برچسب: معیشت

  • در طول 40 سال گذشته فقط از ثروت مملکت خورده‌ایم! / وضعیت کشور اظهر من الشمس است، حتی کودن ها هم این را می دانند! / شرایط ما اقتصاد جنگی است 

    در طول 40 سال گذشته فقط از ثروت مملکت خورده‌ایم! / وضعیت کشور اظهر من الشمس است، حتی کودن ها هم این را می دانند! / شرایط ما اقتصاد جنگی است 

    به گزارش اقتصادران، «در طول 40 سال گذشته فقط از ثروت مملکت خورده‌ایم» ،‌ «شرایط ما اقتصاد جنگی است » ،‌ «کشاورزی ما به رو به سقوط است» ، «علت موفقیت آقای خاتمی در زمینه اقتصادی واگذاری مسائل گوناگون به کارشناسان بود» این جملاتی است که مصطفی هاشمی طباء وزیر دولت جنگ و معاون دولت اصلاحات در گفتگوی تصویری با محمد مهاجری، مطرح می کند.

    او تاکید دارد ولنگاری اقتصادی داریم و باید به سمت شایسته گزینی حرکت کنیم. هاشمی طبا افزایش قیمت بنزین را شوکی به جامعه می داند که بار تورمی زیادی را به مردم تحمیل خواهد کرد.

    آنچه در ادامه می خوانید، مشروح گفت‌وگو با مصطفی هاشمی طبا است؛

    ********

    آقای هاشمی طباء! از نظر شما اصلی ترین مشکلی که مدیران ما گرفتار آن هستند، چیست؟ 

    مهم ترین مشکل مدیران کشور ما یک نوع گرایش به پوپولیسم است. می‌خواهند خودشان را برای دیگران از جمله برای مردم توجیه و عزیز کنند.

    برای اینکه حرف حق زدن در بسیاری از مواقع از محبوبیت انسان کم می کند و این افراد می‌خواهند بگویند ما انسان‌های خوب و به فکر مردم هستیم. بنابراین حقیقت را به مردم نمی‌گویند. حقیقت عبارت است از آن چیزی که واقعیت دارد و در جریان است. سعی دارند به نحوی با مردم روبرو شوند که آن‌ها را عزیز بشمارند که طبیعتا جواب هم نخواهد داد و مردم بعد از مدتی رویگردان خواهند شد.

    به من می‌گفتند حرف هایی که دل ما را خوش کند نمی زنی

    شاید به این خاطر است که می‌خواهند از مردم رای بگیرند و مجبور هستند.

    بله. یکی از آثار و نقطه ضعف‌های دموکراسی همین رای گرفتن است و دوست دارند از مردم رای بگیرند.احساس بنده این است که مردم دوست دارند حرف خوب و قشنگ بشنوند نه حقیقت را. من در دو دوره ریاست جمهوری شرکت کرده‌ام، بسیاری از نزدیکان به من گفته‌اند حداقل بقیه کاندیداها حرف‌هایی می‌زنند که دل ما خوش می‌شود اما تو از ابتدا دل ما را خالی می‌کنی. همچنین بیان می کردند آن‌ها یک سری وعده می‌دهند  اما تو که هیچ وعده‌ای نمی‌دهی چه اتفاقی خواهد افتاد.

    در حالی که وقتی به اصل مسئله و به واقعیت‌ها توجه نشود ، کسی که متضرر می‌شود خود مردم هستند. مام میهن مانند گاو شیر دهی است که غذایی به آن ندهند و مدام شیرش را بدوشند. ما در طول سال‌های درازی که گذشته فقط از شیر این گاو استفاده کرده‌ایم و کشورمان روز به روز ضعیف‌ و تکیده‌تر شده است.

    وضعیت کشور اظهر من الشمس است

    شما معتقد هستید مسئولان ما واقعیت‌ها را می‌دانند و چیز دیگری به مردم می‌گویند یا خودشان هم نمی‌دانند؟ برای مثال اگر بر سِمَتی کاندید می‌شوند از شرایط آگاهی دارند؟

    آن‌چه که در کشور ما اتفاق می‌افتد به قول معروف اظهر من الشمس است. حتی انسان های کودن هم  اطلاعات و آگاهی پیدا کرده‌اند که مملکت ما در چه وضعیتی است. درست است یک سری مسائل سیاسی و تاریخی وجود دارد که نمی‌توان گفت اگر فلان اتفاق رخ می‌داد بهتر بود یا خیر، اما آلودگی و کمبود آب، آلودگی رودخانه، نشست زمین، آلودگی زمین و .. که دیگر حدث و گمان نیست، این‌‌ها واقعیت‌هایی است که باید با آن روبرو شوند که البته با همین مسائل هم روبرو نمی‌شوند و از کنار آن‌ها به راحتی می‌گذرند.

    می‌خواهیم تظاهر کنیم برای مردم دل می‌سوزانیم

    مسائل سیاسی چند وجهی است. اگر به یاد داشته باشید در انتخاباتی که در فلسطین اتفاق افتاد حماس برنده شد ولی آمریکا نپذیرفت و گفت ما تحمل نمی‌کنیم و جنگی بین طرفداران محمود عباس و هنیه رخ داد و داستان به اینجا کشیده شد. اگر در آن زمان اسماعیل هنیه میگفت محمود عباس نخست وزیر دوتابعه شود، بهتر بود یا چیزی که الان رخ داد. خب ترجیح همچنین مسئله بسیار سخت است و نمی‌توان با قاطعیت درباره آن سخن گفت.

    اما ما در کشورمان با مسائلی روبرو هستیم که خوب و بد آن با قاطعیت مشخص است و ما طرف بد آن را ادامه می‌دهیم. به این خاطر که می‌خواهیم تظاهر کنیم با مردم دوست هستیم و برایشان دل می‌سوزانیم و قصد داریم مردم را به سمت خود بکشانیم که چنین چیزی هم رخ نمی‌دهد.

    در طول 40 سال گذشته فقط از ثروت مملکت خورده‌ایم

    بنده مقاله‌ای نوشته‌ام با عنوان  توسعه در زندان اندیشه و خیال؛ اشاره کرده‌ام به این موضوع که آقای پزشکیان به مجمع کارآفرینان گفته بود به هر قیمتی که شده مسئله معیشت مردم را حل خواهم کرد.

    مسئله معیشت مردم به توسعه وابسته است، نمی‌شود که کشور توسعه یافته نباشد و معیشت مردم بهبود یابد. بنابراین توسعه در خیالات برخی از افراد رفته و این چیزی نیست که کسی متوجه آن نباشد. ما در طول 40 سال گذشته  به اسم اینکه معیشت مردم را درست کنیم فقط از ثروت کشور خورده‌ایم. حتی فراهم کردن نان و گوشت مردم هم بدون امر توسعه ممکن نیست.

    از نظر شما در واقعیت توسعه گرفتار تحریم نیست؟

    خیر. حداقل بخشی از توسعه کشور گرفتار تحریم نیست. اینکه ما فاضلاب شهرها را درست کنیم به تحریم چه ارتباطی دارد؟ این هم یک نوع توسعه کیفی است.

    اولویت‌ها را رعایت نمی‌کنیم

    توسعه احتیاج به پول دارد، باید صادرات نفت و گاز کشور درست باشد که آن هم نیاز به سرمایه گذار خارجی دارد

    همیشه ما در اینطور مسائل گرفتار پول بوده‌ایم. همین امسال آقای پزشکیان با مسئله عدم پرداخت پول گندمکاران روبرو شدند و نداشتند که پرداخت کنند. چه اتفاقی افتاد؟ از صندوق توسعه ملی برداشت کردند. چطور برای این مسئله پول هست اما برای توسعه که حیات کشور است پول نیست؟ بنده به یاد دارم زمانی که دکتر نوربخش زنده بودند، در دولت عنوان کردم 100 میلیارد تومان به بنده بدهید ، تمام طرح های ورزشی را در طول 2 سال تمام میکنم. آقای نوربخش گفتند این مسئله تورم و چاپ پول ایجاد می‌کند.در همان زمان برای جاهایی که لازم بود پول را به هر شکلی بود که فراهم می‌کردند. من حتی عنوان کردم این پول را به ما قرض دهید و از سال‌های بعد کم کنید، اما قبول نکردند. توسعه ما وابسته تفکر ماست که آیا می‌خواهیم ایران احیا شود و زنده باشد یا خیر.

    اولویت‌ها را رعایت نمی‌کنیم. اگر چند طرح نیمه تمام در کشور داریم به همه آن‌ها ذره ذره پول می‌دهیم. شاید خیلی از آن‌ها لازم نیست انجام شود، باید برخی را کنار گذاشت و طرح‌هایی که به احیای کشور وابسته است را در اولویت قرار داد.  همه می‌گویند آبخیزداری باید در کشور انجام شود ولی پولی بابت آن نمی‌دهند. مسئله فاضلاب اهواز هم به همین شکل است. ای سی آبی که در ابتدای کارون وجو د ارد  50 یعنی تقریبا آب مقطر است اما وقتی به اهواز می‌رسد 5 هزار شده، یعنی خودمان آن را آلوده می‌کنیم. این مسائل ربطی به تحریم ندارد، به عقل و شعور ما مرتبط است. در خصوص این مسائل می‌گوییم پول نداریم اما در جاهای دیگر پول را به هر طریقی که شده فراهم می‌کنیم.

    قطار آستارا به جلفا 10 سال است که گرفتار روس‌هاست     ‎‌

    آیا در بحث صنایع بالا دستی مثل نفت و گاز احتیاج به سرمایه گذاری نداریم که بتوانیم در آینده حداقل همین میزان تولید نفت را داشته باشیم؟

    بله بحث تحریم در خیلی از مباحث تاثیرگذار است. بنده عنوان کردم بخشی از مسائل احیای کشور به تحریم مرتبط نیست.

    سال 60 زمانی که من وزیر صنایع بودم. مشغول ساخت پنج کارخانه تبدیل زباله در کشور بودیم که مدارکش هم موجود است، بعد از من تعطیل شد. شما نگاه کنید زباله به خصوص در شهرهای شمالی چه فاجعه‌ای را به بار می‌آورد در حالی پول مورد نیاز آن از طرق مختلف می‌توانست فراهم شود. برعکس این موضوع هم وجود دارد، در زمان آقای رئیسی مطرح شد ما می‌خواهیم یک مجموعه بین المللی ورزشی به مساحت 400 هکتار مطابق با استانداری بین المللی در نزدیکی مرقد امام احداث کنیم. خب اولویت این طرح کجاست؟ اولویت ما اصلاح  و ترمیم مجموعه آزادی است که از آن استفاده کنیم. یا برای مثال ساخت فرودگاه در یک شهر کوچک، اصلا ما هواپیمایی نداریم که بخواهد از آنجا پرواز کند. رعایت اولویت‌ها بدین معنی است که با پول‌هایی که داریم بسیاری از کارهایی که لازم است را انجام دهیم مثل آبخیزداری، فاضلاب‌ها و پسماندهای کشور. ماجرای قطار آستارا به جلفا را در نظر بگیرید، 10 سال است که گرفتار روس‌هاست.

    136 کیلومتر راه آهن است، یعنی ما انقدر عرضه نداریم؟ حتی اگر روی جاده فعلی هم قطار را ببریم حل می‌شود و تمام مسائل محیط زیست ، جنگل و اراضی را حل می‌کند. ما در این مورد هم مانده‌ایم در حالی که پول آن را می‌توانیم فراهم کنیم. اما شاید بتوان گفت به صورت فله کار انجام می‌دهیم.

    افزایش قیمت بنزین تورم عجیبی را وارد کشور می‌کند

    اخیرا بحث افزایش قیمت بنزین مطرح شده، آزادسازی قیمت ها مثل بنزین و خودرو را در شرایط فعلی راهکار موفقی می‌دانید؟

    افزایش قیمت بنزین شوک بسیار بزرگی است که غیر از تبعات اجتماعی تورم عجیبی را وارد کشور می‌کند. در یکی از مقالات خود اشاره کرده‌ام که دولت ما گفتمان ندارد. دولت و حتی وزارت خانه‌ها باید یک گفتمانی داشته باشند، این در حالی است که به فرض آموزش و پرورش و وزارت صمت نمی دانند با چه مسائلی چرا و چگونه روبرو می‌شوند.

    یکی از مشکلات دولت روحانی آزاد کردن ناگهانی سهمیه بندی بنزین بود

    در حال حاضر دولت اگر بخواهد گفتمانی داشته باشد، گفتمان صرفه جویی، عدم اسراف و مبارزه با رانت است. وقتی در روز 120 میلیون لیتر بنزین مصرف می‌کنید، یعنی دارید ثروت مملکت را از بین می‌برید، در حالی که می توان آن را محدود کرد.

    یکی از مشکلات دولت روحانی آزاد کردن ناگهانی سهمیه بندی بنزین بود که به نفع 20 میلیون لیتری که قاچاق می‌شود، شده است. ما باید در مصرف بنزین صرفه جویی کنیم. هیچ تفکری درباره اینکه 15 میلیون اتومبیل در ایران زیاد مصرف می‌کنند وجود ندارد. من نمی‌گویم حتما راه حلی وجود دارد اما حتی اتومبیل هایی که الان هم ساخته می‌شود به همین شکل است. باید تفکری وجود داشته باشد که برای مثال اتومبیل‌هایی که از این تاریخ تولید می‌شوند تبدیل به هیبریدی شوند.

    15 میلیون اتومیبل در کشور در حال تردد است، ساده ترین راه حل وجود یک سهمیه بندی است که صرفه جویی حاصل از آن وارد بخش حمل و نقل عمومی شود. اگر ساعت 6 صبح از کرج به سمت تهران حرکت کنید 2 ساعت در راه هستید، در حالی فقط 30 کیلومتر راه است، به این خاطر که ماشین‌ها پنج خطه و بسیار آهسته در حال حرکت هستند. این همه بنزین در کشور مصرف می‌شود اما اتوبوس‌های خطوط بی آر تی در حال از بین رفتن است یا حتی واگن قطار نداریم. من معتقدم باید جلوی اسراف و زیاده روی گرفته شود.

    یک فرد آلمانی گفته بود بیشترین میزان آزادی در ایران وجود دارد

    شاید برخی بگویند کدام کشور دست به این اقدامات زده، من در پاسخ به این افراد می‌گویم کدام کشور است که 40 سال سایه جنگ روی آن وجود دارد؟ از یک طرف می‌خواهیم قوه نظامی را به سمت کشوری مثل کره شمالی ببریم اما از طرفی مظاهر لیبرالیسم و نئولیبرالیسم در کشور رشد می‌دهیم.  یک فرد آلمانی گفته بود بیشترین میزان آزادی در ایران وجود دارد؛ یعنی هر کار خلافی که بخواهید می‌توانید انجام دهید. این که نشد مدیریت کشور. بنابراین ما از صرفه جویی ها و جلوگیری از رانت‌ها می توانیم مقدار زیادی از سرمایه مورد نیاز را فراهیم کنیم.

    6 میلیون دلار ما همچنان در قطر است. ظاهرا آقای پزشکیان گفته بودند در این رابطه حرف های خوبی زده شده، مثلا به شیخ تمیم مسئله را گفته اند او هم گفته چشم درستش می‌کنیم( خنده). در حالی که قبلا گفته بودند مسئله حل شده است. ما برای 6 میلیون دلار این میزان وقت صرف می‌کنیم اما از طرفی 6 میلیارد دلار بنزین وارد می‌کنیم، این رفتار واقعا سفیهانه است. ما باید در کشور صرفه جویی کنیم که از کنار آن کارهای زیادی را می‌توان انجام داد.

    شرایط ما اقتصاد جنگی است

    شما وزیر دوران جنگ بوده‌اید، به نظر می رسد نسخه ای که می پیچید، نسخه یک اقتصاد دولتی و صرفه جویی کوپنی است، این موضوع را تایید می‌کنید؟

    من معتقد به اقتصاد آزاد هستم ولی اقتصاد آزاد شرایط دارد که یکی از آن‌ها روابط خارجی است. اقتصاد آزاد بدون روابط خارجی صفر است. ما  روابط خارجی نداریم، همین حالا حتی پرواز به خارج کشور یا محدود داریم یا اصلا نداریم. بنابراین من معتقد به اقتصادی جنگی هستم زیر شرایط ما اقتصاد جنگی است . دلیلی ندارد در تهران ساختمان 50 طبقه ساخته شود.

    به عکسی که در تابلو قرار دارد، نگاه کنید. (به تصویری که در دفتر کارش نصب شده اشاره می‌کند) این عکس شهید رئیسی است که در آن یک پیر زن مقابل آواره های خانه خود به  آقای رئیسی التماس می‌کند، پشت سر او هم خرابه های خانه اش است. این تصویر را روزنامه همشهری به عنوان  بزرگداشت اقای رئیسی چاپ کرده بود، اما من می‌گویم این تصویر محکومیت جمهوری اسلامی است.  که بعد از 45 سال پیر زنی که باید زندگی‌اش رو به خدا باشد، با آن لباس و چادری که گردنش بسته شده به رئیس جمهور التماس می‌کند، ما باید این ها را اصلاح کنیم.

    روش داخلی ما لیبرالیسم و روش خارجی‌مان انقلابی‌گری است

    روش ما غلط است. روش داخلی ما لیبرالیسم و روش خارجی‌مان انقلابی‌گری است. ناترازی بزرگ اینجاست نه در بنزین و گاز و مسائل دیگر.

    اگر در بیرون خود را انقلابی نشان می‌دهیم و به نهضت ها کمک می‌کنیم نباید این طور باشد که در داخل کشور ولنگاری داشته باشیم. البته بنده مخالف نیستم و اعتقاد دارم جوهر زندگی یک انسان حق گرایی است اما اینکه ما کار درستی انجام دادیم یا خیر بحث دیگری است.

    ما در حال حاضر در کشور اقتصاد آزاد نداریم بلکه اقتصاد ولنگاری داریم. هر که می تواند به جیب می‌زند و رانت خواری می‌کند حتی عموم مردم هم هر اسرافی که بخواهند انجام می‌دهند. اما به چه قیمتی؟ 30 میلیارد دلار نهاده‌های کشاورزی از خارج وارد می‌کنیم و کشاورزی ما بخاطر کمبود آب و روش‌های قدیمی رو به سقوط است و هر سال میزان واردات نهاده‌های کشاورزی افزایش می‌یابد. کدام کشور انقلابی چنین کاری انجام میدهد؟ پس باید بگوییم انقلابی نیستیم.

    خب اگر انقلابی نیستیم با خارج از کشور هم سازش کنیم اما وقتی در آنجا انقلابی هستیم باید سیاست‌های داخلی را هم بر هیمن اساس انجام دهیم و ناترازی نداشته باشیم، حالا اسم آن هر چیزی که می‌خواهد باشد؛ چه اقتصادی جنگی باشد چه اقتصاد دولتی. ضمن اینکه من معتقد نیستم تمام کارها بر عهده دولت است، دولت باید فقط بدیهیات را انجام دهد و به همین دلیل است که اشاره کردم گفتمان دولت باید مشخص باشد.

    دولت آقای خاتمی موفق‌ترین دولت در زمینه اقتصادی بوده است

    شما در برخی از دولت‌ها مسئولیت داشته‌اید، از نظر شما موفق‌ترین دولت به لحاظ اقتصادی کدام دولت بوده است؟

    دولت آقای خاتمی بوده و این چیزی است که آمار هم نشان می‌دهد. از نظر من دو  رئیس جمهور ما مولف بوده‌اند؛ یکی آقای هاشمی رفسنجانی و دیگری احمدی نژاد، منتهی با این تفاوت که مولفه آقای هاشمی سازندگی و احمدی‌نژاد تخریب بوده به این معنی که نهادهای کشور، روابط خارجی و همه چیز را تخریب کرد اما خب مولف بود و از خود بروز و ظهور داشت.

    علت موفقیت آقای خاتمی در زمینه اقتصادی واگذاری مسائل گوناگون به کارشناسان بود. درسته مولف نبود اما خرابکار هم به آن معنا نبود. در نتیجه اقتصادی که جریان داشت با شیبِ منطقی تکنیک راستی روش خود را پیدا کرد. بنابراین زمان آقای خاتمی از نظر بنده بهترین دوران اقتصادی کشور بود.

    در زمان میرحسین موسوی مسائل کشور فدای جناح بندی‌ها نمی‌شد

    ارزیابی شما از عملکرد اقتصادی دوران میرحسین موسوی که خودتان هم در آن زمان وزیر بودید، چیست؟

    منظم‌ترین دوره با وجود تمام مشکلات، زمان آقای موسوی بود. برخلاف چیزی که در خصوص وجود تفکرات سوسیالیستی در زمان ریاست جمهوری مسیرحسین موسوی مطرح میشود، در آن زمان کاملا مشخص بود که دو جناح در دولت وجود دارد؛ یک جناح چپ و جناح دیگر راست. این طور نبود که در بحث‌ها جناح بندی صورت بگیرد. فرض کنید درباره بانک داری اسلامی که توسط آقای نوربخش ارائه شده بود، آقای عسگر اولادی حمایت می‌کرد. از طرفی من و آقای توکلی که اتفاقا خیلی هم تفاوت داشتیم مخالف بودیم و به این صورت نبود که بسیاری از مباحث بخاطر جناح بندی‌ها فدا شوند.

    در دوره آقای موسوی کمبودها هم به عدالت تقسیم می‌شد

    در دوره آقای موسوی که بنده وزیر صنایع بودم 12 هزار موافقت اصولی ایجاد صنعت برای بخش خصوصی توسط خود من صادر شد و بعد در طرح‌های مهم انقلاب 70 درصد آن چه که تامین می‌شد متعلق به بخش خصوصی بود. همه چیز منظم بود و اگر قرار بود در کشور کمبودی وجود داشته باشد این کمبود به عدالت تقسیم می‌شد. اکنون هم اگر بخواهیم سیاست ناترازی داخلی و خارجی را از بین ببریم باید در داخل نظم درستی توسط دولت ایجاد شود. مردم هم زمانی که ببینند روشی وجود دارد که به نفع خودشان و جامعه است راضی می‌شوند و از این ولنگاری اقتصادی نجات پیدا می‌کنیم.

    رانت‌خواری و فساد اقتصادی افزایش یافته زیرا…

    یکی از آفت‌های موجود در اقتصاد ایران بحث رانت‌خواری و فساد اقتصادی است. به نظر شما بنیان این موضوع از کجا گذاشته شد؟

    شاید در برخی از تصمیماتی که در زمان آقای هاشمی گرفته شد و بعد هم عدم رسیدگی قوه قضائیه به مسائل.

    من معتقدم قوه قضائیه خیلی لطمه دیده، کما اینکه آقای شاهرودی که آمدند گفتند ما یک خرابه‌ای را تحویل گرفتیم و اشاره به زمان آقای یزدی بود. حتما به یاد دارید آقای یزدی دادسراها ، دادگاه های اقتصادی و تجدیدنظر را از بین بردند. بنده با خود ایشان در این رابطه مفصل بحث داشتم و می‌گفت مگر حضرت علی تجدیدنظر داشته‌اند؟، گفتم شما قاضی خود را حضرت علی(ع) بگذارید، همه این‌ها را درست می‌گویید. ولی شما قاضی دارید که من مدرک دارم بدترین قضاوت را کرده و بعدها آقای موسوی اردبیلی به من گفتند من قاضی دارم که اسم خودش را بلد نیست بنویسد. متاسفانه عدم توجه قوه قضائیه به این مسائل باعث رشد رانت‌خواری و فساد اقتصادی شد.

    اقتصاد لیبرالیسم تا چه اندازه در بروز فساد در کشور تاثیرگذار بود؟

    اگر اقتصاد لیبرالیسمی باشد فساد ایجاد نمی‌کند بلکه اقتصاد رانت خواری و امتیاز دادن به بعضی‌ها  ایجاد رانت خواری می‌کند. در اقتصاد لیبرالیسمی اصلا بحث رانت‌خواری مطرح نبوده، بحث یک رقابت بوده که در این رقابت شرایط بهتری ایجاد شود. اما این مسئله که یک امتیازی به کسی داده شود اما به شخص دیگر داده نشود، ایحاد رانت می‌کند و این چیزی است که به صورت پنهان و آشکار در کشور دیده می‌شود و در همه دولت‌ها هم وجود داشته است.

    فحش می‌دهیم به خودروهای ایرانی اما باز هم همان‌ها تولید می‌شوند

    این مسئله ارتباطی به نگرش اقتصادی دولت‌ها نداشته است؟ 

    خیر. دولت‌ها نگرش اقتصادی به آن معنا نداشته‌اند. نه اقتصاددان بوده‌اند و نه می‌توانستند تغییری در اقتصاد ایجاد کنند. در واقع روی یک ریلی که آقای پزشکیان هم الان سوار بر آن است قرار گرفته‌اند و ریل به اصطلاح دولت‌ها را  برده است.     مثال این موضوع اتومبیل‌های داخلی است که همه می‌گویند بد است اما سالی یک میلیون هم در کشور تولید می‌شود. وزارت صمت و معاونت علمی رئیس جمهور اگر تفکر علمی و صنعتی دارند، باید فکری برای اتومبیل‌های موجود بردارند نه به این شکل که مدام فحش می‌دهیم به خودروهای ایرانی اما باز هم همان‌ها تولید می‌شوند.

    فساد در ورزش به شکل پنهان وجود دارد

    آیا فساد به همان شکلی که در اقتصاد وجود دارد، در ورزش هم که شما سابقه مدیریتی در این حوزه را داشتید، وجود داشت؟

    فساد در ورزش به شکل پنهان وجود دارد. در زمان خود من هنگامی که یک مربی بازیکنی را جذب می‌کرد، 30 درصد از قرارداد او را برای خود بر می‌داشت. این چیزی بود که من هم می دانستم اما نمی‌توانستم بگویم به این اتهام محکوم هستید، اما خب مشخص بود چه افرادی این کارها را انجام می‌دهند.

    در زمینه داوری هم این اتفاقات رخ می داد حتی از سوی کسانی که وجیه المله هم بودند.فردی می‌گفت در دقیقه 5 یک کارت زرد به دفاع تیم مقابل می‌دهم. این مسائل از قدیم وجود داشته و همین حالا هم ادامه دارد که البته حجم آن قابل توجه نیست. اما نمی دانم برای مقابله با آن چه باید کرد چون مسائل فرهنگی زیادی به دنبال دارد.

    کار در معدن زغال سنگ در ایران یک نوع جنایت است

    اگر الان شما وزیر صمت می‌شدید، سه اولویت کاری شما چه بود؟ 

    در درجه نخست می‌گفتم بازرگانی جدا شود، به این دلیل که بختک بازرگانی روی وزارت صمت ذهن وزیر را از بین می‌برد. من برای پروژه‌ای با آقای نعمت زاده که وزیر بودند قراری داشتم، در نیم ساعت حضور بنده 25 دقیقه با تلفن در خصوص  کشتی، ذرت و روغن صحبت می‌کرد. به ایشان گفتم پس شما کی به کارتان می‌رسید؟ من آمده‌ام پروژه را به شما ارائه دهم اما مدام تلفن می‌زنید و به رئیس دفتر خود یا دیگران فحش می‌دهید.

    نکته دوم اینکه با مسئله معدن به خصوص معادن زغال سنگ به نوع دیگری برخورد می‌کردم. به نظر من کار در معدن زغال سنگ در ایران یک نوع جنایت است. شاید کسی نرفته باشد اما بنده در معدن باب نیزو کرمان تا انتهای کانال‌ها را رفته‌ام که شاید باور نکنید هر کس یک مرتبه برود دیگر حاضر نیست به آنجا برود. در واقع شرایط به قدری سخت و خطرناک است که اصلا کسی جرئت رفتن را ندارد. حتی کارگرها هم بعد از چند سال زندگی ریه‌ها خود را از دست می‌دهند. به عنوان مورد آخر سعی می کردم تکنولوژی‌ها را در ایران معنا کنم.

     انتخاب وزرا به هیچ وجه بر اساس شایسته گزینی نیست

    آیا مدیران ما به لحاظ عملکردی سواد کافی دارند؟ اگر اجازه چینش کابینه را داشتید به چند نفر از افراد حاضر در دولت مسئولیتی نمی‌دادید؟

    به صورت کلی در کشور ما انتخاب وزرا به هیچ وجه بر اساس شایسته گزینی نبوده است. انتخاب خود من هم به این خاطر نبود که انسان صنعت‌گری بودم. علیرضا افشار به بنده گفت آقای باهنر پرسیدند چه کسی را به عنوان وزیر صنعت انتخاب کنیم، من شما را پیشنهاد کرده‌ام. این در حالی بود که از آشنایی من با او بیشتر از چند ماه نمی‌گذشت. در زمان دانشجویی پای منبر اقای باهنر می‌رفتم و با ایشان از دور آشنا بودم.

    در دیدار با آقای باهنر گفتم اگر به دنبال آدمی هستید که نماز شب بخواند، بنده نیستم، البته در زندگی نماز خوانده‌ام ، روزه گرفته‌ام و مسلمان بوده‌ام اما…. ایشان در پاسخ به من گفت بسیار خب، و ما وزیر شدیم. مرحوم سرحدی زاده به شوخی می‌گفت من پیچ گوشتی تا به حال دست نگرفته‌ام، وزیر کار شده‌ام. خیلی از افراد دیگر هم بدین شکل بوده‌اند و هستند. و متاسفانه الان هم انتخابات اصلا بر اساس شایسته گزینی نیست.

  • باید معیشت مردم را هموار کنیم / قرار نیست به هر قیمتی به سمت توسعه حرکت کنیم

    باید معیشت مردم را هموار کنیم / قرار نیست به هر قیمتی به سمت توسعه حرکت کنیم

    به گزارش اقتصادران، رئیس جمهور شامگاه چهارشنبه، در جلسه‌ای که بیش از ۳ ساعت به طول انجامید، میزبان اعضای «مجمع کارآفرینان ایران» بود و پای سخنان، دیدگاه‌ها و دغدغه‌های آنان نشست.

    به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، مسعود پزشکیان در این نشست، پس از استماع سخنان کارآفرینان، سرمایه‌گذاران و فعالین حوزه‌های اقتصادی مختلف، با تاکید بر اهمیت نقش دولت در تسهیل‌گری هر چه بیشتر مسیر فعالیت‌های کارآفرینان در داخل کشور گفت: دولت برای برون‌رفت از وضعیت فعلی، آماده ایجاد بستر‌های مناسب جهت تسهیل امور فعالین بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران است تا بتوانیم با استفاده از این ظرفیت مناسب، به سمت رشد و آبادانی کشور حرکت و عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم.

    پزشکیان با تاکید بر اینکه حرکت به سمت توسعه نیازمند ایجاد وفاق و همدلی در کشور است، افزود: امروز باید با ایجاد وفاق و همدلی، با همکاری دولت و بخش خصوصی مسیر را برای تامین معیشت مردم هموار کنیم. لازمه حضور موفق در میدان عمل، پرهیز از دعوا‌های سیاسی در کشور است. دولت می‌تواند با برداشتن موانعی که سد راه تولید شده‌اند، گام موثری در مسیر توسعه کشور بردارد.

    پزشکیان با بیان اینکه باید از ظرفیت کشور‌های همسایه در توسعه مبادلات تجاری استفاده کرد، افزود: اگر بتوانیم تعامل خود را با کشور‌های همسایه تقویت کنیم، دیگر قدرت‌های جهانی نمی‌توانند ما را تحریم کنند.

    رئیس جمهور در پایان سخنان خود گفت: دولت و رئیس جمهور آمادگی برگزاری نشست‌های هفتگی با مشارکت کارگروه‌های مختلف و با حضور فعالین بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران داخلی را برای تسریع در بازگشایی گره‌های اقتصادی کشور و تامین معیشت مردم دارد.

    پیش از سخنان رئیس جمهور، ۲۰ نفر از اعضای «مجمع کارآفرینان ایران» طی سخنانی به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداختند.

    در این جلسه که وزرای امور اقتصادی و دارایی، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، مشاور عالی رئیس جمهور، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور، رئیس بانک مرکزی و رئیس سازمان برنامه و بودجه نیز حضور داشتند، سرمایه‌گذاران و فعالین اقتصادی ضمن طرح مشکلات سرمایه‌گذاری در کشور، اهم مشکلات امروز فعالین بخش خصوصی را بهره نبردن از ارز حاصل از صادرات، بوروکراسی اداری، موانع متعدد در مسیر صادرات، تحریم، عدم امکان بازگشایی حساب ارزی، قیمت‌گذاری دستوری و نظایر آن عنوان کردند.

  • حرکت ایران به سمت پرتگاه اقتصادی / آمارهای اقتصادی دروغ می گویند یا مردم؟

    حرکت ایران به سمت پرتگاه اقتصادی / آمارهای اقتصادی دروغ می گویند یا مردم؟

    به گزارش اقتصادران، نگاهی به روند متغیرهای اقتصادی در طول فعالیت دولت سیزدهم حاکی از آن است که بیشتر آمارهای اقتصادی در طول این سه سال شاهد بهبود وضعیت خود بوده‌اند. داده‌های مراجع آماری رسمی نشان می‌دهد که در این مدت، نرخ رشد نقدینگی کاهشی شده، نرخ تورم افت کرده، نرخ بیکاری عقب‌نشینی کرده و رشد اقتصادی نیز افزایش پیدا کرده است. از همین روی، حالا در روزهای پایانی فعالیت دولت سیزدهم، بسیاری از رسانه‌های نزدیک به دولت، با اتکا به همین آمارها، ادعا می‌کنند که دولت سیزدهم، اقتصاد را در وضعیت مطلوبی به دولت پزشکیان می‌سپارد.

    در این میان، پرسش مهم اما آن است که در این شرایط که آمارها، همگی از بهبود وضعیت اقتصادی ایران حکایت دارند، چرا مردم این بهبود را در زندگی و معیشت خود حس نمی‌کنند؟ علی سعدوندی، کارشناس اقتصادی،  به این سوال پاسخ داده است.

    سعدوندی در ابتدای این گفت‌وگو اظهار کرد: «مسئله اینجاست که می‌توان در کوتاه‌مدت متغیرهای اقتصادی را دست‌کاری کرد. این موضوع به این معنی نیست که آمارها دستکاری شده‌اند بلکه منظور این است که به طور مثال دولت می‌تواند در کوتاه‌مدت تورم را کنترل کند و این کنترل موقت بعدا به ضرر اقتصاد کشور خواهد شد و وضعیت اقتصادی را بدتر خواهد کرد.»

    او همچنین توضیحات بیشتری در این باره ارائه کرد و گفت: «مثلا دولت می‌تواند جلوی رشد نقدینگی را به صورت مصنوعی و با فشار بر بانک‌ها و کاهش عرضه اعتبارات در بخش خصوصی کاهش دهد و به این ترتیب، تورم را نیز به طور موقت کنترل کند. این در حالیست که برای کنترل تورم نیاز است که مسئله کسری بودجه دولت حل شود. هنگامی که این کار انجام نشود، انتظارات تورمی بالا می‌ماند و میزان تورم تنها به صورت مصنوعی کاهش پیدا خواهد کرد. در نهایت این سیاست شکست می‌خورد و تورم با نرخ‌های بالاتر باز می‌گردد. این اتفاق در سال‌های 94 تا 96 هم به وقوع پیوسته بود و شاهد بودیم که نرخ تورم از سال به طور مجدد 97 بالاتر رفت.»

