برچسب: FATF

  • مخالفان FATF نگرانند دستشان رو شود

    مخالفان FATF نگرانند دستشان رو شود

    به گزارش اقتصادران، مخالفت ها با FATF وارد فاز جدی تری شده است، تندروها خط و نشان می کشند و برخی رسانه های آنها نیز ساز مخالف را بیشتر از گذشته کوک کرده اند. 77 دفتر بسیج دانشجویی سراسر کشور نیز وارد میدان شده و پیرامون پیوستن به FATF نامه‌ای خطاب به رئیس جمهور نوشتند.

    مسعود پزشکیان که وعده حل و فصل این پرونده را داده بود حالا مخالفانی را پیش روی خود می بینند که زمانی حسن روحانی نیز آنها را تجربه کرده بود.

    احمد خرم، وزیر دولت اصلاحات،  معتقد است: FATF موضوعی است که بعد از گذشت چندین سال هنوز هم به عنوان یک علامت سوال بزرگ جلوی چشم حاکمیت است. حالا در این شرایط باید دید که آیا می شود کاری انجام داد یا خیر؟

    او می گوید: مگر چند درصد جامعه از FATF خبر دارند و با آن مخالفت می کنند؟ من که فکر می کنم این عدد چیزی زیر ۲۰ درصد باشد. آیا با نظر این تعداد، باید برای ۸۰ درصد دیگر جامعه تصمیم گیری کرد؟

    مشروح گفتگوی خبرگزاری خبرآنلاین با احمد خرم را بخوانید؛

    *******

    *آقای خرم! باز هم مخالفان FATF به تکاپو افتادند تا موضوع پیوستن ایران به این لوایح را پیش از طرح دوباره در مجمع تشخیص مصلحت نظام، بایگانی کنند. چرا مخالفان همچنان مسیری را که در دوره حسن روحانی طی کردند، را دنبال می کنند؟

    آدمهای منحرف از شفاف سازی بیم دارند. چون دستشان رو می شود. واقعا نمی دانم که وقتی هنوز FATF در این کشور کاری نکرده و از خود اثری برجای نگذاشته، چرا باید این میزان از مخالفت را در پی داشته باشد. در کشور ما اصلا شفاف سازی مطرح نیست و جایگاهی ندارد و این عنوان برای خیلی ها وحشت آور است.

    مخالفان FATF نگرانند دستشان رو شود

    *چرا می ترسند؟

    من فکر می کنم که اینها در فضایی گیر کرده اند که به اعتقادشان اگر FATF به راه افتد، برخی هستند که یقه شان را گرفته و شاید هم سهم خواهی کنند. آنها نگرانی از رو شدن دست خود و سهم خواهی دارند. اما غافل از این هستند که کشور ما هر چه زودتر باید به FATF بپیوندد و تمام امور باید شفاف شود.

    ما نتیجه این عدم شفافیت را در بانک های دولتی به خوبی می بینیم. سالانه هزاران میلیارد وام پرداخت می شود بدون آنکه در جایی شفاف سازی شده و گفته شود که این پول ها به حساب چه کسانی رفته است. جیب بری می کنند، بدون اینکه مردم بدانند. در حالیکه آدم دیندار متدین نباید از حساب و کتاب بترسد. آنهایی که با این موضوع مخالفت می کنند، بیم این می رود که آلوده باشند.

    *خوش بینانه اگر نگاه کنیم، شاید ضرورت این اقدام را نمی دانند …

    FATF چیزی نیست که بگوییم وزارت نفت لازم دارد، وزارت کشور لازم ندارد. این چتر پوششی کلی است که همه را باید در بر بگیرد. حساب و کتاب همه باید روشن باشد. در غیر این صورت باید این گمان را پذیرفت که بخش خصوصی و یا دولتی و یا حاکمیت، دستش در جیب مردم است.

    اجرای FATF باید به یک مطالبه ملی تبدیل شود

    *به نظر می رسد که طیف مخالفان هنوز هم در مجمع تشخیص بر سر عقاید خود باشند. اما دولت امیدوار است که این موضوع را به نتیجه مورد نظر خود برساند. آیا می شود به رای مثبت مجمع برای پیوستن به FATF امید داشت؟

    FATF موضوعی است که بعد از گذشت چندین سال هنوز هم به عنوان یک علامت سوال بزرگ جلوی چشم حاکمیت است. حالا در این شرایط باید دید که آیا می شود کاری انجام داد یا خیر؟ پاسخ روشن است. اگر ما به FATF نپیوندیم، تا کی می خواهیم شاهد هزاران میلیارد تومان دزدی باشیم؟

    باید اجرای FATF به یک مطالبه ملی تبدیل شود. نمی شود که چند نفر از نخبگان و کارشناسان موافق باشند و در مقابل، مخالفان اصلا ندادند که بحث اصلی چیست. مگر چند درصد جامعه از FATF خبر دارند و با آن مخالفت می کنند؟ من که فکر می کنم این عدد چیزی زیر ۲۰ درصد باشد. آیا با نظر این تعداد، باید برای ۸۰ درصد دیگر جامعه تصمیم گیری کرد؟

    مخالفان متوجه شرایط کشور نیستند. کار به جایی رسیده که میزان قابل توجهی از مردم زیرخط فقر قرار گرفته اند. در حالیکه با پیوستن به FATF می شود تا میزان زیادی از هزینه سرمایه گذاری ها را کم کرد و آن را به زندگی مردم سرریز کرد.

    در این شرایط چطور می توان همچنان ساز مخالف کوک کرد؟ این افراد هزینه های عدم تصویب لوایح مرتبط با FATF را نمی دانند و معلوم است که چه بهره ای از مخالفت خود می برند. اینها با هر چه که سبب شفافیت شود مخالف هستند. یکی از کارهایی که باید از سوی دلتمردان و کارشناس انجام شود، روشن کردن موضوع است. مردم باید بفهمند که چه می خواهند و از FATF چه به دست می آید.

     

  • لابی مخالفان FATF با دلالان و صرافان؟

    لابی مخالفان FATF با دلالان و صرافان؟

    به گزارش اقتصادران، حل مسئله FATF محوری ترین وعده اقتصادی مسعود پزشکیان در انتخابات ریاست جمهوری بود. وعده ای که به نظر می رسد توسط رئیس جمهور فراموش نشده و حالا در کمتر از ۶ ماه از گذشت عمر دولت نشان داده که بر روی حرف خود ایستاده، از نامه به مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره FATF تا ماموریت به وزیر اقتصاد برای حل این مسئله.

    البته که این تحرکات پزشکیان برای حل FATF واکنش های مخالفین را هم به همراه داشته و دارد. همین چند وقت پیش بود که قاسم روانبخش، نماینده جبهه پایداری در قم که حامی جلیلی در انتخابات ریاست جمهوری بود، صراحتاً اعلام کرده که پالرمو و CFT مورد قبول قرار نمی گیرند.

    اما در مورد تلاش های پزشکیان برای به سرانجام رساندن FATF این سوال مطرح می شود که آیا او در این زمینه به عقوبت دولت های قبلی دچار خواهد شد و مخالفان سنگ اندازی ها را کلید می زنند؟ محمود واعظی، رئیس دفتر دولت روحانی، به حل و فصل این پرونده خوش بین است و می گوید؛«پزشکیان از پشتوانه کافی برای برداشتن گام جدی برای تصویب FATF برخوردار است»

    البته او به مخالفت ها در این قضیه و مخصوصا سعید جلیلی که پرچمدار مخالفت با FATF است هم اشاره می کند و خاطرنشان می کند کلا برداشت او از مسائل با برداشت سایر مسئولان متفاوت است، هر چند که بررسی و اقدامات برای اجرای FATF هم با امضای خود جلیلی کلی زده شد.

    در ادامه گفتگو با محمود واعظی، رئیس دفتر دولت دوازدهم را می خوانید:

    ***

    آقای واعظی! معاون حقوقی رئیس جمهور به تازگی از پیگیری های وزیر اقتصاد برای تصویب CFT و پالرمو خبر داده اما برخی چهره های تندرو و مخالف FATF نیز به صراحت از مخالفت با این لوایح گفته اند، با وجود پیگیری های دولت تا چه اندازه امکان دارد  FATF تصویب شود؟

    در برهه کنونی و مطابق قانون اساسی تصویب FATF در اختیار مجمع تشخیص مصلحت نظام است. با توجه به اینکه لوایح در دولت مصوب شد و به مجلس شورای اسلامی ارسال و اصلاحات  در قوه مقننه صورت گرفت، و همچنین شورای نگهبان نظرات خود را نیز داد، نتیجتا لوایح نهایی به مجمع تشخیص مصلحت نظام جهت طی مراحل قانونی ارسال شده است.

    نکته دیگر اینکه بررسی و اقدام اولیه FATF در زمان دولت آقای احمدی نژاد شروع شد و آقای جلیلی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بود نیز نقش داشت.

    *یعنی آقای جلیلی استارت FATF را زد؟

    بله، نامه از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با امضای آقای جلیلی در موضوع FATF ارسال شده است. در حال حاضر ۲ الی ۳  کشور در دنیا هستند که همانند ما در لیست سیاه قرار دارند البته تعداد کمی از کشورها هم در لیست خاکستری و سایرین نیز براساس چهارچوب مجموعه گروه ویژه اقدام مالی فعالیت می کنند.

    بنابراین مخالفین پیوستن به FATF ابتدا روشن کنند که عادی سازی روابط بانکی و مالی ایران با سایر کشورهای جهان را الزامی و منطقی و در راستای تقویت منافع ملی می دانند یا خیر؟ آیا ایران نیازمند صادرات مزیتی بدون محدودیت و تعامل پایدار بانکی با دنیا هست یا خیر؟

    از همه مهم تر جملگی مقامات کشور در دولت های مختلف با پولشویی مخالفت کرده اند، به این ترتیب که در دولت روحانی، شهید رئیسی و دولت فعلی ، وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک مرکزی و مسئولین ذیربط با پولشویی در داخل ایران صراحتا مخالفت کرده اند . فلذا ساز و کار FATF کاربرد داخلی برای مبارزه با پولشویی نیز دارد.

    مسئله پولشویی در کشور به اندازه ای اهمیت پیدا کرده که بانک مرکزی انواع و اقسام ساز و کارها برای جلوگیری از پولشویی را لحاظ کرده است. بنابراین اگر به دنبال روابط عادی، سالم و کم هزینه با دنیا هستیم ضروری است از مزایای مختلف FATF بهره مند شویم. این سازوکار فقط در ارتباط با مسئله FATF و روابط مالی با دنیا نیست بلکه در بقیه تعاملات جهانی از سازوکارهای مصوب استفاده می شود. به عنوان نمونه در گمرک ایران انواع و اقسام ساز و کارهای بین المللی وجود دارد که همه گمرک های دنیا نیز آنها را رعایت می کنند.

    در دورانی که وزیر ارتباطات بودم در حوزه مخابرات و ict انواع و اقسام ساز و کارهای استاندارد که در سازمان های بین المللی تصویب می شدند وجود داشت، فلذا از دولت و مجلس تایید می گرفتیم و به آن ملحق می شدیم. در نتیجه در همه وزارتخانه ها این نوع اقدامات مرسوم است.

    در حال حاضر رییس جمهور نهم در راستای گشایش و تحول اقتصادی دو قول حائز اهمیت به مردم داده است. اول اینکه وعده داد ایران را از لیست سیاه FATF خارج و روابط بانکی را با دنیا عادی کند و دوم اینکه تلاش کند که تحریم ها به بهترین شکل رفع شوند. اینکه در ماجرای FATF برخی گروکشی می کنند و می گویند اول تحریم ها را بردارید،  راهبرد موثر و رو به جلو نیست.

    هر کدام از موانع اقتصادی را بتوانیم رفع کنیم، گشایشی برای اقتصاد کشور به وجود آورده ایم. اگر تحریم برداشته شود، اما همچنان ذیل لیست سیاه طبقه بندی شویم، باید ۶ ماه تا یک سال صبر کنیم که وفق طی تشریفات از این لیست خارج شویم و این یعنی کشور را برای مدت زیادی معطل کردیم.

    ولی چنانچه موضوع FATF مرتفع شود به محض اینکه تحریم ها برداشته شوند، روابط عادی و بدون محدودیت با دنیا خواهیم داشت. به نظر می رسد کسانی که با FATF مخالفت می کنند یا از جزئیات متون این لوایح مطلع نیستند و صرفا براساس شنیده ها مخالفت می کنند یا در بدبینانه ترین حالت برخی از آنها با دلال ها و صراف هایی که اعتبارات ارزی از طریق آنها مبادله می شود، مرتبط اند.

    متاسفانه در این مدل تبادل اعتبار ارزی ،تجار درصد بالایی بالاسری می پردازند، که نهایتا معیشت مردم تضییع می شود. لذا بهانه هایی که در مورد  مخالفت با FATF مطرح می شود و در قالب یکی از دو حالت فوق الذکز تعریف می شود.

    از این روست که در هیچ برهه ای مقام معظم رهبری، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و مقامات عالی و ذیربط کشور وفق اصل حفظ و بسط منافع ملی با دو لایحه مورد نظر مخالفت نکردند. زیرا تصویب لوایح ، اقدامی است که راه را برای بهره برداری از مزایای FATF فراهم می کند.

    *با توجه به خبرهایی که توسط اطرافیان جلیلی منتشر می شود، به نظر می رسد او بر روی برنامه های پزشکیان تمرکز کرده، کما اینکه قبل از رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی و همچنین بررسی لایحه بودجه با تعدادی از نمایندگان جلسه برگزار کرده است. با توجه به تمرکز جلیلی بر روی برنامه های دولت چهاردهم، به نظر شما طیف نزدیک به او تا چه اندازه می تواند فضا را بر علیه FATF کند؟

    طیف تندرو ، اقلیتی هستند که باید قبول کنند حسب اراده  مردم شکست خورده اند. در اکثر کشور ها نامزدی که در انتخابات شکست می خورد، سریعا اشتباهات خود را آسیب شناسی و اصلاح می کند. اما این گروه می خواهد ۴ سال  بر سیاست های غیر کارشناسی  غلطی که داشتند، اصرار ورزند.

