بر اساس دادههای شرکت رهگیری نفتکشها (Vortexa)، صادرات نفت خام ایران در ژوئن ۲۰۲۵ بهطور متوسط به ۱.۸ میلیون بشکه در روز رسید؛ رقمی که طی هفت سال گذشته بیسابقه بوده است. این عدد به معنای بازگشت ایران به سطحی نزدیک به قبل از خروج امریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ است.
همزمان، وزیر نفت ایران نیز تأکید کرده که صادرات دقیقا مطابق برنامهریزی پیش میرود و نهتنها افتی نداشته، بلکه رکوردهای تازهای در حال ثبت است. دادههای شرکت ملی نفت ایران نیز نشان میدهد تولید داخلی از مرزهای سالهای گذشته عبور کرده و رکورد جدیدی در هفت سال اخیر رقم خورده است.
به زبان ساده، ایران در شرایطی به این سطح از صادرات رسیده که «شدیدترین تحریمهای امریکا و همپیمانانش» عملا فعال است؛ یعنی همان چیزی که قرار بود صادرات نفت ایران را به کمترین حد ممکن برساند.
از سال ۲۰۱۸ تاکنون، ایالات متحده با سیاست «فشار حداکثری» تقریبا هر روزنهای را که برای تجارت نفت ایران وجود داشت، هدف تحریم قرار داده است: شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران بینالمللی، بانکها و موسسات مالی، خریداران عمده نفت در آسیا و حتی اشخاص حقیقی و شرکتهای واسطه.
با این سطح از محدودیت، دیگر «نقطه تحریمی تازهای» وجود ندارد که مکانیسم ماشه بتواند آن را نشانه بگیرد. به بیان دیگر، اگر همه درها بسته باشد، بستن یک قفل اضافی هیچ تفاوتی ایجاد نمیکند.
یکی از دلایل اصلی تابآوری ایران در برابر تحریمها، شکلگیری بازار خاکستری نفت است. ایران توانسته با استفاده از شبکهای پیچیده از نفتکشهای با پرچم کشور ثالث، تغییر مسیرهای کشتیرانی و فروش نفت با تخفیفهای جذاب، مشتریان ثابت خود را حفظ کند.
با توجه به نیاز جهانی به انرژی و افزایش مصرف پس از همهگیری کرونا، این مشتریان حاضر به چشمپوشی از نفت ارزان ایران نیستند. حتی در شرایط فشار سیاسی، منطق اقتصادی غالبا دست بالا را دارد.
نکته مهم دیگر، «تجربه زیست با تحریم» است. ایران طی یک دهه اخیر یاد گرفته که چگونه با تحریمها کنار بیاید و سازوکارهای لازم برای دور زدن آنها را ایجاد کند. از ایجاد کانالهای مالی جایگزین گرفته تا مبادلات پایاپای (نفت در برابر کالا) و استفاده از ارزهای محلی در تجارت. این تجربه باعث شده که اگرچه هزینههای تجارت بالاتر برود، اما جریان صادرات متوقف نشود. بسیاری از نهادهای بینالمللی انرژی تأکید دارند که ایران در مقایسه با دیگر کشورهای تحت تحریم، منحصر به فرد است زیرا شبکهای انعطافپذیر و چندلایه برای رساندن نفت خود به بازار ساخته است.
البته این به معنای آن نیست که مکانیسم ماشه هیچ اثری ندارد. اثر اصلی آن بیشتر روانی و سیاسی است تا عملی. به عنوان مثال میتواند بر مذاکرات ایران با خریداران جدید یا شرکای بالقوه اثر منفی بگذارد. ممکن است برخی شرکتهای بیمه یا کشتیرانی محتاطتر شوند. پیام سیاسی آن میتواند بر فضای سرمایهگذاری در ایران تأثیرگذار باشد.
اما در عمل، وقتی مشتریان اصلی مشخص و مسیرهای انتقال جاافتاده است، چنین پیامهایی نمیتواند مانع جریان واقعی صادرات شود.
با این حال باید توجه داشت که بازار جهانی نفت همواره پویا است و چند ریسک بالقوه وجود دارد:
تشدید فشار بر چین: اگر امریکا بتواند فشار بیشتری بر چین وارد کند تا خرید نفت ایران را کاهش دهد، ممکن است بر صادرات اثر بگذارد. تحریمهای ثانویه علیه طرفهای ثالث: هرچند بیشتر این تحریمها اعمال شده، اما در تئوری میتوان دامنه آنها را گسترش داد.
نوسان قیمت جهانی نفت: افت قیمت نفت میتواند توان ایران در ارایه تخفیف جذاب را کاهش دهد و بر درآمدها اثر بگذارد.
ایران در سال ۲۰۲۵ توانسته با وجود شدیدترین تحریمها، هم رکورد تولید و هم رکورد صادرات نفت را بشکند. دادهها نشان میدهد صادرات در سطح ۱.۸ میلیون بشکه در روز تثبیت شده و بازار خاکستری نفت به یکی از ستونهای اصلی اقتصاد انرژی ایران تبدیل شده است.
مکانیسم ماشه، هرچند در سطح حقوقی و سیاسی موضوعی پر سر و صدا است، اما در سطح واقعی صادرات نفت ایران، اثر قابل توجهی نخواهد داشت؛ چرا که همه ابزارهای تحریمی پیشتر به کار گرفته شده و ایران هم مسیرهای جایگزین خود را تثبیت کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید