برچسب: نرخ بهره

  • بازار سهام در انتظار نقدینگی جدید / سیگنال کاهش نرخ بهره به سرمایه‌گذاران

    بازار سهام در انتظار نقدینگی جدید / سیگنال کاهش نرخ بهره به سرمایه‌گذاران

    به گزارش اقتصادران، عوامل مختلفی روی بازار سهام تاثیر دارد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به نرخ سود بین‌بانکی اشاره کرد. نرخ سود بین‌بانکی طی سالیان اخیر توانسته به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم مسیر بازار سرمایه را تحت‌تاثیر قرار دهد. نرخ سود بین‌بانکی، در اصل نماینده هزینه پول در سیستم بانکی و اغلب به عنوان لنگرگاه نرخ بهره کل اقتصاد تلقی می‌شود، عنصری حیاتی در تعیین ارزش‌گذاری دارایی‌ها، به‌ویژه در بازار سرمایه است. ثبات این نرخ، در بلندمدت، سیگنالی قدرتمند به سرمایه‌گذاران بازار مخابره و حتی نقدینگی را به سمت‌وسوی بورس روانه می‌کند، اما برخی کارشناسان عقیده دارند که این ثبات می‌تواند خبر از کاهش این نرخ به‌صورت جزیی در میان‌مدت بدهد و در میان‌مدت نرخ بهره کاهشی شود. ثبات و کاهش نرخ بهره می‌تواند شرایط بهتری برای بورس ایجاد کند و نقدینگی را آرام‌آرام به سمت‌وسوی این بازار روانه سازد.

    بر اساس آخرین داده‌های منتشر شده بانک مرکزی، نرخ سود بین‌بانکی برای شانزدهمین هفته متوالی، بدون تغییر در سطح ۲۴ درصد باقی‌مانده است. همچنین حداقل نرخ سود توافق بازخرید نیز از اسفند ۱۴۰۱ در سطح ۲۳ درصد ثابت مانده است. این تداوم در یک وضعیت رکود نرخ در حالی رخ می‌دهد که اقتصاد ایران همواره با فشارهای تورمی و نوسانات ارزی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    نرخ بهره در ساده‌ترین تعریف، «قیمت پول» است. این نرخ، هزینه‌ای است که قرض‌گیرنده (مانند یک بانک یا شرکت) باید در ازای استفاده از پول قرض گرفته شده در یک دوره زمانی مشخص، به قرض‌دهنده بپردازد. این هزینه به‌صورت درصدی از اصل مبلغ بیان می‌شود. در اقتصاد کلان، انواع مختلفی از نرخ بهره وجود دارد که مهم‌ترین آنها نرخ رسمی تعیین شده توسط بانک مرکزی است. نرخ سود بین‌بانکی که در گزارش قبلی مطرح شد، نرخ کوتاه‌مدت است که بانک‌ها برای پوشش کمبود نقدینگی روزانه خود از یکدیگر قرض می‌گیرند.

    نرخ سود بین‌بانکی نشان‌دهنده نرخ وام‌دهی کوتاه‌مدت بین بانک‌هاست. در شرایط عادی، این نرخ باید مانند یک ضربان قلب، باتوجه‌به عرضه و تقاضای نقدینگی و اهداف سیاست پولی (مهار تورم)، نوسان کند. ثبات طولانی‌مدت در ۲۴ درصد، فراتر از یک مداخله فنی کوتاه‌مدت نشان‌دهنده یک استراتژی یا ناتوانی در اجرای سیاست‌های فعال است.

    بانک مرکزی با ثابت نگهداشتن این نرخ، سعی در کنترل انتظارات تورمی کوتاه‌مدت دارد و به‌طور ضمنی اعلام می‌کند که سطح کنونی نقدینگی و هزینه‌های استقراض برای اهداف سیاستگذاری کافی است. کف قیمتی برای اوراق: نرخ ۲۴ درصد عملا یک «کف بازدهی بدون ریسک» نسبی ایجاد می‌کند. اگر بازدهی اوراق دولتی و سپرده‌های بانکی در محدوده این نرخ باشد، جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش‌های پرریسک‌تر مانند سهام کاهش می‌یابد. تاثیر بر بدهی‌های دولتی، ثبات این نرخ، هزینه استقراض دولت از طریق انتشار اوراق بدهی را نیز تحت‌تاثیر قرار داده و به‌طور موقت فشار بر بودجه را کاهش می‌دهد.

    ثبات ۱۶ هفته‌ای که معادل تقریبا چهار ماه است، در بازارهای مالی دنیا غیرعادی تلقی می‌شود و نشان می‌دهد که بازیگران اصلی بازار (بانک‌ها و بانک مرکزی) توافق ضمنی بر سر سطح قیمت پول دارند.

    مهم‌ترین چالش برای فعالان بورس، درک نحوه انتقال این نرخ به ارزش ذاتی سهام است. این انتقال از دو مسیر اصلی صورت می‌گیرد؛ نخست مدل‌سازی ارزش‌گذاری و دوم جذابیت نسبی دارایی‌ها.

    در مدل ارزش‌گذاری مبتنی بر تنزیل جریان‌های نقدی آتی (DCF)، نرخ سود بدون ریسک (که نرخ بین‌بانکی یا نرخ اسناد خزانه مرتبط با آن مبنای آن است) به عنوان نرخ تنزیل (Discount Rate) استفاده می‌شود.

    ارزش فعلی سودهای آتی شرکت‌ها، به‌ویژه شرکت‌های رشدی (Growth Stocks) که بخش عمده درآمدشان در سال‌های دورتر انتظار می‌رود، به‌شدت کاهش می‌یابد. فشار بر P/E این امر باعث می‌شود نسبت قیمت به درآمد (P/E) بازار به‌طور مصنوعی پایین‌تر از حالت ایده‌آل ارزش‌گذاری شود یا در صورت ثبات قیمت‌ها، ارزش ذاتی شرکت‌ها نزول کند. بازار سرمایه همواره در رقابت با بازارهای موازی است. زمانی که بازدهی تضمین‌شده (حتی پس از کسر تورم) در بانک‌ها یا اوراق دولتی در سطح ۲۳درصد تا ۲۴ درصد باقی بماند، بخش بزرگی از سرمایه سرگردان که انتظار بازدهی بسیار بالاتر از ریسک بازار سهام را ندارند، به سمت این دارایی‌ها متمایل می‌شود.

    این ثبات نرخ، عملا یک سقف نامرئی بر انتظارات بازدهی بازار سهام در کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند. معامله‌گران محافظه‌کار ترجیح می‌دهند ریسک نوسانات روزانه بورس را نپذیرند و بازدهی نزدیک به ۲۴درصد را از مسیرهای کم‌خطرتر تضمین کنند. این امر، منجر به کاهش عمق تقاضا در بورس و افزایش حساسیت بازار به اخبار منفی می‌شود.

    این نرخ بهره بالا و ثابت، تاثیرات متفاوتی بر صنایع می‌گذارد. صنایع بدهکار، شرکت‌هایی که دارای بدهی‌های سنگین بانکی با نرخ‌های شناور (حتی اگر بالاتر از ۲۴درصد باشد) یا اوراق بدهی منتشر شده هستند، با افزایش هزینه‌های مالی مواجهند. ثبات نرخ ۲۴درصد، به معنای عدم کاهش هزینه تامین مالی آتی است و سودآوری خالص آنها را تحت‌فشار قرار می‌دهد.

    صنایع کالایی و صادرات‌محور که این صنایع به دلیل اتکا به قیمت‌های جهانی و نرخ ارز، کمتر از نرخ سود بین‌بانکی متاثر می‌شوند، اما افزایش هزینه سرمایه در پروژه‌های توسعه‌ای آنها همچنان پابرجاست. شرکت‌های دارای جریان نقدینگی مازاد که این شرکت‌ها ممکن است از ثبات نرخ برای سرمایه‌گذاری در سپرده‌های بانکی یا خرید اوراق دولتی با بازدهی بالا استفاده کنند که این خود می‌تواند باعث خروج نقدینگی از چرخه تولید و توسعه شرکت شود. باتوجه‌به سابقه طولانی ثبات نرخ، بازار در حال حاضر این سطح را نرمال جدید پذیرفته است. بااین‌حال، این وضعیت نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد. هرگونه تغییر در سیاست‌های کلان اقتصادی، به‌ویژه در صورت بروز شوک تورمی جدید (ناشی از نوسانات ارزی یا افزایش یارانه‌ها)، بانک مرکزی را مجبور به تعدیل نرخ خواهد کرد.

    تا زمانی که نرخ ۲۴درصد تثبیت شده است، انتظار می‌رود بازار سهام در فاز تجمعی یا خنثی باقی بماند، مگر اینکه سودآوری شرکت‌ها (EPS) به‌قدری افزایش یابد که کاهش P/E را جبران کند. هرگونه کاهش احتمالی نرخ سود بین‌بانکی در آینده، به عنوان یک کاتالیزور قوی برای رشد مجدد شاخص عمل خواهد کرد، زیرا هزینه پول ارزان شده و جذابیت نسبی سهام به‌شدت افزایش می‌یابد.

  • بانکداری بر لبه تیغ بهره

    بانکداری بر لبه تیغ بهره

    به گزارش اقتصادران، در فضای اقتصادی پرنوسان ایران، نرخ بهره همواره به مثابه اهرمی دو سویه عمل کرده که تاثیرات عمیقی بر عملکرد نظام بانکی گذاشته است. این یادداشت به بررسی چگونگی تاثیر نرخ‌های بهره بالا و پایین بر سودآوری، ریسک‌پذیری و نقش بانک‌ها در تامین مالی اقتصاد ایران می‌پردازد و چالش‌ها و فرصت‌های جدید پیش ‌روی این صنعت حیاتی را واکاوی می‌کند.

     

    معمای نرخ بهره بالا :  سودآوری یا رکود؟

    در نگاه اول، نرخ‌های بهره بالا می‌توانند برای بانک‌ها جذاب به نظر برسند؛ چراکه افزایش نرخ سود تسهیلات به‌ طور مستقیم، حاشیه سود بانکی را بالا می‌برد، به‌خصوص اگر هزینه تامین مالی (نرخ سود سپرده‌ها) با سرعت کمتری افزایش یابد. در سالیان اخیر، به دلیل تورم‌های بالا و ضرورت کنترل نقدینگی، بانک مرکزی در مقاطعی ناگزیر به افزایش نرخ بهره بین بانکی و متعاقبا نرخ‌های سود سپرده و تسهیلات شده است. این سیاست، اگرچه با هدف کنترل تورم و جذاب‌تر کردن سپرده‌گذاری اتخاذ می‌شود، اما تبعات مهمی برای بانک‌ها  به همراه دارد:
    افزایش هزینه تامین مالی: با افزایش نرخ سود سپرده‌ها، هزینه تجهیز منابع برای بانک‌ها به ‌طور قابل‌توجهی بالا می‌رود. این امر به‌خصوص برای بانک‌هایی که ساختار سپرده‌ای آنها بیشتر مبتنی بر سپرده‌های کوتاه‌مدت و با نرخ شناور است، چالش‌برانگیزتر خواهد  بود.
    ریسک نکول و مطالبات غیرجاری: نرخ‌های بهره بالا، هزینه استقراض را برای بنگاه‌ها و افراد افزایش می‌دهد. این امر، به ویژه برای صنایع تولیدی و واحدهای کوچک و متوسط (SMEs) که حاشیه سود پایینی دارند یا در شرایط رکود اقتصادی قرار دارند، می‌تواند به دشواری بازپرداخت تسهیلات و افزایش مطالبات غیرجاری (NPLs) منجر شود. این موضوع نه تنها به کاهش درآمد بانک‌ها می‌انجامد، بلکه نیازمند تخصیص ذخایر بیشتر و کاهش سرمایه قابل استفاده آنهاست. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد که افزایش نرخ تسهیلات در برخی مقاطع، به افزایش نکول و عدم کارایی در تخصیص منابع انجامیده است.
    کاهش تقاضا برای تسهیلات: در محیطی با نرخ بهره بالا، انگیزه برای سرمایه‌گذاری و دریافت تسهیلات ازسوی فعالان اقتصادی کاهش می‌یابد. این امر به رکود در فعالیت‌های تولیدی و کاهش رشد اقتصادی منجر شده و به تبع آن، تقاضا برای تسهیلات بانکی نیز کاهش می‌یابد که در بلندمدت به کاهش درآمد تسهیلاتی بانک‌ها می‌انجامد.
    اثر بر پرتفوی اوراق بهادار: بانک‌ها بخش قابل‌توجهی از دارایی‌های خود را در اوراق بهادار دولتی و شرکتی نگهداری می‌کنند. افزایش نرخ بهره می‌تواند منجر به کاهش ارزش بازار این اوراق شده و زیان‌های دفتری برای بانک‌ها ایجاد کند، به خصوص اگر این اوراق با نرخ ثابت و پیش از افزایش نرخ بهره خریداری شده باشند.

