برچسب: FATF

  • بعضی دوست دارند که مردم دستشان را ببوسند! / میلیاردها دلار پول نفت ما بلوکه شده است چرا؟ بخاطر FATF / چوب لای چرخ دولت گذاشتن خیانت به ملت است

    بعضی دوست دارند که مردم دستشان را ببوسند! / میلیاردها دلار پول نفت ما بلوکه شده است چرا؟ بخاطر FATF / چوب لای چرخ دولت گذاشتن خیانت به ملت است

    به گزارش اقتصادران، حضور محسن رهامی در «ستاد انتخاباتی مسعود پزشکیان» نه صرفا از جایگاه یک فعال سیاسی اصلاح طلب بلکه از جایگاه یک حقوقدان بود، روزهای تبلیغاتی که حالا می گوید اگر بیشتر می شدند این امکان وجود داشت که رأی پزشکیان به «30 میلیون» هم برسد.

    او که چند روز قبل از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری مسعود پزشکیان ، از کار سخت پزشکیان در چینش کابینه گفت، از سهم خواهانی که این روزها چنبره زده اند و می خواهند در قدرت حضور داشته باشند.

    رهامی تاکید دارد که پزشکیان در شرایطی سخت مسئولیت دولت را قبول کرده و باید تصمیماتی مهم خصوصا در حوزه اقتصادی بگیرد. از جمله پیوستن به FATF و مذاکره برای رفع تحریم ها.

    این فعال سیاسی اصلاح طلب از رعایت نکردن برخی پروتکل ها از سوی رئیس جمهوری جدید هم حرف زد، از میزان رأی اصولگرایان و مشخصا سعید جلیلی، از کارشکنی تندروها در مسیر حرکت دولت جدید، از زندگی بی حرف و حدیث پزشکیان و ….

    رهامی در این گفتگو تعارف را کنار می‌گذارد  و صریح می‌گوید روحانی آمادگی و جرأت گفتگوی مستقیم با رئیس جمهور آمریکا را داشت اما پزشکیان این آمادگی را ندارد.

    در ادامه گفتگو با حجت الاسلام محسن رهامی، معاون حقوقی ستاد پزشکیان را می‌خوانید:

    ****

    *آقای رهامی! شما در ستاد انتخابات آقای پزشکیان در جایگاه معاون حقوقی حضور داشتید. پزشکیان چقدر شاخصه‌های یک رییس جمهور مطلوب اصلاح‌طلبان را داشت که برای آن تبلیغ کردید و این که واقعا کاندیدای مطلوب بود یا خیر الموجودین اصلاح‌طلبان بود؟

    بنده از اواخر دهه شصت پزشکیان را می‌شناسم مخصوصا از دهه هشتاد که وارد دولت خاتمی و اصلاحات شد و با او همکاری شدیم، شناخت دارم. در قالب کاندیداهای ریاست جمهوری که در دوره‌های اخیر مطرح کردیم به نظرم پزشکیان با آن معیارها و قالب‌های تطبیق داشت، ما در دوره قبل یعنی در سال ۱۴۰۰، هم با پزشکیان جلسه داشتیم و قرار بر این بود که اگر خود بنده هم اسم می‌نوشتم و نامزد انتخابات ریاست جمهوری می‌شدم، هرکدام تاییدصلاحیت شدیم به یکدیگر کمک کنیم.

    بنابراین پزشکیان در آن چهارچوب‌ها، معیارها و سنجه‌های جریان اصلاحات یعنی جنبش اصلاحات که یک گفتمان است و معیارها و سنجه‌های خودش را دارد، می‌گنجید و قرار می‌گرفت. البته پزشکیان برنامه‌های خود را به جبهه اصلاحات هم ارائه کرد و آن جا هم پیروزی لازم را برای حمایت کسب کردند.

    پزشکیان زندگی شخصی سالم و بی حرف و حدیثی دارد

    شاید صفاتی که در پزشکیان مشخص‌تر و نسبت به برخی نامزدها شاخص‌تر است، این است که زندگی او در گذشته بسیار ساده بوده و نقاط ضعف و برخی نکاتی که نسبت به بعضی آقایان نامزدها مطرح بوده، در زندگی و اطرافیان پزشکیان نبوده است و به عبارتی زندگی شخصی و زندگی اداری او سالم و بی حرف و حدیث است.

    به اصطلاح ساده‌تر آدم بسیار خاکی هستند و روی پای خودش بالا آمده است، تا اینجا هم که آمده به کمک احزاب یا تشکیلات اصلاح طلبی نبوده کما اینکه بارها خودش گفته است که خودش روی پای خودش بالا آمده است. پزشکیان آدم متخصصی است که از پایین‌ترین مراتب دانشگاهی شروع کرده و رشد کرده و به موازاتی که تحصیل کرده کار هم کرده است، او در تبریز رییس بیمارستان بوده و بعد رییس دانشگاه علوم پزشکی بوده است. پزشکیان در دوره دوم اصلاحات وزیر بهداشت شد و بعد از آن هم با شناختی که مردم پیدا کردند ۵ دوره نماینده مردم تبریز انتخاب شده است.

    علاوه بر اینکه پزشکیان در دوره‌های متعدد که از طرف مردم انتخاب می‌شود و در هر دوره هم نسبت به دوره قبل رای پزشکیان بیشتر می‌شود آن هم در شرایطی که مردم خیلی پای صندوق‌های رأی نرفته‌اند و نیروهای اصلاح‌طلب به دلیل عدم حضور مردم موفق نشدند امتیاز لازم و رای لازم را کسب کنند، پزشکیان این امتیاز را کسب کرد و به نمایندگی مردم رسید

    میزان رأی جریان اصولگرا تقریبا در دو مرحله انتخابات این دوره، ثابت مانده و افزایشی پیدا نکرده است، اما رای پزشکیان، با افزایش ۶۰ درصدی، از ده میلیون به ۱۶ میلیون رسیده و اگر ما این مجال را داشتیم و مثلا دوسه هفته فرصت بود، با توجه سیر افزایش حضور مردم، قطعا می‌توانستیم درصد بیشتری از آرای خاکستری را پای صندوق های رای بیاوریم و رأی پزشکیان به ۲۳ میلیون و چه بسا تا ۳۰ میلیون هم می‌رسید.

    همه این‌ها نشان می‌دهد زندگی پزشکیان ساده و سالم داشته و مورد قبول مردم بوده و فعالیتش در دوره‌های گذشته از طرف مردم تایید شده که مجددا انتخاب شده است. از این جهت و هم به واسطه سوابق قبلی و شناختی که داشتیم از روزی که پزشکیان وارد صحنه شد، ما به همان توافق و قول و قرار ۳سال پیش که اشاره کردم، عمل کردیم و از طرفداران و حامیان  خود ، خصوصا مجموعه استادان برجسته حقوق و  دیگر نیروهای حقوقی، وکلا و دانشجویان خود و افراد تحصیل‎کرده در تهران و بسیاری از شهرها را دعوت به حمایت از پزشکیان کردیم ، علاوه برآن  مسئولیت حوزه معاونت حقوقی و نظارت ستاد مرکزی و کمک حقوقی  به ستادهای سراسر کشور را برعهده گرفتیم.

    با بسیج و ایجاد هماهنگی همکاران حقوقی خود و افرادی که در طول ده‌ها سال کار در دانشگاه‌ها و مسولیت وکالت در خدمتشان بودیم و توانسته ایم صدها و بلکه هزاران نیرو تربیت کردیم، وارد صحنه شدیم و در سراسر کشور توانستیم بین نیروهای مؤثرحقوقی کشور ، وکلا و اساتید و بزرگان حقوق یک جنبش وسیع را ایجاد کنیم که هم در موفقیت ایشان موثر بود و هم در کاهش اختلافات و تخلفات انتخاباتی تاثیری بسزا داشته است.

    اگر این میزان حضور تمام عیار وکلا و حقوقدانان و دانشجویان حقوق نبود، شاید بسیاری از مسائلی که در انتخابات گذشته داشتیم و اختلافات و تنش‌ها می‌توانست پیش بیاید. چراکه رقبا بعضا تلاش‌های تنش‌زا داشتند. در حقیقت نظارت مستمر حقوقی در تهران و شهرستان‌ها از طریق کمیته‌های حقوقی و نظارت و دیگر وحادهایی که در مرکز و تمامی استان‌ها داشتیم، و نیز کمیته‌های ویژه‌ای که با ترکیبی از حقوقدانان و وکلا و تعدادی از نمایندگان ادوار مجلس و قضات بازنشسته اعزام کرده بودیم که در استان‌ها و مناطق مستقر شده بودند و علاوه بر همکاری و آموزش حقوق انتخابات، اخبار و مسائل و جریان‌های انتخاباتی را رصد می‌کردند و به ما گزارش می‌کردند. با شناختی که در دوره های گذشته انتخابات دارم، به نظرم این میزان حمایت حقوقی اساتید و حقوقدانان و وکلا به نظرم کم نظیر بوده است.

    پزشکیان کاندیدای مطلوب اصلاح‌طلبان بود

    *بنابراین پزشکیان کاندیدای مطلوب اصلاح طلبان بود نه خیرالموجودین؟

    بله، اگر شما مصاحبه‌های قبل از انتخابات بنده را مرور کرده باشید، من اسامی دو سه نفر از نیروهای مطرح اصلاحات را مطرح کرده‌ام که احتمالا برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت‌نام کنند و حتی از من پرسیده شد که آیا من هم ثبت نام خواهم کرد، من گفته‌ام اگر این سه نفر ثبت‌نام کنند من ثبت نام نمی‌کنم و فکر می‌کنم کفایت می‌کند، یکی از آن سه نفر که قبل از ثبت‌نام اعلام کرده بودم، آقای پزشکیان بوده است.

    *صادقانه پیش بینی می‌کردید که پزشکیان رئیس جمهور منتخب شود؟

    در مورد رأی پزشکیان تحلیل ما این بود که پایه رای خود ایشان در تبریز ودیگر شهرها و مناطق آذربایجان شرقی  و آذربایجان غربی و دیگر استان‌های ترک زبان مانند اردبیل، زنجان و استانهایی که اکثریتی از جمعیت ترک‌زبان را دارند مانند قزوین و همدان و البرزو نیز  کردستان و کرمانشاه و ایلام، تقریبا  یک پایه رایی ، حدود ۷ میلیونی برای او برآورد کرده بودیم و فکر می‌کردیم اگر اقبال عمومی شود و جریان اصلاحات بتواند بقیه استان‌ها را هم بسیج کند که پای صندوق رای بیایند قطعا پزشکیان برنده خواهد شد.

    ۱۰ درصدی که در مرحله دوم وارد شدند، آراء پزشکیان را جابجا کردند

    ما نگران عدم حضور اکثریت بودیم و فکر می‌کردیم در غیبت اکثریت جامعه و فقدان رای‌های خاکستری امکان دارد نتوانیم رای بیاوریم و حتی ممکن است تارلب مرز بیاییم و موفق به کسب آرای لازم نشویم. ولی همان پایه رایی که پیش بینی می‌کردیم، نشان داد که خیلی قوی بوده و ملاحظه کردید که بر اساس همان پیش‌بینی در دور اول، موفق شویم نفر اول بشویم ، گرچه موفق به کسب نصاب لازم نشدیم، زیرا اکثریتی که فکر می‌کردیم باید حضور پیدا کنند هنوز پای صندوق های رای نیامده بودند و در نهایت در مرحله دوم حدود ده در صد ، از واجدین شرایط رأی ، یعنی ۶ میلیون  از ۶۰ میلیون نفر، به مجموعه آمار رای دهنده‌ها اضافه شد، این ده درصد عمدتا وارد مجموعه صندوق انتخاباتی ما شد. اگر ملاحظه کنید آن ۱۰ درصد، میزان آرای پزشکیان را از ۱۰ میلیون به ۱۶ میلیون رساندند .

    رأی اصولگرایان نسبت به ۱۴۰۰ ریزش داشت

    البته امکان دارد در این افزایش رأی پزشکیان در مرحله دوم انتخابات ، رأی طرفداران قالیباف هم نقشی داشته باشد، ولی عمده آن افزایش رای سبد رای ما به همان ۱۰ درصد آرای خاکستری بر می‌گردد که در مرحله اول رأی نداده بودند، و آرای نزدیک به ۱۰ میلیون جلیلی با حدود ۳ میلیون رای قالیباف،جمعا ۱۳ میلیون رای مرحله دوم آقای جلیلی گردید.

    این که صرفا فردی سخنرانی خوبی داشته یا نمرات خوبی در دوره دانشجویی بدست آورده یا تدریس خیلی خوبی داشته، را وزیر کنیم، اشتباهی است که مرحوم رئیسی انجام داد و اگر پزشکیان این تجربه را تکرار کند قطعا آسیب خواهد دید و دولت او را زمین گیر خواهد کرد، همانطور که دولت آقای رئیسی را زمین‌گیر کرد، نیروهای جوان بدون تجربه و صرفا با ادعای زیاد، دولت ایشان را ناکار و ناکام ساخت.

    در واقع مجموعه آرای اصولگرایان  نسبت به دوره قبل، یعنی سال ۱۴۰۰، حدود ۲۵ درصد کاهش یافت، به عبارت دیگر، حدود ۴ میلیون نفر از حدود ۱۷ میلیون نفری که در دوره قبل به مرحوم رئیسی رأی داده بودند، یا اصلا در انتخابات اخیر شرکت نکرده‌اند و یا به پزشکیان رأی داده‌اند .

    لذا میزان رأی جریان اصولگرا تقریبا در دو مرحله انتخابات این دوره، ثابت مانده و افزایشی پیدا نکرده است، اما رای پزشکیان، با افزایش ۶۰ درصدی، از ده میلیون به ۱۶ میلیون رسیده و اگر ما این مجال را داشتیم و مثلا دوسه هفته فرصت بود، با توجه سیر افزایش حضور مردم، قطعا می‌توانستیم درصد بیشتری از آرای خاکستری را  پای صندوق های رای بیاوریم و رأی پزشکیان به ۲۳ میلیون و چه بسا تا ۳۰ میلیون هم می‌رسید.

    اما در یک هفته با همه تلاش‌هایی که بخرج دادیم و  مجموعه تمام شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی که به پزشکیان کمک می‌کردیم، توانستیم ده درصد از جامعه آماری واجدین شرایط رأی را قانع کنیم که پای صندوق رای بیایند و این میزان در سبد رای پزشکیان ریخته شد تا ایشان موفق به کسب نصاب لازم گردید.

    همه ۶ میلیون رأی که در دوم اضافه شد به سبد رأی پزشکیان رفت

    *بنابراین معتقدید که مجموع آرای قالیباف به سبد رای آقای جلیلی رفت

    عمدتا همین بود. ممکن است تعداد کمی از آرای قالیباف به سمت پزشکیان رفته باشد اما همان‌طور که توضیح دادم، ده درصد جامعه آماری واجدین شرایط ، معادل ۶ میلیون نفر، به نفع پزشکیان رأی دادند ، در نتیجه نسبت آماری شرکت کننده‌ها در انتخابات از ۴۰  درصد واجدین شرایط در مرحله اول به ۵۰ درصد در مرحله دوم رسید و این ده درصد افزایش معادل همان ۶ میلیون رأیی است که به سبد رأی پرشکیان افزوده شده است.

    پزشکیان پایه رأی قابل توجهی در مقایسه با جلیلی داشت

    *پس می‌توان نتیجه گرفت این ۱۴ میلیون رأی خود سعید جلیلی نبود؟

    این ۱۴ میلیون مجموعه آرای اصولگرایان و حامیان آنان  بود، از حامیان مرحوم رئیسی و طرفداران جلیلی، قالیباف و دیگر احزاب و جریان‌های اصولگرا و محافظه کار و باصطلاح جریان راست سنتی، همه بودند.

    سبد رای پزشکیان هم  به همین نحو بوده است، به این ترتیب که بخشی همان پایه رایی بود که ایشان در مناطقی مانند آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، زنجان و کردستان داشته و یک بخش هم به آرای حامیان او که به جریان اصلاحات و دیگر شخصیت‌ها و افراد مؤثر بر می‌گردد و حمایت این مجموعه در پیروزی پزشکیان بی‌تاثیر نبوده است، ولی بهرحال آقای پزشکیان دارای پایه رأی قابل توجه می باشد، ولی آقای جلیلی شخصا پایه رای بالایی ندارد.

    یعنی تقریبا در ۲۰ سالی که کاندیدای مجلس در مشهد و کاندیدای ریاست جمهوری می‌شود، نتوانسته حتی به مجلس نیز راه پیدا کند. پس بهرحال خود جلیلی یک سبد رایی دارد به علاوه رای قالیباف و دیگر حامیانشان و اگر مجموع جریان اصولگرایی و اخیرا جبهه پایداری که شاخه ای از جریان اصولگرایی است، را هم اضافه کنیم، از مجموع ۶۱ میلیون واجدین شرایط رأی ، حدود ۱۳ میلیون رای دارند.

    اگر فرصت بیشتری بود رأی جلیلی به ۱۵ میلیون می رسید و رأی پزشکیان به ۳۰ میلیون

    حال اگر فرصتی برای انتخابات فراهم بود و به جای یک هفته، سه چهار هفته فرصت داشتیم ، احتمال داشت رأی جلیلی به ۱۴-۱۵ میلیون برسد. ولی احتمالا آرای آقای پزشکیان به ۳۰ میلیون می‌رسید. همچنین براساس بررسی که در دوره‌های گذشته انجام دادیم در شرایط مساوی حدود ۲۵ درصد رای جامعه مربوط به جریان اصولگرایی و راست سنتی است  که تقریبا ۱۵ میلیون می شود و حدود ۷۵ درصد مردم متمایل به جریان‌های اصلاحات و میانه‌روی و اعتدال است، که تقریبا بالغ بر ۳۵ میلیون نفر می‌گردد، چراکه مردم ایران ذاتاً مشی میانه‌روی و اعتدال و تفکرات اصلاحی را بیشتر قبول دارند.

    در شرایط برابر و مساوی اگر همه زمینه‌های اساسی رقابت واقعی فراهم شود فرض کنیم همه آن ۶۱ میلیون نفر پای صندوق رای بیایند از این سبد رای حدود ۷۵ درصد رای خواهیم داشت، که در دوره خاتمی کاملا روشن شد؛ این جریان که قبل از آن ، یعنی در دوره امام خمینی(ره) به عنوان جریان چپ و خط امامی مطرح بوده و در آن دوره ، در حمایت از  دولت آقای مهندس موسوی و امثال آن بیشتر خود را نشان داد و بعدا با عنوان های دیگر مانند اصلاحات ادامه پیدا کرده است، در واقع به نوعی اکثریت جامعه ایرانی را نمایندگی می کند و جریان راست سنتی هم در قالب جریان اصولگرا و محافظه کار و امثال تداوم پیدا کرده و به شکلی اقلیت جامعه ایرانی را نمایندگی می‌کند.

