برچسب: کامران ندری

  • کارمندان و مستمری‌بگیران فقیرتر شده‌اند

    کارمندان و مستمری‌بگیران فقیرتر شده‌اند

    به گزارش اقتصادران، یکی از ارقام مهم بودجه که هر سال پس از تقدیم لایحه از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی، بحث‌های متعددی پیرامون آن شکل می‌گیرد میزان افزایش حقوق کارمندان است. رقمی که علاوه بر کارمندان، بازنشستگان و خانواده‌های آنها، با اثرگذاری غیرمستقیم بر تعیین دستمزد کارگران، معیشت این قشر را نیز تحت‌ تاثیر قرار می‌دهد.

    در لایحه بودجه سال 1404 حداقل رقم افزایش حقوق کارمندان 20 درصد تعیین شده که این رقم برای کارمندان متاهل و دارای پنج فرزند به 45 درصد نیز می‌رسد. در کل اما میانگین رقم افزایش حقوق در سال آینده 28 درصد است.

    این در حالی است که طبق اظهارات حمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، تورم سال آینده در لایحه بودجه معادل ۳۰ درصد در نظر گرفته شده است. بنابراین همچون سال‌های گذشته، نرخ تورم بالاتر از رقم افزایش حقوق خواهد بود.

    در همین راستا، کامران ندری، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه امام صادق،  عواقب تداوم عقب‌ماندگی افزایش حقوق کارمندان از تورم در سال آینده را بررسی می‌کند.

     

    دولت‌ها به بهانه تورم، حقوق کارمندان را به اندازه کافی افزایش نمی‌دهند

    ندری در ابتدا با تاکید بر اینکه میزان افزایش حقوق کارمندان در لایحه بودجه کافی نیست گفت: «دستمزد واقعی که معادل نسبت دستمزد اسمی به سطح عمومی قیمت‌هاست، طی چند سال گذشته به طور مستمر کاهش پیدا کرده است؛ زیرا نرخ رشد دستمزد اسمی همواره از نرخ تورم کمتر بوده است. بنابراین قدرت خرید کارمندان و مستمری‌بگیران پایین آمده و فقیرتر شده‌اند.»

    او در ادامه توضیح داد: «دولت‌ها همواره به بهانه اینکه افزایش حقوق کارمندان باعث تشدید تورم می‌شود، این رقم را به اندازه کافی افزایش نمی‌دهند و این رویه در دولت‌های سیزدهم و دوازدهم نیز وجود داشت. اما این سیاست نه‌تنها در اقتصاد ایران بلکه در دیگر اقتصاد کشورهای دیگر نیز جواب نداده است.»

    با تداوم مسیر کنونی بخش بزرگی از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار می‌گیرد

    این کارشناس اقتصادی راه‌حل مهار تورم را در ریشه‌یابی آن دانست و عنوان کرد: «باید با دقت بیشتری عوامل ایجادکننده تورم در اقتصاد ما مورد توجه قرار گیرد. تداوم وضعیت کنونی باعث می‌شود چند سال آینده چیزی از بخش بزرگی از جمعیت کشور که حقوق‌بگیر هستند باقی نماند.»

    او افزود: «دولت هر سال حقوق کارمندان را کمتر از نرخ تورم افزایش می‌دهد که با این روند قدرت خرید افراد به طور پیاپی کاهش پیدا می‌کند و با تداوم این مسیر، بخش بزرگی از جمعیت زیر خط فقر قرار می‌گیرد.»

     

    دولت باید کاهش قدرت خرید مردم را جبران کند

    این استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق در ادامه اظهاراتش، برای اصلاح وضعیت کنونی اقتصاد کشور پیشنهاد داد: «دولت باید طوری برنامه‌ریزی کند که در جبران کافی نبودن افزایش حقوق دستمزدها در سال‌های اخیر، سطح حقوق پرداختی در یک دوره بالاتر از نرخ تورم برود تا بخشی از کاهش قدرت خرید مردم جبران شود»

    ندری ادامه داد: «دولت باید متوجه باشد که این مسیر درست نیست و به طور مستمر رفاه اقتصادی مردم را پایین می‌آورد و قدرت خرید آنها را کم می‌کند. این فشار به طبقه حقوق‌بگیر وارد می‌شود و در نهایت به جایی خواهیم رسید که 90 درصد مردم فقیرند و آن 10 درصد آن‌قدر ثروتمند هستند که شکاف به‌وجودآمده را نمی‌توان به‌راحتی اصلاح کرد.»

     

    تفاوت زیادی بین دولت پزشکیان و دولت سیزدهم قابل مشاهده نیست

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: «شکی در این نیست که ما در مسیر نادرستی هستیم و اگر امسال هم دولت پزشکیان، سیاست دولت‌های قبلی را پیش بگیرد و بگوید به‌ناچار مجبور به افزایش حقوق کارمندان کمتر از نرخ تورم است، باید این چشم‌انداز را به مردم بدهد که در سال‌های آینده نرخ تورم را کاهش می‌دهد و میزان افزایش حقوق را بالاتر از تورم تعیین می‌کند.»

    ندری در پایان خاطرنشان کرد: «در سطح کارشناسی، تفاوت زیادی بین دولت آقای پزشکیان و دولت سیزدهم قابل مشاهده نیست و در واقع دولت چهاردهم همان کاری را انجام می‌دهد که دولت آقای رئیسی و قبل از آن انجام می‌دادند و حتی این نگرانی وجود دارد که وضعیت در سال‌های آینده بدتر هم بشود.»

  • سرنوشت قیمت دلار اگر جنگ نشود!

    سرنوشت قیمت دلار اگر جنگ نشود!

    به گزارش اقتصادران، بعد از عملیات وعده صادق ۲ از سوی ایران، بازار ارز و طلا واکنش‌های مختلفی را از خود نشان دادند. با توجه به بالا رفتن قیمت ارز و طلا و تنشی که در این بازار چند روزی حاکم شده است تحلیل‌های مختلفی مطرح شده است و بسیاری این افزایش قیمت و تنش در بازار را مبنی بر پاسخ احتمالی اسرائیل به عملیات موشکی ایران می‌دانند. اگر چنین تحلیلی درست باشد، برخی از کارشناسان اقتصادی براین باور هستند کنترل بازار ارز و طلا در آن زمان، کار بسیار سخت و دشواری بشمار می‌آید.

    احتمال افزایش قیمت دلار

    کامران ندری، تحلیلگر مسائل اقتصادیبا اشاره به افزایش قیمت ارز و سکه در بازار گفت: به نظر من، این افزایش و تنشی که در بازار شاهد بودیم مقطعی است و دوام چندانی ندارد. مگر اینکه مجددا درگیری بین ایران و اسرائیل رخ بدهد. البته هنوز مشخص نشده پاسخ اسرائیل به چه صورت خواهد بود.

    وی اضافه کرد: تا زمانی که واکنش اسرائیل به حمله قبلی مشخص شود، این نوسانات را کمابیش در بازار خواهیم داشت. این نکته را نیز اضافه کنم؛ از این جهت می‌گویم نوسانات در بازار موقتی است که اگر فرض بگیریم واکنش شدیدی از سوی اسرائیل رخ ندهد تنش‌ها در بازار به‌مرور کاهش می‌یابد. اما اگر این فرض درست نباشد و درگیری‌ها منجر به جنگ تمام عیار شود طبیعتا نوسانات و جهش نرخ‌ها در بازار تداوم خواهد داشت. نوسانات به تنشی که در منطقه بین ایران و اسرائیل وجود دارد بستگی دارد.

     

    الزامات دولت برای کنترل بازار ارز

    این تحلیلگر مسائل اقتصادی در خصوص اقداماتی که دولت باید در این زمینه انجام دهد، گفت: اگر تنش‌های سیاسی کوتاه مدت و موقتی باشد نیازی نیست دولت اقدام خاصی انجام دهد، اما اگر این تنش‌ها طولانی شود دولت بنا به ذخایر ارزی که در اختیار دارد می‌تواند تا حدودی در بازار مداخله کند و با تزریق ارز، مقداری به فروکش تقاضای بازار کمک کند؛ لذا لازم نیست دولت در کوتاه مدت دولت اقدام خاصی انجام دهد. باید ببینیم اسرائیل درباره واکنش خود نسبت به حمله قبلی چه برنامه‌ای در سر دارد.

    ندری تصریح کرد: این نکته را نیز اضافه کنم، در شرایط فعلی بازار، کنترل خیلی سخت است. باید اجازه داد ابتدا نرخ تغییر کند. دولت نمی‌تواند نرخ را در همان محدوده‌ای که قبلا بوده حفظ کند. ثانیا این مسئله به میزان ذخایر ارزی که دولت در اختیار دارد بستگی دارد. اگر ذخایر کافی نباشد امکان مداخله هم میسر نیست و نرخ ارز افزایش می‌یابد. مداخله در بازار ارز بستگی به ذخایر کافی دولت و میزان درآمد از فروش نفت دارد و مازاد درآمدی که دولت می‌تواند آن را به بازار تزریق کند.

  • دولت سیزدهم به بهانه رفع کسری بودجه، سفره های مردم را کوچکتر کرد / مافیای تحریم باید حاشیه‌نشین شود

    دولت سیزدهم به بهانه رفع کسری بودجه، سفره های مردم را کوچکتر کرد / مافیای تحریم باید حاشیه‌نشین شود

    به گزارش اقتصادران، چندی پیش عبدالناصر همتی، وزیر اقتصاد و امور دارایی در گفتگویی تلویزیونی از هدف گذاری خود برای کنترل کسری بودجه خبر داد.

    کامران ندری، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق تصریح کرد:« این که کسری بودجه یک چالش اساسی در اقتصاد ایران است و به نوعی نقشی کلیدی و محوری در وضعیت فعلی تورمی کشور داشته، کاملا درست است ولی بیان آن را نباید نوید بخش دانست. پیش از این و در دولت پیشین هم بر رفع کسری بودجه تاکید شده بود.»

    این کارشناس حوزه پولی افزود:« دولت سیزدهم برای رفع این کسری بودجه، فشاری حداکثری به سفره‌های مردم وارد کرد. در طول سه سال دولت سیزدهم هر بار به بهانه کنترل کسری بودجه فشاری سخت به کارمندان و بازنشستگان وارد کرد چرا که حقوق و مستمری‌ها را به طور مناسب افزایش نداد. این نوع رفع کسری بودجه روشی نیست که بتوانیم بگوییم به رفع چالش‌ها کمک خواهد کرد.»

    ندری کانون رفع کسری بودجه را «راه رفع» آن دانست و گفت:« اینکه کسری با کوچک کردن سفره‌های مردم کم شود، اگر شدنی هم باشد، منصفانه و عادلانه نیست. باید کسری بودجه کم شود ولی از طریق کنترل هدر رفت منابع و بالا بردن بهره وری و همچنین حذف هزینه‌های زائد، نه از طریق کاستن گوشت و برنج مردم از سفره‌هایشان. اینکه تخصیص منابع در کشورمان دچار مشکل است، حرف درستی است اما این تنها به معنای بیش مصرفی نیست بلکه به این معنا هم هست که دولت در بسیاری از وظیفه‌های حاکمیتی باید بازنگری کند. در حوزه هایی چون توسعه زیرساخت یا بهداشت، درمان و آموزش کیفیت و امکانات ارائه شده به مردم بسیار کمتر از آن است که باید باشد. گفته می‌شود هزینه ها در بخشهای دیگر بیشتر است که باید کاهش یابد.»

    کسری بودجه چگونه مهار می‌شود؟/ ندری: مافیای تحریم باید حاشیه‌نشین شود

    او در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «دولت نباید به بهانه کسری بودجه از وظایف اجتماعی خود بیش از  پیش شانه خالی کند. امروزه وظایفی که بنا به تاکید قانون اساسی و عرف حکومت داری بر دوش حاکمیت است با کیفیتی نازل و هزینه‌ای گزاف تامین شده و نباید اجازه داد باز هم این بخش دچار چالش شود.»

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد:« دولت آقای پزشکیان باید بداند که تا جایی که می‌شد دولت سیزدهم به سفره‌های کارمندان و بازنشستگان کشورمان فشار آورده است. در سه سال گذشته بیشترین کاهش قدرت خرید ممکن به مزدبگیران ایرانی تحمیل شد و دیگر نباید اجازه داد چنین اتفاقی بیافتد. گرچه بوروکراسی اداری کشورمان دچار کاستی‌های بسیار است ولی این مهم به معنای این نیست که باید به سفره این اقشار چنان فشاری آورد که در تامین نیازهای زندگی دچار مشکل و محدودیت شوند.»

    ندری با «شکست خورده» خواندن، سیاستهایی از این دست، افزود:« باید صبور باشیم و ببینیم دولت چهاردهم چه خواهد کرد. اینکه تا چه اندازه دولت فعلی عزم کاستن از هزینه‌های غیراقتصادی و زائد را دارد به شکل شفاف بیان نشده است. بدون یک نقشه هدفمند هم نمی‌توانیم به عمق مسائل برویم. اینکه دولت فعلی روی خوش‌تری نسبت به تحریم‌ها و رفع تنش‌های خارجی دارد می‌تواند به چالش‌های فعلی تا حدودی التیام بخشد. رفع تحریمها هم به افزایش درآمدهای دولت منجر می‌شود و هم با کاستن از هزینه‌های دور زدن تحریم‌ها، مافیای تحریم را از عرصه اقتصاد گوشه‌ای خواهد راند و آن‌ها را حاشیه‌نشین خواهد کرد .»

    این کارشناس اقتصادی گفت:« ضمن اینکه ساختار موجود دچار تغییر نشده و بخش مهمی از مشکلات ما نیز ساختاری هستند. در این شرایط مدیریت کشور بسیار هم دشوار است. گرچه نمی‌خواهم دولت فعلی را از نظر توان مدیریتی با دولت پیش مقایسه کنم زیرا توان آنها به مراتب بیش از اسلاف‌شان است اما این را هم نمی‌توان نادیده گرفت که این مدیران باتجربه خودشان در این سیستم سالها مدیریت کرده و به نوعی در وضعیت فعلی کشورمان سهم دارند. آنها نیز بارها با روشهایی که فشار را به مردم می‌آورد، به رفع برخی ناترازی‌ها دست زده‌اند و لازم است از تکرار این اقدامات پرهیز کنند.»

  • چرا فرزین در بانک مرکزی ماندنی شد؟ / منتفعان رانت ارز ترجیحی به قدری نفوذ و قدرت دارند که مانع تغییرات می‌شوند

    چرا فرزین در بانک مرکزی ماندنی شد؟ / منتفعان رانت ارز ترجیحی به قدری نفوذ و قدرت دارند که مانع تغییرات می‌شوند

    به گزارش اقتصادران، در دولت مسعود پزشکیان، انتخاب رئیس کل بانک مرکزی یکی از چالش‌های مهم است. همتی یکی از گزینه‌های بانک مرکزی بود، اما با توجه به این که خودش به عنوان وزیر اقتصاد انتخاب شده باید از بین گزینه‌های دیگر به دنبال رئیس بانک مرکزی باشیم. به نظر می‌رسد تنها گزینه فعلی روی میز، ابقای محمدرضا فرزین در رأس بانک مرکزی است.

    در این قانون، فرآیند تغییر رئیس کل بانک مرکزی به‌طور قابل توجهی پیچیده‌تر شده است. به این صورت که رئیس کل توسط هیأت‌عالی بانک مرکزی انتخاب می‌شود و به تأیید رئیس‌جمهور می‌رسد. این فرآیند انتخاب به‌گونه‌ای طراحی شده است که از تأثیرات و مداخلات سیاسی جلوگیری کند و استقلال بانک مرکزی حفظ شود. همچنین، هرگونه تغییر در این سمت نیاز به هماهنگی‌های بیشتری دارد که عملاً تغییرات ناگهانی و بدون دلیل منطقی را محدود می‌کند.

    این قانون به علاوه لزوم حفظ وضع موجود به ویژه تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که می‌تواند تاثیر مهمی بر بازار ارز ایران بگذارد سبب شده محمدرضا فرزین، رئیس فعلی بانک مرکزی، به عنوان تنها گزینه برای ادامه خدمت در این پست، حداقل تا پایان سال جاری مطرح باشد.

    کارشناسان اقتصادی معتقدند در مورد بانک مرکزی، دست کم در کوتاه مدت هیچ گزینه‌ای به جز فرزین مدنظر نیست؛ یک دلیل این است که دولت پزشکیان معتقد است بانک مرکزی سیاست‌هایی را در بازار ارز اعمال کرده که بهم زدن آنها، تبعاتی خواهد داشت.

    کامردان ندری عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق و مدیر سابق گروه بانکداری اسلامی پژوهشکده پولی و بانکی معتقد است ابقای فرزین یک دلیل اصلی دارد و آن عدم توانایی اعمال تغییرات بنیادین در سیستم پولی و بانکی کشور توسط دولت‌هاست.

    او معتقد است رانت چنان در سیاست‌های کلی نظام و چارچوب‌های اصلی نهادینه شده و گروه‌های ذینفع به چنان قدرت و نفوذی دست پیدا کرده‌اند که هیچ دولتی قادر به اعمال تغییرات اساسی نیست. مضاف بر اینکه پزشکیان هم قصد در افتادن با این کانون‌های قدرت و نفوذ را ندارد و اساسا هر تغییری دارای تبعات اجتماعی هنگفتی است که جامعه‌ای که به آخر خط رسیده حاضر به تحمل این هزینه‌ها نیست.

    فرزین برنامه‌ای برای مهار نقدیندگی نداشت

    ندری در گفت‌وگو با رویداد۲۴ در رابطه با عملکرد منفی فرزین در بانک مرکزی به ایجاد ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی اشاره کرده که مشابه همان ارز ۴۲۰۰ تومانی دوره روحانی است و همان گرفتاری‌های ارز ۴۲۰۰ را، مقداری کمتر، به دنبال داشته است.

    در زمان ایجاد ارز ۴۲۰۰ تومانی، نرخ ارز در بازار آزار چندین برابر ۴۲۰۰ تومان بود، اما نرخ ارز ۶۰ هزار تومانی تفاوت قیمت کمتری با بازار آزاد داد.

    ندری به سیاست‌های بانک مرکزی در دوره فرزین برای مهار نقدیندگی اشاره کرده و گفته: «او برنامه خاصی برای این منظور نداشت و همان برنامه‌هایی که زمان همتی آغاز شده بود را تحت عنوان «کنترل ترازنامه» اجرا کرد. همین برنامه هم یک سال به صورت ضعیف اجرا شد، ولی در سال ۱۴۰۲ با جدیت بیشتری دنبال شد و موفق شد رشد نقدینگی را به محدوده ۲۵ درصد و پایین‌تر کاهش دهد.»

    فرزین به لطف افزایش درآمد ارزی بازار ارز را کنترل کرد

    ندری می‌گوید یکی از دستاورد‌های فرزین بستن پرونده برخی موسسات ناتراز و ناسالم از جمله موسسه مالی اعتباری نور بود که سال‌ها باز بود. البته به گفته این اقتصاددان، این موسسه، کوچک بود و جمع کردنش مشکل‌آفرین نبود، با این حال او توانست در دوره خود این پرونده را به نتیجه برساند و این موسسه به بانک ملی واگذار شد.

    چرا فرزین در دولت چهاردهم ابقا می‌شود؟ ندری: چون هیچ کس نمی‌تواند تغییری در اقتصاد کشور اعمال کند

    مدیر سابق گروه بانکداری اسلامی پژوهشکده پولی و بانکی علت ابقای احتمالی فرزین در بانک مرکزی در دولت پزشکیان را این اصل عنوان می‌کند که «در واقع شخص دیگری بهتر از ایشان نمی‌تواند مسائل نظام پولی و بانکی کشور را جلو ببرد.»

    دلیل این استدلال از نظر ندری این است که ساختار اقتصاد سیاسی کشور به گونه‌ای‌ست که قدرت مانور زیادی به روسای کل و مسئولان دولتی نمی‌دهد.

