برچسب: گاز

  • بحران انرژی؛ ثمره حکمرانی با واژه های پوپولیستی / اول بودیم، اما با ندانم کاری آخر شدیم!

    بحران انرژی؛ ثمره حکمرانی با واژه های پوپولیستی / اول بودیم، اما با ندانم کاری آخر شدیم!

    به گزاش اقتصادران، “اول بودیم، اما با ندانم کاری آخر شدیم” بله حقیقت اینکه کشور ما به صورت تجمعی بزرگترین کشور دارنده ذخایر طبیعی است، اما امروز و در سال ۱۴۰۴، ایران در هیچ کجای اقتصاد انرژی جهان جایی ندارد و نه تنها تاثیرگذاری اقتصادی آن هر روز به صفر نزدیک‌تر می‌شود بلکه در داخل نیز دچار بحران‌های شدیدی شده است که بسیاری درمان آن را نیازمند سال‌ها تلاش توسعه محور می‌دانند.

    تعداد این بحران‌ها انقدر زیاد شده که نوشتن موردی آنها نیز کتاب قطور می‌طلبد، اما چند مورد از مهم‌ترین آنها که این روز‌ها در ایران با آن دست و پنچه نرم می‌کنیم، ناترازی آب، گاز و برق است که مستقیما زندگی هم وطنان ما را تحت تاثیر قرار داده است. ضمن اینکه این بحران‌ها معلول سیاست‌ها نادرست تثبیت گرایان در سال‌های متمادی حکمرانی خود در ایران است که با واژه‌های پوپولیستی مانند نان ارزان، آب ارزان و بنزین ارزان، اوضاع مملکت را به نقطه فعلی کشاندند.

    نمودار ناترازی انرژی

    دستکاری قیمت‌ها عامل نابودی منابع

    ۴ برابر کره زمین لوله داریم، اما …

    همانطور که می‌دانید ایران بعد از روسیه بزرگترین دارنده ذخایر گاز طبیعی در جهان است، اما این نعمت گسترده موجب غفلت زیان‌بار شده است به این صورت که در ایران و پس از انقلاب، ۴۱ هزار کیلومتر خط لوله گاز فشار قوی کشیده شده است و تقریبا همه خانه‌ها به این ذخیره بزرگ دسترسی دارند و کافیست که فلکه گاز را باز کنند تا گاز ارزان کشور را هرچقدر که می‌خواهند بدون محدودیت استفاده کنند. برای اینکه بفهمیم این عدد چقدر بزرگ است لازم است تاکید کنیم که قطر کره زمین ۱۲ هزار کیلیومتر استُ، یعنی ایران ۴ برابر قطر کره‌ای که در آن زندگی می‌کنیم خط لوله گاز دارد!

    ایران یکی از بزرگترین مصرف کننده‌ها

    این دسترسی آسان به گاز و همچنین قیمت ارزان آن و البته عدم جایگزینی انرژی‌های تجدیدپذیر در طول سال‌های گذشته با این انرژی، ایران را جز ۵ کشور بزرگ مصرف کننده گاز قرار داده است. البته که آمار‌ها در این زمینه گوناگون است، اما تقریبا در هیچ کدام آنها ایران رتبه بیشتر از ۱۰ ندارد و در برخی ۳، در موارد ۵ و در مواردی نیز ۸ و ۷ است.

    اما در این گزارش قصد دارم که توجه شما را به نمودار زیر جلب کنم، این نمودار بیانگر میزان مصرف کشور‌های پردرآمد، با درآمد متوسط و درآمد پایین است. همانطور که مشاهده می‌کنید مصرف گاز کشور‌های با درآمد متوسط در میانه دهه ۶۰ یا قرن ۲۰ میلادی، معادل ۱۱۴۰ کیلووات بر ساعت بوده واین عدد برای ایران نیز ۳۱۲ بوده است. همان زمان کشور‌های با درآمد بالا ۴۹۷۷ کیلووات بر ساعت مصرف داشتند، اما در سال ۱۹۷۹ میلادی و رخ دادن یک انقلاب در ایران این عدد برای کشور‌های پردرآمد به ۸۴۹۳ کیلووات بر ساعت می‌رسد و مصرف ایران نیز مقداری از ۱۳۰۰ کیلووات بر ساعت می‌گذرد. ضمن اینکه در همین زمان کشور‌های با درآمد متوسط بالغ بر ۲۶۱۶ کیلیوات مصرف می‌کردند و بیش از ۱۰۰ درصد با ما فاصله داشتند.

    نمودار ناترازی انرژی

    در ۲۰ سال، مصرف گاز ۶ برابر شد

    دولت هاشمی و ۳ برابر شدن مصرف بعد از انقلاب

    کمی به جلوتر برویم پس از پایان دولت سازندگی و در سال ۱۹۹۴، میزان مصرف گاز در ایران نسبت به اول انقلاب ۲۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کند، چراکه با لوله کشی‌های گسترده دسترسی مردم به این ذخایر تسهیل شده بود و در این زمان سرانه مصرف گاز به معادل ۴۲۴۳ کیلوات بر ساعت رسید.