     

    چالش‌های نرخ بهره پایین: بی‌انگیزگی یا رونق؟

    ازسوی دیگر نرخ‌های بهره پایین نیز با وجود جذابیت‌های اولیه، چالش‌های خاص خود را برای بانک‌ها به همراه دارند:
    فشردگی حاشیه سود: در محیطی با نرخ بهره پایین، حاشیه سود بانک‌ها از محل تفاوت نرخ سود سپرده و تسهیلات به ‌شدت کاهش می‌یابد. اگرچه هزینه تجهیز منابع کاهش می‌یابد، اما نرخ سود تسهیلات نیز کمتر می‌شود و در نتیجه، سودآوری خالص بانک‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. این وضعیت به خصوص در شرایط تورمی که بانک‌ها ناچارند سود اسمی پایین‌تری پرداخت کنند، می‌تواند به خروج سپرده‌ها از نظام  بانکی و حرکت به سمت بازارهای موازی (مانند ارز، طلا و مسکن) منجر شود.
    افزایش ریسک حباب: نرخ بهره پایین می‌تواند انگیزه‌های سفته‌بازی را در بازارهایی مانند مسکن و سهام افزایش بدهد. اگرچه این امر در کوتاه‌مدت می‌تواند به رونق بازار سرمایه و افزایش ارزش دارایی‌های وثیقه‌ای بانک‌ها کمک کند، اما در بلندمدت خطر تشکیل حباب‌های قیمتی و به تبع آن، ریسک‌های سیستمی را افزایش می‌دهد. در صورت ترکیدن حباب، بانک‌ها ممکن است با کاهش ارزش وثایق و افزایش ریسک نکول مواجه  شوند.
    ناهماهنگی با تورم: در شرایطی که نرخ تورم بالا است و نرخ بهره اسمی پایین نگه داشته می‌شود (نرخ بهره حقیقی منفی) قدرت خرید سپرده‌ها کاهش می‌یابد. این موضوع می‌تواند به بی‌اعتمادی عمومی نسبت به حفظ ارزش پول در بانک‌ها منجر شده و پدیده خروج سرمایه یا حرکت به سمت دارایی‌های مولدتر یا حتی غیرمولد را تشدید کند. این عدم جذابیت برای سپرده‌گذاری، به معنای کاهش دسترسی بانک‌ها به منابع مالی  ارزان‌قیمت  است.

    تازه‌ترین تحولات و  راهکارهای پیش ‌رو:

    در سال‌های اخیر، بانک مرکزی ایران تلاش کرده است با ابزارهای مختلفی از جمله عملیات بازار باز و سیاست‌های مدیریت نقدینگی، ثبات بیشتری در نرخ بهره ایجاد کند. با این حال، مسائل ساختاری اقتصاد ایران از‌جمله تورم مزمن، کسری بودجه دولت و تحریم‌ها، چالش‌های پایداری را برای مدیریت نرخ بهره ایجاد کرده‌اند.

    عملیات بازار باز: استفاده از عملیات بازار باز توسط بانک مرکزی، ابزار مهمی برای مدیریت نرخ بهره بین بانکی و تاثیرگذاری بر نرخ‌های سود بازار بوده است. با این حال، اثربخشی این ابزار در شرایطی که بازار بدهی دولتی عمیق و توسعه‌یافته نیست و بانک‌ها با محدودیت‌های نقدینگی مواجهند، می‌تواند محدود باشد. مدیریت فعال مطالبات غیرجاری: بانک‌ها باید رویکرد فعال‌تری در مدیریت و وصول مطالبات غیرجاری اتخاذ کنند. این شامل بازسازی بدهی‌ها، اعطای مهلت‌های بازپرداخت منطقی و استفاده از ابزارهای قانونی برای وصول بدهی‌هاست.

    تنوع‌بخشی به درآمدهای  بانکی: برای کاهش وابستگی به درآمدهای ناشی  از تفاوت نرخ سود، بانک‌ها باید به سمت توسعه خدمات کارمزدی، مدیریت دارایی، بانکداری سرمایه‌گذاری و فناوری‌های مالی (FinTech) حرکت کنند. این رویکرد می‌تواند در برابر نوسانات نرخ بهره، تاب‌آوری بیشتری به بانک‌ها ببخشد .

    سیاست‌های حمایتی از تولید: دولت و بانک مرکزی باید با اتخاذ سیاست‌های هماهنگ، از بخش تولیدی حمایت کنند تا توان بازپرداخت تسهیلات افزایش یابد. این شامل ارایه تسهیلات هدفمند با نرخ‌های ترجیحی برای طرح‌های تولیدی با بازدهی بالا و کاهش ریسک‌های  محیط کسب‌ و کار است.

    شفافیت و نظارت: افزایش شفافیت در صورت‌های مالی بانک‌ها و تقویت نظارت بانک مرکزی، می‌تواند به شناسایی زودهنگام ریسک‌ها و اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری از بحران‌های بانکی کمک کند. این شامل الزام بانک‌ها به افشای اطلاعات دقیق در مورد کیفیت دارایی‌ها و پرتفوی تسهیلات است.

    عملکرد بانک‌ها در ایران به ‌شدت تحت ‌تاثیر سیاست‌های نرخ بهره قرار دارد. نرخ‌های بهره بالا، اگرچه می‌توانند در کوتاه‌مدت حاشیه سود را افزایش بدهند، اما در بلندمدت به افزایش ریسک نکول، کاهش تقاضا برای تسهیلات و رکود اقتصادی منجر می‌شوند. از سوی دیگر، نرخ‌های بهره پایین نیز با فشردگی حاشیه سود، کاهش انگیزه سپرده‌گذاری و ریسک‌های ناشی از حباب‌های قیمتی همراهند.

    کلید موفقیت بانک‌ها و ثبات نظام مالی در ایران، در گروی اتخاذ یک سیاست پولی متعادل و هماهنگ با اهداف توسعه اقتصادی است که ضمن کنترل تورم، به تامین مالی پایدار تولید و افزایش توان رقابتی بانک‌ها نیز کمک کند. بانک‌ها نیز باید با تنوع‌بخشی به منابع درآمدی، مدیریت فعال ریسک‌ها و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، خود را برای مواجهه با نوسانات نرخ بهره و ارائه خدمات مالی کارآمدتر تجهیز کنند. دستیابی به این تعادل، مستلزم همکاری نزدیک میان سیاستگذاران پولی، نهادهای نظارتی و خود بانک‌ها است.

    نویسنده: حسین طالبی

  • ۳ چالش بزرگ بازار سرمایه / سهامداران دلواپس روزهای پایانی سال

    ۳ چالش بزرگ بازار سرمایه / سهامداران دلواپس روزهای پایانی سال

    به گزارش اقتصادران، نرخ بهره جزو پارامترهایی مهم برای بازار سرمایه است و در مواقعی که بالا می‌رود، پول‌ها را از بازارهای مالی به ویژه بورس به سرعت‌ به سوی بانک‌ها روانه می‌کند. بر همین اساس، فعالان بازار سرمایه هر هفته در جریان معاملات خود، نیم‌نگاهی نیز به بازار پول و تغییرات نرخ بهره دارند.

    در این میان اما چندی پیش بانک مرکزی اقدام به عرضه اوراق گواهی سپرده با نرخ ۳۰ درصدی کرد که با توجه به بازدهی بالا و بدون ریسک آن، به رقیبی قدرتمند برای بورس بدل شد. یازدهم بهمن‌ماه امسال، سررسی این اوراق گواهی بود که بازار سرمایه را با چالش‌هایی روبرو کرد. با این حال اما بانک مرکزی اعلام کرد چنین اوراقی را تمدید نخواهد کرد تا بورس نفس تازه‌ای بکشد.

    اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌‌شود و ریسک‌های بازار پول در کنار سیاست‌های دولت در روزهای پایانی سال همچنان بازار سرمایه را تهدید می‌کند.

    نرخ بهره، ارز و قیمت‌گذاری دستوری بازار سهام را دچار چالش کرده است

    همایون دارابی کارشناس بازار سرمایه، بیان کرد: «نرخ بهره جزو مسائل مهم برای بازار سرمایه است، زیرا افزایش نرخ بهره به‌ویژه در بهره پایه و بدون ریسکی که بانک مرکزی انجام  می‌دهد به معنای کاهش قیمت اوراق بهادار و سهام است.»

    این کارشناس بازار سرمایه گفت: «در چند سال گذشته، سه موضوع نرخ ارز دولتی، قیمت‌گذاری دستوری و نرخ بهره، بازار سهام را دچار چالش کرده است.»

    سیاست‌های آتی بانک مرکزی برای بازار سهام مهم است

    دارابی تشریح کرد: «در سال گذشته هنگامی که بانک مرکزی انتشار گواهی سپرده ۳۰ درصدی را در پیش گرفت و ۲۸۰ همت پول از سطح اقتصاد جمع‌آوری کرد، مشکل اصلی برای بازار سهام هضم این قضیه بود و نتیجه این رویکرد بانک مرکزی، کاهش شدید ارزش سهام شد.»

    این کارشناس بازار سرمایه گفت: «از نظر سیاست‌گذار اگر ۲۸۰ همت پول بلوکه آزاد شود، شوک تورمی به بازارهای مالی می‌دهد. از طرف دیگر اگر نرخ گواهی سپرده با عدد بالاتری تمدید شود، به معنای کاهش قیمت‌ سهام خواهد بود. به همین خاطر سیاست آتی بانک مرکزی برای بازار سرمایه بسیار حائز اهمیت است.»

    نمی‌توان با افزایش قیمت دلار و وجود نرخ بالای بهره، اصلاحات اقتصادی ایجاد کرد

    دارابی تصریح کرد: «در هفته‌های گذشته تغییراتی در معاونت ارزی بانک مرکزی رخ داد و قیمت دلار توافقی از قیمت دلار بازار آزاد فاصله زیادی گرفت. دولت باید فکر جدی‌ در حوزه مسائل اقتصادی کند، زیرا با افزایش نرخ ارز و وجود نرخ بالای بهره نمی‌توان اصلاحات اقتصادی ایجاد کرد.»

    این کارشناس بازار سرمایه گفت: «با راه‌اندازی بازار ارز توافقی و کاهش قیمت‌گذاری دستوری به ویژه در صنعت خودروسازی سعی شده تا وضعیت نامناسب اقتصادی اصلاح شود، اما عملا تمامی این موارد بی‌ثمر شده است.»

