برچسب: پول ملی

  • سرنوشت بورس پس از حذف ۴ صفر از پول ملی

    سرنوشت بورس پس از حذف ۴ صفر از پول ملی

    به گزارش اقتصادران، مجلس شورای اسلامی هفته جاری لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی را تصویب کرد. اقدامی که گفته می‌شود بیش از آنکه آثار اقتصادی قابل ملاحظه‌ای داشته باشد، بازخوردهای روانی خواهد داشت. با این حال اما به نظر می‌رسد، با حذف چهار صفر از پول ملی، تغییرات و دگرگونی‌هایی در صورت‌های مالی شرکت‌ها ایجاد شود و از این جنبه چنین مصوبه‌ای برای بازار سرمایه بااهمیت خواهد بود. اما تاثیر عینی و عملی حذف صفرها بر بازار سرمایه چه خواهد بود و آیا ممکن است پیامدهایی نیز برای بورس داشته باشد؟

    حذف صفرها از پول ملی، فضای روانی تورم را مدیریت می‌کند

    عظیم ثابت، کارشناس بازار سرمایه با اشاره به هدف اصلی طرح حذف چهار صفر از پول ملی اظهار کرد: «این اقدام عمدتا برای مدیریت فضای روانی تورمی طراحی شده است.» ثابت با اشاره به ساختار اجرایی طرح افزود: «ستاد ملی با حضور مقامات ارشد، از جمله معاون سیاست‌گذاری پولی بانک مرکزی، برای مدیریت فرآیند حذف چهار صفر تشکیل شده است.»

    حذف صفر از پول ملی به‌تنهایی مشکلات ساختاری اقتصاد را برطرف نمی‌کند

    ثابت با تاکید بر محدودیت‌های این طرح بیان کرد: «هدف از حذف صفرها ارتقای جایگاه پول ملی و ساده‌سازی مبادلات مالی است، اما این اقدام به‌تنهایی مشکلات ساختاری اقتصاد را برطرف نمی‌کند.» او با اشاره به تغییر واحد پول توضیح داد: «با حذف چهار صفر، واحد پول از ریال به تومان تغییر می‌یابد و ارزش اسمی آن ساده‌سازی می‌شود.»

    تقویت تولید و کاهش کسری بودجه بیش از حذف صفرها به تقویت ارزش پول ملی کمک می‌کند

    این کارشناس بازار سرمایه با تاکید بر ریشه‌های تورم اظهار داشت: «کنترل تورم از طریق مدیریت کسری بودجه، حذف قیمت‌گذاری دستوری، و تقویت تولید داخلی ضروری است.»

    او با اشاره به تجربه‌های جهانی افزود: «حذف صفرها در برخی کشورها نتایج مثبتی داشته، اما بدون سیاست‌های مکمل، مانند مدیریت بودجه و حمایت از تولید، تاثیر آن محدود خواهد بود.» ثابت تاکید کرد: «تقویت تولید و کاهش کسری بودجه به مراتب بیش از حذف صفرها به تقویت ارزش پول ملی کمک می‌کند.»

    حذف ۴ صفر از پول ملی برای معامله‌گران، مدیران مالی و حسابداران چالش‌برانگیز می‌شود

    این کارشناس بازار سرمایه با هشدار درباره تاثیر حذف صفرها بر بازار سرمایه گفت: «با حذف چهار صفر از پول ملی صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی و فرابورسی نیازمند بازنگری هستند تا از سردرگمی در گزارشگری مالی جلوگیری شود.»

    او با اشاره به پیچیدگی‌های این تغییر افزود: «این اقدام برای معامله‌گران، مدیران مالی و حسابداران چالش‌برانگیز خواهد بود، به‌ویژه در تطبیق ارقام مالی با واحد پول جدید.»

    بازار سرمایه باید با تشکیل کارگروه‌، به‌تدریج تغییرات پول ملی را اعمال کند

    ثابت با تاکید بر ضرورت تشکیل کارگروه‌های تخصصی خاطرنشان کرد: «بازار سرمایه باید با تشکیل کارگروه‌هایی، به‌تدریج این تغییر را اعمال کند تا معامله‌گران و سرمایه‌گذاران با ارقام جدید هماهنگ شوند و از سردرگمی جلوگیری شود.» او افزود: «برای مثال، تعداد زیادی از سهام شرکت‌های بورسی و فرابورسی تحت تاثیر این تغییر قرار می‌گیرند و نیازمند بازنگری در ادبیات مالی و گزارشگری هستند.»

    حذف صفرها مبادلات را ساده‌تر می‌کند

    ثابت با اشاره به مزایای حذف صفرها اظهار کرد: «این طرح حجم اسکناس‌های در گردش را کاهش می‌دهد و در هزینه‌های چاپ پول صرفه‌جویی می‌کند.» او با هشدار درباره محدودیت‌های این مزایا بیان کرد: «بدون مدیریت صحیح و برنامه‌ریزی دقیق، این مزایا تاثیر محدودی خواهند داشت و ممکن است به ابهامات مالی در بازار منجر شود.» ثابت با تاکید بر اهمیت هماهنگی افزود: «برای تحقق مزایای این طرح، هماهنگی بین نهادهای مالی و بازار سرمایه ضروری است.»

    آموزش ارقام جدید ابهامات روانی را رفع می‌کند

    این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به آثار روانی حذف صفرها گفت: «این طرح ممکن است در ابتدا در بازار سرمایه ابهام ایجاد کند، هرچند مردم در گفتار روزمره با ارقام ساده‌تر مانند ۱۵۰ تومان به جای ۱۵۰ هزار تومان مانوس هستند.» او با توضیح تفاوت بین گفتار روزمره و گزارشگری مالی افزود: «تفاوت بین گفتار روزمره و ثبت مالی می‌تواند در کوتاه‌مدت سردرگمی ایجاد کند، به‌ویژه در صورت‌های مالی شرکت‌ها.»

    ثابت با تاکید بر لزوم آموزش گفت: «بازار سرمایه و ناشران باید با برنامه‌های آموزشی، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران را با ارقام جدید آشنا کنند تا از ابهامات روانی و مالی کاسته شود.» او با ارائه مثال توضیح داد: «افزایش یک ریالی در قیمت سهام پس از حذف صفرها معادل افزایش ۱۰ هزار ریالی پیش از این تغییر است و معامله‌گران باید به این موضوع آگاه باشند تا از برداشت‌های نادرست جلوگیری شود.»

    حذف ۴ صفر از پول ملی بر ارزش ذاتی سهام شرکت‌ها تاثیری ندارد

    ثابت با اشاره به زمان‌بر بودن این فرآیند خاطرنشان کرد: «تطبیق با ارقام جدید زمان‌بر خواهد بود و نیازمند برنامه‌ریزی دقیق از سوی ناشران و سازمان بورس است تا از سردرگمی در معاملات جلوگیری شود.» این کارشناس بازار سرمایه در پایان تاکید کرد: «این طرح بر ارزش ذاتی سهام شرکت‌ها تاثیری ندارد، اما از منظر روانی و ثبت مالی ممکن است پیچیدگی‌هایی ایجاد کند که با آموزش و برنامه‌ریزی قابل مدیریت است.»

    به گفته کارشناسان اقتصادی، این لایحه ارقام صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی را به‌طور ظاهری کوچک‌تر می‌کند، اما ارزش واقعی دارایی‌ها، بدهی‌ها و حقوق صاحبان سهام تغییری نمی‌یابد. این اصلاح، ثبت‌های حسابداری را ساده‌تر کرده و مقایسه‌پذیری بین‌المللی گزارش‌های مالی را بهبود می‌بخشد. با این حال، شرکت‌ها باید صورت‌های مالی خود را با واحد پولی جدید بازنویسی کنند، که ممکن است هزینه‌های حسابرسی و نرم‌افزاری را افزایش دهد.

