دسته: اقتصادی

  • ریزش «طلا» تا کجا ادامه دارد؟

    ریزش «طلا» تا کجا ادامه دارد؟

    به گزارش اقتصادران، بازار طلا و سکه در روز سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ برای سومین روز متوالی شاهد کاهش قیمت بود. البته طلا و سکه در زمان بازگشایی بازار با افزایش قیمت رو‌به‌رو بودند؛ اما در معاملات عصرگاهی و هم‌زمان با کاهش قیمت دلار تا ۱۷۸ هزار تومان در شیب نزولی قرار گرفتند.

    بازار داخلی طلا و سکه در واکنش به عوامل مختلف اقتصادی و سیاسی حرکت می‌کند. کاهش قیمت دلار، عامل اصلی فشار نزولی بر قیمت‌ها در بازار داخلی بوده است.

    قیمت اونس در شیب نزولی

    قیمت طلا در روز سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ با کاهش رو‌به‌رو شد.

    قیمت طلای جهانی روز سه‌شنبه با کاهش ۳۳ دلاری نسبت به روز دوشنبه، ۴.۵۰۷ (چهار هزار و پانصد و هفت) دلار نرخ‌گذاری شد.

    قیمت سکه سرگردان شد

    قیمت انواع قطعات سکه در چهارمین روز کاری هفته شاهد تغییراتی بود.

    قیمت سکه امامی در روز سه‌شنبه با کاهش ۵۰۰ هزار تومانی به رقم ۱۹۰ میلیون تومان رسید.

    قیمت سکه بهار آزادی نیز با کاهش یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی روی رقم ۱۸۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله شد.

    نیم سکه با افزایش ۵۰۰ هزار تومانی در رقم ۹۷ میلیون تومان معامله شد.

    ربع سکه نیز ۵۰۰ هزار تومان گران شد و به رقم ۵۳ میلیون تومان رسید.

    سکه گرمی، اما تنها سکه‌ای بود که تغییر قیمتی نداشت و در رقم ۲۷ میلیون تومان به فروش رسید.

    قیمت سکه سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

    نوع سکه قیمت (تومان)
    سکه امامی ۱۹۰٫۰۰۰٫۰۰۰
    سکه بهار آزادی ۱۸۵٫۵۰۰٫۰۰۰
    نیم سکه ۹۷٫۰۰۰٫۰۰۰
    ربع سکه ۵۳٫۰۰۰٫۰۰۰
    سکه گرمی ۲۷٫۰۰۰٫۰۰۰

    قیمت طلا چند شد؟

    هر گرم طلای ۱۸ عیار در روز سه‌شنبه با کاهش ۹ هزار تومانی از رقم ۱۸ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان به رقم ۱۸ میلیون و ۸۱۴ هزار تومان رسید.

    هر مثقال طلا نیز با کاهش ۵۰ هزار تومانی از رقم ۸۱ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان به ۸۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید.

    پیش‌بینی قیمت طلا در روز چهارشنبه

    به اعتقاد کارشناسان، دلار هنوز هم در قیمت طلا دست بالا را دارد، زیرا اونس تاثیر خود را از دست داده است.

    با این وجود، کاهش نقدینگی در بازار، کاهش اخبار منفی در مورد جنگ و افت هم زمان قیمت دلار و اونس، دست به دست هم داده تا بازار طلا و سکه نزولی شود.

    در چنین شرایطی، معامله‌گران با احتیاط عمل می‌کنند و بازار در انتظار ثبات سیاسی و اقتصادی برای تعیین روند آتی است.

    پیش‌بینی می‌شود بازار طلا و سکه در روز‌های آینده شاهد شیب نزولی باشد مگر آنکه اتفاقات سیاسی و بین‌المللی مسیر بازار را تغییر دهد.

    کارشناسان معتقدند در صورت تداوم ثبات قیمت دلار، قیمت طلا و سکه در معاملات چهارشنبه نیز با نوسان کاهشی همراه است. اگر سیگنال سیاسی وارد بازار فلز زرد نشود، قیمت سکه امامی می‌تواند در معاملات روز چهارشنبه در محدوده ۱۸۹ تا ۱۹۲ میلیون تومان در رفت‌وبرگشت باشد و طلای ۱۸ عیار نیز در بازه ۱۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تا ۱۹ میلیون تومان نوسان کند. اما اگر خبری وارد بازار شود، قیمت طلا و سکه و ارز خود را با آن وفق خواهد داد.

  • توئیت‌درمانی هم دیگر روی بازار «نفت» جواب نمی‌دهد!

    توئیت‌درمانی هم دیگر روی بازار «نفت» جواب نمی‌دهد!

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که دونالد ترامپ بار دیگر با عقب‌نشینی از گزینه حمله نظامی به‌ایران تلاش کرد بازار جهانی نفت را آرام کند قیمت‌ها همچنان در سطوح بالا باقی مانده و معامله‌گران نسبت‌به‌ آینده عرضه انرژی در خاورمیانه بدبین هستند. هرچند نفت پس از لغو دوباره حمله آمریکا حدود ۲‌درصد افت کرد اما ادامه انسداد تنگه هرمز، کاهش ذخایر نفتی و تردید درباره سرنوشت مذاکرات تهران-واشنگتن باعث شده بازار دیگر به‌سادگی با «توئیت‌درمانی» آرام نشود.

    نفت برنت در معاملات روز سه‌شنبه با افت ۲دلاری به‌حدود ۱۰۹دلار رسید و نفت خام آمریکا نیز تا محدوده ۱۰۷دلار عقب نشست. این کاهش پس از آن رخ داد که ترامپ دوشنبه‌شب برای چندمین بار گزینه حمله نظامی به‌ایران را کنار گذاشت؛ اقدامی که بخشی از فشار روانی بازار را کاهش داد. با این حال بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازار بیش از گذشته نسبت‌به‌ خبرهای سیاسی مقاوم شده و دیگر صرف اعلام عقب‌نشینی یا وعده توافق نمی‌تواند روند صعودی نفت را متوقف کند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که بازار نفت اکنون بیش از هر زمان دیگری بر اختلال واقعی عرضه تمرکز کرده است. از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه و بسته‌شدن تنگه‌هرمز روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از چرخه طبیعی صادرات خارج شده و همین موضوع نگرانی عمیقی درباره آینده ذخایر جهانی ایجاد کرده است. در چنین فضایی حتی کاهش مقطعی قیمت‌ها نیز بیشتر به‌عنوان فرصت خرید دیده می‌شود تا آغاز یک روند نزولی پایدار.

    بازار سرگردان میان جنگ و توافق

    بازار جهانی نفت طی هفته‌های اخیر درگیر یک دوگانگی پیچیده بوده است: از یک سو اخبار مربوط به‌احتمال کاهش تنش یا توافق میان ایران و آمریکا منتشر می‌شود و از سوی دیگر واقعیت میدانی منطقه همچنان از تشدید بحران حکایت دارد. همین تضاد باعث شده نفت در یک مسیر پرنوسان اما صعودی حرکت کند.

    تحلیلگران می‌گویند اظهارات ترامپ درباره لغو حمله نظامی فعلا از شکل‌گیری شوک فوری در بازار جلوگیری کرده اما نتوانسته نگرانی اصلی معامله‌گران را برطرف کند. تیم واتر، تحلیلگر ارشد شرکت «کی‌سی‌ام ترید» معتقد است بازار اکنون در حال بررسی این موضوع بوده که آیا عقب‌نشینی ترامپ نشانه واقعی کاهش تنش است یا صرفا یک مکث تاکتیکی.

    این تردید به‌دلیل آن است که بحران هرمز همچنان ادامه دارد و هر روز توقف جریان نفت فشار بیشتری بر بازار وارد می‌کند. تحلیلگران شرکت آی‌ان‌جی نیز هشدار دادند که هرچند ممکن است بازار به‌مرور نسبت‌به‌ اخبار سیاسی بی‌تفاوت‌تر شود اما حجم اختلالات عرضه آنقدر بزرگ است که نمی‌توان اثر آن را نادیده گرفت. از نگاه آنها ادامه توقف صادرات نفت از خلیج‌فارس به‌تدریج بازار را وارد مرحله‌ای می‌کند که دیگر ذخایر استراتژیک نیز قادر به‌پوشش کامل کمبود نخواهند بود.

    در این میان موضوع مذاکرات ایران و آمریکا نیز خود به‌عاملی برای نوسان تبدیل شده است. بازار نه آنقدر خوش‌بین است که روی توافق سریع حساب باز کند و نه آنقدر مطمئن که خطر جنگ گسترده را نادیده بگیرد. همین وضعیت خاکستری باعث شده معامله‌گران همزمان سناریوی «توافق موقت» و «تشدید بحران» را در قیمت‌ها لحاظ کنند.

    سپری که در حال فرسایش است

    یکی از مهم‌ترین دلایل مقاومت بازار در برابر افت بیشتر قیمت‌ها، نگرانی فزاینده درباره وضعیت ذخایر جهانی نفت است. آمریکا و متحدانش طی ماه‌های گذشته برای کنترل بازار بخش قابل‌توجهی از ذخایر استراتژیک خود را مصرف کردند اما اکنون نشانه‌های فرسایش این سپر دفاعی آشکار شده است.

    داده‌های وزارت انرژی آمریکا نشان می‌دهد هفته گذشته حدود ۹/‏۹‌میلیون‌بشکه از ذخایر استراتژیک این کشور برداشت شده و سطح ذخایر به‌حدود ۳۷۴‌میلیون‌بشکه رسیده است یعنی پایین‌ترین سطح از تابستان ۲۰۲۴ تاکنون. همزمان نظرسنجی رویترز نشان می‌دهد ذخایر تجاری نفت آمریکا نیز احتمالا بیش از ۳میلیون‌بشکه کاهش یافته است.

    این کاهش ذخایر درحالی رخ می‌دهد که بسیاری از تحلیلگران نسبت‌به‌ قابلیت واقعی برداشت از ذخایر جهانی تردید دارند. طی هفته‌های گذشته بحث «حجم مرده» ذخایر بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است یعنی بخشی از نفت موجود در خطوط لوله و کف مخازن که عملا امکان برداشت سریع آن وجود ندارد و برای حفظ عملکرد شبکه باید باقی بماند.

    همین موضوع باعث شده بازار به‌این جمع‌بندی برسد که اعداد بزرگ ذخایر جهانی لزوما به‌معنای دسترسی واقعی به‌نفت نیست. درنتیجه هر روزی که اختلال صادرات خاورمیانه ادامه پیدا می‌کند نگرانی‌ها درباره کمبود واقعی عرضه افزایش می‌یابد.

    از سوی دیگر محدودیت در نرخ برداشت روزانه نیز مشکل مهمی است. حتی اگر آمریکا و اروپا بخواهند از ذخایر خود برای جبران کمبود استفاده کنند ظرفیت آزادسازی نفت بسیار پایین‌تر از کسری ناشی از توقف صادرات خلیج‌فارس است. به‌همین دلیل بازار به‌تدریج وارد مرحله‌ای شده که در آن مفهوم «کمیابی ساختاری» بیش از گذشته مطرح می‌شود.

    روسیه، هند و بازآرایی بازار انرژی

    درمیانه بحران تحولات مربوط به‌نفت روسیه نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. دولت آمریکا روز دوشنبه معافیت تحریمی مربوط به‌نفت روسیه را برای ۳۰روز دیگر تمدید کرد تا کشورهای آسیب‌پذیر از نظر انرژی بتوانند خرید نفت روسیه را ادامه دهند. این تصمیم نشان می‌دهد واشنگتن به‌خوبی می‌داند حذف کامل نفت روسیه از بازار در شرایط فعلی می‌تواند بحران انرژی را تشدید کند.