    دو برابر توسعه‌یافته‌ها، گاز مصرف می‌کنیم

    این روند در دولت اصلاحات نیز با شیب بسیار تندی ادامه پیدا می‌کند به این صورت که در شروع دولت خاتمی مصرف سرانه معادل ۴۲۴۳ کیلووات بوده و در پایان دوره آن به ۱۱۶۷۳ کیلووات بر ساعت می‌رسد. اما نقطه بسیار مهم تاریخی در حوزه مصرف گاز سال ۲۰۰۷، و در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد است که مصرف گاز ایران از کشور‌های پردرآمد نیز جلو می‌زند و به ۱۱، ۸۰۰ کیلووات می‌رسد، اما این قائله به همین نقطه ختم نشد و طبق آمار‌های موجود برای سال ۲۰۲۴ مصرف سرانه ایران به ۲۶۷۹۹ کیلووات رسید این اتفاق در صورتی است که کشور‌هایی که بالاترین درآمد‌ها را دارند نیز تنها ۱۷۸۳۲ کیلووات سرانه مصرف‌شان است، این اتفاق در صورتی رخ داده که تولید ناخالص داخلی ایران از نصف ترکیه نیز کوچک‌تر شده است.

    تولید گاز، کفاف مصرف زمستان را نمی‌دهد

    حال با همه اینها، مصرف شدید منابع محدود منجر به ناترازی شدیدی شده است که مواجهه جدی ما با آن در تابستان بود که علاوه بر قطعی برق دو روز در هفته صنایع، دو روز نیز به علت نبود گاز قطع می‌شد و در حال حاضر نیز بسیاری از شهرک‌ها با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کنند و گمانه زنی‌های مسئولان خبراز این می‌دهد که از جمعه همین هفته مصرف روزانه گاز از ۶۵۰ میلیون متر مکعب هم می‌گذرد و به صورت هفتگی ۴ میلیارد و ۵۵۰ میلیون متر مکعب مصرف گاز خواهیم داشت، اما هنوز وارد زمستان نشدیم و کارشناسان تحلیل می‌کنند که این عدد در میانه زمستان به ۶ میلیارد متر مکعب نیز می‌رسد که نیازمند تولید روزانه ۸۵۷ میلیون متر مکعب گاز است که این عدد بیشتر از رکورد تولید گاز روزانه در کل تاریخ ایران است؛ بنابراین صنایع با قطعی گاز روبه‌رو می‌شوند و تابستان سال آینده نیز سخت‌تر از سال گذشته خواهد بود، در پایان امید می‌رود که با ورود سقاب اصفهانی، معاون رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی به این حوزه و آزادسازی بازار انرژی شراین ناترازی‌ها از سر کشورمان کم شود و باید این جمله مهم داگلاث نورث برنده نوبل را یادآوری کنیم که کشور‌های دارای منابع غنی، اگر نهاد‌های درست نداشته باشند، منابع‌شان نه ثروت می‌آفریند و نه توسعه، فقط سریع‌تر مصرف می‌شود.»

  • تناقض عجیب در مدیریت انرژی ایران / گاز ارزان در جیب پتروشیمی‌ها و کمبود در خانه مردم!

    تناقض عجیب در مدیریت انرژی ایران / گاز ارزان در جیب پتروشیمی‌ها و کمبود در خانه مردم!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس گزارش‌ها، حدود ۱۵ درصد از گاز کشور در فرآیند‌های انتقال، توزیع و در فلر‌ها تلف می‌شود. نکته مهم اینجاست که همین ۱۵ درصد تقریباً معادل همان مقداری است که امروز از کمبود آن صحبت می‌کنیم؛ بنابراین می‌توان گفت مشکل در تولید نیست؛ مشکل در مدیریت، انتقال و نگهداری شبکه است.

    بخشی از این مسأله نیز ناشی از فرسودگی شبکه انتقال است. دلیل مهم دیگر، سیاست‌های پوپولیستی در گازرسانی به همه نقاط کشور بوده است. این سیاست باعث شد شبکه انتقال گاز بسیار گسترده شود و طبیعی است هرچه شبکه گسترده‌تر باشد، افت فشار افزایش می‌یابد. برای مثال، توزیع یک واحد گاز میان ۱۰۰ نفر با توزیع همان مقدار میان ۲۰۰ نفر تفاوت دارد؛ در زمان پیک مصرف، وقتی گاز باید میان ۲۰۰ نفر توزیع شود، فشار افت می‌کند، بخشی از مشترکان دچار قطع گاز می‌شوند یا مجبور می‌شوند گاز صنایع مهم مثل پتروشیمی‌ها و نیروگاه‌ها را قطع کنند تا به مصرف‌کنندگان خانگی برسد. یعنی در واقع مشکل کمبود نیست، مشکل افت فشار است. گاهی گاز وجود دارد؛ اما فشار آن به حدی نیست که به مصرف‌کننده برسد و با افزایش فشار می‌توان تعداد بیشتری را پوشش داد.

    در بخش پتروشیمی نیز سال‌ها به دلیل قیمت بسیار ارزان گاز، توسعه گسترده تولید متانول را شاهد بودیم. این واحد‌ها عملاً گاز ارزان دریافت کرده و محصول فروخته‌اند؛ حالا هم با هر قطع گاز، اعتراض می‌کنند که چرا گاز نداریم.

