برچسب: پیمان مولوی

  • سناریوهای تازه از آینده اقتصاد ایران

    سناریوهای تازه از آینده اقتصاد ایران

    به گزارش اقتصادران، پیمان مولوی طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    با توجه به شرایط کنونی سیاسی و اقتصادی تنها می‌توان تصویری هشداردهنده و تأمل‌برانگیز از وضعیت پیش رو در سال ۱۴۰۵ ترسیم کرد. اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۵ در شرایطی قرار گرفته است که همزمان با تداوم فشارهای تورمی، نوسان نرخ ارز و چالش‌های بودجه‌ای دولت، چشم‌انداز رشد اقتصادی همچنان با عدم‌قطعیت همراه است. در حالی که سیاستگذاران بر مهار تورم و تثبیت بازارها تاکید دارند، فعالان اقتصادی بیش از هر زمان دیگری نگران کاهش قدرت خرید، رکود تولید و تضعیف سرمایه‌گذاری هستند؛ وضعیتی که سال ۱۴۰۵ را به یکی از سال‌های تعیین‌کننده برای مسیر آینده اقتصاد کشور تبدیل کرده است.

    برای سال آینده می‌توان چند سناریوهای تورمی درنظر گرفت؛  سناریوی پایه (ادامه وضع موجود): اگر جنگ منطقه‌ای گسترش نیابد و تحول خاصی در عرصه سیاست خارجی رخ ندهد و صرفا روند فعلی ادامه یابد، نرخ تورم در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ به محدوده ۶۵ تا ۷۰درصد خواهد رسید، اما این پایان کار نیست. اگر همین روند تا پایان سال (اسفند ۱۴۰۵) ادامه پیدا کند و تغییری در متغیرهای بنیادین ایجاد نشود، نرخ تورم نقطه ‌به‌ نقطه می‌تواند به اعداد وحشتناک ۹۰ تا ۹۵درصد نیز دست پیدا کند. این یعنی سطح عمومی قیمت‌ها در پایان سال آینده نسبت به ابتدای آن نزدیک به دو برابر خواهد شد.

    سناریوی (وقوع جنگ یا تشدید تنش): در صورتی که درگیری‌‌های نظامی گسترش یابد، تنش‌ها افزایش پیدا کند و مسیر به سمت صلح حرکت نکند، رشد اقتصادی بسیار محدودتر و حتی منفی خواهد شد. در این شرایط، شکنندگی اقتصاد به حداکثر می‌رسد و تورم ارقام پیش‌‌بینی شده در سناریوی پایه را نیز پشت سر خواهد گذاشت. اختلال در عرضه، تخریب زیرساخت‌ها و افزایش شدید هزینه‌های امنیتی، موتورهای تورم را با قدرت بیشتری به حرکت درمی‌آورد.

     سناریوی (توافق سیاسی): تنها یک سناریو می‌تواند اقتصاد ایران را از این ورطه نجات دهد آن‌هم حصول یک توافق سیاسی پایدار و تغییر مسیر به سمت صلح و کاهش تنش‌های بین‌المللی است. در این حالت، می‌توان انتظار داشت که تورم در سطوح پایین‌تری یعنی حدود ۳۵ تا ۴۰درصد تثبیت شود و چشم‌انداز برای سرمایه‌گذاری تا حدودی روشن‌تر گردد. بحران بزرگ‌تر از تورم؛ توقف سرمایه‌گذاری و خطر «پاکستانی شدن»: با وجود اینکه اعداد تورم ذکر شده بسیار وحشتناک و نگران‌کننده هستند، اما کانون اصلی نگرانی فراتر از تورم است. اقتصاد ایران دچار یک بیماری مزمن و خطرناک‌تر شده است آن‌هم «عدم تشکیل سرمایه ثابت» است.  فرار سرمایه‌گذاران و بلاتکلیفی مهلک: شرایط بلاتکلیفی و بی‌ثباتی در اقتصاد، باعث شده که بسیاری از افراد و بنگاه‌ها دست از سرمایه‌گذاری بردارند. کسی در شرایط ابرتورم و عدم قطعیت، ریسک سرمایه‌گذاری بلندمدت را نمی‌پذیرد. این عدم سرمایه‌گذاری، خود به کاهش عرضه و تشدید تورم دامن می‌زند. در نتیجه، رشد اقتصادی کم می‌شود، اشتغال از بین می‌رود و نهایتا جامعه وارد یک گرداب نزولی می‌شود.  تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در ایران از زمان شروع تحریم‌ها، روندی منفی داشته است. هشدار «پاکستانی شدن» جدی است، ایران با سرعت بالایی به سمت شرایط اقتصادی مشابه پاکستان در حال حرکت است. البته این موضوع را سال‌ها پیش مطرح کرده بودم و اکنون به نظر می‌رسد که در آستانه تحقق آن هستیم. منظور از «پاکستانی شدن»، ترکیب خطرناکی از تورم بالا، رشد اقتصادی پایین، کاهش شدید ارزش پول ملی، فرار سرمایه و افزایش فقر است.  نکته تأسف‌بار اینکه ایران با داشتن منابع عظیم نفت، گاز و سرمایه‌های انسانی، پتانسیل بسیار بیشتری نسبت به پاکستان دارد، اما سوءمدیریت و تحریم‌ها باعث شده که به سمت این شرایط سقوط کند. به لحاظ درآمد سرانه، ممکن است کمتر از یک دهه دیگر به سطح پاکستان نیز برسیم.

    پیش‌بینی تلخ از آینده نزدیک:  نرخ ارز به عنوان یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر زندگی روزمره مردم، برای سال جدید بسیار مهم است، با فرض نرخ تورم ۶۵ تا ۹۵درصدی، میانگین نرخ دلار در سال آینده به ‌طور قابل‌توجهی افزایش خواهد یافت. اگر امروز میانگین نرخ دلار در ۲۰۰ روز گذشته حدود ۱۱۰ هزار تومان باشد، در سال آینده همین میانگین ۲۰۰ روزه (نه نرخ لحظه‌ای) می‌تواند به اعداد بالاتری  برسد.

    در آستانه نقطه شکست:  اقتصاد ایران با ادامه این وضعیت و با پتانسیل عظیمی که دارد، دیگر قادر به ادامه مسیر فعلی نیست. در‌نهایت، اگر نرخ تورم به سطوح بسیار بالا برسد و همزمان سرمایه‌گذاری متوقف شود، جامعه به یک «نقطه شکست» خواهد رسید. در آن نقطه، تقاضا در جامعه دچار سقوط آزاد می‌شود و رکودی عمیق و ویرانگر همه‌چیز را فرا می‌گیرد. نشانه‌های این وضعیت هم‌اکنون در شهرک‌های صنعتی و میان کسب‌وکارها قابل مشاهده است. سال ۱۴۰۵ می‌تواند سال تعیین‌کننده‌ای باشد که مشخص کند ایران به کدام سمت از سناریوهای ترسیم شده حرکت خواهد کرد. اقتصاددان

     

  • پیش‌بینی قیمت دلار و طلا تا یکسال آینده

    پیش‌بینی قیمت دلار و طلا تا یکسال آینده

    به گزارش اقتصادران، تلاطم قیمتی طلا و سکه و دلار در بازار داخلی در حالی چندین ماه است به اوج رسیده که قیمت‌های جدید پشت سر هم کنتور می‌اندازد. افزایش نرخ تورم در کشور و رشد نقدینگی و عدم رشد اقتصادی دست به دست هم داده تا بازار‌های داخلی بیش از پیش شاهد التهابات قیمتی باشند.

    در مقابل، اونس جهانی نیز به دلیل تنش‌های سیاسی در معرض التهابات قیمتی است و در چند ماه اخیر به سرعت از ۲۰۰۰ دلار به بالای ۵۰۰۰ دلار رسیده است. بانک JP Morgan پیش‌بینی کرده است که قیمت طلا تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۶۳۰۰ دلار در هر اونس خواهد رسید، به‌دلیل تقاضای بالا از سوی بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران. در حالی که قیمت طلا اخیراً کاهش یافته، این روند افزایش پیش‌بینی‌شده به‌واسطه تنوع ذخایر جهانی و نقش حیاتی طلا در سبد دارایی‌ها، همچنان ادامه خواهد یافت؛ اما آیا رشد قیمت طلا و سکه و ارز در بازار داخلی بازهم ادامه دارد؟

    تورم ۹۰ درصدی در کمین است!

    در همین زمینه، پیمان مولوی، اقتصاددان در پاسخ به این سوال که «آیا التهابات قیمتی دوباره به بازار طلا و سکه و دلار برمی‌گردد یا خیر؟» گفت: در حال حاضر، نرخ رشد نقدینگی از ۴۰ درصد در آبان ماه گذشته و رشد اقتصادی هم نزدیک به صفر است. این در حالی است که تورم نقطه به نقطه دی ماه نیز در مقایسه با ماه قبل، ۷.۴ واحد درصد افزایش داشته است.

