تاثیر واقعی فعالسازی اسنپبک بر اقتصاد ایران چقدر جدی است؟ این پرسش هرچند به تناوب در اقتصاد ایران تکرار شده اما کمتر شاهد آنیم که مبتنی بر اسناد و مدارک مستند به آن پاسخ داده شود. برای بررسی موضوع اخیرا ناچار شدم یک بار دیگر قطعنامههایی را که با اسنپبک بازمیگردند ، مرور کنم. چون آنچه در ذهن من بود با حجم فشارهای رسانهای و جو روانی جامعه هیچ سنخیتی نداشت. در واقع برخی به اندازهای جامعه و فعالان اقتصادی را از اسنپ بک ترساندهاند که فرد بر دانستههای خود نیز شک میکند! شورای امنیت سازمان ملل۶ قطعنامه علیه ایران صادر کرده است:
اول) قطعنامه ۱۶۹۶ که از ایران میخواهد غنیسازی اورانیوم را متوقف کند.
سوم) قطعنامه ۱۷۴۷ ممنوعیت صادرات سلاح از ایران را اطلاعرسانی میکند.
چهارم) قطعنامه ۱۸۰۳ محدودیت صادرات و واردات اقلامی که کاربرد دو گانه دارند را قانونی میکند.
پنجم) قطعنامه ۱۸۳۵ تاکید دوباره بر اجرای کامل قطعنامههای قبلی است.
ششم) قطعنامه ۱۹۲۹ محدودیتهای مالی و نظامی و سرمایهگذاری و کشتیرانی و فشار بر سپاه پاسداران را مد نظر قرار داده است.
باید از بر همزنندگان امنیت فکری و اقتصادی جامعه پرسید به غیر از قطعنامه ۱۹۲۹ کدام قطعنامه بهطور واقعی بر زندگی و معیشت مردم تاثیر مستقیم دارد!؟
در خصوص قطعنامه ۱۹۲۹ هم باید گفت، تحریمهای مالی از این دست ممکن بود ۱۰ سال پیش اثر زیادی داشته باشند، چرا که زیر ساختهای مالی تماما در اختیار امریکاییها بود، اما اکنون حتی اگر استفاده از سوئیفت آزاد هم باشد، دیگر کاربرد ندارد. سیستم مالی RMB و SPFS چین و روسیه تبادلات مالی را تنها در چند ثانیه انجام میدهند در حالی که سوئیفت تا یک هفته زمان نیاز داشت. اما ریشه مشکلات را کجا باید جستوجو کرد؟ واقع آن است که برخی مشکلات داخلی خیلی بسیار بیشتر از تحریمهای بینالمللی بر زندگی مردم تاثیر گذاشته است. اصولا بسیاری از قطعنامهها تاثیر مستقیم چندانی در زندگی مردم ندارند . مثلا ممنوعیت واردات قطعات با کاربردهای دوگانه چه تاثیری در اقتصاد و معیشت مردم دارد؟ مقایسه کنید قطعنامههای بینالمللی را با فشاری که برخی سوداگران مسکن و بعضا صاحبخانهها بر معیشت مردم وارد میکنند؟ از سوی دیگر کمبود عمدی زمین توسط برخی دستگاهها و سودجویان که بیش از ۳۳ درصد هزینه معیشت مردم را بالا برده است و ۱۰۰ درصد درآمد مردم را میبلعد . بارها تاکید کردهام، «حریم بیشتر از تحریم به معیشت مردم ما آسیب زده است.» بخش بزرگی از مشکلات کشور عمدی هستند و هیچ ارتباطی با قطعنامههای سازمان ملل ندارند. عدهای در داخل ایران مسوول بالا بردن هزینه توئیتهای ترامپ شدهاند.
اقتصاد ما با مجموعه کاملی از رفتارهای غلط مواجه شده است، چه از طرف مردم و چه از طرف مدیران. گرانی ارز به نفع هیچ جریانی به جز سودجویان ارزی نیست. مردم شاید ندانند اگر دلار ۱۰۰ درصد هم بالا برود آنها سود نخواهند کرد. آنها در ظاهر در یک کالای خاص صددرصد سود میکنند اما باید هزاران قلم کالای دیگر را با ۱۰۰ درصد افزایش بخرند. این رفتارهای احمقانه از تمام قطعنامههای سازمان ملل بیشتر به اقتصاد ما آسیب زده است.
مگر میشود کشوری اینقدر در بازارهایی که ارزش افزوده صفر دارند سرمایهگذاری کند و به طرز احمقانهای انتظار رشد و توسعه داشته باشد؟
گوشت ۸ برابر قیمت جهانی به مردم فروخته میشود و برخی خودروها هم تا ۸ برابر قیمت جهانی به مردم عرضه میگردد. ایکاش یک نفر پاسخ دهد آیا اینها به قطعنامههای سازمان ملل و تحریمها ربط دارند؟ از سوی دیگر در روزهایی که مردم با مشکل گرانی برنج دسته و پنجه نرم میکنند، حجم عظیمی از برنجهای وارداتی برای ایجاد بحران یا روی کشتی میماند، یا گم میشود.
بهانه واهی همه این رفتارهای غلط هم تحریم و قطعنامه است. سوداگران از آب گلآلود اسنپ بک، ماهیهای پر سود صید میکنند. مساله این است که ما به اصلاحات اجباری و عمیق نیاز داریم. اولین و مهمترین بخشی هم که نیازمند اصلاح است مدیریت کشور است. مدیران سیاسی و کارنابلد طی دهههای متمادی دمار از روزگار بخشهای تخصصی کشور درآوردهاند. همه باید بپذیریم در دنیایی زندگی میکنیم که سازمانهای بینالمللی ابزار دست قدرتهای بزرگ هستند و قانون قدرت جای قدرت قانون را گرفته است. ما نباید با هر تشر زورمندان عالم به هم بریزیم . جز خدا باید به توان داخلی کشور و مشارکت مردم تکیه کنیم و نه هیچ چیز دیگر…

دیدگاهتان را بنویسید