برچسب: ناترازی بانکی

  • با هر بانکی که به ناترازی ادامه دهد، برخورد می شود / به طرز باورنکردنی‌ای پول‌های کثیف خرج می‌شود تا دروغ و اخبار غلط منتشر شود

    با هر بانکی که به ناترازی ادامه دهد، برخورد می شود / به طرز باورنکردنی‌ای پول‌های کثیف خرج می‌شود تا دروغ و اخبار غلط منتشر شود

    به گزارش اقتصادران، علی مدنی‌زاده روز دوشنبه در مراسم روز دانشجو در دانشگاه صنعتی شریف، اظهار داشت: تلاش کردم تا حد ممکن از بدنه دانشگاهی، فارغ‌التحصیلان خوب و دانشجویان استفاده کنم. این یک حرکت سیمرغ‌گونه است؛ سیمرغ یک فرد نیست، یک جمع است.

    وی با ابراز خوشحالی از حضور دوباره در جمع دانشگاهیان و با اشاره به روحیه پرسشگری دانشجویان افزود: شما سریع و راحت سؤال می‌پرسید؛ البته من انتظار بیشتری هم داشتم اما تا جای ممکن پاسخ می‌دهم.

    وی ادامه داد: حرف آخر را همین اول بزنم؛ من این مسئولیت را فقط به دلیل دنبال یک تغییر بودن پذیرفتم. این مسیر یک نفره نیست؛ همه ما از دوران بچگی نسبت به مردم، کشور و انقلاب دغدغه داشتیم و مسیر زندگی‌مان را بر همین اساس انتخاب کردیم.

    مدنی‌زاده با اشاره به آیاتی که در آغاز مراسم تلاوت شد، گفت: نمی‌دانم انتخابشان اتفاقی بود یا از روی دقت، اما بسیار مهم بود «یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون» حرفی که می‌زنیم باید به آن عمل کنیم. همچنین سبیل‌الله، صفا و تلاش در راه خدا و اینکه بنیان مرصوص باشیم.

    وزیر اقتصاد با بیان اینکه کشور نیازمند مشارکت جمعی در حکمرانی است، گفت: در چنین شرایط سخت اقتصادی از همه بدنه دانشگاهی، اساتید، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان می‌خواهم پای کار بیایند. تقریباً به جز سه‌چهار نفر، همه به من گفتند اشتباه می‌کنم که این مسئولیت را پذیرفتم؛ اما تصمیم گرفتم به نظر آن معدود افراد اعتماد کنم.

    وی ابراز امیدواری کرد که تصمیمم درست باشد. مسائل کشور بسیار پیچیده است؛ این‌طور نبوده که نسبت به پیچیدگی‌ها غافل باشیم. اما در شرایط پیچیده باید کار کرد. امروز صد برابر مصمم‌تر از روز اول هستم که تغییر ایجاد کنیم.

    مدنی‌زاده با اشاره به اقداماتی که در دوره اخیر انجام شده خاطر نشان کرد: کارهای قابل توجهی انجام شده، هرچند طبیعی است که بسیاری از آنها به گوش شما نرسیده باشد.

    وی سپس با انتقاد تند از فضای رسانه‌ای کشور گفت: واقعاً رسانه ما… خیلی مراقب خودتان باشید. اگر دوستان بحث فساد را مطرح می‌کنند، مسئله مدیا یک مسئله جدی است. به طرز باورنکردنی‌ای پول‌های کثیف خرج می‌شود تا دروغ پخش شود، اخبار غلط منتشر شود و اذهان مردم در مسیرهای خاصی هدایت شود. این چیزی بود که حتی تصورش را هم نمی‌کردم. و پول‌های کلانی در رسانه‌ها هزینه می شود تا دروغ‌ها را چنان منتشر کنند که حقیقت لابه لای آن پنهان شود.

    ۱۵۰ پروژه اجرایی و ۶ مگاپروژه برای اصلاح ساختارهای اقتصادی آغاز شده است

    وزیر امور اقتصادی و دارایی از تدوین و آغاز اجرای بیش از ۱۵۰ پروژه اقتصادی در وزارت اقتصاد خبر داد و گفت: در طی مدتی که مسئولیت گرفتم، یک مجموعه بزرگ از تیم‌های کارشناسی را بر روی دستاوردهای ۱۲ سال گذشته گذاشتیم؛ در حوزه‌های بانکی، بودجه، تولید، بازنشستگی، انرژی و سایر بخش‌ها. بسیاری از این تحلیل‌ها و طرح‌ها آماده بود اما باید به طرح‌های اجرایی تبدیل می‌شد.

    مدنی‌زاده افزود: نتیجه این کار، تبدیل این مجموعه مطالعات به بیش از ۱۵۰ پروژه اجرایی برای بیش از ۲۰ معاونت و مرکز مسئولیت وزارت اقتصاد شد؛ وزارتخانه‌ای که در عمل یک ابر وزارتخانه است، تازه به‌جز بانک‌ها، بیمه‌ها و شرکت‌های زیرمجموعه.

    مدنی‌زاده تصریح کرد: پروژه‌ها به تفکیک حوزه‌ها مشخص شده‌اند؛ از اصلاح نظام بانکی و بازار سرمایه گرفته تا برنامه‌های رشد تولید، تقویت سرمایه‌گذاری، اصلاح خصوصی‌سازی، بازنگری در عملکرد مناطق آزاد و توسعه اقتصاد دیجیتال که اگر از آن غفلت کنیم، فرصت طلایی خود را از دست می‌دهیم.

    وی با اشاره به اولویت‌بندی پروژه‌ها اظهارکرد: از میان این‌ها ۶ مگاپروژه انتخاب شد که با امضای وزیر اقتصاد قابل اجراست. چون همه مسائل اقتصادی کشور در اختیار وزارت اقتصاد نیست، موارد کلان باید در تیم اقتصادی دولت، هیئت دولت و گاه در سطح قوای دیگر اجماع شود. اما این ۶ پروژه مواردی است که خود من باید نسبت به آنها پاسخگو باشم.

    با هر بانکی که به ناترازی ادامه دهد، برخورد می شود

    وزیر امور اقتصادی و دارایی با اشاره به موضوع ناترازی شبکه بانکی گفت: همان هفته اول مسئولیتم، پروژه تعیین تکلیف بانک آینده را تشکیل دادیم. سال‌ها درباره اصلاح نظام بانکی بحث شده بود اما وارد فاز اجرا نشده بود.

    وی تأکید کرد: اگر می‌خواهیم ام‌الفساد یعنی تورم را از بین ببریم راهی جز اصلاح ناترازی بانکی نداریم.

    وزیر اقتصاد در بخشی از صحبت هایش گفت : اگر می‌خواهیم تورم را از بین ببریم باید ناترازی بانکی را رفع کنیم، حالا بگویید این راه غربی است؛ خب شما راه شرقی را بگویید!

    وی گفت: نمی‌شود کشور ۵۰ درصد رشد نقدینگی، ۵۰ درصد کسری بودجه و ۴۰ تا ۵۰ درصد رشد اضافه‌برداشت بانک‌ها داشته باشد و انتظار تورم ۱۰ درصدی داشته باشیم. این مثل این است که بگوییم دو بعلاوه دو مساوی چهل! دو به علاوه تحت هر شرایط برابر با چهار است.

    وزیر اقتصاد با هشدار نسبت به ادامه روند فعلی اعلام کرد: هیچ فرقی بین بانک خصوصی و دولتی نیست؛ هر بانکی که به ناترازی ادامه بدهد و از طریق برداشت از بانک مرکزی به اموال مردم دست‌اندازی کند، یا باید اصلاح شود یا با آن برخورد خواهد شد.

    بخشی از تورم و رشد نرخ ارز نتیجه شوک هایی است که به اقتصاد وارد شد

    مدنی‌زاده در بخش دیگری از سخنانش به شرایط بودجه‌ای کشور اشاره و خاطر نشان کرد: از انتهای سال گذشته یک‌سری شوک‌ها به کشور وارد شد و گاه تصمیم‌های غلطی گرفته شد که کسری بودجه نهفته‌ای در ساختار بودجه کاشت. فضای جنگ و سپس فضای پس از جنگ، که آسیبش از خود جنگ بیشتر است، نااطمینانی شدیدی ایجاد کرد.

    وی ادامه داد: تا وقتی در فضای نااطمینانی باشیم، توقع سرمایه‌گذاری و تولید داشتن، توقع بجایی نیست. عدد و رقم‌ها نشان می‌دهد که کسری بودجه دولت امسال بسیار افزایش یافته و بخشی از تورم و رشد نرخ ارز نتیجه همین شوک‌هاست.

    وزیر اقتصاد با اشاره به دشواری اداره کشور در ۶ ماه گذشته گفت: به واقع شرایط بسیار سخت بوده است. پرداخت یارانه ماهانه، حقوق بازنشستگان، معلمان، اساتید و تأمین منابع دانشگاه‌ها هر روز چالش جدی ایجاد می‌کند. مطالبه اصلاح کاملاً بجاست، اما باید شرایط زمانی را هم در نظر گرفت.

    مدنی‌زاده تاکید کرد: کسری بودجه یکی از اصلی‌ترین ریشه‌های تورم است و تا آن را حل نکنیم، تورم حل نخواهد شد. دیشب هم تا چندین ساعت در خدمت رئیس‌جمهور بودیم برای بررسی بودجه سال آینده. فقط در هفته گذشته بیش از ۵۰ ساعت کار فشرده در وزارت اقتصاد برای اصلاح ساختار بودجه انجام شد.

    وی افزود: بودجه اصولاً با سازمان برنامه است، اما تلاش می‌کنیم ساختار آن به‌گونه‌ای نوشته شود که بتواند بخشی از همین دغدغه‌هایی را که شما مطرح کردید اصلاح کند. حالا باید ببینیم چقدر موفق می‌شویم.

  • بودجه ۱۴۰۵ در منگنه ناترازی‌ها / هاشمی: بودجه به تنهایی یک درمان نیست

    بودجه ۱۴۰۵ در منگنه ناترازی‌ها / هاشمی: بودجه به تنهایی یک درمان نیست

    به گزارش اقتصادران، با نزدیک شدن به زمان بودجه‌ریزی دولت برای سال آینده، چشم‌انداز اقتصاد ایران همچنان تحت سایه سنگین ناترازی‌های ساختاری و مزمن در بخش‌های حیاتی قرار دارد و این ناترازی‌ها موتور محرک اصلی نااطمینانی اقتصادی هستند.

    یکی از کانون‌های اصلی بی‌ثباتی در اقتصاد ایران، ناترازی عمیق در بخش بانکی است که عمدتاً ناشی از استمرار پرداخت تسهیلات تکلیفی و خلق پول بدون پشتوانه برای پوشش کسری‌های دولت و بنگاه‌های اقتصادی زیان‌ده است.

    این وضعیت فشار مستقیمی بر ترازنامه بانک‌ها وارد کرده و کیفیت دارایی‌های آنها را کاهش می‌دهد و از منظر بانک مرکزی، این تسهیلات تکلیفی اغلب منجر به افزایش پایه پولی و نقدینگی شده و در نهایت ریسک سیستمی بانک‌ها را بالا می‌برد، در نتیجه دسترسی تولیدکنندگان واقعی به منابع مالی سالم دشوارتر شده و هزینه تأمین مالی را افزایش می‌دهد که این امر سرمایه‌گذاری مولد را کاهش داده و رکود اقتصادی را تشدید می‌کند.