    چوب لای چرخ دولت گذاشتن امر ملی نیست و کاملا در خلاف وفاق است. در حقیقت اینکه فرد شکست خورده بخواهد به واسطه سلسله اقدامات سلبی و کارشکنی ها در بخش های دیوانی و خصوصی، دولت منتخب مستقر درگیر مسائل جزئی و حاشیه ای شود و نهایتا موفق نشود که  به مردم بگویند شما اشتباه رأی دادید، جرم بزرگ و غیر قابل بخششی است.

    متاسفانه جنگ فرسایشی در غزه و لبنان منجر شد که دولت چهاردهم از زمان استقرار تا کنون در اجرای برنامه ها و اهدافی که دارد به صورت کامل توفیق نیابد. چراکه همواره مشکلات اقتصادی و مسائل امنیتی جنگ غزه و بالاخص تداوم تحریم ها بر روی افزایش  نرخ ارز و گرانی ها تاثیرگذار است و طبیعی است که دولت باید به هر طریق کارشناسی و منطقی جلوی این اقدامات را بگیرد.

    فکر می کنم این طیف گروه گرا در تدارک فضاسازی مخربی هستند که وقتی FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام مجدداً به بحث و بررسی گذاشته شد، براساس روال کارشناسی و منطقی پیش نرود. اما با توجه به حضور اعضای عاقل و فهیم در مجمع تشخیص مصلحت نظام و توجه به شرایط کشور ، بعید است روند بررسی لوایح تحت تاثیر این قبیل فضاسازی های  مخرب قرار گیرد و ضروری است تصمیمی که در راستای منافع و توسعه کشور است، اتخاذ شود.

    *بنابراین شما فکر می کنید نظر حاکمیت هم درباره پذیرش FATF مثبت است؟

    در این موقعیت که رییس جمهور  از وفاق می گوید و در این راستا قدم بر می دارد ، قطعا نمی خواهد در حاکمیت شکاف و گسل ایجاد کند، بلکه نهایت همت و تلاش خود را می گمارد تا اقدامات مهم و تصمیمات بزرگی که برای مدیریت کشور  ضروری است را در جلسه سران ۳ قوه مطرح کند و اگر لازم بداند با سایر مقامات هم مشورت خواهد کرد.

    در نتیجه احساس می کنم وفاقی که مد نظر دکتر پزشکیان است و از آن می گوید در راستای ایجاد هماهنگی موثر در حاکمیت است. وجه دیگر و البته بسیار مهم آن هم این است که رضایت مردم را جلب کند و پایگاه اجتماعی نظام را بسط دهد که این امر مستلزم رفع عاجل تحریم ها و موانع FATF است.

    *البته مرحوم رئیسی هم دنبال تصویب FATF  بود و به دلیل همین فضاسازی ها از پیگیری آن منصرف شد اما شما می گویید فضاسازی ها نمی توانند مانعی بر سر راه پزشکیان برای تصویب FATF شوند.

    پزشکیان به مردم تعهد داده است و همواره می گوید آنچه به مردم قول داده ام را دنبال کرده و تا آنجا که بتوانم انجام خواهم داد. از این روی شاهد این هستیم که سران سه قوه همکاری و تعامل سازنده و بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند که اقدام مبارکی است و می تواند بسیاری از گره ها و مشکلات کشور را حل کند.

    از طرف دیگر امتیاز مهمی که دولت چهاردهم از ابتدا داشته، حمایت رهبری است.  از این رو به نظر می رسد که پزشکیان از پشتوانه کافی برای برداشتن گام جدی در راستای تصویب FATF وفق همراهی مجمع تشخیص مصلحت نظام برخوردار است.

    *شما مخالفین FATF را به دو دسته تقسیم کردید، افرادی که از مفاد آن اطلاع ندارند و افرادی که سودی از این قضیه می برند، به نظر شما جلیلی در کدام گروه قرار دارد؟

    نمی توانم بگویم آقای جلیلی از مفاد FATF اطلاع ندارد. به کلی برداشت ایشان از مسائل متفاوت است و نه تنها در مورد FATF  بلکه در مورد سایر مسائل هم برداشت آقای جلیلی با بسیاری از مسئولین  و صاحبنظران مغایر است.

    به صورت کلی در مورد لزوم تصویبFATF  باید گفت که آیا اکثر کشورهای جهان که عضو FATF هستند و با آن همکاری می کنند دنبال منافع خودشان نیستند؟ هر کشوری دنبال منافع و مصالح خودش است. مگر می شود همه کشورهای دنیا وابسته باشند؟

  • بدون FATF، بریکس یعنی کشک! / بحران تنش های خاورمیانه روی دوش دولت پزشکیان

    بدون FATF، بریکس یعنی کشک! / بحران تنش های خاورمیانه روی دوش دولت پزشکیان

    به گزارش اقتصادران، روز جمعه و تنها ساعاتی پیش از حمله اسرائیل به ایران و تجاوز این کشور به خاک کشور کارگروه ویژه اقدام مالی بار دیگر ایران را در لیست سیاه اعلام کرد.
    کارگروه ویژه اقدام مالی (FATF) روز جمعه با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که نام ایران، کره شمالی و میانمار همچنان در لیست سیاه این کارگروه باقی مانده است.

    این کارگروه همچنین اعلام کرده که نام سنگال را لیست خاکستری خود حذف کرده است. کارگروه ویژه اقدام مالی که سازمانی بین‌دولتی برای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم است، نام الجزایر، آنگولا، ساحل عاج و لبنان را به لیست خاکستری خود اضافه کرده است.

    تازه‌ترین اعضای لیست سیاه و خاکستری FATF

    باید توجه داشت که FATF یک قرارداد نیست، یک سازمان بین دولتی است.  گروه ویژه اقدام مالی (Financial Action Task Force – FATF) در سال ۱۹۸۹ به ابتکار کشور‌های عضو گروه «جی ۷» تشکیل شد تا بررسی‌هایی درباره وضعیت قوانین مبارزه با پولشویی در بازار‌های مختلف مالی را در سرتاسر جهان انجام دهد و نتیجه آن را در جلسات هر چهار ماه یک بار خود به اطلاع کشور‌های عضو برساند تا این کشور‌ها بتوانند ریسک سرمایه‌گذاری در بازار‌های مالی هدف را بررسی و در مورد سرمایه‌گذارانی که به «کشور‌های مشکوک» می‌روند احتیاط کنند.

    تصمیم تازه کارگروه اقدام مالی در جریان جلسات عمومی FATF که از ۲۱ تا ۲۵ اکتبر در پاریس فرانسه برگزار شد، اتخاذ شد. در همین حال، در جریان این جلسات تصمیم گرفته شد که عضویت روسیه در FATF همچنان معلق بماند.

    فهرست خاکستری FATF اکنون شامل ۲۴ حوزه قضایی است: الجزایر، آنگولا، بلغارستان، بورکینافاسو، ویتنام، ونزوئلا، هائیتی، جمهوری دموکراتیک کنگو، یمن، کامرون، کنیا، ساحل عاج، لبنان، مالی، موزامبیک، موناکو، نامیبیا. نیجریه، سودان جنوبی، سوریه، تانزانیا، فیلیپین، کرواسی و آفریقای جنوبی.
    اف‌ ای تی اف همچنین لیست سیاه خود را حفظ کرد که شامل کره شمالی، ایران و میانمار است.

    احتمالا این لیست تازه و قرار گرفتن نام ایران در کنار تنها دو کشور دیگر و آن هم کره شمالی و میانمار را باید به اقتدارگریان و تندرو‌ها تبریک گفت، آن‌ها به آرزوی خود رسیده اند و مهجور شدن ایران را نیز به چشم می‌بینند.

     

    ایران باز در بن بست سیاه FATF

    کما این که صادق الحسینی کارشناس اقتصادی در این زمینه تاکید کرد که با وجود قرار داشتن در فهرست کشور‌های پر خطر نمی‌توان از مزایای بریکس برای توسعه مراودات تجاری و اقتصادی استفاده کرد.

    موضوعی که حسین سلاح‌ورزی رییس پیشین اتاق بازرگانی نیز مورد تاکید قرار داده بود. سلاح‌ورزی پیش از این گفته بود که حتی اگر تحریم‌ها علیه ایران را نادیده بگیریم، با وجود FATF نمی‌توان با نهاد‌های مالی همکاری کرد. این یعنی در چنین وضعیتی مراودات مالی ایران با بانک‌ها و نهاد‌های مالی جهان در بن‌بست قرار دارد.

    در همین حال فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در نشست خبری ۲۵ مهر ماه خود گفته بود که فیلترینگ و پیوستن ایران به FATF یا به بیان دقیق‌تر تصویب لوایح مرتبط در حال پیگیری است.

    با این حال هنوز خبر دقیقی از قرار گرفتن لوایح مرتبط در دستور کار بررسی مجمع تشخیص مصلحت نظام منتشر نشده است، جایی که احتمالا دوباره باید برای گره‌گشایی یا گره‌افزایی ارتباطات و مراودات مالی کشور تصمیم‌گیری کند.

    نکته، اما اینجاست که در مناظرات چهاردهمین انتخابات ریاست‌جمهوری، یکی از موضوعاتی که بین کاندیدا‌ها به میزان قابل‌توجهی مطرح و چالش‌برانگیز شده بود، موضوع FATF و همکاری با این نهاد بین‌الدولی بود و در بین مباحث پیرامون موضوع مذکور، مسعود پزشکیان قائل به همکاری با این نهاد بوده و معتقد بود که بدون خروج از لیست اقدامات مقابله‌ای FATF نمی‌توان در حوزه‌ سیاست خارجی فعالیت قابل‌ توجهی انجام داد.

    پزشکیان همچنین در نشست خبری خود با اصحاب رسانه، خبر از نامه‌نگاری با مجمع در آینده حول موضوع FATF را داد.
    اما نکته‌ای که باعث حمله تندرو‌ها و مخالفت اقتدارگرایان با پذیرش FATF شده، مربوط به حق شرط و تحفظ است.
    طبق بند ۵ ماده ۲۰ «معاهده بین‌المللی حقوق معاهدات ۱۹۶۹» حق شرط و تحفظ در صورتی پذیرفته خواهد شد که با آن مخالفت نشود و مورد اعتراض سایر کشور‌های عضو قرار نگیرد، یعنی در صورت اعتراض دیگر کشور‌ها به حق شرط گفته شده، متن معاهده حاکم خواهد بود.

    کما اینکه کسرا آصفی، کارشناس دیپلماسی اقتصادی درباره این مساله توضیح می‌دهد که زمانی که طیب‌نیا در سمت وزیر اقتصاد وقت نامه تعهد ایران به برنامه اقدام خود را به FATF ارسال می‌کند، در آن نامه قید کرد که این همکاری را در چارچوب قانون اساسی خود انجام خواهد داد، اما FATF این شرط را قبول نکرده و بیان کرد که برنامه باید به طور کامل اجرا شود.
    اما نکته اینجاست که در آن نامه به طور مشخص به شرایط ایران اشاره نشده بود.

     

    بحران FATF روی دوش دولت چهاردهم

    این عدم دسترسی به بازار‌های مالی و قطع شبکه بانکی نیز منجر به بروز بحران‌های جدی برای ایران شده؛ بحران‌هایی که حالا دولت چهاردهم باید آن را از پیش رو بردارد.

    اخیرا نیز علی قنبری، اقتصاددان گفته است: «درست است که دولت آقای پزشکیان از همان بدو کار درگیر مسائل منطقه‌ای و خاورمیانه‌ای شده است، اما اینکه برخی به دنبال پخش کردن بذر ناامیدی به ویژه در بخش اقتصادی هستند را بسیار اشتباه و ضد منافع ملی می‌بینم. رئیس جمهور گفته است برای این که بتوانیم کشور را به اهداف چشم‌انداز برسانیم باید مسئله FATF و برجام را حل کنیم، پس ایشان از عمق حساسیت شرایط فعلی کاملا آگاه است.
    ایران در سال ۱۹۹۲ با حق شرط به کنوانسیون وین پیوست، اما هنوز به کنوانسیون پالرمو و کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم نپیوسته است. این عدم پیوستن به این کنوانسیون‌ها یکی از نقاط ضعفی است که FATF به آن اشاره کرده است. در ضمن این نکته را هم فراموش نکنیم که اگرچه به قول برخی از افراد که طی روز‌های اخیر بر این موضوع تاکید داشتند، فعالیت در بریکس بسیار مهم است، اما تا زمانی که FATF ما را از لیست سیاه خود خارج نکند، حتی این پیمان بریکس هم نمی‌تواند به نفع ما باشد.»

    قنبری البته معتقد است: «حل مشکل برجام و FATF می‌تواند یک گشایش خیره کننده در اقتصاد ما ایجاد کند، البته معتقدم حل مشکل FATF به تنهایی هم می‌تواند اقتصاد ما را متحول کند چرا که حجم مبادلات تجاری ما را بسیار افزایش می‌دهد.»

    اکنون به نظر می‌رسد در اوج تنش‌های منطقه‌ای و سیاسی، دولت چهاردهم با مساله لیست سیاه FATF نیز درگیر است، لیست سیاهی که دستکم اکنون برای سود بردن ایران از منافع بریکس، بیش از همیشه به خروج از آن نیاز دارد.