    در همین حال موضع هند نیز پیام مهمی برای بازار داشت. سوجاتا شارما، مقام ارشد وزارت نفت هند به‌صراحت اعلام کرد دهلی‌نو صرف‌نظر از معافیت‌های تحریمی آمریکا به‌خرید نفت روسیه ادامه خواهد داد. او تاکید کرد تصمیم هند صرفا براساس منطق تجاری اتخاذ می‌شود و تحریم‌ها تاثیر تعیین‌کننده‌ای بر این روند ندارد.

    این موضع نشان می‌دهد بسیاری از اقتصادهای آسیایی درحال فاصله‌گرفتن از سیاست‌های سختگیرانه انرژی غرب هستند. برای کشورهایی مانند هند امنیت انرژی اکنون مهم‌تراز ملاحظات ژئوپلیتیک شده است. همین موضوع می‌تواند در بلندمدت به‌بازآرایی بازار جهانی نفت و شکل‌گیری بلوک‌های جدید انرژی منجر شود.

    در چنین شرایطی بازار نفت بیش از هر زمان دیگری نسبت‌به‌ آینده حساس شده است. اگرچه توئیت‌ها و عقب‌نشینی‌های مقطعی ترامپ می‌تواند برای ساعاتی التهاب بازار را کاهش دهد اما معامله‌گران به‌خوبی می‌دانند که بحران اصلی هنوز پابرجا بوده؛ بحرانی که به‌تنگه هرمز، کاهش ظرفیت واقعی ذخایر و شکنندگی زنجیره جهانی انرژی گره خورده است. به‌همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی اگر بازار در کوتاه‌مدت دچار اصلاح شود تا زمانی که وضعیت هرمز و مذاکرات تهران-واشنگتن به‌طور قطعی روشن نشده نفت همچنان در مسیر نوسان‌های شدید و تمایل به‌قیمت‌های بالاتر باقی خواهد ماند.

     

  • شیرخشک نوزادان قربانی بی‌برنامگی مسئولان!

    شیرخشک نوزادان قربانی بی‌برنامگی مسئولان!

    به گزارش اقتصادران، در حالی که طی ماه‌های گذشته گزارش‌هایی درباره کمبود شیرخشک اطفال و دشواری دسترسی خانواده‌ها به برخی برندها منتشر شده، تولیدکنندگان این صنعت معتقدند بازار با کمبود گسترده مواجه نیست و مساله اصلی به نابرابری در توزیع منابع، محدودیت برخی نشان‌های تجاری و سیاست‌های یارانه‌ای بازمی‌گردد.

    فعالان این حوزه می‌گویند: تولید داخلی نه‌تنها پاسخگوی نیاز کشور بوده بلکه با وجود مشکلات ارزی، اختلال در واردات مواد اولیه و شرایط ویژه اقتصادی، میزان تولید نسبت به سال گذشته نیز افزایش یافته است. در عین حال آنها هشدار می‌دهند ادامه سیاست فعلی یارانه‌ای می‌تواند به افزایش مصرف غیرواقعی و هدررفت منابع ارزی منجر شود.

    نابرابری در تخصیص منابع

    رییس انجمن تولیدکنندگان شیرخشک کودک می‌گوید: مشکل بازار، کمبود تولید نیست بلکه نابرابری در تخصیص منابع، نایابی برخی برندها و تبعات سیاست‌های یارانه‌ای است. هانی تحویل‌زاده، در این‌باره به «جهان‌صنعت» گفت: سال گذشته حدود ۸۷‌میلیون قوطی شیرخشک رگولار یعنی شیرخشکی که برای نوزادان سالم و عادی مصرف می‌شود، در کشور تولید شد؛ رقمی که نسبت به سال قبل از آن چند‌میلیون عدد افزایش داشته است. این رشد تولید حاصل هماهنگی و جلسات مستمر میان تولیدکنندگان و سازمان غذا و دارو بوده است.

    در حال حاضر نیز ظرفیت اسمی شش کارخانه تولیدکننده شیرخشک اطفال در کشور حدود ۱۳۰‌میلیون قوطی در سال برآورد می‌شود؛ به این معنا که هنوز حدود ۴۳‌میلیون قوطی از ظرفیت تولید داخلی بلااستفاده مانده است.

    وی در ادامه گفت: برخی کارخانه‌ها همچنان با ظرفیت پایین فعالیت می‌کنند و هنوز به بهره‌برداری کامل نرسیده‌اند که دلیل اصلی آن، محدودیت منابع و مشکلات تامین مالی عنوان می‌شود. با این حال حتی در شرایط ویژه سال گذشته و مقاطع بحرانی که کشور با مشکلات متعددی مواجه بود، میزان تولید شیرخشک نسبت به سال قبل افزایش یافت. در کنار شیرخشک رگولار، تولید شیرخشک‌های رژیمی و متابولیک نیز ادامه داشته است؛ محصولاتی که برای نوزادان دارای مشکلات خاص مانند عدم تحمل لاکتوز، حساسیت‌های غذایی یا بازگشت شیر استفاده می‌شوند. در سال گذشته دامنه تولید محصولات رژیمی نیز توسعه پیدا کرد.

    کاهش عرضه برخی نشان‌های تجاری خاص

    تحویل‌زاده ادامه داد: با وجود افزایش تولید، برخی برندهای شیرخشک در بازار با کمبود یا نایابی مواجه شدند. تولیدکنندگان می‌گویند مشکل اصلی، کمبود کلی کالا در بازار نبوده بلکه کاهش عرضه برخی نشان‌های تجاری خاص بوده است؛ به‌گونه‌ای که خانواده‌ها در مراجعه به داروخانه‌ها اصل کالا را پیدا می‌کردند اما الزاما موفق به تهیه برند موردنظر خود نمی‌شدند. همین مساله باعث شکل‌گیری تصور کمبود گسترده شیرخشک در بازار شده است.

    رییس انجمن تولیدکنندگان شیرخشک کودک گفت: در ماه‌های اخیر جلسات متعددی میان سازمان غذا و دارو، وزارت صمت، بانک مرکزی و تولیدکنندگان برگزار شده تا منابع ارزی و مواد اولیه به‌صورت عادلانه میان همه تولیدکنندگان توزیع و از تمام ظرفیت تولید داخل استفاده شود. فعالان صنعت معتقدند در صورت اجرای این برنامه، برندهایی که با کاهش تولید مواجه شده‌اند بار دیگر به بازار بازخواهند گشت. در دوره بحران و اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل دریایی، بخشی از مواد اولیه از مسیرهای زمینی وارد کشور شد؛ اقدامی که هزینه تامین مواد اولیه را به‌مراتب افزایش داد اما مانع بروز کمبود جدی در بازار شد. بخش مهمی از این هزینه‌های اضافی توسط خود تولیدکنندگان جذب شد و قیمت نهایی محصول افزایش نیافت.

    وضعیت تخصیص ارز

    تحویل‌زاده افزود: در حوزه تامین ارز نیز سال گذشته منابع ارزی نسبتا مناسبی در اختیار صنعت قرار گرفت و همین موضوع امکان افزایش تولید را فراهم کرد. با این حال مشکل اصلی به فرآیند انتقال ارز به خارج از کشور مربوط می‌شد به‌طوری که فاصله زمانی میان تخصیص ارز و رسیدن آن به فروشندگان خارجی طولانی بود. بسیاری از تولیدکنندگان برای جلوگیری از کمبود بازار، مواد اولیه را به‌صورت اعتباری خریداری کردند. امسال روند انتقال ارز نسبت به گذشته بهتر شده و حتی در دوره جنگ نیز بخشی از مشکلات ارزی کاهش یافته است. با این حال، همچنان انتقادهایی درباره نحوه توزیع منابع ارزی وجود دارد و برخی تولیدکنندگان معتقدند تخصیص ارز متناسب با ظرفیت تولید همه شرکت‌ها انجام نشده است؛ موضوعی که در کاهش عرضه برخی برندها اثرگذار بوده است.

    تحویل‌زاده ادامه داد: در خصوص واردات شیرخشک اطفال باید به این نکته توجه داشت که واردات شیرخشک رگولار توجیه اقتصادی ندارد زیرا واردات محصول نهایی حدود دو تا دو و نیم برابر بیشتر از تولید داخل ارز مصرف می‌کند. فناوری و ماشین‌آلات مورد استفاده در کارخانه‌های داخلی مشابه تجهیزات خارجی است و مواد اولیه نیز تفاوتی ندارد بنابراین اختلاف قیمت عمدتا ناشی از هزینه‌های جانبی و واردات محصول نهایی است.

    استفاده از کد‌ملی و سهمیه‌بندی

    وی گفت: براساس آمار ارائه‌شده نیاز سالانه کشور به شیرخشک اطفال حدود ۹۰‌میلیون قوطی برآورد می‌شود و تولید داخلی تقریبا در همین سطح قرار دارد. علاوه بر آن در بخش محصولات رژیمی نیز بیش از ۹۵‌میلیون قوطی تولید شده است.

    با این حال، همچنان محدودیت‌هایی در نظام توزیع وجود دارد و خانوارها برای خرید شیرخشک یارانه‌ای ناچار به استفاده از کدملی و سهمیه‌بندی هستند. بخش مهمی از افزایش مصرف شیرخشک در سال‌های اخیر به سیاست‌های یارانه‌ای بازمی‌گردد. حدود پنج سال پیش مصرف سالانه شیرخشک در کشور کمتر از ۴۵‌میلیون قوطی بود اما اکنون این رقم به حدود ۹۰‌میلیون قوطی رسیده است. دلیل این رشد را می‌توان پایین نگه داشتن قیمت شیرخشک از طریق تخصیص ارز ترجیحی و پرداخت یارانه در حلقه‌های مختلف زنجیره تامین دانست.

    وی در خاتمه سخنانش گفت: در حال حاضر دولت علاوه بر تخصیص ارز ۲۸‌هزار و ۵۰۰‌تومانی به تولیدکنندگان، بخشی از هزینه خرید شیرخشک را نیز از طریق بیمه سلامت پوشش می‌دهد. قیمت شیرخشک در ایران به‌مراتب پایین‌تر از قیمت جهانی بوده و همین مساله موجب افزایش تقاضا و رشد مصرف شده است. تداوم سیاست یارانه‌ای فعلی می‌تواند منجر به هدررفت منابع ارزی شود و لازم است سازوکار حمایت‌ها به‌گونه‌ای اصلاح شود که مصرف واقعی و هدفمند در اولویت قرار گیرد.

  • کلاهبرداری زیر پوست «اینترنت پرو»

    کلاهبرداری زیر پوست «اینترنت پرو»

    به گزارش اقتصادران، روزشمار قطعی اینترنت در ایران کماکان فعال است و حالا در شرایطی به عدد ۸۲ رسیده که این عدد دو رقمی عملا به این معناست که میلیون‌ها ایرانی جنگ‌زده، درست از نخستین ساعات حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران تا پایان جنگ ۳۹روزه و البته از زمان اعلام آتش‌بس تاکنون، قریب به ۲‌هزار ساعت است که از حق دسترسی آزاد به اینترنت محروم شده و در حبس دیجیتال به‌سر می‌برند. وضعیتی که از جوانب گوناگون موجب خسران ایران و ایرانیان شده و در یکی از آخرین اظهارنظرها، همین دیروز مهدی ابطحی معاون وزیر علوم در یک نشست رسانه‌ای که ازقضا با موضوع «فناوری، مسیر آینده» برگزار شد، با اشاره به پیامدهای خطرناک قریب به سه‌ماه  قطعی اینترنت در سراسر ایران، گفته «سرمایه‌هایمان را به دلیل قطعی اینترنت از دست می‌دهیم. دانشجوهای تحصیلات تکمیلی به دانشگاه نمی‌روند، کارهای آزمایشگاهی که کارهای پراستنادی است، انجام نمی‌شود، فعالیت دانشگاه‌ها به نوعی در حوزه تحصیلات تکمیلی هم کم شده که خروجی آن را در سال ۲۰۲۷ خواهید دید!»

