برچسب: گاز

  • نباید همه تخم مرغ‌های تجارت گاز را در سبد روسیه بگذاریم

    نباید همه تخم مرغ‌های تجارت گاز را در سبد روسیه بگذاریم

    به گزارش اقتصادران، مهران امیرمعینی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایلنا، درباره وضعیت تجارت گاز بعد از جنگ اخیر اظهار داشت: کلا به نوعی می‌توان گفت که با توجه به مباحث محدودیت در تنگه هرمز وعدم صادرات قطر به اروپا؛ بازار گاز متحول و دگرگون شده است.

    وی درباره تعریف بازارهای جدید گازی از سوی ایران بعد از پایان شرایط ناآرامی و رفع احتمالی تحریم‌ها گفت: برای ورود به بازار جدید گاز در بلندمدت مباحث سرمایه‌گذاری مطرح است و تا زمانی که موضوع تحریم حل نشود نمی‌توانیم امیدوار باشیم که صنعت گاز ایران توسعه پیدا کند که به فکر صادرات هم باشیم، باتوجه به مشکلاتی که در صنعت نفت و گاز در جنگ اخیر صدمه دیده، بعید است در میان مدت بتوانیم رویکرد جدیدی در حوزه تجارت گاز اتخاذ کنیم.

    این کارشناس ارشد حوزه انرژی تاکید کرد: در میان مدت و در ۵ سال آینده شرایط خوبی در حوزه گاز متصور نیست. در نهایت باید صادرات به ترکیه و عراق را حفظ کنیم، اما اگر تحریم حل شود با فرض اینکه جذب سرمایه داشته باشیم و میادین را توسعه دهیم، می‌توانیم به فکر بازار جدید باشیم.

    وی خاطرنشان کرد: اگر موضوع تحریم حل شد قطعا بحث صادرات به پاکستان جدی است چون قرارداد هم داریم و می‌توان مذاکرات را بر اساس شرایط جدید نهایی کرد و در بازار گاز این کشور مشارکت داشته باشیم.

    امیرمعینی تصریح کرد: در بلندمدت و طی مدت ۱۰ساله باید روی صادرات از مسیر ال ان جی تمرکز کنیم که این پروژه نیز نیاز به تکنولوژی و سرمایه‌گذاری سنگین دارد و با توجه به شرایط حاکم فعلا چشم‌انداز خوبی متصور نیست، زیرا بازار و صنایع داخل کشور نیز گازمحور است و نیاز گازی کشور همواره در حال افزایش است و باید برنامه ریزی کنیم که تقاضای داخل پوشش داده شود.

    وی با بیان اینکه موضوع همه اقتصاد کشور، صنعت گاز و تجارت گاز به تحریم گره خورده، گفت: باید شرایط سیاسی با ثبات شود تا جذب سرمایه داشتیم، در ۱۰ سال گذشته شاهد بودیم که با منابع داخلی کشور نتوانستیم صنعت نفت و گاز کشور را توسعه دهیم و در کنار آن مشکل تکنولوژی نیز داریم. هرچند در حوزه مدیریت پروژه اوضاع خوبی داریم اما تمام فاکتورها باید در کنار هم توسعه نفت و گاز کشور را رقم بزند.

    این کارشناس حوزه نفت و گاز با اشاره به اینکه شرایط سیاسی روی توسعه نفت و گاز کشور سایه افکنده است، ابراز امیدواری کرد که مشکل تحریم حل شود تا در عرصه نفت و گاز سرمایه مورد نیاز را برای بهبود شرایط اقتصادی کشور جذب کنیم.

    وی درباره اوضاع تامین انرژی در اروپا بعد از جنگ رمضان نیز توضیح داد: شرایط اروپا بعد از جنگ روسیه و اوکراین متفاوت شده است و معمولا سهم عمده بازار گاز اروپا را امریکا در اختیار گرفته و به نوعی تامین کننده اصلی شده است و بعبارت دیگر اکنون باتوجه به سیاست‌گذاری‌های صورت گرفته روسیه نقش عمده‌ای در اروپا ندارد.

    امیرمعینی درباره امکان ورود ایران به بازار اروپا بعد از رفع تحریم‌ها گفت: برای بازار اروپا باید از طریق ال ان جی وارد شویم خط لوله نیاز به عبور از چند کشور و مذاکرات و قرارداد دارد، که پروسه آن چندین سال طول می‌کشد. بهترین کار ال ان جی است هرچند بازار اروپا رقابتی است و احتمالا سخت فروش برود اما مزیت ال ان جی این است که می‌توانیم تمام بازارها را به عنوان گزینه داشته باشیم و در صورت از دست دادن یک بازار به دیگر بازارها سوئیچ کنیم. اما در مورد خط لوله قدرت مانور کمتری داریم، در کل در حوزه ال ان جی تکنولوژی حرف اول می‌زند و در ابتدای امر سرمایه‌گذاری روی میادین هم مطرح است.

    وی در ادامه درباره امکان همکاری گازی ایران و روسیه بیان کرد: ابتدا باید در نظر داشته باشیم که روسیه در حوزه انرژی و بخصوص گاز رقیب ما است اما در هر حال اکنون شرایطی است که راحت‌تر می‌توانیم با این کشور مذاکره کنیم چون بازار اروپا را از دست داده و بدنبال بازارهای جدید هستند ما طی ۶ تا ۷ سال گذشته نتوانستیم با روس‌ها به توافق برسیم، همواره تفاهم نامه‌هایی باهم داشته‌ایم اما هیچگاه منجر به قرارداد نشده و تفاهمنامه‌ها علمیاتی نشده است.

    این کارشناس حوزه انرژی خاطرنشان کرد: می‌توانیم با روس‌ها برای تجارت گاز وارد مذاکره شویم اما در عین حال گذاشتن همه تخم مرغ‌ها در سبد روسیه نیز منطقی نیست. برای تجارت گازی با روسیه می‌توانیم گاز را از این کشور دریافت و در جنوب کشور از مسیر خط لوله و یا به صورت ال ان جی تحویل دهیم و یا در کل گاز را سواپ کنیم.

    وی تاکید کرد: به هرحال به یاد داشته باشیم که هیچ کشوری و از جمله روسیه در بازار با دیگران سهیم نمی‌شود ما می‌توانیم گاز روسیه را سواپ کنیم و در تجارت گاز مشارکت کنیم، در کوتاه مدت نیز به گاز این کشور نیاز داریم، در ۴ تا ۵ سال آینده می‌تولنیم گاز روسیه را بخریم و منافع داخل کشور تامین و در بلندمدت تجارت داشته باشیم.

  • مهره طلایی هرمز در شطرنج بازار گاز

    مهره طلایی هرمز در شطرنج بازار گاز

    به گزارش اقتصادران، رضا نوشادی در ارزیابی جنگ رمضان و آنچه در حوزه تجارت و کریدورهای گازی جهان اتفاق افتاد، اظهار داشت: ابتدا اینکه قطر سالانه ۷۵ میلیون تن تولید ال ان جی داشته که اکنون با انسداد تنگه هرمز به صفر رسیده است، از جمله تولیدکنندگان ال ان جی کشورهای امریکا، استرالیا، قطر و چند کشور آفریقایی هستند که حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد ال ان جی دنیا توسط قطر تامین می شود.

    وی توضیح داد: چندین مجتمع تولید ال ان جی در ماجرای جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران در قطر مورد تهاجم قرار گرفته که در این خصوص سه برآورد وجود دارد؛ برآورد خوشبینانه اینکه ۱۵ تا ۲۰ درصد تجهیزات آسیب دیده، واقع بینانه ۳۰ تا ۴۰ درصد و در پیش بینی بدبینانه تا ۷۰ درصد برآورد خسارت شده است. هر کدام از این اعداد را حتی با فرض بازگشایی تنگه هرمز ملاک قرار دهیم بخشی از ال ان جی از این مسیر تردد نخواهد کرد یعنی یک سوم این ال ان جی به مقصد اروپا و دو سوم نیز به کره، ژاپن ‌ چین می‌رفت، بنابراین این کشورها برای تامین انرژی با مشکل مواجه می شوند.