    همچنین، این تغییر می‌تواند بر نسبت‌های مالی مانند سود هر سهم (EPS) اثر بگذارد، زیرا تعداد صفرهای ارقام کاهش می‌یابد و ممکن است درک سهامداران از عملکرد شرکت تحت تاثیر قرار گیرد. از سوی دیگر، حذف صفرها می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران خارجی را تقویت کند، اما در کوتاه‌مدت ممکن است به سردرگمی در تحلیل‌های مالی منجر شود. در نهایت، موفقیت این اصلاح به شفافیت اطلاع‌رسانی و آموزش سهامداران بستگی دارد تا از سوءتفاهمات مالی جلوگیری شود.

  • ریال از نفس افتاد / زیر پوست اقتصاد جنگی ایران چه می گذرد؟

    ریال از نفس افتاد / زیر پوست اقتصاد جنگی ایران چه می گذرد؟

    به گزارش اقتصادران، اقتصاد ایران این روزها نه‌فقط در صفحات رسمی و گزارش‌های آماری داخل کشور بلکه در تیترها و تحلیل‌های رسانه‌های جهانی نیز بازتابی گسترده یافته است. تحریم‌ها، سقوط ریال، تورم مزمن و تاب‌آوری جامعه ایرانی، به موضوعی فراتر از مرزها بدل شده‌اند؛ موضوعی‌که اکنون در اتاق‌های خبر نیویورک و لندن، همان‌قدر مورد بحث است که در خیابان‌های تهران.در نگاه رسانه‌های بین‌المللی، اقتصاد ایران صحنه‌ای از کشاکش همزمان فشار و مقاومت است؛ میدان رویارویی سیاست و معیشت که در آن مردم می‌کوشند در برابر امواج تحریم و بی‌ثباتی، راهی برای ادامه زیست اقتصادی بیابند. رسانه‌های بین‌المللی هریک با روایتی متفاوت اما تصویری مشابه تلاش کرده‌اند ایران را از پشت پنجره تحریم‌ها و واقعیت‌های روزمره‌اش بخوانند؛ روایتی از اقتصادی که در میان محدودیت‌ها هنوز نفس می‌کشد و در عین آسیب‌پذیری، بر توان بقا تکیه دارد. گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌هایی چون نیویورک‌تایمز، اکونومیست و تلگراف نشان می‌دهد که اقتصاد ایران در نگاه بیرونی، به صحنه‌ای چندوجهی تبدیل شده است؛ صحنه‌ای که در آن تحریم، سیاست و زندگی روزمره درهم تنیده‌اند. غرب از بیرون، کشوری را می‌بیند که زیر بار فشارهای مالی و محدودیت‌های سیاسی، هنوز با شبکه‌ای از راه‌های جایگزین، اقتصاد خود را زنده نگه داشته است. در تحلیل‌های جهانی، ایران همزمان در دو تصویر متناقض ظاهر می‌شود: تصاویری که غرب از ایران روایت می‌کند؛ کشوری گرفتار در حلقه تورم و انزواست، در سوی مقابل چهره‌ای است که مسوولان ایرانی‌ از خود به جهان مخابره می‌کنند؛ کشوری است برخوردار از توان بقا و نوعی پایداری اجتماعی که در منطقه کم‌نظیر است.

    روزهای سخت‌تر در راه است

    نیویورک‌تایمز در پایان نتیجه می‌گیرد: اقتصاد ایران بار دیگر به صحنه‌ تقابل میان سیاست و معیشت تبدیل شده است؛ صحنه‌ای که در آن فشارهای بیرونی و چالش‌های درونی، همزمان مسیر آینده را تعیین می‌کنند.

    زیر پوست اقتصاد جنگی ایران

    ریالی که از نفس افتاد

  • واکنش اقتصاددانان به حذف چهار صفر از پول ملی

    واکنش اقتصاددانان به حذف چهار صفر از پول ملی

    به گزارش اقتصادران، سرانجام دیروز با تصویب نمایندگان رسما فرآیند حذف ۴صفر از پول ملی ایرانیان آغاز شد. در جلسه علنی یکشنبه ۱۳مهر، نمایندگان در جریان بررسی گزارش کمیسیون اقتصادی در مورد ایرادات شورای نگهبان لایحه اصلاح قانون پولی و بانکی کشور با حذف ۴ صفر از پول ملی موافقت کردند. رییس کمیسیون اقتصادی در واکنش به این تصمیم مجلس گفت: «حذف ۴ صفر از پول ملی باعث تسهیل مبادلات مالی می‌شود.» اما مطابق معمول مانند هر تصمیم دیگری، این تصمیم نیز موافقان و مخالفانی دارد. «تعادل» برای ارزیابی موضوع تلاش کرده تصویری از مهم‌ترین دیدگاه‌های اهالی اقتصاد در خصوص این تصمیم را فراهم کند.

     فرشاد مومنی: حذف صفر از پول ملی جنبه نمایشی دارد. مجلس بدون اخذ تضمین‌های لازم نباید زیر بار حذف صفرها می‌رفت.

       آلبرت بغزیان: حذف ۴صفر هر چند در برخی کشورها انجام شده، اما این کشورها قبل از این اقدام زیرساخت‌های لازم برای انجام چنین تصمیمی را فراهم ساختند. بدون انجام این اصلاحات حذف ۴صفر به تنهایی نمی‌تواند گرهی از هزار توی اقتصاد ایران باز کند. از منظری خاص این اقدام ممکن است خود عاملی برای افزایش تورم شود.

       حسین صمصامی: حذف صفر از پول ملی فقط یک عملیات حسابداری است و تاثیری بر حل مشکلات اقتصادی ندارد.

       عباس علوی‌راد: اقتصاد ایران دچار بی‌ثباتی و مشکلات ساختاری پیچیده و حل نشده است. بدون در نظر گرفتن دلایل این بی‌ثباتی و مهار بی‌ثبات‌کننده‌ها، حذف صفرهای پول ملی نه ضرورتی دارد و نه مشکلی را حل خواهد کرد.

     حسین سلاح‌ورزی: تورم که مهار نمی‌شود، موانع تولید و مشکلات فضای کسب و کار هم که مورد بی‌توجهی است، از حکایت سوزناک بی‌انضباطی مالیه و ناکارآمدی خدمات عمومی هم که نگوییم بهتر است!لابد اعضای هیات دولت فکر کرده‌اند اگر این تغییر را هم در واحد پول ملی ندهند، خلق‌الله دچار تردید می‌شوند که مملکت اصولا حکمرانی اقتصادی هم دارد؟!

        پیمان مولوی: به جای حذف ۴ صفر از پول ملی و تاکید بر ظاهر ماجرا می‌توان چند کار را در دستور قرار داد:

    ١. اجرای قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار به صورت کامل و تمام قد

    ٢. کاهش دخالت دولت در بازارها و تصمیمات یک شبه

    ٣.اولویت دادن اقتصاد به موضوع اصلی کشور و افزایش درآمد سرانه مردم

    ۴.آغاز اصلاحات در سیستم بانکی و استفاده از افراد توانمند و کارآمد با دانش روز

    ۵.ایجاد فضای مشترک در کلیت اقتصاد ایران

        محمد طبیبیان: این کار هیچ اثر واقعی مثبتی ندارد، در شرایط فعلی بار هزینه چاپ میلیون‌ها برگ اسکناس و ضرب میلیون‌ها سکه جدید را هم به همراه دارد که به یک معضل جدید تبدیل خواهد شد مثل تجدید کارت‌های ملی .