    شگردهای کلاهبرداری از محرومان مجازی

    اما واقعیت این است که بحران خودساخته «خاموشی دیجیتال» تنها به دلیل عقب‌ماندگی کشور از جهان، این‌چنین منجر به نارضایتی عمومی نشده است بلکه از قضا تمهیدها و راهکارهایی هم که در این مدت، دولتی که اصرار دارد مخالف قطعی اینترنت است، برای جبران بخشی از پیامدهای ناگوار این وضعیت اندیشیده و به اجرا درآورده، حالا خود به عاملی تبدیل شده که حقوق شهروندان را به‌طور مضاعف و دوچندان تضییع می‌کند.

    آن‌هم در حالی که در یکی از این اقدام‌های عجیب، طرحی با عنوان «اینترنت پرو» تبلیغ شده و با قیمتی گزاف به فروش رسیده که نه‌تنها هیچ امکانات خاصی در اختیار خریداران قرار نمی‌دهد و صرفا آنچه را که در این قریب به سه‌ماه از تمامی کاربران ایرانی سلب شده‌، با قیمتی گزاف و به‌عنوان کالایی لوکس به برخی از آنان که دستشان به دهانشان می‌رسد، می‌فروشد تا عملا شاهد «طبقاتی‌سازی اینترنت» باشیم بلکه همزمان با توزیع این رانت و فساد ناشی از آن، شاهدیم که چگونه افراد سودجو با طراحی شیوه‌های گوناگون، از میانبری که دولت در اختیارشان گذاشته، برای کلاهبرداری از ایرانیان سوءاستفاده می‌کنند. بدین ترتیب محدودیت‌های اینترنتی و شکل‌گیری دسترسی‌های طبقاتی، بازار سیاه پررونقی را برای دلالان «اینترنت پرو» ایجاد کرده و طیفی از افراد نزدیک به توزیع‌کنندگان این رانت دولتی، با دریافت مبالغ میلیونی و جعل هویت سازمانی، کاربران عادی را در معرض کلاهبرداری‌های سایبری قرار می‌دهند. کلاهبرداری و فسادی که مشخصا به‌دلیل شکل‌گیری این خلأ قانونی و رانتی بنا شده که «دسترسی به اینترنت با سطح دسترسی متفاوت، تنها برای افراد حقوقی و کارمندان شرکت‌ها» درنظر گرفته شده است.

    شرایطی که عملا راه را برای ظهور دلالانی باز کرده که «هویت سازمانی» خود را به افراد حقیقی می‌فروشند. آن‌طور که وب‌سایت خبرآنلاین در این رابطه گزارش داده، «شرکت‌های واسطه با دریافت مبالغی بین ۲ تا ۸‌میلیون تومان، نام متقاضیان عادی را در فهرست کارمندان خود یا زیرمجموعه «اصناف» رد می‌کنند. این فرآیند که در ادبیات این دلالان «رد کردن نامه» یا «ثبت در لیست شرکت» نامیده می‌شود، صرفا برای دور زدن فیلترهای نظارتی اپراتورهاست تا فرد بتواند واجد شرایط دریافت سیم‌کارت یا بسته «پرو» (بدون محدودیت‌های رایج) شناخته شود. نکته حائز اهمیت در این دست از کلاهبرداری‌های سایبری این است که تقریبا در تمامی این موارد، تراکنش‌ها به‌صورت کارت‌به‌کارت و بدون ارائه هیچ‌گونه سندی صورت می‌گیرد و کاربر متقاضی عملا بابت یک «تخلف اداری» مبلغی قابل‌توجه می‌پردازد و در صورت عدم دریافت سرویس هم به‌دلیل ماهیت غیرقانونی معامله، قادر به پیگیری قضایی نخواهد بود آن‌هم در شرایطی که دریافت کد ملی و شماره تماس افراد توسط دلالان غیررسمی، ریسک سوءاستفاده از اطلاعات هویتی در پروژه‌های دیگر را به شدت افزایش می‌دهد.

    این کلاهبرداری البته تنها یکی از شگردهایی است که طی روزها و هفته‌های گذشته، منجر به از دست رفتن میلیون‌ها تومان از دارایی اندک ایرانیان جنگ‌زده و محروم از حق دسترسی آزاد به اینترنت شده است. چه آنکه در این مدت منابع رسانه‌ای از انواع دیگری از کلاهبرداری‌های سایبری به‌بهانه فروش «اینترنت پرو» نیز پرده برداشته‌اند. یکی از دیگر شگردهای کلاهبرداران، ترفند تبدیل سیم‌کارت معمولی به سیم‌کارت پیشرفته و پرسرعت است. شگردی که به‌تازگی روزنامه ایران که ارگان مطبوعاتی دولت محسوب می‌شود نیز به نمونه‌هایی از آن اشاره کرد و در گزارشی در این رابطه نوشت: «به گفته یک مالباخته چندی قبل خانمی با خط ثابت با تلفن همراه او تماس گرفته و مدعی شده از اپراتور تلفن همراه «…» است. خانم جوان گفته همان‌طور که برایتان از اپراتور موردنظر پیامک ارسال شده، باید سیم‌کارت‌تان را به «فایو جی» ارتقا دهید؛ در غیراین صورت به‌زودی سیمکارت‌تان غیرفعال خواهد شد. بعد هم با کلی تعریف از مزایای این کار، گفته که ۱۰۰ گیگ هم اینترنت رایگان به شما تعلق می‌گیرد و اضافه کرده که هزینه این کار ۹۵۰‌هزار تومان است که در محل از شما دریافت و بسته با پست ارسال می‌شود.» این‌دست گزارش‌ها البته محدود به همین تعداد نیست و در شرایطی که قریب به سه‌ماه دوری از فضای مجازی در شرایط جنگی، منجر به آشفتگی دوچندان وضعیت روحی و روانی شهروندان شده، بسیاری از کاربران با تبلیغات دروغین فروش «اینترنت پرو» فریب خورده و چند‌میلیون تومان متضرر شده‌اند.

    تحلیل حقوقی محمدهادی جعفرپور درباره کلاهبرداری‌های سایبری

    محمدهادی جعفرپور، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» ضمن تحلیل ابعاد حقوقی و قضایی این‌دست شگردهای تازه کلاهبرداری می‌گوید: «ماده ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی ذیل عنوان جرائم ضد عفت و اخلاق عمومی در فصل هجدهم قانون مجازات اسلامی راجع‌به جرم‌انگاری مزاحمت تلفنی مقرر کرده که هرگاه کسی به‌وسیله تلفن یا دستگاه‌های مخابراتی دیگر برای اشخاص ایجاد مزاحمت نماید، علاوه‌بر مقررات خاص شرکت مخابرات، به حبس از یک تا شش ماه محکوم خواهد شد.» این وکیل پایه یک دادگستری اضافه کرد: «جرم‌انگاری رفتار مزاحمت تلفنی و درنظر گرفتن کیفر حبس برای چنین اشخاصی اگرچه در اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری یا تفسیر به نفع متهم، عبارت «مزاحمت» را باید به‌صورت مضیق تفسیر کرد و به افعال و رفتار متنوع افراد گسترش نداد اما آنچه در شرایط حاضر حائز اهمیت است، ناشی از رفتار و اعمالی است که برخی شرکت‌ها و وب‌سایت‌های تبلیغاتی یا فعال در حوزه سایبری اتخاذ می‌کنند.» او همچنین یادآور شد: «اگر در دهه ۶۰ خورشیدی، مزاحمت تلفنی شامل تماس با شهروندان و ایجاد مزاحمت برای آنان بود، امروز شاهد اشکال تازه‌ای از مزاحمت‌های تلفنی با ارسال پیامک‌های تبلیغاتی یا برقراری تماس تلفنی ازسوی افراد یا وب‌سایت‌های خاص فعال در حوزه تبلیغات هستیم.» جعفرپور خاطرنشان کرد: «اگرچه مخابرات و شرکت‌ها و اپراتورهای تلفن همراه، امکانات و شیوه‌هایی را برای مسدود کردن دریافت پیامک‌های تبلیغاتی درنظر گرفته‌اند اما شرکت‌ها و وب‌سایت‌های فعال در این حوزه به‌طرق متنوع و گوناگون با ارسال پیامک یا برقراری تماس تلفنی در ساعات مختلف شبانه‌روز، موجبات مزاحمت برای شهروندان را فراهم آورده و به نظر می‌رسد به‌رغم اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری و تفسیر به نفع متهم، لازم است از حیث رعایت و صیانت از حقوق شهروندی و برقراری آسایش و آرامش شهروندان، این‌گونه قسم رفتار را ذیل ماده۶۴۱ قانون مجازات اسلامی تعریف کرد و مرتکب چنین رفتاری را تحت تعقیب قضایی قرار داد بلکه دست از مزاحمت و ارسال پیامک‌ها و تماس‌های مکرر بردارد.»

    جعفرپور همچنین با اشاره به برخی از دیگر شگردهای کلاهبرداری سایبری و مخابراتی به «جهان‌صنعت» گفت: «به‌موازات چنین مزاحمت‌هایی شاهد چنین تماس‌هایی ازسوی افراد و شرکت‌ها به‌بهانه دادن تخفیف به شهروندان به‌جهت حجم تراکنش بانکی یا برقراری تماس‌های تلفنی مکرر یا حجم پیامک‌های ارسالی شهروند هستیم. درواقع فرد تماس‌گیرنده نوع فعالیت شهروند را بهانه‌ای می‌داند تا او را مشمول تخفیف در خرید فلان کالا معرفی کند؛ اینکه این افراد و وب‌سایت‌ها چگونه به اطلاعات کاربری شهروندان دسترسی دارند و حجم تراکنش‌های بانکی او را می‌دانند، سوالی است که باید مراجع نظارتی و امنیتی به آن پاسخ دهند.» او ادامه داد: «پس از آنکه شرکت یا فرد تماس‌گیرنده معرف به جلب به اعتماد شهروند موردنظر می‌شود، کالایی را به او معرفی کرده و اعلام می‌کند که مبلغ خرید آن کالا به‌جهت فعالیت‌های شما، با تخفیف نیمی از ارزش واقعی آن کالاست و پس از آنکه اداره پست بسته ارسالی را تحویل شهروند موردنظر می‌دهد و بسته پستی باز می‌شود، آن شهروند متوجه می‌شود که چه کلاه گشادی سر او رفته و کالایی برای او ارسال شده که در بازار بعضا با یک‌صدم قیمت پرداخت شده نیز قابل‌خریداری است.»

