برچسب: پیمان مولوی

  • دلار دولتی بیشتر شبیه یک رویاست / تورم، حرف آخر را در تعیین قیمت ارز می‌زند

    دلار دولتی بیشتر شبیه یک رویاست / تورم، حرف آخر را در تعیین قیمت ارز می‌زند

    به گزارش اقتصادران، بانک مرکزی همواره تلاش می‌کند این‌گونه نشان دهد که بازار آزاد دلار سهم اندکی از مبادلات کشور را در اختیار دارد و حجم اصلی تبادلات در چارچوب رسمی و تحت نظارت مستقیم این نهاد انجام می‌شود. به‌زعم مسئولان، بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد تبادلات ارزی کشور در این چارچوب قرار دارد و بنابراین نرخ‌های کشف‌شده در بازار آزاد «فاقد اعتبار» یا حتی «غیرواقعی» تلقی می‌شود.

    اما از منظر فعالان اقتصادی و عموم مردم، واقعیت کاملا متفاوت است؛ زیرا نیاز ارزی شهروندان، به‌ویژه در بخش‌های غیررسمی یا برای مصارف شخصی، به‌طور کامل از مسیر رسمی تامین نمی‌شود. سهمیه محدود سالانه دو هزار دلاری پاسخگوی تمام نیازها نیست و در نتیجه تقاضای بخش قابل توجهی از مردم و کسب‌وکارها به سمت بازار آزاد هدایت می‌شود؛ بازاری که نرخ‌های آن به‌مراتب بالاتر از نرخ رسمی است و به‌طور عملی مبنای قیمت‌گذاری کالاها و خدمات در سطح جامعه نیز قرار می‌گیرد.

    این شکاف میان نرخ رسمی و آزاد، علاوه بر آنکه هزینه تولید و مصرف را افزایش می‌دهد، اعتبار سیاست‌های ارزی را نیز زیر سوال می‌برد. به بیان دیگر، تا زمانی که بازار آزاد نقش مرجع اصلی قیمتی در اقتصاد ایران را ایفا می‌کند، بی‌توجهی بانک مرکزی به آن نه‌تنها به کاهش شکاف منجر نمی‌شود بلکه ثبات اقتصادی را بیش از پیش تضعیف خواهد کرد.

    این تورم است که حرف آخر را در تعیین قیمت ارز می‌زند

    در همین راستا، پیمان مولوی، کارشناس اقتصادی  تصریح کرد: «در کوتاه‌مدت، دولت و بانک مرکزی قادرند با سیاست‌هایی همچون محدودیت تخصیص ارز یا کنترل واردات، بازار ارز را مدیریت کنند. اما در میان‌مدت و بلندمدت این تورم و ارزش ریال است که حرف نهایی را می‌زند.»

    مولوی ادامه داد: «تورم نقطه‌ای ۴۲.۴ درصد به‌وضوح نشان می‌دهد که ارزش پول ملی در میان‌مدت و بلندمدت به همین میزان کاهش خواهد یافت و همین موضوع فشار مضاعفی بر نرخ ارز وارد می‌کند.»

    این کارشناس اقتصادی همچنین افزود: «هیچ بانک مرکزی‌ در دنیا با وجود تحریم‌های سنگین و تورم بالا قادر به حفظ ارزش پول ملی نیست. نمونه آن کشور ترکیه است که حتی بدون تحریم نیز به دلیل تورم بالا، ارزش لیر را از دست داده است.»

    به باور مولوی، «بدون وجود یک سیاست منسجم و پایدار برای کنترل تورم، حفظ ارزش پول ملی عملا غیرممکن خواهد بود.»

    مداخله مستقیم دولت در بازار ارز ریسک‌های زیادی را به کل اقتصاد تحمیل می‌کند

    مولوی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به ساختار اقتصاد ایران گفت: «اقتصاد ایران آزاد نیست و رتبه آزادی اقتصادی ما ۱۵۸ از ۱۶۵ است.»

    او اضافه کرد: «زمانی که دولت با کنترل فعالیت‌ها و تخصیص ارز، به‌طور مستقیم در بازار مداخله می‌کند، در واقع ریسک‌ها را به کل اقتصاد تحمیل کرده و زمینه‌ساز کمبود کالا و محدودیت در بازار می‌شود.»

    این کارشناس اقتصادی با تاکید بر اینکه کسری بودجه فزاینده و نبود انضباط مالی عامل اصلی رشد تورم در کشور است، گفت: «از سال ۱۳۹۰ تا کنون نقدینگی ۲۶ برابر شده، در حالی که رشد اقتصادی متوسط در همین بازه تنها حدود یک درصد بوده است؛ این نبود تناسب نتیجه‌ای جز تورم بالا در پی ندارد.»

    شکاف بین دلار آزاد و دلار رسمی باعث از بین رفتن تعادل در چرخه واردات و صادرات می‌شود

    مولوی در پاسخ به سؤالی درباره تاثیر شکاف بین دلار آزاد و دلار رسمی بر اقتصاد گفت: «این شکاف نشانه‌ای اشتباه ایجاد می‌کند و باعث از بین رفتن تعادل در اقتصاد می‌شود، به‌ویژه در افزایش تقاضای غیرضروری برای واردات برخی کالاها و برهم‌خوردن تعادل چرخه واردات و صادرات تاثیرگذار است.»

    دلار دولتی بیشتر شبیه یک رویاست

    مولوی در ادامه با انتقاد از چندنرخی بودن ارز بیان کرد: «مردم به نرخ دلار آزاد توجه می‌کنند و اتفاقا کار درستی هم می‌کنند؛ زیرا دلار دولتی بیشتر شبیه یک رویاست و به‌جای ایجاد ثبات، اختلال بزرگی در اقتصاد ایجاد می‌کند.»

    او تاکید کرد: «تنها بازار واقعی، بازار آزاد است و تا زمانی که بانک مرکزی نرخ‌گذاری دستوری را مبنا قرار دهد، حقوق صادرکنندگان و فعالان اقتصادی تضییع خواهد شد.»

    او در ادامه افزود: «بانک مرکزی ادعا می‌کند تنها ۱۰ درصد مبادلات ارزی در بازار آزاد انجام می‌شود، اما این خلاف اصول علم اقتصاد است. زیرا نبود شفافیت در تقاضای خروج سرمایه و نحوه تعیین نرخ ارز، باعث افزایش ریسک و تشدید مشکلات ساختاری می‌شود.»

    سیاست پولی صحیح می‌توانست مانع رشد افسارگسیخته نقدینگی شود

    مولوی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تاثیر تحریم‌ها گفت: «تحریم‌ها، مکانیزم ماشه و محدودیت‌های کنونی، آثار عمیق و جدی بر اقتصاد ایران دارند.»

    او توضیح داد: «کاهش درآمدهای ارزی دولت عملا ما را به سمت چاپ پول بیشتر سوق می‌دهد. این روند نه‌تنها تورم را بالا می‌برد بلکه فشار مضاعفی بر نرخ ارز وارد می‌کند.»

    در ۴۳ سال گذشته، تنها ۱۰ سال نرخ بهره حقیقی مثبت بوده است

    این کارشناس اقتصادی در ادامه اظهار کرد: «در شرایط فعلی، سیاست پولی صحیح می‌توانست مانع رشد افسارگسیخته نقدینگی شود؛ مثلا اگر نرخ بهره حقیقی مثبت نگه داشته می‌شد، بخشی از مشکلات مهار می‌شد. اما واقعیت این است که در ۴۳ سال گذشته، تنها ۱۰ سال نرخ بهره حقیقی مثبت بوده و در باقی سال‌ها منفی ماندن آن به سود افرادی تمام شده که به وام‌های کلان دسترسی دارند.»

    او تاکید کرد: «ادعای بی‌تاثیری تحریم‌ها غیرعلمی است. حتی کشوری مانند روسیه هم با ادامه تحریم‌ها دچار کاهش رشد اقتصادی و افزایش تورم خواهد شد. بنابراین ایران نیز نمی‌تواند از آثار جدی تحریم‌ها برکنار باشد.»

    بانک مرکزی باید به‌جای مداخلات کوتاه‌مدت در بازار ارز، تمرکز خود را بر ابزارهای کلیدی مانند نرخ بهره بگذارد

    این کارشناس اقتصادی گفت: «بانک مرکزی باید به‌جای مداخلات کوتاه‌مدت، تمرکز خود را بر ابزارهای کلیدی مانند نرخ بهره بگذارد. اگر نرخ بهره حتی به ۴۳ درصد برسد، شاید در ابتدا مخالفت‌های زیادی شکل بگیرد، اما در واقع چنین سیاستی می‌تواند به کنترل نقدینگی و مهار تورم کمک کند.»