    منتفعان رانت ارز ترجیحی به قدری نفوذ و قدرت دارند که مانع تغییرات می‌شوند

    او تجربه اعمال رانت‌هایی نظیر ارز ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی یا ۲۸۵۰۰ تومانی اشاره کرده و می‌گوید: عده زیادی هستند که از قبل این ارز منتفع می‌شوند. این عده قدرت و زور اجتماعی هم دارند و از آنجایی که انحصار هم در اختیار آنهاست، می‌توانند نهاد‌های دولتی را تهدید کنند که اگر این ارز حذف شود، قیمت کالا‌های اساسی و دارو اوج می‌گیرد. همین فشار را وارد می‌کنند و نمی‌گذارند این رانتی که با تخصیص ارز‌های ترجیحی ایجاد شده، از بین برود.

    ندری می‌گوید از بین بردن یا نبردن این رابط هم در دست رئیس کل بانک مرکزی نیست. منتفعان و ذی‌نفعان رانت ارز ترجیحی در کشور به چنان نفوذ و قدرتی رسیده‌اند که رئیس کل بانک مرکزی باید خیلی شجاعت داشته باشد که رانت آن‌ها را از بین ببرد.

    پزشکیان قصد درگیر شدن با حلقه منتفعان از رانت را ندارد

    استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق می‌گوید ریشه این رانت هم به دهه ۸۰ برمی‌گردد. امروز حلقه افراد منتفع از رانت بسیار قوی‌تر شده‌اند و ثروت و قدرت و نفوذ سیاسی‌شان افزایش پیدا کرده. این‌ها امروز نفوذ رسانه‌ای دارند، به راس قدرت نزدیک‌تر شده‌اند و به مراتب نسبت به ابتدای دهه ۸۰ قدرت و نفوذ بیشتری دارند.

    به گفته ندری، همین‌ها مانع ایجاد تغییرات جدی می‌شوند، ضمن اینکه پزشکیان هم صراحت گفته قصد درگیرشدن در این مسائل را ندارد.

    مشکل کشور ریشه در همین سیاست‌های کلی نظام دارد

    او به رویکرد پزشکیان در پیاده‌کردن چارچوب سیاست‌های کلی نظام اشاره کرده و می‌گوید: «خیلی از مشکلات ما به همین سیاست‌ها برمی‌گردد. اینکه این گروه‌ها قدرت گرفته‌اند، ریشه دوانده‌اند و نفوذ پیدا کردند به همین چارچوب‌ها برمی‌گردد. این‌ها غیرقانونی شکل نگرفته‌اند.»

    ندری به تسلط برخی ارگان‌ها و نهاد‌ها بر موسسات مالی تحت عنوان سهام‌داران عمده این موسسات اشاره کرده و می‌گوید: «این تسلط بر اثر چه چیزی ایجاد شده؟ قانون اصل ۴۴ به این‌ها اجازه داده که مالکیت این بنگاه‌ها را برعهده بگیرند.»

    حاکمیت جامعه را پشت سرش ندارد و مردم هزینه تغییرات اساسی را تحمل نمی‌کنند

    او به یک دلیل دیگر عدم اعمال تغییرات اساسی در ساختار اقتصادی کشور اشاره کرده و آن تبعات اجتماعی این تغییرات است.

    به گفته این اقتصاددان، حاکمیت جامعه را پشت سرش ندارد و مردم در اوج نارضایتی اند. اصلاحات بدون هزینه نیست و جامعه هم امروز همراهی نمی‌کند.

    ندری می‌گوید درست است که سابقه و تجربه تیم پزشکیان به مراتب از وزرای رئیسی بیشتر و قوی‌تر است، اما چالش‌ها و مشکلات چندین برابر افزایش پیدا کرده است. در واقع این چالش‌ها به قدری ریشه دوانده و تبعات اجتماعی منفی می‌تواند داشته باشد که به همین سادگی هیچ سیاست گذاری، مسئولیت اصلاحات بنیادین را قبول نمیکند.

    از نظر این اقتصاددان، نمونه این نگرانی از ایجاد اصلاحات را می‌توان در تعدیل قیمت بنزین مشاهده کرد. او می‌گوید: «همین بنزین را چطور می‌خواهند حل کنند؟ این تغییر تبعات زیادی دارد و در شرایط فعلی تحریم یا فراتر از آن، در وضعیت نه جنگ نه صلحی که هر آن احتمال دارد ایران وارد یک درگیری گسترده یا محدود در منطقه شود، تغییرات بنیادین و اساسی خیلی سخت است.»

    ندری می‌گوید «هرگز نمی‌خواهم جای هیچ کدام از این مسئولینی که امروز در راس کار هستند باشم، به ویژه اینکه حاکمیت هم اجازه عبور از برخی خطوط قرمز را نمی‌دهد و حاضر نیست که هزینه‌ها را خودش بپردازد؛ بنابراین انتظار دارد مردم هزینه بدهند، اما مردم دیگر به آخر خط رسیده‌اند و خیلی تحت فشارند.»

  • تحقق رشد اقتصادی 8 درصدی بسیار بعید است / جلیلی فقط می گوید: برنامه دارم!

    تحقق رشد اقتصادی 8 درصدی بسیار بعید است / جلیلی فقط می گوید: برنامه دارم!

    به گزارش اقتصادران، دو کاندیدای نهایی چهاردهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری شب گذشته در اولین مناظره دور دوم انتخابات حاضر شدند و برنامه‌های خود را ارائه کردند. اگرچه موضوع این مناظره فرهنگی-سیاسی بود، بخش مهمی از اظهارات هر دو کاندیدا مسائل اقتصادی را دربر می‌گرفت. یکی از موضوعات مهم مورد بحث نیز برنامه هفتم توسعه و هدف‌گذاری رشد اقتصادی هشت درصدی در این برنامه بود.

    مسعود پزشکیان در بخشی از این مناظره اظهار کرد رشد اقتصادی هشت درصدی که در برنامه هفتم بر آن تاکید شده تحقق‌پذیر نیست. سعید جلیلی اما در پاسخ به گفته‌های پزشکیان گفت: «کسی که می‌گوید رشد هشت درصدی ممکن نیست یعنی نمی‌خواهد مشکلات را حل کند.»

    با بالا گرفتن بحث بین این دو کاندیدا، در نهایت پزشکیان تاکید کرد: «بنده همین جا در جلوی چشم این مردم اعلام می‌کنم؛ همین امروز از انتخابات کنار می‌روم، به شرطی که آقای جلیلی این رشد هشت درصدی را محقق کند ولی اگر نتوانست رشد دهد، اعدامش کنند!»

    حال سوال اینجاست که دیدگاه کدام کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری به واقعیت‌های اقتصاد ایران نزدیک‌تر است و آیا در شرایط کنونی اقتصاد کشور، دستیابی به نرخ رشد اقتصادی هشت درصدی واقعاً ممکن است؟ کامران ندری، کارشناس اقتصادی و استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق، به این پرسش‌ها پاسخ داد.

    اصلاح روابط خارجی؛ پیش‌نیاز حل مشکلات اقتصادی

    ندری در ابتدا با اشاره به چالش‌ها و مشکلات اقتصاد ایران، احتمال تحقق رشد اقتصادی هشت درصدی را بسیار بعید دانست و توضیح داد: «تا زمانی که روابط خارجی کشور اصلاح نشود، گره این مشکلات باز نخواهد شد. ضمن اینکه موضوع سیاست خارجی، تنها مساله موجود نیست و در داخل کشور هم با مشکلات عدیده‌ای مثل انحصارات مواجه هستیم که حل آن یک روند سیاسی است.»

    او ادامه داد: «بحث دیگر، تفکر اقتصادی است که فکر می‌کند دولت می‌تواند با برنامه‌ریزی، به تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان دیکته کند که چه کالاهایی را تولید و مصرف کنند و چه کالاهایی را تولید و مصرف نکنند. با در نظر گرفتن همه این موارد، به نظر نمی‌رسد رشد هشت درصدی امکان‌پذیر باشد.»

    رشد 8 درصدی در صورت اصلاحات ساختاری نیز بعید است

    این کارشناس اقتصادی در ادامه به موضوع هدف تورم تک‌رقمی در برنامه هفتم توسعه پرداخت و گفت: «از طرف دیگر، وقتی درآمد اقتصاد یک کشور پایین باشد و چالش‌های اقتصادی زیاد باشد، دولت نمی‌تواند درآمد کافی کسب کند و همواره درگیر کسری بودجه است. بنابراین دولت‌ برای جبران این کسری بودجه، به طور مستقیم یا غیرمستقیم از منابع پولی استفاده می‌کند. به این ترتیب، مهار تورم نیز برای دولت بسیار دشوار می‌شود.»

    او همچنین تصریح کرد: «البته ممکن است دولت بتواند در یک سال و با فروش نفت، رشد هشت درصدی و حتی بیش از آن را با فروش نفت محقق کند اما رشد پایدار هشت درصدی و کاهش مستمر تورم، حداقل در چهار سال آینده، حتی برای دولتی که اصلاحات زیرساختی را هم بپذیرد، بسیار دشوار خواهد بود؛ چه برسد به دولتی که حتی قبول ندارد ایران با مشکلات زیرساختی مواجه است و تحریم‌ها را مشکلی برای اقتصاد کشور نمی‌داند. در این شرایط احتمال اینکه در چهار سال آینده، اقتصاد ایران به رشد میانگین هشت درصدی و تورم تک‌رقمی برسد، بسیار بسیار پایین است.»

     

    تفکرات جلیلی به رشد اقتصادی 8 درصدی ختم می‌شود؟

    ندری در ادامه در پاسخ به این سوال که برنامه‌های اقتصادی جلیلی تا چه حد می‌توانند در رسیدن به هدف رشد اقتصادی هشت درصدی موفق باشند توضیح داد: «مساله اصلی برنامه‌های جلیلی نیست، بلکه تفکر برنامه‌ریزی متمرکزی است که در اظهارات جلیلی مشاهده می‌شود و نگران‌کننده است. کدام کشور با برنامه‌ریزی متمرکز توانسته به رشد اقتصادی بالا برسد؟ بررسی تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد کشورهای با این طرز تفکر نیز به رشد اقتصادی بالا نرسیده‌اند.»

    او خاطرنشان کرد: «برنامه‌های جلیلی مشخص نیست و او تنها در اظهارات خود می‌گوید: من برنامه دارم؛ اما تاکنون از این برنامه‌ها رونمایی نشده است. با این حال، هر برنامه‌ای وجود داشته باشد، از این طرز تفکری به‌ وجود آمده که جلیلی در مناظرات نشان داده است. با این شرایط، بعید است با این طرز تفکر به رشد اقتصادی هشت درصدی رسید.»

  • فرافکنی «خاندوزی» در مورد نرخ ۴۰ درصد تسهیلات / ندری: انتقادات خاندوزی متوجه چه کسی می‌شود جز خودش؟!

    فرافکنی «خاندوزی» در مورد نرخ ۴۰ درصد تسهیلات / ندری: انتقادات خاندوزی متوجه چه کسی می‌شود جز خودش؟!

    به گزارش اقتصادران، کامران ندری درباره اظهارات اخیر وزیر اقتصاد مبنی بر اینکه بخش تولید تسهیلات را با نرخ 40 درصد تامین می‌کند، اظهار داشت: نکته مهم در نرخ سود تسهیلات این است که اقتصاد درگیر نرخ بالای تورم و انتظارات تورمی بالایی بوده و نرخ سود هم مانند هر قیمت دیگری اگر سرکوب نشود، متناسب با نرخ تورم و انتظارات تورمی افزایش پیدا می‌کند و این روند کاملا طبیعی است.

    وی ادامه داد: وقتی نرخ سود با مصوبه 23 درصدی سرکوب شود و امکان عرضه تسهیلات کافی با تقاضا وجود نداشته باشد، یک بازار جانبی شکل می‌گیرد که نرخ‌ها در این بازار از نرخ‌های تعادلی و مصوب، بسیار بالاتر می‌رود. مگر اینکه بانک مرکزی این اختیار را به بانک‌ها بدهد به اندازه مورد تقاضا تسهیلات با نرخ‌هایی پایین و مصوب ارایه دهد که این اقدام به معنای آزاد گذاشتن خلق پول است و در نهایت رشد نقدینگی افزایش پیدا می‌کند.

    این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه مشکل موضوع تخصیص منابع است، همان اعتبارات اندکی که در اقتصاد ایجاد می‌شود به درست مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، گفت: باید این موضوع را هم در نظر گرفت که بنگاه‌های بزرگ از بخش خصوصی نیستند که البته دولتی هم محسوب نمی‌شوند و عمدتا خصولتی هستند. همین بنگاه‌های بزرگ منابع و اعتبارات کشور را می‌بلعند و اعتبارات ارزان شبکه بانکی نصیب این بنگاه‌ها می‌شوند.

    ندری افزود: اعتبارات جدید بانک‌ها با نرخ 25 درصد در حال رشد است و این اعتبارات جدید حتی اگر نرخ‌های مصوب را رعایت نکنند، نهایتا 3 الی 4 درصد نرخ را بالاتر می‌برند. بنابراین حجم زیادی از اعتبارات در شبکه بانکی ایجاد می‌شوند که این بنگاه‌های خصولتی این وام‌ها را دریافت می‌کنند. در این شرایط بخش خصوصی که دستش به جایی نمی‌رسد، ناچار است در بازار سیاه و زیرپله‌ای وام با همین نرخ 40 درصد را بگیرد.

    وی تاکید کرد: هیچ اطلاعاتی از این بازار سیاه نداریم و این ساختار را همین آقایانی که امروز از وام 40 درصدی برای تولید انتقاد می‌کنند، ایجاد کرده‌اند. مشخص نیست مخاطب این انتقادات چه کسی است چراکه بانک‌های بزرگ کشور از زیرمجموعه‌های وزارت اقتصاد هستند.

