برچسب: کمبود دارو

  • چرا داروهای سرطانی کمیاب و گران که باید به دست بیماران ایرانی می رسید، سر از داروخانه‌های عراق درآورد؟!

    چرا داروهای سرطانی کمیاب و گران که باید به دست بیماران ایرانی می رسید، سر از داروخانه‌های عراق درآورد؟!

    به گزارش اقتصادران، داروهای سرطانی کمیاب و گران‌تر شد؛ از ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیون. همزمان آمارها نشان می‌دهند که در تابستان امسال بیش از ۹۳ هزار قلم داروی قاچاق گزارش شده. وقتی این ارقام در کنار آخرین امید بیماران سرطانی قرار می‌گیرد، وضعیت نگران‌کننده‌تر به نظر می‌رسد؛ اما آغاز ماجرا جایی است که نمونه اصلی این داروها سر از داروخانه‌های عراق درآورده‌ و نمونه‌های موجود در بازار سیاه، با آب مقطر پر شده‌اند.

    فمارا  (Femara) یکی از مهمترین داروهای شیمی درمانی در درمان سرطان پستان است. این دارو برای ایران حیاتی به حساب می‌آید چراکه طبق آخرین آمار رسمی در هر ساعت تقریبا دو زن در ایران به سرطان پستان مبتلا می‌شوند؛ یعنی سالانه حدود ۱۹ هزار زن ایرانی. فمارا، اگر در داروخانه‌های ایران پیدا شود چیزی حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسد؛ اما نیست.

    نمونه‌های آن را با بارکد ایرانی در داروخانه‌های عراق پیدا کردند که با قیمت حدودی ۹ میلیون به فروش می‌رسد. البته فمارا تنها داروی ضد سرطانی نیست که گران و کمیاب شده. در گزارشی که خبرگزاری مهر به تازگی منتشر کرده افشا کرده است که سودجویانی آب مقطر را به جای داروی سرطان می‌فروشند آنهم با قیمت گزاف. این ماجرا سرنخ‌های مهمی درباره قاچاق و تهدید سلامت بیماران در اختیار قرار می‌دهد. قاچاقچیان با چه روش‌هایی دارو را از ایران خارج می‌کنند و این مساله چه آسیب‌هایی برای جامعه در پی دارد؟

    رد داروهای تقلبی از کارگاه زیرزمینی تا کامیون باری

    ماجرا از این قرار است که رد داروهای تقلبی سرطان، بازرسان را به یک کارگاه زیرزمینی در شیراز رساند. البته این اتفاق برای نخستین‌بار رخ نمی‌دهد. آذرماه سال گذشته نیز یک دستگاه کامیون حامل داروهای قاچاق در محورهای مواصلاتی خراسان جنوبی متوقف شد. حسن شجاعی‌نسب، فرمانده انتظامی خراسان جنوبی، درباره میزان داروی مکشوفه گفته بود: «داروها در لابه‌لای محموله‌ها جاسازی شده بود و بیش از ۷۳۰ هزار قلم داروی کمیاب و گران‌قیمت کشف و ضبط شد. ارزش ریالی این محموله حدود ۲۰ میلیارد تومان برآورد شده است.»

    داروهای سهمیه‌ای و معمای قاچاق معکوس

    تمام این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که اغلب داروهای سرطانی به صورت سهمیه‌ای و عمدتا از طریق داروخانه‌های دولتی توزیع می‌شوند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که چگونه چنین داروهایی دچار قاچاق معکوس می‌شوند؟ در این میان، سامانه‌ای نظارتی نیز وجود دارد که از طریق بارکد، مسیر دارو را ردیابی می‌کند. اما ماجرا دقیقا از جایی پیچیده می‌شود که دارو به بیمار تحویل داده می‌شود و دیگر نظارتی بر مصرف آن وجود ندارد.

    نقی شهابی‌مجد، معاون توسعه و مدیریت منابع سازمان غذا و دارو، در این‌باره توضیح می‌دهد: «مسیر دارو از تولید یا واردات تا زمان تحویل به بیمار ردیابی می‌شود، اما پس از تحویل، امکان کنترل سازمان غذا و دارو محدود است.» او می‌افزاید که برخی افراد با جعل نسخه موفق به دریافت دارو می‌شوند. با این حال، موضوع زمانی پیچیده‌تر می‌شود که به آمارهای رسمی توجه کنیم. رئیس اداره بازرسی و رسیدگی به شکایات سازمان غذا و دارو اعلام کرده است: «در تابستان ۱۴۰۴ در سراسر کشور ۹۳ هزار و ۳۴۲ قلم داروی قاچاق، به ارزش ریالی ۲۴۴ میلیارد ریال، کشف شده است.» بنابراین گره‌ای کور وجود دارد که در این چرخه با وجود سامانه باز نشده. آن‌ها چطور سامانه را دور می‌زنند؟ درواقع باید پرسید چگونه دارو به جای اینکه به دست بیمار برسد سر از داروخانه‌های کشورهای همسایه درمی‌آورد؟

    پست قانونی، مرز رسمی و نسخه جعلی

    در مورد کارگاه شیراز که به تازگی کشف شده، شیوه قاچاق کمی متفاوت است. این تفاوت  بازرسان را به سرنخ‌های قابل‌توجهی رساند. نکته مهم اینجا بود که در میان جعبه‌ها و لیبل‌هایی که با دقت بسیار طراحی شده و با نمونه اصلی هیچ تفاوتی نداشتند، نمونه‌های اصلی دارو با بارکد ایرانی نیز وجود داشت. شاید تصور شود داروهای تقلبی با اضافه کردن آب مقطر یا مواد مشابه، حاوی دُزی از داروی اصلی می‌شوند، اما واقعیت چنین نبود؛ داروهای اصلی در اداره پست شناسایی شدند.

    بسته‌بندی‌ها به شکلی کاملا  قانونی به شهرهای مرزی پست می‌شدند و از آنجا به کشورهای همسایه می‌رسیدند. علاوه بر این، کولبرها نیز در مرز داروهای اصلی را حمل کرده و با خود به آن سوی مرز ایران می‌بردند. وقتی از آنان پرسیده شد آیا نظارتی بر بار آن‌ها وجود دارد، پاسخ دادند: «گاهی دیدبان هست، اما مامور نه.» در ادامه گزارش مشخص شد یکی از داروهای ضدسرطانی به نام فمارا، که پیش‌تر درباره آن توضیح داده شد، در داروخانه‌های عراق پیدا شده. گزارشگر اشاره می‌کند که داروهای ضدسرطانی نه‌تنها به عراق، بلکه به کشورهای حاشیه خلیج فارس، افغانستان و پاکستان نیز می‌رسند.

    با توجه به این آمار، شیوه‌های قاچاق معکوس دارو قابل‌توجه‌ می‌شوند. یکی از نمونه‌ها ارسال دارو از طریق پست است که به آن اشاره شد. قضیه از این قرار است که از طریق نسخه جعلی دارو را دریافت کرده‌اند. اما همچنان این پرسش مطرح می‌شود که آیا امکان دارد همه این داروها صرفا از طریق جعل نسخه به دست قاچاقچیان رسیده باشد؟

    از سوی دیگر، با توجه به سخت‌گیری‌ها و استانداردهایی که هر کشور برای توزیع دارو در داروخانه‌های خود دارد، این سوال نیز پیش می‌آید که این داروها چگونه بدون تاییدیه کشور مبدا وارد داروخانه‌های مقصد شده‌اند؟

    آیا احتمال قاچاق معکوس خارج از شبکه رسمی توزیع وجود دارد؟ البته پاسخ به این پرسش همچنان در هاله‌ای از ابهام است. البته مهر در گزارشش تاکید کرده است: «نمی‌توان مطمئن بود که درصد زیادی از داروهای کشور به شکل قاچاق از کشور خارج می‌شود.» در واقع، حجم و تنوع داروهای قاچاق‌شده آن‌قدر زیاد نیست که بتوان گفت بازار را دستخوش تغییر و داروها را گران و کمیاب کرده.

    قاچاق چمدانی دارو

    به جز بحث پست داروها و خروج آن‌ها از مرز توسط کولبرها می‌توان به قاچاق چمدانی دارو اشاره کرد. بنابراین، مسیرهای دیگری نیز برای قاچاق دارو وجود دارد. مهر در گزارشی دیگر اشاره می‌کند: «یکی از مسیرهای قاچاق معکوس دارو از کشور، قاچاق چمدانی است که توسط مسافران انجام می‌شود.»

    سرقت دارو از بیمارستان‌ها

    علاوه بر این، باید به سرقت داروهای شیمی‌درمانی بیماران مبتلا به سرطان در بیمارستان‌ها نیز اشاره کرد. طبق گزارشی از روزنامه اعتماد که اسفندماه سال گذشته منتشر شد، دزدی این نوع داروها دست‌کم در دو بیمارستان دولتی به‌صورت علنی رخ داده و برای آن‌ها پرونده‌های قضایی تشکیل شده است. در این گزارش آمده است که این سرقت‌ها محدود به یکی دو بار و مربوط به امروز و دیروز نبوده‌اند.

    محمد اسلامی، عضو انجمن سرطان‌شناسی ایران، یکی از دلایل بروز چنین تخلفاتی را این‌گونه توضیح می‌دهد: «در مورد داروهای سرطان، بسیاری از داروهایی که نام‌های تجاری معروف دارند، از مسیرهای رسمی وارد کشور نمی‌شوند و قیمت آن‌ها چند صد میلیون تومان یا حتی گاهی بیش از یک میلیارد تومان است. فروش چنین داروهایی در بازار آزاد می‌تواند زندگی یک نفر را زیر و رو کند.»

    به گفته او، همین مساله باعث می‌شود پرستاری با ۳۰ سال سابقه کار و مشکلات اقتصادی فراوان، وسوسه انجام چنین کاری شود. معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شیراز نیز این موضوع را تایید کرده و گفته است در برخی موارد داروهای بیمارستانی به بیرون از بیمارستان نشت پیدا می‌کند.

    متهمی به نام داروخانه

    یکی دیگر از حلقه‌هایی که می‌تواند در قاچاق دارو پیش از تحویل به بیمار نقش داشته باشد، داروخانه‌ها هستند. محمد منفرد، نایب‌رئیس انجمن داروسازان ایران، می‌گوید: «داروخانه‌ها می‌گویند دارویی که امروز کمیاب است ممکن است فردا کمیاب نباشد و هر طور می‌خواهیم آن را توزیع کنید. به داروخانه‌ای که تازه یک سال از تأسیس آن گذشته، ۶۰ میلیارد تومان دارو تحویل داده‌اند و مشخص نیست این داروها کجا رفته است.»

    همانطور که پیش‌تر اشاره شد، این داروهای سرطانی عمدتا سهمیه‌ای هستند و فقط به برخی داروخانه‌های خاص و دولتی تحویل داده می‌شوند. یکی از داروخانه‌داران در گفت‌وگو با مهر می‌گوید: «داروخانه‌هایی که به‌صورت تخصصی کار می‌کنند و داروهای شیمی‌درمانی دارند، مطالبات‌شان حداقل چند میلیارد تومان است؛ البته این عدد برای داروخانه‌های معمولی بسیار کمتر است.»

    آخر و عاقبت قاچاق دارو؛ چه باید کرد؟

    در این وضعیت پیچیده و پرابهام، قاچاق معکوس دارو را فقط نمی‌توان یک تخلف اقتصادی یا انتظامی دانست. این قاچاق مستقیما سلامت عمومی و جان بیماران را هدف می‌گیرد. یکی از بیماران سرطانی که با تزریق آب مقطر به جای داروی سرطانی بدنش تاول زده بود بگفت: «به این فکر می‌کنم لحظه‌ای که داشته ویال را با آب مقطر پر می‌کرده به این موضوع توجه داشته که در حال قتل عمد است؟»

    جدای از بحث سلامت بیماران سرطانی ایران، داروهای سرطانی تحت‌تاثیر تحریم‌ها و با تخصیص ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی تامین می‌شوند؛ به همین دلیل هر قلم دارویی که از شبکه رسمی خارج می‌شود، به معنای هدررفت منابع ارزی محدود ایران است که می‌توانست برای درمان بیماران مصرف شود. خروج این داروها از چرخه رسمی، فشار مضاعفی بر نظام سلامت وارد می‌کند و کمبود و گرانی را تشدید می‌کند؛ کمبودی که در ین زنجیره مستقیما آخرین امید بیماران سرطانی را نشانه می‌گیرد.

    از سوی دیگر، قاچاق دارو زمینه‌ساز شکل‌گیری بازار سیاهی می‌شود که در آن داروهای حیاتی با چند برابر قیمت واقعی معامله می‌شوند یا نمونه‌های تقلبی و دست‌کاری‌شده، جای داروی اصلی را می‌گیرند. بازاری که نه‌تنها عدالت درمانی را از بین می‌برد، بلکه با سلامت بیماران بازی می‌کند و امکان نظارت، ردیابی و تضمین کیفیت دارو را از میان می‌برد.

    در نهایت، استمرار قاچاق معکوس دارو می‌تواند اعتماد عمومی به نظام توزیع و تامین دارو را تضعیف کند و زنجیره‌ای از آسیب‌ها را شکل دهد؛ از اتلاف ارز دولتی و افزایش هزینه‌های درمان گرفته تا گسترش فساد و تهدید مستقیم جان بیمارانی که هر دُز دارو برایشان به معنای ادامه زندگی است.

    با در نظر گرفتن همه این موارد، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که این زنجیره در نهایت کجا باید قطع شود؟ معاون توسعه و مدیریت منابع سازمان غذا و دارو معتقد است که تامین به‌موقع داروها، به‌ویژه حفظ ذخایر استراتژیک، تامین منابع مالی لازم خصوصا ارز و همچنین همکاری و هماهنگی میان دستگاه‌های مرتبط، می‌تواند یکی از مسیرهای اصلی برای مهار این چرخه باشد.

  • «سهمیه نداریم»؛ چالش روزمره میلیون‌ها دیابتی در ایران

    «سهمیه نداریم»؛ چالش روزمره میلیون‌ها دیابتی در ایران

    به گزارش اقتصادران، افزایش ۴ برابری ابتلا به دیابت با گرانی و کمبود انسولین، پیوند مبارکی نیست. قیمت انسولین دگلودک در چند ماه اخیر میلیونی شده و انواع ایرانی آن برای  برخی از دیابتی‌ها مناسب نیست.

    جدای از دیابت مادرزادی که به تیپ یک معروف است، نام دیابت تیپ ۲ با افراد ۴۰ سال به بالا گره خورده بود. اما، معاون بهداشت وزارت بهداشت، چندی پیش، از رسیدن سن ابتلا به ۲۰ سال خبر داد. نکته این است که بیماران دیابتی از هر دو تیپ، برای ادامه زندگی و کنترل بیماری خود مجبور به استفاده از انسولین به شکل مادام‌العمر هستند. انسولینی که از ابتدای سال  ۱۴۰۴ تا کنون به شکل چشم‌گیری افزایش قیمت داشته.

    چالش روزمره میلیون‌ها دیابتی

    «سهمیه نداریم.» جمله‌ای است که از زبان مسئولین دست کم ۲۰ داروخانه در سراسر تهران شنیده شد. برخی از آن‌ها انسولین  گلارژین،  رپید و دگلودک را داشتند، اما انسولین رگولار و NPH که تحت پوشش بیمه بیماران دیابتی است در آن‌ها موجود نبود. این کمبود و سهمیه‌ای بودن این نوع از انسولین در حالی مطرح می‌شود که به گفته معاون بهداشت وزارت بهداشت، در ایران حدود ۷.۵ میلیون نفر دیابتی وجود دارد که نیمی از آن‌ها در سامانه بهداشت ایران ثبت شده‌اند. طبق آخرین پایش توسط سینا کوثری، عضو هیئت‌مدیره انجمن دیابت ایران، نیز ۷۴ درصد از جمعیت بالای ۱۸ سال پایش و حدود ۹ میلیون نفر بیمار دیابتی شناسایی شدند.

    گرچه داروخانه‌ها از نبود انسولین گلایه دارند، شهریور ماه سال جاری، سخنگوی سازمان غذا و دارو گفت: «تنها در مورد یک نوع خاص از انسولین خارجی محدودیت‌هایی مطرح است که برای آن برنامه‌ریزی لازم در حال انجام است. بنابراین تعمیم این موضوع به تمام انواع انسولین صحیح نیست.»

    اما داروخانه‌ها و مشاهدات میدانی این نکته را تایید نمی‌کنند. یکی از داروخانه‌های غرب تهران که از سهمیه این انسولین برخوردار بود گفت: «قیمت انسولین N و R  صد و بیست تومان است و در صورت بیمه بودن تا ۸۰ درصد از هزینه آن کسر می‌شود.» یکی دیگر از داروخانه‌های مرکز تهران هم تاکید کرد: «بدون نسخه پزشک به هیچ عنوان به شما انسولین تحویل داده نمی‌شود و توزیع آن به شکل سهمیه‌ای در میان داروخانه‌هاست. اکثر داروخانه‌ها نیز دارای سهمیه نیستند.»

    پس اگر در شرایطی بیمار دیابتی از انسولین جدا افتاده باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا نام این بیماران در سامانه‌ای ثبت نشده که داروخانه‌ها به سرعت استعلام بگیرند و نیاز او را برطرف کنند؟

    مریم، دخترِ خانمی میانسال که سال‌هاست با بیماری دیابت دست و پنجه نرم می‌کند، می‌گوید: «انسولین باید در یخچال نگهداری شود. به همین خاطر برای سفر انسولین‌های مادرم را همراه خود نبردیم. آنجا هیچ داروخانه‌ای حاضر نشد به ما انسولین دهد در حالی که آزمایش‌ها و نسخه‌های قبلی پزشک موجود بود، مجبور شدیم به پزشک مراجعه کنیم تا او بیماری مادرم را تایید کند.» او در ادامه اشاره کرد که این دست اندازها باعث شده مادرش نتواند انسولین شب را تزریق کند و مدام این نگرانی وجود داشته که نکند مادرشان به کما برود.

    در تایید اظهارات مریم، یکی دیگر از داروخانه‌های تهران گفت: «می‌دانیم که انسولین مثل اکسیژن برای بیماران دیابتی واجب است. اما انسولین‌های رگولار و  NPH سهمیه‌ای هستند و نمی‌توانیم آن‌ها را بدون نسخه پزشک به بیمار تحویل دهیم.»

    جدای از این نوع انسولین‌های کوتاه اثر و میان اثر که باید حین تزریق طبق صلاحدید پزشک و به میزانی معین ترکیب شوند، نمونه‌ای از انسولین‌های مخلوط و سریع‌الاثر وجود دارد که مساله حذف ارز ترجیحی آن بیماران دیابتی را نگران کرد. انسولینی تحت عنوان رایزودگ که اگر به دست بیماران دیابتی برسد، بسیاری از چالش‌هایشان را برطرف می‌کند.

     انسولین‌های قدیمی در برابر نسل جدید

    انسولین رگولار و ایزوفان (NPH) انسولینی قدیمی‌تر و کم‌هزینه‌تر است که همزمان نقش انسولین وعده غذایی و پایه را ایفا می‌کند، اما شروع اثر کندتر، اوج نامنظم‌تر و نوسان قند بیشتری نسبت به انسولین‌های جدید دارد.

     در مقایسه، انسولین رپید برای کنترل وعده‌ها سریع‌اثر و دقیق است. از طرفی گلارژین یک انسولین پایه‌ی ۲۴ساعته با اثر یکنواخت و بدون اوج محسوب می‌شود و خطر افت قند را کمتر می‌کند. دگلودک نیز پیشرفته‌ترین انسولین پایه‌ی فوق‌طولانی‌اثر با پایداری تا حدود ۴۲ ساعت است که نوسان قند و خطر هیپوگلیسمی در آن به حداقل می‌رسد.

    نکته این است که طبق گفته سخنگوی غذا و دارو قیمت انسولین‌های گلارژین و رپید اعم از ایرانی و وارداتی از ۴۷۰ تا ۶۳۰ هزار تومان و انسولین دگلودک ۹۳۰ هزار تومان است. این قیمت‌ها در حالی مطرح شده که گفته می‌شود ارز ترجیحی به آن اختصاص داده شده.

    پس از زمزمه‌های حذف ارز ترجیحی برای انسولین نیز مدیرعامل سازمان بیمه سلامت گفت: «ارز ترجیحی انسولین به هیچ وجه حذف نمی‌شود اما ممکن است ارز ترجیحی بعضی از وسایل مربوط به آن مثل پن انسولین، برداشته شود، ما داریم برای پنی که نگه دارنده دارو است بیشتر از خود دارو هزینه می‌کنیم.» این در حالی است که از ابتدای سال ۱۴۰۴، انواع انسولین در ایران با افزایش قیمت همراه بوده.

    در این میان انسولین‌های رایزودگ که انسولینی است مدرن به دلیل کمیابی و گرانی قابل دستیابی برای عموم مردم نیست. درحالی که شواهد بالینی نشان می‌دهد رایزودگ برای گروه‌هایی از بیماران که نیاز به پایه پایدار و پوشش وعده با یک قلم دارند  مزیت عملیاتی دارد  اخیرا ارز ترجیحی آن حذف و دارو با ارز آزاد وارد ایران می‌شود. این اقدام سبب می‌شود که به مرور قیمت آن افزایش یابد.

    دکتر سعید کلباسی، مسئول انجمن دیابت ایران، در این مورد می‌گوید: «اولین انسولین ترکیبی دنیا که دو قلم با هم ترکیب شده است، رایزودگ است. آمارها نشان می‌دهند بیش از ۹۰ درصد از بیمارانی که از رایزودگ استفاده می‌کنند، کنترل بسیار مناسبی دارند. افت قند خون ندارند و کیفیت زندگی بسیار خوبی دارند.» با این وجود بسیاری از بیماران مبتلا به دیابت توان خرید این نوع از انسولین را ندارند و به خرید همان انسولین‌های قدیمی بسنده می‌کنند.

    در حالی که ترکیب رگولار+NPH از نظر دقت، انعطاف و ایمنی، سطحی‌تر و قدیمی‌تر از گلارژین، رپید، دگلودک و از همه مهم‌تر رایزودک به‌شمار می‌رود. دکتر کوثری، عضو هیئت‌مدیره انجمن دیابت ایران، نیز در این مورد می‌گوید: «یک بیمار دیابتی که امروز می‌تواند با یک قلم انسولین، درمان مناسبی داشته باشد، اگر به هر علتی مجبور شود درمانش را تغییر دهد و از چندین قلم انسولین استفاده کند، ممکن است با عوارضی مواجه شود که بسیار پرهزینه هستند.»

  • تورم و جان‌هایی که برای زنده ماندن چرتکه می‌اندازند / انجمن بیماران خاص: بیش از ۳۰ درصد بیماران به‌دلیل گرانی دارو، درمان خود را نیمه‌کاره گذاشتند

    تورم و جان‌هایی که برای زنده ماندن چرتکه می‌اندازند / انجمن بیماران خاص: بیش از ۳۰ درصد بیماران به‌دلیل گرانی دارو، درمان خود را نیمه‌کاره گذاشتند

    به گزارش اقتصادران، مساله کمبود و گرانی دارو هر روز وارد مراحل تازه‌ای می‌شود و تعداد بیشتری از بیماران را مجبور به ترک درمان می‌کند. این در حالی است که عموما مسئولان وزارت بهداشت و درمان و یا سازمان غذا و دارو نه تنها هیچ راهکاری برای بهبود وضعیت پیشنهاد نمی‌دهند بلکه تمام این مشکلات را یا تکذیب کرده و یا به تحریم‌ها و کمبود ارز مربوط دانسته و به این ترتیب شانه از بار مسئولیت خود خالی می‌کنند.

    مهم‌ترین سوال این است که اگر تحریم‌ها چنین بلایی سر بخش دارویی کشور آورده‌اند چرا همچنان افرادی هستند که این تحریم‌ها را بی‌اثر می‌دانند. از طرف دیگر اگر مشکل تولید دارو در کشور، تامین ارز برای تهیه مواد اولیه است چرا دولت‌ها به حذف ارز ترجیحی روی آورده و باعث بروز چنین مشکلات لاینحلی در حوزه دارو و درمان شده‌اند.

    در روزگاری که تورم اقلام خوراکی به بالای ۵۰ درصد رسیده و سفره‌های معیشتی مردم هر روز کوچک‌تر از روز قبل می‌شود نمی‌توان انتظار داشت که پرداخت هزینه‌های چند ۱۰ میلیونی دارو برای بیمارانی که با سرطان دست و پنجه نرم می‌کنند کار راحتی باشد.

    گرانی دارو از یک طرف و نبود آن از طرف دیگر باعث شده تا بسیاری از بیماران برای ادامه درمان با مشکلاتی زیادی مواجه شوند. حتی کم نیستند بیمارانی که عطای بهبودی را به لقایش بخشیده و به دلیل همین گرانی‌ها و کمبودها پروسه درمان خود را متوقف کرده‌اند.

    «هرسپتین»؛ ایرانی ۷ میلیون تومان، خارجی ۳۸ میلیون تومان!

    فرشته دختری ۲۳ ساله است که برای تهیه داروی «هرسپتین» که مربوط به سرطان پستان است به داروخانه مراجعه کرده. او درباره قیمت دارو می‌گوید: مادرم دو سالی می‌شود که به سرطان پستان متبلا شده و بعد از عمل جراحی و تخلیه سینه‌اش، دکتر برای او «هرسپتین» تجویز کرده و حالا افزایش قیمت این دارو تهیه آن را برای ما بسیار سخت کرده است. حتی قیمت داروی ایرانی هم که ۵۰۰ هزار تومان بود الان به ۷ میلیون تومان رسیده است.

    او می‌افزاید: سال ۹۸ خاله‌ام به سرطان پستان مبتلا شد و «هرسپتین» خارجی را با قیمتی نزدیک ۳ میلیون تومان می‌خرید. قیمت ایرانی هم که ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان بود اما الان همین دارو اگر خارجی آن پیدا شود هر ویال تزریقی آن ۳۸ میلیون تومان قیمت دارد.

    «کابازیتاکسل» با نام تجاری «جوتانا» ۴۹ میلیون تومان

    داروی جوتانا که برای درمان سرطان پروستات استفاده می‌شود نیز یکی دیگر از داروهایی است که قیمت بالایی دارد و تهیه آن برای تمام بیماران امکان‌پذیر نیست. بیمار مبتلا به سرطان پروستات باید هر دو هفته یک بار از این دارو استفاده کند و قیمت هر ویال آن ۴۹ میلیون تومان است. یعنی تزریق یک ماه بیمار نزدیک به ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد.

    سوال اینجاست با توجه به شرایط اقتصادی کنونی کدام بیماران توانایی تامین این داروها را دارند؟ این در حالی است که بسیاری از این بیماران بیمه تامین اجتماعی دارند که تنها ۳۰ درصد هزینه دارو را بر عهده می‌گیرد و در بسیاری از موارد هم اگر دارویی مشابه ایرانی داشته باشد و بیمار، داروی خارجی آن را خریداری کند باید ۱۰۰ درصد هزینه دارو را از جیب خودش بپردازد.

    «اکتروتاید» ۲۰ میلی گرمی ۲۷ میلیون تومان

    داروی «اکتروتاید» دارویی برای خونریزی‌های سرطانی دستگاه گوارش است. این دارو نیز از جمله داروهایی است که مصرف آن بسته به تجویز پزشک هر هفته و یا هر دو هفته یک بار انجام می‌شود. افراد مبتلا به سرطان معده، یا کلون روده‌ای از این دارو استفاده می‌کنند. «اکتروتاید» مشابه ایرانی هم دارد که قیمت آن نزدیک به ۶ میلیون تومان است.

    علی رضایی، یکی از بیمارانی است که برای تهیه این دارو به داروخانه مراجعه کرده و درباره قیمت دارو و میزان دسترسی می‌گوید: اصولا وقتی نمونه ایرانی یک دارو تولید می‌شود نوع خارجی آن از فهرست واردات دارویی حذف شده و دیگر دسترسی به آن راحت نیست.

    او می‌افزاید: مساله اینجاست که من با حقوق ماهی ۳۰ میلیون تومان و هزینه‌های جاری زندگی توان تامین هزینه ۲۷ میلیون تومانی نوع خارجی این دارو را ندارم. ایرانی آن را تهیه می‌کنم هر چند نوع ایرانی هم هر بار افزایش قیمت دارد اما حداقل شامل بیمه می‌شود. این دارو در حال حاضر نزدیک به ۶ میلیون تومان است.

    «الیمتا» داروی سرطان ریه هر ویال ۱۴ میلیون تومان

    یکی دیگر از داروهای درمان سرطان که برای افراد مبتلا به سرطان ریه تجویز می‌شود، «پیمترکسد» است که با نام تجاری «الیمتا» عرضه می‌شود. هر ویال ۵۰۰ میلی‌گرم آن برای یک بار تزریق  ۱۴ میلیون قیمت دارد. این دارو باید هر دو هفته یک بار تزریق شود. در واقع فارغ از تمام هزینه‌های درمانی دیگر که یک بیمار مبتلا به سرطان ریه باید پرداخت کند تنها ماهیانه ۲۸ میلیون تومان هزینه تهیه ویال تزریقی او است.

    جدول

    سلامت گرفتار تورم، جان‌هایی که برای زنده ماندن چرتکه می‌اندازند

    لیست این داروهایی که قیمت میلیونی دارند و تامین آن‌ها برای بیماران کار ساده‌ای نیست به همین چند دارو خلاصه نمی‌شود. حداقل ۲۰ قلم از داروهای درمان سرطان و بیماری‌هایی از این دست هستند که با قیمت‌های نجومی به بیماران فروخته می‌شوند. بیمه‌ها در این زمینه همکاری نمی‌کنند و بیماران سرگردان برای تامین هزینه‌های درمان خود در خیابان‌های شهر سرگردانند.

    ترک درمان توسط یک بیمار سرطانی یعنی روز شماری کردن برای مرگ. وقتی یک بیمار سرطانی از تامین هزینه‌های درمان خود عاجز می‌شود دیگر چاره‌ای ندارد جز اینکه در انتظار مرگ بماند. این بیمار با وعده‌ها و تکذیبیه‌های هیچ وزارتخانه، سازمان یا مسئولی قطعا درمان نخواهد شد.

    بیش از نیمی از مواد موثره داروهای ضدسرطان از چین و هند وارد می‌شود، اما با نوسان نرخ ارز، هر محموله با تاخیر و هزینه سنگین‌تر می‌رسد / ممنوعیت واردات داروهای خارجی که نمونه ایرانی دارند، باعث افت کیفیت برخی محصولات داخلی شده است

    یوسف خورشیدی، یکی از فعالان در صنعت دارویی در این بارهمی‌گوید: در حال حاضر بیش از نیمی از مواد موثره داروهای ضدسرطان از چین و هند وارد می‌شود، اما با نوسان نرخ ارز، هر محموله با تاخیر و هزینه سنگین‌تر می‌رسد. از سوی دیگر، ممنوعیت واردات داروهای خارجی که نمونه ایرانی دارند، بازار رقابت را از بین برده و باعث افت کیفیت برخی محصولات داخلی شده است.

    تهیه داروهای ایرانی هم به واسطه سقوط ارزش پول ملی چندان ارزان تمام نمی‌شود / نبود ثبات در قیمت‌گذاری نیز انگیزه تولیدکنندگان را از بین برده است

    او می‌افزاید: مساله اینجاست که الان به واسطه سقوط ارزش پول ملی تهیه داروهای ایرانی هم چندان ارزان تمام نمی‌شود و خیلی از بیماران توان پرداخت قیمت تمام شده همین مشابه‌های ایرانی را هم ندارد. از طرف دیگر نبود ثبات در قیمت‌گذاری نیز انگیزه تولیدکنندگان را از بین برده است. بسیاری از کارخانه‌ها با ضرر تولید می‌کنند و در نتیجه، برخی خطوط تولید متوقف شده‌اند.

    این فعال صنعت دارویی ادامه می‌دهد: ما می‌توانیم داروی با کیفیت بسازیم، اما وقتی نرخ ارز، قیمت مواد اولیه و تعرفه‌های گمرکی هر ماه تغییر می‌کند، هیچ برنامه‌ای قابل اجرا نیست. از طرفی دولت برای داروهای خاص ارز نیمایی نمی‌دهد و بانک‌ها ضمانت‌نامه نمی‌پذیرند.

    تفاوت چشمگیر اثربخشی بین برخی داروهای خارجی با مشابه ایرانی / اگر تولید داخلی نبود، عملا درمان بسیاری از بیماران متوقف می‌شد

    فرهاد شمس، متخصص انکولوژی نیز در این باره می‌گوید: در برخی داروهای حیاتی مثل «بواسیزومب» که برای درمان سرطان متاستاتیک استفاده می‌شود تفاوت اثربخشی بین برند خارجی و ایرانی قابل مشاهده است، اما در عین حال داروی داخلی نقش مهمی در جلوگیری از بحران کمبود ایفا کرده است. اگر تولید داخلی نبود، عملا درمان بسیاری از بیماران متوقف می‌شد.

    کیفیت داروی ایرانی در برخی گروه‌ها مانند آنتی‌بیوتیک‌ها و داروهای عمومی قابل قبول است / در حوزه داروهای پیچیده بیولوژیک و ضدسرطان هنوز فاصله محسوسی وجود دارد

    او تاکید می‌کند: کیفیت داروی ایرانی در برخی گروه‌ها مانند آنتی‌بیوتیک‌ها و داروهای عمومی قابل قبول است، اما در حوزه داروهای پیچیده بیولوژیک و ضدسرطان هنوز فاصله محسوسی وجود دارد.

    فاصله میان نیاز بیماران و توان خرید دارو هر روز بیشتر می‌شود

    در نهایت، در این زنجیره ناهماهنگ، بیمار همان حلقه‌ای است که بیشترین فشار را تحمل می‌کند. بسیاری از بیماران خاص، بیماران سرطانی و مزمن، از قطع درمان، تاخیر در تزریق دارو یا استفاده از جایگزین‌های بی‌اثر سخن می‌گویند.

    بر اساس گزارش انجمن بیماران خاص، در سال گذشته بیش از ۳۰ درصد بیماران به‌دلیل گرانی دارو درمان خود را نیمه‌کاره رها کرده‌اند. فراموش نکنیم گرانی و کمبود دارو در کشور، نه‌تنها مساله‌ای اقتصادی، بلکه بحرانی انسانی و اجتماعی است. تا زمانی که سیاست‌گذاری دارویی با نگاه مقطعی، غیرشفاف و بدون حمایت از تحقیق و توسعه داخلی پیش برود، فاصله میان نیاز بیماران و توان خرید آن‌ها هر روز بیشتر خواهد شد. داروی ایرانی می‌تواند بخشی از این شکاف را پر کند، اما تنها در صورتی که به جای شعار خودکفایی، کیفیت و اعتماد عمومی در اولویت قرار گیرد.

  • آشفته بازار دارو / وقتی نسخه‌ها هر روز گران‌تر می‌شوند و درمان سخت‌تر

    آشفته بازار دارو / وقتی نسخه‌ها هر روز گران‌تر می‌شوند و درمان سخت‌تر

    به گزارش اقتصادران، در داروخانه‌ای شلوغ در یکی از محله‌های مرکزی تهران، زنی با چشم‌هایی سرخ و صدایی لرزان نسخه‌ای را روی پیشخوان می‌گذارد. نسخه مربوط به داروی شیمی‌درمانی همسرش است؛ مردی ۵۴ ساله که به سرطان ریه مبتلاست. داروساز نگاهی به نسخه می‌اندازد، سری تکان می‌دهد و می‌گوید: «این دارو دیگه توی انبار نیست خانم، سه هفته‌ست نیومده. شاید هفته آینده بیاد.»
    زن، ناامید نسخه را تا می‌کند و می‌گوید: «می‌گن باید داروی ایرانی‌ش رو بگیریم، اما اون‌ رو که مصرف کرد، حالش بدتر شد، تب کرد، بدنش تاول زد…»
    صدای او در میان همهمه داروخانه گم می‌شود، اما روایتش شبیه ده‌ها بیمار دیگر است که این روز‌ها در صف داروخانه‌ها، دنبال نجات می‌گردند.

    ارزی که گم شد، دارویی که نرسید

    حالا دیگر بحران دارو در ایران دیگر پدیده‌ای گذرا نیست؛ تبدیل به ساختاری مزمن شده که هر بار با یک شوک ارزی یا تحریم تازه، دوباره سر باز می‌کند. دیروز، مدیرکل دارو در سازمان غذا و دارو هشدار داد: «در بدترین دوران تأمین ارز هستیم. اگر وضعیت فعلی ادامه یابد، حتی برای دارو‌های ضروری نیز با کمبود مواجه خواهیم شد. در صورت عدم تأمین ارز، زمستان امسال با کمبود آنتی‌بیوتیک روبه‌رو می‌شویم.»

    از سوی دیگر داروسازان می‌گویند چرخه تولید دارو در کشور، به‌ویژه برای دارو‌های پیچیده و بیماران خاص، به‌شدت به واردات مواد اولیه وابسته است و حدود ۵۰ درصد مواد اولیه دارویی ایران وارداتی است و بخش عمده آن از چین و هند می‌آید.

    حال، اما با تداوم محدودیت‌های بانکی، پرداخت‌های ارزی به تأخیر می‌افتد و شرکت‌های تولیدی برای تأمین مواد اولیه، ناچارند از مسیر‌های غیررسمی و با نرخ ارز آزاد خرید کنند؛ نتیجه آن نیز افزایش سه تا پنج‌ برابری قیمت تمام‌شده دارو است.

    طبق برآورد انجمن تولیدکنندگان دارو، در سال ۱۴۰۳ ارزش دلاری واردات مواد اولیه حدود ۱.۲ میلیارد دلار بوده که بیش از ۴۰ درصد آن هنوز تخصیص نیافته و این در حالی است که کل بودجه ارزی بخش دارو در سال گذشته کاهش ۲۵ درصدی داشته است.
    در چنین شرایطی، بسیاری از کارخانه‌ها با کمبود نقدینگی و زیان عملیاتی مواجه‌اند. مدیر یکی از شرکت‌های بزرگ دارویی نیز اخیرا گفته بود که: «ما الان با دلار ۶۰ هزار تومانی باید مواد اولیه بخریم، اما دولت اجازه افزایش قیمت دارو را نمی‌دهد. نتیجه این می‌شود که یا تولید را متوقف کنیم یا کیفیت را پایین بیاوریم.»

    در واقع، قیمت‌گذاری دستوری در بازاری که همه مؤلفه‌هایش آزادانه بالا می‌رود، نه‌تنها از مصرف‌کننده حمایت نکرده، بلکه تولیدکننده را به ورشکستگی کشانده است.

    ملت در حال بلعیدن قرص

    اما در کنار بحران تأمین دارو، واقعیت دیگری نیز پنهان نیست: ایرانی‌ها بیش از هر زمان دیگری دارو مصرف می‌کنند. به گزارش اقتصاد ۲۴، آمار رسمی وزارت بهداشت نشان می‌دهد سرانه مصرف دارو از ۳۶۵ عدد در سال ۱۳۸۵ به ۶۶۹ عدد در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ یعنی هر ایرانی به‌طور میانگین روزانه دو دارو مصرف می‌کند.

    ارزش بازار دارو در همین بازه از ۸۲۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۸۳ به بیش از ۲۳۲ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ و این رشدی ۲۸۰ برابری در یک دهه نیز تنها با تورم توجیه نمی‌شود و به نظر مصرف دارو نیز با افزایش جدی رو به رو شده است.
    از سوی دیگر پژوهش‌ها نشان می‌دهد حدود ۴۸ درصد بزرگسالان ایرانی دست‌کم یک داروی فشارخون یا قلبی مصرف می‌کنند و ۲۶ درصد داروی مرتبط با دیابت.

    دارو‌های پرمصرف کشور عبارت‌اند از:
    متفورمین (دیابت)
    لوزارتان و آسپرین (قلب و فشارخون)
    فاموتیدین (زخم معده)
    آموکسی‌سیلین (آنتی‌بیوتیک)
    آلپرازولام (ضداضطراب)

    افزایش مصرف این دارو‌ها نشانه‌ای از تغییر سبک زندگی، استرس‌های اقتصادی، کم‌تحرکی، تغذیه ناسالم و خوددرمانی است.

    این آمار تکان دهنده مصرف دارو در کشور نیز در حالی رخ می‌دهد که در آمریکا کمتر از نیمی از جمعیت روزانه یک دارو مصرف می‌کنند، اما در ایران دارو به کالای روزمره تبدیل شده است. به تعبیر یکی از اساتید داروسازی دانشگاه تهران، «ما ملت قرص‌خور شده‌ایم؛ هر درد را با دارو خاموش می‌کنیم، نه با اصلاح علت.»

    بیماران خاص، قربانیان خاموش

    در میان این بلوای مصرف فراگیر دارو و بحران‌های ارزی، بیماران خاص بیش از همه از بحران آسیب می‌بینند؛ بیماران مبتلا به سرطان، هموفیلی،‌ ام‌اس، تالاسمی و دیابت نوع یک از جمله همین آسیب دیدگان هستند.

    چنانکه با کاهش واردات و جهش ارزی، دسترسی به دارو‌های حیاتی برای این گروه به‌شدت محدود شده است. به گفته انجمن بیماران خاص، در سه ماه گذشته، بیش از ۴۰ قلم داروی حیاتی یا به‌طور کامل نایاب شده یا با قیمت چند برابری در بازار آزاد فروخته می‌شود.
    چنان که یک بیماران مبتلا به‌ ام اس نیز در همین باره می‌گوید: «داروی اصلی من تا سال گذشته ماهی ۶۰۰ هزار تومان بود، الان یا نیست یا باید از بازار آزاد با قیمت ۵ میلیون تومان بخرم. بیمه هم فقط نصفش را می‌دهد.»

    وضعیت نابه سامان ماجرای انسولین قلمی برای بیماران دیابتی نیز نمونه‌ای از این بحران است. در بسیاری از داروخانه‌ها این دارو وجود ندارد و بیماران مجبورند از نوع ایرانی استفاده کنند که اثربخشی متفاوتی دارد.
    هم چنین گزارش‌های میدانی از شهر‌های مشهد، تبریز و کرمانشاه نشان می‌دهد دارو‌های حیاتی مثل تلفست، لانتوس، پلاویکس و هرسپتین، یا کمیاب شده‌اند یا در فهرست دارو‌های در انتظار تخصیص ارز قرار دارند.
    یک داروساز در اصفهان می‌گوید: «برخی دارو‌ها اصلاً تولید داخل ندارند و برای وارداتشان باید ماه‌ها در صف ارز بمانیم. وقتی دارو می‌رسد، قیمتش دو برابر شده و بیماران توان خرید ندارند.»

    مافیای دارو و بازار سیاه جان

    این شرایط، اما اکنون در حالی رخ می‌دهد که حتی پس از جنگ دوازده‌ روزه و افزایش محدودیت‌های ارزی، بحران دارو به نقطه جوش رسید.

    به گفته فعالان بازار، گروهی از واسطه‌ها و شرکت‌های خاص با انحصار در واردات و توزیع دارو، قیمت‌ها را به‌صورت مصنوعی بالا نگه می‌دارند. کارشناسان از این وضعیت به‌عنوان «مافیای دارو» یاد می‌کنند؛ شبکه‌ای که از شکاف میان دولت، بیمه و تولیدکننده بیشترین سود را می‌برد. در چنین بازاری، احتکار دارو، قاچاق معکوس و فروش آزاد پدیده‌ای رایج است و از آنجا که قیمت برخی دارو‌ها در ایران پایین‌تر از کشور‌های همسایه است، بخشی از دارو‌های یارانه‌ای از طریق مرز‌ها به خارج قاچاق می‌شود.

    به گزارش گمرک، در سال گذشته بیش از ۳۰۰ میلیون عدد داروی قاچاقی از مرز‌های غربی کشف شده است. این قاچاق نه‌تنها کمبود داخلی را تشدید می‌کند، بلکه منابع ارزی کشور را نیز هدر می‌دهد.

    در سوی دیگر، با پایین‌بودن قیمت رسمی برخی دارو‌ها و سود ناچیز تولید، برخی کارخانه‌ها ترجیح می‌دهند تولید اقلام کم‌سود را متوقف کنند. نتیجه این روند نیز آن است که فهرست دارو‌های کمیاب روز‌به‌روز بلندتر می‌شود.
    نتیجه این توقف تولید برخی دارو‌ها به دلیل قیمت دولتی نیز این شده است که در بازار سیاه، قیمت‌ها گاه ۱۰ تا ۲۰ برابر نرخ رسمی است؛ و به این ترتیب ناگهان دیده می‌شود که همین کمبود باعث شده که دارویی با قیمت رسمی ۴۰۰ هزار تومان، تا چهار میلیون تومان فروخته می‌شود.

    انفجار قیمت‌ها و فشار بر بیماران

    از آغاز سال ۱۴۰۳ تاکنون یعنی نیمه اول سال جاری، متوسط قیمت دارو‌ها بین ۶۰ تا ۱۸۰ درصد افزایش یافته است. بنا به داده‌های رسمی سازمان غذا و دارو، فقط در فروردین امسال، قیمت ۳۵۰ قلم دارو افزایش یافت. در برخی اقلام خاص مانند دارو‌های ضد سرطان، جهش قیمتی تا ۴۰۰ درصد نیز گزارش شده است.

    یک داروساز نیز در همین باره می‌گوید: «قیمت دارو‌ها تقریباً هفتگی تغییر می‌کند. ما دیگر نمی‌دانیم دارویی که امروز می‌خریم، فردا با چه قیمتی باید بفروشیم. بیماران هم فکر می‌کنند داروخانه مقصر است.»

    در واقع، نوسانات مداوم ارز، سیاست‌های دستوری و نبود شفافیت، کل زنجیره تأمین دارو را بی‌ثبات کرده و در حالی‌که سهم داروی ایرانی در بازار از نظر تعداد حدود ۹۶ درصد است، اما از نظر ارزش ریالی تنها ۶۵ درصد بازار را در اختیار دارد؛ یعنی دارو‌های وارداتی سهم اندک، اما پرهزینه‌ای دارند.
    در نتیجه، بیمار ایرانی نه‌تنها از کمبود دارو رنج می‌برد، بلکه باید هزینه‌ای سنگین‌تر برای همان داروی داخلی بپردازد؛ دارویی که گاه کیفیت پایین‌تری دارد.

    بیمه‌ها، بیمار‌های اقتصادی

    در چنین شرایطی است که افزایش قیمت دارو، مستقیماً به بحران بیمه‌ها منتهی شده است، بیمه‌های پایه و تکمیلی، که با کسری بودجه مزمن روبه‌رو هستند، دیگر قادر به پوشش کامل دارو‌های گران‌قیمت نیستند. به گفته رئیس انجمن داروسازان ایران، بدهی بیمه‌ها به داروخانه‌ها از مرز ۱۴ هزار میلیارد تومان گذشته است.

    در نتیجه، بسیاری از داروخانه‌ها مجبورند دارو را نقدی بفروشند و سهم بیمه‌ای را بعداً تسویه کنند. یکی از داروسازان در همین باره می‌گوید «ما ماه‌ها باید منتظر بمانیم تا بیمه پول نسخه‌های بیماران را بدهد. در این مدت، نقدینگی نداریم و نمی‌توانیم داروی جدید بخریم. داروخانه‌ها عملاً طلبکار بزرگ نظام سلامت شده‌اند.»

    از سوی دیگر، بیمه‌ها برای کاهش بار مالی خود، بخشی از دارو‌ها را از فهرست پوشش خارج کرده‌اند. به‌عنوان نمونه، در سال گذشته حدود ۱۲۰ قلم دارو از فهرست پوشش بیمه حذف شد و این تصمیم، فشار مضاعفی بر بیماران مزمن و سالمندان وارد کرده است.

    راهی برای درمان نظام دارویی

    بحران دارو در ایران، ترکیبی از سیاست‌های غلط اقتصادی، تحریم‌های خارجی، سوءمدیریت داخلی و فقدان شفافیت است. در چنین ساختاری، نه بیمار امنیت دارویی دارد، نه تولیدکننده انگیزه‌ای برای بقا. کارشناسان نیز تأکید می‌کنند که هیچ راه‌حل کوتاه‌مدتی وجود ندارد.

    راه برون‌رفت، تنها از مسیر اصلاحات عمیق می‌گذرد:
    – تثبیت سیاست ارزی و تخصیص به‌موقع ارز به دارو
    – آزادسازی نسبی قیمت‌ها همراه با پرداخت یارانه مستقیم به بیماران خاص
    – شفاف‌سازی زنجیره تأمین و مبارزه واقعی با انحصار و رانت
    – افزایش سرمایه‌گذاری در تولید مواد اولیه داخلی
    – تقویت بیمه‌ها و تسویه سریع بدهی به داروخانه‌ها

    تا زمانی که دارو از کالای حیاتی به ابزار سوداگری تبدیل شود، بیمار ایرانی همچنان میان داروخانه‌ها سرگردان خواهد ماند و نسخه‌های بی‌دارو، سندی زنده از بیماری عمیق اقتصاد سلامت ایران خواهند بود.

  • دارو برای بیماران خاص هست اما نه برای همه! / تنها تحریم و اقتصاد نیست که بیماران را گرفتار کرده است

    دارو برای بیماران خاص هست اما نه برای همه! / تنها تحریم و اقتصاد نیست که بیماران را گرفتار کرده است

    به گزارش اقتصادران، گزارش‌ها حاکی از آن است که تهیه داروی بیماری سیستینوزیس درد بیماران را دو چندان کرده؛ این مشکلی است که برخی دیگر از بیماران خاص هم با آن دست به گریبان‌اند.

    بیماران خاص ایران با بحران کمبود و گرانی دارو مواجه‌اند؛ بحرانی که زندگی آن‌ها را همراه با درد ناشی از بیماری‌شان چند برابر می‌کند. نمونه بارز این وضعیت، بیماران مبتلا به سیستینوزیس هستند؛ بیماری نادری که نیازمند داروی حیاتی سیستاگون است. در ماه‌های اخیر، قیمت این دارو از ۲۰۰ هزار تومان به ۲۷ میلیون تومان افزایش یافته است. اما حساسیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که این مشکل به یک درد مشترک برای سایر بیماران خاص ایران نیز تبدیل می‌شود. تجمع خانواده‌ها در مقابل وزارت بهداشت، نماینده حدود ۲۷۰ بیمار مبتلا بود، اما بیماران مبتلا به ام‌اس، تالاسمی، هموفیلی و دیگر بیماری‌ها نیز در ماه‌های اخیر با مشکلات مشابه مواجه بوده‌اند. حال باید بررسی کرد که ریشه‌های این درد مشترک کجاست؟

    زندگی زیر سایه  بیماری‌های خاص در ایران

    جدیدترین مشاهدات میدانی و داده‌های موجود نشان می‌دهد که بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص در ایران با مشکلات جدی و روزافزون در تأمین دارو و مراقبت‌های درمانی مواجه هستند. به‌عنوان نمونه، بیماران مبتلا به سیستینوزیس، که بیماری نادری با علائم متعدد از جمله آسیب به کلیه‌ها و مشکلات چشمی است، در روزهای اخیر نسبت به کمبود دارو و تجهیزات درمانی اعتراض کرده‌اند. یکی از آن‌ها می‌گفت: «دارو هست ولی نه برای همه.» بر اساس گزارش هم میهن، «این بیماران خواستار تأمین قطره چشمی خارجی، کیت‌های تشخیص و کاهش قیمت داروی خارجی «سیستاگون» هستند؛ دارویی که قیمت آن در حال حاضر به حدود ۲۷ میلیون تومان رسیده و سهم بیمه‌ها از پوشش آن به‌طور مداوم در حال کاهش است.» فشار اقتصادی ناشی از این افزایش قیمت و کاهش حمایت بیمه‌ای باعث شده تا بیماران و خانواده‌هایشان در مقابل مسئولان تجمع کنند.

    این مشکل محدود به بیماران سیستینوزیس نیست. در ۳۰ شهریور سال جاری، جمعی از بیماران تالاسمی و خانواده‌هایشان در کرمانشاه نسبت به کمبود دارو و خون و مشکلات درمانی اعتراض کردند. مدیرعامل انجمن تالاسمی ایران نیز اعلام کرده است: «کمبود خون یکی از مشکلات اصلی بیماران است و این وضعیت تنها محدود به کرمانشاه نیست؛ استان‌هایی مانند مازندران و سیستان و بلوچستان نیز با کمبود خون مواجه‌اند.» برای مثال، بیماران بزرگسال تالاسمی در مازندران که باید هر دو تا سه هفته یک‌بار تزریق خون داشته باشند، گاهی تنها یک واحد خون دریافت می‌کنند، موضوعی که سلامت و کیفیت زندگی آنان را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    مشکل دسترسی به دارو برای بیماران مبتلا به ام‌اس نیز بسیار جدی است. مرضیه حاج صادقیان، مددکار و مسئول امور بیماران صعب‌العلاج، در خرداد ماه اعلام کرد که برخی داروها تنها در صورت تأیید کمیسیون مربوطه و به‌صورت محدود در اختیار بیماران قرار می‌گیرد. این روند اداری برای بسیاری از بیماران سالمند یا افرادی که توانایی انجام کارهای اداری را ندارند، به ماه‌ها انتظار و سردرگمی منجر می‌شود. به‌عنوان مثال، داروهای تقویتی مغز که برای بیماران ام‌اس ضروری هستند، هزینه‌ای حدود یک میلیون و ۶۵۰ هزار تومان دارند و عدم دسترسی به آن‌ها می‌تواند روند درمان را مختل کند.

    وضعیت بیماران هموفیلی نیز نگران‌کننده است. امین افشار، رئیس هیئت مدیره کانون هموفیلی ایران، در فروردین ماه گفت: «کمبود داروهای فاکتور ۸ و ۹ برای بیماران هموفیلی کاملاً محسوس است و در سال گذشته نیز با کمبودهای مقطعی این داروها و سایر اقلام دارویی مورد نیاز مواجه بوده‌اند.»

    این مشکلات تنها محدود به موارد ذکرشده نیست؛ در مجموع، بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص با محدودیت‌های جدی در دسترسی به دارو، تجهیزات درمانی و حمایت بیمه‌ای مواجه هستند. با توجه به آمارها، بیماران مبتلا به ام‌اس در صدر قرار دارند؛ بر اساس گزارش شرق: «حدود ۱۲۰ هزار بیمار مبتلا به ام‌اس در کشور زندگی می‌کنند که شیوع آن در زنان بالاتر است و طی سال‌های اخیر روند افزایش داشته است. این وضعیت نشان می‌دهد که نیاز به برنامه‌ریزی دقیق، افزایش حمایت بیمه‌ای و تسهیل دسترسی به دارو و درمان برای بیماران خاص، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.»

    گره‌های پنهان در زنجیره دارو

    در نگاه نخست، آنچه بیماران مبتلا به بیماری‌های خاص را بیش از هر چیز آزار می‌دهد، گرانی سرسام‌آور داروها و کمیابی آن‌هاست. اما پشت این مشکل ظاهراً ساده، مجموعه‌ای از عوامل پیچیده و ساختاری نهفته است؛ از تحریم و مشکلات اقتصادی گرفته تا ضعف در نظام بیمه‌ای و سیاست‌های دارویی. پرسش اصلی اینجاست: چرا داروهای بیماران خاص در کشور این‌قدر گران و کمیاب شده‌اند؟

    داروهای بیماران خاص را می‌توان به‌طور کلی در دو گروه جای داد: داروهای تولید داخل و داروهای وارداتی. به‌نظر می‌رسد همین نقطه، اولین گره در زنجیره‌ی بحران دارویی است. گزارشی از خبرگزاری مهر درباره داروهای مورد نیاز بیماران تالاسمی اشاره می‌کند: «اگرچه داروسازان ایرانی موفق شده‌اند بخشی از داروهای مورد نیاز را در داخل کشور تولید کنند، اما هنوز نیاز به واردات داروهای خاص وجود دارد و این بخش از واردات با مشکلات متعددی از جمله تحریم‌ها روبه‌روست.» در واقع، تحریم‌ها نه‌تنها انتقال دارو بلکه نقل‌وانتقال مالی برای خرید آن‌ها را نیز دشوار کرده‌اند و بسیاری از بیماران هزینه این موانع را با سلامتی خود می‌پردازند.

    از سوی دیگر، اختلاف‌نظرهایی نیز در میان مسئولان درباره علت اصلی کمبود دارو وجود دارد. مدیرکل پایش مصرف فرآورده‌های سلامت سازمان غذا و دارو پیش‌تر گفته بود که بخشی از مشکلات ناشی از «تجویز غیرمنطقی دارو، مصرف غیرضروری و تقاضای القایی» است؛ اما این ادعا از سوی رئیس کمیته دارو در کمیسیون بهداشت مجلس رد شد.

    او تأکید کرده است که مجلس در این زمینه جلسات متعددی با مسئولان وزارت بهداشت و فعالان صنعت دارو برگزار کرده، اما «بسیاری از مشکلات خارج از حوزه اختیارات مستقیم مجلس است» و وقتی اقتصاد کشور درگیر بحران و تحریم است، طبیعی است که «دارو هم از این وضعیت تأثیر بپذیرد.» این سخنان نشان می‌دهد که ریشه‌ی کمبود دارو، بیش از آنکه در نظام تجویز یا مصرف باشد، در ساختار اقتصادی و سیاست‌های کلان نهفته است.

    با این حال، تنها تحریم و اقتصاد نیست که بیماران را گرفتار کرده است. یکی از چالش‌های اساسی، کاهش سهم بیمه‌ها در تأمین هزینه داروهای خاص است. در تجمع اخیر بیماران سیستینوزیس مقابل وزارت بهداشت، این موضوع به‌وضوح مطرح شد. آنان می‌گویند سهم بیمه‌ها در پرداخت هزینه دارو به‌صورت مداوم در حال کاهش است؛ در حالی‌که قیمت داروی خارجی «سیستاگون» به بیش از ۲۷ میلیون تومان رسیده است. این وضعیت سبب شده بیماران ناچار شوند برای تداوم درمان خود از خیر برخی داروها بگذرند یا هزینه‌ها را از جیب پرداخت کنند.

    اما این ماجرا فقط مختص بیماران سیستینوزیس نیست. بیماران سرطانی نیز وضعیت مشابهی دارند. مژگان میرحبیبی، عضو هیئت‌مدیره شبکه ملی خیریه‌ها و نیکوکاران، می‌گوید: «افراد زیادی را می‌شناسم که به‌دلیل هزینه‌های سنگین، درمان را رها کرده‌اند. حتی پرداخت تفاوت ۱۰ تا ۲۰ درصدی سهم بیمه برای برخی ممکن نیست. در روستاها مردم گاو، زمین یا دارایی‌شان را می‌فروشند تا بتوانند هزینه درمان را بپردازند.» او همچنین به نکته‌ی مهمی اشاره می‌کند: بعضی از داروهای وارداتی چون در فهرست رسمی دارویی کشور (فارماکوپه) ثبت نشده‌اند، تحت پوشش بیمه قرار نمی‌گیرند؛ بنابراین بیمار ناچار است تمام هزینه را از جیب خود بپردازد.

    افزون بر این، بیمه‌ها بسیاری از داروهای تقویتی را نیز پوشش نمی‌دهند. در حالی‌که این داروها برای بیماران خاص، به‌ویژه مبتلایان به بیماری‌هایی مانند MDS (اختلال مغز استخوان)، نقشی حیاتی در کنترل بیماری دارند. بسیاری از این بیماران هم‌زمان از بیماری‌های مزمن دیگری مانند دیابت، مشکلات کلیوی یا قلبی نیز رنج می‌برند و در نتیجه برای ادامه زندگی نیازمند مصرف چندین نوع دارو به‌طور هم‌زمان‌اند. وقتی حتی داروهای مکمل و تقویتی از پوشش بیمه خارج می‌شود، بار مالی بر دوش بیماران سنگین‌تر شده و درمان عملاً به کالایی لوکس تبدیل می‌گردد.

    مجموعه این عوامل نشان می‌دهد که مسأله‌ی گرانی و کمیابی دارو در ایران، صرفاً نتیجه‌ی یک عامل واحد نیست. این مشکل، حاصل تلاقی چند بحران هم‌زمان است: تحریم‌ها و محدودیت‌های اقتصادی، ضعف در نظام بیمه‌ای، ناهماهنگی میان دستگاه‌های متولی و نبود سیاست روشن در حوزه‌ی داروهای خاص. تا زمانی که این چرخه‌ی معیوب اصلاح نشود، بیماران خاص همچنان میان داروخانه‌ها و بیمارستان‌ها در رفت‌وآمد خواهند بود؛ در جست‌وجوی دارویی که شاید بتواند تنها امیدشان برای ادامه‌ی زندگی باشد.

  • صدای بی صدای بیماران مبتلا به «میاستنی گراویس» / بیماران: دارو کم است، هیچ‌کس جواب‌گوی ما نیست

    صدای بی صدای بیماران مبتلا به «میاستنی گراویس» / بیماران: دارو کم است، هیچ‌کس جواب‌گوی ما نیست

    به گزارش اقتصادران، «بیماری ما نادر است اما در شمار بیماری‌های خاص قرار نگرفته‌. برای همین واردات داروهای مورد نیازمان‌ دغدغه دولت نیست و آنقدر فاصله‌دار و دیر به دیر وارد کشور می‌شود که در هیچ داروخانه‌ای دارویی‌ پیدا نمی‌کنیم.» این جمله بخشی از مطالبات بیماران مبتلا به «میاستنی گراویس» است، بیماری‌ای که در آن سیستم ایمنی بدن به عضله‌ها حمله می‌کند و آهسته آهسته آن‌ها را از بین می‌برد، حالا افراد مبتلا به این بیماری در وضعیت بی‌دارویی سر می‌کنند.

    هر روز در جست‌وجوی‌ دارو

    تعدادی از مبتلایان به این بیماری اظهار می‌کنند: خود این بیماری و مشکلات جسمی ناشی از آن یک‌طرف، مواجه بودن دائمی با عدم موجودی دارو در داروخانه‌ها و گرفتن استعلام هر روزه از شرکت‌های واردکننده دارو و سازمان غذاودارو هم یک‌طرف‌ ما را آزار می‌دهد. خانواده‌های‌مان هربار برای پیدا کردن چند بسته دارو کل داروخانه‌های شهر را می‌گردند و اگر خوش‌شانس‌ باشیم شاید یک بسته گیرمان‌ بیاید و باز باید منتظر واردات بعدی بمانیم.

    کارشناس یکی از شرکت‌های واردکننده داروهای ویژه بیماران میاستنی‌گراویس پشت تلفن می‌گوید داروخانه ۱۳ آبان و شهید کاظمی نرسیده به پارک‌وی از خرداد تا مرداد سهمیه دارو گرفته‌اند، بروید دارو را از آنها تهیه کنید درحالی‌که هر دو داروخانه‌ می‌گویند موجودی ندارند. این کارشناس در واکنش به عدم موجودی دارو در هر دو داروخانه توضیح می‌دهد: علت، محدودیت‌ داروهاست و سازمان غذاودارو فعلا سهمیه جدید اعلام نکرده است.

    ماهان، یکی از مبتلایان به این بیماری به خبرآنلاین می‌گوید: همیشه با مشکل نبود دارو و تأخیر در واردات آن مواجه‌ایم‌ اما امسال سازمان غذاودارو به طرز عجیبی گرفتارمان‌ کرده. این سازمان جواب درستی نمی‌دهد و فقط می‌گوید دارو توزیع شده اما دقیقا داروخانه‌هایی که این سازمان‌ آنها را به‌عنوان دریافت کننده دارو معرفی می‌کند، یا می‌گویند دارو موجود ندارند و یا موجودی‌شان‌ آنقدر کم است که تا من از این سر تهران خودم را به آنجا برسانم تمام‌ می‌شود.

    او ادامه می‌دهد: به من می‌گویند هر روز از هلال‌احمر پیگیری کن اما این کار آسانی نیست. دارو به‌قدری کم است که به بیشتر بیماران نمی‌رسد و ما حالمان‌ از قبل بدتر شده است.

    یکی دیگر از مشکلات این بیماران درگیری ریه‌هاست که آنها را مجبور به استفاده از اکسیژن می‌کند. ماهان‌ در این‌باره می‌گوید: من به دلیل درگیری ریه‌هایم‌ باید از ماسک تمام‌صورت استفاده کنم که به شکل بی‌رحمانه‌ای گران شده و حالا که ماسکم‌ خراب شده تعویض آن ۱۶ میلیون تومان هزینه دارد و من‌ بدون شغل و درآمد چنین مبلغی ندارم و دارم برای نفس کشیدن جان می‌کنم‌.

    افزایش به‌جای کاهش هزینه‌ها؛ ماهانه تا ۲۰ میلیون تومان فقط برای دارو

    فهیمه از دیگر بیماران مبتلا به میاستنی‌گراویس است، او می‌گوید: دستور پزشک تا پایان هر ماه اعتبار دارد و ما در اثر پیدا نکردن دارو، هر ماه باید دستور جدیدی از پزشک بگیریم و این خود، برایمان هزینه دارد. بیماری که در هزینه‌های روزمره خود مانده چگونه هر ماه برای یک دستور تکراری هزینه ویزیت بدهد؟ خیلی از ما درگیری تنفسی داریم. کسی از عمق نیاز ما به دارو اطلاع ندارد. تعادل بدن من در اثر نبود دارو و پیگیری‌های‌ زیاد به هم خورده و کاغذبازی‌ و پیگیری‌های بی‌نتیجه به روان‌مان به اندازه جسممان‌ آسیب زده است.

    معصومه از دیگر بیماران مبتلا است، او بیان می‌کند: داروهایم ماهانه بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان هزینه دارد. این‌درحالیست‌ که من از تجویز دکتر که روزی ۳ وعده دارو است یک وعده را کم کرده‌ام چون امکان تهیه همه وعده‌های دارویی را ندارم‌ که شل شدن عضلات از مهم‌ترین عوارض این کار است. تأمین اجتماعی بخشی از هزینه‌ داروها را پرداخت می‌کند اما باقی هزینه بستگی به این دارد که داروخانه‌ها با بیمه تکمیلی طرف قرارداد باشند یا نه‌.

    یکی دیگر از مبتلایان به این بیماری که خودش برای پیگیری کمبود دارو از این سازمان به آن سازمان می‌رود واکنش کارشناس سازمان غذا و دارو را در یک صحبت تلفنی این‌طور شرح می‌دهد: «این کارشناس به من می‌گوید «چرا این مسأله‌ را یک بیمار پیگیری می‌کند؟ این موضوعات اصلا ارتباطی به بیمار ندارد. توزیع دارو با معاونت‌ غذا و داروی دانشگاه است، شما هم بروید به معاونت غذا و دارو بگویید تا سهمیه‌تان را زیاد کنند.» به نظرم این منتهاالیه‌ حقوق شهروندی و تکریم بیمارانی است که خاطر عزیزشان‌، به جز درد جسمی، از درد بی‌پناهی و پاس‌کاری‌ بین دستگاه‌ها نیز در رنج است‌. مگر می‌شود نبود دارو به بیماری که هر لحظه زندگی‌اش‌ را درد می کشد ارتباط نداشته باشد؟»

    شناسایی بیماران دغدغه هیچکس نیست‌ 

    «زهرا اسدی» مدیر انجمن بیماران میاستنی‌گراویس به خبرآنلاین می‌گوید: انجمن ما درحال حاضر ۶۰۰ عضو دارد اما تعداد واقعی مبتلایان مشخص نیست و طبق گفته پزشک انجمن حداقل ۱۰ تا ۱۲ هزار نفر در کشور مبتلا به این بیماری هستند که هنوز انجمن را نمی‌شناسند. با توجه به اینکه سایت و صفحات سازمان غذا و دارو و وزارت بهداشت رسمی است، آنها می‌توانند با یک فراخوان تمام مبتلایان به این بیماری را شناسایی کنند و در این امر از انجمن که هنوز نوپاست موفق‌تر عمل کنند اما هنوز اقدامی در این جهت نشده است‌.

    اسدی بیان می‌کند: بارها از سازمان غذاودارو و وزارت بهداشت خواسته‌ایم در توزیع داروهای بیماران ما همان سازوکار مربوط به توزیع انسولین‌ را در پیش بگیرند و دارو را بر اساس کدملی توزیع کنند تا هم میزان واقعی نیاز کشور به این دارو مشخص شود، هم شرکت‌های واردکننده دارو، حجم واقعی داروی وارداتی را بدانند و هم توزیع دارو به‌صورت سیستمی و عادلانه صورت گیرد و هیچ بیماری بدون دارو نماند و این تاکنون محقق نشده است.

    او می‌گوید: ما همیشه با مشکل پیدا نشدن داروهایمان مواجه‌ایم چون واردات داروهای این بیماری با تأخیر و فاصله زمانی زیاد انجام می‌شود. بعد از واردات هم دارو مدتی را در گمرک توقف می‌خورد. پس از ترخیص، باید پروسه قیمت‌گذاری دارو طی و بعد وارد بازار شود. بنابراین یک پروسه چند ماهه زمان می‌برد تا دارو به دست بیماران برسد. داروی افدرین که ویژه بیمارانی با منشا ژنتیکی است و از هر ۱۰۰ بیمار تنها ۱۰ نفر آن را استفاده می‌کنند هم بسیار سختگیرانه وارد می‌شود و بعد از واردات باید قیمت‌گذاری شود و بعد یک ماه فرآیند ارسال نمونه به آزمایشگاه و تأیید آزمایشگاه زمان می‌برد تا پس از آن در بازار توزیع شود و این رویه هربار بدون اینکه چاره‌ای برایش اندیشیده شود تکرار می‌شود.

    وی توضیح می‌دهد: این مشکل چند سال است گریبان‌ ما را گرفته، چون سازمان غذاودارو سیاست توزیع قطره‌چکانی دارد و حتی سال گذشته در اثر توقف بی‌مورد دارو در گمرک، توزیع نامناسب دارو و البته واردات کمتر از میزان نیاز بیماران، کمی مانده به تاریخ انقضای دارو حدود ۸ هزار جعبه از داروهای موردنیاز بیماران ما روی دست شرکت وارد کننده ماند که نصف آن رایگان توزیع شد و نصف دیگر تاریخ گذشته شد و ما از سرنوشت آن اطلاعی نداریم. این بیماری با دارو و روش‌های درمانی فقط تحت کنترل قرار می‌گیرد و درمانی ندارد، از سه ماه پیش دارو در داروخانه‌ها موجود نبود و الان اعلام شده که دارو در حال توزیع است اما مثلا برای تهران در حد ۲۰ بسته دارو توزیع شده که این مقدار برای ۲۰۰ بیماری که در تهران هستند کافی نیست.

    خودکفایی ناقص‌

    وی می‌گوید: یکی از دلایل واردات کم این داروها این است که می‌گویند ما تولید داخلی هم داریم و داروهای تولید داخل هم باید استفاده شود درحالیکه تولید ما تولید داخلی نیست. فقط واردات مواد اولیه است و ما در تولید این داروها هنوز به خودکفایی نرسیده‌ایم. ضمن اینکه نمونه داخلی داروها هنوز به خیلی از بیماران نمی‌سازد و این مسأله‌ باید درک و چاره‌اندیشی شود.

    اسدی اضافه می‌کند: مشکل دیگر ما ثابت ماندن بودجه و یارانه‌ای است که دولت به تأمین داروهایمان می‌دهد. مثلا سال گذشته قیمت دارو از بسته‌ای هزار تومان به صد هزار تومان رسید اما دولت گفت من همان یارانه سال قبل را می‌دهم. تعامل سازمان غذاودارو، وزارت بهداشت و شرکت‌های وارد کننده دارو که البته خصوصی هستند سرنوشت بیماران ما را رقم می‌زند. واردات داروی افدرین که بر عهده خود دولت است توسط هلال‌احمر انجام می‌شود اما همان هم تحت نظارت سازمان غذا و دارو توزیع‌ می‌شود.

    مدیر انجمن بیماران میاستنی‌گراویس می‌گوید: این بیماری بااینکه نادر است اما متأسفانه جزء بیماری‌های خاص شناخته نمی‌شود، در دولت قبلی تصویب شد تا برای این بیماری هم مانند بیماری‌های خاص یک سبد خدماتی شامل فیزیوتراپی و برخی نیازهای درمانی بیماران که هزینه آن تحت حمایت دولت باشد تعریف شود اما همه چیز در مرحله اجرا متوقف شد و دستگاه‌ها در اجرای آن همکاری نکردند که این اجحاف در حق بیماران است.

    بیماران‌ ِ بی‌حامی‌

    این بیماران توسط هیچ نهادی حمایت نمی‌شوند. برخی از بیماران که با دستگاه تنفس و بای‌پپ نفس می‌کشند برای مواقع قطعی برق نیاز به موتور برق دارند وقتی ماسک تنفسی آنها خراب می‌شود و چند میلیون تومان هزینه روی دستشان‌ می‌گذارد هیچ ارگان حمایت کننده‌ای نیست که حداقل بخشی از این هزینه‌ها را برایشان تأمین کند.

    به گفته رئیس انجمن بیماری میاستنی‌گراویس، این بیماری هم منشأ ژنتیکی و هم اکتسابی دارد. منشا دسته اکتسابی مشخص نیست و می‌تواند منشأ عصبی داشته باشد و یا یک بیماری نهفته و خودایمنی باشد اما ۲۰ تا ۳۰ درصد مبتلایان با منشأ ژنتیکی در دوره جنینی قابل تشخیص است که این موضوع هم توجه جدی حوزه بهداشت و درمان را می‌طلبد.

  • پشت‌پرده کمبود دارو و افزایش پرداخت از جیب مردم در بیمارستان‌ها

    پشت‌پرده کمبود دارو و افزایش پرداخت از جیب مردم در بیمارستان‌ها

    به گزارش اقتصادران، نشست خبری محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مراسم تجلیل از خبرنگاران امروز ۱۹ مرداد در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار شد.

    وزیر بهداشت در این نشست گفت: حوزه سلامت نیاز به همکاری برای افزایش سطح سلامت مردم دارد و هیچ وزرتخانه‌ای به اندازه وزارت بهداشت سطح تماس با مردم ندارد و این کار نیاز به همکاری همه رسانه‌ها دارد.

    وی ادامه داد: تعداد زیادی مردم دیابت دارند که خودشان خبر ندارند و این بیماری به قلب، کلیه و…آسیب می‌زند و اگر سطح سواد را بالاتر ببریم این اتفاق نمی‌افتد.

    ظفرقندی با بیات اینکه بسیاری از بیماری‌های قلبی، سرطان و…اگر اطلاع‌رسانی خوبی باشد اتفاق نمی‌افتد، افزود: همه روستاها خانه بهداشت دارند و باید بتوانیم با تلفن همراه اطلاع‌رسانی داشته باشیم و سطح سواد سلامت مردم را بالا ببریم.

    وی ابراز کرد: امروز ایران در کنترل بیماری‌های واگیر همچون سرخک و سرخجه موفق بوده و ۲۰ سال است یک مورد فلج اطفال شناسایی نشده این در حالی است که کشورمان بالاترین وضعیت برای شیوع بیماری را دارد.

    ظفرقندی در ادامه سخنانش گفت: ارتباطات درمانی و توریسم درمانی راه ارتباط با دیگر کشورهاست.

    وزیر بهداشت گفت: درصد قابل توجه یعنی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد کودکان دچار اضافه وزن هستند. باید سواد سلامت و ایجاد فضای مناسب برای فعالیت‌های بدنی ایجاد شود و تاکید داریم فعالیت‌های بدنی باعث تقویت بدنی و روحی شود.

    ظفرقندی با اشاره به همکاری با وزارت ورزش افزود: برنامه‌ای در حال تدوین هستیم تا موضوع کم‌تحرکی را کاهش دهیم.

    وزیر بهداشت با اشاره به دستاوردهای این وزارتخانه تصریح کرد: همکاران اورژانس، پزشکان و پرستاران در دوران جنگ کاری کارستان کردند و به ۵۷۰۰ مجروح رسیدگی کردند و با کمبود دارو در این دوران روبرو نشدیم.