       محمدرضا منجذب: چنین حرکتی در اقتصاد در شرایطی قابل توصیه است که اقتصاد در شرایط تورمی شدیدی نباشد تا بتواند آثار مطلوب خود را به جای گذارد، زیرا با تورم شدید مجدد بعد از مدتی تعداد صفرها از منظر مصرف‌کننده افزایش می‌یابد و عملا آثار مثبت چندانی نخواهد داشت و لذا به نظر می‌رسد در حال حاضر بهتر است این سیاست به زمانی موکول شود که سیاستگذار بر مشکل تورم شدید فائق آمده باشد.

       طهماسب مظاهری: ریال، هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ عملی دیگر معنای اولیه خودش را از دست داده، حذف چهار صفر از پول ملی اقدامی ضروری و الزامی است.

       میثم موسایی: حذف صفر از پول ملی فقط بازی با کلمات و بخش غیرواقعی اقتصاد است. در شرایط کنونی هر اقدامی و هرگونه دستکاری قوانین و سیاستگذاری‌های هیجانی تنها بهانه‌ای برای سرگرم کردن مردم و رسانه‌هاست.

       محمدحسین ادیب: در همه دنیا، پول ملی هر کشور در مقابل پول ملی کشورهای دیگر، ضریبی از یک است مثلا یک پاوند معادل ١.٢١ دلار است. در ایران یک دلار معادل ١٢٠٠٠٠ ریال است و این معقول نیست اگر چهار صفر برداشته شود یک دلار ١٢ تومان می‌شود که البته یک مقدار تند است و باید پنج صفر برداشته شود یعنی یک دلار معادل ١.٢ تومان باشد و مقامات بانک مرکزی مقداری با احتیاط عمل کردند.

       فتح‌الله تاری: کنترل تورم با حذف صفر از پول ملی یک اقدام بی‌نتیجه خواهد بود. مضاف بر اینکه در حال حاضر عموم مردم در مکالمات و محاورات خود به ‌صورت عادی، یک صفر را از واحد پول حذف می‌کنند.

       حسن سبحانی: استدلال اقتصادی برای حذف صفر از پول ملی نشده است، یک استدلال هزینه‌ای شده که برای مثال به این شکل هزینه‌های چاپ پول برای ما کم می‌شود و سهولت حمل‌ونقل و این‌طور بحث‌ها هست، اما اینکه متغیرهای اقتصادی اصلاح می‌شود، تولید رونق و تورم کاهش پیدا می‌کند را نه کسی ادعا کرده و نه باید منتظر آن باشیم.

       عباسعلی ابونوری: یکی از زیرساخت‌های مورد نیاز برای حذف صفر از پول ملی، نبود تحریم و جنگ اقتصادی در کشور است. نکته قابل ‌توجه اینکه حتی در شرایط غیرتحریمی نیز اتخاذ چنین تصمیمی باید با در نظر گرفتن تبعات آن و مصلحت‌اندیشی اقتصادی انجام شود.

  • حذف چهار صفر از پول ملی؛ فریب چشم یا راه حل اقتصادی؟

    حذف چهار صفر از پول ملی؛ فریب چشم یا راه حل اقتصادی؟

    به گزارش اقتصادران، مجلس شورای اسلامی با تصویب لایحه حذف چهار صفر از پول ملی، ریال را از ۱۰ هزار ریال فعلی به واحد جدید «یک ریال برابر با ۱۰ هزار ریال فعلی» تغییر داد. این تصمیم با اکثریت ۱۴۴ رای موافق، ۱۰۸ مخالف و ۳ ممتنع اتخاذ شد و هدف آن، به گفته موافقان، تسهیل محاسبات مالی و روان‌تر کردن معاملات روزمره اعلام شده است.

    تجربه‌های پیشین در کشور‌های مختلف نیز نشان داده است که حذف صفر، زمانی مؤثر است که با کنترل تورم، مدیریت نقدینگی و اصلاحات اقتصادی ساختاری همراه باشد. در غیر این صورت، این اقدام تنها باعث تغییر ظاهری ارقام و هزینه‌های چاپ اسکناس و اصلاح سیستم‌های بانکی می‌شود، بدون آنکه قدرت خرید مردم بهبود یابد یا تورم مهار شود.

    وضعیت بازار‌ها نیز همچنان آشفته است. نرخ ارز، طلا و کالا‌های اساسی در نوسان است و مردم با قیمت‌های روزانه دست و پنجه نرم می‌کنند. حتی کالا‌های خرد و ضروری در سطح خرده‌فروشی، تحت تأثیر تورم بالا، به تدریج با افزایش قیمت مواجه شده و خرید‌های روزمره به یک مسئله حساس و برنامه‌ریزی‌شده تبدیل شده است. در چنین شرایطی، حذف صفر از پول ملی نمی‌تواند از فشار‌های معیشتی مردم بکاهد و تنها به نوعی نمادسازی برای مردم و جامعه بین‌الملل شباهت دارد.

    از سوی دیگر، نگرانی‌هایی نیز درباره اجرای عملیاتی و زیرساختی این قانون وجود دارد. بانک مرکزی موظف شده ظرف دو سال مقدمات دوره گذار را آماده کند و آیین‌نامه اجرایی نیز سه ماه پس از لازم‌الاجرا شدن قانون تنظیم شود. این زمان‌بندی نشان می‌دهد که تغییر واحد پولی یک فرآیند پیچیده و زمان‌بر است و ممکن است هزینه‌های اضافی، سردرگمی در معاملات و حتی ایجاد مشکلات در سیستم‌های بانکی و حقوقی را به دنبال داشته باشد.

    در نهایت، حذف چهار صفر از پول ملی اگرچه می‌تواند ساده‌سازی محاسبات و زیبایی بصری ارقام را به همراه داشته باشد، اما بدون کنترل تورم، اصلاح ساختار‌های بانکی و ایجاد ثبات اقتصادی، عملاً تأثیری بر زندگی روزمره مردم نخواهد گذاشت. اقتصاد ایران هنوز درگیر بحران‌های عمیق و نوسانات متعدد است و تغییر واحد پول، بدون اصلاحات جامع، تنها نمادی از تغییر است و نه راه‌حل واقعی.

  • حراجی زیبایی پول ملی ایران قطعی شد / حذف چهار صفر راهگشاست؟

    حراجی زیبایی پول ملی ایران قطعی شد / حذف چهار صفر راهگشاست؟

    به گزارش اقتصادران، حالا پول ایران بی‌ارزش‌ترین پول جهان است. این واقعیتی است که سبب شده مقامات ایران در فکر جراحی زیبایی پول ایران باشند چرا که تجربه‌ی جهانی نشان داده است حذف صفر از پول ملی در دوره‌های تورمی کارایی چندانی نخواهد داشت و صفرها در موج‌های تورمی لافاصله بازگشت‌شان را تضمین خواهند کرد.

    مشروح مصوبه چیست؟

    رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از رفع ایرادات شورای نگهبان به لایحه موسوم به حذف ۴ صفر از پول ملی در جلسه این کمیسیون خبر داد.

    شمس‌الدین حسینی گفته است: دولت دوازدهم لایحه اصلاح ماده ۱ قانون پولی و بانکی کشور را به مجلس ارائه کرده بود که با تصویب قانون جدید بانک مرکزی در سال ۱۴۰۲، برخی مواد قانون قبلی از جمله مواد ۱، ۳ و ۴، نسخ شد؛ بنابراین دیگر نمی‌توانستیم قانون پولی و بانکی را داشته باشیم و لازم بود اثرات این تغییرات بر لایحه دولت بررسی شود.

    حسینی درباره تغییر واحد پولی گفت: در لایحه دولت پیشنهاد شده بود عنوان پول از «ریال» به «تومان» و واحد خُرد پولی به «قِران» تغییر کند، اما با توجه به تصریح بند (الف) ماده ۵۸ قانون بانک مرکزی مبنی بر اینکه واحد پول ایران «ریال» است، کمیسیون اقتصادی رأی داد نام پول ملی همچنان «ریال» باقی بماند. همچنین، واحد خرد پول مطابق مصوبه قبلی یعنی «قِران» تأیید شد. بر این اساس، هر ریال جدید معادل ۱۰ هزار ریال فعلی است و باید توجه کرد هر ریال جدید معادل ۱۰۰ قِران خواهد بود.