    مدیر عامل پیشین شرکت مهندسی و توسعه گاز ایران ادامه داد: با توجه به خلایی هم که در حوزه گازوییل اتفاق می‌افتد اگرچه قیمت دو برابری را نسبت به گاز دارد اما واقعیت اینکه حوزه سوخت مایع نیز با فشار و مشکل جدی مواجه می‌شود.

    وی با پیش بینی اینکه بصورت معمول افزایش قیمت را در حوزه گاز خواهیم داشت، بیان کرد: با اتفاقی که در تنگه هرمز رخ داده قطعا واکنش گاز نسبت به نفت عمیق‌تر بوده و با وجود همه اقداماتی که امریکا به لحاظ ورود در بازار معاملات و اقدامات خبری از جمله اجازه تردد چند کشتی که ترامپ این را بعنوان دستاورد اعلام می کند تا روی قیمت نفت تاثیر بگذارد؛ اما قیمت روند رو به رشد خود را طی می کند.

    نوشادی در ادامه به وضعیت تامین گاز اروپا پرداخت و گفت: در ماجرای سال ۲۰۲۲ و انفجار خط لوله نورد استریم یک و دو؛  در سال ۲۰۲۵ قرارداد انتقال گاز روسیه به اروپا از مسیر اوکراین به اتمام رسید و کشورهایی که در اروپا از گاز روسیه تغذیه می‌کردند، اعلام کردند که تا سال ۲۰۲۷ به قراردادهای خود خاتمه می دهند و اکنون به نظر می رسد اتحادیه اروپا ظرفیتی برای جایگزینی انرژی های دیگر نیز ندارد و این بحران برای اروپا آزاردهنده است.

    وی افزود: بر اساس گزارش بلومبرگ قبض انرژی ۱۰۰۰ میلیارد دلاری  در سال ۲۰۲۲ روی دست اروپا مانده و اگر انسداد تنگه هرمز هم ادامه داشته باشد ضربه و هزینه‌های انرژی در اروپا کماکان تداوم خواهد داشت.

    این تحلیلگر ارشد حوزه انرژی با اشاره به تشدید تنش گازی در اروپا تصریح کرد: چالش اروپا از ۲۰۲۲ بدتر خواهد بود، از این جهت که اروپا در سال ۲۰۲۲ گزینه تامین گاز از قطر را داشت که اکنون ندارد و هم اینکه تا حدی صرفه جویی کردند که ابتدای شروع روی re-engeeniring و اصول مهندسی مجدد کار کردند اما هرچه جلوتر می‌رود درصدهای بهینه‌سازی عددهای کمتری را به خود اختصاص می‌دهد و از این جهت مشکلات بیشتری نسبت به سال ۲۰۲۲ خواهند داشت، البته ممکن است اتفاقی که در مورد تحریم نفت روسیه رخ داد در مورد گاز روسیه نیز حادث شود یعنی به کشورهای اروپایی این اجازه داده شود که از روسیه گاز تامین کنند و این مهمترین اتفاقی است که قابل پیش بینی است.

    وی تاکید کرد: حتی اگر از موضوعات فوق الذکر نیز صرفنظر کنیم به هرحال ترامپ و اسراییل تا مدتی می توانند قیمت ها در بازار انرژی را با خبرسازی ها پایین نگه دارند؛ روزی که نفت و گازی برای عرضه وجود نداشته باشد چاره‌ای جز این ندارند که تسلیم واقعیت بازار شوند.

    نوشادی یادآور شد: در هر حال تاکنون گاز هم نسبت به نفت واکنش شدیدتری داشته و هم اینکه پیش بینی می شود واکنش قیمتی بالاتری را تجربه کند.

    وی در ادامه درباره احتمال تغیبر در کریدورهای گازی منطقه در پساجنگ رمضان گفت: ایران از دیرباز و نزدیک ۴ دهه مسئله تنگه هرمز را مطرح می کرد. بر این اساس عربستان و امارات خطوط لوله ای را برای روز مبادا احداث کردند و بخشی از تولیدات صادراتی خود را با دور زدن تنگه هرمز از این خطوط ارسال می کردند.

    این کارشناس ارشد حوزه انرژی خاطرنشان کرد: ایران بالاخره کارت طلایی تنگه هرمز را استفاده کرد اما با وجودی که ایران هیچگاه این اهرم مهم را بکار نگرفته بود؛ عربستان و امارات تمهیداتی اندیشیده بودند و امروز در دنیای جدید و با اتفاقاتی که رخ داده حتما به صورت جدی گزینه های موازی با تنگه هرمز را در دستور کار قرار داده و بدنبال کریدورهای خواهند رفت اما واقع امر اینکه توافقات سیاسی، مراحل مهندسی و اجرای این پروژه ها سال ها زمان می برد کما اینکه برای احداث خط لوله غرب به شرق عریستان شاید دو دهه زمان صرف شد.

    وی گفت: اکنون از کارت تنگه هرمز استفاده شده و اسلحه کشیده شده بنابراین منطقا کشورها دنبال کریدورهای جدید نفت و گاز خواهند رفت، اگرچه اجرای این کریدورها هزینه داشته و انتقال نفت و گاز از آنها گرانتر باشد اما قطعا شاهد معماری و اقدامات اولیه در این حوزه خواهیم بود.

  • شاهرگ گاز جهان قطع شد!

    شاهرگ گاز جهان قطع شد!

    به گزارش اقتصادران، جهان در هفته‌های اخیر با یک شوک بی‌سابقه در بازار انرژی مواجه شده است: توقف تقریبا کامل صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) از قطر به دنبال حملات نظامی به تأسیسات این کشور. این رویداد که اولین قطع صادرات قطر از ۱۸ سال پیش تاکنون محسوب می‌شود، زنجیره‌ای از افزایش قیمت‌ها، رقابت فشرده میان خریداران و نگرانی‌های عمیق از کمبود پایدار انرژی را در پی داشته است.بر اساس گزارش‎‌های منتشر شده، شرکت «قطر انرژی» از دوم مارس (۱۲ اسفند) به دلیل خسارت‌های وارده به تأسیسات کلیدی در رأس لفان و مسیعد، تولید خود را متوقف و سپس «حالت فورس ماژور» اعلام کرد. هرچند نخستین محموله پس از این حادثه روز جمعه گذشته بارگیری شد، اما از آن زمان تاکنون (هفتمین روز متوالی) هیچ محموله‌ای از این بندر راهی بازارهای جهانی نشده است. هم‌زمان، با تشدید تنش‌ها در منطقه و بسته شدن عملاً مسیر استراتژیک تنگه هرمز، که حدود ۲۰ درصد از تولید جهانی LNG از آن عبور می‌کند، زنجیره تأمین با اختلالی مضاعف روبرو شده است.

    تاثیر آنی بر قیمت‌های جهانی

    بازارهای اروپایی نخستین واکنش را به این بحران نشان دادند. پس از یک کاهش موقت، قیمت‌های عمده‌فروشی گاز در اروپا و بریتانیا روز چهارشنبه با جهشی محسوس روبرو شد. گزارش‌ها از کارگذاری مین در تنگه هرمز توسط ایران، نگرانی‌ها را نسبت به تداوم قطع جریان گاز قطر و طولانی‌شدن درگیری‌ها تشدید کرد.بر این اساس، قیمت مرجع گاز در اروپا (TTF) با ۵.۷ درصد افزایش به ۵۰.۰۹ یورو در هر مگاوات ساعت و قرارداد آوریل در بریتانیا با ۶.۰۳ درصد رشد به ۱۲۷.۹۰ پنس رسید. تحلیلگران گروه بورس لندن تأکید می‌کنند که این تحولات، موانع جدی بر سر راه ازسرگیری سریع حمل و نقل ایجاد کرده است.