    بخش انرژی نمونه بارز دیگری از این ساختار‌های ناتراز است؛ سال‌ها قیمت‌گذاری دستوری برای حامل‌های انرژی یارانه‌های پنهان سرسام‌آوری ایجاد کرده که منجر به مصرف بی‌رویه و ناکارآمدی شدید شده و بار مالی عظیمی بر بودجه تحمیل می‌کند، زیرا دولت یا باید این کسری را به صورت مستقیم در بودجه لحاظ کند که بسیار پرهزینه است یا مجبور است آن را به شیوه‌هایی جبران کند که غالباً به استقراض یا افزایش مالیات‌های غیرمستقیم ختم می‌شود و چرخه تورم را تشدید می‌کند.

    این ناترازی در بخش صنعت و تولید، بازتابی از مشکلات پیشین در بخش‌های بانکی و انرژی است؛ کمبود سرمایه‌گذاری، نبود زیرساخت‌های انرژی پایدار به دلیل ناترازی و عدم دسترسی به نهاده‌های اولیه با قیمت رقابتی، توان رقابت‌پذیری تولید داخلی را تضعیف کرده است، به طوری که یک واحد تولیدی با چالش دسترسی به وام با نرخ بهره بالا و افزایش هزینه‌های سربار ناشی از قطعی‌های انرژی روبروست که تولید را با هزینه بسیار بالاتری انجام می‌دهد و بقای واحد‌ها را تهدید می‌کند.

    چالش‌ تنظیم بودجه ۱۴۰۵ در اقتصادی با ناترازی‌های مزمن

    هر لایحه بودجه جدید، محک اصلی دولت برای نشان دادن عزم خود در مواجهه با این چالش‌هاست، چرا که تنظیم بودجه در اقتصادی با ناترازی‌های مزمن، معمولاً به سمت وابستگی به منابع ناپایدار مانند نفت و تداوم کسری بودجه عملیاتی از طریق استقراض یا فروش دارایی‌های کم‌بازده متمایل می‌شود و اگر کسری عملیاتی پوشش داده نشود، مستقیماً منجر به افزایش بدهی‌های دولت و در نهایت فشار بر بانک مرکزی برای تأمین مالی می‌شود که معادل خلق پول است.

    در نهایت، این ناترازی‌ها ــ از ناترازی بانکی که نقدینگی را افزایش می‌دهد، تا ناترازی انرژی که هزینه‌های تولید را بالا می‌برد و ناترازی بودجه دولت که انتظارات تورمی را تقویت می‌کند ــ در تعامل با یکدیگر «عادت تورمی» پایداری در اقتصاد ایجاد می‌کنند؛ عادتی که مهار آن با اتکای صرف به ابزار‌های پولی یا سیاست‌های انقباضی ممکن نیست؛ بنابراین تکلیف اصلی بودجه‌ریزی برای سال آینده، انتخاب میان ادامه مسیر انباشت بدهی‌های ساختاری یا آغاز اصلاحات بنیادینی است؛ اصلاحاتی که تنها راه دستیابی به ثبات پایدار اقتصادی به شمار می‌روند. این اصلاحات باید بر اصلاح قیمت‌گذاری انرژی در چارچوب هدفمندی یارانه‌ها، توقف کامل تسهیلات تکلیفی به بانک‌ها و حرکت به سمت افزایش درآمد‌های مالیاتی پایدار به‌جای وابستگی به منابع نفتی متمرکز شوند. در غیر این صورت، دستیابی به ثبات اقتصادی بلندمدت ممکن نخواهد بود.

    بودجه به تنهایی یک درمان نیست

    سهراب هاشمی، کارشناس و تحلیلگر مسائل اقتصادی  با تأکید بر وضعیت کنونی اقتصاد و در پاسخ به این سوال که آیا ناترازی‌های فعلی در بخش بانک، انرژی و تولید به اندازه‌ای عمیق هستند که لایحه بودجه ۱۴۰۵ نتواند آنها را به سرعت ترمیم کند؟ گفت: وضعیت فراتر از یک چالش کوتاه‌مدت است و ریشه در ناکارآمدی‌های ساختاری دارد. بودجه به تنهایی یک درمان نیست بلکه صرفاً ابزاری برای مدیریت این بحران‌هاست.

    هاشمی ادامه داد: ناترازی بانکی که عمدتاً ناشی از کسری‌های دولت است، در عمل به نوعی بدهی پنهان تبدیل شده که هزینه فرصت سنگینی را بر تولید تحمیل می‌کند. اگر دولت در بودجه نتواند استقلال بانک مرکزی را تضمین کند و خلق پول برای جبران کسری را متوقف سازد، در واقع تورم آتی را از پیش پذیرفته است.

    وی افزود: این اصلاح قیمت‌ها باید همزمان با حمایت هدفمند از اقشار آسیب‌پذیر انجام پذیرد تا شوک اقتصادی ایجاد نشود.

    صنعت منتظر سرمایه‌گذاری است نه تخصیص‌های یارانه‌ای کورکورانه

    هاشمی در پاسخ به این سوال که چه انتظاری از بودجه برای رفع محدودیت‌های ناشی از ناترازی در صنعت وجود دارد؟ اظهار داشت: صنعت منتظر سرمایه‌گذاری مولد و دسترسی به منابع مالی با نرخ معقول است، نه تخصیص‌های یارانه‌ای کورکورانه، اگرچه تمرکز بر افزایش درآمد‌های غیرنفتی در بودجه ستودنی است، اما تا زمانی که ناترازی‌های بخش انرژی و مشکلات نرخ بهره بانکی حل نشود، سرمایه‌گذار ریسک پذیر نخواهد بود.

    این تحلیلگر مسائل اقتصادی با اشاره به اینکه بودجه ۱۴۰۵ باید یک بودجه اصلاحی باشد نه صرفاً بودجه تداوم وضع موجود، افزود: در غیر این صورت، تمام ناترازی‌ها به سال بعد منتقل شده و اقتصاد وارد دور باطل جدیدی خواهد شد. شفافیت در مورد ارقام کسری و تعهد به اصلاحات ساختاری، مهم‌تر از هر رقمی در جداول بودجه است.

  • پشت پرده انحلال بانک‌های زیان‌ده / اصلاح نظام بانکی یا جبران تخلفات از جیب مردم؟!

    پشت پرده انحلال بانک‌های زیان‌ده / اصلاح نظام بانکی یا جبران تخلفات از جیب مردم؟!

    به گزارش اقتصادران، پس از انحلال بانک آینده و آغاز رسمی فرآیند گزیر، بانک مرکزی پیام روشنی به دیگر بانک‌های ناتراز ارسال کرد؛ پنج بانکی که شاخص کفایت سرمایه‌شان کمتر از حد تعیین‌ شده است و باید مسیر اصلاح ساختاری را طی کنند؛ در غیر این‌صورت بانک مرکزی به آنها هشدار داده به سرنوشت بانک آینده دچار می‌شوند و از ادامه فعالیتشان جلوگیری خواهد شد.

    به گفته مسوولان اقتصادی، تجربه بانک آینده نه‌تنها نمونه‌ای از پیامدهای سوءمدیریت و خروج بانک‌ها از مسیر بانکداری تجاری است، بلکه هشداری جدی به سایر بانک‌های ناتراز محسوب می‌شود؛ بانک‌هایی که شاخص کفایت سرمایه آنها به مراتب کمتر از حد نرمال تعیین‌شده توسط بانک مرکزی است.

    بر اساس آخرین ارزیابی بانک مرکزی، پنج بانک دیگر همچنان از شاخص نرمال کفایت سرمایه، پایین‌ترند. بانــک سرمایــه با مــیزان کفــایت سرمایه   ۳۳۸-، بانک دی با میزان کفایت سرمایه ۴۹.۱-، موسسه ملل با میزان کفایت سرمایه ۴۰.۸۱ -، بانک سپه با میزان کفایت سرمایه ۲۳- ،  بانک شهر با میزان کفایت سرمایه ۱ در معرض هشدار قرار دارند ضمن آنکه میزان کفایت سرمایه بانک آینده که اخیرا منحل شد منفی ۵۰۳ اعلام شده بود.

    ریشه‌های اولیه ناترازی

    ابوذر مشایخی، کارشناس حوزه پولی و مالی در خصوص ناترازی بانک‌ها به «اعتماد» می‌گوید: ناترازی مفهومی است که امروز در حوزه‌های مختلف از انرژی و بودجه گرفته تا کارآمدی و شبکه بانکی دیده می‌شود، اما به وجود آمدن ناترازی بانکی مربوط به امروز نمی‌شود. برای درک ریشه این بحران باید دست‌کم به اوایل دهه هشتاد بازگشت؛ زمانی که موج تاسیس بانک‌های خصوصی آغاز شد و مجوزهای متعددی به نهادهای مختلف داده شد که بخش قابل‌توجهی از ناترازی امروز در همان ساختار سهامداری بانک‌هایی شکل گرفت که در آن دوره مجوز دریافت کردند و انحلال بانک آینده بخشی از منابع و مصارفش در مسیر فعالیت سهامداران یا پروژه‌هایی خارج از چارچوب بانکداری هزینه شده بود که در نهایت به نکول و عدم بازدهی گسترده رسید. این الگو در بانک‌های دیگری از جمله «بانک سرمایه» نیز مشاهده می‌شود. بانک سرمایه طی بیست سال گذشته بارها تغییر مدیریت را تجربه کرده است و این بی‌ثباتی مدیریتی همراه با پرداخت تسهیلات بدون تضمین کافی، زمینه ایجاد فساد و شکل‌گیری پرونده‌های جنجالی را فراهم کرده و در بسیاری از این پرونده‌های قضایی نام بانک سرمایه تکرار شده است.
    کامران ندری، کارشناس حوزه پولی و مالی نیز در ادامه و در تحلیل وضعیت کنونی شبکه بانکی به «اعتماد» توضیح می‌دهد: قرار گرفتن بانک آینده در مسیر ادغام و ورود بانک سرمایه به مرحله نظارت شدید، یک روند طبیعی در منطق نظارت بانکی است. هر بانکی زمانی زیر ذره‌بین مقام ناظر قرار می‌گیرد که شاخص‌های اصلی سلامت مالی از مرزهای تعیین‌شده عبور می‌کند. افزایش استفاده بانک از منابع بانک مرکزی، کاهش نسبت کفایت سرمایه، پایین آمدن نسبت نقدینگی یا هر تغییر دیگری که فاصله بانک با هسته مطلوب را زیاد می‌کند، علامت ناترازی است و بانک مرکزی به‌صورت طبیعی وارد مرحله نظارتی می‌شود. بانک‌هایی که امروز نامشان مطرح شده از گذشته علائم ضعف نشان داده‌اند و این نظارت ویژه باید سال‌ها قبل آغاز می‌شد.
    سید مرتضی افقه، استاد دانشگاه و اقتصاددان، روند اخیر ادغام و نظارت سخت‌گیرانه بانک مرکزی بر بانک‌های مشکل‌دار را اقدامی ضروری اما پرریسک می‌داند و به «اعتماد» می‌گوید: موفقیت این سیاست‌ها تنها زمانی محقق می‌شود که هزینه تخلفات بانک‌های خصوصی بر دوش مردم و بودجه عمومی منتقل نشود و اصلاحات، ساختاری و شفاف پیش برود و مشکلات امروز نظام بانکی از زمانی آغاز شد که بانک‌های خصوصی با مجوزهای سریع و بدون ارزیابی دقیق وارد عرصه اقتصاد شدند. چرا که بانک‌های خصوصی، به عنوان بنگاه‌های اقتصادی، به دنبال حداکثر سود حرکت می‌کنند، اما هنگامی که فضای سرمایه‌گذاری مولد در اقتصاد ایران افول می‌کند، این بانک‌ها نیز به سمت فعالیت‌های غیرمولد و سودآور سریع می‌روند؛ فعالیت‌هایی مانند سرمایه‌گذاری‌های سنگین ملکی، بنگاه‌داری و پروژه‌های پرریسک.