    دارابی در پایان تاکید کرد: «دولت باید تصمیمی جدی را اتخاذ کند؛ با روند کنونی نمی‌توان چندان امیدوار به اصلاحات اقتصادی بود و شرایط فعلی اقتصاد کشور را تغییر داد.»

  • دخالت و دستکاری مسئولان در بورس چگونه سرمایه های مردم را به باد داد؟

    دخالت و دستکاری مسئولان در بورس چگونه سرمایه های مردم را به باد داد؟

    به گزارش اقتصادران، بازار سهام هفته نسبتا پررونقي را پشت سرگذاشت و شاخص كل بازار سرمايه توانست قله‌هاي جديدي را فتح كند و با وجود اين شرايط همچنان سرمايه‌گذاران نسبت به بورس و سرمايه‌گذاري در اين بازار اعتماد كافي ندارند و به دنبال روزهاي طلايي‌تر در اين بازار هستند. علت بي‌اعتمادي را نيز مي‌توان چهارسال سرخ پوشي، دخالت و دستكاري مسوولان دانست كه باعث زيان سنگين بر روي سرمايه‌ها و فراري دادن سرمايه‌گذاران شد.

    روند كنوني بورس تهران را نمي‌توان روند صعودي دانست؛ چراكه هنوز نقدينگي با قدرت بالا وارد بازار نشده و از سوي ديگر ارزش معاملات همچنان پايين است، اگر اين دو مولفه افزايش يابد و ارزش معاملات بازار سرمايه حداقل دو هفته به بيش از ۵ هزار ميليارد تومان برسد،آن زمان به مرور و با سرعت نسبتا مشخص شروع به حركت خواهد كرد.

    بورس تهران سيگنال مثبت زيادي را پشت سر مي‌گذارد كه يكي از مهم‌ترين اين سيگنال‌ها را مي‌توان نرخ بهره دانست. در روزهاي اخير محمدرضا فرزين، رييس كل بانك مركزي، اعلام كرده است اين نهاد قصد دارد تا پايان سال جاري نرخ گواهي سپرده بانكي را از ۳۰ درصد به محدوده ۲۵ درصد كاهش دهد. اين موضوع تبديل به يك سيگنال نسبتا قدرتمند براي بازار سرمايه شد و باعث شده كه مجددا شاهد ورود پول‌هاي جديد به بازار باشيم.

    بررسي‌ها نشان مي‌دهد براي سپرده‌هاي زير ۱۵۰ ميليون تومان، بانك‌ها طرح خاصي ندارند و معمولا سود ۲۲.۵ تا ۲۳ درصدي ارايه مي‌دهند. عبدالناصر همتي، وزير اقتصاد، نيز نسبت به افزايش نرخ سود انتقاد كرده و هشدار داده كه اين كار منجر به ناترازي و آسيب به بازار سرمايه مي‌شود. اين اظهارات احتمال تغييرات در نرخ سود بانكي را افزايش داده است كه اين موضوع يعني كاهش نرخ سود به راحتي در جامعه قابل لمس است.نرخ سود بانكي تاثير بسزايي روي بازار سرمايه دارد و مي‌تواند روند معاملات بازار راتا حدود زيادي تغيير دهد و حتي بازار را نزولي سازد. به عقيده برخي از كارشناسان اين نرخ تنها به صورت رواني مي‌تواند روي بازار تاثير بگذارد و از نظر عملياتي تاثيري ندارد؛ اما گروهي ديگر از كارشناسان بر اين نظرند كه نرخ سود بانكي مي‌تواند سرمايه‌ها را از بورس فراري دهد و بازار را با كمبود پول و نقدينگي مواجه سازد. اگر بخواهيم هر دو عقيده را بررسي كنيم به نتيجه خواهيم رسيد كه افزايش نرخ بهره مي‌تواند روند نزولي بورس را تقويت سازد و بازار را هرچه بيشتر به دره عميق سقوط نزديك‌تر كند.

    بازار سرمايه در چهار سال روزهاي خوبي نداشته و اكنون دولت چهاردهم بنا به وعده قصد حمايت از بازار را دارد؛ اما بازار سرمايه به خبر درماني و صحبت عادت كرده و نسبت به اين موضوع واكنش نشان نمي‌دهد، درنتيجه لازم است كه دولت چهاردهم به گونه‌اي ديگر از بازار حمايت كند؛ براي نمونه به صورت عملي نرخ بهره را كاهش دهد تا سرمايه‌گذاران بورسي نيز آرام آرام به وعده‌ها اعتماد كنند تا در نتيجه اين اعتماد بتواند شرايط را تغيير دهد.

    حسن كاظم زاده، كارشناس بازار سرمايه در خصوص احتمال كاهش نرخ بهره در صفحه شخصي، خود نوشت: فرزين در تلويزيون از انتشار گواهي سپرده خاص جديد با نرخ ۲۵ درصدي خبر داد. احتمالا منظور وي جايگزيني با گواهي سپرده خاص ۳۰ درصدي دارد كه بهمن سال گذشته منتشر شد. سياست بانك مركزي و وزارت اقتصاد و مجموعه دولت بدين گونه است:

    ۱- اگر درآمدهاي نفتي پابرجا باشد و انتظارات تورمي برنگردد (تورم در محدوده ۳۰ درصد باقي بماند) بانك مركزي با كاهش ذخيره قانوني يا عمليات بازار باز رشد نقدينگي را بالا مي‌برد و نرخ سود سپرده تا ۲۵ درصد كاهش پيدا مي‌كند.

    ۲- اگر درآمدهاي نفتي كاهش پيدا كند يا به هر دليل ديگري انتظارات تورمي تشديد شود (تورم به كانال ۴۰ درصد و بالاتر) بانك مركزي، وزارت اقتصاد و دولت به رغم رشد نقدينگي (به واسطه رشد تورم و چاپ پول براي دولت) اجازه كاهش نرخ سود و نرخ بهره را نخواهد داد. در نتيجه اظهارات فرزين در صورت تداوم وضع موجود از بهمن به بعد انجام خواهد شد.

    تاثير افزايش نرخ بهره روي بورس

    افزايش نرخ بهره از طريق ۳ روش بر بورس تاثير مي‌گذارد: نخست افزايش هزينه بدهي (= هزينه وام)، شركت‌هاي بورسي كه بدهي‌هاي زيادي دارند را تحت تاثير قرار خواهد داد. بدين معني كه سود اين شركت‌ها كاهش خواهد يافت. شركت‌هايي با ارزش بازار كوچك‌تر نسبت به شركت‌هاي با ارزش بازار بزرگ‌تر در برابر هزينه استقراض آسيب‌پذيرتر هستند. در نهايت كاهش سود سهام شركت‌ها بر قيمت سهام آنها تاثير منفي خواهد گذاشت.

    دومين مورد نرخ بهره، نرخ تنزيل جريان‌هاي نقدي آتي است. به زبان ساده، اگر قرار باشد يك شركت بورسي در يك سال آينده بين سهامدارانش سود نقدي (DPS) تقسيم كند، ارزش آن با نرخ بهره مقايسه مي‌شود. به عبارت ديگر، ارزش پولي كه شما قرار است در آينده دريافت كنيد، با استفاده از نرخ بهره امروز محاسبه مي‌شود. در اصل اگر نرخ بهره امروز، ۲۰درصد باشد، ارزش آتي پول شما در سال آينده ۲۰ درصد كمتر خواهد شد.

    سومين تاثير افزايش نرخ بهره بر بورس به علت افزايش جذابيت دارايي‌هايي همچون پول نقد، اوراق قرضه (= اوراق بدهي)، گواهي سپرده و ساير ابزارهاي مبتني بر پول نقد است. سرمايه‌گذاري در اين دارايي‌هاي كم ريسك كه با افزايش نرخ بهره، نرخ سود آنها نيز نسبت به گذشته افزايش مي‌يابد، براي مردم جذاب‌تر مي‌شود. طبيعي است كه با كاهش تقاضا براي خريد سهام، قيمت آن كاهش خواهد يافت.

    به‌طور كلي نرخ بهره يكي از مهم‌ترين عواملي است كه بازار سرمايه از لحاظ رواني و عملي از آن تاثير مي‌گيرد؛ اما بايد به اين نكته توجه داشت كه نرخ بهره تنها مولفه تاثيرگذار روي بورس نيست و بازار سهام اين روزها مشكلات بسيار زيادي را پشت مي‌گذارد كه يكي از عوامل را مي‌توان نرخ بهره دانست، قطعي برق و گاز صنايع، ريسك‌هاي سيستماتيك و عواملي اينچنيني بيش از نرخ بهره روي بازار تاثير دارد اما بازهم يك مولفه كوچك مي‌تواند روند بورس را تغيير دهد.

  • اگر ما نخواهیم از جیب مردم برای تولید غیررقابتی وام داده شود، باید چه کسی را ببینیم؟

    اگر ما نخواهیم از جیب مردم برای تولید غیررقابتی وام داده شود، باید چه کسی را ببینیم؟

    به گزارش اقتصادران، یکی از معضلات مهمی که اقتصاد ایران در سال‌ها گذشته، همواره با آن مواجه بوده، نرخ بهره حقیقی منفی است. نرخ بهره حقیقی، از اختلاف نرخ بهره اسمی و تورم بدست می‌آید و منفی بودن آن به این معنیست که تورم بالاتر از نرخ بهره است. همین موضوع باعث شده که رانت‌های بسیاری برای دریافت وام بانکی ایجاد شود؛ چرا که وام گیرندگان می‌توانند با استفاده از مبلغ تسهیلات، دارایی بخرند و از سود افزایش قیمت آن، نه تنها اقساط وام را پرداخت کنند، بلکه به سودهای کلان دست یابند.

    در این شرایط، هر بار که تلاشی برای افزایش نرخ بهره اسمی و حرکت نرخ بهره حقیقی به سمت مثبت شدن صورت گرفته، بنگاه‌های اقتصادی با این استدلال که این روند، هزینه تامین مالی آنها را افزایش داده و باعث رکود می‌شود، در مقابل این سیاست ایستاده‌اند.

    پیمان مولوی، کارشناس اقتصادی، علل ایجاد این شرایط و عواقب آن را بررسی کرده است.

    شرکت‌های تولیدی در فضای انحصاری فعالیت می‌کنند

    مولوی در ابتدا گفت: «ما در اقتصادی گلخانه‌ای زندگی می‌کنیم که هر شهروند ایرانی با تورمی که تحمل می‌کند، در حال بازپرداخت اقساط شرکت‌های تولیدی است که در این گلخانه و در فضایی به شدت انحصاری فعالیت می‌کنند.»

    او اظهار کرد: «فقدان وجود سیاست پولی درست باعث شده که در طی ۴۳ سال گذشته، در ۳۳ سال از این مدت با نرخ بهره حقیقی منفی مواجه باشیم. نرخ بهره حقیقی منفی نیز تنها به نفع کسانی است که قدرت دریافت وام دارند و به اسم تولید، با سرمایه‌گذاری در بازارهای موازی، تورم را تشدید می‌کنند. در مقابل، نرخ بهره حقیقی مثبت باعث بهبود وضعیت اقتصادی می‌شود، امکان زندگی عادی را برای مردم ایجاد کرده و تورم را مهار می‌کند.»

    مردم دیگر توان پرداخت هزینه نرخ بهره حقیقی منفی را ندارند

    این کارشناس اقتصادی در ادامه به واکنش‌ها در قبال افزایش نرخ بهره پرداخت و در این باره گفت: «متاسفانه در 43 سال گذشته، با ترحم خریدن‌ها و به بهانه ضربه خوردن همین تولید محدود و انحصاری، هر بار اقدامی برای کنترل نرخ بهره حقیقی به سمت مثبت شدن صورت گرفته، واکنش‌های فراوانی را در پی داشته است.»