    وی افزود: براساس این داده‌های اقتصادی، تورم ما در دی ماه سال آینده حداقل بین ۷۰ تا ۹۰ درصد است.

    با این دست فرمان، کاهش ارزش پول ملی حتمی است

    این اقتصاددان با بیان اینکه به لحاظ علمی امکان‌پذیر نیست که تورم بین ۶۰ تا ۹۰ درصد باشد و ارزش پول ملی حفظ شود، گفت: ما نمی‌توانیم تورم ۶۰ درصدی داشته باشیم؛ ولی کاهش ۶۰ درصدی ارزش پول ملی را باور نکنیم.

    مولوی افزود: مسئولان به لحاظ سمت و جایگاهی که دارند، نمی‌خواهند در این مورد صحبت کنند؛ ولی ما بر اساس اصول بنیادین علم اقتصاد به این سمت خواهیم رفت.

    این اقتصاددان در مورد قیمت اونس جهانی طلا، گفت: ما با کاهش نرخ بهره در آمریکا رو‌به‌رو هستیم و اگر کوین وارش، رئیس بانک مرکزی آمریکا روی کار بیاید، می‌تواند نرخ بهره را سریع‌تر کاهش دهد. این در حالی است که به ازای کاهش در نرخ بهره، طلای جهانی تقویت خواهد شد.

    به گفته مولوی، بر اساس محاسبات و طبق نرخ رشد نقدینگی، طلای جهانی تا ۴۸۰۰ دلار خود را اثبات کرده است و البته در این مرز قیمتی، ریسک‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک دیده نشده است.

    رشد ۵۰ تا ۶۰ درصدی طلای داخلی تا یکسال آینده

    این اقتصاددان با بیان اینکه ادامه رشد قیمت اونس از رقم ۴۸۰۰ دلار بسته به ریسک‌های جهانی است، گفت: با دو تریلیون دلار خلق نقدینگی تا انتهای ۲۰۲۶ طلای بالای ۵۰۰۰ دلار به راحتی قابل دسترس است.

    مولوی در مورد پیش‌بینی قیمت هر گرم طلا در داخل، طبق داده‌های اقتصادی امروز، گفت: طبق داده‌های اقتصادی امروز یعنی اونس ۵۰۰۰ دلاری و دلار ۱۶۰ هزار تومانی و طلای گرمی ۲۰ میلیونی، با حفظ ارزش دلار جهانی یعنی اونس ۵۰۰۰ دلاری، رشد ۵۰ تا ۶۰ درصدی ارزش ریالی طلای داخلی طی یکسال آینده، محتمل است مشروط به اینکه جنگی اتفاق نیفتد.

    پیش‌بینی قیمت دلار تا یکسال آینده

    این اقتصاددان در مورد پیش‌بینی قیمت دلار گفت: متوسط قیمت دلار طی ۲۰۰ روز اخیر، تقریبا ۱۱۰ تا ۱۱۵ هزار تومان است. میانگین قیمتی دلار در سال آینده در همین بازه زمانی، با همین مفروضات به شرط اینکه جنگی اتفاق نیفتد و فروش نفت ایران به صفر نرسد، رقمی در حدود ۱۸۰ هزار تومان خواهد بود.

    مولوی با بیان اینکه حداقل در متوسط قیمت دلار در بازه یکسال آینده، ۶۰ درصد افزایش خواهیم داشت، گفت: این عدد می‌تواند تا ۳۰ درصد بیشتر یا ۲۰ درصد کمتر باشد.

  • پشت پرده جهش قیمت دلار / مولوی: افزایش قیمت دلار با توجه به روند تورم، اتفاق می‌افتاد

    پشت پرده جهش قیمت دلار / مولوی: افزایش قیمت دلار با توجه به روند تورم، اتفاق می‌افتاد

    به گزارش اقتصادران، خرید دلار و ارز در شرایط نوسان شدید قیمت‌ها افزایش یافته است. دلار معاملات بهمن ماه ۱۴۰۴ را در کانال ۱۳۸ هزار تومانی آغاز کرد. بالاترین قیمت دلار در روز‌هایی که از بهمن می‌گذرد در روز پنج شنبه ۹ بهمن ماه رقم خورد که دلار معاملات آن را در کانال ۱۶۶ هزار تومانی به پایان برد.

    این در حالی است که دلار در روز شنبه ۱۱ بهمن ماه در کانال ۱۶۰ هزار تومانی معاملات را به پایان برد و کاهش حدود ۶ کانالی داشت. در این میان نوسان‌های رفت و برگشتی فضای ترس و ابهام را در بازار دلار و ارز ایجاد کرده است.

    کارشناسان معتقدند این کاهش‌ها مقطعی است و کاهش‌های قیمت دلار در شرایط کنونی نمی‌تواند نشانه‌ای از بازگشت پایدار ثبات به بازار‌ها باشد، زیرا تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که افت‌های مقطعی قیمت، در شرایطی که تورم انتظاری همچنان در سطوح بالایی قرار دارد، اغلب دوام چندانی ندارند؛ اما سوال اصلی این است که قیمت دلار تا پایان سال به چه رقمی خواهد رسید و آیا زمان خرید دلار فرارسیده است؟

    تداوم افزایش چشمگیر قیمت دلار به دلیل تبعیت از تورم

    در همین زمینه، پیمان مولوی، اقتصاددان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «چرا جهش‌های ارزی مرتبا تکرار می‌شود و قیمت دلار در نقطه‌ای متوقف نمی‌شود؟» گفت: افزایش مداوم قیمت دلار و ارز به نظر من طبیعی است، زیرا زمانی که اقتصاد کشور با رشد اقتصادی نزدیک به صفر و تورم بالا روبروست، طبیعی است که با افزایش قیمت دلار و ارز رو‌به‌رو خواهیم شد.

    وی افزود: طبق آمار اعلام‌شده از سوی مرکز آمار، تورم ماهانه دی ماه معادل ۸ درصد و تورم نقطه به نقطه نزدیک به ۶۰ است. اگر تورم ۸ درصدی دی ماه به ترتیب در همه ماه‌ها تا یکسال آینده تکرار شود، تورم نقطه به نقطه دی ماه سال ۱۴۰۵ نزدیک به ۹۰ تا ۱۰۰ درصد خواهد بود و این میزان تورم خود را در قیمت دلار و حوزه‌های دیگر نشان می‌دهد.

    به سمت تورم‌های بالاتر در حال حرکتیم

    این اقتصاددان با بیان اینکه تورم دلیل گرانی دلار نیست، گفت: تورم ترجمه تمام ریسک‌های سیاسی، بین‌المللی، تحریم و اقتصادی است و خطر جنگ خود را در عدم رشد اقتصادی و خلق نقدینگی نشان می‌دهد.

    به گفته مولوی، این مولفه‌ها وقتی خود را در آنجا نشان می‌دهد، می‌بینیم که در دی ماه تورم یک ماه به ۸ درصد رسیده است. طبق این روند، اگر اتفاق دیگری ازجمله جنگ نیفتد و همین روند ادامه پیدا کند، به این معنا که تورم ۸ درصدی دی ماه در بهمن ماه هم تکرار شود و به همین منوال ادامه یابد، تورم نقطه به نقطه دی ماه سال آینده به ۹۰ درصد خواهد رسید؛ یعنی ما به سمت تورم‌های بالاتر در حال حرکت هستیم و عدم رشد اقتصادی تقریبا مشخص است.

    این اقتصاددان با اشاره به تداوم رکود کسب‌وکار‌ها و تاثیر آن بر عدم رشد اقتصادی، گفت: یک ماه است که کسب‌وکار‌های آنلاین به شدت تحت فشارند و این در حالی است که تمام کسب‌وکار‌ها در رکورد به سر می‌برند. این رکود در رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی (GDP) تاثیرگذار است.

    مولوی افزود: اگر این روند ادامه یابد، دامنگیر همه کسب‌وکار‌ها می‌شود و رشد اقتصادی را نزدیک به صفر یا حتی منفی خواهد کرد. ترجمه رشد اقتصادی منفی و یا حتی صفر به همراه خلق نقدینگی تورم است و تمام ریسک‌ها روی آن تاثیر می‌گذارد.

    هشدار نسبت به توقف سرمایه‌گذاری در کشور

    این اقتصاددان به عدم سرمایه‌گذاری فعالان اقتصادی در شرایط کنونی نیز اشاره کرد و گفت: یکی دیگر از متغیر‌هایی که روی تورم تاثیر می‌گذارد، عدم سرمایه‌گذاری است. بسیاری از فعالان اقتصادی در شرایط کنونی، روند سرمایه‌گذاری خود را متوقف کرده‌اند و در حال کوچک کردن کسب‌وکارشان هستند.