    درآمد نفتی باید صرف ایجاد زیرساخت شود

    سعدوندی در مورد رشد اقتصادی نیز توضیح داد: «اگر دولتی که درآمد نفتی داشته، قصد داشته باشد درآمد نفتی را صرف ایجاد زیرساخت‌هایی مانند خطوط ریلی با افزایش سرعت اینترنت کند، در کوتاه‌مدت تاثیر محسوسی ندارد ولی در بلندمدت بر بهره‌وری تاثیر زیادی خواهد گذاشت.»

    وی ادامه داد: «با این وجود اگر دولت با صرف درآمد نفتی در امور کوتاه‌مدت، بیماری هلندی را تشدید کند و به فرار سرمایه سوبسید بدهد، می‌تواند به راحتی در کوتاه مدت نرخ ارز را کنترل کند اما بعد از چند سال با مشکلات بسیار مواجه شود.»

    حرکت به سمت یک پرتگاه اقتصادی

    این کارشناس اقتصادی در مورد کاهش نرخ بیکاری و احساس نشدن تاثیر آن در زندگی مردم نیز تصریح کرد: «در مورد نرخ بیکاری نیز اگر افرادی که در جست‌وجو شغل هستند، از پیدا کردن کار ناامید شوند، شاهد کاهش نرخ بیکاری خواهیم بود بدون این که نرخ مشارکت اقتصادی افزایش پیدا کند.»

    سعدوندی در پایان خاطرنشان کرد: «بررسی سیاست‌های اقتصادی دولت سیزدهم نشان می‌دهد که تک تک سیاست‌ها به‌طور منسجم در جهت تعویق بحران و حرکت به سمت یک پرتگاه اقتصادی بوده است. البته این سیاست‌ها، همان سیاست‌های دولت تدبیر و امید بوده که در دولت سیزدهم نیز ادامه پیدا کرده است.»

  • رنج تامین معاش بر دوش سرپرستان خانوار / سفره ایرانیان در حال کوچکتر شدن است

    رنج تامین معاش بر دوش سرپرستان خانوار / سفره ایرانیان در حال کوچکتر شدن است

    به گزارش اکوایران، ممکن است برای شما نیز سوال شود اگر یک ایرانی بخواهد حداقل سبد غذایی مورد نیاز خود را تامین کند چه میزان باید هزینه بپردازد؟ با توجه به شرایط تورمی کشور تمامی حدس و گمان‌ها بر آن است که به دلیل افزایش قیمت اقلام غذایی موجود در سبد مصرفی مردم، امکان تامین معاش برای مردم روز به روز در حال سخت‌تر شدن است.

    اما با این حال نمی‌توان بدون آمار و داده این تحلیل را انجام داد. اکوایران در این گزارش سبد مصرفی حداقلی برای مردم را ملاک قرار داده و بر اساس آمار متوسط قیمت کالا که توسط مرکز آمار ایران منتشر می‌شود اقدام به محاسبه قدرت خرید مردم از سال ۹۶ تا ۱۴۰۳ کرده است.

    در ابتدا باید عنوان کرد که سبد مصرفی مورد نیاز برای هر فرد در یک روز توسط انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور و دانشکده علوم تغذیه و رژیم‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران محاسبه شده و زیر نظر دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دبیرخانه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی مورد بازنگری قرار گرفته است. در نهایت تمام این تلاش‌ها در اسفند ماه سال ۱۴۰۲ جدولی بر پایه حداقل کالری مصرفی افراد در روز منتشر شده که تمامی اقلام غذایی حائز اهمیت در آن لحاظ شده است. اقلامی که در این سبد غذایی لحاظ شده عبارتند از نان، برنج، ماکارونی، حبوبات، سیب زمینی، سبزی‌ها، میوه‌ها، گوشت قرمز و سفید، تخم‌مرغ،‌ لبنیات، روغن‌های گیاهی مایع و قند و شکر.

    تامین معاش یکی از مهمترین وظایف سرپرستان خانوار است که در این سال‌ها با مشکلات زیادی مواجه شده است. انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور و دانشکده علوم تغذیه و رژیم‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران سبدی را برای افراد در نظر گرفته که نیاز روزانه آن‌ها را تامین می‌کند. اما مقایسه هزینه تامین این سبد با حداقل دستمزدی که افراد در یک ماه کسب می‌کنند حقایق مهمی را از وضعیت معاش در سال‌های گذشته نشان می‌دهد.

    اکوایران از متوسط قیمت این کالاها در هر سال استفاده کرده و هزینه این سبد غذایی را برای سال‌های ۹۶ تا ۱۴۰۲ محاسبه کرده است. در کنار این محاسبات با توجه به میانگین تورم کشور در این هفت سال قیمت هریک از این کالاها را نیز برای سال جاری بدست آورده و پیش‌بینی‌ای از هزینه این سبد غذایی برای سال ۱۴۰۳ ارائه داده است.

    اما آیا صرفا همه‌چیز صرفا در هزینه خلاصه می‌شود؟ مسلما عنصر دومی که باید در کنار هزینه مورد بررسی قرار بگیرد «حداقل دستمزد» افراد برای هر ماه در سال‌های مختلف است. به این ترتیب با مقایسه درآمد و هزینه افراد در هر ماه در سال‌های ۹۶ تا ۱۴۰۳ می‌توان گفت رفاه مردم در هشت سال مورد بررسی چه تغییراتی را به خود دیده است؟

    سبد غذایی استاندارد روزانه برای ایرانیان

    همانطور که پیش‌تر نیز گفته شد انستیتو تحقیقات تغذیه‌ای و صنایع غذایی کشور و دانشکده علوم تغذیه و رژیم‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال‌های گذشته اقدام به طراحی سبد غذایی استاندارد روزانه برای هر فرد کردند که میزان کالری، پروتئین و ویتامین‌های مورد نیاز فرد را در روز تامین می‌کند. اما در سال گذشته این سبد زیر نظر دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دبیرخانه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی بازنگری شد.

    در سبد غذایی جدید که توسط این نهاد‌ها منتشر شده میزان کالری مصرفی روزانه افراد معادل ۲۴۰۰ کیلوکالری برآورد شده است. همچنین بیشترین میزان اقلام مصرفی روزانه که در این سبد در نظر گرفته شده برای هر فرد مربوط به میوه‌ها، سبزیجات و نان بوده که هر کدام معادل ۳۰۰ گرم در نظر گرفته شده است. به علاوه در این سبد غذایی، میزان مصرف روزانه هر فرد از گوشت قرمز و گوشت سفید به ترتیب معادل ۳۰ گرم و ۶۰ گرم عنوان شده است.

    در ادامه به بررسی هزینه این سبد در ماه می‌پردازیم و میانگین هزینه این سبد در هر سال را محاسبه خواهیم کرد.

    هزینه سبد مصرفی استاندارد ایرانیان

    برای اینکه هزینه سبد مصرفی مدنظر را محاسبه کنیم نیاز به متوسط قیمت این اقلام داریم. متوسط قیمت این اقلام توسط مرکز آمار ایران به صورت ماهانه منتشر می‌شود که اگر میانگین ماهانه قیمت اقلام را برای هر سال در نظر بگیریم می‌توان گفت هزینه این سبد در هر ماه از سال‌های ۹۶ تا ۱۴۰۲ به طور میانگین چه میزان بوده است. در این محاسبات هزینه سبد مصرفی مذکور برای سال ۱۴۰۳، بر اساس میانگین تورم مصرف‌کننده این اقلام در هفت سال پیش از خود محاسبه شده تا دقت ارزیابی و پیش‌بینی برای سال جاری افزایش پیدا کند.

    بر این اساس می‌توان مشاهده کرد که هزینه تهیه این سبد برای سال ۱۴۰۲ معادل ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان بوده که پیش‌بینی می‌شود این رقم به بیش از ۳ میلیون ۸۰۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۳ برسد. بررسی رشد هزینه این سبد نیز نشان می‌دهد کمترین میزان رشد مربوط به سال ۱۳۹۸ معادل ۳۳.۷ درصد و بیشترین میزان این رشد مربوط به سال ۱۴۰۱ معادل ۷۹.۳ درصد بوده است.

    همچنین بر اساس آمارها میانگین رشد هزینه این سبد مصرفی از سال ۹۶ تا ۱۴۰۲ معادل ۴۶.۶ درصد بوده بوده است.

    در ادامه به بررسی وضعیت حداقل دستمزد افراد در هر ماه می‌پردازیم و سعی بر تحلیل درآمد ماهانه افراد در سال‌های ۹۶ تا ۱۴۰۳ خواهیم داشت.

    وضعیت حداقل دستمزد ماهانه ایرانیان

    یکی دیگر از عواملی که در کنار هزینه سبد مصرفی هر ایرانی باید در نظر گرفته شود؛ حداقل دستمزد ماهانه افراد است. آمارهای دولتی از این دستمزد نشان می‌دهد کمترین میزان دستمزد ماهانه افراد در سال ۱۴۰۲ معادل ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان بوده که با ۳۵ درصد افزایش در سال جدید به بیش از ۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده است.

