سال سخت نفت! / جنگ خاورمیانه؛ بزرگ‌ترین اختلال در بازار انرژی جهان

به گزارش اقتصادران، درحالی که جهان هنوز زیر سایه جنگ گسترده امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با تبعات ژئوپلیتیک و اختلال‌های انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند، یکی از بزرگ‌ترین موسسات پایش انرژی جهان چشم‌اندازی نگران‌کننده برای آینده تقاضای نفت ترسیم کرده است. کاهش ۷۰۰ هزار بشکه‌ای برآورد مصرف جهانی در سال ۲۰۲۶، صرفاً یک عدد تازه در گزارش‌های تحلیلی نیست؛ بلکه نشانه‌ای است از ورود بازار نفت به دوره‌ای جدید، دوره‌ای که در آن ریسک‌های سیاسی، تحولات فناوری، تغییر الگوی مصرف و رفتار دولت‌ها بیش از گذشته بر سرنوشت انرژی تأثیر می‌گذارند.

این کاهش در پیش‌بینی، اختلاف کوچکی نیست. پیش از آغاز جنگ، تحلیلگران انتظار رشد روزانه یک‌میلیون‌وصد هزار بشکه‌ای تقاضا را داشتند، اما اکنون رقم تازه تنها  ‌۴۰۰ هزار بشکه در روز‌ است؛ یعنی تقریباً یک‌سوم آنچه بازار انتظار داشت. چنین بازنگری تندی، معمولاً فقط زمانی رخ می‌دهد که ساختار عرضه و تقاضا تحت فشار شوکی بزرگ قرار گرفته باشد. جنگ اخیر و سلسله پیامدهای آن، دقیقاً همان شوک است. اگرچه طی چند سال گذشته بارها گفته شده که بازار نفت نسبت به اخبار سیاسی حساس است، اما جنگ اخیر ساختار این حساسیت را تغییر داده است. حالا دیگر مساله فقط افزایش ریسک ژئوپلیتیک یا بالا رفتن حق بیمه حمل‌ونقل نیست؛ بلکه بحران در «ضربان اصلی جریان انرژی جهان» است: تنگه هرمز.اختلال تردد از این آبراه، که شریان حیاتی ۳۰ درصد تجارت نفت جهان است، به معنای آن است که عرضه در کوتاه‌مدت ناپایدار شده و بسیاری از پالایشگاه‌ها با محدودیت‌ یا تأخیر در دریافت خوراک روبه‌رو هستند. مهم‌ترین نکته گزارش جدید آن است که «۱۷۸ پالایشگاه» – نزدیک به «۴۰درصد از کل ظرفیت پالایشی جهان»- تحت‌تأثیر این محدودیت قرار گرفته‌اند. چنین رقمی نشان می‌دهد که مشکل مقطعی یا محدود نیست؛ بلکه یک اختلال ساختاری در زنجیره جهانی پالایش به وجود آمده است.

وقتی خوراک پالایشگاه‌ها با مشکل مواجه شود، گردش تولید فرآورده‌ها مختل می‌شود، برنامه‌ریزی انبارها به‌هم می‌ریزد و تجارت سوخت‌های کلیدی مثل گازوییل و سوخت جت دچار بی‌نظمی می‌شود. این همان اتفاقی است که اکنون افتاده: افزایش شدید قیمت این محصولات، درحالی که قیمت فیزیکی نفت خام برنت به واسطه آزادسازی ذخایر راهبردی توسط ژاپن، کره‌جنوبی و چند کشور دیگر کمی مهار شده است.

این آزادسازی ذخیره استراتژیک، اگرچه موقتاً التهاب را کاهش می‌دهد، اما از یک حقیقت مهم پرده برمی‌دارد بازار به مرحله‌ای رسیده که کشورهای مصرف‌کننده مجبورند سپر نهایی خود را وارد میدان کنند. پیش‌بینی S&P Global تنها بر افت تقاضای جهانی متمرکز نیست؛ بلکه به‌صورت منطقه‌ای نیز نشان می‌دهد که کدام مناطق ضربه سنگین‌تری می‌خورند. خاورمیانه و آسیا، یعنی دو منطقه‌ای که موتور اصلی رشد مصرف طی دو دهه اخیر بوده‌اند، در سه‌ماهه دوم سال جاری بیشترین کاهش تقاضا را تجربه خواهند کرد.

