دسته: اقتصادی

  • بی خبری صندوق توسعه ملی از سیاهه‌های نفت!

    بی خبری صندوق توسعه ملی از سیاهه‌های نفت!

    به گزارش اقتصادران، مهدی غضنفری، رییس هیات عامل صندوق توسعه ملی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا درباره ابهامات قفل شدن پول‌های صندوق در تراستی‌‌ها اظهار داشت: صندوق توسعه ملی هیچ رابطه‌ای با تراستی‌ها و فروش نفت و پول نفت ندارد.

    وی ادامه داد: فرایند این گونه است که وقتی ‌نفت توسط تراستی‌ها فروخته می‌شود، پول نفت از طریق تراستی‌ها در اختیار بانک مرکزی قرار می‌گیرد و بانک مرکزی پول نفت را به سه بخش سهم دولت، سهم شرکت ملی نفت و سهم صندوق تقسیم می‌کند،  بنابراین سهم صندوق‌ را به حساب صندوق نزد بانک مرکزی واریز می‌کند به همین دلیل صندوق هیچ ارتباط مستقیمی با تراستی‌ها ندارد.

    رییس هیات عامل صندوق توسعه ملی درباره دیرکرد واریز سهم صندوق به دلیل عدم پرداخت پول نفت از سوی برخی از تراستی‌ها تاکید کرد: اگر تراستی‌ها پول نفت را پس نداده باشند، صندوق مکلف به ورود به این مسأله نیست و آماری از اینکه چه میزان از سهم صندوق توسعه ملی از سوی تراستی‌ها پرداخت نشده نداریم.

    غضنفری گفت: وقتی پول نفت را به حساب صندوق نزد بانک مرکزی واریز می‌کنند به صندوق اعداد و ارقام اعلام می‌شود و از اینکه چقدر پول نفت برنگشته هیچ اطلاعی نداریم و تا زمانی که بانک مرکزی گزارش پرداخت را ارایه ندهد هیچ اطلاعی از میزان عدم پرداخت سهم صندوق از سوی تراستی‌ها اعلام نمی‌شود .

    وی افزود: گزارش فروش نفت که پول آن دریافت شده به صندوق اعلام می‌شود و نه گزارش فروش نفتی که پول آن دریافت نشده است و هیچ اطلاعی از سیاهه‌های نفت نداریم.

  • گروگان‌گیری پشت پیشخوان نانوایی‌ها! / نانینو؛ سامانه‌ای برای تولید نارضایتی؟

    گروگان‌گیری پشت پیشخوان نانوایی‌ها! / نانینو؛ سامانه‌ای برای تولید نارضایتی؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی که دولت با اعلام نرخ‌های جدید نان، سعی داشت به ادعای خود هزینه‌های تولید نانوا را جبران کند، اما آنچه در کف خیابان و پشت پیشخوان نانوایی‌ها می‌گذرد، فرسنگ‌ها با نرخ‌نامه‌های مصوب فاصله دارد.

    نرخ‌های جدید مصوب اتحادیه صنف نانوایان تهران و کلان شهرها  اعلام شد و  نان سنگک سنتی با آرد کامل ۱۱ هزار تومانی، نه یک کالای اساسی، بلکه به نمادی از شکست سیاست‌های نظارتی تبدیل شده است. گزارش های میدانی خبرنگار تابناک نشان می‌دهد که نه‌تنها گرانی قانونی، بلکه تخلفات سیستماتیک و باگ‌های کلافه‌کننده سامانه «نانینو»، سفره‌های مردم را به گروگان گرفته است.

    نرخ‌نامه‌ای که فقط روی کاغذ ماند!

    بر اساس نرخ‌نامه جدید، نان سنگک سنتی ۱۱ هزار تومان و بربری ۶۵۰۰ تومان اعلام شده است، اما کافی است سری به اولین نانوایی محله خود بزنید؛ پیدا کردن نان با این قیمت‌ها شبیه به پیدا کردن سوزن در انبار کاه است! نانوایان با شگرد‌هایی نظیر «کنجد اجباری»، «نان دورو کنجد» عملاً سنگک را به قیمت‌های ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان به مردم می‌فروشند. جالب‌تر اینجاست که قیمت یک عدد نایلون ساده که تا دیروز رایگان یا ناچیز بود، حالا ۵ هزار تومان مصوب شده؛ یعنی نایلونی که قیمتش با ۲.۵ عدد نان لواش برابری می‌کند!

    نانینو؛ سامانه‌ای برای تولید نارضایتی!

    قرار بود سامانه «نانینو» جلوی قاچاق آرد را بگیرد، اما حالا خود به عامل اصلی فساد و آزار مردم تبدیل شده است این درحالی است که نانوایان مدعی‌اند سامانه به دلایل نامعلوم سهمیه آرد آنها را کم می‌کند و برای جبران این خسارت، دست در جیب مردم می‌کنند.

    از سوی دیگر، «کارت کشیدن‌های صوری» و «تراکنش‌های فیک» برای حفظ سهمیه آرد، عملاً آمار و ارقام این سامانه را به کمدی تلخی تبدیل کرده است و نتیجه اینکه نانینو نه‌تنها شفافیت ایجاد نکرد، بلکه با ایجاد محدودیت در تعداد خرید نان، کرامت شهروندان را در صف‌های طولانی زیر سؤال برده است.

    ازسویی دیگر، نانوایی‌ها به بهانه «آرد صنف و صنعت»، نان سنگک را ۲۵ هزار تومان می‌فروشند؛ رقمی که برای یک قرص نان در کشوری با منابع عظیم گندم، چیزی جز فاجعه معیشتی نیست اما نانوایان معتقدند نرخ‌های جدید هم هزینه‌های آب، برق و کارگرشان را پوشش نمی‌دهد و به همین دلیل، به‌صورت خودسرانه قیمت را بالا می‌برند که در این میان، مردم بی‌دفاع مانده‌اند .

    باگ‌های فنی یا راه فرار برای دلالان؟

    البته سامانه نانینو مشکلات دیگری هم دارد برای مثال گاهی کارت‌خوان‌ها قطع می‌شوند و مردم مجبور به پرداخت نقدی با قیمت‌های نجومی می‌شوند، و گاهی تراکنش‌ها ثبت نمی‌شود، اما پول از حساب کسر می‌گردد که این آشفتگی فنی، بهترین فرصت را برای سودجویانی فراهم کرده که آرد یارانه‌ای را به قیمت آزاد می‌فروشند و نان بی‌کیفیت و گران را به دست مردم می‌دهند.

    اعلام نرخ‌های جدید نه‌تنها باعث رضایت نانوایان نشد، بلکه چراغ سبزی برای موج جدیدی از گران‌فروشی‌های خودسرانه بود بنابراین اگر قرار است نان با قیمت آزاد صنف و صنعت ۲۵ هزار تومانی به دست مردم برسد، سوال این است که فلسفه وجودی یارانه‌های میلیاردی و سامانه‌های پرهزینه‌ای مانند نانینو چیست؟ بهتر است دولت پاسخ دهد که چرا هزینه بی‌کفایتی در نظارت و ایرادات فنی یک سامانه، باید از جیب مردمی پرداخت شود که نان، تنها دارایی باقی‌مانده در سفره‌شان است.

  • بازی تورم با سفره و اعصاب ملت

    بازی تورم با سفره و اعصاب ملت

    به گزارش اقتصادران، دیگر کمتر کسی در ایران از «بهتر شدن اوضاع اقتصادی» حرف می‌زند. مردم حالا نه برای خرید خانه و خودرو، بلکه برای حفظ حداقل کیفیت زندگی می‌جنگند؛ برای اینکه بتوانند اجاره بدهند، خرید ماهانه را کامل کنند یا از پس هزینه درمان و آموزش بربیایند. تورم طولانی و فزاینده، کاهش ارزش پول ملی و رشد بی‌وقفه هزینه‌ها، جامعه‌ای ساخته که حتی شاغلان و طبقه متوسط هم مدام احساس سقوط اقتصادی می‌کنند.

    در اقتصاد ایران، فقر دیگر فقط مختص حاشیه‌نشینان یا بیکاران نیست. امروز بسیاری از کسانی که شغل ثابت دارند، هر ماه بیشتر از قبل زیر فشار هزینه‌ها خم می‌شوند. معلم، کارمند، راننده، فروشنده، کارگر و حتی بخشی از متخصصان و صاحبان مشاغل آزاد، حالا تجربه مشترکی دارند؛ اینکه درآمدشان به زندگی نمی‌رسد.

    آنچه جامعه امروز تجربه می‌کند، فقط «گرانی» به معنای کلاسیک آن نیست؛ بلکه نوعی فرسایش تدریجی زندگی است. خانواده‌ها مدام چیزی را حذف می‌کنند؛ اول سفر، بعد تفریح، بعد خرید لباس، بعد گوشت و لبنیات، و در نهایت حتی برخی نیاز‌های درمانی و آموزشی. این حذف‌های مداوم، آرام‌آرام سبک زندگی طبقه متوسط ایرانی را تغییر داده است.

    تورم؛ مهمان دائمی سفره مردم

    در بسیاری از کشور‌ها تورم یک بحران مقطعی است، اما در ایران به بخشی دائمی از زندگی تبدیل شده است. مردم هر روز با قیمت‌های جدید بیدار می‌شوند؛ از نان و برنج گرفته تا اجاره خانه و کرایه تاکسی.

    مشکل فقط بالا رفتن قیمت‌ها نیست؛ سرعت رشد قیمت‌ها از رشد درآمد‌ها بیشتر است. حقوق کارمندان و دستمزد کارگران هر سال افزایش پیدا می‌کند، اما این افزایش معمولاً خیلی زود زیر موج گرانی بی‌اثر می‌شود. برای همین است که بسیاری از مردم می‌گویند «درآمدمان بیشتر شده، اما فقیرتر شده‌ایم.»