    ابهام شورای نگهبان چه بود؟

    رییس کمیسیون اقتصادی درباره ابهام شورای نگهبان مربوط به تعهدات ایران به صندوق بین‌المللی پول گفت: با توجه به وارد بودن این ابهام، مطرح شد که برابری پول های خارجی نسبت به ریال جدید و نرخ خرید و فروش ارز توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در چهارچوب نظام حاکم و با رعایت ذخایر ارزی و تعهدات قانونی کشور محاسبه شده و نیازی به ذکر صریح آن در برابر صندوق بین المللی پول وجود ندارد زیرا قانون عضویت به صندوق بین‌المللی پول به‌قوت خود باقی بوده و تعهدات قانونی را در این محل حاکم می‌دانیم.

    ریال ماند

    حسینی در توضیح اصلاح تبصره‌های اجرایی، گفت: در تبصره ۲ ماده واحده، طریقه جمع‌آوری و شرایط خروج اسکناس و سکه ریال را عطف کرده بود به مواد بند (ب) ماده ۳ و بند (ج) ماده ۴ قانون پولی و بانکی کشور که حذف شده بود، اما این ارجاع امکان پذیر نبود لذا این مورد را در کمیسیون ناظر به بندهای (خ) و (د) ماده ۵۸ قانون بانک مرکزی اصلاح کردیم. از طرفی در تبصره ۵ به نوعی تهیه آیین‌نامه اجرایی پیش‌بینی شد تا آیین‌نامه اجرایی این ماده واحده توسط بانک مرکزی تهیه شود و پس از تایید هیأت عالی بانک مرکزی به هیأت وزیران ارسال شود.

    وی در پایان تاکید کرد: با این اصلاحات، هم ایرادات شورای نگهبان برطرف شد و هم ماده واحده با قانون جدید بانک مرکزی هماهنگ گردید. حذف ۴ صفر و تغییرات کمی واحد پولی مطابق پیشنهاد دولت و مصوبه مجلس حفظ شد و تنها تغییر، استفاده از واژه «ریال» به جای «تومان» بود.

    حذف چهار صفر راهگشاست؟

    در این میان ان‌چه اهمیت دارد پاسخ این سئوال مهم است. این‌که حذف چهار صفر در شرایط کنونی راهگشاست؟

    بسیاری از کارشناسان با دیده‎ی تردید به این سئوال می‌نگرند و از پاسخ مثبت بدان ابا دارند. کارشناسان متعددی با استناد به تجربیات جهانی می‌گویند حذف صفر در دوره‌های تورمی کارساز نیست و بسیاری از کشورهایی که چنین اقدامی را در دوره‌هایی با این خصوصیات کرده‌اند به اجبار به بازگشت صفرها تن داده‌اند. موفق‌ترین کشورها در حذف صفر کشورهایی هستند که در دوره‌های ثبات اقتصادی دست به این تغییر زده‌اند اما ایران در شرایط کنونی در وضعیتی بی‌ثبات با ریسک‌های سیاسی به سر می‌برد.

    تغییر عجیب قیمت دلار در فاصله تصویب قانون حذف چهار صفر

    اوایل مرداد ماه بود که کمیسیون اقتصادی تصمیم گرفت تا زمان اعلام نظر شورای نگهبان و تعیین تکلیف این موضوع، وارد بررسی جزئیات نشود. از ششم مرداد ماه تا امروز که این حذف چهار صفر به مصوبه‌ی قانونی بدل شد، ارزش پول ملی ایران ۲۹ ردصد کاهش یافته و از کانال ۸۹ هزار تومان به کانال ۱۱۵ هزار تومان ورود کرده است . با توجه به سرعت رشد قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی بسیاری از کارشناسان این سئوال را مطرح می‌کنند که تا چه میزان می‌توان به ثمربخش بودن چنین اقدامی امید بست؟

    کارشناسان چه می‌گویند؟

    احمد حاتمی یزد، کارشناس امرو بانکی می‌گوید حذف چهار صفر اقدامی غیرضروری و فاقد اهمیت و اولویت در شرایط گنونی است . حاتمی به تجربه کشورهایی مانند ترکیه، زیمبابوه و آرژانتین اشاره کرد و تأکید کرد که حذف صفر به تنهایی هیچ تأثیری بر عوامل بنیادی اقتصاد ندارد و اصلاح ساختارهای بانکی و کنترل نقدینگی باید در اولویت باشد. او در پایان گفت که اگر امروز مسئول سیاست‌گذاری پولی بود، اجرای این طرح را متوقف می‌کرد و منابع مالی را صرف اصلاحات اساسی می‌کرد.

    آلبرت بغزیان، نیز این موضوع را مانند سنگ‌فرش کردن پیاده‌رو در پایان یک پروژه عمرانی می‌داند، در حالی که هنوز مراحل ابتدایی اصلاحات طی نشده است. بغزیان با اشاره به مسائل اقتصادی کلان مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی، تحریم‌ها، نبود سرمایه‌گذاری خارجی و ضعف رقابت در بازار تأکید می‌کند که پیش از هرگونه تغییر ظاهری پول، این مشکلات باید حل شوند.

    کامران ندری، اقتصاددان دیگر، در گفت‌وگو با خبرآنلاین، حذف چهار صفر را اقدامی بدون تأثیر بر کاهش تورم خواند و گفت زمان مناسبی برای اجرای آن نیست. به گفته وی، حذف صفرها تنها فرآیندهای حسابداری را ساده‌تر می‌کند و تأثیر قابل توجهی بر حفظ ارزش پول ملی یا کنترل تورم ندارد.

    در مقابل شمس‌الدین حسینی در گفتگو با خبرگزاری خبرانلاین گفته است: هدف اصلی از حذف پهار صفر، ساده‌سازی سیستم، تسهیل معاملات و افزایش شفافیت در محاسبات کلان اقتصادی است. هر اقدام اقتصادی فلسفه و هدف مشخص خود را دارد و حذف صفرها نیز در همین چارچوب قابل فهم است.

    نکته اما اینجاست که بسیاری از کارشناسان معتقدند که صفرها نرفته به پول باز می‌گردند و این عمل در حقیقت شبیه عمل زیبایی برای بیماری است که نیاز به پیوند قلب دارد.

  • انبار باروتی به نام «اقتصاد ایران» / آنقدر پول داغ می‌شود که هیچ‌کس دیگر نمی خواهد پول نگه دارد!

    انبار باروتی به نام «اقتصاد ایران» / آنقدر پول داغ می‌شود که هیچ‌کس دیگر نمی خواهد پول نگه دارد!

    به گزارش اقتصادران، هفته گذشته جلسه ستاد تنظیم بازار تشکیل شد و معاون اول رئیس‌جمهور از برخورد جدی دولت با گران‌فروشی و احتکار خبر داد. محمدرضا عارف گفت: «با توجه به شرایط خاص کشورمان، وزارت جهاد کشاورزی موظف است با هر سازوکار و بهره‌گیری از توانایی‌ها و کمک‌های اتحادیه‌ها در اصلاح قیمت گوشت مرغ برنامه‌ریزی کند.» به نظر می‌رسد این سیاست به معنی در پیش بودن موج تورم است. در سال‌های گذشته هر زمان تورم مهیبی در راه بود، دولت با تشکیل جلسات تنظیم بازار سیگنال آن را صادر کرده است. هر زمان تورم افزایش می‌یابد، دولت به‌جای اینکه تورم را کنترل کند، قیمت‌ها را کنترل می‌کند و با ابزارهای کنترل و تعزیر به جنگ بازار و بازاریان می‌رود.