    این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه وقتی سیاست اقتصادی کشور کنترل نقدینگی است چاره‌ای جز محدود کردن اعتبارات برای پرداخت تسهیلات وجود ندارد، اظهار داشت: اگر این تسهیلات به اندازه تمام تقاضای موجود پرداخت شود معنایی جز خلق پول ندارد و سوال این است که آیا اقای خاندوزی در این شرایط می‌تواند رشد نقدینگی را کنترل کند؟ آیا بانک‌های دولتی زیر مجموعه وزارت اقتصاد که بیشترین اعتبارات نزد این بانک‌ها است هم با نرخ 40 درصد وام می‌دهند و آقای خاندوزی از این موضوع اطلاع دارد که به آن اذعان داشته اما جلوی آن را نگرفته است؟ در این شرایط انتقادات خاندوزی در این باره متوجه چه کسی می‌شود جز خودش؟

    ندری تاکید کرد: معتقدم در این باره وزیر اقتصاد فرافکنی می‌کند و اگر خاندوزی هم در بانک مرکزی حضور داشت همین سیاست‌های انقباضی را به اجرا می‌رساند.

    وی گفت: بانک مرکزی به سمت کنترل مقداری رفته است، یا باید اجازه دهند که نرخ سود در شبکه بانکی افزایش پیدا کند و نرخ مبنای تخصیص اعتبارات باشد یا در صورتی که بر روی بانک مرکزی این فشار است که نرخ سود را بالا نبرد، باید کنترل مقداری به اجرا برسد. در کنترل مقداری هم اعتبارات تخصیص داده شده به همان افراد نزدیک به قدرت و رفقای مسئولان می‌رسد که متاسفانه کارایی این بنگاه‌ها هم پایین بوده و انحصار گسترده‌ای در اقتصاد ایران ایجاد کرده‌اند. آقای خاندوزی که این وضعیت مطلع است چرا برای اصلاح آن اقدامی نمی‌کند؟ سیاست‌های پولی در اختیار بانک مرکزی است اما اتخاذ و اجرای تصمیمات و سیاست‌ها برای بهبود شرایط کسب و کار و رانت زدایی که در اختیار وزارت اقتصاد است.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: باید بتوانیم اطلاعاتی از بازار سیاه تخصیص تسهیلات با نرخ‌های بالا به دست بیاوریم و باید دید چند درصد اقتصاد کشور از وام 40 درصد استفاده می‌کنند، دریافت وام‌های 40 درصد و نرخ‌های بالا توسط بنگاه‌های اقتصادی را نفی نمی‌کنم اما واقعیت این است که بنگاه‌های بزرگ از همان تسهیلات بانکی استفاده می‌کنند اما وظیفه دولت این است که اطلاعات دقیقی از بازار سیاه اعتبارات به دست بیاورد و آن را مبنا قرار دهند برای اقدامات و برنامه‌ریزی‌ها. موضوع این است که اساسا آیا وام‌های 40 درصدی به سمت تولید می‌روند؟ چراکه دریافت وام با نرخ بالا باید برای بنگاه‌ها صرفه اقتصادی داشته باشد و آیا بخش تولید این صرفه اقتصادی را دارد یا اینکه این وام‌ها به سمت اقدامات غیرمولد حرکت می‌کنند؟

    وی افزود: بنگاه‌های اقتصادی در این شرایط کشور تعارفی با مصرف کننده و بخش‌های مختلف ندارند، اگر وام 40 درصد صرفه اقتصادی نداشته باشد نسبت به دریافت آن اقدام نمی‌کنند و همچنین می‌بینیم در نهایت این سود را مردم می‌پردازند چراکه همین میزان سود بانکی بر قیمت تمام شده تولیدات و خدمات اضافه می‌شود و در این چرخه تورم افزایش پیدا می‌کند.

  • وزارت اقتصاد و بانک مرکزی کارنامه خوبی در رفع ناترازی بانک‌ها ندارند

    وزارت اقتصاد و بانک مرکزی کارنامه خوبی در رفع ناترازی بانک‌ها ندارند

    به گزارش اقتصادران، خلق پول، افزایش پایه‌ پولی و نقدینگی و اضافه‌برداشت از بانک مرکزی از خصوصیات بانک‌های ناتراز کشور به شمار می‌روند؛ بانک‌هایی که وجوه کافی برای تامین نقدینگی خود ندارند و باری بر دوش سیستم بانکی و پولی کشور می‌شوند.

    اما کدام بانک‌ها در کشور هستند که با بحران ناترازی مواجه‌اند؟ آدرس و تعداد آنها قطعاً در جیب بانک مرکزی است. با وجود این، به نظر می‌رسد هنوز وقت برخورد با بانک‌های ناتراز نرسیده است!

    عوامل زیادی همچون نرخ تورم، نرخ بهره، نرخ ارز و همین‌طور مدیریت ریسک به تشدید ناترازی دامن زده‌اند. اما ریشه اصلی این مساله چیست و در این بین عملکرد دولت و بانک مرکزی در بهبود آن چگونه بوده است؟

    انواع ناترازی در بانک‌ها

    در خصوص ریشه‌ ناترازی بانک‌ها و اثر آن بر اقتصاد ایران و فعالیت بانک‌ها، «کامران ندری»، اقتصاددان و استاد دانشگاه امام صادق،گفت: «ناترازی در دو حوزه می‌تواند اثر خود را نشان دهد. نوع اول در مورد کمبود نقدینگی است. یعنی بانک‌ها در پایان روز با توجه به برداشت‌هایی که سپرده‌گذاران انجام می‌دهند، ممکن است دچار کسری نقدینگی شده و ذخایر کافی و دارایی نقد نداشته باشند که بتوانند آن را بفروشند. از طرفی دسترسی کافی هم به بازار بین بانکی نداشته باشند و نتوانند کسری خود را از بازار بین بانکی تامین کنند.»

    او ادامه داد: «در اینجا ناچار از اضافه‌برداشت از بانک مرکزی می‌شوند که این اضافه‌برداشت از بانک مرکزی آثار تورمی بر اقتصاد کشور به جا می‌گذارد و در واقع این نوع ناترازی بر اثر ریسک نقدینگی به وجود می‌آید.»

    به گفته‌ این اقتصاددان، نوع دوم ناترازی زمانی رخ می‌دهد که دارایی‌های بانک نتواند بدهی بانک را پشتیبانی کند. زیرا بانک‌ها متناسب با بدهی‌هایی که دارند باید دارایی هم داشته باشند تا اگر مجبور شدند بدهی خود را تعدیل و پرداخت کنند، بتوانند از طریق فروش دارایی‌هایشان این کار را انجام دهند. او دراین‌باره توضیح داد: «اگر ارزش دارایی‌های بانک‌ها در حدی نباشد که بدهی خود را به طور کامل پوشش دهند به این معنی است که سرمایه بانک‌ها کاهش پیدا کرده است.»