    نقش تورم مزمن در تعمیق ناترازی

    به باور ابوذر مشایخی، ناترازی بانک‌ها به این معنا نیست که نظام بانکی کشور ناکارآمد یا غیرقابل‌احیا باشد، بلکه این موضوع نشان می‌دهد بخشی از بانک‌ها به دلیل ساختار سهامداری، خطاهای مدیریتی و انحراف مصارف از مسیر اصلی خود، دچار عدم تعادل شده‌اند که این مساله هنوز در سطح کل سیستم تعمیم‌پذیر نیست، اما نیازمند اصلاح اساسی است. او در بخش دیگری از تحلیل خود به نقش تورم مزمن در این بخش اشاره کرده و می‌گوید: تورمی که طی هفده تا هجده سال گذشته غالبا در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد حرکت کرده است بستری ایجاد کرده که نرخ سود بانکی به صورت دستوری تعیین شود که توان مقابله با تورم را نداشته و همین امر تسهیلات‌گیری را به اقدامی سودآور و بدون انگیزه بازپرداخت تبدیل کرده است.
    ندری نیز با اشاره به تأخیر مقام ناظر در تصمیم‌گیری و هزینه‌هایی که بر اقتصاد تحمیل شده ادامه می‌دهد: یکی از نقدهای جدی به بانک مرکزی، تأخیر در اقدام است. بانک‌ها زمانی که برای ایفای تعهدات کوتاه‌مدت خود دچار مشکل می‌شوند و به برداشت از منابع بانک مرکزی وابسته می‌مانند، باید در همان مرحله تحت کنترل دقیق قرار بگیرند. اما در ایران این نظارت دیرهنگام اتفاق می‌افتد. نگه داشتن بانک‌های ناسالم برای نظام اقتصادی هزینه دارد؛ زیرا بانک مرکزی برای حفظ آنها ناچار است پول پرقدرت خلق کند و همین اقدام پایه پولی را افزایش می‌دهد و تورم را به جامعه تحمیل می‌کند. ادامه فعالیت بانک‌هایی که سرمایه واقعی ندارند، از نظر اقتصادی به‌صرفه نیست و هزینه ادامه حیات آنها عملا از جیب مردم پرداخت می‌شود. بسیاری از صنایع و فعالان اقتصادی در این سال‌ها تسهیلات را با انگیزه کسب سود در فضای تورمی دریافت کرده‌اند و همین رفتار باعث می‌شود منابع بانک‌ها قفل شود و مصارف از کنترل خارج گردد.
    افقه نیز تأکید می‌کند: بانک مرکزی در این سال‌ها باید نظارتی قوی و پیشگیرانه اعمال می‌کرد، اما در بسیاری از دوره‌ها یا توان کافی نداشت یا اراده لازم برای مقابله با تخلفات سهامداران بانفوذ بانک‌های خصوصی ایجاد نشد. در نتیجه، برخی بانک‌ها به تدریج از چارچوب اصلی خود منحرف شدند و ترازنامه‌هایشان با کسری‌های سنگین مواجه شد. تجربه موسسات اعتباری سال ۹۶ و وضعیت امروز برخی بانک‌های بزرگ خصوصی، زنگ خطری برای نظام پولی کشور است. زمانی که بانک‌ها وارد فعالیت‌های غیرمولد می‌شوند و زیان انباشته می‌سازند، در نهایت این بحران به بانک مرکزی منتقل می‌شود و اگر بانک مرکزی برای اصلاح وارد عمل شود، خطر آن وجود دارد که هزینه این اصلاحات از جیب مردم پرداخت شود؛ چه از طریق بودجه عمومی و چه از مسیر تورم.
    او وضعیت بانک آینده و پروژه‌هایی مانند ایران‌مال را نمونه‌ای می‌داند؛ دارایی‌هایی که در شرایط فعلی اقتصاد، فروش آنها دشوار است و مشخص نیست تا چه اندازه می‌تواند زیان‌ها را پوشش دهد.

    اصلاح ضروری با انتقال هزینه‌ها؟

    مشایخی با اشاره به ضرورت اصلاح قانون بانکداری و سیاست‌های نظارتی تأکید می‌کند: تصمیمات اخیر حاکمیت برای بررسی وضعیت چند بانک از جمله بانک آینده یا موسسه ملل، اقدامی صرفا دولتی نیست، بلکه تصمیمی کلان و فراسازمانی است که می‌تواند زمینه اصلاح ساختار بانکداری را فراهم کند. نظارت به‌تنهایی کافی نیست و اصلاح قانون بانکداری، شفاف‌سازی فرآیندهای اعطای تسهیلات، کنترل تعارض منافع و بازنگری در الگوی مالکیت بانک‌ها باید در دستور کار قرار گیرد. ندری نیز در ادامه با اشاره به استانداردهای جهانی بیان می‌کند: نهاد ناظر باید اولین نشانه‌های ناترازی را جدی بگیرد. اگر مشکل صرفا کمبود نقدینگی باشد، بانک مرکزی با تزریق کنترل‌شده نقدینگی مساله را رفع می‌کند. اما اگر بانک طی دوره میان‌مدت نتواند منابع لازم را فراهم کند، نهاد ناظر باید به‌طور رسمی از بانک برنامه اصلاحی مطالبه کند. او توضیح می‌دهد: در کشورهای پیشرفته، اگر برنامه اصلاحی بانک کارآمد نباشد یا نسبت‌های مالی همچنان در وضعیت خطر باقی بماند، بانک وارد فرآیند حل‌وفصل می‌شود. در مراحل بعد، پیش از آنکه سرمایه بانک از بین برود، اعلام ورشکستگی یا انحلال صورت می‌گیرد. به عنوان مثال؛ بانک «سیلیکون‌ولی» در امریکا با کاهش چند درصدی ارزش دارایی‌ها به سرعت منحل اعلام شد تا از گسترش بحران جلوگیری شود.
    افقه هم معتقد است: اصل ادغام و سامان‌دهی بانک‌ها اقدامی مثبت است اما اگر این روند بدون سازوکار پاسخگویی و بدون تحمل هزینه توسط سهامداران و مدیران متخلف انجام شود، عملا اصلاح پایدار شکل نمی‌گیرد. زیان بانک‌های خصوصی نباید مانند برخی تجربه‌های گذشته به مردم منتقل شود. ادغام یا انحلال باید به گونه‌ای طراحی شود که اول سهامداران و مدیران بانک‌ها مسوولیت مالی تخلفات گذشته را پرداخت کنند و سپس بانک مرکزی وارد مرحله تثبیت شود.

    زیر ذره‌بین

    مشایخی هشدار می‌دهد: تاب‌آوری اقتصاد در برابر ناترازی‌های بانکی کاهش یافته و ادامه روند فعلی می‌تواند نظام مالی را تحت فشار قرار دهد. او ابراز امیدواری می‌کند که سیاست‌گذاران مسیر اصلاح واقعی را دنبال کنند و به جای پاک کردن صورت‌مساله، ریشه‌ها را هدف بگیرند.
    ندری نیز تأکید می‌کند: الگوی استاندارد ورشکستگی و حل‌وفصل بانکی در ایران وجود ندارد. قوانین شفاف، ساختار حقوقی مشخص و نهادهای اجرایی لازم برای این فرآیند در کشور فعال نیستند. به همین دلیل بانک مرکزی ناچار است به «راه‌حل‌های جایگزین» متوسل شود؛ راه‌حل‌هایی که در مقایسه با استاندارد جهانی نامتعارف ارزیابی می‌شوند. ادغام بانک آینده در بانک ملی نمونه‌ای از همین راه‌حل‌ها است و این اقدام از نظر ماهیت با الگوی مرسوم ادغام بانکی، که در دنیا با مفهوم merging شناخته می‌شود، فاصله دارد. در استاندارد جهانی، ادغام یک فرآیند دقیق، زمان‌بندی‌شده و همراه با شفاف‌سازی دارایی‌ها، بدهی‌ها و حقوق سپرده‌گذاران است. اما در ایران ادغام بیشتر به معنای انتقال بار بانک ناسالم به بانک بزرگ‌تر و قدرتمندتر است؛ روشی که بحران را مدیریت می‌کند اما آن را ریشه‌کن نمی‌کند.
    به باور ندری، اقدامات اخیر بانک مرکزی می‌تواند شدت بحران را کم کند، اما هزینه‌هایش همچنان پابرجاست. حتی اگر ادغام یا مدیریت ویژه بتواند از فروپاشی یک بانک جلوگیری کند، هزینه آن به صورت تورم، فشار بر منابع بین‌نسلی و محدودیت‌ در سیاست‌گذاری پایدار به اقتصاد بازمی‌گردد.
    به گفته او، مردم عملا هزینه این ناترازی‌ها را پرداخت می‌کنند؛ چه در قالب کاهش ارزش پول، چه در قالب محدودیت‌های اعتباری و چه در قالب کسری بودجه‌ای که نهایتا دوباره به خلق پول منجر می‌شود.
    ندری تأکید می‌کند: شبکه بانکی ایران نیازمند اصلاح عمیق، مبتنی بر استانداردهای جهانی، اقدام به‌موقع و شفافیت در نظارت است و تأخیر در مداخلات نظارتی، فقدان سازوکار ورشکستگی بانکی و اتکای بیش از حد به خلق پول برای سرپا نگه داشتن بانک‌های ناسالم، در بلندمدت امکان اداره اقتصاد را دشوار می‌کند. این در حالی است که اگر رویکردهای فعلی به سمت اصلاح واقعی حرکت کند و مقام ناظر با سرعت، شفافیت و قاطعیت بیشتری وارد عمل شود ناترازی بانکی دوباره در اقتصاد ایران بازتولید نخواهد شد.
    به گفته سید مرتضی افقه، پیشگیری تنها زمانی ممکن است که اصلاحات ساختاری و ضدفساد انجام شود، که مهم‌ترین محورهای پیشنهادی شامل جلوگیری از ورود افراد بانفوذ سیاسی، اقتصادی یا نظامی به ساختار بانکداری خصوصی، ایجاد شفافیت کامل در صورت‌های مالی و فعالیت‌های اعتباری، اجرای نظارت مداوم و بی‌ملاحظه بر عملکرد بانک‌ها، محدودسازی جدی بنگاه‌داری و سرمایه‌گذاری‌های غیرمولد و طراحی ساختارهای پیشگیرانه برای حذف تعارض منافع می‌شود. ادغام بانک‌ها اگر در بستری از اصلاحات نهادی و پاسخگویی واقعی انجام نشود، تنها یک مسکن کوتاه‌مدت است و نه درمان ریشه‌ای مشکلات نظام بانکی.