    بنا بر گزارش صبا نوبری در هفته نامه تجارت فردا، در حال حاضر هر روز به میزان هشت‌‌هزار میلیارد تومان به حجم نقدینگی در اقتصاد افزوده می‌شود و واضح است که افزایش حجم پول و نقدینگی، باعث افزایش دسته‌جمعی قیمت کالاها و خدمات و ایجاد التهاب در بازارها می‌شود. اما جالب است دولت باز هم با تکیه بر ابزار فشار و تعزیرات و تنظیم بازار به جنگ بازار برخاسته است. یعنی سیاست‌گذاری که خودش مسبب این بحران است، تلاش می‌کند آثار و عواقب اشتباه‌هایش را با سرکوب و تنبیه بازار جبران کند. درحالی‌که متوسط تورم حال حاضر در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد سیر می‌کند، ریسک افزایش به سطوح سه‌رقمی به دلیل کسری بودجه ۸۰۰ هزار میلیارد‌تومانی، تحریم‌ها و ناترازی انرژی وجود دارد.

    تعریف ابرتورم

    پیش از ورود به بحث، لازم است تعریفی از ابرتورم ارائه شود. مفهوم ابرتورم، جهان‌شمول و ثابت نیست و ماهیت آن بسته به تاریخچه و شرایط هر اقتصاد متغیر است. برای اقتصادی که سال‌ها متوسط تورم‌های تک‌رقمی را تجربه کرده، جهش به نرخ‌های ۵۰درصدی می‌تواند شوک ابرتورم ایجاد کند. اما در ایران، شرایط متفاوت است. به گفته فرشید اسلامبولچی، اقتصاد ایران دهه‌هاست که به بیماری تورم مزمن دورقمی مبتلاست و این نرخ، بخشی از واقعیت ساختاری آن شده است.

    اقتصاد ایران همانند انبار باروت است که با عوامل مزمن داخلی مستعد اشتعال شده، اما برای انفجار نهایی نیازمند جرقه است. فرشید اسلامبولچی بر این باور است با وجود ضعف‌های ساختاری داخلی، دو عامل خارجی می‌تواند نقش ماشه را ایفا کند و اقتصاد را به سمت جهش تورمی سوق دهد.

    دو عامل سرنوشت‌ساز

    نخستین و مهم‌ترین عامل، سرنوشت تحریم‌ها و میزان فروش نفت ایران است. در شرایط فعلی، چین به‌عنوان شاه‌کلید حیات نفتی ایران عمل می‌کند. اسلامبولچی در این‌باره می‌گوید: «مکانیسم ماشه رویداد مهمی است که می‌تواند شرایط کنونی را تحت‌تاثیر قرار دهد. مهم‌تر از آن، این است که چین به‌عنوان خریدار اصلی نفت ایران چقدر در عمل با تحریم‌های سازمان ملل همراهی کند و خرید نفت از ایران را کاهش دهد.» او بر این باور است هرچند پکن در ظاهر اعلام کرده تحریم‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد، اما فشار آمریکا، به‌ویژه در جنگ‌های تعرفه‌ای، می‌تواند این کشور را وادار به کاهش خرید نفت از ایران کند. ازآنجاکه عملاً تنها خریدار نفت ایران چین است، هرگونه کاهش معنادار در فروش نفت، می‌تواند باعث شوک ارزی شدید شود. جهش‌های ارزی در اقتصاد ایران همواره پیش‌قراول موج‌های تورمی بوده‌اند و تکرار سناریوی مشابه سال ۱۳۹۷، این‌بار با شدت بیشتر، دور از ذهن نیست.

    دومین عامل بالقوه، وقوع درگیری نظامی جدید است. اسلامبولچی تاکید می‌کند جنگ جدید، پتانسیل قطعی برای تبدیل تورم بالا به ابرتورم را دارد، چراکه «به احتمال زیاد پیامدهایش از جنگ قبلی شدیدتر است». در چنین شرایطی، فروپاشی کامل انتظارات عمومی رخ می‌دهد. مردم به این نتیجه می‌رسند که دولت دیگر هیچ قدرتی برای کنترل اوضاع ندارد و بانک مرکزی توانایی مهار چاپ پول برای تامین هزینه‌های جنگ را ندارد. اینجاست که اعتماد به پول ملی به نقطه صفر می‌رسد. به گفته او: «در آن شرایط مردم در اصل انتظار دارند که دیگر پول یعنی ریال ایران عملاً جایگاه خودش را از دست می‌دهد، به‌خاطر اینکه دیگر بانک مرکزی عملاً قدرت کنترل را ندارد.» فروپاشی اعتماد، همان نقطه‌ای است که پول ملی به «پول داغ» تبدیل شده و مردم برای خلاص شدن از آن، به هر کالایی هجوم می‌برند و چرخه ابرتورم را تکمیل می‌کنند.

    اگر تحریم و جنگ، جرقه‌های خارجی‌اند، موتور اصلی و داخلی که سال‌هاست اقتصاد ایران را به سمت این پرتگاه هل می‌دهد، ترکیبی از کسری بودجه ساختاری و سیاست فاجعه‌بار «سرکوب قیمت‌ها» است. دولت‌ها در ایران، به‌جای حمله به ریشه تورم یعنی رشد نقدینگی ناشی از کسری بودجه، همواره به جنگ معلول، یعنی قیمت‌ها، رفته‌اند. این سیاست به باور اسلامبولچی یکی از اصلی‌ترین دلایل وضع فعلی اقتصاد است.

    او این سیاست را دور باطل و شکست‌خورده می‌داند: «سرکوب قیمتی همان‌طوری که ۵۰ سال است دولت‌ها در ایران این کار را می‌کنند، هیچ‌وقت جواب نمی‌دهد و بعد از این هم جواب نمی‌دهد.» منطق سیاست معیوب، ساده است. دولت تلاش می‌کند با ابزار تعزیرات و فشار، قیمت یک یا چند کالا را به‌صورت دستوری پایین نگه دارد. این کار نه‌تنها تورم را کنترل نمی‌کند، بلکه به تعبیر اسلامبولچی، «فرآیند فنری» ایجاد می‌کند. قیمت برای مدتی سرکوب می‌شود، اما فشار آن در جای دیگری آزاد شده و درنهایت با جهش شدیدتر خودش را نشان می‌دهد. در گذشته این فرآیند بیشتر در مورد نرخ ارز دیده می‌شد، اما امروز در مورد تمام کالاها و با فواصل کوتاه در حال تکرار است.

    وجه ویرانگر این سیاست، تاثیر آن بر بخش تولید است. اسلامبولچی بیان می‌کند: «کاری که دولت می‌کند، سرکوب قیمت یعنی همان سرکوب تولید است.» وقتی قیمت کالایی به‌صورت دستوری پایین نگه داشته می‌شود، تولید آن کالا دیگر صرفه اقتصادی ندارد. درنتیجه، سرمایه‌گذار جدید وارد آن بخش نمی‌شود و تولیدکنندگان فعلی نیز یا از چرخه تولید خارج می‌شوند یا فعالیت خودشان را کاهش می‌دهد. نتیجه این اختلال در تولید، به «کمبود عرضه» منجر می‌شود. کمبود عرضه در بلندمدت، برخلاف نوسان‌های تقاضا، به‌سادگی قابل جبران نیست و به عاملی برای جهش‌های قیمت در آینده تبدیل می‌شود. این به معنای شرایط رکود تورمی است. وضعی که در آن هم تولید کاهش و هم قیمت‌ها افزایش می‌یابد.