    مولوی در پایان تاکید کرد: «مشکلات اقتصادی ایران کاملا سیستمی است و نمی‌توان تنها بانک مرکزی را مقصر دانست. کل ساختار اقتصادی نیازمند اصلاحات بنیادین است، اما متاسفانه ذی‌نفعان مانع تحقق این اصلاحات می‌شوند و همین موضوع باعث شده اقتصاد ایران به‌طور کلی ناکارآمد و بی‌ربط عمل کند.»

  • اقتصاد ایران لبه پرتگاه تورم، رکود و بی‌ثباتی / مولوی: مکانیزم ماشه فعال شود، رشد اقتصادی نابود می گردد

    اقتصاد ایران لبه پرتگاه تورم، رکود و بی‌ثباتی / مولوی: مکانیزم ماشه فعال شود، رشد اقتصادی نابود می گردد

    به گزارش اقتصادران، بر اساس تازه‌ترین گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، رشد اقتصادی ایران در خرداد ۱۴۰۴ با احتساب نفت تنها ۰.۱ درصد بوده و در صورت حذف نفت، به منفی ۰.۲ درصد رسیده است. این در حالی است که دو بخش کلیدی اقتصاد، یعنی کشاورزی و صنایع و معادن، به‌ترتیب با رشد منفی ۳.۵ درصدی و ۲.۶ درصدی مواجه شده‌اند. چنین روندی نشان می‌دهد که در غیاب درآمدهای نفتی، اقتصاد ایران عملاً از حرکت بازمی‌ماند و مسیر رشد آن به‌شدت شکننده شده است.

    در خرداد امسال، بخش خدمات رشد ۳ درصدی را ثبت کرده که در نگاه اول نشانه مثبتی به‌نظر می‌رسد، اما به باور برخی تحلیلگران، بخشی از این رشد به افزایش قیمت اسمی خدمات برمی‌گردد، نه افزایش واقعی تولید یا بهره‌وری. در مقابل، بخش نفت خام و گاز طبیعی با رشد ۲.۹ درصدی، بار اصلی مثبت‌بودن عدد رشد اقتصادی را به دوش کشیده است. وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی موضوع تازه‌ای نیست، اما کاهش سرمایه‌گذاری و تداوم فرسایش سرمایه در بخش‌های مولد، این وابستگی را پررنگ‌تر و پرریسک‌تر کرده است.

    آمارهای فصل بهار نیز تصویر نگران‌کننده‌ای ارائه می‌دهد. طبق محاسبات مرکز پژوهش‌ها، رشد اقتصادی ایران در فصل بهار ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱.۴ درصد بوده که بدون احتساب نفت به ۱.۲ درصد می‌رسد. این داده‌ها در مقایسه با گزارش بانک مرکزی از سال ۱۴۰۳ که رشد اقتصادی را ۳.۱ درصد (با نفت) و ۳ درصد (بدون نفت) اعلام کرده بود، به‌وضوح حکایت از افت روند رشد در سال جاری دارد.

    یکی از نکات کلیدی که کارشناسان بر آن تأکید دارند، کاهش مداوم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در اقتصاد ایران است؛ شاخصی که از سال ۱۳۹۰ روند نزولی داشته و از سال ۱۳۹۷ به‌طور رسمی وارد فاز منفی شده است. به بیان ساده، در این سال‌ها میزان استهلاک دارایی‌های موجود از میزان سرمایه‌گذاری‌های جدید پیشی گرفته، به‌طوری‌که ظرفیت مولد اقتصاد نه‌تنها افزایش نیافته بلکه به‌تدریج در حال تحلیل رفتن است. همین روند، عامل اصلی کاهش رشد بلندمدت و افت توان رقابت‌پذیری اقتصاد ایران تلقی می‌شود.

    در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در صادرات نفت یا کاهش دسترسی به درآمدهای نفتی می‌تواند تبعات فوری برای اقتصاد کشور داشته باشد. تجربه سال‌های اخیر نیز نشان داده که کوچک‌ترین تکانه در بازار جهانی نفت یا محدودیت‌های سیاسی می‌تواند رشد اقتصادی ایران را وارد محدوده منفی کرده و همزمان بر نرخ تورم، کسری بودجه و سرمایه‌گذاری خصوصی تأثیر بگذارد.

    رشد اقتصادی معنا ندارد و صرفاً درباره بقا صحبت می‌کنیم

    در همین رابطه، پیمان مولوی، اقتصاددان، در گفت‌وگویی به تشریح وضعیت نامطلوب رشد اقتصادی ایران پرداخت و هشدار داد که با تدام روند فعلی اقتصاد کشور به سمت مستهلک شدن و کوچک‌تر شدن پیش می‌رود.

    وی با تأکید بر روند نزولی تشکیل سرمایه ثابت ناخالص از سال ۱۳۹۰ گفت: «از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۷، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به طور مستمر کاهش یافته و در سال ۱۳۹۷ خط استهلاک از میزان تشکیل سرمایه عبور کرد. این اتفاق به ما نشان داد که اقتصاد ایران به سمت استهلاک و فرسایش حرکت می‌کند و در چنین شرایطی، رشد اقتصادی معنا ندارد و صرفاً درباره بقا صحبت می‌کنیم.»

    مولوی افزود: «روندها در اقتصاد اهمیت بیشتری از رویدادهای مقطعی دارند و در کشوری که تحریم‌ها رفع نشده‌اند، با محدودیت رشد اقتصادی مواجهیم. در ۱۴ سال گذشته، متوسط رشد اقتصادی ایران حتی به یک درصد هم نرسیده است، جز در دوره کوتاه برجام.»

    وی با بیان اینکه اقتصاد ایران به سمت «پاکستانی شدن» پیش می‌رود، توضیح داد: «ما اقتصادی با درآمد سرانه پایین‌تر، ابعاد کوچک‌تر و مستهلک‌تر خواهیم داشت، مگر اینکه مسیر ریل‌گذاری تغییر کند، تحریم‌ها رفع شود و دسترسی به درآمدهای نفتی بهتر و بهینه‌تر شود.»

    مولوی خاطرنشان کرد: «اقتصاد ما نه درون‌زا است و نه توان جذب سرمایه خارجی را دارد. رتبه ایران در شاخص آزادی تجارت خارجی ۱۶۵ است و در بهره‌وری و استفاده از دانش عقب مانده است. این موارد عوامل محدودکننده رشد اقتصادی محسوب می‌شوند.»

    وی درباره نقش نفت در رشد اقتصادی گفت: «نفت همچنان ناجی اقتصاد است. اگر صادرات نفت روزانه ۵۰۰ هزار بشکه کاهش یابد، رشد نقدینگی از ۳۰ به ۳۵ درصد می‌رسد، رشد اقتصادی به زیر یک درصد سقوط می‌کند و تورم سالانه وارد کانال ۴۰ تا ۴۵ درصد خواهد شد. در این شرایط، شرکت‌ها سرمایه در گردش خود را از دست داده و توان سرمایه‌گذاری نخواهند داشت.»

    اثر مکانیزم ماشه بر حوزه اقتصاد

    مولوی در پاسخ به اینکه تنش‌های منطقه‌ای، از حمله حمله اسرائیل و ناامنی در مرزهای شرقی تا چه اندازه در افت رشد اقتصادی تاثیر دارد گفت: «این عوامل باعث کاهش انتظارات فعالان اقتصادی، افت سرمایه‌گذاری و کاهش صادرات غیرنفتی شده‌اند.البته بیش از هر چیز روند چند سال گذشته مهم است»

    وی با اشاره به کاهش تولید ناخالص داخلی ایران افزود: «تولید ناخالص داخلی کشور از ۶۴۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ به حدود ۴۰۰ میلیارد دلار رسیده است و اگر همین روند ادامه یابد احتمالا به زیر ۳۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید.»

    مولوی درباره اثر مکانیزم ماشه هشدار داد: «اگر این مکانیزم فعال شود، متغیرهای پولی و واقعی اقتصاد به سمت ,وضعیت بحرانی حرکت می‌کنند؛ رشد اقتصادی نابود شده و تورم به شدت افزایش می‌یابد. نقدینگی افزایش و شرکت‌ها با بحران جدی سرمایه در گردش مواجه می‌شوند که فعالیت تولیدی را به مخاطره می‌اندازد.»

    او در پایان با انتقاد از سیاست‌گذاری‌های فعلی گفت: «تا زمانی که تحریم‌ها حل نشود و اصلاحات ساختاری انجام نگیرد، رشد پایدار اقتصادی امکان‌پذیر نخواهد بود. پیش از تحریم‌ها، ایران رتبه ۱۱۰ آزادی اقتصادی داشت اما امروز به رتبه ۱۶۵ رسیده است که نتیجه مستقیم تحریم‌ها و سیاست‌های اشتباه است.»

    او تأکید کرد که تنها راه برون‌رفت از این شرایط، بازگشت به تعاملات بین‌المللی از مسیر احیای برجام است؛ چرا که به باور او، بدون رفع تحریم‌ها، دسترسی به منابع ارزی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و بازگشت اعتماد به بازارها ممکن نخواهد بود و اقتصاد کشور بیش از پیش در باتلاق تورم، رکود و بی‌ثباتی فرو می‌رود.