    اقتصاددانان معتقدند تورم مزمن باعث می‌شود مردم نتوانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند. وقتی ارزش پول مدام کاهش پیدا می‌کند، پس‌انداز کردن دشوار می‌شود و خانواده‌ها احساس می‌کنند هرچه بیشتر کار می‌کنند، کمتر به نتیجه می‌رسند.

    طبقه متوسط؛ قربانی خاموش اقتصاد ایران

    شاید مهم‌ترین تغییر سال‌های اخیر، ضربه‌ای باشد که به طبقه متوسط وارد شده است. طبقه‌ای که زمانی موتور اصلی مصرف، آموزش، توسعه فرهنگی و امید اجتماعی بود، حالا بیش از هر زمان دیگری تحت فشار قرار دارد.

    خانواده‌هایی که تا چند سال پیش توان خرید قسطی خانه یا خودرو داشتند، امروز بخش عمده درآمدشان را صرف اجاره و خوراک می‌کنند. بسیاری از آنها دیگر توان پس‌انداز ندارند و کوچک‌ترین بحران، مثل بیماری یا بیکاری کوتاه‌مدت، می‌تواند تعادل زندگی‌شان را بر هم بزند.

    نشانه‌های این سقوط را می‌توان همه جا دید؛ افزایش مهاجرت، کاهش ازدواج، افت فرزندآوری، رشد مشاغل دوم و سوم، افزایش خرید‌های قسطی و حتی کاهش مراجعه به پزشک و خدمات درمانی.

    امروز برای بسیاری از مردم، «حفظ وضعیت فعلی» خودش تبدیل به آرزو شده است؛ نه پیشرفت، نه رفاه بیشتر، فقط سقوط نکردن.

    شاغلان فقیر؛ نسلی که فقط کار می‌کند

    یکی از تلخ‌ترین پدیده‌های اقتصاد امروز ایران، گسترش «شاغلان فقیر» است؛ کسانی که کار می‌کنند، اما همچنان زیر خط فشار معیشتی قرار دارند.

    قبلاً تصور می‌شد شغل داشتن می‌تواند امنیت اقتصادی ایجاد کند، اما حالا بسیاری از افراد با وجود کار تمام‌وقت، باز هم برای تأمین هزینه‌های عادی زندگی مشکل دارند. به همین دلیل کار دوم و سوم دیگر استثنا نیست؛ به بخشی عادی از زندگی شهری تبدیل شده است.

    در بسیاری از خانواده‌ها، زن و مرد هر دو کار می‌کنند، اما باز هم دخل و خرج به سختی با هم جور می‌شود. این وضعیت فقط فشار اقتصادی ایجاد نمی‌کند؛ بلکه فرسودگی روانی و خستگی اجتماعی را هم افزایش می‌دهد.

    خوراکی‌ها؛ خط مقدم گرانی

    اگر بخواهیم یک تصویر روشن از فشار اقتصادی بر مردم پیدا کنیم، کافی است به بازار مواد غذایی نگاه کنیم. تورم خوراکی‌ها بیش از هر چیز زندگی اقشار متوسط و ضعیف را تحت تأثیر قرار داده است.

    بسیاری از خانواده‌ها مصرف گوشت قرمز را به حداقل رسانده‌اند. لبنیات، میوه و حتی برخی اقلام ساده غذایی هم برای بخشی از جامعه به کالا‌های «مدیریت‌شده» تبدیل شده‌اند؛ یعنی خریدشان وابسته به زمان دریافت حقوق یا یارانه است.

    کاهش کیفیت تغذیه، یکی از نگران‌کننده‌ترین پیامد‌های تورم غذایی است؛ موضوعی که در بلندمدت می‌تواند تبعات اجتماعی و حتی بهداشتی جدی داشته باشد.

    کالابرگ و یارانه؛ چرا مردم احساس بهبود نمی‌کنند؟

    دولت‌ها معمولاً در دوره‌های تورمی به سراغ سیاست‌های حمایتی مانند یارانه یا کالابرگ می‌روند، اما مسئله اینجاست که وقتی تورم مداوم باشد، ارزش این حمایت‌ها هم خیلی سریع کاهش پیدا می‌کند.

    بسیاری از مردم می‌گویند مبلغ یارانه یا اعتبار کالابرگ در برابر رشد قیمت‌ها ناچیز است و نمی‌تواند تغییر جدی در معیشت ایجاد کند. در واقع مردم هر ماه با این احساس روبه‌رو هستند که هزینه‌ها با سرعتی بیشتر از حمایت‌های دولتی بالا می‌رود.

    اقتصاددانان هم بار‌ها هشدار داده‌اند که بدون کنترل تورم، سیاست‌های حمایتی به تنهایی نمی‌توانند قدرت خرید را احیا کنند.

