دسته: اقتصادی

  • آزادی مادر دو کودک با کمک فرزندان شاهد بانک صادرات ایران

    آزادی مادر دو کودک با کمک فرزندان شاهد بانک صادرات ایران

    به گزارش اقتصادران به نقل از روابط‌عمومی بانک صادرات ایران، این افراد به دلیل داشتن کمتر از ۹۰ میلیون تومان بدهی به زندان افتاده بودند و در بین‌شان مادر دو کودک خردسال نیز وجود داشت که بعد از جمع‌آوری مبلغ مورد نیاز و طی هماهنگی با ستاد دیه استان فارس، به کانون گرم خانواده خود بازگشتند.

    گروه فرزندان شاهد بانک صادرات ایران در سال ۱۳۹۸ با هدف حمایت از اقشار نیازمند شکل گرفت و اکنون بیش از ۶۰۰ عضو از شهرهای مختلف دارد. آزادی ۱۲ زندانی در استان‌های فارس و کرمان، توزیع بسته‌های معیشتی بین خانوارهای کم‌برخوردار در مناطق حاشیه‌ای مشهد، تهیه لوازم‌التحریر برای دانش‌آموزان نیازمند، اعطای کمک‌های نقدی به افراد مستمند در حوزه‌های درمان، رفع بیکاری و … از جمله اقدامات خیرخواهانه این گروه طی سال‌های اخیر بوده است.

  • لطمه محاصره دریایی و قطع اینترنت به «صنعت خودرو»

    لطمه محاصره دریایی و قطع اینترنت به «صنعت خودرو»

    به گزارش اقتصادران، صنعت و بازار خودرو در ایران سال‌هاست که با بحران‌های ساختاری، انحصار، نوسانات ارزی و تحریم دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما آنچه این روز‌ها بر سر این صنعت همیشه رنجور می‌آید، فراتر از تکانه‌های سنتی اقتصاد است. تلاقی دو ابربحران قطع اینترنت بین‌الملل و محاصره دریایی که فرآیند واردات را تحت الشعاع قرار می‌دهد، بازار خودرو و به تبع آن سایر صنایع وابسته را در یک وضعیت اضطراری و بی‌سابقه قرار داده است.

    در حالی که پیش از این تصور می‌شد قطع اینترنت تنها به کسب‌وکار‌های آنلاین و اقتصاد دیجیتال صدمه می‌زند، گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند که ترکش‌های این انسداد ارتباطی، به مغز متفکر خودرو‌های مدرن وارداتی اصابت کرده است. از سوی دیگر، انسداد مرز‌های آبی و تنگنای شدید در بنادر، در حال خشکاندن ریشه‌های زنجیره تأمین قطعات است؛ وضعیتی که خروجی آن چیزی جز تعطیلی خطوط تولید، جولان مافیای بازار سیاه و قیمت‌های نجومی در بازار آزاد نخواهد بود.

    شوک دیجیتال به خودرو‌های مدرن

    خودرو‌های نسل جدید، برخلاف مدل‌های قدیمی و مکانیکی چند دهه پیش، بیش از آنکه وابسته به پیچ و مهره باشند، بر پایه کد‌های نرم‌افزاری و سیستم‌های هوشمند آنلاین کار می‌کنند. گزارش اخیر رسانه‌ها و هشدار‌های صریح فعالان این حوزه، از جمله مهدی دادفر دبیر انجمن واردکنندگان خودرو، پرده از یک واقعیت مهم برداشته است: قطع یا اختلال شدید در اینترنت بین‌الملل، فرآیند عیب‌یابی و تعمیر خودرو‌های جدید وارداتی را عملاً قفل کرده است.

    امروز دستگاه‌های تخصصی «دیاگ» و تجهیزات عیب‌یابی تعمیرگاه‌ها و نمایندگی‌ها برای تشخیص کوچک‌ترین ایراد‌های فنی، نیازمند اتصال مستقیم به سرور‌های مادر کمپانی‌های سازنده در خارج از کشور هستند. بدون این اتصال، این دستگاه‌ها چیزی جز یک مشت آهن‌پاره و مانیتور خاموش نیستند. به دلیل عدم دسترسی به داده‌های فنی آنلاین و عدم امکان به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری، بسیاری از خودرو‌های وارداتی جدید به دلیل یک نقص ساده نرم‌افزاری یا خطای سنسور، در تعمیرگاه‌ها زمین‌گیر شده‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند اگر این وضعیت تداوم یابد، به‌زودی خیابان‌های کشور شاهد موجی از خودرو‌های لوکس و مدرن، اما خراب و غیرقابل استفاده خواهد بود؛ خودرو‌هایی که به دلیل قطع ارتباط با جهان، دچار «مرگ مغزی» شده‌اند.