    این وکیل پایه یک دادگستری که معتقد است فارغ از نوع کالا – چه سیم‌کارت‌های دارای «اینترنت پرو» باشد و چه هر کالای دیگری- نحوه فعالیت این افراد و وب‌سایت‌ها را می‌توان مصداق آشکار کلاهبرداری دانست، می‌گوید: «ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری، اغفال و دادن وعده‌های واهی و سپس تحصیل مال را از ارکان تشکیل‌دهنده جرم کلاهبرداری می‌داند. آنچه این شرکت‌ها و وب‌سایت‌ها در دریافت وجه و تحصیل مال ازسوی شهروندان مرتکب می‌شوند، بدون تردید اگر مصداق جرم کلاهبرداری نباشد، بی‌تردید مصداق تحصیل مال از طریق نامشروع خواهد بود.» او در ادامه گفت: «برقراری چنین تماس‌هایی را می‌توان شیوه و شگرد تازه کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع توسط افراد و شرکت‌های فعال در این حوزه دانست. اگر تا چندی پیش از طریق ارسال لینک‌های تقلبی موفق به خالی کردن حساب‌های بانکی شهروندان یا هک کردن حساب کاربری آنان در پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌شدند، اکنون دعوت از افراد به خرید فلان کالا به‌ویژه همین سیم‌کارت‌های به‌اصطلاح «سفید» یا دارای شرایط دریافت «اینترنت پرو»، به‌طور گسترده در حال گسترش است.» این حقوقدان یادآور شد: «به همین دلیل لازم است شرکت‌های مخابراتی و نهادهای نظارتی و امنیتی نسبت‌به رصد فعالیت این دست از افراد و وب‌سایت‌ها اقدام مناسبی را در دستورکار قرار دهند.»

    جعفرپور همچنین با اشاره به یکی از ابعاد پنهانی این‌دست کلاهبرداری‌ها گفت: «نکته حائز این‌جاست که مبلغ تحصیل‌شده از هریک از شهروندان به میزانی است که برای او صرفه اقتصادی ندارد که خودش به‌تنهایی در مراجع قضایی پیگیر موضوع شود؛ به همین جهت است که لازم است پیگیری چنین موضوعاتی، بدون ادعای شاکی خصوصی، ازطریق دادستان به‌عنوان مدعی‌العموم و سایر مراجع نظارتی و امنیتی ازجمله معاونت پیشگیری از جرم نیروی انتظامی یا دادسرای عمومی انقلاب در دستورکار قرار گیرد.» او همچنین خاطرنشان کرد: «نکته نگران‌کننده دیگر این است که برخی از این افراد و شرکت‌ها معمولا قربانیان خود را از میان اشخاص مسن و کهنسالی پیدا می‌کنند که اغلب سواد چندانی هم ندارند و بار دیگر این سوال مطرح می‌شود که این افراد و شرکت‌ها چگونه به اطلاعات شهروندان دست یافته‌اند.»

    این حقوقدان می‌گوید: «باتوجه به اینکه در دانش جرم‌شناسی می‌گویند مجرمان همواره یک گام از دستگاه‌های انتظامی و امنیتی جلوتر هستند، لازم است دستگاه‌های ذی‌ربط ازجمله معاونت پیشگیری در دادسرا و نیروی انتظامی نسبت‌به رصد و شناسایی رفتار مجرمانه از سوی این شرکت‌ها و وب‌سایت‌ها و افراد فعال در این حوزه، اقدام مقتضی را در دستورکار خود قرار دهند.» او اضافه کرد: «به بیان دیگر کارشناسان حوزه امنیت سایبری لازم است راجع‌به نحوه فعالیت این شرکت‌ها و شیوه‌های رفتاری که ممکن است زمینه‌ساز خالی کردن حساب بانکی شهروندان یا سلب آسایش آنان شود، حساسیت دوچندان داشته باشند و با اقدام به‌موقع، مانع از این دست کلاهبرداری‌ها شوند.» جالب آنکه این وکیل پایه یک دادگستری در بخش پایانی صحبت‌هایش به «جهان‌صنعت» گفت: «مصادیقی مانند مزاحمت تلفنی، ارسال لینک‌های هک‌شده، هدایت شهروندان به‌سوی دستگاه‌های خودپرداز، دعوت شهروندان به خرید کالا با‌درصد تخفیف قابل‌توجه، تنها بخشی از مصادیق رفتارهای ارتکابی این وب‌سایت‌ها و افراد متخلف است.»

    بلاتکلیفی محرومان مجازی در راهروهای قدرت

    اما در شرایطی که دولت در این مدت پیوسته سعی کرده خود را حامی «رفع فیلترینگ» و مخالف سرسخت «خاموشی دیجیتال» جا بزند و اعضای دولت نیز تقریبا هر روز شعارهایی در این راستا سر می‌دهند، پرسش اصلی یعنی اینکه سرانجام این بلاتکلیفی خسارت‌بار میلیون‌های ایرانی جنگ‌زده در فضای مجازی کی پایان می‌یابد، کماکان پرسشی است بی‌پاسخ! جالب آنکه فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت که همین دیروز هم بار دیگر در معرض این پرسش قرار گرفت، باز هم از اعلام زمان دقیق گشایش اینترنت طفره رفت. او با تکرار همان شعارهای همیشگی که «دولت طرفدار محدودیت در دسترسی به اینترنت نیست» و «نگاه دولت نگاه عادلانه است بنابراین از هیچ‌گونه تبعیضی در دسترسی به هر منبعی ازجمله اینترنت دفاع نمی‌کند»، به حکم اخیر مسعود پزشکیان برای محمدرضا عارف و انتصاب این مقام ارشد دولتی به‌عنوان رییس ستاد راهبردی فضای مجازی اشاره کرده و گفته است: «با حکمی که آقای رییس‌جمهور به آقای عارف دادند به‌دنبال این هستیم که با حفظ همه موضوعاتی که وجود دارد، منویات رهبری و ملاحظاتی که وجود دارد، بتوانیم از موضوع اینترنت گره‌گشایی‌هایی کنیم تا شاهد وضعیت عادلانه‌ای باشیم.» پاسخی که به جز یک تغییر، عینا همان پاسخی است که در تمام این مدت تکرار شده؛ هرچند آن نکته خاص، اشاره سخنگوی دولت به رعایت «منویات رهبری» در این راستا بود که به هر حال موضوع حائز اهمیتی است. به هر تفسیر مهاجرانی در حالی بار دیگر از پروژه «طبقاتی‌سازی اینترنت» که با کلیدواژه «اینترنت پرو» بزک شده، دفاع کرد که در پایان این گفت‌وگوی کوتاه با ایسنا، وقتی خبرنگار از او پرسید که آیا در هفته آینده گشایشی در موضوع دسترسی به اینترنت رخ خواهد داد، گفت: «من از زمان‌بندی اطلاعی ندارم اما در اینکه جلسات با پیگیری آقای عارف در حال برگزاری است، تردیدی نیست. امیدوار هستیم که به‌زودی گشایش‌هایی در موضوع اینترنت حاصل شود.»

    اما این تنها یک سوی ماجراست؛ چه آنکه همزمان با ابراز امیدواری سخنگوی دولت نسبت‌به پایان بیش از ۸۰ روز خاموشی دیجیتال در ایران، سیدمحمد امین آقامیری، دبیر شورای‌عالی فضای مجازی که از چهره‌ها و مسوولان موافق محرومیت دائمی ایرانیان از اینترنت است، صبح دیروز در جمع اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس با اذعان به «تشدید حملات سایبری به کشور در جریان جنگ»، خواستار «پاک‌سازی فوری زیرساخت‌های کشور از سخت‌افزارهای آمریکایی» شده است آن‌هم در حالی که کارشناسان متفق‌القولند که یکی از دلایل آسیب‌پذیری شدید زیرساخت‌های ایران در مقابل حملات سایبری، همین اصرار نامعقول بر قطعی اینترنت و پافشاری بر اینترانت داخلی است. تاجایی که آقامیری هم اذعان کرده که «در ایام جنگ» روزانه بیش از یکصد حمله حرفه‌ای به کشور اتفاق می‌افتاد.

    بدین ترتیب در شرایطی که خسارت‌های «خاموشی دیجیتال» عملا نه‌تنها ابعاد گوناگون زندگی ایرانیان را تحت‌تاثیر قرار داده بلکه حتی آسیب‌های خطرناک امنیتی نیز به کشور وارد کرده، کماکان روشن نیست چرا مسوولان تا این میزان بر ادامه قطعی اینترنت و فروش «اینترنت پرو» و فیلترشکن‌ اصرار دارند!

  • تاریکخانه اقتصاد ایران؛ از شبح تورم تا انفجار نقدینگی

    تاریکخانه اقتصاد ایران؛ از شبح تورم تا انفجار نقدینگی

    به گزارش اقتصادران، با انتشار تازه‌ترین گزارش فصلی مرکز آمار ایران در بهار۱۴۰۵ تصویر روشنی از چالش‌هایی که اقتصاد کشور در ماه‌های پیش‌رو با آن روبه‌رو بوده نمایان شده؛ تصویری که نشان می‌دهد مسیر آینده رشد و ثبات اقتصادی بیش از هر زمان دیگری تحت‌تاثیر فشارهای انباشته سال گذشته قرار دارد. داده‌های رسمی منتشرشده امروز نشان می‌دهد تورمی که در زمستان۱۴۰۳ تا سطح ۵/‏۳۲‌درصد پایین آمده بود در پاییز۱۴۰۴ دوباره اوج گرفته و به‌۲/‏۴۲‌درصد رسیده؛ جهشی نزدیک به‌۱۰واحد‌درصد که اکنون در بهار۱۴۰۵ به‌یکی از مهم‌ترین تهدیدهای پیش‌روی سیاستگذاری تبدیل شده است. همزمان شاخص فلاکت اقتصادی با رسیدن به‌مرز روان‌شناختی ۵۰درصد و رشد اقتصادی با افت به‌۸/‏۲درصد، چشم‌انداز بازگشت به‌مسیر پایدار رشد را دشوارتر کردند.

    نگرانی اصلی اما در جای دیگری نهفته است. بخش پولی اقتصاد در پاییز۱۴۰۴ شاهد یک انفجار واقعی نقدینگی بوده است. رشد نقدینگی از ۹/‏۲۱‌درصد در پاییز۱۴۰۳ به‌۱/‏۳۳‌درصد در پاییز۱۴۰۴ رسیده و رشد پایه پولی نیز از ۲/‏۲۲‌درصد به‌۶/‏۲۸‌درصد افزایش یافته است. این جهش در حجم پول در شرایطی که تولید و رشد اقتصادی در رکود به‌سر می‌برد زنگ خطری جدی برای موج جدید تورم در ماه‌های آینده محسوب می‌شود. همزمان بخش تجارت خارجی نیز تصویر امیدوارکننده‌ای ارائه نمی‌دهد. صادرات کشور در پاییز۱۴۰۴ با افت ۷/‏۱۴‌درصدی نسبت‌به‌ دوره مشابه سال قبل روبه‌رو شده و واردات نیز ۱/‏۱۷‌درصد کاهش یافته که این افت همزمان در دوجبهه نشان‌دهنده فشار تحریم‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیک اخیر بر پیکره اقتصاد ایران است.