    بحران فقط اقتصادی نیست؛ بحران امید است

    شاید مهم‌ترین اثر تورم و فشار معیشتی، تغییر روان جامعه باشد. جامعه‌ای که هر روز نگران قیمت دلار، اجاره خانه یا هزینه خرید ماهانه است، به سختی می‌تواند به آینده امیدوار بماند.

    افزایش اضطراب اقتصادی، ناامیدی نسبت به آینده، احساس بی‌ثباتی و رشد میل به مهاجرت، فقط بخشی از نتایج این وضعیت است. بسیاری از جوانان امروز دیگر تصویر روشنی از آینده ندارند؛ نه خرید خانه ممکن به نظر می‌رسد، نه تشکیل خانواده و نه حتی حفظ کیفیت زندگی والدینشان.

    برای همین است که اقتصاددانان می‌گویند بحران امروز ایران فقط بحران پول و تورم نیست؛ بحران فرسایش امید اجتماعی است.

    مردم دیگر دنبال رفاه نیستند؛ دنبال دوام آوردن‌اند

    شاید دقیق‌ترین توصیف وضعیت امروز همین باشد؛ بخش بزرگی از جامعه دیگر به دنبال پیشرفت اقتصادی نیست، بلکه فقط تلاش می‌کند از سقوط بیشتر جلوگیری کند.

    وقتی مردم مدام مجبور به حذف نیاز‌های اولیه می‌شوند، وقتی شغل ثابت هم امنیت نمی‌آورد و وقتی آینده هر روز مبهم‌تر می‌شود، طبیعی است که احساس فقر فقط به جیب محدود نماند و به ذهن و روان جامعه هم سرایت کند.

    اقتصاد ایران حالا در نقطه‌ای ایستاده که مسئله فقط آمار تورم یا رشد اقتصادی نیست؛ مسئله اصلی، کیفیت زندگی مردمی است که هر روز بیشتر از قبل احساس می‌کنند از رؤیای یک زندگی معمولی فاصله گرفته‌اند.

  • بحران طرح‌های عمرانی نیمه‌تمام

    بحران طرح‌های عمرانی نیمه‌تمام

    به گزارش اقتصادران، آمار رسمی مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۳ از وجود ۷۷ هزار پروژه نیمه‌تمام در کشور حکایت داشت که به معنای تعلیق اشتغال مستقیم و غیرمستقیم حدود ۲.۵ میلیون نیروی کار بود پس با تاکید کامل می توان اینطور عنوان کرد که اتمام طرح های نیمه تمام ضمن گشایش در امور، از تداوم خسارت های تحمیل شده ناشی از فرسایشی شدن پروژه ها هم جلوگیری کند.

    به اندازه ۳۰ سال پروژه نیمه‌تمام در کشور وجود دارد

    طرح‌های عمرانی نیمه‌تمام در برهه ای از زمان به اندازه ای فرسایشی می شود که هنوز به اتمام نرسیده دچار مشکل می شوند و با توجه به میزان بودجه به اندازه ۳۰ سال پروژه نیمه‌تمام در کشور وجود دارد.

    افزایش پروژه‌های ساختمانی نیمه‌کاره و رهاشده در پایتخت

    رامین گوران رئیس انجمن انبوه‌سازان مسکن و ساختمان استان تهران با هشدار نسبت به افزایش پروژه‌های ساختمانی نیمه‌کاره و رهاشده در پایتخت، گفت: امروز در شرایطی با کمبود مسکن مواجه هستیم که حجم قابل توجهی از سرمایه، مصالح ساختمانی، انرژی و ظرفیت شهری در پروژه‌هایی قفل شده که سال‌ها بدون تعیین تکلیف رها شده‌اند.

     تهران و چالش‌های عمیق‌تر در حوزه زیست‌پذیری

    گوران تاکید کرد: اگر سیاست‌گذاری‌ها اصلاح نشود و اولویت تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام بر تعریف طرح‌های جدید قرار نگیرد، تهران با چالش‌های عمیق‌تری در حوزه زیست‌پذیری، ترافیک و کیفیت زندگی شهروندان مواجه خواهد شد.

    بلوکه شدن منابع ملی و هدررفت سرمایه

    رئیس انجمن انبوه‌سازان مسکن و ساختمان استان تهران با اشاره به وضعیت نگران‌کننده پروژه‌های ساختمانی نیمه‌کاره در پایتخت اظهار کرد: امروز در سطح تهران با تعداد زیادی ساختمان و پروژه مواجه هستیم که سال‌ها از آغاز عملیات اجرایی آن‌ها می‌گذرد اما به دلایل مختلف نیمه‌تمام رها شده‌اند. این موضوع صرفاً به معنای توقف یک ساختمان نیست؛ بلکه به معنای بلوکه شدن منابع ملی، هدررفت سرمایه، اتلاف انرژی و از بین رفتن ظرفیت‌هایی است که می‌توانستند بخشی از نیاز مسکن کشور را پاسخ دهند.