    بر اساس یک مطالعه مرکز پژوهش‌های مجلس، اگر کل گازی را که طی این سال‌ها به متانول‌ساز‌ها داده‌ایم صادر می‌کردیم، حدود ۱۲ میلیارد دلار درآمد نصیب کشور می‌شد، اما متانول‌ساز‌ها از محل فروش محصول خود تنها ۸ میلیارد دلار درآمد داشته‌اند. یعنی در مجموع، کشور ۴ میلیارد دلار زیان کرده است. اگر همان گاز باقیمت واقعی یا صادراتی به آنها عرضه می‌شد، به‌صرفه‌تر بود و به درآمد ارزی کشور زیان نمی‌رسید.

    همین موضوع سبب شده که در زمستان‌ها ناچار شویم گاز متانول‌ساز‌ها و اوره‌ساز‌ها را قطع کنیم؛ این صنایع که بسیاری از آنها وابسته به صندوق‌های بازنشستگی هستند، با کاهش تولید، درآمدشان کاهش پیدا می‌کند و صندوق‌های بازنشستگی دچار مشکل می‌شوند و حتی در پرداخت حقوق بازنشستگان نیز فشار ایجاد می‌شود. این چرخه یک لوپ معیوب است که شکستن آن بسیار دشوار شده است. مشکل دیگر، راندمان پایین نیروگاه‌های کشور است. حتی در تابستان که با محدودیت گاز روبه‌رو نیستیم، نیروگاه‌های ما قادر نیستند یک واحد گاز را با عملکرد مطلوب به برق تبدیل کنند؛ بنابراین مصرف گاز در نیروگاه‌ها نسبت به میزان تولید کشور بسیار بالاست.

    اگر در سال‌های گذشته بهینه‌سازی پتروشیمی‌ها انجام می‌شد و شبکه گازرسانی تا این اندازه گسترده نمی‌شد، میزان گاز در دسترس برای نیروگاه‌ها در زمستان کافی بود و طبیعتاً آلودگی هوا هم ایجاد نمی‌شد. اکنون به دلیل قطع گاز نیروگاه‌ها، آنها مجبورند به سمت مازوت بروند و مازوت تولید داخل نیز به دلیل گوگرد بالا و نبود تجهیزات گوگردزدایی، آلایندگی شدید ایجاد می‌کند. فناوری‌های گوگردزدایی فرآیند‌های پیچیده و پرهزینه‌ای هستند که به دلیل تحریم‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری و محدودیت‌های تکنولوژی، امکان استفاده از آنها به شکل گسترده وجود ندارد.

  • ایران چقدر کمبود انرژی دارد؟ + اینفوگرافیک

    ایران چقدر کمبود انرژی دارد؟ + اینفوگرافیک

    به گزارش اقتصادران، ایران هر سال ۷۰ میلیارد متر مکعب گاز به نیروگاه‌ها می‌رساند که تقریباً ۱٫۵ برابر کل گاز مصرفی ترکیه است. ایران در تابستان ۲۰۲۴ با ۱۴۰۰۰ مگاوات کمبود برق مواجه شد. علیرغم ظرفیت اسمی بیش از ۹۲ گیگاوات، بسیاری از نیروگاه‌های ایران قدیمی اند و بخش قابل توجهی از نیروگاه‌های بخار و گاز، بیش از ۳۰ سال عمر دارند.

  • انرژی در آستانه خاموشی بزرگ! / چرا کار ایران به اینجا کشیده شد؟

    انرژی در آستانه خاموشی بزرگ! / چرا کار ایران به اینجا کشیده شد؟

    به گزارش اقتصادران، این روزها صنعت انرژی ایران بیش از هر زمان دیگری به چهارراهی حساس رسیده است؛ چهارراهی که یک مسیر آن به «فرسایش ظرفیت‌ها» ختم می‌شود و مسیر دیگر، تنها با یک کلید طلایی قابل عبور است سرمایه‌گذاری عظیم و فوری. کارشناسان مدت‌هاست هشدار می‌دهند که شبکه انرژی ایران از نفت و گاز تا برق و تجدیدپذیرها در آستانه یک ناترازی عمیق قرار دارد.

    اما آنچه امروز این هشدارها را جدی‌تر کرده، نه فقط واقعیت فرسودگی تأسیسات و کمبود تولید است؛ بلکه حجم سرمایه‌گذاری موردنیاز است که به تخمین کارشناسان، رقمی چندصد میلیارد دلاری و معادل بودجه چندین سال کشور است. پرسش اصلی این است: چگونه به این نقطه رسیده‌ایم؟ و آیا راه بازگشتی وجود دارد؟

    در بخش گاز، میدان‌های بزرگی مانند پارس جنوبی به مرحله طبیعی کاهش فشار وارد شده‌اند؛ یعنی درست جایی که باید میلیاردها دلار برای نصب کمپرسورها و افزایش سطح تولید هزینه شود، اما این سرمایه‌گذاری انجام نشده است. در بخش برق، شبکه انتقال در بسیاری نقاط ظرفیت لازم برای مقابله با اوج مصرف را ندارد؛ تلفات برق هنوز بالا است و نیروگاه‌های حرارتی قدیمی، مصرف سوخت سنگینی دارند.

    تجربه تابستان‌های اخیر نشان داده که خاموشی‌ها تنها نشانه‌ای کوچک از یک بحران عمیق‌تر است. سیستم انرژی کشور به یک نقطه رسیده که بدون تزریق منابع مالی گسترده، نمی‌تواند پایدار بماند.

    بخش قابل‌توجهی از شبکه انتقال برق کشور عمری بیش از ۲۵ سال دارد. این فرسودگی باعث اتلاف انرژی، عدم تحمل بار پیک تابستان و افزایش خاموشی‌ها شده است. نوسازی شبکه انتقال برق در سطح کنونی کشور، یکی از پرهزینه‌ترین پروژه‌های زیرساختی است.

    ایران سالانه نیاز دارد حداقل چند میلیارد دلار برای نگهداشت و افزایش برداشت از میادین نفتی هزینه کند. اما در دهه اخیر این رقم به‌شدت کاهش یافته. کاهش فشار، افت طبیعی مخازن و نبود فناوری‌های روز، تولید را به‌شکل پیوسته پایین آورده است.

    در حالی که بسیاری از کشورهای منطقه در حال تبدیل شدن به قدرت‌های انرژی خورشیدی و بادی هستند، ایران همچنان فاصله‌ای طولانی با استانداردهای جهانی دارد. توسعه تجدیدپذیرها نیازمند مدل‌های مالی جدید، حمایت دولتی و مشارکت بخش خصوصی است. تحریم‌ها مانع ورود سرمایه خارجی و فناوری‌های پیشرفته شده‌اند؛ خصوصا در بخش گاز و نفت که نیازمند تجهیزات خاص هستند. قیمت پایین بنزین، گاز، برق و سوخت در ایران باعث شده انرژی سودآور نباشد و سرمایه‌گذاری در آن جذابیت مالی کافی نداشته باشد. صنعت انرژی ایران هنوز از سازوکارهای مدرن مالی، از جمله اوراق تخصصی انرژی، صندوق‌های پروژه، مشارکت عمومی- خصوصی و سرمایه‌گذاری‌های ساختارمند بهره‌گیری گسترده‌ای نکرده است. پروژه‌های انرژی پروژه‌هایی بلندمدتند؛ اما بودجه‌های سالانه ایران معمولاً پایدار نیستند و سرمایه‌گذاری ثابت عمرانی در دهه اخیر کاهش یافته است. صنعت انرژی ایران امروز بر لبه تیغ ایستاده است. از یک‌سو ظرفیت‌ها رو به کاهش است، از سوی دیگر نیاز کشور به انرژی چه برای مصرف داخلی و چه برای صادرات روزبه‌روز بیشتر می‌شود. بدون این سرمایه‌گذاری، ایران نه‌تنها فرصت جهش در بازار جهانی انرژی را از دست خواهد داد، بلکه ممکن است با بحرانی روبرو شود که نه فقط صنعت انرژی، بلکه اقتصاد، اشتغال و زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار بدهد.

  • برق، گاز و بنزین باید گران شوند

    برق، گاز و بنزین باید گران شوند

    به گزارش اقتصادران، محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، با تأکید بر ضرورت اصلاح قیمت حامل‌های انرژی، گفت که برق، گاز و بنزین باید گران شوند و ادامه مصرف بی‌رویه با نرخ‌های پایین فعلی امکان‌پذیر نیست. او افزود این تصمیم صرف‌نظر از دولت در قدرت، اجتناب‌ناپذیر است.

     محمدجعفر قائم‌پناه، معاون اجرایی رئیس‌جمهور، با اشاره به وضعیت قیمت حامل‌های انرژی گفت: «به باور همه کارشناسان، تصمیم‌گیری برای اصلاح قیمت بنزین ناگزیر است و فرقی ندارد دولت پزشکیان باشد یا دولت دیگر.»

    وی در ادامه افزود: «برق و گاز را بسیار پایین‌تر از قیمت تمام‌شده به مصرف‌کننده می‌رسانیم و این باعث مصرف بی‌رویه می‌شود. اصلاح قیمت‌ها راهکار منطقی برای مدیریت مصرف و جلوگیری از هدررفت منابع است.»

    قائم‌پناه تأکید کرد که افزایش قیمت حامل‌های انرژی تصمیمی کارشناسی و اجتناب‌ناپذیر است و دولت باید برای تحقق آن آماده شود تا مصرف‌کنندگان و جامعه نسبت به وضعیت واقعی منابع انرژی آگاه شوند.

  • ما داریم و گشنه‌ایم! / من به روزی فکر میکنم که نه نفت داریم و نه گاز؛ آن زمان باید بمیریم؟

    ما داریم و گشنه‌ایم! / من به روزی فکر میکنم که نه نفت داریم و نه گاز؛ آن زمان باید بمیریم؟

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان روز پنجشنبه ۱۰ مهرماه ۱۴۰۴ در نشست عدالت آموزشی در استان هرمزگان گفت: شما و یا ما متکی به این باشیم که دولت کمک کند تا درست کنیم همچنان این ساختن‌ها ادامه خواهد یافت، ۴۷ سال از انقلاب گذشته هنوز می‌خواهیم مدرسه بسازیم.