    آسیا در صف خرید فوری؛ رقابت نفس‌گیر با اروپا

    وزن اصلی شوک ناشی از توقف صادرات قطر، بر پیکره اقتصادهای آسیایی وارد شده است. قطر تأمین‌کننده اصلی گاز این قاره است و کشورهایی مانند هند، بنگلادش و تایلند برای جبران کمبود، به بازار نقدی (Spot Market) روی آورده‌اند. اما این تلاش‌ها با چالش بزرگی روبرو شده است: نبود پیشنهاددهنده و قیمت‌های سرسام‌آور. در مناقصه‌های اخیر برای تحویل ماه مارس، از جمله مناقصه هند، هیچ خریدی انجام نشده که نشانگر کمبود شدید عرضه فوری است.این وضعیت، رقابتی تنگاتنگ میان دو قطب بزرگ مصرف را رقم زده است. از یک سو، اروپا در پایان یک زمستان سرد، نیازمند پر کردن دوباره ذخایر خود برای زمستان آینده است. از سوی دیگر، کشورهای جنوب شرق آسیا خود را برای موج گرمای پیش رو و افزایش تقاضای انرژی آماده می‌کنند. داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد که از زمان آغاز بحران، حداقل ۹ محموله که عازم اروپا بودند، مسیر خود را به سمت آسیا تغییر داده‌اند؛ روندی که در روزهای اخیر شتاب گرفته است.

    هشدار درباره «کمبود سریع» و آینده مبهم بازار

    تحلیل‌گران بانک استرالیا و نیوزلند (ANZ) هشدار می‌دهند که واردات جهانی LNG با کاهش ۲۶ درصدی نسبت به هفته قبل مواجه شده و ذخایر اضطراری به سرعت در حال اتمام است. مهم‌تر آنکه، دو تأمین‌کننده بزرگ دیگر، یعنی آمریکا و استرالیا، در حال حاضر با حداکثر ظرفیت خود در حال تولید هستند و امکان افزایش چشمگیر صادرات آنها وجود ندارد.در این میان، مؤسسات مالی پیش‌بینی‌های خود را اصلاح کرده‌اند. تحلیلگران مورگان استنلی هشدار می‌دهند که اگر توقف صادرات قطر بیش از یک ماه طول بکشد، بازار جهانی با «کمبود سریع» روبرو خواهد شد. آن‌ها که پیش‌تر مازاد عرضه ۶ تا ۸ میلیون تنی را برای امسال پیش‌بینی کرده بودند، اکنون سناریوی کاملاً متفاوتی را ترسیم می‌کنند. گلدمن ساکس نیز تأکید کرده که عدم قطعیت در مورد طول دوره این شوک عرضه، بزرگ‌ترین عامل افزایش بهای گاز در آینده نزدیک خواهد بود. با تداوم این وضعیت، جهان در آستانه فصل گرم، با بازاری پرالتهاب، کم‌عرضه و گران‌قیمت روبروست که رقابت برای بقا در آن، به سخت‌ترین آزمون خریداران انرژی تبدیل شده است.

  • بازار نفت و گاز در کما؟!

    بازار نفت و گاز در کما؟!

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت تحت تأثیر جنگی دیگر در خاورمیانه رکوردشکنی کرد. بهای نفت که تا پیش از جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا در میانه کانال ۶۰ دلار بود، با گذشت بیش از یک هفته از این جنگ، به بالاترین سطح خود از اواسط سال ۲۰۲۲ رسیده است. همچنین بهای گاز در بازار اروپا جهش داشته و وضعیتی مشابه آغاز جنگ روسیه و اوکراین را پدید آورده است. وضعیتی که انتظار می‌رفت اروپا را برای تأمین انرژی به دردسر کلان بیندازد، اما قیمت نفت و گاز به‌سرعت تعدیل شد. حال پرسش این است که شوک دوباره در بازار انرژی آیا می‌تواند اتفاقی مشابه جنگ روسیه و اوکراین را در بازار نفت و گاز رقم بزند؟

    قیمت‌های ناآرام نفت و گاز

    ‌قیمت نفت خام برنت در ساعت‌های ابتدایی روز دوشنبه در معاملات بازار‌های آسیایی تا هر بشکه بیش از ۱۱۷ دلار رسید که معادل ۲۷ درصد افزایش قیمت نسبت به آخرین روز کاری هفته گذشته بود.

    همچنین روز گذشته، قیمت گاز طبیعی در اروپا بیش از ۳۰ درصد جهش کرد. در همین زمینه الجزیره نوشت: «قرارداد مرجع گاز هلندی (TTF) حدود ۳۰ درصد بالا رفت و به سطوح بالایی رسید. این جهش پس از توقف تولید گاز طبیعی مایع (LNG) در قطر -پس از حملات ایران به تأسیسات انرژی- و اختلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز رخ داد. قطر به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان LNG، حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی را تحت تأثیر قرار داده است».

    ‌جهش قیمت نفت و گاز در شرایطی رخ می‌دهد که به دلیل بروز جنگ، ریسک عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز بالا رفته است. آن هم در شرایطی که چیزی حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد نفتکش‌های جهان از تنگه هرمز عبور می‌کنند. گذشته از این، هدف قرار‌گرفتن شماری از تأسیسات نفت و گاز منطقه، صادرات کشور‌های نفتی حاشیه خلیج فارس را مختل کرده است. شرکت قطر انرژی در بیانیه‌ای اعلام کرد بخشی از تأسیسات ذخیره گاز قطر آسیب دیده و فعالیت این شرکت متوقف شده است. گذشته از این، برخی بنادر امارات و عمان هدف قرار گرفت و عربستان از آسیب به تأسیسات نفتی آرامکو خبر داد. همچنین گزارش‌هایی از اصابت موشک به تأسیسات نفت و گاز اقلیم کردستان عراق وجود دارد.

    در ادامه این رخدادها، روسیه اخیرا اعلام کرده است صادرات گاز خود را به اروپا قطع می‌کند. در همین زمینه، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه مدعی شده است در حال حاضر بازار‌های دیگری برای روسیه در حال گشوده‌شدن هستند. به همین دلیل روسیه درصدد است دیگر به کشور‌های اتحادیه اروپا گاز ارسال نکند.

    پوتین البته گفت فعلا فقط در حال بررسی این موضوع است و «هنوز تصمیمی در این‌باره گرفته نشده»، اما به دولت و شرکت‌های روسی دستور داده است چنین اقدامی را بررسی کنند. پوتین همچنین بار دیگر تأکید کرد که روسیه می‌خواهد یک تأمین‌کننده قابل اعتماد برای اروپا باقی بماند. با‌این‌حال منظور او بیشتر مشتریان وفاداری مانند مجارستان و اسلواکی است.

    مجموع این اتفاقات سبب شده است بازار نفت و گاز جهان شوکی دیگر را تجربه کنند. پیش از این در سال ۲۰۲۲ و با آغاز جنگ روسیه و اوکراین، بازار نفت و گاز چنین وضعیتی را تجربه کرده بود. وضعیتی که کلیدواژه «زمستان سخت اروپا» را سر زبان‌ها انداخت و اشاره آن به وضعیتی بود که اروپا برای تأمین سوخت مورد نیاز به بن‌بست می‌خورد. این کلیدواژه، اما محاسبات اشتباهی برای برخی سیاست‌گذاران رقم زد و قیمت نفت و گاز به‌سرعت به تعدیل رسید.