    وی در پاسخ به این پرسش که آیا دولت برای اتمام پروژه ها و سپس آغاز پروژه جدید دارد؟ افزود: در شرایطی که کشور و به‌ ویژه تهران با کمبود مسکن روبه‌رو است، قابل پذیرش نیست که حجم بزرگی از ظرفیت موجود عملاً بلا استفاده باقی بماند. برای احداث هر پروژه ساختمانی، مصالح ساختمانی، زیرساخت، انرژی، زمان و سرمایه انسانی قابل توجهی مصرف می‌شود. وقتی پروژه‌ای سال‌ها متوقف می‌شود، تنها یک ساختمان متروکه ایجاد نشده بلکه بخشی از سرمایه ملی از چرخه بهره‌وری خارج شده است.

    رئیس انجمن انبوه‌سازان استان تهران با انتقاد از رویکرد توسعه پروژه‌های جدید بدون تعیین تکلیف طرح‌های قبلی گفت: اکنون شاهد هستیم که دولت و برخی دستگاه‌ها به دنبال تعریف پروژه‌های تازه هستند، در حالی که به نظر می‌رسد اولویت اصلی باید تکمیل ظرفیت‌های نیمه‌تمام و احیای طرح‌های رها شده باشد. ما ابتدا باید پروژه‌هایی را که سال‌ها سرمایه کشور در آن‌ها قفل شده تعیین تکلیف کنیم و سپس به سراغ توسعه‌های جدید برویم.

    گوران ادامه داد: در بسیاری از کشورهای دنیا قوانین مشخص و سازوکارهای نظارتی جدی برای پروژه‌های ساختمانی وجود دارد. در این کشورها اجازه داده نمی‌شود یک پروژه برای مدت طولانی بدون پیشرفت باقی بماند. اگر مالک توان یا اراده تکمیل پروژه را نداشته باشد، ابزارهای قانونی برای ورود نهادهای مسئول، تغییر وضعیت پروژه یا حتی سلب اختیار از مالک در نظر گرفته شده است تا منافع عمومی قربانی رکود و رهاشدگی نشود.

    وی با اشاره به ضرورت بازنگری در سیاست‌های مدیریت شهری تصریح کرد: نباید اجازه دهیم ساختمان‌های نیمه‌کاره به بخشی از سیمای دائمی شهر تبدیل شوند. این پروژه‌ها علاوه بر پیامدهای اقتصادی، آثار اجتماعی و شهری گسترده‌ای نیز دارند. بسیاری از این ساختمان‌ها به نقاط ناامن، رها شده و آسیب‌زا در بافت شهری تبدیل می‌شوند و کیفیت زندگی اطراف خود را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

    صدور مجوزهای جدید ساختمانی در نقاط کلیدی و حساس پایتخت

    رئیس انجمن انبوه‌سازان استان تهران همچنین به صدور مجوزهای جدید ساختمانی در برخی مناطق پایتخت اشاره کرد و گفت: در حال حاضر شاهد صدور مجوزهای متعدد ساختمانی هستیم که بخشی از آن‌ها در نقاط کلیدی و حساس شهر قرار دارند. طبیعتاً توسعه و ساخت‌وساز نیاز شهر است و کسی مخالف آن نیست، اما پرسش اینجاست که آیا تمام این پروژه‌ها با در نظر گرفتن ظرفیت‌های زیستی و زیرساختی شهر تعریف می‌شوند؟

    تشدید ترافیک و افزایش آلودگی با شروع برخی پروژه ها

    وی افزود: برخی از این پروژه‌ها ممکن است در آینده نه تنها کمکی به حل مسائل شهری نکنند بلکه موجب تشدید ترافیک، افزایش آلودگی و فشار بیشتر بر زیرساخت‌های شهری شوند. وقتی در کنار این وضعیت، پروژه‌های نیمه‌تمام و رها شده نیز به حال خود باقی می‌مانند، باید نسبت به آینده شهر احساس نگرانی کرد.

    گوران تأکید کرد: تهران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاست‌گذاری مبتنی بر اولویت و نگاه بلندمدت است. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند و نسبت به ساماندهی پروژه‌های رها شده و مدیریت صحیح توسعه شهری اقدام جدی صورت نگیرد، چشم‌انداز زیستی تهران چندان روشن نخواهد بود و ما نسبت به آینده ساکنان این شهر نگرانی جدی داریم.

  • آیا خودروسازان قادر به انجام تعهدات خود در قبال مشتریان خواهند بود؟

    آیا خودروسازان قادر به انجام تعهدات خود در قبال مشتریان خواهند بود؟

    به گزارش اقتصادران، هرچند که بدعهدی خودروسازان موضوع جدیدی برای مشتریان و خریداران نیست اما اتفاقات جنگ تحمیلی سوم و آسیبب به برخی زیرساختهای صنعتی کشور مانند فولاد مبارکه وضعیت را برای صنعت خودرو به شدت بغرنج کرده به طوریکه خودروسازان در شروع سال جدید با افت شدید چند صد درصدی در تولید مواجه هستند و این سؤال مطرح است که آیا در چنین شرایطی خودروسازان قادر به انجام تعهدات خود خواهند بود؟