    اگر قالیباف به جای جلیلی بود، باز هم شکست می‌خوردند

    *این نکته که در مورد اصلاح طلبان و اصولگرایان اشاره کردید می‌توان به این صورت نتیجه‌گیری کرد که اجماع اصلاح‌طلبان و اعتدالیون و میانه روها منجر به پیروزی پزشکیان شد و از آن طرف اختلاف بین اصولگرایان منجر به شکست جلیلی؟

    اگر فرض کنیم اصولگرایان با کاندیدای واحد هم وارد می‌شدند و جلیلی وارد نمی‌شد و فقط قالیباف وارد می‌شد، باز هم شکست می‌خوردند، مانند دوم خرداد سال ۷۶ که آقای ناطق نوری تمامی جریان‌های اصولگرا، محافظه کار و راست سنتی را نمایندگی می کرد، از مجموع حدود ۲۸ میلیون رأی، حدود ۲۵ درصد، یعنی ۷ میلیون رأی آورد و ۷۵ درصد جامعه رأی دهندگان، یعنی بیش از ۲۱ نفر به خاتمی رأی دادند. به عبارتی اگر از هر دو جریان با یک نفر وارد می‌شد، در شرایط مساوی و امکانات برابر،  نتیجه همین می‌شد و فرقی نمی‌کرد.

    در یک جمع‌بندی خلاصه کنم که اگر در انتخاباتی نظیر شورای شهر و مجلس، جریان اصلاحات لیست ارائه نکند و طرفدارانش وارد صحنه نشوند اصولگراها، در تهران با حدود۴۰۰ هزار رای وارد مجلس و شورای شهر می‌شوند، که در همین دوره اخیر مجلس ملاحظه کردید که چون جریان اصلاحات نتوانست برای مجلس دوازدهم لیست ارائه کند، اصولگرایان با همان ۳۰۰، ۴۰۰ هزار رای وارد مجلس شدند، در حالی که اگر عرصه انتخابات سالم و امیدوار کننده بود و اکثریت مردم شرکت می‌کردند و اصلاح طلب‌ها می توانستند لیست واقعی عرضه می کردند، سقف رای به حدود ۳ میلیون می‌رسید، در آن صورت نمایندگان تهران در مجلس یا شورای شهر با کسب ۱/۵ تا ۲ میلیون رای انتخاب می شدند، و کسی نمی‌توانست با ۴۰۰- ۵۰۰ هزار رای وارد مجلس یا شورای شهرشود. این تجربه عملی انتخابات دوره‌های گذشته مجلس و شورای شهر تهران است .

    در موثر بودن نقش ظریف و آذری جهرمی در پیروزی پزشکیان شکی نیست

    *آقای رهامی! سهم آقایان ظریف و آذری جهرمی در پیروزی پزشکیان را چقدر می بینید؟

    یک سیستم آماری دقیق نداریم که بتوانیم بطور واقعی تخمین بزنیم این دو نفر مشخصا چقدر تاثیرگذار بوده‌اند، البته در این که موثر بوده‌اند، شکی نیست و برآیند حضور مجموع جریانات اصلاحات و حمایت خاتمی و نیروهای قوی فکری از دانشگاه‌ها و حقوقدان‌ها و دیگر سیاسیون از جمله ظریف و آذری جهرمی منجر به این شد که مجموعاً ۱۰ میلیون رای در دوره اول به ۱۶ میلیون رای در دوره دوم رسید.

    این میزان تشریفات که در ایران هست و حتی در نماز جمعه وجود دارد کمتر در دنیا وجود دارد. حداقلی از پروتکل‌های امنیتی باید رعایت شود تا توده مردم احساس حقارت نکنند. مثلا در نمازجمعه که توده مردم حضور دارند و افرادی که نماز جمعه می‌خوانند و امام جمعه‌ها که موقت هم هستند در حدی نیستند که امریکا یا اسرائیل برای ترور آن‌ها بخواهند برنامه ریخته باشند. 

    در استان‌ها و شهرستان‌ها تقریبا همه نیروهای فعال وارد صحنه شدند و حمایت کردند. بخشی ناشی از توجهی بود که آن‌ها به اصل انتخابات و اهمیت صندوق‌های رأی داشتند و بخشی هم مربوط به نظر مثبت جامعه رأی دهندگان نسبت به پزشکیان بود و قسمتی نیز به نگرانی جامعه از روی کار آمدن جلیلی و حاکمیت جریان افراطی و تندروی جبهه پایداری مربوط می گردید.

    قطعا همه این موارد را باید موثر بدانیم. ولی این که فکر کنیم که مثلا یک نفر یا دو نفر یا ۵ نفر توانستند جامعه متکثر ایرانی را قانع کنند تا ۳۰ میلیون نفر پای صندوق‌های رای بروند و ۱۶ میلیون نفر از آنان به پزشکیان رأی بدهند، این قضاوت قضاوت ناصحیح و غیر کارشناسانه و غلطی است.

    برخی از اصلاح‌طلبان برای حمایت از پزشکیان دیر آمدند

    در مجموع میزان تاثیر حمایت و هرکس به نسبت وزن خود اوست. همه جریان‌ها و شخصیت‌های موثر سیاسی و حقوقدانان و نماینده های ادوار که تعدادشان در حمایت از پزشکیان نزدیک به صدها و بلکه هزاران نفر می‌رسد، و خصوصا نمایندگانی که چند دوره نماینده مجلس بودند و پایگاه اجتماعی دارند، همچنین بسیاری از روحانیان اصلاح‌طلب و دانشگاهیان، اکثرا وارد صحنه شدند و مردم را به شرکت در انتخابات و حمایت از پزشکیان تشویق کردند، از جریانات اصلاح طلب نظیر جبهه اصلاحات و دیگر احزابی که لزوما عضو این جبهه نیستند، نیروهای سیاسی معتدل  و میانه رو  هم به صحنه آمدند که البته بعضا قدری دیر آمدند.

    کردها، بلوچ ها و اهل سنت برای پیروزی پزشکیان سنگ تمام گذاشتند

    به نظرم هرکسی به نسبت وزن خودش وارد صحنه شد و اگر نتیجه را متوجه فقط حضور یک یا دو نفر یا چند سیاست مدار و یا یک حزب یا یک جبهه کنیم،  ناشی از عدم اطلاع و شناخت ما از جامعه ایرانی و بی‌توجهی به دیگر عوامل موثر در پیروزی پزشکیان است، در این میان نقش اقوام مختلف، خصوصا کردها و بلوچ‌ها و اهل سنت و بزرگان اهل سنت را نباید از قلم انداخت که الحق و الانصاف برای آقای پزشکیان سنگ تمام گذاشتند.

    شورای نگهبان علاقمند نبود که یک اصلاح‌طلب رأی بیاورد

    *شما به این نکته اشاره کردید که وقتی اصلاح طلب‌ها وارد می‌شوند اکثریت جامعه حضور پیدا می‌کنند و در نتیجه اصلاح‌طلبان پیروز می‌شوند اما رأی اصولگرایان ثابت است. این که می‌گویند شورای نگهبان با تایید صلاحیت یک کاندیدای اصلاح طلب، پاس گلی به اصلاح طلبان و اعتدالیون داد را قبول دارید؟

    شورای نگهبان با وضعیتی که در انتخابات گذشته پیش آمده بود، ناگزیر بود که اصلاح‌طلبان را تایید کند. در دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری و در همین مجلس دوازدهم هم اگر خاطرتان باشد، شورای نگهبان صلاحیت پزشکیان را رد کرد و بعد با تذکر رهبر معظم انقلاب مواجه شدند و صلاحیت ایشان را برای مجلس دوازدهم تأیید کردند.

    این نشان می‌دهد که شورا خیلی داوطلب و علاقمند نبوده که یک اصلاح‌طلب بیاید و رای بیاورد. بنابراین شرایط کشور به نحوی بود که اگر پزشکیان تایید صلاحیت نمی‌شد و اصلاح طلبان و مجموعه جریان اعتدال نماینده نداشت، تعداد کسانی که در انتخابات شرکت می‌کردند شاید به ۱۴-۱۵ میلیون نفر هم نمی رسید.

    جریان اصولگرایی ۳۰ درصد طرفداران خود را از دست داده است

    اگر میزان رأی مرحوم رئیسی در دوره گذشته را با انتخابات ۱۴۰۳ مقایسه کنید، متوجه این نکته می‌شوید که رأی آن مرحوم به تنهایی بیشتر از آرای آقای قالیباف و جلیلی و دو نفر همراهانشان بود. این نشان می‌دهد که خود جریان اصولگرایی حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد طرفداران خود را از دست داده است و نتوانستند آن‌ها را قانع کنند که به جلیلی رأی بدهند.

    این ۱۴ میلیون ریخته شده به سبد جلیلی مجموعه آرای اصولگرایان و حامیان آنان  بود، از حامیان مرحوم رئیسی و طرفداران جلیلی، قالیباف و دیگر احزاب و جریان‌های اصولگرا و محافظه کار و باصطلاح جریان راست سنتی، همه بودند. سبد رای پزشکیان هم  به همین نحو بوده است، اما آقای پزشکیان دارای پایه رأی قابل توجه می باشد، ولی آقای جلیلی شخصا پایه رای بالایی ندارد.

    یعنی جریان اصولگرایی و راست سنتی نتوانست حدود ۱۷-۱۸ میلیون رایی که آقای رئیسی داشت، این بار کسب کند. به این ترتیب اگر کاندیدای اصلاح‌طلب یا معتدل نداشتیم، کل شرکت کننده‌هایی که پای صندوق رای می‌آمدند حدود ۱۲ الی ۱۴ میلیون نفر بود.

    این آماری بود که قبل از انتخابات  برآورد شده و به مسئولین کشور منتقل شده بود. در چنین شرایطی مجموعه  مسئولین عالی کشور به این جمع بندی رسیدند که باید جریان اعتدال و اصلاحات را در این  مسأله حساس سیاسی شرکت دهند، لذا در بین نامزدها به پزشکیان رسیدند که به نظر خودشان معتدل‎تر از بقیه بود .

    پزشکیان به قول آذری‌ها حسین‌چی است

    *رئیس جمهور منتخب در این چند روزی که از پیروزی‌شان می‌گذرد در محافل خاصی حضور پیدا کردند. چنانچه در ایام محرم و مجالس عزاداری بازار و انصاریان حضور پیدا کرد. از طرفی با فعالان حوزه‌های مختلف دیدار کرده و با خانواده رئیسی و سردار سلیمانی دیدار کردند. شما چه تحلیلی از رفتارهای پزشکیان دارید؟

    اولا-رفتار پزشکیان که در هیئت های مذهبی حضور پیدا می‌کند و یا به منزل شهدا و افرادی مانند مرحوم رئیسی می‌رود خیلی به ترکیب دولت باصطلاح ملی او ارتباطی ندارد. پزشکیان قبلاً این خصلت را داشته که در جلسات مذهبی حضور پیدا می‌کند و شخصی مذهبی و هیأتی است و به قول آذری‌ها حسین‌چی است، یعنی طبع کارش این است که حضور پیدا کند.

    این که رئیس جمهور شده، حالا به این معنی نیست که بعد از این که رئیس جمهور شده یادش افتاده که به جلسات مذهبی برود. اگر قبلا نمی‌رفته و پیراهن مشکی نمی‌پوشیده می‌توانستیم بگوییم این‌ها حرکت‌های سیاسی است.

    ثانیا- نگاه پزشکیان نگاه حزبی و به آن معنی تشکیلاتی نیست. زندگی او در گذشته هم نشان می‌دهد که عضو رسمی هیچ کدام از احزاب اصلاح طلب و غیر آن نبوده و در برنامه‌های تبلیغاتی انتخاباتی خودش هم گفته که اصلاح‌طلب به معنی تشکیلاتی نیستم.

    حتی گاهی می‌گفت که اصولگرای اصلاح طلب هستم یا می‌گفت اصولگرا هستم. فکر می‌کنم تلاشش این است که از همه جریانات کمک بگیرد. حتی به آقای جلیلی و قالیباف و دیگران گفت که اگر افراد توانایی دارید معرفی کنید و تلاشش این است که دولتی تشکیل دهد که از همه اقشار جامعه نمایندگی کند. مثلا به اهل سنت میدان داده است.

    بالاخره در جامعه ایرانی استان هایی داریم، مانند سیستان و بلوچستان و کردستان که بخش زیادی از ساکنین آن‌ها اهل سنت هستند. این که آن‌ها و یا جامعه زنان کشور را مشارکت بدهیم و نگاهمان فقط به جریان اصلاحات به عنوان یک جریان سیاسی نباشد امر مثبتی است.

    امیدوارم افرادی که زنبیل گذاشتند در دولت حضور نداشته باشند

    فعلا هم آن مجموعه ای که پزشکیان تشکیل داده و کارگروه هایی درست کرده، ارزیابی می‌کنند و از همه دعوت کرده اما تصمیم نهایی هم با خود پزشکیان است و قرار است خودش انتخاب کند. امیدوارم خروجی این تصمیمات مساعد به حال ملت و کشور باشد و آن جریان‌هایی که دنبال سهمیه هستند و زنبیل گذاشته‌اند و بعد از پیروزی دور پزشکیان را فرا گرفته‌اند موثر واقع نشوند و خروجی این مجموعه دولتی باشد که همه مردم را نمایندگی کند و نه فقط قشر خاص و جریانی که ریاست جمهوری را بلافاصله احاطه می‌کنند.

    در این مورد در عین حال که امیدوار هستم خیلی هم نگرانی دارم. چون معمولا در این خروجی‌ها است که جریان‌ها و افراد متنفذ فعال می‌شوند و سفارش‌ها و توصیه‌ها از راه می رسد ، یک انسان چقدر می‌تواند جلوی این توصیه‌ها و سفارش‌ها مقاومت کند؟ این قسمت محل تامل است و تمام ما باید دعا کنیم تا ایشان بتواند از عهده این امیدی که در مردم ایجاد شده و وعده شنیده‌شدن صدای بی‌صدایان را داده و انتظار جدی ایجاد شده بر بیاید، تا بعد از چهار سال بتوانیم به جامعه بگوییم خروجی کار ما موفق و مورد تایید شما مردم بوده است و رویمان شود که از آن‌ها بخواهیم برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در نوبت بعدی پای صندوق رای بیایند.

    افرادی هستند که دور و بر قدرت چنبره می زنند و سهم می خواهند

    *این جریان سهم خواه فقط اصلاح طلب هستند یا …؟

    جریان سهم خواهی هم در بین اصلاح‌طلبان هست و هم در میان جریان‌های دیگر، طبع کار سیاسی کسب قدرت است که همه می‌خواهند در قدرت به نوعی سهیم باشند. جامعه ما متاسفانه جامعه هزار قبیله است و متأسفانه فاقد نظام و دیسیپلین و انضباط حزبی است.

    بعد از انقلاب در دولت‌هایی که آمده، چه اصلاح طلب‌ها و چه اصولگراها، افرادی پیدا شده اند که بلافاصله دور و بر قدرت چنبره زده و سهمشان را می‌خواهند. شرکت‌هایی که در این دولت‌ها ایجاد شده مثل شرکت‌های خصوصی عمل کرده و پول‌ها و ارزهایی که از دولت خارج شده و کارخانه‌هایی که به دست این‌ها افتاده چه در دولت اصلاحات و چه در دوره اصولگراها بوده است با تفاوت‌هایی البته.

    درصد رأی سیستان و بلوچستان به پزشکیان بیشتر از تهران بوده است

    به قول مرحوم شهریار که می‌گوید آن زمان یک بله قربان داشتیم و الان هزار بله قربان داریم. این بله قربان‌ها سهمیه می‌خواهند. الان در همین دولت، مجلس سهمیه می‌خواهد که رای اعتماد دهد. تعدادی از وزارتخانه‌ها که اصلا در اختیار رئیس جمهور نیست و ما نگران این سهم‌خواهی ها و تقسیم غنائم هستیم که خدای ناکرده آن امیدی که در مناطق محروم ایجاد شده است، به یأس تبدیل شود، مخصوصا اگر نگاه کنیم درصد بالای رأی مردم سیستان بلوچستان و کردستان و روستاهای کشور، که در مجموع کمتر برخوردار هستند، به پزشکیان بوده ، در مقایسه با مثلا تهران و اصفهان و مازندران و  یزد ، که محرومیت کمتری دارند، واین نکته بسیار مهمی است.

    یعنی مناطق محروم و کم برخوردار بیشتر امیدوارند که از این درخت میوه ای و از این باغ بری به آن ها برسد. اگر نتوانیم آرزوهای آن‌ها را برآورده کنیم این قشر عظیم کم برخوردار از کل جریان انتخابات و کل جریان اصلاحات و بلکه از نظام سیاسی کشور مایوس می‌شوند.

    اگر رابطه خود را با دنیا اصلاح نکنیم یا به FATF نپیوندیم و به جریان مالی صحیح دنیا وارد نشویم به کره شمالی می‌رسیم. در شرایط بحرانی هستیم و پزشکیان در یکی از بحرانی‌ترین شرایط کشور، کشور را تحویل گرفته است.

    پزشکیان تلاش می‌کند پروتکل‌ها را رعایت نکند

    *در روزی که آقای پزشکیان سرزده به مجلس رفت، قالیباف در واکنش به حضور پزشکیان در مجلس جمله‌ای مبنی بر این که پزشکیان تعارفات و پروتکل‌ها را کنار زده، گفت، فکر می‌کنید در دوره پزشکیان شاهد مدل جدیدی از سیاست‌ورزی در پاستور خواهیم بود؟

    تلاش پزشکیان این است که خیلی پروتکل‌ها را رعایت نکند. البته برخی از پروتکل‌ها جنبه امنیتی دارد و ناگزیرند که رعایت کنند. در همین هفته گذشته چهارشنبه جلسه‌ای در دفتر پزشکیان داشتیم، پروتکل‌ها نسبت به قبل خیلی فرق کرده است. به هر حال یکسری مسائل است که پروتکل‌های رسمی امنیتی هستند و باید رعایت شود.

    این به شخص بر نمی‌گردد و مسائل کلان کشور است و پزشکیان به غیر از این که رئیس قوه مجریه است، دومین مقام رسمی کشور محسوب می‌شود و این ربطی به رئیس قوه مجریه بودن ندارد. ثانیا وقتی پزشکیان برخورد ساده می‌کند و بدون رعایت پروتکل‌ها به مجلس رفته است، یا در آن جا که ملاقات رهبری بوده است، معمولا اینطور بوده است که در جلساتی که رهبری حضور داشته‌اند روسای قوا کنار رهبری نشسته‌اند اما پزشکیان پایین و کنار نماینده مجلس نشسته و به تبع او قالیباف هم پایین نشسته است.

    همیشه اینطور بوده که در سخنرانی رهبری روسای سه قوه در همان ردیفی که رهبری می‌نشینند با دبیر شورای نگهبان می‌نشینند. به هر حال سعی می‌کند تا جایی که می‌تواند از این پروتکل‌ها و تشریفات بکاهد. این در ارتباطش با مردم می‌تواند موثر باشد و از طرفی می‌تواند واجد جنبه‌هایی باشد که مشکلات امنیتی ایجاد کند. این قسمت‌ها را نه به عنوان شخص آقای پزشکیان بلکه به عنوان یک رئیس جمهور باید رعایت کنند.

