برچسب: محیط زیست

  • خطر انقراض ۸۶ گونه جانوری در کشور / یوزپلنگ ایرانی در بحران انقراض است

    خطر انقراض ۸۶ گونه جانوری در کشور / یوزپلنگ ایرانی در بحران انقراض است

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آخرین آمار سازمان حفاظت محیط زیست، ۸۶ گونه جانوری کشور در معرض خطر انقراض قرار دارد که یوزپلنگ آسیایی، گوزن زرد ایرانی، خرس قهوه‌ای، پلنگ، خرس سیاه، گورخر ایرانی، انواع پرندگان شکاری، هوبره و میش‌مرغ برخی از این گونه‌ها هستند. البته سازمان حفاظت محیط زیست به‌عنوان متولی حفاظت از حیات وحش کشور اقدام به تهیه برنامه عمل با هدف حفاظت از این گونه‌ها کرده است که قطعا اجرای درست آن گونه‌ها را از خطر انقراض نجات خواهد داد.

    علیرضا ابدالی افزود: این سازمان در قبال حفاظت از گونه‌های حیات وحش یک وظیفه قانونی دارد، برای همین اقدام به تهیه برنامه عمل برای حفاظت از گونه‌های در خطر انقراض کرده است.

    او اظهار کرد: تاکنون برای ۲۳ گونه از‌جمله یوزپلنگ، خرس قهوه‌ای، پلنگ، خرس سیاه، گوزن زرد ایرانی، گورخر ایرانی، انواع پرندگان شکاری، هوبره و میش‌مرغ برنامه عمل تهیه و با جدیت در حال اجرا هستیم. این برنامه در قالب سرشماری، احیای گونه و جابه‌جایی جمعیت تهیه و اجرا می‌شود. این برنامه از سوی مراکز علمی تهیه شده و با دقت و جزئیات تمام بخش‌ها در آن دیده شده است. سازمان محیط زیست هم با جدیت آن را اجرا می‌کند.

    مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست گفت: البته تهیه ۲۰ برنامه عمل دیگر برای دیگر گونه‌های در خطر انقراض هم جزو برنامه سازمان است و امیدواریم بتوانیم در چند سال آینده آن‌ها را تهیه و به مرحله اجرا درآوریم.

    او تأکید کرد: تلاش می‌کنیم و همچنین امیدواریم که در برنامه ششم و ابتدای برنامه هفتم برای ۵۰ درصد این تعداد گونه در خطر انقراض برنامه عمل تهیه، تدوین و اجرا کنیم و قطعا در برنامه‌های آینده هم موظفیم برای تمام این گونه‌ها برنامه عمل داشته باشیم.

    یوزپلنگ آسیایی یا یوزپلنگ ایرانی یک زیرگونه در بحران انقراض است و بر اساس آخرین برآورد‌ها و اعلام سرشماری سازمان حفاظت محیط زیست، اکنون حدود ۲۰ قلاده یوزپلنگ آسیایی در کشور وجود دارد. زمانی یوزپلنگ آسیایی در مناطق وسیعی از آسیا از شبه جزیره عربستان و خاور نزدیک تا منطقه خزر، قفقاز جنوبی، بیابان قزل‌قوم و هند پراکنده بود، اما در‌حال‌حاضر در فهرست جانوران در آستانه انقراض اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت قرار دارد و منحصر به نواحی‌ای از منطقه حفاظت‌شده توران است، برای همین به آن یوزپلنگ ایرانی می‌گویند. زیستگاه‌های یوز در ایران به علت پیشروی بیابان‌ها و تبدیل‌شدن بخشی از زمین‌های زیستگاه به زمین‌های کشاورزی و مسکونی‌شدن بخشی دیگر و همچنین از بین رفتن مراتع به واسطه دام‌های اهلی و در نتیجه کاهش تعداد علف‌خوارانی که از منابع غذایی یوز‌ها هستند، کاهش یافته است. زیستگاه‌های اصلی خرس قهوه‌ای، عموما مناطق جنگلی خزری، جنگل‌های ارسباران و زاگرس، علفزار‌های مرتفع کوهستانی نزدیک به جنگل و دره‌های پایین‌دست جنگل است.

    پراکندگی این حیوان در ایران از شمال خراسان تا استان‌های گلستان، سمنان، مازندران، تهران، گیلان، چهارمحال‌وبختیاری، قزوین، زنجان، آذربایجان، کردستان، لرستان، کرمانشاه و استان‌های فارس و خوزستان است. خرس‌های قهوه‌ای در اواخر تابستان و پاییز، معمولا در مناطق پایین‌دست جنگل یا دره‌هایی که میوه‌های وحشی در آن‌ها یافت می‌شود، ساکن هستند. گوزن زرد ایرانی طبق فهرست ارائه‌شده از طرف اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت که به فهرست سرخ معروف است، در رده «EN» و در معرض خطر قرار دارد. تا نیم‌قرن پیش تصور می‌شد نسل گوزن زرد در دنیا برای همیشه منقرض شده است، اما حدود ۵۰ سال پیش چهار رأس گوزن زرد در دز و کرخه مشاهده و برای تکثیر بهتر در مناطق مختلف ایران پراکنده شدند. گوزن زرد ایرانی بزرگ‌تر از شوکا و کوچک‌تر از مارال یعنی دو گوزن دیگر بومی ایران است و خال‌های سفید روی پشت و پهلوهایش آن را از این دو نوع گوزن متمایز می‌کند؛ گوزن‌های نر شاخ‌های بلند و نسبتا پهنی دارد و در اواخر فصل زمستان شاخ‌ها می‌افتد و شاخ‌های جدید بلافاصله شروع به رشد می‌کند و در تابستان تکمیل می‌شود.

    هوبره پرنده‌ای در معرض خطر انقراض است. برآوردی که از جمعیت آن در کشور شده، نشان می‌دهد بین سه تا پنج هزار قطعه موجود است. این در حالی است که در ۱۰ سال گذشته ۷۰۰ قطعه کشف شده و قطعا چند برابر آن هم به صورت قاچاق از کشور خارج شده است. این پرنده بیشتر به سمت کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس قاچاق می‌شود. هوبره به دلیل همه‌چیزخوار بودن و استفاده از گیاهان و جانوران گوناگون، از قبیل خزندگان حتی مارمولک‌ها و بی‌مهرگان مانند سوسک، مورچه، ملخ، حلزون، کرم و عقرب برای تغذیه خود، کمک فراوانی به کشاورزان منطقه می‌کند و باعث از بین بردن آفات کشاورزی به صورت طبیعی می‌شود، اما عواملی مانند خشک‌سالی، تخریب زیستگاه‌ها و قاچاق بی‌رویه نسل این گونه پرنده ارزشمند را با خطر انقراض مواجه کرده است.

  • خداوند نياورد آن روزي را كه تهران سیل بیاید!

    خداوند نياورد آن روزي را كه تهران سیل بیاید!

    به گزارش اقتصادران، اگر قرار باشد 3ابرچالش اصلي و بنيادين پيش روي ايران در مسير توسعه و پيشرفت رديف شوند، بدون شك، مشكلات زيست محيطي، يكي از اين 3ابرچالش اصلي خواهد بود. مشكلي كه بخش قابل توجهي از ريشه‌هاي وقوع آن، به نظام تصميم‌سازي‌هاي كلان سياسي و مديريتي ايران باز مي‌گردد. اين روزها و پس از وقوع سيل شديد در مشهد، بسياري از ايرانيان در شبكه‌هاي اجتماعي اين پرسش را طرح مي‌كنند كه اگر تهران و ساير كلان‌شهرهاي كشورمان با بارش‌هاي معمولي، شديد يا نسبتا شديد مواجه شوند، مردم بايد منتظر چه خسارات و تلفاتي در تهران باشند؟