  • انتظار بازگشت رونق به بورس بی‌معناست!

    انتظار بازگشت رونق به بورس بی‌معناست!

    به گزارش اقتصادران، معاملات بورس تهران در دو هفته اخیر تعطیل شد تا جلوی هیجان سهامداران به دلیل رخدادهای سیاسی گرفته شود. قابل پیش‌بینی بود که با بازگشایی بازار در روز‌های معاملاتی هفته گذشته -همزمان با جنگ ایران و اسرائیل- بازار سهام با افزایش قابل توجه سطح عرضه‌ها همراه شود. به همین دلیل، نهاد ناظر تصمیم گرفت برای صیانت از منافع سهامداران، معاملات بازار سهام را به حالت تعطیل درآورد.

    این در حالیست که تعطیلات بلندمدت در بورس تهران در سال‌های گذشته بی‌سابقه بوده است. در سال‌های گذشته، معاملات بازار سهام به دلایل مختلفی مانند گرما و سرمای بی‌سابقه یا جلوگیری از ترس در بازار سهام به دلایل شوک‌های سیاسی، از سوی دولت و شورای عالی بورس، متوقف شد؛ اما این تعطیلی‌ها یک یا چند روز بود و در دو دهه گذشته تعطیلی دو هفته‌ای بورس بی‌سابقه بوده است. شدت ریسک سیستماتیک کنونی که از ناحیه درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل بر بازار سهام تحمیل شد؛ سبب شد تا بازار سهام برای مدت دو هفته تعطیل شود.

    حال سوال اصلی این است که در چنین شرایطی، رونق چه زمانی به بورس بازمی‌گردد؟

    انتظار بازگشت رونق به بورس بی‌معناست

    پیمان مولوی، کارشناس بازار سرمایه و اقتصاددان در مورد زمان بازگشت رونق به بورس، گفت: در شرایطی که بازار سرمایه با ریسک‌های بالقوه بسیاری روبروست، انتظار بازگشت رونق به بورس بی‌معناست.

    وی افزود: علاوه بر کمبود‌های حوزه برق و انرژی که برای تولید پیش از این بود، در حال حاضر یک‌سری ریسک‌های بسیار بزرگ‌تر به آن اضافه شده است و بر اساس ریسک‌ها باید دید که بازار سرمایه به چه سمتی حرکت می‌کند.

    الزامات پیش‌گشایش بورس

    این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به اینکه بحث رونق بورس در حال حاضر مطرح نیست، گفت: بورس بیش از ۱۰ روز تعطیل بود و در حال حاضر در آستانه بازگشایی و بازگشت به روال سابق است.

    مولوی با تاکید بر اینکه نباید خللی در بازار سرمایه ایجاد شود، افزود: دولت اجازه دهد که سهامداران فعالیت‌هایشان را انجام دهند.

    رشد بازار سرمایه با روند تورم پیش‌بینی‌شده اتفاق خواهد افتاد

    مولوی افزود: تا پایان سال، حداقل ۴۵ درصد تورم داریم و بخشی از این میزان تورم خود را در بازار سرمایه نشان خواهد داد؛ منتها الان بحث رشد بورس نیست. بحث این است که اصلا اقتصاد ایران با این وضعیت کمبود‌هایی که در قسمت‌های مختلف وجود دارد و عدم رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، پتانسیل حفظ شرایط فعلی را دارد یا خیر.

    رقابت شدید بازارهای طلا و ارز و سهام در ماه‌های آینده 

    این کارشناس بازار سرمایه گفت: ما در نقطه‌ای هستیم که ممکن است یک‌سری ریسک‌های جدید هم به بازار سرمایه اضافه شود، به عبارت دیگر عدم اطمینان و عدم قطعیت وجود دارد؛ بنابراین رقابت بین بازار‌هایی مثل طلا و ارز و سهام، مجددا در ماه‌های آتی شدید خواهد شد و شاهد خروج سرمایه از کشور خواهیم بود.

    مولوی افزود: نکته مهم در بازار سهام در ایران واکنش سهامداران به وقایع اخیر است. به نظر می‌رسد واکنش سهامداران، هج کردن (Hedging) پول خواهد بود؛ به این معنا که ابتدا شاهد خروج پول حقیقی از بازار خواهیم بود.

    وی خاطرنشان کرد: این پول‌ها از بازار سرمایه به سمت بازار‌هایی مثل طلا و ارز خواهد رفت، چون سهامداران منتظر توافق جامع با آمریکا هستند تا خیالشان بابت سرمایه‌گذاری راحت شود.

  • اقتصاد ایران در دوران پساجنگ / افقه: آتش‌بس به خودی خود کمک چندانی به اقتصاد کشور نمی‌کند / مولوی: اقتصاد ایران همچنان در مسیر پرریسک حرکت می‌کند

    اقتصاد ایران در دوران پساجنگ / افقه: آتش‌بس به خودی خود کمک چندانی به اقتصاد کشور نمی‌کند / مولوی: اقتصاد ایران همچنان در مسیر پرریسک حرکت می‌کند

    به گزارش اقتصادران، در نخستین ساعات روز ۲۴ ژوئن (سوم تیر ماه ۱۴۰۴) دونالد ترامپ، رییس‌جمهور امریکا اعلام کرد که ایران و اسراییل به توافقی کامل برای آتش‌بس دست یافته‌اند. طبق این توافق، آتش‌بس ابتدا ازسوی ایران آغاز شد و پس از آن اسراییل نیز به آن پیوست و در پایان ۲۴ ساعت، پایان رسمی «جنگ ۱۲ روزه» اعلام شد. کارشناسان اقتصادی بر این باورند که هم‌اکنون کشور در یک بی‌ثباتی به‌سر می‌برد و تا زمانی که روابط تجاری و مالی ایران با کشورهای دیگر نظیر کشورهای اروپایی و امریکا از سر گرفته نشود نمی‌توان چندان امیدی به سرمایه‌گذاری خارجی در کشور داشت.

    بررسی روند سرمایه‌گذاری‌ها در ۲۴ سال

    روند سرمایه‌گذاری داخلی در ایران از سال ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ با نوسانات و تغییرات قابل‌توجهی همراه بوده است، در نیمه نخست دهه ۱۳۸۰، سرمایه‌گذاری داخلی رشد قابل‌توجهی داشت. متوسط رشد سالانه تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در این دوره حدود ۱۰درصد بود و در نیمه دوم این دهه، متوسط رشد سرمایه‌گذاری حدود ۵درصد اعلام شد اما در دهه ۹۰، سرمایه‌گذاری داخلی با کاهش معناداری مواجه شد.  متوسط نرخ رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در این دوره منفی ۶درصد بوده است. این کاهش به‌ ویژه در سال‌های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵ محسوس بود، به‌طوری‌که متوسط رشد سرمایه‌گذاری در این سال‌ها منفی بوده است. در سال‌های ابتدایی دهه ۱۴۰۰، نشانه‌هایی از بهبود در سرمایه‌گذاری مشاهده شد. به عنوان مثال، در ۹ ماهه نخست سال ۱۴۰۳، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص رشد ۳.۴درصدی را داشت. روند حجم حقیقی سرمایه‌گذاری سالانه طی سال‌های ۸۶ تا ۱۳۹۰ افزایشی بود و از ۱۴۲ هزار میلیارد تومان به ۱۷۰ هزار میلیارد تومان رسید، اما از سال ۱۳۹۰ این افزایش متوقف شد و روند نزولی انباشت سرمایه در اقتصاد ایران اوج گرفت، به ‌طوری که حجم حقیقی انباشت سرمایه ناخالص در اقتصاد ایران در دهه ۹۰ با کاهشی ۸۵ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۴۰۰ به حدود ۹۰ هزار میلیارد تومان رسید.