    البته اوایل انقلاب اینطور بود شخصیت‌هایی مثل مرحوم رجایی این رفتارها را داشتند. در دوره اول یا دوم مجلس پروتکل‌ها خیلی کم رعایت می‌شد و همین هم کار دستمان داد. شاید ما خوش بین بودیم ولی دیدیم که همین عدم رعایت پروتکل‌های امنیتی چگونه باعث شد که حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و نزدیک به ۷۰ و چند نفر که اکثریت نماینده مجلس  بودند و شخصیتی مثل آقای بهشتی به شهادت رسیدند. بنابراین گاهی عدم رعایت پروتکل‌های امنیتی می‌تواند عواقب سوئی داشته باشد.

    من در سال‌هایی که آلمان و سوئد بودم مشاهده می‌کردم که پادشاه سوئد با دو چرخه می‌آمد و عبور می‌کرد. یا در آلمان خانم مرکل که صدر اعظم بود و بالاترین مقام رسمی کشور را داشت، خیلی عادی در فروشگاهها به همراه همسرش به خرید مشغول بود.

    برخورد جالب مقامات سوئد با ترور یک وزیر

    یک بار در سوئد که مقامات دادگستری دعوت بودند، این قضیه را طرح کردم که وزیر خارجه شما، که پس از پایان کار اداری از محل کارش با دوچرخه به فروشگاه رفته بود تا مایحتاج خود مثل نان و سبزی و میوه تهیه کند و کسی ایشان را چاقو زده بود و در بیمارستان فوت کردند. در ملاقاتی که با رییس دادگستری استکهلم داشتم از جمله این مطلب را مطرح کردم که برای من جالب است که خیلی از تشریفات و پروتکل‌ها را رعایت نمی‌کنید و پادشاه شما یا ملکه شما با دوچرخه در سمینار ما شرکت کرد ولی این عواقب را هم دارد. ایشان گفتند این حالت اطمینانی که در مردم ایجاد شده و محبوبیتی که مسئولین دارند و نبودن فاصله بین نخست وزیر و یا وزرا  با مردم را ۳۰۰ سال تمرین کرده‌ایم تا. این را بدست بیاوریم و نمی‌خواهیم با تشریفات زائد این امتیاز و نتایج بزرگی که بدست آورده‌ایم را از دست بدهیم.

    گفتم وزیر خارجه شما بخاطر این سهل انگاری و ساده‌زیستی کشته شد. گفت بله ما تاسف می‌خوریم که این اتفاق افتاد، ولی اعتماد عمومی که بدست آورده‌ایم و مردم ما را از خودشان می‌دانند، به این صورت که وقتی کسی از کنارشان با دوچرخه رد می‌شود احساس می‌کنند این دوچرخه سوار می‌تواند پادشاه، وزیر و یا ملکه باشد و آن احساس مردمی حکومت باعث شده نظام هم دوام بیاورد و همه حمایت می‌کنند، برای ما مهم‌تر است و ما حاضر نیستیم که برای حفظ جان یک وزیر خارجه همه این‌ها را به هم بریزیم.

    البته آن‌ها مانند ما مرز طولانی با پاکستان و افغانستان و عراق ندارند که به راحتی اسلحه وارد شود. ما بهرحال در جهان سوم قرار گرفته‌ایم و کشور ما مرزهای طولانی با کشورهایی دارد که امنیت کافی ندارند و به راحتی اسلحه و مواد منفجره رد و بدل می‌شود ، کشور ما در معرض آسیب‌ها و ترورهای جدی است.

    نمونه اش فاجعه هفت تیر و یا هشتم شهریور و شهادت رجایی و باهنر است. این مسائل باعث شده که درصدی از تشریفات را که جنبه امنیتی دارد ، باید رعایت کنیم.

    *ترورهایی که اشاره کردید توسط عوامل داخلی انجام شده.

    بله، درست است ولی بهر حال برخی ساده انگاری‌ها و خودمانی گرفتن‌ها و اعتماد بیش از حد، سبب این فجایع بوده است. اگر اعتماد بیش از حد نمی‌کردیم و هرکسی وارد می‌شد کنترل می‌کردیم و از گزینه های چند مرحله ای استفاده می‌کردیم اینطور نمی‌شد.

    بحث‌های امنیتی بهانه‌ای شد که مسئولین خود را تافته جدا بافته از مردم بدانند

    *از صحبت های شما به نظر می‌رسد که باید راه اعتمادسازی و کم کردن فاصله بین مردم و مسئولین را از جایی شروع کرد. هرچند به قول آن مقام دادگستری سوئد حتی اگر هزینه هایی داشته باشد ولی باید شروع کرد و این را ادامه داد. این که بگوییم با افغانستان و پاکستان همسایه هستیم و ترورهایی که انجام می‌شود و از قضا توسط عوامل داخلی صورت می‌گیرد، نوعی توجیه نیست؟

    در مورد رعایت تشریفات و پروتکل‌ها به یک حد اعتدالی باید برسیم. این که برخی پروتکل های امنیتی را می‌گویید مانند حرم حضرت امام رضا یا حضرت معصومه یا شاهچراغ را رد کنیم این یک بحث است اما این که خودمان سعی کنیم فاصله خود را از مردم کم کنیم بحث دیگری است.

    این بحث‌های امنیتی شاید بهانه‌ای شد که خود را تافته جدا بافته از مردم بدانیم. مرحوم امام جمعه محترم تبریز که در سقوط هلی کوپتر به شهادت رسید، وقتی امام جمعه شد برای رفتن به نماز جمعه از اتوبوس استفاده می‌کرد. مشکل امنیتی هم پیش نیامد. روزی هم که نماز جمعه رفتند، گفتند نرده‌ها را بردارید، مشکلی هم پیش نیامد. پس درصدی از این‌ها را گاهی خودمان دامن می‌زنیم و بدمان نمی‌آید که فاصله ایجاد شود و مردم برای رسیدن به ما از چند نرده و هفت خوان بگذرند. بعضا خودمان هم دامن زدیم.

    امریکا یا اسرائیل که برای ترور امام جمعه های موقت برنامه‌ریزی نمی کند

    این میزان تشریفات که در ایران هست و حتی در نماز جمعه وجود دارد کمتر در دنیا وجود دارد. سخنرانی هایی که رئیس جمهور آمریکا به عنوان قدرتمندترین فرد دنیا انجام می‌دهد و یا خانم مرکل که مهم‌ترین رهبر اروپا بوده و ۱۵ سال صدر اعظم بوده، همگی وقتی از محل کار بیرون می‌آمدند و وارد جامعه می‌شدند یک فرد عادی بودند و بر اساس آن حقوقی که به صدر اعظم و نخست وزیر پرداخت می‌شود، اصولا نمی‌توانند خدم و حشم و راننده در سطح وسیع داشته باشند، بنابراین خودش  رانندگی می‌کند و با شوهرش دونفری به خرید می رود.

    پزشکیان صریحا گفت که در هیچ مورد تصمیم قطعی گرفته نشده و تمام این اسامی که بیرون آمده، در مرحله ارزیابی و از روی حدس و گمان است. بعد از این که لیست را به من بدهند خودم بررسی  تصمیم نهایی را خواهم گرفت. بنابراین اگر کسی هم نیروی ارزنده‌ای را می‌شناسد ارائه کند. 

    من این را در سوئد و و آلمان و دیگر کشورهای اروپای شمالی و غربی و نه اروپای شرقی دیده‌ام،  وضعیت در روسیه و چین و کشورهای دیگر آسیایی و افریقایی به این صورت نیست. اما هر اندازه به سمت غرب بروید، در آلمان خیلی عادی است که فکر کنید ماشینی که از کنار شما عبور می‌کند و یا خانمی که از کنار شما می‌گذرد و یا پشت فرمان است، می‌تواند مثلا خانم مرکل و یا اکنون مثلا صدر اعظم آلمان باشد.

    بنابراین خودمان هم دامن می‌زنیم. اما حداقلی از پروتکل‌های امنیتی باید رعایت شود و برای آن هم ابزارهای علمی وجود دارد. می‌شود با ابزار علمی این را کنترل کرد ولی توده مردم احساس حقارت نکنند. مثلا در نمازجمعه که توده مردم حضور دارند و افرادی که نماز جمعه می‌خوانند و امام جمعه‌ها که موقت هم هستند در حدی نیستند که امریکا یا اسرائیل برای ترور آن‌ها بخواهند برنامه ریخته باشند.

    برخی می گویند شما که به پزشکیان نزدیکترید بگویید، لباس رسمی بپوشد اما…

    برای مثال خودم را عرض کنم،  ما بعضا از تشریفات بدمان نمی‌آید، روحانیون عادت کرده‌اند که بالای منبر بنشینند و مردم پای منبر بنشینند و به بالا نگاه کنند یا وقتی علما از منبربه پایین می‌آیند بعضا دوست دارند که مردم دستشان را ببوسند! این مسائل بعضا به چگونگی اجتماعی شدن ما مربوط می شود ، که به تدریج ایجاد شده است و چندان ارتباطی به پروتکل های امنیتی ندارد.

    *این اشاره شما به شباهت شهید رجایی و پزشکیان پروتکل‌ها که بعضا کنار می‌زند، اینها گزاره‌هایی هستند که اصولگرایان برای احمدی‌نژاد به کار می‌بردند. لذا صحبت‌های شما ذهنیت را به این سمت می‌برد که نکند پزشکیان شبیه احمدی نژاد شود؟

    گاهی این شباهت‌ها طرح می‌شود. در همین سخنرانی که برای حمایت از پزشکیان می‌رفتیم، گاهی طرح می‌کردند که آقای احمدی نژاد هم کاپشن می‌پوشیدند و تشابه‌سازی می‌کردند. ولی اگر به رفتارهای دیگر ایشان توجه کنیم ، آن وقت تفاوت این دو مشخص می شود،  به این ترتیب که وقتی به سازمان ملل بروند هواپیما دربست می‌گیرند و همسرو خانواده را آنجا می برند،  و یا انحلال سازمان برنامه و بودجه و حیف و میل میلیاردها دلار که از کشور خارج شده و نمی‌دانیم کجا رفته و معاون اول و مسئولین و بعضی وزرا به دلیل اختلاس و امثال آن دستگیر می‌شوند و متوجه می‌شوید پشت این ساده زیستی و مردمی رفتار کردن‌ها، موضوع‌ها مسائل دیگری بوده است و در واقع همه این‌ها بازی بوده است.

    درمورد آقای پزشکیان، دوستان گاهی می‌گویند که شما نزدیک‌تر هستید، تذکر دهید که لباس رسمی بپوشند.

    رفتارهای احمدی نژاد بازی و برای فریب مردم بود

     ما وقتی می‌خواهیم بیرون بیاییم به لحاظ سازمانی، بعضا جایگاهی داریم که دیسیپلین و پروتکل خاصی را می طلبد، که باید حداقل آن را رعایت کنیم. این که شخصی در جایگاهی قرار می‌گیرد، فقط خود آن فرد مطرح نیست، جایگاه و لباس و برخوردش نشانگر نمایندگی مردم است، بنابراین وقتی به سازمان ملل و خارج از کشور می‌رویم مردم انتظار دارند لباس رسمی و برخورد رسمی داشته‌باشیم.

     درمورد آقای احمدی نژاد این مسئله مطرح بوده‌است. این که سفره بیندازید و یک ظرف کنار بگذارید و بگویید این ظرف برای امام زمان (عج)است،  مشخص است بازی است، یعنی امام زمان قرار است سر سفره ما بنشیند! یا در سازمان ملل صحبت کنید و بگویید که هاله نوری در آنجا دیدم که در سخنرانی من خودش را نشان داد.

    این‌ها گاهی برای فریب دادن مردم است. مردم ایران این را می‌فهمند. اگر کسی بازی در بیاورد و فیلم بازی کند، خیلی زود می‌فهمند و بی نتیجه می‌شود. به همین دلیل در سخنرانی تبلیغاتی خیلی سعی نکردیم که عبایمان را یک طرف بیندازیم و عمامه خودرا گوشه‌ای پرت کنیم تا احساسات مردم تحریک شود! اصلا لزومی به این نمایش‌ها نیست، مردم احتیاجی به این فیلم‌بازی ها ندارند، مردم به عمق و لبّ مطلب ما و مواضع اصولی ما کار دارند نه به این حرکات ظاهری عوام فریبانه!

    یکی از دلایل وضعیت فعلی کشور نپیوستن به FATF است

    *فکر می‌کنید پزشکیان در موضوعاتی مانند FATF یا فیلترینگ و گشت ارشاد که انتظار حل و فصل این موارد از او می‌رود، می‌تواند به وعده‌های خود عمل کند و یا تندروها یا مقلا دولت سایه مانع‌تراشی کنند؟

    رئیس جمهور یک پازل از مجموعه پازل‌هایی است که کنار هم یک نظام سیاسی و اداری کشور را تشکیل می‌دهد. آن چیزی که الان رسیدیم و نارضایتی عمومی که در انتخابات هم نشان داده که در مرحله اول شصت درصد پای صندوق رای نیامدند و با همه تلاش‌ها نهایتا ۴۹ درصد در مرحله دوم آمدند ولی بالاخره ۵۱ درصد نیامدند، یعنی اکثریت از وضعیت جامعه، از وعده هایی که جمهوری اسلامی داده و عملی نشده، از این که اعتبار و ارزش پول ما روز به روز پایین تر می‌آید، ناراضی هستند.

    در اوایل انقلاب یک دلار ۷۰ ریال بوده و الان ببینید به کجا رسیده است. ما در اول انقلاب برای نمونه در جایگاهی مانند امامت جمعه‌، شخصیتی مانند آیت الله طالقانی و آیت‌الله منتظری را داشتیم و الان ببینید به کجا رسیده‌ایم. این نارضایتی مردم محصول نارضایتی مجموع سیاست‌های حاکم بر کشور است. در اتخاذ این سیاست‌ها، هم اصولگرایان بوده‌اند و هم واصلاح‌طلبان ، و بخشی هم به سیاست‌های کلی نظام که توسط رهبری اتخاذ می‌شود، بر می‌گردد.

    بنابراین وضع فعلی محصول مجموعه چهل و پنج سال رفتار و سیاست‌ها و کردار مسئولیت کشور است. یکی از همین سیاست‌ها نپیوستن به fatf ، ارتباط صحیح نداشتن با دنیای متمدن و آزاد و یکی ایجاد فضای نامناسبی که سرمایه‌گذار خارجی نیامده با اطمینان سرمایه‌گذاری کند.

    یکی دیگر از سیاست‌ها این است که دختران و زنان ما که بیرون می‌آیند باید امنیت داشته باشند و نگران نباشند که اگر شب به خانه بر می‌گردند در راه ممکن است گرفتار گشت ارشاد شوند و سر از کلانتری در بیاورند. یکی این که نگران نباشند فردا چشم بچه آنها با شات-گان کور نشود.

    این‌ها ربطی فقط به رئیس جمهور ندارد و اگر این سیاست‌ها اصلاح نشود، رئیس جمهور به تنهایی نمی‌تواند اوضاع را بهتر کند، این موارد عمدتا به سیاست های کلی نظام بر می‌گردد. وضع فعلی محصول ۴۵ سال همین تفکراتی است که به دنیا بد گفتیم ، به دیگران فحش دادیم ، با همسایه‌ها دچار مشکل شدیم و با کشورهای اصلی و بزرگ صنعتی دنیا و کشورهای متمدن رابطه نداشتیم، خصوصا با اروپا و امریکا رابطه خوبی نداشتیم. گرایشمان بیشتر به روسیه و چین بوده است و این‌ها به نظر می رسد سر ما کلاه گذاشتند.

    روسیه مانع فروش گاز ایران به اروپا شد

    فضایی را روسیه ایجاد کرد که نتوانیم گازمان را به اروپا بفروشیم و چین فضایی ایجاد کرده که نفت ما را خریده و پول ما را بلوکه کرده و بخشی از پول ما را به ما وام می‌دهد و از آن سود بر می‌دارد. سالی باید شش هفت میلیارد دلار بنزین بخریم و این را به قیمت ۱۵۰۰-۳۰۰۰ تومان بفروشیم.

    اگر گران کنیم داد مردم در می‌آید و اگر گران نکنیم ضرر می‌کنیم. فروش نفت ما پایین آمده، صندوق‌های بازنشستگی ما دچار ورشکستگی شدند و به جای این که از صندوق بازنشستگی حقوق بگیرند از دولت پول می‌گیرند. دلیل این ورشکستگی ها این است که سازمان بازنشستگی و شرکت‌های زیر مجموعه آن و صدها مؤسسه و نهاد مالی و بنگاه اقتصادی بسیار بد اداره شده و روابط فامیلی و قبیله ای در آنها حاکم شده است، منظور من این است که برای اصلاح امور کشور، سیاست‌های حاکم باید اصلاح و آن دسته از سیاست‌ها و روش‌های حاکم که منجر به وضع موجود شده، تغییر پیدا کند و همه نهادها و ارگان‌ها دست به دست هم بدهند تا رضایت عمومی ایجاد و روزنه امیدی به روی مردم گشوده شود .

    اگر FATF را نپذیریم به کره شمالی می‌رسیم نه آلمان و ژاپن و کره جنوبی

    بنگاه‌های بزرگی در کشور وجود دارند که خارج از کنترل دولت و مجلس هستند، به عنوان مثال شرکت‌های و مؤسسات اقتصادی وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام ، بنیاد جانبازان ، آستان قدس رضوی و امثال آن‌ها که از مالیات و نظارت دیوان محاسبات معافند. حدود ۵۵ درصد تا ۶۰ درصد بنگاه‌های اقتصادی ما از نظارت دولت جمهوری اسلامی و نظارت مجلس شورای اسلامی و دیوان محاسبات معاف هستند؛ اگر قرار است اوضاع اصلاح شود و از این نمد انتخابات کلاهی برای مردم دوخته شود باید سیاست‌های اقتصادی هم اصلاح شود.

    برای این که به بحران‌های بیشتری نرسیم باید علاج واقعه قبل از وقوع کنیم. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند به همین وضع فعلی می رسیم و یا نتایجی بدتر از اوضاع فعلی. چه آقای پزشکیان رئیس جمهور باشد و چه اقای رییسی، چه آقای روحانی یا خاتمی باشد. البته فرق می کند چه کسی رئیس جمهور باشد ولی باید ببینیم با تغییر رئیس جمهور، چند درصد سیاست‌هایی که ما را به اینجا رسانده تغییر پیدا می‌کند و اصلاح می شود؟

    البته ما می‌توانیم کسانی را انتخاب کنیم که سالم و پاکدست و توانا باشند، خودشان دزد نباشند و اجازه دزدی هم ندهند، خودشان اهل اختلاس و حیف و میل بیت‌المال نباشند و اجازه تعدی و دست‌درازی به بیت‌المال را هم ندهند، به عدالت رفتار کنند و کرامت مردم را مراعات کنند اجازه هتک حیثیت و  توهین به مردم را هم ندهند.