    محاصره دریایی و انسداد شاهرگ واردات قطعه

    بحران خودرو، اما به قطعی اینترنت محدود نمی‌شود. لایه دوم و بسیار هولناک‌تر، به وضعیت بنادر و مرز‌های آبی کشور بازمی‌گردد. با توجه به شرایط خاص جنگی و التهابات منطقه، مشخصا به خاطر محاصره دریایی از سوی آمریکا، روند ورود کالا به کشور با یک کندی و توقف خطرناک رو‌به‌رو شده است.

    بخش عمده‌ای از قطعات یدکی خودرو‌های داخلی (که از آنها به عنوان خودروی ملی یاد می‌شود، اما قطعات کلیدی‌شان وابسته به شرق آسیاست) و همچنین قطعات خودرو‌های مونتاژی و وارداتی، از طریق مسیر‌های دریایی وارد کشور می‌شدند. اکنون با بسته شدن یا پرخطر شدن این مسیرها، کشتی‌های تجاری یا امکان پهلوگیری ندارند و یا هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی به قدری افزایش یافته که ترخیص کالا را غیراقتصادی کرده است. این وضعیت نه تنها صنعت خودرو، بلکه سایر صنایع مادر و تولیدی کشور را که وابستگی شدیدی به مواد اولیه و قطعات واسطه‌ای خارجی دارند، با تهدید «توقف تولید» مواجه ساخته است.

    رونق بازار سیاه

    وقتی کانال‌های رسمی واردات به دلیل محاصره دریایی مسدود می‌شوند و از طرفی نیاز بازار به قطعات یدکی جدی است، اقتصاد به سمت یک مسیر انحرافی و خطرناک یعنی بازار آزاد بی‌ضابطه یا همان بازار سیاه هدایت می‌شود.

    در شرایط کنونی، قطعات یدکی حیاتی و لوازم مصرفی خودرو‌ها در نمایندگی‌های رسمی نایاب شده‌اند. این نایابی، فضا را برای دلالان و قاچاقچیان قطعه باز کرده است. قطعاتی که باید از مسیر‌های قانونی و با قیمت مصوب به دست مصرف‌کننده برسند، اکنون از طریق مسیر‌های زیرزمینی و با عبور از هفت‌خوان قاچاق، با قیمت‌هایی نجومی و بر اساس نرخ‌های تخیلی دلار در بازار آزاد عرضه می‌شوند. یک قطعه ساده الکترونیکی یا یک سنسور حیاتی موتور که تا پیش از این با قیمت‌های منطقی در دسترس بود، امروز به کالایی دست نیافتنی تبدیل شده که مالک خودرو برای خرید آن باید هزینه‌ای گزاف بپردازد. این وضعیت، فشار مضاعفی را بر اقشار متوسط و ضعیف جامعه که خودرو وسیله امرار معاش یا ابزار اصلی زندگی‌شان است، وارد می‌آورد.

    از کاهش ایمنی تا زمین‌گیر شدن حمل‌ونقل عمومی

    یکی از زوایای پنهان و بسیار خطرناک قحطی قطعه و مشکلات نرم‌افزاری، افت شدید ایمنی تردد در جاده‌های کشور است. وقتی راننده یک خودروی وارداتی یا حتی داخلی به دلیل نبود قطعه اصلی یا عدم امکان عیب‌یابی نرم‌افزاری، مجبور می‌شود با قطعات غیراستاندارد، تقلبی یا سیستم تعلیق و ترمز معیوب به حرکت خود ادامه دهد، نرخ تصادفات و تلفات جاده‌ای به شکل تصاعدی بالا می‌رود.

    علاوه بر خودرو‌های شخصی، این بحران به‌سرعت به ناوگان حمل‌ونقل عمومی، اتوبوس‌های بین‌شهری، کامیون‌های ترانزیت و کشنده‌ها نیز سرایت خواهد کرد. ناوگان سنگین کشور همین حالا هم فرسوده است و اگر تأمین قطعات یدکی سنگین به دلیل محاصره دریایی متوقف شود، شریان‌های حمل‌ونقل بار و مسافر در کشور دچار فلج ناگهانی خواهند شد؛ اتفاقی که اثرات دومینویی بر تأمین مواد غذایی و کالا‌های اساسی در سراسر کشور خواهد داشت.

    دود سیاست‌های انقباضی در چشم بخش خصوصی و اشتغال

    نگاهی به ریشه‌های این بحران نشان می‌دهد که تصمیم‌گیران کلان در مواجهه با تنش‌ها، معمولاً راحت‌ترین و در عین حال آسیب‌زاترین راه‌حل‌ها را انتخاب می‌کنند. قطع اینترنت بین‌الملل با بهانه امنیت یا کنترل فضا، عملاً به معنای شلیک به پای اقتصاد ملی و بخش خصوصی است. نمایندگی‌های رسمی خودرو و شرکت‌های بخش خصوصی که با سرمایه‌گذاری‌های کلان اقدام به واردات یا مونتاژ خودرو کرده‌اند، اکنون پاسخگوی مشتریانی هستند که خودروهایشان در تعمیرگاه‌ها خاک می‌خورد.