این تغییرات تنها محدود به فصل جاری نیست. وقتی یک اقتصاد وارد مسیر کاهش مصرف می‌شود، بازگشت آن به روند قبلی معمولاً زمان‌بر است. از همین رو، کاهش برآورد سال ۲۰۲۶، نشان‌دهنده تأثیر ماندگار جنگ بر پویایی بازار جهانی است. برای درک معنای واقعی کاهش ۷۰۰ هزار بشکه‌ای پیش‌بینی مصرف، باید به دو نکته توجه کرد:

تقاضای نفت برخلاف قیمت، کم‌نوسان است. صنایع، حمل‌ونقل، و مصرف‌کنندگان نمی‌توانند یک‌شبه رفتارشان را تغییر دهند. به همین دلیل، هرگاه نهادی مانند S&P عدد تقاضا را دستخوش تغییر سنگین می‌کند، یعنی ساختار بازار به‌شدت تحت فشار است.

جنگ تنها عامل نیست، تسریع روندهای قبلی است

پیش از جنگ نیز نشانه‌هایی از کند شدن رشد مصرف وجود داشت:

افزایش خودروهای برقی، رشد انرژی‌های تجدیدپذیر، فشار دولت‌ها برای کاهش آلایندگی و بهبود بهره‌وری سوخت.

اما جنگ، این روند کند را شتاب داد. وقتی نااطمینانی بر بازار سایه بیندازد، صنایع بزرگ به جای توسعه مصرف، به سمت کاهش ریسک حرکت می‌کنند. جنگ مسیر کاهش رشد تقاضا را کوتاه کرد و آن را جلو انداخت. یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش، اشاره به اقدام چند کشور آسیایی برای آزادسازی ذخایر راهبردی نفت است؛ اقدامی که معمولاً فقط در شرایط اضطراری انجام می‌شود.

این سیاست دو پیام مهم دارد:

زیرا کشورها وقتی از ذخایر استراتژیک برداشت می‌کنند که واقعاً به سوخت نیاز دارند، نه وقتی که صرفاً قیمت بالا رفته است.

آزادسازی ذخیره به‌معنای کاهش سپر امنیت انرژی کشورهاست. پس اگر جنگ یا اختلال هرمز ادامه پیدا کند، فشار دوباره به بازار برخواهد گشت.

در واقع، استفاده از ذخایر مانند مصرف آب یک سد حیاتی در دوران خشکسالی است: برای امروز مفید است، اما اگر بارندگی در پیش نباشد، بحران بزرگ‌تری در انتظار خواهد بود.

اختلال در تنگه هرمز تنها مربوط به نفت‌خام نیست؛ پالایشگاه‌ها نیز اکنون در مرکز بحران قرار گرفته‌اند.

در بازارهای انرژی، همیشه نخستین نشانه‌های بحران، در فرآورده‌های میان‌تقطیر مشاهده می‌شود؛ درست همان‌جایی که امروز اتفاق افتاده است.

چشم‌انداز ۲۰۲۶ / سالی که تقاضا تغییر فاز می‌دهد؟

پرسش اصلی این است:

کاهش تقاضا در ۲۰۲۶ یک پدیده موقتی است یا آغازی برای نقطه عطف جدید در بازار نفت؟

سه سناریو پیش‌ِ رو قرار دارد:

سناریو اول: بهبود سریع پس از حل بحران

اگر تنش‌ها کاهش یابد و تنگه هرمز به حالت عادی بازگردد، احتمالاً بخشی از افت مصرف جبران می‌شود و بازار به رشد ملایم برمی‌گردد.

کاهش ۷۰۰ هزار بشکه‌ای پیش‌بینی مصرف نفت در ۲۰۲۶، فراتر از یک رقم است؛ نشانه‌ای از ورود بازار به مرحله‌ای است که در آن هر رخداد ژئوپلیتیک، می‌تواند مسیر مصرف، تولید و قیمت‌ها را تغییر دهد.

نفت همچنان انرژی شماره یک جهان است، اما دیگر آن اطمینان قدیمی را ندارد؛ بازار به‌شدت نوسانی‌تر، شکننده‌تر و پیچیده‌تر شده است.

و تقاضا بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر سیاست، جنگ و اختلال‌های حمل‌ونقل قرار دارد.

سال ۲۰۲۶ شاید سال کم‌مصرف‌تری برای نفت باشد، اما مهم‌تر از آن این است که احتمالاً «سال تغییر است»؛ تغییری که شاید یکی از مهم‌ترین نقاط عطف انرژی در دهه اخیر باشد.

 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *