برچسب: کامران ندری

  • «حذف چهار صفر از ریال» راهکار ویترینی یا ریشه‌ای؟

    «حذف چهار صفر از ریال» راهکار ویترینی یا ریشه‌ای؟

    به گزارش اقتصادران، کامران ندری (اقتصاددان) طی یادداشتی مطرح کرد:

    شاید بیش از یک سال است که نشانه‌هایی از حذف چهار صفر از پول ملی در طراحی اسکناس‌ها مشاهده می‌شود. برای مثال، اگر به اسکناس ۲۰۰ هزار ریالی نگاه کنید، بخشی از آن که معادل ۲۰ هزار تومان است، چهار صفر به‌صورت کمرنگ درج شده و طراحی آن طوری است که انگار عدد «۲۰۰» برجسته‌تر شده است. در واقع، این اقدام از مدت‌ها پیش در بانک مرکزی آغاز شده و تا حدی جنبه عملیاتی به خود گرفته، هرچند هنوز به‌طور رسمی نهایی نشده است.

    این طرح همچنان مراحل قانونی خود را طی می‌کند. پس از بررسی در کمیسیون‌های تخصصی، گفته شده به‌زودی به صحن مجلس می‌آید. البته پس از تصویب در صحن نیز باید به تأیید شورای نگهبان برسد تا به قانون تبدیل شود.

    در مجموع، این طرح نه ضرر قابل‌توجهی به اقتصاد وارد می‌کند و نه اثرات قابل ملاحظه‌ای در شاخص‌های کلان خواهد داشت.در این راستا می توان سه دلیل اصلی برای حذف صفرها از پول ملی متصور بود:

    با توجه به تورم چند دهه گذشته، قیمت‌ها به‌صورت اسمی بسیار بالا رفته‌اند و این موضوع ثبت، گزارش و تحلیل صورت‌های مالی را دشوار کرده است. حذف صفرها موجب می‌شود محاسبات و گزارش‌های رسمی با ارقام کوچک‌تر انجام شود، که هم فهم آن‌ها ساده‌تر است و هم نگهداری و ثبت دقیق‌تر می‌شود.

    دوم:احیای نقش اسکناس و سکه (مسکوکات)

    به دلیل افزایش چشمگیر قیمت‌ها، اسکناس و به‌ویژه سکه‌ها تقریباً از گردش اقتصادی خارج شده‌اند. هرچند با توسعه بانکداری الکترونیک، نقش پول نقد در معاملات کمتر شده است، اما همچنان در برخی مبادلات روزمره کاربرد دارد. حذف صفر می‌تواند زمینه‌ای برای بازگشت نسبی سکه‌ها و اسکناس‌های با ارزش پایین به چرخه اقتصاد فراهم کند.

    سوم:تأثیرات روانی

    برخی معتقدند که حذف صفرها می‌تواند آثار روانی مثبتی در جامعه ایجاد کند، مثلاً مردم احساس کنند ارزش پول افزایش یافته است. با این حال، این دیدگاه چندان قابل اتکا نیست، زیرا مردم به‌سرعت متوجه می‌شوند که قدرت خریدشان تغییری نکرده و این اصلاح صرفاً اسمی و ظاهری است.

    به‌طور کلی، این اقدام تأثیری بر تورم یا رشد اقتصادی ندارد. تورم تحت تأثیر عوامل ساختاری و بنیادین قرار دارد که همچنان در اقتصاد ایران فعال‌اند. حذف صفر، نه سیاست پولی مؤثری است و نه راهکاری برای کنترل تورم. بلکه تنها یک اصلاح شکلی در واحد پول ملی محسوب می‌شود که بیشتر جنبه حسابداری و تسهیل در نگارش و خوانش اعداد دارد.

  • تا تحریم‌ها حل نشود، گشایشی ایجاد نمی‌شود / خطرهای جدی در کمین اقتصاد ایران است

    تا تحریم‌ها حل نشود، گشایشی ایجاد نمی‌شود / خطرهای جدی در کمین اقتصاد ایران است

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران تقریبا در میانه سال ۱۴۰۴ با مجموعه‌ای از چالش‌های درهم‌تنیده مواجه است؛ از تشدید ناپایداری‌های ژئوپلیتیکی در منطقه و چشم‌انداز مبهم مذاکرات هسته‌ای گرفته تا بحران‌های داخلی همچون کسری بودجه، رشد پایه پولی، کاهش سرمایه‌گذاری و فشار بی‌سابقه بر معیشت خانوارها.

    در چنین فضایی، پیش‌بینی آینده اقتصاد به‌ویژه برای نیمه دوم سال، بیش از هر زمان دیگری به متغیرهای سیاسی و بین‌المللی گره خورده است.

    در هفته‌های اخیر، تشدید تنش‌های منطقه‌ای و زمزمه‌هایی مبنی بر فعال شدن مکانیزم ماشه، بر میزان نااطمینانی در فضای اقتصاد ایران افزوده و بر بسیاری از شاخص‌های مالی و رفتاری در بازارها سایه انداخته است. سرمایه‌گذاران در حالت انتظار قرار دارند، روند جذب سرمایه خارجی تقریبا متوقف شده و تورم، اگرچه به‌صورت رسمی اندکی کاهش یافته، اما هنوز در سطحی بالاتر از تاب‌آوری خانوارها باقی مانده است.

    در چنین شرایطی، سوالات متعددی ذهن فعالان اقتصادی و سیاست‌گذاران را به خود مشغول کرده است: آیا تداوم چنین فضایی، رشد اقتصادی نیمه دوم سال را به صفر نزدیک خواهد کرد؟ دولت چه منابعی برای تامین مالی باقی مانده دارد و آیا امکان ادامه سیاست‌های فعلی وجود دارد؟ سیاست‌های پولی و مالی موجود، آیا توانسته‌اند از شدت تورم بکاهند یا فقط زمان‌ خریدند؟ و نهایتا این‌که در نیمه دوم سال، باید منتظر چه نرخ‌هایی برای تورم و بهره بانکی بود؟

    در همین رابطه کامران ندری، اقتصاددان  به بررسی تأثیر ناپایداری‌های منطقه‌ای اخیر بر چشم‌انداز اقتصاد ایران در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ پرداخت و تاکید کرد که «در صورت تداوم وضعیت فعلی، رشد اقتصادی کشور به‌شدت آسیب خواهد دید.»

    وی گفت: «این مسئله پاسخ پیچیده‌ای ندارد؛ وقتی فضای اقتصاد با نااطمینانی همراه شود، طبیعی است که هم سرمایه‌گذاری داخلی تحت تأثیر قرار می‌گیرد و هم تعاملات خارجی دچار اختلال می‌شود. در نتیجه، روند رشد اقتصادی کند یا حتی منفی خواهد شد.»

    ندری افزود: «مسئله اصلی این است که نمی‌توان با دقت گفت چه اندازه از رشد اقتصادی کاسته خواهد شد، چون مشخص نیست کدام یک از سناریوهای محتمل رخ خواهد داد. ممکن است وضعیت فعلی ادامه یابد، ممکن است مکانیزم ماشه فعال شود یا حتی درگیری نظامی شکل بگیرد. از طرف دیگر، ممکن است مذاکرات به نتیجه برسد و فضای تنش کاهش یابد. چون هیچ‌کدام از این مسیرها قطعی نیست، پیش‌بینی عددی امکان‌پذیر نیست.»