    تا اینجای کار درست است و بخشی از اوضاع مردم درست می شود. اما اگر رابطه خود را با دنیا اصلاح نکنیم یا به FATF نپیوندیم و به نظام مالی و بانکی صحیح دنیا وارد نشویم ، در نهایت به کره شمالی می‌رسیم نه آلمان و ژاپن و کره جنوبی.

    پزشکیان در یکی از بحرانی‌ترین شرایط، کشور را تحویل گرفته است

    پزشکیان در یکی از بحرانی‌ترین شرایط ، کشور را تحویل گرفته است. ما که خبر داریم در این چند سال اخیر به مردم چه گذشته است و چه بر سر اقتصاد کشور و معیشت مردم آمده است؟! پیش از این گفتم که واقعا که اگر آقای پزشکیان نبود و مجموعه جریان اصلاحات و اعتدال و شخصیت‌ها و نیروهای تأثیرگذار وارد صحنه نمی‌شدند، اگر روشنفکران، دانشگاهیان و اصحاب رسانه وارد نمی‌شدند، مشارکت ۱۲میلیونی را در انتخابات امسال پیش‌بینی می‌کردیم و در دور دوم ممکن بود این ۱۲میلیون تبدیل به ۵ میلیون بشود، یعنی اکثریت از هر نوع تغییر و تحول و صندوق رای مایوس هستند.

    در حال حاضر هم ۵۱ درصد مردم را نتوانستیم قانع کنیم که این صندوق‌های رای برای آنها نتیجه خواهد داشت و از این صندوق‌های رای اصلاح وضع در می‌آید. این‌ها بخشی به رئیس جمهور بر می‌گردد و بخشی دیگر به مقامات عالی نظام، قوه قضاییه، مجلس، نیروهای مسلح و ….بر می‌گردد.

    به این معنی که نیروهای مسلح ما باید اقتصاد را به اقتصاددان‌ها و بازار و مردم واگذار کنند. وقتی نیروهای مسلح در قرارگاه خاتم در قراردادهای بزرگ راهسازی و ساختمان‌سازی حضور پیدا می‌کند یعنی رقبای داخلی غیر نظامی از دور خارج می‌شوند.

    لذا بخش خصوصی سرمایه خود را بر می‌دارد و به دُبی و ترکیه می‌روند. ببینید هر سال چه تعداد سرمایه گذار و چند میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج می‌شود و به ترکیه  و امثال ترکیه می‌رود چون در ترکیه امنیت اقتصادی وجود دارد. دُبی که تا ۳۰-۴۰ سال پیش علوفه شترهایش را از ما می‌خرید و امروز ببینید در چه حالی هستند که به ما اجازه کار نمی‌دهند و اجازه نمی‌دهند در بانک‌هایشان حساب باز کنیم.

    بسیاری از سرمایه‌گذارهای مربوط به حوزه مسکن وقتی می‌خواهند سرمایه گذاری کنند چون نمی‌خواهند در این بازار فعلی رقابت کنند سرمایه‌شان را به گرجستان برده‌اند و ساختمان می‌سازند. این را باید اصلاح کنیم. تا این‌ها را اصلاح نکنیم سه سال دیگر با همین وضع مواجهیم.

    رئیس جمهور در حدود ۳۰ -۴۰  درصد تصمیم‌گیری‌های نظام مؤثر است

    جمهوری اسلامی ناگزیر به اصلاح این موارد است و ناگزیر است که با دنیا کنار بیاید. نمی‌توانیم یک جزیره جدا از دنیا باشیم و دور خود دیوار بکشیم. در دهکده ای زندگی می‌کنیم که کوچکترین خبری که درمورد مسائل اقتصادی پیش می‌آید بلافاصله در بازار ما تاثیر می‌گذارد. خصوصا با آمدن کسی مانند ترامپ که ممکن است بر اساس پیش بینی‌ها بیاید، بقیه اگر تهدید می‌کردند او به راحتی حاضر شد که سردار سلیمانی را به شهادت برساند. سیاستمدار پوپولیست با رفتار دیوانه‌واری است که امکان دارد هزینه‌های سنگینی را به ما تحمیل کند. ما باید با دنیا کنار بیاییم. نمی‌توانیم در دنیا بدون رعایت قواعد حاکم بر وضع بین الملل زندگی کنیم.

    ما از عراق نزدیک به ۹ میلیارد طلب داریم که عراق به ما نمی‌دهد. دوست ما هم هست. رفت و آمد خوبی هم داریم. می‌گویند به FATF بپیوندید. از نظر جهانی پول ما بلوکه شده است، وضعیت ما در چین و هندوستان و کره جنوبی هم به همین ترتیب است.

    *در کل می گویید نباید فقط از آقای رئیس جمهور در حوزه برجام و FATF و گشت ارشاد و فیلترینگ انتظار داشته باشیم و این‌ها به سیاست های کلی نظام بر می‌گردد؟

    بله، درست است، بخش عمده این مسائل به سیاست‌های کلی نظام مربوط می شود، البته رئیس جمهور هم باید تلاش کند، بالاخره او هم بخشی از این پروسه سیاستگزاری کلی است. ولی چند درصد این سیاستگزاری‌ها در اختیار رئیس جمهوری است؟

    پزشکیان مانند روحانی آمادگی گفتگو با آمریکا را ندارد

    *چند درصد؟

    به نظرمن رئیس جمهوری چیزی در حدود ۳۰ -۴۰  درصد در تصمیم‌گیری‌ها مؤثر است، این میزان به رئیس جمهوری و دولت مربوط می شود. روحانی این شجاعت را داشت که در سازمان ملل با کمک و درخواست مکرون و خانم مرکل، آمادگی خودرا برای مذاکره با ترامپ شرط بگذارد و بگوید اگر ترامپ قبل از مذاکره اعلام کند که به برجام برمی‌گرد من حاضرم با او بنشینم ، ولی ترامپ اول اعلام می‌کند که به برجام بر می‌گردم؛ الان فکر نمی‌کنم پزشکیان در این حد آمادگی را داشته باشد که خودش سینه سپر کند.

    کار یک نفر نیست. روحانی این هنر را داشت که یک وزیر خارجه به آمریکا بفرستد تا چند هفته با وزرای خارجه ۵+۱ چانه بزنند تا به برجام برسیم. البته کار بزرگی انجام شد و خطر بزرگی را از سر ملت ایران برداشتند ولی دیدیم هم در داخل و هم با آمدن ترامپ عمل نگذاشتند مردم و دولت روحانی در دوره دوم این دولت ، از نتایج برجام استفاده کنیم و مثلا ناوگان هوایی خودرا را به روز کنیم. در حال حاضر حدود هشتاد درصد ناوگان هوایی ما فلج و زمین‌گیر است.

    هواپیمای بوئینگ‌ ما برای دوران پهلوی است و نتوانسته‌ایم بوئینگ‌های نو و استاندارد وارد کنیم

    بسیاری از کشورها به هواپیماهای ما اجازه فرود  نمی‌دهند و می‌گویند هواپیمای شما قدیمی و خارج از استاندارد است و کهنه است. هواپیمای بوئینگ‌ ما برای دوران شاه است و نتوانسته‌ایم بوئینگ‌های نو استاندارد وارد کنیم. آیا می‌خواهیم از چین یا کره شمالی هواپیما وارد کنیم؟

    این موارد فقط به رئیس جمهور بر نمی‌گردد. رئیس جمهور باید تلاش کند ولی بدانیم همه‌ مسائل در اختیار رئیس جمهور نیست. باید این تغییرات و اصلاحات در سیاست‌های داخلی و خارجی کشور مطرح گردد و به خواست همگانی و ملی تبدیل شود . هم مجلس و هم دولت و هم دیگر مسؤلین و نهادهایی که در  تصمیم‌گیری‌های کلان نقش دارند، باید به این تغییرات و نیازهای ضروری کشور و مردم توجه داشته باشند.

    میلیاردها دلار پول نفت ما بلوکه شده است چرا؟ بخاطر FATF 

    رهبر محترم انقلاب در سخنرانی اخیرشان با نمایندگان مجلس خیلی  به همکاری با رییس جمهور تاکید کردند، حالا وقتی دولت جدید شکل گرفت قدم اول می‌خواهد چه کار کند؟ می‌خواهد با دنیا کنار بیاید. پول‌های ما در عراق بلوکه است. ما از عراق نزدیک به ۹ میلیارد طلب داریم که عراق به ما نمی‌دهد. دوست ما هم هست. رفت و آمد خوبی هم داریم. می‌گویند به FATF بپیوندید. از نظر جهانی پول ما بلوکه شده است، وضعیت ما در چین و هندوستان و کره جنوبی هم به همین ترتیب است، میلیاردها دلار پول نفت ما بلوکه شده است،بدون آن اصلاحات اساسی در سیاست‌های کلان ، امکان حل مسائل و مشکلات اساسی کشور وجود ندارد، مردم کشور ما تا کی باید تاوان این سیاست‌های زیانبار مسؤلین را باید بپردازند؟

    صدها نفر به صرف اینکه به اصطلاح یکبار از در خانه آقای خاتمی رد شده‌اند، ردصلاحیت شدند

    درآمد ما به لحاظ فروش نفت، گرچه مطلوب نیست ولی حاصل همین هم به دلیل تحریم و نپیوستن به FATF به کشور بر نمی‌گردد. بعد افرادی مانند وزیر جهاد کشاورزی سابق پیدا می‌شوند به عنوان این که می‌خواهند چای وارد کنند قضیه چای دبش راه می‌افتد و ۳/۵ میلیارد دلار این بین گم می‌شود.

    یعنی نزدیک به ۳۰- ۴۰ درصد درآمد نفتی کشور. من چون در مجلس و کمیسیون برنامه بودجه بودم، می‌دانم که سه و نیم میلیارد دلار یعنی بودجه عمرانی کل کشور. و جالب است که صلاحیت چنین وزیری از طرف شورای نگهبان، برای نمایندگی مجلس تایید می‌شود، در حالی که صدها نفر از اصلاح‌طلب‌ها، که به اصطلاح یک بار از در خانه آقای خاتمی رد شده‌اند و یا جلسه‌ای با خاتمی یا کروبی داشته‌اند یا در ستاد ایشان فعالیت می‌کردند، رد صلاحیت شدند و به مجلس راه پیدا نکردند.

    تعداد زیادی از اساتید دانشگاه را خواهش کردیم که به سمت مجلس بروند و مجلس را تقویت و پربار کنند، ولی به صرف این که سابقه همکاری با اصلاح‌طلبان داشتند و در احزاب اصلاح طلب فعال بودند امکان حضور در انتخابات را نیافتند. جالب‌تر این که کسانی را داشتیم در انتخابات گذشته ، برای نمایندگی در کرج از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت شده ، چون در کرج زمینه رای نداشتند، ولی بعد که تقاضا کرده به زنجان یا خدابنده منتقل شود، موافقت نشده و گفته‌اند برای  آن جا صلاحیت ندارید، چون در آن جا امکان رای آوری داشته است. این طور انتخابات مهندسی‌ می‌شود .

    به نظرم امثال آقای جلیلی بهتر است حزب تشکیل دهند. اساسنامه‌ و مرامنامه آن را در وزارت کشور و کمیسیون ماده ۱۰ احزاب تصویب کنند، بگویند چه کسانی عضو حزب هستند،  منابع درآمد این حزب کجاست و چگونه از کجا تأمین می شود.

    آن ۵۱ درصدی که در انتخابات شرکت نکردند هم شهروندان همین کشورند

    بهرحال اگر این سیاست‌ها اصلاح نشود و اگر ریل این قطار را عوض نکنیم، این قطار به همین سمت می‌رود که تا کنون رفته است، به این ترتیب پول ملی ما سال به سال بی ارزش‌تر می‌گردد، بیکاری و تورم  افزایش می یابد و نارضایتی عمومی افزایش پیدا می‌کند.  آن ۵۱ درصدی که در انتخابات شرکت نکردند هم شهروندان همین کشورند ولی به مدیریت کشور نقد دارند و با نیامدنشان به نوعی مقاومت مدنی کرده و اعتراضشان را نشان می‌دهند، نمی‌شود گفت آن ۵۱ درصد مردم ایران نمی‌فهمند و ۴۹ درصد می‌فهمند.

    همه مردم ایران به کشورشان علاقمندند و همه دوست دارند کشورشان سر و سامان بگیرد، ولی آن‌ها فکر می‌کنند که با این روش‌ها و آمدن پای صندوق های رای و مثلا رای دادن به آقای جلیلی و پزشکیان این اوضاع  درست نمی‌شود. ۴۹ درصد از مردم هم با آمدن پای صندق‌های رأی و مشارکت مدنی در اداره کشور ، تلاش می کنند از این طریق اوضاع را اصلاح کنند.

    چوب لای چرخ دولت گذاشتن خیانت به ملت است

    *در مواردی مانند FATF جلیلی و دولت سایه اش می‌تواند حاشیه سازی کنند؟

    در مورد جلیلی و چیزی که از آن تعبیر به دولت سایه می کند، این نکته مطرح می‌شود که اولا در همه دنیا این رقابت وجود دارد. در امریکا وقتی حزب دمکرات پیروز می‌شود، حزب جمهوری خواه دولت سایه تشکیل می‌دهد. دولت سایه یعنی حزب رقیب تشکیلات مشابه دولت مستقر داشته باشد که در هر مورد سیاست‌های حزب حاکم را رصد کرده و مورد ارزیابی و نقادی قرار دهد و خودرا به لحاظ سازمانی آماده کند که اگر در انتخابات بعدی موفق به کسب رأی اکثریت شد، سریع دولت تشکیل دهد ، مانند همان چیزی که اخیرا در انگلستان روی داد و بلافاصله حزب کارگر دولت تشکیل داد و بر امور کشور مسلط شد.

    ولی در آن کشورها، این رقابت بصورت کاملا رسمی و شفاف است، رقابت بین دو حزب رسمی کشور است، حزب رقیب با تابلو و علنی و شفاف وارد صحنه رقابت می‌گردد، مشخص است که درآمدش از کجا تامین می‌شود و چه کسانی پول می‌دهند و برنامه، مرامنامه و اساسنامه اش چیست. بدین ترتیب رقابت با دولت مستقر ، و رصد کردن سیاست‌های اجرایی دولت و تحلیل و ارزیابی و نقادی کارشناسانه آن‌ها، در عالم سیاست، امری مذموم و غلطی نیست.

    چیزی که مذموم و غیر معمول است و از آن بعضا بوی خیانت بر می‌آید، کارشکنی کردن برای دولتی است که رای آورده و در چارچوب قانون استقرار یافته است، تا نتواند موفقیت کسب کند و مثلا مردم بگویند دولت آقای روحانی یا خاتمی موفق نبوده است، این اقدامات دیگر رقابت نیست، اسم این می شود کار شکنی، می شود چوب لای چرخ دولت گذاشتن و می شود خیانت به ملت .

    بهتر است جلیلی حزب تشکیل دهد

    به نظرم امثال آقای جلیلی بهتر است حزب تشکیل دهند. اساسنامه‌ و مرامنامه آن را در وزارت کشور و کمیسیون ماده ۱۰ احزاب تصویب کنند، بگویند چه کسانی عضو حزب هستند،  منابع درآمد این حزب کجاست و چگونه از کجا تأمین می شود.

    من سال‌ها دبیرکل جامعه مدرسین دانشگاه‌ها بودم که تشکیلات چندان گسترده و بزرگی هم نیست، هر دوسال یک بار مجمع عمومی برگزار می‌کردیم زیر نظر نماینده وزارت کشور ،اعضای شورای مرکزی مشخص بود و وزارت کشور نظارت کامل می‌کرد، همه احزاب دفتر ثبت و ضبط مالی دارند. این‌ها باید به تایید و تصویب وزارت کشور برسد. این که شخصی یا اشخاصی به اتکاء جایگاهی که در نهادها و مراکز حساس نظام دارد، در کار دولت مستقر کارشکنی کند و نگذارد دولت مستقری که رئیس آن، به فرض ، بیش از ۲۰ میلیون آورده موفق شود، تا در کشور نارضایتی ایجاد شود، این کار صد درصد خیانت است، نه رقابت. البته بعضا و در صورت لزوم، ممکن است نیاز باشد شخص رهبری  تدبیری بیاندیشند که این نوع مسائل حل شود و مشکلی برای کشور و مردم پیش نیاید.

    پزشکیان گفت خودم تصمیم نهایی درباره کابینه را خواهم گرفت

    *آقای رهامی از کابینه چه خبر؟ اطلاع دارید چه افرادی شانس بیشتری برای حضور در کابینه دارند و حضورشان چقدر جدی تر است؟

    افرادی که الان مطرح شده‌اند در حد ارزیابی و بعضا هم گمانه زنی است و قطعی نشده است . در هفته گذشته که همراه برخی دوستان بارآقای پزشکیان جلسه‌ای داشتیم و دوستان بعضا به روند فعلی نقدهایی داشتند، مبنی بر این که برخی نیروهای تأثیرگذار درروند فعلی حضور ندارند یا بحث همان سهم خواهی‌هایی که مطرح شده‌است، پزشکیان صریحا گفت که در هیچ مورد تصمیم قطعی گرفته نشده و تمام این اسامی که بیرون آمده، در مرحله ارزیابی و از روی حدس و گمان است.

    افرادی مانند وزیر جهاد کشاورزی سابق پیدا می‌شوند به عنوان این که می‌خواهند چای وارد کنند قضیه چای دبش راه می‌افتد و ۳/۵ میلیارد دلار این بین گم می‌شود. یعد صلاحیت چنین وزیری از طرف شورای نگهبان، برای نمایندگی مجلس تایید می‌شود، در حالی که صدها نفر از اصلاح‌طلب‌ها، که به اصطلاح یک بار از در خانه آقای خاتمی رد شده‌اند و یا جلسه‌ای با خاتمی یا کروبی داشته‌اند یا در ستاد ایشان فعالیت می‌کردند، رد صلاحیت شدند و به مجلس راه پیدا نکردند.

    بعد از این که لیست را به من بدهند خودم بررسی  تصمیم نهایی را خواهم گرفت. بنابراین اگر کسی هم نیروی ارزنده‌ای را می‌شناسد ارائه کند.  توصیه ما به دوستان این است که ضمن این که لازم است جوانگرایی کرده و نیروهای تازه نفس معرفی کنند، تجربه افراد مجرب که سال‌ها مدیریت کرده‌اند، باید استفاده شود و این تجارب به کلی کنار گذاشته نشود.

    البته امثال ما که در اوایل دهه ۶۰ مسؤلیت داشتیم و در مجلس اول و دوم ، بعنوان نماینده در مجلس فعال بودیم ، چون به هر حال اگر ابتکاری هم داشتیم ، در این فرصت ۴۰ ساله باید نشان می‌دادیم، و از طرفی وضع موجود هم حاصل عملکرد همه مسؤلین ۴ دهه گذشته محسوب می شود، لذا مناسب‌تر است بیشتر به ارائه مشاوره و انتقال تجربه‌ خود بپردازیم و میدان را به نیروهای جوان و با انرژی که شاید ابتکار عمل بهتری داشته باشند، واگذار کنیم.