    عدم امکان ارائه خدمات پس از فروش، این شرکت‌ها را در آستانه ورشکستگی قرار داده است. با تعطیلی نمایندگی‌ها و خوابیدن خطوط تولید به دلیل نبود قطعه، موج جدیدی از تعدیل نیرو و بیکاری کارگران و تکنسین‌های فنی در راه خواهد بود؛ هزینه‌ای سنگین که جامعه در شرایط تورمی کنونی، توان تحمل آن را ندارد.

    چرا هیچ کمپانی معتبری پشت خودرو‌های ما نیست؟

    یکی از تحلیل‌های کلیدی در این میان، انزوای ساختاری صنعت خودروی ایران است. همان‌طور که کارشناسانی، چون امیرحسن کاکایی اشاره کرده‌اند، حقیقت تلخ این است که به دلیل سال‌ها تحریم و سیاست‌های غلط، هیچ کمپانی معتبر جهانی به صورت مستقیم و با تعهد حقوقی پشتیبان خودرو‌های موجود در بازار ایران نیست. واردات خودرو در سال‌های اخیر عموماً از طریق واسطه‌ها، شرکت‌های درجه دوم چینی یا کانال‌های فرعی صورت گرفته است.

    در چنین ساختار لرزان و بی‌ثباتی، به محض اینکه اینترنت قطع می‌شود یا یک محاصره دریایی شکل می‌گیرد، دسترسی به شرکت مادر قطع شده و هیچ گزینه‌ای برای دور زدن این مشکل وجود ندارد. اگر ما کانال‌های رسمی و قرارداد‌های جوینت‌ونچر (سرمایه‌گذاری مشترک) معتبر با غول‌های خودروسازی جهان داشتیم، سرور‌های محلی، خطوط پشتیبان اختصاصی و انبار‌های استراتژیک قطعات در داخل کشور تعبیه می‌شد تا در روز‌های بحران، کشور این‌گونه خلع سلاح نشود.

    ضرورت بازگشت به عقلانیت اقتصادی و دیپلماتیک

    بحران کنونی صنعت خودرو، آیینه‌ای تمام‌نما از وضعیت کلی اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که نشان داده تاب‌آوری آن در برابر تصمیمات ضربتی مانند قطع ارتباط با جهان و تنش‌های ژئوپلیتیکی مرز‌های آبی، به شدت پایین است. حاشیه سود صنایع ملی در مواجهه با تورم و پیوند‌های گسسته بین‌المللی در حال ذوب شدن است.

    نمی‌توان مدعی توسعه صنعتی و ورود خودرو‌های روز جهان به کشور بود، اما هم‌زمان شاهرگ ارتباطی آنها (اینترنت بین‌الملل) را قطع کرد و مسیر‌های ترانزیت دریایی را به مخاطره انداخت. برای نجات صنعت خودرو، زنجیره تأمین قطعات سایر صنایع و در نهایت حفظ آرامش روانی و مالی مردم، گام اول باز کردن گره‌های ارتباطی و پایان دادن به خودتحریمی‌های دیجیتال است. در گام دوم نیز، بازگشت به یک دیپلماسی اقتصادی فعال برای تنش‌زدایی و باز نگه داشتن مرز‌های تجاری، تنها راه برون‌رفت از این شرایط رو به وخامت است؛ در غیر این صورت، ایست قلبی بازار خودرو و به دنبال آن زنجیره تولید کشور، گزینه‌ای دور از ذهن نخواهد بود.

  • واردات مواد اولیه پلیمری آزاد شد

    واردات مواد اولیه پلیمری آزاد شد

    به گزارش اقتصادران، از گمرک، نرگس باقری زمردی، مدیرکل دفتر مقررات صادرات و واردات وزارت صنعت، معدن و تجارت، در مکاتبه‌ای با مدیرکل واردات گمرک ایران، امکان واردات برخی مواد اولیه مرتبط با حوزه پتروشیمی و پلیمری از طریق رویه‌های ملوانی و کولبری را ابلاغ کرد.

    ایلنا نوشت: بر اساس این مکاتبه، فهرستی از اقلام مجاز برای واردات از طریق رویه‌های مذکور تعریف و به دستگاه‌های اجرایی ذی‌ربط اعلام شده است. هدف از این اقدام، تسهیل تامین مواد اولیه مورد نیاز واحدهای تولیدی و کمک به استمرار فعالیت صنایع پایین‌دستی پتروشیمی و پلیمری عنوان شده است.

    طبق اعلام دفتر مقررات صادرات و واردات، واردات این اقلام صرفاً در چارچوب فهرست تعیین‌شده و با رعایت ضوابط و مقررات مربوط به رویه‌های ملوانی و کولبری امکان‌پذیر خواهد بود و گمرکات اجرایی موظف به اعمال کنترل‌های لازم در فرآیند ثبت و ترخیص کالا هستند.

