به گزارش اقتصادران، در روزهای اخیر، همزمان با تداوم فضای پساجنگ و تثبیت شکننده آتشبس میان ایران و اسرائیل، پیامی با ادبیاتی تند و هیجانی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است؛ پیامی که مدعی میشود اسرائیل با حمایت گسترده کشورهای غربی در حال آمادهسازی برای حملهای وحشیانهتر به ایران است.
روایت فضای مجازی؛ ادعاهایی بیسند در پوشش تحلیل
در این پیام، ادعا شده که ذخایر تسلیحاتی اسرائیل در جریان جنگ اخیر رو به پایان بوده و همین موضوع باعث توقف موقت درگیری شده است. همچنین گفته شده که تمام کشورهای غربی اکنون در حال مسلح کردن اسرائیلاند تا حملهای گستردهتر علیه ایران انجام دهد.
فارغ از محتوای شدیداً احساسی و اغراقآمیز این جملات، نکته مهم آن است که هیچ مرجع یا منبعی برای این ادعاها ارائه نشده است. شخصیت ذکرشده در پیام نیز در منابع معتبر بینالمللی شناختهشده نیست و هیچ سابقه رسمی یا تحلیلی از او در پایگاههای خبری وجود ندارد.
رسانهها چه میگویند؟
بررسی گزارشهای منتشرشده در رسانههای بینالمللی مانند آسوشیتد پرس، گاردین، سی ان بی سی و حتی بی بی سی در هفته گذشته، تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. در این منابع، تمرکز اصلی بر موارد زیر بوده است:
- وضعیت شکننده آتشبس و احتمال نقض آن؛
- هشدارها نسبت به بازگشت تنش در صورت بروز تحریک جدید؛
- تلاش ایالات متحده و شرکای غربی برای مدیریت دیپلماتیک بحران.
در هیچیک از این گزارشها، ذکری از ارسال نیروهای نظامی غربی به اسرائیل یا تجهیز گسترده برای حملهای قریبالوقوع به ایران نشده است. حتی در مواردی که به حمایت نظامی آمریکا اشاره شده، بیشتر ناظر به پشتیبانیهای دفاعی و لجستیکی محدود و نه تدارک برای جنگی تازه بوده است.
عملیات روانی در پوشش شایعه؛ چرا باید هوشیار بود؟
استفاده از شایعات بیسند در شرایط ناپایدار، بخشی از الگوی کلاسیک عملیات روانی در دورههای پساجنگ است؛ دورهای که در آن افکار عمومی بیش از همیشه مستعد پذیرش اطلاعات اغراقشده و اخبار نگرانکننده است.
در این میان، شایعاتی از این جنس، با بهرهگیری از احساسات، واژگان تند و فضای بیاعتمادی پس از جنگ، سعی در ایجاد رعب، خشم یا ناامیدی در افکار عمومی دارند. این پیامها، نه بر پایه تحلیل، بلکه بر مبنای هیجانافزایی و تحریکگری طراحی میشوند و هدفی جز برهم زدن فضای عقلانی جامعه ندارند.
با توجه به نبود هرگونه گزارش مستند در منابع معتبر درباره تجهیز گسترده اسرائیل توسط غرب برای حملهای مجدد به ایران، میتوان نتیجه گرفت که پیام منتشرشده بیشتر ماهیتی تبلیغاتی و تحریکآمیز دارد تا تحلیلی یا خبری. در چنین فضایی، نقش رسانههای حرفهای و شهروندان آگاه در راستیآزمایی اطلاعات و مقابله با جنگ روانی، بیش از همیشه اهمیت دارد.






