  • باید بی خیال رشد اقتصادی 8 درصدی شویم؟

    باید بی خیال رشد اقتصادی 8 درصدی شویم؟

    به گزارش اقتصادران، سید کمال سیدعلی درباره نرخ رشد اقتصادی در اقتصاد ایران و نیاز به سرمایه‌گذاری 150 میلیارد دلاری در هر سال برای حفظ همین نرخ رشد اقتصادی اظهار داشت: افزایش نرخ رشد اقتصادی با کیفیت نیاز به سرمایه‌گذاری دارد که هم سرمایه‌گذاری داخلی و هم خارجی منوط به بهبود روابط بین‌الملل، برداشتن تحریم‌ها و پیوستن به FATF است. باید توجه داشت اگر همین امروز مساله پیوستن به FATF در داخل کشور حل شود نمی‌توان آثار آن را در بازه زمانی کوتاه در افزایش نرخ رشد اقتصادی دید و برای جذب سرمایه‌گذار خارجی حداقل به یک تا دو سال زمان نیاز داریم.

    وی تاکید کرد: البته به یاد داریم که در دوره برجام وقتی ایران به دنیا علامت مثبت داد، دیدیم که با تنش‌زدایی‌ها، شرکت‌های خارجی بلافاصله وارد بازار ایران شدند به طوری که هتل‌های کشور برای پذیرش هیات‌های خارجی اتاقی نداشتند. به دنبال آن ریسک ایران به سرعت کاهش پیدا کرد و از رتبه 7 در حال صعود به رتبه 5 بودیم که با دستور ترامپ برای حضور آمریکا از برجام این روند بهبود ریسک ایران برای جذب سرمایه‌گذار متوقف شد.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: البته به طور قطع سرمایه‌گذاری داخلی در رشد نرخ اقتصادی هم موثر است، وزارت نفت که پیش از این اعلام کرده که فقط در بخش نفت نیاز به سرمایه‌گذاری 200 میلیارد دلاری است. موسسات بین‌المللی از جمله مکنزی پیش‌بینی سرمایه‌گذاری بالا در ایران داشت و به طور مشخص بازهی آن را هم اعلام کرده بود که می‌تواند به رشد بالایی برسد.

    سیدعلی با اشاره به نرخ رشد اقتصادی 12 درصدی در دوره برجام گفت: درست است که در دوره برجام نرخ رشد اقتصادی به 12 درصد رسید اما به دلیل افزایش فروش نفت بود که یکباره پس از لغو محدودیت‌های فروش نفت با افزایش فروش، شاهد افزایش 12 درصدی نرخ رشد اقتصادی بودیم.

    وی با بیان اینکه رشد 8 درصدی حداقل تا دو سال آینده محقق نمی‌شود، تاکید کرد: با توجه به شرایط فعلی، عدم تصمیم‌گیری‌ها درباره یارانه‌های انرژی، اخذ مالیات، کاهش هزینه‌های بودجه دولت و … حداقل تحقق رشد 8 درصدی تا 2 الی 3 سال آینده امکان پذیر نیست.

    این کارشناس اقتصادی درباره کیفیت نرخ رشد اقتصادی و اظهارات اخیر زیر اقتصاد درباره کیفیت نرخ رشد 4 درصدی فعلی اظهار داشت: با توجه به نگاه آقای همتی، به نظر می‌رسد که منظور وی از بی‌کیفیت بودن نرخ رشد اقتصادی این است که این رشد به دلیل فروش بیشتر نفت بوده و حاصل از سرمایه‌گذاری نیست و اساسا وقتی در کشور روند ثابت می‌ماند، دستیابی به نرخ رشد اقتصادی هم راحت‌تر است. بنابراین وقتی یک میلیون و 700 هزار بشکه نفت صادر می‌شود شرایط با زمانی که 500 هزار بشکه نفت صادر می‌شد، متفاوت است و قاعدتا نرخ رشد اقتصادی هم افزایش می‌کند.

    سیدعلی گفت: البته باید توجه داشت که پس از خروج امریکا از برجام شرایط کشور عادی نیست و همواره شرایط کشور پرنوسان است. کسری بودجه بسیار بیشتر شد و ناترازی‌ها هم افزایش پیدا کرد که علت عمده این ناترازی‌ها از جمله ناترازی‌ بانک‌ها، افزایش کسری بودجه است. از آنجایی که کسری بودجه بالاست، هواره تورم تزریق می‌شود.

    وی ادامه داد: باید درباره مباحث اقتصادی هماهنگی‌ها هرچه سریع‌تر انجام و تصمیم گرفته شود. البته شرایط منطقه عادی نیست و بوق جنگ زده می‌شود و دولت در همین مقطع باید درباره مسایل مرتبط با اقتصاد تصمیم بگیرد.

    این کارشناس اقتصادی درباره تصمیمات جدید حاکمیت و دولت نسبت به پیوستن به FATF تاکید کرد: FATF تمام کار نیست اما بسیار کمک کننده به اقتصاد ایران است. هر چند اثرگذاری پیوستن در FATF بر اقتصاد ایران زمانبر است اما اگر از ایران پیام‌های مثبتی ارسال شود اثر بخشی FATF  را هم سریع‌تر می‌کند.

    وی با اشاره به آثار مثبتی که FATF در کوتاه مدت بر اقتصاد ایران می‌گذارد، تاکید کرد: اولین اثر پیوستن به FATF این است که بانک‌های کشورهای همسایه مانند عراق و کشورهای CIS وارد همکاری بانکی با ایران می‌شوند و بانک‌های ایران کار می‌کنند و بخشی از مشکلات اقتصاد ایران و تجار رفع خواهد شد. به دنبال آن همکاری سایر بانک‌های جهانی هم با ایران آغاز خواهد شد و این پیام خوبی از ایران به دنیا است. ‌

  • کار اقتصاد ایران از جراحی گذشته است! / دو پيشنهاد براي مشكل كسري بودجه

    کار اقتصاد ایران از جراحی گذشته است! / دو پيشنهاد براي مشكل كسري بودجه

    به گزارش اقتصادران، مرتضی افقه نوشت:

    بحث افزايش قيمت بنزين و ارز و ساير كالاها و خدمات دولتي چند سالي است كه ترجيع‌بند تمامي سخنان مسوولان دولتي و بعضا نمايندگان مجلس بوده و هست. دليل اين توصيه را عمدتا پايين بودن قيمت بنزين نسبت به قيمت جهاني آن مي‌دانند و همين پايين بودن قيمت را موجب افزايش مصرف آن در داخل يا قاچاق آن به كشورهاي همجوار مي‌دانند. پزشكيان و همكارانش اخيرا گفته‌اند افزايش مصرف بنزين دولت را ناچار كرده تا با دلار 50، 60 هزار توماني بنزين وارد كند و به نرخ 3000 تومان بفروشد و اين روند را غيرمنطقي مي‌دانند. از آنجا كه براساس تجارب گذشته، افزايش قيمت بنزين تنش‌هايي را ايجاد كرده، اصطلاح جراحي اقتصادي را براي چهارمين بار وارد ادبيات سياسي و اقتصادي كشور كرده‌اند. جراحي اقتصادي در واقع اسم رمز افزايش قيمت كالاها و خدمات دولتي از جمله بنزين و ارز است و معمولا با توجيهي ساده‌لوحانه و تكراري مطرح مي‌شود مبني بر اينكه، جراحي (افزايش قيمت) درد دارد، اما عاقبت آن بهبودي بيمار يا همان شرايط اقتصادي است.

    اما سابقه اين فضاسازي‌ها با عنوان جراحي به سال‌هاي ابتدايي برنامه اول در اواخر دهه 60 برمي‌گردد، هنگامي كه اقتصادخوانده‌هاي طرفدار اقتصاد آزاد به آقاي رفسنجاني توصيه كردند كه براي حل مشكلات آن زمانِ اقتصاد پس از جنگ، گريزي نيست جز اينكه بعد از يك دهه سياست‌هاي تمركزگرايانه پس از پيروزي انقلاب، تغيير مسير داده و به سياست‌هاي خصوصي‌سازي و آزادسازي قيمت‌ها متوسل شد، چون منظور از آزادسازي قيمت‌ها افزايش قيمت كالاها و خدمات بود و پيش‌بيني نارضايتي مردم مي‌شد، براي اولين‌بار اصطلاح جراحي اقتصادي را در زبان‌ها انداختند و در سطحي وسيع به مردم اطمينان دادند كه اگر چه سياست رها‌سازي قيمت‌ها مردم را آزرده مي‌كند، اما با بهبود رونق توليد و اقتصاد ناشي از افزايش قيمت‌ها، شرايط مردم بعد از مدتي بهبود مي‌يابد و اتفاقا در آن هنگام از همين تمثيل ساده‌لوحانه استفاده مي‌شد كه جراحي درد دارد، اما منجر به بهبود بيمار مي‌شود.

    از آن تاريخ تاكنون سه بار اين تجربه به توصيه همان گروه اقتصادخوانده‌هاي غافل و بي‌اعتنا به ساختارهاي ضدتوليد و ضدتوسعه موجود تكرار شد و هر سه بار هم با شكست و تحميل زيان‌هاي فراوان به زندگي و معيشت مردم همراه شد: يعني افزايش قيمت و درد ناشي از به اصطلاح جراحي را مردم حس كردند، اما بهبودي وعده داده شده هرگز محقق نشد و حتي شرايط معيشتي و رفاهي مردم دشوارتر شد. تجربه اول جراحي در دولت آقاي رفسنجاني منجر به تورم 59.6 درصد سال 74 شد و دولت را ناچار به عقب‌نشيني از اين سياست كرد. در تجربه دوم كه در اواخر دهه 80 با عنوان هدفمندي يارانه‌ها و در دور دوم رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد انجام شد، باز هم رهاسازي قيمت‌ها نه تنها شرايط اقتصادي را بهبود نبخشيد، بلكه در سال‌هاي 90 تا 92 نرخ رشد اقتصادي به منفي 7 درصد كاهش و نرخ تورم به بالاي 40 درصد افزايش يافت و يارانه‌هاي پرداختي كه براي جبران خسارات معيشتي مردم پرداخت شد نيز به دليل افزايش شديد نرخ تورم، پس از يكي، دو سال خنثي شد و اثر مثبت خود را از دست داد.

    دولت سيزدهم با وعده مبالغه‌آميز حل مشكلات اقتصادي بدون نياز به رفع تحريم‌ها روي كار آمد و تنها يك‌سال پس از شروع و بعد از ناكامي در تحقق وعده حل مشكلات در شرايط تحريمي، اقدام به حذف ارز ترجيحي با همان عنوان تكراري و شكست خورده جراحي اقتصادي كرد. اقدامي كه باعث شد تورم تا حدود 60 درصد افزايش يابد و ضربه‌اي شديد و جبران‌ناپذير به معيشت و رفاه مردم وارد كرد به گونه‌اي كه آثار آن همچنان بر زندگي مردم باقي است.

    با پيروزي آقاي پزشكيان در انتخابات اخير رياست‌جمهوري و حتي در دوره مبارزات انتخاباتي، باز هم زمزمه افزايش قيمت بنزين و حامل‌هاي انرژي سر داده شد و باز هم با عنوان هشداردهنده جراحي اقتصادي و با همان توجيه ساده‌لوحانه: «كه درد دارد اما عاقبت خوبي به همراه دارد». هر چند آقاي پزشكيان در اولين مصاحبه مطبوعاتي خود اين اصطلاح را تغيير داده و به جاي جراحي، از اصطلاح خوردن داروي تلخ و بهبودي بيمار استفاده كرد. همزمان با طرح افزايش قيمت بنزين و حامل‌هاي انرژي، رييس بانك مركزي دولت پزشكيان اعلام كرده كه قصد دارد ارز را تك‌نرخي كند و كيست كه نداند تك نرخي كردن قيمت ارز اسم رمز افزايش قيمت آن تا سطح بازار آزاد آن است؛ اقدامي كه مي‌تواند شوك ديگري به قيمت كالاها و خدمات و در نهايت به معيشت و رفاه مردم وارد كند. اين نكته البته قابل ذكر است كه دولت پزشكيان در زماني مسووليت قوه مجريه را به عهده گرفته كه 7 سال از تشديد تحريم‌ها گذشته و در نبود درآمدهاي نفتي، هر آنچه منابع قابل برداشت بود را تخليه كرده‌اند: در اين مدت از بانك مركزي تا سقف ممكن استقراض كردند، اوراق قرضه منتشر كردند (استقراض از مردم)، اموال و شركت‌هاي دولتي را به فروش رساندند، از صندوق توسعه ملي برداشت كردند و در سه سال اخير اخذ ماليات را به حداكثر خود رساندند.

    در واقع اكنون كفگير به ته ديگ خورده و منبعي براي تامين كسري بودجه باقي نمانده است. بنابراين دولت فعلي ناچار است كه در اولين فرصت ممكن مشكل تحريم‌ها و قطع مراودات مالي با جهان خارج (FATF) را رفع كند. البته اين مهم هم با توجه به انتخابات امريكا، بعيد است تا يك‌سال آينده قابل اجرا باشد. بنابراين دولت پزشكيان خود را ناچار از افزايش قيمت بنزين و حامل‌هاي انرژي مي‌بيند تا انبوه بدهي‌هاي دولت به مردم (بازنشستگان، پرستاران، معلمان، گندمكاران و…) را پرداخت كند. اما افزايش قيمت بنزين تحت هر نامي (از جمله جراحي) در شرايط فعلي كه نزديك يك دهه است كه كشور تورم‌هاي بالاي سي و چهل درصد را تجربه مي‌كند و جامعه را به آستانه صبر خود رسانده، بسيار پر ريسك و غيرقابل انجام است. بنابراين توصيه مي‌كنم تا زمان حل مشكل تحريم‌ها و مراودات مالي با جهان خارج، دولت از افزايش قيمت بنزين و ساير كالاها و خدمات دولتي پرهيز كند و در مقابل تلاش كند از دو طريق كسري بودجه خود را كاهش دهد يا صفر كند:

    1- كاهش انبوه رديف‌هاي هزينه‌اي زائد و غيرضرور و در بسياري موارد امور موازي در بودجه را به خصوص اكنون كه در آستانه تدوين بودجه سال 1404 است حذف كند يا به مرور كاهش دهد.