    اين ابهام زماني اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند كه بدانيم، بر اساس اعلام مقامات مسوول، دگرگوني هوا، احتمال بارش‌هاي شديد و حتي وقوع سيل در تهران براي روز يكشنبه كاملا جدي است. طبق پيش‌بيني سازمان هواشناسي، احتمال آبگرفتگي معابر، جاري شدن روان‌آب، سيلابي شدن مسيل‌ها، طغيان رودخانه‌هاي فصلي، صاعقه، تگرگ، خسارت به سازه‌هاي موقت و احتمال سقوط سنگ در نواحي كوهستاني در هفت استان اردبيل، گيلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالي، خراسان رضوي و فارس و تهران تا روز يكشنبه وجود دارد. اما اگر بارش‌ها در تهران به اندازه‌اي افزايش يابد كه منجر به وقوع سيل شود، آيا مسيل‌ها و آبراهه‌هاي لازم براي مقابل با آنها پيش‌بيني شده است؟

    پاسخ محمد درويش كنشگر محيط‌زيست و پژوهشگر به اين پرسش منفي است، چرا كه اغلب مسيل‌ها، آبراهه‌ها و حفاظ‌هاي سيل در تهران و اغلب كلان‌شهرها در اثر ساخت و سازها از ميان رفته و ديگر حفاظي در برابر سيل براي مردم تهران و بسياري از كلان‌شهرهاي كشور وجود ندارد. با توجه به اين واقعيت كه بخش قابل توجهي از اين مشكلات ريشه در نظام تدبير سياسي كشور دارد،« اعتماد» پرونده‌اي را حول محور اين موضوع باز كرده است تا در گفت‌وگو با كارشناسان و تحليلگران درباره تبعات اين خطرات بحث و تبادل نظر كند.

    پس از وقوع سيل در مشهد و برخي شهرهاي ديگر، اين پرسش كه اگر تهران با خطر سيل جدي مواجه شود چه شرايطي در انتظار كشور است، مطرح شده است. آيا واقعا خطر وقوع سيل در تهران وجود دارد و اگر دارد براي مقابله با آن چه بايد كرد؟

    بخش قابل توجهي از مشكلات فعلي ناشي از نظام تصميم‌سازي‌هاي سياسي و نظام تدبير كشور است. البته كه خطر سيل در تهران جدي است. اگر در خاطرتان باشد، 2سال قبل يك چنين اتفاقي در امام‌زاده داوود و شمال غربي تهران رخ داد. چندي قبل‌تر در رودخانه دركه تهران كه از پلنگ چال و ارتفاعات جنوبي البرز سرچشمه مي‌گرفت اين سيل‌ها رخ دادند و كل ميدان تجريش را زير و رو كرد. بارها شاهديم كه اين نوع رخدادها در تهران، شيراز و بسياري از كلان‌شهرهاي ديگر كشور مي‌افتد. ريشه اين اتفاقات هم به ساخت و سازهاي جديدي باز‌مي‌گردد كه در حال انجام است.

    همواره بهترين و گرانقيمت‌ترين زمين‌ها در ارتفاعات مشرف به شهرها قرار دارد كه گفته مي‌شود آب و هواي مطلوب‌تري دارد. در واقع سوداگري زمين در اين مناطق با شتاب هرچه تمام‌تر در حال وقوع است. در تهران ابتدا خط حايل ساخت و سازها حول و حوش 1500متر بود، بعد اين محدوده به 1600متر رسيد و نهايتا هم خط 1800متري در نظر گرفته شد. امروز شرايط به جايي رسيده كه هركس زور بيشتري داشته باشد بالاي 1800متر هم در حال ساخت و ساز است.نمونه‌هاي اين نوع ساخت و سازها در دانشگاه علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد يا بسياري از خانه‌هاي سازماني كه توسط وزارتخانه‌ها و برخي نهادها در حال ساخت است، مشاهده مي‌شود. در اين پروژه‌ها بند رعايت نمي‌شود. اين روند باعث مي‌شود ضريب هرزآب‌ها افزايش يافته، برهنگي كوهستان‌ها بالا رفته، نرخ فرسودگي خاك افزايش يابد و در مواقعي كه سيلاب‌هايي با دور برگشت بالاي 50 سال رخ مي‌دهد، خسارت‌هاي سنگيني به بار بياورد. سيلي كه دو هفته پيش در تهران اتفاق افتاد، كل بزرگراه خرازي را تبديل به رودخانه پر از شن و خاك و گل و لاي كرد.فراموش نكنيد اين سيل‌ها به هيچ‌وجه شديد نبوده‌اند. همينطور كه سيل اين روزهاي مشهد هم شديد نبوده و دور برگشت كمتر از 50 سال داشته است.