    وی با اشاره به اثرگذاری تحریم‌ها بر متغیرهای کلان اقتصادی گفت: «در صورت تداوم تحریم‌ها، آسیب به اقتصاد قطعی است. سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد، تورم افزایش پیدا می‌کند، ترازهای اقتصادی به هم می‌ریزد و در نهایت، سطح رفاه جامعه افت خواهد کرد.»

    رشد اقتصادی چه مسیری را می‌رود؟

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: «در چنین شرایطی، پیش‌بینی رشد مثبت برای نیمه دوم سال واقع‌بینانه نیست، مگر آنکه توافقی در سطح بین‌المللی حاصل شود و فضای اطمینان بازگردد.»

    ندری با اشاره به وضعیت مالی دولت تاکید کرد: «دولت در شرایط دشواری قرار دارد. درآمدهایش محدود است و گزینه‌های پیش‌رو، همه هزینه‌زا هستند. اگر بخواهد درآمد مالیاتی را افزایش دهد، با توجه به ضعف تولید و کاهش قدرت خرید مردم، این سیاست می‌تواند آسیب بیشتری وارد کند. اگر هم به سراغ منابع بانکی برود، آثار تورمی به‌دنبال دارد. فروش اوراق هم به دلیل چشم‌انداز منفی اقتصاد، با نرخ‌های بالا همراه خواهد بود.»

    وی تصریح کرد: «راهکارهایی که دولت برای جبران کسری بودجه در اختیار دارد، همگی یا تورم‌زا هستند یا به فشار بیشتر بر مردم منجر می‌شوند. این وضعیت نگران‌کننده است، به‌ویژه آنکه مردم هم‌اکنون نیز تحت فشار شدید اقتصادی هستند.»

    ندری افزود: «افزایش نارضایتی اجتماعی نتیجه محتمل این روند است. اگر دولت بخواهد صرفاً با فشار بیشتر به مردم، مشکلات اقتصادی را مدیریت کند، حتی در صورت بروز گشایش‌های احتمالی در آینده، سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای اصلاحات را از دست خواهد داد.»

    دولت چه باید کند؟

    ندری در ادامه گفت: «مهم‌ترین اقدامی که دولت می‌تواند انجام دهد، کاهش سطح تنش‌های خارجی و تلاش برای گشودن گره تحریم‌هاست. آقای پزشکیان وعده داده بود که با وفاق ملی، مشکلات اقتصادی را حل کند، اما تا این لحظه نشانه‌ای از شکل‌گیری وفاق در سطح کلان دیده نمی‌شود.»

    وی با ابراز تعجب از انفعال دولت در شرایط کنونی اظهار داشت: «واقعا نمی‌دانم دولت منتظر چه اتفاقی است. به نظر می‌رسد خطرهای جدی در کمین اقتصاد ایران است، اما اراده لازم برای تغییر مسیر دیده نمی‌شود. تحریم‌ها به مرحله‌ای رسیده‌اند که آثار تخریبی آنها عمیق‌تر از گذشته شده و ممکن است تشدید هم بشود.»

    ندری در پایان خاطرنشان کرد: «زیرساخت‌های اقتصادی، از آب و برق گرفته تا نظام اداری، تحت فشار هستند. دولت اگر زودتر به فکر راه‌حل‌های جدی و سازنده نیفتد، ممکن است فرصت‌های اصلاح از دست برود و بحران‌ها مزمن‌تر شوند. امروز، نه فقط اقتصاد، بلکه تاب‌آوری اجتماعی نیز در معرض تهدید است.»

  • فضای فعلی بورس خیلی خطری است!

    فضای فعلی بورس خیلی خطری است!

    به گزارش اقتصادران، کامران ندری، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)، با اشاره به چالش‌های موجود در اقتصاد ایران، به تحلیل وضعیت شاخص کل بورس و چشم‌انداز بازار سرمایه در سال ۱۴۰۴ پرداخت و و تأکید کرد که فضای فعلی بازار بسیار پرریسک است و ورود مستقیم سهامداران خرد به این بازار توصیه نمی‌شود.

    وی درباره روندهای مؤثر بر بازار سرمایه اظهار داشت: بازارهای مالی در ایران، از جمله بازار سرمایه، تحت تأثیر دو دسته عوامل قرار دارند؛ عوامل روانی و عوامل بنیادی. عوامل روانی عمدتاً ناشی از انتظارات مردم درباره آینده اقتصادی کشور هستند که بیش از هر چیز، تحت‌تأثیر تحولات سیاسی به‌ویژه در عرصه سیاست خارجی قرار دارند.

    تأثیر عوامل روانی و بنیادی بر بورس

    ندری ادامه داد: تأثیر این عوامل روانی بسیار سریع و فوری است. مثلاً اگر خبری مثبت از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که در عمان در جریان است منتشر شود شاهد واکنش مثبت در بازار ارز، طلا و حتی بازار سرمایه خواهیم بود. اما مشکل این‌جاست که این تحولات سیاسی بسیار غیرقابل پیش‌بینی‌اند.

    وی با بیان اینکه نگاه به تجربه‌های گذشته، چشم‌انداز مثبتی برای بازار ترسیم نمی‌کند، افزود: با توجه به سوابق رفتاری دولت‌های پیشین و شرایط موجود، بعید به نظر می‌رسد که چرخش معناداری در سیاست خارجی کشور اتفاق بیفتد. بنابراین، با تکیه بر داده‌های فعلی، نمی‌توان انتظار داشت که بازار سرمایه در سال ۱۴۰۴ روندی مثبت و پایدار داشته باشد.

    این اقتصاددان همچنین به عوامل بنیادی مؤثر بر بازار اشاره کرد و گفت: متأسفانه شاخص‌های بنیادی اقتصاد نیز شرایط مطلوبی را نشان نمی‌دهند. ما با نرخ تورم بالا، ناترازی در بودجه دولت، کسری در صندوق‌های بازنشستگی، انحصارات گسترده، فساد ساختاری، ناکارآمدی نظام اداری و ناترازی انرژی روبه‌رو هستیم. این مسائل نشان می‌دهد که بنگاه‌های اقتصادی در چنین بستری قادر به عملکرد مطلوب و سودآوری پایدار نخواهند بود.

    توصیه به سهامداران خرد

    ندری تأکید کرد: در چنین فضایی، توصیه من به سهامداران خرد این است که از ورود مستقیم به بازار خودداری کنند. نوسانات بازار ممکن است برای معامله‌گران حرفه‌ای سودآور باشد، اما برای عموم مردم که دسترسی سریع به اطلاعات ندارند و در تصمیم‌گیری‌های آنی مهارت کمتری دارند، ریسک زیان بسیار بالاست.

    وی افزود: بهتر است افراد از طریق نهادهای مالی حرفه‌ای مانند شرکت‌های سبدگردان و صندوق‌های سرمایه‌گذاری وارد بازار شوند؛ نهادهایی که توانایی تحلیل شرایط بازار را دارند و می‌توانند تصمیم‌های آگاهانه‌تر و کم‌ریسک‌تری برای سرمایه‌گذاران اتخاذ کنند.

    عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) به موضوع نرخ بهره بانکی و تأثیر آن بر رشد بورس نیز اشاره کرد و گفت: کاهش نرخ بهره اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است منجر به رشد قیمت سهام شود، اما به دلیل شرایط تورمی کشور و محدودیت‌های بانک مرکزی، بعید است که نرخ بهره در سال جاری دستخوش تغییر جدی شود. بانک مرکزی در حال حاضر قدرت مانور زیادی در این زمینه ندارد و تثبیت نرخ‌ها به نظر محتمل‌تر می‌رسد.

    ندری در پایان تأکید کرد: چشم‌انداز بازار سرمایه در سال ۱۴۰۴، چه از منظر تحولات سیاسی و چه از منظر شاخص‌های بنیادین اقتصادی، چندان امیدوارکننده نیست. بنابراین توصیه من این است که سرمایه‌گذاران با احتیاط، از طریق مسیرهای غیرمستقیم و با مشورت نهادهای مالی وارد بازار شوند تا ریسک زیان را به حداقل برسانند.

  • در بانکداری عقب‌ماندگی‌های بزرگی داریم / ۸۰ درصد تسهیلات بانکی فقط به ۱۰ درصد از مشتریان داده می شود

    در بانکداری عقب‌ماندگی‌های بزرگی داریم / ۸۰ درصد تسهیلات بانکی فقط به ۱۰ درصد از مشتریان داده می شود

    به گزارش اقتصادران، عضو هیات علمی بادانشگاه امام صادق در جمع نمایندگان رسانه‌های گروهی با اشاره به موقعیت نظام بانکی و بیمه‌ای در ایران گفت: ما عقب‌ماندگی‌های قابل ملاحظه‌ای در حوزه بانکداری و بیمه داریم و قیاس ما با کشورهای همسایه نیز نشان از این دارد که در این بخش لازم است فعالیتی جدی تر داشته باشیم .

    وی با اشاره به اینکه قیاس وضعیت کنونی در دو بخش امکان پذیر است، تاکید کرد: از یک سو می‌توانیم موقعیت خودمان را با گذشته‌ی خودمان قیاس کنیم که در این صورت می‌بینیم در حوزه‌ی بانکداری الکترونیکی پیشرفت کرده‌ایم اما وقتی خودمان را با کشورهایی مثل ترکیه، امارات و حتی عربستان قیاس می‌کنیم شاهد عقب‌ماندگی‌های بزرگ هستیم .

    وی گفت: این عقب ماندگی در شرایطی حاصل شده است که پیش از این ما در موقعیت بهتری از این کشورها قرار داشتیم .

    وی دلیل این عقب ماندگی را رشد این کشورها در حوزه‌ی فناوری های نوین دانست و گفت: ما در زمینه زیر ساخت‌ها، کندی سرعت اینترنت و البته قطعی مکرر اینترنت با مشکل روبه‌رو هستیم. برای برون رفت از این وضعیت نیز به سرمایه‌گذاری‌های بزرگی نیاز دار یم اما معلوم نیست بدون ارتباط با خارج، چگونه قادر به این سرمایه‌گذاری هستیم.

    وی در توضیح این مطلب اضافه کرد: در ارتباطات بین‌المللی بسیار ضعیف هستیم و از این جهت با کشورهای دیگر فاصله‌ی قابل ملاحظه داریم. عمدتا ارتباطات مالی ما و نقل و انتقال پول از طریق صرافی‌ها و به شکل غیررسمی است. در زمینه استانداردهای جهانی بانکداری نیز ا شفافیت تا نظارت مقامات ناظر بسیار عقب هستیم و تا زمانی که استاندارد جهانی در کشور ما رعایت نشود قطعا همکاری بین‌المللی با بانک‌های خارجی نخواهیم داشت .

    او رتبه ایران را در بانکداری دیجیتال قابل قبول دانست اما گفت: با تئوجه به ظهور هوش مصنوعی و … باید بگویم رتبه‌ای که ما در این بخش داریم شایسته‌ی اقتصاد کشور ما نیست .

    او که نشست خبری رویدار بانک و بیمه فینشورتک که هفتم تا نهم اسفند برگزار می‌شود، سخن می‌گفت، ادامه داد: استفاده از فناوری‌های جدید یک ضرورت است اما باید به این نکته توجه کنیم تا زمانی که نتیجه‌ی این فناوری‌ها در رفاه مردم قابل مشاهده نباشد، فایده‌ای ندارد .

    وی گفت: ایجاد احساس رضایت در مردم بسیار مهم است در حالی که در شرایط کنونی هزینه پوشش بیمه‌ای بسیار بالاست و واقعا نود درصد از هزینه دارو و درمان نیز تحت پوشش بیمه نیست از سوی دیگر در بانک‌ها نیز هشتاد درصد تسهیلات را ده درصد مشتریان بانکی می‌گیرند پس با این ترتیب می‌بینیم فناوری نوین باید با کاهش هزینه و بهبود وضعیت، به رفاه جامعه منجر شود .

    او گفت: در اقتصاد ایران روز به روز شاهد افزایش قدرت انحصاری بانک‌ها، بیمه‌ها و سایر صنایع هستیم و طبیعتا پیشرفت‌ها نیز با هزینه گزاف ناشی از همین انحصار اتفاق می‌افتد. به این ترتیب اگر خدماتی با هزینه تناسب نداشته باشد، به دست اوردن آن نیز افتخاری ندارد و باید متناسب با هزینه‌ها به مردم خدمات داده شود تا احساس رضایت در جامعه افزایش یابد.

  • نمی‌دانم نیت دولت از حذف صفر‌های ریال چیست؟ / چون از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده اند به این مسئله روی آورده اند!

    نمی‌دانم نیت دولت از حذف صفر‌های ریال چیست؟ / چون از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده اند به این مسئله روی آورده اند!

    به گزارش اقتصادران، چند روزی است که زمزمه‌هایی مبنی بر تصمیم دولت برای حذف ۴ صفر از پول ملی شنیده می‌شود. بنابر آنچه تسنیم گفته است، دولت لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور را به منظور حذف ۴ صفر از پول ملی و بهبود نظام پولی به عنوان لایحه یک فوریتی به مجلس شورای اسلامی ارائه کرده است. هرچند مسعود دبیری، معاون پارلمانی دولت عنوان کرده است که این لایحه معوقه دولت دوازدهم و در سال ۱۳۹۸ است که با یک فوریت به مجلس ارائه شده و اتفاق جدیدی برای آن صورت نگرفته است.

    پس از دولت ششم، دولت نهم نیز برای کم کردن صفر‌ها نقشه کشید. محمود احمدی نژاد در پیام نوروزی سال ۸۷ از طرحی به نام اصلاح نظام ارزشگذاری پول ملی پرده برداشت که در قالب ۷ طرح تحول اقتصادی مطرح شد و بر اساس آن طرح حذف صفر‌های پول ملی کلید خورد. انجام بررسی‌ها برای اصلاح پول ملی تا سال آخر دولت دوم احمدی‌نژاد ادامه داشت. حتی در سامانه بانک مرکزی نظرسنجی اینترنتی به راه انداخته شده بود که مردم می‌توانستند با مراجعه به آن نظر خود را درباره موافقت یا مخالفت با حذف صفر‌ها از پول ملی اعلام کنند و در صورت مثبت بودن حذف چند صفر صورت بگیرد بهتر است؟

    از سویی اسم‌هایی مانند پارسی، ریال، دریک و تومان در سامانه نظرسنجی قرار داده شده بود تا افراد بتوانند نظر خود را درباره هر یک از این اسامی برای ناگذاری واحد جدید پول اعلام کنند. در سال ۱۳۹۱ بانک مرکزی اعلام کرده بود که ۴۹ هزار و ۶۸۵ نظر درباره چگونگی اصلاح پول ملی به ثبت رسید و همچنین ۷۸ درصد مشارکت کنندگان نیز با اصلاح پول ملی موافق بودند. با این حال پرونده این طرح در دولت احمدی‌نژاد بلاتکلیف رها شد تا دولت حسن روحانی هم به سراغ آن برود.