    در چنین شرایطی تنها نقطه نسبتا مثبت در آمارها کاهش نرخ بیکاری از ۲/‏۹‌درصد در سال۱۴۰۰ به‌۸/‏۷‌درصد در پاییز۱۴۰۴ است اما این بهبود در بازار کار نیز نتوانسته نرخ مشارکت را به‌طور معناداری تغییر دهد و این شاخص همچنان در محدوده ۴۰تا۴۱‌درصد نوسان می‌کند. حال پرسش اصلی این است که اقتصاد ایران در شرایط کنونی با تشدید تنش‌های منطقه‌ای و درگیری‌های اخیر با آمریکا و اسرائیل چه مسیری را در پیش خواهد گرفت و آیا سیاستگذاران توان مهار این بحران چندوجهی را خواهند داشت؟

    بازگشت شبح تورم؛ چگونه امید به‌کاهش قیمت‌ها فرو‌ریخت؟

    یکی از نگران‌کننده‌ترین تحولات اقتصاد ایران در یک‌سال اخیر بازگشت تورم به‌مدار صعودی پس از یک‌دوره کاهش نسبی است. نرخ تورم که در اوج خود در تابستان۱۴۰۲ به‌۱/‏۴۶‌درصد رسیده بود در یک روند کاهشی تا زمستان ۱۴۰۳ به‌۵/‏۳۲‌درصد تنزل یافت و این امیدواری را ایجاد کرد که شاید اقتصاد ایران بتواند وارد دوره‌ای از ثبات نسبی قیمت‌ها شود. این کاهش ۶/‏۱۳واحد‌درصدی در عرض شش‌ماه محصول مجموعه‌ای از عوامل بود؛ ازجمله کنترل نسبی نرخ ارز، کاهش انتظارات تورمی و مدیریت نقدینگی توسط بانک مرکزی اما این روند تنها چند ماه دوام آورد و از بهار۱۴۰۳ دوباره نشانه‌های بازگشت تورم نمایان شد.

    در بهار۱۴۰۳ نرخ تورم به‌۱/‏۳۶‌درصد افزایش یافت و این صعود در فصل‌های بعدی ادامه داشت. تابستان۱۴۰۳ با تورم ۲/‏۳۴‌درصدی و پاییز همان سال با تورم ۵/‏۳۲‌درصدی نشان می‌داد که اقتصاد هنوز در محدوده خطر قرار دارد اما آنچه در زمستان۱۴۰۳ و بهار۱۴۰۴ رخ داد تغییر مسیر قاطعی بود. تورم در بهار۱۴۰۴ به‌۵/‏۳۴درصد، در تابستان به‌۵/‏۳۷‌درصد و سرانجام در پاییز به‌۲/‏۴۲‌درصد رسید. این یعنی در عرض سه‌فصل ۷/‏۹واحد‌درصد به‌نرخ تورم افزوده شده و اقتصاد ایران دوباره به‌سمت تورم دورقمی بالا در حرکت است.

    علت اصلی این بازگشت تورم را باید در چندعامل کلیدی جست‌وجو کرد: نخست انفجار نقدینگی بوده که در پاییز۱۴۰۴ به‌اوج خود رسیده است. رشد نقدینگی ۱/‏۳۳‌درصدی و رشد پایه پولی ۶/‏۲۸درصدی به‌معنای تزریق حجم عظیمی پول به‌اقتصاد است که بدون رشد متناسب در تولید مستقیما به‌سمت افزایش قیمت‌ها هدایت می‌شود. دوم اینکه تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک و احتمال تحریم‌های جدید انتظارات تورمی را افزایش و فعالان اقتصادی را به‌سمت خرید کالا و دارایی‌ها سوق داده است. سوم اینکه کاهش تولید و رشد اقتصادی ضعیف باعث شده که بخش عرضه نتواند با افزایش تقاضای ناشی از رشد نقدینگی همگام شود و در نتیجه قیمت‌ها افزایش یابد.

    نکته قابل‌توجه این است که شاخص فلاکت اقتصادی که حاصل جمع نرخ تورم و نرخ بیکاری بوده در پاییز۱۴۰۴ به‌۵۰‌درصد رسیده است یعنی بالاترین رقم پس از دوره پیک تورمی سال۱۴۰۱ که این شاخص به‌۸/‏۵۴‌درصد رسیده بود. این عدد نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در یک بحران چندوجهی قرار دارد و فشار بر معیشت مردم به‌شدت افزایش یافته است. سوال اساسی این است که آیا سیاستگذاران پولی و مالی قادر خواهند بود با ابزارهای موجود این روند صعودی تورم را مهار کنند یا اینکه اقتصاد ایران در ماه‌های آینده شاهد تورمی حتی بالاتر از ۵۰‌درصد خواهد بود؟

    معمای رشد اقتصادی؛ چرا موتور تولید خاموش است؟

    یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد ایران در سال‌های اخیر ناتوانی در حفظ رشد اقتصادی پایدار و قابل‌اعتماد بوده است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که رشد اقتصادی کشور از ۶/‏۴‌درصد در سال۱۴۰۲ به‌۱/‏۳‌درصد در سال۱۴۰۳ کاهش یافته و در پاییز۱۴۰۴ تنها به‌۸/‏۲‌درصد رسیده اما داستان واقعی اقتصاد ایران زمانی آشکار می‌شود که به‌رشد اقتصادی بدون نفت نگاه کنیم. این شاخص که نشان‌دهنده عملکرد واقعی بخش تولیدی و خدماتی اقتصاد بوده در پاییز۱۴۰۴ تنها ۸/‏۱‌درصد بود که حاکی از رکود عمیق در بخش‌های غیرنفتی اقتصاد است.

    نگاه دقیق‌تر به‌روند فصلی رشد اقتصادی تصویر نگران‌کننده‌تری را نشان می‌دهد. در بهار۱۴۰۳ رشد اقتصادی ۷/‏۴‌درصد و رشد بدون نفت ۹/‏۲‌درصد بود که هنوز امیدوارکننده به‌نظر می‌رسید اما در تابستان همان سال این ارقام به‌۱/‏۳و۳/‏۲‌درصد کاهش یافت و در پاییز به‌۷/‏۱و۶/‏۱‌درصد سقوط کرد. سپس در زمستان۱۴۰۳ اقتصاد اندکی بهبود یافت و به‌۸/‏۲و۸/‏۱‌درصد رسید اما آنچه در بهار۱۴۰۴ رخ داد، زنگ خطری جدی بود. رشد اقتصادی برای اولین بار در این دوره منفی شد و به‌منفی۲/‏۰‌درصد رسید و رشد بدون نفت نیز به‌منفی۵/‏۰‌درصد کاهش یافت. این یعنی اقتصاد ایران در بهار۱۴۰۴ در واقع تجربه انقباض کرد و تولید ناخالص داخلی کاهش یافت.

    در تابستان و پاییز۱۴۰۴ اقتصاد دوباره به‌رشد مثبت بازگشت اما با ارقام بسیار ضعیف ۵/‏۰‌درصد در تابستان و ۸/‏۲‌درصد در پاییز. این نوسانات شدید و رشد ضعیف نشان‌دهنده چند مشکل ساختاری است: نخست وابستگی بیش‌ازحد به‌بخش نفت است. هرچند رشد بدون نفت هم ضعیف است اما همچنان بخش نفت نقش قابل‌توجهی در نوسانات رشد اقتصادی دارد. دوم محیط نامساعد کسب‌وکار و عدم‌قطعیت سیاسی و اقتصادی که باعث شده سرمایه‌گذاران از ورود به‌پروژه‌های بلندمدت خودداری کنند. سوم تحریم‌های بین‌المللی که دسترسی به‌تکنولوژی، تجهیزات و بازارهای خارجی را محدود کرده است. نکته دیگر این است که رشد اقتصادی ضعیف در کنار تورم بالا به‌معنای کاهش واقعی درآمد و قدرت خرید مردم است. وقتی اقتصاد با نرخ ۸/‏۲‌درصد رشد می‌کند اما تورم ۲/‏۴۲‌درصد است در واقع ارزش واقعی تولید ناخالص داخلی سرانه کاهش می‌یابد و مردم فقیرتر می‌شوند. این وضعیت را باید در کنار افزایش جمعیت نیز در نظر گرفت. با نرخ رشد جمعیت حدود یک‌درصد رشد اقتصادی ۸/‏۲‌درصدی به‌معنای رشد سرانه‌تنها ۸/‏۱‌درصد بوده که دربرابر تورم ۴۲درصدی عملا ناچیز است. بنابراین موتور تولید و رشد اقتصادی ایران درحال‌حاضر تقریبا خاموش است و بدون اصلاحات ساختاری جدی نمی‌توان انتظار بهبود قابل‌توجهی در این بخش داشت.

    انفجار نقدینگی؛ بمب ساعتی زیر پای اقتصاد

    یکی از خطرناک‌ترین تحولات اقتصاد ایران در پاییز۱۴۰۴ جهش شدید در رشد نقدینگی است که می‌تواند موج جدیدی از تورم را در ماه‌های آینده رقم بزند. رشد نقدینگی از ۹/‏۲۱‌درصد در پاییز۱۴۰۳ به‌۱/‏۳۳‌درصد در پاییز۱۴۰۴ افزایش یافته است یعنی افزایشی معادل ۲/‏۱۱واحد‌درصد که نشان‌دهنده تزریق حجم عظیمی پول به‌اقتصاد در یک دوره یکساله است. همزمان رشد پایه پولی نیز از ۲/‏۲۲‌درصد به‌۶/‏۲۸‌درصد رسیده و رشد شبه‌پول از ۷/‏۲۱‌درصد به‌۷/‏۳۴‌درصد جهش کرده است. این ارقام نشان می‌دهد که بانک مرکزی و سیستم بانکی کشور درحال خلق پول با نرخ بسیار بالایی هستند.

    برای درک بهتر وضعیت باید به‌روند تاریخی رشد نقدینگی نگاه کنیم. در سال۱۴۰۰ رشد نقدینگی ۳۹‌درصد بود که رقم بسیار بالایی محسوب می‌شد. در سال۱۴۰۱ این رقم به‌۱/‏۳۱‌درصد کاهش یافت و سال۱۴۰۲ به‌۳/‏۲۴‌درصد رسید که نشان‌دهنده تلاش بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی بود اما در بهار۱۴۰۳ شاهد یک کاهش شدید به‌۶‌درصد بودیم که احتمالا ناشی از سیاست‌های انقباضی شدید بود. این کاهش دوام نیاورد و از تابستان۱۴۰۳ رشد نقدینگی دوباره شروع به‌افزایش کرد؛ ۱/‏۱۵‌درصد در تابستان، ۹/‏۲۱‌درصد در پاییز، ۱/‏۲۹‌درصد در زمستان و سرانجام ۱/‏۳۳‌درصد در پاییز۱۴۰۴.

    این جهش در نقدینگی چند پیامد جدی دارد: نخست افزایش تقاضای کل در اقتصاد بدون افزایش متناسب در عرضه که مستقیما به‌تورم می‌انجامد. باتوجه به‌اینکه رشد اقتصادی در حدود ۲تا۳‌درصد است رشد نقدینگی ۳۳‌درصدی به‌معنای فاصله عظیمی بین رشد پول و رشد تولید بوده که این فاصله را تورم پر خواهد کرد. دوم افزایش انتظارات تورمی است. وقتی مردم و فعالان اقتصادی می‌بینند که حجم پول در اقتصاد به‌سرعت در حال افزایش است انتظار دارند که قیمت‌ها افزایش یابد و در نتیجه رفتارشان را بر این اساس تنظیم می‌کنند و به‌سمت خرید کالا و دارایی‌ها می‌روند که خود به‌افزایش قیمت‌ها دامن می‌زند.

    سوم کاهش ارزش پول ملی است. وقتی عرضه پول با سرعت بالایی افزایش یافته ارزش آن کاهش می‌یابد و این می‌تواند به‌فشار بر نرخ ارز منجر شود. چهارم تشدید نابرابری محسوب می‌شود. افزایش نقدینگی معمولا از طریق سیستم بانکی و به‌بخش‌هایی از اقتصاد تزریق شده که به‌سیستم مالی دسترسی دارند و این باعث می‌شود که کسانی که دارایی داشته یا به‌سیستم بانکی دسترسی دارند از تورم سود ببرند درحالی‌که اقشار کم‌درآمد که درآمدشان ثابت است بیشترین فشار را متحمل می‌شوند. سوال اساسی این بوده که چرا رشد نقدینگی با این سرعت افزایش یافته است؟ پاسخ احتمالا در کسری بودجه دولت و تامین مالی آن ازطریق استقراض از بانک مرکزی و تسهیلات بانکی به‌بخش‌های مختلف اقتصاد نهفته است. بدون کنترل جدی این روند، اقتصاد ایران می‌تواند در ماه‌های آینده با یک بحران تورمی جدید روبه‌رو شود.