    نوسان در تجارت خارجی طی دو دهه

    رشد تجارت خارجی ایران از دهه ۸۰ تا ۱۴۰۴ با نوسانات و چالش‌های مختلفی همراه بوده است. درحالی که هدف‌گذاری‌‌های توسعه‌ای برای افزایش صادرات غیرنفتی وجود داشته، تحریم‌ها و نوسانات اقتصادی بر حجم و ارزش تجارت خارجی این کشور اثرگذار بوده است.  آمارها نشان می‌دهد متوسط صادرات گمرکی طی بازه زمانی ۱۳۸۹- ۱۳۸۱ برابر با ۱۳.۶۶ میلیارد دلار بوده و طی این مدت صادرات کشور سالانه به‌ طور متوسط ۲۳.۱۸درصد رشد کرده است و نرخ رشد صادرات در سال ۱۳۹۰ برابر با ۲۷.۳۷درصد بوده اما این نرخ در سال ۱۳۹۹، منفی ۱۵.۸۴درصد به ثبت رسیده است؛ یعنی کمترین نرخ رشد در دهه ۹۰. در این زمینه مسلما یکی از علل اصلی افزایش نوسان در نرخ رشد صادرات، افزایش نوسانات نرخ ارز در این دهه بوده است. تراز تجاری در سال‌۱۴۰۰ منفی ۴‌ میلیارد دلار و این میزان در سال بعد با افزایشی محسوس به منفی ۶.۵ میلیارد دلار رسید. براساس آمار اعلام شده ازسوی گمرک حجم تجارت کشور در ۱۲ ماه سال ۱۴۰۱ به لحاظ ارزشی برابر با ۱۱۲میلیارد و ۸۲۱ میلیون دلار و تراز تجاری کشور هم منفی ۶ میلیارد و ۴۸۹ میلیون دلار بوده است. همچنین تراز تجاری ایران در سال ۱۴۰۲، با احتساب صادرات نفت، مثبت و در حدود ۲۰.۶ میلیارد دلار بود. اما تراز تجاری غیرنفتی کشور در این سال منفی و معادل ۱۶.۸ میلیارد دلار گزارش شد و این شاخص در سال ۱۴۰۳ منفی ۱۴.۵ میلیارد دلار اعلام شد که با کسر واردات طلا، تراز تجاری منفی ۶.۴ میلیارد دلار بود همچنین برآورد دقیقی از تراز تجاری ایران در سال ۱۴۰۴ در دسترس نیست، اما گزارش‌های موجود از تراز تجاری دو ماهه نخست این سال نشان می‌دهد که این تراز همچنان منفی است. به‌طور خاص، در دو ماه اول سال ۱۴۰۴، صادرات غیرنفتی ایران حدود ۸.۲ میلیارد دلار و واردات حدود ۸.۵ میلیارد دلار بوده است که منجر به کسری تجاری حدود ۲۳۰ میلیون دلاری شده است.

    بازگشت تنش بر اقتصاد کلان

    سید مرتضی افقه، اقتصاددان و استاد دانشگاه شهید چمران اهواز بر این باور است که آتش‌بس به خودی خود کمک چندانی به اقتصاد کشور نمی‌کند و در وهله اول باید اوضاع را به روال عادی دوازده روز قبل بازگرداند. افقه در این خصوص به «اعتماد» می‌گوید: هم‌اکنون کشور در یک بی‌ثباتی به‌سر می‌برد و تا زمانی که روابط تجاری و مالی کشور با کشورهای اروپایی و امریکا از سر گرفته نشود چندان امیدی هم به سرمایه‌گذاری خارجی وجود نخواهد داشت.
    به گفته افقه، اگر کشور بخواهد به شرایط عادی بازگردد و عقب‌ماندگی‌های چند دهه اخیر را جبران کند، ناگزیر باید در حوزه روابط خارجی، به‌ ویژه با کشورهای پیشرفته بازنگری جدی صورت گیرد. او تاکید می‌کند که روابط بین‌المللی سالم و باثبات، پیش‌شرط توسعه اقتصادی در بلندمدت است.
    افقه با اشاره به آثار تحریم‌های شدید در هفت سال اخیر و نیز خسارات ناشی از جنگ، خاطرنشان می‌کند: بسیاری از زیرساخت‌های کشور در بخش‌هایی همچون کشاورزی، انرژی، حمل‌ و نقل و تولید به‌شدت آسیب دیده یا فرسوده شده‌اند. به باور او، همین وضعیت می‌تواند به یک فرصت بالقوه برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی تبدیل شود، چراکه کشورهای دارای سرمایه، تمایل بالایی برای ورود به چنین بازارهایی دارند، به‌ویژه اگر امنیت حقوقی و اقتصادی برای آنها فراهم شود.
    این اقتصاددان همچنین هشدار می‌دهد که سرنوشت سیاست‌گذاری‌ها پس از هرگونه آتش‌بس تعیین‌کننده خواهد بود. به گفته افقه، اگر آتش‌بس شکسته شود و کشور وارد دور جدیدی از تنش شود، تبعات اقتصادی آن گسترده خواهد بود؛ از افزایش نرخ ارز گرفته تا رشد قیمت انرژی و سایر کالاها یا فرار سرمایه و کاهش توان معیشتی مردم.  او تاکید می‌کند: در چنین شرایطی، حفظ ثبات اقتصادی بسیار دشوار خواهد بود و باید به دنبال سیاست‌گذاری درست بود.

    اقتصاد ایران در ایستگاه قبلی

    پیمان مولوی، اقتصاددان در این باره به «اعتماد» می‌گوید: با آتش‌بس فعلی، اقتصاد ایران همچنان در مسیر پرریسک حرکت می‌کند. این اقتصاددان، با اشاره به تحولات اخیر منطقه و شکل‌گیری آتش‌بس ادامه می‌دهد: این وضعیت تاثیر معناداری بر شاخص‌های کلان اقتصادی ایران نخواهد گذاشت. ریسک‌های سیاسی و بین‌المللی همچنان پابرجاست و اقتصاد ایران در همان ایستگاه قبلی باقی مانده است. در نتیجه، نمی‌توان انتظار داشت سرمایه‌گذاری خارجی قابل‌توجهی وارد کشور شود.
    به گفته مولوی، مجوز فروش نفت ایران به چین که ازسوی برخی به عنوان دستاورد تلقی می‌شود، پیش از این نیز ولو غیررسمی وجود داشته است و نباید تصور کرد این یک تغییر استراتژیک است که بتواند مسیر اقتصادی کشور را دگرگون کند. مولوی در ادامه با اشاره به نبود برآورد دقیق از حجم خسارات زیرساختی، هشدار می‌دهد: احتمال افزایش چاپ پول جدی است، در حال حاضر رشد نقدینگی حدود ۲۸درصد است، اما با شرایط موجود پیش‌بینی می‌کنم این عدد به بالای ۳۰درصد هم برسد.
    چرا سرمایه‌گذاران در لاک احتیاط فرو رفته‌اند؟ به باور این اقتصاددان، سرمایه‌گذاری داخلی نیز با وقفه روبه‌رو خواهد شد. او در این خصوص می‌گوید: سرمایه‌گذارانی که پیش‌تر مردد بودند، حالا بیشتر در لاک احتیاط فرو رفته‌اند بنابراین تشکیل سرمایه ثابت ناخالص کاهش پیدا خواهد کرد و این مساله رشد اقتصادی را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.
    مولوی با تاکید بر افزایش رشد نقدینگی و تداوم محدودیت‌های زیرساختی، به چشم‌انداز تورم اشاره می‌کند و می‌گوید: تورم نقطه ‌به ‌نقطه احتمالا به بالای ۴۰درصد خواهد رسید و اگر چالش‌هایی مثل قطعی برق و کمبود انرژی ادامه یابد، این نرخ حتی بیشتر هم می‌شود.
    او همچنین درباره آینده نرخ ارز می‌گوید: میانگین نرخ دلار در ۲۰۰ روز گذشته حدود ۸۰ هزار تومان بوده است و با نرخ تورم ۴۰درصدی و تورم پایین‌تر در امریکا، می‌توان انتظار رشد حدود ۳۷درصدی نرخ دلار را در ۲۰۰ روز آینده داشت. این یعنی دلار ممکن است به مرز ۱۱۰ هزار تومان هم برسد، آن‌هم تنها در صورتی که مداخله‌ای در بازار صورت نگیرد.
    مولوی هشدار می‌دهد: اگر آتش‌بس بشکند، اقتصاد ایران با موج جدیدی از نااطمینانی‌ها مواجه خواهد شد. در آن صورت، ریسک‌های امنیتی، افت سرمایه‌گذاری، افزایش چاپ پول و نرخ‌های بالاتر تورم و ارز را تجربه خواهیم کرد و مسیر بدون آتش‌بس، مسیری پرریسک‌تر و پرهزینه‌‌تر برای اقتصاد ایران خواهد بود.

  • پیش‌بینی مهم یک کارشناس از اقتصاد ایران بدون توافق / مولوی: در وضعیت امروز اقتصاد ایران هیچ اقدامی مهم تر مهار تورم نیست

    پیش‌بینی مهم یک کارشناس از اقتصاد ایران بدون توافق / مولوی: در وضعیت امروز اقتصاد ایران هیچ اقدامی مهم تر مهار تورم نیست

    به گزارش اقتصادران، صندوق بین‌المللی پول در آخرین برآورد خود، چشم‌انداز تیره‌تری را برای اقتصاد ایران ترسیم کرد. در گزارش آوریل البته چشم‌انداز رشد اقتصادی جهان به دلیل اقدامات تعرفه‌ای آمریکا و دیگر کشورها منفی‌تر از گزارش ژانویه شده است. در گزارش ژانویه پیش‌بینی این نهاد از رشد اقتصاد جهان ۳.۲ درصد بود که در برآورد اخیر نیم درصد از آن کاسته شده است.

