به گزارش اقتصادران، در پی اجرای مکانیسم موسوم به اسنپبک و بازگشت تحریمهای بینالمللی علیه ایران، تحلیلهای متفاوتی درباره تأثیر این اقدام بر صادرات نفت کشور مطرح شده و مقامات دولتی تلاش دارند تأثیر این محدودیتها را کماهمیت جلوه دهند. محسن پاکنژاد، وزیر نفت اخیراً اظهار داشته که «با اجرای اسنپبک، محدودیت آزاردهنده جدیدی در حوزه صادرات نفت نخواهیم داشت.» همچنین، برخی چهرهها مدعی هستند که شلیک شدن ماشه تفاوتی در وضعیت فروش نفت ایران ایجاد نمیکند، چرا که ایران پیشتر نیز به دلیل تحریمهای یکجانبه ایالات متحده پس از خروج دونالد ترامپ از برجام، به سمت بازارهای آسیایی کشیده شده بود و تحریمهای اروپایی مشکل جدیدی به مشکلات پیشین در حوزه صادرات نفت نمیافزاید.برای راستیآزمایی این ادعاها به سراغ هاشم اورعی، کارشناس حوزه انرژی، رفته ایم تا تحلیلی واقعبینانهتر از وضعیت آتی فروش نفت ایران به دست دهد.
اورعی با تأکید بر اهمیت این موضوع برای اقتصاد ایران اشاره کرد که سهم نفت و میعانات از درآمد ارزی کشور قابل توجه است و فروش نفت برای ایران بسیار مهم است. او آمار فروش نفت ایران به چین را ۹۰ تا ۹۱ درصد برآورد کرد. طبق گفته او، در سال ۲۰۲۴ به طور متوسط روزانه ۱.۵ میلیون بشکه صادرات نفت وجود داشت و این عدد در نیمه اول سال ۲۰۱۵ به ۱.۶ میلیون بشکه افزایش یافت.
تأثیر قطعی مکانیسم ماشه بر هزینهها و ریسک فروش نفت
این کارشناس حوزه انرژی تأکید دارد که اجرای اسنپبک بر میزان صادرات نفت ایران تأثیرگذار است. او معتقد است فعال شدن مکانیسم ماشه بدین معناست که کار کشتیهای حمل و نقل دشوارتر میشود، چرا که «از این پس در حال نقض قوانین بین المللی هستند که ریسک بیشتری را برای کشتیها ایجاد میکند». وی توضیح داد: «از این پس بیمه و کرایه کشتیها گرانتر میشوند و ریسک افزایش یافته است. عملاً با اجرایی شدن مکانیسم ماشه انگار حمل نفت از بنادر ایران به چین و سایر کشورها به صورت قاچاق انجام میشود. وقتی که کالای قاچاق جابهجا میشود ممکن است سود زیادی برای خریدار داشته باشد؛ در همین راستای همین استفاده حداکثری از شرایط دشوار ایران، صحبتهایی مطرح است که پالایشپاههای خصوصی چین بعد از مکانیسم ماشه تقاضای تخفیف بیشتری برای خرید نفت ایران میکنند.»
سناریوهای پیشروی ایران درباره میزان فروش نفت
تاکنون سناریوهای متعددی از سوی برخی کارشناسان درباره فروش نفت ایران در دوران تحریمها مطرح شده، اما اغلب سناریوها از جمله سناریو مطرح شده از سوی وزیر نفت، بسیار خوشبینانه بودهاند. سناریویی که به اعتقاد هاشم اورعی بسیار غیر واقعی است. اورعی با اشاره به سناریو بدبینانه در خصوص فروش نفت ایران گفت: «در سناریو بدبینانه آمریکا با توجه به قدرتی که دارد، مانند دوره قبلی تحریمها فشار را روی خریداران نفت ایران زیاد میکند و نتیجه این میشود که خریداراین نفت ایران به سرعت و به شدت پا پس میکشند و میزان فروش طی چند ماه تا ۳۵۰ هزار بشکه کاهش مییابد. رقمی که پیشتر در دوره قبلی تحریمهای بین المللی علیه ایران تجربه کردیم.»