    درباره اين سيل‌هاي با دور برگشت‌ 50 سال توضيح مي‌دهيد. منظور چه نوع سيل‌هايي است؟

    يعني سيل‌هاي بزرگي كه احتمال وقوع آنها هر 50 سال يك‌بار است. اما به اين معنا نيست كه اگر يك سيل پس از 50 سال رخ داد، تا 50 سال ديگر دوباره رخ ندهد. ممكن است سيلي با دور برگشت 50 ساله در دو سال پشت سر هم اتفاق بيفتد، بعد تا 100سال بعد ديگر رخ ندهد. در واقع در رخدادهاي طبيعي هيچ تضمين قطعي براي عدم وقوع وجود ندارد و هر آن ممكن است حوادث غير مترقبه رخ دهند.

    ريشه وقوع اين رخدادها چيست؟مثلا در خصوص سيل شهر مشهد اظهارنظرهاي بسياري درباره بي‌توجهي مسوولان سياسي و مديريت شهري مشهد به هشدارهاي حافظان محيط زيست مطرح مي‌شود. اين روايت‌ها درست است؟

    فعالان محيط‌زيست سال‌هاست كه تلاش مي‌كنند. براي جلوگيري از وقوع سيل ويرانگر در همين مشهد كه امروز گرفتار سيل‌هاي پرهزينه و تلفاتي است . برای اینکه کاری کنند، كمپين راه انداختند، جاده را بستند و به هر دستاويزي چنگ زدند تا در ارتفاعات جنوب و جنوب غربي مشهد، ساخت و ساز صورت نگيرد و نظام آب شناختي تغيير نكند. اما به همه اين هشدارها بي‌توجهي شد و اين تخريب‌ها توسط مسوولان اجرايي و مديريت شهري صورت گرفت، يعني همان مسوولاني كه بايد شهر و شهروندان را در برابر خطرات و آسيب‌ها حفظ مي‌كردند، زمينه بروز تلفات و خسارات را فراهم كردند.

    به آبراهه‌هاي فصلي تجاوز كرده و با تكيه بر چند بند آبخيزداري كه احداث شده بود، تصور كردند كار تمام است و ديگر آب چنداني در اين مسيل‌ها و آبراهه‌ها نمي‌آيد. اما در نهايت فاجعه بزرگ اتفاق افتاد. اميدوارم مسوولان كلان سياسي و اجرايي كشور اين‌بار عبرت بگيرند. هرچند همين ماجرا در ارتفاعات سعدي در دروازه قرآن شيراز در سال 98 هم رخ داد، هيچكس عبرت نگرفت. امروز هم هيچ كميته مستقلي براي بررسي دلايل خسارات شديد سيل تشكيل نشده است تا مشخص شود كدام افراد و جريانات و مسوولان در اين اهمال‌ها و سوء مديريت‌ها مقصر بوده‌اند.

    شما اشاره مي‌كنيد، حجم و ميزان بارش‌هاي اخير چندان قابل توجه نبوده‌اند! اگر قرار باشد بارش قابل توجهي در تهران و برخي كلان‌شهرها رخ دهد، چه خساراتي در پايتخت محتمل است؟

    هر اندازه كه كوهستان‌هاي مشرف به شهرها مرتفع‌تر باشند و پهنه‌هاي بزرگ‌تري داشته باشند، خطر سيل‌خيزي آنها بيشتر است. در حال حاضر و در ميان همه كلان‌شهرهاي ايران، تهران در جوار يك كوهستان بيش از 4هزار متري (توچال) قرار گرفته است. اگر بارندگي با دور بالاي 50 سال اتفاق بيفتد، خسارت‌ها واقعا وحشتناك خواهد شد. چون روي همه 7رود- دره‌اي كه در تهران وجود دارد، ساخت و سازهاي بسياري صورت گرفته است.عملا چيزي از اين رود- دره‌ها باقي نمانده است.چه وردآورد، چه كن، چه دركه، چه دربند، چه سمت كاشانك و…هيچكدام هويت واقعي ندارند.