    بررسی رشد حداقل دستمزد ماهانه افراد در سال‌های ۹۶ تا ۱۴۰۳ نشان می‌دهد کمترین میزان رشد دستمزد مربوط به سال ۹۷ و معادل ۱۹.۸ درصد بوده است. از سوی دیگر بیشترین میزان رشد این متغیر مربوط به سال ۱۴۰۳ و معادل ۵۷.۴ درصد بوده است.

    در ادامه نسبت میان حداقل دستمزد و حداقل هزینه ماهانه هر ایرانی را در هشت سال بررسی کرده و روند قدرت خرید افراد را در این مدت مورد ارزیابی قرار خواهیم داد.

    روند قدرت خرید ایرانیان از سال ۹۶ تا ۱۴۰۳

    همانطور که گفته شد آخرین مرحله این محاسبات باید به قدرت خرید افراد منتهی شود. برای محاسبه قدرت خرید هر ایرانی در سال‌های مختلف باید «حداقل دستمزد ماهانه افراد» را بر «حداقل هزینه ماهانه سبد مصرفی استاندارد افراد» تقسیم کنیم تا ببینیم افراد با دستمزد خود چند عدد از این سبدها را می‌توانند خریداری کنند. حتی می‌توان این نسبت را به شکل دیگری نیز تفسیر کرد؛ به این صورت که هر فرد با حداقل دستمزد خود توان پرداخت حداقل هزینه خوراک چند نفر را در ماه خواهد داشت.

    به این شکل می‌توان قدرت خرید افراد و میزان رفاه حداقلی آن‌ها را محاسبه کرد. باید دقت کرد که در این نسبت صرفا سبد غذایی افراد لحاظ شده و نیازهای دیگر از جمله مسکن و درمان نادیده گرفته شده است. به بیانی می‌توان گفت هزینه‌های هر فرد در خوشبینانه‌ترین حالت خود (با فرض اینکه تنها نیاز یک فرد خوراک باشد) محاسبه شده و نسبت بدست آمده بیش‌برآوردی دارد.

    وقتی در آمارها دقیق می‌شویم می‌توان مشاهده کرد که روند نسبت دستمزد به هزینه خوراک از سال ۹۶ تا ۱۴۰۳ مداوما کاهش داشته است. به طوریکه این نسبت در سال ۹۶ معادل ۳.۵ بوده اما در سال۱۴۰۲ به عدد ۲ و در سال ۱۴۰۳ به ۱.۹ رسیده است.

    اگر بخواهیم تفسیری از این ارقام داشته باشیم می‌توان گفت که در سال ۹۶، هر فرد با حداقل دستمزد دریافتی خود می‌توانست نه تنها هزینه سبد خوراک خود را بدهد بلکه می‌توانست هزینه خوراک ۲.۵ نفر دیگر را نیز تهیه کند. به بیانی سرپرست خانوار با حداقل دستمزد خود می‌توانست به راحتی هزینه خوراک خانواده خود را بپردازد.

    اما در سال ۱۴۰۲ این نسبت به ۲ رسیده که نشان می‌دهد در سال گذشته هر ایرانی با حداقل دستمزد دریافتی خود تنها توان پرداخت هزینه خوراک خود و یک نفر دیگر را نیز داشته است. در نهایت برآوردها از سال ۱۴۰۳ نیز حاکی از آن است که حداقل دستمزد هر ایرانی توان پوشش کامل هزینه سبد مصرفی یک فرد دیگر، به جز خودش را ندارد و تنها می‌تواند ۱.۹ سبد مذکور را خریداری کند.

    نتیجتا می‌توان گفت مادامی که حداقل دستمزد افراد به اندازه تورمی که به سبد مصرفی برخورد می‌کند افزایش پیدا نکند شاهد این کاهش قدرت خرید در سال‌های آتی نیز خواهیم بود و رفاه آحاد جامعه در آینده به خطر خواهد افتاد.

  • آی مردم! می‌توانید گوشت، نان و خانه بخرید؟ / آقای جلیلی، تو که برنامه داشتی، خب می دادی آقای رئیسی اجرا می کرد! + فیلم

    آی مردم! می‌توانید گوشت، نان و خانه بخرید؟ / آقای جلیلی، تو که برنامه داشتی، خب می دادی آقای رئیسی اجرا می کرد! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در مناظره دوم دور دوم: برادرمان می‌گوید آمار غلط است، اما آنچه من نشان دادم، پولی است که چاپ شده است. زندگی مردم معلوم است.

    چرا بازنشسته‌ها جلوی مجلس می‌روند و این‌ها آن‌ها را کتک می‌زنند؟ کل مسکنی که مجوز دادند، ۹۰۰ هزار تا است. می‌گویند بلدیم و برنامه داریم، خب برنامه را به آقای رئیسی می‌دادید.

     

     

  • نه قاطع 46.6 میلیون ایرانی به وعده طلا ، گوشت، زمین رایگان و سفر مجانی! / مردم دیگر وعده‌های عجیب و غریب را باور نمی‌کنند

    نه قاطع 46.6 میلیون ایرانی به وعده طلا ، گوشت، زمین رایگان و سفر مجانی! / مردم دیگر وعده‌های عجیب و غریب را باور نمی‌کنند

    به گزارش اقتصادران، چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در هشتمین روز تیرماه در حالی برگزار شد که کاندیداهای حاضر و کاندیداهای انصرافی هر کدام تلاش کرده بودند با وعده‌های اغواگرانه، آرای جمعیت واجد شرایط را در سبد خود بریزند.

    موضوع مهم اما اینجا بررسی رفتار رای‌دهندگانی است که به بلوغی تازه دست یافته‌اند و در انتخاب خود کمتر وعده‌های عجیب و غریب را باور می‌کنند.

    بر اساس آمار رسمی اعلام شده از جمعیت ۶۱ میلیون و ۴۵۲ هزار و ۳۲۱ نفری واجد شرایط رای دادن ۲۴ میلیون و ۵۳۵ هزارو ۱۸۵ نفر در انتخابات شرکت کردند. از این تعداد ۱۰ میلیون و ۴۱۵ هزار و ۹۹۱ نفر به مسعود پزشکیان، کاندیدای نزدیک به طیف اصلاحات رای دادند. سعید جلیلی نیز با کسب ۹ میلیون و ۴۷۳ هزار و ۲۹۸ رای، به دور دوم رقابت‌های انتخاباتی راه یافت.

    آرای قالیباف نیز ۳ میلیون و ۳۸۳ هزار و ۳۴۰ رای اعلام شد و مصطفی پورمحمدی نیز توانست 2۰۶ هزار و ۳۹۷ رای را از آن خود کند. بر اساس این آمار ۳۶ میلیون و ۹۱۷ هزار و ۱۳۶ نفر از واجدان شرایط در انتخابات حضور نیافتند. این افراد در کنار ۱۰ میلیون و ۴۵۱ هزار نفری که به پزشکیان رای دادند، در حقیقت نه بزرگی به وعده‌هایی دادند که در سبد اصولگرایان به جامعه پیشکش شد. به این ترتیب 46 میلیون و 649 هزار و 127 نفر از واجدان شرایط رای دادن در ایران وعده‌های بزرگ را باور نکردند و این سخنان برایشان انگیزه‌ای ایجاد نکرد. از وعده برای سه روز سفر مجانی در سال برای خانوارهای ایرانی که توسط سعید جلیلی اعلام شد تا نصف شدن قیمت بنزین و پرداخت یارانه طلا به مردم و تحویل زمین رایگان .

    کسی که وعده نداد

    صدرنشین فهرست ارای اعلامی مسعود پزشکیان است. او قرار است در جمعه پیش رو بخت خود را برای ورود به پاستور بیازماید. تا همین جا مسعود پزشکیان کمترین وعده را به مردم داده است. در ادبیات وی نه خبری از تخصیص یارانه‌های آنچنانی و اعطای وام‌های میلیاردی و تحویل زمین رایگان است نه قولی برای رایگان کردن خدمتی دولتی.

    مسعود پزشکیان همه‌ چیز را به کار کارشناسی ارجاع داده و البته در سخنانش ناترازی‌ها را مورد اشاره قرار داده و اعلام کرده است در صورت حضور در پاستور دولتش را متعهد به برنامه‌ریزی برای کاهش ناترازی‌ها خواهد دانست.

    اقتصاد ایران سالیانی طولانی است درگیر ناترازی‌هایی است که حالا به عنوان بحرانی جدی در اقتصاد خودنمایی می‌کنند.

    ناترازی‌ها در نظام بانکی، ناترازی در حوزه‌ی انرژی، ناترازی صندوق‌های بازنشستگی و … در کنار تداوم تحریم، عدم عضویت در اف‌ای‌تی‌اف شرایط پیچیده‌ای را پیش روی اقتصاد ایران قرار داده است.