    این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که بخشی از واحدهای تولیدی فعال در صنایع پتروشیمی و پلیمری طی ماه‌های اخیر با محدودیت در تامین برخی مواد اولیه مواجه بوده‌اند و فعالان صنعتی خواستار تسهیل در فرآیند واردات مواد مورد نیاز تولید شده بودند.

  • شوک جنگ به بازار لوازم یدکی خودرو

    شوک جنگ به بازار لوازم یدکی خودرو

    به گزارش اقتصادران، سید احمد حسینی در یک سال گذشته و همزمان با افزایش فزاینده قیمت خودرو، تامین خودرو به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های خانوار‌ها تبدیل شده است. با این حال، نگرانی‌ها دیگر تنها به خرید خودرو محدود نمی‌شود و موج اخیر افزایش قیمت‌ها به بازار خدمات و هزینه‌های نگهداری خودرو نیز رسیده است.

    سید احمد حسینی گفت: با توجه به پیش‌بینی‌های لازم که انجام شده بود، در حال حاضر کمبود خاصی در سطح بازار لوازم یدکی مشاهده نمی‌شود.

    وی ادامه داد: با این حال، مشکلی که وجود دارد این است که بخش عمده‌ای از تبادلات حمل‌ونقلی کالا‌ها و مواد اولیه از طریق کشور امارات انجام می‌شد و با توجه به همراهی و همسویی این کشور با کشور‌های متخاصم، این روابط دچار اختلال شده است. بنابراین، برای واردات کالا، قطعات خارجی و مواد اولیه‌ای که از خارج وارد کشور می‌شد، باید مبادی ورودی جایگزین در نظر گرفته شود.

    حسینی تصریح کرد: با توجه به اینکه همچنان شرایط آتش‌بس ناپایدار است، فشار روانی بر تمامی حوزه‌ها وجود دارد و بازار قطعات نیز از این موضوع مستثنا نیست. در حوزه قیمت قطعات نیز باید با صراحت گفت که تاکنون بحران‌های ناشی از جنگ تحمیلی اثری بر قیمت قطعات یدکی نگذاشته است. افزایش قیمت‌های فعلی بیشتر از تورم سالیانه، افزایش دستمزدها، رشد هزینه‌های حمل و نقل، افزایش تعرفه‌های گمرکی، عوارض دولتی و سایر هزینه‌های جانبی ناشی می‌شود.

    وی افزود: با توجه به بی‌ثباتی موجود در بازار، میزان خرید و فروش قطعات به حداقل رسیده است. از یک سو مصرف‌کنندگان با چالش مواجه شده و نیاز‌های خود را به حداقل ممکن محدود کرده‌اند و از سوی دیگر، فعالان شبکه توزیع نیز خرید خود از واردکنندگان و تولیدکنندگان را به حداقل رسانده‌اند تا صرفاً موجودی لازم برای عرضه کالا حفظ شود.

    حسینی تشریح کرد: این رکود که طی دو تا سه سال گذشته نیز بر بازار حاکم بوده، موجب شده بسیاری از فعالان صنفی برای انجام تعهدات مالی خود، کالا‌ها را با حداقل سود و حتی در برخی موارد با قیمت تمام‌شده عرضه کنند. همچنین فعالان این صنف تلاش کرده‌اند در شرایط بحرانی کشور، همراه مردم و مسئولان باشند و مسئولیت‌های خود را انجام دهند.

    وی ادامه داد: در مجموع اگر امروز افزایش قیمتی در حوزه قطعات یدکی مشاهده می‌شود، این افزایش صرفاً در چارچوب تورم سالیانه و هزینه‌های جاری است و هنوز آثار مستقیم بحران‌های جنگی بر بازار قطعات نمایان نشده است. قیمت برخی قطعات یدکی به‌طور میانگین بین ۲۰ تا ۳۵ درصد افزایش یافته است، هرچند میزان این افزایش در انواع مختلف قطعات یکسان نبوده است.

    سید احمد حسینی اظهار کرد: آنچه برخی مدیران در رسانه‌ها مطرح می‌کنند، با واقعیت‌های موجود در میدان عمل فرسنگ‌ها فاصله دارد. نمونه این تناقضات چه در حوزه ترخیص کالا از گمرکات و چه در زمینه هزینه‌هایی که به تولیدکنندگان و بازرگانان تحمیل می‌شود، قابل مشاهده است.

    حسینی عنوان کرد: برای مثال تعرفه‌های گمرکی نسبت به سال گذشته تقریباً ۲ برابر شده، هزینه‌های انبارداری در گمرکات نیز ۲ برابر شده، هزینه حمل‌ونقل هر کانتینر بین هشت تا ده برابر شده و هزینه‌های حقوق و دستمزد نیز حدود ۶۰ درصد رشد داشته است. همچنین عوارض سالیانه، عوارض دولتی و هزینه حامل‌های انرژی نیز بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته‌اند.