    او ادامه داد: «مردم دیگر توان پرداخت هزینه شرکت‌ها و تولیدکنندگان بی‌کیفیت را از محل نرخ بهره حقیقی منفی ندارند. هر کسی که به دنبال حفظ سیاست نرخ بهره حقیقی منفی در اقتصاد باشد، عملا به تمام مردم خیانت می‌کند. این واقعیتی است که باید به آن پرداخته شود.»

    او افزود: «اگر ما نخواهیم از جیب مردم برای تولید غیررقابتی وام داده شود، باید چه کسی را ببینیم؟ این یک دروغ است که مردم، از یک طرف با تورم و از طرفی دیگر با محدود شدن حق انتخاب‌های خود، بهای آن را پرداخت می‌کنند.»

    افراد عادی باید برای دریافت وام از هفت خان رستم بگذرند

    مولوی در ادامه این گفت‌وگو تصریح کرد: «هر کسی که در شرایط نرخ بهره منفی زندگی می‌کند، تمایل دارد که بدهی ایجاد کرده و تلاش می‌کند با دریافت وام، دارایی خریداری کند. در این میان، هزینه این وام بر دوش مردم قرار می‌گیرد.»

    او افزود: «این در حالیست که افراد عادی، کسب‌وکارهای کوچک، یا کسانی که برای وام ازدواج یا سایر نیازهای کوچک درخواست وام دارند، باید از هفت خوان رستم بگذرند و حتی معلوم نیست که تسهیلات به این متقاضیان برسد یا نه.

    او در ادامه گفت: «نرخ بهره حقیقی در ایران باید همیشه مثبت باشد. مثل آمریکا که در چهل سال گذشته، نرخ بهره حقیقی تنها برای دو سال و نیم منفی بوده و در باقی این مدت، همیشه مثبت باقی مانده است.»

    سیاست فعلی بانک مرکزی منجر به کنترل تورم خواهد شد

    این کارشناس اقتصادی به سیاست‌های کنونی بانک مرکزی اشاره کرد و توضیح داد که این سیاست‌ها می‌توانند نرخ بهره حقیقی را به سمت مثبت هدایت کنند. او در این باره گفت: «اگر روند کنونی کنترل نقدینگی ادامه یابد، تورم امسال به ۳۰ درصد خواهد رسید. در این شرایط، با حفظ نرخ بهره کنونی، نرخ بهره حقیقی به سمت نرخ بهره صفر سوق پیدا می‌کند و در نهایت به سمت مثبت حرکت خواهد کرد.»

    مولوی در پایان خاطرنشان کرد: «سیاست فعلی بانک مرکزی منجر به کنترل تورم خواهد شد، اما ذی‌نفعان در اقتصاد ایران با هر روشی در تلاشند تا تغییراتی ایجاد کنند و نرخ بهره حقیقی را منفی نگه دارند؛ به طوری که مردم با تورم، نرخ بهره آنها را پرداخت کنند. این ذی‌نفعان قصد دارند ثروت‌مندتر شوند، حق انتخاب مردم را محدود کنند و از جیب مردم هزینه‌های کارآفرینان را تامین کنند.»

  • دولت سیزدهم کاری کرد که بورس حتي براي دو ساعت ديگر هم قابل پيش‌بيني نيست!

    دولت سیزدهم کاری کرد که بورس حتي براي دو ساعت ديگر هم قابل پيش‌بيني نيست!

    به گزارش اقتصادران، فریدن آفابزرگی در روزنامه تعادل نوشت:

    در بيش از يك دهه گذشته مسوولاني داشتيم كه گفتند بورس قمارخانه است و مسوولاني هم بودند كه گفتند هر سرمايه‌اي داريد را بفروشيد و سهام بخريد، اما در تمام اين مدت بورس كار خود را كرده‌ و در حالي كه در سال ۹۶ شاخص ۷۰ هزار بوده كه الان به دو ميليون و ۲۰۰ هزار واحد رسيده‌ يعني بازدهي ۳۰ برابري داشته‌ است. اما در سه سال گذشته در دولت سيزدهم نگاه و اقداماتي انجام شده كه بورس حتي براي دو ساعت ديگر هم قابل پيش‌بيني نيست!
    براساس آمارهاي ثبت شده، شاهد آن بوديم در سال ۱۳۹۹ بيش از ۲۵ همت وارد بازار سرمايه و در سال ۱۴۰۰ بيش از ۴۰ همت از اين بازار خارج شد. در سال ۱۴۰۱ هم بيش از ۶۰ همت خروجي پول از بازار داشتيم و در سال ۱۴۰۲ كه بدترين سال بورس بود، خروج پول حقيقي به بيش از ۸۵ همت رسيد. به نظر مي‌رسد دولت نقش تاثيرگذاري در روند منفي بازار سهام ايفا كرده است. فروش اوراق اخزا با نرخ‌هاي كنوني، اين مهم را تاييد مي‌كند. به نظر مي‌رسد منشا اين سياستگذاري‌ها، بورس را مورد هدف قرار داده است. نرخ بهره از ديگر عواملي است كه به بطن بازار سرمايه آسيب وارد مي‌كند. نرخ بهره موثر اوراق، در حال حاضر در ارتفاع ۴۰ درصدي قرار گرفته است. از لحاظ تئوريك، نرخ بهره با قيمت سهام يك رابطه معكوس دارد. هر چه نرخ بهره افزايش پيدا كند، قيمت سهام كاهش مي‌يابد.
    بودجه دولت ظرف سه سال افزايش يافته است. افزايش ۸۰ درصدي بودجه دولت نسبت به سه سال گذشته، بورس را در تيررس جبران كسري دولت قرار داده است. تامين مالي سياستگذار از بورس وضعيت بازار مذكور را به جايي رسانده كه عملا روزهاي منفي را پيش روي سهامداران قرار داده است.
    بايد توجه داشت كه وضعيت بازار سرمايه و كلا اقتصاد ما زماني بهبود پيدا مي‌كند كه حاكميت، رسميت و حقوق بخش خصوصي در كنار بخش دولتي ديده شود؛ چرا كه انحصار در حفظ منافع دولت به صورت يكپارچه به نحوي كه احاطه كامل به همه دواير، سازمان‌ها و نهادهاي تحت امر داشته باشد؛ حتي اركان سازمان بورس، مسلما ديوار بي‌اعتمادي ايجاد خواهد شد و اين ديوار بي‌اعتمادي بلندتر خواهد شد. احياي بازار سرمايه و بورس كه به تبع احياي اقتصاد در كشور حاصل مي‌شود، همان‌طور كه گفتم، صرفا با به رسميت شناختن حقوق بخش خصوصي و تداوم و استمرار در ثبات در تصميم‌گيري‌ها حاصل مي‌شود.

  • به دلیل قیف معیوب شورای نگهبان، به جای رقابت با تخریب روبرو هستیم! / برای کسانی که نان ندارند خرید و فروش جت آزاد کرده اند!

    به دلیل قیف معیوب شورای نگهبان، به جای رقابت با تخریب روبرو هستیم! / برای کسانی که نان ندارند خرید و فروش جت آزاد کرده اند!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی – اقتصاددان ضمن تشریح اولویت های ضروری پیش روی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری با توجه به بحران هایی که ایران در حوزه های مختلف با آنها روبرو است، گفت: به محض اینکه حکومت یک دست می‌شود با گسترش و تعمیق فساد روبرو می‌شویم. هر بار حکومت یکدست داشته ایم، با همان شدتی که محیط زیستمان تخریب شده از نظر درجه پاکدامنی ملی هم به همان درجه سقوط کرده ایم و با گسترش و تعمیق فساد روبرو می‌شویم و در نتیجه رابطه بین مردم و حکومت چار اختلالات بزرگ می‌شود.

    وی با بیان این عقیده که به دلیل فساد موجود، از کارکرد افتادگی نظام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی در ایران بیداد می کند، افزود: کشور ما از نظر اعتماد مردم به حکومت یکی از بحرانی‌ترین شرایط تاریخی خود را تجربه می‌کند.

    کشور ما به صورت مزمن، گرفتار شوک‌ های پرشمار با منشا داخلی و خارجی است

    دکتر فرشاد مومنی که در نشست اندیشه توسعه و شاقول‌ های اعتبارسنجی برنامه کاندیداها سخن می‌گفت، با بیان اینکه متاسفانه کشور ما به صورت مزمن، گرفتار مواجه شدن با شوک‌ های پرشمار با منشا داخلی و خارجی است و این وضعیت کشور ما را دچار سرگیجگی، راه گم کردگی و از دست دادن جهت‌ های درست برای اداره نظام ملی کرده است، اظهار داشت: این اندیشه راهگشا که متفکران بزرگ توسعه مطرح کرده اند، که کشور در حال توسعه کشوری است که با پدیده قفل شدگی به تاریخ یا وابستگی به مسیر طی شده روبرو است و بر اساس آن هر اتفاقی که می‌افتد حتی اگر در درون آن ظرفیت‌ ها و فرصت‌ هایی هم وجود داشته باشد، به دلیل ریشه‌دار بودن نهادهای بازتولیدکننده توسعه نیافتگی، هزینه هایش را می‌پردازد اما معمولا نمی‌تواند از فرصت‌ ها به شکل منطقی استفاده کند و گاه حتی آن فرصت‌ ها را به تهدید تبدل می‌کند. ما اکنون گرفتار این وضعیت هستیم.

    به دلیل قیف معیوب شورای نگهبان، به جای رقابت با تخریب روبرو هستیم

     وی ادامه داد: به دلیل قیف معیوب شورای نگهبان که قادر نیست برداشتی مطابق با واقعیت از صداها و مطالبه‌ های مردمی داشته باشد، عملا در بخش بزرگی از تجربه‌ های انتخاباتی به جای رقابت اعتلابخش میان کاندیداها با رقابت مخرب روبرو هستیم. این رقابت مخرب شئونی دارد که یک وجه مهم آن این است که کاندیداها به جای اینکه به دفاع اصولی و شرافتمندانه از آنچه که برنامه شان است بپردازند، کسب رای را از طریق تخریب، اهانت و اتهام به رقبا دنبال می‌کنند و در دوره های قبل هم ذیل آنچه که به نام مناظره‌ های کاندیداها مطرح بود، بعضا شاهد مواردی از این دست بودیم.

    در برخی دوره‌های قبل بعضا وعده های کاندیداها در حیطه اختیارات مقام اجرایی نبود

    این استاد دانشگاه با یادآوری اینکه بعضی کاندیداهای ادوار قبل، برخی وعده‌ هایی را بیان می‌کردند که اغلب آنها اساسا در حیطه اختیارات مقام اجرایی نبود، اضافه کرد: جهتگیری‌ ها و وعده‌ هایی می‌دادند که حتی اگر محقق هم می‌شدند، بیشتر به ضد توسعه در ایران کمک می‌کردند تا توسعه! و بحران‌ ها را تشدید می‌کردند که شاهد بودیم تشدید هم کردند.

    قانونگذار سازوکاری برای مهار انگیزه‌ های فرصت طلبی، فریب و دادن وعده‌ های ضد توسعه تمهید کند / به آنها که توانمندی بیشتری در جوسازی و تخریب دارند،پاداش ندهند!

    مومنی گفت: مکررا در تجربه‌ های انتخابات گفته ایم، قانونگذار باید سازوکاری برای مهار انگیزه‌ های فرصت طلبی، فریب و دادن وعده‌ های ضد توسعه تمهید کند، اما متاسفانه کمتر توجهی به این مسائل می‌شود و بلکه پاداش‌ ها معطوف به آنها که توانمندی بیشتری برای جوسازی، تخریب و اهانت به دیگران و فرصت طلبی داشتند بوده است. با این حال ما محکوم به امیدواری هستیم و شرایط کنونی جامعه ما هم به گونه ای است که راه نجات را در این می‌بینیم که بارقه‌ های امید را تا آنجا که امکان پذیر است، برجسته کنیم.