    نگاهی به آمار تولید سه شرکت بزرگ خودرویی نگرانی ها را در این باره افزایش می دهد؛

    تولید پارس خودرو در فروردین سال گذشته ۴.۰۶۰ دستگاه در فروردین سال امسال ۶۹۰ دستگاه

    تولید سایپا در فروردین سال گذشته ۱۳.۱۷۶ دستگاه در فروردین سال امسال ۱.۴۲۶ دستگاه

    تولید ایران خودرو در فروردین سال گذشته ۲۹.۳۰۱ دستگاه در فروردین سال امسال ۱۳.۷۰۱ دستگاه

    به عبارت روشنتر پارس خودرو در فروردین سال گذشته ۴۸۸ درصد بیش از فروردین ۱۴۰۵ تولید داشت.

    سایپا نیز در پایان فروردین ۱۴۰۴ براساس آمار ۸۲۳ درصد بیش از عملکرد ۱۴۰۵ محصول تولید کرد.

    ایران خودرو هم در فروردین سال قبل ۱۱۴ درصد بیش از فروردین ۱۴۰۵ تولید داشت.

    با این حساب وضعیت عرضه و رفع تعهد خودروسازان در سال جاری در قبال خریداران و ثبت نام کنندگان با تردیدهای جدی روبروست.

  • گردشگری تراز منفی در بانک گردشگری با مدیرعامل بازنشسته!!!

    گردشگری تراز منفی در بانک گردشگری با مدیرعامل بازنشسته!!!

    به گزارش اقتصادران، بانک گردشگری که سال گذشته را بر اساس گزارش عملکرد ماهانه مندرج در سامانه کدال با تراز منفی ۱۶۰ هزار و ۳۸۵ میلیارد ریالی به پایان رسانده بود سال جدید را نیز با ثبت تراز منفی شروع کرد تا به این ترتیب تراز این بانک با مدیرعامل بازنشسته در پایان فروردین ماه سال جاری به منفی ۱۴ هزار و ۴۰۰ میلیارد ریال برسد.

  • جزئیات تسهیلات ویژه بانک صادرات ایران به کسب‌وکارهای آسیب‌دیده در جنگ رمضان

    جزئیات تسهیلات ویژه بانک صادرات ایران به کسب‌وکارهای آسیب‌دیده در جنگ رمضان

    به گزارش اقتصادران به  روابط‌عمومی بانک صادرات ایران، این طرح در راستای تفاهم‌نامه امضا شده بین بانک‌ها و وزارت امور اقتصادی و دارایی اجرا شده است و آن دسته از کسب‌وکارهایی که تحت تاثیر جنگ، چالش‌هایی همچون تامین حقوق کارگران و سرمایه در گردش را تجربه کرده‌اند، پوشش می‌دهد. در حال حاضر بنگاه‌های تولیدی ۲ تا ۵۰ نفره دارای فهرست بیمه، بعد از احراز صلاحیت و تائید مدارک، امکان دریافت اعتبار از بانک صادرات ایران را خواهند داشت.
    بر اساس این تفاهم‌نامه، میزان تسهیلات اعطایی به ازای هر کارگر در مجموع ۴۴ میلیون تومان تعیین شده است، بنابراین ارزش ریالی اعتبار نهایی با توجه به تعداد کارگران هر بنگاه تولیدی، تغییر خواهد کرد. صاحبان کسب‌وکارها حداکثر ۶ ماه فرصت دارند تا تسهیلات دریافت‌شده را در ۲ تا ۴ قسط تسویه کنند.
    نرخ سود این تسهیلات ۲۳ درصد است اما در صورت حفظ تمام نیروها یا افزایش اشتغال در بنگاه تولیدی تا پایان خردادماه سال جاری، به ۱۸ درصد کاهش پیدا خواهد کرد.
    متقاضیان برای بهره‌مندی از این بسته اعتباری ویژه، باید در سامانه جامع کارآفرینی، اشتغال و تولید «کات» ثبت‌نام کنند تا پس از تائید مدارک، در ردیف دریافت تسهیلات قرار بگیرند.
    بانک صادرات ایران پیش از این نیز با هدف کاهش دغدغه‌های مالی شهروندان و بنگاه‌های تولیدی، نسبت به آسان‌شدن بازپرداخت تسهیلات از سوی مشتریان و همچنین حذف جریمه اقساط مربوط به دوره جنگ برای وام‌های قرض‌الحسنه و تسهیلات تا سقف ۷ میلیارد ریال اقدام کرده است.
  • چرا بعضی کشورها ثروتمندند ولی ما نیستیم؟!

    چرا بعضی کشورها ثروتمندند ولی ما نیستیم؟!