این کارشناس حوزه انرژی در شرح سناریوی محتمل و واقع بینانهتر گفت: «در این سناریو در واقع کاهش فروش نفت به شدت دفعه قبل نیست و احتملاً با شیب کمتری تا حدود ۱ میلیون بشکه نفت ادامه پیدا کند.»
او ادامه میدهد: «دومین دلیل این است که آمریکا اولویت مذاکراتش با چین را امتناع این کشور از خرید نفت ایران قرار ندهد و چین از آنجا که همیشه منافع مالی خود را در نظر میگیرد از طریق بخش خصوصی به خرید نفت ایران ادامه دهد و موضعی میانی در قبال ایران در پیش بگیرد.»
تخفیفهای گزاف برای نفت ایران و مشکلات انتقال پول
این کارشناس انرژی مشکلات دیگری را نیز مطرح کرد که جدای از حجم فروش، بر درآمد ایران تأثیر میگذارد. او با اشاره به اینکه در دولت احمدینژاد که تحریمهای مشابهی را تجربه کردیم، قیمت نفت خیلی بیشتر از الان بود؛ گفت: یکی از مشکلاتی که اکنون ایران با آن مواجه است، پایین آمدن قیمت نفت است. در بازار نفت نیز تقاضا بیشتر از عرضه نیست.
به گفته اورعی، تخفیف برای نفت ایران زیاد است و حتی صحبتها بر سر حدود ۶ دلار برای هر بشکه است.
این کارشناس حوزه انرژی به مشکل ایران در تسویه مالی با خریداران نفت نیز پرداخت و گفت: «مشکل مهم دیگر پرداخت پول است. حتی اگر ایران بتواند نفت خود را به فروش برساند مشکلات زیادی برای انتقال ارزی دارد. در واقع اسنپ بک کانالهای انتقال پول به ایران را هم با مشکل مواجه کرده است. کشورهایی مانند امارات، ترکیه و عراق که قبلاً در انتقال وجوه ایران نقش آفرینی میکردند بعد از اجرای مکانیسم ماشه، در صورت تکرار همکاریهای خود با ایران، به خاطر کار غیرقانونی تحت فشار قرار میگیرند. در نتیجه ما باید بیشتر به کانالهای انتقال وجه غیر رسمی وابسته شویم که این روشها نیز هزینههای ما را افزایش میدهد.»
روشهای ایران برای قاچاق نفت
اورعی در ادامه به شیوه انجام معاملات نفتی اشاره کرد و گفت: «دو تا از بزرگترین خریداران نفت در جهان چین و هندوستان هستند. در واقع عدهای از دلالهای نفت، نفت ایران را خریداری میکنند؛ پیشتر معمولترین مکان برای این فروشها روی آب و کنار بنادر مالزی بود، اما اکنون شایعه شده که اندونزی این نقش را ایفا میکند و آمارها نیز نشاندهنده افزایش قابل توجه صادرات نفت اندونزی است.»
وی به مؤسسه کپلر اشاره کرد که حمل و نقل نفت در جهان را رصد میکند و اعلام کرده است ممکن است اندونزی این معاملات را انجام دهد؛ اتهام قاچاق نفت درباره اندونزی نیز مطرح است. این دلالهای بینالمللی نفت ایران را کنار بنادر مالزی یا اندونزی میبرند، کشتی به کشتی منتقل میکنند و به عنوان نفت الجزایر در بازار بینالمللی میفروشند.
اورعی همچنین به یک مشکل لجستیکی بزرگ دیگر اشاره کرد و گفت: «وجود حدود ۵۰ میلیون بشکه نفت روی آبها مسئلهای جدی است. کشتیهای حامل این نفت هزینهبر هستند و ایران باید برای این حجم نفت فکری کند، که اکنون به دلیل تحریمها انتقال آن دشوارتر هم شده است.»





