    ندری همچنین اضافه کرد: «اگر زیانی بر اثر عملیات بانکی اتفاق بیفتد، این زیان از محل سرمایه بانک‌ها تامین می‌شود و اگر بانک‌ها سرمایه کافی نداشته باشند و ارزش دارایی‌هایشان هم به اندازه بدهی‌هایشان نباشد، آنها اصطلاحاً دچار ورشکستگی ترازنامه‌ای می‌شوند.»

    اقتصاد ایران ترتیبات لازم برای حل مشکل بانک‌های ناتراز را ندارد

    برخی کارشناسان معتقدند باید به بانک‌های ناتراز کمک شود تا سرپا بمانند و مراحل قانونی مربوطه را طی کنند. با این حال، ندری تاکید کرد: «هنوز در ایران ترتیبات مورد نیاز برای حل مشکل بانک‌های ناتراز ایجاد نشده و این یکی از مشکلات ساختاری اقتصاد ایران محسوب می‌شود. اگرچه با توجه به تورم بالایی که در اقتصاد کشور وجود دارد، هر از گاهی بانک‌ها دارایی‌های خود را تجدید ارزیابی می‌کنند و ارزش دارایی‌های خود را افزایش می‌دهند و از لحاظ حسابداری و روی کاغذ، مشکل ورشکستگی ترازنامه آنها حل می‌شود.»

    این استاد دانشگاه در ادامه تاکید کرد: «آنچه در حال حاضر مساله جدی بانک‌های ناتراز کشور است، مساله‌ کسری یا ناترازی در نقدینگی است. یعنی ممکن است بانک‌ها ذخایر کافی نزد بانک مرکزی نداشته باشند.»

    وزارت اقتصاد و بانک مرکزی نتوانستند کار خاصی انجام دهند

    ندری در مورد بررسی عملکرد وزارت اقتصاد و بانک مرکزی در کاهش و بهبود ناترازی بانک‌ها، گفت: «مجموعه‌ وزارت اقتصاد و بانک مرکزی در رابطه با مشکل ورشکستگی ترازنامه بانک‌ها کار خاصی را نتوانسته‌اند انجام دهند و این یکی از خلأهایی است که در اقتصاد ایران وجود دارد. این مشکل، ساختاری است و ترتیبات نهادی برای حل مساله بانک‌های ورشکسته با کمترین هزینه در اقتصاد ایران ایجاد نشده است. به همین خاطر وزارت اقتصاد و بانک مرکزی در این زمینه کارنامه‌ خوبی ندارند.»

    سیاست‌های دولت؛ حاشیه‌ی امن برای کج‌منشی مدیریتی بانک‌ها

    با توجه به اینکه یکی از مشکلات ریشه‌ای ایجاد ناترازی بانکی به مدیریت ریسک بانک‌ها برمی‌گردد، برخی معتقدند سیاست‌های حاکم هم تشدیدکننده این معضل بوده‌اند.

    ندری دراین‌باره گفت: «مساله دیگر در موضوع ناترازی، ریسک نقدینگی است که در شبکه بانکی ما وجود دارد و لازم است بانک مرکزی سخت‌گیری‌های لازم را در این زمینه انجام دهد. اما چون ترتیبات نهادی لازم در اقتصاد ایران به وجود نیامده، یک کج‌منشی مدیریتی در بانک‌ها ایجاد شده است.»

    او توضیح داد: «بانک‌ها با علم بر اینکه این اقتصاد از یک طرف نمی‌تواند مساله‌ ورشکستگی بانک را تحمل کند و از طرفی دیگر، به لحاظ ساختاری راه‌حلی برای بانک‌هایی که دچار ناترازی می‌شوند ندارد، خود را در یک بن‌بست می‌بینند و به این کج‌منشی دامن می‌زنند. زیرا اطمینان دارند که هیچ وقت ورشکسته اعلام نمی‌شوند و از این نظر هیچ خطری آنها را تهدید نمی‌کند.»

    مشکل لاینحل ناترازی بانک‌ها

    ندری ادامه داد: «بنابراین بانک‌ها دقت لازم را در مدیریت دارایی و بدهی‌هایشان ندارند و می‌توان گفت مساله به طور ریشه‌ای لاینحل باقی مانده و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد تا به حال نتوانسته‌اند راه‌حلی پیدا کنند. به همین خاطر ناترازی بانک‌ها یکی از چالش‌های مزمن و طولانی‌مدت در اقتصاد ایران شده است.»

    او در آخر خاطرنشان کرد: «هر از چند گاهی رئیس کل بانک مرکزی تهدیدهایی می‌کند و دولت هم گاهی از این موضوع حمایت می‌کند، اما مساله‌ ما ساختاری و ریشه‌ای است و باید بنیادی به آن نگاه شود. اما از آنجا که نتوانسته‌اند برنامه‌ای برای حل این معضل تهیه کنند فقط محدود به همان تهدید می‌مانند و در عمل هم اتفاق خاصی نمی‌افتد.»

  • با زیرساخت‌ها و ساختارهای فعلی، نظارت بر عملکرد بانک‌ها ممکن نیست

    با زیرساخت‌ها و ساختارهای فعلی، نظارت بر عملکرد بانک‌ها ممکن نیست

    به گزارش اقتصادران، کامران ندری، اقتصادان، با بیان اینکه تا زمانی که زیرساخت‌ها و ترتیبات نهادی وجود نداشته باشد، در عمل هیچ اتفاقی برای نظارت بر بانک‌ها نخواهد افتاد، ادامه داد: حتی بانک‌ها هم می‌دانند که مقام ناظر چندان نمی‌تواند اقدام جدی انجام دهد ؛ چرا که زیرساخت‌ها مهیا نیست. حاکمیت باید درباره مسائل زیرساختی نظارت بر بانک‌ها تصمیم بگیرد و این مسئله‌ای نیست که از عهده بانک مرکزی به تنهایی برآید.

    دکتر کامران ندری، استاد اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع) که در نشست بررسی الزامات پیاده سازی نظارت بانکی موثر در ایران در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران سخن می گفت، با تاکید بر ضرورت نظارت بانکی در کشور خاطرنشان کرد: اگر از منظر اقتصاد کلان، تورم بالا را بپذیریم و مشکلی با آن نداشته باشیم، مسئله نظارت هم برای ما اهمیت ندارد. اگر بانکی مقررات احتیاطی را رعایت نکرد و دارایی‌ هایش را خوب در ترازنامه نچید و در رابطه با تعهداتش ملاحظات لازم را نداشت، هر موقع با مشکل مواجه شود، می‌شود با کمک گرفتن از منابع بانک مرکزی مشکلات آن بانک را حل کرد. علت اینکه تاکنون ما نظارت را جدی نگرفته‌ایم و به آن نپرداخته‌ایم این است که این تورم را پذیرفته‌ایم.