    در سفر سیستان و بلوچستان یکی از مدرسه‌سازان گفت که ۴۷ سال دیگر طول می‌کشد که اینجا مدارس بسازیم که گفتم همین امسال تمامش می‌کنیم. الان در سیستان و بلوچستان با کمک مردم بیش از ۲ هزار مدرسه می‌سازند و تمامش می‌کنیم.

    پیرزنی که گوسفند خود را در روستا برای ساخت مدرسه بنابراین باور کنید مردم مشکل را حل می‌کنند، چطور مساجد در هر محله‌ای است آیا دولت‌ها ساختن، یا باور‌ها ساختن، دولت‌ها نساختند. اگر باور کنیم که باید بچه‌های ما خوب آموزش ببینند توانمند شوند اصلا نباید منتظر کسی بود. ساخت ۱۵۰۰ مدرسه با کمک خیرین خیلی کار بزرگی است ولی با مردم کار کمی است.

    مثلی در زبان ترکی است که می‌گوییم وقتی سیل بیاید هیچ چیز جلودارش نیست بنابراین مردم اگر حرکت کنند هیچ چیز جلودار آنها نیست. مردم اگر به میدان بیایند ۱۵ هزار کلاس در عرض یک سال می‌شود ساخت به شرط اینکه مردم را درگیر کنیم.‌

    می‌شود با ۱۰ درصد صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌توان معیشت و زندگی و مسکن مردم را سامان داد، این رقم معادل سالانه بین ۱۶ تا ۱۸ میلیارد دلار است.

    در سازمان ملل، راهرو را پارتیشن‌بندی کرده و مدیران در آنجا مشغول کار بودند و در اتاق‌های ۲ در ۳، در کنار اتاق دبیر کل، کار می‌کردند.‌

    می‌گویند با اسنپ‌بک، شما را تحریم می‌کنیم در حالی که ما خودمان، خودمان را تحریم کرده‌ایم، آنهایی که نفت و گاز و سوخت ندارند و این منابع را می‌خرند چگونه زندگی می‌کنند؟ ما اینها را داریم و گرسنه هستیم.

    افتخار اصلی کشور باید به نیروی انسانی و استعداد جوانان باشد، نه فقط منابع طبیعی.

    امروز بر سر تأمین حتی ۱ میلیارد دلار مشکل داریم، در حالی‌که با مدیریت درست می‌توانیم ده‌ها میلیارد دلار صرفه‌جویی کنیم.

    ما داریم و گشنه‌ایم، آنها می‌گویند اسنپ بک را به ما اعمال می‌کنند در صورتی که ما خود این کار را انجام می‌دهیم.

    با اسنپ بک ما را می‌ترسانند، چون زندگی خود را به این دو وصل کردیم، من به روزی فکر میکنم که نه نفت داریم و نه گاز؛ آن زمان باید بمیریم؟

    درجه کولر اتاق کار بنده در تابستان امسال بین ۲۸ تا ۳۰ درجه بود.

  • سقوط آرام صنعت نفت و گاز

    سقوط آرام صنعت نفت و گاز

    به گزارش اقتصادران، جهان انرژی بار دیگر با یک هشدار جدی از سوی آژانس بین‌المللی انرژی روبه‌رو شد. این‌بار موضوعی مطرح است که نه در هیاهوی جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی بلکه در دل آمار و داده‌های میادین نفت و گاز پنهان شده؛ افت طبیعی تولید که در سال‌های اخیر شتاب گرفته و به سطحی نگران‌کننده رسیده است.

    به گزارش «تعادل» بر اساس گزارش تازه این نهاد معتبر، وابستگی روزافزون به میادین شیل و منابع عمیق فراساحلی باعث شده میانگین نرخ افت تولید جهانی افزایش یابد. به بیان ساده‌تر، حتی اگر تقاضا ثابت بماند، دنیا برای حفظ سطح کنونی عرضه باید بیش  از گذشته سرمایه‌گذاری کند.

    فاتح بیرول، مدیر اجرایی آژانس بین‌المللی انرژی در بیانیه‌ای صریح اعلام کرده است که بخش عمده‌ای از سرمایه‌گذاری‌های سالانه در بالادست نفت و گاز، تنها برای جبران افت تولید صرف می‌شود. او می‌گوید: «فقط بخش کوچکی از این سرمایه‌گذاری‌ها برای پاسخ به رشد تقاضا استفاده می‌شود، در حالی که نزدیک به ۹۰ درصد آن صرف حفظ وضعیت موجود است.»

    گزارش آژانس تصویری تکان‌دهنده ارائه می‌دهد. بدون سرمایه‌گذاری مداوم، جهان هر ساله معادل مجموع تولید دو کشور بزرگ تولیدکننده نفت یعنی برزیل و نروژ را از دست خواهد داد. این رقم حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز است؛ عددی که در مقیاس بازار جهانی بسیار معنادار است و می‌تواند توازن عرضه و تقاضا را بر هم بزند.