    اینکه از کلاس درس دانشگاه امام صادق فرد بی‌تجربه را وزیر کنیم، غلط است

    البته باید توجه داشت که با شعار جوانگرایی، بیاییم از سر کلاس دانشگاه امام صادق کسی را بیاوریم وزیر کنیم، در حالی‌که طرف یک روز هم سابقه وزارت و یا معاون وزارت و مدیریت کل نداشته و یا یک روز هم به عنوان فرماندار شهری را اداره نکرده، این کار هم غلط است و در واقع این کار پاشنه‌ آشیل دولت مرحوم رئیسی بود.

    بعنوان مثال کسی می‌تواند وزارت علوم را اداره کند که حداقل چند سال رئیس یکی دانشگاه‌های بزرگ کشور بوده و آنجا را خوب اداره کرده باشد و سال‌ها تجربه مدیریت دانشگاه یا بخش مهمی از وزارت علوم را داشته باشد.

    نیروهای جوان پر ادعا دولت رئیسی را ناکام کردند

    در دولت دوم مرحوم هاشمی رفسنجانی که دکتر هاشمی گلپایگانی وزیر علوم شد، این موضوع پیش آمد. همان زمان جمعی از اساتید دانشگاه خدمت مقام محترم رهبری رفتیم و به این موضوع اعتراض کردیم، عرض کردیم این که کسی یک روز هم تجربه مسؤلیت یک دانشگاه و حتی مسؤلیت یک دانشکده را ندارد، بعنوان وزیر انتخاب شود، کاری غیر اصولی و  غلطی است، یک استاد دانشگاه اول باید مثلا مسؤلیت یک دانشکده و سپس دانشگاه معمولی را داشته باشد و اگر موفق بود بعد رئیس دانشگاه بزرگتری شود و این مسیر حداقل ۱۰-۱۵ سال طول می‌کشد تا صلاحیت پیدا کند برای وزیر شدن؛ در همه مدیریت‌ها هم این نوع کسب تجربه و سیر صعودی مدیریت و از عهده امتحان برآمدن ضرورت دارد.

    این که صرفا فردی سخنرانی خوبی داشته یا نمرات خوبی در دوره دانشجویی در کلاس بدست آورده یا تدریس خیلی خوبی داشته است، بیایبم اورا بعنوان وزیر انتخاب کنیم، بدون آن که در مقام عمل و مدیریت، توانایی خودرا عرضه کرده باشد، این کار ، امری غیر اصولی و  زیانبار می باشد، اگر آقای پزشکیان این تجربه مرحوم رئیسی را تکرار کند، قطعا آسیب خواهد دید و دولت او را زمین گیر خواهد کرد، همانطور که دولت آقای رئیسی را زمین‌گیر کرد، نیروهای جوان بدون تجربه و صرفا با ادعای زیاد، دولت ایشان را ناکار و ناکام ساخت.

    در حال حاضر سعی ما این است که در حوزه‌هایی که تجربه و نظر کارشناسی داریم، به لحاظ  صلاح دولت آتی آقای پزشکیان، توصیه‌ و مشاوره لازم را اگر علاقمند باشد ارائه کنیم.

  • آقای جلیلی فکر نکند با متوقف کردن مسیر FATF، پزشکیان را زمین می زند بلکه دودش به چشم مردم می‌رود

    آقای جلیلی فکر نکند با متوقف کردن مسیر FATF، پزشکیان را زمین می زند بلکه دودش به چشم مردم می‌رود

    به گزارش اقتصادران، مصطفی دهقان‌پور  درباره انتخاب مسعود پزشکیان برای دولت چهاردهم گفت: در وهله باید از امشارکت نسبتا خوب مردم نسبت به دوره اول انتخابات تشکر کنیم زیرا مشارکت ۴۰ درصدی زیبنده نظام نبود و الحمدالله در دور دوم با شور و شوق و رونقی که در دو قطبی میان آقایان جلیلی و پزشکیان اتفاق افتاد، مردم احساس تکلیف کردند و آمدند، حال یک بخشی به آقای جلیلی و یک بخشی هم به آقای پزشکیان رأی دادند و این اتفاق موجب شد قریب به ۵۰ درصد در انتخابات حضور پیدا کنند.

    نماینده اردکان در مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که در این دوره از انتخابات چند پیام وجود دارد، اظهار داشت: چه آن‌هایی که رأی دادند و چه آن‌هایی رأی ندادند همچنان گله‌مند هستند، یعنی این‌گونه نیست که بگوییم آن ۵۰ درصدی که آمدند از شرایط راضی هستند، خیر این گونه نیست. نکته دوم این است که کار برای آقای پزشکیان بسیار سخت است، زیرا به مردمی قول‌ داده است که بسیار گله‌مند بودند از همین رو ایشان باید تحولاتی در کشور ایجاد کند.

    وی ادامه داد: آقای پزشکیان باید در حوزه های معیشتی، اقتصادی، اجتماعی و فردی و خیلی از مسائل زیرساختی در حوزه بین‌المللی تحولاتی ایجاد کند که انشاالله با ترکیب خیلی خوبی که در کابینه اتفاق می‌افتد، این کارها انجام شود.

    پوردهقان با بیان این‌که برنده این انتخابات حتما و حتما مردم هستند، خاطرنشان کرد: عزیرانی که در انتخابات رقابت کردند هر دو قابل احترام هستند. توانمندی، تیم، تشکیلات و برنامه داشتند. منتها تفاوتی که آقای پزشکیان با جلیلی داشت این بود که ایشان آدم اجرایی بودند هم وزیر بوده و هم یک بال نظارتی داشته، ایشان ۲۰ سال نماینده مجلس بودند. ویژگی دیگر ایشان آدم‌های اطرافش بودند که آدم‌های اجرایی و وزرایی بودند که کارنامه دارند.

    وی تاکید کرد: انتخابات تمام و رئیس‌جمهور انتخاب شده است، آقای پزشکیان دیگر نماینده کل مردم ایران هستند و باید مسائل و دغدغه‌های همه طیف‌ها، گروه‌ها و جریان‌های سیاسی را پوشش دهند و کشور را به سمت وحدت ببرند.

    این نماینده مجلس شورای اسلامی درباره ضرورت همکاری بین دولت و مجلس برای حل و فصل مسائل و مشکلات کشور گفت: اول این‌که شرایط کشور به جایی رسیده است که دیگر مردم حوصله بگو و مگوهای سیاسی بین چپ و راست و اصلاح‌طلب و اصولگرا را ندارند، مردم حوصله چوب لای چرخ همدیگر گذاشتن و تحقیر کردن را واقعا ندارند. چه آن‌هایی که رأی دادند و چه آن‌هایی که رأی ندادند منتظر دولتی هستند که گفتمانش، گفتمان کار و حل مسائل معیشتی باشد

    وی بیان کرد: آقای پزشکیان یک بدنه مجلسی دارد و ۲۰ سال در مجلس بوده است و با وجود این‌که هویت سیاسی دارد اما خیلی وارد بازی‌های سیاسی نشده است؛ حال شاید درست باشد یا نباشد اما برداشتم این است که مجلس هم با ایشان همراهی کند. هم به واسطه توصیه‌ای که مقام معظم رهبری کردند که کمک و همراهی شود هم به واسطه شخصیت فردی آقای پزشکیان که در مجلس حضور داشته و بدنه را می‌شناسد. نکته مهم‌تر این است که ما در فراکسیون مستقلین مجلس که آقای پزشکیان هم عضو هیات مؤسس آن هستند انشاالله به اجرای برنامه و مشورت درباره وزرای ایشان کمک خواهیم کرد، البته یک شرط هم دارد ان‌شاالله آقای پزشکیان هم تیمی را چه از وزرای اقتصادی و چه سیاسی انتخاب کند که کمترین حاشیه را داشته باشند.

    پوردهقان درباره اظهارات جلیلی در خصوص ادامه کار دولت سایه و نگرانی‌ها بابت کارشکنی احتمالی از سوی این گروه گفت: همه می‌دانیم دولت در ساختار نظام سیاسی ما همه امورات را در اختیار ندارد بسیاری از نهادهای موازی و بالادستی و پایین‌دستی وجود دارد که اختیاراتی دارند.

    وی تاکید کرد: اگر  یک فرد بخواهد در کشور در برابر دولت یک گروه و تشکیلاتی تشکیل دهد و با موضوعاتی که دولت دارد مخالفت کند، چه حرف‌شان درست باشد چه نباشد؛ اگر بخواهد دوگانگی ایجاد کند حتما و حتما مردم ضرر خواهند.

    این نماینده مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که اگر آقایان ادعا دارند ولایت‌مدار و ولایت‌پذیر هستند به توصیه و امر مقام معظم رهبری گوش دهند، گفت: اگر غیر از این باشد و اتفاقاتی رخ دهد دودش به چشم مردم می‌رود. البته آقای جلیلی شخصیتی هستند که تفکراتی دارند و مردمی هم به ایشان رأی دادند، اما اگر تفکرات و برنامه‌هایش را در قالب موضوعات مشورتی و کارگروه‌هایی ببرد که بتواند بازوی مشورتی دولت باشد می‌تواند مسائل کشور را به جلو سوق دهد ولی اگر بخواهند مسائل را به مسیری مانند مسیر توقف fatf و مسائل هسته‌ای ببرند و رسانه‌های‌شان بخواهند مسائل را پیش ببرند و در محافل خود بخواهند تصمیماتی را خلاف نظر  رئیس‌جمهور بگیرند؛ فکر نکنند با این کارشان رئیس‌جمهور را زمین می‌زنند حتما و حتما مردم را دچار گرفتاری می‌کنند که این بدترین گناهی است که یک فرد می‌تواند در نظام سیاسی انجام دهد. البته من در این مسئله خیلی بدبین نیستم و پیرو دیداری که آقای جلیلی با آقای پزشکیان داشتند به نظرم شرایط آرام باشد.

  • اموال مازاد بانک‌های کشور فروش رفت / سهم دولت سیزدهم از این پول چقدر بود؟

    اموال مازاد بانک‌های کشور فروش رفت / سهم دولت سیزدهم از این پول چقدر بود؟

    به گزارش  اقتصادران، سید احسان خاندوزی در مراسم رونمایی از سند معماری یکپارچه فناوری اطلاعات و مرکز عملیات امنیت وزارت امور اقتصادی و دارایی؛ در گفتگو با خبرنگاران بیان کرد: در روزهای آینده فهرست وضعیت حوزه‌های مختلف زیر مجموعه‌های وزارت اقتصاد از جمله خزانه‌داری، حوزه مالی، مالیاتی، سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، گمرک، خصوصی سازی و سایر بخش‌ها با جزئیات آماده شده و به عموم ارائه خواهد شد.

    وی در پاسخ به پرسشی در خصوص عملکرد دولت سیزدهم در زمینه مولد سازی نیز گفت: اصل اتفاقات در حوزه مولد سازی از سال 1402 رقم خورده است اما در زمینه فروش اموال مازاد به ویژه بانک‌ها، از سال 94 قانون آن وجود داش.

    وزیر اقتصاد افزود: عملکردها موجود است و آخرین رقمی که در این زمینه منتشر شده است حاکی از فروش 95 هزار میلیارد تومان اموال مازاد بانک‌های کشور است.

    وی افزود: 58 هزار میلیارد تومان از این عملکرد مربوط به دولت سیزدهم و بقیه آن نیز به مربوط به عملکرد دولت‌های قبل است.

    وزیر اقتصاد درباره عملکرد وزارت امور اقتصادی و دارایی در زمینه FATF نیز گفت: رویکرد حاکم بر دولت و وزارت امور اقتصادی و دارایی در این زمینه این بود که باید کشور فعالانه در این حوزه ظاهر شود و اگر کنار بکشیم هیچ منفعتی برای ملت ایران نخواهد داشت .

    وی افزود: در زمینه مبارزه با پولشویی و جرایم سازمان یافته نیز به همین ترتیب بود و وقتی که دولت سیزدهم کار خود را شروع کرد، در حدود 40 مرکز پولشویی در کل بیمه‌ها، بانک‌ها و بورس کشور وجود داشت. در حالی‌که امروز بیش از 500 واحد مبارزه با پولشویی و جرایم سازمان یافته در کشور فعال است.

  • پشت پرده مخالفت با FATF / مخالفان: اطلاعات بانکی لو می رود!

    پشت پرده مخالفت با FATF / مخالفان: اطلاعات بانکی لو می رود!

    به گزارش اقتصادران، مرتضی عزتی  درباره موانع پیوستن ایران به کارگروه ویژه مالی یا همان FATF و اینکه آیا پیوستن به FATF جزو اختیارات رییس جمهور محسوب می‌شود، اظهار داشت: در اوایل دهه 90 پیوستن به FATF به تصویب مجلس رسید اما همزمان با اعمال تحریم‌های جدید سازمان ملل امکان همکاری‌ها با FATF فراهم نشد. اما پس از آن در دور بعدی مجلس در دوره پسابرجام، سعی بر این شد که با FATF موافقت نشود، از اینرو این موضوع به رهبری منتقل شد و دستور رهبری هم این بود که هر تصمیم مجلس به اجرا برسد. چراکه طبق قانون اساسی پیوستن به هر معاهده بین‌المللی نیازمند در تصویب در مجلس است.

    وی ادامه داد: پس از آن موضوع به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داده شد که تا امروز مسکوت مانده‌است. اگر بخواهیم به FATF بپیوندیم و همان مصوبه قبلی مجلس کافی باشد، می‌توان این اقدام را انجام داد اما ظاهرا مجمع تشخیص مصلحت به این موضوع ورود کرده و تصمیم‌گیری در این باره در اختیار مجمع است.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: در این میان گروه‌هایی هم وارد این موضوع تمایلی ندارند که ایران تعاملات بین‌المللی داشته باشد و در واقع همین گروه در حال حاضر مانع ایجاد کرده‌اند که متاسفانه نفوذ قابل توجهی هم در جایگاه‌های مختلف نظام دارند و به صورت ظاهر الصلاح مدعی مصلحت هستند درحالیکه واقعا اقداماتی که این گروه‌ پیگیری می‌کند خلاف مصلحت است.

    وی افزود: گروه‌های مخالف FATF ادعا می‌کنند که کارگروه ویژه مالی به دنبال این است که اطلاعات مراودات خالی ایران را کشف کند اما این موضوع صحت ندارد و مراودات داخلی به هیچ گروه و نهاد خارجی ارتباطی ندارد. خارج از ایران هم اگر احیانا انتقالاتی به نهادی انجام می‌شود که آن نهاد مشکلی از نظر سازمان ملل ندارد، هیچ محدودیتی برای ایران ایجاد نمی‌کند و امکان پیوستن به FATF وجود دارد. فقط برخی از کتمان کاری‌ها که صورت می‌گیرد ممکن است که مساله ساز شوند.

    این کارشناس اقتصادی اظهار داشت: اگر بخواهیم حتی با ساختار موجود کشور و شبکه بانکی کشور پول‌هایی را حتی خلاف آنچه که سازمان ملل اعلام کرده به نهادهایی منتقل کنیم، این اقدام مانعی برای پیوستن به FATF نمی‌شود. البته که ایران می‌تواند خارج از شبکه موجود متصل به FATF پرداخت‌هاو دریافت‌هایی داشته باشیم.

    عزتی با اشاره به کشورهایی FATF نیستند، گفت: حتی اگر کشور بخواهد از گروه‌هایی حمایت کند، نگرانی ایجاد نمی‌شود چراکه امروز به غیر چند کشور کمتر از انگشتان دست همه عضو FATF هستند و این کشورهایی که احتمال حمایت ایران از آنها می‌رود عضو FATF هستند. اطلاعات همه این کشورها رد و بدل می‌شود و خارج از ایران هر مراوداتی داشته باشیم حتی با لبنان و سوریه این کشورها هم عضو FATF هستند و فقط کشورهایی مانند کره شمالی و میانمار عضو FATF نیستند و تعداد کشورهای عضو FATF از تعداد کشورهای عضو سازمان ملل بیشتر است و تنها سه کشور ایران، کره‌شمالی و میانمار عضو FATF نشده‌اند. بنابراین با این دو کشور می‌توانیم خارج از FATF مرادوات داشته باشیم.

    وی با اشاره به منافع و نیت عده‌ای خاص در کشور که جلوی پیوستن ایران به FATF را گرفته‌اند، ادامه داد: توجیه غیر منطقی این گروه این است که کشورهای غربی به دنبال این هستند که مراودات مالی داخلی ما را هم کشف کنند که این توجیه کاملا غلط است چراکه مراودات مالی داخلی ما خلافی صورت نمی‌گیرد و به نهادی پولی انتقال داده شود ایرادی محسوب نمی‌شود و اساسا این کشف مرادوات مالی هم صورت نمی‌گیرد و این برداشت غلطی است.

    این کارشناس اقتصادی افزود: این گروه گمان می‌کنند کشورها نمی‌دانند که ایران چه بودجه‌ای به چه بخش‌هایی اختصاص داده‌ است؟ بخشی از این اطلاعات که در قانون بودجه اعلام می‌شود، بخش دیگر هم در سیستم بانکی کشور مراوده می‌شود و اطلاعات بانکی ما هم آنقدر محکم نیست که قابل ردیابی نباشد و نیازی نیست که از طریق FATF به این اطلاعات برسد و مسیرهای بسیار بیشتری وجود دارد که به راحتی از طریق آن به این اطلاعات دست پیدا کنند.

    عزتی با تاکید بر اینکه به نظر می‌رسد این موضوعات و نگرانی‌ها، بهانه این گروه‌های مخالف FATF است، ادامه داد: واقعیت این است که به قدری اطلاعات مالی از کشورها وجود دارد که پیوستن به FATF هیچ‌گونه اطلاعات جدیدی را منتشر نمی‌کند. اطلاعات خاصی را هم که بخواهیم کتمان کنیم با پیوستن به FATF بازهم قابل کتمان است و هیچ بهانه‌ای قابل قبول نیست.

    وی با دسته بندی مخالفان FATF گفت: مخالفان FATF چند گروه هستند؛ حالت اول این است که ممکن است این افراد خود در فضای فساد باشند و از کشف فساد نگران شوند. عده‌ای هم ممکن است مراوداتی دارند که این مراودات رسمی است و جزو فساد و اشاعه تروریسم هم نیست، اما انگ زدن در اینجا می‌صرفد. به هر حال این گروه قابل توجیه هستند.

    عزتی افزود: ممکن است عده‌ای هم در این فضا نباشند و بحث آنها انجام مراودات مالی باشد و این مراودات خلاف مقررات FATF باشد و این افراد نمی‌خواهند چیزی مانع فعالیت‌های آنها باشد. به این افراد می‌توان پیشنهاد داد که اطلاعات و مراودات مالی خارج از شبکه اصلی بانکی کشور انجام دهند.

    این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: گروه چهارمی هم ممکن است که وجود داشته باشد که این گروه عامدانه قصد دارند که ایران نتواند با دنیا مراوده داشته باشد و نتواند از مزیت تعامل سازنده بهره‌ ببرد و به هر حال قصد و نیت این گروه تخریب و منشا بهانه‌ها از همین گروه است.