    این نهاد مطرح بین‌المللی، با فرض حفظ وضع فعلی شامل تحریم‌ها و محدودیتهای آن، پیش‌بینی کرد تا پایان سال جاری اقتصاد ایران تنها ۰.۳ درصد رشد خواهد کرد و وضعیت این شاخص در سال ۱۴۰۵ به ۱.۱ درصد خواهد رسید. براساس محاسبات صندوق بین‌المللی پول در سال جاری دوباره تورم به بالای ۴۰ درصد خواهد رسید و این روند تا پایان ۱۴۰۵ هم ادامه خواهد یافت. برای سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ به ترتیب تورم ۴۳.۳ درصد و ۴۲.۵ درصد اعلام شد.

    با کاهش نرخ رشد اقتصادی و افزایش تورم انتظار می‌رود وضعیت اشتغال کشور بدتر شود. طوری که برای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ به ترتیب نرخ بیکاری را ۹.۵ و ۹.۲ درصد محاسبه کردند. این در حالی است که آخرین گزارش مرکز آمار در مورد میزان بیکاری تا پایان ۱۴۰۳ را کمتر از ۸ درصد اعلام کرده است.

    پیش‌بینی مهم یک کارشناس از اقتصاد ایران در صورت توافق / مولوی: هیچ اقدامی مهم‌تر از مهار تورم نیست

    سه ماه پیش که صندوق بین‌المللی پول گزارش دیگری در مورد اقتصاد ایران منتشر کرده بود، پیش‌بینی شده بود نرخ رشد برای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ به ترتیب ۳.۱ و ۲.۸ درصد شود.

    بدون رفع تحریم گشایشی صورت نمی‌گیرد

    پیمان مولوی، کارشناس اقتصاد کلان درباره چشم‌انداز اقتصادی در سال جاری با اشاره به اهمیت شاخصی چون تورم در اقتصاد، گفت:‌ «هنگامی که در مورد تورم صحبت می کنیم باید متوجه باشیم که این شاخص به طور کلی محصول دو عامل مهم و تعیین‌کننده است؛ یکی میزان رشد اقتصادی و دیگری نحوه و میزان خلق پول یا همان نرخ رشد نقدینگی در یک اقتصاد.»

    او ادامه داد: «بنابر آخرین گزارشهای بانک مرکزی، نرخ رشد نقدینگی در اقتصاد ایران به ۲۸ درصد رسیده است. چنانچه براساس یک سناریوی خوش‌بینانه (رفع تحریم‌ها و کنترل شدن تنش‌های منطقه‌ای و جهانی) نرخ رشد نقدینگی می‌تواند به حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد هم افزایش یابد. بسته به اینکه در این حالت چه مقدار رشد اقتصادی داشته باشیم، نرخ تورم قابل برآورد خواهد بود.»

    مولوی توضیح داد: «اگر بتوانند به توافقی دست پیدا کنند که پولهای بلوکه شده را آزاد کند و به کشور برگردند و دوباره کشور بتواند به طور روزانه دو و نیم میلیون بشکه نفت صادر کند و ارز حاصل از آن را به داخل کشور بیاورد، وضعیت نسبتا مناسبی می‌تواند شکل بگیرد. در این حالت ظرفیت جذب پول در اقتصاد ما بیشتر خواهد شد و همین به افزایش رشد اقتصادی هم منجر می‌شود.»

    عضو انجمن اقتصاد ایران در ادامه تحلیل خود گفت: «با رشد ۲۵ درصدی نقدینگی و با فرض عادی شدن وضعیت بازرگانی، تورم می‌تواند در کانال ۲۰ تا ۲۵ درصد قرار بگیرد. به زبان ساده‌تر در صورت انجام توافق نرخ تورم کشور در پایان سال می‌تواند ۱۵ تا ۱۸ واحد درصد از نرخ آغاز سال کمتر شود که در وضعیت فعلی اتفاقی بسیار نوید بخش محسوب می‌شود.»

    مولوی درباره پیش‌بینی خود از وضعیت اقتصادی کشور بدون یک توافق توضیح داد: «چنانچه وضعیت فعلی ادامه پیدا کند به احتمال زیاد فشارهای تحریمی بیشتر می‌شوند. با فرض حفظ وضع موجود در پایان حتما نرخ رشد نقدینگی به بیش از نرخ فعلی آن خواهد رسید و رشد اقتصادی هم در بهترین حال دو تا سه درصد خواهد شد. در این وضعیت نرخ تورم امکان اینکه کمتر از ۳۵ درصد شود، را نخواهد داشت.»

    وی درباره افزایش تحریم‌ها گفت: «در صورتی که دوباره فشار حداکثری در دستور کاخ سفید قرار بگیرد و موفق شود فروش نفت را به نصف نرخ فعلی آن برساند، رشد به کمتر از دو درصد کاهش خواهد یافت و نرخ رشد نقدینگی هم به ۳۲ تا ۳۳ درصد می‌رسد. در این وضعیت امکان ندارد نرخ تورم کمتر از ۴۰ درصد شود. »

    او مهمترین وظیفه سیاستگذار را تغییر عوامل بنیادین دانست و تاکید کرد: «در وضعیت امروز اقتصاد ایران هیچ اقدامی به اندازه کنترل و کاهش نرخ تورم نمی‌تواند به سود اقتصاد کشور تمام شود.»

    به این ترتیب به نظر می‌رسد برآورد پیمان مولوی در شاخص تورم به پیش‌بینی صندوق بین المللی پول نزدیک است ولی در زمینه نرخ رشد اقتصادی، این اقتصاددان وضعیت کشور را بهتر از چیزی می‌بیند که صندوق برآورد کرده است.

  • اقتصاد ذینفعانه بلای جان ایران! / مولوی: تا زمانی که اقتصاد بزرگ‌تر نشود، این بازی عوض نمی‌شود

    اقتصاد ذینفعانه بلای جان ایران! / مولوی: تا زمانی که اقتصاد بزرگ‌تر نشود، این بازی عوض نمی‌شود

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در حالی پا به سال ۱۴۰۴ گذاشته که با انواع چالش‌های اقتصادی روبه‌روست و به باور اقتصاددانان، یک استراتژی اقتصادی اساسی برای حل مشکلات اقتصادی ایران لازم است.

    به باور برخی اقتصاددانان، اقتصاد ذینفعانه ایران به شدت مخل توسعه اقتصادی شده است و بر همین اساس، دولت باید برنامه‌ای برای تغییر اقتصاد ذینفعانه داشته باشد.

    براساس تاکید تحلیلگران اقتصادی، تا زمانی که اقتصاد ایران بزرگ‌تر نشود و رتبه آزادی اقتصادی بهبود پیدا نکند، سلطه ذی‌نفعان بر اقتصاد کشور ادامه خواهد یافت. به همین دلیل این بازی باید تغییر کند و تا زمانی که اقتصاد بزرگ‌تر نشود، این بازی عوض نمی‌شود.»
    در همین رابطه پیمان مولوی، کارشناس اقتصاد کلان درباره چشم‌انداز اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ به خبرآنلاین می‌گوید: «در سال جاری ما دیگر نمی‌توانیم امیدی به رفع مشکلات اقتصادی فقط از طریق پاسخ‌های اقتصادی داشته باشیم. در واقع من سال ۱۴۰۴ را سالی می‌دانم که باید از این تصور که پاسخ مشکلات ما با اصلاحات اقتصادی به دست می‌آید، خارج می‌شویم.»

    وی افزود: «علاوه بر چالش‌های متعدد اقتصادی و سیاسی که به ایجاد موانعی در مقابل اقتصاد ما منجر شده‌اند، ما با ذینفعانه‌تر شدن اقتصادمان مواجه هستیم. خروج از یک اقتصاد ذینفعانه قبل از هر چیز نیازمند بهبود آزادی اقتصادی است. در حال حاضر ایران رتبه ۱۶۰ از میان ۱۶۵ کشور را دارد که برای بهبود وضع فعلی لااقل باید این رتبه تا ۱۱۰ کاهش یابد.»

    به باور این عضو انجمن اقتصاددانان، در شرایط فعلی و با توجه به ساختارهای موجود احتمال اصلاحاتی که بتواند رتبه آزادی اقتصادی در کشور را کاهش دهد، بسیار اندک و ناچیز است و افزود: «نکته مهم این است که خروج از وضعیت فعلی به سادگی و سهولت امکان پذیر نیست و باید اقداماتی اساسی انجام شود تا اقتصاد فرصت تنفس داشته باشد.»

    مولوی درباره اتفاقات موثری که می‌تواند به کمک اقتصاد بیاید توضیح داد: «به طور کلی هر وضعیتی که ما را از این وضعیت خارج کند، به سود اقتصاد ملی خواهد بود.»