    در سال ۱۳۹۷ همزمان با دور دوم دولت حسن روحانی بار دیگر موضوع حذف صفر از پول ملی به میان آمد. بنابر تصمیم دولت قرار بر آن شد که «تومان» واحد پول ایران باشد و هر تومان معادل ۱۰ ریال تعیین شد. ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی، در توضیح این تصمیم گفته بود که این به معنای حذف صفر از پول ملی نیست و تنها واحد شمارش به تومان تغییر می‌کند. او همچنین عنوان کرده بود که دولت لایحه جداگانه‌ای برای حذف ۴ صفر از پول ملی به مجلس ارائه می‌دهد.

    در نهایت در پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹، مجلس شورای اسلامی کلیات این لایحه را تأیید کرد، اما به دلیل ایرادات شورای نگهبان این لایحه به سرانجام نرسید. حتی در سال ۱۴۰۰ زمانی که عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی بود، اسکناس‌های هزار، دو هزار و ۵ هزار تومانی با طراحی تازه در بازار عرضه شد که چهار صفر آنها در بالا سمت راست کمرنگ و در پایین به طور کل حذف شده بود. آن زمان همتی در موافقت با لایحه حذف صفر‌ها از پول ملی گفته بود: «اصلاح نرخ برابری پول ملی ازطریق حذف صفر‌ها وجهه‌ پول ملی را در صحنه‌ بین‌المللی ارتقاء می‌بخشد و اقدامی است که در بسیاری از کشور‌ها درکنار سایر اقدامات، سرآغازی برای اصلاحات جدی اقتصادی می‌شود».

    هدف دولت از حذف ۴ صفر از پول ملی چیست؟

    مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در سال ۹۰ دلایل تغییر پول ملی را بررسی کرد و با مقایسه شرایط کشور‌هایی که دست به اصلاح واحد یا تغییر پول ملی زده‌اند، به این نتیجه رسید که «به هیچ وجه ابعاد تورم در ایران را نمی‌توان در حد ابرتورم (به حدی که در کشور‌های که واحد پول خود را تغییر داده‌اند) دانست. با این حال، این امر به معنای نادیده گرفتن مشکلات ناشی از عدم تناسب ارقام اسکناس‌های منتشر شده با نیاز‌های معاملاتی و مبادلاتی در کشور نیست». مرکز پژوهش‌های مجلس در ادامه راهکار‌های جایگزینی را پیشنهاد کرد: «راهکار‌هایی مانند تغییر ترتیبات تجاری توسعه استفاده از ابزار‌های الکترونیک و چاپ اسکناس درشت‌تر برای جلوگیری از آثار سوء تورم بر مبادلات از ناحیه واحد پول ملی وجود دارد، تا علاوه بر کاهش هزینه‌ها و مشکلات مذکور، از آثار سیاسی و روانی ناشی از تغییر واحد پول ملی نیز اجتناب شود».

    مطابق پژوهشی که صورت گرفته است، تورم بالا ریشه اصلی مشکلاتی است که خود نیازمند اصلاحات پولی و مالی (بودجه‌ای) اساسی است که از جمله آنها می‌توان به اصلاح رابطه بانک‌ها و دولت با بانک مرکزی، اصلاح ساختار بانک‌ها، اصلاح قوانین و مقررات موجد بدهی برای دولت، اصلاح ساختار نظام بودجه‌ریزی و… اشاره کرد. پس از این اصلاحات و زمانی که از کاهش پایدار نرخ تورم اطمینان نسبی حاصل شد، به عنوان آخرین حلقه از اصلاحات پولی، حذف صفر از پول ملی انجام می‌شود، چراکه وجود تورم بالا بدین معناست که همواره صفر‌هایی به پول ملی اضافه می‌شود و هر چند سال، باید فرایند اجرایی و زمان‌بر حذف صفر را تکرار کرد. از این رو بهتر است این فرایند اجرایی و زمان‌بر، پس از خاموش شدن موتور تورم دورقمی صورت گیرد.

     

    تجربه دنیا چه می‌گوید؟

    حذف صفر از پول ملی، که به آن «دیناریزاسیون» یا «رفرم پولی» نیز گفته می‌شود، در چندین کشور انجام شده است. اولین کشوری که به‌طور جدی دست به اصلاح پول ملی خود زد، آلمان غربی بود. این اصلاح در سال ۱۹۴۸ و پس از جنگ جهانی دوم انجام شد و به نام «اصلاح پولی» یا «اصلاح مارک» شناخته می‌شود. پس از جنگ جهانی دوم، اقتصاد آلمان در وضعیت بحرانی قرار داشت. زیرساخت‌ها تخریب شده و تورم شدید و بی‌ثباتی اقتصادی حاکم بود. مردم اعتماد خود را به مارک قدیمی از دست داده بودند و ارزش پول به شدت کاهش یافته بود. برای بازسازی و احیای اقتصاد آلمان، نیاز به یک پول جدید و قوی احساس می‌شد که بتواند اعتماد مردم را جلب کند و شرایط اقتصادی را بهبود بخشد. اصلاح پولی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در رشد سریع اقتصادی آلمان در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شناخته می‌شود. این دوره به عنوان معجزه اقتصادی آلمان (Wirtschaftswunder) شهرت دارد. با بهبود وضعیت اقتصادی، آلمان غربی توانست موقعیت خود را در سطح بین‌المللی تقویت کند و به یکی از قدرت‌های اقتصادی مهم اروپا تبدیل شود.

    برزیل در سال ۱۹۹۴ با معرفی «رئال» و حذف ۳ صفر از «کرزیدا» قدیم، موفق به کنترل تورم شد. این اقدام همراه با برنامه‌های اقتصادی جامع برای کنترل تورم و ثبات اقتصادی بود که منجر به افزایش اعتماد مردم به پول ملی شد.

    ترکیه در سال ۲۰۰۵ با حذف ۶ صفر از لیر ترکیه، واحد پول جدیدی به نام «لیر» معرفی کرد. این اقدام به همراه سیاست‌های اقتصادی مناسب و کنترل تورم انجام شد و دولت توانست با کاهش نرخ تورم و افزایش اعتماد عمومی به پول ملی، این اصلاح را به خوبی اجرا کند.

    آرژانتین در سال ۱۹۸۳ اقدام به حذف صفر از پزو کرد، اما این اصلاحات بدون داشتن برنامه‌های اقتصادی پایدار و در شرایط تورم بالا انجام شد، اما در نهایت عدم کنترل تورم و بی‌اعتمادی مردم به پول ملی منجر به شکست این اصلاحات شد.

    زیمبابوه در سال ۲۰۰۹ اقدام به حذف ۱۲ صفر از دلار زیمبابوه کرد. این اقدام در شرایطی انجام شد که اقتصاد این کشور تحت فشار شدید تورمی و بحران اقتصادی بود. عدم وجود سیاست‌های اقتصادی پایدار و اعتماد مردم به پول ملی باعث شد که این اقدام نتیجه معکوس داشته باشد و مردم به استفاده از ارز‌های خارجی روی آورند.

     

    دولت از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده دست روی حذف صفرها از پول ملی گذاشته است

    وی ادامه داد: «درست است که با تورم مزمن دو رقمی مواجه هستیم ولی هنوز مشکلات حاد حسابداری به آن شکل نداریم که دست به این اصلاحات بزنیم. از سوی دیگر نرخ تورم‌مان هم هنوز متوقف نشده است و اقتصاد ما هنوز با یک تورم مزمن بالا مواجه است. از این رو هنوز به نظر نمی‌رسد که حذف صفر در اقتصاد ما ضرورت یا اولویت داشته باشد. اگر چالش‌های اقتصادی را اولویت‌بندی کنید حذف صفر از پول ملی در انتهای جدول قرار می‌گیرد. اینکه چرا دولت باوجود این همه مسائل و مشکلات اقتصادی که با آن مواجه هستیم روی حذف صفر دست گذاشته، یک مقدار عجیب است و در شرایط فعلی توجیهی ندارد. به نظر می‌رسد دولت، چون از حل مسائل جدی و مهم کشور ناامید شده به این مسئله روی آورده است.»

    این اقتصاددان در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه این لایحه بیشتر اثر روانی دارد و کاهش قیمت را صرفا القا می‌کند یا اثرگذاری آن واقعی است؟  گفت: «خیر، به دلیل اینکه شما اگر ۴۰ میلیون تومان حقوق می‌گیرید با حذف چهار صفر، حقوق شما ۴ هزار تومان می‌شود. درست است که از قیمت‌ها چهار صفر کم می‌شود ولی حقوق شما هم به همان نسبت کم شده است؛ بنابراین شما برای خرید کالا بازهم با مشکل مواجه هستید. اگر صفر‌های حقوق شما را حذف نمی‌کردند و فقط صفر‌های قیمت‌ها را حذف می‌کردند، عالی بود ولی این اتفاق قرار نیست صورت گیرد. از این رو با مسئله تورم و پایین بودن قدرت خرید مردم هیچ ارتباطی ندارد. حذف صفر نه تورم را متوقف می‌کند و نه قدرت خرید مردم را افزایش می‌دهد.»

    ندری همچنین در پاسخ به اینکه آیا همانطور که در اهداف دولت ذکر شده است، این لایحه می‌تواند مانع کاهش ارزش پول ملی شود؟ بیان کرد: «این‌ها نسبی هستند وقتی می‌گوییم قیمت ارز بالاست منظورمان این است که به نسبت حقوقی که دریافت می‌کنیم بالاست. به فرض اگر من ۳۵ میلیون تومان حقوق می‌گیرم، برابر است با ۵۰۰ دلار. حال اگر صفر‌ها هم حذف شود باز هم حقوق من همان ۵۰۰ دلار است.»

    این استاد دانشگاه درباره تجارب موفق دیگر کشور‌های دنیا عنوان کرد: «این کشور‌ها در ابتدا تورم‌شان را کنترل و مهار کردند و سپس مبادرت به حذف صفر‌ها کردند. حذف صفر از پول ملی، آخرین مرحله‌ای است که معمولا کشور‌ها به سراغش می‌روند. در اقتصاد ما اولویت‌های دیگری وجود دارد که اول باید اصلاحات اصلی و ساختاری رخ دهد و در آخرین مرحله به سمت حذف صفر‌ها رفت. در حالی که دولت برعکس دارد عمل می‌کند و اولویت آخر را در ابتدا دارد انجام می‌دهد.»

    ندری درباره اولویت‌های کشور گفت: «ما با ناترازی‌های مختلفی مانند ناترازی بانک‌ها و صندوق‌های بازنشستگی و ناکارآمدی دستگاه‌های اجرایی مواجه هستیم. همچنین، دولت هنوز نتوانسته مسئله فیلترینگ را حل کند و FATF که موضوع بسیار مهمی در کشور است را همچنان به سرانجام نرسانده است.»

  • حذف صفر از پول ملی؛ نوش دارو پس از مرگ سهراب؟ / ندری: حذف ۴ صفر هم گره از کار تورم باز نمی کند

    حذف صفر از پول ملی؛ نوش دارو پس از مرگ سهراب؟ / ندری: حذف ۴ صفر هم گره از کار تورم باز نمی کند

    به گزارش اقتصادران، روز شنبه ۱ دی ماه، رسانه‌ها اعلام کردند که مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور را به منظور حذف ۴ صفر از پول ملی و بهبود نظام پولی به عنوان لایحه یک فوریتی یه مجلس شورای اسلامی ارائه کرده است.البته این موضوع از سوی  شهرام دبیری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور  تکذیب شد.

     

    حذف ۴ صفر از پول ملی از دولت هاشمی رفسنجانی تا احمدی نژاد

    اما موضوع حذف صفرها از پول ملی به امروز محدود نمی‌شود. این مسئله از سال‌های ۷۲ و ۷۳ مطرح بود و در دولت دهم به مرحله جدیدی رسید. لازم به یاد آوری است که در زمان سکانداری احمدی نژاد،محمود بهمنی، رئیس کل وقت بانک مرکزی، به دستور رئیس‌جمهور مأمور به آغاز مطالعات این طرح شد، اما این طرح هرگز به مرحله اجرا نرسید. بنابراین در پایان دولت دهم و همزمان با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، رئیس‌کل بانک مرکزی اعلام کرد که این موضوع در دستور کار دولت نیست و اجرای آن ضروری به نظر نمی‌رسد.

     

    روحانی حذف ۴ صفر را کلید زد

    موضوع اما به اینجا ختم نشد و در دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی بحث حذف صفر از پول ملی بار دیگر برروی میز پاستور قرار گرفت.  گفتنی است این موضوع ابتدا با حذف سه صفر از پول ملی آغاز شد و به تدریج، صحبت‌ها درباره رفرم پولی (که شامل حذف صفر و تغییر واحد پول می‌شود) در محافل مختلف شنیده شد. برخی بر این عقیده بودند که حذف صفر از پول ملی تنها یک اقدام ظاهری برای تسهیل فرآیند حسابرسی و حسابداری و همچنین آسان‌تر کردن معاملات مالی روزمره مردم است.

    در سال ۱۳۹۳، ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی در دولت اول حسن روحانی، بر این عقیده بود که حذف صفر از پول ملی امری ضروری است. با این حال، او تأکید کرد که این اقدام باید زمانی انجام شود که نرخ تورم به تک‌رقمی برسد و کشور در شرایط باثباتی قرار داشته باشد. سیف همچنین به این نکته اشاره کرد که برای این کار، لازم است مجموعه‌ای از عوامل زیرساختی، از جمله چاپ اسکناس‌های جدید، نیز در نظر گرفته شود.

    در تاریخ ۱۷ آذرماه ۹۵، هیأت دولت به ریاست حسن روحانی به بررسی لایحه بانک مرکزی پرداخت و تصمیم گرفت که واحد پول ایران تومان باشد و هر تومان معادل ۱۰ ریال تعیین شد. این تصمیم واکنش‌های زیادی را به دنبال داشت و ولی‌الله سیف، رئیس کل وقت بانک مرکزی، توضیح داد که این تغییر به معنای حذف صفر از پول ملی نیست و تنها واحد شمارش به تومان تغییر می‌کند. او همچنین اعلام کرد که دولت و بانک مرکزی قصد دارند پیشنهادی مستقل برای حذف ۴ صفر از پول ملی به مجلس ارائه دهند.

    در نهایت در جلسه‌ای که در نهم مرداد ۱۳۹۸ به ریاست حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، برگزار شد، هیئت دولت لایحه پیشنهادی بانک مرکزی برای تغییر واحد پول ملی از ریال به تومان و حذف چهار صفر را به تصویب رساند. سپس، در پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۹، مجلس شورای اسلامی کلیات این لایحه را تأیید کرد.

    ورود اسکناس های جدید به بازار

    این طرح  بی سر و صدا از اواخر سال ۱۴۰۰ آغاز گردید. اسکناس پنج هزار تومانی جدید تقریباً از اواخر سال ۱۴۰۰ به بازار عرضه شد و اسکناس‌های هزار و دو هزار تومانی نیز از تابستان ۱۴۰۱ وارد بازار شدند. در طراحی این اسکناس‌ها، صفرها در قسمت بالایی به صورت کمرنگ چاپ شده و در قسمت پایینی به طور کامل حذف شدند.

    در همین رابطه در زمستان ۱۴۰۱، مصطفی قمری وفا، مدیر روابط عمومی بانک مرکزی، اعلام کرد که این اسکناس‌ها در دوره ریاست همتی، رئیس کل پیشین بانک مرکزی، چاپ شده و هیچ ارتباطی به وضعیت کنونی ندارد. این اسکناس‌ها در خزانه نگهداری می‌شدند و به تازگی به شبکه توزیع وارد شده‌اند.

    وی در مورد شایعات مربوط به حذف چهار صفر از پول ملی گفت: پروژه حذف چهار صفر از پول ملی از اوایل مرداد ماه سال ۱۳۹۸ به پیشنهاد بانک مرکزی و با ارائه دولت به طور رسمی آغاز شد و در نهایت با تأیید مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۰ به مرحله رسمی‌تری رسید.

    قمری وفا همچنین افزود: در اسکناس‌های جدید ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ تومانی، چهار صفر به صورت کمرنگ نمایش داده شده و به حروف ۱۰ هزار و ۲۰ هزار ریال نوشته شده است.

     

    کامران ندری: حذف ۴ صفر هیچ کمکی به کاهش تورم نخواهد کرد

    در همین رابطه کامران ندری، اقتصاددان در خصوص حذف چهار صفر و اصلاح نظام پولی و بانکی و تاثیری که می تواند روی کاهش تورم و اصلاح نظام اقتصادی به دنبال داشته باشد، گفت: «در حال حاضر زمان مناسبی برای این اقدام نیست، زیرا ما با مسائل و مشکلات اولویت‌دارتری مواجه هستیم که این موضوع در شرایط کنونی هیچ تأثیر خاصی نخواهد داشت. تنها مزیت حذف چهار صفر این است که می‌تواند فرآیندهای حسابداری را ساده‌تر کند، اما در واقع هیچ کمکی به حل مشکل تورم و حفظ ارزش پول ملی نخواهد کرد. حذف چهار صفر فقط به میزان محدودی در محاسبات حسابداری تسهیل ایجاد می‌کند و تأثیر دیگری ندارد.»

    وی در ادامه تاکید کرد: «در حال حاضر، مشکلات جدی در محاسبات حسابداری وجود ندارد و این موضوع در اولویت‌های پایین‌تری قرار دارد. کشور با ناترازی‌های مختلفی مانند ناترازی بانک‌ها و صندوق‌های بازنشستگی، فساد گسترده و ناکارآمدی دستگاه‌های اجرایی مواجه است. همچنین، دولت هنوز نتوانسته مسئله فیلترینگ را حل کند که تأثیر زیادی بر اقتصاد دارد و از موضوع حذف ۴ صفر نیز مهم‌تر است. علاوه بر این، دولت در خصوص FATF نیز تصمیم قطعی نگرفته که اهمیت آن بسیار بیشتر است.»

    او می گوید: «در شرایطی که رشد اقتصادی پایین است و نرخ تورم رشد محسوس کرده است و در بحث سرمایه گذاری با مشکل روبرو هستیم، بحث حذف صفر از پول ملی اولویت اول اقتصادی کشور نیست.»

    ندری افزود: «مشکل تورم یک مسئله بنیادی است و با تغییرات سطحی و ظاهری، نمی‌توان آن را حل کرد. برای مقابله با تورم باید به صورت اصولی و اساسی به این موضوع پرداخته شود و با اجرای سیاست‌های پولی و مالی مناسب، آن را کاهش داد. به عنوان مثال، کشور ترکیه پس از کنترل تورم خود، به اصلاح نظام پولی‌اش پرداخت و شش صفر از واحد پول ملی‌اش را حذف کرد. بنابراین، حذف صفر تنها مرحله نهایی در اصلاح نظام پولی و بانکی به شمار می‌آید.»

    او بیان کرد: «حذف صفرها در هر زمانی امکان‌پذیر است، اما اگر نتوانیم تورم را کنترل کنیم، ممکن است در مدت کوتاهی دوباره مجبور به حذف صفرها شویم. به عبارت دیگر، با کاهش ارزش پول ملی، قیمت کالاها به طور مداوم افزایش می‌یابد و این چرخه معیوب حذف صفرها دوباره تکرار خواهد شد. از سوی دیگر، در شرایط کنونی، وجود این صفرها برای مردم مشکلی ایجاد نکرده است و مسئله اصلی آن‌ها افزایش تورم و کاهش مداوم ارزش ریال است. البته درست است که اعداد بزرگ می‌توانند محاسبات را دشوار کنند، اما هنوز به حدی بزرگ نشده‌اند که مشکل جدی ایجاد کنند.»

  • با حذف ارز چندنرخی رانت و فساد کمتر می شود اما به مردم فشار زیادی تحمیل می شود

    با حذف ارز چندنرخی رانت و فساد کمتر می شود اما به مردم فشار زیادی تحمیل می شود

    به گزارش اقتصادران، هفته گذشته عبدالناصر همتی – سکاندار وزارت امور اقتصادی و دارایی در رابطه با پیامدهای چند نرخی بودن ارز در کشور و ایجاد رانت گفت: در سال گذشته یک هزار و ۷۰۰ همت (هزار میلیارد تومان) رانت به دلیل چند نرخی بودن ارز در کشور توزیع شد.

    فساد و رانت در نظام تک نرخی از بین می‌رود

    دولت‌ها می‌توانستند به جای ارز ترجیحی یارانه نقدی پرداخت کند

    وی افزود: با این حال، چالشی که در این میان وجود دارد، این است که پایه حمایتی اقتصاد کشور از اقشار کم درآمد و ضعیف در کشور، براساس نرخ‌های ترجیحی ارزی قرار گرفته است. در ادوار گذشته دولت‌مردان می‌توانستند یک سیستم حمایتی دیگر را برای این موضوع پیاده‌سازی کنند. برای مثال دولت می‌توانست به جای چند نرخی کردن ارز در کشور و تخصیص ارز ترجیحی به برخی از کالاهای اساسی و دیگر محصولات، یارانه نقدی پرداخت کند.