    مولوی در مورد پیش‌بینی قیمت دلار تا پایان سال، گفت: وقتی تورم ۶۰ درصدی در دی ماه را شاهد هستیم، این تورم خود را تا پایان سال در قیمت دلار نشان خواهد داد. ادامه این روند تورمی به این معناست که تورم نقطه به نقطه تا دی ماه ۱۴۰۵ بین ۶۰ تا صددرصد خواهد شد.

    افزایش قیمت دلار با توجه به روند تورم، اتفاق می‌افتاد

    این اقتصاددان در پاسخ به این سوال اقتصاد ۲۴ مبنی بر اینکه «آیا جهش قیمت دلار ادامه دارد یا خیر؟» گفت: اسم افزایش قیمت دلار، جهش نیست، زیرا افزایش قیمت دلار با توجه به روند تورمی در ماه‌های گذشته، طبیعی بود و خیلی مشخص است که باید اتفاق می‌افتاد.

    مولوی خاطرنشان کرد: میانگین قیمت دلار در بهمن ماه در حال حاضر به ۱۱۰ هزار تومان رسیده که بار‌ها در مورد آن صحبت کردیم. میانگین یکساله قیمت دلار می‌تواند به ۱۲۰ هزار تومان هم برسد اگر اتفاق دیگری را شاهد نباشیم!

  • رشد اقتصادی با این دست فرمان دولت، صفر است!

    رشد اقتصادی با این دست فرمان دولت، صفر است!

    به گزارش اقتصادران، دو هفته از حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی گذشت و در این مدت دولت تلاش کرد با قانع کردن مردم از طریق افزایش مبلغ کالابرگ و اقناع‌سازی رسانه‌ای مردم را مجاب کند که حذف ارز ترجیحی کالا‌های اساسی درست است.

    هرچند ارز ترجیحی در دورانی که در اقتصاد کشور رواج پیدا کرده بود باعث افزایش رانت و فساد شد و بسیاری از افراد با تشکیل شرکت‌های صوری ارز ترجیحی دریافت کردند؛ اما فراموش نکنیم که تولیدکننده در آن شرایط به شدت در مضیقه بود و با قیمت‌گذاری دستوری از تورم جا مانده بود و اگر حذف ارز ترجیحی نبود در آن برهه شاید بسیاری از شرکت‌هایی که تأمین نیاز اولیه مردم را در دستور داشتند با مشکل جدی و تعطیلی مواجه می‌شدند.

    حذف ارز ترجیحی تبعات اقتصادی زیادی هم برای مردم قشر متوسط و ضعیف جامعه داشته و باعث چند برابر شدن هزینه‌ها شد و افزایش کالابرگ نیز نتوانسته این افزایش قیمت‌ها را جبران کند، زیرا با افزایش قیمت طیف وسیعی از محصولات مواجه شدیم.

    ارز ترجیحی ناشیانه و بدون درک بستر اجتماعی حذف شد

    پیمان مولوی، اقتصاددان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «آیا حذف ارز ترجیحی کالا‌های اساسی، تبعاتی در جامعه خواهد داشت یا خیر؟» گفت: طرح حذف ارز ترجیحی و اختصاص کالابرگ به مردم، ناشیانه، بدون درک بستر اجتماعی و سیاسی اتفاق افتاد.

    وی با بیان اینکه حذف ارز ترجیحی از کالا‌های اساسی موجب خواهد شد که بحران اجتماعی در ایران به هیچ وجه فروکش نکند، گفت: تبعات چنین کاری به سمت بحران‌های کلان خواهد رفت.

    دولت از روی ناچاری روی به حذف ارز ترجیحی آورد

    این اقتصاددان در پاسخ به این سوال اقتصاد ۲۴ مبنی بر اینکه «اقدام دولت چهاردهم برای حذف ارز ترجیحی از کالا‌های اساسی دیر اتفاق افتاد یا زود و آیا باید در زمانی دیگر انجام می‌شد؟» گفت: این کار در اصل، اقدامی نبوده است، بلکه دولت چهاردهم از روی ناچاری، فلاکت و بدبختی این کار را کرد.

    مولوی ادامه داد: دولت مسعود پزشکیان با شعار‌های بسیار زیادی روی کار آمد و حرف‌ها و وعده‌های زیادی را داد؛ اما تاکنون هیچ کدام را نتوانسته است که عملی کند.

    قرعه بی‌تدبیرترین دولت پس از انقلاب به نام دولت چهاردهم افتاد!

    این اقتصاددان با اشاره به قطعی اینترنت بین‌الملل و محدودیت‌های اینترنت، گفت: بیش از ۱۰ روز است که اینترنت قطع است و دولت چهاردهم متهم اصلی آن است. آیا این وعده انتخاباتی آقای پزشکیان بود؟

    مولوی ادامه داد: با چنین اقداماتی، به نظر من، بی‌تدبیرترین دولت بعد از انقلاب اسلامی، همین دولت آقای پزشکیان است.

    پیامد شوک به سفره مردم، افزایش اعتراضات مردمی است

    این اقتصاددان در مورد تبعات این اقدام، گفت: اتفاقی که به دنبال این کار خواهد افتاد، شدیدتر شدن بحران‌های اجتماعی و افزایش اعتراضات مردمی خواهد بود و همه این تبعات از رویِ ندانم‌کاری پزشکیان است.

    مولوی با تاکید بر اینکه استراتژی برای چنین اقدامی وجود ندارد، گفت: بحث بر سر این است که پول و بودجه دولت تمام شده و رئیس‌جمهور مجبور بود این کار را کند.

    این اقتصاددان با تاکید بر اینکه منت این اقدام نادرست را بر سر من و شما می‌گذارند و می‌گویند که این اقدامات، اصلاحات و جراحی اقتصادی است، گفت: نخست اینکه پزشکیان، جراح اقتصادی نیست و تیمش جزو ضعیف‌ترین تیم‌های اقتصادی است.

    به گفته مولوی، بیمار هم مردم نیستند که روی سفره آنها جراحی شده! آن کسی که باید جراحی اقتصادی روی او انجام می‌گرفت، نهاد‌ها و دستگاه‌هایی بود که بودجه دولتی می‌گیرند و در بودجه، ارقامی دریافت می‌کنند.

    رشد اقتصادی با این دست فرمان دولت، صفر است

    این اقتصاددان با انتقاد از دولت چهاردهم، گفت: دولت فعلی، قدرت و اراده و تدبیر لازم را برای چنین کاری اصلا نداشت، زیرا رئیس‌جمهور نه استراتژی اقتصادی دارد و نه فهمی از موضوع! تیم اقتصادی او هم درک و فهمی از موضوع ندارند و تبعات این کار را به سمت بحران‌های بیشتر می‌برند.

    مولوی در مورد رشد اقتصادی در چنین شرایطی، گفت: رشد اقتصادی امسال با این دست فرمان دولت، صفر خواهد بود و در سال آینده به حدود منفی یک درصد خواهد رسید.

  • ۷۰ سال گذشت اما ساختار بودجه در ایران درست نشد که نشد! / مولوی: بودجه دهی به نهادهای بی‌اثر، ظلم به مردم است

    ۷۰ سال گذشت اما ساختار بودجه در ایران درست نشد که نشد! / مولوی: بودجه دهی به نهادهای بی‌اثر، ظلم به مردم است

    به گزارش اقتصادران، هفتاد سال است که بناست ساختار بودجه در ایران اصلاح شود. به هفتاد سال قبل برگردیم. سال ۱۳۲۷ در حالی ۷۰ درصد لایحه بودجه، جاری و ۳۰ درصد عمرانی بود که مجلس در تذکری اعلام کرد که ثروت ملی را نباید هزینه جاری کنید. قرار شد از سال بعد این روند اصلاح شود.

    هفتاد سال گذشت، این روند اصلاح نشد که هیچ، بدتر نیز شد. بعد از هفتاد سال، اکنون ۷۵ درصد اعتبارات هزینه‌ای و ۲۵ درصد غیر از این است. این نشان می‌دهد دولت درگیر مسائل جاری مثل حقوق است.

    از طرفی، هر سال بودجه را با افزایش قیمت حامل‌های انرژی می‌بندند، دریغ از اینکه این افزایش شرایطی پدید می‌آورد که عمده فشارش روی قشر ضعیف و متوسط خواهد بود و بهای این افزایش قیمت را مردم می‌پردازند به این معنا که دست دولت در جیب مردم است.

    در چنین شرایطی، موضوع حذف یارانه نقدی را در بند‌های بودجه می‌آورند. از این محل قرار است دولت منابع و درآمد کسب کند؛ دولت قرار بود هم‌زمان با افزایش قیمت حامل‌ها، یارانه افراد را به خودشان بدهد، اما این گرانی‌ها بدون افزایش قدرت خرید طبقات پایین انجام شد و به همین دلیل، قدرت خرید یارانه به‌مرور کم شد، تا حال هم که داریم حذف می‌کنیم، ضمن اینکه دولت «کمیتش لنگ است!» و نمی‌تواند نیازمندان را شناسایی کند. این در حالی است که با کسری بودجه بزرگی نیز رو‌به‌رو است که فشار تورمی را به همراه دارد. در این میان، مبالغ کلان به نهادهایی می‌دهد که مشخص نیست چه کارکردی برای کشور دارند. با توجه به محدودیت جدی منابع کشور، تخصیص بودجه به نهادهای بی‌اثر، ظلم به مردم است.

    در همین زمینه، پیمان مولوی، اقتصاددان در مورد بودجه سال ۱۴۰۵، می‌گوید: ما چندین دهه است که در مورد کسری بودجه صحبت می‌کنیم. کسری بودجه اگر در مسیر رشد اقتصادی تعریف شود، یک بحث است و اگر کسری بودجه در مسیر عدم رشد اقتصادی باشد، مبحثی دیگر.

    متاسفانه بودجه در ایران مبتنی بر منفعت عمومی نیست

    این اقتصاددان با اشاره به نواقص بودجه در ایران، گفت: متاسفانه بودجه در ایران مبتنی بر منفعت عمومی الزاماً نیست.

    مولوی ادامه داد: وقتی روی ارقام و اعداد بودجه دقت کنیم، می‌‎بینیم که قسمت عمده‌ای از پولی که در بودجه پرداخت می‌شود برای حقوق و دستمزد است. قسمت دیگری نیز که رقم بزرگی نیست، برای بخش‌های عمرانی است. قسمت عمده بخش دیگری از بودجه هم که برای سایر حوزه‌های مختلف پرداخت می‌شود، تقریبا هیچ ربطی به زیرساخت و توسعه و بحث رشد اقتصادی ندارد؛ به این معنا که به GDP و تولید ناخالص داخلی ارتباطی پیدا نمی‌کند.

    دولت ضعیف توان حذف بودجه‌های غیرمولد را ندارد

    مولوی با بیان اینکه دولت لازم نیست بودجه را خیلی دستکاری کند، راه حل آن را اینگونه تشریح کرد: دولت کافی است در ایران، اقتصاد را آزاد کند، به این معنا که آزادی اقتصادی را برای همه به ارمغان بیاورد.

    پافشاری بر بودجه‌ریزی اشتباه

    این اقتصاددان، ساز و کار آزادی اقتصادی را در نحوه نظام ارزی کشور دانست و گفت: تنها کافی است دولت ارز تک نرخی را جایگزین ارز تخفیفی کند. آنگاه شما خواهید دید که اقتصاد کشور در یک نقطه تعادلی قرار خواهد گرفت و بهتر کار خواهد کرد.

    به گفته مولوی، دولت نمی‌تواند این کار را انجام بدهد، چون متاسفانه قدرت، وجاهت و سرمایه اجتماعی لازم برای این کار را ندارد؛ لذا برای ما روشن است که همان روند قدیمی ادامه پیدا خواهد کرد و این روند قدیمی همان ادامه کسری بودجه و بزرگ شدن کسری بودجه خواهد بود. این تجربه اشتباه سالیان سال است که همچنان تداوم می‌یابد.

    پیامد کسری بودجه خلق نقدینگی بیشتر است

    این اقتصاددان در پاسخ به سوال مبنی بر اینکه «این شیوه بودجه‌ریزی چه پیامدی برای کشور دارد؟» گفت: پیامد این روند اشتباه، بزرگ شدن کسری بودجه و خلق نقدینگی در حدود ۳۷ درصد است.

    وی خاطرنشان کرد: کسری بودجه یعنی خلق نقدینگی بیشتر. در واقع تا زمانی که تحریم‌ها، روند خلق نقدینگی و کسری بودجه ادامه دارد، عدم رشد اقتصادی هم تداوم خواهد داشت.

  • طبقه متوسط زیر فشار تورم / شقاقی شهری: موتورهای تورم همزمان روشن‌ شده‌اند / راغفر: بازنده اقتصاد سیاسی در ایران، مردم عادی، کارگران، کارمندان و بازنشستگان هستند

    طبقه متوسط زیر فشار تورم / شقاقی شهری: موتورهای تورم همزمان روشن‌ شده‌اند / راغفر: بازنده اقتصاد سیاسی در ایران، مردم عادی، کارگران، کارمندان و بازنشستگان هستند

    به گزارش اقتصادران، افزایش مجدد نرخ تورم و رسیدن شاخص نقطه‌به‌نقطه به مرز ۵۰درصد، از نگاه سه اقتصاددان برجسته تصویری واحد ترسیم می‌کند؛ تصویری از اقتصادی که زیر فشار ریشه‌های ساختاری، ناکارآمدی سیاست‌های پولی و مالی و بی‌ثباتی انتظارات گرفتار مانده است. حسین راغفر بر نقش شبکه‌های رانتی و بنگاه‌های بزرگ در بازتولید گرانی تاکید دارد، وحید شقاقی‌شهری تورم مزمن را نتیجه خاموش ‌نشدن موتورهای اصلی تورم مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی و شوک‌های ارزی می‌داند و پیمان مولوی افزایش اخیر نرخ تورم را نشانه فرسایش اعتماد عمومی و تشدید فشار بر معیشت طبقه متوسط معرفی می‌کند.  مجموع این تحلیل‌ها تصویری واحد پیش‌ روی اقتصاد ایران قرار می‌دهد؛ مسیری که بدون اصلاحات عمیق، شفافیت مالی و تغییر جهت سیاست‌های کلان، هر ماه تورم تازه‌ای تولید می‌کند و چشم‌انداز ثبات را دورتر می‌برد.

    مرور تورم آبان

    مرکز آمار اخیرا تورم آبان ماه را اعلام کرد. براساس این داده‌ها، در آبان ماه ۱۴۰۴ تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور، ۴۹.۴ درصد بود. به عبارت بهتر خانوارهای کشور به‌طور میانگین، ۴۹.۴ درصد بیشتر از آبان ماه ۱۴۰۳ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌اند. تورم نقطه به نقطه آبان ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با ماه قبل، ۰.۸ واحد درصد افزایش داشته است. درهمین دوره، تورم ماهانه خانوارهای کشور نیز برابر ۳٫۴ درصد اعلام شد. تورم ماهانه برای گروه‌های عمده «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات»، ۴٫۷ درصد و برای گروه‌های عمده «کالاهای غیرخوراکی و خدمات»، ۲٫۶درصد بوده است. در همین مقطع، نرخ تورم سالانه برای خانوارهای کشور به ۴۰.۴ درصد رسیده که نسبت به همین دوره در ماه قبل، ۱.۵ واحد درصد افزایش یافته است.

    فشار پایدار بر دهک‌های متوسط و پایین

    حسین راغفر، اقتصاددان در مورد رشد تورم به «اعتماد» توضیح می‌دهد: تورم نقطه ‌به‌ نقطه آبان به حدود ۴۹ و دو دهم درصد رسیده است که این شاخص میانگین تغییرات قیمت صدها کالاست و با واقعیت تجربه ‌شده توسط دهک‌های مختلف، تفاوت دارد. به باور او خانوارهای کم‌درآمد در ماه‌های اخیر فشار شدیدتری تحمل کردند. این گروه عمدتا وابستگی بیشتری به کالاهای ضروری دارد و با کوچک‌ترین جهش قیمت، ضربه سنگین‌تری دریافت می‌کند ما در مراجعات روزمره مردم به بازار با نگرانی پایدار آنها روبه‌رو هستیم و ترس از استمرار گرانی حضوری دائمی در زندگی پیدا کرده است. بسیاری از خانواده‌ها احساس می‌کنند هیچ نشانه‌ای از آرامش در مسیر شاخص‌های قیمتی قابل مشاهده نیست و این احساس نااطمینانی به استرس مزمن تبدیل شده است. راغفر تاکید می‌کند: بخشی از تورم کشور ماهیت ساختاری دارد و توجه عمومی و حتی دولتی به این بعد بسیار کم است. برای نمونه از سال ۱۳۸۶ بسیاری از بنگاه‌های پتروشیمی با وجود دریافت یارانه‌های گسترده، محصولات خود را با قیمت دلاری به صنایع داخلی عرضه کردند. به نظر او هر تغییر در نرخ ارز اثری مستقیم بر هزینه تولید می‌گذارد و این فشار بلافاصله در بازار مصرف نمایان می‌شود.  به تعبیر راغفر، چنین ساز و کاری مانند ماشین تولید تورم عمل می‌کند و هر روز نقش فعال در خلق موج‌های تازه گرانی دارد و جامعه و حتی بدنه تصمیم‌گیر هنوز نسبت به این نقش پنهان بی‌توجه است و همین غفلت اجازه می‌دهد چرخه فشار قیمتی ادامه یابد.