  • وضعیت نظام بانکی ایران؛ بانک‌های زیاد، رقابت کم / ترکیه با اقتصادی در حدود دو برابر بزرگ‌تر از ایران، کمتر از ۱۵ بانک اصلی دارد

    وضعیت نظام بانکی ایران؛ بانک‌های زیاد، رقابت کم / ترکیه با اقتصادی در حدود دو برابر بزرگ‌تر از ایران، کمتر از ۱۵ بانک اصلی دارد

    به گزارش اقتصادران، هیچ اقتصاد هم‌اندازه‌ای در منطقه، شبکه بانکی‌ای به وسعت ایران ندارد و هیچ شبکه بانکی بزرگی تا این اندازه از کارکرد توسعه‌ای خود دور نشده است. این شکاف عجیب، نقطه آغاز یکی از مهم‌ترین پرسش‌های امروز اقتصاد ایران است: چرا اقتصادی با رشد محدود، سرمایه‌گذاری پایین و فشارهای مزمن تحریمی، باید حامل شبکه‌ای بانکی باشد که از ظرفیت واقعی‌اش بزرگ‌تر است؟

    ایران اکنون بیش از ۳۰ بانک و موسسه اعتباری دارد؛ عددی که آن را در میان متنوع‌ترین شبکه‌های بانکی خاورمیانه قرار می‌دهد اما این تنوع برخلاف انتظار، نه به رقابت خدماتی منجر شده و نه به ارتقای کیفیت در حالی که بسیاری از کشورها از ترکیه تا عربستان و امارات با تعداد کمتر اما بانک‌هایی قدرتمندتر، شفاف‌تر و سرمایه‌مندتر فعالیت می‌کنند، در ایران مسیر متفاوتی شکل گرفته: گسترش شبکه، بدون تقویت بنیان‌های مالی.

    در کشورهای منطقه، چارچوب‌های نظارتی مانند بازل IIو III به شاخص‌های تثبیت‌کننده تبدیل شده‌اند اما در ایران این استانداردها بیشتر در حد مقررات روی کاغذ باقی مانده‌اند. فاصله میان «آنچه باید اجرا شود» و «آنچه واقعا اجرا می‌شود» باعث شده بسیاری از بانک‌ها با سرمایه ناکافی، دارایی‌های کم‌کیفیت و ترازنامه‌های سنگین مواجه باشند. حاصل آنکه شبکه بانکی به‌جای آنکه محرک رشد باشد، خود به یکی از منابع بی‌ثباتی اقتصادی تبدیل شده است.

    این عدم تناسب میان اندازه اقتصاد و گستردگی شبکه بانکی، امروز در همه ابعاد دیده می‌شود: از تعدد بانک‌ها و ساختار مالکیت‌های درهم‌تنیده تا رقابت ناسالم، ناترازی‌های مزمن، ضعف شفافیت و فاصله با استانداردهای جهانی. آنچه ایران دارد، شبکه‌ای بزرگ با توان محدود است؛ شبکه‌ای که رشد کمی داشته اما رشد کیفی در آن کمتر دیده می‌شود.

    این گزارش تلاش می‌کند تصویری دقیق و قابل‌مقایسه از این وضعیت ارائه دهد: چرا تعداد بانک‌ها در ایران بالاست؟ چرا بانک‌های منطقه توانمندتر هستند؟ ریشه ناترازی کجاست؟ و چرا اقتصادی که این همه بانک دارد، هنوز در جذب سرمایه، تامین مالی تولید و ثبات مالی عقب‌تر از رقبای خود حرکت می‌کند؟ این روایت، روایت اقتصادی کوچک و بانک‌هایی بزرگ‌تر از ظرفیت آن است.

    شبکه بانکی حجیم؛ اقتصادی که توان حملش را ندارد

    در نگاه اول گستردگی شبکه بانکی ایران شاید نشانه‌ای از توسعه مالی به نظر برسد؛ تعداد زیاد بانک‌ها، شعب پراکنده در شهرهای کوچک و بزرگ و حضور موسسات اعتباری گوناگون تصویری می‌سازد از اقتصادی که از نظر خدمات مالی غنی است اما واقعیت این است که ساختار بانکی ایران بسیار بزرگ‌تر از اندازه واقعی اقتصاد کشور است و همین «عدم تناسب» یکی از ریشه‌های مشکلات مزمن در نظام مالی محسوب می‌شود درحالی‌که بسیاری از اقتصادهای هم‌اندازه ایران، شبکه‌ای متمرکزتر و بانک‌هایی کمتر اما کارآمدتر دارند، ایران مسیری متفاوت را طی کرده است؛ مسیری که نه از دل رقابت‌پذیری بلکه بیشتر از دل سیاستگذاری‌های پراکنده، مجوزهای متعدد و نبود یک استراتژی مشخص در حوزه ساماندهی مالی شکل گرفته است.

    در مقایسه با کشورهای منطقه‌ که قادر به کنترل اندازه شبکه بانکی نسبت به ظرفیت اقتصاد خود بوده‌اند، ایران با شبکه‌ای روبه‌رو بوده که گویی مستقل از اندازه تولید ناخالص داخلی رشد کرده است. در کشورهایی مانند ترکیه، امارات و عربستان، تعداد بانک‌ها کمتر است اما هر بانک سهم بزرگ‌تری از بازار دارد و به‌دلیل توان نظارتی و مالی بالاتر، نقش موثرتری در تامین مالی بنگاه‌ها و خانوارها ایفا می‌کند. این کشورها به‌جای صدور مجوزهای متعدد، روی تقویت بانک‌های موجود و افزایش توان رقابتی آنها تمرکز کرده‌اند؛ رویکردی که باعث افزایش مقیاس فعالیت و ارتقای کیفیت خدمات شده است.

    در ایران اما توسعه شبکه بانکی نه از مسیر ادغام و تقویت بلکه از مسیر تکثیر و ایجاد نهادهای جدید پیش رفته است. نتیجه آن شده که اقتصادی با رشد محدود و ظرفیت تولید نه‌چندان گسترده، اکنون حامل شبکه‌ای مالی است که بیش از اندازه واقعی اقتصاد بزرگ است. این وضعیت پیامدهای خود را دارد: رقابت میان بانک‌ها نه برای نوآوری بلکه برای جذب منابع با هر ابزار ممکن؛ ترازنامه‌هایی که به‌جای فعالیت‌های مولد، به سمت دارایی‌های غیرعملیاتی متمایل شده‌اند و درنهایت نظامی که بیش از آنکه در خدمت رشد اقتصادی باشد، خود به یکی از موانع اصلی کارایی تبدیل شده است. این عدم تناسب میان اندازه اقتصاد و وسعت شبکه بانکی، تصویر روشنی از چالش‌های ساختاری نظام مالی ایران به دست می‌دهد؛ چالشی که اگر حل نشود، اقتصاد همچنان زیر بار وزن شبکه‌ای خواهد ماند که بیش از توانش بر آن تحمیل شده است.

    بانک‌های زیاد، رقابت کم

    ایران یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های بانکی منطقه را دارد؛ شبکه‌ای که شامل بیش از۳۰ بانک و موسسه اعتباری است و انواع بانک‌های دولتی، خصوصی، خصولتی و اعتباری را دربر می‌گیرد. در ظاهر چنین تعددی باید به معنای رقابت بیشتر، تنوع خدمات، بهبود کیفیت و افزایش نوآوری باشد تجربه سال‌های گذشته اما نشان می‌دهد که این تکثر نه‌تنها به رقابت واقعی منجر نشده بلکه در بسیاری موارد بر مشکلات ساختاری نظام بانکی نیز افزوده است.

    در کشورهای منطقه که شرایط اقتصادی و ساختار مالی‌شان با ایران قابل مقایسه است، تعداد بانک‌ها محدودتر اما هرکدام قدرتمندتر، شفاف‌تر و رقابتی‌تر هستند. مثلا ترکیه با شبکه بانکی به‌مراتب کوچک‌تر اما بانک‌هایی متمرکزتر و توانمندتر، خدمات مالی گسترده‌تری ارائه می‌دهد. امارات یا عربستان نیز با وجود اینکه از نظر حجم اقتصاد شرایطی مشابه یا اندکی بزرگ‌تر از ایران دارند، به‌جای تعدد بانک‌ها، مسیر ادغام، تقویت سرمایه و افزایش مقیاس فعالیت را انتخاب کرده‌اند؛ تصمیمی که رقابت را در کیفیت، فناوری و استانداردهای نظارتی متمرکز کرده است. در ایران اما رقابت بانکی عمدتا حول محور جذب سپرده می‌چرخد؛ آن هم نه از طریق کیفیت خدمات بلکه با استفاده از نرخ‌های سود بالاتر، روابط اداری، یا ایجاد محصولات مالی کوتاه‌مدت و پرریسک. این مدل رقابت عملا بانک‌ها را از کارکرد اصلی‌شان -یعنی تامین مالی تولید، سرمایه‌گذاری و پروژه‌های مولد- دور کرده و آنها را به نهادهایی تبدیل کرده که بخش مهمی از انرژی خود را صرف «بازی ترازنامه» و گردش منابع میان بانک‌ها و بازارهای موازی می‌کنند. از سوی دیگر بسیاری از این بانک‌ها و موسسات اعتباری از ابتدا با ساختار نظارتی و ارزیابی دقیق شکل نگرفته‌اند. مجوزهای متعدد طی دو دهه گذشته، بدون در نظر گرفتن ظرفیت واقعی اقتصاد و توان جذب مالی، منجر به تکثیری شد که بیشتر از منطق اقتصادی، تابع شرایط سیاسی و فشار تقاضای بانکی بود. نتیجه آنکه بازاری با ده‌ها بازیگر شکل گرفت اما بدون آنکه کیفیت رقابت بالا برود یا خدمات مالی ارتقا یابد.

    نکته مهم اینکه گستردگی شبکه بانکی، بدون پشتوانه شفافیت و کفایت سرمایه، نه نشانه توسعه مالی بلکه نشانه ناپایداری است. بسیاری از اقتصادهای پیشرفته با تعداد محدود بانک اما با نظارت قوی و سرمایه کافی، نقشی تعیین‌کننده در رشد اقتصادی ایفا می‌کنند درحالی‌که در ایران تکثر بانک‌ها به خودی خود نه‌تنها ارزش‌افزوده‌ای ایجاد نکرده بلکه بخشی از ناترازی‌های فعلی نیز محصول همین گستردگی بی‌ضابطه است. به این ترتیب، مساله اصلی ایران «کمبود بانک» یا «رقابت کم» نیست بلکه کیفیت رقابت، کارآمدی فعالیت‌ها و ضرورت کوچک‌سازی هوشمندانه شبکه بانکی است. بدون این اصلاح، تعدد بانک‌ها صرفا به تکثیر مشکلات منجر می‌شود و نظام بانکی همچنان از ایفای نقش پیشران اقتصاد ناتوان خواهد ماند.

    بانک‌های خصوصی و دولتی؛ نقش، سهم و شفافیت

    در بسیاری از کشورها بازار بانکی بر پایه چند بانک دولتی قدرتمند و تعداد محدودی بانک خصوصی رقابتی شکل گرفته است. نمونه روشن آن عربستان است که با تعداد انگشت‌شماری بانک اما با کفایت سرمایه بالا و نظارت سختگیرانه، یکی از باثبات‌ترین سیستم‌های بانکی منطقه را دارد. در ترکیه نیز اگرچه بانک‌های خصوصی سهم مهمی در بازار دارند اما ساختار نظارتی قوی و محدودیت در صدور مجوز جدید باعث شده تعداد بانک‌ها متناسب با ظرفیت اقتصاد باقی بماند. امارات هم با وجود حضور بانک‌های متعدد، عملا توسط چند بانک بزرگ و متمرکز هدایت می‌شود که هر یک شبکه‌ای قدرتمند در سطح منطقه دارند.