    حالا دوباره بازار نفت و گاز جهان شوک قیمت را تجربه می‌کند. هرچند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، معتقد است شوک بازار انرژی کوتاه‌مدت است.

    با‌این‌حال، پرسشی که وجود دارد، این است که آیا این بار هم بازار نفت و گاز وضعیتی مشابه جنگ روسیه و اوکراین را تجربه خواهند کرد؟

    تحلیلگران چه می‌گویند؟

    ‌حمیدرضا صالحی، عضو کمیسیون انرژی اتاق تهران، به «شرق» می‌گوید: تهران نباید معادلات سیاسی خود را بر‌اساس قیمت‌ها در بازار انرژی بچیند. او تأکید می‌کند که آمریکا تولیدکننده بزرگ نفت و گاز است و با افزایش قیمت سوخت، می‌تواند درآمد بیشتری به دست آورد؛ بنابراین وضعیت انرژی بیش از آنکه برای آمریکا شکننده باشد، برای اروپا شکننده است. گذشته از این، چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده انرژی از کشور‌های حاشیه خلیج فارس مطرح است و ادامه این وضعیت می‌تواند چین را وارد غائله کند.

    در همین زمینه اخیرا دونالد ترامپ، اعلام کرده است صادرات انرژی به چین را محدود می‌کند؛ بنابراین تداوم فشار در بازار انرژی می‌تواند چین را مجبور به شکستن سکوت و اتخاذ موضع کند.

    محمود خاقانی، دیگر کارشناس انرژی، به «شرق» می‌گوید: در حال حاضر انگلیس و امارات معاهده دفاعی دارند و ممکن است طولانی‌شدن اختلال در بازار انرژی و وضعیت شکننده اروپا در این بازار سبب شود کشور‌های اروپایی و از‌جمله انگلیس هم وارد غائله جنگ شوند؛ بنابراین ایران نباید وارد این بازی جنگ افروزان شود.

    از آن سو، حسن مرادی، دیگر کارشناس انرژی، معتقد است افزایش قیمت انرژی برای اروپا می‌تواند کشور‌های اروپایی را وادار کند که به چین و اسرائیل برای اتمام جنگ فشار وارد کنند. او در ادامه توضیح می‌دهد که در حال حاضر اروپا و کشور‌های شرق دور بدترین وضعیت را در بازار انرژی تجربه می‌کنند. به گفته مرادی، کره جنوبی فقط هشت روز ذخیره گاز مایع یا LNG در اختیار داشت که هم‌اکنون این ذخیره به پنج روز رسیده است. همچنین ذخایر گاز LPG هم شکننده است و همین مسئله کشور‌های شرق دور و از‌جمله چین را زیر فشار می‌گذارد. در نتیجه اروپا و شرق دور نمی‌تواند این وضعیت بدشگون بازار انرژی را نادیده بگیرد. به‌جز این صادرکنندگان انرژی مانند کشور‌های حاشیه خلیج فارس هم نمی‌توانند به‌طور طولانی‌مدت این وضعیت را تحمل کنند. بنابراین، این اتفاق موجب می‌شود این کشور‌ها برای پایان جنگ به آمریکا و اسرائیل فشار وارد کنند.

    حمیدرضا صالحی، کارشناس انرژی، اما چندان با این نگاه موافق نیست و معتقد است هرچند اروپا به گاز روسیه وابستگی درخورتوجهی داشت، ولی با رویکرد سیاسی به ماجرا، عزم خود را جزم کرد که روسیه را تحریم کند و از آن سو فشار وارد به بازار نفت و گاز جهان به طول نینجامید و اروپا توانست به‌خوبی از این بحران عبور کند.

    او به توسعه شایان توجه انرژی‌های تجدیدپذیر و مالیات سنگین کربن برای بنگاه‌های اقتصادی در اروپا اشاره می‌کند و می‌گوید که اروپا حتی با نگاه حفاظت از محیط زیست، تصمیم قاطعی برای کاهش وابستگی به انرژی‌های فسیلی دارد و می‌تواند از این بحران هم عبور کند. ضمن اینکه طولانی‌شدن جنگ روسیه و اوکراین هم نتوانست شوک قیمت در بازار انرژی را پایدار نگه دارد؛ بنابراین حتی اگر جنگ ایران و اسرائیل و آمریکا طولانی شود نیز بازار می‌تواند به تعادل برسد.

    محمود خاقانی، کارشناس انرژی، نگاهی مشابه صالحی دارد. او تأکید می‌کند: «آمریکا به دنبال سلطه بر بازار انرژی جهان است و در حال حاضر که نفت و گاز عراق را به‌طور کامل در اختیار دارد، از آن سو ذخایر نفت ونزوئلا را نیز در اختیار گرفته است. همچنین کشور‌های حاشیه خلیج فارس به‌نوعی شرکای استراتژیک آمریکا هستند. در این میان، با طرح صلح غزه، آمریکا به دنبال در اختیار گرفتن ذخایر گاز دریای مدیترانه و فلسطین است. در این بین، به دلیل استقلال ایران، تسلطی بر منابع نفت و گاز و به‌ویژه گاز ایران ندارد که در حال حاضر به دنبال آن است».

    این کارشناس ادامه می‌دهد: «دونالد ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود و در سال ۲۰۱۷ گفته بود به دلیل سقوط ارزش دلار به دنبال ایجاد یک پشتوانه هیدروکربنی برای پول آمریکاست و این سلسله اقدامات ترامپ برای تسلط بر بازار انرژی جهان می‌تواند در قالب همین دیدگاه تفسیر شود؛ بنابراین آمریکا و شرکای اروپایی آن از پیش سناریو‌های افزایش قیمت انرژی و راهکار‌های آن را پیش‌بینی کرده‌اند و دولت بهتر است روی بازار نفت و گاز حساب زیادی باز نکند».

    به گفته خاقانی، در حال حاضر بازار نفت جهان به دست شرکت‌های نفتی بزرگ و بانک‌هاست که منابع مالی درخورتوجهی دارند و آنها از نوسان‌گیری کوتاه‌مدت در این بازار سود و منفعت می‌برند و ایران نباید بیش از حد روی بازار جهانی نفت و گاز حساب باز کند.

  • گاز گرفتگی اقتصاد / تجارت گاز به پایین‌ترین سطح چهار سال اخیر رسید

    گاز گرفتگی اقتصاد / تجارت گاز به پایین‌ترین سطح چهار سال اخیر رسید

    به گزارش اقتصادران، گاز طبیعی همچنان ستون اصلی تامین انرژی کشور است؛ به‌طوری که در سال ۱۴۰۳ حدود ۷۰.۶ درصد از کل انرژی تولیدی کشور و ۵۴.۵ درصد از سبد انرژی بخش‌های مصرفی به گاز وابسته بوده است. این وابستگی بالا، در کنار رشد مصرف در زمستان و عقب‌ماندگی شاخص‌های کلیدی برنامه هفتم توسعه، نشان می‌دهد که مسئله ناترازی گاز همچنان یکی از چالش‌های راهبردی اقتصاد انرژی ایران باقی مانده است.

    رشد ۱۳ درصدی تولید گاز خام در سال ۱۴۰۳

    تولید گاز خام کشور در سال ۱۴۰۳ به ۱۰۹۷ میلیون مترمکعب در روز رسیده که نسبت به سال ۱۴۰۲ رشد ۱۳ درصدی داشته است. با این حال، این میزان تولید در مقایسه با اهداف تعیین‌شده در برنامه هفتم توسعه، تنها ۳۶ درصد تحقق نسبت به هدف نهایی برنامه را نشان می‌دهد؛ موضوعی که به‌وضوح بیانگر فاصله قابل توجه میان روند فعلی تولید و اهداف بلندمدت کشور است.