    علاوه بر این، سرکوب قیمت‌ها «فضای رانتی» ایجاد می‌کند. جایی که قیمت دستوری و قیمت بازار تفاوت فاحشی دارند، فساد و احتکار شکل می‌گیرد. عده‌ای با دسترسی به منابع ارزان، کالاها را احتکار می‌کنند که در زمان مناسب با قیمت‌های گزاف به فروش برسانند. این سیاست نه به نفع مصرف‌کننده است و نه تولیدکننده. تنها به تضعیف ساختار تولیدی، کاهش رشد اقتصادی و درنتیجه، افت قدرت خرید مردم می‌انجامد.

    جیب مردم

    ریشه سیاست‌های غلط همچون سرکوب قیمت‌ها و رشد بی‌رویه نقدینگی، به مسئله ساختاری «کسری بودجه دولت» بازمی‌گردد. دولت برای جبران شکاف عظیم میان درآمدها و هزینه‌هایش، ناچار است به روش‌هایی متوسل شود که هر یک به‌نوعی به شعله‌ور شدن تورم دامن می‌زنند.

    به گفته اسلامبولچی، گزینه‌های دولت برای تامین کسری محدود و هرکدام به بن‌بست نزدیک شده‌اند. نخستین راه، فروش اوراق قرضه است. دولت در سال جاری حجم عظیمی از اوراق را فروخته و قصد فروش مقادیر بیشتری را نیز دارد. اما این راهکار ظرفیت محدودی دارد. او اشاره می‌کند: «اینکه دولت تا شش ماه بعد قرار است نزدیک ۶۰۰ هزار میلیارد تومان دیگر اوراق بفروشد که بتواند کسری بودجه‌اش را تامین کند، فشار شدیدی به بخش خصوصی و بانک‌ها می‌آورد. نرخ‌های بالای بهره بین‌بانکی گواه این است که بانک‌ها برای تامین نقدینگی زیر فشار شدید هستند و توان بیشتری برای خرید اوراق دولتی ندارند.» گزینه دوم، افزایش مالیات است. این راهکار نیز در شرایطی که بخش تولید زیر بار انواع فشارها ازجمله هزینه‌های انرژی، نوسان‌های ارزی و کاهش قدرت خرید قرار دارد، عملاً ناممکن است. فشار مالیاتی بیشتر بر تولید، به معنای تیر خلاص به همان بخش نحیفی است که قرار است موتور رشد اقتصادی باشد.

    وقتی این دو مسیر به بن‌بست می‌رسند، تنها یک راه برای دولت باقی می‌ماند، استقراض از بانک مرکزی یا همان چاپ پول بدون پشتوانه. این دقیقاً همان فرآیندی است که به رشد بی‌رویه و نامتناسب نقدینگی می‌انجامد و متوسط تورم ۴۰درصدی فعلی را رقم می‌زند. اگر شوک‌های بیرونی همانند تشدید تحریم‌ها نیز به‌وقوع بپیوندد، دولت برای تامین هزینه‌ها چاره‌ای جز افزایش تصاعدی سرعت چاپ پول ندارد و این، مسیر مستقیم ورود به قلمرو ابرتورم است.

    مسئله اعتماد

    ابرتورم تنها پدیده پولی نیست؛ بلکه پدیده روانی و اجتماعی است. تورم‌های بالا زمانی به ابرتورم تبدیل می‌شود که مردم اعتمادشان را به‌طور کامل به پول ملی و توانایی دولت برای کنترل اوضاع از دست بدهد. اسلامبولچی فرآیند را این‌گونه توصیف می‌کند: «ابرتورم قاعدتاً زمانی اتفاق می‌افتد که مردم اعتمادشان را به پول ملی از دست می‌دهند. این‌قدر پول داغ می‌شود که هیچ‌کس دیگر پول نمی‌خواهد نگه دارد، چون می‌داند که به‌سرعت ارزشش را از دست می‌دهد. اگر امروز آن ریالش را خرج نکند، فردا نصف می‌شود.» بی‌اعتمادی مطلق، سرعت گردش پول را به شکل سرسام‌آوری افزایش می‌دهد. همه تلاش می‌کنند ریالشان را در سریع‌ترین زمان ممکن به کالا، دلار، طلا یا هر دارایی دیگری تبدیل کنند. این هجوم برای خرید، به افزایش قیمت‌ها دامن زده و چرخه خودتقویت‌شونده و ویرانگر را ایجاد می‌کند که مهار آن تقریباً غیرممکن است. این وضع، در سناریوی جنگ جدید به محتمل‌ترین گزینه تبدیل می‌شود.

    آمارها علیه واقعیت

    یکی از نکات مهمی که اسلامبولچی به آن اشاره می‌کند، شکاف عمیق میان آمارهای رسمی تورم و آن چیزی است که مردم در زندگی روزمره‌شان لمس می‌کنند. نرخ تورم رسمی که از سوی مرکز آمار اعلام می‌شود، براساس «سبد مصرفی خانوار» محاسبه می‌شود. این سبد قرار است الگوی مصرف جامعه را نمایندگی کند. اما مشکل اینجاست که این سبد سال‌هاست به‌روزرسانی نشده است.

    او بر این باور است: «اگر این سبد به‌روز شود، نرخ تورم بیشتر از اینهاست. یعنی عملاً نرخ تورمی که همین الان هم اعلام می‌شود دقیق نیست. به‌طور مثال، اگر می‌گویند متوسط تورم نزدیک ۴۰ درصد است، مردم متوسط تورم ۸۰ درصد را احساس می‌کنند.» در شرایطی که جهش‌های شدید قیمت و ارز، الگوی مصرف خانوارها را به‌کلی دگرگون کرده و بسیاری از کالاها را از سفره آنها حذف کرده است، اتکا به سبد قدیمی برای محاسبه تورم، تصویر غیرواقعی و خوش‌بینانه از وضع کنونی ارائه می‌دهد. عدم تطابق آمار با واقعیت، به بی‌اعتمادی عمومی دامن می‌زند و این احساس را تقویت می‌کند که سیاست‌گذار نه‌تنها توان کنترل شرایط را ندارد، بلکه حتی درک درستی از ابعاد بحران نیز ندارد.

     

    مدل آرژانتین

    در مواجهه با چنین بحرانی، همواره صحبت از «جراحی‌های بزرگ اقتصادی» و «اصلاحات ساختاری» به میان می‌آید. برخی به تجربه کشورهایی همانند آرژانتین اشاره می‌کنند که با اجرای سیاست‌های ریاضتی شدید، موفق به کنترل ابرتورم شدند. اما آیا چنین راهکاری در ایران امروز قابل‌اجراست؟

    پاسخ اسلامبولچی منفی است. او بر این باور است اجرای چنین اصلاحات دردناکی، پیش از هرچیز نیازمند پشتوانه عظیم مردمی و «سرمایه اجتماعی» است. دولت باید بتواند مردم را قانع کند که این سختی‌ها موقتی بوده و به آینده‌ای بهتر منجر می‌شود. او می‌گوید: «تا وقتی که دولت ایران آن سرمایه اجتماعی را به ‌دست نیاورد، اصلاحات اساسی اقتصادی عملاً زمینه را برای آشوب ایجاد می‌کند.» اشاره او به حوادث سال ۱۳۹۸، شاهدی بر این مدعاست که جامعه‌ای که سال‌ها زیر فشار شدید اقتصادی بوده و قدرت خریدش را از دست داده، تحمل شوک‌های جدید را ندارد.

    به باور او، کلید اصلی در بازسازی این اعتماد نهفته است و اینکه دولت بتواند به مردم نشان بدهد آینده‌ای وجود دارد. بر این اساس دولت این‌طور به مردم نشان می‌دهد که می‌توانند بلندمدت برنامه‌ریزی کنند و تصمیم بگیرند. تا زمانی که مسائل بنیادین در حوزه سیاست خارجی و تحریم‌ها حل نشود و چشم‌انداز روشنی برای آینده ترسیم نشود، هرگونه تلاش برای اصلاحات ساختاری از درون، به دلیل فقدان این سرمایه اجتماعی، محکوم به شکست است. دولت‌ها در ایران در وضع «دولت در بحران» گرفتار شده‌اند. وضعی که در آن تنها به مدیریت روزمره بحران‌ها می‌پردازند و فاقد قدرت و اراده لازم برای انجام اصلاحات ریشه‌ای است.