  • قیمت «تخم‌مرغ» شکست!

    قیمت «تخم‌مرغ» شکست!

    به گزارش اقتصادران، بازار تخم‌مرغ که در روزهای گذشته با جهش‌های ناگهانی، شوک عجیبی به سبد خرید خانوار وارد کرده بود، حالا نشانه‌های جدی از عقب‌نشینی و ثبات را بروز می‌دهد. پس از آنکه قیمت هر شانه ۳۰ عددی در برخی مناطق سقف خیالی ۶۰۰ هزار تومان را لمس کرد، بررسی‌های میدانی خبرنگار تابناک حکایت از بازگشت قیمت‌ها به کانال ۴۰۰ هزار تومان دارد.

    دولت برای مقابله با التهاب بازار، اهرم واردات را مجددا فعال کرده است.  محمدرضا اصغری، رئیس جهاد کشاورزی آذربایجان غربی، از ورود نخستین محموله شامل ۳ هزار کارتن تخم‌مرغ از مرزهای این استان خبر داد و اعلام کرد: این محموله که تحت مدیریت تعاون روستایی توزیع خواهد شد و قرار است مستقیماً نقاط کور عرضه و مناطق دارای کمبود را هدف قرار دهد تا حباب قیمت‌ها بیش از پیش تخلیه شود.

    ازسویی دیگر، بخش تولید نیز سیگنال‌های مثبتی به بازار مخابره می‌کند به طوری که آمارهای اتحادیه مرغداران نشان می‌دهد که میزان جوجه‌ریزی در اردیبهشت‌ماه رشد ۲۰ درصدی نسبت به فروردین داشته است و این عدد به معنای ورود حجم انبوهی از تولیدات داخلی به بازار در خرداد و تیرماه است؛ مشروط بر اینکه زنجیره تأمین نهاده‌ها با اختلال مواجه نشود، می‌توان انتظار داشت که عرضه بر تقاضا پیشی بگیرد.

    البته با ورود به فصل گرما، تقاضا برای تخم‌مرغ به‌طور سنتی کاهش می‌یابد که این افت مصرف در کنار افزایش عرضه، فشار را از روی قیمت‌ها برداشته است به طوری که قیمت هر شانه در میادین میوه و تره‌بار روی عدد ۴۵۰ هزار تومان تثبیت شده و در بازار آزاد نیز بسته به کیفیت، بین ۴۲۰ تا ۵۰۰ هزار تومان معامله می‌شود.

    اگرچه همزمانی کاهش فصلی مصرف، رشد جوجه‌ریزی و آغاز واردات روزهای آرام تری را مخابره کنند اما نباید غافل شد که قیمت‌ها در بازار آزاد هنوز فاصله معناداری با میادین دارند؛ این نشان‌دهنده لزوم نظارت دقیق‌تر بر خرده‌فروشی‌هاست ضمن اینکه پایداری تولید داخلی مستقیماً به تأمین ارز و نهاده‌های دامی گره خورده است.

    به نظر می‌رسد روزهای بحرانی و قیمت‌های ۶۰۰ هزار تومانی به پایان رسیده است و با مدیریت هوشمندانه توزیع محموله‌های وارداتی و پیوستن تولیدات جدید به چرخه عرضه، می‌توان امیدوار بود که تخم‌مرغ در ماه‌های پیش رو، از لیست کالاهای «پرحاشیه» خارج شده و به ساحل آرامش برسد.

  • مستمری‌بگیران قربانی بی‌مسئولیتی مدیران!

    مستمری‌بگیران قربانی بی‌مسئولیتی مدیران!

    به گزارش اقتصادران، مشکل خدمات ضعیف بیمه تکمیلی به ویژه برای صدها هزار نفر ازکارافتادگان بازنشسته تامین اجتماعی، به معضلی جدی بدل شده است. این گروه از بازنشستگان که کف‌بگیر هستند و گاه زیر مبلغ کف مستمری می‌گیرند و هزینه درمان بالایی دارند، در تماس‌های خود، از وضعیت غیرقابل تحمل معیشتی خود شکایت دارند.

    در این ارتباط،  رضا.م (بازنشسته از کار افتاده سازمان تامین اجتماعی) در تماسی با ایلنا اعلام کرد: بنده حدود هفت سال است که از کار افتاده هستم و با سابقه ۱۵ سال بازنشسته شدم. حقوق بازنشستگی ما کماکان همان ۱۵ میلیون تومان سال گذشته است، اما از پس هزینه‌های درمان خودم که ماهانه ۱۰ میلیون تومان است، بر نمی‌آیم. در واقع وقتی پول درمان را ماهیانه می‌دهم، چیزی در هفته دوم ماه برایم باقی نمی‌ماند و با کمک فامیل و آشنایان و با خجالت بسیار، به زحمت زندگی می‌کنم.