    در شرایطی که بازارها به کوچک‌ترین تغییرات عرضه حساس هستند و هر خبر از تنش ژئوپلیتیکی می‌تواند قیمت‌ها را چند دلار بالا و پایین کند، حذف چنین حجمی از عرضه، به معنای یک زلزله واقعی در اقتصاد جهانی خواهد بود.

    بر اساس داده‌های گردآوری‌شده از حدود ۱۵ هزار میدان نفت و گاز در سراسر جهان، میانگین نرخ جهانی افت سالانه پس از اوج تولید برای نفت متعارف ۵.۶ درصد و برای گاز طبیعی متعارف ۶.۸ درصد است.

    این ارقام در ظاهر کوچک به نظر می‌رسند اما وقتی در مقیاس جهانی ضرب می‌شوند، به معنای از دست رفتن صدها میلیون بشکه نفت و صدها میلیارد متر مکعب گاز در سال هستند. برای نمونه، افت سالانه تولید گاز طبیعی در سال‌های اخیر از ۱۸۰ میلیارد متر مکعب به ۲۷۰ میلیارد متر مکعب افزایش  یافته است؛  رقمی برابر با مصرف سالانه چند کشور صنعتی بزرگ.

    موضوع سرمایه‌گذاری در بخش بالادستی نفت و گاز تنها به اقتصاد و بازار محدود نمی‌شود. در سال‌های اخیر، سیاست‌های جهانی اقلیمی فشار قابل توجهی بر شرکت‌های بزرگ و دولت‌ها وارد کرده است تا سرمایه‌های خود را به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر هدایت کنند.

    اکنون اما همان آژانس هشدار می‌دهد که کاهش سرمایه‌گذاری در بخش بالادست می‌تواند به بحران عرضه منجر شود. این تناقض ظاهری، بازتاب‌دهنده همان چالش بنیادین عصر ماست: چگونه می‌توان همزمان هم امنیت انرژی را تضمین کرد و هم گذار به انرژی پاک  را سرعت بخشید؟

    طبق برآورد گزارش، تا سال ۲۰۲۴ حدود ۸۰ درصد تولید جهانی نفت و ۹۰ درصد تولید گاز طبیعی از میادینی حاصل خواهد شد که اوج تولید خود را پشت سر گذاشته‌اند. به این معنا که دنیا به جای تکیه بر میادین تازه‌نفس، باید بر منابعی حساب باز کند که به تدریج  رو به افولند.

    چنین وضعیتی فشار مضاعفی بر سرمایه‌گذاران و شرکت‌های بزرگ نفتی ایجاد خواهد کرد. آنها باید میان دو مسیر دشوار یکی را برگزینند: ادامه سرمایه‌گذاری در میادین رو به پایان و تحمل ریسک‌های زیست‌محیطی، یا حرکت سریع‌تر به سمت انرژی‌های پاک با خطر از دست دادن سهم بازار در کوتاه‌مدت.

    کارشناسان می‌گویند دلیل اصلی این شتاب، افزایش سهم میادین شیل و منابع عمیق فراساحلی در سبد تولید جهانی است. این میادین اگرچه در کوتاه‌مدت توانسته‌اند عرضه جهانی را تقویت کنند، اما نرخ افت طبیعی آنها به مراتب بیشتر از میادین متعارف خشکی است.

    برای مثال، چاه‌های نفت شیل امریکا پس از یک یا دو سال تولید پرقدرت، به سرعت دچار افت می‌شوند و نیازمند حفاری‌های مداوم جدید هستند. همین ویژگی باعث شده منحنی افت جهانی نیز شیب تندتری پیدا کند.

    اگر روند کنونی ادامه یابد، پیامدهای آن تنها به تولیدکنندگان محدود نخواهد بود. مصرف‌کنندگان در سراسر جهان ممکن است با قیمت‌های بی‌ثبات‌تر و پرنوسان‌تر روبرو شوند. هر اختلال کوچک در عرضه، به دلیل  نبود ظرفیت مازاد کافی، می‌تواند شوک بزرگی به بازار  وارد کند.

    از سوی دیگر، کشورهایی که به واردات نفت و گاز وابسته‌اند، مجبور خواهند شد منابع بیشتری را صرف امنیت انرژی کنند. در اروپا که همزمان با بحران اوکراین به دنبال جایگزینی گاز روسیه است، این موضوع  اهمیت  دوچندان پیدا  می‌کند.

    بنابراین، به نظر می‌رسد آینده‌ای در پیش است که در آن دولت‌ها و شرکت‌ها باید سیاستی دوگانه را دنبال کنند: از یک سو، افزایش سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک و کاهش آلاینده‌ها، و از سوی دیگر، اختصاص منابع کافی برای حفظ تولید فسیلی تا زمانی که جایگزین‌های مطمئن و پایدار به اندازه کافی رشد نکرده‌اند.

    سقوط آرام طلای سیاه عنوانی است که شاید بهتر از هر چیز دیگر بتواند وضعیت امروز صنعت نفت و گاز را توصیف کند. افتی که آهسته اما پیوسته در حال رخ دادن است و اگر با سیاستگذاری و سرمایه‌گذاری هوشمندانه همراه نشود، می‌تواند جهان را با بحران تازه‌ای روبه‌رو کند.