    عزتی گفت: گروه اول که افراد فاسد و گروه چهارم که عامدانه به دنبال تخریب هستند قطعا اثر منفی و نگاه مضر به اقتصاد ایران دارند و باید کنار گذاشته شوند. اما دو گروه دیگر که احتمالا از توجیه گروه‌های اول و چهارم تاثیر می‌پذیرند به راحتی می توانند فعالیت‌های خود را به خارج از سیستم رسمی بانکی انتقال دهند. ‌

  • اقتصاد ایران به طور مدام در حال کوچک‌ شدن است / اگر ترامپ رییس جمهور شود، بخش نفت و پتروشیمی ایران را متوقف خواهد کرد

    اقتصاد ایران به طور مدام در حال کوچک‌ شدن است / اگر ترامپ رییس جمهور شود، بخش نفت و پتروشیمی ایران را متوقف خواهد کرد

    به گزارش اقتصادران، وحید شقاقی‌شهری درباره رویکرد و مواضع دو کاندیدای چهاردهمین انتخابات ریاست جمهوری درباره مسائل اقتصادی و همچنین درباره اینکه امکان تحقق رشد اقتصادی 8 درصدی بدون برجام و در اقتصاد بسته وجود دارد، اظهار داشت: شرایط امروز ایران بسیار پیچیده و خطیر است و بیش از یک دهه رشدهای بسیار پایین را تجربه کردیم، امروز یک نمودار غم‌انگیز پیش‌روی ما قرار دارد که نشان می‌دهد چگونه اقتصاد ایران از کشورهای منطقه عقب مانده است. در سال 2010 اقتصاد ایران هم اندازه اقتصاد ترکیه و عربستان بود اما الان اقتصاد ترکیه دو برابر اقتصاد ایران شده و اقتصاد عربستان هم 40 درصد بزرگتر از اقتصاد ایران شده است. این خطر احساس می‌شود که اگر دیر بجنبیم از مناسبات سیاسی و اقتصادی منطقه  حذف خواهیم شد.

    وی ادامه داد: در شرایطی که اقتصاد کشورهای همسایه در حال افزایش است، اقتصاد ایران به طور مدام در حال کوچک‌ شدن است و در ادامه این روند از مناسبات منطقه‌ای هم حذف خواهیم شد. بنابراین امروز دیگر باید چاره‌ای دیگر اندیشید و با همان تفکراتی که مشکلات ایجاد شده امکان حل مشکلات وجود ندارد.

    این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه رشد 8 درصدی اقتصاد یک الزام است، گفت: الزام رشد 8 درصدی از سیاست‌های کلی نظام است که دربرنامه هفتم هم ابلاغ شده و سوال کلیدی این است که تحقق این رشد چه الزاماتی را می‌خواهد؟ بخشی از این الزامات مورد نظر، الزامات منطقه‌ای و بین‌المللی و بخشی دیگر الزامات درون اقتصاد است. هر دولتی که بر سر کار بیاید باید با فوریت و هوشمندی به سراغ حل مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی برود.

    شقاقی‌شهری تاکید کرد: باید تنش‌های منطقه‌ای را کنترل کنیم، هنوز تنش‌‌های ایران با کشورهای منطقه‌ای از جمله امارات و عربستان حل نشده‌است، با اینکه روابط آغاز شد اما همچنان سطح تنش و عدم روابط اقتصادی با این کشورها مشهود است. مفهوم تنش‌زدایی این است که روابط اقتصادی کشورها توسعه پیدا کند، تنش‌زدایی بدون بهبود روابط اقتصادی و تجاری هیچ معنایی ندارد.

    وی افزود: مسائل دیگر قواعد بین‌المللی مانند fatf و برجام است و این مسائل هم باید با فوریت حل شود و ما در حال از دست دادن فرصت‌ها هستیم.

    این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه در حال حاضر نگرانی بزرگ پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا است، اظهار داشت: احتمال پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آبان ماه بسیار زیاد است. دیوان عالی آمریکا مصونیت ترامپ را تایید کرد و به وی بابت شورشی که اتفاق افتاده بود مصونیت داد. حتی دادگاه نیویورک پرونده روابط غیراخلاقی وی را به تعویق انداخت و به بعد از انتخابات موکول کرد و همه این موارد حاکی از این است که احتمال پیروزی ترامپ قوی است و از سوی دیگر، دموکرات‌ها اصرار به تداوم بایدن دارند تا نفر دیگری جایگزین شود. شواهد این است که احتمال پیروری ترامپ بالا است و در همین مناظره چند روز گذشته ترامپ چندین بار به ایران حمله کرد. اگر ترامپ رییس جمهور شود احتمالا بخش نفت و پتروشیمی ایران را متوقف خواهد کرد، بنابراین از سال گذشته با برگشت تحریم‌ها مواجه هستیم و اگر مسأله برجام را حل نکنیم برگشت تحریم‌های سازمان ملل را شاهد خواهیم بود و این شرایط بسیار نگران کننده است.

    شقاقی‌شهر با اشاره به مسائلی ایران گفت: ۶٠ درصد مردم به هر دلیلی در انتخابات شرکت نکردند و این یک پیام خاصی را صادر می‌کند این در حالی است که در انتخابات تمام آرایش‌های سیاسی از جناح‌های مختلف مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرده بودند. انباشت مشکلات اجتماعی در کشور بسیار زیاد است و در حال کاهش سرمایه‌های اجتماعی در کشور هستیم.

    وی تاکید کرد: کار دولت چهاردهم بسیار سخت خواهد بود، باید به این موضوع توجه داشت که شانس دولت سیزدهم این بود که همزمان با ریاست جمهوری آقای بایدن در آمریکا بود و همچنین جنگ روسیه و اوکراین آغاز شد و توجه جامعه بین المللی به سمت این موضوع بود. این امر به  بخش نفت ایران و ونزوئلا کمک کردند و این موارد فرصت دولت سیزدهم بود که از این فرصت هم استفاده نکردند و فرصت سوزی کردند.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: واقعیت این است که احتمال پیروزی ترامپ قوی است و در داخل کشور هم با مجلسی مواجه هستیم که طیف خاصی در اکثریت هستند و در  شرایطی که بسیاری از فرصت‌ها در چند سال گذشته از دست رفته کار دولت چهاردهم بسیار سخت است و  از سوی دیگر اختیارات دولت هم محدود است و باید واقعیت را بگوییم که برخی از اختیارات در دست نهادهای دیگر است. باید در نظر داشت که آقای روحانی اعلام می‌کند که کار برجام تمام شده بود اما قانون راهبردی در مجلس جلوی آن را گرفت، یا شنیده‌ها حاکی از این بود که شهید امیرعبدالهیان هم گفته بود که به دنبال احیای برجام بود و کار تمام شده بود که برخی از افراد مانع شدند. بنابراین نمی‌توان واقعیت‌ها را انکار کنیم اما اعتقاد دارم تیم آقای پزشکیان حرف‌های معقول‌تری نسبت به جناح مقابل می‌زنند.

    وی تاکید کرد: اساسا هر جناحی که بر سر بیاید باید به سرعت مسائل بین‌المللی را حل کند و هیچ فرصتی نداریم و بدون برجام و fatf و با اقتصاد بسته و با تهاتر و با ماجراجویی کشور پیش نمی‌رود و از منطقه عقب می‌مانیم و کشورمان بیش از این تاوان و طاقت پرداخت هزینه را ندارند. از سوی دیگر اگر ترامپ بر سرکار بیاید می‌دانیم به سرعت بر چین و اروپا فشار می‌آورد تا فروش نفت متوقف شود و دیگر آن بحث تخفیف‌های نفتی راهگشا نخواهد بود.

  • نمی‌توان یک کشور ۸۰ میلیونی را با تهاتر گوسفند و انبه اداره کرد! / فساد فقط دزدی نیست، ضایع کردن سرمایه نیز هست

    نمی‌توان یک کشور ۸۰ میلیونی را با تهاتر گوسفند و انبه اداره کرد! / فساد فقط دزدی نیست، ضایع کردن سرمایه نیز هست

    به گزارش اقتصادران، شمارش معکوس برای انتخاب رئیس‌جمهور به آخرین شماره‌هایش رسیده است. سعید جلیلی و مسعود پزشکیان، یک اصولگرای تندرو و یک اصلاح‌طلب میانه‌رو در دور دوم انتخابات حضور دارند و حوالی ظهر شنبه مشخص خواهد شد که کدام یک از آن، راهی پاستور خواهد شد. منظومه فکری‌ پزشکیان و جلیلی فاصله زیادی با یکدیگر دارد. هر چه دیالوگ میان دو طرف بیشتر می‌شود، این تفاوت‌ها بیشتر خود را نشان می‌دهد. طبیعتاً هر یک از این دو نفر انتخاب شوند، شرایط کشور تغییر خواه کرد. فرارو تصمیم گرفته است که تفاوت نگاه‌های دو نامزد نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری در عرصه‌های مختلف فرهنگ، اقتصاد، سیاست و جامعه را بررسی کند. از این رو با سیدحمید حسینی، فعال حوزه نفت و پتروشیمی و تحلیلگر اقتصادی به گفتگو نشستیم.
    حسینی درباره نگاه دو نامزد به مساله اقتصاد گفت: «برنامه اقتصادی باید حاوی راهکارها و مسیرهایی گویا باشد که مشخص کند رویکرد نامزد راجع به توسعه اقتصادی، رشد شاخص‌های اقتصادی کشورو و ارزآوری چیست. آقای پزشکیان رویکرد نخبگانی و کارشناس محور به مسائل دارد. از سوی دیگر معتقد است که برای توسعه اقتصادی نیاز به اجماع ملی، استفاده از ظرفیت همه نیروها، کاهش و رفع اختلافات داخلی، حل‌وفصل منازعات خارجی و رفع تحریم‌ها داریم. آنچه آقای جلیلی در نظر دارد، به نوعی ادامه روند و وضع موجود است. ایشان اعتقاد دارد که با برخی اقدامات مثل برقراری انضباط مالی، تشکیل دولت قوی و داشتن برنامه می‌توانیم به اهداف‌مان برسیم. هر کدام از این نگاه‌ها، مزایا و معایبی دارد. متاسفانه هر وقت نامزدها به ارایه برنامه عملیاتی می‌پردازند، این احساس به وجود می‌آید که در این زمان کم نتوانستند خود را برای اظهارنظر و ذکر مصادیق آماده کنند.»

    وی افزود: «باید ببینیم که هر کدام از این رویکردها که دارای مزایا و معایب است، چقدر امکان تحقق دارد. در جریان مناظره، بحث اجرای برنامه هفتم پیشرفت بارها مورد تاکید قرار گرفت. این برنامه ۲۴ فصل دارد و برنامه‌ای مساله‌محور است. در برنامه تاکید شده که رشد اقتصادی سالانه باید ۸ درصدباشد، صادرات سالانه ۱۲ درصد افزایش یابد و معضل صندوق‌های بازنشستگی، کم ابی، جمعیت، اشتغال، مسکن و کاهش ونهایتا حل گردد، دولت باید برای رسیدن به این اهداف برنامه ارایه نماید.»

    تحقق برنامه هفتم، به سرمایه‌گذاری خارجی نیاز دارد

    حسینی تاکید کرد: «از طرف دیگر باید به این اصل مهم توجه کنیم که برای تحقق این اهداف، به منابع مالی نیاز داریم (سالانه ۲۰۰ میلیارد دلار). بخشی از این منابع مالی، در اختیار شرکت‌های دولتی و متعلق به نهادها و همچنین بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ خصوصی است. شرکت‌ها بخشی از درآمدشان را به عنوان سود توزیع و بخشی از آن را سرمایه‌گذاری می‌کنند. اما تمام این منابع، پاسخگوی سرمایه مورد نیاز برای رسیدن به این اهداف نیست. برای رسیدن به اهداف برنامه هفتم، نیاز به سرمایه، تکنولوژی و تجهیزات داریم. باید بتوانیم از امکانات و سرمایه‌های جهانی استفاده کنیم. نیاز به جذب سرمایه خارجی داریم.

    برنامه آقای پزشکیان در این زمینه مشخص است، ولی نیاز به پلن بی دارد که اگر لغو تحریم‌ها و جذب سرمایه گذاری خارجی میسر نشد چه خواهد کرد. این رویکرد نخبگانی و کارشناس‌محور باید بتواند در سناریوهای مختلف سوالات اصلی اقتصاد کشور را پاسخ دهد. راهکار اقتصادی آقای جلیلی در صورت عدم تحقق ارتباط با اقتصادهای برتر و سیستم‌های جهانی، این است که ما فرصت‌های داریم و باید روی ظرفیت‌های داخلی تمرکز کنیم. در حالی که پزشکیان نگاهش استفاده از همه ظرفیت‌ها، اجماع‌سازی، رفع تبعیض است.از دیدگاه آقای جلیلی و دولت فعلی با استفاده از نیروهای کارامد (موسوم به جوانان مومن انقلابی) و انضباط مالی می‌توان رشد اقتصادی را محقق کرد.»
    سازوکارهای مالی در اختیار آمریکاست؛ حرف‌های جلیلی خوب است اما عملی نیست

    این فعال اقتصادی خاطرنشان کرد: «طیف آقای جلیلی نقدشان به دولت روحانی این بود که این دولت کارآمد نیست، چون مدیران پیر و فرسوده دارد که انگیزه‌ای برای کار ندارند؛ اگر ما بیاییم با نیروهای جوان انقلابی مشکلات کشور را حل می‌کنیم. اما مردم دیدند نه تنها مشکلات حل نشد، بلکه وضعیت معیشت مردم بدتر شد و هیچیک از شعارهای دولت در زمینه مسکن، بورس، اشتغال، تورم ورفع تحریم‌ها محقق نشد و قیمت‌ها چند برابر شد. بنابراین، معتقدم که جلیلی شخصیت خوبی دارد، اما حرف‌هایی که در برابر یک جهان فرصت و یک ایران جهش می‌زند، بر اساس واقعیت نیست. شاید روی کاغذ خوب باشد، ولی عملی نیست. بخواهیم یا نخواهیم، اقتصاد جهان در اختیار چند کشور بزرگ غربی است. ۸۴ درصد مبادلات تجاری دنیا با دلار انجام می‌شود.

    بعد از خروج ترامپ از برجام، کشورهای اروپایی سازوکار اینستکس را برای انجام تراکنش‌های مالی با ایران برپا کردند. اما بنگاه‌های اروپایی از آن استقبال نکردند. چون نمی‌خواستند با آمریکا درگیر شوند. این نشان می‌دهد که آمریکا هست که بخش اعظم روابط اقتصادی جهان را مدیریت می‌کند و بر آن مسلط است. بنگاه‌های اقتصادی، بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، کشتیرانی و هر آنچه در این سازوکار اقتصادی جهانی وجود دارد و بعد از جنگ جهانی دوم ایجاد شده، به نحوه تحت سلطه آمریکایی‌هاست. بنابراین، نمی‌شود آن را نادیده گرفت.»
    سهم‌مان از بازارهای چندصدمیلیارد دلاری همسایه چقدر است؟

    حسینی با اشاره به صحبت‌هایی که درباره اولویت دادن به منطقه مطرح می‌شود، تاکید کرد: «آقای جلیلی می‌گوید که ما باید از فرصت‌هایمان استفاده کنید. چند بازار ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلاری در کشورهای همسایه ایران مثل امارات، عربستان، ترکیه و روسیه وجود دارد. در سه سال گذشته که که قرار بود اولویت به کشورهای همسایه داده شود، چند درصد از این بازارهای میلیارد دلاری را به دست آوردیم؟ با روسیه چقدر مراوده تجاری داریم، در حالی که برای جنگ اوکراین هزینه دادیم؟ حجم مبادلات تجاری با ترکیه که روابط حسنه‌ای با آن داریم، چقدر است؟

    تمام این کشورها روابط کلان اقتصادی خود را بر اساس اصول جهانی تنظیم می‌کنند. آقای پزشکیان به درستی گفت که FATF مثل فیفاست. آن قاعده کلی بر جهان حاکم است. اگر آن را پذیرفتیم، در بازی هستیم و اگر نپذیرفتیم، در بازی‌های اصلی نیستیم. وقتی نظام بانکداری جهانی با این ابزار کار می‌کند و شما این ابزار را در دست نداری، نمی‌توانی معامله کنی. نمی‌شود یک کشور بزرگ ۸۰ میلیونی را با تهاتر گوسفند با انبه اداره کرد.»
    راه سومی وجود ندارد

    وی افزود: «معتقدم دو رویکرد بیشتر وجود ندارد. رویکرد اول این است که اگر بخواهیم اقتصاد کشور راه بیافتد، باید با دنیا تعامل کنیم. رویکرد بعدی می‌گوید که خیر، ما با انضباط مالی و تکیه بر نیروهای داخلی و همکاری با کشورهایی مثل پاکستان، سوریه، کشورهای آمریکای لاتین و سریلانکا مشکلات اقتصادی مردم را حل کرد. آقای جلیلی در یکی از سخنرانی‌هایش گفته بود که ما می‌توانیم در صنعت پوشاک با چین رقابت کنیم. در حالی که چین بیش از ۳۰ درصد بازار پوشاک جهان را در اختیار دارد! بخش عمده واردات کشور ما به صورت رسمی و قاچاق را پوشاک تشکیل می‌دهد. می‌گویند باید با پاکستان کار کنیم در حالی که عمده جمعیت پاکستان سمت هند است و برای ما مزیت نسبی ندارد. فقط کویته و کراچی به ایران نزدیک است. می‌خواهم این نظریات مبتنی بر واقعیت نیست. شفاف صحبت نمی‌کند.»
    جلیلی اشرافی بر موضوعات ندارد

    فعال حوزه صنعت نفت و پتروشیمی، درباره یکی از طرح‌های جلیلی گفت: «طرحی تحت عنوان طرح وان از سوی آقای جلیلی مطرح شده است. بخشی از این طرح آن است که بنزین در اختیار همه قرار بگیرد حتی آن کسی که ماشین ندارد. در حالی که مثلا یک سهمیه ۳۰ لیتری به ماشین‌دارها داده شده است که کافی نیست. آیا پیش‌بینی برای جلوگیری از ایجاد بازار سیاه فروش بنزین در این میان انجام شده است؟ چه سازوکاری برای کنترل قیمت دارند؟ آقای جلیلی در مناظره دوشنبه، از میزان مالیات و یارانه صحبت کردند. در حالی که دریافت‌کننده یارانه با پرداخت‌کننده مالیات، گروه‌هایی متفاوت هستند. هر چه بیشتر صحبت‌هایشان مطرح می‌شود، بیشتر می‌فهمیم که اشرافی بر موضوعات ندارد.»
    فساد فقط دزدی نیست، ضایع کردن سرمایه نیز هست

    حسینی در پایان تاکید کرد: «آقای جلیلی معتقد است که با همان سیستم انضباط مالی – که در جای خود بسیار خوب است –، مبارزه با فساد و یکسری راهکارهای دیگر، مشکلات کشورمان قابل حل است. در مقوله حیف و میل کردن منابع، آقای جلیلی حواسشان فقط به بخش میل و خوردن پول است و به حیف شدن آن کاری ندارند. در حالی که اقتصاد ایران، ضربه‌های زیادی از حیف و ضایع شدن منابع دیده است. ایشان از ظرفیت‌های آمریکای لاتین صحبت کردند. سال‌هاست که طرح‌هایی اجرا کردیم و از کشورهای آمریکای لاتین پول طلب داریم و نمی‌توانیم بگیریم. از فلان کشور رقمی طلب داریم و گفتند به جای آن به شما چای می‌دهیم. در ونزوئلا سرمایه‌گذاری کردیم، هر وقت که آمریکا چراغ سبزی به آن‌ها نشان می‌دهد، به ما می‌گویند خوش آمدید. در سنگال کارخانه خودروسازی زدیم که سال‌هاست بی‌فایده افتاده است. تمام سرمایه‌گذاری‌هایمان در سوریه و کارخانه‌هایی که ساختیم در جریان جنگ نابود شد. دوباره برویم در همان کشورها سرمایه‌گذاری کنیم؟ چیزی عوض شده است؟ دلمان به کدام بخش ظرفیت‌های اقتصادی پاکستان و افغانستان و کشورهای دیگر با اقتصادهای ضعیف باید خوش باشد؟»

  • با ارتباط کالا به کالا با دنیا، که نمی شود اقتصاد را جلو برد / باید فروش نفت مان هم به غرب باشد هم به شرق

    با ارتباط کالا به کالا با دنیا، که نمی شود اقتصاد را جلو برد / باید فروش نفت مان هم به غرب باشد هم به شرق

    به گزارش اقتصادران، دو کاندیدای نهایی انتخابات ۱۴۰۳ دو نگاه و رویکرد متفاوت به سیاست خارجی و مشخصا برجام، تحریم ها و FATF دارند. یک سو معتقد به تعامل متوازن با غرب و شرق است و سوی دیگر غرب را منکوب می کند و تعاملات را محدود به همسایگان و شرق می کند.