    این مستمری‌بگیر از کارافتاده می‌گوید: من مشکل حاد کلیه دارم و باید آزمایشات مختلف برای این بیماری حاد انجام بدهم؛ هزینه درمان بنده طی یکسال گذشته به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. این درحالی است که بیمه تکمیلی طلایی بنده در طی این سال‌ها به هیچ وجه مبالغ هزینه‌های پرداخت شده و صورت‌حساب‌های درمانی  را پرداخت نکرده است.

    وی ادامه داد: وقتی به شعبات بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ مراجعه می‌کنیم، این شعبات از ماه آبان تا امروز پشت هم اعلام می‌کنند که سازمان تامین اجتماعی مبالغ حق بیمه را به ما پرداخت نکرده و ما نمی‌توانیم خدماتی ارائه دهیم. از طرف دیگر، برخی  مراکز درمانی و دارویی نیز می‌گویند دیگر بیمه تکمیلی آتیه سازان را قبول نداریم و همکاری نمی‌کنند و تقریباً همه نرخ‌ها را آزاد حساب می‌کنند.

    این مستمری‌بگیر بیمار افزود: عدم پرداخت مطالبات ما بابت اسناد درمانی از سوی شرکت بیمه تکمیلی در حالی است که از آذرماه، هر ماه مبلغ یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان بابت بیمه تکمیلی از حقوق‌مان کسر می‌کنند و بابت آن هیچ خدماتی ارائه نمی‌دهند.

    او افزود: مسئولان می‌گویند علت این موضوع این است که سازمان تامین اجتماعی به آتیه سازان پول نمی‌دهد و علت بی‌پولی تامین اجتماعی نیز این است که دولت بدهی خود را به تامین اجتماعی نمی‌دهد. این بهانه‌ها برای ما قابل قبول نیست. اگر نمی‌توانند خدمات بدهند، حداقل مبلغی از حقوق ما بابت بیمه تکمیلی کسر نکنند و اگر باید کسر کنند و نمی‌توانند پول تامین اجتماعی را از دولت بگیرند، مدیرعامل این سازمان اعلام ناتوانی کند و استعفا دهند!

    رضا، ازکارافتاده با بیماری حاد کلیه در پایان گفت: چرا بار بی‌مسئولیت‌ها و ناتوانی مالی صندوق و بیمه‌گر، بر دوش منِ کارگرِ ازکارافتاده افتاده است؟ من ماهانه ۱۰ میلیون تومان هزینه درمان دارم و فقط پانزده میلیون تومان حقوق می‌گیرم. از کجا بیاورم؟ چطور این هزینه‌ها را تامین کنم؟

  • چرا بورس نریخت؟!

    چرا بورس نریخت؟!

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که طی هفته‌های گذشته اغلب کارشناسان از احتمال شکل‌گیری صف‌های فروش سنگین در نخستین روز معاملاتی سخن می‌گفتند، بازار سهام برخلاف انتظارات ظاهر شد و نه تنها در بسیاری از نمادها از شدت عرضه‌ها کاسته شد، حتی بخشی از بازار با موج تقاضا و صف خرید همراه شد

    به گزارش دنیای اقتصاد، کارشناسان معتقدند رشد انتظارات تورمی طی ماه‌هایی که بازار تعطیل بوده است، یکی از مهم‌ترین عواملی بود که مانع از شکل‌گیری موج سنگین عرضه شد.  در واقع، بسیاری از سهامداران با مقایسه قیمت فعلی دارایی‌ها و جهش نرخ ارز، به این جمع‌بندی رسیدند که قیمت سهام هنوز خود را با متغیرهای جدید اقتصادی تطبیق نداده است.

    بررسی ارزش دلاری بازار برای مقایسه بهتر نیز همین پیام را دربردارد. ارزش بازار سهام در اولین روز بازگشایی به زیر ۷۰میلیارد دلار سقوط کرد تا در کف ۷سال اخیر خود قرار بگیرد.

    بورس در حالی وارد دوره توقف طولانی‌مدت شد که نرخ ارز در سطوح پایین‌تری قرار داشت و بسیاری از سهام بر مبنای همان قیمت‌ها معامله می‌شدند. اما طی دو ماه و نیم اخیر و همزمان با جهش نرخ دلار و افزایش انتظارات تورمی، نگاه بخشی از فعالان بازار نسبت به ارزش سهام تغییر کرده است.

    به باور کارشناسان، همین رشد نرخ ارز باعث شد بسیاری از سهامداران ترجیح دهند به جای خروج از بازار در معاملات روز سه‌شنبه، دارایی خود را حفظ کنند. رفتار معامله‌گران نشان داد قیمت فعلی بسیاری از نمادها هنوز با شرایط جدید اقتصادی و سطوح تازه دلار هماهنگ نشده است.