    وی ادامه داد: «وقتی می‌گویم راه برون رفت از وضع فعلی اقتصادی نیست، به دلیل همین نقش پررنگ تحریم‌ها یا وضعیت فعلی حکمرانی در کشور است. این وضعیت دگرگون نمی‌شود مگر اینکه اقداماتی در حوزه سیاسی انجام شود وگرنه اقداماتی که فقط اقتصادی هستند، بحران فعلی را نمی‌توانند حل کنند.»

    او در پاسخ به اینکه چه اقدامی همین امروز می‌تواند تا حدی از مشکلات بکاهد گفت: «من فکر می‌کنم دولت می‌تواند در گام اول تمام بودجه‌های غیرتوسعه‌ای و هزینه‌های زاید را حذف کند و در بودجه تنها هزینه‌های عمرانی و زیرساختی باقی بماند. با این اقدام به سرعت بخش مهمی از کسری بودجه کاهش خواهد یافت که می‌تواند تسکینی بر وضع فعلی باشد.»

    وی چشم‌انداز نرخ دلار در ۱۴۰۴ براساس سه سناریو این طور ارزیابی کرد: «اگر تحریم‌ها نسبت به ۱۴۰۳ افزایش نیابند، نرخ میانگین دلار در ۳۶۵ روز در همین حدود کنونی خواهد بود. چنانچه تحریم‌ها به نحوی اعمال شوند که نیمی از فروش نفت کاهش یابد، ما با میانگین قیمتی کمی بالاتر روبه‌رو خواهیم شد و اگر تهدیدهای آمریکا مبنی بر کاهش فروش نفت به زیر ۳۰۰ هزار بشکه در روز عملی شود و ۹۰ درصد از صادرات نفت ما را کم کند، به احتمال زیاد ۲۵ درصد از صادرات غیر نفتی هم کم می‌شود و به این ترتیب میانگین قیمت دلار نوسانی بیشتر در محدوده بیست هزار تومان را تجربه می‌کند.»

    مولوی درباره اینکه لغو تحریم‌ها چه تاثیری خواهد داشت، گفت: «در اقتصاد ذینفعانه اگر تحریم‌ها برداشته شود، باز هم این ذینفعان هستند که بهره‌مند خواهند شد. ذی‌نفعان در همه بخش‌ها هستند و حداکثر منافع را از اوضاع می‌برند. تحریم هم اگر برداشته شود و اصلاحات اساسی صورت نگیرد، وضعیتی مشابه مصر پیدا می‌کنیم. کشوری که تحریم نیست ولی شدیدا ذینفعانه است، پس لغو تحریم یک فرصت تنفس ایجاد می‌کند اما بهبود وضعیت فعلی نیازمند دگرگون شدن اساسی بسیاری از بخش‌ها در ایران است.»

  • وضعیت امروز اقتصاد ایران، یک وضعیت عادی نیست اما همتی و فرزین خونسرد و ریلکس هستند / اگر صادرات نفت ما به صفر برسد، تورم بالای ۴۵ درصد می شود

    وضعیت امروز اقتصاد ایران، یک وضعیت عادی نیست اما همتی و فرزین خونسرد و ریلکس هستند / اگر صادرات نفت ما به صفر برسد، تورم بالای ۴۵ درصد می شود

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران در شرایطی ۱۴۰۳ را به پایان می‌رساند که به نظر می‌رسد شانس مذاکره برای کاهش تحریم‌ها به حداقل رسیده است. گرچه هنوز دولت ترامپ به طور مشخص «فشار حداکثری» را از سر نگرفته اما کمتر از دوماه از ورود او به کاخ سفید نگذشته بود که احتمال یک توافق جامع کمتر از هر زمان دیگری است. به این ترتیب اقتصاد ایران باید خود را آماده یک دوره دیگر از محدودیتهای تجاری کند. اقتصاد در مقابل فشارهایی سخت‌تر از تحریم‌ها، مانند جنگ هم می‌تواند دوام بیاورد ولی در این دوران دیگر نمی‌توان و نباید انتظار توسعه را داشت و حفظ وضع موجود به مهمترین وظیفه هر دولتی که در جنگ است تبدیل می‌شود.

    در این شرایط پیمان مولوی، کارشناس اقتصادی معتقد است اقدام به حذف سامانه نیما، ولو اینکه با هدف «تک نرخی شدن ارز» هم انجام شود، نتیجه‌ای جز افزایش قیمت‌ها و ایجاد دوباره همان شکاف قدیمی میان ارز ترجیحی (که حالا نامی دیگر دارد) با ارز بازار شده است. او می‌گوید در شرایطی که کشور در وضعیت تحریم قرار دارد و با وجود تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی که تقاضا برای ارز و طلا را به حداکثر رسانده، بعید است ارز تک نرخی شود و هشدار می‌دهد برای اینکه قیمت‌گذاری آزاد شود، ابتدا باید یک اقتصاد آزاد وجود داشته باشد. از نظر مولوی اقتصاد ایران یک اقتصاد ذی نفعان است که در آن گروههای قدرت و ثروت سکان را به دست گرفته‌اند. این منتقد اقتصادی با انتقاد از عملکرد تیم اقتصادی دولت، خواهان کنار گذاشتن برخورد منفعلانه از سوی بانک مرکزی و وزارت اقتصاد شد.

    متن کامل این گفتگو را می‌توانید در ادامه بخوانید.

    حدود ۶ ماه از آغاز به کار دولت چهاردهم می‌گذرد و اکنون مساله مذاکره هم کنار رفته است. با فرض تشدید تحریم‌ها فکر می‌کنید سیاستگذاری در کشور باید چه تغییراتی بکند؟

    من قبل از اینکه بخواهم به سیاستگذاری بپردازم، لازم می‌دانم انتقاد جدی به سیاستگذاران بکنم. دولت چهاردهم با وعده‌های گوناگونی روی کار آمد اما می‌بینیم در عرض ۵ ماه، ۴۸ درصد از ارزش پول ملی کاسته شده و این ها در شرایطی است که هنوز واشنگتن اقدام به اجرای سیاست «فشار حداکثری» نکرده است. به بیانی صریح‌تر فکر می‌کنم با گذشت ۶ ماه از آغاز به کار دولت، پاشنه آشیل آن مشخص شده است و باید اصلاحات را از خود ساختار تصمیم‌گیران آغاز کنند.

    پاشنه آشیل دولت پزشکیان کجاست؟

    تیم اقتصادی دولت که چنین کشور را رها کرده، پاشنه آشیل آن است. اینکه تمام سطح شهر را تبلیغات خرید طلا آنلاین به خود اختصاص داده، نشاندهنده حرکتی است که اقتصاد در ماههای آینده خواهد داشت و به نظر می‌رسد همان انفعالی که وزرای اقتصادی در مقابل جهش‌های پی در پی و روزمره نرخ ارز داشته‌اند را در بخش‌های دیگر هم نشان خواهند داد.

    به سیاست فشار حداکثری اشاره کردید. چه برآوردی از تبعات این سیاست دارید؟

    محاسبات موجود نشان می‌دهند به ازای هر ۵۰۰ هر بشکه کاهش فروش نفت، ۳تا ۵ درصد نقدینگی بالا می‌رود که طبعا به تورم بالاتر در کل اقتصاد خواهد انجامید. افزایش تورم هم فشار را بر تولید وارد می‌کند و به رکود بیشتر دامن می‌زند.

    اگر فشار ناشی از کاهش فروش نفت از راههای دیگر، مثلا افزایش نرخ حامل‌های انرژی تامین شود، چه مشکلی در پی خواهد داشت؟

    به نکته خوبی اشاره کردی چرا که می‌بینیم تقریبا همه بدنه دولت یک صدا خواهان افزایش نرخ حامل‌های انرژی هستند؛ من به صحبتهای رحمانی فضلی که در سال ۹۸ وزیر کشور بود اشاره می‌کنم که به درستی گفته امروز وضعیت کشور به مراتب بدتر از ۹۸ است و جهش نرخ حامل‌های انرژی می‌تواند به مراتب تبعات سنگین‌تری برای کشور به دنبال داشته باشد.

    هر چند از زمان روی کارآمدن دولت چهاردهم زمان زیادی نگذشته اما می‌بینیم که در همین چند ماه با سرعت در حال رفتن به همان مسیر هستند. این در شرایطی است که بانک مرکزی دیگر گواهی‌های سپرده ۳۰ درصدی خود را تمدید نکرده که این تصمیم فشارها را بر بازارهای مختلف می‌تواند بیشتر کند. به باور من ما در حال رسیدن به نقطه‌ای هستیم که دیگر نمی‌توانند اقتصاد را صرفا با سیاستهای پولی به جلو هدایت کنند.