    این اقتصاددان با بیان اینکه اگر علم در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، فصل الخطاب باشد می‌توانیم امید به نجات و اعتلاء داشته باشیم، گفت: اگر به این بلوغ اندیشه ای برسیم که مسئله توسعه، میل داشتن یا نداشتن، پسندیدن یا نپسندیدن نیست و اجبار اضطراری است که هر لحظه غفلت از آن می‌تواند برای ما هزینه‌ های بسیار سنگین و غیرقابل برگشتی داشته باشد، فرصتی فراهم می‌شود که همه صحبت از دریچه توسعه را از کاندیدا ها مطالبه کنند.

    رای دهندگان، عالمانه و مسئولانه رای دهند

    مومنی با بیان اینکه آنها که می‌خواهند رای دهند، باید عالمانه و مسئولانه رای دهند، گفت: توسعه فرایند تحقق دو هم راستایی سرنوشت ساز در «منافع فردی و جمعی» و در «ملاحظه‌ های کوتاه مدت با محورها و ملاحظه‌ های بلند مدت» است. به اعتبار ساختار برخی نهادهای کژکارکرد و رانتی ایران، ترتیبات به گونه ای است که بعضا افراد در مسیر حداکثر کردن منافع خود، گاه لطمه‌ های جبران ناپذیر به منافع ملی می‌زنند. این در رابطه با کاندیداها و وعده‌ هایشان و همچنین نظام پاداش دهی و توزیع منافع و نظام قاعده گذاری‌ های اساسی ما موضوعیت دارد که در مواقعی بیش از آنکه مشوق فعالیت‌ های ثمربخش و بالندگی آور باشد، مشوق رانت، ربا، فساد و این مسائل است. اما به دلیل قیف معیوب شورای نگهبان در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس به این مسائل بی‌توجهی می‌شود و از طریق مجلس کم کیفیت شاهد این بی‌توجهی در انتخاب هیئت وزیران کم کیفیت هم هستیم.

    در دولت‌های غارتی روابط شخصی، تنها منبع همبستگی است

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی توضیح داد: بزرگترین صفت ممیزه دولت‌ های توسعه‌گرا با دولت‌ های غارتی، این است که در دولت‌ های توسعه‌گرا بستر نهادی به گونه ای است که بین منافع فردی و جمعی هم راستایی ایجاد می‌کند، اما یغماگران در دولت چپاولگر، گرد هم جمع می‌شوند و در چنین دولتی ساختار نهادی نمی‌تواند مقامات مسئول را از جستجوی منافع شخصی که متعارض با منافع جمعی است، باز دارد. اینگونه می‌شود که در دولت‌ های غارتی روابط شخصی تنها منبع همبستگی است.

    فساد عریان‌ترین، وقیح‌ترین و مخرب‌ترین شیوه تعرض به حقوق مالکیت زحمتکشان است

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با یادآوری اینکه فساد عریان‌ترین، وقیح‌ترین و مخرب‌ترین شیوه تعرض به حقوق مالکیت زحمتکشان تلقی می‌شود، تصریح کرد: افرادی در غیاب برنامه ملی پیشگیرانه نسبت به فساد، متوجه می‌شوند ارتکاب فساد، هزینه فرصت اندکی دارد و برخورداری‌ های غیرمتعارفی برای آن ها فراهم می‌کند. آنها مرتکب فساد می‌شوند اما پیامی که از این دریچه برای جامعه صادر می‌شود پیام یاس، سرخوردگی و ناامنی حقوق مالکیت است.

    به دلیل فساد موجود، از کارکرد افتادگی نظام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی در ایران را شاهد هستیم

    مومنی تاکید کرد: شخصا بارها و بارها به مسئولان دولتها و نمایندگان مجلس گفته ام تا زمانی که حساسیتتان نسبت به مسئله فساد در حد نصاب نیست، خیال می‌کنید که با یکدیگر رقابت می‌کنید که چه مقدار ارز و ریال به چه امری تخصیص پیدا کند، در حالی که در یک بستر نهادی حساسیت زدایی شده نسبت به فساد و کارکردهای آن، به نام هر چه که بودجه ارزی و ریالی تصویب شود به کام فاسدها خواهد بود. به این مسئله از کارکرد افتادگی نظام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی گفته می‌شود و با کمال تاسف در سطوح غیرقابل نادیده گرفتنی ای شاهد چنین از کارکرد افتادگی در نظام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی ایران هستیم.

    ضد توسعه ها، دسترسی به داده‌ ها را دچار اختلال می‌کنند

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با بیان اینکه فساد یک عارضه است اما باطل السحر آن شفاف سازی فرایندهای برنامه‌ریزی و تخصیص منابع و جلب مشارکت اهل فضل و دانایی در اعمال نظارت‌ های تخصصی مدنی بر نظام قاعده گذاری و اجرایی کشور است، ادامه داد: به گواه شواهد پرشماری که تاکنون مکررا نسبت به آنها هشدار داده ایم، این ساختار نهادی مشوق فساد، وقتی کارشناسان ضعف یا نقصی را عمده می‌کنند تا راه چاره ای برای آن اندیشیده شود، آنها که ضد توسعه هستند، دسترسی به داده‌ ها را دچار اختلال می‌کنند.

    نباید در مسائل حیاتی ، راهبرد پنهانکاری به شفاف سازی ترجیح داده شود

    وی خاطرنشان کرد: مکرر نشان داده ایم که بعضا ساختار نهادی ما مشوق رانت، ربا و برخورداری‌ های غیرمولد است، در این ساختار، وقتی به جهش غیرمتعارف در شاخص تغییرات سهم واسطه‌گری‌ های مالی از نقطه عطف اجرای منحوس‌ترین برنامه یعنی تعدیل ساختاری اشاره کردیم، سالهای سال است که بانک مرکزی انتشار این داده را متوقف کرده است. در مقطعی در چهارچوب ملاحظه‌ های خاص اقتصاد سیاسی، بانک مرکزی تخصیص‌ های ارزی برای واردات کالاها را منتشر کرد، گرچه آن انتشار مربوط به دوره‌ های کوتاه بود اما به قدری جلوه‌ های فساد در آن عریان بود که علاقمندان، توسعه خواهان و پژوهشگران شروع به مطالبه توضیح درباره منطق‌ های آن تخصیص‌ های ارزی پرفساد کردند، اما راهکار بانک مرکزی مجددا این بود که انتشار آن داده‌ ها را قطع کرد! با کمال تاسف، دیگران هم همین شیوه را ادامه دادند و اکنون شاهد هستیم درباره مسائل حیاتی کشور، راهبرد پنهانکاری به راهبرد شفاف سازی ترجیح داده می‌شود. داده‌ های مربوط به ترازنامه انرژی کشور هم از این نظر دچار کاستی و اختلال‌ های غیرقابل تصور است.

    دولت ادعا می‌کند تورم را کنترل کرده اما شواهدی از کنترل تورم مشاهده نمی‌شود

    مومنی با بیان اینکه با انبوهی از از کارکرد افتادگی سیستمی روبرو هستیم، گفت: در کشور ما پدیده از کارکرد افتادگی مفاهیم هم، پدیده شگفت انگیزی است! دولت ادعا می‌کند تورم را کنترل کرده اما هیچ کدام از کارکردهای انتظاری واقعی تورم مشاهده نمی‌شود. آخرین رقمی که دولت درباره آمار بیکاری اعلام کرد زیر نرخ طبیعی بیکاری است! به این معنا که ما بر اساس داده‌ های رسمی در مافوق اشتغال کامل هستیم! اما هیچ کدام از کارکردهای آن را در رفاه خانوارها، نظم اجتماعی، خلقیات اجتماعی و توان رقابت اقتصاد ملی مشاهده نمی‌کنیم. واقعا وقتی مفاهیم از کارکرد افتاده اند، تصمیمات و تخصیص‌ ها هم از کارکرد می‌افتند.

    ضرورت ارائه برنامه های اجرایی برای کنترل پیش گیرنده فساد از سوی کاندیداها

    وی به گزارش منتشر شده در سال ۱۴۰۱ از سوی مرکز پژوهش‌ های مجلس اشاره کرد که در آن اعلام شده بود در بودجه آن سال منابع تخصیص یافته برای اشتغال حدود ۵ برابر چیزی بوده که برای سال ۱۴۰۰ در نظر گرفته شده و افزود: تصریح گزارش مرکز پژوهش‌ ها این است که ۵ برابر شدن تخصیصها اثر بسیار اندکی بر روی بازار کار ایران داشته است! وقتی فساد باشد از کارکردافتادگی، اجتناب ناپذیر است، بنابراین در شاقول‌ های مطرح در چهارچوب تحلیل‌ های سطح توسعه، گفته می‌شود یکی از حیاتی‌ترین متغیرهای کنترلی این است که کاندیداهای توسعه‌گرا با ارائه برنامه‌ های مشخص و سازوکارهای اجرایی عملیاتی مشخص برای کنترل پیش گیرنده فساد، نسبت به فریب کارها و حرف توخالی زننده‌ ها، قابل تشخیص می‌شوند.

    این استاد اقتصاد دانشگاه تاکید کرد: در چهارچوب تحلیل‌ های سطح توسعه، بعد از اینکه تکلیف آن دو هم راستایی میان «منافع فردی و جمعی» و «ملاحظه‌ های کوتاه مدت و ملاحظه‌ های بلند مدت» مشخص شد نوبت به شاقول بسیار حیاتی دیگر به نام «نحوه مواجه با نااطمینانی‌ ها و ناامنی‌ ها به ویژه در زمینه ناامنی حقوق مالکیت» می‌رسد؛ اما از منظر فهم توالی‌ های اندیشه توسعه گفته می‌شود ما با تقدم نااطمینانی‌ های با منشا طبیعت نسبت به نااطمینانی‌ های با منشا تعاملات انسانی روبرو هستیم. اگر حکومت توسعه‌گرایی داشتیم که در آن برای انتخاب رئیس جمهور و هیات وزیران نماینده‌ های صاحب صلاحیت در زمینه توسعه راه باز می‌شد، می‌توانستیم به شفافیت با آنها صحبت کنیم و بگوییم خودی گزینی می‌کنید و چه بسا به افراد، ولو به فساد اشتهار داشته باشند و تجربه ناکارآمدی‌شان محرز شده باشد مُهر تایید می‌زنید و بعضا مُهر عدم صلاحیت به شایسته‌ترین و پاکدامن‌ترین‌ ها زده می‌شود، بعد بلافاصله آثار آن در بحران محیط زیست مشاهده می کنیم.

    شکنندگی پایداری محیط زیست، فاجعه آمیزترین جلوه‌ ناکارآمدی / به دلیل نابخردی‌ های فاسد و رانت محور محیط زیست ما در معرض گونه‌ های پرشماری از تخریب قرار دارد

    مومنی با بیان اینکه مطالعه روشمند توسعه، به ما قدرت تشخیص می‌دهد که مهمترین اولویت‌ ها را انتخاب کنیم، توضیح داد: شکنندگی ایران از نظر پایداری محیط زیستی، جزء فاجعه آمیزترین جلوه‌ های ناکارآمدی شیوه تعیین صلاحیتها است. در گزارش‌ های رسمی آمده است به دلیل نابخردی‌ های فاسد و رانت محور، محیط زیست ما در معرض گونه‌ های پرشماری از تخریب قرار دارد. بر اساس آخرین داده‌ ها، سالانه بالغ بر ۴۰۰ هزار هکتار از اراضی حاصل خیز ایران دچار فرسایش می‌شود. سالانه حدود یک درصد مراتع ایران در حال تخریب است. حجم رسوب‌ های سالانه ناشی از فرسایش خاک در سدهای ایران، سه برابر چین است. سهم سرانه هر ایرانی از جنگل کمتر از یک چهارم سرانه جهانی است. این سهم  شرم آور است برای کشوری که ۷ برابر سهم جمعیتی خود از منابع مادی دنیا را در اختیار دارد، اما روندهای مخرب و از کارکرد اندازنده ما فاجعه آمیز است.