    راغفر باور دارد بخش قابل‌توجهی از تورم از رفتار بنگاه‌های بزرگ و شبه انحصاری نشأ‌ت می‌گیرد و ساختار خصوصی‌سازی در دو دهه گذشته فضای رانتی ایجاد می‌کند و برخی نهادها از روند افزایش قیمت منتفع می‌شوند. او توضیح می‌دهد: اقتصاد سیاسی تورم در ایران برنده و بازنده مشخص دارد. برنده‌ها گروه‌هایی با دسترسی ویژه به شبکه‌های مالی، صادراتی و منابع ارزی هستند و بازنده‌ها مردم عادی، کارگران، کارمندان و بازنشستگان. به اعتقاد او بخش‌های قدرتمند اقتصادی انگیزه‌ای برای مهار تورم ندارند، زیرا سود مستقیم از آن دریافت می‌کنند و همین مساله امکان اصلاح را کاهش می‌دهد. راغفر می‌گوید: تا زمانی که اصلاحات ساختاری آغاز نشود موتور تورم خاموش نمی‌شود و ضرورت بازنگری در نحوه اداره بنگاه‌های بزرگ وجود دارد، چراکه مدل جاری بر پایه رانت و دسترسی نامتقارن شکل گرفته است. به باور او بازگشت برخی بنگاه‌های حساس به مدیریت دولتی در ظاهر حساسیت‌هایی ایجاد می‌کند اما اگر نظارت شفاف و کارآمد ایجاد نشود وضعیت فعلی ادامه می‌یابد و ادامه این روند امنیت اقتصادی را تهدید می‌کند و شکاف اجتماعی را عمیق‌تر می‌سازد. راغفر با اشاره به سیاست‌های نظام بانکی تشریح می‌کند: بانک‌ها در ایران تمایل گسترده‌ای به سمت فعالیت‌های غیرمولد دارند و منابع را در مسیرهایی هدایت می‌کنند که بازده سریع اما ناسالم دارد.

    به گفته او بانک‌ها بیشترین انرژی را صرف دلالی زمین، ارز، طلا و انواع معاملات سفته‌بازانه می‌کنند و این رفتار از آن رو رخ می‌دهد که تولید صنعتی بازده طولانی و ریسک بالا دارد. راغفر تاکید می‌کند: این الگو ساختار اقتصاد را از مسیر توسعه دور می‌کند و سرمایه را به سمت سوداگری سوق می‌دهد و در نتیجه تورم تقویت می‌شود و تولید در حاشیه قرار می‌گیرد. راغفر در ادامه توضیح می‌دهد: اصلاح نظام مالیاتی نقش کلیدی در مهار روند تورمی دارد و تا زمانی که مالیات بر فعالیت‌های سفته‌بازانه افزایش پیدا نکند موتور انتقال سرمایه به سمت دلالی متوقف نمی‌شود. او در ادامه پیشنهاد می‌دهد: ضروری است تا نرخ‌های مالیاتی برای فعالیت‌های نامولد افزایش یابد تا منابع به بخش‌های تولیدی بازگردد.  به اعتقاد او با این اقدام گردش سرمایه به سمت ارزش‌آفرینی جریان پیدا می‌کند و تکیه اقتصاد بر سودهای بادآورده کاهش می‌یابد. البته بدون اراده سیاسی قدرتمند، چرخه تورم متوقف نمی‌شود. او تاکید می‌کند: اصلاحات ساختاری، بازنگری در خصوصی‌سازی، تقویت نظارت، اصلاح مالیات و تغییر کارکرد نظام بانکی پیش‌شرط‌های اصلی خروج اقتصاد از وضعیت کنونی است. از نگاه او اگر این مسیر آغاز نشود مردم بیش از گذشته تحت فشار قرار می‌گیرند و هیچ امیدی به بازگشت ثبات قیمتی شکل نمی‌گیرد.

    تداوم رشد تورم

    همچنین پیمان مولوی، اقتصاددان درخصوص افزایش نرخ تورم آبان ماه ۱۴۰۴ به «اعتماد» توضیح می‌دهد: روند فعلی تورم نشان می‌دهد که فشار قیمتی بر اقتصاد ایران همچنان در مسیر صعودی حرکت می‌کند و نشانه‌ای از مهار پایدار دیده نمی‌شود. به باور او حتی اگر اقتصاد کشور وارد سناریوهای پرتنش نشود، تورم سالانه به سمت سطوح بالاتر حرکت دارد و امکان عبور از ۴۵درصد در ادامه سال وجود دارد. مولوی تاکید می‌کند: ضمن آنکه رشد اقتصادی در محدوده صفر تا یک درصد می‌ماند و این نرخ نمی‌تواند پشتوانه‌ای برای کنترل تورم ایجاد کند. پایه تورم در اقتصاد ایران از مسیر نقدینگی بالا و رشد شدید پایه پولی تغذیه می‌شود. نقدینگی سالانه بیش از ۵۵درصد رشد می‌کند و این شرایط در غیاب اصلاحات ساختاری، اقتصاد را در مدار تورم مزمن نگه می‌دارد. به گفته او شاخص مدیران خرید از فروردین ماه ۱۴۰۳ تا امروز زیر خط ۵۰درصد قرار دارد و این موضوع نشان می‌دهد بنگاه‌ها در رکود کامل فعالیت می‌کنند و توان تولید و سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد. مولوی اضافه می‌کند: اقتصاد ایران در وضعیتی قرار دارد که هم فشار هزینه‌ها بالاست و هم ضعف تقاضا وجود دارد که ترکیب این دو، تورم ساختاری و مستمر را تقویت می‌کند. او توضیح می‌دهد: بدنه دولت وظایف سنگینی بر دوشش است؛ از مهار کسری بودجه، انضباط مالی، بازآرایی سیاست‌های ارزی تا بازنگری در نحوه اداره شرکت‌های دولتی. ضمن آنکه تنها کسری بودجه مزمن دولت منبع اصلی خلق پول شده و تا زمانی که ساختار بودجه اصلاح نشود، نرخ تورم در سطوح بالا تثبیت خواهد شد. او با بیان اینکه کنترل تورم الزاماتی دارد، می‌گوید: توقف استقراض دولت از بانک مرکزی، تقویت شفافیت مالی، اصلاح رابطه بانک‌ها و بخش واقعی و تعیین تکلیف بدهی‌های انباشته دولت ازجمله الزاماتی است که باید رعایت شود. به باور او، اقتصاد کشور نیازمند انضباط ارزی و بودجه‌ای است و هرگونه تصمیم سیاسی یا اقتصادی بدون توجه به این ملزومات، موج جدیدی از تورم ایجاد می‌کند. اقتصاد ایران در شرایطی حرکت می‌کند که قدرت سیاستگذاری در نهاد دولت با محدودیت جدی مواجه است و تصمیم‌ها بیشتر واکنشی پیش می‌رود. مولوی هشدار می‌دهد: اگر روند فعلی سیاستگذاری‌ها ادامه پیدا کند، نرخ تورم سال آینده نیز در سطح بالای ۴۰درصد باقی می‌ماند و فشار معیشتی بر خانوارها افزایش می‌یابد.پیمان مولوی یادآور می‌شود: کنترل نرخ تورم مسیر بلندمدتی دارد و نیازمند اراده سیاسی، شفافیت بودجه‌ای و بازسازی اعتماد فعالان اقتصادی است.

    موتورهای تورم همزمان روشن‌ شده‌اند

    وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در مورد رشد تورم به «اعتماد» توضیح می‌دهد: اقتصاد ایران امروز در وضعیتی قرار دارد که تمامی موتورهای تورمی به‌طور همزمان فعال هستند و تا زمانی که این ریشه‌ها و موتورهای تورم خاموش نشوند، شرایط اقتصادی کشور بدتر می‌شود. شقاقی‌شهری ادامه می‌دهد: همان‌طور که ریشه‌های یک تب در بدن انسان باید خشک شود تا فرد سلامتی‌اش را بازیابد، اقتصاد نیز تنها زمانی آرام می‌گیرد که این ریشه‌ها مهار شوند.

    او می‌گوید: اکنون ۸ ابرچالش بزرگ اقتصادی به نقطه تلاقی رسیده‌اند. این ابرچالش‌ها شامل بحران آب، بحران انرژی شامل برق، گاز و بنزین، ناترازی نظام بانکی، کسری حساب سرمایه، بحران محیط‌زیست و آلایندگی‌ها، بحران صندوق‌های بازنشستگی و همچنین ریزگردهاست و این چالش‌ها هر کدام به اندازه کافی سنگین و پیچیده هستند، اما هنگامی که همزمان به کشور فشار وارد می‌کنند، شدت تبعات به‌ مراتب بیشتر می‌شود و به‌ صورت مستقیم خود را در شاخص‌های مالی و بودجه‌ای نشان می‌دهد.