    به گزارش اقتصادران، از زمانی که ایرانیان با اروپا‌یی‌ها برخورد نزدیک پیدا کردند، این سؤال مطرح بود که چرا و چگونه آن‌ها پیشرفت کردند و به توسعه رسیدند. در روزگار ما، این سوال نیز مطرح می‌شود که در میان کشورهای توسعه یافته غربی، چه وجه تمایزی موجب رشد و رفاه بیشتر برخی از آن‌ها شده است؟ آیا الگویی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی وجود دارد؟

    پاسخ به این پرسش‌ها را نباید تنها در متغیرهای جغرافیایی یا شانس جست‌وجو کرد، بلکه ریشه اصلی این تفاوت فاحش در مفهومی به نام «آزادی اقتصادی» نهفته است؛ مفهومی که نشان می‌دهد هرچه دست و پای افراد در فعالیت‌های اقتصادی بازتر باشد و دولت کمتر در جزئیات معیشت مردم دخالت کند، موتور تولید ثروت با قدرت بیشتری به حرکت در می‌آید.

    آمارهای جهانی، به‌ویژه گزارش‌هایی که سالانه توسط دو نهاد معتبر بین‌المللی یعنی «مؤسسه فریزر» و «بنیاد هریتیج» منتشر می‌شوند، با دقت میزان باز بودن اقتصادها را اندازه‌گیری می‌کنند. این دو نهاد بر این باورند که آزادی اقتصادی صرفاً یک ایده‌‌ی نظری بر روی کاغذ نیست، بلکه مجموعه‌ای از قواعد است که شامل امنیت مالکیت خصوصی، حاکمیت قانون، آزادی تجارت بین‌المللی، ثبات پولی و محدود بودن اندازه دولت می‌شود.

    وقتی از آزادی اقتصادی حرف می‌زنیم، در واقع از حقی سخن می‌گوییم که به یک شهروند اجازه می‌دهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایه‌گذاری کند، بدون عبور از هفت‌خوان مجوزهای دولتی کسب‌وکار راه بیندازد و بدون محدودیت‌های سنگین تعرفه‌ای، با دنیا داد و ستد کند.

    شاخص‌های کلیدی سنجش آزادی اقتصادی

    سنجش آزادی اقتصادی توسط این دو نهاد بر پایه‌ی معیارهایی دقیق استوار است که در واقع میزان استقلال فرد از دخالت‌های دولت را اندازه می‌‌گیرد.

    مؤسسه فریزر با نگاهی به پنج حوزه کلیدی شامل «اندازه دولت»، «ساختار قانونی و امنیت حقوق مالکیت»، «دسترسی به پول سالم و باثبات»، «آزادی تجارت بین‌المللی» و «مقررات نظارتی بر اعتبار، بازار کار و کسب‌وکار»، عیار آزادی را می‌سنجد، در حالی که بنیاد هریتیج این ارزیابی را در قالب چهار ستون اصلی طبقه‌بندی می‌کند که شامل «حاکمیت قانون» (حقوق مالکیت، اثربخشی قضایی و سلامت دولت)، «اندازه دولت» (بار مالیاتی، مخارج دولتی و سلامت مالی)، «کارایی مقرراتی» (آزادی کسب‌وکار، آزادی کار و آزادی پولی) و در نهایت «بازارهای باز» (آزادی تجارت، سرمایه‌گذاری و مالی) می‌شود. این معیارها در کنار هم نشان می‌دهند که آیا قوانین یک کشور مشوق خلاقیت و مالکیت فردی هستند یا با ایجاد بروکراسی‌های پیچیده، قیمت‌گذاری دستوری و دیوارهای بلند تجاری، راه را بر شکوفایی استعدادها و ثروت‌آفرینی شهروندان بسته‌اند.

    کشورهای صدر جدول

    نگاهی به صدر جدول رتبه‌بندی‌های این دو مؤسسه، واقعیت‌های تکان‌دهنده‌ای را آشکار می‌کند؛ کشورهایی نظیر سنگاپور، سوئیس، ایرلند، تایوان و نیوزیلند همواره در رده‌های نخست قرار دارند و جالب اینجاست که همین کشورها، بالاترین سطح درآمد سرانه و کیفیت زندگی را برای شهروندان خود فراهم کرده‌اند.

    در مقابل، کشورهایی که در انتهای این فهرست قرار می‌گیرند، با پدیده‌هایی چون تورم افسارگسیخته، نرخ بیکاری بالا و فقر عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در این میان، بر اساس آخرین گزارش‌های بنیاد هریتیج و مؤسسه فریزر، ایران در جایگاه‌های بسیار پایینی -در میان ۲۰ کشور انتهای جدول از نظر آزادی اقتصادی- قرار دارد.

    این رتبه ضعیف که محصول مداخلات گسترده دولتی، اقتصاد دستوری، قیمت‌گذاری دولتی و مقررات و موانع بزرگ بر سر راه تجارت آزاد است، خود را در رقم درآمد سرانه ایرانیان نشان می‌دهد که با پتانسیل‌های واقعی کشور فرسنگ‌ها فاصله دارد. درآمد سرانه ایران در سال‌های اخیر، چه با نرخ دلار رسمی و چه بر اساس قدرت خرید، نشان‌دهنده یک کاهش قدرت خرید جدی برای طبقه متوسط و فرودست است که به طور مستقیم با بسته بودن فضای اقتصادی پیوند دارد.