    مهمترین وعده‌ی اعلامی از سوی پزشکیان اجرای تام و تمام برنامه هفتم توسعه است. او اعلام کرده خود را متعهد به اجرای قوانین موجود می‌داند. شاید بتوان عینی‌ترین وعده اعلامی از سوی پزشکیان را تلاش برای همسان‌سازی میزان افزایش دستمزد با تورم دانست. نکته‌ای که البته قانون مصوب در ایران است اما دولت‌ها همواره از اجرای ان چشم پوشیده‌اند.

    او در خصوص قیمت بنزین نیز نه وعده تغییر روند یارانه داد و نه اعلام کرد قادر به کاهش قیمت بنزین است. پزشکیان در این زمینه نیز گفت: هر مداخله و هر تصمیمی برای مردم با نظر آنان خواهد بود. اگر روزی قیمت بنزین بالا رود باید ماشین‌هایی وارد کنیم که کم مصرف هستند و مردم را مجبور به خرید ماشین‌هایی با مصرف سوخت بالا نکنیم.

    به این ترتیب رای‌دهندگان به پزشکیان با کسانی که در این انتخابات شرکت نکرده‌اند، یک شباهت مهم دارند. هر دو دسته به وعده‌های عجیب و غریب و اغواگرانه «نه» گفته‌اند. این نه بزرگ می‌تواند درس مهمی برای کاندیداها در انتخابات‌های پیش رو در سالیان آتی باشد. عبور جامعه از وعده‌های بزرگ و بالاتر بودن رای پزشکیان نسبت به آرای سایر نامزدها حکایت از آن دارد که جامعه‌ی ایران مشتاقانه بازگشت به روندهای علمی و کارشناسی را طلب می‌کند.

    جامعه به کدام وعده‌ها نه گفت؟

    علیرضا زاکانی، شهردار تهران و امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، رییس بنیاد شهید و معاون رییس‌جمهوری هر دو وعده‌های عجیب و غریبی را در این انتخابات مطرح کردند. زاکانی که مصرانه اعلام کرد تا پایان رقابت‌های انتخاباتی در صحنه باقی خواهد ماند و اجازه نمی‌دهد پزشکیان رییس‌جمهور شود، وعده داده بود یارانه‌ی انرژی را معادل طلا پرداخت می‌کند تا از تورم مصون بماند. او گفته بود در دولتش به هر خانوار ۵ نفره معادل ۱۱۰ میلیون تومان در سال یا بیست گرم طلا، پرداخت خواهد شد. در حالی که ایران از ناترازی شدید بنزین رنج می‌برد، او وعده نصف شدن قیمت بنزین را مطرح کرد و گفت سایر قیمت‌ها نیز تغییر نخواهد کرد. در عین حال تحویل گوشت در خانه‌های مردم و رایگان شدن بیمه زنان خانه‌دار، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و همچنین کودکان زیر هفت سال با واکنش منفی افکار عمومی روبرو شد. او البته درست چند ساعت بعد از آن‌که قاطعانه گفت در صحنه خواهد ماند، از حضور در انتخابات انصراف داد و پرونده‌ی وعده‌های عجیب و غریبش را با انصراف از انتخابات بست و با خود برد.

    قاضی زاده هاشمی، دیگر کاندیدایی که از ابتدا حرف و حدیث بر سر انصرافش در روزهای پایانی بالا بود نیز وعده اعطای وام یک میلیارد تومانی قرض‌الحسنه به جوانان و اعطای زمین رایگان یا ارزان‌قیمت و پرداخت یارانه چند ده میلیونی با خانوارها را با انصرافش از حضور در انتخابات از روی میز برداشت. با این حال دو کاندیدای اصولگرایی که در صحنه ماندند نیز وعده‌های سنگینی را مطرح کردند.

    محمدباقر قالیباف، رییس مجلس در این رقابت‌ها هم وعده تخصیص دویست متر مربع زمین مسکونی به هر سرپرست خانوار را به صورت رایگان داد و هم وعده‌ی افزایش حقوق و یارانه را همزمان مطرح کرد و اعلام کرد دولتش در صورت تشکیل خود را متعهد به رشد هشت درصدی اقتصاد و همچنین کاهش زمان خرید خانه برای خانه اولی ها به مدت ۷.۵ سال دانشت. او به فقرا نیز وعده داد که صد درصد تحت پوشش دولت قرار گیرند.

    سعید جلیلی نیز در سخنان خود در دور اول با تایید سیاست‌های دولت سیزدهم و انتقاد شدید به دولت یازدهم و دوازدهم، دور زدن تحریم را بزرگترین اقدام دانست و اعلام کرد با تداوم سیاست دور زدن تحریم حتی امکان فروش دو میلیون بشکه نفت در روز نیز فراهم است، وعده داد به هر خانوار ایرانی سه روز سفر رایگان را در اقامتگاه‌های دولتی ارائه دهد.

    او البته در حوزه‌ی یارانه‌ها نیز طرحی دارد. وی معتقد است تنها کسانی که خودرو دارند از یارانه‌ی بنزین بهره می‌برند و سال‌هاست پیگیر اجرای طرحی است که سهمیه بنزین را به جای خودرو به کد ملی افراد تحصیص دهد. وی معتقد است در صورت اجرای این طرح هر کسی از سهمیه بنزین بهره خواهد برد.

    حمید حسینی، کارشناس اقتصادی و عضو اتاق بازرگانی که در بازار فرآورده‌های نفت و گاز و پتروشیمی فعالیت دارد نقدی به این سیاست وارد می‌داند و معتقد است هر چند در ابتدا ممکن است افراد از دریافت سهمیه خوشحال شوند اما نکته اینجاست که در هیچ کجای جهان بنزین به عنوان امکانات در نظر گرفته نمی‌شود. در جهان به این طرز فکر ما می‌‎خندند که فکر کنیم بنزین و وام بانکی و … امکانات هستند و باید به همه‌ی افراد تحصیص یابند. بنزین در جهان یک کالاست و افراد با پرداخت پول نسبت به خرید آن اقدام می‌کنند اما در ایران برخی هنوز بر این نکته پافشاری عجیب دارند که باید این امکانات را بین مردم توزیع کنیم.

    سعید جلیلی که مدعی است دولتش قادر است عقب‌ماندگی‌های چند صد ساله را در چهار سال جبران کند، وعده داده است طرحی برای سبد غذایی دارد که ۱۳ قلم کالای غذایی را در اختیار مردم قرار می‌دهد. طرح‌های وی بر تغییر در روند پرداخت یارانه نیز استوار است.

    جامعه از وعده‌ها عبور کرد

    حالا جامعه‌ای که از سال ۱۳۸۴، در نهمین انتخابات ریاست‌جمهوری با وعده‌های معیشتی روبرو شد، امروز از پس گذشت نوزده سال، در محاسبات و مناسبات خود در انتخابات این وعده‌ها را مد نظر قرار نداد.

    برخی کارشناسان معتقدند جامعه به این نتیجه رسیده است که دریافت هر چیز رایگانی، هزینه‌ی بالاتری برای کل جامعه در برخواهد داشت .

    مرتضی افقه در این زمینه می‌گوید: امروز مردم این نکته را دریافته‌اند که دریافت یارانه بیشتر به معنای تورم بیشتر است، در سال ۱۴۰۱ نیز جراحی اقتصادی و پرداخت یارانه بیشتر ، تورمی بسیار بیشتر از قبل را به مردم تحمیل کرد و به نظر می‌رسد این اگاهی در جامعه شکل گرفته است اما هنوز برخی کاندیداها به این درجه از شناخت نرسیده‌اند که وعده‌ی کارشناسی و قابل اجرا بدهند.

  • وعده تحویل گوشت درب خانه مردم، بازی با کارت سوخته!

    وعده تحویل گوشت درب خانه مردم، بازی با کارت سوخته!

    به گزارش اقتصادران، با شروع چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، نامزد‌های گروه‌های مختلف وعده‌هایی را برای بهبود شرایط کشور مطرح می‌کنند؛ آن هم در شرایطی که کشور با مشکلاتی نظیر تورم، بحران‌های زیست‌ محیطی، فقر، کاهش نرخ رشد جمعیت، تحریم و … مواجه است.

    یکی از وعده‌هایی که در این دوره از انتخابات مورد بحث قرار گرفته، وعده توزیع گوشت قرمز درب منازل شهروندان تهرانی است که توسط علیرضا زاکانی، نامزد اصول‌گرای انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده است.

    این نامزد انتخاباتی در برنامه صف اول اعلام کرد که یکی از برنامه‌هایش، ارسال گوشت قرمز درب منازل شهروندان تهرانی است. طبق اظهارات وی،  درحال حاضر روزانه 120 تن گوشت قرمز به قیمت 319 هزار تومان به ازای هر کیلوگرم در میدان‌های تره‌بار به فروش می‌رسد. درحالی که قیمت این محصول در بازار آزاد بین 650 تا 750 هزار تومان است.