    تجارت خارجی در سراشیبی؛ صادرات و واردات همزمان افت کردند

    بخش تجارت خارجی اقتصاد ایران در سال‌های اخیر یکی از پرنوسان‌ترین بخش‌ها بوده و آمارهای اخیر نشان می‌دهد که این بخش در حال ورود به‌یک دوره رکود جدی است. صادرات کشور که در پاییز۱۴۰۳ رشد قابل‌توجه ۹/‏۴۴‌درصدی را تجربه کرده بود در پاییز۱۴۰۴ با افت ۷/‏۱۴‌درصدی نسبت‌به‌ دوره مشابه سال قبل روبه‌رو شده است. همزمان واردات نیز که در پاییز۱۴۰۳ رشد ۱/‏۱۳‌درصدی داشت در پاییز سال بعد با کاهش ۱/‏۱۷‌درصدی مواجه شده است. این یعنی هردوجبهه تجارت خارجی ایران در حال عقب‌نشینی هستند که نشان‌دهنده فشار شدید تحریم‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیک بر این بخش است.

    برای درک بهتر وضعیت باید به‌روند تاریخی صادرات نگاه کنیم. در سال‌های۱۴۰۰و۱۴۰۱ صادرات به‌ترتیب رشد ۳۹ و ۸/‏۱۱‌درصدی را تجربه کرد اما در سال۱۴۰۲ با افت ۴/‏۷‌درصدی روبه‌رو شد. در تابستان۱۴۰۲ صادرات با یک افت شدید ۸/‏۵۲‌درصدی مواجه شد که بدترین عملکرد در این دوره بود اما در پاییز همان سال، صادرات با رشد ۹/‏۳‌درصدی اندکی بهبود یافت و در پاییز۱۴۰۳ به‌رشد ۹/‏۴۴‌درصدی رسید که بهترین عملکرد در این دوره محسوب می‌شد. این نوسانات شدید نشان می‌دهد که صادرات ایران تحت تاثیر عوامل خارجی و سیاسی قرار دارد و ثبات ندارد. اکنون در پاییز۱۴۰۴ صادرات دوباره با افت ۷/‏۱۴‌درصدی روبه‌رو شده که نشان‌دهنده تشدید مشکلات در این بخش است.

    در سمت واردات نیز وضعیت مشابه است. واردات در سال‌های۱۴۰۰و۱۴۰۱ به‌ترتیب رشد ۳/‏۳۶ و ۸/‏۱۳‌درصدی داشت اما در سال۱۴۰۲ با رشد ۹/‏۱۰‌درصدی روبه‌رو شد. در تابستان۱۴۰۲ واردات با افت شدید ۵/‏۳۹درصدی مواجه شد و این روند کاهشی تا زمستان ۱۴۰۲ ادامه یافت. در سال۱۴۰۳ واردات اندکی بهبود یافت اما در سال۱۴۰۴ دوباره وارد مسیر نزولی شد؛ بهار۱۴۰۴ با افت ۶/‏۷درصدی، تابستان با افت ۵/‏۱۹‌درصدی و پاییز با افت ۱/‏۱۷درصدی. این کاهش واردات می‌تواند نشان‌دهنده کاهش قدرت خرید و تقاضای داخلی، محدودیت‌های ارزی یا تحریم‌ها باشد.

    نکته مهم این است که درجه بازبودن اقتصاد که نشان‌دهنده میزان وابستگی اقتصاد به‌تجارت خارجی بوده در حال افزایش است و از ۵/‏۳۷‌درصد در تابستان۱۴۰۲ به‌۲/‏۴۵‌درصد در پاییز۱۴۰۳ رسیده اما در پاییز۱۴۰۴ به‌۴/‏۴۱‌درصد کاهش یافته است. این یعنی اقتصاد ایران همچنان به‌تجارت خارجی وابسته بوده  اما در حال حاضر این بخش در حال ضعف است. افت همزمان صادرات و واردات نشان‌دهنده یک رکود در تجارت خارجی است که می‌تواند پیامدهای جدی برای اقتصاد داخلی داشته باشد؛ از جمله کاهش درآمدهای ارزی، محدودیت در واردات کالاهای سرمایه‌ای و مواد اولیه و در نتیجه کاهش تولید و رشد اقتصادی. این وضعیت در شرایطی رخ می‌دهد که تنش‌های منطقه‌ای و درگیری‌های اخیر با آمریکا و اسرائیل، فضا را برای بهبود تجارت خارجی دشوارتر کرده است.

    بازار کار؛ تنها نقطه روشن درمیان تاریکی‌ها

    درمیان شاخص‌های نگران‌کننده اقتصاد ایران بازار کار تنها بخشی است که تصویر نسبتا مثبتی ارائه می‌دهد، هرچند این بهبود نیز با پرسش‌ها و ابهاماتی همراه است. نرخ بیکاری از ۲/‏۹‌درصد در سال۱۴۰۰ به‌۸/‏۷‌درصد در پاییز۱۴۰۴ کاهش یافته؛ کاهشی معادل ۴/‏۱واحد‌درصد که در شرایط رکود اقتصادی قابل‌توجه به‌نظر می‌رسد. این روند کاهشی نسبتا پایدار بوده؛ از ۹‌درصد در سال۱۴۰۱ به‌۱/‏۸‌درصد در سال۱۴۰۲، سپس به‌۶/‏۷‌درصد در سال۱۴۰۳ و اکنون به‌۸/‏۷‌درصد در پاییز۱۴۰۴. البته باید توجه داشت که نرخ بیکاری در فصول مختلف نوسان داشته؛ پایین‌ترین رقم در پاییز۱۴۰۳ با ۲/‏۷‌درصد بوده و بالاترین رقم اخیر در زمستان۱۴۰۲ با ۶/‏۸‌درصد ثبت شده است.

    کاهش نرخ بیکاری اما تنها یک بعد از داستان بازار کار است. نرخ مشارکت اقتصادی که نشان می‌دهد چه ‌درصدی از جمعیت در سن کار در بازار کار حضور دارند یا به‌دنبال کار هستند در همین دوره تغییر چندانی نکرده و در محدوده ۴۰تا۴۱‌درصد نوسان داشته است. در سال۱۴۰۰و۱۴۰۱ نرخ مشارکت ۹/‏۴۰‌درصد بود، در سال۱۴۰۲ به‌۳/‏۴۱‌درصد افزایش یافت و در سال۱۴۰۳ به‌۴۱‌درصد رسید. در پاییز۱۴۰۴ این رقم ۷/‏۴۰‌درصد است که نشان می‌دهد تقریبا ۶۰‌درصد از جمعیت در سن کار در بازار کار حضور ندارند. این رقم پایین نرخ مشارکت یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد ایران است و نشان می‌دهد که بسیاری از افراد به‌ویژه زنان از بازار کار خارج ماندند یا به‌دنبال کار نیستند.

    حال پرسش اساسی این است که چگونه در شرایطی که رشد اقتصادی ضعیف است نرخ بیکاری کاهش یافته است؟ چند تفسیر ممکن وجود دارد: نخست احتمال افزایش اشتغال در بخش غیررسمی اقتصاد؛ ممکن است بسیاری از افرادی که بیکار بودند به‌مشاغل غیررسمی، کم‌درآمد و بدون تضمین‌های اجتماعی روی آورده باشند که در آمار رسمی به‌عنوان شاغل ثبت می‌شوند. دوم افزایش اشتغال در بخش خدمات به‌ویژه خدمات کم‌مهارت که معمولا با بهره‌وری پایین همراه است. سوم احتمال کاهش کیفیت اشتغال؛ یعنی افراد ممکن است مشاغلی پیدا کرده باشند که درآمد پایین‌تر، ساعات کار کمتر یا شرایط کاری نامناسب‌تری دارند.

    نکته دیگر این است که کاهش نرخ بیکاری در شرایطی رخ داده که نرخ مشارکت تغییر چندانی نکرده است.

    این می‌تواند به‌معنای آن باشد که بخشی از جمعیت بیکار به‌سادگی از بازار کار خارج شدند و دیگر به‌دنبال کار نیستند که این امر در شمارش نرخ بیکاری منظور نمی‌شود.

    باید در نظر گرفت که افزایش اشتغال در شرایطی که تورم ۴۲‌درصد است الزاما به‌معنای بهبود معیشت نیست؛ بسیاری از شاغلان ممکن است درآمدهایی داشته باشند که با تورم همگام نشده و قدرت خرید واقعی آنها کاهش یافته باشد. بنابراین هرچند کاهش نرخ بیکاری خبر خوبی است اما باید با احتیاط به‌آن نگاه کرد و پرسید که آیا این اشتغال اشتغال با‌کیفیت، پایدار و درآمدزاست یا صرفا انتقال نیروی کار از بیکاری به‌اشتغال ناامن و کم‌درآمد؟

    نگاهی به‌آینده؛ سناریوهای محتمل پیش‌رو

    باتوجه به‌شاخص‌های کنونی و روندهای موجود می‌توان سه‌سناریوی محتمل برای اقتصاد ایران در ماه‌های آینده ترسیم کرد: سناریوی اول که متاسفانه محتمل‌ترین سناریو بوده ادامه روند کنونی و تشدید بحران است. در این سناریو رشد نقدینگی همچنان بالا باقی می‌ماند، سیاست‌های انقباضی جدی اجرا نمی‌شود و تنش‌های ژئوپلیتیک ادامه می‌یابد. در چنین وضعیتی نرخ تورم می‌تواند تا پایان سال۱۴۰۴ به‌محدوده ۵۰تا۵۵‌درصد برسد و شاخص فلاکت نیز به‌بالای ۵۵‌درصد صعود کند. رشد اقتصادی در این سناریو، در محدوده یک‌تا۲‌درصد باقی می‌ماند یا حتی ممکن است در برخی فصول منفی شود. صادرات و واردات نیز همچنان تحت فشار باقی می‌مانند و تجارت خارجی با رکود مواجه می‌شود. در این سناریو فشار بر معیشت مردم شدت می‌یابد، نابرابری افزایش می‌یابد و اقتصاد وارد یک دوره رکود تورمی عمیق می‌شود.

    سناریوی دوم که امیدوارانه‌تر اما نیازمند اقدامات جدی سیاستگذاران بوده ثبات نسبی و کنترل بحران است. در این سناریو بانک مرکزی سیاست‌های انقباضی جدی را اجرا می‌کند، رشد نقدینگی به‌زیر ۲۰‌درصد کاهش می‌یابد و دولت کسری بودجه خود را کنترل می‌کند. همزمان تنش‌های ژئوپلیتیک تاحدی کاهش می‌یابد و فضای کسب‌وکار بهبود می‌یابد. در این سناریو نرخ تورم می‌تواند تا پایان سال۱۴۰۴ در محدوده ۳۵تا۴۰‌درصد تثبیت شود و رشد اقتصادی به‌محدوده ۳تا۴‌درصد برسد. صادرات و واردات نیز با بهبود نسبی روبه‌رو می‌شوند و تجارت خارجی دوباره به‌مسیر رشد بازمی‌گردد. در این سناریو اقتصاد ایران وارد یک دوره ثبات نسبی می‌شود و فضا برای اصلاحات ساختاری بلندمدت فراهم می‌شود.