    آب و باران وقتي وارد شهر مي‌شوند، رود- دره‌ها يعني محافظان شهر در برابر سيلاب‌ها همگي نابود شده‌اند. مثلا رود- دره دركه، در نهايت به شهرك آتيه‌ساز و كنار هتل چمران و هتل آزادي ختم مي‌شوند. در واقع اين رودخانه‌هاي حياتي بابت سوداگري‌هاي زمين دفن شده‌اند. خداوند نياورد آن روزي را كه قرار باشد در تهران بارندگي شديدي صورت بگيرد. چون خسارت‌ها و تلفات بسيار بسيار وحشتناك و ويرانگر خواهد بود. در مشهد هم اوضاع به همين منوال است. اگر در مشهد سيلي با دور برگشت بالاي 50 سال بيايد حتي خود حرم امام رضا (ع) هم با آسيب‌هاي جدي مواجه مي‌شود.

    اوضاع در ساير كلان‌شهرها چطور است؟

    وقتي نظام تصميم‌سازي‌هاي كلان سياسي و اقتصادي در كشوري با تدابير مناسب همراه نباشد، مشكلات مشابهي در اقصي نقاط كشور به وقوع مي‌پيوندد. مثلا در شيراز هم همين مشكلات مشاهده مي‌شود. رودخانه خشك براي تسهيل ترافيك بدل به خيابان شده است. طبيعي است كه اين شيوه مديريت باعث بروز مشكلات عديده مي‌شود.به خصوص اينكه مديران جديد شهر شيراز در حال احداث سد تنگ سرخ هستند. ساخت اين سد به دليل تشكيلاتي كه دارد منجر به فجايع مرگ بار در شيراز مي‌شود. ممكن است به دليل اين شيوه مديريت يك سوم شيراز را آب ببرد. عين اين مشكلات در قم هم وجود دارد. تقريبا قم‌رود را از بين برده و بدل به يك پاركينگ كرده‌اند. مديران اجرايي و سياسي شهر قم تصور مي‌كنند چون چند سال است كه سد 15خرداد را احداث كرده‌اند ديگر خطري اين شهر را تهديد نمي‌كند. اما فاجعه 10سال قبل ممكن است دوباره رخ دهد و تلفات بسياري ايجاد كند.

    شما بارها در صحبت‌هاي‌تان به مشكلات مرتبط با نظام تصميم‌سازي‌هاي كلان سياسي اشاره كرديد. به نظر مي‌رسد مقابله با اين روند تخريب‌ها هم تنها به تصميمات جدي مقامات سياسي نيازدارد. چگونه مي‌توان از دالان مشكلات فعلي عبور كرد؟

    نظام تدبير سياسي كشور به‌شدت بي‌تدبير عمل مي‌كند و افسار كار از دستش در رفته است. اگر يك هزارم جديتي كه براي رصد خانم‌هاي ايراني در خودروها صورت مي‌گيرد، براي حل مشكلات كلان زيست محيطي صورت مي‌گرفت، بخش مهمي از مشكلات فعلي حل و فصل شده بود. اين قسمت از تصميم‌سازي‌ها كاملا رها شده است. هر فرد و مسوولي هرطور كه دلش مي‌خواهد ساخت و ساز مي‌كند، تغيير كاربري مي‌دهد، سپس اندك جريمه‌اي به شهرها مي‌دهد و خلاص. حيرت‌انگيز اينكه شهرداري‌ها هم بدشان نمي‌آيد كه برخي تخلف كنند و جريمه بدهند. آنها خوشحال هم مي‌شوند چرا كه اميدشان براي درآمد، ريشه در همين تخلفات دارد. قوانين به شكلي تنظيم شده‌اند كه دستگاه‌هاي دولتي از تخلفات زيست محيطي كسب درآمد دارند. مثلا بخش عمده درآمد منابع طبيعي از افراد و گروه‌هايي است كه به عمد درختان را قطع مي‌كنند، بعد منابع طبيعي از آنها جريمه مي‌گيرد! اين روند بسيار غم‌انگيز است.