    از سویی، در کنار متغیرهای تورمی و رشد نرخ ارز، بخشی از رفتار معامله‌گران را می‌توان ناشی از نگاه محتاطانه نسبت به حمایت‌های انجام‌شده از بازار دانست. برخی سهامداران ترجیح دادند در روز نخست بازگشایی، از فروش هیجانی فاصله بگیرند؛ چراکه این احتمال را مطرح می‌کردند که حمایت‌های فعلی از بازار مقطعی و کوتاه‌مدت باشد.

    روند مثبت معاملات سه‌شنبه، ممکن است در روزهای آینده تکرار نشود.  اگرچه در دقایق ابتدایی معاملات فشار فروش در بازار قابل مشاهده بود، اما این فشار به‌تدریج کاهش یافت و در نهایت بخش قابل‌توجهی از نمادها به تعادل رسیدند.

    بخشی از این رفتار طبیعی بود. زیرا برخی سهامداران به‌دلیل نیاز نقدینگی یا تصمیم‌های احتیاطی، اقدام به فروش بخشی از دارایی‌های خود کردند که همین موضوع در ابتدا فشار عرضه  را ایجاد کرد. برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها که انتظار افت ۱۰ تا ۱۵درصدی شاخص و شکل‌گیری صف‌های فروش گسترده در آغاز معاملات را داشتند، چنین سناریویی محقق نشد.

    تحلیلگر بازار سرمایه معتقد است  در حال حاضر بازار در برابر دو سناریوی اصلی قرار دارد؛ نخست سناریوی تشدید تنش‌های سیاسی و اقتصادی که می‌تواند منجر به افزایش ریسک و خروج سرمایه از بازار سهام شود و در نتیجه جذابیت بازارهای موازی مانند طلا را افزایش دهد.

    سناریوی دوم، کاهش نسبی ریسک‌های سیاسی و تثبیت شرایط اقتصادی است که در این صورت می‌تواند زمینه ماندگاری سرمایه‌گذاران در بازار سهام و حتی افزایش ورود نقدینگی را فراهم کند.

    در سناریوی بدبینانه، فعالان بازار ترجیح می‌دهند به سمت دارایی‌های امن‌تر حرکت کنند و از بازار سهام خارج شوند؛ اما در سناریوی خوش‌بینانه، تمرکز سرمایه‌گذاران بر شرکت‌هایی خواهد بود که گزارش‌های مالی مناسب‌تری دارند یا از نظر بنیادی کمتر آسیب‌پذیر بوده‌اند.

  • کار تا لحظه مرگ؛ تلاش بازنشستگان برای بقا

    کار تا لحظه مرگ؛ تلاش بازنشستگان برای بقا

    به گزارش اقتصادران، صبح است و خیابان‌های تهران هنوز خلوت‌اند، اما پژو ۴۰۵ با نشان تاکسی اینترنتی آرام آرام در مسیر حرکت می‌کند. راننده‌اش، نصرت‌الله، ۶۷ ساله، صورتش خطوط سال‌ها تلاش را به رخ می‌کشد. درحالی که مسیر را برای رسیدن به مقصد جلو می رود، می‌گوید:«۳۰ سال خدمت کردم، اداره پست… شب و روزم پر بود، اما حقوق بازنشستگی‌ام حتی نصف خرج خانه را هم پوشش نمی‌دهد. مجبورم پشت فرمان باشم. بدنم درد می‌کند، شب‌ها با مسکن هم نمی‌خوابم. اما چاره‌ای نیست. اگر همین مسیرها را طی نکنم، قسط، اجاره و داروهایم چطور پرداخت شود؟»

    در گوشه‌ای دیگر از شهر، اینبار یک راننده زن بازنشسته‌ و ۵۸ ساله زمزمه وار می‌گوید: «شوهرم از کار افتاده شده است، من هم بازنشسته شدم. شهریه دانشگاه بچه‌ها، وام‌ها و اجاره خانه همه روی دوش من است. رانندگی در تاکسی اینترنتی تنها راه بقای مالی ماست. حتی روزهای جنگ هم آمدم، اجاره و قسط و وام که جنگ سرش نمی‌شود.»

    راننده دیگر با لحنی که خستگی در آن موج می‌زند، می‌گوید:«حقوق بازنشستگی فقط بخشی از زندگی را پوشش می‌دهد. یک ماه حقوقم شاید بتواند هزینه یک درمان یا یک قسط را بدهد، اما برای کل زندگی کافی نیست. ۳۰ سال خدمت و تلاش، حالا برای خرج های روزمره کفاف نمی دهد… برای امرار معاش مجبوریم کار کنیم، خیلی از دوستان بازنشسته من با موتور یا ماشین مشغول کارند… چه کنیم؟ مجبوریم.»

    وقتی آمار با واقعیت خیابان همخوانی ندارد

    راننده‌ها می‌گویند؛«حتی با این حقوق‌ها، وقتی قسط، اجاره، شهریه و دارو را حساب می‌کنم، چیزی باقی نمی‌ماند. ۳۰ سال کار و تلاش، حالا فقط بخش کوچکی از هزینه زندگی را پوشش می‌دهد.»