    سالانه 9.3 میلیارد متر مکعب آب به دلیل ضایعات محصولات کشاورزی از دست می رود

    به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ در شرایطی که ما با بحران حاد و فاجعه آمیز درباره آب روبرو هستیم، مطالعات رسمی می‌گوید فقط سالانه  9.3 میلیارد متر مکعب آب به دلیل ضایعات محصولات کشاورزی که حدود سالانه ۳۶ میلیارد کیلوگرم است، از دست می‌دهیم که این رقم معادل کل مصرف آب شرب، خانگی و صنعتی کشور است. تصویرش غم انگیز و فاجعه بار است. وقتی از دریچه علم با مسائلمان روبرو می‌شویم، روشن می شود کجا اولویت دارد و این انتظارات عمده ای است که باید از کاندیداها مطالبه شود.

    خام فروشی از دریچه تشدید بحران آب با سکوت کامل و مشکوک روبرو است / سالانه ۱۵درصد از منابع آب شیرین کشور برای تولید انرژی‌ های فسیلی استفاده می‌شود! / با مسئله فساد سهل انگارانه برخورد می‌کنند

    وی با بیان اینکه مسئله خام فروشی از دریچه تشدید بحران آب در ایران با یک سکوت کامل و مشکوک روبرو است، تاکید کرد: آیا مسئولان کلیدی کشور می‌دانند که در غیاب جهتگیری‌ های توسعه محور و اهتمام خطرناک و فزاینده به خام فروشی، فقط سالانه حدود ۱۵ درصد از منابع آب شیرین کشور برای تولید انرژی‌ های فسیلی مورد استفاده قرار می‌گیرد! آب بری رانتی معدنی‌ ها مانند فولاد، پتروشیمی و از این قبیل، فاجعه آمیز است. برآورد هایی وجود دارد که برای هر کیلو محصول پتروشیمیایی به طور متوسط حدود ۹.۴ لیتر آب مصرف می‌کنیم و این میزان برای هر کیلو فولاد حدود ۸ لیتر است! ببینید چه خبر است! عزیزان با مسئله فساد سهل انگارانه برخورد می‌کنند و یکباره می‌بینیم حدود دو سوم واحدهای تولیدی رانتی معدنی در خشک‌ترین و کم آب‌ترین مناطق کشور مجوز می‌گیرند! این قصه سر دراز دارد!

    به فراخوان ملی برای ایجاد حساسیت‌ نسبت به بحران محیط زیست نیاز داریم

    مومنی با تاکید بر اینکه به فراخوان ملی نیاز داریم تا حساسیت‌ های لازم درباره بحران محیط زیست که بقای کشورمان را تهدید می‌کند ایجاد شود، اظهارداشت: در نهایت صمیمیت و خضوع به شورای نگهبان می‌گویم که ما در این زمینه هم با تقدم امر سیاسی روبرو هستیم. شورای نگهبان که قیفی برای ورود به ساختار قدرت انتخاب کرده، باید به این مسئله توجه داشته باشد، افرادی که اشتهار به فساد دارند گاه از این قیف به راحتی عبور می‌کنند اما آنها که به ضد فساد اشتهار دارند، با پدیده رد صلاحیت روبرو می‌شوند . نمی‌گویم آنها نیتهای زشت دارند، اما درکشان از ما به ازای عینی حساسیت‌ ها و هنجارها گاهی دقیقا ضد چیزی است که باید باشد. این شرایط بسیار تلخ و غم انگیز است.

    در رد صلاحیت دکتر پزشکیان در انتخابات مجلس اگر مداخله‌ های سطح بالاتر نبود شورای نگهبان بر خطای خود مصر بود!

    این استاد دانشگاه عنوان کرد: اگر به جای مسئولان شورای نگهبان بودم بنا به دغدغه‌ های قیامتی و هم بنا به دغدغه‌ های فاجعه آمیز این شیوه گزینش، فراخوانی می‌دادم و از ذخیره دانایی کشور استمداد می‌کردم تا این مسئله تصحیح شود. شاهد بودید که در ماجرای رد صلاحیت دکتر پزشکیان در مجلس چه سرخوردگی‌ هایی ایجاد شد! اگر مداخله‌ های سطح بالاتر نمی‌بود شورای نگهبان بر خطای خود مصر بود! کسی که هیچ لکه ای از نظر فساد ندارد و در زمره پرافتخارترین چهره‌ های علمی و اجرایی کشور است، از آن قیف رد نشده بود. خدایا تو شاهد باش که ما انجام وظیفه می‌کنیم و امیدواریم که در گوش این مسئولان اصلاحاتی صورت بپذیرد که بتوانند این پیام‌ ها را دریافت کنند.

    عارضه های فاجعه بار توزیع نادعادلانه قدرت بر محیط زیست

    این اقتصاددان با بیان اینکه از دریچه بحران حاد محیط زیست در ایران، یافته‌ ها حقیقتا تکان دهنده هستند، ادامه داد: گزارش مرکز پژوهش‌ های مجلس در تیر ۱۴۰۲ در زمینه آسیب شناسی بخش محیط زیست ذیل بررسی لایحه برنامه هفتم می‌گوید در هر دوره ای که گزینش‌ های شورای نگهبان قدرت سیاسی در ایران را به سمت تصلب، قطبی شدن و توزیع ناعادلانه قدرت تحت عنوان حکومت یک دست برده، عارضه‌ های آن برای محیط زیست فاجعه بار بوده است.

    به دلیل نبود شایستگی‌ و صلاحیت‌ علمی و اجرایی کافی ندارند، چه بر سر کشور می‌آورند!؟

    مومنی خاطرنشان کرد: در اولین سال برآمدن اولین حکومت یکدست در جمهوری اسلامی، یعنی دولت نهم، از سال ۸۵ رتبه ایران از نظر کیفیت محیط زیست در کشورهای دنیا ۵۳ بوده است. یعنی فقط ۵۲ کشور از نظر محیط زیست، وضعشان بهتر از ما بود. سال ۹۱ که سال پایانی دولت دهم بود، رتبه ایران به ۱۱۴ رسید! ببینید تا چه میزان گویا و تکان دهنده است که توزیع ناعادلانه قدرت به نام خالص سازی یا یکدست سازی و هر چیز دیگر، کارکردش این است که فساد را در همه عرصه‌ های حیات جمعی ما به همراه ناکارآمدی باز تولید می‌کند. تجربه بعدی این است که سال ۱۳۹۹ دولت دیگری آمده که در آن تنها مقداری توزیع قدرت عادلانه‌تر شده، رتبه ایران از ۱۱۴ در پایان دهه ۱۳۹۰ به ۶۷ رسیده، اما به محض اینکه دوباره به سراغ حکومت یکدست رفتند سال ۱۴۰۱ رتبه ایران از نظر کیفیت محیط زیست ۱۳۳ شده است! چون شایستگی‌ ها و صلاحیت‌ های علمی و اجرایی کافی ندارند بینید چه بر سر کشور می‌آورند!؟ برخی فکر می‌کنند عبادت است که شایسته‌ ها را حذف و خودی‌ ها را گزینش کنند؟!

    نمی‌شود به ابتدایی‌ترین رهنمودهای قرآن، پیامبر و ائمه پشت کنید!

    وی با بیان اینکه حتی آنها که انتخاب می‌شوند هم لزوما بدجنس و بدطینت نیستند، اما این یک قاعده در خلقت بشر است که وقتی شایسته‌ ها را حذف کنیم چنین می‌شود، گفت: نمی‌شود که به ابتدایی‌ترین رهنمودهای قرآن، پیامبر و ائمه پشت کنید! اینکه نمی‌شود نه به علم و نه به دین تن در دهند تا فقط باند خود را روی کار بیاورند! یک بار این کار را کردید و نتایجش را دیدید! مرکز پژوهشهای مجلس در مهر ۱۳۹۲، عملکرد دولت نهم و دهم را با دوره آقای خاتمی مقایسه کرد، هر حیطه ای که دولت نهم و دهم در آن شعار پرشورتری می‌داد، فاجعه سازی هایش وحشتناک‌تر بوده است. اینها متغیرهای کنترلی برای اهل ایمان هم هستند، شورای نگهبان را اهل ایمان می‌دانیم و به آنها می‌گوییم چند بار باید از یک سوراخ گزیده شوید!؟ اینکه شیوه کشورداری نیست!

    ساخت سیاسی متصلب با توزیع ناعادلانه قدرت، محیط زیست را غیرقابل زیست می‌کند

    مومنی با تاکید بر اینکه اگر می‌خواهید با مساله نااطمینانی‌ ها برخورد فعال و عالمانه داشته باشید اولویت با نااطمینانی‌ های با منشا طبیعت است، اظهارداشت: اگر یک ساخت سیاسی متصلب با توزیع ناعادلانه قدرت داشته باشید، محیط زیست را غیر قابل زیست می‌کنید.

    به محض اینکه حکومت یک دست می‌شود با گسترش و تعمیق فساد روبرو می‌شویم

    این اقتصاددان با بیان اینکه در گام بعدی نااطمینانی‌ های با منشاء تعاملات انسانی است و این موضوع در سه سطح رابطه «حکومت با مردم»، «رابطه مردم با حکومت» و «رابطه مردم با مردم» مورد بررسی قرار می‌گیرد، توضیح داد: صمیمانه و خاضعانه به شورای نگهبان می‌گویم از نظر فاجعه آفرینی اجتماعی، قاعده یکدست سازی حکومت و حذف شایستگان و پاکدامنان به همان شدت تخریب محیط زیست، مخرب است. هر بار حکومت یکدست داشته ایم، با همان شدتی که محیط زیستمان تخریب شده از نظر درجه پاکدامنی ملی هم به همان درجه سقوط کرده ایم. به محض اینکه حکومت یک دست می‌شود با گسترش و تعمیق فساد روبرو می‌شویم و در نتیجه رابطه بین مردم و حکومت چار اختلالات بزرگ می‌شود.

    دولت ایران در دوره جنگ، جزء پاکدامن‌ترین دولت‌ های دنیا بوده است / رتبه پاکدامنی دولت ایران در دوران تعدیل ساختاری شرم آور بوده

    مومنی پیشنهاد کرد: نهاد پژوهشی شورای نگهبان گزارش سه جلدی وضعیت اجتماعی کشور را که وزارت کشور سال 1395 منتشر کرده و وضع به مراتب از امروز بهتر بود، را برای اعضای شورای نگهبان بخواند. آنجا متوجه می‌شوند که پشت کردن به اندیشه توسعه برای کشور از نظر رابطه مردم و حکومت چه بر سر کشور آورده است! نمی‌توانید تصور کنید که در قرن بیستم ایران سه جنبش اجتماعی فراگیر را برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی تجربه کرده و ویژگی مشترک هر سه آنها خصلت توامان ضد استبدادی و ضد استعماری آن بوده است. در این سه مقطع که رابطه میان مردم و حکومت اندکی بهبود پیدا کرده و تصحیح شده با اینکه بی‌سابقه‌ترین فشارهای خارجی و داخلی را در آن دوره‌ ها متحمل شده ایم، اما درخشان‌ترین کارنامه‌ ها هم رقم خورده است. چه کسی باور می‌کند که در دوران صلح و در دوره تعدیل ساختاری، تا این میزان رتبه پاکدامنی ایران در دنیا شرم آور شده است! دوره جنگ ایران جزء پاکدامن‌ترین دولت‌ های دنیا بوده است، در حالی که در جنگ انتظار می‌رود به هم ریختگی‌ ها بیشتر و نظارت‌ ها کمتر شود، این دوره رابطه مردم و حکومت مبتنی بر اعتماد بوده و ترتیبات نهادی ما به سمت پیشگیری از فساد تمایل نشان داده؛ چرا که راه حل‌ های نهادیِ پیش گیرنده، نجات بخش است.