    به گفته او، دولت اکنون مدام با کسری بودجه مواجه است، زیرا پیامدهای این بحران‌ها دائما بر بودجه عمومی تحمیل می‌شود و دولت برای جبران این کسری ناچار است از شبکه بانکی و بانک مرکزی استقراض کند یا به انتشار اوراق بدهی روی آورد. این روند درنهایت به رشد نقدینگی و افزایش تورم منجر می‌شود. اتکا به سیاست‌های پولی به‌تنهایی قادر نیست تورم را مهار کند و اقتصاد به اصلاحات جدی در سیاست‌های مالی و بخش واقعی نیاز دارد. او معتقد است مردم امروز به‌ دلیل درگیری همزمان با بحران‌های مختلف دچار سردرگمی و اضطراب شده‌اند. یک روز با قطع برق مواجه می‌شوند، روز دیگر با محدودیت آب یا تعطیلی ناشی از آلودگی هوا و این بی‌ثباتی‌ها سرمایه‌گذار را نیز بلاتکلیف می‌گذارد و فضای نااطمینانی را تشدید می‌کند؛ فضایی که به واسطه تحریم‌ها و بی‌ثباتی‌های کلان اقتصادی پیچیده‌تر نیز می‌شود. از نظر این اقتصاددان، بحران‌های کنونی محصول یک یا دو سال اخیر نیست، بلکه نتیجه بیش از ۴۰ سال خطاهای تکرارشونده در سیاستگذاری اقتصادی است.

    طی این سال‌ها درآمدهای نفتی مانند یک مُسکن عمل کرده و اجازه بروز کامل بحران‌ها را نمی‌داد، اما اکنون که درآمد نفتی تحت فشار تحریم‌ها کاهش پیدا می‌کند، بحران‌ها دوباره سربرمی‌آورند و آشکار می‌شوند. کشور در دهه‌های گذشته بحران‌ها را همراه خود حمل می‌کرد ولی آنها را پنهان نگه می‌داشت؛ اکنون زمان آشکار شدن آنها رسیده است. شقاقی‌شهری ریشه مشترک این بحران‌ها را سیاه‌چاله اقتصاد ایران می‌داند و توضیح می‌دهد: این سیاه‌چاله از پنج مولفه اصلی تشکیل شده است؛ محیط غیررقابتی و انحصاری، اقتصاد دستوری، حضور گسترده شبه‌دولتی‌ها، پیچیدگی و ناسالمی محیط کسب‌وکار و ساختار رانتی و رفاقتی. او تاکید می‌کند: تا زمانی که این سیاه‌چاله فعال است، هر نهاد یا منبعی که وارد آن شود به بحران تبدیل می‌شود. اگر آب وارد آن شود بحران آب پدید می‌آید و اگر برق یا انرژی وارد آن شود، بحران انرژی رخ می‌دهد. این ساختار بیمار به‌گونه‌ای عمل می‌کند که خروجی آن همواره بحران است. او توضیح می‌دهد: هنگامی که بحران‌ها به هم برخورد می‌کنند، آشفتگی اقتصادی تشدید می‌شود و نتیجه آن افزایش کسری بودجه است.

    کسری بودجه نیز از طریق استقراض و رشد پایه پولی به تورم تبدیل می‌شود. چرخه بحران، کسری و تورم تا زمانی ادامه دارد که ساختارهای ناکارآمد اصلاح نشوند و دولت به جای حرکت به سمت اصلاحات ساختاری، مدام درگیر خاموش کردن شعله بحران‌های روزانه است؛ در حالی که بدون اصلاح ریشه‌ای سیاه‌چاله، هیچ سیاستی به نتیجه نمی‌رسد. به گفته شقاقی شهری، پرسش مهم امروز این است که تورم تا چه زمانی ادامه دارد؟ پاسخ این است که مسیر تورم تا زمانی صعودی است که بحران‌ها مهار نشوند، چراکه مهار بحران‌ها بدون اصلاحات اقتصادی و تغییر در حکمرانی امکان‌پذیر نیست. از نظر او، عبور از این وضعیت به معنای عبور از سیاه‌چاله اقتصادی است؛ سیاه‌چاله‌ای که به‌ دلیل ذی‌نفعانی که از وضعیت رانتی و غیررقابتی منتفع می‌شوند، به ‌راحتی از میان نمی‌رود. این استاد دانشگاه می‌گوید: ذی‌نفعان اقتصاد رانتی، دستوری و شبه‌دولتی در برابر هرگونه اصلاح مقاومت می‌کنند و اجازه نمی‌دهند مسیر سیاستگذاری تغییر کند. آغاز اصلاحات نیازمند یک اراده جدی ملی است، اما در شرایط فعلی نشانه‌ای از چنین اراده‌ای دیده نمی‌شود. تا زمانی که این سیاه‌چاله فعال است، بحران‌ها ادامه دارند و تورم نیز در مسیر صعودی باقی می‌ماند.

  • آزادسازی قیمتی بدون آزادسازی اقتصاد یعنی پا گذاشتن روی پوست خربزه‌! / ما با اقتصادی شدیداً ذینفعانه رو‌به‌رو هستیم

    آزادسازی قیمتی بدون آزادسازی اقتصاد یعنی پا گذاشتن روی پوست خربزه‌! / ما با اقتصادی شدیداً ذینفعانه رو‌به‌رو هستیم

    به گزارش اقتصادران، «اگر قیمت بنزین قرار است واقعی شود حقوق ما کی واقعی می شود؟» این سوال از همان سال ۹۸ وقتی یکباره قیمت بنزین افزایش پیدا کرد در میان بسیاری از حقوق‌بگیران مطرح است.

    از یک سو برخی می‌گویند قیمت بنزین از یک بطری آب آشامیدنی ارزان تر است و از سوی دیگر هر تغییر و تحولی در قیمت‌ها مثل بنزین با اقتصاد و معیشت مردم گره خورده است.

    این فقط یک سکانس از بحران اقتصادی کشور است. از نمایی بالاتر که به ماجرا نگاه کنیم ایران هم با بحران‌های سیاست خارجی دست‌وپنجه نرم می‌کند و هم درگیر ناترازی‌های جدی اقتصادی است. این موارد نشان دهنده شرایطی است که کشور در آن اسیر شده. اما چه باید کرد و از کجا باید شروع کرد؟

    سیاست خارجی کشور که به یک معادله چند وجهی تبدیل شده که حل آن آسان به نظر نمی‌رسد. آیا باید آن را رها کرد و سراغ اصلاحات اقتصادی رفت؟ بی‌تردید پیچ و خم اصلاحات اقتصادی کمتر از سیاست خارجی نیست. اینکه ابتدا باید تکلیف کدام ابربحران را مشخص کرد موضوع گفتگو با پیمان مولوی تحلیلگر مسائل اقتصادی است.

    مولوی با نشان دادن تصویر ایران در رتبه‌بندی آزادی اقتصادی (و با استناد به داده‌های موسسه فریزر) به این سوال پاسخ می‌دهد. او که معتقد است اصلاح اقتصادی بدون حل بحران‌های سیاست خارجی ممکن نیست تاکید می‌کند که هرگونه آزادسازی قیمت مثل بنزین مادامی که اقتصاد کشور آزاد نشود همچون پا گذاشتن بر پوست خربزه است.

    مشروح گفتگو با این کارشناس اقتصادی را در ادامه بخوانید.

    *****

    * آقای مولوی راه برون رفت از وضعیت کنونی کشور که از یک سو درگیر بحران‌ سیاست خارجی و از سویی هم درگیر ناترازی‌های اقتصادی هستیم را در چه می‌بینید؟

    ابتدا لازم است درک روشنی از موقعیت فعلی خود داشته باشیم. بدانیم آیا می‌توان امیدوار بود یا نه. مهم‌ترین شاخصی که برای این منظور استفاده می‌کنیم، رتبه آزادی اقتصادی است، که اولین و مهم‌ترین معیار به شمار می‌رود.

    رتبه آزادی اقتصادی پنج زیرمجموعه دارد: ۱- اندازه دولت (Size of Government)۲- مالکیت دارایی و سیستم قضایی ۳- قدرت پول و سیاست‌های پولی (Sound of Money)4- آزادی تجارت خارجی و ۵- قوانین و مقررات.

    با در نظر گرفتن این پنج عامل، رتبه آزادی اقتصادی ایران ۱۵۸ از ۱۶۵ است. ما در کنار کشورهایی مثل آرژانتین، سودان، لیبی، سوریه، ونزوئلا و زیمباوه قرار داریم و چند کشور دیگر مثل مصر و لبنان رتبه‌ای بالاتر دارند.

    وقتی به رتبه آزادی اقتصادی دقت می‌کنیم، خروجی‌های بسیار روشنی بر اساس داده‌ها مشاهده می‌شود.