    تاریخ نشان داده که انرژی نه تنها موتور محرک اقتصاد بلکه عامل تعیین‌کننده در روابط بین‌الملل و حتی ثبات اجتماعی کشورهاست.

    حالا که آژانس بین‌المللی انرژی زنگ خطر را به صدا درآورده، شاید زمان آن رسیده است که رهبران جهان با نگاهی واقع‌بینانه‌تر به آینده انرژی بنگرند؛ آینده‌ای که همزمان نیازمند تضمین امنیت عرضه و حفاظت از محیط زیست است.

  • ذخایر گازی ایران از روسیه هم جلوتر بود اما دولت احمدی‌نژاد کار را خراب کرد

    ذخایر گازی ایران از روسیه هم جلوتر بود اما دولت احمدی‌نژاد کار را خراب کرد

    به گزارش اقتصادران، صبح امروز رسانه‌ها خبر دادند که کاظم جلالی، سفیر ایران در مسکو، اعلام کرد که ایران امیدوار است به‌زودی گاز روسیه از طریق زیرساخت‌های موجود جمهوری آذربایجان دریافت شود. او افزود که تقریباً تمامی مسائل و چالش‌های مرتبط با شرکت گازپروم حل شده و تنها نکته باقی‌مانده، توافق نهایی بر سر قیمت است. جلالی گفت: «اگر این مسئله هم حل شود، همه چیز به جریان خواهد افتاد.»

    این خبر در حالی منتشر می‌شود که سرگئی تسویلیف، وزیر انرژی روسیه، پیش‌تر اعلام کرده بود که نخستین محموله‌های گاز روسیه به ایران ممکن است از سال ۲۰۲۵ آغاز شود و حجم آن تا ۱.۸ میلیارد متر مکعب در سال خواهد بود. این اقدام به ایران اجازه می‌دهد در طول سال، به ویژه در فصول سرد، بخشی از نیاز گاز شمال کشور را از منابع جایگزین تامین کند.

    توافق ایران و روسیه در ادامه مذاکرات سال گذشته حاصل شده است. گازپروم و شرکت ملی گاز ایران در سال گذشته یادداشت تفاهمی برای عرضه گاز روسیه به ایران امضا کردند و امسال، دو کشور بر سر عرضه ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز روسیه به توافق رسیدند. کارشناسان معتقدند این همکاری بخشی از استراتژی ایران برای تامین منابع انرژی در فصول سرد و کاهش فشار بر شبکه داخلی است.

    با این حال، مسئولان ایران و روسیه تاکید دارند که همکاری‌های دوجانبه در زمینه انرژی از اهمیت استراتژیک برخوردار است و می‌تواند روابط اقتصادی و سیاسی دو کشور را بیش از پیش تقویت کند. طبق اظهارات جلالی، مذاکرات با گازپروم ادامه دارد و پیش‌بینی می‌شود اجرای توافق نهایی، ضمن تأمین نیاز داخلی، ظرفیت‌های اقتصادی و زیرساختی ایران را نیز ارتقا دهد.

    در همین رابطه محمود خاقانی،مدیرکل سابق امور خزر و آسیای میانه وزارت نفت در گفتگو با خبرآنلاین  تاکید کرد که مذاکرات ایران با گازپروم از سال‌ها قبل آغاز شده و با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است؛ فازهای پارس جنوبی با مشارکت روسیه پیش رفت، اما پروژه‌های خط لوله صلح و صادرات به پاکستان و هند به دلیل کمبود گاز و سرمایه‌گذاری ناکافی به نتیجه نرسید. وی افزود که راه عملی برای بهره‌برداری از گاز روسیه، استفاده از سهام ایران در شاه‌دنیز و همکاری با آذربایجان است و ورود گاز روسیه تاثیری بر کسری سوخت داخلی ندارد. خاقانی همچنین با اشاره به تجربه‌های دیپلماسی انرژی و محدودیت‌های تمرکز بر دیپلماسی هسته‌ای، بر بازسازی دیپلماسی انرژی و بهره‌برداری بهینه از منابع گاز و برق ایران تاکید کرد.

    *آقای خاقانی! مذاکرات ایران با شرکت گازپروم از چه زمانی آغاز شد و تاکنون چه چالش‌هایی وجود داشته است؟

    مذاکرات ایران با گازپروم از سال‌ها قبل شروع شد و تاکنون با چالش‌ها و موانع متعددی روبه‌رو بوده است. در ارتباط با فازهای پارس جنوبی، فاز یکم با همکاری گازپروم و دیگر شرکت‌ها در دولت‌های هفتم و هشتم پیش رفت. بعد از آن، روسیه به مرور در اروپا به تنها فروشنده گاز طبیعی تبدیل شد و کشورهای اروپایی هم خریداران نقد و مطمئن این گاز بودند. اتحاد جماهیر شوروی سابق سال‌ها مطمئن‌ترین عرضه‌کننده گاز به اتحادیه اروپا بود.