    سناریوی سوم که کمتر محتمل اما امکان‌پذیر بوده وقوع یک شوک خارجی یا داخلی و تشدید ناگهانی بحران است. این شوک می‌تواند به‌صورت تحریم‌های شدید جدید، قطع کامل روابط بانکی بین‌المللی، درگیری نظامی گسترده یا یک بحران بانکی داخلی باشد. در این سناریو نرخ تورم می‌تواند به‌سرعت به‌بالای۶۰ یا حتی ۷۰‌درصد برسد، رشد اقتصادی به‌شدت منفی شود و نرخ ارز جهش قابل‌توجهی داشته باشد. در چنین شرایطی اقتصاد ایران وارد یک بحران عمیق می‌شود که برون‌رفت از آن سال‌ها زمان می‌برد و هزینه‌های سنگینی بر دوش جامعه تحمیل می‌کند. البته احتمال این سناریو کمتر است اما نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

    باتوجه به‌شرایط کنونی سناریوی اول(ادامه روند کنونی و تشدید تدریجی بحران) محتمل‌ترین مسیر پیش‌روی اقتصاد ایران است مگر اینکه سیاستگذاران اقدامات جدی و هماهنگ برای کنترل نقدینگی، بهبود محیط کسب‌وکار و کاهش تنش‌های سیاسی انجام دهند. هشدار اصلی این است که زمان برای اقدام درحال اتمام است و هرچه بحران عمیق‌تر شده هزینه برون‌رفت از آن سنگین‌تر می‌شود. اقتصاد ایران در یک نقطه حساس قرار دارد و تصمیمات چند ماه آینده سرنوشت اقتصادی کشور در سال‌های آینده را تعیین خواهد کرد. سوال اساسی این است: آیا سیاستگذاران آمادگی، اراده و توان لازم برای اتخاذ تصمیمات سخت اما ضروری را دارند یا اینکه اقتصاد ایران به‌سمت یک بحران عمیق‌تر سوق داده خواهد شد؟

  • افزایش مهلت پرداخت اقساط و بدهی تسهیلاتی در بانک صادرات ایران

    افزایش مهلت پرداخت اقساط و بدهی تسهیلاتی در بانک صادرات ایران

    به گزارش اقتصادران به نقل از روابط‌عمومی بانک صادرات ایران، جزئیات این بسته حمایتی به نحوی است که دایره وسیعی از مشتریان را پوشش می‌دهد و خانوارها، کارآفرینان، صاحبان کارگاه‌ها و بنگاه‌های اقتصادیِ دارای اقساط عقب‌افتاده یا بازپرداخت سررسیدشده را دربرمی‌گیرد.

    تعویق ۳ ماهه اقساط و همراهی با خانواده‌ها

    رفع دغدغه‌های مالی اقشار مختلف جامعه، جز محورهای اصلی بسته حمایتی بانک صادرات ایران است. بر این اساس آن دسته از دریافت‌کننده‌های تسهیلات و وام‌های قرض‌الحسنه که در شروع جنگ رمضان بدهی نداشته و اقساط آنها در دوره «اضطرار» شامل ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۹ خرداد ۱۴۰۵ به تعویق افتاده باشد، می‌توانند مجموع مبلغ اقساط عقب‌افتاده خود طی ۳ ماه مذکور را در پایان دوره بازپرداخت تسهیلات، تسویه کنند.
    بیشتر دریافت‌کننده‌های این قبیل وام‌های قرض‌الحسنه و تسهیلات را مشتریان خرد تشکیل می‌دهند، بنابراین بخش قابل توجهی از تمرکز طرح، متوجه خانوارها و تامین مالی آنهاست.

    مهلت به غیراقساطی‌ها و حمایت از کسب‌وکارها

    مشتریان تسهیلات غیراقساطی، گروه دیگری هستند که با شرایط ویژه‌ای تحت پوشش قرار گرفته‌اند. این افراد با شرط نداشتن بدهی در شروع جنگ و وجود سررسید بازپرداخت در دوره اضطرار می‌توانند برای تسویه از فرصت ۳ ماهه استفاده کنند. حداکثر زمان برای ثبت درخواست از سوی مشتریان تسهیلات غیراقساطی و همچنین وام‌های اقساطی بیان‌شده، تا ۹ خردادماه سال جاری تعیین شده است.

    فرصت ۶ ماهه برای کارآفرینان و صاحبان واحدهای تولیدی

    صاحبان مشاغل، کارگاه‌ها و بنگاه‌های تولیدی نیز در طرح حمایتی بانک صادرات ایران جا دارند؛ این گروه می‌توانند ضمن ارائه معرفی‌نامه از شورای تامین استان یا شهرستان و با پرداخت ۷٫۵ درصد از مانده کل بدهی غیرجاری خود، از مهلت ۶ ماهه برای پرداخت کامل بدهی بهره‌مند شوند. به این ترتیب فرصت مناسبی در اختیار کارآفرینان قرار می‌گیرد تا برای رفع چالش‌های نقدینگی واحد تولیدی خود با دغدغه کمتری روبرو باشند.
    بانک صادرات ایران پیش از این نیز با هدف کاهش دغدغه‌های مالی شهروندان، نسبت به حذف جریمه اقساط مربوط به دوره جنگ برای وام‌های قرض‌الحسنه و تسهیلات تا سقف ۷ میلیارد ریال و اعطای بسته اعتباری ویژه به واحدهای تولیدی متاثر اقدام کرده است.
  • بازگشت صنعت نشر به عصر قاجار!!!

    بازگشت صنعت نشر به عصر قاجار!!!

    به گزارش اقتصادران،  صنعت نشر ایران در سال‌های اخیر فراز و نشیب‌های متعددی را پشت سر گذاشته است، اما تحولات اقتصادی ماه‌های آغازین سال ۱۴۰۵، این حوزه را با چالش‌هایی جدی‌تر و ملموس‌تر مواجه کرده است.

    بازار کتاب که همواره تحت تأثیر نوسانات قیمت ارز، هزینه‌های لجستیک و تغییرات قدرت خرید عمومی قرار داشته، اکنون با موج جدیدی از افزایش قیمت مواد اولیه، به ویژه کاغذ، روبه‌رو است؛ سازوکاری اقتصادی که به طور مستقیم بر بهای تمام‌شده‌ی کتاب و به تبع آن، بر رفتار مصرف‌کننده در بازار فرهنگ اثر می‌گذارد.

    بررسی‌های میدانی و آمارهای غیررسمی نشان می‌دهند که قیمت کاغذ تحریر در فواصل زمانی کوتاه با جهش‌های چشمگیری مواجه شده و زنجیره‌ای از افزایش هزینه‌ها را در بخش‌های لیتوگرافی، چاپ، صحافی و حتی ملزومات جانبی مانند تونر و مرکب به همراه داشته است.

    این زنجیره تأمین گران‌قیمت، ناشران را در موقعیت دشواری برای قیمت‌گذاری آثار جدید قرار می‌دهد. از یک سو، فرمول‌های دقیق حسابداری و هزینه‌های فزاینده‌ی تولید، افزایش بهای پشت جلد را ناگزیر می‌سازد و از سوی دیگر، روان‌شناسی بازار و آگاهی از سقف توان مالی مخاطبان، سدی در برابر افزایش منطقی قیمت‌ها ایجاد می‌کند.

    در این میان، بیم آن می‌رود که کتاب به تدریج از فهرست کالاهای ضروری خانواده‌های با درآمد متوسط و کم‌درآمد خارج شده و به کالایی لوکس یا صرفا تزیینی تبدیل شود.

    هم‌زمان با این تحولات ساختاری در بخش تولید، فضای تبادل فرهنگی کشور تحت تأثیر برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب قرار دارد؛ رویدادی که همواره به عنوان بستری نوین برای دسترسی عادلانه‌تر مخاطبان سراسر کشور به تازه‌های نشر شکل گرفته و بسیاری از ناشران، بخش عمده‌ای از نقدینگی و برنامه‌ریزی مالی سالانه‌ی خود را بر پایه‌ی مناسبات فروش در نمایشگاه کتاب تنظیم می‌کنند. با این حال، نمایشگاه مجازی امسال با تغییراتی در سیاست‌های حمایتی و نحوه تخصیص یارانه‌ها همراه بوده است. حذف بن‌های خرید سنتی که پیش از این در قالب سهمیه‌های مشخص به قشرهایی نظیر دانشجویان، طلاب و اساتید دانشگاه تعلق می‌گرفت و جایگزینی آن با ساختارهای جدید تخفیف مبتنی بر سقف‌های خرید بالاتر، واکنش‌های متفاوتی را در میان فعالان این صنف برانگیخته است.

    برخی از کارشناسان و مدیران نشر معتقدند این دستکاری در سیستم حمایتی، جریان سنتی خرید را دستخوش تغییر کرده و آمار فاکتورهای صادرشده در فضای مجازی را به شکل مشهودی کاهش داده است.

    در این میان، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که تعادل میان «حفظ حیات اقتصادی بنگاه‌های نشر» و «تضمین دسترسی عادلانه جامعه به محصولات فرهنگی» چگونه باید برقرار شود؟

    آیا در شرایط کنونی، ورود و مداخله‌ی حمایتی دولت در بخش بسترسازی و اعطای یارانه‌های مستقیم به خریداران در بسترهای مجازی می‌تواند راهگشا باشد، یا اینکه بازار باید بر اساس مکانیزم‌های عرضه و تقاضا و نوآوری‌های بخش خصوصی مسیر خود را پیدا کند؟

    برای بررسی دقیق‌تر این ابهامات و درک واقعیت‌های جاری در بدنه صنف، به سراغ دو تن از مدیران حوزه نشر رفته‌ایم.

    محمدعلی جعفریه، مدیر نشر ثالث و علیرضا رئیس‌دانایی، مدیر نشر نگاه، در گفت‌وگوهای پیش‌رو، تصویری از تأثیر گرانی کاغذ بر تیراژ آثار، پیامدهای حذف بن‌های نمایشگاهی و آینده‌ی مبهم سرانه مطالعه در کشور ارائه می‌دهند.

    واقعیتی به نام دو برابر شدن قیمت کتاب در چند ماه

    محمدعلی جعفریه با ابراز بی‌اطلاعی از جزئیات حذف کامل بن‌های خرید کتاب که سال‌های گذشته به دانشجویان، اساتید و قشرهای مختلف جامعه تعلق می‌گرفت، در واکنش به تبیین شرایط جدید نمایشگاه مبنی بر ارائه تخفیف ۲۵ درصدی صرفا برای خریدهای بالای دو میلیون تومان، گفت: «خب آن ۱۵ درصد تخفیف هست. الان مردم دارند با همان ۱۵ درصد خرید می‌کنند؛ آن تخفیف را هم که خود ناشر دارد می‌دهد.»