    ۵۰ درصد رشد پایه پولی سالهای اخیر، فقط مربوط به فسادها و سوء کارکردهای یک بانک بوده / مماشات مقام پولی با فسادهای این بانک مشکوک است / نهادهای فرادست پیگیری جدی کنند

    این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: فقط در یک مورد، آناتومی‌ فسادهایی که در بانک […] و ضد قانونی‌ ها و بی‌قانونی‌ هایی که در آن وجود دارد وحشتناک است ، چه توجیهی وجود دارد که مقام پولی تا این میزان مماشات مشکوک با آن می‌کند. در گزارش مرکز پژوهش‌ های مجلس آمده که در بعضی از دوره‌ های زمانی در سال‌ های اخیر بالغ بر ۵۰ درصد رشد پایه پولی فقط مربوط به فسادها و سوء کارکردهای این بانک بوده است. اینها شایسته پیگیری‌ های جدی نهادهای فرادست است. به این عریانی این ابعاد فساد وجود دارد، بعد یکباره در بوق و کرنا می‌کنند که […] را از آنها گرفتیم و به دیگری دادیم.

    وی با اشاره به خاطرات خود از زمان حضور در دفتر نخست وزیری، ادامه داد: در نخست وزیری شاهد بودم که تعدادی از سرمایه‌داران فراری‌ قبل از انقلاب که نسبت بدهی‌ هایشان، سه برابر کل ارزش دارایی‌ هایی بود که به جا گذاشته بودند، تیم وکالت بسیار خبره ای را استخدام کرده بودند و در اجرای حکم اختلال ایجاد می‌کردند. تلاش آنها این بود که مایملکشان به عنوان بخشی از بدهی‌ هایشان به بانک‌ های وام دهنده درنظر گرفته شود. سال پایان جنگ، با ۸ سال اقتصاد جنگی و تورم دو رقمی که از سال ۱۳۵۲ گریبان ایران را رها نکرده بود، جهش قیمتی در ساختمان و املاک در اثر این تورم پدیدار شده بود، یکی از آنها از خارج از کشور، نامه ای خطاب به امام خمینی(ره) نوشته و رهنمود فقهی داده بود که در اسلام ربا حرام است، بنابراین نباید به بدهی‌ های من بهره تعلق بگیرد! بعد دیده بود با فروختن بخشی از املاکش به واسطه تورم، می‌تواند کل بدهی‌ ها را حل و فصل کند. در این رابطه با چند اسلام شناس گفت وگو شد و عنوان کردند قاعده ای که اسمش را ربا می‌گذارند این است که نه ظلم کنید و نه ظلم بپذیرید. درست است که ربا حرام است، اما تورم ارزش پول سپرده‌ های مردم که او دزدیده تبدیل به ارز و از کشور خارج کرده باید در نظر گرفته شود. بنابراین مسئله در آن کادر جلو رفت، اکنون شبیه آن را می‌توان در جابجایی مالکیت […] مشاهده کرد. همه چیزش هم غیرشفاف است و هیچ مقام مسئول پولی کوچکترین جزئیاتی راجع به جزئیات آن نمی‌دهد.

    «چرا ملت ها شکست می‌خورند»؟

    مومنی با بیان اینکه در کتاب «چرا ملت ها شکست می‌خورند»، گفته شده ریشه شکست ملتها، رفتارهای دولتها در عمل است، توضیح داد: آن کتاب هم نیت دولتمردان را زیر سوال نمی‌برد، اما می‌گوید نیت هرچه هست عمل به گونه ای است که از ملت‌ ها اعتماد زدایی می‌کند. اگر حکومت توسعه خواهی بخواهد سیاست گذاری پولی و مالی کند، اولین شاقولی که از دریچه نااطمینانی‌ های با منشا تعاملات انسانی باید زیر ذره بین قرار دهد این است که سیاست پولی و مالی که اتخاذ می‌کند چه اثری بر رابطه مردم با حکومت خواهد داشت. حکومت‌ هایی از ملتشان اعتماد زدایی می‌کنند و نامشروع می‌شوند که سه کار می‌کنند: «اتخاذ نابخردانه و بی‌پروای سیاست‌ های تورم زا»، «دادن وعده‌ های که در تحقق آن ناتوان هستند» و« ناتوانی حکومت در تقویت بخش‌ های مولد و مهار آزمندی غیرمولدها».

    قباحت باج دادن به غیرمولدها در ایران فرو ریخته است / بانک مرکزی با توجیه‌ های پوچ نرخ بهره را یکباره ۷ درصد افزایش داد؟!

    این اقتصاددان با بیان اینکه شورای نگهبان و مجلس باید حواسشان باشد تا نامزدها حق نداشته باشند هر وعده ای را بدهند، مشروعیت حکومت در این میان به تاراج می‌رود. کسی نمی‌گوید این فرد خلاف عهد کرد، بلکه می‌گویند حکومت بدعهدی کرده است!، تاکید کرد: قباحت باج دادن به غیرمولدها در ایران فرو ریخته است. ببینید چقدر قباحت دارد که بانک مرکزی با یک سری توجیه‌ های پوچ و توخالی به صورت غیرمستقیم نرخ بهره را یکباره ۷ درصد افزایش داد!

    وحشتناک‌ترین الگوی توزیعی در نقدینگی کشور وجود دارد / ۵۰ درصد مردم در طول عمرشان حتی قادر نیستند یک بار هم از سیستم بانکی وام بگیرند

    مومنی یادآورشد: اردیبهشت ۱۴۰۱ کمیسیون اقتصادی مجلس در گزارشی عنوان کرد در دو دهه منتهی به سال ۱۳۹۹ که بانک‌ های خصوصی در ایران فعال شدند، رشد تولید ۳۶ درصد رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد بوده است! چهار پنجم نقدینگی هم متعلق به یک درصد سپرده گذاران است. از دریچه اقتصاد سیاسی این وضعیت نشان می‌دهد وحشتناک‌ترین الگوی توزیعی در این نقدینگی وجود دارد. تا پیش از این شیرین کاری هم نرخ بهره در ایران جز ۱۰ نرخ بالاتر بهره در دنیا بود و اکنون دو سه پله هم ارتقا پیدا کردند. دروغ است که آنها وقتی می‌خواهند منافعشان را جلو ببرند می‌گویند مردم چنین و چنان می‌کنند! مردم کجا بود!؟ گزارش‌ های رسمی می‌گوید ۵۰ درصد مردم ایران در تمام طول عمرشان حتی قادر نیستند یک بار هم از سیستم بانکی وام بگیرند. کدام مردم!؟

    برای کسانی که نان ندارند خرید و فروش جت آزاد کرده اند! / مردم اتوبوس گیرشان نمی‌آید، بعد می گویید بسیاری از مردم در این مملکت جت سوار می‌شوند

    وی ادامه داد: انقدر قباحت همه چیز ریخته، روز اول اردیبهشت ۱۴۰۳ یک مقام مسئول که باید استعفا دهد، در مصاحبه ای گفته ما خرید و فروش جت‌ های خصوصی را برای عموم شهروندان آزاد کردیم! آقای محترم! شما کجای این عالم زندگی می‌کنید!؟ گزارش‌ های رسمی که بنا به تعریف خوشبینانه و محافظ کارانه ترین گزارش‌ ها هستند، می‌گویند حدود ۳۰ درصد جمعیت از اساس زیر خط فقر و ۴۰ درصد جمعیت هم در آستانه فرو افتادگی به زیر خط فقر هستند. برای کسانی که نان ندارند خرید و فروش جت آزاد کرده اند! بعد ادعا می کنند که این کار را فقط به خاطر عموم مردم و رفاه شهروندان گرامی آزاد کرده ایم! این گونه است که عبارات هم از کارکرد افتاده اند! ایشان در مصاحبه اش می‌گوید علت در اولویت گذاشتن این مسئله این بوده که در حال حاضر بسیاری از مردم از این فضا استفاده می‌کنند! مردم در خیابان‌ های این شهر اتوبوس گیرشان نمی‌آید، باید کلی برای سوار شدن آن معطل بمانند، بعد شما می گویید بسیاری از مردم در این مملکت جت سوار می‌شوند!؟

    می‌خواهند باج به صاحبان وحشتناک ثروتمندِ غیرمولدِ نقدینگی بدهند، تولید کننده را تنبیه می‌کنند

    وی افزود: می‌خواهند باج به صاحبان وحشتناک ثروتمندِ غیرمولدِ نقدینگی بدهند، تولید کننده را تنبیه می‌کنند! همه گزارشهای مربوط به سنجش فضای کسب و کار می‌گوید همواره یکی از حادترین کانون‌ های بحران برای تولید کننده‌ های ما بحران دسترسی به سرمایه در گردش است.

    مگر قرآن نمی گوید مناسبات را ربوی کردن حکم اعلام جنگ با خدا دارد / این اصولگرایی است که قیمت پول برای تولید کننده ایران ۱۰ برابر میانگین جهانی است!؟

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه شاقول برای سیستم عمل بانکی این است که برای تامین سرمایه در گردش تولید کننده‌ ها تا چه اندازه متعهد است، ادامه داد: وقتی نرخ بهره را بالا می‌برید یعنی هزینه تامین مالی سرمایه در گردش بنگاه‌ ها، به اندازه ۷ درصد به اضافه هزینه‌ های اجرایی بانک‌ ها می شود که آن را عملا به حول و حوش ۱۳ تا ۱۴ درصد می‌رساند بالا می‌برید و این رقم به ۲۵ درصد قبلی اضافه می‌شود. کار را به اینجا رسانده اند! چگونه شرم نمی‌کنند مگر قرآن نمی گوید مناسبات را ربوی کردن حکم اعلام جنگ با خدا دارد. ماشالله به این اصولتان! اینکه می‌گویند مفاهیم از کارکرد می‌افتد به این معناست! این چه مناسبات اصولگرایی است که قیمت پول برای تولید کننده ایران حدود ۱۰ برابر میانگین جهانی است!

    در بودجه در پشتیبانی از مردم محروم امساک و در رابطه با خودی‌ ها گشاده دستی‌ های غیر عادی دیده می‌شود

     / نهادهای نظارتی ما چه می‌کنند!؟

    مومنی اضافه کرد: بعد از محیط زیست، شاقول «اعتماد مردم به حکومتشان» و «اعتماد حکومت به مردم» مطرح است. وقتی حکومت ابتدایی‌ترین داده‌ ها را برای اعمال نظارت‌ های شرافتمندانه تخصصی مدنی، پاک می‌کند سطح اعتمادش به ملتش را نشان می‌دهد. اگر می‌خواهید سطح بالاتر اعتماد حکومت به ملت را نگاه کنید سند بودجه ۱۴۰۳ را ببینید! از ۱۵ زاویه مایه تاسف است! در جهت‌گیری‌ های تخصیصی بودجه هرجا که به پشتیبانی از مردم بی دفاع و محروم است امساک می‌بینید هرجا که مسئله در رابطه با خودی‌ ها است، گشاده دستی‌ های غیر عادی دیده می‌شود. نهادهای نظارتی ما چه می‌کنند!؟ گرچه که مجلس هم نهاد نظارتی است، ‌نمی خواهم آن ضرب المثل معروف را به کار ببرم کسانی باید از مجلس حساب ببرند حالا ببینید خود مجلس چه شیرین کاری‌ هایی در این زمینه می‌کند!

