برچسب: کامران ندری

  • تکلیف اقتصاد ایران؛ اگر جنگ طولانی شود، اگر به زیرساخت‌ها حمله شود …

    تکلیف اقتصاد ایران؛ اگر جنگ طولانی شود، اگر به زیرساخت‌ها حمله شود …

    به گزارش اقتصادران، کامران ندری، اقتصاددان، در بخشی از گفت‌وگوی خود در رابطه با گسترش اشتغال غیررسمی، افت دستمزدهای واقعی و کاهش امنیت شغلی در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران  اظهار کرد: در وضعیت فعلی و با توجه به شرایطی که در آن قرار گرفته‌ایم، مهم‌ترین دغدغه دولت باید تأمین کالاهای اساسی باشد. در این شرایط امکان حمایت از تولید وجود ندارد؛ لذا مهم‌ترین کاری که دولت می‌تواند در رابطه با حمایت از تولید انجام دهد، این است که سریعاً برای این مسئله جنگ راهی برای خاتمه پیدا بکند. در غیر این صورت، با شرایطی که اکنون با آن روبرو هستیم و با تهدیدهایی که از ناحیه دشمنان می‌شود، به نظر نمی‌رسد که در وضعیت فعلی بشود کار خاصی را برای حمایت از تولید انجام داد.

    او همچنین تأکید کرد: وضعیت اقتصادی ما پیش از وقوع جنگ نیز چندان به‌سامان نبود و اکنون هزینه‌ها و خسارت‌های ناشی از جنگ و هزینه‌های جنگ نیز به آن اضافه شده است. مواردی نظیر قطعی اینترنت، تعطیل شدن کسب‌وکارها و آسیب به صنایع مهم مانند صنایع فولادی را اگر در نظر بگیرید، تنها کاری که به نظر می‌رسد در شرایط فعلی و در کوتاه‌مدت می‌توان انجام داد، این است که فعلاً راهی برای خروج از این وضعیت جنگی پیدا کنیم.

    ندری در خصوص تأثیر این شرایط بر سرمایه‌گذاری، کارآفرینی و مهاجرت نیروی انسانی اظهار کرد: ما پیش از این نیز با این مشکلات مواجه بودیم و طبیعتاً جنگ هم این مسئله را تشدید می‌کند. سرمایه‌گذاری قطعاً نسبت به پیش از جنگ کاهش پیدا کرده و متوقف می‌شود. مسئله مهاجرت و خروج سرمایه انسانی نیز از قبل از جنگ وجود داشت و اگر این شرایط جنگی بخواهد ادامه پیدا کند، نمی‌توان انتظار داشت که این اتفاق نیفتد.
    او هشدار داد که حتی اگر جنگ خیلی شدید شود، ممکن است با موجی از افرادی مواجه باشیم که بخواهند از کشور خارج شوند.

    اگر جنگ طولانی‌مدت شود با کمبودهای جدی مواجه خواهیم شد

    ندری همچنین خاطرنشان کرد: برخی از پتروشیمی‌های ما آسیب دیده‌اند و نمی‌توانند مانند گذشته عرضه خود را به بازار داشته باشند. مسئله واردات نیز تحت‌الشعاع این جنگ قرار دارد و این‌ها مواردی است که نمی‌توان برای آن کاری کرد، جز اینکه جنگ متوقف شود. البته با توجه به پیش‌بینی‌هایی که از قبل شده بود و احتمال وقوع جنگ را می‌دادند، تمهیداتی از پیش از جنگ برای تأمین کالاهای اساسی و نیازهای اساسی اقتصاد در نظر گرفته شده بود.

    این اقتصاددان در پایان یادآور شد: این تمهیدات تنها تا مدتی جوابگو خواهد بود و اگر جنگ طولانی‌مدت شود، طبیعتاً با کمبودهای جدی مواجه خواهیم شد. مخصوصاً اگر جنگ به زیرساخت‌ها کشیده شود و تهدیدهایی که آمریکا کرده عملی گردد، شرایط بسیار سختی را در اقتصاد خواهیم داشت.
  • آیا اقتصاد ایران در یک جنگ فرسایشی تاب می آورد؟

    آیا اقتصاد ایران در یک جنگ فرسایشی تاب می آورد؟

    به گزارش اقتصادران، همزمان با افزایش تنش‌های نظامی در منطقه و نگرانی‌ها درباره تبعات اقتصادی آن، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح شده که اقتصاد ایران تا چه اندازه توان تحمل شرایط جنگی را دارد و در صورت تداوم درگیری‌ها چه چالش‌هایی پیش‌روی سیاست‌گذاران قرار خواهد گرفت.

    در چنین شرایطی، تداوم نااطمینانی‌ها می‌تواند بر فعالیت‌های اقتصادی، روابط تجاری و اعتماد فعالان بازار اثرگذار باشد و مدیریت اقتصاد در وضعیت بحرانی را به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت تبدیل کند.

    در همین راستا، پرسش‌هایی درباره توان اقتصاد ایران برای مواجهه با یک جنگ فرسایشی، الزامات طراحی استراتژی خروج از جنگ، آینده روابط تجاری با همسایگان و همچنین اقدامات ضروری برای حفظ ثبات اقتصادی مطرح شده است.

    کامران ندری، اقتصاددان، به بررسی این موضوعات پرداخته و از چالش‌های پیش‌روی اقتصاد ایران در شرایط جنگی، اهمیت تأمین کالاهای اساسی، نقش مسیرهای تجاری منطقه‌ای و الزامات سیاستی برای عبور از این دوره سخن گفته است.

    مشروح گفتگو با کامران ندری، اقتصاددان را بخوانید.

    ****

    *آقای ندری، به نظر شما اقتصاد ایران توانایی یک جنگ فرسایشی را دارد یا باید به سمت استراتژی خروج از جنگ حرکت کرد؟ این استراتژی مستلزم چه الزامات اقتصادی و سیاسی است؟

    حقیقت این است که بعید می‌دانم توانایی یک جنگ فرسایشی را داشته باشیم؛ چرا که ما پیش از وقوع جنگ نیز با مشکلات عدیده‌ای مواجه بودیم. دولت با کسری بودجه دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کرد و بسیاری از مشکلاتی که در کشور داشتیم، نیازمند سرمایه‌گذاری بود.

    متأسفانه دولت نمی‌توانست از عهده انجام این وظایف برآید و طبیعتاً در شرایط کنونی، وظایف دولت سنگین‌تر نیز شده است. تأمین مالی این امور مقداری سخت و دشوار خواهد بود و به نظر من، کار سختی در پیش است.

    کار سختی را در پیش خواهیم داشت

    * دوقطبی‌ شدن فضای کشور و عدم اجماع سیاسی چه تأثیری بر مدیریت اقتصاد جنگی خواهد داشت؟

    این موضوع وضعیت را بدتر می‌کند. به هر حال، وضعیت اقتصادی پیش از این حمله نیز مناسب نبود و طبیعتاً با وقوع این حمله، شرایط مقداری سخت‌تر خواهد شد. البته میزان آن را دقیقاً نمی‌دانم؛ چرا که ممکن است دولت به شکل‌های مختلف در صدد برطرف کردن این مشکل باشد که احتمالاً می‌تواند محرمانه نیز باشد. به عبارتی، ممکن است ما مطلع نباشیم که از چه منابع، شیوه‌ها و روش‌هایی برای حل این مشکل استفاده می‌کنند، اما به لحاظ اقتصادی می‌توان گفت که کار سختی را در پیش خواهیم داشت.

    امارات یکی از مهم‌ترین کشورها برای دور زدن تحریم‌ها بود

    * در صورت گسترش درگیری‌ها، روابط اقتصادی ایران با همسایگان و مسیرهای تجاری آن با چه تغییراتی مواجه خواهد شد؟

    مهم‌ترین مسیر نقل‌ و انتقال منابع مالی و مسیر تجارت ما، کشور امارات بود؛ لذا اگر با امارات با مشکل مواجه شویم، کار مقداری سخت خواهد شد. پرسش‌هایی که مطرح می‌کنید بسیار دشوار هستند و من تنها می‌توانم از منظر تحلیلی بگویم که کار ما مقداری سخت و دشوار خواهد شد. اما در خصوص اینکه چگونه این مشکل را حل می‌کنند، تصور می‌کنم که به هر حال به آن اندیشیده‌اند؛ یعنی این‌گونه نیست که ندانند ما با چنین مشکلاتی مواجه هستیم و حتماً به این مسائل فکر کرده‌اند.

    اینکه کار به کجا خواهد کشید را نمی‌توانم به دقت حدس بزنم. تنها می‌توانم بگویم که ما از قبل با چالش و مشکل اقتصادی مواجه بودیم . امارات یکی از مهم‌ترین کشورهایی بود که به واسطه آن می‌توانستیم تحریم‌ها را تا حدودی دور بزنیم؛ ما در آنجا شرکت‌های پوششی و تراستی‌های زیادی داشتیم که برای ما فعالیت می‌کردند و از این جهت امارات برای ما حائز اهمیت است.

    فراتر از ایران، مشکل اقتصادی تنها مختص ما نیست و کل منطقه و احتمالاً کل جهان در اثر تداوم این وضعیت با مشکل مواجه خواهند شد. ایران نیز مستثنا نیست و مشکلاتی که از قبل داشت، ممکن است کار را برای ما سخت‌تر کند؛ اما به هر حال، کسانی که در اینجا تصمیم‌گیری می‌کنند، این مسائل را نیز مد نظر دارند.

    مهم‌ترین اقدام، تأمین کالاهای اساسی مورد نیاز مردم است

    *برای حفظ اعتماد فعالان اقتصادی در شرایط کنونی، انجام چه اقداماتی ضروری است؟

    بر اساس مشاهدات فردی من تا این مرحله از قضایا، احساس می‌کنم پیش‌بینی‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی از قبل صورت گرفته است. مهم‌ترین اقدامی که باید در اینجا انجام شود، تأمین کالاهای اساسی مورد نیاز مردم است؛ یعنی اگر در این زمینه برنامه‌ریزی کرده، ذخایر کافی در نظر گرفته و با کشورهایی که تأمین‌کننده کالاهای اساسی ما هستند از قبل رایزنی کرده باشند تا بتوانند این کالاها را به دست مردم برسانند، برای این مقطع کافی خواهد بود.

    لازم به ذکر است که اگر این وضعیت تداوم یابد، فعالیت‌های اقتصادی نیز فروکش کرده و کاهش می‌یابد. با کاهش فعالیت‌های اقتصادی، نیاز ما به برخی اقلام که بیشتر جهت سرمایه‌گذاری و تولید اقلامی بوده که در شرایط فعلی ممکن است مورد نیاز نباشند، کمتر می‌شود. بنابراین، مهم‌ترین کاری که در حال حاضر باید انجام شود، تأمین اقلام ضروری، کالاهای اساسی و کالاهای پایه است تا این دوران سپری شده و مشکل حل شود.

    آیا طرف مقابل ما توانایی این را دارد که این جنگ را برای مدت بسیار طولانی ادامه دهد؟

     * در صورت توقف جنگ، اقتصاد ایران با چه چالش‌هایی برای بازسازی و چه ضرورت‌هایی برای اصلاحات ساختاری مواجه خواهد بود؟

    باید دید که جنگ به چه شکلی متوقف می‌شود؛ این مسئله بسیار حیاتی است. در حال حاضر نمی‌توانم به طور دقیق پیش‌بینی کنم که چه اتفاقی رخ خواهد داد، اما به نظرم می‌رسد ممکن است برخی مشکلات گذشته در پایان این داستان حل شود.

    تصور نمی‌کنم این داستان طولانی شود. بعید می‌دانم؛ چراکه این سوال مطرح است که آیا طرف مقابل ما توانایی این را دارد که این جنگ را برای مدت بسیار طولانی ادامه دهد؟ شاید از این منظر وضعیت ما بهتر باشد؛ در واقع، آمادگی ما برای جنگ طولانی‌مدت در مقایسه با طرف مقابل بیشتر است.

    هزینه‌های آن‌ها چندین برابر ماست؛ چرا که آن‌ها با ما هم‌مرز نیستند و پشتیبانی و لجستیک چنین عملیاتی که در حال حاضر در منطقه انجام می‌دهند، برایشان بسیار پرهزینه و سنگین خواهد بود. بعید می‌دانم آن‌ها توانایی این را داشته باشند که بتوانند این وضعیت را در بلندمدت تاب بیاورند. از این جهت، شاید برگ برنده در دست ایران باشد و اگر قرار بر طولانی شدن جنگ باشد، این به نفع ایران تمام خواهد شد.

    در هر صورت، در این فاصله اقتصاد متوقف خواهد بود و تنها کاری که مسئولان باید انجام دهند، این است که به فکر تأمین کالاهای اساسی برای مردم باشند.

  • مردم قلبا از شرایط راضی نیستند / مسئولین اعتراضات را تمام شده ندانند

    مردم قلبا از شرایط راضی نیستند / مسئولین اعتراضات را تمام شده ندانند

    به گزارش اقتصادران، کشورمان ایران روزهای سخت و حساسی را گذارند. مشکلات و چالش‌های اقتصادی از تورم گرفته تا ناترازی بانکی و انرژی، کاهش تولید، افزایش انتظارات تورمی و رکود تولید که منجر به بیکاری و افزایش چالش‌های اجتماعی شده است، صبر و طاقت مردم را لبریز کرده و اعتراض‌هایی را رقم زده است.

    دراین شرایط، بیشتر کارشناسان اقتصادی با تحلیل ریشه‌های این وضعیت در پی ارایه راه‌حل هستندو دشواری شرایط ایجاب کرده که این تحلیل‌ها صریح و بی‌پرده باشد.

    کامران ندری، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه امام صادق (ع) در گفتگو با اطلاعات نقدی صریح بر رویه‌های موجود اقتصادی کشور دارد.

    به زعم وی، ریشه تمام مشکلات اقتصادی کشور، جهت‌گیری‌های سیاست خارجی است و تا زمانی که این جهت‌گیری‌ها اصلاح نشود نمی‌توان به بهبود اقتصادی امیدوار بود. وی پا را فراتر از این گذاشته و تصریح می‌کند که همان سوء مدیریت‌های داخلی که از آن به عنوان تحریم‌های داخلی عنوان می‌شود هم ریشه در تحریم‌ها دارد.

    این استاد دانشگاه و تحلیلگر، نسبت به بروز بی‌تفاوتی در مردم که مخل سرمایه اجتماعی حاکمیت است هشدار داده و می‌گویدبااینکه اعتراض‌ها فرو نشسته اما مردم همچنان قلبا از شرایط راضی نیستند.

    اینکه دکترین سیاست خارجی مسبب اصلی نابساماتی اقتصادی عنوان می‌شود، چقدر منطبق با واقعیت است؟ 

    به نظر من این گزاره تا حد زیادی بر اساس واقعیت‌ها مطرح شده است. به این دلیل که سیاست خارجی کشور، سازمان دهی خاصی در داخل به وجود آورده است که از چارچوب و استاندارد رایج تبعیت نمی‌کند.

    به همین دلیل، نظارت، دشوار و تا حدی ناممکن شده است. در واقع به خاطر دورزدن تحریم‌هایی که ریشه در نگرش به نظام بین‌الملل دارد، اختیارهای فراقانونی و امتیازهای فراتر از نرمال و عادی به بعضی بنگاه‌ها داده شده است تا بتوانند مناسبات اقتصادی کشور را در موقعیت تحریم اداره کنند. بنابراین این سازماندهی نامناسب و به نوعی فشل در فضای اقتصادی، منجر به سوءاستفاده شده و می‌شود.

    تردیدی نیست رانت زیاد و گسترده‌ای در چنین حالتی توزیع می‌شودو بخش زیادی از آن به تحریم مرتبط می‌شود. در واقع این امر نوعی نابسامانی را در سازمان‌دهی و ترتیبات نهادی داخل کشور به وجود آورده و همچنین باعث هدررفتِ منابع شده است. لذا باید تاکید کرد، تحریم‌ها که ریشه در سیاست خارجی دارد، ساختار اداره کشور را به طور جدی به هم ریخته و همچنین امکان نظارت بر فعالیت‌ها را از مقام ناظر گرفته است که در نتیجهِ چنین حالتی، فضای اقتصادی به فساد گسترده مبتلا شده است.

    همچنین افراد متعهد و متخصص کارآمد و شایسته در چنین شرایطی خارج از گود می‌مانند تا تصمیم‌سازی و کارهای اجرایی کشور در دست ناکارآمدان باشد.

    عوامل غیرتحریمی چالش اقتصادی موجود چیست؟ 

    مشکلات و سوءمدیریت‌های داخلی به عنوان عوامل غیرتحریمی شلختگی اقتصادی شناخته می‌شوند. در واقع مداخله‌هایی که در مدیریت اقتصادی و نظام بازار می‌شود و قیمت‌گذاری دستوری که در اقتصاد مشاهده می‌شود از جمله مهمترین دلایل غیرتحریمی ناکارآمدی اقتصادی موجود هستند.

    اما به نظر من همین موارد هم به نوعی به تحریم‌ها مرتبط می‌شود. یعنی مداخله‌هایی که در بحث قیمت‌گذاری داریم، سوءمدیریت گسترده‌ای که ریشه در مدیران کارنابلد دارد و عواملی شبیه به آن را اگر نگاهی عمیق داشته باشیم، همه به خاطر این است که درگیر یک نزاع و رویارویی با اقتصادهای بزرگ دنیا هستیم.

    وقتی موضوع را به درستی تحلیل کنیم، می‌بینیم مسایل و مشکل‌هایی که داخلی هستند، به تحریم‌ها ربط دارند. بنابراین اثرات بسیار منفی و هزینه‌ساز محدودیت‌های بین‌المللی را با هیچ‌متر و معیاری نمی‌توان نادیده گرفت. به همین دلیل ضرورت دارد نظام حکمرانی در نگاهی که به دنیا دارد، تجدیدنظر اساسی کرده و با تکیه بر استقلال و اصول، احیای روابط را به طور جدی مدنظر قرار بدهد تا از این طریق، گره‌های اقتصادی یکی یکی باز شوند.

    به هرحال واقعیت صریح چیزی جز این نیست که تداوم گرفتاری‌های فعلی، جامعه را به سمت شرایطی می‌برد که جبران خسارت دشوار می‌شود و هزینه‌های بسیار گزافی روی دست کشور خواهد گذاشت.

    میزان حساسیت حاکمیت به وضعیت معیشتی مردم چقدر بالاست؟ آیا این حساسیت تاکنون کافی بوده است؟ 

    در این رابطه تاکید موکد چیزی جز این نیست که وظیفه اصلی نظام حکمرانی این است که مطالبه‌های اقتصادی و در نتیجه معیشت مردم را اولین و مهمترین دغدغه بداند و در این راستا، هر کاری را که لازم است، انجام بدهد. یعنی تعریف ما از «حاکم» این است که نیازها و مشکل‌های مردم را برطرف کند. به عبارتی حاکمیت نماینده مردم در امور عام المنفعه است.

    بنابراین تصمیم گیران باید بدانند، قدرت و اختیاری که در دست دارند، از مردم است. لذا باید آنچه به تشخیص خودِ مردم به صلاح مردم است، جدی بگیرند تا از این طریق با بهره‌گیری از فرصت‌ها و دارایی‌های ملی، حساب و کتاب مردم طوری مدیریت شود که مردم دیگر نگرانی بابت گذران زندگی نداشته باشند.

    کم اعتنایی احتمالی تصمیم‌گیران به کاستی‌های معیشتی مردم چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد؟ 

    اگر مردم به این تشخیص برسند که دست‌اندرکاران اهتمام لازم را برای رفع مشکلات ندارند، به طور کاملا طبیعی در دراز مدت گسستِ عمیقی بین حاکمیت و ملت به وجود می‌آید؛ با این توضیح که جمهوری اسلامی در حالت تقابلی با نظام بین‌الملل قرار دارد و در نتیجه، ایران بیشتر از هر مقطع و برهه دیگری به اتحاد و انسجام داخلی و البته اعتماد عمومی به سیستم احتیاج دارد.

    اگر بدخواهان کشور به این نتیجه برسند، که اعتماد مردم به حاکمیت کمرنگ شده است، به طور حتم فضا را برای ایران‌ستیزی و ضربه زدن مهیاتر می‌بینند. بنابراین لازم است همه دستگاه‌ها و قوای سه‌گانه بنا را «اشتراک نظر» در این موضوع بدانند که چاره‌ای جز «مهار گرانی» ها ندارند. در این صورت می‌توانیم حتی‌المقدور به بازشدن گره‌های اقتصادی امیدوار شویم.

    ماندگارشدن تورم در دراز مدت و دیگر بحران‌های اقتصادی، چه تبعات غیراقتصادی می‌تواند برای جامعه داشته باشد؟ 

    اگر مسئولان نتوانند مسائل ریز و درشت اقتصادی را حل کنند، موجب تنش اجتماعی زیادی خواهند شد. به این معنی که ذهن مردم مشوش و پریشان می‌شود و خانواده‌ها هم به اختلاف می‌خورند. در چنین موقعیتی اتحاد و یک صدایی در میان جامعه به طور جدی رنگ می‌بازد و تنش اوج می‌گیرد.

    همچنین گرانی موجب بی‌اعتنایی مردم به سیستم می‌شود. به همین دلیل مردم در بزنگاه‌هایی چون انتخابات و حتی فضای جنگی احتمالی دلیلی نمی‌بینند همراهی کنند. همچنین اگر دولت برای مدیریت شرایط به سمت مردم دست دراز کند، با بی‌توجهی آن‌ها مواجه خواهد شد.

    شرح این شرایط نشان می‌دهد که مسئولین باید بدانندمهمترین مساله‌شان باید ترمیم فضای شلخته اقتصادی باشد. همچنین باید اذعان داشت که بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی محصول نابسامانی اقتصادی است. با این توضیح که در هر کشوری ثبات سیاسی و اجتماعی آسیب ببیند، به مثابه دور باطل و مارپیچی است که موجب انحطاط کشور در همه زمینه‌ها خواهد شد.

    در شرایطی که اقتصاد به هم ریخته است، مردم چطور می‌توانند در بهبودی شرایط تاثیرگذار باشند؟ 

    مردم حرف خودشان را می‌زنند اما نکته این است که متاسفانه مسئولان به آلام عمومی توجه لازم را ندارند و اولویت‌های دیگر را در دستور کار قرار می‌دهند. مردم حق دارند و حقِ طبیعی‌شان را با اعتراض به گوش مسئولان می‌رسانند و حاکمیت باید صدای آن‌ها را بشنود.

    این روزها در حالی از «پایان اعتراض‌ها» صحبت می‌شود که مطالبه‌های عمومی همچنان ماندگار است و تا گرانی ادامه دارد، مردم قلبا ناراضی خواهند ماند. دراین‌باره باید تاکید داشت، اگر مشکلات بمانند صبر و تحمل عمومی لبریز شده و دوباره منجر به نا آرامی در کشور خواهد شد. پس مسئولین نباید اعتراض‌های عمومی را تمام شده بدانند.

    با فرض بر تداوم تحریم‌ها، چه ظرفیت‌هایی در کشور داریم تا شرایط را مدیریت کنیم؟ 

    واقعیت این است که از در این ۲۰ سال همه ظرفیت کشور و مردم را برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی استفاده کردیم و دیگر پتانسیلی باقی نمانده است. بنابراین بعید می‌دانم خیلی بتوانیم روی منابع طبیعی و نیروی انسانی کشور حساب کنیم.

    در واقع ۲۰ سال ایستادگی برابر تحریم‌های کمرشکن موضوعی است که کمتر کشوری می‌تواند تجربه‌اش کند. لذا تاکید چیزی جز این نمی‌تواند باشد که باید در نوع مدیریت کشور تجدیدنظر اساسی داشته باشیم تا بتوانیم مسیر اصلاح را به سلامت طی کنیم و به آرامش برسیم.

  • ارز ترجیحی، رانت نامشروع بود

    ارز ترجیحی، رانت نامشروع بود

    به گزارش اقتصادران، در هفته‌های اخیر، دولت دو تصمیم اقتصادی کلیدی را به‌طور همزمان در دستور کار قرار داده است؛ حذف ارز ترجیحی و حرکت به سمت نظام تک‌نرخی از یک سو، و اجرای مرحله آزمایشی طرح کالابرگ با تخصیص اعتبار خرید یک‌ میلیون تومانی (غیرنقدی) به ازای هر عضو خانوار از سوی دیگر. این دو اقدام که یکی ماهیتی اصلاحی و دیگری حمایتی دارد، در عمل به یک پرسش محوری دامن زده است: آیا اجرای همزمان یک «شوک درمانی» قیمتی و ارائه یک «ضربه‌گیر اجتماعی کنترل‌شده» می‌تواند به بهبود شرایط بینجامد، یا خطرات جدیدی در تورم و نظام توزیع ایجاد خواهد کرد؟

    به نظر می‌رسد این همراهی اجتناب‌ناپذیر است؛ زیرا آزادسازی قیمت‌ها بدون وجود مکانیزم جبرانی، فشار غیرقابل تحملی بر عموم، به‌ویژه گروه‌های کم‌درآمد وارد می‌کند. طراحی غیرنقدی کمک‌ها نیز می‌تواند از افزایش بی‌قیدوشرط نقدینگی جلوگیری کند. با این حال، نگرانی اصلی آن است که افزایش ناگهانی هزینه‌های واردات و تولید، همراه با هدایت اجباری تقاضا به شبکه‌ای خاص از کالاها، چالش‌های تازه‌ای در کارایی توزیع، کیفیت کالاها و نظارت بر بازار ایجاد کند.

    حذف ارز ترجیحی، در صورت اجرای موفق و منتهی شدن به تک‌نرخی شدن ارز، آثار مثبت قابل توجهی بر کاهش رانت، فساد و ناکارآمدی دارد

    در این راستا، کامران ندری، کارشناس اقتصادی گفت: «حذف ارز ترجیحی، در صورت اجرای موفق و منتهی شدن به تک‌نرخی شدن ارز، می‌تواند آثار مثبت قابل توجهی بر کاهش رانت، فساد و ناکارآمدی در زنجیره تامین کالاهای اساسی داشته باشد.»

    شکاف گسترده نرخ ارز ترجیحی و آزاد، معادل سود کلان و بادآورده واردکنندگان بود

    ندری اظهار کرد: «نظام ارز ترجیحی انگیزه‌ای برای واردکنندگان ایجاد می‌کرد تا در گزارش‌های خود، میزان واردات را بیشتر از واقع اعلام کنند یا کیفیت کالاهای وارداتی را بالاتر جلوه دهند و بتوانند ارز ترجیحی بیشتری با قیمت بسیار پایین‌تر دریافت کنند.»

    او بیان کرد: «با توجه به شکاف گسترده بین نرخ ارز ترجیحی و نرخ ارز در بازار آزاد که در مراحلی به حدود ۱۴۷هزار تومان رسید، این تفاوت معادل سودی کلان و بادآورده برای واردکنندگان بود، بدون آنکه فعالیت مولد اقتصادی خاصی انجام دهند.»

    ارز ترجیحی، رانتی نامشروع بود که به واردکنندگان ابتدای زنجیره می‌رسید

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: «این سیاست از دو جنبه ناکارآمد بود؛ نخست، منابع ارزی کمیاب کشور که تحت تاثیر تحریم‌ها با محدودیت مواجه است، به‌صورت بهینه تخصیص نمی‌یافت و برای واردات همان مقدار کالا، ارز بیشتری مصرف می‌شد. دوم، رانتی نامشروع بود که به واردکنندگان ابتدای زنجیره می‌رسید.»

    کارایی اقتصادی و عدالت اجتماعی دو دستاورد همزمان حذف ارز ترجیحی است

    ندری تصریح کرد: «حذف ارز ترجیحی، در صورت اجرای صحیح، دو مزیت عمده دارد؛ اول، کارایی و بهینگی بیشتر در استفاده از منابع ارزی که اکنون می‌تواند برای واردات همان کالاها با هزینه ارزی کمتری صورت گیرد. دوم، انتقال مستقیم یارانه به مصرف‌کننده نهایی، به‌ویژه دهک‌های کم‌درآمد، که قبلا به‌صورت غیرمستقیم و از طریق ارز ارزان به واردکننده داده می‌شد. این تغییر، هم می‌تواند به تحقق عدالت اجتماعی کمک کند و هم کارایی اقتصادی را افزایش دهد.»

    اگر تک‌نرخی سازی ارز درست اجرا شود، می‌تواند چند درصد نرخ تورم را نسبت به سناریوی تداوم ارز ترجیحی کاهش دهد

    ندری در پاسخ به این سوال که حذف ارز ترجیحی به همراه سیاست‌های جبرانی مانند یارانه نقدی هوشمند چه تاثیری بر ثبات بلندمدت اقتصادی و اصلاح ساختار بودجه دارد، گفت: «این سیاست می‌تواند تا حدی به کنترل تورم کمک کند. اما کنترل ریشه‌ای و قطعی تورم منوط به حل مسائل ساختاری عمیق‌تر اقتصاد از جمله مساله تحریم‌ها، انحصارها، ناکارآمدی در سیاست‌گذاری پولی و کسری بودجه است.»

    او افزود: «تک‌نرخی سازی ارز به‌تنهایی درمان تمام مشکلات نیست، اما اگر درست اجرا شود، می‌تواند چند درصدی نرخ تورم را نسبت به سناریوی تداوم ارز ترجیحی کاهش دهد.»

    برای هدفمندسازی دقیق‌تر یارانه‌ها، دولت نیازمند تقویت بانک اطلاعاتی جامع و به‌روز از درآمد خانوارهاست

    ندری درباره بهبود توزیع یارانه نقدی اظهار داشت: «برای هدفمندسازی دقیق‌تر یارانه‌ها، دولت نیازمند تقویت بانک اطلاعاتی جامع و به‌روز از درآمد خانوارهاست. متاسفانه زیرساخت فناوری و اطلاعاتی لازم برای این کار، مشابه کشورهای پیشرفته، در ایران به‌طور کامل وجود ندارد.»

    او در پایان گفت: «ایجاد چنین سامانه‌ای نیازمند سرمایه‌گذاری، زمان و بهره‌گیری از تجربیات بین‌المللی است. راه‌حل اصلی، دستیابی به یک بانک اطلاعاتی پویا و قابل اعتماد است که به‌طور مستمر به‌روزرسانی شود تا یارانه به‌صورت عادلانه‌تری توزیع شود.»

    در مجموع می‌توان گفت، میزان موفقیت سیاست حذف ارز ترجیحی، همزمان با توزیع کالابرگ، در گروی مدیریت دقیق سه مؤلفه اساسی خواهد بود؛ توانایی هدفمندسازی واقعی یارانه‌ها، کنترل تورم از طریق ابزارهای پولی و تنظیمی همراه با تقویت نظام توزیع کالاهای اساسی، و تداوم روند اصلاحات ساختاری در بودجه و نظام ارزی.

  • نه بانک مرکزی و نه وزارت اقتصاد برش و نفوذ کلام ندارند

    نه بانک مرکزی و نه وزارت اقتصاد برش و نفوذ کلام ندارند

    به گزارش اقتصادران، بانک جهانی دو سال سخت را برای اقتصاد ایران پیش‌بینی کرده است. این بانک برای سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ رشد منفی تولید ناخالص داخلی و افزایش سرسام‌آور تورم تا ۵۶ درصد را برای ایران پیش‌بینی کرده است.

    برای بسیاری از کارشناسان اقتصادی با توجه به در نظر گرفتن فعال سازی اسنپ بک، افزایش فشارهای تحریمی بر ایران و توسعه ابزارهای فشار اقتصادی از سوی اروپا و آمریکا، چندان دور از ذهن نبود که اقتصاد ایران متحمل فشار شود. اما این که این فشار تا چه حد سنگین و آسیب زا خواهد بود یا اساسا چگونه قابل کنترل یا مهار است، جای پرسش دارد.

    دکتر کامران ندری، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق  به بررسی شرایط موجود پرداخته است:

    تا این لحظه برنامه خاصی از تیم اقتصادی دولت ندیده ایم

    کامران ندری گفت: «پیش بینی صد در صد درست در عالم اقتصاد وجود ندارد اما پیش بینی هایی که بانک جهانی انجام می دهد، تقریبا نزدیک به آن چیزی است که در هر کشوری رخ می دهد. با توجه به شرایط فعلی اقتصاد ایران که نسبت به سال قبل، شوک های جدیدی از جمله فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم های سازمان ملل و جنگ ۱۲ روزه را تجربه کرده است، این موضوع که وضعیت اقتصاد، روند بدتر شدن را سپری کرده درست است. اما این که عدد این بدتر شدن، منفی ۱٫۷ دهم درصد است یا پایین تر یا بالاتر است یا نرخ تورم دقیقا چند درصد بالاتر یا پایین تر باشد را نمی‌دانیم. اما مهم این است که جهت حرکت اقتصاد را بانک جهانی به درستی پیش بینی کرده است. کاملا قابل حدس است که رشد اقتصادی کاهش پیدا خواهد کرد و تورم افزایش پیدا می کند. اما درباره عددها نمی توان قطعیت داشت.»

    وی درخصوص ماه‌های اخیر و دوران فعالیت سعید مدنی زاده در مقام وزیر اقتصاد دولت چهاردهم گفت: «نه بانک مرکزی و نه وزارت اقتصاد در چارچوب راهبردهای فعلی، قدرت مانور زیادی ندارند. وزیر جدید که جوان هم هستند، برش و نفوذ کلام را در مجموعه دولت ندارند. ضمن این که تا این لحظه هم برنامه خاصی را از وزیر جدید و تیم ایشان ندیده و نشنیده ایم. اگر برنامه ای وجود نداشته باشد، طبیعتا کاری هم از پیش نمی رود. اگر برنامه ای وجود داشته باشد و وزیر قدرت جا انداختن این برنامه ها را نداشته باشد، باز هم کاری از پیش نمی رود. در حال حاضر نه برنامه ای از سمت ایشان وجود دارد نه در چند ماه اخیر به نظر رسیده که اگر ایشان برنامه ای هم دارد، روند رو به جلو دارد.آغاز هر برنامه کلیدی و جدی اقتصاد، نیاز به یک نفوذ و کاریزما دارد.»

    دچار سکته در عرصه حکمرانی هستیم

    این استاد دانشگاه در ادامه گفت: «به اعتقاد من، شخص رئیس جمهور ، به عنوان راس قوه مجریه، چندان عزم و اراده ای برای برون رفت از بن بست های سیاسی و اقتصادی موجود، نشان نمی دهند. این موضوع نیز از دید من می تواند یکی از عواملی باشد که در همان گزارش بانک جهانی تاثیرگذار است. همچنین هر از چندگاهی، صحبت از تعدیل نرخ ارز و حامل های انرژی بدون در نظر گرفتن عوارض این تصمیم مطرح می شود که بسیار خطرناک است. این که دولت تا کنون به دنبال این اقدامات نبوده جای خوشحالی دارد چرا که اگر قرار باشد این نوع مسائل به شکل تک بعدی جلو برود، یعنی فقط قیمت ها افزایش پیدا کند و به تبعات آن توجه نشود و هیچ برنامه ای هم برای کنترل تبعات ناشی از این شوک ها، نداشته باشیم، بهتر است اصلا این کار انجام نشود. در حال حاضر، متاسفانه دچار سکته در عرصه حکمرانی هستیم. به نظر می رسد رجال سیاسی و به طور ویژه تیم اقتصادی آقای پزشکیان به یک بن بست رسیده اند و خود نیز نمی دانند چگونه باید از این بن بست خارج شوند.»

  • سرنوشت اقتصاد ایران در پساماشه / ندری: هزینه‌ها بالا می‌رود و دولت توان افزایش حقوق را ندارد

    سرنوشت اقتصاد ایران در پساماشه / ندری: هزینه‌ها بالا می‌رود و دولت توان افزایش حقوق را ندارد

    به گزارش اقتصادران، بازگشت تحریم‌ها پس از یک دهه، همزمان با فعال شدن «مکانیسم ماشه»، دوباره سایه‌ی فشار اقتصادی را بر سر اقتصاد ایران گسترانده است. کشوری که در سال‌های اخیر با تورم مزمن، کسری بودجه، کاهش سرمایه‌گذاری و رکود تولید مواجه بود، اکنون باید بار دیگری از محدودیت‌های مالی و تجاری را نیز به دوش بکشد.

    بازگشت مکانیسم ماشه در عمل به معنای احیای همان شش قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل است که بین سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ علیه ایران صادر شد؛ قطعنامه‌هایی که در آن سال‌ها راه تجارت، مبادلات مالی و حتی نقل‌وانتقال ساده پول را برای کشور دشوار کردند و بسیاری از صنایع را به مرز تعطیلی کشاندند.

    اکنون، در حالی‌که مقامات سیاسی ایران در واکنش به تصمیم کشور‌های غربی مواضع تند و انتقادی اتخاذ کرده‌اند، در کف جامعه نگرانی دیگری در حال شکل‌گیری است: نگرانی از بازگشت تورم افسارگسیخته، گرانی کالا‌های اساسی و کاهش مجدد قدرت خرید مردم.

    اجرای مکانیسم ماشه؛ فشار مضاعف بر اقتصاد ایران

    تحلیلگران بین‌المللی معتقدند که ایالات متحده و کشور‌های اروپایی، فعال‌سازی مکانیسم ماشه را مرحله‌ای تازه از «دیپلماسی اجبار» علیه ایران می‌دانند؛ سیاستی که هدف آن، وادار کردن تهران به عقب‌نشینی و امتیازدهی بیشتر است. در مقابل، حاکمیت در تهران این اقدام را نشانه‌ای از خصومت غرب و تلاشی برای تغییر رفتار یا حتی تغییر نظام تلقی می‌کند.

    به باور ناظران داخلی، مسئولان کشور اکنون بر این باورند که «هزینه تسلیم شدن، بیش از هزینه مقاومت» است؛ از همین‌رو مسیر ایستادگی را برگزیده‌اند، هرچند این ایستادگی به‌معنای فشار اقتصادی سنگین‌تر بر مردم خواهد بود.

    از سوی دیگر، ایران امیدوار است با پایداری در برابر فشارها، پیام روشنی به غرب بفرستد؛ پیامی با این مضمون که سیاست تحریم و تهدید، راهی برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی نخواهد بود. با این حال، هم ایران و هم غرب می‌دانند که فعال شدن مکانیسم ماشه، آغاز دوره‌ای جدید در روابط دیپلماتیک و اقتصادی است؛ دوره‌ای که می‌تواند هم به گفت‌و‌گو و توافق جدید منجر شود و هم به تشدید بحران و حتی رویارویی جدی‌تر.

    تأثیر تحریم‌ها بر صادرات نفت و نرخ ارز

    بررسی‌ها نشان می‌دهد تأثیر واقعی تحریم‌ها بر اقتصاد ایران، بیش از هر چیز در حوزه نفت و ارز نمایان می‌شود. روزنامه خراسان در گزارشی نوشته است که نرخ حقیقی ارز یکی از عوامل اصلی رشد تولید و تورم در ایران است و تحریم‌ها از طریق کاهش صادرات نفتی، مستقیماً بر نرخ ارز تأثیر می‌گذارند.

    مطالعات اقتصادی نشان می‌دهد که تحریم‌های شورای امنیت، به‌تنهایی عامل اصلی مشکلات اقتصادی نیستند، بلکه تحریم‌های ثانویه و یک‌جانبه ایالات متحده نقش تعیین‌کننده‌تری در محدودیت صادرات نفت و نقل‌وانتقال پول داشته‌اند. در واقع، هر بار که آمریکا تحریم‌های خود را بازگردانده، صادرات نفت ایران سقوط کرده و نرخ ارز جهش یافته است؛ همان اتفاقی که در سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۷ نیز رخ داد.

    افزایش هزینه‌ها و فشار تورمی با فعال شدن مکانیسم ماشه

    کامران ندری، استاد اقتصاد دانشگاه، درباره پیامد‌های اقتصادی فعال شدن مکانیسم ماشه گفت: «برخی از مسئولان اظهاراتی مطرح می‌کنند که من نه می‌توانم آنها را تأیید کنم و نه رد؛ اما آنچه منطق اقتصادی می‌گوید این است که طرف‌های تجاری ما، یعنی بانک‌های شناخته‌شده در کشور‌های طرف معامله، در حال حاضر با ما همکاری نمی‌کنند و ما مجبوریم از مسیر‌های غیررسمی تحریم‌ها را دور بزنیم.»

    او افزود: «کسانی که این مسیر‌ها را طی می‌کنند، در واقع در حال پذیرش ریسک هستند، زیرا از مجاری رسمی کار نمی‌کنند. به همین دلیل و به بهانه فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، احتمالاً هزینه خدماتی که به ما ارائه می‌دهند افزایش پیدا می‌کند؛ چه در حوزه نفتی و چه در زمینه نقل و انتقالات مالی و بانکی.»

    ندری توضیح داد: «بر اساس شواهد، حدس ما این است که هزینه‌ها در آینده افزایش پیدا می‌کند و از آنجا که بازار‌های داخلی ما انحصاری هستند، طبیعتاً این هزینه‌ها به دوش مصرف‌کنندگان منتقل می‌شود. معنای این مسئله چیزی جز تورم نیست؛ بنابراین پیش‌بینی ما این است که در آینده هزینه‌های زندگی مردم افزایش خواهد یافت و نرخ تورم در سال جاری از سطحی که پیش از فعال شدن مکانیسم ماشه تصور می‌کردیم، بالاتر خواهد رفت.»

    به گفته این استاد اقتصاد، نرخ ارز نیز بالاتر رفته است و اتفاقاتی که در بازار ارز و کالا‌های اساسی افتاده، این گمانه را تقویت می‌کند. او گفت: «اکنون نرخ ارز در بازار بالای ۱۱۰ هزار تومان است و تورمی که در همین ماه جاری تجربه کرده‌ایم، به‌ویژه در کالا‌های اساسی و مایحتاج ضروری خانوارها، بسیار بالاست. از این نظر باید گفت فعال شدن مکانیسم ماشه به خانوار‌ها آسیب جدی وارد کرده است، زیرا دستمزد‌ها متناسب با این تورم تازه ترمیم نشده‌اند.»

    او درباره تأثیر این شرایط بر بخش تولید و سرمایه‌گذاری نیز گفت: «صنایع ما دیگر نمی‌توانند مانند گذشته فعالیت کنند و این وضعیت بر تولید و سرمایه‌گذاری تأثیر منفی می‌گذارد. با توجه به چشم‌انداز تاریکی که نسبت به آینده وجود دارد، کسی تمایلی به سرمایه‌گذاری ندارد؛ نه سرمایه‌گذاری داخلی و نه خارجی.»

    ندری افزود: «در چنین شرایطی، هر کسی که با کشور ما کار می‌کند، نرخ‌های خود را بالاتر می‌برد، چون می‌گوید در شرایطی با شما همکاری می‌کنم که کشور‌های دیگر حاضر به همکاری نیستند؛ بنابراین قدرت چانه‌زنی ما پایین آمده است.»

    این استاد دانشگاه در پایان گفت: «در چنین وضعیتی قطعاً فساد و اتلاف منابع وجود دارد. مجموع این شرایط نشان می‌دهد که باید فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل را بسیار جدی‌تر از آنچه مسئولان ادعا می‌کنند، در نظر گرفت.»

    چشم‌انداز اقتصاد ایران؛ عبور سخت از زمستان تورم

    آنچه از سخنان کارشناسان و شواهد بازار برمی‌آید، این است که اقتصاد ایران در مسیر دشواری قرار گرفته است. فشار‌های خارجی از یک‌سو و محدودیت منابع داخلی از سوی دیگر، فضای سیاست‌گذاری را به شدت تنگ کرده است.

    افزایش نرخ ارز، کاهش واردات کالا‌های اساسی، افت توان خرید مردم و رکود در سرمایه‌گذاری خصوصی همگی نشانه‌هایی هستند از آغاز دوره‌ای تازه از فشار تورمی گسترده. در چنین شرایطی، دولت اگر نتواند حقوق و دستمزد‌ها را متناسب با تورم تعدیل کند، احتمالاً با موج جدیدی از نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.

    مقاومت یا فرسایش؟

    اقتصاد ایران بار‌ها آزمون تحریم را از سر گذرانده است، اما هر بار با هزینه‌ای سنگین‌تر. فعال شدن مکانیسم ماشه می‌تواند بار دیگر همان چرخه معیوب را تکرار کند: کاهش درآمد‌های نفتی، جهش نرخ ارز، تورم بالا و کوچک‌تر شدن سفره مردم.

    اگر دولت برنامه‌ای برای کاهش وابستگی به نفت، تقویت تولید داخلی و حمایت واقعی از اقشار کم‌درآمد نداشته باشد، این دور از تحریم‌ها می‌تواند از گذشته هم فرساینده‌تر باشد.

    در نهایت، مسئله اصلی نه فقط «مقاومت در برابر تحریم»، بلکه توان تاب‌آوری مردم در برابر تورم و رکود است؛ توان و اعتمادی که هر روز اندکی از آن کاسته می‌شود.

  • فرمانده پنهان اقتصاد ایران / ندری: فعلا راه دیگری جز پذیرش ارز چندنرخی نداریم

    فرمانده پنهان اقتصاد ایران / ندری: فعلا راه دیگری جز پذیرش ارز چندنرخی نداریم

    به گزارش اقتصادران، بازار ارز در ایران همواره یکی از حساس‌ترین و پرچالش‌ترین عرصه‌های اقتصادی بوده است. در شرایطی که اقتصاد کشور طی سال‌های اخیر با موجی از تحریم‌ها، تنش‌های منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی مواجه بوده، نرخ ارز به شاخصی از شدت و عمق نااطمینانی‌ها تبدیل شده است. کوچک‌ترین تحول در عرصه سیاسی یا تصمیم‌گیری اقتصادی، به سرعت در بازار ارز بازتاب می‌یابد و دامنه تاثیر آن از سطح قیمت کالاها و خدمات تا اعتماد عمومی را دربرمی‌گیرد. به همین دلیل، سیاست‌های ارزی نه‌تنها برای کارشناسان و سیاستگذاران بلکه برای شهروندان عادی نیز به مساله‌ای حیاتی بدل شده است.

    سیاست‌های ارزی در ایران از دیرباز تحت‌تاثیر عوامل بیرونی و درونی قرار داشته‌اند. از یک‌سو درآمدهای نفتی و ارتباط کشور با بازارهای جهانی نقش تعیین‌کننده‌ای در تامین منابع ارزی داشته‌اند و از سوی دیگر ضعف ساختاری در بخش‌های تولید، تجارت و سیاست‌های مالی و پولی موجب شده است که این وابستگی تداوم یابد. هر زمان که صادرات نفت با مانع روبه‌رو شده یا روابط خارجی کشور دچار تنش شده، بازار ارز اولین جایی بوده که واکنش نشان داده و این واکنش‌ها اغلب به‌‌صورت جهش‌های قیمتی ظاهر شده‌اند. در مقابل دوره‌های کوتاهی از ثبات نیز بیشتر محصول بهبود نسبی روابط خارجی یا افزایش درآمدهای نفتی بوده است.

    در چنین فضایی پرسش اصلی آن است که سیاستگذار ارزی چه اولویت‌هایی باید دنبال کند؟ آیا می‌توان با ابزارهایی همچون نرخ بهره یا مدیریت نقدینگی، نوسانات ارزی را مهار کرد یا ریشه مشکل فراتر از توان بانک مرکزی است؟ تجربه نشان داده  در شرایطی که تحریم‌ها و فشارهای خارجی بر اقتصاد سایه انداخته، اثرگذاری ابزارهای داخلی محدود بوده و تنها می‌توان بخشی از تبعات را کاهش داد. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان بر این باورند که اصلاح روابط خارجی شرط لازم برای بازگشت به ثبات پایدار ارزی است.

    نکته دیگر به ارتباط سیاست‌های ارزی با سایر حوزه‌های اقتصادی بازمی‌گردد. سیاست‌های پولی، مالی، تجاری و حتی سیاست خارجی همگی به هم گره خورده‌اند و نمی‌توان انتظار داشت بانک مرکزی مستقل از این مجموعه عمل کند. در شرایط رکود تورمی، این همبستگی بیش از پیش آشکار می‌شود و هرگونه تصمیم ارزی بدون توجه به بقیه بخش‌ها محکوم به شکست خواهد بود. از این رو بسیاری از اقتصاددانان تاکید می‌کنند که سیاست‌های ارزی باید در قالب یک بسته جامع اقتصادی تعریف شوند.

    در همین زمینه کامران ندری، اقتصاددان و عضو هیات‌علمی دانشگاه امام صادق، در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به ارائه دیدگاه‌های خود درخصوص سیاست‌های ارزی، چالش‌ها و چشم‌اندازهای آن و نقش نااطمینانی پرداخت. او در این خصوص گفت: عامل اصلی بی‌ثباتی ارزی روابط خارجی است و تا زمانی‌که مشکلات در این حوزه حل نشود، بانک مرکزی صرفا می‌تواند بخشی از تبعات را کاهش دهد. وی تاکید کرد که تحریم‌ها را نباید به‌‌عنوان «شوک» تلقی کرد بلکه انتخابی هستند با پیامدهای پایدار. به‌گفته او، نظام چندنرخی ارز گرچه فسادزا و ناکارآمد است اما در شرایط کنونی گریزی از آن وجود ندارد. ندری همچنین تصریح کرد که سیاست‌های ارزی مستقل از سیاست‌های مالی و پولی نیستند و مجموعه دولت در قبال مهار تورم و نرخ ارز مسوولیت دارد. در نهایت او آینده نرخ ارز را در صورت تداوم وضعیت موجود افزایشی دانست و تاکید کرد که نااطمینانی‌ها همچنان دست بالا را خواهند داشت.

    در شرایطی که اقتصاد ایران با موجی از نااطمینانی‌های داخلی و خارجی دست‌به‌گریبان است، بازار ارز بیش از هر بخش دیگری به کانون توجه افکار عمومی و سیاستگذاران تبدیل شده است. نوسانات لحظه‌ای نرخ ارز در سال‌های اخیر نشان داده که کوچک‌ترین تغییر در فضای سیاسی و اقتصادی می‌تواند معادلات این بازار را بر هم بزند. از یک‌سو تحولات بین‌المللی مانند احتمال فعال شدن مکانیسم‌ماشه یا بازگشت تحریم‌ها در کسری از ثانیه بر قیمت‌ها اثر می‌گذارد و از سوی دیگر تصمیمات و سیاستگذاری‌های داخلی نیز بی‌تاثیر نیست. با این حال پرسش مهم این است که در میان این عوامل متنوع، کدام‌یک نقشی پررنگ‌تر در جهت‌دهی به بازار ارز دارد و اساسا ریشه اصلی بی‌ثباتی‌های ارزی در کجاست؟

    او افزود: البته مسائل داخلی و سیاستگذاری‌های اقتصادی در داخل کشور نیز بر نرخ ارز بی‌تاثیر نیستند اما در شرایط فعلی، روابط خارجی مهم‌ترین عاملی است که سمت‌وسوی بازار ارز را تعیین می‌کند و می‌تواند آن را به شدت تحت‌تاثیر قرار دهد.

    تحریم؛ انتخابی پرهزینه نه یک شوک

    در سال‌های اخیر همواره یکی از دغدغه‌های اصلی سیاستگذاران، مواجهه با تحریم‌ها و فشارهای خارجی بوده است. این محدودیت‌ها نه‌تنها تجارت خارجی ایران را هدف قرار داده بلکه به‌‌طور مستقیم بر بازار ارز و فضای کلی اقتصاد اثر گذاشته است. در چنین شرایطی، همواره این پرسش مطرح بوده که وظیفه سیاستگذار ارزی چیست و چگونه باید مسیر حرکت بازار را کنترل کند. برخی تحلیلگران معتقدند تحریم‌ها مانند شوک‌های بیرونی بر اقتصاد فرود می‌آیند و به‌‌صورت ناگهانی مسیر آن را تغییر می‌دهند. اما پرسش اساسی اینجاست که آیا تحریم‌ها را می‌توان واقعا «شوک» دانست یا آنکه ماهیتی متفاوت دارند؟ و اگر این پدیده‌ها بیشتر به‌‌عنوان یک روند پایدار و نه حادثه غیرمنتظره تلقی شوند، سیاستگذار چه اولویت‌هایی را باید دنبال کند تا از شدت اثرات منفی آنها بکاهد؟

    این اقتصاددان در این خصوص تصریح کرد: آنچه شما از آن به‌‌عنوان «شوک بیرونی» یاد می‌کنید در حقیقت شوک نیست. شوک به پدیده‌ای گفته می‌شود که غیرقابل پیش‌بینی باشد و انتظار وقوع آن وجود نداشته باشد اما تحریم‌ها درواقع یک انتخاب هستند؛ انتخابی که کشور داشته و تبعات آن بر اقتصاد و بازار ارز کاملا قابل مشاهده است.

    ندری افزود: یکی از مهم‌ترین تبعات این انتخاب، اثر منفی بر بازار ارز و کلیت اقتصاد ایران است. تا زمانی که تحریم‌ها ادامه داشته باشند، نهایتا می‌توان بخشی از آثار منفی آنها را کاهش داد اما حذف کامل این پیامدها ممکن نیست. هیچ اقتصادی در جهان را نمی‌توان یافت که در چنین شرایطی مسیر طبیعی و سالمی را طی کند.

    وی در ادامه اظهار داشت: بنابراین نباید تحریم‌ها را به‌عنوان شوک تلقی کرد بلکه باید پذیرفت که نتیجه یک انتخاب سیاسی هستند. تنها راه پایدار، اصلاح روابط با جهان است و تا زمانی که این اتفاق نیفتد، سیاستگذار تنها می‌تواند با اتخاذ شیوه‌ها و ابزارهای محدود، اثرات منفی تحریم‌ها و تنش‌های منطقه‌ای و جهانی را کاهش دهد، نه آنکه به‌طور کامل از بین ببرد.

    ارز چند نرخی؛ اجبار یا فساد

    در ادامه گفت‌وگو، موضوع نظام چندنرخی ارز به میان آمد؛ مساله‌ای که سال‌هاست محل بحث میان کارشناسان اقتصادی است. بسیاری بر این باورند که وجود چند نرخ برای ارز، خود عاملی مهم در ایجاد بی‌ثباتی، فساد و هدررفت منابع ارزی کشور است. با این حال، در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و بن‌بست در روابط بین‌المللی دست به گریبان است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا اساسا امکان حرکت به‌سمت تک‌نرخی شدن ارز وجود دارد یا خیر؟ و اگر چنین راهکاری مطلوب تلقی می‌شود، پیش‌شرط تحقق آن چه خواهد بود؟

    این اقتصاددان در این خصوص توضیح داد: نظام چندنرخی ارز به‌طور ذاتی مشکلاتی نظیر فساد و اتلاف منابع را به‌همراه دارد و این نکته قابل انکار نیست. وی ادامه داد: با این حال در شرایطی که کشور با بحران هسته‌ای و محدودیت‌های شدید خارجی روبه‌روست، عملا راه‌حل دیگری جز پذیرش نظام چندنرخی وجود ندارد.

    نفت؛ سکوی رشد یا مانع توسعه

    رابطه میان درآمدهای نفتی و نرخ ارز در اقتصاد ایران همواره یکی از بحث‌های اصلی کارشناسان بوده است. بررسی ادوار مختلف اقتصاد کشور نشان می‌دهد که اتکای شدید به نفت نه‌تنها بر بودجه دولت بلکه بر سیاست ارزی و ثبات اقتصادی نیز اثرگذار بوده است. پرسش کلیدی اینجاست که این وابستگی تاریخی چه پیامدهایی برای نظام ارزی ایران به همراه داشته و چرا همچنان ادامه دارد؟

    این اقتصاددان در این خصوص اظهار کرد: برای دستیابی به رشد اقتصادی پایدار، سرمایه‌گذاری ضروری است و در ایران، چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، سرمایه‌گذاری عمدتا از محل منابع نفتی تامین شده است. زمانی که تولید نفت بیش از نیاز داخلی بود، با صادرات آن امکان واردات ماشین‌آلات، فناوری و دانش فنی فراهم می‌شد و همین امر پایه رشد و توسعه اقتصادی کشور را شکل می‌داد. هرگاه این امکان از بین می‌رفت، رشد اقتصادی نیز کاهش پیدا می‌کرد.

    وی ادامه داد: امروز اما با شرایطی روبه‌رو هستیم که درآمدهای نفتی به‌مراتب کمتر از گذشته است. حتی در مقایسه با دهه‌های۶۰ و ۷۰ نیز دیگر نمی‌توان همان میزان منابع نفتی را وارد چرخه سرمایه‌گذاری کرد. بخش عمده درآمدهای کنونی نیز صرف پوشش هزینه‌های جاری دولت می‌شود و سهم اندکی برای سرمایه‌گذاری باقی می‌ماند.

    ندری در پایان تصریح کرد: ایران به‌عنوان کشوری برخوردار از موهبت نفت می‌تواند از این درآمدها بهتر بهره‌برداری کند. این منابع در صورت حل مشکلات داخلی و خارجی قادرند سکوی جهش اقتصادی کشور باشند. با این حال به‌دلیل تداوم چالش‌ها، این ظرفیت عظیم به درستی استفاده نشده و در نتیجه به رشد و توسعه پایدار منجر نشده است.

    سیاست‌های اقتصادی؛ زنجیره‌ای ناگسستنی

    یکی از پرسش‌های کلیدی در اقتصاد ایران این است که آیا در شرایط رکود تورمی، سیاست ارزی می‌تواند به‌طور مستقل از سیاست‌های مالی و پولی دنبال شود یا آنکه این سه حوزه همواره به هم گره خورده‌اند و گریزی از تعامل و همبستگی آنها وجود ندارد.

    این اقتصاددان در این خصوص توضیح داد: سیاست‌های مالی و پولی به‌طور قطع بر یکدیگر اثر می‌گذارند و در عین حال با سیاست خارجی، سازماندهی تولید در داخل و همچنین سیاست تجاری نیز پیوند مستقیم دارند. به بیان دیگر هیچ‌یک از این سیاست‌ها را نمی‌توان جدا از دیگری تعریف کرد بلکه همه در ارتباطی تنگاتنگ باهم قرار دارند.

    وی ادامه داد: به‌ویژه در شرایط فعلی ادعای اینکه بانک مرکزی بتواند مستقل از مشکلات مالی دولت عمل کند، چندان امکان‌پذیر نیست. البته او تصریح کرد که در صورت بازنگری در ساختار اقتصادی و اجرای اصلاحات اساسی، می‌توان به نقطه‌ای ایده‌آل رسید؛ نقطه‌ای که در آن سیاست پولی، مالی و ارزی بتوانند در چارچوبی منطقی و مستقل‌تر از یکدیگر عمل کنند.

    بانک مرکزی؛ میان ابزار و محدودیت

    این اقتصاددان در این خصوص اظهار کرد: بانک مرکزی تا حدی می‌تواند با استفاده از نرخ بهره بر التهابات بازار ارز اثر بگذارد، هرچند این اقدام در کوتاه‌مدت نمی‌تواند به‌‌طور کامل مشکل را برطرف کند. در میان‌مدت نیز کنترل نقدینگی تا اندازه‌ای می‌تواند به کاهش نوسانات کمک کند.

    او ادامه داد: با این حال ریشه اصلی مشکل در سیاست خارجی نهفته است. سیاستگذاران داخلی معمولا می‌خواهند توصیه‌هایی بشنوند که صرفا در همان چارچوب موجود کارساز باشد اما واقعیت این است که تا روابط خارجی کشور اصلاح نشود، امکان دستیابی به ثبات پایدار وجود ندارد.

    این اقتصاددان تصریح کرد: کافی است نگاهی به تجربه جهانی بیندازیم. هیچ کشوری در شرایط مشابه ایران یعنی تحت فشار تحریم‌ها و روابط خارجی پرتنش، نتوانسته در بلندمدت به رشد و توسعه اقتصادی پایدار برسد. حداکثر در کوتاه‌مدت توانسته‌اند بخشی از آثار منفی تحریم را تخفیف دهند اما در افق بلندمدت هیچ نمونه موفقی برای دستیابی به رشد و توسعه وجود ندارد.

    کنترل ارز در جنگ؛ واقعیت یا توهم

    در هفته‌های اخیر و همزمان با وقوع جنگ، موضوع نرخ ارز دوباره به صدر اخبار اقتصادی بازگشت. بانک مرکزی این مساله را دستاوردی برای خود دانست و اعلام کرد که با وجود فضای پرتنش و نااطمینانی ناشی از جنگ، نرخ ارز جهش محسوسی نداشت. همین موضوع باعث شد برخی مقامات این نوسان محدود را نشانه‌ای از موفقیت سیاست‌های ارزی قلمداد کنند اما پرسش اصلی این است که آیا می‌توان ثبات نسبی نرخ ارز در روزهای جنگ را نتیجه اقدامات بانک مرکزی دانست، یا اینکه عوامل بیرونی و شرایط خاص جامعه در آن مقطع نقش پررنگ‌تری داشته‌اند؟ و مهم‌تر اینکه، اگر واقعا سیاستگذار ارزی توان کنترل بازار را دارد، چرا پس از عبور از وضعیت جنگی چنین توفیقی تکرار نمی‌شود؟

    این اقتصاددان در این خصوص اظهار کرد: موفقیت برای بانک مرکزی نبود و نیست. این وضعیت چیزی نیست جز آنچه اصطلاحا «مغالطه مصادره به مطلوب» نامیده می‌شود. طبیعی بود که در آن ۱۰تا ۱۲روز، مردم بیش از آنکه به فکر خرید و فروش ارز باشند، نگران حفظ جان خود بودند. همین مساله باعث شد تقاضای جدی در بازار ارز شکل نگیرد.

