به گزارش اقتصادران، «چرا سال آینده سال سختی است؟» این سوالی است که هفته نامه تجارت فردا در شماره این هفته خود به آن پرداخته است.
محمد طاهری نوشت؛
تأخیرها، تعللها و تصمیمگیریهای نادرست سالهای گذشته، از ناترازیهای ساختاری اقتصاد گرفته تا سوءمدیریت منابع آب، در آیندهای نزدیک به شدیدترین شکل ممکن خود را نشان میدهند. در حال حاضر بیش از یکسوم جامعه ایران، یعنی حدود ۳۲ میلیون نفر یا ۳۶ درصد جمعیت، زیر خط فقر زندگی میکنند و توانایی تأمین حداقل کالری روزانه را از دست دادهاند.
اقتصاد به سمت رکود فراگیر پیش میرود، تورم صعودی است و فقر تشدید میشود. اگر روند کنونی ادامه یابد، جمعیت فقیر میتواند به ۴۲ میلیون نفر افزایش پیدا کند و سال ۱۴۰۵ نه تنها نقطه اوج انباشت بحرانهای اقتصادی، بلکه آغاز موج جدیدی از تنشها، نگرانیها، اعتراضها و مهاجرتهای اجباری خواهد بود.
اقتصاددانان و جامعه شناسان در شماره ۶۱۳ تجارت فردا بر این نکته صحه گذاشتهاند که بحرانهای پیش روی جامعه ایران عمدتاً از سه منبع اصلی نشأت میگیرند؛ تنش در روابط خارجی، ناترازیهای داخلی که اقتصاد کشور را به سمت تعطیلی سوق میدهد، و خشکسالی که شوک بزرگی به اقتصاد وارد میکند.
ناترازیهای بحران آفرین: به طور مشخص، ناترازی انرژی، تداوم قطعی برق خانگی و افزایش زمان قطعی در بخش تولید را به همراه خواهند داشت و اگر همین روند ادامه پیدا کند، اثرات آن شدیدتر از امسال خواهد بود. بودجه دولت نیز چنان ناتراز است که وسوسه برداشت بیشتر از منابع بانک مرکزی را افزایش میدهد. پولیسازی کسری بودجه به معنای تحمیل تورم بیشتر است. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد کسری بودجه از ۸۰۰ هزار میلیارد تومان گذشته و بدون اصلاحات ساختاری، به تورم بالاتر و رکود عمیقتر در ۱۴۰۵ منجر خواهد شد.
کاهش بیسابقه بارشها: خشکسالی شدید از سال ۱۴۰۰ تاکنون تولید کشاورزی را ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش داده و اگر همین روند ادامه پیدا کند، باز هم از تولید کشاورزی و دامداری کاسته میشود. در نتیجه، سال آینده قیمت مواد غذایی میتواند تا ۵۰ درصد گرانتر شود، یک تا دو میلیون شغل در کشاورزی و دامداری از بین برود و واردات غذا نیز افزایش پیدا کند. بر اساس گزارش فائو، ایران در سال آینده با کاهش ۲۵ درصدی تولید غلات مواجه میشود که امنیت غذایی ما را به شدت تهدید میکند و افراد بیشتری در ورطه فقر گرفتار خواهند شد.
برآیند این وضعیت این است که با ادامه وضع موجود، اقتصاد بر مدار رکود فراگیر، تورم فزاینده و تشدید بیکاری قرار میگیرد و جامعه نیز بیشتر از گذشته در مسیر فقر گام برمیدارد. اما سوال این است که آیا الگوهای فعلی تصمیمگیری میتوانند برای مقابله با بحرانهای سال آینده کارساز باشند؟
به نظر میرسد الگوهای فعلی تصمیمگیری ناکارآمدی خود را نشان دادهاند و بدون اصلاحات ساختاری، دیپلماسی فعال و مدیریت بهتر منابع، بحرانهای ۱۴۰۵ را تشدید خواهند کرد.
رفتار تصمیمگیران عمدتاً واکنشی، کوتاهمدت و فاقد هماهنگی ساختاری است و در اغلب اوقات، شاهد تعلل در تصمیمگیری هستیم؛ در حالی که بحرانهای پیشرو نیازمند راهحلهای درست و تصمیمهای قاطع هستند. بنابراین برای کاهش درد و رنجهای جامعه در سال ۱۴۰۵، باید تصمیمهای اصولی گرفت. باید اعتماد جامعه را بازگرداند، از تشدید تنشهای داخلی پرهیز کرد، بر حل مشکلات روابط خارجی تمرکز کرد، دیپلماسی را برای کاهش تحریمها به کار گرفت و اصلاحات ساختاری را در اولویت قرار داد.
بدون این اقدامات، سال ۱۴۰۵ میتواند سال سختی برای مردم و سال هولناکی برای سیاستمداران باشد.

دیدگاهتان را بنویسید