    2- از صندوق توسعه ملي استقراض كند تا مجبور نشود از طريق افزايش ماليات‌ها يا افزايش قيمت بنزين و حامل‌هاي انرژي يا افزايش قيمت ارز، باز هم سفره مردم را كوچك‌تر كند.

    در نهايت اما حل مشكل تحريم و برقراري جريان فروش نفت و استفاده از ارزهاي نفتي راه‌حلي پايدار و قابل اتكا نيست. دولت و حاكميت بايد بپذيرند كه ساختارهاي غيراقتصادي حاكم بر كشور نياز به جراحي دارند. در واقع بحران‌هاي مستمر و ديرپاي اقتصادي خود معلول ساختارهاي معيوب غيراقتصادي (نظام ارزشي، نظام انتخاب و انتصاب كارگزاران حاكميت بي‌توجه به شايستگي‌ها، ساختارهاي سياسي، فرهنگي و بروكراتيك) حاكم بر كشور هستند. بنابراين اگر قرار است مشكلات اقتصادي حل شوند يا كاهش يابند، بايد جراحي در ساختارهاي ضدتوليد و ضدتوسعه موجود صورت پذيرد تا بستر لازم براي اصلاحات اقتصادي فراهم شود و نياز به شوك‌هاي مكرر قيمتي با نام جراحي اقتصادي نباشد. عدم توجه به لزوم تحولات ساختاري پيش از اصلاحات اقتصادي، همان‌گونه كه بارها تجربه شد، تنها معيشت و رفاه جامعه را آسيب زده، سفره مردم را هر روز كوچك‌تر كرده و بستر اعتراضات سياسي و اجتماعي را فراهم مي‌كند.

  • پول آن ششصد هزار بشکه نفت فروخته شده کجاست؟ / مسئولان این کشور روی اعصاب این ملت راه می‌روند! /  ایران دست افغان‌هایی است که شناسنامه و کارت پناهندگی ندارند

    پول آن ششصد هزار بشکه نفت فروخته شده کجاست؟ / مسئولان این کشور روی اعصاب این ملت راه می‌روند! /  ایران دست افغان‌هایی است که شناسنامه و کارت پناهندگی ندارند

    به گزارش اقتصادران، منتقد نحوه چینش کابینه پزشکیان است اما معتقد است که باید به دولت وفاق ملی رئیس جمهور فرصت داد، البته این هشدار را هم می‌دهد که رئیس جمهور باید از سرنوشت افراطیون در کشور درس بگیرد.

    حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، نماینده ادوار مجلس و کارشناس و استاد علوم سیاسی، در روزی که مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین بود، از تفاوت نگاه پزشکیان به وفاق ملی و اطرافیان او روایت کرد و گفت: «وفاق ملی در زبان پزشکیان با وفاق ملی در زبان کسانی که دولت ایشان را تا حد زیادی از آن خلوص ستادی انداختند فرق دارد. آقای پزشکیان وقتی می‌گوید وفاق ملی پشت بندش می‌گوید ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی برای رشد هشت درصد نیاز دارم.»

    وی تاکید کرد: «بخش عمده‌ای از سیاست‌مداران چپ و راست کشور ما دچار یائسگی سیاسی شده‌اند. نه یک رویش فکری دارند و نه رویش بدنه تشکیلاتی دارند. اصلا قیافه‌های برخی از این‌ها را ببینید که اتفاقا به دولت رفته‌اند از قیافه‌شان نوعی مردگی و کهنگی می‌بارد.»

    او همچنین با اشاره به فسادهایی که در کشور رخ داده است فاش کرد: «برآوردی که من کرده‌ام از سال ۱۳۷۰ تا چای دبش، پول‌هایی که دچار فساد شدند، بر اساس نرخ دلار روز بیش از ۵۰ و چند میلیارد دلار بوده است. این که چقدر برگشته یا برنگشته این علی‌السویه است.»

    حضور مهاجران افغان غیرقانونی نیز که این روزها باعث بروز نگرانی‌هایی در جامعه شده است، از موضوعات دیگری بود که فلاحت‌پیشه به آن گریزی زد و با بیان خاطره‌ای، گفت: «بنده معتقدم هشت میلیون افغان در ایران هستند. یک خطر جدی برای امنیت است.»

    «بخش اول» این گفتگو طی چند روز گذشته با تیتر «فلاحت‌پیشه: ایران و آمریکا به‌دنبال توافق جدید هستند /روسیه به ایران خیانت کرد /کل پول تهاتر بنزین، نصف تخفیف‌ نفتی ما به چین است» منتشر شد.

    آنچه می‌خوانید مشروح «بخش دوم» گفتگو با حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی است.

    ************

    * آقای فلاحت‌پیشه! شما از حامیان آقای پزشکیان قبل از انتخابات بودید، چقدر رأی‌آوری ایشان را در انتخابات قابل پیش‌بینی می‌دانستید؟ خصوصا این که کل دولت برای پیروزی آقای جلیلی بسیج شده بود. برخی حتی نگران تقلب به نفع کاندیدای تندروها بودند.

    انتخابات این دوره را یکی از سالم‌ترین انتخابات تاریخ کشور دیدم، چون رقابت خیلی جدی شد. هرچند که ۵۰ درصد مردم نیامدند ولی به نظرم پیروزی پزشکیان در مرحله دوم به ویژه مدیون حدود ۹ درصد کسانی بودند که تحریم کرده بودند ولی آمدند و واقعا رأی به تغییر بود.

    در حوزه میدانی که می‌رفتید، یک سری سیاست‌مدارانی که بعدا دور آقای پزشکیان بودند جزو جریان انتخابات نبودند. به همین دلیل هم ادبیات و فضای ذهنی‌شان متفاوت از رأی‌دهندگان است. رأی‌دهندگان واقعا دنبال تغییر بودند، تغییر در حوزه سیاست داخلی، سیاست خارجی و اقتصادی.

    * شاکله دولت فعلی آقای پزشکیان آیا می‌تواند مطالبه ملی تحریم‌کنندگان را برآورده کند؟

    یکی از ظلم‌هایی که به انتخابات در ایران می‌شود این است که هر کسی در انتخابات پیروز می‌شود جریاناتی سعی می‌کند ایشان را وادار کند که بگوید من نماینده تداوم هستم نه تغییر. یعنی به مردم می‌گوید برای تغییر آمده‌ام ولی ادبیاتش به گونه‌ای شکل می‌گیرد که برای تداوم آمده‌ام.

    وفاق ملی نباید به معنای عقب نشینی پزشکیان باشد

    * این عده خارج دولت هستند یا داخل دولت؟

    جریانات مختلف قدرت در داخل حکومت هستند و الآن نیز در دولت هستند. وقتی می‌گوییم دولت، انتخابات را نقطه عطف بگیریم. وقتی انتخابات صورت گرفت به طور طبیعی آقای پزشکیان باید در ستادش می‌نشست و افرادی را به عنوان وزیر و … مشخص می‌کرد. وقتی برای این افراد جنگید و دید که نمی‌تواند، یک سری افرادی را برای حضور در کابینه انتخاب کرد که شاید ۷۰ درصد به ایشان رأی نداده و حتی برخی‌ها هم توهین کرده بودند، همین نوعی دلسردی ایجاد کرد.

    عده‌ای که دنبال پست نبودند از جمله شخص بنده گفتیم ایشان گفته وفاق ملی یک فرصتی به وفاقش بدهیم. وفاق ملی نباید به معنای عقب نشینی پزشکیان باشد؛ به این معنی باید باشد که ایشان خواسته‌های مردم را نمایندگی می‌کند. مثلا رفع فیلترینگ و پایان دادن به گشت‌های مختلف ارشاد و غیره که چالش و تنش در جامعه است و یک سری مدیریت‌های اقتصادی و تغییر در سیاست خارجی.

    وقتی ایشان می‌گوید، یک فرصت به او بدهیم، شاید ایشان فکر می‌کند با افرادی می‌تواند این وفاق را پیش ببرد که الزاما جزء تیمشان نباشند. این فرصت به ایشان داده شده است ولی هنوز گام اساسی برداشته نشده و تنها علامتی که از دولت می‌بینیم فشار جدید بر مردم مانند جراحی و بنزین و … است. در صورتی که به ایشان می‌گویم بودجه امسال بر اساس فروش یک میلیون بشکه نفت در روز با ۶۵ دلار برای هر بشکه بسته شده است ولی در طول این شش ماه روزی ۶۰۰ هزار بشکه نفت بیشتر فروخته شده است. همین فروش را ببینیم کجا رفته است؟ ۶۰ درصد بیش از چیزی که در بودجه دیده شده است، قبل از این که بنزین را {جراحی کنند) همین را ببینند.

    ششصد هزار بشکه نفت در روز اضافه فروخته شده، پول آن کجاست؟

     می‌گویند شما در اقتصاد دخالت نکنید. این بنزین با این وضعیت از آب ارزان‌تر است. می‌گویم من کاری به این قضیه ندارم. ولی ۱۲ سال جزو کمیسیون‌های تلفیق بودجه و برنامه بودم و ردیف‌های بودجه را می‌شناسم.

    بیشتر ردیف‌هایی که متاسفانه در دولت گذشته تصویب شد در راستای منافع ملی پول نمی‌گیرند، در راستای منفعت عمومی پول نمی‌گیرند. ببینید چه بنیادهای مختلفی پول می‌گیرند. از همه مهم‌تر ششصد هزار بشکه نفت در روز اضافه فروخته شده است. پول این را ببینید کجاست، قبل از این که به سراغ گرانی بنزین بروید. این کار باعث اعتماد سازی می‌شود. بعد از آن دولت می‌تواند اصلاحات اقتصادی را شکل دهد.

    وفاق ملی در زبان پزشکیان با وفاق ملی در زبان کسانی که دولت ایشان را تا حد زیادی از آن خلوص ستادی انداختند فرق دارد

    * به وفاق ملی اشاره کردید، همه جزئیات و پیش فرض هایش را می‌دانند. فکر می‌کنید این وفاق ملی در حوزه تنش زدایی و تعامل با آمریکا و آغاز مذاکرات با آمریکا می‌تواند موثر باشد؟ زمینه‌های آغاز مذاکرات وجود دارد؟

    وفاق ملی در زبان پزشکیان با وفاق ملی در زبان کسانی که دولت ایشان را تا حد زیادی از آن خلوص ستادی انداختند فرق دارد. آقای پزشکیان وقتی می‌گوید وفاق ملی پشت بندش می‌گوید ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی برای رشد هشت درصد نیاز دارم. یعنی بدون تنش زدایی و بدون موضوع FATF و رفع تحریم‌ها نمی‌توانید آنقدر سرمایه جذب کنید.

    ولی افراد دیگری که می‌گویند وفاق ملی و کسانی که به او رأی نداده اند ولی وزیرش شده‌اند و یا روی کابینه‌اش تاثیر گذاشته اند، همیشه کشور را در حالت جنگ و تنش می‌بینند و وفاقی که می‌گویند برای این جنگ و تنش است. طرف خارجی ما دیگر دنبال تنش نیست.

    وفاق ملی شامل ایرانیان خارج از کشور هم خواهد بود

    * ولی چنین افرادی در کابینه دیده نمی‌شود که طرفدار جنگ باشند. بیشتر تندروها هستند.

    همیشه می‌گویند وفاق ملی برای این که دشمن خارجی و جنگ و چالش است، نه این که طرفدار جنگ باشند. وفاق ملی یعنی این است که وحدت داشته باشیم در مقابل دشمنان و … ولی آقای پزشکیان می‌گوید وفاق ملی برای جذب ۱۰۰ میلیارد ایجاد کنیم. وفاق ملی شامل ایرانیان خارج از کشور خواهد بود.

    * اشتراک لفظی با دو تعریف متفاوت.

    و البته با دو سیاست متفاوت. می‌خواهم عرض کنم شرایط بین المللی برای این که وفاق ملی مد نظر پزشکیان پیش برود فراهم است. امیدواریم این عقل در سیاست خارجی کشور خودش را نشان دهد.

    هیچ وقت برای هیچ دیکتاتوری دعا نکرده‌ام ولی…

    * چقدر امیدوارید؟

    من هیچ وقت برای هیچ دیکتاتوری دعا نکرده‌ام ولی خوشحالم که پوتین دارد روی اصلی خودش را نشان می‌دهد و باعث می‌شود مقداری سیاست مداران ما سر عقل بیایند.

    پزشکیان نماینده ملتی است که خواهان پایان دادن وابستگی خارجی بوده‌اند

    * موارد دیگری هم داشته‌ایم مثلا سر جزایر یا مواردی که عرض کردید، انتقاداتی از پوتین رخ داد ولی خیلی تاثیر جدی روی رویکرد سیاست خارجی نداشت.

    ما با انتخاباتی که شعار اصلی‌اش دور شدن وابستگی به شرق بود خیلی فاصله نداریم. پزشکیان نمایندگی آن مردم است. درست است افراد دیگری کنارش می‌نشینند ولی پزشکیان نماینده ملتی است که خواهان پایان دادن وابستگی خارجی، وابستگی به شرق و پایان دادن به کاسبی تحریم بوده‌اند. این یک پشتوانه است.

    پزشکیان به جای این که حرف‌های دیگران را تکرار کند همان وفاق ملی را در راستای تنش زدایی و جذب ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه پیش ببرد.