    وی ادامه داد: اگر بانک مرکزی ادعا می‌کند که در آن شرایط نرخ ارز را کنترل کرده، باید بتواند پس از پایان وضعیت جنگی نیز همین کار را انجام دهد. بنابراین نمی‌توان عدم جهش نرخ ارز در آن مقطع را به حساب عملکرد بانک مرکزی گذاشت.

    او افزود: البته قابل درک است که بانک مرکزی در تلاش است از عملکرد خود در مقاطع مختلف دفاع کند اما اگر واقعا نسخه و ابزار کارآمدی در اختیار دارد، باید در شرایط عادی پس از جنگ هم آن را به کار گیرد. واقعیت این است که در زمینه کنترل نرخ ارز و مهار تورم، تنها بانک مرکزی مسوول نیست بلکه کل مجموعه دولت مسوولیت دارند.

    ندری در پایان تصریح کرد: متاسفانه تاکنون کارنامه قابل‌قبولی از دولت آقای پزشکی در زمینه کنترل تورم و نرخ ارز مشاهده نشده است.

    آینده نرخ ارز؛ تداوم نااطمینانی یا راه ثبات

    یکی از پرسش‌های مهم در پایان گفت‌وگو این است که چشم‌انداز نرخ ارز در اقتصاد ایران چگونه خواهد بود. سال‌هاست که بازار ارز به آینه‌ای از نااطمینانی‌های داخلی و خارجی تبدیل شده و کوچک‌ترین تغییر در فضای سیاسی یا منطقه‌ای می‌تواند به‌سرعت بر قیمت‌ها اثر بگذارد. پرسش اصلی آن است که آیا در ادامه مسیر نیز نااطمینانی‌ها همچنان عامل تعیین‌کننده باقی خواهند ماند یا اینکه می‌توان به ثبات نسبی امیدوار بود؟ و در صورتی که سیاستگذاران بر همان مواضع و رویکردهای پیشین پافشاری کنند، چه سناریویی برای آینده نرخ ارز محتمل‌تر خواهد بود؟

    این اقتصاددان در این خصوص اظهار کرد: اگر شرایط فعلی استمرار پیدا کند یعنی تنش‌های منطقه‌ای ادامه یابد، مواضع ایران تغییر نکند، ساختار داخلی اقتصاد همچنان انحصاری و بسته باقی بماند و سیاستگذاران نیز همان رویکردهای گذشته را تکرار کنند، طبیعتا نااطمینانی‌ها تداوم خواهد داشت و انتظار بر افزایش نرخ ارز خواهد بود.

    وی افزود: علاوه‌بر این، رخدادهایی همچون حمله احتمالی به ایران یا بازگشت تحریم‌های سازمان ملل می‌تواند به‌‌صورت جهش‌وار بر نرخ ارز اثر بگذارد و بازار را با شوک‌های ناگهانی مواجه کند.

     

  • حذف چهار صفر اولویت‌ کشور ما نیست

    حذف چهار صفر اولویت‌ کشور ما نیست

    به گزارش اقتصادران، بیش از سه دهه از زمانی که برای اولین‌بار زمزمه حذف صفر از وجه رایج کشور مطرح شد می‌گذرد و این طرح بارها از میز دولت‌های مختلف به هزارتوهای مجلس رفته و بازگشته است. اکنون باردیگر، در مجلس شورای اسلامی این موضوع مطرح شده است.

    کمیسیون اقتصادی مجلس در نشستی مهم بار دیگر این سیاست را در مسیر قانونی قرار داده است. براساس مصوبه جدید، واحد پول ملی ایران با حفظ عنوان ریال اما با حذف چهار صفر، بازتعریف خواهد شد، بدین ترتیب هر ریال جدید معادل ۱۰هزار ریال فعلی خواهد بود.

    بازگشت واحد «قران» به سیستم پولی کشور نیز موضوع دیگری است که با پرسش‌ها و حواشی همراه است. با توجه به این شرایط کامران ندری، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق در گفت‌و‌گو با فرارو به بررسی شرایط موجود پرداخته است.

    کامران ندری گفت: «بعید می‌دانم موضوع «قران»، پیشنهاد اولیه دولت بوده باشد. مجلس این موضوع را اضافه کرده. نمی‌دانم دقیقا با چه میزان فکر، قران را اضافه کرده‌اند اما احتمال می‌دهم این اقدام بسیار سریع و عجولانه انجام شده است. هرچند که از دید من کل مساله و اصلا حذف چهار صفر، از اولویت‌های کشور ما نیست اما به هر حال معنای اینکه چهار صفر حذف شود، این است که با توجه به ‌کاربردی نبودن واحد ریال نزد مردم و جا افتادن غیر رسمی واحد تومان، برای سنجش ارزش قیمت‌ها، این اقدام را می‌توان درک کرد.»

    وی افزود: «حذف چهار صفر، هزار تومانی را به یک واحد پولی جدید تبدیل می‌کند که نام آن را ریال گذاشته‌اند. درواقع هزار تومانی که این روزها مورد استفاده قرار می‌دهیم، بعد از اجرای این طرح به یک ریال جدید تبدیل می‌شود. حقیقت این است که اکنون با این هزار تومان تقریبا هیچ کالایی را نمی‌توانیم خریداری کنیم. حتی به صورت بخشی از قیمت یک کالا نیز این هزار تومانی فایده‌ای ندارد. حالا این دوستان هزار تومان را به ۱۰۰ قسمت تقسیم کرده و نام آن را قران گذاشته‌اند. طبیعتا این پول هیچ ارزش و کاربردی نخواهد داشت و مرده به دنیا خواهد آمد. تنها در صورتی این قران معنا پیدا می‌کند که شش صفر از واحد پولی حذف شود. در غیر این صورت هیچ کاربردی نخواهد داشت.»

    حذف ۴ صفر بدون مهار تورم بی‌معناست

    این اقتصاددان در ادامه و درخصوص میزان اثربخشی و کاربرد این نوع اقدامات در اقتصاد گفت: «اصل قضیه این است که حذف چهار صفر از اولویت‌های اساسی کشور ما نیست. معمولا موقعی حذف صفرها در کشورها انجام می‌شود که موفق شده باشند تورم را کنترل کنند. اگرچه اکنون دوباره تورم ترکیه عود کرده اما دراوایل دهه سال ۲۰۰۰ هم که شش صفر را حذف کردند، موفق شده بودند تورم را کنترل کنند بنابراین چنین اقدامی یک پیش شرط دارد اما ممکن است اینطور استدلال شود که اکنون اعداد نجومی و ثبت و ضبط اعداد مالی بسیار سخت شده است بنابراین می‌توان حذف چهار صفر را قبول کرد اما اگر تورم کنترل و مهار نشده باشد طبیعتا با ادامه نرخ تورم بالای ۴۰درصد مجدد باید صفرها را حذف کنند البته برخی کشورها این کار را انجام داده‌اند.»

    وی افزود: «این موضوع، یک اصلاح شکلی، صوری و ظاهری است و مسائل و مشکلات اقتصاد ما با این اصلاحات ظاهری برطرف نمی‌شود. مشکلات ساختاری که تورم بالا و مزمن را در کشور ما ایجاد کرده، بر جای خود باقی است و با این کارها حل نمی‌شود. برخی معتقدند این نوع اقدامات می‌تواند اثراتی روانی داشته باشد اما من این را نمی‌پذیرم.

    بالاخره وقتی چهار صفر حذف می‌شود به معنای افزایش قدرت خرید نیست، درست است که اعداد با حذف صفر، کم قیمت به نظر می‌رسند اما حقوق افراد نیز به همان نسبت بی‌ارزش به نظر می‌رسند و چهار صفر حقوق‌ها هم کم می‌شود. به همین دلیل معتقدم این نوع اقدامات به هیچ وجه قدرت خرید را تحت‌تاثیر قرار نمی‌دهد. مجلس می‌گوید این موضوع در دستور کار است و چون دولت حذف چهار صفر را پس نگرفته ادامه پیدا کرده اما واقعیت این است که در شرایط فعلی نه دولت و نه مجلس، طرح و برنامه‌ای برای معضلات اصلی و ساختاری اقتصاد ندارند و سر خود را با چنین برنامه‌هایی که اولویت اصلی نیست گرم کرده‌اند.»