به گزارش اقتصادران، بر کسی پوشیده نیست که بحران آب، یکی از جدیتری چالشهای ایرانِ امروز است. بحرانی که در سالهای گذشته بارها و بارها نسبت به آن هشدار داده شده و اکنون به مرحله خطرناکی رسیده است. در این راستا، در روزهای گذشته شاهد جدی شدن بیش از پیش ابعاد بحران آب در تهران به عنوان پایتخت کشورمان بودهایم، کما اینکه گزارشهای رسمی از وضعیت نه چندان مساعد سدهای تامینکننده آبِ پایتخت خبر میدهند و در عین حال، مقامهای رسمی بخش آبِ ایران نظیر «عیسی بزرگزاده» سخنگوی صنعت آب کشور نیز گفتهاند که تهران پنجمین سال خشکسالی پیاپی را تجربه میکند و همین مساله سبب شده تا وضعیت کنونی آب سدهای تهران در صد سال اخیر بیسابقه باشند.
مسعود پزشکیان، رییسجمهور ایران نیز چندی قبل در موضعگیری صریحی هشدار داده که وضعیت بحران آب در ایران به مراتب جدیتر از آن چیزی است که در رسانهها گفته میشود یا دیگران تصور میکنند. عجیبتر اینکه محسن دهنوی، سخنگوی مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در شبکه اجتماعی ایکس نوشته که «بحران آب در تهران از مرز هشدار گذشته و وارد مرحلهای حیاتی شده است. ادامه این روند میتواند در هفتههای آینده برخی مناطق پایتخت را به روز صفر برساند. روزی که آب آشامیدنی بسیاری از محلهها قطع و زندگی روزمره میلیونها شهروند مختل خواهد شد و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بزرگی دارد.»
درست به همین دلایل شاهد بودهایم که بحران آب و پرداختن به ابعاد مختلف آن، بار دیگر به یک سوژه داغ برای بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران تبدیل شده است. با این همه، در رابطه با بحران آب در ایران، با ۳ پدیده عجیب رو به رو هستیم که توجه به آنها ضروری است.
اول اینکه آمارهای هدررفتِ آب قبل از اینکه به دست مردم به عنوان مصرفکننده برسد، بسیار چشمگیر و قابلتوجه است. در این راستا، طبق گزارش شرکت مهندسی آب و فاضلاب ایران، متوسط هدررفت آب در شبکههای آبرسانی شهری کشور چیزی در حدود ۲۵ تا ۳۰درصد است. این یعنی از هر ۱۰۰ لیتر آبی که وارد شبکه توزیع میشود، ۲۵ تا ۳۰ لیتر آن هیچ گاه به دست مصرفکننده نهایی نمیرسد یا در مسیر نشت میکند یا مورد بهرهبرداری غیرقانونی و سرقت قرار میگیرد. عجیب اینکه میانگین جهانی هدررفت آب در کشورهای توسعه یافته در حوزه مذکور چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۵درصد است.
آمارهای رسمی گویای این هستند که هدررفت آب در شبکه آب روستایی تا ۳۵ یا ۴۰درصد نیز افزایش مییابد. این یعنی بخش قابلملاحظهای از منابع آبی، قبل از اینکه اساسا به دست مردم به عنوان مصرفکننده برسد، هدر میرود که حتی صرفهجویی بخشی از این میزان نیز میتواند به تغییرات مثبت و بزرگی در حوزه آبی ایران ختم شود. درست در همین نقطه است که برخی صاحبنظرانِ بخش آب معتقدند اینکه دولت از مردم میخواهد صرفهجویی و مصرف بهینه آب را پیشه کنند خوب است، اما خودِ دولت در حوزه حکمرانی آب، چندان این توصیه را مدنظر ندارد و به آن توجه نمیکند.
نکته دوم اینکه آمارهای رسمی حاکی از این هستند که چیزی در حدود ۸۸درصد از منابع آبی کشور در حوزه کشاورزی مصرف میشود. الگویی که تقریبا در اغلب کشورهای جهان نیز حاکم است و بخش زیادی از منابع آبی آنها در این حوزه بهکار گرفته میشود.
با این حال، مشکل اصلی این است که در بخش کشاورزی نیز راندمان آبیاری طبق مطالعات مختلف فقط ۳۵ تا ۴۰درصد است. عجیب اینکه بخش کشاورزی با مصرف ۸۸درصد از منابع آبی ایران، تنها ۱۰درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل میدهد. کشت محصولات به شدت آببر مثل هندوانه، برنج، نیشکر و صیفیجات در استانهای خشک (فارس، خوزستان، سیستان و بلوچستان) نمونهای روشن از سوءمدیریت در حوزه مدیریت منابع آبی برای کشاورزی است. این رویکرد سبب شده تا میزان استفاده از منابع آب زیرزمینی بدون درنظر گرفتن ظرفیتهای اکولوژیکی، یک فاجعه حقیقی را در حوزه بهرهبرداری از منابع آب ایران رقم بزند. عجیبتر اینکه در حکمرانی آب کشور و به طور خاص برنامهریزی برای بخش کشاورزی، هیچ توجهی به مساله تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی نمیشود. واقعیت این است که سدسازیهای گسترده و بدون ارزیابی دقیق محیطزیستی و نادیده گرفتن الگوهای جدید اقلیمی باعث اتلاف سرمایه و از بین رفتن تالابها و رودخانهها شده و بحران آب در ایران را وخیمتر کرده است.
و درنهایت نکته سوم اینکه علیرغم تشدید بحران آب در ایران طی سالهای گذشته، دولت هنوز آنطور که باید و شاید در برخی حوزههای ضروری، سختگیری اعمال نمیکند. به عنوان مثال، اکنون بیش از ۵۰۰ دشت از ۶۰۰ دشت ایران با برداشت بیرویه آب دست به گریبان هستند. در عین حال، متاسفانه شمار چاههای غیرمجاز که یکی از عوامل اصلی پایین رفتن سطح آبهای زیرزمینی است نیز به نحو چشمگیری افزایش یافته است. ورای همه اینها، تعریف نشدن جریمه برای مصرف بالا و بیرویه آب در کشور سبب میشود مصرفکنندگان هیچ انگیزهای برای کاهش مصرف آب نداشته باشند. بگذریم که دولت هم هنوز گامهای موثری را برای رفع مسائلی که منجر به هدررفت آب قبل از اینکه به دست مردم برسد، برنداشته است. به طور خاص در زمینه نشت آب از لولهها و نوسازی زیرساختهای آبی، هنوز آنطور که باید و شاید شاهد برداشتن گامهای موثر نیستیم و درست به همین دلیل است که میزان زیادی آب به راحتی هدر میرود. در عین حال، در کشورهای پیشرفته، بازچرخانی آب فاضلاب شهری و صنعتی به یک اصل تبدیل شده، اما در ایران، این عدد بسیار پایین است (زیر ۱۰درصد). البته که شبکه جمعآوری و تصفیه فاضلاب در شهرهای مختلف ایران یا ناقص است یا اساسا وجود ندارد. در شرایط کمآبی، استفاده مجدد از فاضلاب تصفیهشده میتواند بخش مهمی از نیازهای کشاورزی و صنعت را تامین کند.

دیدگاهتان را بنویسید