی شاغل در شرکت‌های هواپیمایی در روز‌های سخت از اهمیت بسیاری برخوردار است و این اقدام به ارزش گذاری به خدمات آنها در گذشته می‌تواند تعبیر شود و آنها را برای اهتمام بیشتر کاری در دوره پسا جنگ که چندان دور هم نیست آماده خواهد کرد.

    وی تاکید کرده در صورت رعایت این موضوع سازمان هواپیمایی کشوری نسبت به اعطای اولویت‌هایی بیشتر متناسب با عملکرد شرکت‌های هواپیمایی از لحاظ مسیر‌های پروازی و مجوز پرواز‌ها اقدام خواهد کرد.