    ۴۰ کشور با رتبه آزادی اقتصادی بالا، درآمد سرانه ۴۵ تا ۵۰ هزار دلار دارند. ۴۰ کشور بعدی، درآمد سرانه حدود ۲۵ هزار دلار دارند. ۴۰ کشور سوم، درآمد سرانه تقریبا ۱۲ هزار دلار دارند. کشورهایی که در رتبه آخر هستند، مانند ایران، درآمد سرانه ۶ تا ۷ هزار دلار دارند. در واقع بین آزادی اقتصادی و درآمد سرانه رابطه مستقیم وجود دارد.

    رتبه ایران در تجارت خارجی اول است اما از آخر

    * وضعیت ما در زیرشاخص‌ها چگونه است؟ 

    اندازه دولت شامل سرمایه‌گذاری دولت در اقتصاد، ارائه سوبسیدها، خدماتی مانند آموزش و بهداشت با کیفیت و سیاست‌های مالیاتی است. ایران در این شاخص در کنار بنگلادش است، جایی که دولت در بسیاری حوزه‌ها عملاً حضور ندارد و فقط در قیمت‌گذاری دستوری مانند مرغ و تخم‌مرغ دخالت می‌کند. در مقابل، کشورهایی مانند کانادا، حضور دولت و اندازه آن در اقتصاد بسیار بالاست.

    در مالکیت دارایی‌ها هم ایران جزو بیست‌ کشور آخر است. رتبه ایران در تجارت خارجی ۱۶۵ است و در این زمینه آخرین کشور دنیا هستیم. در این لیست کوبا و کره شمالی نیستند.

    در زیرشاخه قدرت پول و سیاست‌های پولی در رتبه ۱۵۹ هستیم و جزو ۱۰ کشور آخر قرار می‌گیریم. در ارتباط با قوانین و مقررات هم جزو بیست‌تای آخر هستیم.

    این داده‌ها نشان می‌دهد که ما با اقتصادی شدیداً ذینفعانه رو‌به‌رو هستیم و دولتی ناکارآمد و اقتصادی با تعداد زیادی ذینفع امور را بر عهده دارند. این موقعیت، نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب مسیر اصلاحات و سیاست‌گذاری‌ها دارد.

    این شرح وضعیت در تعیین اینکه چه می‌توان کرد بسیار تاثیرگذار است.

    تحریم‌ها اقتصاد ایران را ذی‌نفعانه‌تر کرده

    * با این اوصاف این سوال همچنان پابرجاست که اصلاحات اقتصادی و حل بحران سیاست خارجی بدون دیگری ممکن است؟

    نمی‌خواهیم وارد بحث مرغ و تخم‌مرغ شویم، اما وقتی ایران تحریم نشده بود، شاهد بودیم که رتبه آزادی اقتصادی ایران در سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۰ میلادی) حدود ۱۳۰ بود و یک دهه قبل از آن، رتبه آزادی اقتصادی ایران بین ۱۰۰ تا ۱۰۵ بود. این، یعنی تحریم‌ها رتبه آزادی اقتصادی ایران را بدتر کرده، اقتصاد را ذینفعانه‌تر کرده و ما را از چارک سوم به چارک چهارم برده است. این درست است، زیرا درآمد سرانه ایران در سال ۲۰۱۲ نزدیک ۸ هزار دلار بود، اما اکنون زیر ۴ هزار دلار است.

    هرچقدر تحریم‌ها شدیدتر و اقتصاد بسته‌تر شده، ذینفعان قوی‌تر شده‌اند و این خود اکوسیستمی ایجاد کرده که متأسفانه اجازه تغییرات واقعی را نمی‌دهد و در ابعاد اقتصادی و سیاسی تاثیرگذار است. بنابراین، بدون حل تحریم‌ها نمی‌توان کاری انجام داد و از این مخمصه خارج شد، زیرا رقابت و حضور شرکت‌های بین‌المللی و درک ضرورت آزادسازی بازار اهمیت بالایی دارد.

    * آیا می‌شد مثلاً ۱۰ سال پیش با اصلاحات اقتصادی اقدام کرد؟

    بله، می‌شد، اما اکنون کاملاً از آن فاز عبور کرده‌ایم. بنابراین، شما در کنار اصلاحات اقتصادی، حتماً باید روابط بین‌الملل را نیز به سمت حل و فصل تحریم‌ها هدایت کنید.

    اصلاحات اقتصادی و حل بحران سیاسی بدون یکدیگر ممکن نیست

    پس روشن است که اصلاحات اقتصادی و حل بحران سیاسی بدون یکدیگر ممکن نیستند. نمی‌توانید یک کشور به من نشان دهید که با وجود تحریم‌ها رشد اقتصادی داشته باشد. حتی روسیه‌ هم که با این همه تبلیغات و بوق و کرنا رشد اقتصادی محدودی داشته است. دلیلش روشن است: اقتصاد جهان و نظام‌های پولی و بانکی در هم تنیده‌اند. رویای مدینه فاضله بریکس و مشابه آن زمان‌بر خواهد بود. تا آن موقع، سازوکار موقعیت پول و سرمایه‌گذاران متفاوت است. بنابراین، به هیچ وجه نمی‌توانیم بگوییم که این دو بدون دیگری اتفاق می‌افتند؛ یک قسمت آن می‌تواند اما واقعا نیازمند پروسه است.

    مثلاً می‌توان همین الان تجارت ایران را آزاد کرد، اما در کنار آن باید بتوان قیمت دلار را در اختیار صادرکننده قرار داد و بازار را مدیریت کرد. این کار جهش قیمت دلار ایجاد می‌کند و سپس تعادل نسبی در نرخ ارز شکل می‌گیرد. در محدودیت‌ها، به‌طور خودکار برخی کالاها وارد نمی‌شوند؛ اقتصاد ذینفعانه به‌طور طبیعی جلوی آن را می‌گیرد. از سوی دیگر، وقتی دولت ضعیف است و توانمندی لازم برای مدیریت بازار را ندارد، نمی‌تواند این مشکلات را حل کند. به عبارت دیگر، اقتصاد ذینفعانی که به سیستم دو نرخی عادت کرده‌اند، نمی‌تواند به‌سادگی تغییر کند و دولت نیز توانایی اصلاح آن را ندارد.

    نمی‌توان دارایی‌ها را تصاحب کرد و انتظار اصلاحات موثر داشت

    * چه دورنمایی برای انجام اصلاحات اقتصادی در ایران می‌بینید و اصلاحات اقتصادی باید در کدام حوزه‌ها رخ دهد؟

    اگر بحث بین‌الملل را کنار بگذاریم و فرض کنیم می‌خواهیم اصلاحات اقتصادی داخلی را انجام دهیم، اولین گام، اصلاح مالکیت است. در ایران باید مالکیت، به‌ویژه مالکیت بخش خصوصی، محترم شمرده شود. یکی از مظاهر مهم مالکیت، دلارهایی است که صادر می‌شود و در دست بخش خصوصی است. شما نمی‌توانید این دارایی‌ها را به روش‌های مختلف تصاحب کنید و انتظار داشته باشید اصلاحات موثر باشند.

    دومین حوزه، آزادی تجارت خارجی است؛ واردات و صادرات باید آزاد شوند. محدودیت‌های موجود یک حلقه معیوب ایجاد کرده که رشد اقتصادی ایران را محدود، اکوسیستم اقتصادی را نابود و اقتصاد را به سیستمی تبدیل کرده که یک نهاد مشخص تصمیم می‌گیرد که به چه کسی ارز بدهد و به چه کسی ندهد. این خود عامل ضدرشد اقتصادی و ضد تولید است.

    اگر قرار است قیمت بنزین آزاد شود تعرفه واردات خودرو باید صفر شود

    سوم، آزادسازی کل اقتصاد است؛ یعنی اقتصاد باید رقابتی و آزاد شود. تمام قوانین، مقررات و مجوزهایی که محدودیت ایجاد می‌کنند، باید اصلاح شوند. مثال واضح آن، بنزین است: اگر قرار است قیمت بنزین به سمت نرخ فوب حرکت کند، تعرفه واردات خودرو در هر اندازه‌ای باید صفر شود؛ نه اینکه فقط برقی یا هیبرید باشد و یا بنزینی‌ها محدود شوند. این تعرفه صفر باید همراه با اقداماتی برای تامین مالی جایگزینی خودروهای فرسوده انجام شود. جایگاه‌داری هم باید آزاد شود و واردات بنزین به‌صورت کنترل‌شده، اما آزاد، امکان‌پذیر باشد؛ نه اینکه در بورس عرضه شود. هر کسی که استانداردها را رعایت کند، باید بتواند وارد کند و عرضه کند.

    بنابراین، در مورد اصلاحات اقتصادی، آزادسازی اقتصاد پیش از آزادسازی قیمت است یا می‌تواند هم‌زمان با آن اتفاق بیفتد. این چارچوب نشان می‌دهد که کدام اقدامات باید در اولویت قرار گیرند.