    وضعیت در ایران اما متفاوت است. از یک‌سو بانک‌های دولتی قدیمی، گستره‌ای بزرگ از سپرده‌ها و شبکه شعب را در اختیار دارند و بخش عمده‌ای از وظایف حاکمیتی و تکالیف بودجه‌ای بر دوش آنهاست؛ وظایفی که گاهی بانک‌ها را تبدیل به بازوی اجرایی دولت می‌کند و امکان فعالیت حرفه‌ای و مبتنی‌بر ریسک‌سنجی را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر بخش خصوصی بانکی نیز که طی دو دهه گذشته به‌سرعت رشد کرده، الزاما خصوصی به معنای واقعی نبوده است. بسیاری از این بانک‌ها ساختار سهامداری پیچیده، وابستگی به نهادهای شبه‌دولتی یا روابط مالکیتی درهم دارند و همین موضوع مانع شفافیت مالی و رفتارسنجی دقیق آنها شده است.

    این اختلاط مالکیتی باعث شده عملکرد بانک‌ها به‌جای آنکه تابع منطق رقابتی باشد، تحت‌تاثیر شبکه‌ای از منافع متقاطع قرار گیرد. بانک‌های دولتی معمولا از ترازنامه‌های سنگین و مطالبات انباشته رنج می‌برند درحالی‌که برخی بانک‌های خصوصی با ریسک‌های بالا، فعالیت‌های غیرمولد و دارایی‌های غیرعملیاتی شناخته می‌شوند. به همین دلیل فاصله میان «مالکیت» و «کارایی» در نظام بانکی ایران، بیش از بسیاری از کشورهای مشابه است. پیامد این وضعیت تضعیف شفافیت است؛ عاملی که کیفیت نظارت را کاهش می‌دهد، رقابت سالم را از بین می‌برد و زمینه شکل‌گیری ناترازی‌های ساختاری را فراهم می‌کند. بنابراین مساله اصلی، نه تعداد بانک‌های دولتی یا خصوصی بلکه ناترازی حاصل از ترکیب مالکیت نامتجانس، شفافیت پایین و نبود یک الگوی روشن حکمرانی بانکی است.

    ناترازی مزمن؛ نتیجه سال‌ها خلق نقدینگی بی‌ضابطه

    ناترازی شبکه بانکی ایران تنها یک مشکل مالی نیست؛ تصویری فشرده از شیوه اداره اقتصاد ایران است. مساله‌ای که طی سال‌ها و به‌صورت تدریجی شکل گرفته و امروز به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نظام پولی تبدیل شده است. اغلب کشورهای منطقه با وجود اندازه اقتصادهای مشابه، توانسته‌اند ثبات بانکی را با کنترل دقیق ترازنامه‌ها و الزام به رعایت استانداردهای نظارتی حفظ کنند.

    اما در ایران ترکیبی از تکالیف بودجه‌ای، نرخ‌های دستوری، رقابت ناسالم برای جذب منابع و نبود نظارت کارآمد باعث شده بخش بزرگی از بانک‌ها با ناترازی‌های گسترده روبه‌رو شوند. ریشه ناترازی را می‌توان در شیوه خلق نقدینگی جست‌وجو کرد؛ جایی که بانک‌ها به دلیل نیاز به رشد ترازنامه یا جبران کسری‌های گذشته، به خلق اعتبار بیش از توان واقعی خود روی آورده‌اند. بدتر آنکه این خلق اعتبار نه به سمت تولید و فعالیت‌های مولد بلکه عمدتا به سوی دارایی‌های غیرعملیاتی، سفته‌بازی، یا تسهیلاتی با بازپرداخت مبهم رفته است. در چنین شرایطی، سپرده‌ها با سرعتی بسیار بیشتر از رشد اقتصادی افزایش یافته و نتیجه این روند، همان تورم مزمن و بی‌ثباتی مالی است که امروز شاهد آن هستیم.

    در نبود نظارت قوی و با وجود فشار برای رشد ظاهری، بانک‌ها مجبور شده‌اند دارایی‌هایی در ترازنامه انباشت کنند که در عمل ارزش واقعی ندارند؛ از املاک و پروژه‌های راکد گرفته تا مطالبات مشکوک‌الوصول. این دارایی‌ها به‌مرور «سمّی» شده‌اند و امکان تسویه یا نقدشوندگی آنها محدود است. در کشورهای منطقه مقررات سختگیرانه در حوزه کفایت سرمایه و مدیریت ریسک مانع چنین وضعیتی می‌شود اما در ایران فاصله میان قوانین و اجرای واقعی همچنان قابل‌توجه است.

    پیامد نهایی این فرآیند، شبکه‌ای بانکی است که بخش مهمی از انرژی خود را صرف حفظ ظاهر سلامت ترازنامه می‌کند، نه تامین مالی اقتصاد. نتیجه آنکه اقتصاد با وجود این همه بانک، همچنان با کمبود اعتبار مولد روبه‌رو است و بانک‌ها در عین بزرگی، توان حمایت از تولید را ندارند. ناترازی بانکی در ایران، برخلاف تصور عمومی یک مشکل مقطعی نیست؛ ساختاری، مزمن و انباشته است و تا زمانی که مدل خلق پول، نظام نظارتی و ساختار مالکیتی اصلاح نشود، هر اصلاحی موقت خواهد بود و بانک‌ها همچنان به‌جای اینکه موتور رشد باشند، به مرکز ثقل بی‌ثباتی مالی تبدیل خواهند شد.

    ایران و منطقه؛ شبکه بانکی بزرگ قدرت مالی کوچک

    مقایسه شبکه بانکی ایران با کشورهای منطقه نشان می‌دهد که ایران با وجود برخورداری از تعداد زیادی بانک و موسسه اعتباری، از نظر قدرت مالی، سرمایه، نفوذ منطقه‌ای و کیفیت خدمات بانکی، فاصله قابل‌توجهی با رقبای خود دارد. ایران امروز بیش از ۳۰بانک و موسسه اعتباری دارد؛ عددی که آن را در ردیف کشورهایی با بیشترین تعداد بانک نسبت به اندازه اقتصاد قرار می‌دهد اما در ترکیه، عربستان و امارات -که حجم اقتصاد آنها با ایران قابل مقایسه است- تعداد بانک‌ها کمتر اما بسیار قدرتمندتر است.

    ترکیه با اقتصادی در حدود دو برابر بزرگ‌تر از ایران، کمتر از ۱۵بانک اصلی دارد اما چند بانک آن در فهرست بزرگ‌ترین بانک‌های اروپا قرار گرفته‌اند و در سطح بین‌المللی فعال هستند. شاخص‌های کفایت سرمایه در بانک‌های ترکیه به‌طور معمول در سطحی بسیار بالاتر از ایران است و بانک‌های این کشور توانسته‌اند از مسیر رعایت الزامات سختگیرانه نظارتی، از بحران‌های مالی متعدد عبور کنند.

    در امارات با وجود جمعیتی بسیار کمتر از ایران، شبکه بانکی از نظر سرمایه و نفوذ منطقه‌ای در سطحی کاملا متفاوت قرار دارد. این کشور حدود ۴۰بانک دارد اما بخش عمده بازار را چند بانک بزرگ با سرمایه زیاد، دسترسی بین‌المللی و استانداردهای بازل III در اختیار دارند.

    بزرگ‌ترین بانک‌های امارات سرمایه‌ای چندین برابر بزرگ‌ترین بانک‌های ایرانی دارند و در بازارهای جهانی، از اروپا تا جنوب شرق آسیا فعالیت می‌کنند؛ موضوعی که برای بانک‌های ایرانی به دلیل تحریم‌ها اساسا امکان‌پذیر نیست. عربستان نیز یکی از منسجم‌ترین شبکه‌های بانکی منطقه را دارد: کمتر از ۱۵بانک اما با ترازنامه‌هایی حجیم، کفایت سرمایه بالا و رعایت دقیق استانداردهای بازل.

    ادغام‌های گسترده طی سال‌های گذشته -از جمله ادغام دو بانک بزرگ در یک مجموعه عظیم- باعث شده این کشور شبکه‌ای فشرده اما بسیار قدرتمند داشته باشد.

    در مقابل ایران با بانک‌های فراوان اما ترازنامه‌هایی ضعیف، سرمایه محدود، مطالبات سنگین و نبود ارتباطات بین‌المللی مواجه است. تعداد زیادی از بانک‌های ایرانی در چندساله اخیر از کفایت سرمایه کافی برخوردار نبودند و بخش مهمی از دارایی‌های آنها در قالب ملک، پروژه‌های نیمه‌تمام یا مطالبات مشکوک‌الوصول قفل شده است.

    در حالی که بانک‌های ترکیه، عربستان و امارات سرمایه خود را چند برابر ایران افزایش داده‌اند، بانک‌های ایرانی با محدودیت‌های نظارتی و ساختاری روبه‌رو هستند که توان بزرگ‌سازی و رقابت منطقه‌ای را از آنها گرفته است. به این ترتیب، اگرچه ایران از نظر تعداد بانک در جایگاهی بالاتر از کشورهای منطقه قرار دارد اما از نظر کیفیت، قدرت مالی و استانداردهای نظارتی، سال‌ها از رقیبان خود عقب‌تر است. این عدم تناسب، یکی از مهم‌ترین دلایل ناتوانی نظام بانکی ایران در ایفای نقش فعال در اقتصاد و تامین مالی پایدار است.

     

  • موسسه «ملل» فعلا منحل نمی‌شود / مدیریت بانک عوض شد

    موسسه «ملل» فعلا منحل نمی‌شود / مدیریت بانک عوض شد

    به گزارش اقتصادران، اوایل ماه جاری بانک آینده منحل شد. درجریان انحلال این بانک، محمدرضا فرزین از انحلال چند بانک و موسسه اعتباری دیگر هم سخن گفت. همان مقطع بانک مرکزی به نقل از یکی از معاونین فرزین اعلام کرد که بانک‌های «سرمایه»، «دی»، «ایران زمین»، «سپه» و موسسه «ملل »هم دچار ناترازی هستند. بانک‌هایی که همان زمان پیش‌بینی می‌شد، در دستور کار ادغام یا انحلال قرار گیرد. در میان مجموعه‌های ناتراز موجود در نهایت قرعه انحلال به نام موسسه «ملل » افتاد.

    براساس جدیدترین داده‌های منتشر شده از سوی بانک مرکزی، زیان انباشته موسسه اعتباری ملل ۶۵ هزار میلیارد تومان و نسبت کفایت سرمایه آن منفی ۴۱ درصد بود.

    بر این اساس و با استناد به ماده ۳۰ قانون بانک مرکزی، هیات سرپرستی برای آن تعیین شد. هیات سرپرستی از دیروز فعالیت خود را آغاز کرده است. هیات سرپرستی این موسسه نیز ملزم به ارایه برنامه ۱۰۰ روزه و ۶ ماهه برای اصلاح روند این موسسه شده تا با اجرای برنامه اصلاح از ناترازی خارج شود و در جرگه موسسات تراز قرار گیرد.

    طبق گزارش بانک مرکزی سیاست اصلاح شبکه ناتراز بانکی از یکی دو سال گذشته به صورت جدی براساس ظرفیت قانون جدید بانک مرکری شروع شده است. فرشاد محمدپور معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی، در این باره می‌گوید: در جریان بررسی وضعیت بانک آینده سابق، بانک مرکزی و هیات عالی بانک مرکزی به این جمع‌بندی رسیدند که آن بانک قابل اصلاح نیست و فرآیند گزیر بر اساس ظرفیت ماده ۳۳ قانون بانک مرکزی در پیش گرفته شد.

    او افزود: در مقابل در بانک‌هایی که احساس می‌شود امکان اصلاح وجود دارد و شرایط به گونه‌ای است که با تغییر رویکرد مدیریتی امکان اصلاح میسر است، اولویت اصلی اصلاح است. بنابراین ورود به فرآیند گزیر، اولویت آخر است.

    محمدپور در مورد سیاست بانک مرکزی در مورد موسسه اعتباری ملل گفت: ناترازی این موسسه به گونه‌ای بود که از نظر ما با یک اراده و اقداماتی، این ناترازی قابل رفع بود و هست، ولی متاسفانه آن اقدامات عملی که باید در دو سال گذشته انجام می‌شد، صورت نگرفت. بانک مرکزی به این نتیجه رسید که با این شیوه مدیریتی، وضعیت این موسسه اعتباری روز به روز می‌تواند بدتر شود و شاید به سمت فرایند گزیر پیش برویم. بنابراین با استفاده از ظرفیت ماده ۳۰ قانون بانک مرکزی تصمیم بر تغییر هیات سرپرستی شد.

    شاخص‌های مالی موسسه ملل

    بر اساس آخرین صورت مالی موسسه ملل که مربوط به سال ۱۴۰۳ است، زیان انباشته این موسسه حدود ۶۵ هزار میلیارد تومان است . در نتیجه زمانی که مجمع آن در آینده نزدیک از سوی بانک مرکزی صادر شود؛ رقم دقیق زیان مشخص می‌شود. به گفته معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی نقدینگی این موسسه حدود ۴۵ همت است. نسبت کفایت سرمایه موسسه حدود منفی ۴۱ درصد است. این آمار تقریبا به‌روز است و هیات سرپرستی که اکنون منصوب شده‌اند، با این نسبت از اعداد، از امروز در این موسسه مستقر می‌شوند.

    او در خصوص وضعیت دارایی‌های این موسسه افزود: در مورد این موسسه، اگر دارایی‌های غیربانکی، بنگاه‌های غیربانکی، اموال و املاک غیربانکی به فروش برسند، حتما زیان انباشته این موسسه قابل اصلاح است. ناترازی نقدینگی بانک نیز به گونه‌ای است که با یک سری اقداماتی پیش‌بینی شده و ارایه و اجرای برنامه آن حداکثر تا یک ماه آینده (در قالب برنامه ۱۰۰ روزه) توسط هیات سرپرستی منتخب، رفع خواهد شد.

    تفاوت ملل با بانک آینده

    معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی درباره تفاوت‌های اساسی بانک آینده سابق و موسسه ملل گفت: در بانک آینده مجوز بانک لغو شد و وارد فرآیند گزیر شد، ولی در خصوص موسسه اعتباری ملل به هیچ عنوان خدمات و اقدامات این موسسه هیچ‌گونه تغییری نسبت به روزهای قبل نخواهد داشت. موسسه اعتباری ملل همچنان به فعالیت خود ادامه خواهد داد و صرفا مدیریت بانک عوض شده و بانک مرکزی بر اساس اختیاری که دارد، هیات سرپرستی منصوب خود را در این موسسه مستقر کرده است.
    او با اشاره بر این موضوع که تمام عملیات‌ها، اقدامات و خدمات مثل سابق ارایه خواهد شد و هیچ‌گونه دغدغه در مورد مباحث مرتبط با سپرده‌گذاران، سهامداران و کارکنان وجود ندارد؛ گفت: سپرده‌گذاران، سهامداران و کارکنان این موسسه هیچ‌گونه دغدغه‌ای نباید داشته باشند.

    محمدپور ابراز امیدواری که این موسسه پس از اجرای برنامه اصلاحی تغییر معنادار و مثبتی در شاخص‌های عملیاتی‌ آن ایجاد شود و در شش ماه آینده با یک موسسه‌ای با شاخص‌های مثبت و متفاوت روبه‌رو شود. او ادامه داد: برای اینکه تراز این بانک مثبت شود، باید همه سهامداران موسسه به هیات سرپرستی کمک کنند تا ظرف چند ماه آینده این موسسه به جرگه بانک‌ها و موسسه‌های اعتباری تراز در کشور اضافه شود.

    انتصاب حقوقی

    معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی در خصوص آثار حقوقی انتصاب هیات سرپرستی برای این موسسه نیز گفت: بر اساس ماده ۳۰ قانون بانک مرکزی، پس از انتصاب هیات سرپرستی، کار هیات‌مدیره و هیات عامل سابق به پایان می‌رسد. البته اگر هیات سرپرستی تشخیص دهد، از ظرفیت‌های موجود در موسسه اعتباری ملل استفاده کند، هیچ مانعی وجود ندارد، ولی این اقدام باید در چارچوب ماده ۳۰ قانون بانک مرکزی انجام شود. او افزود: قانون تجارت و همچنین قوانین مرتبط با این موضوع، برای هیات‌مدیره وظایف، مسوولیت و اختیاراتی مشخص کرده و همچنین اختیاراتی برای مجمع عمومی بانک پیش‌بینی کرده است. طبق قانون تجارت و قوانین مربوطه با هیات‌مدیره سابق بانک و مدیران سابق بانک برخورد خواهد شد. با انتصاب هیات سرپرستی، این هیات جایگزین هیات‌مدیره این موسسه می‌شود. محمدپور در خصوص شرایط بازگشت مدیریت به سهامداران موسسه گفت: اگر شاخص‌های نظارتی و بانکی موسسه اصلاح شود، رییس کل بانک مرکزی طبق قانون اختیار دارد پیشنهاد خروج موسسه از چارچوب ماده ۳۰ را به هیات عالی بانک مرکزی ارایه دهد و مجددا اداره بانک را در چارچوب هیات‌مدیره قانون تجارت به سهامداران بسپارد.

    معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی با اشاره به شاخصه‌ها و مولفه‌های انتخاب هیات سرپرستی در بانک آینده سابق که منجر به افزایش شفافیت شد، تاکید کرد: ناترازی که در بانک آینده در طول سال‌ها انباشت شده بود، با هیات سرپرستی منصوب شده در چند سال گذشته به‌طور شفاف مشخص و تدقیق شد و اعداد و ارقام واقعی‌تر ارایه شدند.

    محمدپور تاکید کرد: اگر این موسسه در زمان تعیین شده اصلاح نشود، همان برخوردی که با بانک آینده سابق شده با آن نیز خواهد شد.

  • پشت پرده بانک‌های ناتراز؛ تصمیمات مسئولان یا خطای بانک‌ها؟

    پشت پرده بانک‌های ناتراز؛ تصمیمات مسئولان یا خطای بانک‌ها؟

    به گزارش اقتصادران، موج تازه‌ای از هشدارها درباره بانک‌های ناتراز در حالی از سوی مقامات اقتصادی کشور به راه افتاده که هنوز تب ماجرای گزیر بانک آینده فروکش نکرده است. تنها چندروز پس از انتقال سپرده‌ها و دارایی‌های این بانک به بانک ملی، لحن سیاستگذاران از بازسازی و اصلاح ساختار، به تهدید و هشدار تغییر کرد؛ از ادغام اجباری تا انحلال کامل. اکنون نام پنج بانک دیگر نیز در فهرست ناترازها قرار گرفته و واژه‌هایی مانند گزیر و انحلال به کلیدواژه روز نظام بانکی تبدیل شده‌اند. آنچه اما در این میان نادیده گرفته می‌شود، این واقعیت است که بخش بزرگی از همین ناترازی، نتیجه مستقیم تصمیمات گذشته همین سیاستگذاران است؛ تصمیماتی که سال‌ها بانک‌ها را به بازوی مالی دولت بدل کرد و اکنون به‌عنوان ضعف ساختاری نظام بانکی معرفی می‌شود.

    در ظاهر، دولت و بانک مرکزی از عزم خود برای اصلاح سخن می‌گویند اما در عمل، همین اظهارات پرتنش و تکرار مداوم واژه‌های هشدارآمیز به عاملی برای تضعیف اعتماد عمومی و بی‌ثباتی روانی بازار تبدیل شده است. در بازاری که اعتماد مهم‌ترین سرمایه است، باید از سیاستگذاران پرسید؛ چه کسی باید پاسخگوی بحران اعتماد در نظام بانکی باشد؛ بانک‌ها یا سیاستگذارانی که خود بذر این ناترازی را کاشته‌اند؟

    از گزیر بانک آینده تا موج هشدار به بانک‌های ناتراز

    در هفته‌های اخیر نظام بانکی ایران شاهد مجموعه‌ای از اظهارات کم‌سابقه از سوی مقامات اقتصادی و پولی بوده است؛ سخنانی که از زبان رییس‌کل بانک مرکزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی و برخی معاونان نظارتی بیان شد و به‌سرعت در رسانه‌ها بازتاب یافت. محور مشترک همه این اظهارات تاکید بر پایان دوران تعلل در اصلاح نظام بانکی و هشدار درباره سرنوشت بانک‌هایی بود که هنوز ترازنامه‌های خود را سامان نداده‌اند.

    آغاز این موج از اول آبان۱۴۰۴ بود؛ روزی که بانک مرکزی رسما اعلام کرد مجوز فعالیت بانک آینده لغو و فرآیند موسوم به «گزیر» آغاز شده است. این تصمیم با انتقال سپرده‌ها و شعب بانک آینده به بانک ملی همراه بود و درواقع نخستین تجربه عملی از اجرای این سازوکار در نظام بانکی کشور محسوب می‌شد. بانک مرکزی تاکید کرد که گزیر پایان کار نیست و «هر بانکی که اصلاحات لازم را انجام ندهد، با همین سرنوشت روبه‌رو خواهد شد». آنگونه که بانک مرکزی مدعی است، دوران مصلحت‌اندیشی تمام شده است؛ اگر بانکی نتواند ناترازی خود را اصلاح کند، یا در مسیر ادغام قرار می‌گیرد یا منحل می‌شود.

    این سخنان، آغازی بود بر موج تازه‌ای از گمانه‌زنی‌ها درباره بانک‌های در معرض خطر و رسانه‌ها تیتر زدند: «سرنوشت بانک آینده در انتظار چند بانک دیگر است» این موضع‌گیری، آغازگر موجی از واکنش‌ها و گمانه‌زنی‌ها بود.

    چند روز بعد، فرشاد محمدپور، معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی، صریح‌تر از همیشه نام پنج‌بانک ناتراز را اعلام کرد: «به‌جز بانک آینده، پنج بانک دیگر نیز ناتراز هستند؛ بانک‌های سرمایه، دی، سپه، ایران‌زمین و موسسه ملل جزو این فهرست قرار دارند.» او تاکید کرد که «اولویت بانک مرکزی با اصلاح و احیای بانک‌های ناتراز است اما اگر برنامه اصلاحی اجرا نشود، از تمام ظرفیت‌های قانونی برای ورود به فرآیند گزیر استفاده خواهد شد.»

    در ادامه سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز در حاشیه نشست هیات دولت بر همین خط تاکید کرد و گفت: «برنامه اصلاح نظام بانکی با افزایش سرمایه بانک ملی و موضوع بانک آینده آغاز شد. این برنامه برای سایر بانک‌ها نیز در دستور کار قرار دارد و بانک‌های ناتراز در اولویت اصلاح قرار دارند. بانک‌هایی که برنامه اصلاحی خود را اجرا کنند، طبیعتا دچار مشکل نخواهند شد اما اگر بانکی از اصلاح سر باز زند، به سرنوشت بانک‌های نور، کاسپین و آینده دچار می‌شود.»

    همزمان رسانه‌ها با بازنشر گسترده این اظهارات، فضایی از انتظار، نگرانی و هشدار عمومی در جامعه بانکی ایجاد کردند؛ فضایی که در آن، افکار عمومی عملا به‌دنبال «بانک بعدی» بود. تیترهایی چون «پنج بانک در صف گزیر»، «پایان مماشات بانکی» و «دور تازه اصلاحات در نظام بانکی» در صدر خبرگزاری‌ها نشست.

    چنین اظهاراتی به‌ویژه در شرایطی که هنوز افکار عمومی درگیر پیامدهای انتقال بانک آینده بود، فضای ذهنی تازه‌ای ایجاد کرد؛ فضایی که در آن همه نگاه‌ها به سمت بانک‌های بزرگ و متوسط کشور چرخید و بازار گمانه‌زنی درباره «بانک بعدی» داغ شد. به فاصله کوتاهی تیترهایی مانند «پنج بانک در صف اصلاح یا گزیر»، «بانک‌های ناتراز زیر ذره‌بین ناظر» و «پایان دوران مماشات بانکی» به‌صورت همزمان در رسانه‌ها منتشر شد.

    در ظاهر، این موج اظهارنظرها نشانه عزم جدی دولت برای بازسازی ترازنامه بانک‌هاست اما در عمل، بازتاب رسانه‌ای آن چهره‌ای تهدیدآمیز به خود گرفته است. شبکه بانکی، اکنون در معرض فضایی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری ذهن سپرده‌گذاران را نسبت‌به ثبات موسسات مالی دچار تردید می‌کند. به این ترتیب در فاصله‌ای کوتاه پس از اجرای گزیر بانک آینده، گفتمان رسمی سیاستگذار پولی به‌جای آرام‌سازی فضا، ناخواسته به عاملی برای افزایش اضطراب در بازار پولی و بانکی تبدیل شد.

    از شفاف‌سازی تا نااطمینانی؛ وقتی هشدار جای اعتماد را می‌گیرد

    در علم اقتصاد یکی از وظایف اصلی بانک مرکزی حفظ اعتماد عمومی به نظام بانکی است. این اعتماد نه‌تنها از مسیر سیاست‌های پولی و نظارتی بلکه از طریق نحوه گفت‌وگو و ارتباطات عمومی سیاستگذاران شکل می‌گیرد. بانک مرکزی در هر کشور به‌ویژه در زمان بحران، باید نقش لنگر روانی را برای بازار ایفا کند یعنی نهاد اطمینان‌بخش و آرام‌کننده‌ای باشد که سپرده‌گذاران بدانند در صورت بروز مشکل از منافع آنها محافظت می‌شود.

    تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد اگر لحن و محتوای پیام‌های رسمی به‌درستی مدیریت نشود، همین ارتباطات می‌تواند به عاملی برای بی‌ثباتی تبدیل شود. پژوهش‌های کلاسیک در نظریه هجوم بانکی تا مدل‌های جدیدتر نشان داده‌اند که انتظارات سپرده‌گذاران از آینده بانک‌ها بیش از وضعیت واقعی ترازنامه‌ها بر تصمیم آنها برای ماندن یا خروج اثر دارد. به بیان ساده، اگر مردم احساس کنند احتمال ورشکستگی وجود دارد، حتی بدون شواهد قطعی ممکن است برای حفظ دارایی خود، اقدام به خروج سپرده کنند. همین رفتار احتیاطی، خود به عاملی برای تشدید بحران نقدینگی و ناترازی تبدیل می‌شود.

    در چنین شرایطی لحن مقامات پولی اهمیت حیاتی دارد. هر واژه یا جمله‌ای از زبان نهاد ناظر می‌تواند مانند یک سیگنال عمل کند و بر تصمیمات میلیون‌ها سپرده‌گذار اثر بگذارد. اگر این پیام‌ها بیش از حد هشداردهنده یا مبهم باشد، به‌جای القای اطمینان، احساس ناامنی و اضطراب در بازار ایجاد می‌کند. باید توجه داشت که در زمان‌های بحرانی، شفافیت بیش از اندازه یا ارتباطات بدون مدیریت دقیق می‌تواند اثر معکوس داشته باشد و به‌جای تقویت اعتماد، منجربه فرار سرمایه و خروج سپرده‌ها شود. تجربه کشورهایی مانند ایسلند در سال۲۰۰۸ و قبرس در سال۲۰۱۳ نیز نشان داد که صرف انتشار فهرست بانک‌های مشکل‌دار، موجی از خروج سپرده را رقم زد؛ هرچند در برخی موارد آن بانک‌ها هنوز از نظر فنی ورشکسته نشده بودند. این پدیده در ادبیات مالی به کانال اعتماد معروف است یعنی وضعیتی که سیاستگذار با اظهارنظر خود ناخواسته باعث انتقال نااطمینانی از یک بانک به کل شبکه بانکی می‌شود.

    به این ترتیب می‌توان گفت آنچه در هفته‌های اخیر در نظام بانکی ایران رخ داد، نمونه‌ای از نااطمینانی زبانی است یعنی وضعیتی که در آن زبان سیاستگذار خود به منبع نگرانی تبدیل می‌شود.

    ریشه ناترازی؛ تصمیمات سیاستگذاران یا خطای بانک‌ها؟

    بحث درباره ناترازی بانک‌ها در ایران، سال‌هاست که در محافل اقتصادی جریان دارد واقعیت اما این است که بخش بزرگی از این ناترازی نه محصول سوءمدیریت در سطح بانک‌ها بلکه نتیجه مستقیم سیاستگذاری‌های دستوری و تصمیمات کلان دولت‌هاست. به عبارت دیگر، ریشه بحران در رفتار سیاستگذار نهفته است نه صرفا در عملکرد بانک‌ها.

    در اقتصادهای متکی به سیاست‌های دستوری، بانک‌ها اغلب به بازوی اجرای سیاست‌های مالی دولت تبدیل می‌شوند. در ایران نیز در دهه گذشته، بانک‌های دولتی و نیمه‌دولتی بار اصلی اجرای طرح‌هایی چون وام‌های تکلیفی، مسکن مهر، پرداخت‌های حمایتی و تسهیلات اضطراری را بر دوش کشیدند. این سیاست‌ها اگرچه با هدف حمایت از تولید یا اقشار آسیب‌پذیر طراحی شد اما عملا موجب تضعیف ترازنامه بانک‌ها شد زیرا بازگشت بخشی از این تسهیلات یا با تاخیر انجام شد یا اصلا وصول نشد.

    بانک سپه نمونه بارز این وضعیت است. این بانک در سال‌های۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹ مامور اجرای پروژه‌ای شد که از نظر اندازه و پیچیدگی در تاریخ نظام بانکی ایران بی‌سابقه بود: ادغام پنج‌بانک و موسسه وابسته به نهادهای نظامی شامل بانک‌های انصار، قوامین، مهر اقتصاد، حکمت ایرانیان و موسسه کوثر. این تصمیم در زمان ریاست عبدالناصر همتی بر بانک مرکزی اتخاذ شد و با تاکید بر «اصلاح نظام بانکی و پایان دادن به تعدد موسسات ناتراز» اجرا شد. در عمل، همه چالش‌های ترازنامه‌ای آن پنج بانک به بانک سپه منتقل شد. به تعبیر ساده‌تر، بانک سپه به ماموریتی ملی وارد شد که هدف آن نجات شبکه بانکی از فروپاشی بود اما هزینه این ماموریت بر ترازنامه خودش نشست. در همان زمان آقای همتی در مصاحبه‌های خود اعلام کرده بود: «ادغام بانک‌های نظامی در سپه، یکی از سالم‌ترین تصمیمات نظام بانکی است و به انسجام و شفافیت کمک خواهد کرد.»

    اکنون پنج‌سال بعد، مقامات فعلی بانک مرکزی همان بانک سپه را در ردیف بانک‌های ناتراز می‌دانند و احتمال ورودش به فرآیند گزیر را مطرح می‌کنند؛ گویی بار تصمیمات گذشته را باید خود بانک بپردازد. این چرخش موضع، بیش از آنکه از منطق اقتصادی تبعیت کند، نشانه نوعی دوگانگی سیاستی و اختلاف رویکرد میان دولت‌ها و تیم‌های اقتصادی است. به بیان دیگر، سیاستگذار امروز، خود وارث تصمیماتی است که دیروز به‌عنوان اصلاح ساختاری معرفی می‌شد اما اکنون به‌عنوان ریشه ناترازی شناخته می‌شود.

    بخش قابل‌توجهی از ناترازی بانک‌های دولتی از جمله سپه، ناشی از مطالبات انباشته از دولت و شرکت‌های دولتی است. در چنین شرایطی انتظار از این بانک‌ها برای بهبود سریع ترازنامه بدون تعیین‌تکلیف مطالباتشان، عملا غیرواقع‌بینانه است.

    ناترازی به‌مثابه پدیده‌ای سیاست‌زده

    از دیدگاه اقتصاد سیاسی، ناترازی بانکی در ایران صرفا یک مساله مالی نیست بلکه بازتابی از اختلاف دیدگاه در ساختار حکمرانی اقتصادی است. دولت‌ها معمولا در دوره‌های رکود یا بحران، از بانک‌ها برای تامین مالی سیاست‌های خود استفاده کرده اما در دوره‌های بعد، همان بانک‌ها را به‌عنوان عامل بحران معرفی می‌کنند. این دوگانگی در سیاستگذاری باعث شده نظام بانکی در موقعیتی قرار گیرد که نه اختیار کامل دارد و نه حمایت پایدار. در چنین فضایی اصلاح بانکی به شعار تبدیل می‌شود درحالی‌که ابزارهای اجرایی آن در اختیار سیاستگذار است، نه خود بانک‌ها.

    با مرور این روندها روشن می‌شود که بانک‌هایی مانند سپه درواقع قربانی سیاست‌های دولتی در گذشته‌اند، نه مقصران بحران امروز. آنها بار تصمیماتی را بر دوش می‌کشند که به‌منظور حفظ ثبات مالی کشور گرفته شده بود. بنابراین قضاوت درباره ناترازی این بانک‌ها بدون در نظر گرفتن زمینه تاریخی و نقش آنها در اجرای سیاست‌های کلان، تحلیلی ناقص و غیرمنصفانه است. اصلاح نظام بانکی بدون بازنگری در سیاست‌های دولت، ممکن نیست. اگر سیاستگذار همان اشتباه گذشته را تکرار کند و به‌جای اصلاح تصمیمات خود، تنها به نام‌بردن از بانک‌ها بسنده کند، نه‌تنها ثبات ایجاد نمی‌شود بلکه بحران اعتماد بانکی عمیق‌تر خواهد شد.

  • بانک آینده به تمام مردم تورم تحمیل کرد / تنها بانک مشکل‌دار، بانک آینده نیست

    بانک آینده به تمام مردم تورم تحمیل کرد / تنها بانک مشکل‌دار، بانک آینده نیست

    به گزارش اقتصادران، انحلال بانک آینده گرچه خیلی دیر اما با سرعتی بالا اتفاق افتاد. در حالی که از سال ۹۸ این بانک دچار زیان شده بود اما مداخله دیر هنگام سیاستگذار پولی موجب شد تا زیان این بانک پی در پی افزایش یابد. اکنون گفته می‌شود بدهی این بانک به بانک مرکزی به بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.