    بر اساس گزارش IMF (2023) و بانک جهانی، افزایش حقوق بازنشستگان با تورم دو رقمی و رشد شدید هزینه‌های مسکن و خوراک همخوانی ندارد و قدرت خرید واقعی کاهش یافته است.

    طبق داده‌های صندوق بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی سال ۱۴۰۵:

    شاخص مقدار
    کف حقوق بازنشستگان حدود ۱۶,۰۰۰,۰۰۰ تومان
    سقف حقوق بازنشستگان تا حدود ۱۱۶,۲۰۰,۰۰۰ تومان
    افزایش حقوق پس از متناسب‌سازی ۲۰٪ + متناسب‌سازی ۳۰٪
    افزایش حقوق براساس لایحه بودجه حدود ۲۰٪

    نصرت‌الله راننده ای که یک روز هم از بعد بازنشستگی بیکار نمانده می‌گوید:«زانوهایم درد می‌کند، کمرم خشک شده، باید عمل بشم، اما مجبورم، عروس و داماد دارم، خرج خانوار داری شوخی نیست، کلی قسط هم برای جهیزیه دخترم باید بدهم، پشت این چراع ها هم ذهنم پر از حساب و کتاب خانه است.»

    بازنشسته‌ دیگری که از پس پرداخت شهریه فرزندانش برنمی‌آید، می‌گوید:«هر ساعت پشت فرمان، حس می‌کنم سال‌ها تلاش و خدمتم در بخش فرهنگی این کشور بیهوده بود، اخرش شده همین گاز و کلاچ و ترمز که بقای زندگی‌ام را تامین کند.»

    مطالعات WHO (2022) نشان می‌دهد فشار اقتصادی و جسمی در سنین بالا می‌تواند منجر به استرس مزمن، اختلال خواب و افسردگی شود؛ شرایطی که به نظر بازنشسته‌های مشغول به کار آن را تجربه می‌کنند.

    چرا بازنشستگان دوباره پشت فرمان رفتند؟

    در خیابان‌های تهران، نگاه خسته رانندگان مسن که هر روز مسافران را جابه‌جا می‌کنند، داستانی روشن از فشار زندگی را روایت می‌کند. سال‌ها خدمت، سی سال تلاش، حالا در برابر هزینه‌های روزمره کوچک می‌نماید. اجاره خانه، شهریه دانشگاه فرزندان، قسط و درمان، همگی با یک مستمری ماهانه تقریباً ۱۶ میلیون تومانی در سال ۱۴۰۵ همخوانی ندارد.

    تورم دو رقمی و افزایش چندباره هزینه‌ها، ارزش واقعی مستمری‌ها را به شدت کاهش داده است. حتی با افزایش‌های مصوب دولت، هزینه‌های مسکن، دارو و خوراک با درآمد بازنشستگان همخوانی ندارد و بسیاری ناچار شده‌اند دوباره به بازار کار بازگردند. اما مشکل تنها اقتصادی نیست؛ فرصت‌های شغلی متناسب با توان جسمی و مزایای بیمه‌ای محدود است و اغلب بازنشستگان مجبور به پذیرش مشاغل پرفشار می‌شوند، کاری که فراتر از تحمل جسمی و روانی آنهاست.

    بازنشستگی در ایران و جهان: آرامش یا نبرد برای بقا؟

    در مقایسه، بازنشستگان در کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و ژاپن شرایط متفاوتی دارند. مستمری‌ها به شکل واقعی با هزینه‌های زندگی همسان‌سازی می‌شوند (OECD, 2024) و افراد بدون نیاز به کار اضافی می‌توانند زندگی روزمره خود را اداره کنند. آن‌ها فرصت دارند در فعالیت‌های هنری، ورزشی یا داوطلبانه شرکت کنند و از حمایت کامل بیمه‌ای و درمانی بهره‌مند باشند (WHO, 2022). در این کشورها بازنشستگی به معنای توقف زندگی نیست؛ فرصتی است برای رشد شخصی، تفریح و ارتباط اجتماعی، نه فشار اقتصادی و کار اجباری.

    راهکار در کشورهای چون ایران نیز روشن است؛ حقوق بازنشستگی باید همسان با تورم و هزینه‌های واقعی زندگی باشد تا نیاز به کار اضافی کاهش یابد؛ مشاغل مناسب سن بالا با بیمه و مزایای کامل طراحی شوند؛ برنامه‌های توان‌بخشی جسمی و روانی و فرصت‌های اجتماعی و فرهنگی فراهم گردد تا بازنشستگان نه تنها زندگی مالی بلکه کیفیت روزانه و ارتباط اجتماعی خود را حفظ کنند. تنها با این تدابیر است که استراحت و آرامش پس از سال‌ها خدمت، دوباره به معنای واقعی بازنشستگی بدل خواهد شد.