    این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: در طول دهه‌های گذشته، نظام حمایتی در اقتصاد کشور، بر این اصل استوار بوده که قیمت کالاهای اساسی برای اقشار کم درآمد، تا جایی که در توان دولت باشد و توانایی تامین ارز ترجیحی را داشته باشد، افزایش پیدا نکند. این مسئله به معنای آن بود که اگر دولت نمی‌تواند درآمد اقشار مختلف جامعه را به میزان جهش نرخ تورم، افزایش دهد، در طرف دیگر، تلاش کرد تا قیمت پایه‌ای کالاهای اساسی را که اقلام اصلی سبد خانوار بود، شاهد افزایش قیمت نباشد.

    ندری افزود: این روش، استراتژی اقتصادی کشور در چند دهه گذشته به حساب می‌آید و همواره حاکمیت سعی داشته تا قیمت کالاهای اساسی مورد نیاز خانوار، افزایش پیدا نکند؛ چراکه در چند دهه اخیر، حقوق، دستمزد و درآمد اقشار مختلف جامعه مطابق با میزان افزایش نرخ تورم، افزایش نداشته، بنابراین تلاش دولت‌ها برآن بوده تا بتواند از طریق کنترل قیمت و تخصیص ارز با نرخ ترجیحی به مواد و کالاهای اساسی، از اقشار کم درآمد کشور حمایت کند.

    تغییر نظام چند نرخی ارز نیارمند تغییر استراتژی حمایتی اقتصادی

    وی با اشاره به لزوم تغییر نگرش در اتخاذ استراتژی حمایتی از سوی مسئولان اقتصادی اظهار کرد: اگر بخواهیم به سمت یک رژیم تک نرخی ارز حرکت کنیم، باید استراتژی حمایتی اقتصادی در کشور تغییر کرده و اصلاح شود. همانطور که گفته شد، در طول ادوار، دولت‌ها با کنترل رشد قیمت کالاهای اساسی حمایت خود از اقشار کم درآمد جامعه را اعمال کردند و در این میان کنترل رشد قیمت این کالاها از تریق ارز ترجیحی صورت گرفت.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: بنابراین اگر قرار باشد سیستم و نظام چند نرخی ارز به سمت سیستم تک نرخی ارز حرکت کند باید ابتدا مشخص شود که تکلیف و وضعیت اقتصادی اقشار کم درآمد چه می‌شود؛ چراکه اگر برای آن برنامه مشخص و مناسبی تدوین نشود، می‌تواند پیامدهای متعددی برای اقتصاد به همراه داشته باشد.

    لزوم باز تعریف در استراتژی حمایتی

    ندری گفت: بی شک، تک نرخی شدن ارز یک اقدام و سیاست درست و بجا است، با این حال، هر دولتی که قصد داشته باشد به سمت نظام تک نرخی ارز حرکت کند، باید راهکار حمایتی و استراتژی اقتصادی خود را بازتعریف کند. به عبارتی سیاست‌های حمایتی در یک رژیم تک نرخی ارز، متفاوت از سیاست‌های حمایتی در سیستم چند نرخی ارز است. بنابراین، اگر مدیران اقتصادی بتوانند برای این موضوع، راهکار مناسب و عملی ارائه دهند، در آن شرایط می‌تواند انتظار داشت که بتوان به سمت یک سیستم تک نرخی ارز حرکت کرد.

    وی تاکید کرد: برای تحقق یک سیستم تک نرخی ارز باید یک سیستم شناور ارزی برقرار باشد که با توجه مدل عرضه و تقاضا بتواند نرخ ارز را مشخص کند.

    این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: این که در رژیم چند نرخی ارز پتانسیل فساد وجود دارد و رانت‌های ارزی توزیع می‌شود، قابل انکار نیست و علاوه بر آن به نظر می‌رسد که ناکارآیی در تخصصیص منابع ارزی نیز وجود داشته باشد که به توزیع رانت ارزی نیز دامن می‌زند. اما مسئله‌ای که باید حل شود این است که با تغییر سیستم چند نرخی ارز باید استراتژی حمایتی دولت و حکمرانی اقتصادی کشور نیز، اصلاح شود. تا فشاری به اقشار کم درآمد وارد نشود.

    ندری گفت: در حال حاضر، هنوز از سوی مدیران اقتصادی کشور مشخص نشده که با چه روش و مدلی قصد دارند رژیم چند نرخی ارز را اصلاح کنند و برنامه آنها برای مدیریت اقتصادی و استراتژی حمایتی آنها در صورت حرکت به سمت نظام تک نرخی ارزی چگونه خواهد بود. گذشته از اینکه تعدیل درآمدها هم راستا با میزان نرخ تورم در کشور پیش نمی‌رود، تک نرخی شدن ارز به علت آزاد شدن قیمت‌ها می‌تواند به افزایش تورم دامن بزند و فشار آن به اقشار کم درآمد جامعه نیز بیش از گذشته وارد شود.

    نباید فشار سیستم تغییر سیستم ارزی به اقشار کم درآمد وارد شود

    وی بیان کرد: در دهه‌های گذشته، اقشار پردرآمد در کشور از نابسامانی‌های اقتصادی زیانی ندیده‌اند و اگر قرار باشد فشار اصلاحات نظام ارزی در کشور به اقشار کم برخوردار و کم درآمد اعمال شود، بی شک پیامدهای زیادی را برای جامعه به همراه دارد. بنابراین دولت باید به شکلی برنامه‌ریزی کند که در صورت تغییر نظام چند نرخی ارز به سیستم تک نرخی، فشار آن بر دوش اقشار کم درآمد کشور وارد نشود. به عبارت دیگر، اینکه به چه روش و شیوه‌ای قرار است اثرات و نقشی که برنامه تک نرخی کردن برای جامعه به همراه دارد، کنترل شود، باید در ابتدای مشخص و تدوین شود.

    نوسانات اخیر ارزی ناشی از انتظارات تورمی است

    این استاد دانشگاه، با اشاره به نوسانات اخیر نرخ ارز و رشد نرخ ارز در مدت اخیر گفت: نوسانات و افزایش اخیر نرخ ارز ارتباطی با سیگنال دهی مربوط به تک نرخی شدن ارز ندارد. به نظر می‌رسد نوسانات نرخ ارز در مدت اخیر، بیشتر منعکس کننده انتظارات تورمی در کشور است. مسائلی مانند تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای اخیر به ویژه اتفاقات اخیر در سوریه، روی کار آمدن ترامپ و نگرانی‌های اقتصادی در رابطه با آن، نشان دهنده این موضوع است که شرایط برای ادامه سیاست‌های اقتصادی قبلی، نسبت به گذشته سخت‌تر خواهد بود.

    ندری ادامه داد: همچنین موضوع و چالش مربوط به حل نشدن تحریم‌های بین‌المللی باعث شده که فعالان اقتصادی، سعی داشته باشند تا خود را در برابر خطراتی که ممکن است در آینده، اقتصاد و منافع آنها را تهدید کند، آماده کنند و متعاقب آن تقاضا برای ارز افزایش داشته است که موجب می‌شود نرخ ارز در بازار آزاد نیز افزایش داشته باشد.