    فکر می‌کنید اگر فشار حداکثری اعمال شود، وضعیت اقتصادی در سال آینده چه وضعیتی خواهند داشت؟

    برآورد من این است که اگر صادرات نفت ما به صفر برسد، تورم که امروز در کانال ۳۲ درصدی قرار دارد، تا اسفند ۱۴۰۴ وارد کانال ۴۵ تا ۵۰ درصدی خواهد شد. رشد نقدینگی دوباره افزایش خواهد یافت و با ۷ واحد درصد افزایش به ۳۵ درصد می‌رسد که این درواقع زمینه تورم بالای ۴۵ درصدی را فراهم می‌کند. ضمن اینکه رشد اقتصادی کشور هم کاهش می‌یابد و بین صفر تا یک درصد خواهد شد.

    یعنی رشد منفی دوباره تجربه نمی‌شود؟

    چرا ولی اگر یادتان باشد دفعات پیش هم که کشور تحریم شد با یک سال وقفه نرخ رشد منفی شد و این بار هم معتقدم که با فرض تحریم‌های سخت‌تر و حتی صفر شدن فروش نفت در ۱۴۰۴ رشد اندکی تجربه خواهیم کرد اما در ۱۴۰۵ نرخ رشد قطعا منفی می‌شود.

    دلار را می‌توانند تک نرخی کنند؟

    من که فکر نمی‌کنم حتی اراده تک نرخی کردن آن را داشته باشند. روزی که ارز در کشور تک نرخی شود از نظر من روزی خواهد بود که اقتصاد دیگر با هیچ ابر بحرانی مواجه نیست.

    بانک مرکزی و وزارت اقتصاد با اعلام اینکه قصد تک نرخی کردن ارز را دارند سامانه نیما را حذف کردند. این تلاش از نظرتان بی ثمر خواهد بود؟

    آنها چیزی را حذف نکردند بلکه نیما را با سامانه دیگری جابجا کردند. تنها کاری که کردند نرخ دلار نیمایی را که حدود ۴۵ هزار تومان به ۷۰ هزار تومان رساندند و با این اتفاق نرخ ارز بازار از ۶۰ هزار تومان به حوالی ۹۰ هزار تومان رسید. هنوز هم صادرکننده مدعی است که نمی‌صرفد ارز حاصل از صادراتش را وارد کشور کند و این یعنی مکانیسم حاکم بر اقتصاد مشکل دارد.

    فکر می‌کنید تک نرخی کردن ارز زیر فشارهای تحریمی شدید ممکن است؟

    من نمی‌دانم چقدر این محقق شدن با توجه به توان کارشناسی مدیران اقتصادی و وضعیت نیمه جنگی تحریم‌های شدید ممکن باشد. وضعیت امروز اقتصاد کشور کمتر شباهتی به یک وضعیت عادی دارد. برای اینکه ارز تک نرخی شود باید بگویند مرکز مبادله را تعطیل کردیم و ارز به همه بخشهای تعلق بگیرد. در شرایطی که تورم ۴۰ تا ۵۰ درصدی داریم باید با تقاضای وسیعی برای حفظ قدرت خرید مواجه شویم که این بر شدت تقاضای ارز می‌افزاید. به همین دلیل بعید می‌دانم در شرایط تحریمی بتوان به این تقاضا پاسخ داد و رها کردن نرخ به امان خدا هم به معنای تحمیل همه فشارها به سفره و معیشت مردم است.

    به زبانی دیگر در شرایط فعلی تک نرخی کردن تنها زمانی ممکن خواهد بود که اجازه بدهند انقدر ارز گران شود که تقاضا و عرضه به تعادل برسد و این امر به بحران گرسنگی و فقر فزاینده در کشور دامن می‌زند. درواقع با این اقدام ارز تک نرخی می‌شود و رانت از بین می‌رود اما جامعه را به سمت نابودی بر اثر گرانی و گرسنگی سوق داده‌ایم.

    پس شما با افزایش نرخها در شرایط فعلی موافق نیستید؟

    نه نیستم زیرا آزاد سازی اقتصاد مقدم است بر آزادسازی قیمتها و در شرایط فعلی اگر همه قیمتها آزاد شوند، به آزادی اقتصادی نمی‌رسیم.

    چرا تیم اقتصادی را پاشنه آشیل دولت می‌دانید؟

    زیرا منفعل هستند. ببینید تیم اقتصادی مانند کسی است که ماشینش آتش گرفته و از دور تنها نظاره می‌کند و انگار متوجه نیست خودروی خودش در حال سوختن است. در حالی که کشور با بزرگترین جهش‌های ارزی مواجه شده و انواع ناترازی‌ها ما را در بر گرفته، وزیر اقتصاد و رییس کل بانک مرکزی در اوج خونسردی و ریلکسی با مساله برخورد می‌کنند.

    انگار نه انگار که در این کشور پلتفرمهایی تبلیغ می‌کنند که در آن گفته می‌شود با ۵۰ هزار تومان هم می‌توان طلا خرید. دلار در کف قیمتی خود به ۷۰ هزار تومان رسیده و مردم با سرعتی حیرت آور ریال خود را با انواع شبه پول معاوضه می‌کنند. اینها سیگنالهای نگران کننده‌ای هستند که باید وزارت اقتصاد و بانک مرکزی بگیرند اما چیزی که بروز داده‌اند جز بی توجهی نبوده است.

    در شرایط فعلی کشور می‌توانیم انتظار تک رقمی کردن تورم و بازگشت ثبات را داشته باشیم؟

    ببینید تورم واقعا قابل کنترل است، شاید نتوان ناگهان آن را تک رقمی کرد ولی می‌توانیم آن را به کمتر از ۲۰ درصد برسانیم. منتها زمانی دولت می‌تواند ادعا کند که در پی کاهش تورم است که هزینه‌های مازاد بودجه‌ را حذف کند نه اینکه فقط به سفره های مردم فشار آورد. منظور از هزینه‌های مازاد بودجه آن دسته از هزینه‌هایی است که توجیه اقتصادی ندارند ولی دولت می‌خواهد بنزین را گران کند یا اقداماتی از این دست که در نهایت به تورم بیشتر منجر می‌شود. نمی‌توان بودجه‌ها را هر سال سرسام‌آور افزایش داد اما اجازه افزایش دستمزد کارگر و کارمند یا مستمری بازنشستگان را نداد. نباید با سفره‌های مردم و فشار حداکثری به جامعه کاستی‌ها را جبران کرد زیرا تبعات این کارها بسیار سخت خواهد بود.

    پزشکیان به اهمیت ثبات اقتصادی اشاره کرده ولی معتقد است چنین چیزی در اختیار دولت ایران نیست. چنین است؟

    به هیچ وجه. ثبات اقتصادی دست مسئولان دولتی است و این اظهارات پزشکیان اشتباه است. این بانک مرکزی است که سیاستگذار پولی است و رییس آن را هم پزشکیان انتخاب می‌کند. آنها می‌توانند با جلوگیری از ریخت و پاش‌ نرخ رشد نقدینگی را باز هم کاهش دهند. این دولت است و سازمان برنامه و بودجه که باید اصلاحات بودجه‌ای را آغاز کنند ولی نمی‌کنند. بنابراین ضمن اینکه می‌پذیرم تحریم فشاری سنگین به اقتصاد آورده و خواهد آورد و در زیر این همه محدودیت تحریمی نمی‌توان خیلی کارها مانند تک نرخی کردن ارز را انجام داد ولی انضباط بخشی مالی و پولی در دست دولت است.

  • چه شد که کار انرژي در ایران به بحران کشیده شد؟ / مولوی: اگر دولت قبل ترک فعل داشته باید از آن شکایت شود

    چه شد که کار انرژي در ایران به بحران کشیده شد؟ / مولوی: اگر دولت قبل ترک فعل داشته باید از آن شکایت شود

    به گزارش اقتصادران، ناترازي انرژي و كمبود برق در كشور به مرحله بحراني رسيده و از بخش خانگي به بخش توليد هم سرايت كرده است. در روزهاي گذشته سرماي شديد كه به بحران كسري گاز و سوخت دامن زد، تعطيلات اجباري ادارات و مدارس را به‌دنبال داشت تا با اين تعطيلي، بخشي از مصارف گاز و برق كاهش يابد. گزارش مستقلي توسط وزارتخانه‌هاي مرتبط با موضوع انرژي از «اثر اين تعطيلات » بر صرفه‌جويي منتشر نشده.

    اما برخي وبسايت‌ها عنوان كرده‌اند كه با تعطيلي ادارات و مدارس در روزهاي اخير، بين 5 تا 10 درصد در مصرف گاز و حدود 3‌درصد در مصرف برق صرفه‌جويي شده است كه اين ميزان كاهش مصرف، به پايدار ماندن شبكه برق و شبكه گاز كمك كرده و همين مساله ممكن است تعطيلي‌هاي بخش‌هاي اداري و مدارس را ادامه‌دار كند. پيش‌تر شركت توزيع برق به شهرك‌هاي صنعتي اعلام كرده بود دو روز در هفته برق شهرك‌هاي صنعتي قطع خواهد شد اما به يك‌باره ۲۴ آذر ماه در پيامي كه از سوي شركت‌هاي‌ توزيع نيروي برق به شهرك‌هاي صنعتي ابلاغ شد اعلام كردند كه توانير آنها را مجبور كرده تا به مدت نامعلومي برق واحد‌هاي صنعتي را از ۸ صبح قطع كنند. در اين پيام گفته شده از مورخ 25 آذرماه از ساعت ۸ صبح تا اطلاع ثانوي برق اين واحد‌ها قطع خواهد شد.