    بدون آزادسازی اقتصاد نمی‌توان قیمتها را آزاد کرد

    به نظر می‌رسد که اصلاحات اقتصادی پیش‌شرط‌هایی دارد. نمونه آن، اتفاقی بود که در سال ۹۸ رخ داد؛ قیمت بنزین بدون آماده شدن جامعه اصلاح شد و اتفاقات تلخی به بار آورد. این پیش‌شرط‌ها کدامند؟

    شما بدون آزادسازی اقتصاد نمی‌توانید آزادسازی قیمتی داشته باشید. این موضوع، مانند پوست خربزه‌ای است که بسیاری روی آن پا گذاشته و با مشکلات عدیده‌ای مواجه شده‌اند. آزادسازی اقتصاد و احترام به مالکیت، ضروری است. من باید بتوانم بنزین وارد کنم و عرضه کنم، در جایگاه‌های برق دستگاه نصب کنم و براساس مدل‌های فاینانس، دستگاه‌های شارژ برقی را در خیابان‌ها ارائه کنم. این آزادی مالکیت و واردات و نحوه استفاده از آن علاوه بر آنکه باید وجود داشته باشد باید تضمین شود تا اقتصاد و اکوسیستم آن جان بگیرد. همین موضوع در مواردی مثل دارو، لوازم خانگی، خودرو و بقیه حوزه ها هم صدق می‌کند.

    بدون تضمین حق مالکیت و آزادی اقتصادی هیچ کشوری رشد نمی‌کند

    بدون تضمین حق مالکیت و آزادسازی اقتصادی، هیچ کشوری امکان رشد ندارد. برای نمونه، چین طبق آنچه آقای رونالد کوزی در کتاب «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» توضیح می‌دهد، که این کشور بازار و مالکیت را فهمید؛ احترام به مالکیت در کنار آزادی اقتصادی، ولو با وجود حکومت حزب کمونیست منجر به رشد شگفت‌انگیز اقتصادی شد. البته اخیراً محدودیت مالکیت باعث کاهش رشد اقتصادی چین شده است.

    نکته مهم این است که حتی محدود شدن جزئی مالکیت، سرمایه‌ها را فراری می‌دهد. بنابراین، اقتصاد ایران در هر شرایطی بدون بهبود رتبه آزادی اقتصادی و تضمین حق مالکیت، امکان رشد و توسعه ندارد و اصلاحات اقتصادی و سیاسی نیز ممکن نخواهد بود.

     

  • قیمت دلار تا شب عید به کرانه‌های ۱۲۰ هزار تومان خواهد رسید / گره وضعیت اقتصادی کشور از دست دولت خارج شده است

    قیمت دلار تا شب عید به کرانه‌های ۱۲۰ هزار تومان خواهد رسید / گره وضعیت اقتصادی کشور از دست دولت خارج شده است

    به گزارش اقتصادران، افزایش بی‌سابقه قیمت دلار و ارز در حالی نگرانی‌ها درباره افزایش تورم و تضعیف پول ملی را شدت داده که کارشناسان نسخه‌های متفاوتی را برای جلوگیری از رشد غیرمنطقی بازار دلار و ارز توصیه می‌کنند.

    بازار دلار در ایران در یکساله اخیر و به ویژه طی هفته‌های اخیر شاهد روند صعودی چشمگیری بوده است. دلار آمریکا با عبور از مرز ۱۱۵ هزار تومان، بار دیگر نگاه سرمایه‌گذاران و مردم را به خود معطوف کرده است. کارشناسان اقتصادی تاکید می‌کنند که این جهش‌ها تنها یک نوسان کوتاه‌مدت نیست و ریشه در ضعف سیاست‌های اقتصادی، کاهش ارزش پول ملی و نرخ بالای تورم دارد.

    تورم ۵۰ درصدی تا پایان سال

    پیمان مولوی، اقتصاددان در مورد این موضوع و پیش‌بینی وضعیت بازار ارز تا پایان سال، گفت: موقعیت ارز و شرایطی که برای ارز و دلار در ایران و در اصل برای ریال پیش خواهد آمد، بسیار روشن و واضح است.

    وی افزود: وقتی گزارش آمارِ رشد و خلق نقدینگی را در اقتصاد ایران تا مرداد ۱۴۰۴ که مربوط به ۴ ماه پیش است، مطالعه می‌کنیم و رشد ۳۶ درصدی آن را می‌بینیم، اگر این رشد نقدینگی را در کنار عدم رشد اقتصادی و رشد بین صفر تا یک درصد اقتصادی بگذاریم، حتی اگر همین شرایط تا پایان سال برقرار باشد، به این معنا که بی‌برقی، رشد اقتصادی بین صفر و یک درصد باشد و نقدینگی بیش از این رشد نکند، تورم سالیانه ۴۵ تا ۵۰ درصد را خواهیم داشت.

    کاهش ۵۰ درصدی ارزش ریال تا یکسال آینده

    این اقتصاددان ادامه داد: این سناریو در شرایطی است که عوامل رشددهنده نقدینگی مثل جنگ و تحریم‌های بیشتر اتفاق نیفتد. در چنین شرایطی، تورم سالیانه بین ۴۵ تا ۵۰ درصد خواهد بود و تورم نقطه به نقطه در انتهای سال ۱۴۰۴ از عدد ۵۵ درصد عبور خواهد کرد.

    مولوی در مورد پیش بینی قیمت دلار در شب عید ۱۴۰۵، گفت: متوسط و میانگین ۲۰۰ روزه قیمت دلار روی رقم ۹۷ هزار تومان است. بنابراین، در چنین سناریویی، ریال در ۳۶۵ روز آینده ۵۰ درصد کاهش ارزش خواهد داشت.

    این اقتصاددان در مورد قیمت دلار، گفت: قیمت دلار تا سال آینده و تا شب عید به کرانه‌های ۱۲۰ هزار تومان هم خواهد رسید. این عدد ممکن است در شب عید نباشد و حتی ممکن است قبل از آن یا مثلا در دی ماه اتفاق بیفتد، ولی در هر حال دلار به این سمت حرکت خواهد کرد.

    مولوی، دلایل افزایش قیمت دلار را اینگونه تشریح کرد: موتور رشد نقدینگی و رشد کسری بودجه روشن است. از طرفی موتور رشد اقتصادی خاموش است و عدم قطعیت در اقتصاد ایران در بالاترین سطح خود حتی از زمان جنگ قرار گرفته است و فعالان اقتصادی هیچ چشم‌انداز روشنی از آینده ندارند؛ بنابراین این دلایل موجب شده که قیمت دلار به سمت گرانی حرکت کند.

    گره وضعیت اقتصادی کشور از دست دولت خارج شد

    این اقتصاددان با بیان اینکه دولت فعلی یکی از ناکارآمدترین دولت‌هاست، گفت: دولت با فرافکنی و با عدم درک شرایط، هیچ کدام از وعده‌هایی که داده را نتوانسته است محقق کند و این موضوع باعث سرخوردگی شدیدی در جامعه شده است.

    مولوی در مورد راهکار بهبود شرایط اقتصادی، گفت: گره این کار کاملا از دست دولت خارج است و حتی از حوزه اقتصاد هم خارج است. بنابراین، باید هر کسی که راهکار اقتصادی ارائه می‌دهد از سطح بالاتر به قضیه نگاه کند.

    ارز در اختیار صاحب آن قرار گیرد

    مولوی، راهکار بهبود شرایط فعلی را آزادی کامل اقتصادی دانست و گفت: در شرایط کنونی، بحث‌های ژئوپلیتیک، بحث‌های اقتصاد سیاسی و بحث‌های بین‌المللی بر اقتصاد کشور حاکم شده است. بنابراین، اگر بخواهیم راهکاری بدهیم که این راهکار هم‌اکنون بتواند به وضع موجود کمک کند، این نسخه، آزادی کامل اقتصادی است.

    این اقتصاددان ادامه داد: قبل از راهکار دولت مبنی بر «آزادسازی قیمت»، ما باید اقتصاد را کاملا آزاد کنیم. بدین ترتیب، واردات و صادرات باید آزاد باشد و ارز در اختیار صاحب آن یعنی کسی که صادر می‌کند قرار بگیرد تا بتواند واردات کند و سیستم تخصیص ارز حذف شود. این راهکار برای کوتاه‌مدت است؛ وگرنه در غیر این صورت همین مسیر تورم و افزایش قیمت ارز ادامه خواهد یافت.

    وی خاطرنشان کرد: از آزادسازی اقتصادی به عنوان یک مُسکن می‌توان استفاده کرد؛ آن هم به خاطر ساخت اقتصاد ایران که یک ساخت ذینفعانه است به هیچ وجه امکان‌پذیر نیست، زیرا دولت به دلیل کوچک شدن، توانایی این کار را ندارد.