    مسئولان این کشور روی اعصاب این ملت راه می‌روند

    * شما اشاره کردید که تعریف مشترک از وفاق ملی با دو استراتژی متفاوت وجود دارد. فکر می‌کنید کدام یک مبنا قرار خواهد گرفت و به تعبیری رویکرد دیگر را کم رنگ کند و خودش غالب شود؟ آیا تعریف آقای پزشکیان از وفاق تغییر خواهد کرد یا تعریف افرادی که طبق تعریف شما وفاق ملی را فقط وحدت برای مقابله با خارج می‌بینند؟

    خیلی وقت‌ها هم هیچ کدام غالب نمی‌شوند، معتقدم که هیچ کدام غالب نمی‌شوند و من راه سومی می‌شناسم. اگر در ادامه این‌ها به این سمت بروند که عده‌ای وفاق ملی را برای لشکر کشی و چالش و تشدید تنش و … همینجا صاحب قدرت باشند طبیعتا با دولت پزشکیان دچار چالش خواهند شد. بالاخره ایشان می‌داند که کفگیر به ته دیگ رسیده و ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی می‌خواهم، طبیعتا دچار مشکل خواهند شد. اما اگر جریانی این وسط شکل بگیرد که اجازه بدهد آقای پزشکیان بخشی از وعده‌هایی که به مردم داده به گونه‌ای معنادار اجرا کند؛ آن زمان به نظرم خیلی خوش بینانه است که بگوییم جریانات عظیم قدرت کنار بروند ولی به هر حال خود آن‌ها هم به این نتیجه می‌رسند که منافع آن‌ها هم {با این وضعیت} تامین نمی‌شود.

    بالاخره این نظام مسئولانی دارد . فکر می‌کنم خود این مسئولان هم به این نتیجه رسیده‌اند که نظام نیازمند به اصلاحات است. باور کنید اگر به این نتیجه نرسیده بودند پزشکیان به این راحتی رأی نمی‌آورد. او یکی از نتایج رسیدن به این واقعیت است که کشور نمی‌تواند به این صورت ادامه پیدا کند.

    در همه جا مسئولان این کشور روی اعصاب این ملت راه می‌روند. این ملت، ملتی هستند که به سختی پای صندوق رأی آمدند. ۵۰ درصد دیگر از تغییر قطع امید کرده‌اند. اگر در فکر آبروی آقای پزشکیان و اطرافیانش نیستند به فکر خودشان باشند که این ۵۰ درصد را جذب کنند نه این که ۲۵ درصد را نا امید کنید.

    پزشکیان زورش نرسید کابینه خود را بیاورد

    * آقای فلاحت‌پیشه! فکر می‌کنید این کابینه آقای پزشکیان و انتصابات و معاونان می‌تواند نوعی تعامل جدید دولت با حاکمیت باشد؟ جوری که روسای جمهور دیگر نداشتند؟

    معتقدم که وفاق ملی حاصل نوعی بناپارتیسم در سیاست ایران بود. وقتی بناپارتیسم را که در کلاس توضیح می‌دهیم می‌گوییم مانند موکتی است که دو طرف موکت پا خورده و یک قسمت برجستگی پیدا می‌کند. وفاق ملی یک بناپارتیسم بود. آقای پزشکیان زورش نرسید کابینه خود را بیاورد. طرف‌های مقابل هم کوتاه نمی‌آمدند.

    پزشکیان در میان وزرای خود اقلیت است

    * قدرت‌ چانه‌زنی نداشتند؟

    این که نداشتند همین شد که آخرش رسیدند به جایی به نام وفاق ملی. کابینه‌ای درست کردند که برای اولین بار آقای پزشکیان در میان وزرای خودش اقلیت است. اولین بار است که یک رئیس جمهور در بین وزرایش اقلیت است. شاید الان رأیشان یکی باشد ولی آن زمان نسبت به رأیی که در صندوق ریخته‌اند {نظر می‌دهند}. آخر این بناپارتیسم در ایران شد وفاق ملی. باز هم به عنوان کسی که در انتخابات نظر خاصی داشته‌ام اعتقادم این است که اگر بخواهیم این وفاق ملی اثری به سود مملکت داشته باشد باید به دولت وقت داد.بر اساس چیزی که مردم خواسته‌اند و آن چیزی که کسانی که قهر کرده‌اند خواسته بودند و کسی عمل نکرد.

    پزشکیان باید از سرنوشت افراطیون درس بگیرند

    * ولی نکته‌ای هم بود. تندروها حذف شدند یا حداقل به حاشیه رانده شدند . مخصوصا طیف‌هایی مانند پایداری که در دولت نشانی از آن‌ها نیست و در مجلس هم تمام تلاش‌شان را کردند که سه تا چهار وزیر اصلاح طلب بودند رأی نیاورند. اگر به هدف خود می‌رسیدند آن سه چهار وزیر پیشنهادی که هدف‌گذاری شده بود مانند آقای میدری یا ظفرقندی یا خانم صادق یا اقای صالحی امیری و … … رأی نمی آوردند کابینه‌ای تشکیل می‌شد که الآن می‌فرمایید آقای پزشکیان اقلیت است و آن زمان رئیس جمهور اصلاح طلبی بود که هیچ اصلاح طلبی در کابینه‌اش نبود. این حذف تندروها یا به حاشیه رانده شدنشان اتفاق افتاد.

    حرف شما درست است. اتفاقا رأی‌آوری سه وزیری که تنها سه وزیر اصلاح طلب به آن‌ها می‌گفتند نشان دهنده پیروزی پزشکیان نبود ولی شکست افراطیون بود. ولی معتقدم همین آقای پزشکیان باید از سرنوشت افراطیون درس بگیرند. به هر حال افراطیون با سیاست خالص‌سازی یک فرصت در کشور پیدا کردند. اعتقادشان بر این بود که ضعف اصلی نظام مدیریت کشور در این بود که یک سری مدیران ناخالص هستند، لذا افراد خالص‌ آوردند و فرصتشان تمام شد.

    تشکیلات جریان افراطی خیلی قوی تر از تشکیلات پزشکیان است /فرصت محدود است

    من شکست آقای جلیلی را به معنای پایان دادن به فرصت یک جریان افراطی می‌بینم ولی معتقدم همین حالا تشکیلات جریان افراطی خیلی قوی‌تر از تشکیلات جریان آقای پزشکیان است که بعد از کابینه دچار نوسانات جدی شد، پس نمی‌توانید بگویید تمام شد. فرصتی در اختیار آقای پزشکیان گذاشته شده است و من معتقدم آقای پزشکیان فرصتش محدود است. او در این فرصت وقت دارد که مسائل مملکت را حل کند و این باید تنها دغدغه‌اش باشد نه رضایت این و آن.

    برای همین به او باید حق داد، به هر حال می‌گوید فلان وزیر رفیقم بوده، رأی به من نداده ولی رفیقم بوده است. رئیس جمهور اختیارات دارد. ولی باید بدانیم جایی که خودش نیست، قول‌هایی است که داده است. زمانی وقت ایشان ممکن است تمام شود. ایشان باید از سرنوشت روسای جمهور گذشته درس بگیرد. دیدید در ایام همین انتخابات خیلی حمله به یک سری روسای جمهور داده می‌شد و  هرچه داد می‌زدند و سلفی می‌گرفتند و مصاحبه می‌کردند کسی گوش به آن‌ها نمی‌داد. چون فرصتشان تمام شده بود.

    بخش عمده‌ای از سیاست‌مداران چپ و راست کشور ما دچار یائسگی سیاسی شده‌اند

    * می‌گویند آقای پزشکیان آخرین فرصت نظام است. با این موافق هستید؟

    باید دید منظورشان چیست. بعد از این نظام دچار چه می‌شود؟ دچار چالش می‌شود؟ از بین می‌رود؟ نمی‌خواهم اینطور بحث کنم. اگر نظر من را بخواهید معتقدم آخرین فرصتی بود که در این مملکت به اصلاح طلب‌ها داده شد نه از طریق نظام، از طریق مردم.

    جسارت می‌کنم، شاید کلمه‌اش بی ادبی باشد ولی بخش عمده‌ای از سیاست‌مداران چپ و راست کشور ما دچار یائسگی سیاسی شده‌اند. نه یک رویش فکری دارند و نه رویش بدنه تشکیلاتی دارند. اصلا قیافه‌های برخی از این‌ها را ببینید که اتفاقا به دولت رفته‌اند از قیافه‌شان نوعی مردگی و کهنگی می‌بارد.

    جوانان پرشوری که باعث پیروزی پزشکیان شدند را به سیاستمداران کهنه وصل نکنیم

    این مملکت از دست کهنگی خسته است. این جوانان پرشوری که در دوره دوم آمدند و باعث پیروزی آقای پزشکیان شدند نمی‌توانند با این سیاست‌مداران کهنه آینده خود را ببینند، این حیف است. خطابم به آقای پزشکیان و همه مسئولان کشور است؛ این شور و شوق باقی مانده میان جوانان کشور را به یک سری سیاست‌مداران فرسوده و متاسفانه یائسه سیاسی وصل نکنند.

    این‌ها نمی‌توانند برای این مملکت کاری صورت دهند. این جوانان پر شور با همه سختی آمدند. من در سی شهر رفتم و دیدم شور و شوقی که به ویژه در دوره دوم شکل گرفت. الآن خیلی‌هایشان دارند احساس می‌کنند دچار تبانی سیاسی شده‌اند. چرا آقایان سعی می‌کنند چیزی تحت عنوان تغییر که ویژگی اصلی هر انتخابات است را فدای تداومی کنند که ویژگی لابی‌های قدرت است؟

    در مهرماه شاید خیلی از دانشگاه تشکیل نمی‌شد اگر…

    * عده‌ای معتقدند همین که آقای جلیلی به عنوان یک نامزد تندرو رئیس جمهور نشد تا همین جا پیروزی است و نتایج تا حدی حاصل شده است. با این نگاه موافق هستید؟

    نمی گویم تا همین جا پیروزی حاصل شده است می‌گویم تا همین‌جا جلوگیری از یک بحران است. چون اگر جریان افراطی رأی می‌آورد حتما شرایط جامعه امروز خیلی متفاوت بود. چیزی که می‌گویم قدر بدانید همین است. یعنی همین الآن اگر جریان افراطی رأی می‌آورد، بگیر و ببندهایی در دانشگاه و جاهای دیگر پیش می‌آمد. همین مهرماه شاید خیلی از دانشگاه تشکیل نمی‌شد.

    * خالص‌سازی به توان ۲.

    وقتی یکی از آقایان در تبلیغات انتخاباتی سفره را می‌تکاند و می‌گوید وقت آن است که عده‌ای از سر سفره نظام کنار بروند ببینید تفکر نان‌بری دارند. سفره را می‌تکانند. این ناجوانمردانه‌ترین تفکر است. نان خیلی‌ها را بریده‌اند. اگر آقای پزشکیان نمی‌آمد و یک سری افراد تندرو با آن تفکر نان بریدن می‌آمدند الآن وضع مملکت خیلی بدتر بود. لذا این را پیروزی نمی‌دانم ولی جلوگیری از یک نوع بحران می‌دانم. اما ناکافی است. باید وقت دهیم که اوضاع بهتر شود.

    مردم ایران دلتنگ یک رئیس جمهور قوی هستند

    * فکر می‌کنید آقای پزشکیان قدرت کافی برای رفع فیلترینگ و برداشتن گشت ارشاد را دارند؟

    من قبل از انتخابات ریاست جمهوری، وقتی تصمیم نگرفته بودم از چه کسی حمایت کنم جمله‌ای گفتم که مردم ایران دلتنگ یک رئیس جمهور قوی هستند. رئیس جمهوری که خودش باشد و از اختیارات قانون اساسی خود استفاده کند. معتقدم اگر آقای پزشکیان از اختیارات قانون اساسی استفاده کند می‌تواند به راحتی به فیلترینگ و گشت ارشاد پایان دهد.

    * چنین روحیه‌ای دارند؟

    می‌توان این سوال را محافظه کارانه از ایشان بپرسیم ولی کسی که به او رأی داده این را جزء وعده‌های کسی می‌داند که می‌گفت صادق هستم و اگر نتوانم کنار می‌روم.

    پزشکیان آدم سلیم النفسی است اما…

    * شما با ایشان در مجلس همکار بودید، اگر بخواهید ایشان را توصیف کنید…

    معتقدم که آقای پزشکیان به هر حال روابط را خیلی شخصی می‌بیند و اینطور بار آمده است. لذا در هر محیطی قرار بگیرد معمولا تحت تاثیر آن محیط قرار می‌گیرد. اگر مشاوران و تیم اطرافش طرفدار رفع فیلترینگ باشند، می‌توانند اثر بگذارند ولی اگر زود وارد محیط دیگری شود که شرایط اقتدارطلبانه دیگری در آن حاکم است می‌بینیم او پزشکیان دیگری است.

    به شوخی می‌گفتم که پزشکیانی که با او به فوتبال می‌رفتیم و می‌شناختیم، اهل مشت زنی و بوکس نبود. نمی‌دانم با چه کسی باشگاه می‌رود. ایشان چنین آدمی است. ولی از همه مهم آدم سلیم النفسی است.

    کاسبی فیلتر، یک خیانت در کشور است

    *مقلا این ویژگی را دارند که اگر فشار زیاد باشد پیگیری هدفی که از نظرشان قانونی است باشند؟

    ایشان کسی است که تحت تاثیر ساختارها قرار می‌گیرد؛ چه ساختار جمعیتی مانند انتخابات  و چه ساختار قدرت  مثل برخی مواضعی که از او می‌بینیم ولی در نهایت چیزی سنگینی خواهد کرد. آن هم قول هایی است که به ساختار جمعیتی داده است. نمی‌توانیم بگوییم قول‌های سنگین، چون همین الآن کاسبی فیلتر واقعا یک خیانت در کشور بود.

    * در مورد فیلترینگ به نظر می‌آید که اجماعی ملی در حال شکل گیری است و حتی منتقدان سابق هم تا حدودی منعطف شده است.

    همه این‌ها گام اساسی است.

    سخت‌گیری در زمینه گشت ارشاد کمتر شده است

    * این فیلترینگ به نظر می‌رسد خیلی مشکل آن چنانی ندارد.

     در زمینه گشت‌ها هم می‌بینید که مقداری ماموریت‌هایشان کمتر شده است. در همان زمینه می‌بینید سخت‌گیری‌ها کم شده است. می‌گویم قبل از این که این‌ها تحت تاثیر آمدن پزشکیان باشد، تحت تاثیر استمزاجی بود که مسئولین نظام از خود جامعه گرفته اند.

    پزشکیان فرصتی برای نظام بود

    * یعنی اقای پزشکیان این‌ها را ایجاد نکرده است. بلکه نتیجه مطالبات مردمی است که در این زمینه توانست پیروز شود.

    نمی دانم مارکوزه را می‌شناسید یا خیر. در ۱۹۶۰ یک سری جنبش‌ها در آمریکا و اروپا شکل گرفت که به چپ نو معروف بود. برایان مت‌مگی به مارکوزه جمله‌ای می‌گوید که شما را پدر این جنبش می‌دانند، گفت من پدر یا پدربزرگ جنبش نیستم. یک خواسته‌ایی در فضاها پخش شده بود و من این‌ها را جمع کردم و در سیستمی گفتم.

    آقای پزشکیان نماینده نارضایتی‌ها و انتقادها و انتظارات و امیدوایی بودند که در جامعه وجود داشت. پس من معتقدم کل مجموعه نظام هم اجازه ندهد امید مردم ناامید شود، اجازه ندهند اعتراضات به جای صندوق تبدیل به خشم خیابانی شود. این یک فرصت است و معتقدم آقای پزشکیان فرصتی برای نظام بود. این فرصت را باید به او بدهند نه این که از او بگیرند.

    * پیشنهادی برای گرفتن پست در دولت داشتید؟

    (خنده) راجع به این سوال صحبت نمی‌کنم.

    فساد در کشور ما ساختاری شده است

    * کمی به بحث مبارزه با فساد بپردازیم، مثل وامی که آقای عشقی گرفته بودند. این وام ۱۰ میلیاردی آقای عشقی و به تعبیری سوء استفاده از جایگاهی که داشتند با انتقاداتی روبرو شد. اساسا فساد جزء لاینفک دولت ها شده و شنیدن خبرهایی از این جنس زیاد شده است. نگاه شما چیست؟

    تا به این نتیجه نرسیم که فساد در کشور ما ساختاری شده نمی‌توانیم با آن برخورد ساختاری کنیم.

    * خیلی‌ها انکار می‌کنند.

    من نظر کارشناسی خود را می‌گویم. در جامعه ما دو نوع وام وجود دارد. یک نوع وام که به افرادی که توانمند هستند {داده می‌شود}. وامی می‌گیرند تا توانمندی هایشان را در کار یا هر چیزی افزایش دهند. درصدهای بالایی دارد. یک وام هم قرض الحسنه داده می‌شود که به افراد محروم جامعه داده می‌شود.

    تا وقتی شفافیت مالی را نپذیریم فساد وجود دارد

    * وام‌های عشقی و وام‌های غیر عشقی

    شما الآن می‌بینید ویژه خواری یعنی این که چیزی که برای ملت است افراد برای خودشان می‌برند و خیانت در امانت می‌کنند. ساختاری است چون در همه بانک‌ها وجود داشته است، از بانک مرکزی تا همه بانک‌های کشور. پس ما نمی‌توانیم بگوییم ساختاری نیست. آقای پزشکیان مهم‌ترین شعاری که در لوای سه مثلث مطرح کرد، شفافیت بود. تا وقتی در کشور شفافیت مالی را نپذیریم فساد در آن است. باید در نهادها چالشی ایجاد شود و کسی سندی را رو کند که مشخص شود او فساد مالی داشته است.

    کسانی که تصویب FATF را امضا کرده بودند فردا در صحن علیه آن شعار دادند

    من یک سال رئیس کمیسیون بودم و به من گفتند اجازه ندهید کنوانسیون‌های مرتبط با FATF به جریان بیافتد، آن را به جریان انداختم و تصویب کردم. وقتی تصویب کردم، در کمیسیون خیلی از تندروها به آن رأی دادند چون این جمله را برای اولین‌بار اعلام کردم که FATF فیفای بانک‌ها است، بانک‌های خصوصی و دولتی را در کمیسیون آوردم.

    آن زمان ما در فهرست خاکستری بودیم، به آن‌ها گفتم قرار نداشتن در FATF چقدر به منافع ملت ضربه زده است.  ضبط شده آن در کمیسیون است. بلااستثناء تمام مدیران عامل بانک‌های خصوصی و دولتی به ریز گفتند چقدر کشور در حوزه‌های مختلف مالی آسیب خورده و آخرش رئیس جمهور در فعالیت انتخاباتی گفت سی درصد ارزش پول ملی در جیب دلال‌ها می‌رود.

    FATF  را تصویب کردیم و تاوان آن را دادم. آقایان مدعی شفافیت داخلی هستند، خب نشد. اگر مسئله داخلی می‌گذاشتند، هیچ دختری به ورزشگاه برای تماشای فوتبال نمی‌رفت. اگر مسئله داخلی می‌گذاشتند خیلی از شرایط زیست محیطی در کشور رعایت نمی‌شد، دنیا اینطور است.

    FATFرا با حق شرط‌های قوی تصویب کردیم و همه جناح‌های سیاسی، وزیر خارجه و اطلاعات را به کمیسیون آوردم. صورت‌جلسه‌اش است که آن‌جا توافق کردیم و حق شرط قوی آوردیم و گفتیم ایران در لیست سیاه نرود و از لیست خاکستری خارج شود. روز بعد وقتی تصویبش کردیم عده‌ای که آن جا امضا کرده بودند در مجلس شعار دادند. گفتیم چرا شعار می‌دهید؟ دیشب خودتان امضا کردید. گفت بیرون از ما انتظار دارند. من این بیرون را کاسبان تحریم می‌دانم.

    آقایان که می‌دانستند FATF رأی نمی‌آورد، گفتند به رأی نگذاریم

    * چرا در نهادهای بالادستی گیر کرد؟

    به مجمع تشخیص مصلحت رفت، مجلس دو مصوبه پالرمو و CFT را تصویب کرد، شورای نگهبان نیز تایید کرده بود اما ناگهان هیأت نظارت ایراد گرفت. هیئت نظارت ایراداتش را فرستاد و دوباره به دستور مجمع آورد. CFT که شورای نگهبان ایراد کرده بود، مجلس ابرام کرده و برخی را اصلاح کرد و باز هم ایراد گرفتند و به مجمع رفت. من در جلسات مجمع حضور داشتم چون فقط نه نفر رأی می‌دادند خود آقایان که می‌دانستند رأی نمی‌آورد، گفتند به رأی نگذاریم. چون نه می‌توانستند رأی ندهند و نه می‌گذاشتند رأی بیاورد. شرایط به این نحو بود.

    * یعنی بلاتکلیف گذاشتند؟

    من یاد حرف تافلر افتادم که می‌گفت یکی از معیارهای پیشرفت، سرعت در تصمیم گیری در دنیا است. اصلا سرعت می‌گوید. یکی از کندی‌ها در تصمیم گیری است. به رغم این که مجمع تشخیص سه ماه وقت داشت الآن چهار پنج سال است که این ماجرا را طول داده است.

    مهم‌ترین مانع FATF در ایران کاسبان تحریم هستند

    * آقای فلاحت‌پیشه! فرمودید تصویب FATF کاملا در چارچوب منافع ملی بود و سی درصد از هدر رفت منافع ملی به جیب کاسبان را جلوگیری می‌کرد. اگر آنقدر قوی بود با چه استدلالی مجمع یا جاهای دیگر که مخالفش بودند منتقد تصویب آن بودند؟

    از خودشان بپرسید از طرف آن‌ها نمی‌توانم صحبت کنم. ولی مسائلی که مطرح می‌کردند می‌گفتند یک سری تراکنش‌ها در شرایط تحریم را نمی‌توانیم شفاف بگوییم چون می‌خواهیم تحریم‌ها را دور بزنیم. حق شرط آوردیم که هر تراکنشی که شورای امنیت ملی تشخیص دهد در راستای منافع ملی که مخفی بماند اجازه انتشار توسط دولت ندارد.

    گفتند به یک سری گروه‌های مقاومت و … نمی‌شود کمک کرد حق شرط آوردیم که گروه‌های تروریستی را که شورای امنیت ایران بگوید می‌پذیریم و گروه‌های آن‌ها را نمی‌پذیریم. می‌دانیم در گروه‌های تروریسی القاعده و… را آورده‌اند. همه این بهانه‌ها رفع شد. آخرش آن جلسه که بنده در کمیسیون بودم، حتی از سه جناح اصلی مجلس آقایان آمدند. یکی از آن دوستان که مخالف بود گفت بند شش جوری نوشته شده است که یعنی FATF شرط نمی‌پذیرد.

    گفتم اولا ۵۰ کشور دنیا با شرط عضو شده‌اند و حق شرط داشته‌ند، حالا می‌گوییم ایران از گوشه دیگری از آسمان افتاده است برای ما می‌گویند حق ندارید شرط بگذارید. خودمان حق شرط گذاشتیم که اگر اجازه ندهند شرط بگذاریم دولت حق ندارد عضو شود.

    یعنی حتی گفتیم اگر شرط‌هایمان را نپذیریند عضو نشویم، تمام بهانه رفت. پس تنها چیزی که ماند این بود که عده‌ای نمی‌خواهند شفافیت مالی‌شان در جامعه مشخص شود که از دلشان چای دبش در بیاید. از دلش مشخص شود که ناگهان کسی از فلان ردیف وام داده است.

    در شفافیت مالی هر تراکنش مالی را راحت می‌توانید ببینید. می‌توانید ببینید چه کسی راحت حقوق می‌گیرد. این کار بد است؟ حق شرط هم گذاشتیم. ولی آقایان حاضر بودند در این چند سال کشور سی درصد ارزش پول ملی‌اش از بین برود و باز هم مخالف کردند. معتقدم مهم‌ترین مانع FATF در ایران کاسبان تحریم هستند.

    از سال ۱۳۷۰ پول‌هایی که دچار فساد شدند، بر اساس نرخ دلار روز بیش از ۵۰ و چند میلیارد دلار بوده است

    * ما در دولت سیزدهم فسادهایی چون چای دبش و نهاده‌های دامی و حقوق‌های نجومی داشتیم. تفاوت رویکرد دولت سیزدهم با چهاردهم در بحث حقوق‌های نجومی و فساد چیست؟

    معتقدم فساد در ایران فراجناحی است، هیچ جناحی نمی‌تواند بگوید معصوم هستم. دلیلش این است که در نظام اقتصادی، نظام حقوق و مزایا و امتیاز در ایران به حدی اجازه سوء استفاده داده شده که خیلی از افراد وسوسه می‌شوند. افراد امانت‌دار می‌شوند و امانت را برای خود بر می‌دارند. لذا هیچ جناحی نمی‌تواند بگوید از فساد مصون هستم. برآوردی که من کرده‌ام از سال ۱۳۷۰ تا چای دبش، پول‌هایی که دچار فساد شدند، بر اساس نرخ دلار روز بیش از ۵۰ و چند میلیارد دلار بوده است.

    این که چقدر برگشته یا برنگشته این علی‌السویه است. در یکی از مصاحبه‌ها گفتم کره جنوبی زمانی که به خاطر افول جهانی بورس ورشکسته شد، دولت اعلام ورشکستگی کرد در صندوق بانک جهانی، ۵۷ میلیارد دلار به او دادند و زمام اقتصاد خود را دست آن‌ها داد تا از ورشکستگی نجات پیدا کردند و الآن اقتصاد هفتم دنیا است. این پول رقم فسادهایی که اعلام شده است که مثلا ۳ و نیم میلیارد دلار… جالب است یکی از نشریات به من زنگ زد که آمار را از کجا آورده اید؟ گفتم جوری حرف می‌زنید که انگار خودتان درگیر قضیه هستید. گفت این سیاه نمایی است. ریز آن را در آوردم. یک سری خرده‌ها مانند تعاونی‌هایی که رحم نکردند و ۲۳۰ میلیارد را حذف کردم. به نرخ دلار روز دیدم از این بیشتر است.

    چپ و راست اگر وجدان نداشته باشند گرفتار فساد مالی می‌شوند

    * از چه منابعی استفاده کردید؟

    کل منابعی که سرچ کردم و داشتم و یک سری تحقیق و تفحص‌هایی که دسترسی داشتیم. من همه کارهایم در گذشته را یادداشت می‌کنم. بعد آن شخص را که برای روزنامه‌ای بود، احساس کردم سر قضیه چای دبش ناراحت بود. گفت چرا این را زیاد حساب کرده‌اید؟ گفتم من حساب نکرده‌ام. به او جواب ندادم. ولی به مسئولش پیام دادم و گفتم این را ریز درآورده‌ام و بیشتر می‌شود و گفت منتشر نکن و رهایش کن. می‌خواهم بگویم این درد آور است.