    از سوی دیگر، گاز تحویلی به شرکت ملی گاز ایران در همین سال معادل ۸۳۰ میلیون مترمکعب در روز بوده که حدود ۷۳.۱ درصد آن از پالایشگاه‌های پارس جنوبی تامین شده است؛ سهمی که در سال‌های اخیر تقریبا ثابت مانده و نشان می‌دهد همچنان اتکای اصلی تولید گاز کشور بر دوش میدان مشترک پارس جنوبی است.

    به علت مشترک بودن این میدان با قطر و تجهیز این کشور به بروزترین سخت‌افزار‌های استخراج، افت فشار در میدان پارس جنوبی جم با شتاب فزاینده‌ای دنبال می‌شود. اتفاقی که سبب می‌شود سهم ایران از پارس جنوبی جم روز به روز کاهش یابد. اتفاقی که می‌تواند امنیت انرژی کشور را در معرضی تهدیدی بزرگ قرار دهد.

    تجارت گاز در پایین‌ترین سطح چهار سال اخیر

    در حوزه تجارت گاز، یعنی مجموع صادرات و واردات، متوسط عملکرد سال ۱۴۰۳ حدود ۴۵ تا ۴۶ میلیون مترمکعب در روز گزارش شده که کمترین میزان در چهار سال اخیر محسوب می‌شود.

    این در حالی است که مطابق تکالیف برنامه هفتم، ایران باید تا پایان برنامه، صادرات گاز را به حدود ۱۰۹ میلیون مترمکعب در روز و واردات را به حدود روزانه ۵۵ میلیون مترمکعب برساند؛ هدفی که با روند فعلی فاصله قابل توجهی دارد.

    ذخیره‌سازی؛ حلقه ضعیف امنیت انرژی ایران

    یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مدیریت بحران ناترازی فصلی، میزان ذخیره‌سازی گاز است. در سال ۱۴۰۳، در اوج مصرف تنها حدود ۲۵ تا ۲۶ میلیون مترمکعب در روز از محل ذخیره‌سازی تامین شده است؛ یعنی فقط حدود ۳.۱ درصد از گاز مورد نیاز.

    این در حالی است که طبق برنامه هفتم، کشور باید میزان برداشت از محل ذخیره‌سازی را در اوج مصرف به ۱۲۰ میلیون مترمکعب در روز افزایش دهد. به بیان دیگر، ایران همچنان با یک عقب‌ماندگی سنگین در توسعه مخازن ذخیره‌سازی روبه‌رو است؛ موضوعی که در زمستان به شکل مستقیم خود را در بحران افت فشار، محدودیت صنایع و جایگزینی سوخت مایع نشان می‌دهد.

    در بخش مصرف نیز آمار‌ها نشان می‌دهد کل مصارف گازرسانی در سال ۱۴۰۳ حدود ۶۹۸ میلیون مترمکعب در روز بوده که نسبت به سال قبل ۲.۶ درصد افزایش داشته است.

    اما نکته مهم این است که رشد مصرف در همه بخش‌ها یکسان نبوده است. بخش کشاورزی با رشد ۲۵.۲ درصدی بیشترین افزایش مصرف را ثبت کرده است. بخش خانگی نیز از نظر حجم افزایش، بیشترین رشد را داشته و حدود ۲۴.۵ میلیون مترمکعب در روز به مصرف آن اضافه شده است.

    گاز گرفتگی اقتصاد/ تولید هم حریف مصرف نشد

    علت اصلی این جهش، کاهش دمای زمستان ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل بوده است؛ به‌طوری که متوسط دمای زمستان سال ۱۴۰۳ حدود ۸.۱ درجه و در سال ۱۴۰۲ حدود ۹.۶ درجه ثبت شده است.

    اجبار به سوخت مایع، مصرف گاز را کنترل کرد

    در مقابل، بخش نیروگاهی با کاهش مصرف گاز مواجه بوده و حدود ۱۱.۱ میلیون مترمکعب در روز افت مصرف داشته است. دلیل اصلی این موضوع، کاهش تخصیص گاز به نیروگاه‌ها و افزایش استفاده از سوخت مایع عنوان شده است. این مسئله از منظر اقتصاد انرژی یک هشدار جدی محسوب می‌شود، زیرا افزایش مصرف سوخت مایع می‌تواند هزینه تولید برق را بالا ببرد، آلودگی هوا را تشدید کند و فشار مضاعفی بر بودجه و زنجیره تامین فرآورده‌های نفتی وارد سازد.

    آمار‌ها نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۳ تعداد مشترکان گاز طبیعی کشور به حدود ۲۹.۰۲ میلیون مشترک رسیده است. در همین سال حدود ۶۲۰ هزار مشترک جدید به شبکه اضافه شده‌اند که بیشترین سهم مربوط به بخش خانگی بوده است.

    این رشد مشترکان در حالی رخ داده که رشد تولید و زیرساخت ذخیره‌سازی متناسب با آن پیش نرفته و در نتیجه، ناترازی در بخش‌های مختلف عمیق‌تر شده است.

    در آخر می‌توان گفت که هرچند تولید گاز خام در سال ۱۴۰۳ رشد داشته، اما شاخص‌های کلیدی نشان می‌دهد مسئله اصلی همچنان پابرجاست. افزایش مصرف و مشترکان سریع‌تر از توسعه ظرفیت تولید و ذخیره‌سازی پیش می‌رود.

    در چنین شرایطی، حتی با رشد تولید، کشور در زمستان ناچار به اعمال محدودیت برای صنایع، کاهش گاز نیروگاه‌ها و افزایش مصرف سوخت مایع می‌شود؛ روندی که هزینه‌های اقتصادی و زیست‌محیطی سنگینی به همراه دارد.

    به نظر می‌رسد بدون سرمایه‌گذاری جدی در توسعه مخازن ذخیره‌سازی، بهینه‌سازی مصرف و اصلاح الگوی تخصیص گاز، اهداف برنامه هفتم در حوزه گاز به‌سختی قابل تحقق خواهد بود.

  • پارادوکس تلخ «وفور منابع و کمبود انرژی» در ایران

    پارادوکس تلخ «وفور منابع و کمبود انرژی» در ایران

    به گزارش اقتصادران، ایران روی دریایی از گاز نشسته، اما هر سال با آغاز زمستان، نفسش به شماره می‌افتد و با رسیدن تابستان، شبکه انرژی‌اش زیر بار مصرف خم می‌شود. پارادوکس تلخ «وفور منابع و کمبود انرژی» حالا به یکی از مزمن‌ترین بحران‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است؛ بحرانی که نامش ناترازی گاز است و پیامدهایش از خاموشی نیروگاه‌ها تا توقف خطوط تولید صنایع را دربرمی‌گیرد. ایران یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان گاز طبیعی در جهان است، اما مساله اصلی نه در تولید اسمی، بلکه در عدم تعادل پایدار میان عرضه و تقاضا نهفته است. مصرف گاز در ایران طی دو دهه گذشته رشدی شتابان داشته؛ رشدی که نه متناسب با توسعه زیرساخت‌ها بوده و نه با منطق بهره‌وری انرژی.

