به گزارش اقتصادران، سالهاست ایران نهتنها مصرفکننده، بلکه صادرکننده برق نیز هست؛ کشوری با پتانسیل فنی و ژئوپلیتیکی برای تبدیل شدن به «هاب برق منطقه»، اما در نقطهای ایستاده که برق صادراتی گاهی در تضاد با نیاز داخلی قرار میگیرد. پرسش اساسی این است آیا صادرات برق یک فرصت اقتصادی پایدار است یا بار اضافی بر دوش شبکهای فرسوده؟
طبق آمار رسمی وزارت نیرو، ایران در سالهای اخیر بین ۵ تا ۱۰ میلیارد کیلوواتساعت برق در سال به کشورهای همسایه صادر کرده است.
در برخی ماهها مانند تابستان، صادرات کاهش مییابد یا حتی متوقف میشود؛ ولی در سایر ماهها، بیش از ۴۰درصد تولید برق برخی نیروگاهها به صادرات اختصاص مییابد.
در تابستانهای اخیر، بسیاری از شهرهای ایران با خاموشیهای گسترده، قطعی برق صنایع و آسیب به تولید ملی مواجه شدهاند. این سوال بارها در ذهن مردم شکل گرفته چطور در حالی که برق در داخل قطع میشود، ایران هنوز صادرکننده باقی میماند؟ قراردادهای صادراتی بلندمدت هستند و نمیتوان یکطرفه آنها را قطع کرد.
این پاسخ در ظاهر منطقی است، اما مردم و صنایع داخلی آن را قانعکننده نمیدانند؛ چون برق کالایی اساسی برای زندگی روزمره است و قطع آن در گرمای ۵۰ درجه برخی استانها چیزی بیش از یک نارضایتی ساده ایجاد میکند.
کشورهایی مانند عراق، افغانستان و پاکستان نهتنها برق را وارد میکنند، بلکه در بسیاری موارد در پرداخت بدهیهای خود به ایران تاخیرهای طولانی دارند. بخشی از این بدهی بهصورت کالا یا دینار عراقی بازپرداخت شد که ارزش واقعی پایینتری نسبت به ارز سخت دارد. در واقع، صادرات برق گاهی به جای درآمدزایی، به یک بحران مالی برای ایران تبدیل میشود. برق نهتنها منبع انرژی، بلکه ابزاری برای نفوذ سیاسی نیز هست. ایران با داشتن ظرفیت ژئوپلیتیکی بالا میتواند با تقویت خطوط انتقال منطقهای و هوشمندسازی شبکه، به صادرکننده دایمی و قابل اعتماد برق در خاورمیانه و آسیای میانه تبدیل شود.
با این حال، بدون سیاستگذاری صحیح و اولویتبندی نیاز داخلی، این پتانسیل میتواند به یک دردسر سیاسی و اقتصادی تبدیل شود. اگر ایران بخواهد در بازار برق منطقهای بازیگر مهمی باقی بماند، باید به جای صادرات شتابزده، صادرات هوشمندانه با زیرساخت قوی و منافع ملی مقدم بر تجارت تنظیم کند.






