    همیشه پای دولت در میان است

    استدلال اصلی در اینجا ساده اما متکی به علم اقتصاد است: وقتی دولت به جای داور، نقش بازیکن را ایفا می‌کند و با ایجاد شرکت‌های دولتی بزرگ و انحصارهای گوناگون، فضا را برای بخش خصوصی تنگ می‌کند، خلاقیت کشته می‌شود. در کشورهای آزاد، قیمت‌ها بر اساس عرضه و تقاضا در بازار تعیین می‌شوند و این قیمت‌ها مانند علائمی هستند که به تولیدکننده می‌گویند چه چیزی تولید کند و مردم به چه چیزی نیاز دارند، اما در اقتصادی مثل ایران که با پدیده قیمت‌گذاری دستوری روبروست، این علائم کور می‌شوند و در نتیجه منابع کشور به جای تولید ثروت، هدر می‌روند.

    بنیاد هریتیج در شاخص‌های خود تأکید می‌کند که «حاکمیت قانون» ستون فقرات رفاه است؛ یعنی اگر یک کارآفرین بداند که دادگاه‌ها مستقل هستند و هیچ‌کس نمی‌تواند به زور دارایی او را تصاحب کند، او با تمام توان فعالیت می‌کند، اما در کشورهای با رتبه پایین آزادی، بی‌ثباتی قوانین و نفوذ گروه‌های خاص، امنیت سرمایه‌گذاری را از بین می‌برد.

    از سوی دیگر، مؤسسه فریزر بر موضوع «آزادی تجارت بین‌المللی» پافشاری می‌کند؛ داده‌های این مؤسسه ثابت می‌کند کشورهایی که با دنیا تعامل دارند و دیوارهای بلندی به دور خود نکشیده‌اند، از تکنولوژی‌های روز بهره‌مند شده و کالاهای ارزان‌تر و باکیفیت‌تری در اختیار مردمشان قرار می‌دهند.

    تفاوت زندگی یک شهروند در سنگاپور با درآمد سرانه بالای ۸۰ هزار دلار و یک شهروند در کشورهای تحت کنترل شدید دولتی، در حقیقت تفاوت میان انتخاب و اجبار است. در جوامع آزاد، ثروت از طریق رقابت و جلب رضایت مشتری به دست می‌آید، اما در جوامع غیرآزاد، ثروت از طریق نزدیکی به کانون‌های قدرت و رانت‌خواری توزیع می‌شود.

    بنابراین، فقر در ایران یا کشورهای مشابه، نه یک تقدیر جغرافیایی، بلکه یک معلول اقتصادی است که ریشه در ساختارهای بسته دارد. زمانی که نرخ تورم به دلیل بی‌انضباطی مالی دولت و چاپ پول بالا می‌رود، در واقع دستبرد به جیب مردمی است که اجازه ندارند دارایی‌های خود را در یک بستر پایدار حفظ کنند.

    در کشورهای صدر جدول هریتیج، بانک مرکزی مستقل و انضباط مالی باعث شده تا تورم مفهومی غریب باشد و مردم بتوانند برای چند سال آینده زندگی خود برنامه‌ریزی کنند، اما در ایران، نبود آزادی اقتصادی باعث شده تا تمام توان ذهنی مردم به جای نوآوری، صرف تلاش برای حفظ ارزش پولشان در برابر سقوط ریال شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که آزادی اقتصادی به رفاه گره می‌خورد؛ رفاه فقط داشتن پول زیاد نیست، بلکه داشتن امنیت روانی و امکان پیش‌بینی آینده و بهره بردن از پس انداز و سرمایه‌گذاری است که تنها در سایه بازارهای آزاد محقق می‌شود.

    رفاه میوه‌ای است که تنها بر درخت آزادی می‌روید

    اگر به تجربه‌های موفق جهانی نگاه کنیم، می‌بینیم که حتی کشورهایی که زمانی فقیر بودند، به محض اینکه زنجیرهای دولتی را از پای اقتصاد گشودند، با جهش خیره‌کننده درآمد سرانه روبرو شدند.

    این درس بزرگی است که نشان می‌دهد راه نجات سفره‌های مردم، نه در یارانه‌های مستقیم و صدقه دولتی، بلکه در بازگرداندن حق انتخاب اقتصادی به خود مردم و محدود کردن دخالت‌های سلیقه‌ای دولت است.

    تا زمانی که رتبه ایران در شاخص‌های بین‌المللی آزادی اقتصادی بهبود نیابد و ما از انتهای جدول فریزر و هریتیج فاصله نگیریم، انتظار معجزه برای افزایش سطح رفاه و درآمد سرانه، انتظاری غیرواقع‌بینانه خواهد بود؛ چرا که رفاه میوه‌ای است که تنها بر درخت آزادی می‌روید. به تعبیری، رفاه و رشد اقتصادی، سرریزهای آزادی هستند.