    در روزهای سرد زمستان، مصرف گاز خانگی به بیش از دو سوم کل تولید روزانه می‌رسد. این حجم عظیم مصرف، عملا دست سیاستگذار را برای تامین نیاز نیروگاه‌ها و صنایع می‌بندد. نتیجه روشن است: کاهش گاز تحویلی به نیروگاه‌ها، بازگشت به سوخت‌های آلاینده و فشار مضاعف به شبکه برق. در تابستان نیز اگرچه مصرف خانگی گاز کاهش می‌یابد، اما رشد مصرف برق به‌واسطه کولرها، بار سنگینی بر دوش نیروگاه‌های گازی می‌گذارد. به این ترتیب، ناترازی گاز دیگر یک بحران فصلی نیست؛ بلکه به بحران دایمی چهار فصل تبدیل شده است. نخستین قربانی ناترازی گاز، نیروگاه‌ها هستند. در زمستان، کاهش یا قطع گاز تحویلی به نیروگاه‌ها، آنها را ناگزیر به استفاده از مازوت و گازوییل می‌کند؛ سوخت‌هایی پرهزینه، آلاینده و آسیب‌زننده به تجهیزات. این وضعیت نه‌تنها هزینه تولید برق را افزایش می‌دهد، بلکه آلودگی هوا را در کلانشهرها تشدید می‌کند. خاموشی‌های پراکنده، افت راندمان نیروگاه‌ها و افزایش هزینه تعمیرات، تنها بخشی از تبعات این چرخه معیوب است؛ چرخه‌ای که ریشه آن در ناترازی گاز نهفته است. صنایع انرژی‌بر، دیگر ضلع این بحرانند. هر زمستان، صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمی با کاهش سهمیه گاز یا قطعی کامل مواجه می‌شوند. این محدودیت‌ها به کاهش تولید، افزایش قیمت تمام‌شده و از دست رفتن بازارهای صادراتی منجر می‌شود.

    در بسیاری از کشورها، گاز کالایی اقتصادی با قیمت پلکانی و ابزار سیاستگذاری است؛ اما در ایران، به کالایی تقریبا رایگان تبدیل شده که انگیزه‌ای برای بهینه‌سازی باقی نمی‌گذارد. نتیجه این سیاست، فشار دایمی بر شبکه و عقب‌ماندن سرمایه‌گذاری در بخش بالادستی است. برخلاف تصور رایج، حل بحران ناترازی صرفا با افزایش تولید ممکن نیست. حتی توسعه میادین جدید نیز بدون اصلاح مصرف، تنها بحران را به تعویق می‌اندازد. بهینه‌سازی مصرف در بخش خانگی – از عایق‌کاری ساختمان‌ها تا نوسازی بخاری‌ها و موتورخانه‌ها -کم‌هزینه‌ترین و سریع‌ترین راهکار است. کاهش چند درصدی مصرف خانگی، می‌تواند گاز مورد نیاز چندین نیروگاه بزرگ را آزاد کند. قیمت‌گذاری انرژی، نقطه حساس و سیاسی این بحران است. اما تجربه جهانی نشان می‌دهد قیمت‌گذاری هوشمند و پلکانی، بدون فشار بر دهک‌های پایین، می‌تواند رفتار مصرف‌کننده را اصلاح کند. یارانه باید از «مصرف» به «مصرف‌کننده» منتقل شود؛ یعنی حمایت هدفمند از خانوارهای کم‌درآمد، نه تشویق مصرف بی‌رویه. کاهش وابستگی نیروگاه‌ها به گاز، یکی دیگر از کلیدهای حل بحران است. توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، نیروگاه‌های سیکل ترکیبی با راندمان بالا و حتی استفاده هدفمند از ذخیره‌سازی انرژی، می‌تواند فشار فصلی بر شبکه گاز را کاهش دهد. ایران از نظر خورشیدی و بادی ظرفیت بالایی دارد؛ ظرفیتی که هنوز به‌درستی فعال نشده است. کشورهایی مانند ترکیه یا حتی عربستان سعودی، با وجود منابع کمتر یا مشابه، از طریق تنوع‌بخشی به سبد انرژی، بهینه‌سازی مصرف و قیمت‌گذاری واقعی‌تر، توانسته‌اند ناترازی را کنترل کنند. تجربه این کشورها نشان می‌دهد بحران گاز، بیش از آنکه فنی باشد، مساله حکمرانی انرژی است. ناترازی گاز، آینه‌ای است که ضعف‌های ساختاری اقتصاد انرژی ایران را بی‌رحمانه نشان می‌دهد. زمستان‌های سخت و تابستان‌های پرمصرف، نتیجه سال‌ها تعویق تصمیم‌های دشوار است. اگر امروز اصلاح الگوی مصرف، قیمت‌گذاری و تنوع انرژی در دستور کار قرار نگیرد، بحران گاز از یک چالش فصلی، به تهدیدی پایدار برای امنیت انرژی و رشد اقتصادی کشور تبدیل خواهد شد.

  • اول بحران برق و آب؛ حالا هم که بحران گاز! / کمر پتروشیمی‌ها زیر بار صورتحساب‌های نجومی خم شد

    اول بحران برق و آب؛ حالا هم که بحران گاز! / کمر پتروشیمی‌ها زیر بار صورتحساب‌های نجومی خم شد

    به گزارش اقتصادران، در کشوری که بر دریایی از گاز طبیعی نشسته، صنایعی که قرار است با تبدیل این گاز به ارزش افزوده، طلای سیاه را به طلای واقعی بدل کنند، خود در بند کمبود و سوءمدیریت همان گاز به محاق رفته‌‌اند.

    این بحران، تنها یک مشکل لجستیکی نیست؛ بلکه نمادی از یک اشتباه راهبردی و رویکردی ضدتولید است که ریشه در سیاست‌های ناکارآمد توزیع و قیمت‌‌گذاری دولت‌های قبل دارد. هنگامی که ترازنامه گاز کشور به هم می‌ریزد اولین قربانی، نه بخش پرمصرف و کم‌بازده خانگی با شبکه‌ای عریض و طویل و یارانه‌ای سنگین که پتروشیمی‌ها هستند. اعلام توقف ۱۱۴ روزه تولید برخی مجتمع‌های بزرگ به دلیل محرومیت از خوراک، فریادی بلند از شکست مدیریت انرژی است. این قطعی‌ها نه‌تنها سود و برنامه‌ریزی بنگاه‌ها را بر باد می‌دهد، بلکه زنجیره ارزش ملی و اعتماد سرمایه‌گذاران را نیز می‌شکند. راهکاری که برای حل یک بحران (ناترازی) طراحی شده، خود به بحرانی بزرگ‌تر (تعطیلی صنعت ارزآور) تبدیل می‌شود. مشکل تنها کمبود فیزیکی نیست.

    پتروشیمی‌ها بالاترین نرخ گاز در بین مصرف‌کنندگان صنعتی را پرداخت می‌کنند. با این حال، همین گاه صورتحساب‌های نجومی، چنان سنگین می‌آید که پرداخت به‌موقع آن را ناممکن می‌سازد. به جای یافتن راه‌حل‌های مالی و همکاری، شمشیر قطع گاز به سرعت از رو بسته می‌شود.

    اینجاست که فاجعه عمیق‌تر می‌شود: «گاز» از یک نهاده تولید به «ابزار فشار» برای وصول مطالبات – حتی موارد اختلافی -تبدیل می‌شود. این یعنی حیاتی‌ترین رگ صنعت، در گروی مسائل حاشیه‌ای و اداری قرار می‌گیرد. نمونه‌های عینی پتروشیمی‌های زاگرس، سبلان و لردگان گواهی هستند بر اینکه چگونه سختگیری‌های مالی بدون درنظرگرفتن تبعات تولیدی، می‌تواندیک واحد صنعتی را زمینگیر کند. تناقضی آشکار از ارزآوری تا مازوت‌سوزی: تلخ‌ترین بخش ماجرا، تناقض ذاتی موجود است. همه مسوولان می‌دانند و اذعان دارند که پتروشیمی، صنعتی ارزآور و ارزش‌آفرین است که بر زنجیره گاز، ثروت مضاعف خلق می‌کند. اما در عمل، با قطع گاز این صنایع، نیروگاه‌ها به ناچار به سوزاندن مازوت – که خود فاجعه‌ای محیط‌زیستی است – روی می‌آورند. یعنی برای تأمین برق (که بخشی از آن صرف مصارف کم‌بازده می‌شود) صنعتی با بازدهی و ارزش افزوده بالا را متوقف می‌کنیم و همزمان هوا را آلوده می‌سازیم. این دور باطل، نشان از نبود یک نگرش سیستمی و توازن‌سنجی عقلانی در مدیریت منابع دارد.