    اما آیا در حال حاضر اجرای چنین سیاستی پاسخ‌گوی رفع مشکلات است و امکان تحقق آن وجود دارد؟ در این زمینه  با فریال مستوفی، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی انجام دادیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

    آیا در قرن 21 ارسال گوشت به درب منازل شهروندان سیاست کاراست و اصلاً امکان اجرای آن وجود دارد؟

    این یک وعده خوش‌بینانه است. نامزدها باید برنامه‌ریزی کنند تا شرایط اقتصادی و معیشت مردم بهبود یابد و اقتصاد کشور رشد کند، به نحوی که شهروندان بتوانند به راحتی نیازهای معیشتی خود از جمله خرید گوشت را تأمین کنند.

    آیا در کشور‌های توسعه‌یافته هم گوشت از این طریق در اختیار مصرف‌کننده قرار می‌گیرد؟

    در هیچ کجای دنیا چنین اتفاقی سابقه نداشته است. در کشور‌هایی که مردم به نسبت وضعیت خوبی دارند، خود برای خریدن مایحتاج زندگی اقدام می‌کنند.

    آیا این اقدام روش مناسبی برای تنظیم بازار است؟

    ایران کشوری با ظرفیت و منابع غنی است. باید با برنامه‌ریزی، وضعیت معیشت جامعه بهبود بخشیده شود تا رشد اقتصادی کشور افزایش یابد. این روش به هیچ عنوان روش مناسبی برای تنظیم بازار نیست.

    آیا این روش مدیریت اقتصادی، مناسب است؟ یا ایران هنوز در روش‌های مدیریتی دهه 50 محصور شده است؟

    در کشور‌های پیشرفته، روش‌های مدیریت اقتصادی شامل توزیع کوپن، پول یا گوشت به مردم نیست. زیرا با بهبود وضعیت اقتصادی جامعه و ایجاد شغل، نیاز به پرداخت یارانه‌ها و توزیع موارد مذکور از بین می‌رود. افراد با کار کردن خود می‌توانند نیاز‌های معیشتی خود را تأمین کنند. بنابراین به جای توزیع کوپن، پول یا حتی مواد غذایی دولت باید برای رایگان شدن آموزش، بهداشت و درمان و … تلاش کند تا زندگی راحت‌تری برای مردم فراهم شود.

  • مردم بیچاره اگر مردند هم مهم نیست تا الان هم بیخودی به دنیا آمده بودند!

    مردم بیچاره اگر مردند هم مهم نیست تا الان هم بیخودی به دنیا آمده بودند!

    به گزارش اقتصادران، زالی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سخنانی اعلام کرد که «ایران بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نان در جهان است» او گفته «در ایران مردم بین ۳۷ تا ۴۰ درصد از نرم جهانی بیشتر نان مصرف می‌کند.» حدس و گمان‌ها حاکی از این است که طرح این سخنان در شرایط فعلی نشانه‌ای از تلاش برای حذف یارانه نان و سپس افزایش قیمت نان است.

    این سخنان در حالی مطرح می‌شود که جلسات بررسی تعیین دستمزد کارگران کماکان در حال انجام است و تاکنون نتیجه‌ای به همراه نداشته است.

    اخیرا هم روزنامه اعتماد در گزارشی سبدغذایی را که از سوی وزارت بهداشت منتشر شده بود، تحلیل کرد که در آن نشان می‌داد میزان کالری مصرفی روزانه کارگران کاهش پیدا کرده است، از گوشت و مرغ گرفته تا میوه و سبزیجات. بعد از انتقاد‌ها به این موضوع، وزارت بهداشت با تکذیب این موضوع، اعلام کرد که جدول منتشر شده سبد غذایی قدیمی است و مبنای تعیین دستمزد این جداول سبد غذایی نخواهد بود.

    حسین راغفر اقتصاددان و کارشناس حوزه فقر و آسیب‌های اجتماعی  به موضوع حذف یارانه نان که قوت غالب مردم جامعه است، اشاره می‌کند و معتقد است بخشی از مردم اکنون حتی توان خرید نان را هم ندارند و ادامه این رویه مردم را فقیرتر می‌کند.  بخش‌های مهم این گفت‌وگو را می‌خوانید؛

    فقر گسترده‌تر شده است، تقاضا برای نان سنتی بیشتر شده است

    *سالیانه ۲۰۰ هزار میلیاردتومان یارانه غلط به نان می‌دهند. مطالعه‌ای بالغ بر دو دهه قبل درباره نان و اینکه چگونه می‌شود آن را سامان درستی داد، انجام شد اما متاسفانه هیچ کس به این مطالعه توجه‌ای نکرد، در حالی که هزینه‌های زیادی برای این بررسی صورت گرفته شده بود و نتایج خوبی هم از آن حاصل شده بود.

    *بحث این است که نان در یک فرایندی از یک کاشت، داشت و برداشتی حاصل می‌شود و تبدیل آن به آرد و ارسال آن به نانوایی‌ها. بخش قابل توجهی تحت تاثیر فشار تولید‌کنندگان نان مدرن و صنعتی در مقابل نان سنتی است. نانی که به صورت صنعتی تولید می‌کنند احتمالا با کیفیت بهتری هم است اما نکته این است که بسیار گران است.

    *نان در کشور ما به عنوان قوت غالب تعریف می‌شود و بخشی از مردم کالری روزانه را از این طریق دریافت می‌کنند. اتفاقا از آنجایی که نان برای طبقات گسترده‌ای از جامعه یک «کالای گیفن» محسوب می‌شود، یعنی هرچقدر که قیمت آن افزایش پیدا می‌کند، تقاضا برای آن هم زیاد می‌شود. چرا که مردم طبقات متوسط و ضعیف جامعه، کالای جایگزینی برای نان ندارند و وقتی قیمت کالا‌ها از جمله نان بالا می‌رود، آن‌ها کالا‌های دیگر که ریز مغزی‌ها را تعیین می‌کند مانند گوشت، تخم مرغ، شیرو لبنیات را کم می‌کنند، اما نان، چون کالری ارزان‌تری را در اختیار آن‌ها می‌گذارد را بیشتر مصرف می‌کنند.

    *این سیاست‌ها با توجه به اینکه فقر گسترده‌تر شده است، تقاضا برای نان سنتی بیشتر شده است؛ بنابراین دلایل فقر مردم ریشه‌یابی نشود راه‌حل مناسبی هم نمی‌توان پیدا کرد.

    *در شرایط کنونی «این‌ها» می‌خواهند تا جایی که می‌توانند یارانه نان را حذف و یا کم کنند. از این جهت [این اظهارنظرها] به نظرم مقداری از آن بازی‌هایی است که برای کاهش یارانه نان در کشور صورت می‌گیرد و نمود‌های آن را هم در تحویل آرد به نانوایی‌ها می‌توانیم ببینیم که به هر صورت سهمیه نانوایی‌ها کمتر شده است.

    سیاست ۳۵ سال گذشته، سرکوب دستمزد نیروی کار است

    *این روز‌ها بحث تعیین دستمزد هم مطرح است، قطعا که دستمزد کارگران در سال جدید متناسب با تورم و گرانی‌ها نخواهد بود و سال‌هاست که این اتفاق رخ نداده است. سیاست‌های بخش عمومی موجب شده مردم فقیرتر شوند و به همین دلیل هم مردم را متهم می‌کنند به این که آن‌ها زیاد نان می‌خورند؛ یکی از سیاست‌هایی که در ۳۵ سال گذشته دنبال شده است، همین سرکوب دستمزد‌های نیروی کار است.

    *دستمزد در تولید ناخالص داخلی کمتر و کمتر شده است و مردم از یک سو تورم بالا را تحمل می‌کنند و از سوی دیگر، افزایش دستمزد فقط  ۲۰ درصدی است. پیامد‌های این مسئله فقیرترشدن مردم و نیروی کار است. همچنین قدرت خرید مردم روز‌به‌روز کمتر و هزینه‌هایشان بیشتر شده و کالای نان برایشان تبدیل به کالای گیفن شده است.

    *بالارفتن هزینه زندگی نیروی کار وی سلامت زندگی مردم تاثیر مستقیم و منفی گذاشته است و با پدیده‌های مختلفی مانند کوتاهی قد، خمیدگی استخوان‌ها مواجه شدیم که همه این‌ها ناشی از سیاست‌های اقتصادی است که باعث فقیر شدن و مریض شدن مردم شده است.

    *اکنون حتی در بسیاری از کلان‌شهر‌ها و همین تهران، مردم توانایی خرید نان را هم ندارند و بدون حمایت مردم دیگر و خیرین نمی‌توانند به نان دسترسی پیدا کنند. در همین امسال قیمت نان دوبرابر شده است. به نظرم این آقایان هم مجددا می‌خواهند قیمت‌ها را بالا ببرند، هم یارانه کالا‌های قوت غالب بخش قابل توجهی از مردم را کم کنند و حتما هم موفق خواهند شد، چراکه زور و قدرت در دست آن‌ها است. مردم بیچاره که کاری نمی‌توانند انجام دهند و اگر مردند هم مهم نیست تا الان هم بیخودی به دنیا آمده بودند.