    عبدالرضا فرجی راد، کارشناس مسائل بین‌الملل و سفیر اسبق ایران در نروژ و مجارستان می گوید که در سیاست خارجی هم نگاهمان باید به غرب باشد هم به شرق. او  تاکید می کند؛ پزشکیان می تواند توازن با دنیا را ایجاد کند، اما افکار جلیلی باعث تورم سرسام آور و گسترش فقر در جامعه می شود.

    این کارشناس مسائل بین الملل معتقد است؛ «حتما باید مذاکرات را با آمریکا تا زمان رفع تحریم ادامه دهیم. دنیا ما را تحریم نکرده بلکه آمریکا آنها را مجبور کرده است که تحریم مان کنند.»

    فرجی راد مشارکت ۴۰ درصدی در مرحله اول انتخابات را محصول ناامیدی ایجاده شده در میان مردم می داند و می گوید: «اگر این ۴۰ درصد ببیند که جامعه بسته تر از گذشته خواهد شد، در آینده دیگر نمی‌خواهند نقش فعالی داشته باشند.»

    در ادامه گفتگوبا عبدالرضا فرجی راد،سفیر اسبق ایران در نروژ و مجارستان را می خوانید؛

    ******

    *آقای فرجی راد! یک تفاوت شاخص بین دو کاندیدای نهایی انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم نگاه آنها به بحث تحریم ها، برجام و FATF است، در مناظرات هم این تفاوت نگاه مشهود بود، تحلیل شما از این دو نگاه چیست؟

    شاهد هستیم که دو کاندیدا با دو دیدگاه متفاوت به مرحله دوم آمدند. پزشکیان معتقد است که بین روابط شرق و غرب باید تعادل ایجاد شود، یعنی هم با شرق ارتباط داشته باشیم و هم با غرب که منظور اروپاست. ما با آمریکا نمی توانیم ارتباط داشته باشیم و دست ریاست جمهوری هم نیست که با آمریکا بخواهد رابطه برقرار کند.

    نمی توانیم با ارتباط کالا به کالا با دنیا، اقتصادمان را جلو ببریم

    کاندیدای مقابل یعنی آقای جلیلی معتقد است غرب در چند دهه اخیر مشکلات جدی برای ما به وجود آورده است و هیچ نتیجه ای نگرفتیم. اینگونه گفتگوها با غرب بی فایده است. یعنی دنبال برجام نباید رفت و ما می توانیم با کشورهای شرقی مثل چین و کشورهای جهان سوم کار کنیم، کالا بدهیم و بگیریم. جلیلی می گوید با چین و کشورهای جهان سوم کالا بدهیم و بگیریم /

    این دیدگاه جلیلی به عنوان یک نظر می تواند مطرح باشد، اما واقعیت این است که تجارت و سیاست در دنیا عوض شده است. امروزه کشورهای جهان به ویژه کشورهای جهان سوم از جهانی شدن استفاده بهینه می کنند. مثلا بنگلادش در دو دهه قبل یک کشور فقر زده با آخرین درجه رشد اقتصادی در دنیا بود و همیشه بلایای طبیعی و غیر هماهنگ بر سرش می آمد، اما الان ۱۳ درصد رشد کرده و تحولی در بین مردم فقیر ایجاد شده است، به این علت که از فرصت های در جهان در جهت انتقال تکنولوژی، سرمایه های خارجی و.. استفاده کرده است.

    بنابراین نمی توانیم بگوییم که می توانیم کالا به کالا با دنیا ارتباط داشته باشیم و اقتصادمان را پیش ببریم. ما در یکی دو دهه اخیر هم تجربه کردیم، ولی نتیجه و دستاورد دیگری به جز اینکه تورم به طور سرسام آوری بالا رفته است و خود را در انزوای اقتصادی و تا حدودی سیاسی قرار دادیم، نداشته است.

    باید سیاست همه جانبه گرا با دنیا داشته باشیم

    ما ۱۵ کشور همسایه داریم و با این کشورها مبادلاتی داریم. کمتر کشوری در دنیا وجود دارد که با ۱۵ کشور همسایه باشد، اما از فرصت ها نتواند استفاده کند. کشورهای همسایه ما قبلا چه وضعیتی داشتند و امروز با استفاده از ارتباط با دنیا چقدر اوضاعشان تغییر کرده است.

    همین کشورهای حاشیه خلیج فارس مدت زیادی نیست که به رشد و توسعه رسیدند. ترکیه نیز اینگونه است. هم اکنون رشد پاکستان هم بالای ۴ درصد است. افغانستان که دنیا آن را شناسایی نکرد، الان از فرصت های جهان و از کشور چین استفاده می کند. برای خود سد و جاده می سازد.

    بنابراین باید در درجه اول سیاست همه جانبه گرا در دنیا داشته باشیم و با همه کشورها چه شرق و چه غرب کار کنیم. با چین هم کار کنیم چرا که الان در همه جای دنیا سرمایه گذاری می کند. با اروپا که رابطه سنتی و اقتصادی داشتیم، دوباره باید کار کنیم. اگر ما نتوانیم با یک جناح کار کنیم و فقط با یک قطب دنیا کار کنیم، از فرصت ها نمی توانیم استفاده کنیم . نتیجه اش این می شود که آنها برایمان طاقچه بالا می گذارند و سعی می کنند مسائل خود را چه سیاسی و چه اقتصادی بر ما تحمیل کنند.

    باید فروش نفت مان هم به غرب باشد هم به شرق

    باید فروش نفت مان هم به غرب باشد هم به شرق. واردات و صادراتمان نیز باید اینگونه باشد. کشور ما نیاز به سرمایه فراوانی دارد که بتواند نفت و گاز را استخراج کرده و غفلت چند دهه ای را جبران کند. کارشناسان پیش بینی می کنند که به صورت جدی با کمبود برق، گاز و بنزین در سال های آتی نه چندان دور مواجه می شویم و چنین مشکلاتی فقط اتکا به یک قطب دنیا حل نمی شود. بنابراین سرمایه های زیادی در دنیا وجود دارد که باید آنها را جذب کنیم.

    نتیجه عدم توازن در سیاست خارجی تورم سرسام آور و فقر گسترده است

    آقای پزشکیان می گوید که تفکر در سیاست خارجی باید توازن باشد اما رقیبش می گوید ما تا الان انجام دادیم و می توانیم انجام دهیم. بله که تا الان انجام شده است، ولی باعث تورم سرسام آور در کشور و فقر گسترده شده که قبلا به این صورت نبوده است.

    من فکر می کنم که باید تعادلی در سیاست خارجی داشته باشیم تا به غیر از آن یکی دو کشوری که مستثنی هستند با بقیه کشورها کار کنیم و سیاست درستی را در پیش بگیریم.

    *آقای فرجی راد! شرایط امروز جامعه چه در بعد اقتصادی، بین الملل و سیاست داخلی و حتی در ابعاد فرهنگی و اجتماعی نیازمند نگاه کدام یک از این دو کاندیدا است؟

    دور اول که هفته پیش انجام شد، شاهد بودیم زیر ۴۰ درصد مشارکت کردند؛ یعنی جامعه تقریبا ناامید است و می گوید نمی توانیم سیاست ها را اینگونه پیش ببریم. اگر بخواهیم تحرکی به جامعه دهیم و جامعه انرژی دوباره به دست بیاورد، طبیعتا انتظار این است.

    متخصصان کشور مهاجرت می کنند و سرمایه ها به کشورهای همسایه رفته است

    وقتی با جوان ها و قشرهای مختلف صحبت می کنیم، مخالف بسته شدن راه های ارتباط با دنیا هستند و معتقدند نه تنها این راه هایی که الان وجود دارد کافی نیست، بلکه باید راه های دیگری هم بگشاییم تا بلکه با دنیا ارتباط داشته باشیم. همین باعث شده است که ناامیدی در جامعه ایجاد شود و این ناامیدی سیل مهاجرت متخصصان، پزشکیان، مهندسین به خارج از کشور را راه انداخته است.

    همچنین باعث شده است که سرمایه ها به کشورهای همسایه و جاهای دوردست برود. اینها نشان می دهد که جامعه از این وضعیت راضی نیستند. اگر ۴۰ درصدی که رأی دادند، ببینند که جامعه ما بسته تر از گذشته خواهد شد، این ۴۰ درصد هم ناامید می شوند و در آینده نمی خواهند نقش فعالی داشته باشند.

    در واقع یک جمعیت اکثریت عظیمی خواهیم داشت که هیچ مشارکت و همکاری نخواهد کرد و این عدم همکاری ما را به شرایطی سوق می دهد که اوضاع بدتر شود.

    باید مذاکرات با آمریکا را تا زمان رفع تحریم ها ادامه دهیم

    * چنانچه ترامپ در آمریکا روی کار بیاید، در صورت رئیس جمهور شدن جلیلی چه پیش بینی از این دوگانه ترامپ – جلیلی می توان داشت؟

    ما کاری به فرد نداریم بلکه باید سیاست درست شود. حتما باید مذاکرات را با آمریکا تا زمان رفع تحریم ادامه دهیم. دنیا ما را تحریم نکرده بلکه آمریکا آنها را مجبور کرده است که تحریممان کنند.

    اگر نتوانیم تحریم ها را رفع کنیم و همین وضعیت تداوم داشته باشد، اقتصاد رشد نکند، کارخانه ها فعال نباشد، کارخانه های جدید ایجاد نشود و روی نفت، گاز و برق سرمایه گذاری نشود، وضعیت بسیار بدتر می شود و دنیا هم نه تنها کشورهای دوردست بلکه کشورهای پیرامون ایران هم چشمشان به نتیجه انتخابات ایران است که ببیند که منجر به ایجاد یک سیاست بسته می شود یا سیاست باز؟ به فرد هم کار ندارند.

    اگر فضا باز بود با ایران کار می کنند، اما اگر دیدند یک سیاست بسته است با ایران کار نخواهند کرد و همسایگان خودشان را هم تشویق به عدم همکاری با ایران خواهند کرد.

    تعداد مشارکت کننده بیشتر از مرحله اول می شود

    *آقای فرجی راد! چقدر احتمال دارد که آراء خاموش در انتخابات ۱۵ تیرماه به صحنه بیایند؟

    نمی توانم الان نظر دهم چون مراکز نظرسنجی هم چیزی اعلام نکردند، هر چند در مرحله اول هم با اختلاف زیاد ۱۲ درصدی نظرسنجی ها را اعلام کردند و عملا درست از آب درنیامد.

    ما در جامعه بخشی به نام نسل Z داریم که موضع گرفتند. اما بخش دیگر جامعه همان مردم عادی، کاسبان، کارمندان آموزش پرورش، دانشگاهیان و .. هستند که وقتی با آنها صحبت می کنیم می بینیم که در دور اول تمایلی به رأی دادن نداشتند، اما در این دوره بخشی از آنها رأی می دهند و فکر می کنم تعداد مشارکت کننده بیشتر از دوره اول شود.

  • FATF، این بار برای نجات آب / فدائی‌فرد: خرج آب بیش از دخل است

    FATF، این بار برای نجات آب / فدائی‌فرد: خرج آب بیش از دخل است

    به گزارش اقتصادران، مصطفی فدائی‌فرد  با اشاره به اوضاع آب و سیاست دولت‌های مختلف در این حوزه اظهار داشت: یکی از دلایل اصلی افت شدید پشتوانه مردمی نظام و کاهش مستمر مشارکت در انتخابات، بحران آب، خاک، هوا و محیط زیست است.

    بی‌توجهی به بحران آب

    وی افزود: از یک طرف وقوع خشکسالی‌های پی‌درپی در سال‌های اخیر که کاهش میزان بارش‌ها و افت شدید رواناب‌ها را در پی داشته است، باعث فرو افتادن شدید سطح منابع آب‌های زیرزمینی شده و از طرفی دیگر، سوءمدیریت منابع و مصارف آب و بهره‌برداری بی‌رویه، منجر به توسعه فرونشست و همچنین خشک شدن بسیاری از تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور و نهایتا ایجاد بحران شدید آب در کشور شده است، از این رو، موضوع آب بایستی همواره در صدر مجموعه مخاطرات کشور قرار داشته باشد که متاسفانه چنین نیست و به دلیل همین بی‌توجهی، بحران آب در ایران روزبه‌روز وخیم‌تر نیز می‌شود.

    تخریب آبخوان‌ها

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: کشور ما از نظر بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی به یک منطقه خطرناک جهانی تبدیل شده است. منابع آب زیرزمینی در کشور بسیار سریع‌تر از آنچه که به آنها آب وارد می‌شوند، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند که این امر منجر به تخریب بیش از حد آبخوان‌ها می‌شود.

    زندگی جمعیت زیادی در مناطقی با سطوح بالای تنش آبی

    وی ادامه داد: سطح در معرض قرار گرفتن خطر تنش آب‌های زیرزمینی در ایران با میانگین جهانی قابل مقایسه نیست. بخش قابل توجهی از جمعیت نیز در مناطقی با سطوح بالا و یا بسیار بالای تنش آب زیرزمینی زندگی می‌کنند.

    شوری آب به دلیل بهره‌برداری زیاد از آب‌های زیرزمینی

    فدائی‌فرد تصریح کرد: بهره‌برداری بی‌رویه از آب سطحی باعث افزایش غلظت آلاینده‌ها در پهنه آبی و تغییر رژیم جریان طبیعی و آسیب رساندن به اکوسیستم‌های آبی نیز می‌شود. به طور مشابه، بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و به خصوص از ذخایر فسیلی آب زیرزمینی می‌تواند کیفیت آب و خاک و به تبع آن هوا را کاهش دهد. بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی بیش از میزان تغذیه طبیعی، می‌تواند موجب نفوذ آب شور به داخل و یا به سمت بالای آبخوان شود و در نتیجه باعث آلودگی از طریق آب شور یا بسیار شور شود، این روند در بسیاری از آبخوان‌های کشور مشاهده شده است.

    تمرکز روی آب گران فسیلی به جای کاهش تبخیر!

    وی در ادامه با بیان اینکه ذخیره و تغذیه مصنوعی آب در آبخوان‌ها به تامین امنیت و کاهش تلفات تبخیری کمک می‌کند، گفت: این امر همچنین کیفیت آب را بهبود می‌بخشد، زیرا مواد مغذی و میکروبی موجود در آب در تعامل با مواد محلی آبهای زیرزمینی و مواد آبخوان حذف یا رقیق می‌شوند. از طرفی، با استفاده از عملیات پخش سیلاب‌ها در طرح‌های تغذیه آبخوان مدیریت شده، قادر به ذخیره مقادیر قابل ملاحظه‌ای از سیلاب‌ها نیز خواهیم بود ولی متاسفانه طرح‌های تغذیه مصنوعی، آبخیزداری و آبخوان‌داری و همچنین جلوگیری از خروج آب مجازی و برنامه‌ریزی برای ورود آن به دلیل این که به لحاظ اقتصادی کوچک مقیاس هستند و هزینه‌های اندک برای اجرای آنها نیاز است، مسئولین کشور اقبالی به آنها نشان نمی‌دهند. در عوض طرح‌های بزرگ‌مقیاس مانند سدسازی، انتقال بین حوضه‌ای آب، شیرین‌سازی و انتقال آب دریا به مناطق دوردست و حتی بهره‌برداری از آب‌های استراتژیک فسیلی همیشه توسط مسئولین مورد توجه و پیگیری قرار می‌گیرند که طی اجرای آنها هزینه‌های بسیار بالایی نیاز دارد.

    تاکید بر واردات آب مجازی

    این کارشناس حوزه آب با بیان اینکه واردات آب مجازی می‌تواند منجر به افزایش امنیت آبی کشور و در پی آن بهبود امنیت غذایی شود، توضیح داد: با وجود چالش‌های تمام‌عیار بحران آب در ایران، حداقل‌های لازم برای حل بحران آب مهیا نیست. انجمن اقتصاد جهانی از کارشناسان و رهبران منطقه خاور میانه و شمال آفریقا (MENA) این پرسش را مطرح کرد که: ” منطقه شما برای کدام خطرات جهانی، کمترین آمادگی را داشته است؟” اکثر پاسخ‌دهندگان، بحران آب را به عنوان بزرگترین تهدید برای منطقه دانسته‌اند، مخاطره‌ای که حتی از بی‌ثباتی سیاسی یا بیکاری نیز بیشتر است.

    ۷۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد ایجاد می‌شود

    وی افزود: محدوده خاورمیانه و شمال آفریقا، کم‌آب‌ترین منطقه در جهان است. بیش از ۶۰ درصد جمعیت این منطقه در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد و یا بسیار زیاد زندگی می‌کنند درحالی‌که میانگین جهانی حدود ۳۵ درصد است. متاسفانه بیش از ۷۰ درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه در مناطقی با تنش آب سطحی زیاد یا بسیار زیاد ایجاد می‌شود درصورتی که میانگین جهانی، ۲۲ درصد است. چالش‌های جاری آب در منطقه فراتر از محدودیت‌های سنتی کمبود آب است. درحالی‌که چالش‌های کمبود آب در کشور طی ده‌ها سال ایجاد شده، چالش‌های جدیدتری هم مثل بلایای طبیعی و پیچیدگی و چندبخشی بودن موضوع آب نیز به آن اضافه شده است.