    وی یادآور شد: در حمله به میدان تجریش و زندان اوین نیروهای درمانی بودند که ابتدا حضور پیدا کردند و بعد از دو ساعت همه مجروحان ساماندهی شده بودند.

    وزیر بهداشت با اشاره به اهمیت توجه به الودگی هوا، گفت: اهمیت آلودگی هوا و تاثیر بر سلامتی مردم را ما در دولت مطرح کردیم. در حالی که سالانه ۵۰ هزار مرگ بر اثر آلودگی هوا در کشور داریم.

    ظفرقندی با بیان اینکه سالی ۷۰۰ هزار کودک در جهان به دلیل آلودگی هوا جان می‌دهند، تصریح کرد: به رییس جمهور گفتیم که ایران آفتاب زیادی دارد و باید به سمت انرژی پاک برویم و این در دولت تصویب شد و آبان یکی از بحث‌های مستمر در دولت این است که با پنل خورشیدی به این سمت برویم.

    وی در خصوص بالا بودن میزان پرداختی مردم از جیب هنگام مراجعه به بیمارستانها افزود: در خصوص افزایش پرداخت از جیب مردم باید به قانون برنامه که اشاره شده حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد برسیم و ابن موضوع با اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده خواهیم رسید. وزارت بهداشت به دنبال تبعیت از ساختار نظام ارجاع برای کاهش پرداختی از جیب مردم است ظفرقندی ادامه داد: بودجه بیمه‌ها باید به موقع و به میزان کافی اختصاص پیدا کند. طلب بیمه سلامت نزدیک به ۳۰ همت است. مجموعه حوزه سلامت نزدیک به ۹۷ همت به بیمارستان ها، داروخانه‌ها و مطب‌ها بدهی داشتند.

    وی در خصوص بالا بودن قیمت دارو، افزود: داروهای سرطانی داخل لیست بیمه‌ای با پوششی ۷۰ تا ۹۰ درصدی برخوردار است و برخی داروهای نوترکیب هنوز در لیست بیمه قرار نگرفته است و این داروها مانند هایکت تکنولوژی با قیمت بالایی تولید خواهد شد.

    وزیر بهداشت با اشاره به اهمیت ارتباط با دیگر کشورها در مقابله با بیماری مختلف، افزود: یکی از برنامه‌های ما این است که در حوزه‌های علمی و پیشگیری و درمانی و پیشرفت علم با دیگر کشورها ارتباط داشته باشیم.

    وی درباره افزایش ۳۰ درصدی حقوق دستیاران خاطرنشان کرد: زمان شروع این پرداخت از مردادماه آغاز خواهد شد.

    وزیر بهداشت با اشاره به اهمیت ارتباط با دیگر کشورها در مقابله با بیماری مختلف، افزود: یکی از برنامه‌های ما این است که در حوزه‌های علمی و پیشگیری و درمانی و پیشرفت علم با دیگر کشورها ارتباط داشته باشیم.

    وی درباره افزایش ۳۰ درصدی حقوق دستیاران خاطرنشان کرد: زمان شروع این پرداخت از مردادماه آغاز خواهد شد.

    ظفرقندی در خصوص اینکه اگر جنگ احتمالی صورت گیرد که تدابیری در وزارت بهداشت خواهید داشت، افزود: کار مواجه با جنگ و بحران یک کار علمی است و باید وقتی می‌خواهیم آماده شویم ساماندهی لازم صورت گیرد.

    وی ادامه داد: باید نیروهای مختلف سلامت برای کار در محل حادثه و…آماده باشند و باید تدابیری ابلاغ شود تا در زمان هر اتفاقی مشخص شود چه کاری انجام شود.

    وزیر بهداشت افزود: برای این جنگ تحمیلی اسرائیل به کشورمان ۱۰ میلیون سرم و ۱۵۰۰ واحد خون آماده کرده بودیم و اکنون مرتب بحث می‌شود و در دوران جنگ در همین وزارت خانه هرروز کمبودها و مشکلات مورد می‌شد و آمادگی کامل داریم اما امیدواریم جنگ نشود.

    ظفرقندی در خصوص همکاری ایران با روسیه گفت: در همکاری اوراسیا و بریکس تفاهم نامه‌های بین دو کشور وجود دارد و در خصوص دارو نیز شناسایی داروهای مورد نیاز و تبادل دارویی برنامه داریم.

    وزیر بهداشت از اصافه شدن ۶ هزار تخت بیمارستانی در سال جاری خبر داد و گفت: هزینه تامین هر تخت حدود ۶ میلیارد تومان است؛ ضمن اینکه ۵۰ هزاز تخت فریوده در کشور داریم.

    ظفرقندی با بیان اینکه اکنون ۱۱۱ هزار نفر برای آزمون استخدامی که در شهریور برگزار می‌شود ثبت نام کرده اند، گفت: ما در نقاط مختلف کشور امکانات پزشکی و نیرو برای درمان بیماران مختلف تامین کرده ایم.

    وی درباره امکانات سلامت در اربعین، تصریح کرد: امکانات مختلف در این خصوص کاملا تامین شده و نزدیک ۵۰۰ هزار خدمت مختلف تاکنون ارائه شده و نزدیک ۵۰ هزار مصدوم و بیمار و…درمان و دریافت خدمات داشته اند.

  • نسخه های گران، جان های ارزان / کمبود و گرانی دارو دمار از روزگار بیماران درآورد

    نسخه های گران، جان های ارزان / کمبود و گرانی دارو دمار از روزگار بیماران درآورد

    به گزارش اقتصادران، وقتی صحبت از گرانی دارو می‌شود، برخی فقط این موضوع را متوجه بیماران مبتلا به سرطان، سخت درمان و…، می‌دانند و عنوان می‌کنند که دارو در ایران از قیمت یک بطری آب معدنی هم ارزان‌تر است. در حالی که واقعیت اینگونه نیست و ما شاهد رشد چند درصدی خیلی از اقلام دارویی از سال گذشته تا امروز بوده‌ایم. به طور مثال، شربت دیفن هیدرامین، قرص سرماخوردگی، پماد کالاندولا، کپسول آموکسی سیلین و…، که از داروهای معمولی و به قول معروف، دم دستی به حساب می‌آیند؛ به شدت افزایش قیمت داشته‌اند. به همین تناسب، شاهد گرانی داروهای بیماران سخت درمان هستیم که قطعاً، دشواری‌های آن‌ها در تهیه دارو، چند برابر دیگر بیمارانی است که سراغ داروهای معمولی می‌روند.

    زمستان سال گذشته، شاهد رونمایی از قیمت‌های جدید برخی اقلام دارویی بودیم، اما دوباره در روزهای آخر فروردین ۱۴۰۴، برخی از شرکت‌های دارویی خبر از افزایش قیمت دادند؛ به طوری که میزان افزایش قیمت برخی از داروها بین ۱۰ تا ۲۰ درصد، برخی داروها حدودِ ۳۰ تا ۴۰ درصد و تعدادی هم بیش از ۵۰ درصد بوده است.

    دارو این روزها علاوه بر اینکه دچار کمبود است، گرفتار «گرانی» هم شده است. البته فعالان صنعت دارو از جمله «اصلاح قیمت ها» به جای گرانی استفاده می‌کنند، اما نکته مهم این است که چه فرقی می‌کند که اصلاح قیمت صورت بگیرد یا اینکه افزایش قیمت باشد. در هر دو صورت برای بیمار، دارو گران شده است و باید برای همین مشکل و معضل، نسخه‌ای بنویسم که دارو برای بیمار، «ارزان» تمام شود.

    علی خضریان عضو کمیسیون اصل نود مجلس، با انتقاد از افزایش سرسام‌آور قیمت دارو برای مردم و بیماران، گفت: مسئله دارو یکی از موضوعاتی است که ارکان نظام با حساسیت ویژه آن را رصد می‌کنند و به دلیل نقش بی‌بدیل آن در زندگی مردم، همواره مورد توجه خاص قرار گرفته است.

    وی افزود: متأسفانه سازمان غذا و دارو در سال ۱۴۰۳، بدون هرگونه تغییر در نرخ ارز اختصاص یافته به این حوزه و تحت فضایی غیرواقعی، به بهانه افزایش نرخ ارز در بازار آزاد (که هیچ ارتباطی با حوزه دارو نداشت)، اقدام به افزایش قیمت دارو به صورت فراقانونی در قالب کمیسیون‌های ظاهراً قانونی نمود. این اقدام نه تنها موجبات ایجاد مشکلات جدی مادی و معنوی برای مردم را فراهم کرد، بلکه به شکل‌گیری رانت و فساد گسترده در برخی شرکت‌های دارویی و میان سهامداران آن‌ها انجامید.

    خضریان گفت: نکته تأمل برانگیز، حضور مستقیم یا غیرمستقیم مسئولان ارشد سازمان غذا و دارو در هیئت مدیره یا سهامداری شرکت‌های مذکور است که یا همچنان در جایگاه تصمیم‌گیری باقی مانده‌اند یا به صورت صوری از مسئولیت کنار رفته‌اند، در حالی که تصویب کنندگان اصلی افزایش قیمت داروها، همان افراد هستند.

    در همین حال، سیدمحمد جمالیان عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با عنوان این مطلب که مردم به داروهای با کیفیت نیاز دارند، گفت: پرداخت مابه‌التفاوت افزایش قیمت دارو باید از سوی دولت و از طریق بیمه‌ها انجام شود و این اقدام علاوه بر حمایت از تولید داخلی، مانع کمبود دارو در بازار و نیاز به واردات گران‌قیمت خواهد شد.

    جمالیان با انتقاد ازعدم تخصیص کامل اعتبارات حوزه سلامت، گفت: باید منابع پیش‌بینی شده در بودجه مانند سهم سلامت از یک درصد مالیات بر ارزش افزوده و سایر منابع به صورت کامل به حوزه سلامت تخصیص یابد تا بیمه‌ها بتوانند به تعهدات خود عمل کنند و از متضرر شدن داروخانه‌ها جلوگیری شود.

    وی با بیان اینکه مردم دیگر توان تحمل افزایش قیمت دارو را ندارند، تصریح کرد: مابه التفاوت افزایش قیمت دارو را باید بیمه یا مردم پرداخت کنند و راهکار سومی وجود ندارد، البته مردم در طرح دارویار به اندازه کافی تاوان افزایش قیمت دارو را داده‌اند و دیگر توان پرداخت ندارند. بنابراین، دولت باید در کنار حمایت از تولید، از مردم نیز حمایت کند و راهکار آن هم تخصیص منابع کافی به بیمه‌ها است و اگر این حمایت‌ها صورت نگیرد، ناچار به واردات دارو با هزینه بسیار بیشتر خواهیم بود.

    با تمامی توضیحات و توجیهاتی که در باب دارو مطرح می‌شود، آنچه مسلم است، اینکه «نسخه» دارو برای بیماران «گران» است و باید کاری کرد که این نسخه ارزان شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد، بیش از ۷۰ درصد هزینه‌های دارویی از جیب بیمار پرداخت می‌شود، در حالی که قرار بود سهم پرداختی مردم بابت هزینه‌های سلامت، حداکثر به ۳۰ درصد برسد.