    در پایان می‌توان گفت پاسخ به این پرسش که آیا ابرتورم در کمین ایران است؟ قطعی نیست، اما مسیر حرکت اقتصاد به‌وضوح نگران‌کننده است. اقتصاد ایران روی بستری از مسائل جدی همانند کسری بودجه ساختاری، رشد نقدینگی افسارگسیخته و سیاست‌های شکست‌خورده‌ای همچون سرکوب قیمت‌ها قرار گرفته است. این بستر آماده، تنها به جرقه نیاز دارد که شعله‌ور شود. این جرقه می‌تواند تشدید تحریم‌ها و قطع شریان نفتی از سوی چین یا وقوع درگیری نظامی جدید باشد. هریک از این سناریوها با ایجاد شوک ارزی شدید و فروپاشی کامل اعتماد عمومی، می‌تواند اقتصاد را به ورطه ابرتورم بکشاند. در غیاب سرمایه اجتماعی برای اجرای اصلاحات ساختاری و تا زمانی که دولت در چرخه معیوب مدیریت بحران گرفتار است، ریسک حرکت به سمت تورم‌های سه‌رقمی و تحقق سناریوی تلخ ابرتورم، تهدید جدی است.

  • حذف صفرهای ریال تغییری در قدرت خرید مردم ایجاد نمی‌کند / ۳۵ سال زمان می برد تا ارزش پول ملی دوباره به شرایط امروز بازگردد

    حذف صفرهای ریال تغییری در قدرت خرید مردم ایجاد نمی‌کند / ۳۵ سال زمان می برد تا ارزش پول ملی دوباره به شرایط امروز بازگردد

    به گزارش اقتصادران، علی حیدری در گفت‌وگویی، با بیان اینکه حذف صفر از پول ملی ایران از جمله مباحثی است که سال‌ها در محافل کارشناسی مطرح بوده و اکنون با تصویب و برنامه‌ریزی اجرایی، بیش از هر زمان دیگری به مرحله تحقق نزدیک شده است، اظهار کرد: این اقدام، اگرچه در ظاهر تغییری در ارزش واقعی دارایی‌ها و قدرت خرید ایجاد نمی‌کند، اما به باور تحلیلگران اقتصادی، گامی در جهت بازسازی و جلب اعتماد عمومی به پول ملی و اصلاح کارکردهای مبادلاتی است.

    کاهش شدید ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی؛ از دلایل حذف صفر

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: یکی از دلایل مهم طرح حذف صفر، کاهش شدید ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی است. این وضعیت نه تنها آثار اقتصادی داشته، بلکه به نوعی بر غرور و هویت ملی نیز لطمه وارد کرده است. کاهش بیش از حد ارزش ریال، موجب دشواری در محاسبات، بی‌اعتمادی در فضای بین‌المللی و سنگینی روانی در معاملات شده است. بازتعریف واحد پولی و کوتاه‌تر شدن اعداد می‌تواند بخشی از این آسیب روانی را جبران کند.

    وی خاطر نشان کرد: تا امروز بیش از ۶۰ کشور از جمله آلمان، فرانسه، لهستان و ترکیه اقدام به حذف صفر از پول ملی کرده‌اند که تجربه آنها نشان می‌دهد این اصلاح در صورت همراهی با سیاست‌های تثبیت اقتصادی می‌تواند موفق باشد. نمونه ترکیه در دهه ۲۰۰۰ میلادی نشان داد که این اقدام نه‌تنها موجب تسهیل مبادلات شد، بلکه اعتماد به لیر جدید را تقویت کرد. در مقابل، در کشوری مانند زیمبابوه، به دلیل تداوم سیاست‌های نادرست و تورم افسارگسیخته، حذف صفر نتوانست معجزه‌ای ایجاد کند و حتی چندین بار تکرار شد.

    این کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه حذف صفر از ریال به معنای کنترل فوری تورم یا افزایش ارزش واقعی پول ملی نیست،‌ گفت: این اقدام بیشتر ماهیتی تسهیل‌گر دارد؛ یعنی ساده‌سازی مبادلات مالی، کاهش حجم ارقام در حسابداری، شفافیت در نظام مالی و ارتقای جایگاه اسمی پول در فضای ذهنی جامعه و عرصه بین‌المللی است. به بیان دیگر، هدف اصلاح شکل پول است، نه تغییر ماهیت ارزش آن.

    سیاست حذف صفر در کوتاه مدت و به صورت ناگهانی نخواهد بود

    وی افزود: این سیاست در کوتاه‌مدت و به‌صورت ناگهانی اجرا نخواهد شد. براساس برنامه‌ریزی، در سه سال اسکناس‌ها و مسکوکات جدید به تدریج جایگزین خواهند شد و واحد پولی جدید در کنار واحد قدیم مورد استفاده قرار می‌گیرد تا جامعه فرصت تطبیق پیدا کند. همچنین حذف صفر امکان ضرب مسکوکات با ارزش‌های واقعی‌تر را فراهم می‌سازد؛ اقدامی که می‌تواند جایگاه پول خرد را که سال‌هاست از چرخه خارج شده، احیا کند.

    حیدری گفت: با تورم سالانه ۳۰ تا ۴۰ درصدی، اقتصاددانان معتقدند حدود ۳۵ سال زمان نیاز است تا ارزش پول ملی دوباره به شرایط امروز بازگردد و صفرهای حذف‌شده دوباره نمایان شوند. این پیش‌بینی نشان می‌دهد که حتی با ادامه تورم کنونی، اجرای طرح می‌تواند تا چند دهه آثار روانی و محاسباتی مثبتی به همراه داشته باشد.

    حذف صفر فقط بخشی از اصلاحات پولی است

    این کارشناس اقتصادی  اظهار کرد: بانک مرکزی تأکید کرده است که حذف صفر تنها بخشی از برنامه اصلاحات پولی است. همزمان سیاست کنترل ترازنامه بانک‌ها، انضباط مالی و تثبیت اقتصاد کلان نیز دنبال خواهد شد تا از بازگشت سریع تورم و تکرار چرخه بی‌اعتمادی جلوگیری شود. در واقع، حذف صفر باید در بستری از اصلاحات ساختاری و انضباط پولی معنا پیدا کند.

    وی یاد آور شد: حذف چهار صفر از پول ملی ایران، بیش از آنکه نوعی تغییر ظاهری باشد، تلاشی برای بازتعریف پول ملی، هم‌راستا کردن سیاست پولی با عرف اجتماعی و ارتقای وجهه ریال و تومان در فضای داخلی و بین‌المللی است. تجربه جهانی نشان می‌دهد که این اقدام در صورت همراهی با سیاست‌های پایدار ضدتورمی می‌تواند موفق باشد.

    حیدری در پایان گفت: اگرچه این طرح به‌تنهایی قادر به حل معضل تورم و کاهش ارزش پول ملی نیست، اما می‌تواند زمینه‌ای برای اصلاحات بعدی و بهبود کارکردهای اقتصادی فراهم سازد. اکنون انتظار می‌رود که با اجرای تدریجی این طرح در سه سال آینده، جامعه و نظام اقتصادی کشور گام به‌گام با واحد پولی جدید خو گرفته و مسیر اعتمادسازی نسبت به پول ملی هموار شود.

  • پایان عصر ریال؛ بازگشت قِران

    پایان عصر ریال؛ بازگشت قِران

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی گفت: در حالی که واحد پول ملی کشور ریال است، اما در عمل مردم کلمه تومان را به کار می‌گیرند و در معاملات و محاورات خود ریال به کار نمی‌برند، بنابر این قرار است واحد پول ملی تومان و واحد خرد آن قِران باشد.