    در تمام سالهای پس از ۹۸ به دلیل خروج یک طرفه ایالات متحده از برجام و مشکلات داخلی همواره تورم کشور بیش از ۳۰ درصد بوده است. امروزه این تورم بالا را از مهمترین دلایل زیر خط فقر رفتن یش از ۳۰ درصد جمعیت کشور عنوان می‌کنند و همزمان پیش‌بینی می‌شود تورم برای سال جاری دوباره به بیش از ۴۰ و حتی ۵۰ درصد برسد. بی انضباطی پولی از جمله مهمترین دلایلی هستند که به افزایش تورم منجر می‌شوند.

    محمد تقی فیاضی، تحلیل‌گر اقتصاد کلان گفت: بنا به گفته‌های مدیر کل نظارتی بانک مرکزی، اصل بدهی بانک آینده به بانک مرکزی معادل ۳۱۳ هزار میلیارد تومان بوده که اگر جریمه‌های دیر کرد هم به آن اضافه شود، در مجموع بیش از ۵۰۰ هزار میلیارد تومان این بانک به بانک مرکزی بدهی داشته است.

    او ادامه داد: از سوی دیگر در فعالیتهای دیگر این بانک هم زیانهایی به وجود آمد که پی در پی بر هم انباشته شد. گفته می‌شود مجموع زیان انباشته بانک آینده به چیزی در حدود ۵۵۰ هزار میلیارد تومان می‌رسد که محصول چند سالی است که فعالیت این بانک زیان ده شده بود. در مقابل سرمایه ثبت شده آن هم بیش از ۱۶۰۰ میلیارد تومان نبوده است.

    وی در مورد دارایی‌های این بانک توضیح داد: در این مورد هم ارقام رسمی و دقیقی وجود ندارد. گفته می‌شود مجموع دارایی‌های بانک آینده چیزی در حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار میلیارد تومان است اما دسترسی به همه این دارایی‌ها ممکن نیست زیرا بحشی دارایی منجمد هستند و بخشی هم دارایی‌های غیرمنقولی چون ساختمان که معلوم نیست درست ارزش‌گذاری شده باشند. درواقع اگر بخواهیم دقیق‌ بگوییم از این رقم، چیزی در حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار میلیارد تومان قابل وصول است.

    از نظر این تحلیل‌گر اقتصادی، به این ترتیب خالص زیان بانک آینده چیزی در حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار میلیارد تومان است.

    گفتنی است آخرین گزارش‌های بانک مرکزی نشان می‌دهد کل نقدینگی موجود در اقتصاد تا پایان خرداد ۱۱ هزار و ۵۰۰ همت بوده است.

    فیاضی درباره نقش بانک آینده در ایجاد نقدینگی توضیح داد: پایه پولی در  پایان خرداد ماه ۱۴۰۰ هزار میلیارد تومان بوده و اگر فقط ۵۰۰ همت بدهی بانک آینده را در نظر بگیریم که بدهی آن به بانک مرکزی است، حدود ۳۶ درصد از پایه پولی را تشکیل می‌دهد که یک سهم بسیار بزرگ است. همانطوری که این طرف و آن طرف هم گفته شده اقدامات بانک آینده معادل ۵ درصد تورم به اقتصاد ما تحمیل کرده است.

    این تحلیل‌گر اقتصادی موانع اصلاحات اقتصادی را وجود گروههای ذی نفوذ قدرتمند در نظام تصمیم‌گیری دانست و افزود: در هر بخشی که به سمت سر و سامان دادن به امور بروند، ذی‌نفعان اجازه آن را نخواهند داد. در اقتصاد سیاسی بودجه به خوبی این را می‌توانیم نشان دهیم؛ بودجه بازتابی از ساختار قدرت حاکم بر کشور است که هر اصلاحی در آن بی نتیجه می‌ماند زیرا هیچ گروهی حاضر نیست از منافع خودش عقب بنشیند. این مشکل را در بخش بانکی، نهادهای انقلابی و حتی شهرداری هم می‌توانیم مشاهده کنیم.

    برخی دیگر از منتقدان اقتصادی هم به این مساله اشاراتی داشته‌اند. به طور خاص مخالفان افزایش نرخ بنزین معتقدند این اقدام موجب تورم خواهد شد و دولت نباید برای تامین کسری بودجه خود، دست به اقداماتی بزند که در نهایت به افزایش نرخ تورم منجر می‌شد. حال آن که دولت می‌تواند با حذف بخشی از بودجه‌های نا لازم و زائد، از طریق کاهش هزینه‌ها و بدون تحمیل تورم بیشتر به اقتصاد زمینه کاهش کسری بودجه را فراهم آورد.

    البته تنها راه مقابله با کسری بودجه کاهش هزینه‌ها نیست و از راههای مفیدتری هم دولتها می‌توانند دست به افزایش درآمدهای خود بزنند. از جمله از طریق مالیات‌ها اما نظام مالیاتی در ایران بیشترین فشار را بر تولیدکنندگان و مزدبگیران گذاشته است و برای اینکه بتوان از این طریق درآمدهای بیشتری جذب کرد، آن هم بدون فشار به معیشت عمومی، باید این نظام طوری اصلاح شود که بیشترین تکیه آن بر اخذ مالیات از سوداگران و دانه درشتهای اقتصادی باشد. پرواضح است که چنین اصلاحاتی در یک ساختار ذی‌نفعان بسیار دشوار خواهد بود زیرا گروههای قدرتمند در مقابل این روند انواع سنگ اندازی‌ها را انجام می‌دهند.

    ۴ میلیون نفر گرسنه‌اند زیرا تورم رها شده است

    فیاضی با اشاره به آمارهای مربوط به نرخ فقر در ایران گفت: بیش از ۴ میلیون نفر از مردم ایران امکان تامین غذای کافی ندارند و در مرز بقا قرار گرفته‌اند. این وضعیت اسفناک محصول همین اتفاقاتی است که یک  نمونه آن را در ماجرای بانک آینده می‌بینیم که در نهایت ، احتمال بی ثباتی‌ها در کشور را افزایش می‌دهد و زمینه تورم بالا و رشد اقتصادی پایین و حتی منفی را پدید می‌آورد.

    وی با یادآوری این نکته که از سال ۹۸ تا به امروز هرگز نرخ تورم به کمتر از ۳۰ درصد نرسیده، ادامه داد:‌ در عین حال باید توجه داشته باشیم که تورم خوراکی‌ و کالاهای مصرفی جامعه به مراتب از میانگین تورم عمومی بالاتر است. درواقع اگر به جزییات بیشتر توجه کنیم متوجه می‌شویم تورمی که به معیشت جامعه وارد شده حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد هم بوده است. همزمان رشد اقتصادی هم یا منفی بوده و یا بسیار اندک بوده است. پس کیک اقتصاد هم بزرگ نشده اما هزینه‌ها به طور سرسام آور افزایش یافته‌اند.

    تورم ۵ درصدی بانک آینده

    فیاضی با اعلام این مساله تاکید کرد:‌ در یک کشور نرمال اگر یک اقدام موجب چنین تورمی شود، قطعا به سقوط دولت و یک بحران اجتماعی منجر می‌شود. اما از آنجایی که ما در کشورمان به تورم بیش از ۳۰ یا ۴۰ درصدی عادت کردیم، خیلی درک دقیقی از ۵ درصد و ابعاد بزرگ آن نداریم.

    این منتقد اقتصادی به آمار صندوق بین‌المللی پول اشاره کرد و گفت:  در سال ۲۰۲۴ میلادی میانگین تورم کشورهای جهان ۵.۸ درصد بود و بانک آینده هم معادل همین رقم به اقتصاد ما تورم وارد کرد. به زبان ساده‌تر بر اثر اقدامات خسارت بار بانک آینده، معادل یک سال تورم کشورهای نرمال جهان، به اقتصاد ایران تورم تحمیل شد.

    وی با صراحت هشدار داد: نگرانی این است که تنها بانک مشکل‌دار، بانک آینده نیست و همین امروز هم چند بانک زیان‌ده دیگر مشغول فعالیت در شبکه بانکی هستند. مشکل این نیست که ما در کشور صرفا سو مدیریت داریم، بلکه مشکل آنجایی است که به نظر می‌رسد اینجا یک پولشویی ساده که در خیلی از کشورها رخ می‌دهد، اتفاق نیافتاده بلکه یک غارت اساسی از سفره مردم، به ویژه مزدبگیران صورت گرفته است.

  • کارت زرد بانک مرکزی به بانک‌های ناتراز / ۵ بانک ناتراز به خط شدند

    کارت زرد بانک مرکزی به بانک‌های ناتراز / ۵ بانک ناتراز به خط شدند

    به گزارش اقتصادران، فرشاد محمدپور معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی اعلام کرد: بانک مرکزی طی سه سال گذشته برنامه‌های مشخص و اساسی در مورد بانک‌های ناتراز اجرا کرده است. بر این اساس، آمار بانک‌های ناتراز از ۱۴ بانک به ۵ بانک ناتراز کاهش یافته است که نشان از موفقیت برنامه‌ریزی‌های بانک مرکزی برای اصلاح نظام بانکی است.

    محمدپور تاکید کرد: اولویت بانک مرکزی اصلاح بانک ناتراز است. در مورد بانک سپه که قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین بانک از منظر شعب است و خدمات گسترده‌ای به عموم مردم کشور ارائه می‌دهد و بسیاری از صنایع نیز تسهیلات خود را از آن دریافت کرده‌اند برای بانک مرکزی بسیار مهم است و اصلاح آن بخوبی پیش می‌رود.

    معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی تاکید کرد: با همراهی هیئت مدیره بانک سپه، وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه برنامه اصلاحی بانک سپه در دستور کار هیأت عالی بانک مرکزی است و ما معتقد هستیم با اجرای برنامه اصلاحی، این بانک بزرگ از ناترازی خارج خواهد شد.

    وی در خصوص دیگر بانک‌های ناتراز گفت: سایر بانک‌ها نیز در مسیر اصلاح قرار دارند. بانک دی بعد از چندین سال افزایش اضافه برداشت، چندین ماه متوالی دارای اضافه برداشت صفر است. مطالبات معوق این بانک ۵ الی ۶ درصد کم شده است و با تمرکز بر درآمدهای غیر مشاع و ادامه روند اصلاحی معتقدیم که بانک دی هم به زودی در جرگه بانک‌های تراز خواهد بود.

    معاون تنظیم‌گری و نظارت بانک مرکزی افزود: برای بانک سرمایه نیز با همکاری وزارت آموزش و پرورش برنامه مفصل اصلاحی تدوین شده است. سهامداران متعهد به افزایش سرمایه هستند. امیدواریم با پیگیری‌های بانک مرکزی و با اقداماتی که در این بانک انجام می‌شود، این بانک نیز در زمره بانک‌های تراز قرار گیرد.

    محمدپور در خصوص روند اصلاح بانک ایران زمین نیز گفت: بانک ایران زمین با رأی خوبی که دادگاه صادر کرده است و استفاده از ظرفیت‌های قانونی که ایجاد شده نیز امیدواریم جزو بانک‌های تراز قرار گیرد.