    سازمان برنامه و بودجه، دولت، نهادهاي اجرايي و تقنيني بايد با هم‌افزايي و جلب مشاركت كارشناسان مستقل، ايجاد اتاق‌هاي فكر، برگزاري ميزگردهاي گفت‌وگو محور، كرسي‌هاي آزادانديشي در دانشگاه‌ها و…بايد به گونه‌اي رفتار كنند كه چيدمان توسعه در ايران تغيير كنند.

  • سرمایه های اجتماعی در حال نابودی است، اینها نشانه یک حکمرانی خوب است؟

    سرمایه های اجتماعی در حال نابودی است، اینها نشانه یک حکمرانی خوب است؟

    به گزارش اقتصادران، حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در روز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س)، با اعضای هیئت مدیره «مرکز غیردولتی صلح و محیط زیست» و هیات داوران «جایزه دکتر تقی ابتکار» دیدار و گفتگو کردند.

    در ابتدای این جلسه معصومه ابتکار ضمن اشاره به فعالیت های این نهاد غیردولتی بر ضرورت گسترش و تعمیق توجه مردم به محیط زیست تاکید کرد و درباره “جایزه دکتر تقی ابتکار” گفت: این جایزه که پس از درگذشت ایشان با حمایت خانواده بنیان نهاده شد، امسال نوزدهمین دوره خود را برگزار می کند و طی این دوره ها به تعدادی از متخصصان، پژوهشگران و فعالان محیط زیست در رسانه ها و تشکل های غیردولتی تعلق گرفته است.

    حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی، با تبریک ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: نکات بسیار مهم و در خور توجهی مطرح شد. گرچه این نکته های مهم و البته تاسف انگیز تنها مختص حوزه محیط زیست نیست؛ متاسفانه ما در موضوعات دیگر هم شاهد آن هستیم. از جمله در مباحث دینی و برداشت های غلطی که از دین هست و تعبیرات نادرستی که می شود؛ و نیز سوءاستفاده از سرمایه های بزرگ دینی که می بایست در مسیر بهبود زندگی انسان، پیشرفت و اعتلای انسان باشند، بر اساس سلیقه ها، ایدئولوژی ها و یا تأمین منافع خاص به کار می رود که بسیار تاسف برانگیز است؛ همچنان که سرمایه های طبیعی نابجا به کار می رود و نتیجه عکس را در پی دارد. بنابراین زمانی که نابجا از دین استفاده می شود متاسفانه زیان فراوانی خواهد داشت.

    خاتمی با تاکید بر ارزش هایی مثل دین، جهاد، شهادت و نیز شخصیت های بزرگی مانند حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)، گفت: این ارزش ها و شخصیت ها نباید با تنگ نظری مورد سوءاستفاده قرار ‌گیرند. شخصیت ها و ارزش هایی که می توانند الگویی برای انسانی باشد که می خواهد خوب زندگی کند، دائما در حال پیشرفت باشد و به منبع خیر مطلق نزدیک شود، متاسفانه سوء استفاده از این بزرگان و ارزش های بزرگ، جهت تامین منافع پست و اهداف نابجا و ناروا باعث می شود این افراد و سرمایه ها، مظلوم واقع شوند.

    حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی ادامه داد: سوال این است که چگونه می توان در این موقعیت و در این شرایط از صلح و انسان دم زد؛ چرا که از یک زندگی خوب و ارزش هایی که بشود در سایه آن انسان شد دور هستیم. در عرصه بین المللی ما شاهد اتفاقاتی هستیم که بسیار تعجب آور است. آنچه در فلسطین و غزه می گذرد، فارغ از خوب و بد بودن کارهایی که دو طرف انجام می دهند، در واقعیت این است که دنیای متجدد بر روی حقوق بشر به عنوان دست آورد و رویکرد جدید انسان تکیه می کند. البته موضوع مهم و دستاورد بزرگی است؛ اما در عمل می بینیم مدعیان این ارزش ها، خود بزرگترین دشمنان این ارزش ها هستند و این باعث تاسف و ایجاد ناامیدی است.

    وی تاکید کرد: نسل کشی و ویران گری مستمر، رسمیت دادن و مشروع کردن ترور به عنوان یک ابزار برای رسیدن به اهداف خاص، نابود کردن مدارس از یک طرف و از طرف دیگر افراد و کشورهایی که پیشنهاد می دهند که جنگ متوقف شود اما با دخالت قدرت های بزرگ متوقف نمی شود، نهایت سقوط انسان در دنیای امروز است. آنچه اکنون در بحث حقوق بشر مطرح شده، همگی زیرپا نهاده شده است؛ تبعیض نژادی، اشغال، کودک‌کشی، نسل کشی، نابودکردن منابع و … اموری است که به طور گسترده شاهد آن هستیم. من در نامه ای که برای دبیرکل سازمان ملل نوشتم به این مسائل اشاره کردم و گفتم علاوه بر کشتن و ترور انسان ها، مساجد، کلیساها و مدارس نیز از حملات اسرائیل مصون نیستند.

    سید محمد خاتمی با اشاره به اینکه در دنیای امروز و در ایران نیز مردم در وضعی به سر می برند که می شد خیلی بهتر باشد، گفت: در حوزه محیط زیست مسائل مهمی را مطرح کردید که باعث تاسف است. فارغ از هرگونه نظری که نسبت به سامان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه داریم، یک اصل را باید در نظر بگیریم که آیا ما از حکمرانی خوب برخوردار هستیم؟ حال این حکمرانی می خواهد مدعی دینی باشد، مدعی لیبرالیسم یا سوسیالیسم باشد. آیا از ابتدائیات یک حکمرانی خوب برخوردار هستیم، که این موضوع در نتیجه کار مشخص خواهد شد و نه در ادعاها.

    وقتی نگاه می کنم و می بینم که محیط زیست روز به روز در حال نابودی است، منابع لحظه به لحظه در حال از بین رفتن است، روابط انسانی که باید بر اساس مهر و محبت باشد به سمت کینه و کینه توزی می رود، فشارهایی که بر بخش های مختلف جامعه است و سرمایه های اجتماعی در حال نابودی است، اینها نشانه یک حکمرانی خوب است؟

    وی با اشاره به اینکه ما در سال ۱۳۸۲ سندی را با عنوان سند چشم انداز بیست ساله کشور تدوین و تصویب کردیم، گفت: در آن سند عنوان شده بود که ایران در سال ۱۴۰۴ به عنوان کشور برتر منطقه از همه جهات و در زمینه های علمی، اقتصادی؛ انسانی و … خواهد بود. به طور خاص عربستان، ترکیه و اسرائیل مدّ نظر قرار داشتند. اما اکنون و پس از بیست سال آیا ما طبق آن برنامه جلو رفته ایم؟ متاسفانه خیر. باید گفت حتی بسیار عقب تر از آن زمان هم هستیم. هم اکنون آنها در علم، تکنولوژی و محیط زیست و … بسیار قوی‌تر از ما و جلوتر هستند.

    رئیس دولت اصلاحات در پایان گفت: در مسائل مربوط به محیط زیست هم که متاسفانه مشکلات درکشورمان بسیار است، تشکر می کنم و دست مریزاد می گویم به شما که این جایزه را به نام کسی که واقعا دلش برای ایران و زندگی سالم داشتن مردم ایران می سوخت، مرحوم استاد دکتر تقی ابتکار، بنیان گذاشتید و جای تقدیر است که در این فضای بین المللی و داخلی، برای کسانی که دلشان برای ایران و ایرانی می‌سوزد، محیط و فضایی را فراهم می کنید تا مورد تقدیر قرار گیرند. امیدوارم موفق باشید.