    وی افزد: با افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی در حاضر نسبت ارزش پول ملی به ارزهای خارجی به صورت وحشتناک افت پیدا کرده است و این مسئله باعث افت غرور ملی هم شده است و بنابراین لازم است که صفرهای اضافه از پول ملی حذف شود.

    در مرحله اول چهار صفر از پول ملی حذف خواهد شد

    وی افزد: برنامه حذف ۴ صفر از پول ملی، طی لایحه‌ای که سال ۱۳۹۰ از سوی دولت به مجلس ارائه شده بود، در مجلس مانده بود، در دولت سیزدهم به درخواست دولت متوقف شده بود، در حالی که شورای نگهبان هم بعد از رفع ایرادات و رفع ایراد آن را تایید کرده بودیم، تایید کرده بود، اما از وقتی که من در بانک مرکزی قرار گرفتم، در کمیسیون اقتصادی مجلس بررسی لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی را مطرح و از آن دفاع کردم.

    فرزین گفت: به عقیده من وقتی ریال از سوی مردم استفاده نمی‌شود و تومان در محاورات و معاملات رایج است، دلیلی نداریم که آن را حفظ کنیم و باید ۴ صفر اضافه را حذف کنیم .

    به گفته فرزین، سابقه حذف صفر از پول‌های ملی در کشورهای دیگر هم بوده است به عنوان مثال در آلمان در زمانی که تورم بالایی داشت، ۱۲ صفر حذف شد، در فرانسه دو صفر، در ترکیه ۶ صفر و در برخی کشورهای دیگر هم حذف صفر انجام شده، تنها مورد در آمریکا بود که پول مرجع بین المللی است و طبق کنفرانس برتون وودز از سال ۱۹۳۰ که قرار شد، هر اونس طلا معادل ۲۵ {۳۵} دلار باشد، در حالی که الان ارزش طلا افزایش یافته و ارزش دلار کاهش یافته، اما دلیل برای تغییر آن هنوز پیدا نمی‌شود.

    فرزین همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا با حذف پول ملی با حذف ۴ صفر از پول ملی تورم کنترل می‌شود، گفت: هدف ما کنترل تورم نیست و یا افزایش ارزش پول ملی نیست، اما روند تورم در کشور ما در در حد ۳۰ تا ۴۰ درصد پایدار مانده و در حال حاضر چاره‌ای جز حذف صفر از پول ملی نداریم.

    وی این را هم گفت: در دنیا پول ملی کشورها به عنوان مثال در یورو از یک یورو شروع می‌شود و حداکثر اسکناس ۵۰۰ یورویی داریم، اما در کشور ما واحد پول که ریال است و حداکثر آن چک پول‌های ۱۰۰ هزار تومانی یا یک میلیون ریالی است یعنی یک میلیون برابر واحد پول ملی است، حتی چک پول‌های ۵۰۰ هزار تومانی هم چاپ شده است که البته هنوز به بازار نیامده که یعنی ۵ میلیون برابر واحد پول ملی است و این نسبت باید اصلاح شود.

    به گفته فرزین رئیس کل بانک مرکزی، بزرگترین اسکناس در جریان کشور ما در حال حاضر ۱۰ هزار تومانی است که بقیه پول‌های درشت‌تر چک پول هستند.

    رئیس کل بانک مرکزی گفت: حال حاضر ۱۰ میلیارد و چهارصد میلیون قطعه (به ازای هر نفر ۱۲۲ قطعه) اسکناس در گردش در کشور داریم . یکی از مشکلات حذف ۴ صفر این است، با وجود اینکه بسیاری از خریدهای مردم و تراکنش‌ها به وسیله کارت انجام می‌شود، اما در عین حال به خاطر بحث‌های پدافند غیرعامل نیاز به اسکناس هم داریم و چون ممکن است شبکه کارتی کشور دچار مشکل شود، معاملات مردم باید با اسکناس انجام شود و متوقف نشود.

    وی این را هم گفت: پول ملی مثل پرچم است که باید ارزش داشته باشد، در مقام مقایسه بین ارزش پول ملی و سایر ارزهای خارجی، حیثیت ملی باید حفظ شود، این گونه نباشد، ما یک واحد پولی داریم که نه آن را می‌شماریم نه مردم به کار می‌گیرند و نه اینکه در معاملات استفاده می‌شود، بنابراین چه دلیلی دارد که آن را حفظ کنیم.

    به گفته فرزین، لایحه حذف صفر از پول ملی در سال ۱۳۹۰ تهیه شد و اولین بار قرار بود در سال ۱۳۸۶ باشد، سپس در سال ۱۳۹۷ در دولت روحانی قرار بود حذف صفر انجام شود.

    به گفته رئیس کل بانک مرکزی، در لایحه‌ای که از سوی دولت تقدیم شده است، قرار است صاحب واحد پولی شویم که در شمارش‌ها استفاده کنیم، هم در محاسبات هم ضعف نداشته باشیم و قرار است، طی یک فرایند سه ساله اسکناس‌های جدید جایگزین شود، در حال حاضر برای چک پول‌های بانکی ۴ صفر به صورت کمرنگ چاپ شده است که به راحتی قابل استفاده است، اما اسکناس‌های خرد و کوچک در حال حاضر توجیه اقتصادی برای چاپ ندارند.

    به عنوان مثال چاپ اسکناس ۵۰۰ تومانی کنونی یا ۱۰۰ تومانی هیچ توجیهی ندارند و اما اگر ۴ صفر حذف شود ۱۰ هزار تومانی تبدیل به یک تومان می‌شود، در آن صورت می‌توانیم این‌ها را به صورت سکه چاپ کنیم و چک پول‌های جدید هم به واحد جدید پولی منتشر خواهد شد.

    وی گفت: یک و نیم درصد از معاملات کشور به صورت نقدینگی و با اسکناس انجام می‌شود، بنابراین اسکناس به هیچ وجه حذف نمی‌شود و همواره پشتیبان شبکه کارتی کشور است.

    فرزین این را هم گفت: در حال حاضر بحث اعشار در واحد پول ملی نداریم، اما به عنوان مثال ۹۸.۲ ریال نداریم، اما در دنیا این یک امر رایج است که مثلاً اگر دلار هست، سنت یعنی یک صدم آن هم وجود دارد و ما بحث حذف ۴ صفر را با عنایت به بحث اعشار در واحد پولی در نظر گرفته‌ایم که به راحتی قابل محاسبه باشد.

    رئیس کل بانک مرکزی همچنین در پاسخ به سوالی در مورد ارزش سهام که در حال حاضر برخی از سهام به ۱۰۰ تومان رسیده است، چگونه می‌شو، گفت: در آن صورت ارزش سهام به عنوان درصدی از واحد پول ملی جدید محاسبه و معامله خواهد شد.

    رئیس کل بانک مرکزی همچنین در پاسخ به پرسش که اگر شرایط تورمی ادامه داشته باشد، دوباره بعد از چند سال مجبور خواهیم شد صفرهای جدیدی حذف کنیم، گفت: طبق محاسبه با توجه به اینکه روند تورم در کشور ما بین ۳۰ تا ۴۰ درصد ثابت مانده حداقل ۳۵ سال طول خواهد کشید که ما به وضعیت کنونی برسیم که بخواهیم صفر حذف کنیم و بنابراین یک امر لازمی است و هرچه سریعتر باید این حذف ۴ صفر از پول ملی انجام شود.

    وی این را هم گفت: معاملات کلان در اقتصاد به وسیله اسکناس انجام نمی‌شود و با از طریق ابزارهای بانکی انجام می‌شود، اما معاملات خرد هم با کارت‌های بانکی و هم بخشی به وسیله اسکناس انجام می‌شود.