    ریشه بحران: سوءتوزیع و فقدان راه‌حل‌های بلندمدت: ریشه این معضل را باید در دهه‌ها سیاست اشتباه توزیع یارانه انرژی جست. شبکه گسترده مصرف خانگی با قیمت‌های بسیار پایین، نه‌تنها انگیزه بهینه‌سازی مصرف را از بین برده، بلکه سهم عمده‌ای از گاز را به بخشی با کمترین بازده اقتصادی تخصیص داده است. در کنار این، سرمایه‌گذاری ناکافی در توسعه میادین، مدیریت ضعیف تلفات شبکه و غفلت از راه‌حل‌های جایگزین (مانند توسعه جدی نیروگاه‌های آبی یا تجدیدپذیر برای کاهش فشار به سیکل ترکیبی گاز) وضعیت را بغرنج کرده است. برخورد قهری با پتروشیمی‌ها، تنها یک اشتباه اداری نیست؛ این یک خودزنی اقتصادی است. در شرایطی که کشور به ‌شدت نیازمند ارزآوری، ایجاد اشتغال و حرکت به سمت صنایع پایین‌دستی است، بزرگ‌ترین ابزار این مسیر را معلق می‌کنیم. هر روز قطع گاز، به معنای از دست دادن فرصت‌های طلایی صادراتی، وابستگی بیشتر به فروش خام و تضعیف بیشتر پیکره تولید داخلی است. حل این بحران نیازمندیک انقلاب فکری است:

    اصلاح نظام قیمت‌گذاری و دریافت: باید مکانیسمی منعطف و حمایتی برای پرداخت صورت‌حساب‌های سنگین صنایع استراتژیک ایجاد شود، نه اینکه گاز به عنوان اولین اهرم فشار مورد استفاده قرار بگیرد.

    شفافیت و گفت‌وگو: به جای اخطار و قطع یک‌طرفه، لازم است کمیته‌های مشترک فنی – مالی بین وزارت نفت و صنایع برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات تشکیل شود.

    شتاب در توسعه منابع و جایگزین‌ها: سرمایه‌گذاری جدی در توسعه میادین گازی و ساخت نیروگاه‌های آبی و تجدیدپذیر برای کاهش وابستگی به گاز در تولید برق، امری حیاتی است .صنعت پتروشیمی، نباید قربانی آسانِ مشکلات مدیریتی شود. ادامه این روند، نه تنها آینده این صنعت، که بخش بزرگی از امیدهای اقتصادی کشور را به باد خواهد داد. زمان آن است که به جای خفه کردن تولید با قطع گاز، نفس‌های مدیریت اشتباه گذشته را قطع کنیم و هوای تازه یک نگرش عقلانی و تولیدمحور را به رگ‌های صنعت ملی جاری‌ سازیم.

    نویسنده: پوریا زرشناس
  • گاز ایران از سبد انرژی عراق حذف شد / تکلیف بدهی عراق به‌ ایران چه می‌شود؟

    گاز ایران از سبد انرژی عراق حذف شد / تکلیف بدهی عراق به‌ ایران چه می‌شود؟

    به گزارش اقتصادران، صادرات گاز ایران به‌عراق که نخستین‌بار در سال‌۱۳۸۸ و در دولت دهم با وعده تبدیل‌شدن به‌یک اهرم راهبردی اقتصادی و سیاسی کلید خورد امروز پس‌از بیش‌از یک‌دهه سرمایه‌گذاری پرهزینه به‌نقطه‌ای رسیده که نه‌تنها منافع پایداری برای ایران نداشته بلکه با انباشت بدهی‌های میلیاردی، توقف صادرات و حذف تدریجی ایران از سبد انرژی عراق همراه شده؛ مسیری پرحاشیه که اکنون بار دیگر خبرساز شده است.

    ایده صادرات گاز ایران به‌عراق در اواخر دهه۸۰ و همزمان با دولت دهم مطرح شد؛ زمانی‌که بسیاری از کارشناسان انرژی پیشنهاد می‌دادند به‌جای احداث خطوط لوله پرهزینه گاز در داخل کشور به‌برق تبدیل و برق به‌عراق صادر شود. با این‌حال تصمیم به‌احداث خط لوله گرفته شد و پروژه در دولت‌های‌یازدهم‌ودوازدهم به‌مرحله اجرا و بهره‌برداری رسید. از همان‌ابتدا چالش‌هایی مانند هزینه‌های بالا، مشکلات امنیتی، تحریم‌های بانکی و شیوه‌های مبهم پرداخت این‌قرارداد را به‌یکی از پرمساله‌ترین پروژه‌های صادرات انرژی ایران تبدیل کرد؛ پروژه‌ای که در زمستان۱۴۰۴ با توقف کامل صادرات و بدهی انباشته بیش‌از ۱۲میلیارد دلار عراق وارد بحرانی تازه شده است.

    محمود خاقانی، کارشناس بین‌المللی انرژی در یادداشتی درهمین‌رابطه برای «جهان‌صنعت» نوشت: «‌در غیاب یک‌برنامه کلان انرژی درایران مردم ایران متحمل خسارات عمده در طول بیش‌از سه‌دهه‌اخیر شدند. طرح‌هایی در صنعت انرژی کشور مطرح، تصویب‌، سرمایه‌گذاری و اجرا شدند که برای منافع ملی ایران سودآور نبودند. یکی از اینگونه طرح‌ها در سال۱۳۸۸ دردولت‌دهم برای صادرات گاز ایران به‌عراق مطرح شد.

    کارشناسان بسیاری درصنعت نفت و درآن روزگار نظرشان منفی بود و معتقد بودند که اگر قرار است گاز ایران در عراق برای تولید برق استفاده شود خوب است به‌جای هزینه زیاد برای احداث خط لوله گاز با مشارکت عراقی‌ها(درآن‌زمان شرکت‌های ترکیه‌ای هم ابراز تمایل کرده بودند) گاز طبیعی درایران تبدیل به‌برق و برق به‌عراق و سایر بازارهای هدف صادر شود اما منافع تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران درآن زمان ایجاب می‌کرد که خط لوله احداث شود و می‌گفتند گاز و برق صادر می‌کنیم. درهرحال دولت دهم برای اجرای طرح احداث خط لوله اصرار کرد و کار شروع شد.

    هزینه بالا

    پایگاه اینترنتی نشریه پلاتس از بغداد درآن روزگار گزارش کرد که کابینه دولت عراق در بیانیه‌ای اعلام کرد که به‌وزارت نفت عراق اجازه امضای توافقنامه‌هایی برای اجرای پروژه ساخت دو خط لوله نفت و گاز با کشورهای همسایه را داد و بیان کرد که به‌وزارت نفت عراق اجازه داده یک‌توافقنامه میان وزارت نفت عراق و وزارت نفت ایران و وزارت نفت و منابع معدنی سوریه برای‌ ساخت یک‌خط لوله صادرات گازایران از مسیر عراق-سوریه-اروپا امضا شود ضمن آنکه این‌توافقنامه از تاریخ امضای آن قابل اجرا خواهد بود. درهرحال دردولت دهم طرح احداث خط لوله گاز به‌عراق توافق شده و بعد دردولت یازدهم و دوازدهم قرارداد‌ها امضا و احداث خطوط لوله تکمیل شد. نکته جالب اینکه در منطقه بصره ایران خط لوله گاز صادراتی احداث و شرکت مپنا(‌در آن زمان وزیر فعلی نیرو مدیرعامل مپنا بود) در عراق یک نیروگاه برق تاسیس کرد. دولت‌سیزدهم نتوانست بدهی‌های عراق بابت صادرات انرژی از ایران به‌عراق را وصول کند.