    نبود نظارت بر بانکها نشان می دهد تصمیم جدی برای کنترل تورم وجود ندارد

    وی ادامه داد: با خلق پول پرقدرت مسائل بانک‌ها را حل می کنند، زمانی هم که تورم ایجاد می‌شود با تجدید ارزیابی دارایی‌ ها، مشکلات بانک‌ ها، روی کاغذ رفع می شود. در واقع باید گفت مسئله نظارت بر بانکها، وقتی اهمیت پیدا می‌کند که بخواهیم برای تورم فکری کنیم و تصمیم جدی برای کنترل تورم در اقتصاد بگیریم؛ اما برای کنترل تورم در اقتصاد ما هنوز فکر جدی نشده است. گویی همان طور که تاکنون گذرانده ایم، در سال‌های آتی هم با تورم به گونه‌ای کنار می‌آییم. این مساله ما را از الویت دهی به اصلاح ساختارهای نظارتی بی‌نیاز می‌کند.

    باید مسائل زیرساختی را در ارتباط با نظارت بسیار جدی گرفت

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه باید مسائل زیرساختی را در ارتباط با نظارت بسیار جدی گرفت، توضیح داد: مثلا وقتی که قانون مناسبی در ارتباط با ورشکستگی بانک‌ها نداریم، طبیعتا هیچگاه نمی‌توانیم نظارت را آن طور که لازم است برای بانک‌ها اعمال کنیم؛ چرا که همیشه از این می‌ترسیم که اگر کار یک بانک به ورشکستگی کشید چگونه باید آن را حل کرد! بنابراین ترتیبات حقوقی لازم برای اینکه بتوانیم مشکل ورشکستگی بانک‌ها را اعلام کنیم، نداریم. در حالی که بانک اهمیت سیستمی ندارد و ورشکستگی آن به سایر بانک‌ها سرایت نمی‌کند.

    وی گفت: وقتی استانداردهای حسابرسی و حسابداری ما مشکل دارد و نمی‌توانیم بانک‌ها را مطابق با استانداردهای روز دنیا حسابرسی کنیم و صورت‌ های مالی‌ شان شفافیت لازم داشته باشد بعید می‌دانم اگر بانک مرکزی استقلال هم داشته باشد کاری بتواند انجام دهد؛ چرا که دست و پایش بسته است. وقتی نمی‌توانیم اجازه دهیم بانکی ورشکسته شود روشن نیست که چه کسی باید مسئولیت آن را بپذیرد. دولت هم نمی‌پذیرد که با منابع مالی خود را صرف کند و بدون استفاده از منابع پولی این بانک را جمع و جور کند. روشن است که هیچ پروتکل و دستورالعملی نداریم.

    ندری یادآور شد: صندوق ضمانت سپرده را درست کردیم اما معلوم نیست به چه کاری می‌آید! تنها روی کاغذ وجود دارد. بانک‌ها هر ماه حق عضویت می‌پردازند ولی عملکرد و خاصیتی ندارد.

    تا زمانی که زیرساخت‌ نداریم، هیچ اتفاقی برای نظارت بر بانک‌ها نخواهد افتاد / حاکمیت باید درباره ایجاد زیرساخت نظارت بر بانک‌ها تصمیم بگیرد

    این اقتصادان با بیان اینکه تا زمانی که زیرساخت‌ ها و ترتیبات نهادی وجود نداشته باشد، در عمل هیچ اتفاقی برای نظارت بر بانک‌ها نخواهد افتاد، ادامه داد: حتی بانک‌ها هم می‌دانند که مقام ناظر چندان نمی‌تواند اقدام جدی انجام دهد ؛ چرا که زیرساخت‌ ها مهیا نیست. حاکمیت باید درباره مسائل زیرساختی نظارت بر بانک‌ها تصمیم بگیرد و این مسئله‌ای نیست که از عهده بانک مرکزی به تنهایی برآید.

    مالکیت شبه دولتی ذی نفوذ در بانکها، قابل نظارت نیست

    ندری تاکید کرد : مهم‌ترین چالش ما اکنون چالش مالکیتی است، با این ساختار مالکیتی که در بانک‌ ها وجود دارد شاهد بخش عمومی شبه دولتیِ صاحبِ قدرتِ ذی‌نفوذ هستیم که هیچ ساختار نظارتی نمی‌تواند از پس نظارت بر آن برآید. با مالکیتهای شبه دولتی صاحب قدرت ذی نفوذ حتی محکم‌ترین قانون به روز در بانک مرکزی دنیا روی هوا است. این ترکیب مالکیتی اجازه نظارت نمی‌دهد. بنابراین مسائل زیرساختی بسیار اهمیت دارد.

    وظیفه سیاست گذاری پولی و ناظر از یکدیگر به طور شفاف تفکیک نشده

    این عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق(ع)، اضافه کرد: اکنون در اقتصاد ما وظیفه سیاست گذاری پولی و ناظر از یکدیگر به طور شفاف تفکیک نشده است. وقتی وظیفه نظارت و سیاست گذاری پولی به یک نهاد داده می‌شود این نهاد از عهده هیچ کدامش بر نخواهد آمد. این‌ها باید جدای از یکدیگر دیده شوند. سالیان سال است که ما با این شرایط مدارا کرده‌ایم اما این مدارا کردن مشکل را حل نکرده و عملا به حجم مشکل اضافه شده و مشکل را عقب انداخته است. ما نتوانستیم نقش بانک مرکزی به عنوان آخرین مرجع وام دهنده را از نقش نظارتی آن تفکیک کنیم.

    با زیرساخت‌ها و ساختارهای فعلی، نظارت بر عملکرد بانک‌ها ممکن نیست

    ندری با تاکید بر ضرورت استقلال مقام ناظر، خاطرنشان کرد: بعید می‌دانم مقام ناظر ما استقلال عملیاتی و حقوقی کافی را برای اعمال نظارت داشته باشد.در این شرایط، ابتدا باید بتوانیم به مشکلات زیرساختی و ساختاری بپردازیم، و بعد از آن می‌توان درباره سیاست‌ های احتیاطی بانک مرکزی سخن گفت، اما با این زیرساخت‌ها و ساختارها بحث نظارت بر عملکرد بانک‌ها ممکن نیست.

    هشدار نسبت به پیامدهای تورم زای افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی

    این عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در پایان با اشاره به افزایش میزان بدهی بانکها به بانک مرکزی، درباره پیامدهای آن گفت: درآمدهای نفتی ما اکنون وضع خوبی دارند. بانک‌ها از بانک مرکزی اضافه برداشت می‌کنند و پیامدهای این اضافه برداشت با درآمدهای نفتی جبران می‌شود. در واقع درآمد نفتی کمک می‌کند که این تورم ایجاد نشود؛ اما وقتی درآمد ارزی کافی نداشته باشیم حتما منجر به تورم خواهد شد.