    حل مشکل آب، هوا و محیط زیست؛ با برجام

    فدائی‌فرد اظهار داشت: پیچیدگی‌های زنجیره انرژی، آب، خاک، هوا، مواد غذایی، تغییرات اقلیمی، خشکسالی و سیل، کیفیت آب، مدیریت آب مرزی بین‌المللی و مدیریت آب در شرایط شکننده هم به چالش کمبود آب آمیخته می‌شوند. رویاروئی با این چالش‌ها تا حد زیادی به مدیریت بهتر منابع آب به صورت سرمایه‌گذاری بیشتر و بهتر در منابع آب، سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی و فن‌آوری آنها بستگی خواهد داشت که همگی منوط به پیوستن به FATF و احیای برجام است.

    خرج آب بیش از دخل است

    وی بیان داشت: ایران در حال از بین بردن و نابود کردن شالوده منابع آبی خود است، منابع آبی که طی هزاران سال در این منطقه ایجاد شده است. در این شرایط تسریع رشد اقتصادی و جمعیتی به همراه ضعف مدیریتی نیز به این نابودی کمک می‌کند. برداشت حجم‌های ناپایدار آب باعث تخریب اکوسیستم‌ها و آبخوان‌ها شده است. برداشت بیش از اندازه آب از رودخانه‌ها و آبخوان‌ها برابر خرج بیش از دخلی است که موجب نابود کردن سرمایه طبیعی، تضعیف ثروت بلندمدت و انعطاف‌پذیری کشور است.

    اثرات منفی چالش‌های آب

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: چالش‌های آب می‌تواند ناپایداری‌های موجود و نوظهور را ترکیب کند و در کشمکش‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی نقش داشته باشد. کوتاهی در رسیدگی به چالش‌های موجود می‌تواند اثرات منفی فراوانی را هم در داخل و هم در خارج از کشور در برداشته باشد.

    چگونه آمنیت آبی داشته باشیم؟

    وی تاکید کرد: امنیت آب زمانی وجود خواهد داشت که آب به طور کارآمد، پایدار و منصفانه مدیریت شود تا هم از پتانسیل تولیدی آن بهره‌برداری شود و هم پتانسیل‌های تخریبی آن کاهش یابد. امنیت آب به‌صورت “دسترسی به آب با کمیت و کیفیت قابل قبول برای سلامتی، معیشت، تولید و اکوسیستم، همراه با سطح قابل قبول خطرات مربوط به آب برای مردم، محیط و اقتصادها”، تعریف می‌شود، به طوری که امنیت آب مبحثی است که از کمبود آب فراتر می رود و نه‌تنها سرمایه‌گذاری در منابع آب کشور را مورد توجه قرار می‌دهد، بلکه فعالیت‌های تولیدی و حفاظتی کشور را هم در برمی‌گیرد.

     کشورهای خشک چگونه خود را ایمن کردند؟

    فدائی‌فرد ادامه داد: برخی از کشورهای مواجه با بیشترین کمبود آب در جهان مانند عربستان سعودی با مدیریت اصولی، به طور حیرت‌انگیزی از مهم‌ترین کشورهای ایمن از لحاظ آبی هستند. درحالی‌که برخی از کشورهای با منبع مناسب‌تر از آب مانند ایران، برای حفظ جمعیت خود در مقابل خطرات مربوط به آب تقلا می‌کنند تا دسترسی به آب آشامیدنی بهتر را فراهم کنند. کشورهایی که قادر به دستیابی به امنیت آب نباشند به دلیل زیاد شدن آسیب‌پذیری این کشورها به شوک‌های هواشناسی و هیدرولوژیکی، مجبورند از رشد بالقوه خود چشم‌پوشی کنند که نتیجه آن امکان افزایش شکنندگی‌های سیاسی و اقتصادی خواهد بود.

    خسارت به ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در ۲۰۵۰

    وی گفت: انتظار می‌رود، ایران در آینده‌ای بسیار نزدیک بیشترین زیان‌های اقتصادی را از لحاظ کمبود آبِ متاثر از اقلیم و سوءمدیریت را داشته باشد، که این امر حدود ۱۰ درصد از تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۵۰ را شامل خواهد شد.

    تأثیر شوک خشکسالی و سیل زیاد خواهد شد

    این کارشناس حوزه آب بیان داشت: در جاهایی که سیستم پیش‌بینی و هشداردهنده ضعیف باشد، تأثیر کمبود و شوک‌های هیدرولوژیکی، مانند خشکسالی و سیل زیاد خواهد بود. در مناطق با مدیریت سیلاب و مدیریت آب شهری نامناسب، زیرساخت‌های آبیاری کم و آب ذخیره ناکافی در مخازن و آبخوان‌ها این اثرات افزایش می‌یابد. عدم توانایی دولت‌ها در تأمین خدمات پایه‌ای آب و کاهش تأثیر بلایا و خطرات مربوط به آب می‌تواند چالش را افزایش داده و شکنندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، محیط زیستی، سیاسی و حتی امنیتی را افزایش دهد.

    خطرات و فرصت‌های مربوط به امنیت آب در ایران هرگز تا این اندازه نبوده است

    وی تاکید کرد: خطرات و فرصت‌های مربوط به امنیت آب در ایران هرگز تا این اندازه نبوده است. از آنجائی که کمبود آب یکی از ویژگی‌های اصلی ایران و منطقه در طول تاریخ بوده است، برای رضایت از پذیرش محدودیت‌های کمبود آب، و واکنش مدرن یا سنتی مطرح در مورد چالش‌های آب، روش‌های بالقوه‌ای وجود دارد که تاکنون به صورت اصولی مورد توجه قرار نگرفته است.

    برنامه‌ کشورها برای کاهش هزینه‌های آب بدون درآمد

    فدائی‌فرد اظهار داشت: در حال حاضر، بسیاری از کشورها در حال اجرای برنامه‌های نوآورانه برای کاهش هزینه‌های آب بدون درآمد هستند و در زمینه افزایش بهره‌وری آب، و تولید آب غیرمتعارف از طریق بازیافت یا دفع زباله‌های فاضلاب، موفقیت قابل قبولی داشته‌اند. چشم‌انداز آتی و هزینه بهره‌وری از این فن‌آوری‌ها نیز به‌عنوان گزینه‌ای جهت مدیریت آب برای نسل بعدی به‌سرعت در حال بهبود است. این در حالی است که ضعف‌های سیاسی، انگیزه‌ای و نهادی در کشور موجب استفاده ناکارآمد و کم‌ارزشی از آب شده که باعث خدمات غیرقابل اعتماد و استفاده غیرمجاز از آب و تخلیه فاضلاب شده است. با وجود کمبود آب، هزینه خدمات آب بسیار کم است ولی دارای بیشترین یارانه‌های اعمالی آب در جهان است. این سیاست‌ها منجر به ترویج تخریب منابع، کاهش نقدینگی مالی و آسیب‌پذیری را افزایش داده است. روشی که در آن آبرسانی، تخصیص، قیمت‌گذاری و مدیریت می‌شود؛ می‌تواند پیامدهای عمیقی برای رشد اقتصادی داشته باشد، این امر بر ساختار اقتصاد و پایداری محیطی آن، همراه با انسجام اجتماعی و ثبات منطقه‌ای تأثیر خواهد گذاشت.

    مشارکت اجتماعی در اولویت قرار گیرد

    وی ادامه داد: بدین صورت لازم است طیف گسترده‌تری از ابزارها، فن‌آوری‌ها و سیاست‌ها در حال حاضر و آینده، در نظر گرفته شوند و یا مورد بحث و اجرا گذاشته شوند. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آب، سامانه‌های اطلاعاتی، مؤسسات، و فن‌آوری‌های آبی در این موارد مورد نیاز خواهد بود. باید فراتر از رویکرد سنتی حرکت کنیم تا کمبود آب را با تکمیل منابع و در نظر گرفتن راه‌حل‌های بحث‌برانگیز مدیریت کنیم. این امر ممکن است شامل سیاست‌هایی تشویقی باشد که برای حفاظت از آب و بهره‌وری استفاده از آب، از جمله هزینه‌ها، جریمه‌ها، مجوز و قیمت‌گذاری مناسب و واقعی و همچنین بازیافت فاضلاب و استفاده مجدد از آن و تخصیص مجدد آب از کاربران روستایی به شهری و از کشاورزی به صنعت انگیزه ایجاد می‌کند. علاوه بر این موارد، مشارکت اجتماعی بایستی در اولویت قرار گیرد به نحوی که در ارائه خدمات آب از جمعیت فقیر و حاشیه‌نشین تحت خطرات مرتبط با آب حفاظت کند.

    تخریب منابع سطحی و زیرزمینی به دلیل عدم رسیدگی به مصرف بیش از اندازه آب

    این پژوهشگر حوزه آب و محیط زیست گفت: ایران و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در استفاده از آب به صورت ناپایدار یک کانون جهانی مشخص هستند. این منطقه آب بسیار بیشتری از آب در دسترس تجدیدپذیر را استفاده می‌کند. در برخی کشورها بیش از نیمی از برداشت‌های آب حاضر بیش از محدوده‌های برداشت پایدار مجاز است. عدم رسیدگی به مصرف بیش از اندازه آب می‌تواند منجر به تخریب و تخلیه هر دو منابع سطحی و زیرزمینی شود، به طوری که معیشت و فرصت‌های توسعه برای نسل آینده را به خطر می‌اندازد.

    کیفیت آب در ایران

    وی با اشاره به کیفیت آب در ایران تصریح کرد: به دلیل مصرف ناپایدار آب، رو آوردن به توسعه آب‌شیرین‌کن‌ها و تخلیه نمک، آلودگی و فاضلاب‌های تصفیه نشده روزبه‌روز کیفیت بدتر می‌شود. هزینه کیفیت پایین آب در ایران در محدوده بین ۵ تا ۵.۲ درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه تخمین زده می‌شود.

    سهم بیشتر اغنیا از یارانه آب

    به گفته فدائی‌فرد؛ مسائل مربوط به حاکمیت آب به ویژه عدم ایجاد انگیزه‌ای برای نشان دادن کمبود شدید آب که مشوق حفاظت از آب هستند از متعارف‌ترین مفهوم مدیریت آب است. مصرف بیش از اندازه و تخریب منابع، اثرات قابل پیش‌بینی حاصل از کم‌ارزش در نظر گرفتن آب، تدابیر ضعیف و اجرای ناکافی قوانین است. فقدان چارچوب قانونی، اجرائیات نامناسب حقوقی و عدم هماهنگی نهادهای دولتی، مانع بهره‌گیری از پیشرفت‌ها و فناوری‌های جدید در تسویه و بازچرخانی فاضلاب می‌شود. در حوزه عمل تقویت پایداری و بهره‌وری مدیریت آب در منطقه نقاط توجه مهمی وجود دارد. یارانه‌ها معمولا به خانوارهای ثروتمند بیشتر از خانوارهای فقیر کمک می‌کند. به‌طوری‌که در بعضی از موارد مناطق ثروتمند می‌توانند از آب یارانه‌ای بسیار بیشتر نسبت به مناطق فقیرتر بهره‌مند شوند. این در حالی است که، خانواده‌های فقیر در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان قرار بگیرند که از طریق خدمات عمومی تأمین نشوند در این صورت ساکنین مجبورند آبی با کیفیت مشکوک در دسترس را استفاده کنند. حتی زمانی که فقرا به آب لوله‌کشی شده دسترسی دارند، آنها سهم کوچکی از مزایای یارانه‌ها را دریافت می‌کنند، زیرا آنها از آب کمتری استفاده می‌کنند.

    لزوم برنامه صحیح برای ارزش‌گذاری آب

    وی ادامه داد: داده‌های موجود برای کشورهای نمونه انتخاب شده در سراسر جهان نشان می‌دهند که ۲۰ درصد از جمعیت فقیران کمتر از ۱۰ درصد از یارانه‌های ناشی از خدمات عمومی آب را دریافت می‌کنند، درحالیکه ۲۰ درصد ثروتمندان بیش از ۳۰ درصد از یارانه‌ها را دریافت می‌کنند. ارزش‌گذاری و قیمت‌گذاری آب یک مسئله حساس سیاسی محسوب می‌شود که امری ضروری است. در این خصوص باید سعی کنیم هزینه‌های خدمات آبرسانی مقرون و سیاست‌های یارانه‌ای به‌صرفه، عادلانه و پایدار را طراحی کنیم. به هر حال فشارهای مالی و اقتصادی به زودی ما را مجبور به انجام این کار خواهد کرد.

    تغییرات اقلیمی، تنش آب سطحی را افزایش می‌دهد

    این کارشناس حوزه آب تصریح کرد: تغییرات اقلیمی، تنش آب سطحی را در بسیاری از مناطق افزایش می‌دهد و منجر به تغییرات بیشتر در بارندگی می‌شود. افزایش تنش آب سطحی به دلیل تغییرات آب و هوایی، افزایش تنش آب را به طور قابل توجهی در نتیجه تغییرات اقلیمی تجربه خواهند کرد. از سوی دیگر، تغییرات اجتماعی و اقتصادی باعث افزایش بیشتر تنش آب سطحی در ایران خواهد شد. خطرات سیل و خشکسالی افزایش می‌یابد و احتمالاً به فقیران آسیب بیشتری می‌رساند. سیلاب‌ها فراوان‌ترین بلایای طبیعی در ایران است. به‌طوریکه درصد تولید ناخالص داخلی در معرض سیل، از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰ بیش از سه برابر شده است. باید انتظار خشکسالی‌های شدید و بسیار شدید به‌عنوان نتیجه‌ای از تغییرات اقلیمی را نیز داشت. خشکسالی‌های اخیر نسبت به تغییرات طبیعی مشاهده شده طی هزاران سال گذشته استثنایی بوده است ولی نگرانی‌های مربوط به شرایط خشکسالی که از طریق تغییر آب و هوایی صورت می‌گیرد نیز افزایش خواهد یافت.

    تجارت آب مجازی؛ راهکاری برای امنیت آب و غذا

    وی افزود: تجارت آب مجازی راهی است که انتقال منابع آبی از دیگر مناطق به مناطقی با تنش آبی مانند ایران را فراهم می‌کند. بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، آب مجازی را از سراسر جهان وارد می‌کنند. ایالات متحده امریکا خود بزرگترین صادرکننده آب مجازی برای خاورمیانه و شمال افریقا هست و بعد از آن آرژانتین، استرالیا و برزیل قرار دارند. منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بزرگترین واردکننده گندم در جهان است و هفت کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا جزو ۳۰ کشور بالاترین واردکننده مواد غذایی در جهان هستند. تجارت آب مجازی در خاورمیانه و شمال آفریقا، می‌تواند امکان تخصیص مجدد آب آبیاری کشاورزی به دیگر بخش‌های با ارزش بالاتر را فراهم آورد و درنتیجه بهره‌وری اقتصادی کشور را افزایش دهد. اگر خطرات مرتبط با آب مدیریت شود، آب مجازی می‌تواند به‌طور همزمان به تقویت امنیت آب و غذا کمک کند. در این راستا اول، مسیر تجارت آب خالص باید مشخص شود. واردات آب مجازی به منطقه منا بیش از ۱۵۰ درصد بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۲۰۲۰ افزایش یافته است اما مسئولین کشور ما تمایل زیادی به اینکه جزو کشورهای واردکننده باشند، ندارند و هم غذا و هم آب را به عنوان یک مسئله امنیتی نمی‌بینند.

    کوچ اجباری جمعیت از مناطق خشک

    فدائی‌فرد متذکر شد: به دلیل عدم احیای برجام و نپیوستن به FATF، امکان بهره‌برداری از پتانسیل‌های فراوان کشور فراهم نیست و همه اشتغال ناکافی ایجاد شده در کشور نیز، آب‌محور است، چون جمعیت زیادی که برای معیشت خود به کشاورزی وابسته‌اند، در حال حاضر امکان کاهش مصارف کشاورزی که از راندمان بسیار اندکی برخوردار است، ممکن نیست. کوچ اجباری جمعیت از مناطق خشک تا حد زیادی دشواری دستیابی به امنیت آب را افزایش می‌دهد. هجوم پناهندگان می‌تواند فشار جمعیتی در منابع آب محدود را بدتر کنند و منجر به تنش‌های اجتماعی و افزایش شکنندگی در جوامع میزبان شود.

    دور زدن قوانین در صورت گرانی آب

    وی ادامه داد: افزایش هماهنگی نهادی میان بخش‌های آب، انرژی و کشاورزی تلاش‌های مدیریتی آب را تقویت می‌کند. کاهش موفقیت‌آمیز مصرف آب و توزیع مجدد آب برای مصارفی با ارزش بالاتر نیازمند هماهنگی بین وزارتخانه‌های مختلف، افزایش شفافیت نظارتی و اشتراک‌گذاری داده‌هاست. آن دسته از مشوق‌هائی برای حفاظت از آب و نوآوری موردنیاز است که در راستای تغییر روش مدیریت آب هستند. این امر می‌تواند از طریق سیاست‌ها، قیمت‌گذاری، تخصیص یا آیین‌نامه‌ها باشد. اگر آب در دسترس نباشد و یا بیش از حد گران شود، کاربران آب در ایران و به دلیل وابستگی شدید معیشت‌شان به آب، واکنش نشان خواهند داد. آنها بدعت‌های جدیدی را برای دور زدن قوانین کشف خواهند کرد.

    از فرصت استفاده کنیم

    این پژوهشگر حوزه آب تاکید کرد: عدم استفاده از فرصت‌های اندک باقیمانده، پیامدهای مهمی برای ثبات سیاسی، اقتصادی و محیطی در کشور و فراتر از آن خواهد داشت. عدم رسیدگی به چالش‌های آب می‌تواند بر سمت و ثبات سیاسی مردم تأثیرات جدی داشته باشد.

     حل چالش آب از مسیر FATF و برجام

    وی افزود: همه کارشناسان دغدغه‌مند در حوزه آب و محیط زیست تاکید می‌کنند که به منظور کاهش تبعات تنش و بحران آب، یگانه راه‌کار باقیمانده اصلاح سیاست‌های کلان و فراهم شدن امکان تعامل با جهان، پیوستن به FATF و احیای برجام معرفی می‌کنند تا در اثر آن امکان بهره‌برداری از سایر پتانسیل‌های کشور به خصوص توسعه گردشگری فراهم و فشار از روی منابع آب برداشته شود.

    ۶۰ درصد تحریم‌کننده انتخابات؛ رییس‌جمهور اصلح را انتخاب کنند

    وی خاطرنشان کرد: انتظار می‌رود در دور دوم، بخشی از آن ۶۰ درصد شرکت نکرده در انتخابات به منظور اصلاح امور وارد میدان رای دادن شوند و رییس‌جمهور اصلح را با رایی بالا انتخاب کنند تا کشور در مسیر اصلاحات اصولی و بنیادی قرار گیرد. البته انتظار داریم نامزد موردنظر به مهم‌ترین وعده خود عمل کند، آنجا که به روشنی اعلام کرده است که اگر نتوانند مشکلات و بحران‌های کشور را برطرف کنند، استعفا خواهند داد.