    وی گفت: در این شرایط، فاصله و شکاف میان نرخ ارز در بازار آزاد و نرخ ارز عرضه شده در سامانه نیما و یا سامانه ارز توافقی بیشتر شده که موجب می‌شود انگیزه عرضه کنندگان ارز برای عرضه در بازار توافقی یا سامانه نیما کاهش پیدا کند و در نهایت دولت یا بانک مرکزی مجبور می‌شود، اجازه دهد نرخ ارز در سامانه نیما مقداری افزایش داشته باشد. به عبارتی به نظر می‌رسد این بازار آزاد است که بانک مرکزی را وادار کرده تا اجازه دهد نرخ ارز نیمایی و نرخ ارز توافقی بیش‌تر شود.

    این کارشناس اقتصادی در پایان خاطر نشان کرد: پیش از آنکه بتوان سیاست تک نرخی شدن ارز را به عنوان سیگنالی برای افزایش نرخ ارز متصور شد، باید اذعان کرد که تحولات بین‌المللی، افزایش ریسک‌های سیاسی منطقه‌ای، افزایش تقاضا برای ارز در نیمه دوم سال و در نهایت افزایش انتظارات تورمی باعث شده است که شکاف میان نرخ ارز در بازار آزاد با نرخ ارز در سامانه نیما بیشتر شود که متعاقب آن بانک مرکزی برای تعدیل این شکاف، نرخ ارز سامانه نیما را مقداری افزایش داده است.

  • تورم ۴۰ درصدی و دستمزد کارمندان روی الاکلنگ ۲۰ و ۳۰! / مزدبگیران ایرانی در بن بست گیر افتادند

    تورم ۴۰ درصدی و دستمزد کارمندان روی الاکلنگ ۲۰ و ۳۰! / مزدبگیران ایرانی در بن بست گیر افتادند

    به گزارش اقتصادران، موضوع افزایش حقوق کارمندان دولت در سال ۱۴۰۴ و البته در بودجه این سال با اظهارات تازه و تشکیک در ارقام بودجه حالا وارد فاز جدیدی شده است و به نظر می‌رسد تلاش دولت برای سقف افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارمندان دولت حالا به بن بست نرخ تورم و البته مخالفت نمایندگان مجلس خورده است،
    بن بستی که البته بخش زیادی از مزدبگیران ایرانی حالا منتظر هستند که در نهایت با چه رقم افزایشی این مسیر باز خواهد شد چرا که هر چند این رقم در بودجه برای افزایش حقوق کارمندان دولت تعریف شده است، اما رابطه مستقیم با رقم افزایش حقوق کارگران در کشور نیز دارد و در حقیقت یک چشم نماینده کارفرمایان و هر دو چشم نماینده دولت و کارگران به این رقم دوخته شده است، چون تقریبا تعیین این درصد افزایش حقوق تا حدودی تکلیف را روشن خواهد کرد.

    مخالفت با افزایش حداقلی ۲۰ درصدی

    در لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ حداقل رقم افزایش حقوق کارمندان ۲۰ درصد تعیین شده که این رقم برای کارمندان متاهل و دارای پنج فرزند به ۴۵ درصد نیز می‌رسد. در کل، اما میانگین رقم افزایش حقوق در سال آینده ۲۸ درصد است و این ارقام بر اساس کف افزایش ۲۰ درصدی بودجه تعیین شده است.

    در همین حال، اما دیروز عضو کمیسیون اجتماعی مجلس درباره پیشنهاد افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارمندان دولت در بودجه ۱۴۰۴ گفت: «با توجه به اینکه تورم بیش از ۴۰ درصد است افزایش ۲۰ درصد دستمزدی برای کارمندان به نظر من سنخیتی ندارد و می‌طلبد که هم مجلس، کمیسیون تلفیق و دولت در ادامه بررسی بودجه سال ۱۴۰۴ در این مورد تصمیم مناسبی اتخاذ کنند. درست است که ما نباید سقف بودجه را تغییر دهیم، اما اولویت‌ها را که می‌توانیم تغییر دهیم.»

    علی بابایی کارنامی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس هم چنین گفت: «این موضوع مورد تایید ما حتما نیست. من فکر نمی‌کنم هیچ نماینده‌ای این ۲۰ درصد را بپذیرد چراکه اصلا عددی نیست و من نمی‌دانم این عدد را از کجا آورده‌اند و این برای ما سوال است که این اعداد که در بودجه قرار می‌گیرد باید واقع بینانه باشد و از همین رو باید سریعا اصلاح شود.»

    البته در این بین شاید نکته مهم یکی همین باشد که این نماینده مجلس رقم تورم را ۴۰ درصد دانسته و به نوعی گفته است که اکنون حداقل افزایش دستمزد‌ها تقریبا صف تورم است و اصولا می‌تواند منجر به گسترش بیشتر فقر در جامعه شود.

     

    رشد دستمزد‌ها همواره کمتر از نرخ تورم

    کامران ندری نیز همچون بسیاری از اقتصاددانان دیگر معتقد است این مسیر در نهایت منجر به فقر بیشتر در جامعه خواهد شد.
    این اقتصاددانان معتقد هستند که دولت هر سال حقوق کارمندان را کمتر از نرخ تورم افزایش می‌دهد که با این روند قدرت خرید افراد به طور پیاپی کاهش پیدا می‌کند و با تداوم این مسیر، بخش بزرگی از جمعیت زیر خط فقر قرار می‌گیرد.

    تورم ۴۰ درصدی و دستمزد کارمندان روی الاکلنگ ۲۰ و ۳۰

    در همین حال، اما علی بابایی کارنامی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون اجتماعی از پیشنهاد برای افزایش ۳۰ درصدی حقوق کارمندان دولت سخن گفته است.
    ین نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که به نظر شما چند درصد باید میزان افزایش حقوق برای سال آینده را معیار قرار داد نیز گفت: کف آن باید ۳۰ درصد باشد و باید مجلس و دولت توافق کنند و باید برخی از ردیف‌ها را حذف و جابجا کنند.

    در واقع به نظر می‌رسد کمیسیون اجتماعی مجلس قصد دارد که این تغییر را در پایه حقوق‌های کارمندان دولت درخواست و در بودجه بگنجاند که به نظر این افزایش در حداقل حقوق کارمندان دولت، متوسط افزایش حقوق کارمندان را در سال ۱۴۰۴ به رقم ۳۸ درصد خواهند رساند که باز هم از همان رقم تورمی که توسط نماینده مجلس اکنون مطرح شده است نیز عقب‌تر است.

    در واقع اکنون می‌توان اینگونه ارزیابی کرد که در حالی که تورم به صورت رسمی ۴۰ درصد است (احتمالا غیر رسمی از ۵۰ درصد گذشته) پیشنهاد دولت برای حداقل افزایش حقوق کارمندان ۲۰ درصد و پیشنهاد مجلس در همین طرح ۳۰ درصد است که در هر دو حالت همچنان از رقم تورم کشور تا شهریور سال جاری نیز عقب‌تر است.
    این ارقام شاید با هم تفاوت داشته باشد، اما از خطر فقیرتر شدن طبقه متوسط اقتصادی نیمه جان ایران نخواهد کاست.