    جعفریه در ادامه با اشاره به این که فرآیند گرانی کالاها تنها به بخش کاغذ محدود نمی‌شود، به تشریح زنجیره هزینه‌های پنهان در صنعت نشر پرداخت و افزود: «ببینید، فقط مسئله‌ی کاغذ نیست؛ هزینه‌های چاپ، لیتوگرافی و بقیه موارد هم هست. حقوق‌ها هم بیشتر شده است؛ یعنی تولید کتاب را هم باید مثل تولید تمام کالاهای دیگر، یک کار تولیدی در نظر بگیریم. نسبت به کالاهای دیگر، کتاب هم گران شده است؛ ولی خب، شما مثلا نمی‌توانی قیمت کتاب را کاملا بر اساس فرمول‌های دقیق حسابداری تعیین کنی، چون توان و قدرت خرید خواننده کشش بیشتر از این را ندارد. یعنی حتی اگر قدرت خرید بیشتر هم نشود، از نظر اقتصادی چون مردم به کتاب ارزان عادت کرده‌اند، خریدار کم می‌شود. ولی من فکر می‌کنم از قبل از عید، یعنی از اسفندماه یا مثلا بهمن‌ماه به این سو تا الان، قیمت کتاب دو برابر شده است.»

    کتاب در اولویت زندگی ما ایرانی‌ها نیست، اما جایگزین گل و شیرینی شده است

    با توجه به این واقعیت که افزایش دو برابری قیمت‌ها عملا بار مالی سنگینی به خانواده‌ها تحمیل می‌کند و با توجه به حقوق پایه‌ وزارت کار، کتاب نمی‌تواند اولویت اصلی یک خانواده باشد، جعفریه در تبیین وضعیت مخاطبان و خروج این کالا از سبد خرید خانوار تشریح کرد: «خب الان شرایط سختی وجود دارد ولی در مورد اولویت بودن کتاب در سبد خرید،  همیشه هم همین‌طور بوده است. کلا کتاب در اولویت زندگی ما ایرانی‌ها نیست. حالا با این شرایط خاصی هم که پیش می‌آید، یا کلا خارج می‌شود یا کمتر می‌شود. اما ببینید، خریداران دیگری هم در حوزه کتاب اضافه شده‌اند؛ چون خیلی از مردم پیش از این کتاب را انتخاب نمی‌کردند، ولی الان به‌خاطر اینکه کالاهای دیگر مثل گل و شیرینی گران شده‌اند، به سراغ کتاب می‌آیند. امکان دارد خودشان نتوانند کتاب بخوانند، اما به یکدیگر کتاب هدیه می‌دهند. ضمن اینکه کتاب‌ها به سمت و سویی می‌روند که شکل و شمایل ظاهری و فیزیکی‌شان قابل هدیه دادن باشد؛ من با محتوای آن کار ندارم، اما از نظر فیزیکی برای کتاب‌ها این اتفاق رخ داده است.»

    اگر دولت می‌خواهد کاری کند، باید به خواننده یارانه بدهد

    این فعال عرصه نشر در پایان با تاکید بر این موضوع که  انتشارات  بخش خصوصی مسیر خود را طی می‌کنند و از طریق سایت خود تخفیف‌های ۲۰ تا ۲۵ درصدی را برای دسترسی مخاطبان در نظر می‌گیرند، به وظیفه حاکمیت در قبال بسترسازی فرهنگی اشاره کرد و اظهار داشت: «ببینید، مثلا در جنگ جهانی دوم، دولت فرانسه یکی از یارانه‌هایی که پرداخت می‌کرد، یارانه به رنگ برای نقاشی بود؛ یعنی دولت اجازه نداد رنگ گران شود تا هنر شکوفا بماند. اگر دولت می‌خواهد کاری کند، باید به خواننده یارانه بدهد. ناشر بالاخره کار خودش را پیدا می‌کند. ما هم مثل صنعت‌های دیگر بالاخره مجبوریم بسازیم و جلو برویم، همان‌طور که سال‌ها توانسته‌ایم سر پا بمانیم در ادامه هم مجبوریم این کار را ادامه دهیم. اگر دولت واقعا می‌خواهد کاری انجام بدهد، باید آن یارانه فرهنگی را به خریدار و خواننده‌ کتاب بدهد.»

    بازگشت به دوره قاجار با کاغذ بندی ۶ میلیون تومانی!

    در ادامه گفتگویی با علیرضا رئیس‌دانایی، مدیر نشر نگاه انجام دادیم.

    این ناشر با اشاره به افزایش ناگهانی و دو برابری قیمت کاغذ نسبت به اواخر سال گذشته، به تشریح ابعاد هولناک این گرانی در زنجیره ملزومات چاپ پرداخت و گفت: «وقتی کاغذ تقریبا نسبت به قبل دو برابر شده، یعنی حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد روی قیمت تمام‌شده‌ی کتاب رفته است. با کاغذ بندی شش یا هفت میلیون تومانی، واقعا چاپ کتاب دیگر مقرون‌به‌صرفه نیست و اصلا نمی‌شود کار کرد. از طرفی ملزومات چاپ هم به‌شدت گران شده است؛ مثلا تونری که قبل از عید ۷۰۰ هزار تومان می‌خریدیم، الان می‌گویند دو میلیون تومان شده است.»

    رئیس‌دانایی ادامه داد: «یا قیمت مرکب که سه برابر شده و کمیاب شده است، به قول معروف داریم به دوره قاجار برمی‌گردیم؛ یعنی چی؟ یعنی اینکه با این کمبودها دوباره باید کتاب را با نخ ببندیم. اصلا فضای کار فرق کرده است. این وضعیت مثل این می‌ماند که ما ۵۰ سال پیش یک زندگی نرمال و سنتی داشتیم، بعد آمدند زندگی ما را مدرن کردند و بردند در طبقه بیستم یک آپارتمان؛ حالا در آن طبقه، برق نیست، آب قطع است و حتی درِ حیاط را هم نمی‌توانی باز کنی. کار ما الان همین شکل را پیدا کرده است. واقعیت این است که کاغذ برای ناشر مثل بنزین برای راننده تاکسی است؛ وقتی راننده بنزین نداشته باشد، دیگر فرقی نمی‌کند ماشینش بنز باشد یا ژیان و پیکان. بله، ماشین بنزین ندارد. دو هفته پیش می‌گفتند کاغذ مقوا ۱۸۰ تومان است، کاغذ تحریر ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، اما یک هفته بعدش گفتند ۶ میلیون تومان شده است. حالا ۱۰۰ تومان ارزون شده و همه خوشحالند، اما در واقعیت قیمت دو برابر شده است.»

    از روزی ۲۵۰۰ فاکتور به ۲۵۰ فاکتور رسیده‌ایم/ سرمایه ناشر آب می‌رود

    رئیس‌دانایی در ادامه تشریح چالش‌های نمایشگاه امسال و سنجش میزان فروش با توجه به قدرت خرید جامعه، به کاهش شدید آمار فروش اشاره کرد و افزود: «تا الان که با شما حرف می‌زنم، ما هر سال در نمایشگاه روزی ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ فاکتور فروش داشتیم، اما امسال این عدد به ۲۵۰ فاکتور رسیده است؛ یعنی فروش ما یک‌دهم شده است. یک بخش عظیمی از این مشکل به این برمی‌گردد که کتاب‌های موجود در بازار با قیمت‌های قبلی، الان دیگر مفت و ارزان محسوب می‌شوند. قبل از عید کتابی از آقای خرمشاهی به نام “کیمیای سعادت” داشتیم که قیمت آن ۷۰۰ هزار تومان بود؛ الان که دوباره چاپ کرده‌ایم قیمت آن بالا رفته است، اما اگر همین امروز که با شما حرف می‌زنم بخواهیم دوباره برای چاپ جدیدش کاغذ بخریم، باید قیمت کتاب را بگذاریم ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار یا ۴ میلیون تومان. خب مشخص است که دیگر قدرت خریدی برای آن وجود ندارد. البته این را یادمان باشد و نگوییم مردم کتاب نمی‌خرند؛ کتاب خوب را خیلی هم می‌خرند، اما توانش نیست. هر روز تیراژ کتاب پایین‌تر می‌آید از تیراژ سه هزارتایی به هزارتایی رسیدیم و الان به جایی رسیده‌ایم که به جای ۳۰۰ جلد، مجبور می‌شویم ۱۰۰ جلد چاپ کنیم و این‌جوری سرمایه و تیراژ ما مرتب تحلیل می‌رود.»

    داستان شاخه آهن و میخی که برای ناشران باقی می‌ماند

    او با تاکید بر این موضوع که نفسِ وجود نمایشگاه کتاب موجبات ارتقای فرهنگی جامعه را فراهم می‌سازد، وضعیت اقتصادی حاکم بر آن را نگران‌کننده خواند و اظهار داشت: «نمایشگاه کتاب چه در شکل مجازی و چه در حضور فیزیکی، از بابت ارتقای فرهنگی و ترویج علم و دانش اتفاق بسیار خوبی است؛ ولی از اینکه شرایط اجتماعی و اقتصادی ما الان به این صورت درآمده، خیلی بد است. من یک قصه خیلی ساده و واقعی برای شما بگویم؛ یک زن و شوهری یک شاخه آهن در خانه‌شان بود که چند سالی افتاده بود. آن را زمان خودشان ۵۰ لیر خریده بودند. یک روز زنش آمد و گفت شوهرجان، این را ۱۰۰ لیر می‌خرند؛ فوری آن را فروختند و خوشحال شدند. سه چهار روز بعد رفتند که با آن ۱۰۰ لیر دوباره آهن بخرند، دیدند فقط نصف شاخه آهن می‌دهند. همان نصف شاخه را خریدند و چند وقت بعد به قیمت ۲۰۰ لیر فروختند و باز هم خوشحال شدند. همین‌جوری هی خریدند و فروختند تا اینکه آخر سر، با کل پولی که از معامله‌ها جمع شده بود و رفتند چیزی بخرند، فقط یک دانه “میخ” به آن‌ها دادند. یعنی یک شاخه آهن بزرگ تبدیل به یک میخ شد؛ الان وضعیت کتاب و نشر ما هم دقیقا همین‌جوری است. ما الان کتاب شاملو داریم که قیمتش یک میلیون تومان است؛ یا دیوان حسین منزوی را چاپ کردیم ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. اگر همین‌ها را بخواهیم با کاغذ بندی ۶ میلیون تومانی امروز چاپ کنیم، قیمت همین آثار خیلی از این بیشتر می‌شود. در این وضعیت چند نفر دست در جیبشان می‌کنند تا بیایند کتاب حسین منزوی یا شاملو را این قدر گران بخرند؟ به نظر می‌رسد دیگر کسی سمتش نمی‌آید و این، ماجرای خیلی تلخی است.»

     

  • خبر مهم بنزینی / یک تغییر بزرگ برای کارت‌های سوخت در راه است؟

    خبر مهم بنزینی / یک تغییر بزرگ برای کارت‌های سوخت در راه است؟

    به گزارش اقتصادران، کرامت ویس‌کرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران اظهار داشت: طرحی را در حال اجرا داریم که امکان ردیابی و شناسایی سوخت‌گیری با کارت‌های سوخت اضطراری را فراهم می‌کند، به‌طوری که تراکنش‌هایی که با کارت آزاد جایگاه‌ها انجام می‌شود، شناسه‌دار می‌شوند.

    برنا نوست: وی افزود: اگر راننده‌ای از این کارت‌ها در جایگاه سوخت استفاده کند، سامانه می‌تواند مشخص کند چه کسی سوخت را دریافت کرده، چه مقدار سوخت دریافت شده و این سوخت‌گیری مربوط به کدام خودرو بوده است.

    ویس کرمی خاطرنشان کرد: تیم سامانه هوشمند سوخت طراحی این طرح را انجام داده و این طرح در حال آماده‌سازی برای اجرای آزمایشی در دو نقطه از تهران است.

    مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران تصریح کرد: این طرح می‌تواند ردیابی دقیق توزیع سوخت را ممکن کند؛ به‌گونه‌ای که مشخص باشد سوخت به چه کسی تحویل داده شده و او با چه خودرویی بوده است.