    * نقش روسیه در پروژه‌های خطوط لوله و اروپا چه بوده است؟

    روسیه شرکتی تشکیل داد که صدراعظم سابق آلمان در هیئت مدیریه آن حضور داشت و دو خط لوله شمال دریای آتلانتیک را به آلمان وصل کرد. هدف این بود که صادرکننده بزرگ گاز (روسیه) و واردکننده عمده (آلمان) روابط مستقیمی داشته باشند و اوکراین دور زده شود. شاید یکی از دلایل تحریک اوکراین و شروع جنگ، مسائل انرژی و منافع فسیلی بوده است.

    * درباره خط لوله صلح و صادرات گاز به پاکستان و هند توضیح دهید.

    روسیه همیشه می‌خواست ایران گازش به اروپا نرود و در دولت نهم و دهم، ایران را تشویق کرد که ۳۰ میلیارد متر مکعب گاز خود را به پاکستان و هند ببرد. پروژه خط لوله صلح هم تعریف شد، اما در آن زمان نه گاز کافی داشتیم و نه طرف پاکستانی، و پروژه صرفاً برای منفعت مالی عده‌ای بود. آن‌ها یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار صرف کردند اما نتیجه عملی نداشت. کارشناسان اقتصادی هم تاکید می‌کردند که مشتریان باید هم در خط لوله و هم در میدان گازی سرمایه‌گذاری کنند.

    نظریه‌ای مطرح شد که روسیه از شمال دریای خزر خط لوله‌ای بکشد تا به ساحل جنوب دریای خزر متصل شده و به شبکه گاز ایران وصل شود. برخی کارشناسان گفتند که مطالعات امکان‌سنجی فنی و اقتصادی باید منتشر شود، اما این اتفاق نیفتاد و تنها تبلیغ شد که روسیه قصد سرمایه‌گذاری دارد. در حالی که عمق جنوب دریای خزر حدود ۸۰۰ متر است و پروژه بسیار پیچیده و پرهزینه است.

    *چه راه عملی‌تری برای بهره‌برداری از گاز روسیه وجود دارد؟

    راه بهتر این است که ایران در شاه‌دنیز ۱۰ درصد سهام دارد، روسیه هم سهام دارد، و با همکاری جمهوری آذربایجان این گاز به ایران برسد. قیمت هم همان قیمت اروپا باشد. خطوط لوله آستارا که پیش از انقلاب کشیده شده قابل استفاده است.

    *تجربه‌های گذشته ایران در دیپلماسی انرژی چه بوده است؟

    در دولت هشتم، دیپلماسی انرژی برای صلح بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان تعریف شد. خطوط لوله ایران برعکس شد تا از آذربایجان گاز وارد ایران شود و درصدی به نخجوان و ارمنستان داده شود. اما در دولت نهم و دهم، این برنامه‌ها متوقف شد و معاملات سواپ کنار گذاشته شد.

    ورود گاز روسیه چه تاثیری بر کسری سوخت و ناترازی شبکه گاز دارد؟

    هیچ تاثیری ندارد. پروژه‌های ترکمنستان نیز با بحران مواجه شدند و اکنون گاز به ایران نمی‌رسد، زیرا چین در میادین گازی ترکمنستان سرمایه‌گذاری کرده و مسیر صادرات به پاکستان و چین امن شده است.

    نگرانی روسیه این است که ایران دومین ذخایر گازی جهان را دارد. حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پیش، آمارهای سالانه نشان می‌داد ایران حتی از روسیه جلوتر است. پیشنهاد شد بازار مشترک گاز ایران، روسیه و قطر ایجاد شود، اما در دولت نهم و دهم، نماینده ایران رای داد تا دبیرخانه در قطر مستقر شود و اولین دبیرکل روسی شود، و بعد روسیه با ایران اختلاف پیدا کرد.

    آیا روسیه واقعاً قصد سرمایه‌گذاری در ایران دارد؟
    با احترام به سفیر ایران در مسکو، باید گفت دیپلماسی روسیه همواره در چارچوب منافع خودش عمل می‌کند. روسیه می‌خواهد همکاری داشته باشد اما هیچ کشوری روابطش را فدای ایران نمی‌کند و باید منافع ملی خودمان را در اولویت قرار دهیم.

     تمرکز بر دیپلماسی هسته‌ای چه تاثیری بر دیپلماسی انرژی داشته است؟

    تمرکز بر دیپلماسی هسته‌ای و کنار گذاشتن دیپلماسی انرژی باعث شد فرصت‌های ایران محدود شود. باید دیپلماسی انرژی بازسازی شود و منابع عظیم گاز و برق کشور به نحو مطلوب بهره‌برداری شوند.افراد حقیقی و حقوقی با کنترل نقدینگی و بازارها مانع اجرای سیاست‌ها شده‌اند. تنها راه مقابله، شفاف‌سازی اقتصاد و مدیریت منابع ملی است تا نفوذها خودبه‌خود از بین برود.

    ایران باید از تجربه‌های گذشته بهره ببرد، از زیرساخت‌ها و همکاری‌های منطقه‌ای استفاده کند و دیپلماسی انرژی خود را بازسازی نماید تا منابع عظیم کشور به نحو مطلوب بهره‌برداری شده و منافع ملی در اولویت باشد.