     وی با بیان اینکه سند برنامه و سند بودجه عریان‌ترین تصویر ها از طرز نگاه و اعتماد مردم به حکومتش است، گفت: آمادگی این را دارم که درباره جهتگیری‌ های کلیدی بودجه ۱۴۰۳ به تنهایی رودرروی رئیس بانک مرکزی و وزیر اقتصاد با آن ها مناظره کنم که اگر انشاالله مسئله فقط غفلت باشد به آنها بگویم چه خطاهای استراتژیک فاجعه سازی در این اسناد اتفاق افتاده است.

    این چه سیستم نظارتی است که طرز عملش مشروعیت حکومت را به چالش می‌کشد!؟

    این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه برنامه کاندیدا ها باید منطق رفتاری و حساب و کتاب و اجزا و عناصر داشته باشد، خاطرنشان کرد: در بهترین حالت آمال و آرزو های خود را برنامه می‌نامند، نام آن را نمی‌توان برنامه گذاشت! متاسفانه در ایران عمر سازمان‌ های سیاسی از عمر سازمان‌ های اقتصادی، فاجعه آمیزتر است. در این کشور حزب نداریم، تا می‌خواهد حزبی پا بگیرد منحل می‌شود، این یکی از طنز های تلخ کشور ماست. طرف نگران محیط زیست است یکباره می‌گویند پرونده اتصال به استکبار جهانی برایش پیدا شد! وقتی این حرف‌ ها زده می‌شود و ما به ازای عینی ندارد و شواهد خلاف آن پرشمار است، آثار مشروعیت سوز دارد. این چه سیستم نظارتی است که طرز عملش مشروعیت حکومت را به چالش می‌کشد!؟ در هر حیطه ای اگر تخصص را کنار بگذارید دچار بحران می‌شوید تنها مربوط به محیط زیست نیست.

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد خاطرنشان کرد: گزارش سه جلدی وزارت کشور نشان می دهد کشور ما از نظر اعتماد مردم به حکومت شاخص اعتماد اجتماعی ما یکی از بحرانی‌ترین شرایط تاریخی خود را تجربه می‌کند این در گزارش رسمی منتشر شده در آنجا شاخص اعتماد به دیگران که منعکس کننده حس ملی و پیوند ملی داشتن است بسیار خجالت آور است این شاخص در نروژ نزدیک به ۹ برابر ایران است

    وقتی دانایی محوری هم به ابتذال کشیده می‌شود…

    وی بنیه تولید فناورانه را شاقول حیاتی مورد توجه دیگر در متغیر های کنترلی برشمرد و اضافه کرد: ارزش واردات محصولات دانایی محور به ایران ۷ برابر ارزش صادراتی است که به آن دانایی محور گفته می‌شود. وقتی دانایی محوری هم به ابتذال کشیده می‌شود، چنین نتایجی به دست می آید. بعد آنچه که صادر کرده اید را دانایی محور می‌نامید! یکی از بی‌رحمانه‌ترین و ناجوانمردانه‌ترین شرایط تحریمی را تجربه می‌کنیم و واردات دانایی محور ما هم چندان کیفیتی ندارد و در مرزهای دانش نیست. با وصف آن، آنچه که وارد شده ۷ برابر ارزش بیشتری نسبت به آنچه که صادر می‌شود داشته است!

    در تمام زمینه‌ هایی که حکایت از روند حرکت به سمت توسعه و تولید فناورانه دارد با شیب منفی روبرو هستیم

    این اقتصاددان در ادامه با انتقاد نسبت به عدم انتشار داده‌ های مربوط به گزارش‌ های اجتماعی در ایران گفت: گزارش یونیدو را نگاه می کردم، بی اختیار اشکم جاری شد. در تمام زمینه‌ هایی که حکایت از روند حرکت به سمت توسعه و تولید فناورانه دارد ما با یک شیب منفی بسیار نگران کننده روبرو هستیم. این آمار از سوی مقامات رسمی ما به آنها داده می‌شود، چگونه است که آنها را محرم می‌دانید اما کارشناس داخلی را نامحرم در نظر می‌گیرید! بعد می‌گویند ما می‌خواهیم همه چیز را بومی سازی کنیم! شما که ابتدایی ترین داده‌ ها را از  نظام کارشناسی تان دریغ می‌کنید، مگر می ‌شود بومی‌سازی علوم اجتماعی و انسانی را در غیاب داده‌ های مربوط به واقعیت‌ های انسانی و اجتماعی کشور تصور کرد!؟ متاسفانه ماجرای این تناقض‌ ها یک جنبه و دو جنبه ندارد!

    اوضاع و احوال تولید فناورانه در ایران بد است / کاندیداها به اسم برنامه، آرزوهایشان را پخش نکنند

    مومنی تاکید کرد: با هر متری که نگاه کنی اوضاع و احوال تولید فناورانه در ایران به طرز فاجعه آمیزی بد است. آنچه که جنبه هشدار دارد و هدیه ای به کاندیداهایی است که شرافت و عرق ملی دارند و می‌خواهند کشور توسعه یابد این است که شرافتمندانه واقعیت‌ های مربوط به شاخص پیچیدگی و شاخص رابطه مبادله و شاخص وزن و ضریب اهمیت صادرات صنعتی در کل اقلام صادراتی ایران را مقابل خود بگیرید و به اسم برنامه، امید و آرزو پخش نکنید. درباره این موارد تعهد دهید، اینکه بگویید برای فقرا و محرومان غصه می‌خوریم، اسمش برنامه نیست! درباره وضعیت محیط زیست و مثلا تعداد روزهای با هوای سالم که شهروندان ایران در شهرهای بزرگ تنفس می کنند، باید عدد و ارقام مشخص ارائه کنند و پایبند به آن باشند.

    این عضو هیات علمی دانشگاه با بیان اینکه امیدواریم آنچه که چند باره تکرار شده را نصب العین کنند که باید راه را بر فرصت طلبی و عوام فریبی و از همه مهمتر دادن وعده‌ های مصرفی ببندند، خاطرنشان کرد: مهم ترین رکن رقابت مخربی که در دوره‌ های قبل شاهد بودیم، این بود که عزیزان فکر می‌کردند سر گنج نشسته اند و اموال ماترک امواتشان را وعده می‌دهند! می‌گفتند ماهی فلان قدر یارانه می‌دهند و مسابقه‌ ای اینگونه شکل گرفته بود! این‌ ها مانند سم می‌ماند! گستره و عمق وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج را افزایش می‌دهد و هم نابرابری‌ ها را فزایش می‌دهد. در شرایطی که با بحران عرضه کل روبرو هستید، تحریک تعادل به این شکل قطعا آثار مخرب دارد.

    قانون دادن وعده‌ های ضد توسعه فلاکت بار را ممنوع کند 

    مومنی در پایان یادآورشد: نباید فراموش کرد که حمایت‌ های اعتلابخش از محرومان و فقرا در غیاب یک برنامه ارتقاء بنیه تولید ملی، دقیقا به ضد خود تبدیل می‌شود و فقر را با فلاکت توأم می‌کند. باید قانون دادن وعده‌ های ضد توسعه فلاکت بار که وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج را افزایش می‌دهد و اشتغال زدا است ممنوع کند. هر یک میلیارد دلار واردات کالاهای ساخته شده قابل تولید در کشور بین ۲۵ تا ۱۰۰ هزار فرصت شغلی را از بین می‌برد. آیا نباید نهادهای نظارتی و قانون گذاری ما نسبت به این مسائل آگاه و حساس باشند!؟ امیدوارم همه ما توفیق داشته باشیم مواجهه مسئولانه با این مقطع از شرایط کشورمان داشته باشیم و حکومت گرامی هم به این سطح از بلوغ فکری برسد که بالا بردن هزینه فرصت اظهارنظر کارشناسی بر ضد منافع ملی است. این چه منطقی است که این همه منابع مادی و انسانی صرف کنید و کارشناس تربیت کنید بعد به شیوه‌ های مختلف باب ایفای نقش آنها در سرنوشت کشور را ببندید! امیدواریم این رویه‌ ها اصلاح شود.

  • دوئل مرگبار بازار سهام با نرخ بهره!

    دوئل مرگبار بازار سهام با نرخ بهره!

    به گزارش اقتصادران، نوید رجایی در روزنامه تعادل نوشت:

    یکی از خبرهای جالبی که هفته گذشته خواندم مصاحبه رییس بانک مرکزی درخصوص عدم تاثیر نرخ بهره بر بازار سرمایه به ویژه بازار سهام بوده که دقیقا نمی‌دانم بر چه اساسی این صحبت‌ها انجام شده و به نظرم شاید ایشان موفق نشدند آنچه در ذهن دارند را به درستی عنوان کنند.

    افزایش نرخ بهره تاثیر مستقیمی بر تمام بازارها به‌ویژه بازارهای ریسکی همچون بازار سهام دارد و زمانی که ما درخصوص موضوعی بحث می‌کنیم باید از دیدگاه علمی به قضیه نگاه داشته باشیم.

    در روزهای گذشته نرخ اخزا به بیش از ۳۸درصد رسید و اگر نگاهی به صندوق‌های درآمد ثابت و همین‌طور بانک‌ها داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که همه و همه بر سر افزایش نرخ بهره با هم به رقابت پرداخته‌اند و این موضوع بسیار جای فکر دارد.

    زمانی که سود بدون ریسک یا ریسک کم پیش روی سرمایه‌گذار قرار دارد وی ترجیح می‌دهد از هیجانات بازار دوری کرده و یک چنین سودی را درو کند. به عنوان مثال فردی که وارد بازار سهام می‌شود به این امید پول خود را وارد بازار می‌کند که در یک بازه مالی حداقل دو برابر سود بدون ریسک، بازدهی کسب کند و باتوجه به نرخ بهره آیا امکان کسب بازدهی بالای ۷۰درصد در بازار سهام میسر است؟

    زمانی که نرخ بهره افزایش پیدا می‌کند نرخ تنزیل به کار برده شده در ارزش‌گذاری سهام نیز افزایش پیدا می‌کند که این عامل باعث کاهش جریان‌های نقدی و کاهش شدید تقاضا در بازار سهام خواهد شد. اگر نگاهی به ارزش معاملات داشته باشیم، متوجه می‌شویم که عرضه قدرتمندی نداریم اما تقاضا به ‌شدت ضعیف است و درنتیجه موج‌های صعودی شکل نمی‌گیرد. همچنین در حال حاضر دولت با کسری بودجه رو به رو است. جدا از اینکه حقوقی‌ها نیز مانند حقیقی‌ها به دنبال کسب بهترین منفعت هستند به ناچار و از روی دستورات دولت یا با میل شخصی از بازار سهام خارج شده و در نتیجه بازار وضعیت بدتری پیدا می‌کند. از سوی دیگر نرخ بهره تقاضا را نیز سرکوب کرده است.

    شما به اعتبارهای کارگزاری‌ها دقت کنید، پارسال نرخ بهره کارگزاری‌ها نهایت به ۲۴درصد می‌رسید اما امسال از ۳۶درصد عبور کرده. حال اگر فردی قصد سرمایه‌گذاری در بازار سهام را داشته باشید و نرخ بهره ۳۶درصد به معنای ماهی ۳درصد است و با ۱/۵درصد کارمزد خرید و فروش عملا این شخص باید بیش از ۵درصد در ماه کسب کند که سرمایه‌گذاری توجیه‌پذیر باشد و باتوجه به وضعیتی که در آن قرار داریم و سیاست‌های انقباضی شدیدی که بانک مرکزی وضع کرده عملا این نرخ توجیه اقتصادی ندارد.