    در برخی از سال‌ها میزان پرونده‌های فساد اعلامی بیش از عملکرد عمرانی آن سال بوده است. در کشور ما هفتاد و پنج درصد بودجه کشور، بودجه شرکت‌های دولتی است. یک سری موسسات هم هستند که اصلا انتصابی هستند و بودجه‌شان خارج شمول است. دیوان محاسبات نمی‌تواند ورود کند که کجاها گرفته‌اید و خرج کرده‌اید؟ در قضیه دولت هم مانند وام، تسهیلات، پولی که هست، خیلی‌ها را امانت‌دار می‌بینید و طرف خیانت می‌کند. لذا معتقدم چپ و راست اگر وجدان نداشته باشند گرفتار فساد مالی می‌شوند. مگر این که ساختاری باید این مسائل حل شود. معتقدم کشور باید شفافیت مالی داشته باشد. آقای پزشکیان می‌گوید FATF داخلی، حداقل در یک سال اول این را درست کنید که معتقدم درست نمی‌شود.

    وقتی شما کنوانسیون‌های بین المللی‌ات با کاسبان تحریم دچار منع و چالش می‌شود چه برسد به داخل. اگر اجازه می‌دادند تا به حال اجازه شفافیت داده بودند، منافع خیلی‌ها به خطر می‌افتد. اصلا خیلی از افراد جاهایی نشسته‌اند که برای خودشان نیست. ملک‌هایی به نام خودشان کرده اند که به نام خودشان نیست. از امتیازاتی استفاده کرده‌اند که برای خودشان نیست. شما می‌خواهید این مسائل را با شعار حل کنید؟ باید بپذیریم که فساد در کشور ما متاسفانه ساختاری شده است.

    ۳ دلیل مهم درباره حساس بودن موضوع افغان‌ها

    * آقای فلاحت‌پیشه! یکی از دغدغه‌های ملی که اخیرا زیاد مطرح می شود، بحث اتباع است. بنا به دلایل مختلف همیشه این نگرانی وجود داشته ولی اخیرا به خاطر چند رخداد این تشدید شده است. نظرتان در این مورد چیست؟ آیا تهدیدی برای امنیت ملی هستند یا ظرفیت ملی می‌توانند داشته باشند یا بستگی دارد چطور ساماندهی شوند؟ چون موافقین و مخالفین هم نکات متفاوتی می‌گویند. یکی از استدلالهایی که خیلی مورد توجه مخالفین است این است که نهایتا به تهدیدی علیه امنیت ملی تبدیل می‌شوند. نگاه شما چیست؟

    موضوع اتباع به سه دلیل جدی شده است. دلیل اول این بود که عده‌ای موضوع اقامت را با تابعیت همراه کردند. حتی در سخنرانی‌هایشان گفتند که برادران افغانستانی که تابعیت نداشته باشند و رإی بدهند، در دنیا تابعیت با خون و خاک است.

    حتی هیچ قانون گذاری نمی‌تواند به راحتی تابعیت را ایجاد کند. ایران هم سخت گیرانه‌تر است. من سال‌ها در مجلس درگیر این بودم که یک سری زنان ایرانی در مرزها همسر خارجی داشتند، بچه دارند و همسرشان رفته و آن بچه برای شناسنامه دچار مشکل بودند. سال‌ها درگیر بودم. ولی الآن به راحتی به دلایل مختلف می‌گویند اقامت تبدیل به تابعیت شود. این یک موضوع که ملت حساس هستند و مسئولان هم باید حساس باشند.

     ایران دست افغان‌هایی است که کارت شناسایی و شناسنامه و کارت پناهندگی ندارند

    دومین موضوع، طالبان بود. اتفاقی که افتاد این بود که بخش عمده‌ای که آمدند نظامیان بودند. ۳۵۰ هزار نفر لشکر دولت افغانستان بود. دولت افغانستان ۱۳۵ میلیارد دلار وام و کمک خارجی گرفت که اصلاحات در حوزه‌های مختلف از جمله نظامی انجام دهد. این‌ها هر شش نفر در مقابل یک نفر دوام نیاوردند. در مقابل یک لشکر ۵۰-۶۰ هزار نفری چریک طالبان شکست خوردند. بخش عمده‌ای به ایران آمدند. من به کمپ‌ها رفته‌ام و کل مرزها را یک سال دیده‌ام. بخشی از این نظامیان به ایران آمدند. به دلایل خاص پاکستان نمی‌گذاشت.

    قسمت سوم این که هیچ ایرانی بدون شناسنامه نمی‌شناسید. یعنی الآن من و شما اگر دستگاه امنیتی بخواهد ببیند من کجا هستم به راحتی می‌داند. یک کارت بانکی و ملی داشته باشید. اصلا تمام ایرانی‌ها شناسه دارند. ولی ایران دست افغان‌هایی است که کارت شناسایی و شناسنامه و کارت پناهندگی ندارند و کسی نمی‌داند کجا هستند.

    آمار نشان می‌دهد بخش اعظمی از آن‌هایی که بعد از طالبان به ویژه آمدند اصلا شناسه ندارند. برخی فقط یک و نیم میلیون نفر را می‌گویند. این‌ها مورد سوء استفاده باندهای مافیا قرار گرفته اند. هرکسی می‌خواهد خلاف کند از این‌ها استفاده می‌کند. می‌گویند ایرانی‌ها را می‌شناسند. خیلی از این افغان‌ها را دچار باندهای خلاف کرده اند. این وحشتناک است.

    هشت میلیون افغان در ایران هستند

    * پس یک خطر جدی می‌دانید

    خطر جدی است. بنده معتقدم هشت میلیون افغان در ایران هستند. یک خطر جدی برای امنیت است. من به شدت درگیر مسائل سیاسی هستم، هر کجا که بروم پرس و جو می‌کنم، به یک گاراژی رفتم که ماشینم را برای تعمیر بدهم، آن جا یک فرد هیکلی بود که فکر می‌کردم ایرانی است و اصلا قیافه‌اش نمی‌خورد که افغان باشد. او با من زیاد صحبت کرد و گفتم کجایی هستی؟ گفت افغانستانی هستم. بعد یک عکس روی موبایلش بود که عکس خودش با گارد ویژه افغانستان بود. گفت گارد ویژه بودم، گفتم چطور آمدی؟ گفت فرمانده‌ام که عمویم است من را آورده است و عمویش مسئول اطلاعات فلان ارتش است.

    آن آقا می‌گفت خیلی از فرمانده‌ها آمده‌اند و همه یگانشان را آورده‌اند. می‌گفت فرمانده من اینجا را گرفته و ماهی نود میلیون تومان کرایه می‌دهد و دوازده نظامی هستیم که اینجا کار می‌کنیم. یگانش آن جا کار می‌کرد. آن آقا به نقل از خودش می‌گفت و من را نمی‌شناخت. من با لباس راحتی خانه برای تعمیر رفته بودم. از عمویش می‌گفت که مسئول اطلاعات فلان یگان نظامی است. گفت عمو به من گفته است که ۸۸ درصد نظامیان افغانی که از دست طالبان فرار کرده‌اند و به ایران آمده‌اند و این وحشتناک است.

    * پس با این سیاست دولت موافقید که تا پایان سال باید غیر مجازها از ایران خارج شوند.

    امیدوارم این عملی شود.

    یک افغان می گفت به ایران که می آید ۲۴ ساعته محل خواب و ۴۸ ساعته شغلش مشخص است

    * امکان اجرا دارد؟

    به ضرر خود افغانستانی‌ها است. همین حالا تا وقتی که نظامیان افغانستانی در ایران هستند، معتقدم رابطه ایران و افغانستان دچار چالش است. طالبان فکر می‌کند علیه‌اش کاری صورت می‌گیرد. این سمت هم ایران احساس ناامنی می‌کند. معتقدم چهل سال مهمان نوازی از افغانستانی‌ها کرده‌ایم و مدیون خیلی از آن‌ها هم هستیم. اصلا بخشی از نوسازی و بازسازی‌ها بر دوش آن‌ها بوده است و نمی‌خواهیم خرابش کنیم. فصل‌الخطاب در دنیا قانون است.

    قانون بین المللی و رویه را اجرا کنیم و آن این است که هر کسی که می‌خواهد بماند شناسنامه بدهد اول او را بشناسیم. خود را معرفی کند. در کمپ‌های کرمان رفته بودم. فرد جوانی بود که می‌گفت سی و پنج بار من را گرفته‌اند و بار سی و ششم هم می‌خواهم بیایم. می‌گفت هر بار عده‌ای از من پانصد دلار می‌گیرند و می‌آیم. مافیا دارند. می‌گفت در ایران که می‌آییم ۲۴ ساعته محل خوابمان و ۴۸ ساعته شغل ما مشخص است. یک ایرانی پیدا کن و از شهرستان بیاور و ببین می‌توانید اینطور اسکان و شغل ایجاد کنید؟

    * این طرح امکان اجرا دارد؟

    باید ببینیم عزم وزارت کشور و سایر دستگاه‌ها به چه صورت است. همه دستگاه‌ها باید رعایت کنند. ولی می‌بینیم برخی افرادی که قدرتمند هستند ولی مسئول نیستند، فرد به پشت تریبون می‌رود و چیزهایی می‌گوید که اگر این‌ها در ایران باشد چه می‌شود. دفاع هایی که به ظاهر دلسوزانه است ولی به ضرر منافع ملی است…

    قانون بین المللی در ایران باید اجرا شود

    * بر خلاف بعد امنیتی که دارد در فضای جامعه هم یک دوقطبی ایجاد کرده. برخی مردم معتقدند افغان‌ها از ایران اخراج شوند و برخی دیگر می‌گویند نوعی نژاد پرستی است. راهکار شما برای این دو قطبی چیست؟

    راهکارم قانون بین المللی است، اول باید بشناسید. اصلا یک ایرانی و خود شما اگر مشخصات سجلی خود را در کشور ثبت نکنید به عنوان خلافکار محسوب می‌شوید. چه انتظاری دارید که یک خارجی مشخصات سجلی خود را ثبت نکند؟ این حق دولت است که همه اتباعی که هستند باید مشخصات سجلی خود را مشخص کنند.

    بعد از آن دولت می‌تواند ساماندهی و همکاری با آن‌ها کند. به نظرم کسانی که این کار را کنند به سود خودشان است. وگرنه دلایل امنیتی به اندازه‌ای است که هر برخوردی را دولت بخواهد می‌تواند بکند و دنیا هم این حق را می‌دهد و در داخل ایران قرار نیست به دو گروه تقسیم شویم. قانون بین المللی در ایران باید اجرا شود.

  • پزشکیان دلش می‌خواهد کاری کند اما نمی‌تواند از حیثیت و آبروی کشور بگذرد / پول کلانی از عدم قبول FATF در جیب بعضی از آقایان می رود!

    پزشکیان دلش می‌خواهد کاری کند اما نمی‌تواند از حیثیت و آبروی کشور بگذرد / پول کلانی از عدم قبول FATF در جیب بعضی از آقایان می رود!

    به گزارش اقصادران، پالس مثبت برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تصویب FATF و البته خبر رئیس جمهور از نامه نگاری با این نهاد برای تعیین تکلیف پرونده مسکوت مانده FATF احتمالات بر سر تصویب شدن لایحه جدی تر کرده است. از سوی دیگر به نظر می رسد دستور کار اصلی پزشکیان و تیم همراهش در سفر به نیویورک، کلید زدن مذاکرات رفع تحریم باشد.

    در همین راستا، مصطفی هاشمی‌طبا از مدیران دولت‌های سازندگی و اصلاحات به خبرگزاری خبرآنلاین می‌گوید فردی که ذهن سالم داشته باشد و منطقی باشد به این نتیجه می‌رسد.

    همدستی کاسبان تحریم و تندروهای مخالف FATF و رفع فیلترینگ از جمله محورهایی که هاشمی‌طبا در این گفتگو مطرح می‌کندو می‌گوید این افراد پول فراوانی دارند و برای رسیدن به مقاصد خود به راحتی پول خرج می‌کنند.

    او اما تاکید دارد پزشکیان در همکاری با روسای دو قوه دیگر می‌تواند از سد تندروها عبور کند.

    در ادامه گفتگوی با مصطفی هاشمی‌طبا، معاون رییس دولت سازندگی را می‌خوانید:

    ***

    *آقای هاشمی‌طبا! پزشکیان در مدتی که سرکار آمده تلاش کرده روسای دو قوه دیگر را هم در کنار خود داشته باشد که به نوعی طیف تندرو را کنترل کند، پیش بینی می کنید این مسیر ادامه‌دار خواهد بود یا ماه عسل ۳ قوه زود به پایان می‌رسد؟

    من فکر می‌کنم اگر پزشکیان در اقدامات اجرایی، برنامه های خودش را به صورت مشخص اعلام کند و رفتار اجرایی منظمی داشته باشد، این ماه عسل حتما ادامه پیدا می‌کند. یعنی معلوم شود که پزشکیان در کارهای مختلف با منش و سیاست مشخص برای کشور کار می‌کند. بنابراین اگر پزشکیان به این صورت اقدام کند، به نظرم همکاری‌های لازم ادامه پیدا می‌کند.

    زمینه همکاری ۳ قوه فراهم است

    *دو قوه دیگر چطور؟

    به نظر می‌رسد زمینه فراهم است، منتها اینکه پزشکیان به عنوان رییس جمهور کارهایی که در دست اجرا دارد را به صورت مشخص چگونه پیش ببرد، حتماً همکاری دو قوه دیگر هم جذب می‌شود.

    تندروها در مسیر هر کاری که برای کشور مفید باشد، مانع‌تراشی می‌کنند

    *رفع تحریم‌ها و حل و فصل پرونده FATF از وعده های اصلی پزشکیان در ایام انتخابات بود،  از طرفی FATF و مذاکره از جمله خطوط قرمز تندروها است، به نظر شما در این شرایط پزشکیان با موانع تندروها مواجه خواهد بود؟

    آنها برای هر کاری که اقدام آن برای کشور مفید باشد، مانع‌تراشی می‌کنند منتها بحث FATF با تحریم‌ها فرق می‌کند. FATF اقدام بانکی است که ربطی به تحریم‌ها ندارد. به نظرم در قضیه FATF به رفتار و عملکرد ما بستگی دارد اما رفع تحریم‌ها با توجه به موضع‌گیری‌هایی که آمریکا دارد و مسائلی که در حول و حوش خاورمیانه مطرح است، کار ساده‌ای نیست.