    این‌موضوع درقالب برنامه‌های پنج‌ساله قابل بررسی است:

    برنامه‌ششم‌توسعه ۱۴۰۰-۱۳۹۶: صادرات گاز به‌عراق در این‌دوره عملا آغاز شد. پروژه ارسال گاز به‌نیروگاه‌های بغداد در خرداد۱۳۹۶(ژوئن۲۰۱۷) به‌مرحله بهره‌برداری رسید. در همین برنامه قرارداد دوم برای صادرات گاز به‌منطقه بصره نیز عملیاتی شد.

    برنامه‌هفتم‌توسعه ۱۴۰۷-۱۴۰۳: در آغاز این‌برنامه قرارداد صادرات گاز به‌عراق برای یک‌دوره پنج‌ساله دیگر تمدید شد. این‌توافق در فروردین۱۴۰۳(مارس۲۰۲۴) میان مقامات انرژی دوکشور در بغداد به‌امضا رسید و تداوم صادرات را تا سال‌۱۴۰۸ تضمین کرد.

    میزان صادرات: طبق قرارداد جدید ایران روزانه تا ۵۰میلیون‌مترمکعب گاز به‌عراق صادر می‌کند.

    وضعیت فعلی۱۴۰۴(۲۰۲۵میلادی): باوجود قراردادهای موجود گزارش‌های آذرماه۱۴۰۴(‌دسامبر۲۰۲۵میلادی‌) حاکی از توقف موقت یا کاهش شدید صادرات گاز ایران به‌عراق به‌دلیل شرایط اضطراری و چالش‌های پرداختی است.

    توقف کامل صادرات گاز در دی۱۴۰۴: وزارت برق عراق رسما اعلام کرد که ایران تمامی صادرات گاز به‌این‌کشور را به‌دلیل «شرایط اضطراری» متوقف کرده است. این‌اقدام باعث خروج ۰۰۰/۴تا۵۰۰/۴مگاوات برق از شبکه سراسری عراق و بروز بحران انرژی در این‌کشور شده است.

    میزان بدهی انباشته: گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که عراق همچنان بیش‌از حدود ۱۲‌میلیارد دلار بابت واردات گاز به‌ایران بدهکار است. این‌کشور برای عدم پرداخت بدهی محدودیت‌های بانکی و تحریم‌های آمریکا را مانع اصلی انتقال مستقیم پرداخت بدهی به‌ایران مطرح می‌کند.

    تغییر وضعیت پرداخت‌ها: دردولت‌سیزدهم درمقاطعی مقامات عراقی اعلام کرده بودند که مبالغ را به‌«صندوق امانی» در بانک تجارت عراق (TBI) واریز کردند اما به‌دلیل عدم اجازه برداشت ارزی توسط ایران این‌مبالغ از نظر تهران «وصول‌نشده» تلقی می‌شود.

    سیستم تهاتر: برای دورزدن بن‌بست مالی دوکشور دردولت‌سیزدهم سال۱۴۰۲(۲۰۲۳میلادی) سیستمی برای تهاتر گاز با نفت خام و نفت کوره(مازوت) عراق برقرار کردند اما باتوجه به‌غیرشفاف‌بودن این‌روش پرداخت که معلوم نشد مبالغ به‌جیب چه کسانی واریز شد‌، این‌روش نیز نتوانست تمامی پرداخت بدهی‌های انباشته عراق به‌ایران را پوشش دهد.

    درحال‌حاضر توقف صادرات گاز در زمستان جاری‌۱۴۰۴ علاوه بر مسائل مالی و نیاز داخلی ایران در فصل سرما اعلام شده است.

    عراق روزسه‌شنبه ‌دوم دی‌ماه۱۴۰۴ از تعلیق کامل واردات گاز طبیعی از ایران خبر داد؛ اقدامی که به‌گفته وزارت برق عراق‌ بلافاصله بین ۴۰۰۰تا۴۵۰۰مگاوات از شبکه برق ملی عراق حذف شد. به‌گزارش خبرگزاری‌ها در ظاهر این‌تصمیم گام نهایی در فرآیندی است که ازقبل درحال انجام بود. مقامات عراقی سال گذشته را صرف اعلام پیروزی بر واردات سوخت کرده و ابتدا واردات بنزین، گازوئیل و نفت سفید را متوقف کردند و درعین‌حال روایت گسترده‌تری از خودکفایی انرژی را مطرح کردند. گاز، قطعه باقی‌مانده‌(ازنظر سیاسی حساس‌ترین‌) بخش درتامین امنیت انرژی مورد نیاز عراق بود. واردات گاز از ایران تقریبا ۳۰تا۴۰‌درصد از نیازهای تولید برق عراق را پوشش می‌داد. البته این‌حجم‌ها به‌دلیل اختلافات مرتبط با پرداخت بدهی عراق به‌ایران‌، فشار تحریم‌های آمریکا و مشکلات ناترازی انرژی درایران موجب کاهش صادرات گاز ایران به‌عراق شده بود. برخی از صاحب‌نظران می‌گویند که این‌اعلامیه درچارچوب یک‌تغییر راهبردی(استراتژیک) بسیار بزرگ‌تر قرار می‌گیرد. پروژه‌های انرژی تحت حمایت و سرمایه‌گذاری شرکت‌های غربی سرانجام به‌تولید رسیدند. توسعه پنج‌میدان نفتی ۲۵‌میلیارد دلاری شرکت انگلیسی بریتیش پترولیوم در کرکوک اکنون فعال است و تاکید زیادی بر جمع‌آوری گازهای همراه دارد که درغیراین‌صورت سوزانده می‌شوند. پروژه گازی یک‌پارچه چندمیلیارد دلاری شرکت فرانسوی توتال انرژیز در جنوب عراق برای تغذیه مستقیم نیروگاه‌ها طراحی شده و ایران را به‌طور کامل از حلقه صادرات گاز به‌عراق خارج می‌کند. البته هیچ‌یک از این‌پروژه‌ها به‌این‌معنی نبوده که عراق مشکل ناترازی برق خود را حل کرده است. تقاضای تابستانی هنوز از ظرفیت نصب‌شده کشور فراتر می‌رود و جمع‌آوری گاز زمان می‌برد. با این‌حال بغداد می‌خواهد پیام مناسبی را به‌واشنگتن‌ و سرمایه‌گذاران ارسال و به‌تهران هم اعلام کند که گاز ایران دیگر بخشی از سبد انرژی عراق نیست.

    هنوز تکلیف پرداخت‌های بدهی عراق به‌ایران مشخص نشده است. کارشناسان اقتصاد انرژی معتقدند اگر به‌درستی بررسی شود ردپای نفوذی‌ها در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری اینگونه طرح‌ها که بیشترین آنها دردولت‌نهم‌ودهم شروع شده آشکار خواهد شد. این‌درحالی است که در دولت‌هفتم‌وهشتم بیشترین تلاش برای سرمایه‌گذاری و توسعه فاز‌های پارس‌جنوبی اختصاص یافت و در دولت‌نهم‌ودهم بدون توجه به ‌توان تولید گاز خطوط لوله مختلفی با هزینه‌های کلان نظیر خط لوله صادرات گاز به‌ پاکستان احداث شد که سرمایه‌گذاری کلانی از بیت المال هدر رفت اگرچه کاسبان تحریم و دورزنندگان تحریم سودهای کلانی نصیب خودشان کردند وهنوز سود می‌برند.»