    علي‌رغم اينكه نيروگاه‌هاي برق ايران بر اساس مصوبه شوراي عالي امنيت ملي از تمام ظرفيت مازوت‌سوزي خود نيز استفاده مي‌كنند، اما به دليل كمبود شديد سوخت، كشور در زمستان با كمبود برق شديد روبه‌رو شده است و خيلي از تعطيلي‌هاي اخير در كشور ناشي از كمبود برق است.

    فعالين صنفي بر اين باورند كه هنوز چند‌ماهي از قطعي‌هاي برق در تابستان نگذشته است كه افزايش تعرفه‌هاي برق و عطف به ماسبق كردن آن از ابتداي سال مطرح شده است و عملا واحدهاي توليدي را به چالش كشيده است و هنوز پيگيري‌هاي جبران خسارت و عدم‌النفع قطعي‌هاي برق به نتيجه نرسيده است كه بازار ارز مبادله‌اي راه‌اندازي شده و همزمان با اين اتفاقات شاهد اخطارهاي جديد قطع برق و گاز در استان‌هاي مختلف هستيم كه فشار جديد و جدي بر واحدهاي توليدي وارد كرده است و در اين بين مسووليت مديريت اين شرايط برعهده وزارتخانه‌هاي اقتصادي دولت است.

    بدون ترديد تعطيلي دو هفته‌اي واحدهاي توليدي و صنعتي تاثير بسيار منفي بر بازار خواهد گذاشت و اگر دولتمردان در اين انديشه‌اند كه با بازكردن پيچ واردات عرضه و تقاضاي ناشي از توليد داخل را متعادل سازند، بزرگ‌ترين كم لطفي در حق توليدكنندگان داخلي را كرده‌اند. بر اساس آمارها خسارات ناشي از خاموشي برق در كشور سالانه به بيش از ۲۵ ميليارد دلار رسيده است و با يارانه‌هاي انرژي برق، برق دزدي‌ها و ماينر‌هاي غيرمجاز سالانه بيش از ۱۸ ميليارد دلار هزينه در بردارد.

    چرا نرخ استهلاك به نرخ سرمايه ثابت رسيد؟

    پيمان مولوي، اقتصاددان در خصوص تعطيلي‌هاي اخير كشور به «اعتماد» گفت: براساس گزارش مراكز آماري مختلف در سال ۱۳۹۸ نرخ استهلاك در كل كشور به نرخ تشكيل سرمايه ثابت رسيده است، تشكيل سرمايه ثابت در بخش ماشين‌آلات و تجهيزات در سال‌هاي گذشته نزولي شده و همين طور به سمت پايين آمده است و در سال ۱۳۹۸ خط استهلاك هم از آن رد شده است.

    اين كارشناس اقتصادي تصريح كرد: پس با وجود اين آمارها مشخص است كه زيرساخت‌هاي كشور به سمت استهلاك بيشتر در حركتند و با وجود عدم سرمايه‌گذاري‌ها اين روند ادامه‌دار است و ممكن است بدتر هم بشود. مولوي با اشاره به مشكلات به وجود آمده در حوزه برق نيز گفت: به جز اقتصاد دستوري و عدم سرمايه‌گذاري‌ها در حوزه برق شاهد آنيم كه قيمت بيت كوين از ۱۰۷ هزار دلار هم فراتر رفته است و ماينينگ‌هاي زيادي هم در كشور در حال استخراج بيت‌كوين هستند و با انباشت خودروهاي بي‌كيفيت در كشور هم مواجه هستيم كه متاسفانه بنزين زيادي هم مصرف مي‌كنند كه تعمير و نگهداري از آنها هم به دليل فقر عمومي به تعويق افتاده است و گاهي اصلا معاينه فني هم نمي‌گيرند و تمامي اين موارد باعث خاموشي‌هاي بيشتر در كشور شده است.

    با ادامه اين رويه نارضايتي‌ها افزايش خواهد يافت

    اين اقتصاددان در ادامه تصريح كرد: ما هنوز به سردترين روزهاي سال نرسيده‌ايم و به نظر مي‌رسد كه روند خاموشي‌ها و كاهش فشار گاز تا بهمن‌ماه هم ادامه داشته باشد. مولوي در پاسخ به اين پرسش كه چرا دستگاه‌هاي اجرايي مانند (وزارت نفت و وزارت نيرو) به فكر ذخيره‌سازي منابع انرژي در اين مدت نبوده‌اند تا با اين تعطيلي‌ها روبه‌رو نشويم، افزود: اين سوال را بايد از وزراي قبلي و وزراي كنوني پرسيد.

    البته دو موضوع مي‌تواند مطرح باشد اول ترك فعل دولت قبلي و دوم ترك فعل دولت كنوني است؛ البته از زمان روي كار آمدن دولت جديد بيش از ۴ ماه است كه مي‌گذرد و اگر قصوري هم در دولت قبلي بوده بايد در اين خصوص شكايت شود. اين كارشناس اقتصادي در مورد اثر تعطيلي شهرك‌هاي صنعتي نيز خاطرنشان كرد: اين مساله تاثير مستقيمي بر حاشيه سود شركت‌ها دارد و اينكه باعث مشكل سرمايه در گردش شركت‌ها خواهد شد، قدرت پرداخت حقوق كارگران را از بين مي‌برد و باعث گسترش نارضايتي‌ها در قشر كارگر و كارفرما خواهد شد. مولوي با بيان اينكه ادامه اين روند باعث كمبود كالا در بازار خواهد شد، خاطرنشان كرد: هرگونه كمبودي در بازار منجر به تورم كالايي مي‌شود.

    واحدهاي توليدي كوچك با يك روز تعطيلي هم به‌شدت ضربه مي‌خورند

    او در پاسخ به اين پرسش كه آيا در اين شرايط راهكار ديگري به جز قطعي برق وجود دارد يا خير افزود: راهكار كوتاه‌مدت در اين خصوص مي‌تواند اين باشد كه در عرض ۶ ماه سرمايه‌گذاري مهمي را براي نگهداري و بهبود حوزه‌هاي مختلف انجام دهيم وگرنه تمامي وصله‌پينه‌هايي كه قرار بود زده شود تاكنون زده شده است.

    اين كارشناس اقتصادي با بيان اينكه مشكل اصلي در كمبود انرژي در كشور و ساير كمبودها ناشي از تحريم‌هاست، افزود: تا زماني كه ما در تحريم هستيم و درآمدهاي نفتي‌مان زياد نشده و با فرار سرمايه مواجهيم و با اقتصادي غير آزاد و رقابتي و ذي‌نفعانه روبه‌رو هستيم چشم‌انداز روشني براي اقتصاد وجود ندارد. مولوي تصريح كرد: شهرك‌هاي صنعتي و واحدهاي كوچك با يك روز تعطيلي يا قطعي برق هم به‌شدت ضربه مي‌خورند اما واحدهاي بزرگ‌تر ممكن است بين يك تا دو ماه تاب‌آوري داشته باشند. اما با توجه به اعلام اين خبر كه مال‌ها و مراكز تجاري هم بايد تعطيل شوند افزايش نارضايتي‌ها شدت مي‌گيرد و به نظر مي‌رسد دولت بايد به فكر چاره‌اي براي اين مشكلات باشد.

    اين كارشناس اقتصادي افزود: اين مشكلاتي كه امروز با آن روبه‌رو هستيم نتيجه كوتاهي‌ها در دولت‌هاي گذشته و به خصوص تحريم‌هاست و نتيجه اقتصاد غيرآزاد و عدم فروش نفت و عدم سرمايه‌گذاري‌ها در دولت دوم آقاي روحاني، دولت آقاي رييسي و فقدان سرمايه‌گذاري‌ها اين روزهاست كه در حال تكرار شدن هم هست و اگر نيم نگاهي به اين روند بيندازيم مي‌بينيم كه نه تنها هيچ تغييري نداشته است بلكه گفتن اينكه اين اسب زين شده يا نشده تنها پرداختن به مسائل انحرافي و خنده‌دار است. او با اشاره به افزايش نرخ دلار نيز افزود: قيمت دلار چند ماهي ثابت بود اما با تصميم بر ايجاد بازار توافقي مجددا شاهد اين رشد قيمت‌ها هستيم و هر زمان كه قيمت دلار افزايشي مي‌شود قدرت خريد مردم و به خصوص قشر متوسط و ضعيف جامعه نيز به‌شدت افت مي‌كند.