    *یعنی نظر شما این است که پزشکیان موفق به فراهم کردن شرایط مذاکره نخواهد شد؟

    زمانی روحانی گفت من همه تحریم‌ها را از بین می‌برم اما برعکس شد و ترامپ همه تحریم‌ها را تشدید کرد. پزشکیان دلش می‌خواهد کاری کند اما نمی‌تواند از حیثیت و آبروی کشور بگذرد، لذا آنها باید جلو بیایند تا به صورت معقول و منطقی این کار انجام شود. بنابراین رفع تحریم‌ها کار یک طرفه نیست که بگوییم چون پزشکیان می‌خواهد تحریم‌ها برطرف شوند.

    پزشکیان می تواند پرونده FATF را حل و فصل کند

    *البته در مورد تصویب FATF به نظر می رسد، تندروها مانع تصویب آن هستند…

    بله، مانع می‌شوند اما پزشکیان می‌تواند اینکار را انجام دهد. این بستگی به این دارد که تعهدات مربوطه را قبول کنیم و پیش ببریم، آن وقت FATF عملی می‌شود. به این ترتیب که در مجمع تشخیص مصلحت نظام با آن موافقت کنند و به سمت حل پرونده FATF برویم.

    به نظر رابطه ای بین کاسبان تحریم و تندروهای مخالف دولت است

    *برخی این گزاره را مطرح می‌کنند که بین کاسبان تحریم و تندروهای مخالف دولت یکی پیوندی وجود دارد و …

    من مدرکی ندارم اما به نظرم رابطه‌ای هست. اینها می‌گویند اگر FATF باشد ما نمی‌توانیم به حزب‌الله کمک کنیم، در حالی که ما فقط به سازمان‌هایی که به صورت رسمی از طرف سازمان ملل به عنوان تروریست معرفی شدند، نمی‌توانیم کمک کنیم. به نظرم این بهانه‌ای برای منزوی شدن خودمان است. در حال حاضر ما به دلیل عدم قبول FATF رقم بسیار کلانی در جیب برخی از افراد می‌کنیم.

    *فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاده که این روزها حتی برخی از چهره هایی که پرچم‌دار مخالفت با تصویب FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام ار در دست داشتند سیگنال هایی برای تصویب آن می فرستند؟

    اگر کسی ذهن سالمی داشته باشد حقایق را می‌بیند. چند وقت پیش امام جمعه تهران در نماز جمعه گفت اگر این رفتار و سیاست‌های ما ادامه پیدا کنند، ما به فروپاشی می‌رسیم. این حرف، حرف بسیار سنگینی است و به نظر من می‌رسد کسانی که ذهن پاک و سالم دارند، به حقایق پی می‌برند.

    فیلتر هستیم اما همه مقامات فیلترشکن دارند

    *به غیر از رفع تحریم و FATF امکان دارد پزشکیان در زمینه گشت ارشاد و فیلترینگ هم با تندروها به چالش بخورد؟

    در قضیه فیلترینگ هم عده‌ای کاسب هستند. جالب اینجاست که همه مقامات کشور ما فیلترشکن دارند، در عین حال در شرایط فیلترینگ قرار داریم. یعنی همه از واتساپ و تلگرام استفاده می‌کنند. بنابراین عده‌ای از فروش فیلترشکن‌ها سوءاستفاده می‌کنند، در نتیجه آنها مقاومت خواهند کرد. در همه جا هم نفوذ دارند و از طرفی پول کمی هم نیست، لذا برای رسیدن به اهداف خودشان پول هم می‌توانند خرج کنند، به کسی هم حساب و کتاب پس نمی‌دهند و خیلی‌ها هم پول را می‌گیرند و مطابق نفع آنها عمل می‌کنند.

    در مورد گشت ارشاد هم باید رفتار را درست کنند، به این معنی که اگر کسی آمر به معروف است باید درست عمل کند، حتما قابل اجرا است، از طرفی کسانی که قانون‌شکن هستند، باید حواس خود را جمع کنند که قانون‌شکنی نکند، این بحث قضائی و حقوقی است و هیچ‌کس هم نمی‌گوید اگر کسی مرتکب خلافی شد، با خشونت با او برخورد کنند. بنابراین فکر می‌کنم این مورد خیلی دست پزشکیان نیست و قوه قضائیه و مقامات دیگر بر این نظر هستند که از اقدامات خشونت‌بار، غیرمنطقی و خلاف قانون جلوگیری کنند.

    *با توجه به اینکه رفع تحریم‌ها، فیلترینگ، گشت ارشاد و تصویب FATF از جمله شعارهای پزشکیان در زمان انتخابات بود و از طرف دیگر تندروها بر روی این موارد موضع‌گیری دارند، آیا  رییس جمهور در همکاری با سران دو قوه دیگر برای تحقق شعارهایش از سد تندروها عبور کند و یا مانند رییسی پا پس می‌کشد؟

    بله، به نظر من  می‌توانند، به این ترتیب که روسای دو قوه دیگر منطق را قبول دارند، لجاجت نمی‌کنند و همکاری می‌کنند.

  • حیثیت نظام به FATF گره خورد؟

    حیثیت نظام به FATF گره خورد؟

    به گزارش اقتصادران، نگاه جناحی برخی اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به پرونده FATF نکته ای بود که در جریان انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم مُهر تایید زده شد، دقیقاً همانجا که پورمحمدی گفت جلیلی به دلیل حضور روحانی در پاستور با FATF مخالفت کرد.

    سیدمحمد صدر در گفتگویی که داشت این نکته را رد نمی کند اما تاکید دارد؛«همه چیز به خود آقای پزشکیان و دولت بستگی دارد، به این ترتیب که اگر این موضوع را به صورت جدی پیگیری کنند، با توجه به هماهنگی‌های رئیس جمهور با رهبری، این موارد حل می‌شوند»

    مصطفی میرسلیم، عضو دیگر مجمع تشخیص مصلحت نظام اما تاثیرگذاری تندروها در تصمیمات مجلس را نمی پذیرد و می‌گوید؛ «یک عضو عادی نمی‌تواند این اندازه موثر باشد که مصوبه‌ای به دلیل نگاه او رد یا تصویب شود ضمن اینکه « در مجمع تشخیص معمولا رقابت‌های حزبی و جناحی راه ندارد.»

    به نظر میرسلیم سازگار نبودن مفاد FATF با قانون اساسی و نگاه ایران در مبارزه با استکبار و صهیونیستم علت اصلی تصویب نشدن آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. البته او به مباحث اعتقادی هم اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که حتی اگر سخت باشد باید برابر آمریکا و اسرائیل مقاومت کرد.

    در ادامه گفتگو با مصطفی میرسلیم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام را می‌خوانید:

    *آقای میرسلیم! دولت جدید به دنبال حل و فصل پرونده های مهم مرتبط با مذاکرات رفع تحریم و FATF است، پیش بینی شما از هر دو پرونده چیست با توجه به اینکه رابطه این دو پرونده تنگاتنگ است؟

    هر چند دولت چهاردهم جدید است ولی پرونده FATF یا گروه ویژه اقدام مالی به دولت دوازدهم برمی‌گردد. این موضوع دارای ۴۱ بند است که در مورد ۳۹ بند آن اقدام لازم انجام شده و دو مورد باقی مانده یکی مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی و دیگری مقابله با تأمین مالی تروریسم.

    ما به لحاظ اصولی با هر دو بند موافقیم و قوانین داخلی ما گویای آن است اما چون تعیین مصادیق تروریسم یا جرائم سازمان یافته را دیگران با تمایل سیاسی خود انجام می دهند، پیوستن ما به این دو معاهده به شکل کنونی به ضرر ما و به نفع آمریکا و صهیونیسم است که پشت آن مخفی شده‌اند.

    خلاصه مطلب این است که استکبار جهانی می‌خواهد همه کشورها موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند در حالی که ما شک نداریم تأسیس اسرائیل با توطئه انگلستان و حمایت آمریکا و تجاوز آشکار به سرزمین‌های اسلامی بعد از جنگ جهانی اول و ارعاب فلسطینیان و نفی بلد آنها با روش‌های سبعانه آدم‌کشی و سپس نسل‌کشی و آواره کردن فلسطینی‌ها به ویژه بعد از جنگ جهانی دوم ، انجام گرفته که اینها مصادیق بارز تروریسم است و پشتیبانی از آن را نیز استکبار و در رأس آن آمریکا انجام داده البته با نیرنگ‌بازی و خدعه صهیونیست‌ها.

    متقابلا آنها می‌خواهند فلسطینی‌ها را که به حق در پی آزاد کردن خانه و کاشانه و سرزمین خود هستند را  تروریست قلمداد کنند و کشورهای پشتیبان آنها را نیز در قالب معاهده، محکوم کنند و در نتیجه ضربه مهلک به جبهه مقاومت وارد کنند. البته اگر جمهوری اسلامی دست از مبارزه با ظلم و قلدری مستکبران بردارد و در پی احقاق حق مستضعفان و آزادیخواهان نباشد، به راحتی می توان این دومعاهده را نیزبه شکلی که آنها می‌خواهند امضا و در نتیجه برای خود محدودیت ایجاد کرد ولی قطعا این برخلاف اصل ۱۵۴ قانون اساسی و بند ۲۲ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است.

    *در ایام انتخابات گفته شد افرادی مثل جلیلی در مجمع تشخیص به خاطر رقابت های حزبی و جناحی اجازه تصویب این لایحه را در دولت روحانی ندادند، ممکن است چنین فضایی را بازهم در این دولت ایجاد کنند؟

    در مجمع تشخیص معمولا رقابت‌های حزبی و جناحی راه ندارد و تصمیمات پس از بررسی‌ها و تحلیل‌های کارشناسی همه جانبه و اخذ نظریات دولت و مجلس، صرفا برای مراعات مصلحت نظام انجام می‌گیرد و نه برای حفظ مصلحت دولت یا مصلحت مجلس یا حتی مصلحت خود مجمع.

    در مواردی آنچه در مجمع تشخیص رأی آورده برخلاف نظر شخص رئیس مجمع بوده و خود او هم آن رأی را پذیرفته است ، چه رسد به اعضای عادی مجمع که هیچ‌یک امکان اعمال نفوذ سیاسی ندارند و فقط می‌توانند از نظریه خود دفاع کنند.

    *در دولت سیزدهم برخی اعضای مجمع تشخیص مطرح می کردند اگر دولت درخواست بررسی مجدد این پرونده را در مجمع بدهد پرونده از مسکوتی خارج شده و به جریان می افتد و فضا برای تصویب هم در مجمع فراهم می شود، پیش بینی می کنید با توجه به اینکه رهبری تاکیدشان بر همراهی با دولت است، این فضا در دوره فعلی فراهم شود؟

    من در این شک ندارم که اغلب مسئولان در ارکان مختلف نظام خیر و صلاح جمهوری اسلامی را می خواهند هرچند ممکن است سلائق و گرایش‌ها مختلف باشد اما امروز حق‌کشی و جنایات اسرائیل و صهیونیست‌ها بر همه جهانیان آشکار شده و دیگر شکی وجود ندارد که در پشت پرونده پالرمو و سی اف تی، یعنی همان دو معاهده مورد نظر، منویات خبیث آنها نهفته است تا برای همیشه فلسطینیان را خفه و دست ما را در یاری رساندن به آنها ببندند.

    این مبارزه برای ما هیچ گاه ارزان نبوده و نخواهد بود و ممکن است فشارها و تحریم‌های فراوانی را بر ما تحمیل کند که ما موظفیم آنها را خنثی کنیم و بساط باطل را برچینیم هرچند برای ما زحمت فراوان داشته باشد ولی امید ما به خدا و اقتدار ما در عملکرد مخلصانه ما است، و اقدامات ایادی مفسدان و منحرفان نیز چه در داخل کشور و چه در خارج ، در نهایت افشا و محو خواهد شد.

    *این یعنی مسیر بررسی مجدد پرونده دشوار است و ..

    بر خلاف ظاهر آن، این پرونده جنبه سیاسی ضعیفی دارد و نکته مهم آن همان ابعاد اساسی و اعتقادی مصرح در قانون اساسی است و وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی نیز لاجرم در جهت تحقق آرمان‌ها باید گام بردارند که فراتر از گرایش‌های سیاسی دولت و مجلس است.

    آنچه مهم است این که اول باید تحریم‌ها برداشته شود و درباره صداقت آن رفع تحریم‌ها راستی‌آزمایی انجام گیرد و تضمین لازم اخذ شود و سپس نسبت به آن معاهدات مذاکره شود.

    *به نظر شما آیا تندروها در مجلس یا در دولت سایه می توانند علیه تصمیمات دولت در این پرونده‌های مهم اثرگذار باشند و کارشکنی کنند؟

    این پرونده وابسته به حیثیت نظام است و متأثر از مبارزه‌ای است که ما،  با اوج گرفتن انقلاب اسلامی، علیه استکبار و صهیونیسم و طاغوت به پیش می‌بریم. من آن را متاثر از تندروی‌های سیاسی و جناحی نمی‌دانم و تمام کسانی که اعتقاد به قانون اساسی و تمایل به تحقق آرمان‌های ما دارند، بر تحکیم مقاومت در مقابل استکبار اتفاق نظر دارند و اصلا موضوع کارشکنی مطرح نیست و تا موقعی که آمریکا دست از تحریم‌های ظالمانه خود و حمایت بی‌چون‌وچرا از صهیونیسم  برندارد، این مبارزه ادامه خواهد داشت وَمَا ٱلنَّصۡرُ إِلَّا مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.